تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

کلاغ و روباه

کلاغ و روباه

یکی بود یکی نبود. در یک روز آفتابی آقا کلاغه یک قالب پنیر دید. آن را برداشت و روی درختی نشست تا آسوده پنیرشو بخوره.

روباه که مواظب کلاغ بود، پیش خودش فکر کرد کاری کند تا قالب پنیر را بدست بیاورد. روباه نزدیک درختی که آقا کلاغه نشسته بود، رفت و شروع به تعریف از آقا کلاغه کرد: به به چه پر و بال زیبایی. عجب دم و سر قشنگی. حیف که صدایت خوب نیست. اگر صدای قشنگی داشتی از همه پرندگان بهتر بودی.

کلاغ که با تعریف های روباه مغرور شده بود، خواست قارقار کنه تا روباه بفهمد که صدای قشنگی داره. ولی پنیر از منقارش افتاد و آقا روباهه آن را برداشت و فرار کرد.

کلاغ تازه متوجه حقه روباه شد اما دیگرسودی نداشت.

منبع:مرکزمشاوره.com

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه داستان کلاغ و روباه می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
نظر دهید

سوال امنیتی *