تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی نوجوان ۱۵ ساله

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه کودک و نوجوان می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۱۸ نظر
  1. elnaz.t
    سلام چند وقتیه برادرم خیلی عصبی شده این حالاتش از وقتی که وارد سن بلوغ شده خیلی بیشتر شده .الان 15 سالشه ولی هی داره بیشتر میشه.مثلا مادرم اگر یه چیزی بگه زود از کوره در میره و حتی وقتی میاد تو اتاقش یواشکی فحش میده وقتی بهش میگم ساکت شو نباید اینجوری بگی به من هم فحش میده.البته بگم که مامانم یکم زیادی گیر میده درس بخون.اینو بگم که داداشم در عین حال خیلی هم مهربونه.خیلی پایست از بس که همیشه کمکم کرده و باهام پایه بوده دوست دارم ایت رفتارشم درست شه.ممنون میشم کمکم کنید.
    پاسخ آذر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک و نوجوان
      رفتار برادر شما درست مثل هشتاد درصد هم سالان خودش است. هم چنین رفتار مادر شما نیز مانند اکثر مادران پسردار در این سنین است. اینکه می گویید با شما ارتبلطش خوبست نکته مثبتیست. همین ارتباط را حفظ کنید. بگذارید با شما درد دل کند و هیجاناتش را بدون احساس گناه با شما در میان بگذارد. به مادرتان بگویید که انتقادهای زیاد موجب دور شدن نوجوان از خانواده و والدین می شود علاوه بر افزایش پرخاشگری او را بیشتر به سمت همسالان می کشاند. برای درس خواندن نوجوان نیازمند انگیزه درونی است. با تاکیدهای مکرر نتیجه ای جز فرار بیشتر از درس خواندن نخواهید گرفت.
      پاسخ دی ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۳ ق.ظ
  2. زهرا صالحی
    به نظر من نقش شما در اینجا میتونه خیلی پررنگ باشه وقتی میگی خیلی پایه و مهربونه الان به کمک خواهرش احتیاج داره باهاش حرف بزن و در حین حرف زدن اصلا نصیحتش نکن فقط و فقط باهاش حرف بزن و بزار راحت باهات حرف بزنه.بزار برات درد و دل کنه.و بگه برای چی اینطوری شده شاید یه مشکل کوچیکی داره که با حرف زدن برطرف بشه باهاش خیلی گرم بگیر و بزار بهت اعتماد کنه.باهاش به آرامی حرف بزن وقتی دیدی موقعیتی خوبه و میتونی ازش سوال بپرسی ازش سوال کن که چرا این جوری شدی و چرا فحش میدی؟ موفق باشید.
    پاسخ آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۳:۰۲ ب.ظ
  3. فاطمه
    الناز جان برادر بزرگ منم چند سال پیش دقیقا توی سن بلوغش این مشکلو داشت آدم مقید مذهبی بود به خاطر همین با ما کاری نداشت ولی خودش رو خییلی اذیت می کرد و حتی گاهش خودش رو میزد و گریه میکرد ما یه مدت سعی میکردیم جلوش رو بگیریم اما انگار هر کاری میکردیم نتیجه عکس میداد تا اینکه تصمیم گرفتیم کارایی که باعث میشه برادرم اینهمه عصبی میشه رو نکنیم خیلی باهاش بحث نکنیم و موقع عصبانیتم سکوت کنیم تا عصبانیتش فروکش کنه خداروشکر رفته رفته بهتر شدطوری که الان کلا خوب شده و شده یه پسر آروم منطقی فکر میکنم شما هم اگه اینجوری عمل کنی نتیجه میگری
    پاسخ آذر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۹:۳۰ ق.ظ
  4. عرفان
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده و نه رشته خود علاقه دارد.انتخاب رشته اش رشته ای بوده که پسر عموش انتخاب کرده.مسئولیت هم به هیچ وج قبول نمی کند.فقط پول بدیم بره خرج کنه.بخوره بخوابه، با دوستاش بیرون بره و با گوشی بازی کنه.بی برنامه بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که میخواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال و منظم هستم و آدم بسیار مسئولی هستم.تحمل این بچه عذابم میدهومن فقط همین پسر رو دارم و اختلاف من و پسرم 37 ساله
    پاسخ دی ۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۲ ق.ظ
  5. مرحمت
    سلام ببینید موضوع کمی پیچیده است با یک فرضه می شه گفت، پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثر دلیلش نوع رفتار پدر و مادر بچه هاست، پدر و مادری که خودشون سخت کار می کنند ولی اجازه نمی دن که پسرشون سختی بکشه و میخوان به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه .بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت های مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته در سن بلوغ هستش و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به شماره حضوری مراجعه کنید.
    پاسخ دی ۸, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
  6. angelgh
    احساس می کنم دخترم جدیدا عاشق یکی از همکلاسیاش شده و همه اش تو فکر اونه و از طریق تلگرام هم با هم چت می کنند.و در ضمن هر دو جزو شاگردان ممتاز هستند ولی من از این علاقه که باعث پرخاشگری او شده می ترسم در ضمن ما جدیدا صاحب یک فرزند پسر شدیم.
    پاسخ مرداد ۱۹, ۱۳۹۶ در ۵:۴۰ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.. درست متوجه نشدم یعنی احساس میک نید دختر شما عاشق هم کلاسی دخترش شده؟ و این ها رو از چت ها و صحبت هاش فهمیدید؟ نمی تونه خیلی منطق درستی باشه.... بیشتر نشون دهنده شخصیت وابسته دختر شماست. هم چنین پرخاشگری هم می تونه از اضطراب تولد فرزند جدید باشه... دخترتون چند سالشه؟
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۶ در ۷:۵۵ ب.ظ
  7. امیرحسین
    سلام من ۱۵ ساله ام من وقتی بایک نفر تو یک کلاس باشیم فقط چهار جلسه خیلی وابسته میشم چه اقا باشه چه خانم وقتی دیگه نبینمش نمیتونم تحمل کنم حالم بد میشه چی کار کنم
    پاسخ مرداد ۲۸, ۱۳۹۶ در ۸:۰۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام امیر حسین.. در روابط قدم به قدم با ادم ها جلو برو.. اگر اونها یک قدم برداشتند تو هم یک قدم بردار نه بیشتر... این مسئله به روابط تو با خانواده هم بر می گرده... چقدر توی خانواده پذیرش بالاست و تا چه میزان روی تو حساب باز می کنند؟
      پاسخ شهریور ۵, ۱۳۹۶ در ۷:۰۰ ب.ظ
  8. erfan
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده.نه به رشته ای علاقه دارد و انتخاب رشته اش چیزی بوده که پسر عمویش انتخاب کرده نه کاری می کند .نه مسئولیتی قبلو می کند فقط پول بدیم خرج کند.بخوره بخوابه با دوستاش بره بیرون و با گوشی بازی کنه.بی برنامه ، بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که او می خواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال، منظم و مسئول هستم.تحمل این بچه عذابم میده .من فقط همین پسر رو دارم و اختلاف سنی ما 37 ساله.
    پاسخ مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ در ۳:۴۰ ب.ظ
    • همیار
      سلام.ببینید موضوع کمی پیچیده است ...با یک فرضیه میشه گفت : پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثرا دلیلش نوع رفتار پدر و مادر با بچه هاست.پدر و مادری که خودشتون سخت کار می کنند ولی اجازه نمیدن که پسرشون سختی بکشه و میخوان که به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه.بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه و... ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته تو سن بلوغ هستند و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به مشاوره حضوری مراجعه کنید.
      پاسخ مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. این طور که مشخصه فرزند شما هر چیزی که می خواسته فراهم شده و هیچ وقت یاد نگرفته صبر کنه برای چیزی که می خواد و یا تلاشی انجام بده. زمانی که بچه ها احساس کنند همیشه کسی هست که پشتیبان انهاست احساس مسئولیت نمی کنند و هدفمندی براشون مسئله کوچکی میشه.. البته که نباید جلوش بایستید و باید قدم به قدم سعی کنید با این رفتارها مقابله کنید و محدودیت های درست و ارام ارام ایجاد کنید.
      پاسخ شهریور ۱۰, ۱۳۹۶ در ۷:۳۸ ق.ظ
  9. کیان
    سلام من 15 سالمه راجب مسائل جنسی هم میدونم ولی مادر پدر هیچی نمیگن بهم نمیدونم چیکار میخوام به مادر پدرای دیگه بگم زود تر به کودکانتون بگید چون اونا در سن 12 یا کمتر میفهمن و توقع دارن بهشون بگید..
    پاسخ بهمن ۲۶, ۱۳۹۶ در ۴:۱۱ ب.ظ
  10. میترا
    سلام من ۱۷سالمه و خانوادم خیلی بهم گیر میدن بخاطر بیرون رفتنم واقعا دیگه خسته شدم منم دوس دارم مث دوستام برم بیرون و خوش بگذرونم باید چیکار کنم بنظرتون
    پاسخ خرداد ۱۹, ۱۳۹۷ در ۴:۱۲ ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز تا خانواده شما متوجه نشوند شما به انتظارات و حساسیتاشون اهمیت میدید . اتفاقی نخواهد افتاد و خانواده برای حفظ و امنیت شما چنین کارهایی رو انجام خواهند داد. پس در انتخاب دوست و کارهای خودتون دقت کنید . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۷ در ۸:۲۵ ق.ظ
  11. ...
    سلام... دختری را میشناسم که 14 سال دارد و ب پسر 16 ساله علاقه مند شدید شده و پسر هم نسبت به او حس خیلی شدیدی دارد این دو ب شدت عاشق هم هستند و اصلا حاضر نیستند لحظه ای بدون هم را بگذارنند... البته این دو بدون اطلاع خانواده دوست اند... خانواده دختر از دوستی مطلع شده و اصرار دارند هرچه زودتر این رابطه پایان پیدا کند اما دختر و پسر اصلا مایل نیستند و میگویند ما بدون هم میمیریم و پسر به دختر قول ازدواج داده... دختر دچار افسردگی شدید شده و مدام گریه میکند و پسر هم همینطور چه باید کرد؟
    پاسخ شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ در ۹:۳۶ ب.ظ
    • wpadmin
      ارتباطات عاطفی نوجوانان واقعیت این است که از لحاظ روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیست که در این سنین، نوجوانان تمایل به برقراری ارتباط عاطفی داشته باشند. یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس خواهانه هم در آنها شکل می گیرد. نوعی نیاز به برقراری ارتباط عاطفی و هیجانی و نیز ارتباط جسمی. این یک فرآیند طبیعی است و تا قرن های متمادی انسان ها وقتی به سن بلاوغ می رسیدند اقدام به برقراری ارتباط برای تشکیل زندگی مشترک می کرده اند. بنابراین اینکه نوجوانی تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد یا عاشق شود یا در ذهنش به این موارد فکر کند، اصلا چیز عجیبی نیست. خیال تان را راحت کنم، به سلامت روان نوجوانی که به اینجور چیزها فکر نمی کند، باید شک کنید! چه واکنشی نشان دهیم؟ وقتی از رابطه نوجوان تان با جنس مخالف آگاه شدید، این کارها را انجام دهید: 1) ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ کنید این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندان است. والدین باید به گونه ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهمترین منبع ارتباطی برای او باشد. در واقع خانواده ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد. نوجوان زمانی می تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش خانواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواهد بود. مثلا اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده، دوره پر تنشی شروع خواهد شد، سرکوب می شود. مورد خشونت قرار می گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می دهد اساسا قید اطلاع رسانی به خانواده را بزند. چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به واسطه اینکه پتشوانه تجربی و حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالا دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوءاستفاده خواهد بود. نوع دوم خانواده هایی هستند که با مطلع شدن از این ارتباط، اصولا شروع به نصیحت و سرزنش می کنند و تلاش می کنند که ارتباط نوجوان شان را قطع کنند. نتیجه اینکه شاید موفق شوند که فرزندشان را از ادامه ارتباط منصرف کنند ولی مشکل اینجاست که احتمالا نوجوان در تجربه های بعدی ترجیح می دهد که خانواده را در جریان این اتفاق ها قرار ندهد. نوع سوم خانواده هایی هستند که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوان شان احترام می گذارند. او را برای این ارتباط سرزنش نمی کنند. این خانواده ها آگاهانه سعی می کنند که ارتباط شان را با فرزندشان حفظ کنند. تا نوجوان بتواند به راحتی مشکلاتی که پیش می آید را با آنها در میان بگذارد ولی در عین حال تلاش می کنند فرزندشان را راهنمایی کنند. این راهنمایی به معنای نصیحت نیست بلکه آنها واقعیت های موجود را درباره ارتباط های نوجوانی می گویند. مثلا همانقدر که به احتمال بی ثباتی این رابطه ها اشاره می کنند، به جذاب بودنشان هم اشاره می کنند، به اینکه کنجکاوی نوجوان را برمی انگیزاند. 2) با نوجوان تان صادقانه صحبت کنید آمارها نشان می دهند که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از همسالان می گیرند . و تنها درصد کمی را از والدین می گیرند؛ این در حالی است که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از اینگونه روابط دارند و والدین مشخصا دقیق ترین اطلاعات را دارند. بنابراین نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوان تان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید. سعی نکنید اطلاعات دلهره آور در اختیار او قرار دهید. اینکه اینگونه روابط موجب بدبختی آدم ها می شود یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کند. منصف باشید و اطلاعات دقیق در اختیارش قرار دهید. 3) پذیرش تان را بالا ببرید منظورم این نیست که هر اتفاقی افتاد با آغوش باز بپذیرید، نه؛ پذیرش یعنی اینکه آرامش خود را در مواجه شدن با برخی اتفاق های فرزندتان بالا ببرید. نوجوانی که با مسئله ای روبرو شده است، خود به اندازه کافی استرس و تنش دارد. بهتر است شما با آرامش تان، وضعیت روانی فرزندتان را بیشتر دچار تنش نکنید. لزومی ندارد در آن لحظات شروع کنید به پیش بینی هایی که از این رابطه کرده بودید، اینکه این رابطه از اول اشتباه بوده است. جو حمایتی خانواده را به گونه ای پیش ببرید که فرزندتان به خانواده اعتماد کند. آنقدر پذیرش داشته باشید که نوجوان تان بتواند اتفاق های عجیبی که برایش افتاده را با شما در میان بگذارد. در واقع خانواده باید اولین حریم امن نوجوان باشد. 4) کنترل نکنید بعضی از خانواده ها تمام تلاش خود را می کنند که فرزند نوجوان شان را کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیر و رو کردن وسایل شخصی اش برای پیدا کردن نشانه های خطر! یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان. نوجوان ها متوجه این کنترل ها می شوند. آنها (و در کل همه انسان ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستند. کنترل ارتباط را قطع می کند، اعتماد را از بین می برد و نوجوان را از خانه گریزان می کند. به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید ولی همیشه خود را برای شنیدن حرف های نوجوان تان درباره رابطه عاطفی اش آماده کنید. 5) خط قرمزها را مشخص کنید به جای تهدیدها یا نصیحت های مکرر، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید. محدودیت های خانوادگی را با او در جریان بگذارید. محدودیت هایی مثل محدودیت های زمانی ارتباط، استفاده تلفنی و ... حتی می توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آنها در میان بگذارید. متاسفانه خانواده ها از صحبت کردن در این موارد به شدت گریزان هستند و چه بسا می ترسند. که با صحبت کردن در این باره، فایل هایی در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلا توجهی به آنها نداشته است. اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده اید، سعی کنید به شیوه های مختلف او را آگاه سازید. مثلا می توانید کتاب های خوبی در این باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید. 6) با دوست فرزندتان ارتباط برقرار کنید در صورتی که مقدور باشد، با فردی که فرزندتان با او دوست شده، آشنا شوید. او را به خانه یا به یک گردش چند ساعته در شهر دعوت کنید. حسن نیت تان را هم به فرزندتان و هم به دوستش ثابت کنید و نشان دهید که به احساس آنها احترام می گذارید. با این کار مدیریت بیشتری روی ارتباط آنها خواهید داشت. با این کار احتمالا آنها مخفی کاری نمی کنند و مشکلات شان را با شما در میان می گذارند. خطوط قرمز را رعایت می کنند و طبق اصول خانوادگی شما پیش می روند. این شکل از ارتباط عموما برای خانواده ها بسیار سخت است، مخصوصا اگر دخترشان در ارتباط باشد. ولی واقعیت این است که با جنگ و دعوا و تنش کاری پیش نمی رود. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      پاسخ شهریور ۱۹, ۱۳۹۷ در ۶:۱۲ ق.ظ
نظر دهید

سوال امنیتی *