تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله

روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله

لحظه ای فرارسیده که معلوم نیست فرزند شما هنوز بچه است یا نه؟ ممکن است فکر کنید بچه ای که از اولین لحظات زندگی تا نزدیک دوره بزرگسالی  تربیت کرده اید، برای مستقل شدن آماده است و دیگر به کمک شما نیاز ندارد، درصورتی که این فکر واقعا اشتباه است.

ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی  و پرمو می شود، ولی مشکلات مربوط به بلوغ برای هردو جنس بسیار زیاد است.

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید. اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا  در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی.

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آنها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد  درکنارش هستید. می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگرتا به حال این کارها را انجام نداده اید). آنها با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه وارد شدن به اعتماد به نفسشان  شود بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند اعتماد به نفس و خود باوری آنها حفظ شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسولیت پذیری دارد و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق  و سراسیمه می شود شما هستید که می توانید بیشتراز هر چیزی  برای او پناهگاهی امن  و مطمئن از نظر احساسی  فراهم کنید .

فرزندتان را در گذر از مسیرزندگی  برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان  بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست. در حالیکه طبیعت رابطه شما تغییر کرده است واز رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آنها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آنها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۴ نظر

  1. رنگا رنگ گفت:

    سلام .من فرزندان خوبی دارم و اطمینان کامل به آنها دارم.اما مدتی است به یکی از آنها شک کردم و حس میکنم با جنس مخالف در ارتباط است.حتی شماره ای به نام طرف هم در گوشی اش پیدا کرده ام.اما رمز گوشی اش را نمیدانم.البته هر وقت که این مسئله پیش میام، خودش همه چیز را برایم تعریف میکرد.و منم راهنماییش میکردم.و او هم تمام حرفهایش را به من میزد .رمز گوشی اش را به هم میگوید.اما من فراموش کرده ام.حال نمی دانم با چه طرفندی باز هم رمز گوشی اش را بگیرم تا شک نکند.(چون مدتی است که حس میکنم با کسی خصوصی صحبت میکند و پدرش هم متوجه شده اما من به پدرش قول دادم که بدون داد و بیداد و عصبانیت از زیر زبانش حقیقت را بشنوم.اما نمیدانم چگونه.( دوست ندارم بقیه اعضای خانواده ام بوببرند.همسرم صبرش کم است و میترسم تحمل نکند و وضع بدتر شود)من به او اطمینان دارم.اما حس عجیبی دارم لطف کنید راهنمایی ام کنید.که چگونه بحث را با او باز کنم؟

    • مژگان ن گفت:

      مسئله مهم را فراموش نکنید که شما به دنبال کنترل کردن نوجوانتان هستید که در نهایت به نفع شما نخواهد بود. اگر شما گوشی او را چک کنید یا نکنید او در هر صورت کار خودشرا خواهد کرد. در کنار تمام چک کردن ها بیشتر او را حمایت کنید و به او در زمینه ارتباط ها اگاهی دهید. اگر احساس کند که تحت کنترل است بیشتر از شما فاصله می گیرد. ارتباط مخفی او با فردی غریبه با توجه به سنش غیر طبیعی نیست و وظیفه شما جاییست که این ارتباط را در جاده درست بیندازید. حس شما قابل درک است اما فراموش نکنید که یک نوجوان به هر صورتی به دنبال ارتباط های بیرونی و کشف دنیای جنس مخالف است و بهترین کار دادن اگاهی به او در این زمینه است.

  2. زاهد گفت:

    اینطور که حس کردم ایشون شاید نسبت به شما احساس راحتی و اطمینان بیشتری دارند.بهتره با اطمینان بخشی بیشتر و آرامش در مورد مسائل اخیر باهاش صحبت کنین و بهشون بقبولونین که هدفتون صرفا از این سوال سعادت و خوشبختی هست و قصد بازجویی ندارین.ایده اینکه وارد حریم خصوصی ایشون بشید ایده خوب و معقولی نیست.هر چند گاهی لازم است که به عنوان والدین برخی کنترل ها در مورد فرزند اعمال بشه.ولی اولین اولویت شما ایجاد محیطی صمیمی و اطمینان بهش هست که بتونین به عنوان مادر از ایشون سوالاتی رو بپرسین.اگر با این کار به نتیجه مشخصی نرسیدین و اون موقع میشه که فکر دیگری را اجرا کرد مثلا پدر خانواده وارد عمل بشن.اگر باز نتیجه نداد اون موقع میشه محدودیت هایی رو براش اعما کرد.مثلا توقیف موبایل به مدت مشخص و معین.بدون اینکه وارد حریم خصوصی شد.اگر باز جواب نداد اون موقع شما مجاز هستید که تلفن همراه ایشون رو بازرسی کنید.در ضمن اگر ایشون دختر هستند حساسیت بیشتری به خرج دهید چرا که بیشترین لطمه در روابط دوستی با جنس مخالف رو جنس مونث میخوره.

  3. نازی گفت:

    با سلام من دختری ۱۵ساله هستم در ارتباط برقرار کردن با دوستانم مشکل دارم،بعد از چند روز با هرکی دوست میشم میزاره میر،دوستم کم مهلمم میکنه،زبون تندی ندارم بد اخلاق هم نیستم،با همه مهربانم گاهی میگم شاید از بس مهربونم این طوره،بلد نیستم دوستانم جذب خودم کنم کمکم کنید لطفا

نظر دهید

سوال امنیتی *