تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی کودک سه سالگی

روانشناسی کودک سه سالگی

آنچه باید در مورد کودک سه ساله خود بدانید:

یکی از بزرگترین لذت ها برای پدر و مادر تماشای یادگیری وترقی کودکشان است. ولی آیا می دانید به کدام سمت می رود و چه نقاط عطف رشدی دارد؟ آیا می دانید برای کمک به کسب اعتماد به نفس از توانمندی هایش جهت رفتن به مرحله بعدی زندگی چه کاری از شما ساخته است؟

در سه سالگی، کودک نسبت به چند ماه قبل تحرک و بی پروایی بیشتری دارد. هنگام دویدن و راه رفتن کنترل بیشتری بر مسیر حرکتش دارد. و ممکن است بتواند روی انگشت یک پا راه برود و یا لی لی کند. او می تواند در هر گام به کمک یک پا از راه پله بالا برود و حتی ممکن است چنان به خود مطمئن باشد که بتواند بدون گرفتن جایی از راه پله استفاده کند. اغلب اوقات او می تواند توپ را از پایین به بالا پرتاب کند و یک توپ بزرگ را در بین دست های کشیده اش نگه دارد. کودک می تواند توپ را به سمت جلو شوت کند.

شما می توانید با دادن فرصت بازی در فضای باز مثل پارک و یا زمین بازی صاف و بی خطر به کودکتان کمک کنید تا مهارت هایش به شکل کامل پرورش یابد.

مهارت های حرکتی ظریف کودک نیز کم کم پیشرفت می کند. در سه سالگی کودک باید این توانایی را داشته باشد که غذایش را با قاشق بخورد بدون اینکه غذا بریزد و نیز باید بتواند دست هایش را خودش بشوید و خشک کند و لباس هایش را به تنهایی و تنها با کمی کمک از جانب شما بپوشد.

کودک می تواند مداد شمعی را به شکل صحیح تر و محکم در دستانش نگه دارد و آنچه که ترسیم می کند نسبت به قبل قابل تشخیص تر است. او می تواند از تیزی اسباب بازی‌هایش برای بریدن اشیا استفاده کند.

هر چیزی که این فرصت را در اختیار کودک بگذارد تا مهارت هایش را تقویت وتمرین کند بسیار با ارزش است. وقتی کاغذ و مدادشمعی و مداد دراختیار کودک قرار می دهید موجب تقویت چالاکی کودک می شوید که این چالاکی هنگامی که او می خواهد مهارت نوشتن را بیاموزد به او کمک می کند.

با اینکه برای نوشتن به کودک کاغذ داده اید ممکن است نوشتن بر روی دیوار ها برایش جذاب تر از صفحه کاغذ باشد.

اکنون نوبت شماست که شرایطی فراهم کنید و مشوق کودکتان باشید تا استفلال بیشتری کسب کند. اجازه دادن به کودک برای تنهایی غذا خوردن و لباس پوشیدن، حتی اگر زمان زیادی از شما بگیرد عامل کمک کننده مهمی است چون فرصت زیادی تا  قبل از اینکه او مدرسه را شروع کند وجود ندارد.

در این سن، مهارت سخن گفتن و تفکر در کودک به سرعت پیشرفت می کند. او می تواند تعدادی از رنگ ها را بر هم منطبق کند و نیز نام برخی از آنها را بداند. او داستان را دوست دارد و اکنون همان زمانیست که ممکن است مجبور شوید یک داستان را بارها برای کودک بخوانید. دایره لغات او هر روز وسیع تر می شود، با اینکه ممکن است از خیلی از این لغات جدیدی که یاد گرفته  استفاده نکند.

گفتگو با کودک بسیار مهم است زیرا به او کمک می کند چیز هایی مثل ساختارجمله، ضمیر و زمان ها را یادبگیرد.

وقتی کودک تلاش می کند مهارت های کلامی که تازه کسب کرده است را تمرین کند حتما به او گوش دهید.

در این سن روش بازی کردن کودک مدام در حال تغییر است. زمانیکه در حال تمرین بر روی مهارت حل مساله، مهارت کلامی و خلاقیت است، دارای قوه تخیل بیشتری است و در این هنگام داستان هایی که به زبان می آورد بیشتر بر مبنای داستان کتاب هایی است که خوانده و یا برنامه های تلویزیونی است که دیده است.

اگر تا به حال چنین کاری انجام نداده اید باید بدانید اکنون بهترین زمان است تا کودک را با مهارت در آوردن لباس و نیز فعالیت های ابتکاری مثل خمیربازی، آب و شن و رنگ آمیزی یا پخت و پز آشنا کنید.

کارهایی که کودکتان انجام می دهد شاید چندان احساس خاصی را در شما بر انگیخته نکند ولی این کارها به عنوان یک خروجی مهم برای اوست که ایده های درونی اش را به شکل عینی و واقعی تبدیل می کند.

واجب است  کودک فرصت بازی با سایر بچه ها را داشته باشد تا بتواند مهارت های اجتماعی را در خود تقویت کند. این مهارت ها اورا توانمند می کند تا برای قرار گرفتن در محیط مدزسه آماده شود. سه سالگی بهترین زمان برای ایجاد بستری مناسب جهت کسب مهارت های اجتماعی، شناختی و فیزیکی است که او هنگام شروع مدرسه به آنها نیاز دارد.

کسب این مهارت ها تنها برای زنده ماندن کودک نیست، بلکه این مهارت ها موجب پیشرفت کودک در محیط آموزشی رسمی می شود ونقش شما در این زمینه بسیار مهم و حیاتی است.

 

مطالب مرتبط:

پیش بسوی یک سالگی: آنچه باید در مورد کودک یک ساله بدانید

پیش به سوی دو سالگی: انچه باید در مورد کودک دو ساله بدانید

 

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۱۹ نظر

  1. دو قلو ها گفت:

    با سلام.بنده دو پسر دو قلو دارم که الان تقریبا ۳ سال و ۴ ماهه هستند.درباره بچه ها و نوع رفتار با آنها هم کتاب های زیادی خوندم ولی در مورد رفتار با دوقلو ها کتاب مفیدی پیدا نکردم.از آنجا که همه معتقدند که باید با آنها رفتار یکسانی داشت ولی من مخالفم و فکر میکنم هر کدام فرق دارند.
    میخواستم ببینم چطور با اونها برخورد کنم که بعدا مشکلی برام پیش نیاد.و یکی فکر نکنه که کمتر دوستش دارم .دوم اینکه پدرشون به علت ساعت کاری زیاد خیلی با اونها نیست و ما معمولا تنهاییم و تقریبا تمام مسئولیت ها گردن من است.این مشکلی برای آنها دارد یا نه؟کلا چیکار کنیم که آرامش بیشتری داشته باشیم.البته الان فکر میکنم به نسبت قبل خیلی بهترم ولی باز هم زود عصبانی میشم

  2. مشاور گفت:

    هر مادری که تنها یک فرزند را بزرگ کرده باشد ، می داند که بزرگ کردن همزمان دو فرزند چه کار سخت و توانفرسایی است.بنابراین اگر بتوانید از پدر بچه ها یا دوستان و اقوام یا حتی یک پرستار کمک بگیرید و گاهی یه وقت بگذرانید.مثلا تنهایی ورزش کنید ، خرید کنید دوستتان را ببینید یا …از عصبانی و کم طاقتی تان کاسته خواهدشد.این برای سلامت روانی خود شما ضرورت دارد.چون دو قلو های شما پسر هستند ، حتما حضور پدر آنها یا دست کم دایی یا عمو یا پدر بزرگ ، لازم است تا این پسر بچه های کوچک بتوانند با او همانند سازی کرده و برخی رفتار های مردانه را ببینند و بیاموزند.این کار نیز برای رشد فرزندان شما و شکل گیری درست شخصیت و منش آنها ضرورت دارد.
    درباره رفتار با دوقلو ها حق با شماست.بسیاری از دوقلو ها حتی آنها که ظاهر کاملا مشابه دارند ، از نظر ویژگی های رفتاری ، هوشی ، احساسی و عاطفی متفاوتند.شما باید نیاز های هر دو را بشناسید و طبق آن نیازها آنها را پرورش دهید.اما از مقایسه آنها به شدت بپرهیزید و ویژگی های بهتر یکی از آنها را به رخ دیگری نکشید.

  3. هنگامه گفت:

    دختری ۳ سال و ۴ ماهه دارم که خیلی آرام است ، اما بعضی مواقع عصبی میشود.مثلا وقتی که کاری که می خواهد بکند، نمی شود و لج می کند و یا وقتی که ما جلوی انجام کار خطرناکی که می خواد انجام بدهد را میگیریم عصبی میشود.من خیلی نگرانش هستم و نمی دانم چگونه می توانم به او کمک کنم ، لطفا مرا راهنمایی کنید.متشکرم

    • مژگان ن گفت:

      لجبازی کودکان در سن سه تا چهار سالگی رفتاری رشدی مخصوص این سن بوده و اگر درست برخورد شود می توان ان را تعدیل نمود. وقتی شما با لجبازی کودک برخورد می کنید به هر نحوی حتی قانع کردن و صحبت کردن با کودک منجر به تشویق این رفتارها و افزایش انها خواهید شد. بهترین روش در پاسخ به لجبازی ها نادیده گرفتن رفتارهای لجبازیست. بدین صورت که هیچ واکنشی در قبال این رفتارها نشان ندهید، و این رفتار را تا یک ماه ادامه دهید. این کار منجر به خاموش شدن رفتار لجبازی کودک می شود زیرا رفتار بازخورد بیرونی دریافت نکرده و از بین می رود.

  4. مشاور گفت:

    تنها راه حل این است که خودتان و همسرتان و اطرافیانتان جلوی او رفتارهای عصبی نشان ندهید، چون کودک این قبیل رفتارها را از شما و اطرافیان می آموزد .ضمنا برای انجام کار به او فشار نیاورید و او را مضطرب نکنید، مثلا عجله به خرج ندهید و او را هول نکنید.از همه مهمتر با حوصله و صبر حتما روش انجام درست کارها را به او یاد بدهید و مدام ذکر کنید که باید با آرامش روش انجام کاری را هر چقدر سخت باشد یاد بگیرد.اگر ما کاری را به فرزندمان درست وبا صبر یاد ندهیم او نمی تواند خود به خود آن کار را به نحو احسنت انجام بدهد.ضمنا اگر کاری را اشتباه انجام داد دست به تنبیه او نزنید، حتی اگر تنبیه فقط یک اخم باشد.

  5. behrooz گفت:

    سلام فرض کنید که در موقعیتی قرار دارید که یک کودک داره موجب اذیتتون میشه و از اون تیپ بچه های حرف گوش نکن و شیطون.مثلا شما یه جایی نشستید هی میاد اذیت میکنه و چیز براتون پرت میکنه و موهاتونو میکشه و از اینجور کارها ، هرچی بهش میگید عزیزم نکن حرف تو گوشش نمیره.حالا باید چه رفتاری با این بچه داشت؟
    من در چنین مواقعی سر چنین بچه ای داد میزنم و یا میگم چاقو دارم و گوشتو میبرم اما چند بار این نوع رفتارم باعث ناراحت شدن والدین این کودکان شده.آخرین موردش همین دیروز تو بانک بود که نشسته بودم و پسر بچه تقریبا سه ساله هی میومد کیفمو میکشید و هر چی میگفتم عمویی نکن عزیزم نکن.حالیش نمی شد مادرش هم چند متر اونورتر کنار باجه نشسته بود.آخر مجبور شدم اخم کنم و با صدای نه چندان بلند سرش داد بزنم که بچه مگه با تو نیستم .یهو مادرش اومد بلغش کرد و برد و حین رفتن کلی هم اخم و زیر لب غرغر کرد.من واقعا کارم اشتباه بود؟اینجور مواقع باید چیکار کرد؟

  6. جوادیان گفت:

    باید بهش بی توجهی کنید بچه با این رفتار داره توجه شما رو جلب میکنه حتی توجه منفی و هر چقدر بیشتر حساس بشید بیشتر خوشش میاد

  7. behrooz گفت:

    مرسی از راهنماییت.
    اما اگر بی توجهی کردن به این بچه ها هم تاثیری نداشت چی؟

  8. جوادیان گفت:

    سلام ممکنه نکن گفتن های ما باعث تحریک لجبارزی بچه بشه.که البته لجبازی تا حدودی تو بچه ها طبیعیه برای اینکه هم خودتون اذیت نشین و هم بچه به لجبازی و اذیتاش پایان بده بهتره به جای جملات دستوری بکن بکن بشین نشین حواسشو از موضوع اذیت پرت کنین و سرگرمش کنین یا به اصطلاح دنبال بخود سیاد بفرستینش.تو همون حینی که مدام کیف شمار و میکشه و کلافتون میکنه میتونین یه کاغذ بهش بدین و بگین یه هواپیما برای عمو درست کنه یا یه آدم بکش یا یه صحنه ای رو با هیجان بهش نشون بدین… که طبق سن بچه میتونین این کارهارو بزرگونه و یا بچگونه تر انجام بدین.

  9. عاطفه گفت:

    سلام ما ساکن تهران هستیم و خانواده ی خودمم ساکن اصفهان هستند اینجا با خانواده ی شوهرم هستیم و نزدیک به هم زندگی میکنمیم هیچ بچه ای هم اطراف ما نیست که هم بازی دخترم باشه و تنهاست و البته اینکه به خانواده همسرم فوق العاده وابسته است و هر وقت اونا رو میبینیم میخواد شب اونجا بمونه با توجه به اینکه تنهاست میگذاشتم بمونه.اما کم کم مشکلاتی پیش میومد اینکه کمتر حرف ما رو میخوند و اینکه دو تربیته می شود و با برادر شوهرم نمی ساختند.چند بازی موندنش مخالفت کردیم اما یا باید راضیش میکردیم که فلان جا میریم یا فلان چیز رو برات میخریم تقریبا موفق نشدیم.بعضی ها هم میگن به روزببرش و توجهی به گریه هاش نکن یه روزبه شوهرم گفتم چون تنهاست این کارو میکنه اگه خواهر یا برادر داشته باشه از سرش میفته البته فراموش کردم بگم دخترم سه سالشه لطفا راهنمایی ام کنید

  10. Ali گفت:

    بله کار درستی هم نیست شب اونجا بمونه دلایل مختلفی هم داره که خودتون هم می دونید .خانواده همسرتون نباید برای شب موندنش اونجا حمایتش کنند.همه باید برای آمدن همراه شما بهش حرف بزنن و بگن مامان و بابات دارن میرن تو هم باهاشون باید بری و بازم یه روز دیکه میایین.نباید کسی برای موندنش بهتون اصرار کنه و طرفشو بگیره.

  11. عاطفه گفت:

    بله همینطوره تا میرسیم اونجا لباش رو عوض میکنه و لباس راحتی می پوشه و میگه که من شب اینجا میمونم و آخر شب هم که میخواهیم برویم اولش میگه نه میمونم بعد که میبینه ما نمیزاریم با گریه سمت پدر شوهرم و مادر شوهرم میره که حس دلسوزی اونا رو برانگیخته کنه و در آخر با گریه…مادر شوهر یا پدر شوهرم میگن که اشکالی نداره و ما نگهش می داریم شما برید.

  12. عاطفه گفت:

    پدر و مادر همسرم به ما میگن چون تنهاست دلش به ما خوشه اشکالی نداره بمونه و ….

  13. مرحمت گفت:

    خب دیگه حدس میزدم!پس تنها چاره اینه که بااونها هماهنگ باشید.وقتی اونها حمایتش نکن ممکنه یکی دو بار موقع رفتن گریه کنه ولی اصلا اصلا دیگه بغد از خروج از اونجا براش توضیحات اضافه ندید که چرا نذاشتید بمونه و… هر چی گفت فقط سکوت کنید تا آرام بشه.مامان بزرگ و بابابزرگ ها خودشونم عاشق نوه های کوچولوشونن.فقط به خاطر بچه نیست خودشونم دوست دارن دخترتون پیششون بمونه.ولی این میشه دوستی خاله خرسه.براشون با کمال احترام توضیح بدین که من اگه الان نتونم قانعش کنم شب کنار ما باشه.بزرگتر که شد بخواد شب خونه دوستشم بمونه نمیتونم قانعش کنم.بگین تو تلویزیون همچین چیزی گفتن و…
    منظور اینه یه دلیلی بیارین که یعنی به فکر سلامت روان دخترتونین و اونها رو هم راغب به همراهی کنید

  14. عاطفه گفت:

    بله درسته چشم حتما اینو اجرا میکنم.ولی باز هم بزرگترین مشکل من اینه دخترم ۴ تربیته است.یه جورایی هر کس باهاش یه طوره و منم خیلی نمیتونم مقابله کنم چون شوهرمم نظرش مثل من نیست و البته شوهرم در رابطه با تربیت خیلی باهاش راه میاد زیادی راحتش میزاره و ما اصلادر این زمینه تفاهم نداریم.

  15. محمدی گفت:

    خب شما تو خونه باهاش بازی کن برنامه واسش بذار واسش کارتون های مختلف بگیرید.تو خونه نگاه کنه انواع اقسام بازی با شما و همسرتون سرگرمیشو تو خونه بیشتر کنید.

  16. sana گفت:

    سلام یک دختر سه ساله دارم که چهار ماه است با آمدن خواهر کوچیکش به جمع خانوادگی مرا دچار نگرانی کرده است.البته اصلا بدعنقی نمیکند و حتی با خواهراش هم رفتارهای ناسازگارنه انجام نمیدهد اما احساس میکنم تودار شده و از درون خودش را اذیت می کند.تا حالا هم همه ش میگفت خداروشکر که دخترم مثل بچه ها اذیتم نمیکند اما امروز وقتی نقاشی هایش را تجزیه و تحلیل می کردم متوجه شدم در اشتباه بودم.در نقاشی هایش که خیلی هم کم میکشد و علاقه ی زیادی به کشیدن نقاشی ندارد خطوط کوتاه و پررنگ می کشد یا خیلی خیلی کم رنگ .البته از اول هم تقریبا اینطوری بود و من چون میدیدم علاقه ای به نقاشی ندارد اصرار نمی کردم اما جدیدا که کمی به نقاشی روی آورده این موضوع مرا نگران کرده فضای خیلی کمی از صفحه را نقاشی میکند و من نگران عدم اعتماد به نفس او هستم.در بازی های جمعی هم بین دختر خاله ها و دختر دایی هایش همیشه تنها کسی است که زود گریه میکند و برای رسیدن به خواسته هش نهایتا متوسل به گریه می شود و اصلا از حق خود دفاع نمیکند بلکه به آن ها باج هم میدهد تا نقشی در بازی به او بدهند لطفا برای حل مشکل دخترم کمکم کنید.

  17. زهرا صالحی گفت:

    خب میتونه از حسادت کودکانه باشه.به هر حال مقداری از توجه شما به سمت فرزند جدید بیشتره و اون این مسئله رو درک میکنه.بهتره در این مورد با مشاور کودک مشورت کنید.چون با توجه به روحیه ایشون باید تحت نظارت مشاوران کودک کار بررسی و درمان ایشون صورت بگیره.با توجه به رفتار و شخصیتش

  18. میترا گفت:

    این مال سنش هست تا اون خواهر کوچیک ترش بزرگتر نشده جلو همه بگید که خیلی خوشگل تر خیلی دختر خوبیه تشویقش کنید جوری که فکر کنه شما اونو بیشتر خواهرش دوست دارید زیاد براش کادو بخرید.

نظر دهید

سوال امنیتی *