روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

روانشناسی نوجوان 16 ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله نکات رفتاری و تربیتی خاصی را به همراه دارد. در این دوره نوجوان با کشش های عشقی و عاطفی و از طرفی تلاش برای استقلال شخصیتی دست و پنجه نرم می کند. در این دوره نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله باید همچون یک دوست باشد و از جنبه های نصحیتی و دیکته وار دوری کرد.

نوجوان ۱۶ ساله

 


ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات  مربوط به بلوغ برای هردو جنسیت بسیار زیاد است.

روانشناسی نوجوان 16 ساله

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات در ۱۶ سالگی

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

روانشناسی شناختی نوجوان ۱۶ ساله

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است.

ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.

اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی و مصرف مواد مخدر

نقاط عطف شناختی در ۱۶ سالگی

  • زبان و رفتار در مدرسه و خانه  تغییر می‌دهد
  • عادات کاری از خود بروز می دهد. عاداتی که در کودکی به صورت مقدماتی آموخته است.
  • منطق پشت افکار یا تصمیمات را توضیح می دهد و درک خود از وقایع را بیان می کند.

روانشناسی نوجوان 16 ساله - نحوه رفتار با نوجوان 16 ساله

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید با سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آن ها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد در کنارش هستید. علاوه بر این می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه به او یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تا به حال این کارها را انجام نداده اید).

آن ها به مرور با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کنند، به دانشکده بروند و یا تغییر مکان دهند، تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند و اعتماد به نفس و خود باوری آن ها حفظ می شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی فرزند شما همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل بزرگسالی رفتارکند که مسولیت پذیر است و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق شده و نگران می شود شما می توانید بیشتراز هر چیز دیگری برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.

فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و توجه کنید که سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.

در حالی که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

کارهایی که باید در ۱۶ سالگی انجام داد

تفاوت‌ها در سطح رشد جسمانی بین جنسیت‌ها در حدود سن ۱۶ سالگی آشکارتر می‌شود. زنان، که احتمالاً رشد و نمو آن ها تقریباً تمام شده است، در حال کاهش رشد فیزیکی هستند، در حالی که مردان گاهی اوقات تازه شروع به کار می‌کنند.

در ۱۶ سالگی، بدن یک زن ممکن است بسیار شبیه بدن یک زن بالغ باشد در حالی که یک مرد ممکن است هنوز در حال رشد باشد و ممکن است متوجه رشد بیشتر قد و رشد بیشتر موهای صورت شود. همچنین انتظار می رود که نوجوانان در این سن وزن اضافه کنند و همچنین توزیع مجدد الگوهای چربی را تجربه کنند.

تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان با ایده افزایش وزن در این سن دست و پنجه نرم می کنند، اما تاکید می کند که انجام این کار برای آن ها کاملا طبیعی است. با این حال، علیرغم این واقعیت، تحقیقات نشان می دهد که ۵۰ درصد از زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال رژیم غذایی دارند.

نوجوانان اغلب در برابر افزایش وزن بسیار مقاوم هستند. اما از نظر رشد برای این سن بسیار طبیعی است.

همچنین ممکن است ببینید نوجوانتان طولانی‌تر می‌خوابد و بیشتر غذا می‌خورد تا با رشدی که تجربه می‌کند، همگام شود. همچنین، تغییر در ریتم شبانه روزی آنها ممکن است باعث شود که شب دیرتر بیدار بمانند و صبح دیرتر بخوابند.

نقاط عطف فیزیکی پسر ۱۶ ساله

  • به رشد فیزیکی خود از جمله رشد عضلات و افزایش وزن ادامه دهید.
  • ممکن است رژیم گرفتن را در نظر بگیرد، حتی اگر در این سن ۲ سالگی افزایش وزن انتظار می رود.
  • سعی می کند جایگاه فراتری نسبت به اعضای خانواده و به عنوان یک عضو مجزا داشته باشد.

نقاط عطف فیزیکی دختر ۱۶ ساله

  • به قضاوت دیگران در مورد ظاهرش توجه خاصی دارد.
  • سعی می کند اندام خود در برابر دیگران بپوشاند و یا آن ها را نمایش دهد.(بسته به تیب شخصیت دارد)
  • سعی می کند جایگاه اجتماعی پیدا کرده یا جایگاه خود در خانواده را تثبیت کند.

نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله

رشد اجتماعی و عاطفی

یک نوجوان ۱۶ ساله می داند که بزرگسالی دور نیست، بنابراین شروع به نشان دادن استقلال بیشتری می کند و کمتر با والدین خود درگیر می شود. آن ها همچنین تصمیم گیری را با در نظر گرفتن این استقلال آغاز خواهند کرد. با این حال، انتخاب های آن ها ممکن است همیشه برای والدینشان درست به نظر نرسد.

نحوه برخورد با نوجوان 16 ساله - دختر 16 ساله

«فرزندان شانزده ساله گاهی نظرات همسالانشان را بر نظرات والدینشان سنگین می‌کنند. «آن ها همیشه عواقب تصمیمات خود را نمی شناسند، اما همانطور که دکتر کن گینزبورگ می گوید والدین باید فانوس دریایی باشند تا نوجوانان را به سمت بندرگاه امن راهنمایی کند. به عبارت دیگر، والدین محدودیت هایی را تعیین می کنند اما به بچه ها اجازه می دهند آب را امتحان کنند. تا زمانی که انتخاب های آن ها تهدید کننده زندگی نباشد.»

اگر فرزندتان تصمیماتی می گیرد که به شما مربوط می شود، با او صحبت کنید. در این شرایط بهتر است که به تغییرات رفتاری توجه کنید، به‌ویژه اگر نوجوان تان غمگین یا افسرده به نظر می‌رسد و در صورت لزوم از متخصصان کمک بگیرید.

نوجوانان شانزده ساله در دنیای اجتماعی که شامل دوستی ها و روابط عاشقانه است، ریشه دوانده اند. آن ها ممکن است زمان کمتری را با خانواده خود و زمان بیشتری را با دوستان خود یا علاقه مندی های دوستی خود بگذرانند، یا ممکن است ترجیح دهند زمان بیشتری را نسبت به گذشته تنها بگذرانند.

نوجوانان گاهی اوقات روابط عاشقانه کوتاه و شدیدی را ایجاد می کنند. آن ها ممکن است شخصی را پیدا کنند که احساس کنند کاملاً عاشق او هستند و ۲ هفته بعد از اوجدا شوند.

نوجوانان اغلب تمایلات جنسی قوی دارند و ممکن است از نظر جنسی فعال شوند. در همان زمان، آن ها ممکن است شروع به درک بیشتر در مورد تمایلات جنسی کنند و از ترجیحات خود آگاه شوند.

نقاط عطف اجتماعی و عاطفی

  • از تمایلات جنسی آگاه می شود.
  • در جستجوی صمیمیت وارد روابط عمیق‌تر یا عاشقانه می شود.
  • نشان دادن علائم اعتماد به نفس و افزایش مقاومت در برابر فشار همسالان

روانشناسی نوجوان 16 ساله - پسر 16 ساله

چگونه کودک ۱۶ ساله خود را ایمن نگه داریم

روانشناس نوجوان می گوید سوء مصرف مواد در این سن یک خطر قابل توجه است.

در مورد خطرات سیگار کشیدن، استعمال سیگار، نوشیدن و مصرف مواد مخدر با نوجوان خود صحبت کنید. به عنوان مثال، بسیاری از بچه‌ها نمی‌دانند که توتون و تنباکو در خودکار وجود دارد یا متوجه نمی‌شوند که یک ماده شیمیایی درون آن وجود دارد.

مطمئن شوید که بدون استفاده از تاکتیک های ترساندن به آن ها اطلاعات واقعی می دهید. در عوض، خطرات را به آن ها آموزش دهید و همچنین انتظارات خود را در میان بگذارید. طبق گفته اداره خدمات بهداشت روانی و سوء مصرف مواد، مکالمه مداوم می تواند لایه ای از محافظت برای فرزندان شما بیافزاید. و حتماً مراقب نشانه‌های آزمایش باشید.

«این سن و مرحله‌ای است که در آن سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و سایر اشکال آسیب‌رسانی به خود می‌توانند در صورت عدم توجه به آن، به شکل جدی درآیند. ارزش این است که با فرزندان خود گفتگوهای صریح داشته باشید.»

چه زمانی باید نگران بود

در این سن، دو دلیل رایج وجود دارد که والدین ممکن است برای نوجوان خود نگران باشند. اول، ممکن است نگران این باشید که فرزندتان از نظر تحصیلی موفق نیست. لغزش نمرات ممکن است به دلیل عدم سازماندهی یا جدا شدن از فرآیند یادگیری نمایش داده شود.

اعتماد به نفس در مورد یادگیری نیز می تواند یک عامل کمک کننده باشد. اولین قدم این است که نگرانی های خود را با معلمان نوجوان خود در میان بگذارید. آن ها ممکن است بتوانند دیدگاه های متفاوتی را ارائه دهند و منابعی را فراهم کنند.

به خاطر داشته باشید که ناتوانی‌های یادگیری – مانند نارساخوانی، ممکن است تشخیص داده نشده باشند که می‌تواند موفقیت تحصیلی را برای کودک غیرممکن کند. نوجوانانی که دارای چالش‌های یادگیری هستند معمولاً برای کمک به یادگیری به امکانات متفاوتی نیاز دارند، بنابراین ممکن است بخواهید فرزندتان را در صورت مشکل ارزیابی کنید.

ثانیاً، در حدود ۱۶ سالگی، والدین اغلب علائم هشداردهنده‌ای برای مشکلات سلامت روان یا مشکلات سوء مصرف مواد مشاهده می‌کنند. اگر چنین است، فوراً با یک متخصص سلامت روان یا یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی تماس بگیرید.

به غرایز خود اعتماد کنید. “اگر چیزی درست نیست، ارزش بررسی کردن را دارد.”

منبع:ساینس دیلی

۲۶۸ دیدگاه ها

  1. shady
    سلام.من پسری 16 ساله دارم.پسر آروم و مودبیه و امروز با موردی برخورد کردم که واقعا موندم چطور برخورد کنم.از چند روز قبل متوجه رفتار عجیبش با دختر خاله 9 سالش شده بودم.سعی میکرد تو جاهای خلوت با دختر خالش تنها باشه.اول شک نکردم اما دیروز خواهر زادم که خیلی ترسیده بود برای خواهرم تعریف کرده پسرم رفتارهای بدی باهاش انجام داده.باور کنید از ترس و ناراحتی نمیدونم باید چیکار کنم.چه برخوردی باهاش داشته باشم.به روش بیارم رفتارش رو یا کار دیگه؟
    پاسخ آذر 16, 1395 at 6:54 ق.ظ
  2. زاهد
    سلام دوست عزیز.آیا پسرتون فیلمها یا کلیپ های مستهجن تماشا میکنه؟برنامه های ماهواره چطور؟ ارتباط پدر و فرزندتون چگونه هست؟ پوشش خودتون توی خونه به چه صورته؟ تا حالا روی مدرسه یا دوستانش کنترل داشته اید؟
    پاسخ آذر 16, 1395 at 7:24 ق.ظ
  3. shady
    فیلم ممکن نیست دیده باشه اما امکان داره کلیپ های تو موبایل رو دیده باشه.البته همیشه گوشیشو پنهانی چک میکردم و هرگز تو گوشیش چیز نامناسبی نداشته.ماهواره هم دارم اما هیچ علاقه ای به دیدنش نداشته.خودم همیشه خونه هستم و همه کانالهای غیر مجاز ماهواره رو حذف کردم.ارتباطش با پدرش بد نیست و کمی هم از پدرش میترسه ولی درکل ما هم میونه خوبی دارم.خودمم هیچ وقت لباط نامناسب نمی پوشم.
    پاسخ آذر 17, 1395 at 11:21 ق.ظ
  4. پروانه
    سلام پسر شما الان درشرف سن بلوغ هست و این کنجکاوی ها میتونه طبیعی باشه.احتمال زیاد داره که پسرتون در بین دوستانش چیزی دیده باشه یا شنیده باشه و این مسئله باعث تحریک کنجکاویش شده.شما باید سعی کنیدکنجکاویش رو به سمت مثبت تغییر بدید
    پاسخ آذر 17, 1395 at 11:52 ق.ظ
  5. زاهد
    سلام در مورد انگیزه انجام اینکار توسط پسرتون ،خب خیلی مسایل میتونن دخالت داشته باشن.یک مقدار مربوط به هیجان های غیر قابل کنترل دوران بلوغ هست.یک مقدارش ممکنه تقلید از یک فیلم باشه که کاملا بی خبر از شما و مثلا توی گوشی دوستش دیده بوده یا... نحوه برخورد شما : 1- بهتره اصلا و ابدا بروی فرزندتون نیایین .اگه مستقیم یا حتی غیر مستقیم یا حتی غیر مستقیم به روی اون بیارین فقط موجب گستاخ شدن اون خواهید شد.در چنین مواردی خیلی باید با دقت عمل کرد. 2- فعلا و تا مدتی بعد که تمهیدات لازم رو انجام بدین،به هر شکل از تنها موندن پسرتون با دختر و پسر های خردسال فامیل و آشنا جلوگیری کنین 3- به پسرتون پیشنهاد بدین که به اتفاق شما یک مشاور بیاد .بهش میتونین بگین که همه نوجوون ها در مرحله بلوغ نیاز به مشاوره دارن و این امری طبیعیه.اجازه بدین که در غیاب شما و دراتاق مشاور،احساسات خودش رو تخلیه کنه و کمک لازم رو بگیره.
    پاسخ آذر 18, 1395 at 7:06 ق.ظ
  6. مرحمت
    اگرنسبت به شما یا پدرش شرم داره غیر مستقیم بهش گوشزد کنید که حواستون به کارهاش هست.و همچنین در مورد ادب و حیایی که کلا در برخورد با دختر ها باید داشته باشه.براش توضیح بدید تا بلایی سر سه دختری نیوورده.واقعا بچه اگه توی خونه و از خانواده اش ادب برخورد با جنس مخالفش رو یاد نگیره واقعا از کجا میخواد یاد بگیره؟
    پاسخ آذر 18, 1395 at 7:27 ق.ظ
  7. itsme
    به نظر من دختر خواهرتون رو بفرستید پیش مشاور.یه چیز دیگه اینکه رابطه شوهر و پسرتون رو خوب کنین.مثلا پیش شوهرتون از کارای خوب پسرتون تعریف کنی که دلشون با پسرتون رفیق بشه.موقعیتی پیش بیارید که به جای تلویزیون بشینن فرضا منچ بازی کنن یا غذا بپزید شام برید بیرون
    پاسخ آذر 21, 1395 at 6:32 ق.ظ
  8. زهرا
    سلام من 45 ساله هستم و یه فرزند 16 ساله دارم 16 سال فرزندم با من زندگی کرد 14 سال از همسرم جدا شدم امسال تصمیم به ازدواج گرفتم فرزندم بعد از شنیدن از منزل فرار و برای قهر به منزل پدرش رفت و بعد از دو روز به منزل برگشت و من را از منزل بیرون کرد من اکنون باز به دلیل اینکه ایشان مشکلاتی از جمله سیگار پیدا کرده باز به منزل میخواهم برگردم قابل به ذکر است در این مدت ناهار شام و تمییز کردم منزل رو به عهده داشتم و یک خانه نزدیک خانه ایشان گرفتم.منو راهنمایی کنید
    پاسخ دی 1, 1395 at 4:09 ب.ظ
  9. مرحمت
    اینجور که مشخصه بچه شما پسره و معمولا پسر ها با ناپدری سخت کنار میان همون جور که دخترا معمولا با نامادری ناسازگاری دارن.مشخصه نمیتونه همسر ما رو به عنوان پدر قبلو کنه که البته قرارم نیست جای پدرش باشه از یه طرفم تو سن حساسیه و دچار این بحران ها شده.اگه به قول خودتون بچه حرف شنویی بود می شد ببریش پیش مشاور تااون براش توضیح بده که تو هم نیاز به یه هم دم داری و قرار نیست تا ابد تنها بمونی و اونم بلاخره یه روز میره سر خونه زندگی خودش و همسر شما قصد نداره جای پدرش رو پر کنه تا زمانی که نتونه این موضوع رو درک کنه این ناسازگاری ها ادامه داره
    پاسخ دی 1, 1395 at 6:30 ب.ظ
  10. سلام و خسته نباشید،من پسری ۱۶ ساله هستم؛که یه مشکل جنسی دارم،لطفا به دادم برسین؛ممنون.
    پاسخ اسفند 6, 1395 at 5:40 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. مشکل را مطرح کنید ما در خدمت هستیم... نگران چیزی نباشید.
      پاسخ اسفند 9, 1395 at 8:35 ق.ظ
  11. محمد
    سلام پسری 16 ساله هستم که به نوه عمم که دختری 14 ساله است علاقه ی بسیار زیادی پیدا کرده ام بطوری که گاهی که چند ماه از دیدن او میگذرد ناخوداگاه برای دوریش گریه میکنم بنظر شما از حسم نسبت به او او را مطلع کنم یا خیر
    پاسخ خرداد 22, 1396 at 3:07 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام محمد. ببین حسی که داری خیلی قشنگه و بهتره پیش خودت نگه داری. چون ممکنه اون این حس رو نسبت به تو نداشته باشه و ازت فرار کنه و دور بشه. بعلاوه ممکنه حس خودت تغییر کنه وقتی بزرگ تر بشی و این احساس هم چون توی خانواده است بعدا ممکنه اذیتت کنه و پشیمون بشی که گفتی. برای سوالات بیشتر میت ونی به پرتال گفتگو یا مشاوره آنلاین مراجعه کنی. http://moshaver.kodakonojavan.com/
      پاسخ تیر 8, 1396 at 12:34 ب.ظ
  12. متین
    سلام.پسری دارم 15 ساله که در درشهاش بسیار اهل رقابت کردن و الان به خاطر رقابت با یکی از دوستاش خیلی رنجور و حساس شده و نمیدونم چطور باید باهاش حرف بزنم؟ و چطوری اعتماد به نفسش رو افزایش بدم
    پاسخ تیر 16, 1396 at 5:09 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. احتمالا پسر شما خیلی کمال گراست و مدام اضطراب دارد که مبادا بهترین نباشد در بین دیگران و تحسین نشود. احتمالا همان طور که گفتید اعتماد به نفسش هم کم است و نیاز به تایید زیاد دیگران. آیا از کودکی زیاد از وی توقع داشتید؟ و اینکه سرزنش زیادی می کردید؟
      پاسخ تیر 22, 1396 at 7:48 ب.ظ
  13. مبینا
    سلام خواهری دارم 16ساله.مادر فوت شده وما یه زن بابا داریم.ماهمگی متاهلیم.وفقط خواهرم که16ساله شه مجرده.وبه شددددت با زن بابام مشکل داره.زن بابام هم از اون زنهای عصبیه که هیچ حرفی تو کتش نمیره وپدرمون هم پشتشه.خواهرم هم ازبس با زن بابام کشمکش داره توخونه بند نیست.با یه پسرتوتلگرام چت میکنه.دوستای ناباب پیداکرده که فکر میکنه اون دخترها هرچی بگن درست همونه.هرچی هم میگیم اینکارا رو نکن میگه شماها قدیمی هستین وحال منو درک نمیکنید.میگه شمااگه جای من باشید هم همین کارو میکنید درصورتی که ما همین روزها روپیش زن بابامون گذروندیم ولی خب مثل این رفتارنکردیم.واقعا هم رفتارای زن بابامون غیرقابل تحمله.یه پیرزن بداخلاق عصبی همیشه درحال ناله.هیچ کس هم حق نداره بهش بگه بالاچشمت ابرویه.حتی یه بارخاهرم بعدازیه دعوا بازن بابام به قصدخودکشی کلی قرص مصرف کرد.که ما متوجه شدیم و... حالا واقعا نمیدونم با این زن باباوخواهرمون چه کنیم.واقعا مستاصلیم.
    پاسخ تیر 19, 1396 at 9:20 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. خواهر شما در سن حساسی هست و مطمئنا تحمل هر نوع خشونت و سخت گیری رو نداره و هر نوجوانی متفاوته و خودتون رو مقایسه نکنید بخصوص اینکه الان وضعیت احتماعی شرایط نوجوان ها رو حساس تر کرده. باید به صورت خانوادگی مورد مشاوره قرار بگیرن وگرنه شرایط خواهرتون بدتر میشه متاسفانه. ممکنه الان افسرده شده باشه و بیشتر رفتارهای خودکشی یا شبه خودکشی رو برور بده.
      پاسخ تیر 26, 1396 at 10:26 ق.ظ
  14. محمد
    سلام. من ۱۶ سال دارم. چند ساله یه حس عجیبی دارم. دوست دارم علاوه بر ارتباط با دوستان هم جنس با افراد غیر هم جنس هم ارتباط داشته باشم. ولی این برام مقدور نیست. به همین دلیل چند روزیست که با خودم می گم اگه یه خواهر هم سن خودم داشتم، می تونستم راحت با اون بدون هیچ مشکلی رابطه بر قرار کنم. یه برادر کوچک دارم ولی این مشکلی رو حل نکرده. احساس می کنم به یه نفر احتیاج دارم. مثلا وقتی دوستانم درباره خواهرشان حرف می زنم، تو دلم خیلی افسوس می خورم. می خواستم این حس رو فراموش کنم اما نتونستم. لطفا کمکم کنید. ممنون.
    پاسخ مرداد 4, 1396 at 4:51 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد عزیز. این حس تو که دوست داری با جنس مخالف صحبت کنی تو این سن خیلی طبیعیه... اگر کمی بگذری و بری توی اجتماع و دانشگاه و مراحل بالاتر فرصت بیشتری برای هم چین ارتباطی داری نگران نباش. خب بهر حال برای خواهر داشتن که کاری از دست کسی برنمیاد ولی می تونی مهارت های اجتماعیت رو قوی کنی و جنس مخالف رو خوب بشناسی و سعی کنی بعدها دوستی های سالم و دور از مسئله با جنس مخالفت توی دانشگاه و محل کار داشته باشی.
      پاسخ مرداد 11, 1396 at 7:08 ب.ظ
  15. Zahra
    سلام من دختری 16 ساله هستم... و چند وقت قبل با پسری از فامیل نزدیک دوست شدم و خیلی هم دوسش دارم ...5روزی میشه که برادرش فوت کرده و خیلی برام عزیز بوده و حال من خیلی بده...مادرم از این جریان ها باخبره... اما دیروز که باهم صحبت میکردیم به دلیل اینکه رابطه صمیمی با مامانم دارم عکس یه آقا رو به من نشون داد و گفت که دوسش دارم اونم منو دوست داره و ولم نمیکنه اون آقا دکتری بود که برادرم رو عمل کرده بود... خیلی روی رفتارهای مادر و پدر تمرکز کردم اونا که عاشق هم بودن رفتاراشون یجوری شده و بعد از همه ی اینا 3 شب پیش که دکتر بودم گفت که دریچه و ضربان قلبم مشکل داره همه حس های بد بهم هجوم آورده و نمیدونم چطوری با این مشکلات کنار بیام از جایی هم که خیلی حساس و زود رنج هستم خیلی وضعیت روحیم بدهِ...لطفا کمکم کنید
    پاسخ مرداد 12, 1396 at 3:27 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام زهرا جان.. خب تمام این مسائل با هم اذیت کننده هستند. خب مسلما نمیشه در یک کامنت کمک کرد و هر مسئله با توجه به نیروهای بیرونی قابل کنترل نیستند از جانب تو... مسئله اول اینکه خب فوت برادر کسی که دوسش داری اتفاقی هست که رخ داده و باید بپذیری سعی کن با اون فرد جوری رفتار کنی تا بتونه غمش رو فراموش کنه... بعد از اون در مورد مادرت هر تصمیمی نگیر و فکر بدی نکن.. بهش زمان بده خودش باید تصمیم درست رو بگیره.
      پاسخ مرداد 23, 1396 at 9:10 ق.ظ
  16. محمد
    سلام پسری ۱۶ ساله هستم مشکل من اینه که هیچوقت نمیتونم با خانواده ام رابطه گرمی برقرار کنم خیلی از از خانواده ام دور شدم نمیتونم حرفایی که تو دلمه بگم براشون انگار همه برای من غریبه هستند . یه دوست دارم که فقط با اون راحت میتونم حرف دلمو بگم .من خیلی زود عصبانی میشم ولی دوباره پشیمون میشم و من خیلی خجالتی ام این موضوع باعث شده همیشه مورد تحقیر خانواده ام قرار بگیرم مثلا میگن دست و پا چلفتی نمیتونه یه کار ساده انجام بده یا حرف زدن بلد نیست همیشه مورد تمسخر خواهرم قرار میگیرم و بقیه مامانم چیزیش نمیگه منم خیلی عصبی میشم ولی در هر حال چیزی بگم بازم کسی درک نمیکنه فقط خدا از دل من خبر داره میخوام شاد باشم نمیتونم شب ها کلا داغونم تو جمع همیشه تحقیر میشم . بعضی وقتا فکرهای ناجوری به سرم میزنه. تو یه اتاق تنها اهنگهای غمگین گوش میدم این کاره شب و روزم شده. فکر میکنم همه دارن منو تحمل میکنن.خانواده ام به حرفام گوش نمیدن . انگار تمام خانواده من برای من غریبه هستن . بعضی وقتا از شدت عصبانی بودن نمیدونم چی میگم . حتی میگم من الکی زندگی میکنم. حتی به جهنم راضی هستم.ht
    پاسخ مرداد 23, 1396 at 6:08 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد عزیز.. خب این مهمه که خانوادت وضعیت تورو درک کنن و یاد بگیرن به حرفات خوب گوش بدن و بهر حال تو رو به حساب بیارند. اما ایا تا بحال این مسئله رو بهشون گفتی؟ به اونا حق بده که نمی دونن دقیق خواسته تو چی هست و تو باید این رو براشون باز کنی. بعلاوه حساسیت خودت رو نسبت به شوخی ها و ایراد گرفتن های بقیه کم کن. چون این مسئله ممکنه برای همه اتفاق بیفته.. باید اعتماد به نفست رو بالا ببری که این جور مسائل کمتر اذیتت کنند. حواست هم باشه اگر همین طور گوشه گیری کنی کم کم افسرده میشی.
      پاسخ مرداد 31, 1396 at 7:02 ب.ظ
  17. سعید
    سلام من یک پسر 16ساله هستم که زندگیم شده درس خوندن خودم خیلی ناراحتم دلم میخاد بجز دوستان با جنس مخالف حرف بزنم ولی من همش تو اتاقم مثل یک زندانی هستم توی مدرسه هم احساس میکنم دیگه حوصله دوست هامون ندارم . یا آرزو میکنم که یک خواهر همسن داشتم که بتونم باهاش حرف بزنم.ولی نمیدونم چرا امکانش وجود نداره خانواده خودم هم هرچیزی بخوام برام میخرن ولی از لحاظ روحی اصلا خوب نیستم. چیکار کنم یک نفر راهنمایی کنه لطفا
    پاسخ بهمن 6, 1396 at 9:49 ب.ظ
  18. مریم
    سلام من در آستانه ۱۶ سالگی هستم . از اول دبستان از درس خوندن خوشم نمی یومد ولی تا الان که دارم کلاس نهمم رو تموم میکنم میشه گفت درسام عالی بوده.ولی هنوز هم درس رو هدف اصلی زندگیم نمی دونم. تفریح و زندگی راحت و بدون استرس رو دوست دارم. ولی خانوادم میگن با این طرز فکر و رفتاری که دارم هیچ وقت به جایی نمیرسم .می خواستم کمکم کنید که به باور ها و توانایی های خودم اعتماد داشته باشم یا حرف والدینم رو سر لوحه ی زندگیم قرار بدم. آخه یکی از مشکلاتی که دارم حرف دیگران به ویژه مادرم خیلی درگیرم میکنه که حتی اگه مطمئن باشم که کارم درسته وقتی مادرم مخالفت میکنه من به اون موضوع شک میکنم.
    پاسخ خرداد 13, 1397 at 2:07 ب.ظ
    • wpadmin
      عدم علاقه به تحصیل دوست عزیز به هر حال هر علاقه ای داشته باشید نیاز به داشتن حداقل مدرک تحصیلی لااقل دیپلم دارید . در این مورد باید با فردی قابل اعتماد که بتونه روی مادرتون تاثیرگذار باشه صحبت کنید . ولی چیزی که فعلا باید انجام بدید ادامه تا مرحله دیپلمه . در کنارش میتونید به رشته و کاری که علاقه دارید بپردازید . در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282
      پاسخ مرداد 31, 1397 at 9:09 ق.ظ
  19. فرهاد
    سلام من ۱۶سالمه قبلا به دختر های فامیل بی توجه و یا اگه توجهی بود از نظر جنسی بود ولی از همین عید دیدنی که یکی از دختر های فامیلمونو دیدم حس دیگه ای داشتم دوسش داشتم و این حس اصلا جنسی نبود و فقط عاطفی بود.. امسال اولین بار که که دیدمش و اون حسرو بهش پیدا کردم بعد پنج روز اومدن خونمون...نمیدونید تا اونوقتی که بیاد چقدر ناراحت بودم از دوری و ندیدنش و تصمیم داشتم که با کارام نشون بدم که بهش علاقه دارم ولی نتونستم درضمن ما از بچگی باهم بازی میکردیم ولی الان که بزرگتر شدیم حرف هم نمیزنیم حتی سلام و خداحافظ رو هم بزور میکنیم...نمیدونم اونم عاشق منه با نه؟؟ اولن چطور بفهمم اونم حسی که من دارمو داره؟؟ ویا چیکار کنم که بفهمه عاشقشم؟ اون از من دو سال بزرگتره ولی قدش مثل منه بهش بگم ایا؟ کلا هم من و هم اون خجالتی هستیم یکم و مطمئنم این عشق واقعیع چون بعد از دیدن اون دیگه هیچ حسی نسبت به دخترای دیگه ندارم و فقط اون مهمه
    پاسخ فروردین 11, 1398 at 10:29 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل درک و احترام می باشد اما بهتر است به خودتان کمی فرصت بدهید در سن نوجوانی اینگونه احساسات بروز می کند و ممکن است خیلی از افراد همین حس شما را داشته باشند که این حسشان هرگز تغییر نخوهد کرد اما بهتر است مدتی را به خودتان فرصت بدهید تا از مرحله نوجوانی خارج شوید چون در این سن هنوز رشد کامل عاطفی، اجتماعی، جنسی و... شکل نگرفته است و احتمال خطا بسیار بالا می باشد و با توجه به اینکه ریسک پذیری بالایی در این سن وجود دارد ممکن است فرد دست به کارهای اشتباهی بزند که بگوید بخاطر عشق آن کار را انجام داده است بهتر است شناخت کافی نسبت به سن خود و نیازهایتان و تغییرات داشته باشید تا بتوانید مدیریت بیشتری بر زندگیتان داشته باشید . با توجه به اینکه این خانم نیز دوسال از شما بزرگ تر می باشند و این دوسال در دوران نوجوانی باعث رشد بالاتری می باشد ممکن است اصلا احساسات شما برایشان معنای درستی نداشته باشد بهتر است به هردوستان این فرصت را بدهید در صورتی که باز هم همین احساسات وجود داشت و به رشد کافی رسیده بودید و از نظر درسی و کار نیز شرایط بهتری را داشتید می توانید با ایشان در آینده صحبت کنید تا متوجه احساسات و دیدگلاه او نیز شوید و بعد در آن مورد تصمیم گیری کنید. اگر بخواهید با خیالپردازی بر این موضوع تمرکز زیادی داشته باشید امکان دارد وابستگی یک طرفه ایجاد شود و این تمرکز نیز بر دیگر اهدافتان نیز تاثیر گذارد و به هردویتان اسیب وارد شود. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741 شاد باشید
      پاسخ فروردین 15, 1398 at 9:34 ق.ظ
  20. فرهاد
    سلام من ۱۶سالمه قبلا به دختر های فامیل بی توجه و یا اگه توجهی بود از نظر جنسی بود ولی از همین عید دیدنی که یکی از دختر های فامیلمونو دیدم حس دیگه ای داشتم دوسش داشتم و این حس اصلا جنسی نبود و فقط عاطفی بود.. امسال اولین بار که که دیدمش و اون حسرو بهش پیدا کردم بعد پنج روز اومدن خونمون...نمیدونید تا اونوقتی که بیاد چقدر ناراحت بودم از دوری و ندیدنش و تصمیم داشتم که با کارام نشون بدم که بهش علاقه دارم ولی نتونستم درضمن ما از بچگی باهم بازی میکردیم ولی الان که بزرگتر شدیم حرف هم نمیزنیم حتی سلام و خداحافظ رو هم بزور میکنیم...نمیدونم اونم عاشق منه با نه؟؟ اولن چطور بفهمم اونم حسی که من دارمو داره؟؟ ویا چیکار کنم که بفهمه عاشقشم؟ اون از من دو سال بزرگتره ولی قدش مثل منه بهش بگم ایا؟ کلا هم من و هم اون خجالتی هستیم یکم و مطمئنم این عشق واقعیع چون بعد از دیدن اون دیگه هیچ حسی نسبت به دخترای دیگه ندارم و فقط اون مهمه
    پاسخ فروردین 15, 1398 at 6:08 ق.ظ
  21. محمد حسین
    با سلام من پسری 16 ساله هستم خیلی بده که دارم این مطلبو مطرح میکنم وخدا شاهده نمیدونم چکار کنم تو دوستا رفقا همه به من می گن تو دیوانه ای اصلا هیچ کس برای من ارزش قائل نیست لطفا کمکم کنید
    پاسخ اردیبهشت 7, 1398 at 6:56 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک است اما بهتر است اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید دلیل اینکه دوستان شما این برداشت را در مورد شما می کنند چیست؟ چه رفتارهای در شما وجود دارد که باعث برداشت اشتباه دیگران در مورد شما می شود؟ اینکه شما از اسنکه دوستانتان با این صفت شما را صدا بزنند احساس خوشایندی نداشته باشید قابل درک می باشد اما در کنار آن نیاز است دقت کنید که شما نمی توانید رضایت همه افراد را به دست آورید اگر شما بخواهید دائم به این موضوع فکر کنید که دیگران چه برداشتی خواهند داشت و یا اینکه چه رفتاری انجام بدهید که دیگران شما را بپذیرند و دوست داشته باشند دیگر خود واقعیتان ضعیف می شود و تنها برای خوشایندی دیگران رفتار خواهید کرد. شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن روابط دوستی از اهمیت بیشتری برخوردار است و این موضوع برای شما نیز وجود دارد اما دقت کنید که روابط دوستی باید سازنده باشد . سعی کنید ویژگی های مثبت و منفی خود را بشناسید و در بهبود شرایط خودتان گام بردارید. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354762 شاد باشید
      پاسخ اردیبهشت 8, 1398 at 7:20 ق.ظ
  22. M
    سلام وقتتون بخیر.من یک برادر ۱۶ ساله دارم.زمانی که برادرم ۲ سالش بود پدر و مادرم جدا شدند از چند سال پیش بارها متوجه شدیم ک در سایت ها و شبکه های مختلف فیلم ها و عکسای مستهجن و نگاه میکنه. چند بار برخورد کردیم مستقیم و غیر مستقیم،گاهیم بی توجهی کردیم گاهیم سعی کردیم دستشو از عوامل کوتاه کنیم،اما در مورد دوستاش توی مدرسه کاری از دستمون ساخته نبود.امروز با اینکه فکر میکردیم دیگه این کارو خیلی وقته ک نمیکنه اما بازم توی گوشیش این موارد بود و این بار توی یه صفحه اجتماعی جدید.میشه راهنمایی کنید چه برخوردی باید باهاش داشته باشیم؟
    پاسخ اردیبهشت 11, 1398 at 9:56 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که او در سن نوجوانی قرار دارد و رشد جنسی در او صورت گرفته است و در کنار آن نیز با اطلاعاتی که از همسالان و فضاهای مجازی که با اغراق و بزرگ نمایی نیز همراه است روبرو می شود این جذابیت برای او بیشتر می شود . بهتر است بجای برخوردهای تند که می تواند باعث شود که او به مخفی کاری روی آورد و اعتمادش کاهش یابد یک سری اطلاعات جنسی را مطابق با سن او در اختیارش قرار بدهید تا با مشکلات این نیاز نیز آشنایی یابد و بتواند بهتر تصمیم گیری کند . در این مسیر بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنند یا از پکیج های آموزش استفاده شود حتی این پکیج ها می تواند در اختیار خود او نیز قرار داده شود افراد در این سن نیاز دارند که اطلاعات لازم را با توجه به سنشان دریافت کنند تا بتوانند بهتر تصمیم گیری کنند و از آسیب های احتمالی در امان باشند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88419832 شاد باشید
      پاسخ اردیبهشت 12, 1398 at 5:12 ق.ظ
  23. Mahya
    سلام من در اخرای ۱۶سالگیم هستم من یه دختری هستم که هیچ تمایلی به دوستی با جنس مخالف ندارم ولی خانوادم فک می کنن من علاقه مندم و همش می خوان مچ منو بگیرن من نمی دونم باید چجوری بهشون بفهمونم که من خودم عاقلم می دونم چه تصمیمی برای زندگیم بگیرم ولی انگار این حرفا بیشتر تحریکشون می کنه ...سر این حرکت های اشتباهشون من حتی رابطم با دوست های هم جنسم هم به هم خورده فقط نشستم خونه و تو اتاق مثله زندان شما پیشنهادی ندارید که این خانواده بی فکر درستشون کنم!؟
    پاسخ مرداد 16, 1398 at 11:51 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و حتی اگر به جنس مخالف نیز گرایش داشته باشید و برایتان جذابیت داشته باشد قابل درک می باشد اما نیاز است شرایط سنی خودتان را بدانید و از این ورابط خوداری کنید . خانواده ها برای مراقبت از فرزندان خود گاهی حساسیت بیشتری نشان می دهند که نیاز به بررسی دارد. 1. آنها چه نوع رفتاری دارند که شما را ناراحت می کند و واکنش شما در مقابل انها چگونه می باشد؟ 2. آنها به شما بیان کرده اند با دوستان همجنستان ارتباط خود را قطع کنید؟ 3. پدر و مادرتان چند سال دارند؟
      پاسخ مرداد 17, 1398 at 9:26 ق.ظ
  24. Mohamad
    ببخشید من چند وقتیه یه شدت عاشق یه پسر شدم که ولی خودم پسرم این مشکلی ایجاد نمیکنه این پسر دو سال از خودم کوچیک تره خودم 16 سالمه
    پاسخ مرداد 20, 1398 at 9:17 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد نیاز است که شما بررسی دقیق تری کنید چون در سن شناخت هویت جنسی خود می باشید و این نوع گرایشات نیاز به بررسی دقیق دارند. 1. شما از اینکه پسر هستید رضایت دارید؟ 2. رفتارهای شما با هویتتان هماهنگی دارد؟ 3. دوست دارید با این آقا چه رابطه ای داشته باشید؟ 4. رابطه شما با جنس مخالف چگونه می باشد؟ 5. رابطه شما با دوستان و اعضای خانواده چگونه می باشد؟ 6. منظور شما از عشق چیست؟
      پاسخ مرداد 22, 1398 at 6:03 ق.ظ
  25. Mohamad
    عشق منظورم اینه که مثلا دوست ندارم با کسی رفاقت کنه خیلی به شدت وابسته بهشم
    پاسخ مرداد 24, 1398 at 11:57 ب.ظ
  26. مشاور
    با سلام مجدد دوست عزیز لطفا به سوالات به صورت کامل پاسخ بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم
    پاسخ مرداد 26, 1398 at 7:27 ب.ظ
  27. ناشناس
    سلام، من دخترم و 17 سالمه، مذهبی ام با اعتقادات قوی تاحالا وارد هیچ رابطه ای نشدم و اصلا رابطه های خیابونی رو قبول ندارم، یه پسری 22 ساله تو دوستانمون هست که مدتی بهشون علاقه مند شدم، و دقیقاا معیار های من رو برای ازدواج دارن، مذهبی ان، و کلی خصوصیات مشترک که خانواده هم ایشون رو خیلی قبول دارن، مدتی که متوجه شدم پدرشون خیلی به پدرم زنگ میزنن، و متوجه شدم که برای بحث خواستگاری رو مطرح کردن، و مادرم که از علاقم با خبر بود من رو در جریان گذاشت، وپدرم هنوز نمیدونه من در جریانم به نظرتون چی کار کنم به شدت بهشون علاقه مندم و معیار های من و خانوادم رو چه از لحاظ ظاهری، باطنی، اخلاقی و... دارن.
    پاسخ مهر 17, 1398 at 10:28 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد اینکه شما هردو از یک فرهنگ مشابه می باشید می تواند در مسیر زندگی مشترک به شما کمک کند اما دقت کنید که در زمان فعلی در دوران نوجوانی قرار دارید و در این سن بیشتر تصمیم گیری ها بر پایه هیجان و ظاهر می باشد و خالپردازی های این سن باعث می شود که تمرکز شما بر این احساسات افزایش یابد بهتر است اجازه بدهید در کنار احترام به احساسات از نظر رشدی به سن بالاتری برسید و با شناخت و در کنار آن تحقیق و مشاوره پیش از ازدواج در این مورد تصمیم گیری دشاته باشید.
      پاسخ مهر 18, 1398 at 9:56 ق.ظ
  28. ناشناس
    سلام، بله مچکرم از راهنماییتون، من خودم همیشه سنمو مد نظر دارم و متوجه هستم و همیشه سعی میکنم تو تصمیماتم خانوادم وافراد داناترکمک بگیرم چون به قول شما ما بیشتر ظاهری عمل میکنیم و من دوست ندارم فقط با علاقه برم جلو ومیخوام همه جانبه بسنجم این موضوع رو ولی حالا که از ما جواب میخوان،چی بهشون بگیم؟ و چند سال صبر کنیم؟ البته باید مد نظر داشت که هم من و هم خانوادم نمیخوان این گزینه رو از دست بدن
    پاسخ مهر 20, 1398 at 7:36 ب.ظ
    • مشاور
      بهتر است اگر تصمیم به ادامه تحصیل دارید تصمیم گیری در این مورد را به بعد از قبولی در دانشگاه اختصاص بدهید و در غیر این صورت می توانید در سنین بالاتر در این مورد بر اساس شناخت تصمیم گیری داشته باشید . زمان دقیقی در این مورد وجود ندارد اما تا پایان نوجوانی بهتر است صبر کنید.
      پاسخ مهر 20, 1398 at 10:00 ب.ظ
  29. با سلام وعرض ادب ببخشید من 16 سالمه وپسرم یه دوسالهیه با یه دختری که واقعا دوستش دارم رابطه دارم توی این مدت پدرومادرم فهمیدن به نظرتون چیکار کنم؟خودمم موندم چیکار کنم لطفا اگه میشه کمک کنین
    پاسخ آذر 8, 1398 at 10:34 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما نوجوان می باشید و از شروع نوجوانی که گرایش به جنس مخالف دیده می شود شما وارد رابطهب ا جنس مخالف شده اید و این موضوع می تواند بر روند رشدی شما و این خانم تاثیر داشته باشد . دقت کنید که انتخاب ها در این سن بیشتر بر پایه هیجان می باشد و می تواند تمرکز شما را از مسیر اصلی رشدیتان خارج کند و بجای تمرکز بر کسی هویت و درس خواند و.. به سمت این روابط و مشکلات بزرگسالی بکشاند . سعی کنید در کنار احترامی که برای علایق خود قائل هستید سعی کنید شرایط رشدی خود را نیز مد نظر قرار بدهید و تا زمانی که از نظر رشدی به رشد کامل عقلی ، عاطفی ، اجتماعی، اقتصادی نرسیده اید از این روابط خوداری کنید و در صورتی که والدنتان نیزدر مورد این موضوع با شما صحبت کردند احساسات خودتان و اینکه اطلاعاتتان در مورد شرایط سنیتان را بیان کنید تا آنها میزان آگاهی شما را بدانند و در احترام صحبت های آنها را نیز گوش بدهید و تصمیم گیری داشته باشید.
      پاسخ آذر 9, 1398 at 12:20 ب.ظ
  30. با سلام ممنون از راهنمایی خوبتون ولی من در خانواده‌ای بزرگ شدم که اصلا ازاین حرفا نبوده نیست نه ابرازه احساسات بوده نه عاطفه اصلانم روم نمیشه از این حرفا بهشون بگم که با دختر دوستمو... اینا و در رابطه با این که گفتین اگر از نظر عاطفه و عقلی واجتماعی به رشد کاملم رسیدم فقط نمیدونم چگونه این رابطه را در خانواده خودم درست کنم خیلیم به دختره علاقه دارم اونم همینطوره لطفا اگه وقت کردین جواب دهید ممنون میشم
    پاسخ آذر 9, 1398 at 5:21 ب.ظ
    • مشاور
      دوست عزیز دقت کنید که شما می توانید شروع کننده بیان احساسات و نیازها و تعامل بهتر با خانواده باشید و در هرصورت آنها پدر و مادر شما می باشند و حتی اگر مسیر درستی را طی نکرده باشند برای ابراز نگرانی و احساسات خودشان بازهم موفقیت و شرایط روحی شما برایشان اهمیت دارد اما این صحبت به این معنا نمی باشد که رابطه شما را تایید خواهند کرد چون در هرصورت شما برای تصمیم گیری در مورد این روابط به زمان بیشتری احتیاج دارید و اینکه شما در زمان فعلی فکر می کنید به رشد کامل رسیده نیز به دلیل شرایط سنیتان می باشد که با ریسک پذیری با به موضوعات توجه می کنید .
      پاسخ آذر 9, 1398 at 5:43 ب.ظ
  31. ناصر
    سلام وفت بخیر من پدری 49ساله هستم دختری دارم ۱۶سالشه و خیلی ساده و خوبه چند وقتیه با دوتا از دوستاش توی مدرسه صمیمی شده که اونا دوست پسر دارن و این هم خیلی مخواد که امتحان کنه که این دوست پسر چیه و چطوره .من اینستااگرامش رو هک کردم و تمام صحبتهاشونو چک میکردم که متوجه شدم اون یکی از دوستاش آدرس پبج پسری رو بهش معرفی میکنه اینم علاقه زیادی داره که هر طور شده یه دوس پسر داشته باشه حالا هرچه که میخواد باشه .اینو هم بگم که که من این جریانو فهمیدم بد جور دعواش کردم و بهش گفتم که دیگه من کاری به کارت ندارم هر غلطی که میخوای بکن .حالا نمیدونم چکار باید بکنم ؟خیلی ناراحتم . البته خودش متوجه شد که من در اینستاگرامش هستم و گفتم که وظیفه پدری من حکم میکنه که مراقبت باشم چون تو اینستاگرام رودنباید تا ۱۸سالگی نصب میکردی چیزی که ذهن منو درگیر کرده اینه که من باید اجازه بدم که با پسری رابطه پیدا کنه یا نه باید جلوشو بگیرم؟و از طرفی میترسم اگه الان جلوشو بگیرم در سالهای آینده به راحتی میتونن گولش بزنن و با اولین کسی که سر راهش سبز بشه دوست بشه و عاشقش بشه بدور از عقل و تفکر
    پاسخ آذر 27, 1398 at 12:31 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک می باشد اما دقت کنید که رفتارهای با عصبانیت و تنبیه شدید از سمت شما می تواند در اول غروز نوجوانی و نیازهای او را زیر سوال ببرد و در کنار آن اینکه او نمی تواند در مورد نیازهای خود به شما اعتماد کند و ممکن است پنهان کاری بیشتری داشته باشد . بهتر است سعی کنید که در کنار احترامی که برای شخصیت و ساتقلال او قائل هستید و نگرانی که در مورد آینده او دارید در مورد علایق و نگرانی ها و گرایشاتی که ممکن است در این سن با آن مواجهه شود و شرایط سنی او که بیشتر به جنس مخالف گرایش پیدا می کند و خیالپردزای بیشتری دارد در احترام با او صحبت کنید و بیان کنید که این موراد را درک می کنید اما می خواهید که او بر مبنای اعتماد به شما و در سن بالاتر و بر مبنای شناخت در این مسیر اقدام کند تا از آسیب های احتمالی برای او جلوگیری شود . بهتر است سعی کنید محبت و توجه بیشتری به او نشان بدهید و برای او وقت صرف کنید تا روابط بهتری بین شما ایجاد شود و او بتواند بدون قضاوت نیازها و افکار خود را با شما در میان بگذارد و امکان آسیب های احتمالی کاهش یابد
      پاسخ آذر 27, 1398 at 12:48 ب.ظ
  32. kado
    سلام من ١۶ سالمه و تقریبا ۶ ساله ک پسر داییم دوس دارم نمیگم عشق ولی خیلییی دوسش دارم با دیدنش تپش و قلب و استرس و بهترین بودنو... ٢بار از طریق واسطه بهش گفتم که دوسش دارم و اصلا اهل دوست دختر و پسر بودنای الان نیستم من اینده ساختم باهاش تو رویام ولی ازش شنیدم که اون عاشق دختر خالشه خود پسر داییم ۴ سال ازم بزرگ تره مادرم در جریان و الان فکر میکنه کامل تموم شده و فراموش ولی من هنوز درگیرم نمیتونم حسی که دارم بفهمم سعی میکنم فراموشش کنم ولی هر بار یه چیزی مانع میشه حس خیلی بدیه وقتی اون عاشق دختر خالشه که البته عشقش به دختر خالشم یه طرفس دوس داشتن یه طرفه من کفایت نمیکنه الان فقط میخوام بهم بگید و کمک کنید چطور فراموش کنم همین ممنون.
    پاسخ دی 2, 1398 at 12:34 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی می باشید و خیالپردازی و بزرگنمایی و رفتارهای هیجانی و تصمیات هیجانی جز ویژگی های سنی شما می باشد که اگر تحت مدیریت قرار نگیرد می تواند برای شما آسیب زا باشد . بهتر است به احساسات خودتان احترام بگذارید اما سعی کنید به شرایط سنیتان نیز توجه داشته باشید همانطور که در متن نوشته شده توسط خودتان مشاهده می کنید شما بیان می کنید که در ذهنتان با ایشان برای خودتان آینده ساخته اید و این خیالپردزای می تواند باعث شود که شما نتوانید واقعیت موجود را ببینید و نسبت به آن رفتار کنید . بهتر است سعی کنید در کنار احترامی که برای احساستان قائل هستید تصمیم گیری در مورد پروسه ازدواج را به زمانی واگذار کنید که از نظر سنی و رشد عقلی، اجتماعی، هیجانی، عاطفی به رشد کامل تری رسیده باشید و بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . تمرکز زیاد شما ممکن است مدتها شما را در خیالپردزای نگهدار که باعث ایجاد وابستگی می شود و این موضوع باعث می شود که تمرکز شما از دیگر مسائل مهم زندگیتان خارج شود .
      پاسخ دی 2, 1398 at 12:01 ب.ظ
  33. ابوالفضل
    سلام من تازه وارد ۱۶ سالگی شدم میخواستم بگم من این یکی دوساله که خیلی حساس شدم به طوری که و خانوادم توی بیرون با صدای بلند حرف میزنن خیلی منو آزار میده و یا دوست ندارم وقتی با ماشین به مدرسه میرم همکلاسی هام منو ببینن احساس میکنم اخلاقم با بیشتر همکلاسی هام متفاوته و دوست دارم همیشه امیدی به ادامه ی روز ها داشته باشم مثلا عید که تمام خانواده و کسایی که اینجا نیستن مثل دایی و بقیه فامیل ها میان و اون روزها خیلی بهم خوش می گذره چون بازی های گروهی مثل فوتبال . والیبال یا بازی های کامپیوتری میکنیم و اون موقع خیلی خوبه ولی وقتی فکر میکنم به پایان عید که همه به خونشون برمیگردن ۵۰ . ۶۰ درصد از روحیمو از دست میدن یا بعدش که اونا میرن دیگه واقعا تا یکی دو هفته برام غیر قابل تحمل میشه . ممنون که نوشته های منو خوندید
    پاسخ دی 2, 1398 at 9:17 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سن نوجوانی قرار دارید و رد این سن توجه دیگران و نگاهایشان را بیشتر به سمت خودتان متمایل می دانید و این موضوع باعث می شود که فکر کنید در مرکز توجه قرار دارید و ممکن است رفتارهای خودتان و خانوادیتان برای شما معنای خوبی ندهد و فکر کنید دیگران در مورد شما برداشت مثبتی نمی کنند و بر این رفتارها حساسیت نشان بدهید در صورتی که این موضوع بیشتر از سمت خود شما می باشد که تمرکز زیادی بر خوردتان دارید و دیگران تمرکزی بر رفتارهای شما و خانوادیتان ندارند و بهتر است سعی کنید خودتاو خانوادیتان را مورد پذیرش قرار بدهید تا بتوانید آرامش بیشتری داشته باشید . در کنرا این موراد زندگی کردن در زمان حال به شما کمک می کند تا بتوانید از شرایطی که دارید احساس رضایت بیشتری کنید و لذت بیشتری ببرید اگر بخواهید تمرکزتان را به آینده و اتفاقات آن اختصاص بدهید نمی توانید از شرایط فعلی استفاده کنید و ممکن است زمان خود را از دست بدهید . از خیالپردزای و بزرگنمایی که جز ویژگی های سنی شما می باشد در مقدار زیاد خوداری کند چون می تواند شما را از مسیر واقعی زندگی دور کند. آگاهی شما در مورد شرایط سنیتان می تواند به شما در بهبود عملکردتان کمک کند.
      پاسخ دی 3, 1398 at 11:41 ق.ظ
  34. Mohamad
    سلام من یه پسر ۱۶سال ام چند ماهیه عاشق یک دختره شدم جوری که می بینم قلبم شروع به تبش میکنه لطفا کمکم کنید خجالتم میکشم برم جلو و بگم
    پاسخ دی 6, 1398 at 10:59 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سنی قرار دارید که گرایش به جنس مخالف و دوست داشتن این جنس را بیشتر تجربه می کنید و این می تواند در مسیر رشدی شما قابل توجه باشد اما نیاز است شما شرایط سنیتان را نیز مد نظر داشته باشید تا با خیالپردازی و تصمیمات هیجانی در این مسیر گام برندارید و در کنار دیدگاه مثبت به احساساتی که تجربه کرده اید سعی کنید تصمیم گیری در مورد این روابط را به آینده و زمانی که از نظر رشدی به مراحل بالاتری رسیدید واگذار کنید تا امکان آسیب و اشتباه کاهش یابد
      پاسخ دی 7, 1398 at 12:48 ب.ظ
  35. Ss
    سلام من با پدرم چند روز پیش صحبت کردم و به پدرم گفتم که من دوست پسر داشتم البته چند سال پیش و به او گفتم از داشتن یه همچین رابطه ای پشیمونم و یکم برام عکس العملی که نشون داد غیر قابل هضمه بهم گفت که در زندگی نمیشه با هیچ پسری ارتباط نداشت پس اشکالی ندارد چون پشیمون شدی و درس گرفتی گفت انسان تا زمانی که خودش چیزیرو تجربه نکرده متاسفانه ازش درس نمیگیره و حدود یک ساعت بعد که دوباره تنها شدیم گفت مراقب باش دل نبندی چون ممکنه تو دل بببندی و اون دل نبنده یکم رفتارش برام غیر قابل هضمه نمیفهممش البته دلیلی هم که باعث شد بعد چند سال به پدرم این موضوع تموم شده رو بگم این بود که یکی از دوستانم با این مشکل برخورد و خانواده اش رفتاری خیلی غیر منطقی. داشتند و من برای همین یکم شکه شدم از رفتار پدرم فکر میکنم یه چیزی هست در دلش در مورد این موضوع که نمی فهمم و همینه که داره اذیتم میکنه
    پاسخ دی 20, 1398 at 12:57 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز هر فردی دیدگاهای متفاوتی دارد که باعث می شود با مشکلات به شکل گوناگونی برخورد کند و در این زمینه شما نمی توانید خودتان و یا خانوادیتان را با دوستانتان مقایسه کنید چون این مقایسه جواب نمی دهد چون هریک از شما افراد متفاوتی می باشید . در این زمینه اینکه شما و پدرتان توانسته اید با یکدیگر صحبت کنید می تواند در مسیر رشدی به شما کمک زیادی کند بهتر است سعی کنید شرایط سنی خودتان را در کنار احترام به احساساتی که تجربه می کنید در نظر داشته باشید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . شما می توانید در مسیر رشدی از تجربیات دیگران نیز استفاده کنید تا امکان آسیب برای شما کاهش یابد .
      پاسخ دی 20, 1398 at 11:21 ق.ظ
  36. زهره
    سلام من دو پسر دوقلو دارم که یکی از اونا چندساله که مشکل تیک داره و هر سری مدلش فرق میکنه پایه دهم ریاضی انگیزه ش کم شده در صورتی که مدل 18ست لطفاً کمک کنید
    پاسخ اردیبهشت 16, 1399 at 3:08 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما زهره جان تیک عصبی در کودکان می تواند به دلیل سرکوب ها و یا اضطراب هایی که تجربه می کنند زیاد دیده می شود و اگر مداوم باشد نیاز است که شما برای بررسی شرایط فرزندتان به صورت حضوری به روانشناس او را ارجاع بدهید . تیک های عصبی در کودکان عنوان مختلفی دارد که بعضی از آنها را در زیر بیان می کنیم : تیک های چهره ای:شایع ترین تیک ها چهره ای است و می تواند به انواع مختلف تظاهر کند؛ مثل:پلک زدن، کشیدن ابروها، گازگرفتن لب، مکیدن لب، مکیدن انگشت و ناخن، درآوردن زبان از دهان، فین کردن، بوییدن چیزی، سرفه، جمع کردن، چین دادن پیشانی، تکان دادن گوش، قورت دادن آب دهان، سکسکه کردن، کندن مو، گرفتن ژست های مختلف یا درآوردن صدای حیوانات. تیک های گردن و اندام ها:چرخش غیرارادی گردن در جهت های مختلف، بالا انداختن شانه ها، کشیدن دست به مو و سر و صورت، خم کردن زانو و حرکات اضافی در راه رفتن و رفتارهای آرایشی در این دسته قرار دارند. تیک های صدادار: در این مورد می توان به عطسه، سرفه و تقلید صدای حیوانات اشاره کرد. صاف کردن گلو، خرناس در نوع کلامی یا بیان یک کلمه یا جمله ناسزا نیز از این گونه تیک ها هستند. در این مسیر نیاز داریم شرایط روحی و نوع تیک ها و مدت زمان آن را بررسی کنیم و در پروسه درمانی طراحی شده متناسب با شرایط کودک شما به او کمک کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کند . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685895
      پاسخ اردیبهشت 16, 1399 at 10:35 ق.ظ
  37. فاطمه
    سلام مقاله شما عالی بود اما برای تربیت فرزندم کافی نیست راه حلها خیلی کم است ما نیاز به راه حل داریم. و کار با عمل درست پیش میرود. من نوجوان 16 ساله دختر دارم بسیار کمال گرا هستش. اما در خانه نا مرتب است و مرتب میخواهد کاری جدید انجام دهد در صورتی که کار قبلی ناقص مانده. جدیدا جواب من و پدر را با پرخاشگری میدهد. توقعاتش خیلی بالا رفته. وتحملش برایم سخت شده .لطفا کمکم کنید. چندین با مشاوره رفتم اما راه حل های مشاور خوب جواب نداد
    پاسخ اردیبهشت 18, 1399 at 10:44 ق.ظ
    • دکتر لیدا احدی
      سلام. هر فردی شخصیت خاص خود را دارد. در محیطی خاص و یونیک زندگی می کند. تک تک دوستان بر زندگی فرد تاثیر می گذارد. لذا ما فقط راه حل های عمومی و محدود می توانیم برای همه دهیم.. برای تک تک افراد که مراجعه می کنند تست شناختی گرفته میشود در مورد فرد یا نوجوان و خانواده او شناخت کسب میشود و آنگاه راه های دقیق تر و کامل تر میشود ارائه داد. در زمینه مشاوره هم به مراکز برتر کانون مشاوران ایران مراجعه کنید و راهنمایی بگیرید. ببنید در این سن رابطه رییس و کارمند نباید شکل بگیرد سعی کنید با دخترون دوست باشیدو درکش کنید. او وارد سن بحرانی شدی نیاز جنسی، اجتماعی پیدا کرده است. نیاز دارد تا به او کمی اعتماد داشته باشید. درک شود و خود را برای شکوفایی آماده کند. در این سن نوجوان در محیط آرام و کوچک خانه وارد جامعه میشود. چالش های بسیار و دوستان مختلف
      پاسخ اردیبهشت 18, 1399 at 1:40 ب.ظ
  38. امیرحسین
    سلام من یه پسر ۱۶ ساله ام بر خلاف همسنام من اون ازادیه کافی رو ندارم خانوادم خیلی خیلی روم حساسن و اصلا نمیتونم تنها بزنم بیرون ، خسته شدم از این وضعیت که نمیزارن کمی وارد اجتماع بشم ، حتی شب در مدرسه رو هم پدرم میگه من باهات میام به نظر خودم پسر عاقلی هستم و هر کسی رو به ارتباط و دوستی انتخاب و وارد زندگیم نمیکنم علاقه ای هم به رابطه داشتن با غیر هم جنس خودم هم ندارم من فقط کمی آزادی و توجه کمتر میخوام چطوری میتونم اعتمادشونو جلب کنم ، اونا همش میکن میدونیم پسر عاقلی هستی و بهت اعتماد داریم ولی به جامعه ی بیرون اعتماد نداریم . حتی وقتی با همکلاسی هام چت میکنم مادرم میاد گوشیمو چک میکنه وسط چت بهم میگه به طرفو به اسم پسر سیو کردی ؟ اصلا یه گیر های مزخرفی میدن که واقعا دیگه بعضی وقتا خانه و خانواده از چشمم میفته و حالم از خودم و شرایطم بهم میخوره
    پاسخ اردیبهشت 23, 1399 at 2:37 ق.ظ
    • مشاور
      سلام امیر حسین جان قابل درک هست که شما رد سن نوجوانی تمایل بیشتری به استقلال و بودن با دوستان داشته باشید اما دقت کنید که واکنش های خانواده شما نشان از نگرانی و دوست داشتن شما می باشد و اگر علاقه ای وجود نداشت برایشان اتفاقات پیش روی شما نیز اهمیت نداشت اما اینکه شما بخواهید که در کنار نگرانی و دوست داشتن اعتماد بیشتری به شما کنند نیز یک موضوع کاملا درست و قابل پذیرش می باشد . بهتر است در زمان مناسبی در احترام و بیان درک نگرانی های آنها بیان کنید که این چک کردن و گرفتن گوشی برای شما چه احساساتی را به دنبال می اورد و اینکه در مورد روابط خود نیز بهتر است با بیان اینکه می توانید اطلاعات لازم و شرایط آشنایی با دوستانتان را ایجاد کنید تا نگرانی آنها نیز کاهش یابد با آنها صحبت کنید . دقت کنید که شما در سن حساسی قرار دارید و روابط دوستی در این سن از اهمیت زیادی برخودار می شود و گاهی باعث می شود که نوجوان با ریسک پذیری بالایی که دارید و خیالپردازی و اینکه فکر می کند او استثنا از دیگران می باشد و قدرت زیادی دارد باعث می شود که خود را در معرض اسیب و خطرات بیشتری قرار بدهد پس بهتر است در کنار نیاز به درک بیشتر خانواده سعی کنید شرایط سنیتان را نیز بشناسید و از هرگونه تصمیم گیری هیجانی و بدون مشورت خوداری کنید تا بتوانید در این مسیر از آسیب های احتمالی گذر کنید . در کنار این موراد دقت داشته باشید که هنجارهای خانوادگی افراد با یکدیگر متفاوت می باشد و اگر شما بخواهید خود را در هر زمینه ای با افراد دیگری مقایسه کنید که هنجارهای خانوادگی ، شخصیت های متفاوت با شما را دارند این مسیر کمکی به بهبود شرایط شما نمی کند حتی می تواند این مقایسه نادرست باعث کاهش تمرکز و عملکرد شما شود پس بهتر است از مقایسه خودتان را دوستانتان خوداری کنید و سعی کنید که در یک تعامل سازنده و با توجه به شرایط خودتان و خانواده در اینگونه مسیرها تصمیم گیری کنید .