روانشناسی نوجوان ۱۵ ساله

روانشناسی نوجوان 15 ساله

آنچه در مورد روانشناسی نوجوان ۱۵ ساله نیاز دارد. در این سن نوجوان چه عاداتی پیدا می کند و از نظر جسمی، عاطفی و رفتاری چه تغییراتی می کند. در سال‌های بین ۱۵ تا ۱۸ سالگی، مهارت ها  و رفتار مناسب والدین می تواند نوجوان را برای ورود به بزرگسالی و آینده ای موفق آماده کند.

آن ها نه تنها مسئولیت های بیشتری را بر عهده می گیرند، وارد دبیرستان می شوند از حال و هوای دوران کودکی فاصله می گیرند و استقلال بیشتری به دست می آورند، بلکه ممکن است به توانایی های خود نیز اطمینان بیشتری پیدا کنند.

روانشناسی نوجوان ۱۵ ساله 

با این حال،احتمال دارد که فرزند شما طوری رفتار کند که انگار همه چیز را می داند. در حالی که این  نگرش – که اغلب با نشانه ای از شورش آمیخته می شود – می تواند برای بسیاری از نوجوانان ۱۵ سال مشابه باشد، اما باعث می شود این دوره برای والدین بیش تر نگران کننده باشد.

توجه داشته باشید که درک اینکه چگونه این موارد در رشد نوجوان شما نقش دارد می تواند شما را به والدینی موفق تبدیل کند. در ادامه متن آنچه که باید در مورد رشد نوجوان خود بدانید ذکر شده است که از این موارد می توان به نقاط عطف شناختی، رشد اجتماعی، عاطفی گرفته، رشد جسمانی و ایمن اشاره کرد.

روانشناسی نوجوان 15 ساله

رشد فکری در ۱۵ سالگی 

طبیعی است که نوجوانان در این مرحله نسبتاً مجادله می کنند. مهم نیست که شما چه می گویید، نوجوان شما برخلاف نظر شما صحبت می کند. سعی کنید از این تعاملات دلسرد نشوید، زیرا این کار تنها راه نوجوان برای ابراز استقلال و نشان دادن این واقعیت است که می تواند مسائل را از زاویه ای دیگری ببینند.

بسیاری از نوجوانان در این دوران بیشتر در مورد آینده خود فکر می کنند و معمولاً قادر به شناسایی آرزوهای شغلی بالقوه یا برنامه های دانشگاه هستند. به همین ترتیب، بیشتر نوجوانان ۱۵ ساله می‌توانند دلایلی را برای انتخاب‌های خود، از جمله اینکه چه چیزی درست یا غلط بوده، بیاورند.

«از اوایل نوجوانی تا اواسط نوجوانی، فرآیند فکری غالب نوجوانان، تفکر عینی است. علاوه بر این، فرآیندهای شناختی آن‌ها می‌تواند به‌طور ناهمواری رشد کند و ممکن است در تمام زمینه‌های زندگی‌شان تفکر انتزاعی نداشته باشند. بنابراین، یک نوجوان ۱۵ ساله ممکن است مهارت‌هایی را داشته باشد که تکالیف خود را به موقع انجام دهد، اما همچنان انتخاب کند که ویپ و دوستانشان را بنوشند.»

روانشناسی نوجوانان ۱۵ ساله 

برخی از نوجوانان در این سن می توانند تمام شب با دوستان خود صحبت کنند، علیرغم اینکه تمام روز آنها را در مدرسه می بینند. با این حال ، هنگامی که والدینشان در مورد روزشان از آنها سؤال می‌کنند، ممکن است حرف کمی برای گفتن داشته باشند.

علاوه بر این، بسیاری از نوجوانان ۱۵ ساله اغلب ترجیح می دهند از طریق پیامک و رسانه های اجتماعی ارتباط برقرار کنند. برخی حتی ممکن است وبلاگ نویسی یا نوشتن را راهی مفید برای بیان خود بدانند.

خواندن و تجربیات اجتماعی نیز نقش مهمی در رشد زبان و واژگان نوجوان دارد.  بیشتر نوجوانان ۱۵ ساله می توانند مانند بزرگسالان ارتباط برقرار کنند و گفتگوهای مناسبی را انجام دهند. آن ها می توانند داستان های درگیر بیشتری را بیان کنند و از مهارت های ارتباطی پیچیده تری استفاده کنند. با این حال، برخی هنوز هنگام صحبت با دوستان خود به زبان عامیانه متوسل می شوند.

بسیاری از نوجوانان ۱۵ ساله نیز علایق یا سرگرمی های خاصی دارند که از آن ها لذت می برند. خواه بازی‌های ویدیویی، ورزش، موسیقی، روباتیک یا فیلم را دوست داشته باشند، می‌توانند فعالیت‌هایی را که برایشان لذت می‌آورد شناسایی کنند. و در حالی که برخی از نوجوانان به تنهایی راضی هستند، بسیاری ترجیح می دهند وقت خود را با دوستان بگذرانند. زمان آن ها ممکن است از بازی های ویدیویی با هم تا شرکت در رویدادهای ورزشی یا رفتن به سینما متغیر باشد.

 

تحولات شناختی رشد فکری پسر و دختر ۱۵ ساله 

  • نگرانی بیشتری در مورد آینده آن ها نشان دهید

_- رشد فکری پسر و دختر 15 ساله - روانشناسی نوجوان 15 ساله

رشد جسمی دختر و پسر ۱۵ ساله 

پسران پانزده ساله ممکن است تا یک یا دو سال دیگر به رشد خود ادامه دهند. معمولاً در این سن، صدای آن ها بم تر می شود و ممکن است موهای صورتشان رشد کند. آن ها همچنین ممکن است در این سن به سرعت عضله بگیرند.

 

در همین حال، اکثر دختران تا سن ۱۵ سالگی به قد کامل خود رسیده اند. بسیاری از آن ها در مورد ظاهر خود، به خصوص وزن خود اضطراب دارند ، زیرا تقریباً نیمی از دختران دبیرستانی رژیم غذایی را برای کاهش وزن انتخاب می کنند.

 

توجه به این نکته مهم است که پزشک اطفال  احتمالاً از زمان تولد پیشرفت رشد کودک شما را زیر نظر داشته است. بنابراین، در حالی که ممکن است فرزند ۱۵ ساله شما از نظر رشد فیزیکی در این سن از همسالان خود جلوتر یا عقب تر باشد، احتمالاً از نظر دکتر در مسیر مناسبی او قرار دارد.

«جالب است که رشد عاطفی به موازات رشد فیزیکی نیست. اگرچه جزئیات زیادی در مورد احساسات وجود ندارد، معمولاً مردانی که زودتر رشد می‌کنند معمولاً مسن‌تر و مسئولیت‌پذیرتر در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که زنانی که زودتر رشد می‌کنند در معرض خطر بیشتری برای افسردگی، مشکلات مربوط به وزن و داشتن رابطه جنسی هستند.»

علاوه بر این، تغییرات فیزیکی که تجربه می کنند ممکن است به صورت منظم و هموار رخ ندهند. در نتیجه، نوجوانان ممکن است مراحل نامناسبی را هم از نظر ظاهر و هم از نظر هماهنگی فیزیکی پشت سر بگذارند.

  • صدای پسرها بم تر می شود.
  • موهای صورت در پسران رشد می کند.
  • معمولا رشد قدی دختران تمام می شود.

رشد جسمی پسر و دختر 15 ساله - روانشناسی نوجوان 15 ساله

رشد اجتماعی و عاطفی نوجوان ۱۵ ساله 

اکثر نوجوانان در حدود سن ۱۵ سالگی کم تر با والدین خود درگیر می شوند.  آن ها استقلال بیشتری از والدین خود نشان می دهند.

دوستان برای نوجوانان ۱۵ ساله بسیار مهم هستند. آن ها احتمالاً زمان بیشتری را نسبت به گذشته با دوستان خود می گذرانند.

«وقتی آن ها دوساله بودند، زندگی حول محور والدینشان می‌چرخید «اکنون اما آن ها ممکن است حول محور افرادی باشد که با آن ها خوش می گذرانند. اکنون می تواند برای والدین تعجب آور باشد که پسر دوست داشتنی آن ها به نوجوانی تبدیل شده است که می خواهد به جایبازی خانوادگی با دوستانش بیرون باشد. در این سن، دوستان مهمتر از والدین شده اند.”

مهم است که بدانید نوجوان شما با چه کسی وقت می گذراند، زیرا آن ها اغلب بر اساس کارهایی که همسالان آن ها انجام می دهند، شخصیت ها و فعالیت های مختلفی را تجربه می کنند. سعی کنید آن پدر و مادری باشید که برای ملاقات و احوالپرسی با دوست فرزندتان هستید.

از فرزند خود بخواهید که در مورد دوست خود بیشتر به شما بگویند و با دقت به تمام حرف های او گوش دهید. به او اطمینان دهید که به قضاوتش اعتماد دارید، اما همچنین به او بگویید که می خواهید مطمئن شوید که در شرایط امنی قرار دارد.

در سن ۱۵ سالگی، بسیاری از نوجوانان علاقه شدیدی به روابط عاشقانه دارند. برخی از روابط ممکن است بیشتر از طریق رسانه های اجتماعی یا پیام های متنی ایجاد شوند، برخی دیگر می خواهند زمان زیادی را با عشق خودد بگذرانند. علاوه بر این، بسیاری از نوجوانان ۱۵ ساله از تمایلات جنسی خود آگاه هستند و به فعالیت جنسی علاقه نشان می دهند.

نوجوانان در سن ۱۵ سالگی، ممکن است شروع به فکر کردن در مورد اینکه چگونه می تواند به تنهایی باشد. در حالی که برخی از نوجوانان ممکن است دانشگاه را تصور کنند، برخی دیگر ممکن است به فکر تهیه آپارتمان خود باشند.

 

  • درگیری کمتری را با والدین تجربه کنید
  • افزایش استقلال از والدین را نشان دهد
  • مهارت های تنظیم هیجانی بیشتری را نشان دهید
  • به روابط عاشقانه علاقه داشته باشید
  • ظرفیت عمیق تری برای مراقبت داشته باشید
  • ممکن است با فشار همسالان مبارزه کند

 

رشد روانشناسی نوجوانان ۱۵ ساله 

برای بسیاری از نوجوانان، ۱۵ سالگی سنی است که آن ها می توانند گواهینامه بگیرند و البته این یک مسئولیت بزرگ است.

اطمینان حاصل کنید که نوجوان شما آماده است که گواهینامه بگیرد. اگر آن ها نمی توانند در مورد کارهای خانه یا تکالیف درسی مسئولیت پذیر باشند، این ممکن است نشانه ای باشد که آن ها هنوز برای انجام رانندگی ماشین آماده نیستند.

تمام نوجوانان ۱۵ ساله آماده رانندگی نیستند. به دقت فکر کنید که آیا فرزند شما از نظر عاطفی و اجتماعی به اندازه کافی بالغ شده است که بتواند پشت فرمان بنشیند.

 

رفتار با نوجوان ۱۵ ساله 

در این سن، بیشتر نوجوانان هنوز برای حفظ روابط سالم، هم با همسالان خود و هم از نظر علایق عاشقانه نوپا کمی مشکل دارند. اطمینان حاصل کنید که نوجوان شما با افراد سالم معاشرت می کند و در کنار آن قوانین روشنی برای قرارهای ملاقات ایجاد کنید.

همچنین باید به فعالیت های نوجوان خود علاقه نشان دهید. وارد دنیای نوجوان خود شوید تا در مورد بازی های ویدیویی مورد علاقه آن ها بیاموزید یا در مورد ورزش هایی که دوست دارند صحبت کنید. فرزند شما از علاقه شما به یادگیری در مورد چیزهایی که به آن ها علاقه دارد قدردانی می کند.

آکادمی اطفال به والدین توصیه می کند که سبک فرزندپروری مقتدرانه ای را اتخاذ کنند. این سبک فرزندپروری شامل ایجاد رابطه مثبت با فرزندتان، دوست داشتن بی قید و شرط او و توانایی در ایجاد قوانین است.

این نوع سبک فرزندپروری به‌ویژه در سال‌های نوجوانی مفید است، زیرا به شما این امکان را می‌دهد که به نوجوان خود بفهمانید که بدون توجه به هر اتفاقی در کنار او هستید.

 

رفتار با دختر ۱۵ ساله و رفتار با پسر ۱۵ ساله 

راه دیگر برای تشویق مهارت های تصمیم گیری خوب این است که امتیازات نوجوان خود را منوط به توانایی آن ها در مسئولیت پذیری کنید. به آن ها بگویید که می توانند  استقلال یا آزادی بیشتری کسب کنند و به شما نشان دهند که می توانند مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرند و تصمیمات خوبی بگیرند.

 

مراقبت و حفاظت از نوجوان در ۱۵ سالگی 

بسیاری از نوجوانان ۱۵ ساله با مقدار زیادی استرس دست و پنجه نرم می کنند. برخی از آن ها ممکن است از نظر تحصیلی دچار مشکل شوند در حالی که برخی دیگر با مسائل عاشقانه و شاید حتی اولین تجربیات جنسی خود سر و کار دارند. برخی حتی به خاطر ظاهر فیزیکی خود استرس دارند و مدام به این فکر می کنند که دیگران چه فکری در مورد آن ها می کنند.

نوجوانان در این سن ممکن است با فشار همسالان، قلدری، یا حتی مسائل مربوط به دوستیابی سر و کار داشته باشند. حتی دوستان قدیمی هم می توانند در این سن چالش هایی را ایجاد کنند. به همین دلیل، باید تا جایی که می توانید با نوجوان خود ارتباط برقرار کنید و نگذارید احساس کند که تنها است.

مطمئن باشید که آن ها می دانند که شما در کنار آن ها هستید همچنین به طور مرتب در مورد رابطه جنسی، مصرف مواد، استعمال مواد و ایمنی با فرزندان خود صحبت کنید.

«به‌جای اینکه به موضوعات بزرگ به‌عنوان یک گفتگوی طولانی نگاه کنید، برنامه‌ریزی کنید که یک سری گفتگو کوتاه تر با بچه‌هایتان درباره این مسائل داشته باشید». «به جای اینکه منتظر باشید تا نوجوانتان با مشکلی به سراغ شما بیاید،شما سراغ او بروید.»

شما همچنین باید به نحوه اوضاع  مدرسه  توجه داشته باشید. شما باید بدانید که آن‌ها در اینترنت چه می‌کنند. یا دوستان آن ها چه کسانی هستند و چه افرادی را در فضای مجازی دنبال می کنند.

وقتی فرزندتان تصمیم نادرستی می‌گیرد، مطمئن شوید که با آرامش به آن رسیدگی می‌کنید. به جای پاسخ دادن در حالت عصبانیت، سعی کنید از اشتباه به عنوان فرصتی برای یادگیری استفاده کنید نه اینکه  رابطه یا احساسات شما را از مسیر خارج کند.

«پیشاز دست دادن خونسردی، نفس عمیقی بکشید و به خودتان استراحت بدهید». به خود و فرزندتان زمان و مکان بدهید. اگر نوجوان شما در را محکم به هم می زند و نمی خواهد صحبت کند. به او پیام دهید تا وقتی آماده شد بیرون بیاید و آن هنگام صحبت کنید و آن ها را تشویق کنید تا افکار و نظرات خود را به اشتراک بگذارند.

 

چه زمانی در مورد رفتار نوجوان ۱۵ ساله نگران باشیم؟

نوجوانان اغلب استرس‌ها و فشارهای مختلفی را نه تنها از سوی همسالان و اطرافیان خود، بلکه از طریق رسانه‌های اجتماعی نیز تجربه می‌کنند. این می تواند به مسائل مختلفی منجر شود.

به عنوان مثال، نوجوانان احساس می کنند که باید ظاهری خاص داشته باشند که اغلب منجر به مشکلات عزت نفس و اضطراب آن ها می‌شود. بهتر است که با علائم و نشانه های اختلالات خوردن و سایر مشکلات سلامت روان آشنا شوید. اگر نگران هستید که فرزندتان به اختلال خوردن یا بیماری روانی مبتلا است، با یک روانشناس تماس بگیرید.

به هر حال بهتر است که به تغییر در خلق و خو یا رفتار نوجوان خود نیز توجه کنید. مشکل در خوابیدن، امتناع از حضور در مدرسه، تغییر در اشتها یا از دست دادن علاقه به فعالیت‌ها می‌تواند نشانه‌ای از مشکل روانی باشد.

«اگر کودک شما علائم افسردگی یا اضطراب مانند کاهش نمرات، اعتماد به نفس پایین، مشکل در خوابیدن و غیره را نشان داد، با یک متخصص تغذیه صحبت کنید.» به غرایز خود اعتماد کنید. اگر چیزی درست نیست، ارزش بررسی کردن را دارد.

نوجوانی سنی است که سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و سایر اشکال خودآزاری می تواند در آن ایجاد شود، بنابراین مسائل مهم ارزش گفتگوهای صریح با فرزندانتان را دارد.

همچنین در مورد موضعات مختلف با فرزندتان گفتگو کنید. بپرسید چه خبر است، چه احساسی دارد و به چه چیزی فکر می کند. اگر فرزند شما احساس ناامیدی کرده یا از مرگ یاد می کند، ممکن است بخواهید بپرسید که آیا تا به حال افکار خودکشی را تجربه کرده است، به خصوص اگر غمگین یا افسرده به نظر می رسد. بگذارید بداند که به او اهمیت می دهید و در کنار او هستید. اگر احساس می کنید که به کمک نیاز دارید بهتر است که از روانشناس کمک بگیرید.

پیشنهاد مشاور: روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

سوالات متداول

۱ - طرز تفکر نوجوانان ۱۵ ساله چگونه است؟

در سن ۱۵ سالگی، نوجوانان نیز ممکن است به این فکر کنند که چگونه می توانند مستقا و یا تنها باشند. برخی از نوجوانان ممکن است به دانشگاه رفتن فکر کنند، برخی دیگر ممکن است به فکر تهیه آپارتمان برای خود باشند.

۲ - از یک نوجوان ۱۵ ساله چه انتظاری باید داشته باشم؟

علاقه بیشتری به روابط عاشقانه و روابط جنسی دارد درگیری کمتری با والدین داشته باشید و از دوران بلوغ گذر کند. استقلال بیشتری از والدین نشان دهید. ظرفیت عمیق تری برای مراقبت و به اشتراک گذاری و ایجاد روابط صمیمانه تر داشته باشید. زمان کمتری را با والدین و زمان بیشتری را با دوستان خود بگذرانید. شروع به آموختن مهارت های جدید یا یافتن کارهای نیمه وقت می کند.

۳ - چرا پسر ۱۵ ساله من اینقدر عصبانی است؟

این نوجوانان خشم شدید را به عنوان نشانه ای از یک مشکل سلامت روان، تجربه زندگی آسیب زا یا صرفاً از استرس و فشارهای دوران نوجوانی تجربه می کنند. برخی از این محرک های رایج خشم شدید در نوجوانان عبارتند از: عزت نفس پایین، قربانی قلدری یا فشار مداوم و ناسالم همسالان و همکلاسی ها است که بهتر است از مشاور کمک بخواهید.

۱۸۱ دیدگاه ها

  1. elnaz.t
    سلام چند وقتیه برادرم خیلی عصبی شده این حالاتش از وقتی که وارد سن بلوغ شده خیلی بیشتر شده .الان 15 سالشه ولی هی داره بیشتر میشه.مثلا مادرم اگر یه چیزی بگه زود از کوره در میره و حتی وقتی میاد تو اتاقش یواشکی فحش میده وقتی بهش میگم ساکت شو نباید اینجوری بگی به من هم فحش میده.البته بگم که مامانم یکم زیادی گیر میده درس بخون.اینو بگم که داداشم در عین حال خیلی هم مهربونه.خیلی پایست از بس که همیشه کمکم کرده و باهام پایه بوده دوست دارم ایت رفتارشم درست شه.ممنون میشم کمکم کنید.
    پاسخ آذر 13, 1395 at 11:52 ق.ظ
    • روانشناس کودک و نوجوان
      رفتار برادر شما درست مثل هشتاد درصد هم سالان خودش است. هم چنین رفتار مادر شما نیز مانند اکثر مادران پسردار در این سنین است. اینکه می گویید با شما ارتبلطش خوبست نکته مثبتیست. همین ارتباط را حفظ کنید. بگذارید با شما درد دل کند و هیجاناتش را بدون احساس گناه با شما در میان بگذارد. به مادرتان بگویید که انتقادهای زیاد موجب دور شدن نوجوان از خانواده و والدین می شود علاوه بر افزایش پرخاشگری او را بیشتر به سمت همسالان می کشاند. برای درس خواندن نوجوان نیازمند انگیزه درونی است. با تاکیدهای مکرر نتیجه ای جز فرار بیشتر از درس خواندن نخواهید گرفت.
      پاسخ دی 28, 1395 at 11:13 ق.ظ
  2. زهرا صالحی
    به نظر من نقش شما در اینجا میتونه خیلی پررنگ باشه وقتی میگی خیلی پایه و مهربونه الان به کمک خواهرش احتیاج داره باهاش حرف بزن و در حین حرف زدن اصلا نصیحتش نکن فقط و فقط باهاش حرف بزن و بزار راحت باهات حرف بزنه.بزار برات درد و دل کنه.و بگه برای چی اینطوری شده شاید یه مشکل کوچیکی داره که با حرف زدن برطرف بشه باهاش خیلی گرم بگیر و بزار بهت اعتماد کنه.باهاش به آرامی حرف بزن وقتی دیدی موقعیتی خوبه و میتونی ازش سوال بپرسی ازش سوال کن که چرا این جوری شدی و چرا فحش میدی؟ موفق باشید.
    پاسخ آذر 14, 1395 at 3:02 ب.ظ
  3. فاطمه
    الناز جان برادر بزرگ منم چند سال پیش دقیقا توی سن بلوغش این مشکلو داشت آدم مقید مذهبی بود به خاطر همین با ما کاری نداشت ولی خودش رو خییلی اذیت می کرد و حتی گاهش خودش رو میزد و گریه میکرد ما یه مدت سعی میکردیم جلوش رو بگیریم اما انگار هر کاری میکردیم نتیجه عکس میداد تا اینکه تصمیم گرفتیم کارایی که باعث میشه برادرم اینهمه عصبی میشه رو نکنیم خیلی باهاش بحث نکنیم و موقع عصبانیتم سکوت کنیم تا عصبانیتش فروکش کنه خداروشکر رفته رفته بهتر شدطوری که الان کلا خوب شده و شده یه پسر آروم منطقی فکر میکنم شما هم اگه اینجوری عمل کنی نتیجه میگری
    پاسخ آذر 15, 1395 at 9:30 ق.ظ
  4. عرفان
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده و نه رشته خود علاقه دارد.انتخاب رشته اش رشته ای بوده که پسر عموش انتخاب کرده.مسئولیت هم به هیچ وج قبول نمی کند.فقط پول بدیم بره خرج کنه.بخوره بخوابه، با دوستاش بیرون بره و با گوشی بازی کنه.بی برنامه بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که میخواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال و منظم هستم و آدم بسیار مسئولی هستم.تحمل این بچه عذابم میدهومن فقط همین پسر رو دارم و اختلاف من و پسرم 37 ساله
    پاسخ دی 8, 1395 at 10:22 ق.ظ
  5. مرحمت
    سلام ببینید موضوع کمی پیچیده است با یک فرضه می شه گفت، پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثر دلیلش نوع رفتار پدر و مادر بچه هاست، پدر و مادری که خودشون سخت کار می کنند ولی اجازه نمی دن که پسرشون سختی بکشه و میخوان به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه .بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت های مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته در سن بلوغ هستش و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به شماره حضوری مراجعه کنید.
    پاسخ دی 8, 1395 at 11:35 ق.ظ
  6. angelgh
    احساس می کنم دخترم جدیدا عاشق یکی از همکلاسیاش شده و همه اش تو فکر اونه و از طریق تلگرام هم با هم چت می کنند.و در ضمن هر دو جزو شاگردان ممتاز هستند ولی من از این علاقه که باعث پرخاشگری او شده می ترسم در ضمن ما جدیدا صاحب یک فرزند پسر شدیم.
    پاسخ مرداد 19, 1396 at 5:40 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.. درست متوجه نشدم یعنی احساس میک نید دختر شما عاشق هم کلاسی دخترش شده؟ و این ها رو از چت ها و صحبت هاش فهمیدید؟ نمی تونه خیلی منطق درستی باشه.... بیشتر نشون دهنده شخصیت وابسته دختر شماست. هم چنین پرخاشگری هم می تونه از اضطراب تولد فرزند جدید باشه... دخترتون چند سالشه؟
      پاسخ مرداد 25, 1396 at 7:55 ب.ظ
  7. امیرحسین
    سلام من ۱۵ ساله ام من وقتی بایک نفر تو یک کلاس باشیم فقط چهار جلسه خیلی وابسته میشم چه اقا باشه چه خانم وقتی دیگه نبینمش نمیتونم تحمل کنم حالم بد میشه چی کار کنم
    پاسخ مرداد 28, 1396 at 8:02 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام امیر حسین.. در روابط قدم به قدم با ادم ها جلو برو.. اگر اونها یک قدم برداشتند تو هم یک قدم بردار نه بیشتر... این مسئله به روابط تو با خانواده هم بر می گرده... چقدر توی خانواده پذیرش بالاست و تا چه میزان روی تو حساب باز می کنند؟
      پاسخ شهریور 5, 1396 at 7:00 ب.ظ
  8. erfan
    سلام پسر 15 ساله ای دارم که نه میداند از زندگی چه می خواهد و نه برای آینده خود تصویری کشیده.نه به رشته ای علاقه دارد و انتخاب رشته اش چیزی بوده که پسر عمویش انتخاب کرده نه کاری می کند .نه مسئولیتی قبلو می کند فقط پول بدیم خرج کند.بخوره بخوابه با دوستاش بره بیرون و با گوشی بازی کنه.بی برنامه ، بی توجه به انتظارات ما فقط اونی که او می خواد.در حالیکه من سخت کوش ، فعال، منظم و مسئول هستم.تحمل این بچه عذابم میده .من فقط همین پسر رو دارم و اختلاف سنی ما 37 ساله.
    پاسخ مرداد 29, 1396 at 3:40 ب.ظ
    • همیار
      سلام.ببینید موضوع کمی پیچیده است ...با یک فرضیه میشه گفت : پسرتون شده مثل عقاب خپل ، ابهت داره ولی کارایی نداره.اکثرا دلیلش نوع رفتار پدر و مادر با بچه هاست.پدر و مادری که خودشتون سخت کار می کنند ولی اجازه نمیدن که پسرشون سختی بکشه و میخوان که به اصطلاح بچشون تو رفاه باشه.بعضی از پدر و مادرهایی که توی کارشون بسیار موفق هستند و درآمد مرفه دارند فکر می کنند که محبت کردن به فرزند یعنی تهیه لباس خوب و فرستادن فرزند به مدرسه خوبه و... ولی در واقع فرزند به حضور پدر و مادرش نیاز داره نه صرفا حمایت مالی.پسرتون مسئولیت پذیر نیست چون مسئولیتی بهش داده نشده.البته تو سن بلوغ هستند و تو این سن معمولا کمی سرکش میشن.پیشنهادم اینه که به مشاوره حضوری مراجعه کنید.
      پاسخ مرداد 30, 1396 at 10:12 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. این طور که مشخصه فرزند شما هر چیزی که می خواسته فراهم شده و هیچ وقت یاد نگرفته صبر کنه برای چیزی که می خواد و یا تلاشی انجام بده. زمانی که بچه ها احساس کنند همیشه کسی هست که پشتیبان انهاست احساس مسئولیت نمی کنند و هدفمندی براشون مسئله کوچکی میشه.. البته که نباید جلوش بایستید و باید قدم به قدم سعی کنید با این رفتارها مقابله کنید و محدودیت های درست و ارام ارام ایجاد کنید.
      پاسخ شهریور 10, 1396 at 7:38 ق.ظ
  9. کیان
    سلام من 15 سالمه راجب مسائل جنسی هم میدونم ولی مادر پدر هیچی نمیگن بهم نمیدونم چیکار میخوام به مادر پدرای دیگه بگم زود تر به کودکانتون بگید چون اونا در سن 12 یا کمتر میفهمن و توقع دارن بهشون بگید..
    پاسخ بهمن 26, 1396 at 4:11 ب.ظ
  10. میترا
    سلام من ۱۷سالمه و خانوادم خیلی بهم گیر میدن بخاطر بیرون رفتنم واقعا دیگه خسته شدم منم دوس دارم مث دوستام برم بیرون و خوش بگذرونم باید چیکار کنم بنظرتون
    پاسخ خرداد 19, 1397 at 4:12 ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز تا خانواده شما متوجه نشوند شما به انتظارات و حساسیتاشون اهمیت میدید . اتفاقی نخواهد افتاد و خانواده برای حفظ و امنیت شما چنین کارهایی رو انجام خواهند داد. پس در انتخاب دوست و کارهای خودتون دقت کنید . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد 31, 1397 at 8:25 ق.ظ
  11. ...
    سلام... دختری را میشناسم که 14 سال دارد و ب پسر 16 ساله علاقه مند شدید شده و پسر هم نسبت به او حس خیلی شدیدی دارد این دو ب شدت عاشق هم هستند و اصلا حاضر نیستند لحظه ای بدون هم را بگذارنند... البته این دو بدون اطلاع خانواده دوست اند... خانواده دختر از دوستی مطلع شده و اصرار دارند هرچه زودتر این رابطه پایان پیدا کند اما دختر و پسر اصلا مایل نیستند و میگویند ما بدون هم میمیریم و پسر به دختر قول ازدواج داده... دختر دچار افسردگی شدید شده و مدام گریه میکند و پسر هم همینطور چه باید کرد؟
    پاسخ شهریور 18, 1397 at 9:36 ب.ظ
    • wpadmin
      ارتباطات عاطفی نوجوانان واقعیت این است که از لحاظ روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیست که در این سنین، نوجوانان تمایل به برقراری ارتباط عاطفی داشته باشند. یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس خواهانه هم در آنها شکل می گیرد. نوعی نیاز به برقراری ارتباط عاطفی و هیجانی و نیز ارتباط جسمی. این یک فرآیند طبیعی است و تا قرن های متمادی انسان ها وقتی به سن بلاوغ می رسیدند اقدام به برقراری ارتباط برای تشکیل زندگی مشترک می کرده اند. بنابراین اینکه نوجوانی تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد یا عاشق شود یا در ذهنش به این موارد فکر کند، اصلا چیز عجیبی نیست. خیال تان را راحت کنم، به سلامت روان نوجوانی که به اینجور چیزها فکر نمی کند، باید شک کنید! چه واکنشی نشان دهیم؟ وقتی از رابطه نوجوان تان با جنس مخالف آگاه شدید، این کارها را انجام دهید: 1) ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ کنید این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندان است. والدین باید به گونه ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهمترین منبع ارتباطی برای او باشد. در واقع خانواده ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد. نوجوان زمانی می تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش خانواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواهد بود. مثلا اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده، دوره پر تنشی شروع خواهد شد، سرکوب می شود. مورد خشونت قرار می گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می دهد اساسا قید اطلاع رسانی به خانواده را بزند. چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به واسطه اینکه پتشوانه تجربی و حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالا دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوءاستفاده خواهد بود. نوع دوم خانواده هایی هستند که با مطلع شدن از این ارتباط، اصولا شروع به نصیحت و سرزنش می کنند و تلاش می کنند که ارتباط نوجوان شان را قطع کنند. نتیجه اینکه شاید موفق شوند که فرزندشان را از ادامه ارتباط منصرف کنند ولی مشکل اینجاست که احتمالا نوجوان در تجربه های بعدی ترجیح می دهد که خانواده را در جریان این اتفاق ها قرار ندهد. نوع سوم خانواده هایی هستند که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوان شان احترام می گذارند. او را برای این ارتباط سرزنش نمی کنند. این خانواده ها آگاهانه سعی می کنند که ارتباط شان را با فرزندشان حفظ کنند. تا نوجوان بتواند به راحتی مشکلاتی که پیش می آید را با آنها در میان بگذارد ولی در عین حال تلاش می کنند فرزندشان را راهنمایی کنند. این راهنمایی به معنای نصیحت نیست بلکه آنها واقعیت های موجود را درباره ارتباط های نوجوانی می گویند. مثلا همانقدر که به احتمال بی ثباتی این رابطه ها اشاره می کنند، به جذاب بودنشان هم اشاره می کنند، به اینکه کنجکاوی نوجوان را برمی انگیزاند. 2) با نوجوان تان صادقانه صحبت کنید آمارها نشان می دهند که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از همسالان می گیرند . و تنها درصد کمی را از والدین می گیرند؛ این در حالی است که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از اینگونه روابط دارند و والدین مشخصا دقیق ترین اطلاعات را دارند. بنابراین نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوان تان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید. سعی نکنید اطلاعات دلهره آور در اختیار او قرار دهید. اینکه اینگونه روابط موجب بدبختی آدم ها می شود یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کند. منصف باشید و اطلاعات دقیق در اختیارش قرار دهید. 3) پذیرش تان را بالا ببرید منظورم این نیست که هر اتفاقی افتاد با آغوش باز بپذیرید، نه؛ پذیرش یعنی اینکه آرامش خود را در مواجه شدن با برخی اتفاق های فرزندتان بالا ببرید. نوجوانی که با مسئله ای روبرو شده است، خود به اندازه کافی استرس و تنش دارد. بهتر است شما با آرامش تان، وضعیت روانی فرزندتان را بیشتر دچار تنش نکنید. لزومی ندارد در آن لحظات شروع کنید به پیش بینی هایی که از این رابطه کرده بودید، اینکه این رابطه از اول اشتباه بوده است. جو حمایتی خانواده را به گونه ای پیش ببرید که فرزندتان به خانواده اعتماد کند. آنقدر پذیرش داشته باشید که نوجوان تان بتواند اتفاق های عجیبی که برایش افتاده را با شما در میان بگذارد. در واقع خانواده باید اولین حریم امن نوجوان باشد. 4) کنترل نکنید بعضی از خانواده ها تمام تلاش خود را می کنند که فرزند نوجوان شان را کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیر و رو کردن وسایل شخصی اش برای پیدا کردن نشانه های خطر! یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان. نوجوان ها متوجه این کنترل ها می شوند. آنها (و در کل همه انسان ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستند. کنترل ارتباط را قطع می کند، اعتماد را از بین می برد و نوجوان را از خانه گریزان می کند. به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید ولی همیشه خود را برای شنیدن حرف های نوجوان تان درباره رابطه عاطفی اش آماده کنید. 5) خط قرمزها را مشخص کنید به جای تهدیدها یا نصیحت های مکرر، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید. محدودیت های خانوادگی را با او در جریان بگذارید. محدودیت هایی مثل محدودیت های زمانی ارتباط، استفاده تلفنی و ... حتی می توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آنها در میان بگذارید. متاسفانه خانواده ها از صحبت کردن در این موارد به شدت گریزان هستند و چه بسا می ترسند. که با صحبت کردن در این باره، فایل هایی در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلا توجهی به آنها نداشته است. اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده اید، سعی کنید به شیوه های مختلف او را آگاه سازید. مثلا می توانید کتاب های خوبی در این باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید. 6) با دوست فرزندتان ارتباط برقرار کنید در صورتی که مقدور باشد، با فردی که فرزندتان با او دوست شده، آشنا شوید. او را به خانه یا به یک گردش چند ساعته در شهر دعوت کنید. حسن نیت تان را هم به فرزندتان و هم به دوستش ثابت کنید و نشان دهید که به احساس آنها احترام می گذارید. با این کار مدیریت بیشتری روی ارتباط آنها خواهید داشت. با این کار احتمالا آنها مخفی کاری نمی کنند و مشکلات شان را با شما در میان می گذارند. خطوط قرمز را رعایت می کنند و طبق اصول خانوادگی شما پیش می روند. این شکل از ارتباط عموما برای خانواده ها بسیار سخت است، مخصوصا اگر دخترشان در ارتباط باشد. ولی واقعیت این است که با جنگ و دعوا و تنش کاری پیش نمی رود. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      پاسخ شهریور 19, 1397 at 6:12 ق.ظ
  12. علی
    سلام من 15 سالمه من نزیک 6و یا 7 ماهی هست که هست که افسرده شدم البته این نظر خودمه ولی از اینا هم بگذریم یکی دو سال پیشا خیلی خوب بود حالم خوب بود ولی الان نه. الان به چیزهای که برام خنده دار بود دیگه خندم نمیاد وقتی کسی برام جک تعریف میکنه دیگه برام خنده دار نیست بطوری که خودم هم خجالت می کشم. می دونی آخه من شکست عشقی خوردم کسی رو که دوست داشتم از دست دادم از هومن اولا هم ازدست رفته بود مثل این بود که تو با دیوار حرف بزنی ولی اون جواب تو نده نمیدونم که چی شد و اصلا چرا ولی از این خیلی نارحت بودم و اینکه هروز میری بیرون رابطه های خوب بقیه رو میبینی با چیزای جدیدی روبه رو میشی که مغزت صوت میکشه شاید هم دوست دختر داشتن برای من زود بود نمیدونم ولی اینو میدونم که الان هیچی نمیدونم همش دنبال یه راه حلم مثل یک معجزه و تنها سؤالی که از شما دارم اینه من چیکار کنم و برای من چی خوبه.
    پاسخ آذر 16, 1397 at 3:48 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز متاسفانه این گونه رابطه ها در سن کم به احتمال زیادی با شکست و جدایی روبرو می شود و تاثیرات منفی نیز ایجاد می کند اما آن چیزی که شما باید به اون توجه داشته باشید این موضوع است که شما هنوز فرصت زیادی برای ایجاد یک رابطه عاشقانه و سالم در سن مناسب دارید . به این موضوع به عنوان یک تجربه نوجوانی نگاه کنید و برای آینده ای بهتر تلاش کنید. قابل درک است که در این سن گرایش به جنس مخالف دارید اما باید مراقب باشید که اینگونه رابطه ها در این سن ممکن است در اول با شکست مواجه شوند و دوم زودگذر باشند و سوم شما را از درس و هدفهای دیگرتان دور کند. شاد باشید
      پاسخ آذر 25, 1397 at 5:07 ب.ظ
  13. سلام خسته نباشین! من یه خواهر دارم که دقیقا تو سن بلوغه و ۱۴سالشه،ارتباط خوبی باهم‌نداریم و اکثرا توی دعوا و بحث هستیم،جدیدا خیلی پرخاشگر شده و افسردگی گرفته،همش انگار نا امیده از زندگی و احساس میکنه خیلی بی اهمیت و بی مصرفه تو خانواده،مادرمم تا بهش میگه برو سر درست بهش بر میخوره و دعوا راه میفته بین خواهرم و مادرم،نمیدونم ارتباطی به سن بلوغش داره یا نه ولی خیلیم شلختس،دوست دارم کمکش کنم ولی نمیدونم چجوری،میشه لطفا راهنماییم کنین؟
    پاسخ بهمن 29, 1397 at 10:47 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دوست عزیز او در سن بسیار حساسی قرار دارد که این سردرگمی ها برای او طبیعی محسوب می شود و شما با شناخت بهتر نسبت به این سن و دادن آگاهی به خانوادیتان می توانید به او و طی کردن این مسیر به درستی گام بهتری بردارید . در این سن فرد به دلیل تغییرات هرمونی و تغییرات جنسی و احساسی با سردرگمی های زیادی مواجهه می شود گاهی گرایشات به جنس مخالف نیز برای فرد رخ می دهد . فرد در سن بلوغ نیاز دارد که به استقلال او احترام گذاشته شود و او را فرد با ارزش بدانند و با او مشورت کنند . هرچقد میزان رابطه او را با خودتان بهتر کنید می توانید در این مسیر به او کمک بیشتری کنید به او نشان بدهید که شما نیز این سن را گذرانده اید و احساسات او را درک می کنید او در این سن ممکن است احساس کند دیگر همه چیز را می داند و شما اگر اعتماد او را بدست آورید می توانید به او کمک بیشتری کنید از نصیحت کردن بپرهیزید و بیشتر سعی کنید شنونده احساسات او باشید و با دادن آگاهی های لازم بگذارید تصمیم گیری کند و مراقبش باشید . او دوست دارد تایم بیشتری را در بین دوستان خود باشد و همسالان برای او جذابیت زیادی دارند گاه حتی بیشتر از خانواده این جذابیت وجود دارد . سعی کنید با او به کلاس های ورزشی بروید تا انرژی او در مسیر درست تری هدایت شود .داشتن علایم افسردگی به میزان پایین به دلیل تغییرات در این سن زیاد دیده می شود اما اگر این علایم به اندازه ای است که بر عملکرد او در درس خانوادن و زندگی تاثیر گذاشته است بهتر است به صورت حضوری با روانشناس صحبت کنند. سعی نکنید با دعوا یا تحقیر کردن او خواسته های خودتان و خانوادیتان را بر خواسته های او اولویت بدهید چون ممکن است پرخاشگری در او بیشتر شود و دیگر به شما ها برای مشورت اطمینان ندادن احساسات او را نسبت به سنش در نظر بگیرید و او را مسخره نکنید چون در سن او بسیاری از سوالها و احساسات طبیعی است. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 02122354783 شاد باشید
      پاسخ بهمن 29, 1397 at 12:34 ب.ظ
  14. سلام من ١٥ سالمه ؛ در سن ٤ يا ٥ سالگى كه در ميهمانى بوديم ؛ پسر يكى از اعضاى فاميلمون بود كه در مكانى الت تناسلى خودش رو به من نشون داد و من تعجب كردم از اين حركتش ؛ اون هم ٢ سال از من بزرگتر بود ؛ در اون زمان بود كه انگارى بيدارى جنسى من فعال شد ( البته از نظر خودم ) و هر از چند روزى يا هفته اى اين اتفاق با ميل هر دو مون انجام ميداديم ؛ گاهى هر هفته ؛ ٣ ماه ٢ سال يك بار و اين اتفاق ادامه داشت تا اكنون كه اخرين بار ٨ ماه پيش بود ؛ اصل مطلبم اين است كه من از ٦ سالگى تا اكنون كه پانزده سال دارم در مدرسه به برخى از همكلاسى هايم كه از نظر ظاهرى زيبا رو هستند ؛ حس عاطفى و حتى جنسى در سن ٧ يا ٨ سالگلى داشتم و باز با گذر زمان ؛ سال هاى ديگر با بچه هاى ديگر همين گونه بود و اكنون كه به پانزده سالگى رسيدم هم باز در مدرسه مان فردى از همكلاسى هايمان ؛ اين حس را پيدا كردم ؛ چه از نظر عاطفى و چه از نظر جنسى ؛ كه واقعا اين حس ديوانه كننده مى تواند باشد ؛ و از طرفى هم از همان ٧ سالگى هيچ حسى نسبت به جنس مخالف نداشتم ؛ چرا يك زمان كوتاهى بود كه حسى نسبت به يكى از دختر هاى فاميلمون داشتم عاطفى و جنسى اما به مدت خيلى كوتاه ؛ ٩٨ درصد فكرم عاطفى و جنسى به همجنسم هست و فقط ٢ درصد به جنس مخالفم ؛ ان پسر فاميلمون هم كه اين حس عاطفى و جنسى اش نسبت به همجنسش ٥ الان شده اما من فقط به همجنس خودم فكر مى كنم ؛ و چون در مدرسه ام نمى تونم اين حس عاطفى و جنسى رو ابراز كنم دارم ديوانه ميشم واقعا ؛ در اواخر دى ماه سال تا اواست بهمن ماه هر روز با گوش دادن به موسيقى هاى غم انگيز به مدت يك ساعت و نيم گريه مى كردم تا اندكى گوش دادن به موسيقى ارامم كند ؛ در واقع گوش دادن به موسيقى هاى غم انگيز به من نوعى همدردى مى داد ؛ اكنون هم با آمدن فصل بهار اندكى اين غم و كم تر شده ؛ اما حس من به همكلاسى ام چه از نظر جنسى و چه از نظر عاطفى بيشتر شده . ايا من همجنسگرا هستم و شدم ؟ و ايا من افسرده هستم ؟ ( خواهشا جواب منو بديد ؛ موندم چى كار كنم ؛ از گفتن به مادر و يا پدرم ترسى ندارم ؛ اما شرم چرا ) ( تو همين نظرات جوابمو بديد نه تو ايميل مرسى از شما عزيزان )
    پاسخ فروردین 18, 1398 at 3:45 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که شما در سن حساس نوجوانی قرار دارید و با توجه به اینکه سریع وارد روابط جنسی آنهم در زمان کودکی شده اید به نظر می رسد انحرافات جنسی در شما شکل گرفته است که نیاز به بررسی دقیق دارد . بهتر است برای شناسایی انحرافات جنسی و گرایش جنسیتان به صورت حضوری به روانشناس رماجعه داشته باشید تا در این مسیر برای بهبود عملکرد جنسیتان به شما شود. به نظر نمی رسد که شما همجنس گرا باشید بلکه ممکن است همجنسباز باشید چون فرد همجنسگرا از نظر بدنی برای رابطه با جنس مخالف تمایل ندارد ولی فرد همجنسباز هم به جنس موافق و هم مخالف تمایل دارد اما چون رابطه با جنس موافق راحت تر است و به این سمت کشیده شده اید گرایش جنسیتان را به درستی شناسایی نکرده اید و یک سری انحرافات در شما شکل گرفته شده است البته برای بررسی دقیق این موضوع نیاز است به صورت حضوری مراجعه کنید . در مورد مشکل افسردگی نیز بستگی به شدت و مدت زمان علایمتان دارد ؟ چند مدت است این علایم را دارید ؟ مشکلاتی در خواب و تغذیتان به صورت کاهش یا افزایش رخ داده است؟ از نظر عاطفی ثبات دارید؟ و... در این مورد نیز نیاز است که همه این موارد بررسی شود ممکن است این علایم به علت سردرگمی موجود در گرایش جنسیتان به وجود آمده باشد البته شما در سن حساسی قرار دارید و این موضوعلت را می تواند تشدید کند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88472864 شاد باشید
      پاسخ فروردین 18, 1398 at 8:57 ق.ظ
  15. Abolfazl
    سلام من ۱۵ سالمه . من یه دختر که فامیل هستش دوست دارم و میدونم که با یه پسر دیگه دوسته . من میخوام بهش بگم دوسش دارم و میدونم که امکان داره قبول کنه . حالا چه جوری بهش بگم و میترسم به خانوادش اطلاع بده یه موقع. لطفا کمکم کنید واقعا دوسش دارم
    پاسخ مرداد 24, 1398 at 1:41 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز دقت کنید که روابط در این سن بیشتر بر پایه هیجان می باشد و می تواند برای هردو طرف مشکلات زیادی را به وجود آورد بهتر است سعی کنید شرایط سنی خودتان را بدانید و در کنار احترام به احساسی که دارید سعی کنید که اجازه بدهید به سن رشدی بهتری برسید تا بتوانید در مورد اینگونه روابط با هدف مشخص تری و با بررسی شرایط مختلف تصمیم گیری کنید. در سن شما تخیلات و هیجانات بیشترین کاربرد را دارد و تاثیر زیادی در تصمیم گیری های شما دارد.
      پاسخ مرداد 24, 1398 at 3:58 ب.ظ
  16. حميد
    من حميد هستم و چند ماه پيش موضوعى رو از خودم گفتم و با مشاوره اى هر چند كوچيك تو بخش نظرات نوجوان 15 تا 17 و من خيلى از چند ماه پيش تا الان بهتر شدم ؛ خواستم ازتون تشكر كنم فقط اگه ممكن باشه اون پيام من و جوابتون پاك كنيد ؛ نمى خوام كسى ببينه توى نظرات پياماى اخرتون هست و يا اگه اشتباه نكنم يكى مونده به اخرى ؛ خواهشى كه دارم اگه ميشه پاك كنيد پيامم رو دوست ندارم كسى ببينه ؛ باور كنيد دستور نمى دم ؛ خواهش ميكنم پيامم رو به نام حميد پاك كنيد . خيلى خيلى خيلى خيلى خيلى ممنون .
    پاسخ مرداد 31, 1398 at 2:46 ق.ظ
    • مشاور
      سلام در اولین فرصت این موضوع بررسی می شود
      پاسخ مرداد 31, 1398 at 9:55 ق.ظ
  17. دریا
    سلام خسته نباشید دختری 18 ساله دارم که مدتی است مخفیانه با پسری دوست شده و به تازگی فهمیدم که باردار شده برای مشاوره و فهماندن اشتباهاتش به او باید چه کار انجام بدم؟ لطفا سریعتر جواب بدید ممنون میشم
    پاسخ شهریور 5, 1398 at 8:04 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به اینکه او باردار می باشد بهتر است با ایشان صحبت کنید و برای رفع این مشکل در اولین اقدام به صورت حضوری به متخصص زنان مراجعه داشته باشید و در کنار آن سعی کنید که به صورت حضوری به روانشناس ایشان را ارجاع بدهید تا بررسی لازم دراین زمینه صورت گیرد و ایشان بخاطر این موضوعات مورد مشاوره قرار گیرند. شما به عنوان والد ایشان می توانید رفتارهای متناسب خودتان ر ا داشته باشید اما از تنبیه بدنی و یا سرزنش مداوم که بین شما فاصله بیشتری ایجاد می کند خوداری کنید. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354304
      پاسخ شهریور 6, 1398 at 10:35 ق.ظ
  18. چقد 15 سالگی حساسه واقعا
    پاسخ شهریور 11, 1398 at 4:35 ق.ظ
  19. وحداد
    سلام من ۱۷ سالمه و هیچ احساس جنسی نسبت جنس مخالف و موافق ندارم مشکل از ارادتمند شما وحداد
    پاسخ آبان 1, 1398 at 10:42 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز تا به حال تحریک جنسی و نعوظ را تجربه کرده اید و این اتفاق در چه زمانی رخ داده است؟
      پاسخ آبان 2, 1398 at 9:39 ق.ظ
  20. با سلام من دختری ۱۶ ساله هستم.رشته ام تجربی هست چند ماهی هست که با پسری در فضای مجازی اشنا شدم و ارتباطمون درحد چت و تماس تلفنی هست. ایشون چند سالی از من بزرگتر هستن و از لحاظ اخلاق و رفتار پسر خوبی هست و تا الان با هم خوبیم سوال من این است که ایا ادامه دادن این رابطه به درسم صدمه ای وارد نمیکند؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
    پاسخ دی 17, 1398 at 12:31 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و رد این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می باشد و این موضوع می تواند باعث شود که شما به سمت این روابط گرایش بیشتر داشته باشید اما دقت کنید که در اول اینکه این روابط می تواند رد این سن وابستگی و تمرکز شما را به خود جلب کند و باعث شود که میزان تمرکز شما بر دورس و دیگر اهدافتان کاهش یابد و در کنار این مورد اینکه روابط مجازی یک روابط رویایی می باشد و افراد بیشتر بر مینای خیالپردازی های خود در این سمیر گام بر می دارند و شناخت کاملی نسبت به فرد مقابل به شما نمی دهد و این موضوع می تواند آسیب زا باشد و بدون شناخت لازم در شما و این فرد ایجاد وابستگی کند که بر روند کاری شما تاثیر گذار باشد . بهتر است در کنار احترام به احساسات خودتان شرایط سنی و برنامه خود را برای زندگتان مد نظر قرار بدهید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . سوال شما در دفعات قبل پاسخ داده شده است لینک سوالتان را در نظر داشته باشید
      پاسخ دی 17, 1398 at 12:40 ب.ظ
  21. A
    سلام من دخترم ۱۶ سالشه و میخواد با دوستاش تنها بره بیرون ولی موقع بیرون رفتنش بعضی چیزارو بهش گوش زد میکنم یا فحش میده یا از کوره در میره هرچی دم دستش باشه میزنه تو دیوار خورد میکنه میگه من چیم از بقیه کمتره که نمیتونم با خیال راحت برم بیرون بدون دعوا یا تایم بیرون رفتنم بیشتر باشه مثلا از ۵ بره تا ۹ ولی من میگم ۵ تا ۷ شما بگین چیکار کنم
    پاسخ اردیبهشت 3, 1399 at 8:43 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز نگرانی شما برای او قابل احترام می باشد و دقت کنید که او در سن نوجوانی قرار دارد و در این سن نوجوانان ریسک پذیری بالاتری دارند و همه کار توانیی که دارند باعث می شود رفتارهای پر ریسک و هیجانی بیشتری داشته باشند و مخالفت با آنها را به منزله زیر سوال بردنشان می دانند . بهتر است در اول سعی کنید شرایط و نیاز بیشتر او به استقلال و احترام را بیشتر درک کنید و سعی کنید حتی اگر او رفتار مناسبی و بدون احترامی دارد شما به عنوان یک الگو سعی کنید که با او رفتار توام با احترام داشته باشید و نگرانی و دیدگاه خودتان را در احترام و تن صدای مشخص بیان کنید و در زمان عصبانیت از ادامه بحث با او خوداری کنید و بیان کنید که زمانی که آرام تر بود باهم صحبت می کنید . در این مسیر بهتر است در کنار اصلاحات رفتاری که خودتان انجام می دهید به صورت حضوری او را به روانشناس نیز ارجاع بدهید تا راحل های حل مسئله او مورد بررس دقیق تر قرار گیرد چون این سبک از رفتارهای تکانشی و راحل های حل مسئله پایینی که دخترتان نشان می دهند می تواند در ادامه مسیر رشدی برای او مشکلات بیشتری را ایجاد کند . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741
      پاسخ اردیبهشت 3, 1399 at 10:09 ق.ظ
  22. A
    عالی
    پاسخ اردیبهشت 3, 1399 at 8:44 ق.ظ
  23. زهرا
    سلامن من ۱۵ سالمه کلاس نهم هستن مامانم نمیازره با دوستام برم بیرون خیلی بهم سختگیری میکنه ب دوستام اعتماد نداره اما من دوستاممو مثل کف دستم میشناسم اصلن با مامانم راحت نیستم حرف دلمو نمیتونم بش بزنم با دوستام بیشتر درمیون میازرم ی خاهر بزرگتر از خودم دارم ک ۲۰ ساالشه با اونم نیمتونم حرف دلمو بزنم چون ظر اونو ماملنم یکیه حتا ماملنم نمیزاره برا یخودم اینتسا وصل کنم من ک هیچ کاری نکردم با هیچ پسری دوست نشدم درسامم خداروشکر میخونم چرا باهام انقد سختیگیری میکنه تازه گوشیمم گرفته چک یمکنه گوشیمو فک میکنه چیکار میخام بکنم بهشوگفتم اینستا وصل کنم فقط دوستامو داشته باشم‌میگه نمیخاد از نظر روانشناسی خوب نیست اخه بقول خودش این روانشناسیش داره منو روانی میکنه بعضی وقتا دوستامم میرن بیرون عکس میزارن تو واتساپ میبنیم گرمی‌یمگره ک چرا اینا برن من نرم
    پاسخ اردیبهشت 10, 1399 at 2:56 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما زهرا جان قابل درک هست که در این سن تمایل داری آزادی و استقلال بیشتری را تجربه کنید اما دقت داشته باشد که رفتارها و مخالفت های مادرتان به این دلیل می باشد که در این سن نگرانی هایی دارند که خیلی از آنها می تواند در صورت مراقب نبودن برای شما نیز رخ بدهد اما این به این معنا نمی باشد که شما نیم توانید آزادی داشته باشید بهتر است سعی کنید در زمان صحبت با ایشان در کنار درک نیازها و احساسات خودتان نگرانی های ایشان را نیز درک کنید و با بیان درک نگرانی های ایشان و در اختیار گذاشتن اطلاعات بیشتری در مورد دوستان و یا مکانی که می خواهید بروید و یا درخواست از ایشان برای همراهی شما برای رفت و برگشت میزان این نگرانی را کاهش بدهید . بهتر است سعی کنید که شرایط سنیتان را نیز مد نظر داشته باشید و سعی کنید که بدون مقایسه کردن خودتان در این مسیر پیش بروید چون مقایسه کردن به شما کمکی نمی کند هر فردی نسبت به شرایط خانوادگی خود در این مسیر پیش می رود و تا زمانی که افراد در یک محیط جمعی خانوادگی زندگی می کنند نیاز است که به هنجارهای آن احترام بگذارند تا بتوانند نتیجه گیری بهتری داشته باشند . شما نیز با تعامل می توانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید . دقت کنید که شما در سنی قرار دارید که ممکن است احساسات و نیازهای جدیدی را تجربه کنید اما بهتر است قبل از پاسخ به این نیازها و در مورد آنها طالاعات بیشتری کسب کنید . اینکه شما بخواهید به فضاهای مجازی وارد شوید ممکن است باعث شود که تمرکز شما برای موضوعاتی چون در به اندزه گذشته نباشد چون در هر صورت این فضا می تواند در سن شما جذابیتی را ایجاد کند که شما را بیشتر به سمت خود بکشد . در این مسیر نیز بهتر است از فضای مشترکی بین خودتان و مادرتان استفاده کنید تا بتوانید تایمی را از این فضا استفاده کنید .
      پاسخ اردیبهشت 10, 1399 at 4:44 ب.ظ
  24. Fatemeh
    سلام من دختری ۱۵ ساله هسم. واقعا از دسته پدر و مادرم خسته شدم با اینکه واقعا دوسشان دارم مادرم اصلا اجازه ی این را نمیدهد من با دوستانم حرف بزنم چه برسد که بخواهم با آنها بیرون بروم تنها جایی من انها میبینم مدرسه است. رابطه منو دوستانم امسال ۵ ساله شد. ولی هنوز مادرم و پدرم نمیگذارند با انها باشم. من خیلی به مادرم گفتم ما هر جا رفتیم تو هم بیا دوستان من که تنها نیسن مادرانشان هم میایند. ولی قبول نمیکند.من کلا ۳ تا دوست دارم. چند وقت پیش تولد یکی از بهترین دوست هایم بود چقدر پدرم و مادرم را التماس کردم که بروم حتی دوستم حدیث گفته بود مادرها هم میایند ب مادر خودت هم بگو بیاید. پدرو مادرم اصلا قبول نکردند. خواهشا کمکم کنید من واقعا دارم دیوانه میشوم. ت رو خدا ی راه حل پیشنهاد کنید بهم عقدهام دارن زیاد میشن ممنونم اینجا اولین جایی بود که قسمتی از دردودلهایم را گفتم و راحت شدم واقعا شما میتونید اینجوری زندگی کنید
    پاسخ اردیبهشت 24, 1399 at 10:02 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما فاطمه جان قابل درک هست که شما گاهی از رفتارهای پدر و مادرتان ناراحت و حتی عصبی می شود و این احساسات قابل احترام هست اما دقت کنید که شما در سن حساسی قرار دارید و در این سن گرایش به بودن با دوستان و استقلال بیشتر تجربه می شود اما دقت کنید که هنجارهای خانوادگی افراد با یکدیگر متفاوت می باشد پس بهتر است از مقایسه کردن خودتان با دیگران خوداری کنید و سعی کنید که در تعامل و صحبت با والدین در این مسیر به نتیجه گیری بهتری برسید .
      پاسخ اردیبهشت 24, 1399 at 11:43 ق.ظ
  25. Fatemeh
    باور کنید خسته شدم اصلا بعضی از هم سنو سالان خود را که میبینم تعجب میکنم که چجوری میتواند اینگونه زندگی کنند البته من از زندگی دیگران خبری ندارم هر کسی در زندگی مشکلاتی دارد ولی من چن وقت میخواستم خانه مادربزرگم بمانم نگزاشتم. انها فکر میکنند من بچه ام ما هیچ مشکلی خانوادگی نداریم من نقش مادرم را اینطور میبینم که فقط مرا به این دنیا اورده. و اینکه من اشتباه بزرگی کردم که بخاطر اخلاق بد پدرومادرم و اینکه هر چه زودتر از این خانه بروم به اولین خواستگارم که پسرعمه ام بود بله گفتم و الان ۸ ماه نامزدیم. او خیلی به من علاقه دارد و اصلا قابل توصیف نیست. من باید چه کنم بخاطر این اخلاق پدرومادرم زندگی ام به باد رف لطفا کمکم کنید من واقعا از این زندگی خسته شدم و گاهی حتی به خودکشی فکر میکنم کاش میشد که مشگل من فقط دوست و رفیق بود
    پاسخ اردیبهشت 24, 1399 at 12:00 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما فاطمه جان احساسات و نیازهای شما قابل احترام می باشد اما دقت کنید که ازدواج برای فرار از شرایط خانواده می تواند برای شما مشکلات بیشتری را ایجاد کند پس بهتر است برای ازدواج خود معیارهایتان را مورد بررسی قرا بدهید . 1. شما و نامزدتان چند سال دارید؟ 2. احساس شما و معیارتان برای انتخاب ایشان چه ویژگی هایی می باشد؟ 3. از نظر روحی روابط شما و نامزدتان رضایت بخش می باشد؟ 4. چند مدت است افکار خودکشی دارید؟ 5. تغییراتی در تغذیه و خواب خود احساس می کنید ؟
      پاسخ اردیبهشت 24, 1399 at 2:04 ب.ظ
  26. علی
    سلام من پسر هستم ۱۵ سالمه احساس سینگلی زیادی دارم کم کم دارم افسرده میشم نمیتونم حرفم رو به یه جنس مخالف بزنم اگه هم باکسی دوست نشوم احساس میکنم افسرده میشم
    پاسخ خرداد 27, 1399 at 2:57 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا علی اینکه شما در این سن گرایش به جنس مخالف داشته باشید خب یک روند طبیعی در سن شما می باشد اما دقت کنید که اینکه دیگر دوستان و همسالان شما ممکن است به تعداد زیادی از آنها این آمار اشاره داشته باشد روابط با جنس مخالف را تجربه می کنند به معنای درست بودن این مسیر نمی باشد و اینکه شما بخواهید بدون در نظر گرفتن شرایط سنی و موقعیت رشدی و شرایط و فرهنگ های خانوادگی وارد این روابط شوید می تواند در کنار نداشتن سازندگی برای شما آسیب زا باشد . در این سن اینگونه روابط می تواند با هیجان و خیالپردازی زیادی همراه باشد و فرد چون احساس استقلال و بزرگ شدن بیشتری را تجربه می کند فکر کند که می تواند این روابط را مدیریت کند در صورتی که این روابط اگر بی هدف باشد و تنها برای از بین رفتن سینگلی شما که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد چون هردوی شما حدودا در یک سن هستید و نیاز است که به موضوعات مهمی که بر آینده شما تاثیر زیادی دارد توجه بیشتری کنید از جمله درس و اینگونه روابط تمرکز زیادی را از شما ها می گیرد و رفتارهای هیجانی می تواند باعث ایجاد روابط جنسی و مشکلات بعدی ان شود و یا با خیالپردازی های زیادی که وجود دارد در کنار بزرگنمایی ممکن است هردوی شما به امید ازدواج در آینده به این رابطه ادامه بدهید و سالها در یک رابطه بدون داشتن شرایط به مسیرتان ادامه می دهند و در آینده در شرایطی که هریک از شما از هویت کامل تری برخودار شد ممکن ایت فرد مقابل اصلا به معیارهای شما نزدیکی نداشته باشد و این وابستگی ایجاد شده باعث مشکل در تصمیم گیری می شود و آسیب زا می باشد این در صورتی می باشد که حتی آسیب های این چند سال را نادیده بگیریم . بهتر است در کنار احترامی که برای احساسات خودت قائل هستی سعی کنی تصمیم گیری در این موراد را به آینده و زماین اختصاص بدهی که از نظر هویت به رشد کامل تری رسیده ای و موقعیت اجتماعی و اقتصادی با ثباتی دارید در کنار اینکه بتوانی یک رابطه هدفمند براساس شرایط همان زمانت داشته باشی نه به امید آینده .
      پاسخ خرداد 27, 1399 at 4:02 ب.ظ
  27. ..
    سلام من پسر هستم ۱۵ سالمه احساس سینگلی زیادی دارم کم کم دارم افسرده میشم نمیتونم حرفم رو به یه جنس مخالف بزنم اگه هم باکسی دوست نشوم احساس میکنم افسرده میشم
    پاسخ خرداد 27, 1399 at 2:59 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا علی اینکه شما در این سن گرایش به جنس مخالف داشته باشید خب یک روند طبیعی در سن شما می باشد اما دقت کنید که اینکه دیگر دوستان و همسالان شما ممکن است به تعداد زیادی از آنها این آمار اشاره داشته باشد روابط با جنس مخالف را تجربه می کنند به معنای درست بودن این مسیر نمی باشد و اینکه شما بخواهید بدون در نظر گرفتن شرایط سنی و موقعیت رشدی و شرایط و فرهنگ های خانوادگی وارد این روابط شوید می تواند در کنار نداشتن سازندگی برای شما آسیب زا باشد . در این سن اینگونه روابط می تواند با هیجان و خیالپردازی زیادی همراه باشد و فرد چون احساس استقلال و بزرگ شدن بیشتری را تجربه می کند فکر کند که می تواند این روابط را مدیریت کند در صورتی که این روابط اگر بی هدف باشد و تنها برای از بین رفتن سینگلی شما که ممکن است دوام زیادی نداشته باشد چون هردوی شما حدودا در یک سن هستید و نیاز است که به موضوعات مهمی که بر آینده شما تاثیر زیادی دارد توجه بیشتری کنید از جمله درس و اینگونه روابط تمرکز زیادی را از شما ها می گیرد و رفتارهای هیجانی می تواند باعث ایجاد روابط جنسی و مشکلات بعدی ان شود و یا با خیالپردازی های زیادی که وجود دارد در کنار بزرگنمایی ممکن است هردوی شما به امید ازدواج در آینده به این رابطه ادامه بدهید و سالها در یک رابطه بدون داشتن شرایط به مسیرتان ادامه می دهند و در آینده در شرایطی که هریک از شما از هویت کامل تری برخودار شد ممکن ایت فرد مقابل اصلا به معیارهای شما نزدیکی نداشته باشد و این وابستگی ایجاد شده باعث مشکل در تصمیم گیری می شود و آسیب زا می باشد این در صورتی می باشد که حتی آسیب های این چند سال را نادیده بگیریم . بهتر است در کنار احترامی که برای احساسات خودت قائل هستی سعی کنی تصمیم گیری در این موراد را به آینده و زماین اختصاص بدهی که از نظر هویت به رشد کامل تری رسیده ای و موقعیت اجتماعی و اقتصادی با ثباتی دارید در کنار اینکه بتوانی یک رابطه هدفمند براساس شرایط همان زمانت داشته باشی نه به امید آینده .
      پاسخ خرداد 27, 1399 at 4:03 ب.ظ
  28. سحر
    دوستام همه میرنو خانواده هاشون اجازه میدن ولی من نه .و گفتن بریم مشاوره هر چی ک گفت انجام میدیم
    پاسخ تیر 3, 1399 at 4:13 ب.ظ
  29. سحر
    من دختر ۱۶ ساله ام .دوست دارم با پسرا رفاقتی ینی وست دختر دوست پسرو از این عشقو عاشقیا نه .فقط جنبه دوستانه و سالم با کنترل خانواده بریم بیرون .و تو سایتای مختلفم نوشته که اگ کنترل خانواده باشه غیبی نداره .درسته؟ و این ک خانوادم فکر میکنن خیلی چیز بدیه و همه پسرا بدن و از ادم سو استفاده میکنن ‌وگفتن بریم مشاوره و اون هر چی گفت ما انجام میدیم.
    پاسخ تیر 3, 1399 at 4:16 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما سحر جان اینکه شما در این سن گرایش به جنس مخالف داشته باشید خب یک روند طبیعی رشد شما می باشد اما دقت کن عزیزم که این القابی که در سن شما و در گروهای دوستان می شنوی و یا در کتاب ها می خوانی و یا با اغراق از سمت دوستانت برای تعریف می شود کاربردی ندارد به این معنا که دوستی ساده ، دوست اجتماعی و... معنایی ندارد و بیشتر برای سرکوی کردن احساسات و یا حدود گذاشتن می باشد که عموما کنترل نمی شود. شما در سنی قرار دارید که اینگونه روابط و یا مورد تایید و یا توجه جنس مخالف بودن برایتان جذابیت زیادی دارد اما این روابط اقبل کنترل نمی باشد و چون در سن شما تصمیم گیری های هیجانی زیاد است و نوجوان خیالپردازی و اراق زیادی را تجربه می کند و حس همه کار توانایی و احساس قدرتی که دارد باعث می شود که روابطی را تجربه کند که آسیب های زیادی با خود به همراه دارد . بله عزیزم در سن شما امکان وابستگی به جنس مخالف بسیار زیاد می باشد و همین موضوع باعث می شود که نوجوان گاه وارد روابط جنسی شود چون بیان می کند من فرق دارم و یا فرد مقابل من با همه فرق می کند ، هدف ما ازدواج می باشد بدون در نظر گرفتن اینکه دو نوجوان نه از نظر سنی و نه شغلی و نه اجتماعی و نه رشدی شرایط مناسب ازدواج را ندارند و با خیالپردازی سالها خود را در یک رابطه ناقص نگه می دارند و ... اینکه خانواده از رفت و آمدهای شما با خبر باشد خب کمک می کند که در اجتماع تا رسیدن به شرایط سنی مناسب شما از یک سری آسیب ها در امان باشی و شما به عنوان یک نوجوان در کنار احترام به احساسات خودت نیاز هست که فرهنگ و هنجارهای خانوادگیت را نیز مد نظر قرار بدهی و از مقایسه کردن زندگی خودت با دوستانت خوداری کنی چون تو تنهاظاهر زندگی آنها را میبینی و اینکه تو تنها با رابطه با یک پسر معنا نمی شوی و نیاز است که تو را برای خودت دوست داشته باشند نه بخاطر نوع روابطی که داری. به خودت فرصت بده تا در شرایط سنی مناسب تر و براساس رشد بهتر بتوانی در این مسیر تصمیم گیری کنی و یک رابهط هدفمند را تجربه کنی . اگر به سایت های مختلف مراجعه کنی و سوال دوستان هم سن خودت را بخوانی خواهی دید که نگرانی خانواده بی مورد نیست و دختران زیادی در سن شما و یا حتی کوچک تر و بزرگ تر بخاطر همین روابط وارد رابطه جنسی شده اند و از انها سوء استفاده شده است ، وابستگی زیادی به فرد مقابل پیدا کرده اند درصورتی که با بزرگ شدن و کسب هویت هرکدام از نوجوان ها علایق و معیارهایشان برای ازدواج تغییر کرده است ، به دلیل وابستگی زیاد خودکشی کرده اند و... اینکه شما دختر عاقلی هستید و سوالتان را در اینجا مطرح کرده اید نشان می دهد که می توانید با سازگاری مناسبی در کنار احترام به احساسات خودت و فرهنگ و درک نگرانی های خانواده در مسیر رشدی خودت تا رسیدن به شرایط مناسب پیش بروی .
      پاسخ تیر 4, 1399 at 10:09 ق.ظ
  30. سحر
    اخه من قبلا هم با پسر بودم و باهاشون بیرون رفتم نظر من اینه که یکی باشه ک مامان بابام بشناسنشو خوب باشه و یه دوستیه پاک و بدن هیچی و با کنترل خانواده داشته باشیم و منم به مامان بابام گفتم اگه میخواس کاری کنه حتی دستمو بگیره من فوری از رابطه خارج میشم چون قبلا هم تجربه داشتم حدود ۳ ماه با ی پسره بودم بعد مامانم گفت قطعش کن منم بدون هیچ سرو صدایی گزاشتمش کنار
    پاسخ تیر 4, 1399 at 2:18 ب.ظ
    • مشاور
      ببین سحر جان همیشه این مدیریت نمی تواند وجود داشته باشد و حتی امکان وابستگی با افزایش رابطه وجود دارد و نمی توان بیان کرد که بیش از یک میزان نباید شکل بگیرد . در این مورد موضوعتی که قرار بود تو به عنوان یک نوجوان بدانی را بیان کردم و بهتر هست که به علایق دیگرت نیز توجه کنی تا از میزان تمرکزت بر این موارد کاسته شود شما می توانید با چیزهای دیگری نیز تعریف شوید و این تنها موضوع مهم در زندگی شما نمی باشد . تصمیم گیری نهایی با خودت و خانواده می باشد بله در صورت وارد شدن به این روابط در این حالت بهترین مورد آگاهی خانواده می باشد.
      پاسخ تیر 4, 1399 at 3:03 ب.ظ
  31. علی
    سلام من نوجوانی 15 ساله هستم چند وقتی میشه که احساس تنهایی میکنم و دوست دارم با جنس مخالف رابطه برقرار کنم. من نمیتوانم که مشکل خودم را به پدر و مادرم اطلاع دهم میخاستم بدونم که چه کاری باید انجام دهم و اگر بخواهم بگویم چگونه؟ و آیا اصلا این گونه روابط کار درستی است؟ و من برای بهبود شرایط چه کاری میتوانم انجام دهم؟ با سپاس
    پاسخ تیر 16, 1399 at 12:44 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا علی احساسات و گرایش شما به جنس مخالف قابل احترام هست اما دقت کنید که شما رد سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش و توجه به جنس مخالف بیشتر می شود اما اگر نوجوان به شرایط سنی خود توجه نداشته باشد ممکن است با آسیب های زیادی در این مسیر روبرو شود چون حتی با رضایت والدین برای اینگونه روابط امکان وابستگی در این سن به فرد مقابل زیاد می باشد در کنار اینکه تصمیم گیری های هیجانی و ریسک پذیری بالایی که رد سن شماها مشاهده می شود باعث می شود که روابط و رفتارهایی را تجربه کنید که آسیب های زیادی به همراه دارد . بهتر است در کنار احترام به احساسات و نیازهایی که دارید به خودتان فرصت بیشتری بدهید تا در آینده در شرایط سنی و رشدی مناسب تر در جهت داشتن یک رابطه هدفمند در این مسیر اقدام کنید . بهتر است دیگر علایق خود را بشناسی و سعی کنی که به آنها توجه داشته باشی چون رد سن شما اگر نوجوان برنامه برای زندگی خود نداشته باشد وقت خود را با خیالپردازی و گذراندن در فضاهای مجازی طی می کند که امکان تجربه اینگونه احساسات را بیشتر می کند.
      پاسخ تیر 16, 1399 at 1:50 ب.ظ
  32. دانیال
    سلام من یه پسر ۱۶ ساله به پسرا حس دارم و عاشق مردا میشم و الانم یکی از فامیلامون رو دوس دارم و عاشق میشم و چون پسرم نمیتونم بگم برای همین افسرده شدم حالم بده و به دختر هم حس ندارم چیکار کنم؟
    پاسخ تیر 21, 1399 at 11:46 ق.ظ
  33. یوسف
    لطفا این رو هم بگید که چگونه به او این پیشنهاد برقراری رابطه عاشقانه رو بدم تا شانس موفقیتم بیشتر شه و به تنها عشق زندگیم برسم(البته پدر و مادر و خواهرم جای خود)
    پاسخ تیر 28, 1399 at 2:27 ب.ظ
  34. یوسف
    سلام من پسری ۱۵ سالم که عاشق به دختر فامیلمون عشق زیادی دارم که فراتر از توصیفه لطفا بگید من چطوری با ایشان(هلیا)رابطه بر قرار کنم من واقعا عاشقشم و حتی فکر کردن به اینکه اون با کس دیگه ای باشه منو بشدت افسرده میکنه و عهد بستم که بجز او با هیچ کسی وارد رابطه نشم و ازدواج نکنم اون عشق اول و آخر منه❤ولی هنوز از حس من به اون چیزی نگفتم(البته دخترا باهوشن و احتمالا فهمیده هر چند بعضیاشون خنگن ولی این واقعا باهوشه) لطفا راهکار ابراز علاقه و وارد رابطه شدن با اون رو به من بگید من بقدر عاشقشم که در هر غم و اندوهی با فکر کردن به خنده هاش آرامش میگیرم از ناراحتیم کم میشه اون واقعه میتونه مکمل من باشه یه سوال دیگه داشتم که اون به من علاقه داره یا نه؟ خصوصیات با من هم اینه که کلا به بیمزه ترین حرف های من میخنده وقتی از شدت عشق به چشاش خیره میشم اون هم برای چند ثانیه خیره میشه و با لبخند ریزی نگاش رو میدزده و ... البته اینو بگم در صحبتام با اون فهمیدم که بشدت از پسرا بدش میاد چون زورگو هستند و گمان میکنند دختران هیچ کاری بلد نیستن من براش خیلی توضیح دادم که همه اونا اینطوری نیستن و من اصلا اینطوری فکر نمیکنم و به مهارت دختران ایمان دارم ولی اون بازم میگه با پسرا مشکل داره ولی اخلاقش با من خیلی خوبه و مشکلی با من نداره(همه دخترا مرض دارن و رو مخن نمیشه کاریش کرد باید تحمل کرد بالاخره دخترن دیگه) لطفا پاسخ سوالات رو داخل جیمیل من در اسرع وقت ارسال کنید با سپاس فراوان از شما که به مشکلات نوجوانان به صورت رایگان رسیدگی میکنید واقعا باید بهترین هایید امیدوارم در کنار همسرتان همیشه شاد و موفق باشید❤ و بابت حرف های داخل پرانتز شرمنده واقعا همینه اخه ولی لطفا دخترا ناراحت نشن من اصلا راضی به ناراحتی کسی نیستم
    پاسخ تیر 28, 1399 at 2:46 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا یوسف احساساتی که شما دارید قابل احترام هست اما دقت کنید که شما و این خانم هردو در اواسط نوجوانی قرار دارید و اینکه در این سن به جنس مخالف گرایش داشته باشید و حتی دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کنید یک فرایند طبیعی رشد شما می باشد اما دقت کنید که در اول نمی توان در مورد احساسات یک فرد دیگر بر مبنای اجساسات شما نظری داد و تا زمانی که خود این خانم در مورد احساسش صحبتی نکند نمی توان در این مورد نظری داد اما در مورد اینکه شما از زمان فعلی تصمیم گرفته اید دیگر کسی جز او را دوست نداشته باشید و ... دقت کنید این ها افکار هیجانی نوجوانی می باشدکه فرد احساسات خود را با اغراق و بزرگنمایی زیادی بدون رد نظر گرفتن شرایط سنی و موقعتی اجتماعی واقتصادی و... تجربه می کند و فکر می کنید اینکه فرد مقابل نیز احساسات مشابه او داشته باشد کافی هست در صورتی که آقا یوسف اینگونه نمی باشد و احساسات شماها بر اساس شرایط محیطی و رشد سنی و رشد اجتماعی می تواندتغییر کند و شما به مرور معیارهایی را برای انتخاب هایتان در نظر می گیرید که مطابق هویت و هدف های شما باشد و در یک مسیر هدفمند وارد رابطه می شوید هدفی که به امید آینده و تغییرات ان نباشد بله با شرایط آن زمان شما هماهنگ باشد . در زمان فعلی بیان احساسات و حتی پذیرش آن از سمت این خانم کمکی به هیچ یک از شما دو نفر نمی کند پس بهتر است در کنار احترامی که برای احساسات خودتان قائل هستید اجازه بدهید در آینده در شرایط سنی بالاتر و رشدی بیشتر در مورد این روابط تصمیم گیری کنید .
      پاسخ تیر 28, 1399 at 3:26 ب.ظ
  35. الناز
    سلام من دختری ۱۵ساله هستم وازطریق چت بایه پسری دوست شدم واوایل مثل یه دوست معمولی بودیم تااینکه یه روز بهم گفت دوستم داره خب منم عاشقش شده بودم وخیلی هم دوسش دارم ولی دوستام میگن داره باهات بازی میکنه واصلا دوست نداره ولی من میگم دوسم داره ولی بازم اونا میگن نه من الان بدجور بین دوراهی گیر کردم دوراهی که اگه ولش کنم یعنی قلبشو شکستم واگه ترکش نکنم دوستام بازم مسخره میکنن منو وسرزنشم میکنن وچیزی که بیشتر مانع کارم میشع که رابطه رو تموم نکنم یکش علاقم بهشه ویکی دیگه اینکه اون پدرومادرشو ازدست داده واز سن ۱۳سالیگی بامادربزگش زندگی کرده وبزرگ شده وحتی یه بار که خواستم تمومش کنم بهم گفت بدون دل یه بچه یتیمو شکستی ووقتی اینو گفت من بازم منصرف شدم وحتی یه وقتایی فک میکنم بهم دروغ میگه ووقتی ازش میپرسم بهم دروغ گفتی میگه بهت دروغ نگفتم به خاک پدرومادرم من واقعا نمیدونم الان چیکار کنم لطفا کمکم کنید چون واقعا انتخاب سختیه که چیکارکنم.
    پاسخ تیر 29, 1399 at 1:58 ق.ظ
  36. لیانا
    سلام من تقریبا ۱۶ سالمه و عاشق یه پسری شدم حدود ۷ ماهه. هیجانات خودمون رو کنترل میکنیم و یه رابطه سالمی داریم.یعنی هم من منطقی فکر میکنم و هم اون پسر.بنابراین به فکر ازدواج و تشکیل خانواده و...که خیلی از نوججون ها درگیرش هستند ما نیستیم. با هم حدود ۲ ساعت در روز حرف میزنیم و چون اون پسر کنکوری هست خیلی حرف نمیزنیم.من به خانوادم نگفتم و ترس دارم چون یک بار که با ایشون بیرون بودن من رو دیدن و اتفاق ناخوشایندی افتاد.متاسفانه پدرم در لینجور مواقع بسیار بسیار عصبی و کنترل خودشون رو از دست میدن اما مادرم با مهربانی با من صحبت میکنه و درکم میکنه همیشه هم کمکم کرده اما هم خودم و هم پدر و مادرم معتقدیم که داشتن رابطه برای سن من زوده ولی احساست من با این پسر داده بیشتر مبشه و به جور وابستگی به هم داریم.پسر کاملا خوب و درس خون و از لحاظ شخصیت عالی هستش . من خیلی دوست دارم این موضوع رو به مادرم بگم ولی نمیتونم هر موقع میخوام بگم اینطوری فکر میکنن که من برای تشکیل دادن رابطه سن کمی دارم(خودم هم قبول دارم انکار نمیکنم ولی با توجه به تغییرات عاطفی و رشد شخصیت عاطفی در دوران نوجوانی من هم دچار این حس عاشقی شدم و هیچ اسیبی ندیدم)خواهش مبکنم راهنماییم کنید که چجوری به مادرم بگم و ایا درست هست که اصلا بگم یا نه؟یا رابطمو با اون پسر قطع کنم؟خواهشا سریع تر پاسخ بدید ممنون
    پاسخ تیر 29, 1399 at 5:06 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز ببین عزیزم داشتن احساس دوست داشتن به یک جنس مخالف یک روند طبیعی در سن شما هست و اینکه می دانی در این سن نمی توانید برای آینده و ازدواج و... تصمیم گیری کنید خوب هست اما دقت کن که این روابط باعث ایجاد وابستگی میشه و به همین دلیل شما تایم زیادی در طول روز را به این رابطه فکر می کنید و خیالپردزای های زیادی دارید در کنار اینکه این روابط پنهانی می تواند برای شما با اضطراب زیادی همراه باشد که باعث می شود که حتی بر روند رشدی و تمرکز بر درس و علایق دیگرت تاثیر بگذارد . می توانی در زمان مناسبی با مادر این موضوع را در میان بگذاری اما نمی توانید توقع داشته باشید که انها بدون در نظر گرفتن آسیب های این روابط با شما در این مسیر همراهی کنند چون این روابط وابستگی زیادی ایجاد می کند که می تواند برایت آسیب زا باشد . پس بهتر است تصمیم گیری در مورد این روابط را به آینده و شرایط سنی و رشدی بالاتر اختصاص بدهی تا بتوانی یک رابطه هدفمند را تجربه کنی.
      پاسخ تیر 30, 1399 at 4:57 ب.ظ
  37. لیانا
    لطفاااااا سریع تر جوابمو بدین من خیلی استرس دارم
    پاسخ تیر 30, 1399 at 3:29 ب.ظ
    • مشاور
      سوال شما پاسخ داده شد
      پاسخ تیر 30, 1399 at 4:57 ب.ظ
  38. لیانا
    خیلی ممنونم.بله درسته.همین کار رو میکنم و بهتر است که ارتباطم رو قطع کنم و بیشتر روی درسم متمرکز بشم ممنون از پاسخ گویی خوبتون
    پاسخ تیر 31, 1399 at 7:22 ق.ظ
  39. سلام و خسته نباشید واقعا به خیلی از سوالات ما جوان ها جواب داده اید ولی در مورد خودارضایی توضیحی ندادید میشه راه های ترک این عادت بد رو بنویسید
    پاسخ مرداد 2, 1399 at 3:13 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز ممنون از شما بله در سوالی که با نام کاربری shayan ارسال کردید در همین لینک این پاسخ ارسال می شود
      پاسخ مرداد 2, 1399 at 4:56 ب.ظ
  40. سلام من 15 سالمه و با مشکل خودارضایی روبه رو هستم مادر و پدرم هم متوجه شده بودند و این باعث شد یک مدت طولانی ترک کنم و اصلا به سمت این رفتار زشت نروم ولی بعداز مدتی وسوسه شدم و دوباره گرفتار شدم اول اینکه ایا این رفتار واقعا بد هستش دوم روش هایی برای ترک این عادت پیشنهاد کنید
    پاسخ مرداد 2, 1399 at 3:20 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا شایان قابل درک هست که خودارضایی می تونه با فشار روحی زیادی برای پنهان کاری همراه باشد و عموما افرادی که عمل خودارضایی دارند در اول با عوارضی چون اضطراب روبرو می شوند چون نگران فهمیدن اعضای خانواده هستند و این پنهان کاری برای انها با سرزنش خود و تمرکز زیاد و نگرانی در مورد اینده و دیدگاهای خانوادههمراه می شود که اضطراب نتیجه ان است . در مورد ترک خودارضایی شرایط برای افراد می تواند متفاوت باشد و بسته به عوامل تحریک کنند، برنامه های زندگی هر شخص ، حتی مکان و زمان های خودارضایی ، مدت زمان که خودارضایی می کنند و تعداد دفعات خودارضایی دارد. افرادی که خود ارضایی را تجربه می کنند در مدت کوتاهی احساس رضایت دارند اما پس از مدتی با هر بار خود ارضایی احساس ندامت و پشیمانی می کنند و عوارض مختلفی برایشان به وجود می آید و فرد با سرزنش خود همکراه می شود که در طولانی مدت می تواند با عوارض افسردگی و احساس گناه شخص روبرو شود . هر عادت غلطی به مرور زمان می تواند باعث اعتیاد شود. خود ارضایی آسیب های زیادی بر روی روان و جسم فرد خواهد گذاشت. عدم توانایی در کنترل میل به خود ارضایی باعث اختلال در عملکرد تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی شغلی می شود. همچنین می تواند پیش زمینه احساس گناه، اختلالات جنسی و جسمی باشد . در این مورد در اول با توجه به نوجوان بودن شما اجازه بدهید این موضوع را نیز بیان کنم که شما به رشد اندام ها و رشد قدی نیاز دارید و خود ارضایی به صورت غیر مستقیم می تواند در کوتاه شدن قد شما تاثیر داشته باشد و یا رشد مفید استخوان ها پس بهتر است به این مورد نیز توجه کنید . اما برای ترک خودارضایی در اول نیاز است که شما بپذیرید که مانند هر انسان دیگری نیازهای دارید از جمله نیاز گرسنگی ، تشنگی ، نیاز جنسی و... هرکدام از این نیاز ها اگر به میزان لازم و در زمان و شریاط مناسب به ان پاسخ داده شود می تواند سازندگی داشته باشد در غیر این صورت می تواند آسیب زا باشد مثلا در نظر بگیرید که فردی بخاطر گرسنگی بدون توجه به شرایط بدنی و یا تایم و یا نوع تغذیه ای که مقابل او قرار دارد شروع به خوردن کند در این حالت زیاد روی می تواند یک آسیب داشته باشد و غذای ناسالم آسیب های زیاد دیگر پس تجربه یک نیاز به معنای پاسخ دادن فوری به این نیاز نمی باشد پس بهتر است زمانی که با نیاز جنسی نیز مواجهه می شوید سریع به دنبال مسیری برای پاسخ به ان نباشید. به نیازهایتان احترام بگذارید اما استپ گفتن را نیز بلد باشید چون قرار نیست انسان هر چیزی که به ذهنش می آید را تجربه کند . پذیرش این نیاز اولین مرحله ترک می باشد چون قرار نیست ما با نیاز جنسی بجنگیم و دوم اینکه نیاز است که شما شرایط سنیتان و آسیب های این نیاز را درک کنید و بشناسید و سوم اینکه عوامل تحریک کننده برای خود را شناسایی کنید مثلا استفاده از فیلم پورن ، صحبت های جنسی با دوستان ، گشتن در فضاهای مجازی و.... در این حالت می دانید که چه شرایطی برای شما تحریک کننده می باشد و می توانید آنها را بهتر مدیریت کنید و حتی در صورت نیاز انها را حذف کنید . بیکاری و تنهایی یکی دیگر از مشکلاتی هست که بیشتر افرادی که خودارضایی کی کنند با آن مواجهه می باشند پس بهتر است که برای زندگی روزانه خود برنامه ریزی داشته باشید تا بتوانید میزان زمانی بیکاری و تمرکز بر این نیاز را کاهش بدهید . هرچقدر که تمرکز بیشتری بر این نیاز داشته باشید آن را نیز بیشتر تجربه می کنید وب یشتر تحریک می شوید و در کنار آن تمرکز شما بر دیگر نیازهایتان چون درس خواندن ، ورزش و... کاسته می شود . ورزش تنش های شما را کاهش می دهد و به شما احساس خوشحالی و سرزندگی می دهد. ورزش های گروهی می تواند به شما در ایجاد حس های مثبت کمک کند به صورت کلی ورزش می تواند برای تبدیل انرژی به شما و کاهش تمرکز بر نیاز جنسی کمک کند پس سعی کنید ورزشی را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید و ان را در برنامه روزانه خود قرار بدهید . میوه ها و سبزیجات می توانند انرژی بدنتان را تامین کنند و احساس کسلی و خستگی در شما را از بین ببرد. این روحیه تازگی و سلامت، شما را از کارهایی مثل خود ارضایی که به بدنتان آسیب می زند، منع می کند در کنار این موراد سعی کنید به تغذیه ایی که برای رشدتان نیز اهمیت دارد توجه داشته باشید . افکار مربوط به خود ارضایی اکثرا نیمه های شب به سراغ شما می آید. تنظیم خواب و خوابیدن به اندازه کافی (8 ساعت در روز) و بیدار شدن سر ساعت مشخص به شما کمک بسیاری خواهد کرد. در این فرایند صبور و مقاوم باشید. خود ارضایی یک نوع اعتیاد است و قرار نیست در یک ثانیه برطرف شود. در این مسیر برای خود هدف های کوتاه مدت تعیین کنید و پس از رسیدن به آنها به خود پاداش دهید. امیدوارم این موراد بتونه بهتون کمک کنه اما بهتر هست برای ترک همه شرایط بررسی شود و شرایط هر فرد با دیگری متونه متفاوت باشد پس بهتره در این مسیر یک متخصص سکس تراپ کنار خودتون داشته باشید . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88422495
      پاسخ مرداد 2, 1399 at 5:18 ب.ظ
  41. سلام من 15 سالمه و فشار روانی شدیدی دارم از یه طرف نگران تحصیلمم ازیه طرف دیگه کارمیکنم و ذهنم مشغوله و از یه طرف دیگه هم به یه دختر حدودا هم سن خودمه از دو سال پیش علامند شدم و همش ذهنمو مشغول کرده واقعا گیج شدم بجای اینکه دنبال بازی باشم توی اینترنت مطالب روانشاسی مختلف میخونم تا شاید راهی پیدا کنم که از این سر در گمی بیرون بیام اما اصلا فایده نداره تا به یه موضوعی عادت میکنم یه چیز دیگه ذهنمو شغول میکنه و به خود ارضایی هم اعتیاد دارم و هرچقدر تلاش میکنم بازم یه صد بزرگ سر راهمو میگیره و هیچ کاری نمیتونم بکنم لطفا اگه راه حلی واسه مشکلاتم دارید ممنون میشم کمکم کنید
    پاسخ مرداد 12, 1399 at 7:14 ب.ظ
  42. Fatemeh
    سلام من ی دختر ۱۵ ساله هستم. مامانم با اینکه من ۱۵ سالمه و ی ساله ک نامزدکردم هنوزم ک هنوزه کتکم میزنه سر کارهای اشتباهم یا سر حرفای اشتباهم:( من واقعا خسته شدم از دسش با اینکه خیلییییی دوسش دارم..... من باید چکار کنم ک کتکم نزنه.؟؟ باید چ کار کنم ک یکم اعصابش اروم بشه:( من خسته شدم بخدا خسته شدم دیگه.چن بار ب فکر خودکشی افتادم ولی فقط و فقط بخاطر نامزدم انجامش ندادم چون میدونم ب من خیلی وابستس و دوسم داره و من نباشم زبونم لال دق میکنه:(کمکم کنین لدفا :((((( من باید چ کار کنم واقعا
    پاسخ مرداد 16, 1399 at 11:34 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما فاطمه جان قابل درک هست که کتک زدن مادرتان برای شما احساسات ناخوشایندی از جمله عصبانیت و نارحتی را به دنبال داشته باشید اما عزیزم در این مورد نیاز هست که باهم بیشتر صحبت کنیم تا بتونیم شما را راهنمایی کنیم. 1. موضوعاتی که باعث بحت و درگیری بین شما و مادرتان می شود چه مواردی هست؟ 2. مادرتان از شما چه توقعاتی دارد؟ 3. شما چگونه احساسات و نیازهای خودت را با مادر در میان می گذاری؟ 4. واکنش شما به کتک زدن مادر چگونه هست؟
      پاسخ مرداد 16, 1399 at 12:41 ب.ظ
  43. Fatemeh
    مامانم خیلی زوددددد عصبانی بیشتر سر موضوعات انجام ندادن بعضی از کارای خونه کتکم میزنه مثلا نشستن ظرفها جمع نکردن اتاقم و .... مامانم ازم توقع داره همش کار کنم هر چی گفت بگم چشم و اصلا حرفمو نزنم. هر وقت چیزی نیاز داشته باشم راحت میگم ولی اگه ی خواسته کوچیک مثله اینکه میشه امروز ت ظرفا رو بشوری؟ داشته باشم ازش هزار بار استرس میگیرم تا بگم حرفمو.... واکنشم فقط گریه است فقط میتوانم گریه کنم همین....
    پاسخ مرداد 16, 1399 at 1:05 ب.ظ
    • مشاور
      بهتر است در زمان مناسبی اگر برایت امکان دارد با مادرت برای مشاوره اقدام کنید تا بتوانیم با هردوی شما در این مورد صحبت کنیم . اما در این مورد بهتر است درزمان مناسبی در احترام به مادرتان بیان کنید که کتک زدن شما توسط ایشان برای شما چه احساساتی را به دنبال می آورد در کنار اینکه بهتر است سعی کنید که در این مسیر اگر بازهم ایشان نتوانستند اشتباه بودن مسیر خود را درک کنند بهتر است سعی کنید که ا پدر کمک بگیرید تا با او صحبت کند و یا شرایط یک خانواده درمانی را برایتان محیا کند. سعی کن از قبل در مورد کارهایی که می خواهی انجام بدهی برنامه ریزی داشته باشی تا از میزان درگیری ها خود با مادرتان خوداری کنید و در زمان عصبانیت از ادامه بحث با ایشان صرف نظر کنید تا امکان آسیب جسمی به شما کاهش یابد اما در این مسیر نیاز است که شما بدون گریه کردن و بیان دوست داشتن مادر و درک نگرانی و کارهایی که ایشان برای شما می کنند احساس اضطراب و ناراحتی را که از ایشان بخاطر کتک زدنتان دارید را با ایشان به اشتراک بگذارید نیاز است که ایشان به اشتباه بودن مسیر خود آگاه شوند.
      پاسخ مرداد 16, 1399 at 3:59 ب.ظ
  44. Setia
    سلام من ۱۵ سالمه و من دو تا برادر کوچک و بزرگ دارم که برادر بزرگم ۱۷ سالشه و برادر کوچیک ام هم ۱۳ سالشه من باید بگم که من امسال به خاطر بعضی ا ز مشکلاتی که پیش آمد نتوانستم مثل قدیم درس بخوانم و معدلم شد ۱۸ و برای همین اتاق تکی که فعلی داشتم را از من گرفتند و با برادر کوچیک تر هم تو یه اتاق هستم و باید بگم که من قبل از اینکه اتاق تکی داشته باشم به مدت ۲ سال با برادر کوچیک ام بودم و اینکه تو این شرایط خیلی اذیت می شم هر کاری کردم مادر و پدرم راضی نشدند که اتاق تکی داشته باشم و گفتند که باید منتظر باشم و دوباره درس بخوانم که معدلم بالا تر شود و اون وقت هست که اتاق دوباره بازگردانده میشه و ضمن اینکه برادر بزرگم اتاق تکی داره و ایشون از چند بار نمره بدی آورده و اتاق را ازش نگرفته شده و باید بگم که من در یه شرایط مخصوصی هستم و خیلی عصبی ام می کنند باید چی کار کنم حتی اگر هم من کارشون نداشته باشم آن ها در کار های من فضولی و مسخره می کنند و دفتر خاطرات ام من را هم می خوانند و هیچی وقت نمیشه که وقتی من با پدر و مادرم حرف بزنم حرفی نزنند و اینکه اگر هم در اتاق با مادرم حرف بزنم یا داخل می شوند به هر بهانه ای و یا گوش هایشان را دم در می گذارند و هر چه می گویم را می شنوند من باید در این شرایط چی کار کنم و باید بگم که مادر و پدرم منو درک نمی کنن و مقایسه با بچگی های خودشان می کنند و من چند ماهی می شد که گریه می کردم ولی بعدش تصمیم گرفتم که قوی باشم که بلاخره این روز ها هم بگذره
    پاسخ شهریور 1, 1399 at 6:49 ب.ظ