تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

توصیه هایی برای کمک به نوجوان افسرده ۱

توصیه هایی برای کمک به نوجوان افسرده ۱

توصیه اول برای کمک به نوجوان افسرده : مشکل را نادیده نگیرید

افسردگی در زمانی بسیار مخرب می باشد که بدون درمان رها شده باشد از اینرو منتظر نمانید و امیدوار باشید که نشانه های آزار دهنده رفع خواهند شد . اگر شما شک دارید که کودکتان افسرده می باشد ، نگرانی هایتان را در مورد عشق و در روش بدون قضاوت افزایش دهید . حتی اگر شما مطمئن نیستید که افسردگی مشکل نوجوان است، رفتار های مشکل دار و برخی هیجاناتی که شما می بینید، نشانه های مشکل می باشند که بایستی مورد رسیدگی قرار گیرند .

با نوجوانتان سر گفتگو را بازکنید تابدانند چه نشانه افسردگی مد نظر شماست و چرا شما را نگران می کند. سپس از فرزندتان بخواهید تا آنچه را انجام می دهند با شما به اشتراک بگذارند – و برای شنیدن صادقانه صحبت ها اماده و مشتاق باشید. از پاسخ دادن به سئوالات زیاد طفره نروید اما نشان دهید که شما آماده هستید و قصد دارید تا هر نوع پشتیبانی که انها نیاز دارند را فراهم می کنید .

توصیه های برقراری ارتباط با نوجوان افسرده

  • کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش دهید . زمانی که نوجوانتان شروع به صحبت میکند از هر گونه قضاوت و انقتاد بپرهیزید. چیز مهم این است که فرزندتان در حال برقراری ارتباط می باشد .
  • مهربان اما سمج باشید. اگر آنها برای بار اول به شما جواب ندادند به راحتی موضوع را رها نکنید. صحبت در مورد افسردگی می تواند برای نوجوانان بسیار سخت باشد. حتی اگر آنها بخواهند ، آنها ممکن است هنگام بیان آنچه حس می کنند، زمان سختی را سپری کنند. به ارامش فرزند خود احترام بگذارید در حالیکه هنوز خود را نگران و مشتاق نشان می دهید.
  • برای احساساتشان ارزش قایل شوید. سعی نکنید تا به نوجوان بگویید از حالت افسردگی بیرون بیاید، حتی اگر احساسات یا نگرانی هایشان احمقانه یا غیر منطقی به نظر می رسد. تلاش های خوش نیت برای توضیح اینکه “همه چیز انقدرها هم بد نیست” این پیام را می رساند که شما احساساتش را جدی نمی گیرید. برای این که احساس آنها  درک گردند و مورد پشتیبانی قرار گیرد ، درک ساده ناراحتی ها و احساساتشان می تواند به انها نشان دهد که درک و حمایت می شوند.
  • به نیروی خود اعتماد کنید . اگر فرزندتان مدعی است که مسئله نبوده اما توضیحی برای علت رفتار افسرده ندارد، شما بایستی به غرایزتان اعتماد کنید . اگر نوجوانتان تمایلی برای گفتگو با شما ندارد، سپردن این کار به شخص ثالث مورد اعتماد را مورد بررسی قرار دهید : مشاور مدرسه ، معلم برگزیده یا کارشناس خبره بهداشت روانی . چیز مهم این است تا آنها با یک نفر صحبت کنند.

توصیه دوم برای کمک به نوجوان افسرده : تشویق برای ارتباط اجتماعی

نوجوانان افسرده تمایل دارند تا از دوستان و فعالیت هایشان کنار بکشند که قبلا از انها لذت می بردند . اما انزواء تنها افسردگی را بدتر می سازد از اینرو هر آنچه می توانید انجام دهید تا به نوجوانتان برای برقراری ارتباط مجدد کمک کنید .

  • زمان برای گفتگوه مستقیم را در اولویت قرار دهید . هر روز زمانی را برای پیاده روی تخصیص دهید – زمانی که شما در کل برای کودکتان اختصاص می دهید ( بدون حواس پرتی یا چند وظیفه ای ) . اقدام ساده برای ایجاد ارتباط چهره به چهره می تواند نقش بزرگی در کم کردن افسردگی نوجوانتان ایفاء کند.
  • مبارزه برای تفکیک اجتماعی: هر آنچه شما می توانید انجام دهید تا نوجوانتان را با دیگران وصل کنید . آنهارا تشویق کنید تا با دوستانتان بیرون بروند یا دوستانتان را دعوت کنید. در فعالیت هایی شرکت کنید که با دیگر خانواده ها ارتباط برقرار کنید و به کودکتان فرصت دهید تا با کودکان دیگر ملاقات کنید و ارتباط برقرار نمایید .
  • کودکتان را در کار ها مشارکت دهید . فعالیت هایی نظیر ورزش ها ، کلوب های بعد از مدرسه یا هنر نظیر رقص یا کلاس موسیقی را پیشنهاد دهید که با علایق و استعداد های کودکانتان جور در می آیند . در حالی که کودکتان ممکن است در ابتدا انگیزه و علاقه نداشته باشد، انها باید شروع کنند احساس بهتر پیدا کنند و اشتیاق خود را کسب کنند.
  • افزایش انگیزه برای مشارکت داوطلبانه . انجام کارهایی برای دیگران یک تقویت کننده ضد افسردگی و عزت نفس می باشد. به کودکتان کمک کنید تا علت علاقه اش را بفهمد و این کار به آنها حس هدفمندی می دهد . اگر شما برای این کار داوطلب شوید ، همچنین می تواند یک تجربه پیوند خوب باشد .

 

برای مطالعه بیشتر:

توصیه هایی برای کمک به نوجوان افسرده ۲

علائم افسردگی نوجوانی

بسته درمان افسردگی (TDCS و بیوفیدبک)

علل افسردگی دوران کودکی

نوجوان من عادی است یا مشکل دار؟

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
۶۷ نظر
  1. mahshid.d گفت:

    علائم افسردگی در نوجوان چیست ؟ با افسردگی نوجوان چه کنیم؟

  2. زاهد گفت:

    افسردگی ،نوعی اختلال خلق یا اختلال عاطفی در افراد است.کودک و نوجوان نیز ممکن است ، به سبب شدت فشار روحی ناشی از مرگ یکی از اطرافیان( به خصوص والدین) ، رفتار عجیب و غیر طبیعی خانواده، خشونت، ناامنی و عدم ثبات خانواده به علت اعتیاد پدر و یا مادر ، و یا به علت اختلافات خانوادگی و … با این بیماری مبتلا شود.بعضی از علایم این بیماری عبارتند از :
    روحیه غمگین و غیر شاد، عدم احساس لذت و رضایت از فعالیت های روزانه ، اختلالات خواب ، تغییر اشتها، قصد یا اقدام به خودکشی، خود را ملامت کردن، تغییر رفتار کودک و نوجوان، میل به تنهایی و عدم تعامل با همسالان، احساس ناامیدی، جامعه ستیزی و پرخاشگریو…
    البته این بیماری راههای درمان زیادی هم دارد که بعضی از آنها عبارتند از : والدین درمانی ، مشاوره درمانی، خانواده درمانی ، روان درمانی، درمان های جسمی،ورزش درمانی و…

  3. مشاور گفت:

    همه ما در مقابل مشکلات شناخته شده ای ؛مانند استرس های شغلی، اختلافات خانوادگی ، فشارهای مالی و نوامیدی های شخصی ،به مدت کوتاهی افسرده می شویم گمان میکنیم که افسردگی این است و مسئله مهمی نیست و خود به خود برطرف می شود،ولی هیچ کدام از این حالت های زودگذر افسردگی نیست.
    افسردگی نوعی اختلال خلق یا اختلال عاطفی در افراد است که به کمک مجموعه علائمی در رفتارهای کلامی و غیر کلامی انسان، بر اساس شرایط محیطی یا برخی تغییرات قیزیولوژیک منعکس می گردد، شناخته می شود.
    نا آگاهی فردی و اجتماعی از بیماری افسردگی سبب شده است که افراد زیادی از این بیماری زجر بکشند و حتی عده ای بر اثر آن اقداک به خودکشی کنند.
    با توجه به این که بیشتر مردم درک صحیحی از بیماری افسردگی ندارند ، باید بگوییم که تعداد بیشتری از مردم هم، وجود این بیماری را در کودکان باور ندارند.اغلب والدین و مربیان وقتی که خبر افسردگی نوجوان یا کودکی را می شوند ، اظهار ناباوری می کنند و این سن را برای افسردگی زود می دانند.
    علت آن اول، اعتقاد به بی گناهی کودکان و دیگر قبول این اصل است ، که افسردگی واکنش به فشار های روحی است که در زندگی افراد بالغ وجود دارد.
    در صورتی که کودک نیز ممکن است به شدت زیر فشار روحی قرار بگیرد که شایع ترین علت آن، مرگ یکی از اطرافیان به خصوص والدین است.خوشبختانه در جامعه ما اکثر کودکان با محبت ، پشتیبانی و همفکری، فوت عزیزان خود را تحمل و پشت سر می گذراند.ولی عده ی زیادی نیز دچار افسردگی می شوند و کمک به متخصص نیز پیدا می کنند.
    استرس های دیگر که ممکن است برای کودک پیش بیاید و موجب افسردگی در کودک و نوجان شود، رفتار عجیب و غیر طبیعی خانواده ، خشونت ،ناامنی ، عدم ثبات خانواده به علت اعتیاد پدر یا مادر ، و یا به علت اختلافات خانوادگی ، وجود امراض مزمن و ناتوان کننده در کودک است.
    باید دانست که انکار افسردگی در کودکان و نوجوانان فقط خود فریبی و نادیده گرفتن حقیقت است.کودک و نوجوان افسرده احتیاج به همدردی دارد ، ولی فقط همدردی کافی نیست.
    افسردگی در دوران کودکی و دوران بلوغ حقیقت غمناک مسلمی است و شایع ترین و جدی ترین، مسئله در بین دانش آموزان است که راههای درمان زیادی هم دارد.اما اگر بیمارانش توجه و پشتیبانی نشوند و درمان لازم را دریافت نکنند، ممکن است در بزرگی افرادی سرخورده و تیره روز شوند.

  4. زهره صبوح گفت:

    سلام خانم ۴۵ ساله ای هستم که دو فرزند نوجوان دارم میخوام بدونم علائم افسردگی در نوجوانان را چطور می توان تشخیص داد؟در واقع افسردگی در سنین آنها چه علائمی دارد که به کمک آنها بتوان این بیماری را تشخیص داد؟

  5. مشاور گفت:

    بعضی از علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان عبارت اند از :
    ۱- روحیه غمگین و غیر شاد : کودک و نوجوان افسرده، گه گاهی به مدت چند هفته دچار غم و بدبختی می شود. در این دوره ممکن است در ساعات مختلف روز یا روزهای مختلف ، تغییراتی جزئی در روحیه او دیده شود، ولی به طور کلی به وجود عوض شدن موقعیت و شرایط محیطی غمزدگی و بدبختی او همچنان باقی می ماند.گاهی تشخیص این غمزدگی دائمی ، آسان نیست.ممکن است اشکالات رفتاری دیگری در کودک یا نوجوان وجود داشته باشد که روحیه غمزده را از دید ما مخفی کند.
    ۲- عدم احساس لذت و رضایت از فعالیت های روزانه : عده زیادی از کودکان و نوجوانان ،گاه گاهی اظهار بی حوصلگی می کنند.این نوع بی حوصلگی معمولا علامت افسردگی نیست.زمانی بی حوصلگی نشان دهنده افسردگی است که تفریحات و کارهایی که قبلا کودک با لذت انجام می داده در دسترس او باشد، ولی رغبتی به انجام دادن آنها نداشته باشد.هر گاه چنین تغییر رفتاری به مدت چند هفته ادامه یابد ،علامت واضح افسردگی است.
    ۳- اختلال خواب : اختلال خواب به چند صورت ممکن است تظار کند.کودک یا نوجوان حوصله رفتن به رختخواب را نداشته باشد و این عمل برایش دشوار باش شب ها بیدار شود و دوباره خوابش نبرد، صبح ها خیلی زودتر از معمول بیدار شود.
    ۴- تغییر اشتها : بعضی کودکان افسرده در انتخاب غذا خیلی سختگیر می شوند و به خوردن تمایلی نشان نمی دهند.عده ای دیگر جهت یافتن آرامش به غذا خوردن پناه می برند و خیلی بیشتر از حد سلامتی غذا می خورند.در هر صورت هرگاه عادت غذا خوردن آنان به مدت طولانی تغییر کند،می تواند علامت افسردگی باشد.
    ۵- قصد یا اقدام به خودکشی : بدون شک این علامت ،نگران کننده ترین علامت افسردگی است.
    ۶- خود را ملامت کردن: خود را ملامت کردن، علامت شایع افسردگی نیست.ولی گاهی از خلال صحبت نوجوانان و کودکان درباره مسائلی که باعث فشار روحی و استرس آنان شده ،حالت خود ملامت کردن آشکار می شود.علامت شایع تر ،عدم احترام به خود و افسردگی با وجود این که یکی نیستند ، خیلی با هم تفاوت دارند و به ندرت ممکن است یکی بدون دیگری وجود داشته باشد.
    ۷- تغییر رفتار کودک و نوجوان : کودکی که از اول گوشه گیر بوده و علاقه نداشته که دائم با دوستانش باشد و ترجیح می دهند فقط گاه گاهی آنان را ببیند ، یا بچه ای بسیار اجتماعی بود بوده ولی رفته رفته گوشه گیر شده و از دیدار دوستانش احتراز می کند ، تفاوتی دارد و در مورد دومی باید دقت کرد که چه تغییرات دیگری در روش زندگی روزانه او دیده می شود.همیشه تشخیص بین افسردگی و پریشان حالی ،قابل درک و آسان نیست، ولی این تشخیص اهمیت چندانی ندارد و هر گاه افسردگی یا پریشان حالی، به هر صورت که آن را بنامیم بیشتر از چند هفته ادامه یافت ، دلیلی بر نگرانی وجود دارد و باید اقداماتی انجام داد .

  6. زهره صبوح گفت:

    با سلام و خسته نباشید.شما چه راههای برای درمان افسردگی پیشنهاد می دهید؟

    • مژگان ن گفت:

      تشخیص و درمان افسردگی بر اساس گروه های سنی متفاوت است. برای نوجوانان در مرحله نخست بهترین راه مراجعه به روان شناس بالینی و انجام ارزیابی های اولیه جهت تشخیص میزان و شدت علائم افسردگی در نوجوانی می باشد. همان طور که در مقالات این سایت نیز ذکر شده است، گاها برخی علائم معمول بلوغ با افسردگی به اشتباه گرفته می شوند.
      در مرحله بعد از تشخیص، درمان بر اساس میزان و شدت علائم پایه ریزی می شود. درمان افسردگی شامل موارد زیر می باشد:
      درمان شناختی رفتاری، دارودرمانی، نوروتراپی (بایوفیدبک و نوروفیدبک)، موسیقی درمانی، ٍدرمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، درمان حساسیت زدایی با حرکات سریع چشم، و درمان با تی دی سی اس که برای نوجوانان در سنین ۱۸ سالگی و بزرگسالان توصیه می شود. فراموش نشود که در تمام طول درمان ها اموزش و حمایت خانواده بسیار ضروری می باشد. چه بسا گاها با تغییر سیستم خانواده و روابط علائم به خودی خود بهبود می یابند.

  7. taybe گفت:

    آیا خود والدین می توانند در درمان افسردگی کودک و یا نوجوان خود موثر باشند؟

  8. مشاور گفت:

    والدین درمانی بهترین راه برای خارج کردن کودک از شرایط استرس زا است.روابط بین فردی سالم در خانواده می تواند در تشخیص به موقع علائم افسردگی در نوجوانان مفید باشد.والدینی که نمی توانند در این دوره حساس با نوجوان خود ارتباط برقرار کنند، فرزندان خود را که از بیان ترس ها و نگرانی های خود هراس دارند، گریزان می کنند.این کار باعث می شود آنها به جوانانی افسرده تبدیل شوند.همچنین فشار والدین برای سرآمد و بهترین بودن در دروس و در مقابل بی اعتنایی کامل نسبت به دیگر فعالیت های فوق برنامه مورد علاقه نوجوان می تواند موجب این بیماری شده یا برآن بیفزاید.
    در مقابل ، آن دسته از والدین که با هوشیاری برای نوجوانانشان وقت و انرژی می گذارند و در صورت لزوم مبالغی را هزینه می کنند می توانند به نوجوانان خود کمک کنند تا آینده خود را بسازد و به سرعت بر نگرانی های دوره نوجوانی غلبه کند.حمایت از نوجوانان در طول این سفر گذار از کودکی به جوانی بسیار آسان تر است تا این که بعد ها برای بازگرداندن سلامت روانی او به درسر بیفتد.بر این اساس باید به فرزندان خود کمک کنیم تا غرور خود را بازسازی کنند.موفقیت های آنان در عرصه های مختلف را که ممکن است یک هنر، ورزش یا مطالعات درسی و غیره باشد، تشویق کنیم.از پیشداوری و پیش بینی بی موقع خود داری کنیم.اجازه دهیم نوجوان گام های طبیعی خود را در مسیر رشد بردارد و او را با انتظارات خود یا ایجاد دیگر مسئولیت های خانوادگی به زحمت نیندازیم.
    به گفتگوی آنان اهمیت داده و با آنها در مورد موضوعاتی نظیر انتخاب یک برنامه روزمره ، دوست یابی،مسائلی نظیر سیگار کشیدن ، مواد مخدر و مسائل جنسی تا حدی که امکان دارد و می تواند برای آنها مفید باشد ، صحبت کنیم.
    از این راه تا حد زیادی می توان به مشکلات روحی روانی کودک پی برد تا بتوانیم رفتار مناسبی در مقابل آنها داشته باشیم.اگر او را دچار افسردگی یافتیم باید ببینیم چه چیزهایی می تواند باعث افسردگی شده باشد.

  9. مادر گفت:

    سلام پسرم ۱۸ساله است.که به تازگی دچار افسردگی شدید شده دارو هم مصرف میکنه ولی تاثیر چندانی نداشته.من شنیدم که ورزش در درمان افسردگی موثره چطور ورزش می تواند در درمان این بیماری تاثیر داشته باشد؟
    ممنون

  10. مشاور گفت:

    اگر کودکان یا نوجوانان ،مرتبا ورزش کنند و و ضعیت جسمی خود را در حالت طبیعی و خوب نگه دارند، نسبت به زمانی که از نظر جسمی وضعیت خوبی نداشته اند، کمتر مضطرب و افسرده خواهند بود.روان شناسان دو گروه افراد با هم مقایسه کرده اند : گروه اول ورزش های سخت و گروه دوم ورزش های سبک انجام می دادند.اضطراب افراد گروه اول آشکار اضطراب افراد گروه دوم کمتر بود.ورزش آثار منفی استرس را به شیوه های مختلفی کاهش می دهد.در درجه اول هورمون وارد شده در جریان خون به هنگام استرس را مصرف و خطر آنها را در اثر گذاشتن بر دستگاه ایمنی بدن کاهش می دهند.در درجه دوم تنش متراکم در ماهیچه را آزاد می سازد.و بالاخره نیرو و قدرت بدنی را افزایش داده ، مقاومت دستگاه قلبی عروقی را زیادتر می کند.آمادگی جسمی مطلوب و فعالیت های بدنی ، بهترین وسیله برای مقابله و پیشگیری از بروز افسردگی و دیگر اختلالات روانی است.ورزش در فضای باز، بر افسردگی تاثیر قابل ملاحظه ای دارد.

  11. سنا گفت:

    سلام آیا خودکشی برخی نوجوانان می تواند ارتباطی با افسردگی آنها داشته باشد.؟برای جلوگیری از این اتفاق چه باید کرد؟

  12. مشاور گفت:

    در آمریکا سومین عامل مرگ نوجونان خودکشی است.در این کشور سالانه ۵۰۰۰ نوجوان بین ۱۰ تا ۲۴ سال خودکشی می کنند.زیرا وقتی افسردگی درمان نشود نوجوان آن قدر ناامید می شود که خیال می کند تنها راه باقی مانده در زندگی او خودکشی است.پس اگر خدای نکرده نوجوان شما هم افسرده است و اگر لجباز شده و با خشونت رفتار می کند و اگر حرفهایی می زند که شما متوجه می شوید احساس گناه می کند، اگر راجع به مرگ شعر می گوید نقاشی می کشد و یا نسبت به مرگ حساس شده و از مرگ حرف می زند و یا شما را تهدید می کند که دست به خودکشی خواهد زد. اگر وسایل و متعلقات را به دیگران می بخشد و از جمع و فعالبت های روزانه دوری می کند؛ بهتر است مراقب او باشید چون ممکن است دست به خودکشی بزند.

  13. امیر حسین گفت:

    سلام.خواهش خواهش می کنم بدادم برسید من۱۷ ساله هستم وهروقت که می خوام ازخونه برم بیرون اظطراب دلهره می کشتم من تویه شهرکوچک زندگی می کنم وهمه همدیگه رو می شناسن و از کوچکی نمیتونستم ازحق خودم دفاع کنم وهمیشه.ازکسایی که منو اذیت می کردندمی ترسیدم گاهی وقت ها که ادم هایی که منو اذیت می کردند رو می دیدم تپش قلبم شروع می شد دست و پام سست میشد یا گاهی وقت ها وقتی که وارد شهرمون میشم اظطراب دلهره می کشتم

  14. sina گفت:

    با سلام
    آیا افسرده بودن پدر یا مادر نوجوان در افسرده شدن نوجوان تاثیر دارد؟

  15. ali گفت:

    پزشکان دانشگاه آکسفورد به تازگی دریافته اند پسرانی که پدرانشان افسرده هستند دو برابر بیشتر از دختران دارای پدر افسرده دچار اختلالات رفتاری و احساسی در دوران پیش از مدرسه می شوند.محققان می گویند افسردگی مادر در زمان کودکی فرزندش ، روی رفتار های اجتماعی زمان بزرگسالی وی تاثیر دارد اما در مورد پدران نتایج تغییر روحیه آنها به سرعت روی کودکان مشخص می شود و رشد روانی آنها را دچار اختلال می کند.به همین جهت این محققان به تمان والدین جوان توصیه می کنند که : در صورتی که برای بار اول ، صاحب فرزند می شوید ، حتما از مشاوران خانواده جهت تثبیت روحی خود کمک بخواهید.

  16. مادر م گفت:

    سلام پسرم به تازگی به سن بلوغ رسیده و احساس میکنم دچار افسردگی شده اوایل به او توجه نمیکردم و فکر میکردم رفتارش از نشانه های بلوغ است ولی روز به روز افسردگی او شدت می یابد .شما چه توصیه ای برای من دارید؟

  17. مشاور گفت:

    افسردگی در سنین پایین ، علائم افسردگی در بزرگسالان را ندارد و به همین دلیل است که توجه کمتری به آن می شود .در واقع ، شناخت این بیماری در کودکان ، آسان نیست .
    یک بالغ افسرده ، افسردگی و غمگینی اش را نشان می دهد اما در یک کودک افسرده ، تظاهر افسردگی ممکن است به صورت عصبانیت ، تحریک پذیری و گاهی پرخاشگری باشد.به همین دلیل ، گاهی شناسایی نمی شود.و یا با علائم دوره بلوغ اشتباه گرفته می شود.
    در کنار آن علائم دیگری از قبیل تغییر در ارتباطات اجتماعی کودک و نوجوان پیش می آید بدین معنا که ، نوجوان بیشتر گوشه گیر است و ارتباطش با افراد خانواده و دوستان کم می شود و یا این که دچار افت تحصیلی می شود.
    تغییرات در خواب هم از جمله مشکلات کودک و نوجوان افسرده است بدین معنا که در بزرگسالان مشکل کم خوابی و در کودکان و نوجوانان مشکل پرخوابی ایجاد می شود.کودکان افسرده به بیدار بودن رغبتی نشان نمی دهند و تا نیمه های روز در خواب هستند.
    نوجوانان افسرده خانواده را تحمل نمی کنند و ممکن است رفتار های خلاف اجتماعی و خلاف شان خانواده انجام دهند.سوء مصرف مواد، درگیری های قانونی، رفتار های مهارت گسیخته جنسی ، فرار از خانه و کشیدن سیگار در سنین پایین از جمله کارهایی است که ممکن است نوجوان افسرده انجام بدهد

  18. صالح گفت:

    سلام بیماری دو قطبی چه نوع بیماریست و چه ارتباطی با افسردگی دارد ؟

  19. زاهد گفت:

    به تازگی در کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال، مشکل اختلال خلقی دو قطبی تشخیص داده شده است ، بدین صورت که کودک ممکن است گاهی بیش از حد شاد و گاهی بیش از حد غمگین باشد.این بیماری در ابتدا ممکن است با افسردگی شروع شود و بعد به صورت اختلال دو قطبی خود را نشان دهد.تحریک پذیری فرد در اختلال دو قطبی بسیار بیشتر از حالت افسردگی ساده است و پرخاشگری هایش نیز شدیدتر است.در اختلال دو قطبی ممکن است کودک در خانه بسیار غمگین و افسرده باشد اما در بیرون از خانه بسیار شاد نشان دهد.هنگامی که پرخاشگری زیاد و خلق متغیر در کودک وجود داشته باشدباید احتمال بروز اختلال دو قطبی در کودک را بدهیم.

  20. سلامت گفت:

    امروزه اکثر نوجوانان با مشکلات امروزی دچار افسردگی و بی هدفی و پوچی شده اند ما والدین چطور می توانیم به آنها کمک کنیم و آنها را از این وضعیت نجات دهیم؟

  21. مشاور گفت:

    – مشاوره با متخصصین علم روانشناسی ، قطعا بهترین روش برای کمک به نوجوانانی است که به افسردگی مبتلا هستند اما این اقدام ، چیزی از بار مسئولیت و وظیفه والدین کم نمی کند.
    – شما والدین باید مسائل نوجوانان را جدی بگیرید.تمرین کنید که به موضوعات از دریچه نگاه نوجوانان تان نگاه کنید.هرگز سعی نکنید به نوجوان خود القا کنید که ” اتفاقی نیفتاده ، چیزی نشده ،این که مشکلی نیست و…” با رفتار خود نشان دهید که ولی و مشکلاتش برای شما مهم هستند و با تمام وجود می خواهید که او را درک کنید.
    – همیشه برای شنیدن درد دل های نوجوان خود به اندازه کافی وقت بگذارید و با تمام وجود و داوطلبانه شنونده حرف های او باشید .نیازی نیست این ارتباط حتما دو طرفه باشد و شما برای سخنان او پاسخ و دلیل و راهنمایی داشته باشید. بدانید که گاهی اوقات شما فقط باید بشنوید او باید مجال کافی برای حرف زدن داشته باشد.
    – در بین اقوام ودوستان ، افراد معتمدی را داشته باشید و نوجوان خود را تشویق کنید با این افراد هم ارتباط بگیرد و صحبت کند.
    – از دوری کردن های نوجوان خود دلسرد نشوید هر چه او از شما دوری کرد شما سعی کنید همیشه درکنارش باشید و او را درکارهای خود مشارکن دهید.همیشه آماده کمک به وی باشید و باهوشیاری تمام قبل از اینکه دیر شود به وی پیشنهاد کمک بدهید.
    – در تمام این کارها یک اصل مهم را همواره مد نظر داشته باشد که در برخورد و ارتباط با نوجوان خود صبور باشید و او را با تمام شرایطی که دارد بپذیرید.

  22. ناشناس گفت:

    به نظر شما بین دختران و پسران نوجوان بیشتر پسرها افسرده می شوند یا دخترها؟

  23. مشاور گفت:

    در دوران کودکی میزان افسردگی بین دختران و پسران تفاوت چندانی ندارد.ولی در دوران نوجوانی و جوانی تعداد دختران افسرده به مراتب بیشتر از پسرهاست و مشابه الگوی افسردگی بزرگسالی است.قبل از بلوغ اختلاف قابل توجهی در میزان افسردگی بین دختران و پسران دیده نمی شود .اما در سنین بین ۱۱ تا ۱۳ سال میزان افسردگی در دختران افزایش می یابد و تا ست ۱۵ سالگی در دختران ۲ برابر پسران می شود.تا جایی که دختران به علت وضعیت اجتماعی خاصی که در این سنین در آن قرار می گیرند، نسبت به افسردگی آسیبپذیرتر می شوند.
    در هر حال فشارهای دوران بلوغ شامل شکل گیری هویت جنسی ، جدا شدن از الگوها همراه با دیگر تغییرات هورمونی ذهنی و جسمی باعث تمایل به افسردگی می شود در دختران بیشتر نمود افسردگی را به همراه دارد.
    در مراحل بالاتر ، دختران جوان باز هم وقایع استرس زای بیشتری را نسبت به مردها تجربه می کنند.در بیشتر موارد آنها دارای درآمد کمتر ، موقعیت شغلی پایینتر و کنترل کمتر بر سرنوشت خود هستند.بر حسب مانیزم های سازش، مردان جوان به راحتی از مسائل چشم پوشی می کنند در حالی که دختران بیشتر به مساله می اندیشند.

  24. ناشناس گفت:

    من ۲۰ سالمه پدرمو تو سن پایین از دست دادم.۲ تا داداش دارم چون اونا دورند از اول رابطه صمیمی با هم نداشتیم ولی من اونا رو خیلی دوست دارم الان که ازدواجم کردند تمام حواسشون ب زناشون …من با مادرم زندگی میکنم.خیلی خیلی احساس تنهاییو افسردگی میکنم.چی کار باید بکنم؟

  25. ممم گفت:

    سلام
    مدتیه دچار بی خوابی شدید و افسردگی ب علت بیکاری شدم ۴ماهه نامزد کردم وازموقعی ک نامزد کردم هم مشکلات روحیم بیشتر شدن هم مشگلات مادیم نمیدونم ب این باور ایمان دارید ک قدم کسی ممکنه خیرباشه یاقدمش ممکنه بدیمن باشه–حالاهنوزعقدنکردم ب نظرتون عقدکنم یا نه فعلا بزارم ببینم اینده چی پیش میاد-از زمانی ک اسم این نامزدم اومد و خاستم برم خاستگاری کارمو از دست دادم –اگه میتونید کمک کنید و حتما نظرتون اگه مشگل گشا هست رو بزارید تو ایمیلم خیلی محتاج نظرات ارزشمندتونم

  26. سنا گفت:

    سلام من یه دختر ۱۲ ساله هستم چند سال پیش مادرم و پدرم در خانه دعوا می کردند چون پدرم اعتیاد داشت ولی الان شکر خدا ۳ ساله زندگیمون پر از عشق و محبت شده ولی من افسردگی گرفتم همیشه استرس داشتم میشینم بالا سر داداش و مامان و بابام گریه میکنم همیشه براشون نگرانم احساس میکنم تنهام.هیچکی منو دوست نداره ولی پدرم و مادرم از هیچکی برام کم نمیذارن ولی خوب همیشه فکرم منفیه.

  27. ناامید گفت:

    منم یه دخرت ۱۶ ساله ام که اتفاقات وحشتناکی تو زندگیم افتاده.پدر و مادرم جدا شدن از کمبود محبت به پسرا پناه بردم که اونا هم ازم سوء استفاده جنسی کردن،خودکشی کردم.امیدی به زندگی ندارم .آینده رو سیاه سیاه میبینم.لطفا یکی به داد من برسه

    • مژگان ن گفت:

      این رویدادها خیلی ناراحت کننده هستند و احساست قابل درکه. توی سن تو بسیاری از نوجوان ها اتفاقات مشابه رو تو این دوره تجربه می کنن، طلاق والدین، سو استفاده جنسی و …. به یک روان شناس یا مشاور مدرسه در اولین فرصت رجوع کن. اون تنها کسی هست که می تونه بهت کمک کنه و به تمام حرفات گوش بده. اهداف فردی زندگیت رو مشخص کن مثل درس و کار و ….برای رشد فردی خودت تلاش کن خارج از تمام شرایط خانوادگی. فرصت زیادی داری..

  28. ناشناس گفت:

    عزیزم خیلی برات ناراحت شدم هیچوقت به خودکشی فکر نکن کار خوبی نیست تو میتونی با افسردگی ات بجنگی اگر خودت خودت رو دوست داشته باشی هیچوقت حاضر نمیشی به پسرا پناه ببری امیدوارم مشکلاتت حل بشه ولی توروخدا از این فکرا نکن خودکشی این ها رو از ذهنت پاک کن مادر و پدرت هم تورور دوست دارم اگر تو نباشی اونا هم نیستن

  29. زهرا صالحی گفت:

    دوست عزیزم این جمله رو جایی خوندم ، خیلی بهم آرامش داد امیدوارم برای تو هم اینجور باشه ” زندگی یک کتاب طولانیست آن را به خاطر چندین صفحه اش که به نظرت زیبا نبود کناره نگذار”

  30. ناشناس گفت:

    سلام من ۱۳ سالمه هر شب گریه می کنم نمی دونم چرا هر وقت به دیوار زل میزنم گریه ام میگره و باید خودمو خالی کنم دستام خط خطیه پر از خط های کوچیکو بزرگ خیلی ناراحتم دیگه نمی تونم سرمو بالا نگه دارم از همه کس و همه چیز بدم میاد از خودم هم متنفرم باورم نمیشه من اینم چون تازه کلاس هفتمم راستی این ناراحتی هام از وقتی کوچیک تر بودم داشتم ولی الان خیلی شدیدتر شده من ۲ بار دست به خودکشی شدید زدم ولی بعدش تصمیم گرفتم که جای خودکشی دستام رو خط خطی کنم خواهشا کمک کنید و اگر نه تا چند وقت دیگه از بین میرم.

    • مژگان ن گفت:

      سلام دوست عزیز با توجه به علائمی که میگی لازم هست که مسائلت رو از نزدیک با یک مشاور در میون بذاری، اگر دسترسی نداری حتما به مشاور مدرست رجوع کن. خوب به حرفات گوش می دن و بهت کمک می کنند که دقیقا چه کاری انجام بدی. این علائم مهم هستن اما غیر قابل رفع نیستن. با مشاور یا روان شناست همکاری کن حتما نتیجه می گیری و مخصوصا خانواده هم اگر بدونن چه کارهایی انجام بدن بیشتر کمکت می کنه

  31. ناشناس گفت:

    خودتوبه بی خیالی بزن نسبت به هر چی غم داری و فراموش نکن آدمهایی که مثل تو هستن یا حتی شراطی بدتری دارن از تو بیشتر هستن .وقتی بی خیال باشی نسبت به سختی ها و مشکلات و به خودت شادی های حتی کاذب بدی به آرامش میرسی.اون آرامشه فقط مهمه بذار دنیا خراب شه ولی تو ارامش داشته باش

  32. ناشناس گفت:

    من ۱۱ سالمه احساس می کنم برای کسی مهم نیستم کمکم کنید.

    • روان شناس کودک و نوجوان گفت:

      عزیزم توی سنی که هستی طبیعیه که خودت رو محور همه چیز بدونی و انتظارت از اطرافیان اینه که بیشتر بهت توجه کنند. مدام با جزئیات رفتارها رو بررسی نکن که ببینی چه زمانی چه کسی بهت توجه می کنه، وقتی همه ما مدام به جزئیات توجه کنیم در نهایت به این نتیجه می رسیم که برای کسی مهم نیستیم در حالیکه دیگران مشغول زندگی خودشون هستن و لزومی نداره انتظار داشته باشیم کار خاصی در قبال ما انجام بدن، همون طور که ما کار خاصی برای انها انجام نمی دهیم که اثبات کنیم مهم هستند. تعریفی که تو ذهنت داری رو تغییر بده و باورها و انتظاراتت رو حتما عوض کنی می بینی که اصلا این طور نیست.

  33. فاطمه گفت:

    من این روزا حالم خیلی بده چند ساله با کسی مفصل حرف نزدم احساس میکنم کسی دوست نداره باهاش حرف بزنم دیگه هیچ ذوقی برای زندگی ندارم اما وقتی گاهی اوقات به مامانم از حالم میگم میگه الکی به خودت تلقین میکنی وجود من برای کسی ارزش نداره.

  34. saaha گفت:

    منم واقعا احساس سردرگمی دارم بد اخلاق شدم اصلا حوصله ندارم کمکم کنید.

  35. تنها گفت:

    به نظرم بزرگترین عامل افسردگی پدر و مادر ها و بی توجهی اونا نسبت به مسعله ی افسردگیه

  36. مریم گفت:

    منم فکر کنم افسرده ام

  37. ناصر گفت:

    مطلب خیلی خوبی بود.من افسردگی دارم و دکتر اعصاب و روان گفته یه سال باید تحت درمان با دارو باشم کاش برای برای درمان راه حل میگذاشتید.

  38. سارا ماریایی گفت:

    متاسفانه بیشتر جوانان و نوجوانان ما به افسردگی دچار هستند که به نظر من این موضوع به غذا ها و میوه های گلخانه ای و بیکاری بر می گردد.

  39. یلدا گفت:

    با سلام متاسفانه افسردگی بیماری رایج بین نوجوانان شده و در حقیقت انگیزه تلاش و حرکت را از آنان گرفته کاش بشود راه حلی عمومی پیدا شود و نشان را بین جوانان افزایش داد.

  40. مائده گفت:

    منم شب ها حالم خیلی بد میشه ولی فکر کنم از کم نوریه

  41. toraj گفت:

    با سلام متاسفانه ما اطلاعاتمون در مورد بیماری افسردگی بسیار کمه و لازم است بتوسط متخصصین امر و همکاری صدا و سیما جوانان ما که هر روز به طرف افسردگی و در نهایت اعتیاد پیش می روند آموزش های لازم داده شود.واقعا درمانده شده ام و نمیدانم در مورد فرزند افسرده ام چیکار کنم…هیچ جیز او را خوشحال نمی کند؟

  42. دختر ایرانی گفت:

    سلام دوست عزیز. به نظرم همه بعضی وقتا افسرده میشن.حالا بستگی به طرف داره که کم باشه یا زیاد.راه درمان افسردگی دست خودمونه.ما باید ببینیم که چی فرد افسرده رو شاد میکنه.علت یابی کنیم.مثلا ورزش، هنر ، نقاشی ، موسیقی، تئاتر و … باید یه نقطه اوجی توی اون فرد پیدا کنیم و اونو تشویق کنیم.بهش اعتماد بنفس بدیم.حتما جواب میده.امیدوارم موفق باشید.

  43. محسن گفت:

    من بعد از دو سال به خاطر قبول نشدن در رشته مورد علاقه ام در دانشگاه دوباره افسرده شدم خواهشا راهنمایی ام کنید.

    • مسعود گفت:

      ببین محسن جان یه چیزی رو دوستانه بهت میگم …منم سال قبل کنکور دادم اما بعد از اینکه رفتم دانشگاه روحیه ام بدجور ریخت بهم فکر می کردم دانشگاه چیه..خدا شاهده راضی ام برگردم به سال قبل و دوباره دبیرستانی باشم.این رو گفتم واسه خاطر اینکه بدونی دانشگاه هم جای مهمی نیست اگه زندگی ۱۰۰۰ قدم داشته باشه کنکور فقط یکیشه

  44. ناشناس گفت:

    قبول شدن در دانشگاه حد آخر آرزو ها نیست موفقیت در جای دیگر نیز می توان به دست آورد ولی با توکل بر خدا یه برنامه مکتوب برای خودتان در نظر بگیرید با کمی تلاش و کوشش بیشتر انشاالله موفق خواهید شد.

  45. اعظم گفت:

    اصلا به زور به یه موضوعی چنگ انداختن واسه چی؟ من که فهمیدم دکتری سراسری قبول نشدن خوب خدا نخواست حتما سرنوشت بهتری رو در مسیری دیگه و توام با تلاشی دیگه واسم رقم زده.اینجوری نسبت به خدا فکر کن.بله اون بهترین مصلحت رو واسه بنده هاش می خواد راهت رو شاید جور دیگه ای بری یا حتی راهت را عوض کنی.

  46. ناشناس گفت:

    حالا مثلا قبول نشدی دکتری چه ربطی به خدا داره خب خواهر من درصدت کم بوده قبول نشدی این حرفا چیه خیلی چیزا دست خودمونه الکی میندازیم تقصیر قسمت واسه راضی نگه داشتن خودمون

  47. محسن ر گفت:

    امیدتون رو از دست ندید خدا از هیچ کدوم از بنده هاش ناامید نمیشه پس بنده هاشم نباید از خودشون ناامید بشن.مسلما ذهن و فکر انسان افسرده میشه فکرتو بسپار به خدا و به خدا فکر کن ایشالا خوب میشی راستی سفر کردن هم خیلی خوبه

  48. میلاد ارومیه گفت:

    بعضی چیزها هست که افسردگی رو دو چندان میکنه برای مثال وضع مالی ضعیف،پس همه نمیتونن سفر برن

  49. ناشناس گفت:

    من خیلی افسرده ام.الانم یه عالمه گریه کردم.خیلی دلم میخواد برم پیش یک روانشاس یا مشاور.ولی متاسفانه هزینه اون رو ندارم.فکر میکنم تنها راه همون قدرت برتر خدا باشه.ایمانم مدتیه ضعیف شده.میخوام دوباره سمت خدا برم

  50. صبا گفت:

    نمیدونم چطور میشه اتفاقای بده زندگی رو فراموش کرد و بهشون فکر نکرد .این افسردیگه؟

  51. ناشناس گفت:

    افکار مزاحم را اگر بخواهید فراموش کنید با شدت بیشتری به سمت شما و ذهن شما هجور می آورند بهترین کار سرگرم شدن با مطالب مختلف است

  52. شمس گفت:

    شما نمیدونید اینکه دور و بریات فکرت رو درک نمیکنن و از لحاظ فکری درک نمیکنند یعنی چی؟مجبوری داخل اتاق راه بروی و با خودت بحث کنی دست آخر می گویند دیوانه شدی؟ وقتی به مادرت اعتراض می کنی که آقندر مطیع پدر نباش مقابل حرف های زورش بایست ولی نمیفهمد.چون مادرش به او یاد داده که مطیع شوهرش باشد و او هم به دخترش یاد می دهد و دخترش هم… وقتی اینها رو نمیدانی …وقتی نمیفهمی قرضهای مادرت رسیده به شبی ۸ تا چی از بدبختی و افسردگی می دانی؟

  53. mohammad گفت:

    به نظر من بهترین راه درمان افسردگی رفتن به سمت خداست.انجام فرایض دینی و نماز خودندن و ترک گناهان بهترین و ساده ترین راه درمان افسردگیه.اگه توجه کنی آدمای مومن و با خدا هیچگاه دچار افسردگی و اختلال شخصیت نمیشن در ضمن گوش دادن به موزیک شاد هیچ کمکی به درمان افسردگی نمیکنه.پیامبر اعظم در مورد اثرات بسیار بد گوش دادن به موسیقی چه بر روح و روان چه بر مغز و چه بر ایمان و ارتباط با خدا احادیثی دارن

  54. آرش گفت:

    افسردگی از فکر های منفی میاد.اول باید مغزمون رو شستشو بدیم.هر روز این جملات رو با خود تکرار کنید :
    ۱- رضایتمندی از زندگی
    ۲- شماردن نیکوهای زندگی
    ۳- دور کردن گناه از خود
    ۴- شفای روح و روان
    ۵-برداشتن روح ترس
    ۶- به خود فکر کردن

  55. rezvan گفت:

    سلام من خیلی افسرده ام الانم گریه امونم نمیده بنویسم.از اتفاقات کوچیک کوه میسازم به چه بلندی اصلا شاد نیستم.خیلی کم حرف و کم رو هستم.احساس میکنم هیچکس دوست نداره با من حرف بزنه و به توجهی که به بیقیه می کنند حسودیم میشه.بلد نیستم حرف بزنم مخصوصا جایی که رودر وایسی داشته باشم.به هیچ کاری علاقه ندارم چون میدونم عرضه انجام دادنشون رو ندارم.آخه هزار بار امتحان کردم.دوست دارم هر چه زودتر بمیرم.

  56. راضیه گفت:

    منم دقیقا اینجوری ام ، مشکلم با خانوادم بود ، خیلی عرصه رو واسشون تنگ کرده بودم و آرامشو ازشون گرفته بودم ، و از صبح تا شب نمی اومدم خونه و سرکاری و کلاس میرفتم تا اینکه درکم کردنو و نگران شدن…البته باید یه کسی رو به عنوان دوستت داشته باشی که راهنمایی مثبتت کنه و در کنار درک کردنت کمک کته .ان شاالله دوست عزیز مشکل حل

  57. ندا گفت:

    من شبیه تو بودم و متاسفانه مدتی هست که دوباره این طوری شدم دیگه تصمیمم رو گرفتن که درمانش رو شروع کنم درمان دارویی رو میگم این بیماری طوریه که اگه باهاش کنار بیایی تا ابد ولت نمیکنه.

نظر دهید

سوال امنیتی *