تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی نوجوان 15 ساله

۳۱ نظر
  1. elnaz.t
    سلام چند وقتیه برادرم خیلی عصبی شده این حالاتش از وقتی که وارد سن بلوغ شده خیلی بیشتر شده .الان 15 سالشه ولی هی داره بیشتر میشه.مثلا مادرم اگر یه چیزی بگه زود از کوره در میره و حتی وقتی میاد تو اتاقش یواشکی فحش میده وقتی بهش میگم ساکت شو نباید اینجوری بگی به من هم فحش میده.البته بگم که مامانم یکم زیادی گیر میده درس بخون.اینو بگم که داداشم در عین حال خیلی هم مهربونه.خیلی پایست از بس که همیشه کمکم کرده و باهام پایه بوده دوست دارم ایت رفتارشم درست شه.ممنون میشم کمکم کنید.
    پاسخ آذر 13, 1395 در 11:52 ق.ظ
    • روانشناس کودک و نوجوان
      رفتار برادر شما درست مثل هشتاد درصد هم سالان خودش است. هم چنین رفتار مادر شما نیز مانند اکثر مادران پسردار در این سنین است. اینکه می گویید با شما ارتبلطش خوبست نکته مثبتیست. همین ارتباط را حفظ کنید. بگذارید با شما درد دل کند و هیجاناتش را بدون احساس گناه با شما در میان بگذارد. به مادرتان بگویید که انتقادهای زیاد موجب دور شدن نوجوان از خانواده و والدین می شود علاوه بر افزایش پرخاشگری او را بیشتر به سمت همسالان می کشاند. برای درس خواندن نوجوان نیازمند انگیزه درونی است. با تاکیدهای مکرر نتیجه ای جز فرار بیشتر از درس خواندن نخواهید گرفت.
      پاسخ دی 28, 1395 در 11:13 ق.ظ
  2. زهرا صالحی
    به نظر من نقش شما در اینجا میتونه خیلی پررنگ باشه وقتی میگی خیلی پایه و مهربونه الان به کمک خواهرش احتیاج داره باهاش حرف بزن و در حین حرف زدن اصلا نصیحتش نکن فقط و فقط باهاش حرف بزن و بزار راحت باهات حرف بزنه.بزار برات درد و دل کنه.و بگه برای چی اینطوری شده شاید یه مشکل کوچیکی داره که با حرف زدن برطرف بشه باهاش خیلی گرم بگیر و بزار بهت اعتماد کنه.باهاش به آرامی حرف بزن وقتی دیدی موقعیتی خوبه و میتونی ازش سوال بپرسی ازش سوال کن که چرا این جوری شدی و چرا فحش میدی؟ موفق باشید.
    پاسخ آذر 14, 1395 در 3:02 ب.ظ
  3. فاطمه
    الناز جان برادر بزرگ منم چند سال پیش دقیقا توی سن بلوغش این مشکلو داشت آدم مقید مذهبی بود به خاطر همین با ما کاری نداشت ولی خودش رو خییلی اذیت می کرد و حتی گاهش خودش رو میزد و گریه میکرد ما یه مدت سعی میکردیم جلوش رو بگیریم اما انگار هر کاری میکردیم نتیجه عکس میداد تا اینکه تصمیم گرفتیم کارایی که باعث میشه برادرم اینهمه عصبی میشه رو نکنیم خیلی باهاش بحث نکنیم و موقع عصبانیتم سکوت کنیم تا عصبانیتش فروکش کنه خداروشکر رفته رفته بهتر شدطوری که الان کلا خوب شده و شده یه پسر آروم منطقی فکر میکنم شما هم اگه اینجوری عمل کنی نتیجه میگری
    پاسخ آذر 15, 1395 در 9:30 ق.ظ
  4. عرفان
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده و نه رشته خود علاقه دارد.انتخاب رشته اش رشته ای بوده که پسر عموش انتخاب کرده.مسئولیت هم به هیچ وج قبول نمی کند.فقط پول بدیم بره خرج کنه.بخوره بخوابه، با دوستاش بیرون بره و با گوشی بازی کنه.بی برنامه بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که میخواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال و منظم هستم و آدم بسیار مسئولی هستم.تحمل این بچه عذابم میدهومن فقط همین پسر رو دارم و اختلاف من و پسرم 37 ساله
    پاسخ دی 8, 1395 در 10:22 ق.ظ
  5. مرحمت
    سلام ببینید موضوع کمی پیچیده است با یک فرضه می شه گفت، پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثر دلیلش نوع رفتار پدر و مادر بچه هاست، پدر و مادری که خودشون سخت کار می کنند ولی اجازه نمی دن که پسرشون سختی بکشه و میخوان به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه .بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت های مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته در سن بلوغ هستش و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به شماره حضوری مراجعه کنید.
    پاسخ دی 8, 1395 در 11:35 ق.ظ
  6. angelgh
    احساس می کنم دخترم جدیدا عاشق یکی از همکلاسیاش شده و همه اش تو فکر اونه و از طریق تلگرام هم با هم چت می کنند.و در ضمن هر دو جزو شاگردان ممتاز هستند ولی من از این علاقه که باعث پرخاشگری او شده می ترسم در ضمن ما جدیدا صاحب یک فرزند پسر شدیم.
    پاسخ مرداد 19, 1396 در 5:40 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.. درست متوجه نشدم یعنی احساس میک نید دختر شما عاشق هم کلاسی دخترش شده؟ و این ها رو از چت ها و صحبت هاش فهمیدید؟ نمی تونه خیلی منطق درستی باشه.... بیشتر نشون دهنده شخصیت وابسته دختر شماست. هم چنین پرخاشگری هم می تونه از اضطراب تولد فرزند جدید باشه... دخترتون چند سالشه؟
      پاسخ مرداد 25, 1396 در 7:55 ب.ظ
  7. امیرحسین
    سلام من ۱۵ ساله ام من وقتی بایک نفر تو یک کلاس باشیم فقط چهار جلسه خیلی وابسته میشم چه اقا باشه چه خانم وقتی دیگه نبینمش نمیتونم تحمل کنم حالم بد میشه چی کار کنم
    پاسخ مرداد 28, 1396 در 8:02 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام امیر حسین.. در روابط قدم به قدم با ادم ها جلو برو.. اگر اونها یک قدم برداشتند تو هم یک قدم بردار نه بیشتر... این مسئله به روابط تو با خانواده هم بر می گرده... چقدر توی خانواده پذیرش بالاست و تا چه میزان روی تو حساب باز می کنند؟
      پاسخ شهریور 5, 1396 در 7:00 ب.ظ
  8. erfan
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده.نه به رشته ای علاقه دارد و انتخاب رشته اش چیزی بوده که پسر عمویش انتخاب کرده نه کاری می کند .نه مسئولیتی قبلو می کند فقط پول بدیم خرج کند.بخوره بخوابه با دوستاش بره بیرون و با گوشی بازی کنه.بی برنامه ، بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که او می خواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال، منظم و مسئول هستم.تحمل این بچه عذابم میده .من فقط همین پسر رو دارم و اختلاف سنی ما 37 ساله.
    پاسخ مرداد 29, 1396 در 3:40 ب.ظ
    • همیار
      سلام.ببینید موضوع کمی پیچیده است ...با یک فرضیه میشه گفت : پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثرا دلیلش نوع رفتار پدر و مادر با بچه هاست.پدر و مادری که خودشتون سخت کار می کنند ولی اجازه نمیدن که پسرشون سختی بکشه و میخوان که به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه.بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه و... ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته تو سن بلوغ هستند و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به مشاوره حضوری مراجعه کنید.
      پاسخ مرداد 30, 1396 در 10:12 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. این طور که مشخصه فرزند شما هر چیزی که می خواسته فراهم شده و هیچ وقت یاد نگرفته صبر کنه برای چیزی که می خواد و یا تلاشی انجام بده. زمانی که بچه ها احساس کنند همیشه کسی هست که پشتیبان انهاست احساس مسئولیت نمی کنند و هدفمندی براشون مسئله کوچکی میشه.. البته که نباید جلوش بایستید و باید قدم به قدم سعی کنید با این رفتارها مقابله کنید و محدودیت های درست و ارام ارام ایجاد کنید.
      پاسخ شهریور 10, 1396 در 7:38 ق.ظ
  9. کیان
    سلام من 15 سالمه راجب مسائل جنسی هم میدونم ولی مادر پدر هیچی نمیگن بهم نمیدونم چیکار میخوام به مادر پدرای دیگه بگم زود تر به کودکانتون بگید چون اونا در سن 12 یا کمتر میفهمن و توقع دارن بهشون بگید..
    پاسخ بهمن 26, 1396 در 4:11 ب.ظ
  10. میترا
    سلام من ۱۷سالمه و خانوادم خیلی بهم گیر میدن بخاطر بیرون رفتنم واقعا دیگه خسته شدم منم دوس دارم مث دوستام برم بیرون و خوش بگذرونم باید چیکار کنم بنظرتون
    پاسخ خرداد 19, 1397 در 4:12 ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز تا خانواده شما متوجه نشوند شما به انتظارات و حساسیتاشون اهمیت میدید . اتفاقی نخواهد افتاد و خانواده برای حفظ و امنیت شما چنین کارهایی رو انجام خواهند داد. پس در انتخاب دوست و کارهای خودتون دقت کنید . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد 31, 1397 در 8:25 ق.ظ
  11. ...
    سلام... دختری را میشناسم که 14 سال دارد و ب پسر 16 ساله علاقه مند شدید شده و پسر هم نسبت به او حس خیلی شدیدی دارد این دو ب شدت عاشق هم هستند و اصلا حاضر نیستند لحظه ای بدون هم را بگذارنند... البته این دو بدون اطلاع خانواده دوست اند... خانواده دختر از دوستی مطلع شده و اصرار دارند هرچه زودتر این رابطه پایان پیدا کند اما دختر و پسر اصلا مایل نیستند و میگویند ما بدون هم میمیریم و پسر به دختر قول ازدواج داده... دختر دچار افسردگی شدید شده و مدام گریه میکند و پسر هم همینطور چه باید کرد؟
    پاسخ شهریور 18, 1397 در 9:36 ب.ظ
    • wpadmin
      ارتباطات عاطفی نوجوانان واقعیت این است که از لحاظ روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیست که در این سنین، نوجوانان تمایل به برقراری ارتباط عاطفی داشته باشند. یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس خواهانه هم در آنها شکل می گیرد. نوعی نیاز به برقراری ارتباط عاطفی و هیجانی و نیز ارتباط جسمی. این یک فرآیند طبیعی است و تا قرن های متمادی انسان ها وقتی به سن بلاوغ می رسیدند اقدام به برقراری ارتباط برای تشکیل زندگی مشترک می کرده اند. بنابراین اینکه نوجوانی تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد یا عاشق شود یا در ذهنش به این موارد فکر کند، اصلا چیز عجیبی نیست. خیال تان را راحت کنم، به سلامت روان نوجوانی که به اینجور چیزها فکر نمی کند، باید شک کنید! چه واکنشی نشان دهیم؟ وقتی از رابطه نوجوان تان با جنس مخالف آگاه شدید، این کارها را انجام دهید: 1) ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ کنید این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندان است. والدین باید به گونه ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهمترین منبع ارتباطی برای او باشد. در واقع خانواده ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد. نوجوان زمانی می تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش خانواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواهد بود. مثلا اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده، دوره پر تنشی شروع خواهد شد، سرکوب می شود. مورد خشونت قرار می گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می دهد اساسا قید اطلاع رسانی به خانواده را بزند. چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به واسطه اینکه پتشوانه تجربی و حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالا دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوءاستفاده خواهد بود. نوع دوم خانواده هایی هستند که با مطلع شدن از این ارتباط، اصولا شروع به نصیحت و سرزنش می کنند و تلاش می کنند که ارتباط نوجوان شان را قطع کنند. نتیجه اینکه شاید موفق شوند که فرزندشان را از ادامه ارتباط منصرف کنند ولی مشکل اینجاست که احتمالا نوجوان در تجربه های بعدی ترجیح می دهد که خانواده را در جریان این اتفاق ها قرار ندهد. نوع سوم خانواده هایی هستند که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوان شان احترام می گذارند. او را برای این ارتباط سرزنش نمی کنند. این خانواده ها آگاهانه سعی می کنند که ارتباط شان را با فرزندشان حفظ کنند. تا نوجوان بتواند به راحتی مشکلاتی که پیش می آید را با آنها در میان بگذارد ولی در عین حال تلاش می کنند فرزندشان را راهنمایی کنند. این راهنمایی به معنای نصیحت نیست بلکه آنها واقعیت های موجود را درباره ارتباط های نوجوانی می گویند. مثلا همانقدر که به احتمال بی ثباتی این رابطه ها اشاره می کنند، به جذاب بودنشان هم اشاره می کنند، به اینکه کنجکاوی نوجوان را برمی انگیزاند. 2) با نوجوان تان صادقانه صحبت کنید آمارها نشان می دهند که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از همسالان می گیرند . و تنها درصد کمی را از والدین می گیرند؛ این در حالی است که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از اینگونه روابط دارند و والدین مشخصا دقیق ترین اطلاعات را دارند. بنابراین نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوان تان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید. سعی نکنید اطلاعات دلهره آور در اختیار او قرار دهید. اینکه اینگونه روابط موجب بدبختی آدم ها می شود یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کند. منصف باشید و اطلاعات دقیق در اختیارش قرار دهید. 3) پذیرش تان را بالا ببرید منظورم این نیست که هر اتفاقی افتاد با آغوش باز بپذیرید، نه؛ پذیرش یعنی اینکه آرامش خود را در مواجه شدن با برخی اتفاق های فرزندتان بالا ببرید. نوجوانی که با مسئله ای روبرو شده است، خود به اندازه کافی استرس و تنش دارد. بهتر است شما با آرامش تان، وضعیت روانی فرزندتان را بیشتر دچار تنش نکنید. لزومی ندارد در آن لحظات شروع کنید به پیش بینی هایی که از این رابطه کرده بودید، اینکه این رابطه از اول اشتباه بوده است. جو حمایتی خانواده را به گونه ای پیش ببرید که فرزندتان به خانواده اعتماد کند. آنقدر پذیرش داشته باشید که نوجوان تان بتواند اتفاق های عجیبی که برایش افتاده را با شما در میان بگذارد. در واقع خانواده باید اولین حریم امن نوجوان باشد. 4) کنترل نکنید بعضی از خانواده ها تمام تلاش خود را می کنند که فرزند نوجوان شان را کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیر و رو کردن وسایل شخصی اش برای پیدا کردن نشانه های خطر! یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان. نوجوان ها متوجه این کنترل ها می شوند. آنها (و در کل همه انسان ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستند. کنترل ارتباط را قطع می کند، اعتماد را از بین می برد و نوجوان را از خانه گریزان می کند. به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید ولی همیشه خود را برای شنیدن حرف های نوجوان تان درباره رابطه عاطفی اش آماده کنید. 5) خط قرمزها را مشخص کنید به جای تهدیدها یا نصیحت های مکرر، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید. محدودیت های خانوادگی را با او در جریان بگذارید. محدودیت هایی مثل محدودیت های زمانی ارتباط، استفاده تلفنی و ... حتی می توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آنها در میان بگذارید. متاسفانه خانواده ها از صحبت کردن در این موارد به شدت گریزان هستند و چه بسا می ترسند. که با صحبت کردن در این باره، فایل هایی در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلا توجهی به آنها نداشته است. اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده اید، سعی کنید به شیوه های مختلف او را آگاه سازید. مثلا می توانید کتاب های خوبی در این باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید. 6) با دوست فرزندتان ارتباط برقرار کنید در صورتی که مقدور باشد، با فردی که فرزندتان با او دوست شده، آشنا شوید. او را به خانه یا به یک گردش چند ساعته در شهر دعوت کنید. حسن نیت تان را هم به فرزندتان و هم به دوستش ثابت کنید و نشان دهید که به احساس آنها احترام می گذارید. با این کار مدیریت بیشتری روی ارتباط آنها خواهید داشت. با این کار احتمالا آنها مخفی کاری نمی کنند و مشکلات شان را با شما در میان می گذارند. خطوط قرمز را رعایت می کنند و طبق اصول خانوادگی شما پیش می روند. این شکل از ارتباط عموما برای خانواده ها بسیار سخت است، مخصوصا اگر دخترشان در ارتباط باشد. ولی واقعیت این است که با جنگ و دعوا و تنش کاری پیش نمی رود. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      پاسخ شهریور 19, 1397 در 6:12 ق.ظ
  12. علی
    سلام من 15 سالمه من نزیک 6و یا 7 ماهی هست که هست که افسرده شدم البته این نظر خودمه ولی از اینا هم بگذریم یکی دو سال پیشا خیلی خوب بود حالم خوب بود ولی الان نه. الان به چیزهای که برام خنده دار بود دیگه خندم نمیاد وقتی کسی برام جک تعریف میکنه دیگه برام خنده دار نیست بطوری که خودم هم خجالت می کشم. می دونی آخه من شکست عشقی خوردم کسی رو که دوست داشتم از دست دادم از هومن اولا هم ازدست رفته بود مثل این بود که تو با دیوار حرف بزنی ولی اون جواب تو نده نمیدونم که چی شد و اصلا چرا ولی از این خیلی نارحت بودم و اینکه هروز میری بیرون رابطه های خوب بقیه رو میبینی با چیزای جدیدی روبه رو میشی که مغزت صوت میکشه شاید هم دوست دختر داشتن برای من زود بود نمیدونم ولی اینو میدونم که الان هیچی نمیدونم همش دنبال یه راه حلم مثل یک معجزه و تنها سؤالی که از شما دارم اینه من چیکار کنم و برای من چی خوبه.
    پاسخ آذر 16, 1397 در 3:48 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز متاسفانه این گونه رابطه ها در سن کم به احتمال زیادی با شکست و جدایی روبرو می شود و تاثیرات منفی نیز ایجاد می کند اما آن چیزی که شما باید به اون توجه داشته باشید این موضوع است که شما هنوز فرصت زیادی برای ایجاد یک رابطه عاشقانه و سالم در سن مناسب دارید . به این موضوع به عنوان یک تجربه نوجوانی نگاه کنید و برای آینده ای بهتر تلاش کنید. قابل درک است که در این سن گرایش به جنس مخالف دارید اما باید مراقب باشید که اینگونه رابطه ها در این سن ممکن است در اول با شکست مواجه شوند و دوم زودگذر باشند و سوم شما را از درس و هدفهای دیگرتان دور کند. شاد باشید
      پاسخ آذر 25, 1397 در 5:07 ب.ظ
  13. Amne
    سلام خسته نباشین! من یه خواهر دارم که دقیقا تو سن بلوغه و ۱۴سالشه،ارتباط خوبی باهم‌نداریم و اکثرا توی دعوا و بحث هستیم،جدیدا خیلی پرخاشگر شده و افسردگی گرفته،همش انگار نا امیده از زندگی و احساس میکنه خیلی بی اهمیت و بی مصرفه تو خانواده،مادرمم تا بهش میگه برو سر درست بهش بر میخوره و دعوا راه میفته بین خواهرم و مادرم،نمیدونم ارتباطی به سن بلوغش داره یا نه ولی خیلیم شلختس،دوست دارم کمکش کنم ولی نمیدونم چجوری،میشه لطفا راهنماییم کنین؟
    پاسخ بهمن 29, 1397 در 10:47 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دوست عزیز او در سن بسیار حساسی قرار دارد که این سردرگمی ها برای او طبیعی محسوب می شود و شما با شناخت بهتر نسبت به این سن و دادن آگاهی به خانوادیتان می توانید به او و طی کردن این مسیر به درستی گام بهتری بردارید . در این سن فرد به دلیل تغییرات هرمونی و تغییرات جنسی و احساسی با سردرگمی های زیادی مواجهه می شود گاهی گرایشات به جنس مخالف نیز برای فرد رخ می دهد . فرد در سن بلوغ نیاز دارد که به استقلال او احترام گذاشته شود و او را فرد با ارزش بدانند و با او مشورت کنند . هرچقد میزان رابطه او را با خودتان بهتر کنید می توانید در این مسیر به او کمک بیشتری کنید به او نشان بدهید که شما نیز این سن را گذرانده اید و احساسات او را درک می کنید او در این سن ممکن است احساس کند دیگر همه چیز را می داند و شما اگر اعتماد او را بدست آورید می توانید به او کمک بیشتری کنید از نصیحت کردن بپرهیزید و بیشتر سعی کنید شنونده احساسات او باشید و با دادن آگاهی های لازم بگذارید تصمیم گیری کند و مراقبش باشید . او دوست دارد تایم بیشتری را در بین دوستان خود باشد و همسالان برای او جذابیت زیادی دارند گاه حتی بیشتر از خانواده این جذابیت وجود دارد . سعی کنید با او به کلاس های ورزشی بروید تا انرژی او در مسیر درست تری هدایت شود .داشتن علایم افسردگی به میزان پایین به دلیل تغییرات در این سن زیاد دیده می شود اما اگر این علایم به اندازه ای است که بر عملکرد او در درس خانوادن و زندگی تاثیر گذاشته است بهتر است به صورت حضوری با روانشناس صحبت کنند. سعی نکنید با دعوا یا تحقیر کردن او خواسته های خودتان و خانوادیتان را بر خواسته های او اولویت بدهید چون ممکن است پرخاشگری در او بیشتر شود و دیگر به شما ها برای مشورت اطمینان ندادن احساسات او را نسبت به سنش در نظر بگیرید و او را مسخره نکنید چون در سن او بسیاری از سوالها و احساسات طبیعی است. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 02122354783 شاد باشید
      پاسخ بهمن 29, 1397 در 12:34 ب.ظ
  14. حميد
    سلام من ١٥ سالمه ؛ در سن ٤ يا ٥ سالگى كه در ميهمانى بوديم ؛ پسر يكى از اعضاى فاميلمون بود كه در مكانى الت تناسلى خودش رو به من نشون داد و من تعجب كردم از اين حركتش ؛ اون هم ٢ سال از من بزرگتر بود ؛ در اون زمان بود كه انگارى بيدارى جنسى من فعال شد ( البته از نظر خودم ) و هر از چند روزى يا هفته اى اين اتفاق با ميل هر دو مون انجام ميداديم ؛ گاهى هر هفته ؛ ٣ ماه ٢ سال يك بار و اين اتفاق ادامه داشت تا اكنون كه اخرين بار ٨ ماه پيش بود ؛ اصل مطلبم اين است كه من از ٦ سالگى تا اكنون كه پانزده سال دارم در مدرسه به برخى از همكلاسى هايم كه از نظر ظاهرى زيبا رو هستند ؛ حس عاطفى و حتى جنسى در سن ٧ يا ٨ سالگلى داشتم و باز با گذر زمان ؛ سال هاى ديگر با بچه هاى ديگر همين گونه بود و اكنون كه به پانزده سالگى رسيدم هم باز در مدرسه مان فردى از همكلاسى هايمان ؛ اين حس را پيدا كردم ؛ چه از نظر عاطفى و چه از نظر جنسى ؛ كه واقعا اين حس ديوانه كننده مى تواند باشد ؛ و از طرفى هم از همان ٧ سالگى هيچ حسى نسبت به جنس مخالف نداشتم ؛ چرا يك زمان كوتاهى بود كه حسى نسبت به يكى از دختر هاى فاميلمون داشتم عاطفى و جنسى اما به مدت خيلى كوتاه ؛ ٩٨ درصد فكرم عاطفى و جنسى به همجنسم هست و فقط ٢ درصد به جنس مخالفم ؛ ان پسر فاميلمون هم كه اين حس عاطفى و جنسى اش نسبت به همجنسش ٥ الان شده اما من فقط به همجنس خودم فكر مى كنم ؛ و چون در مدرسه ام نمى تونم اين حس عاطفى و جنسى رو ابراز كنم دارم ديوانه ميشم واقعا ؛ در اواخر دى ماه سال تا اواست بهمن ماه هر روز با گوش دادن به موسيقى هاى غم انگيز به مدت يك ساعت و نيم گريه مى كردم تا اندكى گوش دادن به موسيقى ارامم كند ؛ در واقع گوش دادن به موسيقى هاى غم انگيز به من نوعى همدردى مى داد ؛ اكنون هم با آمدن فصل بهار اندكى اين غم و كم تر شده ؛ اما حس من به همكلاسى ام چه از نظر جنسى و چه از نظر عاطفى بيشتر شده . ايا من همجنسگرا هستم و شدم ؟ و ايا من افسرده هستم ؟ ( خواهشا جواب منو بديد ؛ موندم چى كار كنم ؛ از گفتن به مادر و يا پدرم ترسى ندارم ؛ اما شرم چرا ) ( تو همين نظرات جوابمو بديد نه تو ايميل مرسى از شما عزيزان )
    پاسخ فروردین 18, 1398 در 3:45 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که شما در سن حساس نوجوانی قرار دارید و با توجه به اینکه سریع وارد روابط جنسی آنهم در زمان کودکی شده اید به نظر می رسد انحرافات جنسی در شما شکل گرفته است که نیاز به بررسی دقیق دارد . بهتر است برای شناسایی انحرافات جنسی و گرایش جنسیتان به صورت حضوری به روانشناس رماجعه داشته باشید تا در این مسیر برای بهبود عملکرد جنسیتان به شما شود. به نظر نمی رسد که شما همجنس گرا باشید بلکه ممکن است همجنسباز باشید چون فرد همجنسگرا از نظر بدنی برای رابطه با جنس مخالف تمایل ندارد ولی فرد همجنسباز هم به جنس موافق و هم مخالف تمایل دارد اما چون رابطه با جنس موافق راحت تر است و به این سمت کشیده شده اید گرایش جنسیتان را به درستی شناسایی نکرده اید و یک سری انحرافات در شما شکل گرفته شده است البته برای بررسی دقیق این موضوع نیاز است به صورت حضوری مراجعه کنید . در مورد مشکل افسردگی نیز بستگی به شدت و مدت زمان علایمتان دارد ؟ چند مدت است این علایم را دارید ؟ مشکلاتی در خواب و تغذیتان به صورت کاهش یا افزایش رخ داده است؟ از نظر عاطفی ثبات دارید؟ و... در این مورد نیز نیاز است که همه این موارد بررسی شود ممکن است این علایم به علت سردرگمی موجود در گرایش جنسیتان به وجود آمده باشد البته شما در سن حساسی قرار دارید و این موضوعلت را می تواند تشدید کند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88472864 شاد باشید
      پاسخ فروردین 18, 1398 در 8:57 ق.ظ
  15. Abolfazl
    سلام من ۱۵ سالمه . من یه دختر که فامیل هستش دوست دارم و میدونم که با یه پسر دیگه دوسته . من میخوام بهش بگم دوسش دارم و میدونم که امکان داره قبول کنه . حالا چه جوری بهش بگم و میترسم به خانوادش اطلاع بده یه موقع. لطفا کمکم کنید واقعا دوسش دارم
    پاسخ مرداد 24, 1398 در 1:41 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز دقت کنید که روابط در این سن بیشتر بر پایه هیجان می باشد و می تواند برای هردو طرف مشکلات زیادی را به وجود آورد بهتر است سعی کنید شرایط سنی خودتان را بدانید و در کنار احترام به احساسی که دارید سعی کنید که اجازه بدهید به سن رشدی بهتری برسید تا بتوانید در مورد اینگونه روابط با هدف مشخص تری و با بررسی شرایط مختلف تصمیم گیری کنید. در سن شما تخیلات و هیجانات بیشترین کاربرد را دارد و تاثیر زیادی در تصمیم گیری های شما دارد.
      پاسخ مرداد 24, 1398 در 3:58 ب.ظ
  16. حميد
    من حميد هستم و چند ماه پيش موضوعى رو از خودم گفتم و با مشاوره اى هر چند كوچيك تو بخش نظرات نوجوان 15 تا 17 و من خيلى از چند ماه پيش تا الان بهتر شدم ؛ خواستم ازتون تشكر كنم فقط اگه ممكن باشه اون پيام من و جوابتون پاك كنيد ؛ نمى خوام كسى ببينه توى نظرات پياماى اخرتون هست و يا اگه اشتباه نكنم يكى مونده به اخرى ؛ خواهشى كه دارم اگه ميشه پاك كنيد پيامم رو دوست ندارم كسى ببينه ؛ باور كنيد دستور نمى دم ؛ خواهش ميكنم پيامم رو به نام حميد پاك كنيد . خيلى خيلى خيلى خيلى خيلى ممنون .
    پاسخ مرداد 31, 1398 در 2:46 ق.ظ
    • مشاور
      سلام در اولین فرصت این موضوع بررسی می شود
      پاسخ مرداد 31, 1398 در 9:55 ق.ظ
  17. دریا
    سلام خسته نباشید دختری 18 ساله دارم که مدتی است مخفیانه با پسری دوست شده و به تازگی فهمیدم که باردار شده برای مشاوره و فهماندن اشتباهاتش به او باید چه کار انجام بدم؟ لطفا سریعتر جواب بدید ممنون میشم
    پاسخ شهریور 5, 1398 در 8:04 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به اینکه او باردار می باشد بهتر است با ایشان صحبت کنید و برای رفع این مشکل در اولین اقدام به صورت حضوری به متخصص زنان مراجعه داشته باشید و در کنار آن سعی کنید که به صورت حضوری به روانشناس ایشان را ارجاع بدهید تا بررسی لازم دراین زمینه صورت گیرد و ایشان بخاطر این موضوعات مورد مشاوره قرار گیرند. شما به عنوان والد ایشان می توانید رفتارهای متناسب خودتان ر ا داشته باشید اما از تنبیه بدنی و یا سرزنش مداوم که بین شما فاصله بیشتری ایجاد می کند خوداری کنید. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354304
      پاسخ شهریور 6, 1398 در 10:35 ق.ظ
  18. @mir ho3ein
    چقد 15 سالگی حساسه واقعا
    پاسخ شهریور 11, 1398 در 4:35 ق.ظ
نظر دهید