تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: تربیت کودک

کودک منضبط داشتن

داشتن کودک منضبط

 

داشتن کودک منضبط

 

 

کودک منضبط- برای بسیاری از مردم واژه ی «انضباط» مترادف «تنبیه» است. اغلب ما در خانواده هایی پروش یافته ایم که در آن تنبیه (و همتای آن پاداش) روشی نمونه بوده که در مورد انضباط دهی به بچه ها به کار می رفته است. اما این روش به بچه ها فرصت انتخاب نمی دهد تا بتوانند مسئولیت پذیری را بیاموزند. گرچه پاداش و تنبیه ممکن است در سنین پایین موثر به نظر آید، ممکن است در بلند مدت نتایجی غیر مطلوب داشته باشد. بیایید نگاهی به بعضی از این تاثیرات بندازیم.

وقتی بپاداش به بچه ها می دهد که حق دارند بابت همکاری انتظار پاداش داشته باشند. والدین با اتکا به پاداش به فرزندان می آموزند که باید برای به دست اوردن چیزی- نه همکاری- رفتار معینی داشت. هم چنان که بچه رشد می کند، پاداش از نظر ارزش باید تغییر یابد. آنچه باعث انگیزش یک بچه ی دو ساله می شود، ممکن نیست به بچه ی پنج ساله انگیزه بدهد.

در حالی که پاداش به بچه ها یاد می دهد چیزی را به دست آورند، تنبیه به بچه ها می آموزد که خشمگین شوند. تنبیه رابطه ای را که بر مبنای ترس است تضمین می کند. تنبیه حمله به عزت نفس بچه است و معمولا شورش و طغیان را فرا می خواند. هنگامی که ما بچه ها را تنبیه می کنیم یا پاداش می دهیم ، به آنها می آموزیم که بزرگ ترها مسئول رفتار آنها هستند. در حالی که بدون پاداش و تنبیه هم امکان پرورش بچه های همیار وجود دارد.

تنبیه ممکن است با موارد زیر همراه باشد: تهدید کردن – که معمولا والدین ان را اعمال می کنند.

فریاد زدن – که اغلب به بچه ها می آموزد بی توجه باشند مگر وقتی فریاد والدین بلند می شود!

واکنش بیش از حد- که ممکن است با بزرگ جلوه دادن اهمیت آنها، مشکلاتی بدتر ایجاد کند.

سرکوفت زدن- که شامل توهین کردن، لقب گذاشتن، متهم کردن و مقایسه نامطلوب کردن با سایر بچه های می شود.

عقب نشینی از امتیازاتی که با سوء رفتار- که ایجاد خشم می کند- ارتباط واضح ندارد.

کتک زدن:زدن بچه ها به آنان نشان می دهد که حل مشکلات از طریق کتک زدن کاری خوب است. پیام به این صورت است که تو بزرگ تری ، با زدن کوچک ترها می توانی حرفت را به کرسی بنشانی. با ایجاد دردهای جسمانی در بچه ها فقط به آنان می آموزیم که از والدین بترسند. گرچه ممکن است کتک زدن برای مدتی کوتاه باعث توفق سوءرفتار شود، در طول زمان تاثیر خود ر ا به عنوان راهی برای کنترل رفتار ازدست می دهد. بسیاری از والدین پس از آن احساس گناه می کنند. بعضی از بچه ها یاد می گیرند که پس از کتک خوردن از احساس گناه والدین استفاده کنند و همه گونه امتیاز به دست آوردند.

وقتی ما به بچه ها پاداش می دهیم یا تنبیه شان می کنیم، به آنان می آموزیم که به بزرگسالی توجه کنند که مسئوول رفتار آنان است. با این حال، پرورش بچه های همیار بدون پاداش و تنبیه امکان پذیر است. بیایید این امر را با تعریفی از «انضباط» و کودک منضبط شروع کنیم.

 

 انضباط چیست؟

اگر انضباط پاداش دادن و تنبیه کردن نیست، پس چیست؟ انضباط موثر یک فرایند یادگیری را آموزش می دهد. هدف انضباط ، خود انضباطی است و آن هدایت بچه ها به این امر است که مسئول و همیار باشند. والدین می توانند با به کار بردن این تعریف به عنوان معیار، بسیاری از راه های موثر انضباط را جستجو کنند و کودک منضبط داشته باشند.

 

داشتن کودک منضبط

کلید انضباط موثر برقراری احترام و انتظار همکاری است. بچه ها به احترام و انتظارات مثبت پاسخ می دهند. روش هایی در ادامه مطرح می شود و سپس توضیح داده خواهد شد. کودک منضبط

روش های انضباط موثر برای داشتن کودکی منضبط عبارتند از:

  • پرت کردن حواس
  • نادیده گرفتن سوءرفتار در مواقعی که لازم است
  • ایجاد محیط مناسب
  • کنترل وضعیت نه بچه
  • درگیر کردن بچه از طریق انتخاب ها و پیامد ها
  • طرح ریزی زمانی برای ابراز محبت
  • اجازه ی عمل دادن
  • افزایش ثبات در خود
  • توجه به رفتار مثبت
  • از دور خارج کردن بچه از طریق قرنطینه ی تربیتی

هدف انضباط خود انضباطی است. در انتخاب روشی مناسب، در نظر گرفتن سطح رشد بچه حائز اهمیت است. مثلا پرت کردن حواس راهکاری مفید برای شیرخواران است، اما در این سن قرنطینه ی تربیتی بی معنی است . ایجاد محیطی برای امنیت و تجارب مثبت در مورد کودکانی که چهار دست و پا می روند و نوپاها و پیش دبستانی های کنجکاو معانی گوناگونی دارد.

در حالی که ممکن است فنی ویژه برای اغلب بچه ها در سنی معین مناسب باشد ، شما می توانید سن رشد و سطح فهم فرزند منحصر به فردتان را در هر وضعیت لحاظ دارید. شما ممکن است دریابدی که فرزند نوپای شما در برابر قرنطینه ی تربیتی واکنش نشان نمی دهد. شما ممکن است بیاموزید که فرزند پیش دبستانی شما با توجه به خلق و خویش می تواند کم و بیش قبول مسئولیت کند. شما مطمئنا در خواهید یافت که بعضی از روش ها در مورد فرزند شما ببیش از سایرین موثر است. کودک منضبط

پرت کردن حواس: پرت کردن حواس در مورد بچه های کوچکتر نیز موثر واقع می شود. این امر به روشی محترمانه با اشتیاق، کنجکاوی و گستره ی توجه کوتاه مدت آنان سرو کار دارد.

نادیده گرفتن: نادیده گرفتن رفتار ممکن است موثر ترین راه برای فرو نشان سوء رفتار باشد اما آنچه ما آن را نادیده می گیریم رفتار است نه خود بچه . هنگامی که بچه ای رفتاری معقول دارد، ما به او توجه می کنیم. در این صورت، بچه را بدون تقویت هدف منفی تشویق کرده ایم.

ایجاد محیط امن: معنای ایجاد محیط مناسب برای بچه ای که چهار دست و پا می رود، بچه نوپا و کودک پیش دبستانی کنجکاو متقاوت است. بعضی مواقع ایجاد محیط امن با اسامی دیگری همره است، مثل محیط مقاوم در برابر بچه یا مقاوم در برابر نوزاد.  بچه های کودک باید جستجو کنند تا بتوانند چیزی یاد بگیرند. این ما هستیم که باید محیط را طوری به وجود آوریم که بچه ها بتوانند تجارب عملی داشته باشند. ما با کمتر «نه » گفتن، جوی مثبت تر برای بچه ها به وجود می آوریم. به محض اینکه کودکان توانستند خودشان به اطراف حرکت کنند ، وقت آن رسیده است که محیط خانه را برای بچه امن سازیم. دکتر بنیامین اسپاک متخصص در امور بچه ها پیشنهاد می کند که وسایل منزل به ترتیب چیده شوند که بچه ها بتوانند به آنچه در سه چهارم اتاق در دسترسشان است ، دست یابند. در این صورت در نظر گرفتن منطقه ی ممنوعه بسیار ساده تر خواهد شد و فرزند شما می تواند خیلی از چیزهایی را که می خواهد در اختیار داشته باشد. کودک منضبط

کنترل کردن موقعیت نه بچه: والدین اغلب می ترسند که اگر فرزندشان را کنترل نکنند، فرزندشان آنان را کنترل کند. بسیاری از بچه ها همانند بزرگسالان می خواهند اوضاع را تحت کنترل داشته باشند. وقتی ما موقعیتی را کنترل می کنیم، خصوص راهنما را مشخص می کنیم و به بچه آزادی می دهیم در آن موقعیت انتخاب کند. این امر هم به نوبه ی خود به بچه اختیار یا حق انتخاب می دهد که در درون محدودیت هایی که قایل شده ایم. انتخاب خود را بکند. ما فرزندمان را با گفتن این که چه کاری انجام دهد، کنترل نمی کنیم، بلکه وضعیت را کنترل می کنیم. وقتی به بچه ها اجازه میدهیم که جنبه هایی از زندگی شان را که متناسب با سطح رشد آنان نیز می باشد ، کنترل کنند ، شانس ایجاد همکاری در زمینه هایی را که انتخاب ها محدود هستند، افزایش می دهیم. کودک منضبط

دو راه برا ی کنترل وضعیت وجود دارد:

  • از طریق ساخت محیط: بچه آزاد است که بیشترو فضاهایی را که در محیط او قرار دارد، جستجو کند. اگر خواست عملی انجام دهد که مخرب یا خطرناک است . والدین می توانند حواس او را منحرف کنند، اشیای ممنوع را بردارند، فضا را برای جستجو آزادانه محدود کنند و در صورت نیاز بچه را از زمین بردارند.
  • با به کار بردن انتخاب های کلامی در درون محدودیت ها. برای نوپا ها بزرگ تر و پیش دبستان ها ، مثلا با گفتن : وقتی من با تلفن صحبت می کنم. آرام تر بازی کن یا از اتاق برو بیرون. شما محدودیت ها و انتخاب های فرزندتان را مطرح کنید. اگر فرزندتان به سرو صدا کردن ادامه داد، یعنی انتخاب کرده است که اتاق را ترک کند.

پیامدهای طبیعی و منطقی : خلاف قوانین همکاری اجتماعی عمل کردن، پیامدهایی منطقی را به همراه دارد. هنگامی که رفتار فرزند نوپا یا پیش دبستانی شما احتیاج به تصحیح دارد، می توانید به پیامدهای طبیعی منطقی برای دادن حق انتخاب متوسل شود. «پیامدهای طبیعی» منتج از حرکت در جهت مخالف قوانین طبیعی است: بچه ای که از ناهار خوردن امتناع می ورزد، گرسنه می ماند. «پیامدهای منطقی » منتج از حرکت در جهت مخالف قوانین همکاری اجتماعی است. هم چنین بسیاری از موقعیت ها پیامد طبیعی ندارند. بنابراین باید بزرگسال پیامد منطقی را در نظر بگیرد. پیامدهای منطقی نیازهای موقعیتی بخصوص را برآورده می کنند و دارای کیفیاتی به شرح زیر می باشند:

  • قوانین زندگی اجتماعی را بیان می کنند
  • وابسته به سوء رفتار هستند.
  • عمل را از عامل جدا می کنند
  • به آنچه در زمان حال اتفاق می افتد، اهمیت می دهند
  • روش دوستانه را ارائه می کنند.

طرح ریزی زمان برای دوست داشتن: همه ی بچه ها می خواهند و نیاز دارند که مورد توجه قرار گیرند. بعضی از والدین به همه ی کارهای مثبت و منفی فرزندشان توجه می کنند. عده ای دیگر عمدتا بر مشکلات تمرکز می کنند. ولی هر دو گروه که در متهی الیه قرار گرفته اند به بچه ها می آموزند که هر وقت بخواهند استحقاق توجه ما را دارند. به عنوان عمل متقابل ، ما باید تلاش کنیم اوقاتی پربار تر  را با آنان صرف کنیم . صرف اوقات پربار روزانه با هر یک از بچه ها (مانند بازی کردن، بغل کردن، از وجود یکدیگر لذت بردن) برای توسعه ارتباط عاطفی فرزندتان و ارتباط شما با او مهم می باشد . این امر هم چنین می تواند از بروز مشکلات رفتاری جلوگیری کند.داشتن کودک منضبط

اجازه ی عمل دادن:

هنگامی می توانیم خود باوری را در فرندانمان شکل دهیم که ایمان و اعتماد را به آنها نشان داده و مطمئن باشیم که فرزندانمان می توانند متناسب با سن و رشد شان از عهده  چالش ها بر آیند . هم چنان که فرزندانمان بزرگ می شوند و همکاری کردن با ما را یاد می گیرند، می توانیم اعتماد خود را نشان دهیم و با اجازه دادن به آنان ،کمک کنیم که خودشان را بسازند. وقتی ما اعتماد و انتقادمان را در مورد این که فرزندانمان می توانند با چالش های متناسب با سن و بلوغشان کنار بیایند یا نه ، نشان دهیم ، در واقع باورهای انان را نست به خودشان مستحکم کرده ایم. کودک منضبط

ثبات خود را افزایش دهید: بچه ها احتیاج به انضباطی دارند که با ثبات باشد. وقتی والدین بدون توجه به این که در کجا و در چه موقعیتی هستند، هر رفتاری را به همان صورتی که باید انجام می دهند، بچه ها خواهند دانست اگر بدرفتاری کنند، چه انتظاری باید داشته باشند. درمورد افزایش ثبات خود، کار کنید، اما محدودیتهای خودتان را هم پذیرا باشید. هیچ انسانی همیشه با ثبات نیست.

توجه به رفتار مثبت: با توجه کردن به رفتارهای مثبت کودکان، می توانیم بیشتر از پاسخ خای «نه » به آنها پاسخ «بله» بدهیم. صرف وقت زیاد برای تمرکز بر رفتار منفی بچه، آسان است، اما بچه یاد خواهد گرفت که رفتار منفی راهی خوب برای جلب توجه به منظور ایجد احساس تعلق است. از آنجا که ما می توانیم رفتارهای منفی را با تعاملات مثبت بچه متعادل سازیم، بنا نهادن محدودیت هایی لازم به نظر می رسد. ما می توانی با توجه به رفتار مثبت فرزندانمان بیشتر پاسخ های «بله » بدهیم تا «نه».

با استفاده از قرنطینه تربیتی، بچه را از جمع کنار بگذارید

کنار گذاشتن بچه با استفاده از روش قرنطینه ی تربیتی به کودکی نوپا یا پیش دبستانی کمک می کند که مجددا کنترل خود را به دست آورد. در واقع ، این امر در نظر گرفتن وقت برای آرام شدن بچه است. وقتی روش های انضباطی مطرح شده شده موثر واقع نمی شوند، و روش قرنطینه تربیتی را به عنوان آخرین راه چاره به کار برید. این روش فقط برای رفتارهای بسیار گسیخته مناسب است، مانند:

خلق و خوی لجبازانه ای که نمی توان نادیده اش گرفت و قرار است شما را آزار دهد یا وادار کند که صرف نظر کنید.

دخالت های دایمی در فعالیت های شما که نمی توان نادیده اش گرفت(مثل آن که وقتی مهمان دارید، بچه صحبت شما را قطع کند.)

اعمال مقرون به زور کودک نوپا یا پیش دبستانی (مثل کتک زدن)

ما به قرنطینه ی تربیتی نیز به عنوان یک انتخاب می نگریم . بچه ممکن است انتخاب کند که دست از شیطانی بردارد یا برای مدتی قرنطینه ی تربیتی شود. قرنطینه ی تربیتی شکلی از پیامدهای منطقی است. قرنطینه ی تربیتی دارای دو مقصود است:

به بچه یاد می دهد که اگر می خواهد با دیگران باشد مجبور است رفتارش را کنترل کند.

به شما فرصت می دهد بر رفتار و عواطف خود کنترل داشته باشید.

راهکارهایی برای موفقیت در قرنطینه تربیتی:

  • مکانی برای قرنطینه ی تربیتی انتخاب کنید. این محل باید دور از مردم باشد . اتفاقا خواب بچه یکی از امکانات است. شما می توانید در استفاده از اتاق خواب تردید کنید مبادا فرزندتان به اتاق خواب به چشم زندان نگاه کند. اما اگر  قرنطینه ی تربیتی  به عنوان حقیقت امر مطرح باشد، تنبیه به نظر نخواهد آمد. در واقع قرنطینه ی تربیتی فقط  وسیله ای است که به شما و فرزندتان فضایی آرام اهدا می کند.
  • قوانین را تشریح کنید.

بچه ها باید قوانین قرنطینه تربیتی را بدانند. بهترین حالت ممکن آن است که این اطالاعات قبل از آنکه مشکلی به وجود آید . مطرح شود. توضیح دهید که وقتی رفتار بچه ای نشان می دهد مستعد نیست با سایرین باشد ، به معنی آن است که می خواهد قرنطینه ی تربیت شود . به او بگویید که ساعت را کوک خواهید کرد. وقتی او صدای زنگ ساعت را شنید، اگر آماده است با دیگران کنار بیاید، می تواند از اتاقش خراج شود.

  • مدت زمانی مناسب را طرح ریزی کنید. اجازه دهید بچه بازی کند.

برای اولین بار ، دو یا سه دقیقه کافی است. پس از آنکه بچه از اتاقش بیرو آمد، اگر رفتارش را ادامه داد، هر بار یک دقیقه به زمان قرنطینه ی تربیتی اضافه کنید. حداکثر پنج دقیقه زمان در نظر بگیرید. زیرا برای بچه ای کوچک، حتی پنج ساله ، پنج دقیقه زمانی طولانی است. کودک منضبط

 

  • اجازه دهید بچه بازی کند. اگر زمان قرنطینه تربیتی به پایان رسد و شما دیدید که فرزندتان دراتاقش در حال بازی است، اشکالی ندارد. در واقع این امر نشان می دهد تا حدی کنترلش را به دست آورده است. به خاطر داشته باشید که این امر قرنطینه ی تربیتی است، نه تنبیه. هم چنین اگر او نخواهد ، مجبور نیست از اتاقش بیرون بیاید.

وقتی زمان قرنطینه تربیتی شما تمام شد، یعنی تمام شده است. در مورد آن بحث نکنید. این امر فقط توجه را به سوی رفتاری که شما می خواهید متوقفش کنید، جذب می کند.

کودک منضبط ثمره تلاش و توجه و دانش والدین است.

ویژگی های فرزندان در آینده

ویژگی های فرزندان در آینده 

 

ویژگی های فرزندان در آینده

 

 

 

 

برای کودک خود به چه چیزی نیاز دارید؟

برای کودک خود به چه چیزی را دوست دارید؟

مایلید او در آینده چگونه فردی شود؟

لطفا چند لحظه به کلمات زیر نگاه کنید و دور پنج ویژگی که دوست دارید کودکتان داشته باشد دایره بکشید. بعد روی ویژگی هایی که دوست ندارید کودکتان داشته باشد خط بکشید.

ماجراجو ورزشکار هنرمند کنجکاو ترسو اجتماعی مهربان مستقل
مطیع پرحرف پرانرژی مثبت گرا آرام با اعتماد بنفس حساس پذیرا
اهل ریسک خجالتی همه فن حریف خلاق پرخور سازگار هیجانی شوخ طبع
محتاط حرف گوش کن لجباز مستبد ایرادگیر مودب رقابت جو جسور
منفی گرا سخت گوش باپشتکار همکار منعطف حل کننده ی مساله مبتکر فرهیخته
متفکر مسوولیت پذیر همدل با اراده هدفمند صبور تنبل شاد

حالا به دقت به انتخاب های خود نگاه کنید و اگر ممکن است آنها را با انتخاب های یکی دیگر از والدین یا دوست خود مقایسه نمایید.

برخی از این ویژگی ها به طور مستقیم و یا به طور کلی به موقعیت های تحصیلی مربوط نمی شود. در واقع شواهد نشان می دهند که موفقیت در زندگی فقط مبتنی بر هوش عقلانی (IQ) نیست، بلکه به عواملی دیگر مربوط هستند که البته بسیار هم اهمیت دارند.

یک بار دیگر به انتخاب های خود دقت کنید و ببینید که این گزینه ها چگونه تاثیر می گذارند بر:

شیوه ای که برای صحبت کردن با کودک خود بر می گزینید.

نوع برخورد یا رفتار با او

فعالیته هایی که اجازه می دهید تجربه کند.

موفقیت چیست؟

اگر از هر پدر یا مادری بپرسید که برای فرزندان خود خواهان چه چیزی هستند، اکثر آنها خواهند گفت که فقط کودکانشان شاد و راضی باشند، ولی چه چیزی شادی و رضایت را در زندگی ایجاد می کند؟

زمانی  که فرزند شما به کلاس اول ابتدایی رفت زندگی خود را با آزمونها و تست های آموزشی آغاز کرد. شاید شما معتقد باشید که این آزمونها ، معیار خوبی برای سنجش موفقیت آنها ست. البته قطعا قبولی در امتحانات درسی و گذراندن آنها بسیار مهم است. ولی این فقط یک نوع موفقیت خواهد بود.

بعضی از این افراد ، در زمان تحصیل دانش آموزانی موفق بوده اند ولی برخی از آنها این گونه نبوده اند ، بلکه ویژگی هایی خاص نظیر موارد زیر داشته اند:

اعتماد به نفس بالا، احساس رضایت از خود، احساس اطمینان و ارزشمندی نسبت به توانایی های خود، مدیریت و کنترل هیجانها، آگاهی نسبت به احساسات خود و توانایی در مدیریت آنها، ارتباط خوب و موثر با دیگران، قدرت فهم احساس دیگران، برقراری یک ارتباط موثر و مفید با مردم، برخورداری از یک دید مثبت به مسائل و مشکلات زندگی، قوی بودن، داشتن قدرت ریسک بالا و نگریستن به مشکلات به عنوان بخشی از فرایند یادگیری.

کودکان را برای زندگی آماده کنیم. این نگرش ها و مهارتهای ضروری و حیاتی، برای آماده ساختن کودکان در «زندگی» باید مد نظر قرار گیرد. موضوع اصلی ، هوش یا توانایی های ذهنی کودکان نیست. علاوه بر این ، کودکی که مهارتهای زندگی را بیاموزد بهتر می تواند از استعدادهای خود در مدرسه بهره ببرد و به همین ترتیب، موفقیت در فعالیت های زندگی تحصیلی ، او را در بقیه ی عرصه های زندگی موفق تر خواهد ساخت. باید دانست که برای آموزش مهارتها و نگرش های صحیح زندگی به کودکان ، شرایط و امکانات خاصی مورد نیاز نیست، بلکه دانایی و توانایی والدین در این زمینه کارساز خواهد بود.

هر کس در هر سن و جایگاه شغلی و اجتماعی می تواند مهارتهای زندگی را بیاموزد، همان طور که مهارتهای دیگر را فرا می گیرد، آموختن و تمرین کردن این مهارت ها بسیار ساده است. ولی آغاز فراگیری قبل از ۶ سالگی بسیار مطلوب است، چرا که کودکان ، در این سن ذهن خود را شکل می دهند و در مورد چگونگی ارتباط خویش با محیط پیرامون می اندیشند.

در واقع کودکان، در این سن به ساختن ذهنیت خویش می پردازند و مغزشان رشد می یابد. ارتباط یاخته های عصبی و سلول های مغز باعث یادگیری بچه ها می شود و ما می دانیم که بخش اعظم ارتباط های مهم که ناشی از رشد سیستم عصبی انسان است در پنچ سال اول زندگی ساخته می شود. البته این بدان معنا نیست که ما در سنین بعدی نمی توانیم چیزهای دیگری را یاد بگیریم، ولی توانایی ما برای یادگیری، در همان سالهای اولیه زندگی شکل می گیرد. علاوه بر این ، زیر بنای شخصیت و اعتماد به نفس ما تحت تاثیر توانایی ما برای مقابله با چالش های زندگی و یادگیری رشد می کند.ویژگی های فرزندان در آینده 

مهارتهای زندگی یعنی اینجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی، تصمیم گیری صحیح، حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند. برنامه ی آموزش مهارتهای زندگی بر این اصل استوار است که کودکان حق دارند توانمند شوند و نیازمند آنند که بتوانند از خود و علاقه هایشان در موقعیت های سخت زندگی دفاع کنند. این نوع برنامه ها در پیشگیری از مخاطرات سلامت نگاهی کلی دراند و به آموزش محدود تنها یک مهارت بسنده نمی کنند.

اهداف اموزش مهارتهای زندگی : مجموعه مهارتهای زندگی، نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی حال نمی اندیشد ، بلکه بر توانمندی آنان برای زندگی آینده نیز تاکید می ورزد. در ضمن ، بر شکوفایی توانایی های بالقوه ی افراد متمرکز است . به طور کلی ، هدف از مجموعه مهارتهای زندگی ، کمک به فرد برای حرکت از توانایی ها و ضعفهای مهارتی، به سوی مهارتهای توانمندی، قوی و سازنده است.  چنین مهارتهایی برای زندگی ، تصمیمات متعهدانه ی فرد را در بر می گیرد.

مسئولیت پذیری یا تعهد فردی ، مفهوم مثبتی است که طبق آن ، افراد نسبت به سلامتشان و اتخاذ تصمیمشان در مسائل زندگی خویش متعهد هستند. در واقع هدف نهایی مهارتهای زندگی این است که افراد، مسئولیت برتری و شایستگی فردی خویش را بپریرند. این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا، سلامت روانی، خودشکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی است. در نتیجه می توان گفت که مجموعه مهارتهای زندگی، هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل مدیریت مشکلات، و مانند سبک رویکرد آموزشی، هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است.

به گزارش سازمان بهداشت  جهانی، هدف  از اموزش مهارتهای زندگی ، افزایش توانایی های روانی اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح روانی افراد است.

یکی از اهداف اصلی برنامه ی مهارت های زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است . مطالعات بسیاری در مورد تاثیر برنامه ی آموزش مهارتهای زندگی در ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارتها سبب افزایش عزت نفس، بهبود رفتارهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی ، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده ، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارتهای مقبله ای شده است.

مهارت هایی که باید آموزش داده شود:در دوره مهارت های زندگی ، این مهارتها باید به کودکان به همراه تمرین ، بازی و فعایت ها ی جالب آموزش داده شود.

توانایی تصمیم گیری: این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحوی موثر در مورد مسائل زندگی خود تصمیم گیری کند. چنانچه کودکان بتوانند فعالانه در مورد اعمال خود تصمیم بگیرند، جوانب مختلف راه حل هایی که می توانند انتخاب کنند را بررسی کرده و پیامد هر انتخاب را ارزیابی نماینده آنگاه خواهند توانست که از سطح بیشتری از سلامت روانی برخوردار شوند.

توانایی حل مساله : این توانمندی، فرد را قادر می سازد که به طور موثر تری مسائل زندگی را حل کند. اگر مسائل مهم زندگی حل نشده بمانند، تنش روانی و به دنبال آن مشکلاتی برای جسم در پی خواهند داشت.

توانایی تفکر خلاق: این نوع تفکر ، هم به حل مساله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک میکند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حل های مختلف مسائل و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشود تا در اختیار روند تصمیم گیری قرار بگیرد. این امر فرد را قادر می سازد تا مسائل را ورای تجارب مستقیم خود دریابد . حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی لازم نیست، به سازگاری و انعطاف بیشتری به زندگی روزمره خود بپردازد.

توانایی تفکر نقادانه: تفکر نقادانه ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت، کودک را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها، فشار گروه هم سالان و رسانه های جمعی ، مقاومت نماید و از آسیبهای ناشی از این موارد در امان بماند.

توانایی برقراری رابطه ی موثر: این مهارت به فرد کمک می کند که از طریق کلام یا رفتار خود و به شیوه ای متناسب با فرهنگ، جامعه و موقعیت ، بتواند خود و ارزش ها و باور های خویش را مطرح سازد. بدین ترتیب فرد خواهد توانست نظرات ، عقاید، خواسته ها، نیازها و  عواطف خود را ابراز کند و در صورت نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در هنگام ضرورت از مشخصات مهم یک رابطه ی سالم است.

توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه: این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر انسان با دیگران کمک می کند. یکی از این موارد توانایی ایجاد و ابقای روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی ایفا می کند.

 توانایی آگاهی از خود: خودآگاهی ، توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت، خواسته ها ، ترس ها و انزجارها است. رشد خودآگاهی ، فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این امر معمولا پیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مناسب و همدلانه است.

توانایی همدلی با دیگران: همدلی یعنی این که فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. این مهارت به انسان کمک می کند تا بتواند دیگرن را حتی وقتی با آنها بسیار متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. همدلی، روابط اجتماعی را بهتر می کند و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

توانایی مقابله با هیجانها: این توانایی، فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد، نحوی تاثیر هیجانات بر رفتار را بداند و بتواند واکنشی مناسب به هیجانهای مختلف نشان دهد. اگر با حالت های هیجانی مثل غم، خشم یا اضطراب درست برخورد نشود، این موارد تاثیراتی منفی بر سلامت روانی و جسمی یا اجتماعی خواهند گذاشت.

توانایی مقابله با تنش ها: این توانمندی شامل شناخت تنش های مختلف زندگی و تاثیرات آنها بر فرد است. شناسای منابع تنش زا و نحوی تاثیر آن بر انسان، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار را کاهش دهد. مسلم است که عوامل فرهنگی و اجتماعی، تعیین کننده ی ماهیت زندگی است. مثلا در بعضی جوامع ، پسران در برقراری تماس جنسی با ممنوعیت عرفی مواجه نیستند، حال آنکه در مورد دختران کاملا برعکس است. بنابراین برای استفاده از مهارتهای زندگی با هدف افزایش توانایی های روانی و اجتماعی، جنسیت نقش مهم دارد.

یادگیری مهارتهای زندگی چه کمکی به کودک من خواهد کرد؟

شاد و خرسند بودن از تمامی اتفاقات زندگی ، نه صرفا موفقیت های تحصیلی و بازی و تفریح .

کودک شما از توانمندی خود در یادگیری بیشتر احساس رضایت خواهد کرد.

مهارتهای زندگی در هر سن و سالی قابل آموزش و توسعه یافتن است. اما بهتر است از قبل از سن ۶ سالگی آغاز شود.

آگاه بودن از نگرش ها و رفتارهای خود  گامی مهمی در کمک کردن به کودکان است.

داشتن یک نگرش مثبت به اشتباهات و خطاهای خود، برای موفقیت در یادگیری و زندگی بسیار ضروری و مهم است.

لجبازی در کودکان

لجبازی در کودکان

 

لجبازی در کودکان

 

رفتارهای کودکان گه گاه می تواند مشکلات فراوانی برای والدین ایجاد کرده و گاهی آن ها از برخی رفتارهای کودکان خود به ستوه آمده و در برخی جلسات مشاوره تلفنی و یا حضوری عنوان می کنند که دیگر تحمل رفتار کودک خود را نداشته و نمی توانند راهی برای درست کردن آن بیابند. این گفته درست است که گاهی شدت رفتارهای بد در کودکان به حدی است که همه را به زحمت و رنج می رساند اما به هر حال هیچ یک از مشکلات رفتاری نیستند که چاره ای نداشته باشند. یکی از مشکلات شایعی که در میان کودکان مرسوم است مشکل لج و لجبازی در کودکان و به اصطلاح یک دنده ای آنان است. شاید عده ای خیال کنند که لجبازی و این ویژگی صرفا در بزرگ سالان وجود دارد اما باید گفت حتی در برخی موارد این مشکل در کودکان و نوجوانان بسیار شایع تر از سایر افراد است. نکته مهم و کلی که وجود دارد این است که به هر صورت با استفاده از یک سری تکنیک ها و روش های رفتاری در رابطه می توان لجبازی و لج در کودکان را تا حد زیادی کاهش داد و یا از بین برد و لازمه این امر شناخت مناسب والدین از فرزند و رفتار او و نیز شناخت مناسب والدین از ویژگی های رفتاری انسان های لجباز است.

مثلا تصور کنید که می خواهید برای کودک خود مسواک بزنید و کودک این اجازه را به شما نمی دهد و دهانش را می بندد و یا اینکه شما قصد بازگشت از پارک را دارید ولی کودک لجبازی کرده و بر ماندن در پارک اصرار می کند. در این مواقع شاید بتوان گفت که آن ها می خواهند اعلام استقلال نمایند و برای همین منظور لجبازی می نمایند تا حرف خود را به کرسی بنشانند و در این مواقع لازم است تا والدین هرگز با کودک بد رفتاری نکرده و سعی کنند بدون هیچ گونه خشونت و یا اخم و بالا بردن صدا قائله را ختم کنند. با کمی خلاقیت خانواده ها می توانند تا حواس کودکان خود از برخی کارها پرت کرده و جلوی لجبازی کودک خود را بگیرند.

مثلا اگر قرار است تا پزشک آمپولی برای کودک شما تزریق نماید و یا در صف خرید فروشگاهی هستیم که نیاز است تا کودک تحمل بالایی داشته باشد و مواردی از این قبیل والدین می توانند با به کارگیری روش های زیر از بی قراری و لجبازی کودک خود جلوگیری نمایند. خندان کودکان نه تنها می تواند به شما و خود او انرژی دهد بلکه می تواند راه مناسبی برای حواس پرتی در کودکان باشد تا آن ها در مواقعی مانند بالا که ذکر شد بی قراری و لجبازی نکنند و بهانه نگیرند مثلا از خنداندن کودک برای باز شدن دهان او و مسواک زدن برای او می توان به خوبی استفاده نمود.

یکی دیگر از راه کاری های مفید برای سرگرم کردن کودکان تعریف کردن از دوران کودکی خودتان است مثلا والدین می توانند با تعریف یک داستان زیبا و خنده دار از دوران کودکی خود سریعا حالت های کودک را تغییر داده و او را از حالت لجبازی به حالت فکورانه و یا خنده ببرند که این کاملا بستگی به نوع داستانی است که شما می خواهید برای او تعریف کنید و حالت ها و ژست های شما نیز می تواند تاثیر بسیار زیادی برای همراه شدن کودک در قصه و داستان شما داشته باشد. با تعریف داستان برای کودک هم چنین می توان میزان قوه تخیل در فرزند خود را مورد سنجش قرار دهید. یکی دیگر از راه کارها استفاده از لحن موزون در صحبت های کودکان است که این موزون صحبت نمودن والدین می تواند در لحظات قبل از خواب و برای ارام کردن کودکان و به خواب رفتن آن ها استفاده شود. می توان با تغییر صدای خود برای کودکان سرگرمی مناسبی فراهم نمود که می تواند هم چنین بسیاری از لجبازی ها و بی قراری ها را در آنان کاهش داد. مثلا مادر و یا پدر می تواند با تغییر صدای خود و تقلید صدای یک پیرزن بی دندان و یا کودک و یا هر صدای دیگری داستان هایی جذاب برای کودک خود تعریف نموده و حواس او را از موضوعی که برای آن لج کرده پرت نماید. اگر نیاز است تا مواقعی کودک تحمل زمان را داشته باشد و صبر نماید می توانید در مورد یک راز با او او صحبت کنید مثلا می توانید بگویید که می خواهی یک راز مهم را برای تو بگویم و او را بغل نموده و با لحنی خوب برای او صحبت کرده و نیازی نیست که این مورد حتما یک راز باشد و می تواند صرفا یک داستان معمولی باشد.

اگر کودک کار خوبی را انجام نمی دهد مثلا شستن دست ها و یا موها باید با استفاده از نکات مثبت او را ترغیب نمایم مثلا به او بگوییم که وقتی موهایت را می شویی بسیار جذاب و زیبا می شوی. در نهایت می شود گفت که والدین به جای گلایه کردن از لجبازی های کودکان می توانند با کمی خلاقیت و تفکر راه های زیادی برای سرگرم نمودن فرزند خود و یا جلوگیری از لجبازی و بی قراری او پیدا نموده و آن ها را به کار ببرند.

مهارت توجه به کودکان
مهارت توجه به کودکان

مهارت توجه به کودکان

 

توجه به کودکان یک تکنیک حیاتی و مهم در تـربیت کودکان است و لازم است تا خانواده ها و والدین تکنیک ها و سبک های درست تـوجه به کودکان را بیاموزند. اگر پدر و مادرها بتوانند به خوبی از روش های توجه به کودکان بهره بگیرند می توانند مشکلات بسیاری را در روابط میان خود و کودکان خود حل نموده و کاهش دهند و موجبات افزایش اعتماد و حس اعتماد به نفس را در کودکان از همان دوران کودکی فراهم نمایند چرا که ثابت شده است که افزایش اعتماد به نفس در افراد باید در همان دوران کودکی آن ها اغاز شود.

والدین بیشتر اوقات خیال می کنند که به اندازه کافی به کودکان خود توجه می نمایند اما در عین حال گاهی یا اوقات زیادی از کودک می شنوند که مثلا ” شما به من توجهی نمی کنید” شاید والدین حتی از این صحبت کودک خود  گله مند شده و ناراحت شوند. در واقع می شود گفت که توجه کردن به کودکان یعنی توصیف رفتارهای خوب در آنان به گونه ای که کودک حس نماید که رفتارهای خوبش و ویژگی های مطلوبش مورد توجه والدین قرار گرفته است و در واقع این کار فواید زیادی دارد چرا که وقتی والدین به رفتار مثبت کودک واکنش نشان داده و به آن توجه می کنند کودک می فهمد که رفتار مطلوبش مورد توجه خانواده بوده و تلاش می کند تا ان را بهبود داده و پر رنگ تر نماید.

توجه مناسب به کودک و مهارت توجه والدین فواید زیادی داشته و سبب بهبود بسیاری از ویژگی های  رفتاری و اجتماعی در کودکان می شود. اولین و مهم ترین تاثیری که توجه به کودکان داده این است که کودک تلاش می کند تا رفتارهای مقبول و مورد پسند خود را افزایش داده و رفتارهای بد را کاهش دهد.

دومین تاثیر مهم توجه به کودکان این است که رابطه ای مناسب بین کودک و والدین شکل گرفته و در واقع مشکلات موجود در رابطه ها تا حد زیادی کاهش می یابد. تکنیک ها و نکات مهم زیادی برای توجه بهتر والدین به کودکان وجود دارد که چند مورد را در ادامه ذکر می کنیم.

اولین نکته مهم این است که پدر و مادر سعی کنند که دقیقا همان رفتاری که کودکان از خود نشان می دهد را بازگو نمایند و این می تواند تاییدی برای کودک باشد و به او بفهماند که تمام حواس والدین به صورت خوب و تمام و کمال به او هست.  پس لازم است تا والدین در هر زمان که توانستد و در هر فرصتی کارهایی که کودک انجام داده است را به صورت کامل بازگو کنند و با این کار نشان دهند که توجه و حواس آن ها به صورت کامل به فرزندشان هست.

می توان گفت که توجه نمودن به کودکان و مهارت توجه در واقع به نوعی شبیه به گزارشگری ورزشی مثلا در ورزش فوتبال می باشد که فرد گزارشگر تمام موارد را بازگو می کند پس والدین نیز به همین صورت وقتی که کودک در حال انجام کاری هستند باید آن ها را با تمام وجود زیر نظر گرفته و پس از آن موارد را به صورت کامل بازگو نمایند مثلا اگر کودک در حال بازی با مکعب های خودش است باید کنارش نشسته و رفتارها و کارهایش را کامل بازگو نمایند به طور مثال بگوید که تو داری مکعب های زرد را با قرمز کنارهم می چینی و یک خانه زیبا می سازی و یا اگر در حال نقاشی است مثلا بگوید که تو داری یک خانه زیبا با رنگ آبی می کشی… پس توجه نمودن به کودکان تنها یک صحبت صرف نیست و تنها با حرف زدن نمی توان به کودک ثابت کرد که به او توجه می شود بلکه نیاز است با رفتار و اعمال خود توجه به او را به او ثابت نماییم و نشان دهیم. روشی دیگر برای توجه نمودن، تقلید کارهای کودک است. می توان در زمان توجه کنار کودک بوده و کارهای او را دقیقا تقلید کرد. کشیدن یک نقاشی یا ساختن یک مجسمه با خمیر بازی یک نمونه و مثال خوب است. توجه کنید که می بایست به صورت دائمی از این روش استفاده نمود.

کودک لوس
کودک لوس

کودک لوس

 

لوس شدن کودک به یکی از دغدغه های حوزه تربیت در خانواده ها تبدیل شده است که هر روز نیز در جامعه ما این معضل رو به افزایش است. روان شناسان اعتقاد دارند که لوس بودن و یا لوس شدن کودک یک اختلال رفتاری است که در نتیجه آن کودک نمی تواند به درستی با هم سن و سالان و یا بزرگترهای خود رفتار نموده و تعامل برقرار کند. اگر بخواهیم در مورد علل اصلی لوس شدن کودکان صحبت کنیم باید گفت که یکی از مهم ترین دلایل لوسی کودکان رفتار ضعیف و غیر قاطع والدین می باشد. در واقع این به آن معنا نیست که والیدن باید خشن باشند اما والدینی که در برابر تمامی خواسته های کودک سر تعظیم فرود می آورند و به خیال خود دارند به آن ها محبت می کنند علت اصلی لوس شدن فرزند خود هستند. می شود گفت اگر کودک احساس کند که با گریه و زاری و رفتاری این چنینی می تواند  شرایط و جو را به نفع خود تغییر دهد این به یک عادت بد در او تبدیل شده که در تمام زمان ها و هر گاه که کودک خواسته ای داشته باشد به اجرا در می آید و در این بین این والدین هستند که با رفتار خود می توانند موجب لوس شدن کودک شده و یا جلوی این امر را برای همیشه بگیرند. علت مهم دیگر در لوسی کودک را می توان تناقض در رفتار های والدین و بزرگتر ها دانست مثلا اگر کودکی یکبار با گریه و زاری نتوانست به خواسته اش برسد اما حس کند که والدین او در مقابل گریه و زاری او رفتار و واکنشی متفاوت از خود نشان می دهند در دفعه بعد روش جدیدی را برای در خواست نامعقول خود انتخاب می کند مثل فریاد زدن و یا جیغ کشیدن لذا پدر و مادر و به طور کلی بزرگترها باید در مقابل رفتارهای کودک واکنشی تقریبا مشابه و هماهنگ از خود نشان دهند.

محبت به کودک اگر به اندازه بجا و معقول باشد نه تنها کودک را لوس نمی کند بلکه به او می فهماند که والدینش او را بدون قید و شرط دوست دارند اما محبت بیش از حد بسیار خطرناک است. محبت به اندازه به این معنا نیست که تمامی خواسته های کودک اجابت شود مثلا گاهی نیاز است تا مادر به جای اینکه دست کودک را بگیرد بگذارد کودک زمین بخورد چرا که زمین خوردن است که بلند شدن را به او خواهد آموخت! پسر یا  دختر بودن فرزند تاثیری در لوس شدن او ندارد و در واقع تنها رفتارهای والدین است که سبب لوس شدن کودک خواهد شد چه کودک دختر باشد و چه پسر به خصوص در جامعه ما که پدیده تک فرزندی نیز بسیار رایج شده است.کودک لوس

تک فرزندی رابطه ای بسیار مهم با لوس شدن کودک دارد چرا که والدین در این حالات تمام توجه و محبت خود را متوجه یک نفر کرده و او در این زمینه هیچ رقیبی نمی بیند و به مرور زمان این می تواند موجب لوس شدن فرزند شده و او حس کند که هر چه بخواهد فراهم خواهد شد. در مورد تک فرزندان باید گفت والدین حتما باید محیطی را برای تعامل او فراهم کنند که بتواند موارد زیادی را از رابطه با هم سن و سالان خود یاد بگیرد، علاوه بر آن عدم برآوردن تمامی نیازهای کودک و نیز در نظر گرفتن محرومیت از خواسته ها در مقابل کارهای بد کودک بسیار مفید خواهد بود چون در این حالت کودک می فهمد که آن گونه نیست که هر چه بخواهد و هر گونه رفتار کند تمام خواسته هایش برآورده می شود. همچنین والدین باید اجازه شکست خوردن را به کودک دهند و از او انتظار برآوردن تمام کمبود ها و نقص هایی که در خود دیده اند را نداشته باشند. مثالی برای محرومیت از خواسته ها این است که مثلا اگر کودک با گوشی موبایل بازی می کند و شما برای آن وقت تعیین نموده اید که حتما نیز باید این کار را تعیین کنید اگر پس از گرفتن گوشی از کودک مثلا در وقت شام کودک گریه کرد باید برای مدتی او را از بازی محروم کرده و گوشی را به او ندهید مثلا بگویید برای ۲۴ ساعت از بازی با گوشی به خاطر رفتارت محروم شدی..راهکار قطعی در درمان اختلال لوس بودن کودکان هماهنگی والدین در رفتارها و اصلاح رفتار های خودشان است چرا که عامل اصلی آن ها هستند و لازم است تا والدین تا زمان درمان کامل این اختلال به کودک خود فرصت داده و انتظار اینکه به یکباره او اصلاح شود را نداشته باشند.

تربیت کودک
تربیت کودک

در دنیای امروز خشونت های زیادی علیه کودکان در حال شکل گیری است. بسیاری از خشونت ها از جانب والدین در برخی خانواده علیه کودکان شکل می گیرد که در نتیجه اعتقاد به تنبیه های بدنی برای تربیت کودک به وجود می آید. پژوهش ها نشان می دهد که تربیت کودک با استفاده از آزار جسمی او و تنبیه بدنی اش راهکاری بسیار نامطلوب بوده که از هر لحاظ توسط علم روانشناسی و غیره رد شده است و موجبات بروز بسیاری از مشکلات روحی و جسمی و روانی را در بین آن ها فراهم می کند. هم چنین از بعد آموزشی نیز روش های ناصحیح اموزشی همراه با خشونت سبب بروز بسیاری از مشکلات تحصیلی در کودکان شده و در آینده آن ها نقش بسیار بدی دارد.

تربیت کودک به حدی مهم است که روش های ناصحیح در تربیت منجر به بروز بسیاری از مشکلات رفتاری و روحی روانی برای کودکان در اینده آن ها خواهد شد و دلیل بسیاری از رفتاری های ناهنجار اجتماعی نیز همین خشونت ها و به کار بردن روش های ناصحیح در تربیت کودکان از لحاظ رفتاری است. حق تربیت و بزرگ شدن فرد در محیطی بدون خشونت از حقوق اساسی هر کودک می باشد چون که کودک نیز یک انسان می باشد. تربیت کودک نقش مهمی در شکل گیری روابط مثبت و پایدار میان خانواده ها و کودک و والدین در دوران مختلف زندگی خواهد شد و با تثبیت رابطه ها موجبات شکل گیری روابط پایدار اجتماعی و جامعه مطلوب و مناسب خواهد شد. تنبیه جسمی در تربیت کودک از نظر اخلاقی نیز مردود است، چرا که از لحاظ اخلاقی و دینی نیز هر فردی مانند دیگران حق زندگی سالم و بدون خشونت را دارد.

کودکان نیز از این قائده مستثنی نبوده بلکه همچنین توجهات بیشتری نیز باید به آن ها شود. هر گونه سهل انگاری در تربیت کودک از سمت والدین باعث بروز بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی آن ها در آینده در بین خانواده شان و در میان سایرین در جوامع خواهد شد. همچنین تربیت کودک از لحاظ جنبه های اموزشی در زمینه های همچون آموزش و تربیت کودک در مهد کودک ها و دبستان می تواند سبب افزایش سلامت ان ها از جنبه های گوناگون و نیز ایجاد ویژگی های مثبت اخلاقی در آنان شود. همچنین می شود گفت که دولت ها و جوامع باید در امر تربیت کودک دخالت موجهی نمایند و مثلا برای برخی از بدرفتاری ها و تنبیهاتی که موجب وارد شدن صدمات و آسیب های بدنی و روحی به کودک می شود مجازات تعیین نمایند تا به این صورت به نوعی حق کودک بر والدین افزایش یافته و از بروز بسیاری از رفتارهای سو و نادرست جلوگیری به عمل آید.

برای حمایت از کودکان و نوجوانان و مجازات افرادی که مرتکب آزار ان ها می شوند، به قوانین بازدارنده و شدید نیاز است. تسهیلات و خدمات اجتماعی نیز  باید به طور مناسب برای تربیت مناسب کودکان در بین اقشار مختلف جامعه فراگیر شده و در نظر گرفته شود. به صورت کلی باید گفت نقش تمام کسانی که در زندگی کودک نقش ایفا می کنند در تربیت او نیز موثر است گرچه نمی توان انکار کرد که نقش خانواده به عنوان نهادی که کودک بیشتر وقت خود را در آن می گذراند بیشتر از سایرین می باشد اما بقیه نهادها از جمله مدرسه نیز باید تلاش کنند تا بهترین خدمات را ارائه دهند. به همین جهت نیاز است تا دانش و اطلاعات عمومی جامعه به خصوص جامعه جوان و در سن ازدواج نسبت به تربیت صحیح و مناسب کودک افزایش سافته تا بتوان شاهد روابطی خوب بین کودک و خانواده و در نهایت کودکی که بتواند در آینده جامعه نقش مناسبی ایفا کرده و برای آینده جامعه مفید باشد، باشیم.

تربیت کودک و نوجوان
تربیت کودک و نوجوان

تربیت کودک و نوجوان

 

در این مقاله با عنوان «تربیت کودک و نوجوان» مفهوم تربیت را برای زمینه های اصلی تربیتی شامل تربیت رفتاری، تربیت شناختی(هوش)، تربیت اجتماعی، تربیت هیجانی، تربیت جنسی به کار رفته است، و هدف آن است که بررسی اجمالی بر کلیه حوزه هایی که والدین می بایستی در تربیت کودک خود متوجه آن باشند را مرور کنیم. زیرا گاه والدین از تربیت در یک یا چند حوزه نام برده غفلت کرده اند و این مسئله بازتابی عمیق در  زندگی آینده کودک دارد. اکنون به بررسی اجمالی هر حوزه می پردازیم:

 

۱-تربیت رفتاری:

تربیت رفتاری بیش از هر حوزه ای دیگر برای والدین آشکار و روشن است زیرا همان بیرونی ترین رفتارهای کودک را در ارتباط با محیط و اطرافیان در بر می گیرد. طبق رویکرد رفتاری، چه رفتار خوب و چه رفتار بد هر دو آموخته می شوند و همچنین می توان رفتار را یادگیری زدایی کرد یعنی اگر رفتار غلط آموخته شده باشد می توان آن را یادگیری را از بین برد. بر اساس رویکرد رفتاری سه قانون بزرگ در تربیت رفتاری وجود دارد:

 

الف – رفتار خوب را پاداش بدهید

( این کار را بلافاصله و مکرر انجام دهید) مثلا اگر کوک شما اسباب بازی اش را حتی بر حسب علاقه از وسط پذیرایی جمع کرد او را مورد تحسین قرار دهید و بلافاصله بگویید:« چقدر کار خوبی کردی که اسباب بازی ات را  از وسط پذیرایی جمع کردی ، آفرین به کار  تو»

 

ب – ناخواسته رفتار بد را پاداش ندهید.

مثلا زمانی که کودک در خواست دارد تا یک ساعت بیشتر بیدار بماند والدین اجازه نمی دهند و کودک شروع می کند به جیغ و داد و گریه . اگر والدین اجازه بیدار ماندن بدهند، رفتار بد کودک را پاداش داده اند.

 

ج – برای برخی از رفتارهای بد، تنیبه یا محرومیت در نظر بگیرید

اگر کودک شما طبق قرار قبلی بین شما و او (قانون) معین شده است کفش هایش را در جاکفشی بگذارد اما این کار نکرده است می توانید از بستی بعداز ظهر محرومش کنید.

در اینجا قصد داریم چهار خطای والدین را که احتمال زیادی دارد در تربیت رفتاری دچارش   شوند را نام ببریم:

۱-والدین از پاداش دادن رفتار خوب غفلت می کنند و از خود می پرسند چرا رفتارهای خوب فرزندشان ادامه پیدا نکرد.

۲- والدین نا خواسته رفتار خوب را با تنبیه پاسخ می دهند این مهم است که توجه داشته باشید بی حوصلگی و خستگی و خلقیات شما نباید در نتیجه فعالیت های کودکتان ظاهر شود اگر امروز از سرکار آمده اید و خسته اید و دعوای بدی در سرکار داشتید و فرزندتان مثل همیشه اسباب بازی هایش را جمع کرده نباید بگویید:« وظیفه است هنر که نکردی».

۳- والدین ناخواسته رفتار بد را پاداش می دهند مانند مثال خواب کودک که گفته شد.

۴- والدین از تنبیه یا محرومیت کودک به دلیل رفتار بد غفلت می کنند که دلایل بسیاری وجود دارد یا خودشان حوصله اجرا ندارند یا عواقب را چنان بد انتخاب کرده اند که اجرای آن بیشتر به ضرر خودشان است. تصور کنید والدی را که به فرزندش گفته است که اگر اسباب بازی هایت را جمع نکنی همه را می ریزم دور و حالا این را اجرا نمی کند زیرا بیشتر به ضرر خود والد است .

 

۲- تربیت شناختی (هوش)

در حدود پنج سالگی اغلب کودکان مورد ارزیابی در حوزه هوش و شناخت قرار می گیرند این ارزیابی می تواند رسمی از طریق آزمونهای هوش یا غیر رسمی نظر مربی، معلم و … باشد؟، در اینجا ، مسئله ای که مطرح می شود این است که وظیفه والدین چیست؟ آیا باید کودک خود را در خانه آموزش داد؟ آنها را در کلاس های تقویتی ثبت نام کرد؟ برایشان معلم خصوصی گرفت؟

اگر شما هم در گروه والدین دلسوز هستید پس عمیقا برای فراهم آوردن خوشبختی و موفقیت فرزندتان خود را متعهد و مسئول می دانید و دوست دارید او را برای نخستین تجریه های تحصیلی اش یعنی سالهای اول دبستان آماده کنید و کار را بایستی خیلی زود تر از ورود فرزندتان به پیش دبستانی شروع کنید. قطعا آرزوی شما این است که او طلاحیت علمی بهترین فرصت های تحصیلی را که برایش فراهم می کنید بدست آورد. قابل درک است که در عین حال که چنین خواسته ای دارید، از طرف دیگر نمی خواهید فرزندتان را تحت فشار قرار دهید. این کار می تواند با اختصاص زمانی نه چندان زیاد، با صبر و حوصله شما به کاری بسیار لذت بخش برای شما و کودکتان مبدل گردد.

در گام اول باید بدانید که در مورد کودکان می بایستی بازی ها و زمانی را تدارک ببینید که بر توانایی هایی مانند: مهارتهای زبان، دانش و درک و مطلب، حافظه ، توانایی ریاضی، استدلال دیداری- فضایی، مهارتهای شناختی ، مهارتهای حرکتی ظریف، سرعت پردازش و کنترل توجه تا قبل از ورود کودک به دوره دبستان کار کنید هر چند که کلاس های آموزشی در این زمینه وجود دارد اما بهترین زمان در دست شما والدین است از حدود سه سالگی تا سالهای اولیه دبستان اگر هر روز فقط ده دقیقه بر هر مهارت گفته شده تمرین کنید چه زمان طولانی و موثری خواهد شد. برای هر مهارت نام برده شده مجموعه بازی و فعالیت وجود دارد که می توانید جستجو کنید زیرا مطالب زیادی است که در این مقاله نمی گنجد . تصور بر این است که بازی کردن، خانه سازی، انجام فعالیت های برانگیزاننده ،خواندن کتابهای مصور، انجام کارهای هنری، بازی های فیزیکی و ……. هر چه بیشتر بهتر، سرگرم کننده و آموزنده برای کودک است و شما والدین می توانید در این زمنیه موثر واقع شوید.

 

۳- تربیت هیجانی

آموزش هیجانات ، آموزشی را در بر می گیرد که نهایتا هوش هیجانی نامیده می شود. به توانایی فرد در شناختن احساساتش و درک تناسب هر احساس و موقعیت در خود و دیگران ،همچنین کنترل احساسات شخصی خود و دیگران و علاوه بر این استفاده از این توانایی ها در تصمیم گیری بهتر ، تفکر خلاقانه ، انگیزه دادن به خود و دیگران ، روابط بهتر با دیگران.

شما والدین هوشبهر یا IQ را در موفقیت آینده فرزندتان موثر می دانید حال آنکه در دنیای امروز با پیچیده شدن روابط اجتماعی یکی از فاکتورهای موفقیت مربوط به هوش هیجانی یا کنترل احساسات خود و چگونگی اثر گذاری بر دیگران است. بنابر این رشد هوش هیجانی کودکان می توانند نقش بزرگی نه تنها در رشد شخصیت آنها بلکه در رشد تحصیلی آنها نیز داشته باشد. پژوهش های انجام شده موفقیت را تا حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد بر پایه هوش هیجانی پشتیبانی می کنند.

عده بسیاری از مربیان تعلیم و تربیت هوش هیجانی را مهره گمشده اطلاحات تعلیم و تربیت  آماده سازی کودکان برای موفقیت در زندگی و تحصیل می دانند. پژوهشگران معین کرده اند که از سن ۳ سالگی ظرفیت شناسایی و درک هیجانی های مانند غم، شادی، ترس از طریق اشاره های غیر کلامی مانند حالتهای بدن و صورت و آوا ایماها و لحن صدا برا ی کودک قابل درک است بنابراین وظیفه  والدین است که در شناسایی این احساسات توسط کودک، کودک را یاری دهند که الان در چنین موقعیتی تو چه احساسی داری؟ این رفتار یا گفتار تو باعث چه احساسی در بابا یا مامان بزرگ می شود؟ از کجا فهمیدی؟ و همچنین بر ابرازهای احساسات توسط کودک به دنیای پیرامونش می توانند تمرینات نمایشی فراهم کنند. استفاده از عروسکهای نمایشی قصه و کتاب داستان و ایفای حالتهای هیجانی هر یک از شخصیت های داستان و چگونگی برخورد با آن احساس می تواند الگوهای مفیدی برای کودک باشد.

 

۴-تربیت اجتماعی

تربیت کودک حوزه های متفاوتی دارد و یکی از حوزه های مهم که امروزه کم رنگ تر شده ، بعد اجتماعی است. هر چند بزرگسالان خود بسیار درگیر مسائل اجتماعی هستند اما به دلیل کم رنگ شدن روابط اجتماعی به خصوص در ارتباط با کودکان ، تقریبا کودکان تا سالهای دبستان ، از ارتباط های اجتماعی غنی محروم می مانند و لذا خودخواهی و عدم سازگاری با جمع در آنها آشکار می شود این حس در کودک پدید می آید که دیگران باید خواهان ارتباط با من باشند و هر چه من می گوییم آنها باید قبول کنند که این شوه تفکر کودک الگویی از روابط کودک با بزرگسالان است. پدر و مادر ، خاله، دایی و … اگر کودک کاری هم نکند به سراغش می روند و به او ابراز علاقه می کنند، کودک هر درخواستی داشته باشد مورد قبول آنها ست یا به طریقی دل او را نمی شکنند و لذا یک سیستم غلط از چگونگی شکل گیری ارتباط اجتماعی در ذهن کودک ایجاد می شود . منظور از ارتباط اجتماعی این است که کودک بتواند با افراد متفاوت تعامل موفقیت آمیزی داشته و با موقعیت های تازه اجتماعی سازگار شود.

در سالهای پیش از مدرسه، دو تا شش سالگی ، کودکان به تدریج از فردی غیر اجتماعی به فردی اجتماعی تبدیل می شوند یعنی از حالت انفرادی به حالت اجتماعی می گرایند. کودکان در این دوران ، از طریق همکاری و فعالیتهای گروهی ، برای زندگی اجتماعی در دبستان آماده می شوند. میزان حضور با سایر کودکان دیگر در این دوران تاثیر بسیاری در رشد اجتماعی آنها دارد. کودکانی که پیش از رفتن به کودکستان و دبستان زندگی گروهی داشته اند. در مدرسه یا کودکستان بیش از کودکان دیگر با همسالان خود ارتباط برقرار می کنند.

برای رسیدن به چنین هدفی وظایف مهمی بر عهده والدین است و باید موقعیتها و فرصت های اجتماعی در اختیار کودک قرار گیرد.

 

۵-تربیت جنسی

والدین در مورد تربیت در حوزه رفتاری و شناختی(هوش) عموما اطلاعات دارند و اقدام هم می کنند زیرا لزوم آن را در زندگی کودک به خوبی درک می کنند در مورد تربیت در حوزه های هیجانی و اجتماعی گاه اطلاعات لازم را ندارند اما تربیت جنسی از جمله تربیتی که حتی گاه والدین در مورد آن مقاومت دارند یا به دلیل شرم و حیای افراطی به سراغش نمی روند یا آن را وظیفه مدارس می دانند و سالهای پیش از دبستان را از دست می دهند آن دسته از والدین که تمایل دارند وارد تربیت جنسی شوند گاه توانایی ها و آگاهی لازم را ندارند.

در حدود سالهای ۳ تا ۵ سالگی است که کودکان مسئله جنسیت را مورد کنجکاوی قرار می دهند و از همان سالها ست که شما والدین فرصت آن را دارید تا با کودکان در مورد این مسائل  صحبت کنید. حالا وقت دارید فضای صحبت  درباره این مسئله را با کودکان به وجود آورید در سالهای نه چندان دور کودک شما نوجوان می شود و سرآغاز بلوغ جنسی و ارتباط با جنس مخالف است اگر خواهان فرزندی هستید که در آینده درباره راز و رمزش با جنس مخالف با شما گفتگو کند امروز که کودک است بایستی پایه های اعتماد دو طرفه در باره این مسائل را بنیان بگذارید. والدین باید آگاه باشند که محیط خانواده و فضای حاکم بر آن اولین و بادوام ترین عامل در تربیت جنسی کودک می باشد. در ابتدای راه والدین باید مواظب باشند که احاس شرم و گناه را درباره مسائل جنسی به کودک منتقل نکنند این مسئله در حدود سن ۳ سالگی با آداب پوشاندن آلت تناسلی به کودک شروع می شود و پس از آن نیز باید به سوالات و کنجکاوی های کودک خود با توجه به اصل آموزش گام به گام یعنی پاسخدهی با توجه به توان درک و فهم کودک جلو روند.

اکنون بررسی پنج حوزه تربیتی را به اتمام رسانده ایم، هدف آن بوده است تا شما والدین عزیز بدانید در ارتباط با فرزند دلبندتان ، درصورتی تربیتی کامل خواهید داشت که در پنج حوزه نام برده تلاش های خود را در تربیت فرزندتان انجام دهید، تمرکز بیش از حد به یک حوزه و غفلت از سایر حوزه ها ، عدم تعادل در شخصیت کودک ایجاد می کند و ضعفهایی را در بزرگسالی نمایان می سازد. مطمئنا شما به دنبال فرزندی نیستید که تحصیلات بالا دارد ولی ارتباط اجتماعی ضعیفی دارد یا قادر به برقراری رابطه جنسی سالم نمی باشد. لذا این مقاله گامی کوچک در جهت آگاه سازی شما والدین عزیز می باشد.