تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

ده روش برای تربیت کودکان بدون تنبیه

ده روش برای تربیت کودکان بدون تنبیه

 “دلیل اینکه یک کودک رفتاری خشن یا آسیب زننده دارد همواره در بی گناهی و معصومیتش نهفته است. گاهی اوقات او سرزنده و خوشحال است و برخی اوقات دیگر او باهر گونه عصبانیت و پرخاشگری، ناراحت و آشفته می شود. هر چقدر رفتار کوک مخرب تر باشد نشان دهنده اینست که بیشتر نیاز به محبت و درک از سوی شما دارد. به عبارتی دیگر، چیزهایی از قبیل بدرفتاری در کودکان وجود ندارد. در عوض،کودک سعی دارد در حد توانش بهترین کار را انجام دهد، ولی ما او را درک نمی کنیم.”

نوآمی آلدورت

والدین اغلب با شنیدن این جمله که “من به بیشتر چیزهایی که ما به عنوان تأدیب (کتک زدن، محاسبه پیامدهای عمل و محروم سازی) در نظر می گیریم اعتقادی ندارم”، شگفت زده می شوند زیرا این قبیل رفتارها مانع از پرورش فردی مسئولیت پذیر و مؤدب می شوند. آنها می پرسند: “پس کودکم چطور بدون تنبیه، درست رفتارکردن را یاد بگیرد؟ ”

مطالب مرتبط:

اجتناب از تنبیه و تهدید در فرزندپروری

دستور دادن به کودکان

پاسخ ما این است که کودکان آنچه که محصول عمل خود آنها است را یاد می گیرند. مؤثرترین روش آموزش به کودکان رفتارکردن با آنها به روشی است که ما می خواهیم با دیگران رفتار کنند: رفتاری توأم با محبت و درک. وقتی ما کتک می زنیم، تنبیه می کنیم یا بر سر آنها فریاد می زنیم آنها نیز از خود این گونه رفتارهای پرخاشگرانه ای نشان می دهند.

حتی تمرین وقفه یا محرومیت دادن (رها کردن نمادین) به کودکان پیامی حاکی از تنها بودن با احساسات بسیار ترسناک را می رساند تا ایجاد فرصتی برای یادگیری مدیریت هیجان های خود، آن هم هنگامی که آنها نیاز بیشتری به ما دارند. اما تکنیک زمان دادن هم تکنیک خوبیست که در طول آن کودک را از موقعیت دور کرده و وی را می نشانیم و فرصت می دهیم تا احساساتی را که باعث شده هیجانات غیر قابل قبول داشته باشد پردازش کند.

مخالفت با تنبیه ها به این معنا نیست که ما مسئولیت خود را در قبال تعیین محدودیت ها برای کودک نادیده می گیریم. در خیابان ندو، خواهر یا برادر کوچکت را نزن، بر روی فرش ادرار نکن، گل های باغچه همسایه را در نیاور، سگ را اذیت نکن؛ همه اینها محدودیت هستند نه تنبیه.

حتما برای شما تعجب آور است که کودکی یاد بگیرد کاری را در فرصت بعدی انجام ندهد بدون اینکه تنبیه شود؟ زیرا با خود می گویید که او باید تنبیه شود تا درس بگیرد.

در واقع تحقیقات نشان می دهند که تنبیه کودکان بدرفتاری بیشتری را به بار می آورد. تنبیه شدن موجب عصبانیت کودکان و تدافعی بودن آنها می شود. تنبیه موجب تحریک آدرنالین و هورمون های جنگ و گریز می شود که قوه استدلال و انگیزه های همکاری را به سکون می برد. کودکان سریعاً رفتار بدی که موجب تنبیه شدن شده است را فراموش می کنند حتی هنگامی که آنها هفته ها در معرض عواقب بعدی تنبیه هستند. در این حالت آنها همه چیز را یاد می گیرند، مثل راه کارهایی برای دروغ گفتن و فرار کردن از تنبیه. تنبیه موجب جدایی ما از کودک می شود چنانکه ما کمتر بر آنها تأثیرگذار خواهیم بود. تنبیه حتی موجب کم شدن هوشبهر می شود از آنجائیکه کودکان حس آرامش مطلق نمی کنند و امنیتی برای یادگیری وجود ندارد. قطعاً تنبیه هیچ وقت ابزار مؤثری برای افزایش مسئولیت پذیری، همدلی و شادی کودک نیست. تجربه نشان داده است که این کار درس های خوبی به همه ما نمی آموزد.

در عوض اگر ما بتوانیم با کودک خود ضمن وضع محدودیت ها متصل و مهربان باشیم کودک ما درونی کردن آنچه فراگرفته اند را یاد می گیرد. آنها در مقابل رهنمودهای ما مقاومت نمی کنند طوری که والدین وجود پیوند عمیقی را حس می کنند و اثر آن را بر دیگران می بینند، چنانچه این کودکان محتاط و مسئول می شوند. به دلیل آنکه آنها والدینی داشته اند که خودتنطیمی هیجانی را الگوسازی کرده است، کودکان  نحوه کنترل هیجان های خود و لذا رفتارهای خود را یادگرفته اند. از آنجائیکه آنها خود را آنگونه که هستند پذیرفته اند، احساسات و اشتیاق خود را لمس کرده اند و در جهت کشف آنها به فعالیت وا داشته شده اند.

برای مطالعه بیشتر:

کودک منضبط داشتن

پس ما چه کاری می توانیم برای هدایت کودکان بدون تأدیب و سرزنش آنها انجام دهیم؟

۱- هیجان های خود را کنترل کنید. از آن نظر که کودکان یادگیری مدیریت هیجان های خود را یاد خواهند گرفت، شما برای او نقش یک الگو را دارید. هنگام غم و اندوه اقدامی انجام ندهید. اگر نمی توانید از روی عشق و محبت با کودک خود تعامل کنید، به عنوان پدر و مادر واقعاً خارق العاده در این مواقع چه رفتاری می کنید؟ کنترل هیجانی را انجام می دهند. اگر نمی توانید سپس نفس عمیقی بکشید وصبر کنید تا آرام شوید قبل از آنکه به موقعیت برگردید. در برابرتکانه ها و انگیزه های تنبیه گرانه مقاومت کنید. این کارها همیشه نتیجه معکوس می دهند.

۲- به احساسات کودک خود احترام بگذارید. وقتی که کودک شما تحت کنترل آدرنالین و دیگر هورمون های جنگ یا گریز قرار می گیرد و در نتیجه دستخوش هیجان های منفی است، یادگیری او امکانپذیر نیست. به جای سخنرانی کردن، یک دوره مشخصی را تعیین کنید که در آن شما در کنار کودک خود هستید و به او اجازه دهید در حضور شما ارام شود. هدف شما ایجاد بستری برای آرام کردن محیط متشنج به وجود آورنده آشفتگی کودک است. اشتراک هیجان ها با یک بزرگسال آرام، متوجه و پذیرا همان چیزی است که به کودکان کمک می کند تا این احساسات را به خوبی از سر بگذراند و خود-آرامی را یاد بگیرند طوری که آنها بتوانند در نهایت هیجان های خود را تنطیم کنند. در طی طوفان هیجانی سعی در استدلال آوردن برای او نداشته باشید. سپس، او حس خیلی بهتری و خیلی نزدیک تری به شما خواهد داشت طوری که او به راحتی با رهنمودهای شما کنار می آید مثلا در مورد اینکه به او می گویید “عبارت خفه شو را نگو” (زیرا آن احساسات را جریجه دار می کند) یا دروغ نگو (زیرا دروغ ریسمان های مرئی که موجب ارتباط ما با یکدیگر می شود را قطع می کند).

۳- روند یادگیری کودک خود را در نظر بگیرید. مثال مسواک زدن را تصور کنید. ابتدا با کودک شروع کنید مسواک زدن دندان های خود را برایش به صورت متوالی و زنجیره وار الگوسازی کنید آن را برایش با کارهایی حاشیه ای جالب کنید به تدریج مسئولیت بیشتری بدهید و در نهایت خودش به تنهایی مسواک می زند. اصولی مشابه همین برای یادگیری گفتن متشکرم، خردکردن کارهای بزرگ، به یاد آوردن علایق و تعلقات خاطرش، غذادادن به حیوانات خانگی، انجام تکالیف درسی و خیلی چیزهای دیگر که فکرش را می کنید به کار ببندید. کارهای روزمره تاحدی ارزشمند هستند زیرا آنها یک نوع داربست برای یادگیری مهارت های اساسی کودک شما فراهم می کنند درست همانطور که داربست اساس شکل گیری یک ساختمان را در آینده فراهم می کند. شما ممکن است ناراحت شوید از اینکه کودک شما دوباره ژاکت خود را جا گذاشته است، با کتک زدن مسئله حل نمی شود. اما با روند داربست امکانپذیر است.

۴- قبل از سرزنش کردن و اصلاح، با او ارتباط برقرار کنید و این ارتباط را حفظ کنید. حتی در حالی که شما برای فهمیدن آرزوهای کودک، برای داشتن بهترین خود او را راهنمایی می کنید. بدانید که کودکان هنگامی که حس بدی در مورد خود داشته باشند بدرفتاری کرده و از ما فاصله می گیرند. هم سطح و اندازه قد کودک خود خم شوید و به چشمان او نگاه کنید. به نرمی! “تو ناراحتی به من چیزهایی که می‌خواهی را زبانی بگو” ….

او را در آغوش بگیرید:” می دونم می‌خوای بیشتر بازی کنی.. اما الان موقع خواب است “.

ارتباط چشمی پرمهری برقرار کنید: “تو الان خیلی ناراحتی” .

دست های خود را بر روی شانه های او بگذارید: “می ترسی که به من بگی بیسکویت می‌خوای”.

۵- محدودیت ها را وضع کنید اما در قالب همدلی با دیگری. البته که شما باید بر قوانینی پافشاری کنید. اما شما همچنین می توانید دیدگاه خود را پس از شنیدن صحبت های کودک خودبازگوکنید. وقتی که کودک شما آنها را درک کرد آنها بیشتر خواهند توانست محدودیت های ما را بپذیرند.

“گاز نگیر!”. خیلی خیلی ناراحت و عصبی هستی اما باید این عصبانیت رو در قالب کلمات به برادرت بگی.

“الان موقع خوابه. می دونم دوست داشتی ایکاش می‌تونستی بیشتر بازی کنی”

“تو که نمی خوای جواب نه از مامان بشنوی من اینو می دونم. اما من به تو نه می گم، ما به یکدیگر نمی گیم “خفه شو”. حتی اگر ما ناراحت و غمگین باشیم.

“مهم نیست چقدر می ترسی. اما باید حقیقت را به من بگی، و بگویی چه میخواهی”

۶-به خاطر داشته باشید که همه بدرفتاری ها نشان دهنده یک نیاز معقول و مشروط هستند اگرچه گمراه کننده می باشند.

او دلیل دارد اگرچه شما به عنوان پدر یا مادر آن را دلیلی خوبی نمی دانید. رفتارش وحشتناک است؟ او می بایست از درون حس وحشت کند. آیا او نیاز به خواب بیشتر، زمان بیشتری کنار شما، استراحت بیشتر، فرصت بیشتر برای جیغ و داد زدن و تخلیه این گونه هیجان های آشفته کننده ای دارد که در وجود همه ما نهفته است؟نیازهای اساسی را مشخص کنید و در جهت رفع بدرفتاری اقدام کنید.

۷-بگویید بله. کودکان تقریباً هر چیزی را که ما با مهربانی از آنها درخواست کنیم به خوبی انجام می دهند. به دنبال راه معطوف به بله باشید به جای نه حتی هنگامی که محدودیت ها را وضع می کنید. بله فرصتی برای منفعت بردن از موقعیت است، بله من به تو کمک خواهم کرد، بله ما می توانیم با کمک یکدیگر اهدافت را عملی کنیم، بله تو حق غرولندکردن داری، بله اگر ما بجنبیم می توانیم داستان بیشتری بخوانیم، بله ما می توانیم با این سرگرم شویم، بله من بهت افتخار می کنم، بله چقدر من خوش شانس بودم که فرزندی مانند تو دارم؟ بله، کودک شما رفتاری محبت آمیز هماهنگ با واکنشهای شما از خود نشان خواهد داد.

۸.هر روز زمان خاصی را با یکدیگر باشید. تلفن را خاموش کنید، صفحه کامپیوتر را ببندید و به کودک خود بگویید بسیار خوب من بیست دقیقه ای را با تمام وجود در خدمت تو هستم. من چکار باید بکنم؟ از رهبری او تبعیت کنید. از نظر کودکان دنیا پر از حقارت است پس در این بیست دقیقه فقط نقش یک موجود پرسر و صدای پر ازخرابکاری را بازی کنید و بگذارید او برنده شود. با مسخره بازی ترس ها و اضطراب های محبوس آزاد می شوند پس سعی کنید بازی لودگی و احمقانه ای راه بیندازید. بالش ها را به سمت یکدیگر پرتاپ کنید، کشتی بگیرید و یکدیگر را به خاک بمالید. بگذارید آنچه در ذهنش است را به شما بگوید.

بگذارید پرحرفی کند یا فریاد بزند. فقط تمام این احساساتش را بپذیرید. صددرصد با روح و جان حضور داشته باشید. کودکانی شکوفا می شوند که می دانند آنها زمان خاصی به والدین خود وابسته بوده اند زیرا آنها از سوی والدین به اندازه کافی اعتماد برای بیان طیف کاملی از هیجان ها رادارند و نیازمندآداب سلوک هستند.

۹.خود را بپذیرید. اگر شما در مورد خود احساس خوبی نداشته باشید نمی توانید والدینی سرحال و پرانرژی باشید، اگرچه در صورتیکه کودک شما احساس خوبی از خود نداشته باشد رفتار مناسبی نخواهد داشت. شما همواره می توانید رابطه را بازسازی کنید، از همین امروز شروع کنید.

۱۰-وقتی در مسائل دیگر شکست می خورید به خودتان فرصتی بدهید و آرامش کسب کنید. سپس کودک خود را در آغوش بگیرید. ارتباط از هر چیز دیگری در فرزندپروری برتر است. باور نمی کنید؟ این هفته این کار را تمرین کنید و ببینید چه معجزه ای می توانید خلق کند.

آیا می خواهید تحقیقات پشتوانه این رویکرد را بشناسید؟ منبع ما کتاب اعجاب برانگیز فرزندپروری بدون قید و شرط الفی کوهن است که صدها مطالعه تخصصی ارزیابی شده را در حمایت از این دیدگاه در خود دارد. منظور وفور منابع تحقیقی است. در زیر هم نمونه ای از مقالات بی شماری را آورده ایم که در این زمینه حرف ما را تایید کرده اند:

Burhans, Karen Klein, and Carol S. Dweck. “Helplessness in Early Childhood: The Role of Contingent Worth.” Child Development ۶۶ (۱۹۹۵): ۱۷۱۹-۳۸.

Chapman, Michael, and Carolyn Zahn-Waxler. “Young Children’s Compliance and Noncompliance in Parenting.” In Marc H. Bornstein, ed., Handbook of Parenting, vol. 4, Applied and Practical Parenting. Mahwah, NJ: Erlbaum, 1995.

Dienstbier, et al. “An Emotion-Attribution Approach to Moral Behavior.” Psychological Review 82 (1975): 299-315.

Hoffman, Martin. “Power Assertion by the Parent and Its Impact on the Child.” Child Development 31 (1960): 129-34.

Hoffman, Martin. “Moral Development.” In Carmichael’s Manual of Child Psychology, 3rd ed., vol. 2, edited by Paul H. Mussen. New York: Wiley, 1970b. 285-6

Assor, Avi, Guy Roth, and Edward L. Deci. “The Emotional Costs of Parents’ Conditional Regard: A Self-Determination Theory Analysis.” Journal of Personality ۷۲ (۲۰۰۴): ۴۷-۸۹.

Grolnick, Wendy S. The Psychology of Parental Control: How Well-Meant Parenting Backfires. Mahwah, NJ: Erlbaum, 2003.

Hoffman, Marin, and Herbert D. Saltzstein. “Parent Discipline and the Child’s Moral Development.” Journal of Personality and Social Psychology 5 (1967): 45-57.

Cohen, Patricia, and Judith S. Brook. “the Reciprocal Influence of Punishment and Child Behavior Disorder.” In Coercion and Punishment in Long-Term Perspectives, edited by Joan McCord. Cambridge, England: Cambridge University Press, 1998.

Kandel, Denise B., and Ping Wu. “Disentangling Mother-Child Effects in the Development of Antisocial Behavior.” In Coercion and Punishment in Long-Term Perspectives, edited by Joan McCord. Cambridge, England: Cambridge University Press, 1998.

Gershoff, Elizabeth Thompson. “Corporal Punishment by Parents and Associate Child Behaviors and Experiences: A Meta-Analysis and Theoretical Review.” Psychological Bulletin 128 (2002): 539-79.

Gordon, Thomas. Teaching Children Self-Discipline…At Home and at School. New York: Times Books, 1989.

Hoffman, Martin. “Conscience, Personality, and Socialization Techniques.” Human Development 13 (1970a): 90-126.

Sears, Robert R., Eleanor E. Maccoby, and Harry Levin. Patterns of Child Rearing. Evanston, IL: Row, Peterson, 1957.

Stormshak, et al “Parenting Practices and Child Disruptive Behavior Problems in Early Elementary School.” Journal of Clinical Child Psychology 29 (2000): 17-29.

Straus, Murray A. “Children Should Never, Ever, Be Spanked, No Matter What the Circumstances.” In Current Controversies on Family Violence, 2nd ed., edited by Donileen R. Loseke, Richard J. Gelles, and Mary M. Cavanaugh. London: Sage, 2004.

 Straus, Murray A., David B. Sugarman, and Jean Giles-Sims. “Spanking by Parents and Subsequent Antisocial Behavior of Children.” Archives of Pediatrics and Adolescent Medicine 151 (1997): 761-67.

 Straus, Murray A. Beating the Devil Out of Them: Corporal Punishment in American Families and Its Effects on Children. 2nd ed. New Brunswick, NJ: Transaction, 2001.

Toner, Ignatius J. “Punitive and Non-Punitive Discipline and Subsequent Rule-Following in Young Children.” Child Care Quarterly 15 (1986): 27-37.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۴ نظر

  1. samira گفت:

    سلام.به نظر شما در برابر روشهایی که همسرم برای تربیت دخترم انجام میده من میتونم دخالت کنم یا نه؟ آخه گاهی اوقات احساس میکنم بعضی حرفهاش یا روشهای تنبیه هاش مناسب نیست.من تو این مواقع چه عکس العملی میتونم نشون بدم؟

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام. بهترین حالت در تربیت کودک توسط والدین اینه که هر دو در یک روش تربیتی به توافق برسند. در غیر این صورت کودک دچار تضاد می شود. بعلاوه بهتره که هر دو طرف در روش تربیتی درست به این توافق برسند. هر زمان هم که جلو کودک دچار اختلاف شدید در رفتار با وی، بدون اینکه کودک متوجه شود سعی کنید در مکانی دیگر مشکل خود را حل کنید.

  2. مژگان و مانی گفت:

    من یک پسر ۵ ساله دارم و وقتی کوچیک بود خیلی با ادب و خوب بود ولی مدتی که با من و پدرش تو خونه خیلی ناجورحرف میزنه البته اصلا کلمان بد نمیگه ولی ادا مونو در میاره به حوفامون گوش نمیده بدتر از همه خیلی عصبانیه واقعا از دستش مستاصل شدم.

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام. پسر شما احتمالا این مدت دچار اضطراب شده و این اضطراب رو داره با پرخاشگری بروز میده. سعی کنید در برابر این رفتارها واکنشی نشون ندین و بی توجه باشین. بعلاوه سعی کنید وقت بیشتری برای بازی با کودک بگذارید. ویژگی های مثبت کودک را تشویق کنید و ویژگی های منفی را نادیده بگیرید. هم چنین سعی کنید منبع اضطراب یا پرخاشگری را پیدا کنید.

نظر دهید

سوال امنیتی *