تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی نوجوان 16 ساله

روانشناسی نوجوان 16 ساله

 

 

 


ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات  مربوط به بلوغ برای هردو جنس بسیار زیاد است.

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید. اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا  در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی.

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آنها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد  درکنارش هستید. می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگرتا به حال این کارها را انجام نداده اید). آنها با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه وارد شدن به اعتماد به نفسشان  شود بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند اعتماد به نفس و خود باوری آنها حفظ شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسولیت پذیری دارد و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق  و سراسیمه می شود شما هستید که می توانید بیشتراز هر چیزی  برای او پناهگاهی امن  و مطمئن از نظر احساسی  فراهم کنید .

فرزندتان را در گذر از مسیرزندگی  برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان  بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست. در حالیکه طبیعت رابطه شما تغییر کرده است واز رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آنها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آنها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

منبع:ساینس دیلی

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه تربیت نوجوان می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۸۳ نظر
  1. shady
    سلام.من پسری 16 ساله دارم.پسر آروم و مودبیه و امروز با موردی برخورد کردم که واقعا موندم چطور برخورد کنم.از چند روز قبل متوجه رفتار عجیبش با دختر خاله 9 سالش شده بودم.سعی میکرد تو جاهای خلوت با دختر خالش تنها باشه.اول شک نکردم اما دیروز خواهر زادم که خیلی ترسیده بود برای خواهرم تعریف کرده پسرم رفتارهای بدی باهاش انجام داده.باور کنید از ترس و ناراحتی نمیدونم باید چیکار کنم.چه برخوردی باهاش داشته باشم.به روش بیارم رفتارش رو یا کار دیگه؟
    پاسخ دسامبر 6, 2016 در 6:54 ق.ظ
  2. زاهد
    سلام دوست عزیز.آیا پسرتون فیلمها یا کلیپ های مستهجن تماشا میکنه؟برنامه های ماهواره چطور؟ ارتباط پدر و فرزندتون چگونه هست؟ پوشش خودتون توی خونه به چه صورته؟ تا حالا روی مدرسه یا دوستانش کنترل داشته اید؟
    پاسخ دسامبر 6, 2016 در 7:24 ق.ظ
  3. shady
    فیلم ممکن نیست دیده باشه اما امکان داره کلیپ های تو موبایل رو دیده باشه.البته همیشه گوشیشو پنهانی چک میکردم و هرگز تو گوشیش چیز نامناسبی نداشته.ماهواره هم دارم اما هیچ علاقه ای به دیدنش نداشته.خودم همیشه خونه هستم و همه کانالهای غیر مجاز ماهواره رو حذف کردم.ارتباطش با پدرش بد نیست و کمی هم از پدرش میترسه ولی درکل ما هم میونه خوبی دارم.خودمم هیچ وقت لباط نامناسب نمی پوشم.
    پاسخ دسامبر 7, 2016 در 11:21 ق.ظ
  4. پروانه
    سلام پسر شما الان درشرف سن بلوغ هست و این کنجکاوی ها میتونه طبیعی باشه.احتمال زیاد داره که پسرتون در بین دوستانش چیزی دیده باشه یا شنیده باشه و این مسئله باعث تحریک کنجکاویش شده.شما باید سعی کنیدکنجکاویش رو به سمت مثبت تغییر بدید
    پاسخ دسامبر 7, 2016 در 11:52 ق.ظ
  5. زاهد
    سلام در مورد انگیزه انجام اینکار توسط پسرتون ،خب خیلی مسایل میتونن دخالت داشته باشن.یک مقدار مربوط به هیجان های غیر قابل کنترل دوران بلوغ هست.یک مقدارش ممکنه تقلید از یک فیلم باشه که کاملا بی خبر از شما و مثلا توی گوشی دوستش دیده بوده یا... نحوه برخورد شما : 1- بهتره اصلا و ابدا بروی فرزندتون نیایین .اگه مستقیم یا حتی غیر مستقیم یا حتی غیر مستقیم به روی اون بیارین فقط موجب گستاخ شدن اون خواهید شد.در چنین مواردی خیلی باید با دقت عمل کرد. 2- فعلا و تا مدتی بعد که تمهیدات لازم رو انجام بدین،به هر شکل از تنها موندن پسرتون با دختر و پسر های خردسال فامیل و آشنا جلوگیری کنین 3- به پسرتون پیشنهاد بدین که به اتفاق شما یک مشاور بیاد .بهش میتونین بگین که همه نوجوون ها در مرحله بلوغ نیاز به مشاوره دارن و این امری طبیعیه.اجازه بدین که در غیاب شما و دراتاق مشاور،احساسات خودش رو تخلیه کنه و کمک لازم رو بگیره.
    پاسخ دسامبر 8, 2016 در 7:06 ق.ظ
  6. مرحمت
    اگرنسبت به شما یا پدرش شرم داره غیر مستقیم بهش گوشزد کنید که حواستون به کارهاش هست.و همچنین در مورد ادب و حیایی که کلا در برخورد با دختر ها باید داشته باشه.براش توضیح بدید تا بلایی سر سه دختری نیوورده.واقعا بچه اگه توی خونه و از خانواده اش ادب برخورد با جنس مخالفش رو یاد نگیره واقعا از کجا میخواد یاد بگیره؟
    پاسخ دسامبر 8, 2016 در 7:27 ق.ظ
  7. itsme
    به نظر من دختر خواهرتون رو بفرستید پیش مشاور.یه چیز دیگه اینکه رابطه شوهر و پسرتون رو خوب کنین.مثلا پیش شوهرتون از کارای خوب پسرتون تعریف کنی که دلشون با پسرتون رفیق بشه.موقعیتی پیش بیارید که به جای تلویزیون بشینن فرضا منچ بازی کنن یا غذا بپزید شام برید بیرون
    پاسخ دسامبر 11, 2016 در 6:32 ق.ظ
  8. زهرا
    سلام من 45 ساله هستم و یه فرزند 16 ساله دارم 16 سال فرزندم با من زندگی کرد 14 سال از همسرم جدا شدم امسال تصمیم به ازدواج گرفتم فرزندم بعد از شنیدن از منزل فرار و برای قهر به منزل پدرش رفت و بعد از دو روز به منزل برگشت و من را از منزل بیرون کرد من اکنون باز به دلیل اینکه ایشان مشکلاتی از جمله سیگار پیدا کرده باز به منزل میخواهم برگردم قابل به ذکر است در این مدت ناهار شام و تمییز کردم منزل رو به عهده داشتم و یک خانه نزدیک خانه ایشان گرفتم.منو راهنمایی کنید
    پاسخ دسامبر 21, 2016 در 4:09 ب.ظ
  9. مرحمت
    اینجور که مشخصه بچه شما پسره و معمولا پسر ها با ناپدری سخت کنار میان همون جور که دخترا معمولا با نامادری ناسازگاری دارن.مشخصه نمیتونه همسر ما رو به عنوان پدر قبلو کنه که البته قرارم نیست جای پدرش باشه از یه طرفم تو سن حساسیه و دچار این بحران ها شده.اگه به قول خودتون بچه حرف شنویی بود می شد ببریش پیش مشاور تااون براش توضیح بده که تو هم نیاز به یه هم دم داری و قرار نیست تا ابد تنها بمونی و اونم بلاخره یه روز میره سر خونه زندگی خودش و همسر شما قصد نداره جای پدرش رو پر کنه تا زمانی که نتونه این موضوع رو درک کنه این ناسازگاری ها ادامه داره
    پاسخ دسامبر 21, 2016 در 6:30 ب.ظ
  10. امین
    سلام و خسته نباشید،من پسری ۱۶ ساله هستم؛که یه مشکل جنسی دارم،لطفا به دادم برسین؛ممنون.
    پاسخ فوریه 24, 2017 در 5:40 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. مشکل را مطرح کنید ما در خدمت هستیم... نگران چیزی نباشید.
      پاسخ فوریه 27, 2017 در 8:35 ق.ظ
  11. محمد
    سلام پسری 16 ساله هستم که به نوه عمم که دختری 14 ساله است علاقه ی بسیار زیادی پیدا کرده ام بطوری که گاهی که چند ماه از دیدن او میگذرد ناخوداگاه برای دوریش گریه میکنم بنظر شما از حسم نسبت به او او را مطلع کنم یا خیر
    پاسخ ژوئن 12, 2017 در 3:07 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام محمد. ببین حسی که داری خیلی قشنگه و بهتره پیش خودت نگه داری. چون ممکنه اون این حس رو نسبت به تو نداشته باشه و ازت فرار کنه و دور بشه. بعلاوه ممکنه حس خودت تغییر کنه وقتی بزرگ تر بشی و این احساس هم چون توی خانواده است بعدا ممکنه اذیتت کنه و پشیمون بشی که گفتی. برای سوالات بیشتر میت ونی به پرتال گفتگو یا مشاوره آنلاین مراجعه کنی. http://moshaver.kodakonojavan.com/
      پاسخ ژوئن 29, 2017 در 12:34 ب.ظ
  12. متین
    سلام.پسری دارم 15 ساله که در درشهاش بسیار اهل رقابت کردن و الان به خاطر رقابت با یکی از دوستاش خیلی رنجور و حساس شده و نمیدونم چطور باید باهاش حرف بزنم؟ و چطوری اعتماد به نفسش رو افزایش بدم
    پاسخ جولای 7, 2017 در 5:09 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. احتمالا پسر شما خیلی کمال گراست و مدام اضطراب دارد که مبادا بهترین نباشد در بین دیگران و تحسین نشود. احتمالا همان طور که گفتید اعتماد به نفسش هم کم است و نیاز به تایید زیاد دیگران. آیا از کودکی زیاد از وی توقع داشتید؟ و اینکه سرزنش زیادی می کردید؟
      پاسخ جولای 13, 2017 در 7:48 ب.ظ
  13. مبینا
    سلام خواهری دارم 16ساله.مادر فوت شده وما یه زن بابا داریم.ماهمگی متاهلیم.وفقط خواهرم که16ساله شه مجرده.وبه شددددت با زن بابام مشکل داره.زن بابام هم از اون زنهای عصبیه که هیچ حرفی تو کتش نمیره وپدرمون هم پشتشه.خواهرم هم ازبس با زن بابام کشمکش داره توخونه بند نیست.با یه پسرتوتلگرام چت میکنه.دوستای ناباب پیداکرده که فکر میکنه اون دخترها هرچی بگن درست همونه.هرچی هم میگیم اینکارا رو نکن میگه شماها قدیمی هستین وحال منو درک نمیکنید.میگه شمااگه جای من باشید هم همین کارو میکنید درصورتی که ما همین روزها روپیش زن بابامون گذروندیم ولی خب مثل این رفتارنکردیم.واقعا هم رفتارای زن بابامون غیرقابل تحمله.یه پیرزن بداخلاق عصبی همیشه درحال ناله.هیچ کس هم حق نداره بهش بگه بالاچشمت ابرویه.حتی یه بارخاهرم بعدازیه دعوا بازن بابام به قصدخودکشی کلی قرص مصرف کرد.که ما متوجه شدیم و... حالا واقعا نمیدونم با این زن باباوخواهرمون چه کنیم.واقعا مستاصلیم.
    پاسخ جولای 10, 2017 در 9:20 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. خواهر شما در سن حساسی هست و مطمئنا تحمل هر نوع خشونت و سخت گیری رو نداره و هر نوجوانی متفاوته و خودتون رو مقایسه نکنید بخصوص اینکه الان وضعیت احتماعی شرایط نوجوان ها رو حساس تر کرده. باید به صورت خانوادگی مورد مشاوره قرار بگیرن وگرنه شرایط خواهرتون بدتر میشه متاسفانه. ممکنه الان افسرده شده باشه و بیشتر رفتارهای خودکشی یا شبه خودکشی رو برور بده.
      پاسخ جولای 17, 2017 در 10:26 ق.ظ
  14. محمد
    سلام. من ۱۶ سال دارم. چند ساله یه حس عجیبی دارم. دوست دارم علاوه بر ارتباط با دوستان هم جنس با افراد غیر هم جنس هم ارتباط داشته باشم. ولی این برام مقدور نیست. به همین دلیل چند روزیست که با خودم می گم اگه یه خواهر هم سن خودم داشتم، می تونستم راحت با اون بدون هیچ مشکلی رابطه بر قرار کنم. یه برادر کوچک دارم ولی این مشکلی رو حل نکرده. احساس می کنم به یه نفر احتیاج دارم. مثلا وقتی دوستانم درباره خواهرشان حرف می زنم، تو دلم خیلی افسوس می خورم. می خواستم این حس رو فراموش کنم اما نتونستم. لطفا کمکم کنید. ممنون.
    پاسخ جولای 26, 2017 در 4:51 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد عزیز. این حس تو که دوست داری با جنس مخالف صحبت کنی تو این سن خیلی طبیعیه... اگر کمی بگذری و بری توی اجتماع و دانشگاه و مراحل بالاتر فرصت بیشتری برای هم چین ارتباطی داری نگران نباش. خب بهر حال برای خواهر داشتن که کاری از دست کسی برنمیاد ولی می تونی مهارت های اجتماعیت رو قوی کنی و جنس مخالف رو خوب بشناسی و سعی کنی بعدها دوستی های سالم و دور از مسئله با جنس مخالفت توی دانشگاه و محل کار داشته باشی.
      پاسخ آگوست 2, 2017 در 7:08 ب.ظ
  15. Zahra
    سلام من دختری 16 ساله هستم... و چند وقت قبل با پسری از فامیل نزدیک دوست شدم و خیلی هم دوسش دارم ...5روزی میشه که برادرش فوت کرده و خیلی برام عزیز بوده و حال من خیلی بده...مادرم از این جریان ها باخبره... اما دیروز که باهم صحبت میکردیم به دلیل اینکه رابطه صمیمی با مامانم دارم عکس یه آقا رو به من نشون داد و گفت که دوسش دارم اونم منو دوست داره و ولم نمیکنه اون آقا دکتری بود که برادرم رو عمل کرده بود... خیلی روی رفتارهای مادر و پدر تمرکز کردم اونا که عاشق هم بودن رفتاراشون یجوری شده و بعد از همه ی اینا 3 شب پیش که دکتر بودم گفت که دریچه و ضربان قلبم مشکل داره همه حس های بد بهم هجوم آورده و نمیدونم چطوری با این مشکلات کنار بیام از جایی هم که خیلی حساس و زود رنج هستم خیلی وضعیت روحیم بدهِ...لطفا کمکم کنید
    پاسخ آگوست 3, 2017 در 3:27 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام زهرا جان.. خب تمام این مسائل با هم اذیت کننده هستند. خب مسلما نمیشه در یک کامنت کمک کرد و هر مسئله با توجه به نیروهای بیرونی قابل کنترل نیستند از جانب تو... مسئله اول اینکه خب فوت برادر کسی که دوسش داری اتفاقی هست که رخ داده و باید بپذیری سعی کن با اون فرد جوری رفتار کنی تا بتونه غمش رو فراموش کنه... بعد از اون در مورد مادرت هر تصمیمی نگیر و فکر بدی نکن.. بهش زمان بده خودش باید تصمیم درست رو بگیره.
      پاسخ آگوست 14, 2017 در 9:10 ق.ظ
  16. محمد
    سلام پسری ۱۶ ساله هستم مشکل من اینه که هیچوقت نمیتونم با خانواده ام رابطه گرمی برقرار کنم خیلی از از خانواده ام دور شدم نمیتونم حرفایی که تو دلمه بگم براشون انگار همه برای من غریبه هستند . یه دوست دارم که فقط با اون راحت میتونم حرف دلمو بگم .من خیلی زود عصبانی میشم ولی دوباره پشیمون میشم و من خیلی خجالتی ام این موضوع باعث شده همیشه مورد تحقیر خانواده ام قرار بگیرم مثلا میگن دست و پا چلفتی نمیتونه یه کار ساده انجام بده یا حرف زدن بلد نیست همیشه مورد تمسخر خواهرم قرار میگیرم و بقیه مامانم چیزیش نمیگه منم خیلی عصبی میشم ولی در هر حال چیزی بگم بازم کسی درک نمیکنه فقط خدا از دل من خبر داره میخوام شاد باشم نمیتونم شب ها کلا داغونم تو جمع همیشه تحقیر میشم . بعضی وقتا فکرهای ناجوری به سرم میزنه. تو یه اتاق تنها اهنگهای غمگین گوش میدم این کاره شب و روزم شده. فکر میکنم همه دارن منو تحمل میکنن.خانواده ام به حرفام گوش نمیدن . انگار تمام خانواده من برای من غریبه هستن . بعضی وقتا از شدت عصبانی بودن نمیدونم چی میگم . حتی میگم من الکی زندگی میکنم. حتی به جهنم راضی هستم.ht
    پاسخ آگوست 14, 2017 در 6:08 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد عزیز.. خب این مهمه که خانوادت وضعیت تورو درک کنن و یاد بگیرن به حرفات خوب گوش بدن و بهر حال تو رو به حساب بیارند. اما ایا تا بحال این مسئله رو بهشون گفتی؟ به اونا حق بده که نمی دونن دقیق خواسته تو چی هست و تو باید این رو براشون باز کنی. بعلاوه حساسیت خودت رو نسبت به شوخی ها و ایراد گرفتن های بقیه کم کن. چون این مسئله ممکنه برای همه اتفاق بیفته.. باید اعتماد به نفست رو بالا ببری که این جور مسائل کمتر اذیتت کنند. حواست هم باشه اگر همین طور گوشه گیری کنی کم کم افسرده میشی.
      پاسخ آگوست 22, 2017 در 7:02 ب.ظ
  17. سعید
    سلام من یک پسر 16ساله هستم که زندگیم شده درس خوندن خودم خیلی ناراحتم دلم میخاد بجز دوستان با جنس مخالف حرف بزنم ولی من همش تو اتاقم مثل یک زندانی هستم توی مدرسه هم احساس میکنم دیگه حوصله دوست هامون ندارم . یا آرزو میکنم که یک خواهر همسن داشتم که بتونم باهاش حرف بزنم.ولی نمیدونم چرا امکانش وجود نداره خانواده خودم هم هرچیزی بخوام برام میخرن ولی از لحاظ روحی اصلا خوب نیستم. چیکار کنم یک نفر راهنمایی کنه لطفا
    پاسخ ژانویه 26, 2018 در 9:49 ب.ظ
  18. مریم
    سلام من در آستانه ۱۶ سالگی هستم . از اول دبستان از درس خوندن خوشم نمی یومد ولی تا الان که دارم کلاس نهمم رو تموم میکنم میشه گفت درسام عالی بوده.ولی هنوز هم درس رو هدف اصلی زندگیم نمی دونم. تفریح و زندگی راحت و بدون استرس رو دوست دارم. ولی خانوادم میگن با این طرز فکر و رفتاری که دارم هیچ وقت به جایی نمیرسم .می خواستم کمکم کنید که به باور ها و توانایی های خودم اعتماد داشته باشم یا حرف والدینم رو سر لوحه ی زندگیم قرار بدم. آخه یکی از مشکلاتی که دارم حرف دیگران به ویژه مادرم خیلی درگیرم میکنه که حتی اگه مطمئن باشم که کارم درسته وقتی مادرم مخالفت میکنه من به اون موضوع شک میکنم.
    پاسخ ژوئن 3, 2018 در 2:07 ب.ظ
    • wpadmin
      عدم علاقه به تحصیل دوست عزیز به هر حال هر علاقه ای داشته باشید نیاز به داشتن حداقل مدرک تحصیلی لااقل دیپلم دارید . در این مورد باید با فردی قابل اعتماد که بتونه روی مادرتون تاثیرگذار باشه صحبت کنید . ولی چیزی که فعلا باید انجام بدید ادامه تا مرحله دیپلمه . در کنارش میتونید به رشته و کاری که علاقه دارید بپردازید . در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282
      پاسخ آگوست 22, 2018 در 9:09 ق.ظ
  19. فرهاد
    سلام من ۱۶سالمه قبلا به دختر های فامیل بی توجه و یا اگه توجهی بود از نظر جنسی بود ولی از همین عید دیدنی که یکی از دختر های فامیلمونو دیدم حس دیگه ای داشتم دوسش داشتم و این حس اصلا جنسی نبود و فقط عاطفی بود.. امسال اولین بار که که دیدمش و اون حسرو بهش پیدا کردم بعد پنج روز اومدن خونمون...نمیدونید تا اونوقتی که بیاد چقدر ناراحت بودم از دوری و ندیدنش و تصمیم داشتم که با کارام نشون بدم که بهش علاقه دارم ولی نتونستم درضمن ما از بچگی باهم بازی میکردیم ولی الان که بزرگتر شدیم حرف هم نمیزنیم حتی سلام و خداحافظ رو هم بزور میکنیم...نمیدونم اونم عاشق منه با نه؟؟ اولن چطور بفهمم اونم حسی که من دارمو داره؟؟ ویا چیکار کنم که بفهمه عاشقشم؟ اون از من دو سال بزرگتره ولی قدش مثل منه بهش بگم ایا؟ کلا هم من و هم اون خجالتی هستیم یکم و مطمئنم این عشق واقعیع چون بعد از دیدن اون دیگه هیچ حسی نسبت به دخترای دیگه ندارم و فقط اون مهمه
    پاسخ مارس 31, 2019 در 10:29 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل درک و احترام می باشد اما بهتر است به خودتان کمی فرصت بدهید در سن نوجوانی اینگونه احساسات بروز می کند و ممکن است خیلی از افراد همین حس شما را داشته باشند که این حسشان هرگز تغییر نخوهد کرد اما بهتر است مدتی را به خودتان فرصت بدهید تا از مرحله نوجوانی خارج شوید چون در این سن هنوز رشد کامل عاطفی، اجتماعی، جنسی و... شکل نگرفته است و احتمال خطا بسیار بالا می باشد و با توجه به اینکه ریسک پذیری بالایی در این سن وجود دارد ممکن است فرد دست به کارهای اشتباهی بزند که بگوید بخاطر عشق آن کار را انجام داده است بهتر است شناخت کافی نسبت به سن خود و نیازهایتان و تغییرات داشته باشید تا بتوانید مدیریت بیشتری بر زندگیتان داشته باشید . با توجه به اینکه این خانم نیز دوسال از شما بزرگ تر می باشند و این دوسال در دوران نوجوانی باعث رشد بالاتری می باشد ممکن است اصلا احساسات شما برایشان معنای درستی نداشته باشد بهتر است به هردوستان این فرصت را بدهید در صورتی که باز هم همین احساسات وجود داشت و به رشد کافی رسیده بودید و از نظر درسی و کار نیز شرایط بهتری را داشتید می توانید با ایشان در آینده صحبت کنید تا متوجه احساسات و دیدگلاه او نیز شوید و بعد در آن مورد تصمیم گیری کنید. اگر بخواهید با خیالپردازی بر این موضوع تمرکز زیادی داشته باشید امکان دارد وابستگی یک طرفه ایجاد شود و این تمرکز نیز بر دیگر اهدافتان نیز تاثیر گذارد و به هردویتان اسیب وارد شود. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741 شاد باشید
      پاسخ آوریل 4, 2019 در 9:34 ق.ظ
  20. فرهاد
    سلام من ۱۶سالمه قبلا به دختر های فامیل بی توجه و یا اگه توجهی بود از نظر جنسی بود ولی از همین عید دیدنی که یکی از دختر های فامیلمونو دیدم حس دیگه ای داشتم دوسش داشتم و این حس اصلا جنسی نبود و فقط عاطفی بود.. امسال اولین بار که که دیدمش و اون حسرو بهش پیدا کردم بعد پنج روز اومدن خونمون...نمیدونید تا اونوقتی که بیاد چقدر ناراحت بودم از دوری و ندیدنش و تصمیم داشتم که با کارام نشون بدم که بهش علاقه دارم ولی نتونستم درضمن ما از بچگی باهم بازی میکردیم ولی الان که بزرگتر شدیم حرف هم نمیزنیم حتی سلام و خداحافظ رو هم بزور میکنیم...نمیدونم اونم عاشق منه با نه؟؟ اولن چطور بفهمم اونم حسی که من دارمو داره؟؟ ویا چیکار کنم که بفهمه عاشقشم؟ اون از من دو سال بزرگتره ولی قدش مثل منه بهش بگم ایا؟ کلا هم من و هم اون خجالتی هستیم یکم و مطمئنم این عشق واقعیع چون بعد از دیدن اون دیگه هیچ حسی نسبت به دخترای دیگه ندارم و فقط اون مهمه
    پاسخ آوریل 4, 2019 در 6:08 ق.ظ
  21. محمد حسین
    با سلام من پسری 16 ساله هستم خیلی بده که دارم این مطلبو مطرح میکنم وخدا شاهده نمیدونم چکار کنم تو دوستا رفقا همه به من می گن تو دیوانه ای اصلا هیچ کس برای من ارزش قائل نیست لطفا کمکم کنید
    پاسخ آوریل 27, 2019 در 6:56 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک است اما بهتر است اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید دلیل اینکه دوستان شما این برداشت را در مورد شما می کنند چیست؟ چه رفتارهای در شما وجود دارد که باعث برداشت اشتباه دیگران در مورد شما می شود؟ اینکه شما از اسنکه دوستانتان با این صفت شما را صدا بزنند احساس خوشایندی نداشته باشید قابل درک می باشد اما در کنار آن نیاز است دقت کنید که شما نمی توانید رضایت همه افراد را به دست آورید اگر شما بخواهید دائم به این موضوع فکر کنید که دیگران چه برداشتی خواهند داشت و یا اینکه چه رفتاری انجام بدهید که دیگران شما را بپذیرند و دوست داشته باشند دیگر خود واقعیتان ضعیف می شود و تنها برای خوشایندی دیگران رفتار خواهید کرد. شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن روابط دوستی از اهمیت بیشتری برخوردار است و این موضوع برای شما نیز وجود دارد اما دقت کنید که روابط دوستی باید سازنده باشد . سعی کنید ویژگی های مثبت و منفی خود را بشناسید و در بهبود شرایط خودتان گام بردارید. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354762 شاد باشید
      پاسخ آوریل 28, 2019 در 7:20 ق.ظ
  22. M
    سلام وقتتون بخیر.من یک برادر ۱۶ ساله دارم.زمانی که برادرم ۲ سالش بود پدر و مادرم جدا شدند از چند سال پیش بارها متوجه شدیم ک در سایت ها و شبکه های مختلف فیلم ها و عکسای مستهجن و نگاه میکنه. چند بار برخورد کردیم مستقیم و غیر مستقیم،گاهیم بی توجهی کردیم گاهیم سعی کردیم دستشو از عوامل کوتاه کنیم،اما در مورد دوستاش توی مدرسه کاری از دستمون ساخته نبود.امروز با اینکه فکر میکردیم دیگه این کارو خیلی وقته ک نمیکنه اما بازم توی گوشیش این موارد بود و این بار توی یه صفحه اجتماعی جدید.میشه راهنمایی کنید چه برخوردی باید باهاش داشته باشیم؟
    پاسخ می 1, 2019 در 9:56 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که او در سن نوجوانی قرار دارد و رشد جنسی در او صورت گرفته است و در کنار آن نیز با اطلاعاتی که از همسالان و فضاهای مجازی که با اغراق و بزرگ نمایی نیز همراه است روبرو می شود این جذابیت برای او بیشتر می شود . بهتر است بجای برخوردهای تند که می تواند باعث شود که او به مخفی کاری روی آورد و اعتمادش کاهش یابد یک سری اطلاعات جنسی را مطابق با سن او در اختیارش قرار بدهید تا با مشکلات این نیاز نیز آشنایی یابد و بتواند بهتر تصمیم گیری کند . در این مسیر بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنند یا از پکیج های آموزش استفاده شود حتی این پکیج ها می تواند در اختیار خود او نیز قرار داده شود افراد در این سن نیاز دارند که اطلاعات لازم را با توجه به سنشان دریافت کنند تا بتوانند بهتر تصمیم گیری کنند و از آسیب های احتمالی در امان باشند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88419832 شاد باشید
      پاسخ می 2, 2019 در 5:12 ق.ظ
  23. Mahya
    سلام من در اخرای ۱۶سالگیم هستم من یه دختری هستم که هیچ تمایلی به دوستی با جنس مخالف ندارم ولی خانوادم فک می کنن من علاقه مندم و همش می خوان مچ منو بگیرن من نمی دونم باید چجوری بهشون بفهمونم که من خودم عاقلم می دونم چه تصمیمی برای زندگیم بگیرم ولی انگار این حرفا بیشتر تحریکشون می کنه ...سر این حرکت های اشتباهشون من حتی رابطم با دوست های هم جنسم هم به هم خورده فقط نشستم خونه و تو اتاق مثله زندان شما پیشنهادی ندارید که این خانواده بی فکر درستشون کنم!؟
    پاسخ آگوست 7, 2019 در 11:51 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و حتی اگر به جنس مخالف نیز گرایش داشته باشید و برایتان جذابیت داشته باشد قابل درک می باشد اما نیاز است شرایط سنی خودتان را بدانید و از این ورابط خوداری کنید . خانواده ها برای مراقبت از فرزندان خود گاهی حساسیت بیشتری نشان می دهند که نیاز به بررسی دارد. 1. آنها چه نوع رفتاری دارند که شما را ناراحت می کند و واکنش شما در مقابل انها چگونه می باشد؟ 2. آنها به شما بیان کرده اند با دوستان همجنستان ارتباط خود را قطع کنید؟ 3. پدر و مادرتان چند سال دارند؟
      پاسخ آگوست 8, 2019 در 9:26 ق.ظ
  24. Mohamad
    ببخشید من چند وقتیه یه شدت عاشق یه پسر شدم که ولی خودم پسرم این مشکلی ایجاد نمیکنه این پسر دو سال از خودم کوچیک تره خودم 16 سالمه
    پاسخ آگوست 11, 2019 در 9:17 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد نیاز است که شما بررسی دقیق تری کنید چون در سن شناخت هویت جنسی خود می باشید و این نوع گرایشات نیاز به بررسی دقیق دارند. 1. شما از اینکه پسر هستید رضایت دارید؟ 2. رفتارهای شما با هویتتان هماهنگی دارد؟ 3. دوست دارید با این آقا چه رابطه ای داشته باشید؟ 4. رابطه شما با جنس مخالف چگونه می باشد؟ 5. رابطه شما با دوستان و اعضای خانواده چگونه می باشد؟ 6. منظور شما از عشق چیست؟
      پاسخ آگوست 13, 2019 در 6:03 ق.ظ
  25. Mohamad
    عشق منظورم اینه که مثلا دوست ندارم با کسی رفاقت کنه خیلی به شدت وابسته بهشم
    پاسخ آگوست 15, 2019 در 11:57 ب.ظ
  26. مشاور
    با سلام مجدد دوست عزیز لطفا به سوالات به صورت کامل پاسخ بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم
    پاسخ آگوست 17, 2019 در 7:27 ب.ظ
  27. ناشناس
    سلام، من دخترم و 17 سالمه، مذهبی ام با اعتقادات قوی تاحالا وارد هیچ رابطه ای نشدم و اصلا رابطه های خیابونی رو قبول ندارم، یه پسری 22 ساله تو دوستانمون هست که مدتی بهشون علاقه مند شدم، و دقیقاا معیار های من رو برای ازدواج دارن، مذهبی ان، و کلی خصوصیات مشترک که خانواده هم ایشون رو خیلی قبول دارن، مدتی که متوجه شدم پدرشون خیلی به پدرم زنگ میزنن، و متوجه شدم که برای بحث خواستگاری رو مطرح کردن، و مادرم که از علاقم با خبر بود من رو در جریان گذاشت، وپدرم هنوز نمیدونه من در جریانم به نظرتون چی کار کنم به شدت بهشون علاقه مندم و معیار های من و خانوادم رو چه از لحاظ ظاهری، باطنی، اخلاقی و... دارن.
    پاسخ اکتبر 9, 2019 در 10:28 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز در این مورد اینکه شما هردو از یک فرهنگ مشابه می باشید می تواند در مسیر زندگی مشترک به شما کمک کند اما دقت کنید که در زمان فعلی در دوران نوجوانی قرار دارید و در این سن بیشتر تصمیم گیری ها بر پایه هیجان و ظاهر می باشد و خالپردازی های این سن باعث می شود که تمرکز شما بر این احساسات افزایش یابد بهتر است اجازه بدهید در کنار احترام به احساسات از نظر رشدی به سن بالاتری برسید و با شناخت و در کنار آن تحقیق و مشاوره پیش از ازدواج در این مورد تصمیم گیری دشاته باشید.
      پاسخ اکتبر 10, 2019 در 9:56 ق.ظ
  28. ناشناس
    سلام، بله مچکرم از راهنماییتون، من خودم همیشه سنمو مد نظر دارم و متوجه هستم و همیشه سعی میکنم تو تصمیماتم خانوادم وافراد داناترکمک بگیرم چون به قول شما ما بیشتر ظاهری عمل میکنیم و من دوست ندارم فقط با علاقه برم جلو ومیخوام همه جانبه بسنجم این موضوع رو ولی حالا که از ما جواب میخوان،چی بهشون بگیم؟ و چند سال صبر کنیم؟ البته باید مد نظر داشت که هم من و هم خانوادم نمیخوان این گزینه رو از دست بدن
    پاسخ اکتبر 12, 2019 در 7:36 ب.ظ
    • مشاور
      بهتر است اگر تصمیم به ادامه تحصیل دارید تصمیم گیری در این مورد را به بعد از قبولی در دانشگاه اختصاص بدهید و در غیر این صورت می توانید در سنین بالاتر در این مورد بر اساس شناخت تصمیم گیری داشته باشید . زمان دقیقی در این مورد وجود ندارد اما تا پایان نوجوانی بهتر است صبر کنید.
      پاسخ اکتبر 12, 2019 در 10:00 ب.ظ
  29. Zaniar
    با سلام وعرض ادب ببخشید من 16 سالمه وپسرم یه دوسالهیه با یه دختری که واقعا دوستش دارم رابطه دارم توی این مدت پدرومادرم فهمیدن به نظرتون چیکار کنم؟خودمم موندم چیکار کنم لطفا اگه میشه کمک کنین
    پاسخ نوامبر 29, 2019 در 10:34 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما نوجوان می باشید و از شروع نوجوانی که گرایش به جنس مخالف دیده می شود شما وارد رابطهب ا جنس مخالف شده اید و این موضوع می تواند بر روند رشدی شما و این خانم تاثیر داشته باشد . دقت کنید که انتخاب ها در این سن بیشتر بر پایه هیجان می باشد و می تواند تمرکز شما را از مسیر اصلی رشدیتان خارج کند و بجای تمرکز بر کسی هویت و درس خواند و.. به سمت این روابط و مشکلات بزرگسالی بکشاند . سعی کنید در کنار احترامی که برای علایق خود قائل هستید سعی کنید شرایط رشدی خود را نیز مد نظر قرار بدهید و تا زمانی که از نظر رشدی به رشد کامل عقلی ، عاطفی ، اجتماعی، اقتصادی نرسیده اید از این روابط خوداری کنید و در صورتی که والدنتان نیزدر مورد این موضوع با شما صحبت کردند احساسات خودتان و اینکه اطلاعاتتان در مورد شرایط سنیتان را بیان کنید تا آنها میزان آگاهی شما را بدانند و در احترام صحبت های آنها را نیز گوش بدهید و تصمیم گیری داشته باشید.
      پاسخ نوامبر 30, 2019 در 12:20 ب.ظ
  30. Zaniar
    با سلام ممنون از راهنمایی خوبتون ولی من در خانواده‌ای بزرگ شدم که اصلا ازاین حرفا نبوده نیست نه ابرازه احساسات بوده نه عاطفه اصلانم روم نمیشه از این حرفا بهشون بگم که با دختر دوستمو... اینا و در رابطه با این که گفتین اگر از نظر عاطفه و عقلی واجتماعی به رشد کاملم رسیدم فقط نمیدونم چگونه این رابطه را در خانواده خودم درست کنم خیلیم به دختره علاقه دارم اونم همینطوره لطفا اگه وقت کردین جواب دهید ممنون میشم
    پاسخ نوامبر 30, 2019 در 5:21 ب.ظ
    • مشاور
      دوست عزیز دقت کنید که شما می توانید شروع کننده بیان احساسات و نیازها و تعامل بهتر با خانواده باشید و در هرصورت آنها پدر و مادر شما می باشند و حتی اگر مسیر درستی را طی نکرده باشند برای ابراز نگرانی و احساسات خودشان بازهم موفقیت و شرایط روحی شما برایشان اهمیت دارد اما این صحبت به این معنا نمی باشد که رابطه شما را تایید خواهند کرد چون در هرصورت شما برای تصمیم گیری در مورد این روابط به زمان بیشتری احتیاج دارید و اینکه شما در زمان فعلی فکر می کنید به رشد کامل رسیده نیز به دلیل شرایط سنیتان می باشد که با ریسک پذیری با به موضوعات توجه می کنید .
      پاسخ نوامبر 30, 2019 در 5:43 ب.ظ
  31. ناصر
    سلام وفت بخیر من پدری 49ساله هستم دختری دارم ۱۶سالشه و خیلی ساده و خوبه چند وقتیه با دوتا از دوستاش توی مدرسه صمیمی شده که اونا دوست پسر دارن و این هم خیلی مخواد که امتحان کنه که این دوست پسر چیه و چطوره .من اینستااگرامش رو هک کردم و تمام صحبتهاشونو چک میکردم که متوجه شدم اون یکی از دوستاش آدرس پبج پسری رو بهش معرفی میکنه اینم علاقه زیادی داره که هر طور شده یه دوس پسر داشته باشه حالا هرچه که میخواد باشه .اینو هم بگم که که من این جریانو فهمیدم بد جور دعواش کردم و بهش گفتم که دیگه من کاری به کارت ندارم هر غلطی که میخوای بکن .حالا نمیدونم چکار باید بکنم ؟خیلی ناراحتم . البته خودش متوجه شد که من در اینستاگرامش هستم و گفتم که وظیفه پدری من حکم میکنه که مراقبت باشم چون تو اینستاگرام رودنباید تا ۱۸سالگی نصب میکردی چیزی که ذهن منو درگیر کرده اینه که من باید اجازه بدم که با پسری رابطه پیدا کنه یا نه باید جلوشو بگیرم؟و از طرفی میترسم اگه الان جلوشو بگیرم در سالهای آینده به راحتی میتونن گولش بزنن و با اولین کسی که سر راهش سبز بشه دوست بشه و عاشقش بشه بدور از عقل و تفکر
    پاسخ دسامبر 18, 2019 در 12:31 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز نگرانی شما قابل درک می باشد اما دقت کنید که رفتارهای با عصبانیت و تنبیه شدید از سمت شما می تواند در اول غروز نوجوانی و نیازهای او را زیر سوال ببرد و در کنار آن اینکه او نمی تواند در مورد نیازهای خود به شما اعتماد کند و ممکن است پنهان کاری بیشتری داشته باشد . بهتر است سعی کنید که در کنار احترامی که برای شخصیت و ساتقلال او قائل هستید و نگرانی که در مورد آینده او دارید در مورد علایق و نگرانی ها و گرایشاتی که ممکن است در این سن با آن مواجهه شود و شرایط سنی او که بیشتر به جنس مخالف گرایش پیدا می کند و خیالپردزای بیشتری دارد در احترام با او صحبت کنید و بیان کنید که این موراد را درک می کنید اما می خواهید که او بر مبنای اعتماد به شما و در سن بالاتر و بر مبنای شناخت در این مسیر اقدام کند تا از آسیب های احتمالی برای او جلوگیری شود . بهتر است سعی کنید محبت و توجه بیشتری به او نشان بدهید و برای او وقت صرف کنید تا روابط بهتری بین شما ایجاد شود و او بتواند بدون قضاوت نیازها و افکار خود را با شما در میان بگذارد و امکان آسیب های احتمالی کاهش یابد
      پاسخ دسامبر 18, 2019 در 12:48 ب.ظ
  32. kado
    سلام من ١۶ سالمه و تقریبا ۶ ساله ک پسر داییم دوس دارم نمیگم عشق ولی خیلییی دوسش دارم با دیدنش تپش و قلب و استرس و بهترین بودنو... ٢بار از طریق واسطه بهش گفتم که دوسش دارم و اصلا اهل دوست دختر و پسر بودنای الان نیستم من اینده ساختم باهاش تو رویام ولی ازش شنیدم که اون عاشق دختر خالشه خود پسر داییم ۴ سال ازم بزرگ تره مادرم در جریان و الان فکر میکنه کامل تموم شده و فراموش ولی من هنوز درگیرم نمیتونم حسی که دارم بفهمم سعی میکنم فراموشش کنم ولی هر بار یه چیزی مانع میشه حس خیلی بدیه وقتی اون عاشق دختر خالشه که البته عشقش به دختر خالشم یه طرفس دوس داشتن یه طرفه من کفایت نمیکنه الان فقط میخوام بهم بگید و کمک کنید چطور فراموش کنم همین ممنون.
    پاسخ دسامبر 23, 2019 در 12:34 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز دقت کنید که شما در سن نوجوانی می باشید و خیالپردازی و بزرگنمایی و رفتارهای هیجانی و تصمیات هیجانی جز ویژگی های سنی شما می باشد که اگر تحت مدیریت قرار نگیرد می تواند برای شما آسیب زا باشد . بهتر است به احساسات خودتان احترام بگذارید اما سعی کنید به شرایط سنیتان نیز توجه داشته باشید همانطور که در متن نوشته شده توسط خودتان مشاهده می کنید شما بیان می کنید که در ذهنتان با ایشان برای خودتان آینده ساخته اید و این خیالپردزای می تواند باعث شود که شما نتوانید واقعیت موجود را ببینید و نسبت به آن رفتار کنید . بهتر است سعی کنید در کنار احترامی که برای احساستان قائل هستید تصمیم گیری در مورد پروسه ازدواج را به زمانی واگذار کنید که از نظر سنی و رشد عقلی، اجتماعی، هیجانی، عاطفی به رشد کامل تری رسیده باشید و بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . تمرکز زیاد شما ممکن است مدتها شما را در خیالپردزای نگهدار که باعث ایجاد وابستگی می شود و این موضوع باعث می شود که تمرکز شما از دیگر مسائل مهم زندگیتان خارج شود .
      پاسخ دسامبر 23, 2019 در 12:01 ب.ظ
  33. ابوالفضل
    سلام من تازه وارد ۱۶ سالگی شدم میخواستم بگم من این یکی دوساله که خیلی حساس شدم به طوری که و خانوادم توی بیرون با صدای بلند حرف میزنن خیلی منو آزار میده و یا دوست ندارم وقتی با ماشین به مدرسه میرم همکلاسی هام منو ببینن احساس میکنم اخلاقم با بیشتر همکلاسی هام متفاوته و دوست دارم همیشه امیدی به ادامه ی روز ها داشته باشم مثلا عید که تمام خانواده و کسایی که اینجا نیستن مثل دایی و بقیه فامیل ها میان و اون روزها خیلی بهم خوش می گذره چون بازی های گروهی مثل فوتبال . والیبال یا بازی های کامپیوتری میکنیم و اون موقع خیلی خوبه ولی وقتی فکر میکنم به پایان عید که همه به خونشون برمیگردن ۵۰ . ۶۰ درصد از روحیمو از دست میدن یا بعدش که اونا میرن دیگه واقعا تا یکی دو هفته برام غیر قابل تحمل میشه . ممنون که نوشته های منو خوندید
    پاسخ دسامبر 23, 2019 در 9:17 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سن نوجوانی قرار دارید و رد این سن توجه دیگران و نگاهایشان را بیشتر به سمت خودتان متمایل می دانید و این موضوع باعث می شود که فکر کنید در مرکز توجه قرار دارید و ممکن است رفتارهای خودتان و خانوادیتان برای شما معنای خوبی ندهد و فکر کنید دیگران در مورد شما برداشت مثبتی نمی کنند و بر این رفتارها حساسیت نشان بدهید در صورتی که این موضوع بیشتر از سمت خود شما می باشد که تمرکز زیادی بر خوردتان دارید و دیگران تمرکزی بر رفتارهای شما و خانوادیتان ندارند و بهتر است سعی کنید خودتاو خانوادیتان را مورد پذیرش قرار بدهید تا بتوانید آرامش بیشتری داشته باشید . در کنرا این موراد زندگی کردن در زمان حال به شما کمک می کند تا بتوانید از شرایطی که دارید احساس رضایت بیشتری کنید و لذت بیشتری ببرید اگر بخواهید تمرکزتان را به آینده و اتفاقات آن اختصاص بدهید نمی توانید از شرایط فعلی استفاده کنید و ممکن است زمان خود را از دست بدهید . از خیالپردزای و بزرگنمایی که جز ویژگی های سنی شما می باشد در مقدار زیاد خوداری کند چون می تواند شما را از مسیر واقعی زندگی دور کند. آگاهی شما در مورد شرایط سنیتان می تواند به شما در بهبود عملکردتان کمک کند.
      پاسخ دسامبر 24, 2019 در 11:41 ق.ظ
  34. Mohamad
    سلام من یه پسر ۱۶سال ام چند ماهیه عاشق یک دختره شدم جوری که می بینم قلبم شروع به تبش میکنه لطفا کمکم کنید خجالتم میکشم برم جلو و بگم
    پاسخ دسامبر 27, 2019 در 10:59 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سنی قرار دارید که گرایش به جنس مخالف و دوست داشتن این جنس را بیشتر تجربه می کنید و این می تواند در مسیر رشدی شما قابل توجه باشد اما نیاز است شما شرایط سنیتان را نیز مد نظر داشته باشید تا با خیالپردازی و تصمیمات هیجانی در این مسیر گام برندارید و در کنار دیدگاه مثبت به احساساتی که تجربه کرده اید سعی کنید تصمیم گیری در مورد این روابط را به آینده و زمانی که از نظر رشدی به مراحل بالاتری رسیدید واگذار کنید تا امکان آسیب و اشتباه کاهش یابد
      پاسخ دسامبر 28, 2019 در 12:48 ب.ظ
  35. Ss
    سلام من با پدرم چند روز پیش صحبت کردم و به پدرم گفتم که من دوست پسر داشتم البته چند سال پیش و به او گفتم از داشتن یه همچین رابطه ای پشیمونم و یکم برام عکس العملی که نشون داد غیر قابل هضمه بهم گفت که در زندگی نمیشه با هیچ پسری ارتباط نداشت پس اشکالی ندارد چون پشیمون شدی و درس گرفتی گفت انسان تا زمانی که خودش چیزیرو تجربه نکرده متاسفانه ازش درس نمیگیره و حدود یک ساعت بعد که دوباره تنها شدیم گفت مراقب باش دل نبندی چون ممکنه تو دل بببندی و اون دل نبنده یکم رفتارش برام غیر قابل هضمه نمیفهممش البته دلیلی هم که باعث شد بعد چند سال به پدرم این موضوع تموم شده رو بگم این بود که یکی از دوستانم با این مشکل برخورد و خانواده اش رفتاری خیلی غیر منطقی. داشتند و من برای همین یکم شکه شدم از رفتار پدرم فکر میکنم یه چیزی هست در دلش در مورد این موضوع که نمی فهمم و همینه که داره اذیتم میکنه
    پاسخ ژانویه 10, 2020 در 12:57 ق.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز هر فردی دیدگاهای متفاوتی دارد که باعث می شود با مشکلات به شکل گوناگونی برخورد کند و در این زمینه شما نمی توانید خودتان و یا خانوادیتان را با دوستانتان مقایسه کنید چون این مقایسه جواب نمی دهد چون هریک از شما افراد متفاوتی می باشید . در این زمینه اینکه شما و پدرتان توانسته اید با یکدیگر صحبت کنید می تواند در مسیر رشدی به شما کمک زیادی کند بهتر است سعی کنید شرایط سنی خودتان را در کنار احترام به احساساتی که تجربه می کنید در نظر داشته باشید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید . شما می توانید در مسیر رشدی از تجربیات دیگران نیز استفاده کنید تا امکان آسیب برای شما کاهش یابد .
      پاسخ ژانویه 10, 2020 در 11:21 ق.ظ
  36. زهره
    سلام من دو پسر دوقلو دارم که یکی از اونا چندساله که مشکل تیک داره و هر سری مدلش فرق میکنه پایه دهم ریاضی انگیزه ش کم شده در صورتی که مدل 18ست لطفاً کمک کنید
    پاسخ می 5, 2020 در 3:08 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما زهره جان تیک عصبی در کودکان می تواند به دلیل سرکوب ها و یا اضطراب هایی که تجربه می کنند زیاد دیده می شود و اگر مداوم باشد نیاز است که شما برای بررسی شرایط فرزندتان به صورت حضوری به روانشناس او را ارجاع بدهید . تیک های عصبی در کودکان عنوان مختلفی دارد که بعضی از آنها را در زیر بیان می کنیم : تیک های چهره ای:شایع ترین تیک ها چهره ای است و می تواند به انواع مختلف تظاهر کند؛ مثل:پلک زدن، کشیدن ابروها، گازگرفتن لب، مکیدن لب، مکیدن انگشت و ناخن، درآوردن زبان از دهان، فین کردن، بوییدن چیزی، سرفه، جمع کردن، چین دادن پیشانی، تکان دادن گوش، قورت دادن آب دهان، سکسکه کردن، کندن مو، گرفتن ژست های مختلف یا درآوردن صدای حیوانات. تیک های گردن و اندام ها:چرخش غیرارادی گردن در جهت های مختلف، بالا انداختن شانه ها، کشیدن دست به مو و سر و صورت، خم کردن زانو و حرکات اضافی در راه رفتن و رفتارهای آرایشی در این دسته قرار دارند. تیک های صدادار: در این مورد می توان به عطسه، سرفه و تقلید صدای حیوانات اشاره کرد. صاف کردن گلو، خرناس در نوع کلامی یا بیان یک کلمه یا جمله ناسزا نیز از این گونه تیک ها هستند. در این مسیر نیاز داریم شرایط روحی و نوع تیک ها و مدت زمان آن را بررسی کنیم و در پروسه درمانی طراحی شده متناسب با شرایط کودک شما به او کمک کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کند . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685895
      پاسخ می 5, 2020 در 10:35 ق.ظ
  37. فاطمه
    سلام مقاله شما عالی بود اما برای تربیت فرزندم کافی نیست راه حلها خیلی کم است ما نیاز به راه حل داریم. و کار با عمل درست پیش میرود. من نوجوان 16 ساله دختر دارم بسیار کمال گرا هستش. اما در خانه نا مرتب است و مرتب میخواهد کاری جدید انجام دهد در صورتی که کار قبلی ناقص مانده. جدیدا جواب من و پدر را با پرخاشگری میدهد. توقعاتش خیلی بالا رفته. وتحملش برایم سخت شده .لطفا کمکم کنید. چندین با مشاوره رفتم اما راه حل های مشاور خوب جواب نداد
    پاسخ می 7, 2020 در 10:44 ق.ظ
    • دکتر لیدا احدی
      سلام. هر فردی شخصیت خاص خود را دارد. در محیطی خاص و یونیک زندگی می کند. تک تک دوستان بر زندگی فرد تاثیر می گذارد. لذا ما فقط راه حل های عمومی و محدود می توانیم برای همه دهیم.. برای تک تک افراد که مراجعه می کنند تست شناختی گرفته میشود در مورد فرد یا نوجوان و خانواده او شناخت کسب میشود و آنگاه راه های دقیق تر و کامل تر میشود ارائه داد. در زمینه مشاوره هم به مراکز برتر کانون مشاوران ایران مراجعه کنید و راهنمایی بگیرید. ببنید در این سن رابطه رییس و کارمند نباید شکل بگیرد سعی کنید با دخترون دوست باشیدو درکش کنید. او وارد سن بحرانی شدی نیاز جنسی، اجتماعی پیدا کرده است. نیاز دارد تا به او کمی اعتماد داشته باشید. درک شود و خود را برای شکوفایی آماده کند. در این سن نوجوان در محیط آرام و کوچک خانه وارد جامعه میشود. چالش های بسیار و دوستان مختلف
      پاسخ می 7, 2020 در 1:40 ب.ظ
  38. امیرحسین
    سلام من یه پسر ۱۶ ساله ام بر خلاف همسنام من اون ازادیه کافی رو ندارم خانوادم خیلی خیلی روم حساسن و اصلا نمیتونم تنها بزنم بیرون ، خسته شدم از این وضعیت که نمیزارن کمی وارد اجتماع بشم ، حتی شب در مدرسه رو هم پدرم میگه من باهات میام به نظر خودم پسر عاقلی هستم و هر کسی رو به ارتباط و دوستی انتخاب و وارد زندگیم نمیکنم علاقه ای هم به رابطه داشتن با غیر هم جنس خودم هم ندارم من فقط کمی آزادی و توجه کمتر میخوام چطوری میتونم اعتمادشونو جلب کنم ، اونا همش میکن میدونیم پسر عاقلی هستی و بهت اعتماد داریم ولی به جامعه ی بیرون اعتماد نداریم . حتی وقتی با همکلاسی هام چت میکنم مادرم میاد گوشیمو چک میکنه وسط چت بهم میگه به طرفو به اسم پسر سیو کردی ؟ اصلا یه گیر های مزخرفی میدن که واقعا دیگه بعضی وقتا خانه و خانواده از چشمم میفته و حالم از خودم و شرایطم بهم میخوره
    پاسخ می 12, 2020 در 2:37 ق.ظ
    • مشاور
      سلام امیر حسین جان قابل درک هست که شما رد سن نوجوانی تمایل بیشتری به استقلال و بودن با دوستان داشته باشید اما دقت کنید که واکنش های خانواده شما نشان از نگرانی و دوست داشتن شما می باشد و اگر علاقه ای وجود نداشت برایشان اتفاقات پیش روی شما نیز اهمیت نداشت اما اینکه شما بخواهید که در کنار نگرانی و دوست داشتن اعتماد بیشتری به شما کنند نیز یک موضوع کاملا درست و قابل پذیرش می باشد . بهتر است در زمان مناسبی در احترام و بیان درک نگرانی های آنها بیان کنید که این چک کردن و گرفتن گوشی برای شما چه احساساتی را به دنبال می اورد و اینکه در مورد روابط خود نیز بهتر است با بیان اینکه می توانید اطلاعات لازم و شرایط آشنایی با دوستانتان را ایجاد کنید تا نگرانی آنها نیز کاهش یابد با آنها صحبت کنید . دقت کنید که شما در سن حساسی قرار دارید و روابط دوستی در این سن از اهمیت زیادی برخودار می شود و گاهی باعث می شود که نوجوان با ریسک پذیری بالایی که دارید و خیالپردازی و اینکه فکر می کند او استثنا از دیگران می باشد و قدرت زیادی دارد باعث می شود که خود را در معرض اسیب و خطرات بیشتری قرار بدهد پس بهتر است در کنار نیاز به درک بیشتر خانواده سعی کنید شرایط سنیتان را نیز بشناسید و از هرگونه تصمیم گیری هیجانی و بدون مشورت خوداری کنید تا بتوانید در این مسیر از آسیب های احتمالی گذر کنید . در کنار این موراد دقت داشته باشید که هنجارهای خانوادگی افراد با یکدیگر متفاوت می باشد و اگر شما بخواهید خود را در هر زمینه ای با افراد دیگری مقایسه کنید که هنجارهای خانوادگی ، شخصیت های متفاوت با شما را دارند این مسیر کمکی به بهبود شرایط شما نمی کند حتی می تواند این مقایسه نادرست باعث کاهش تمرکز و عملکرد شما شود پس بهتر است از مقایسه خودتان را دوستانتان خوداری کنید و سعی کنید که در یک تعامل سازنده و با توجه به شرایط خودتان و خانواده در اینگونه مسیرها تصمیم گیری کنید .
      پاسخ می 12, 2020 در 10:18 ق.ظ
  39. لام_الف
    با سلام، من یک دختر ۱۵ ساله دارم، که دختر خوب و مودب و با اخلاقی هست. تازگی به من گفته که بچه ها وقتی توی مدرسه نسبت به ظاهر و تیپ و چهره پسرها عکس العمل نشون میدادن، ولی من هیچ نظری نمیدادم، پیش خودم فکر کردم که حتما همجنس گرا هستم. البته بعد از یک مدت به این نتیجه رسیده که توجه به پسرها رو بزاره برای مراحل بعدی زندگی . البته توی مدرسه، بچه های کلاسشون در مورد همجنس گرایی زیاد حرف زدن. به نظر شما من باید چگونه عمل کنم. با سپاس
    پاسخ ژوئن 8, 2020 در 2:27 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز اینکه دخترتان به شما اعتماد کرده است و این صحبت ها را به شما بیان کرده است نشان از مسیر درستی می باشد بهتر است در اول سعی کنید از هرگونه سرزنش و نصیحت خوداری کنید و اجازه بدهید او به شما اعتماد کند و در مورد مشکلات و سوالات ذهنیش از شما سوال بپرسد . او در سنی قرار دارد که با سوالات زیادی در این زمینه روبرو می شود که اگر پاسخ درستی به آنها داده نشود می تواند باعث شود که مسیر اشتباهی را طی کند . به او بیان کنید که در شرایط سنیش ممکن است احساسات جدیدی را تجربه کند و اینکه گرایش به جنس مخالف و موافق بیشتر می شود اما این به معنای همجنس گرا و دگر جنس گرا بودن نیست او همجنس گرایی یک انحراف محسوب می شود و این افراد نیاز به درمان دارند هرچند که برای خودشان این مسیر طبیعی باشد باشد و این مسیر باعث می شود که در رسیدن به هویت اصلی دچار مشکل شوند . به دختر بودن او ارزش بدهید و در کارها با او مشورت کنید سعی کنید از همسرتان بخواهید که برای با او بودن وقت صرف کند ، سعی کنید که علایق او از کلاس های موسقی ، هنر و... را بشناسید و به آنها جهت بدهید ، اجازه بدهید او دیدگاه خودش را بیان کنید مثلا بپرسید که به نظرش این افراد با چه مشکلاتی مواجهه هستند که به همچنس خود تمایل دارند و منظور از تمایل چیست ، در کنار همه این موراد اگر میزان این سوالات و یا سوال در مورد گرایشات جنسی دخترتان با تردید همراه بود و یا رفتارهای پسرانه در او زیاد مشاهده کردید بهتر است به صورت حضوری به روانشناس با دخترتان ارجاع کنید .
      پاسخ ژوئن 8, 2020 در 3:00 ب.ظ
  40. مهدیه
    سلام. من یه دختر 16 ساله هستم. یه سری عادت های بدی دارم. پدرم برای ترک عادت ها ید من حدودا دوسالی میشه که منو کتک می زنه. و این منو خیلی ناراحت می کنه. اون هیچ وقت با من خوب حرف نمی زنه. و البته این ک چون من درونگرا هستم تمایل زیادی به حرف زدن با پدرم رو ندارم. از طرفی هم چون پدرم سن بالاش و طرز تفکر خیلی قدیمیه و این منو خیلی عصبی و ناراحتم می کنه رفتار مناسبی رو نداره. پدر و مادر من نو مسخره می کنن. ینی چجوری بگم بهشون گفتم منو پیش یه روانشناس ببرن ولی اونا به من خندیدن. با این سواد خوبی دارن با این که بچه ی اول خونواده هستم اما اونا منو از هر لحاظ تامین کردند ولی از لحاظ روحی و عاطفی اصلا به من توجهی ندارند و البته این که من یه برادر کوچیک تر هم دارم که 12 سال اختلاف سنی داریم. مادرم زیاد بهم توجه نمی کنه چون باهاش رفتارم خوب نیس. و البته این که من وقتی بچه بودم تو خونمون دعوا زیاد بود . ایا این دلیلی می تونه باشه بر عصبانیت من یا خشمگین بودن یا این که چرا من فوش میدم. از پدر و مادرم بیزار شدم. دوست ندارم پیششون باشم. کلا هیچ حسی بهشون ندارم. و این که من همیشه دوست دارم کسی پیشم باشه که به حرفام گوش بده راهنماییم کنه ازم انتقاد کنه منو درک کنه. ولی هیچ کس تو خونوادمون به من اهمیتی نمیده. لطفا کمکم کنین.
    پاسخ ژوئن 9, 2020 در 2:22 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما مهدیه جان قابل درک هست که کتک زدن و یا برخورد درست نداشتن از سمت پدر و مادرت برای شما با فشار روحی زیادی همراه هست و مسیر آنها برای اینکه شما را از عادت های بد و یا کمک به سمت پیشرفت اشتباه می باشد اما دقت کنید که شما نیز به نظر می رسد که در جایگاه پدر و مادر رفتارهای مناسبی با آنها ندارید اینکه شما با فحش و یا دعوا و فریاد و... که خودتان می دانید رفتارهای نامناسبی می باشد بخواهید با پدر و مادرتان ارتباط برقرار کنید خب اینکه نتیجه مشابه رفتارهای خودت را به دست بیاوری زیاد می باشد اما اگر سعی کنید در کنار احساس ناراحتی و عصبانیت که از پدر و مادرت داری بازهم در احترام برخورد داشته باشی و احساسات خودت را با آنها در میان بگذاری می توانی نتیجه گیری بهتری داشته باشی . بهتر است در این مسیر اگر پدر و مادرت حاضر به بردن شما به پیش روانشناس نیستند از مشاوره همکاران ما در اورژانس اجتماعی با شماره 123 استفاده کنی و یا اینکه در احترام بخواهید که حداقل اجازه مشاوره تلفنی را به شما بدهند . اینکه در گذشته شما چه شرایطی را در زندگیتان تجربه کرده اید خب می تواند در شرایط روحی شما تاثیر بگذارد اما در گذشته شما یک کودک بودید با دامنه اختیارات و بینش کم اما در زمان فعلی نوجوان هستید و می توانید شرایط را بهتر درک کنید و تصمیم گیری های بهتری داشته باشید . سعی کن حتی اگر به اعتقادات و روحیات پدر و مادرت سازگاری نداری در احترام با آنها برخورد کنی و بدانی که پدر و مادرت دو فرد بالغ هستند که می توانند برای زندگی خودشان تصمیم گیری داشته باشند پس بهتر است وارد بحث های آنها نشوید در کنار این موراد دقت کن که حتی همین رفتارهای اشتباه والدینت نشان از این دارد که شما را دوست دارند اما مسیر درست را برای بیان آن نمی دانند پس بهتر است از به دنبال مقصر گشتن خوداری کنی و سعی کنی که بر رفتارهای خودت تمرکز کنی و آنها را اصلاح کنی چون تنها کسی که قادر به تغییر رفتارهای او هستی خودت می باشی . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685895
      پاسخ ژوئن 9, 2020 در 9:55 ق.ظ
  41. مهدیه
    ممنون. امیدوارم که بتونم عادت های بدم رو ترک کنم. بازم ممنون از کمکتون.
    پاسخ ژوئن 9, 2020 در 2:11 ب.ظ
  42. مهدیه
    ممنونم از راهنماییتون.
    پاسخ ژوئن 9, 2020 در 2:11 ب.ظ
  43. حسین
    سلام پسری16ساله هستم.من هنوز تا به حال به غیر از افراد خونواده به کسی علاقمند نشدم نه پسر به عنوان رفیق نه دختر به این معنی که هیچ وقت تاحالا با خودم نگفتم که ای کاش فلانی اینجا بود و... نهایتاً به پسر هایی که در استخر میبینم (در تیم ملی زیر 17واترپلو هستم و رفت و آمدم به استخر زیاد است.)و بدنشان مو.ندارد کمی خیره میشوم که آن هم فقط برای لذت جنسی است و بعد چند لحظه برطرف میشود. حتی جدیداً از دوست های صمیمی هم خیلی عصبانی میشوم و به قول یک شخصی من فقط خودم رو قبول دارم.نگرانم که یک وقت در آینده به مشکلی بر نخورم؟؟
    پاسخ ژوئن 11, 2020 در 5:46 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا حسین در این مسیر نیاز است که افکار دوست داشتن و دوست داشته شدن در شما مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم به شما کمک کنیم در کنار اینکه شما در اینجا جمله ای بیان کردی که از اهمیت برخوداری می باشد (هایتاً به پسر هایی که در استخر میبینم (در تیم ملی زیر 17واترپلو هستم و رفت و آمدم به استخر زیاد است.)و بدنشان مو.ندارد کمی خیره میشوم که آن هم فقط برای لذت جنسی است و بعد چند لحظه برطرف میشود) اگر منظور شما این است که از دیدن بدن هم جنس های خودت احساس و تمایل جنسی را تجربه می کنی این موضوع از اهمیت برخودار می باشد و نیاز است که گرایشات جنسی شما رد همین سن که نوجوانی و زمان تشکیل هویت می باشد مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم به شما کمک کنیم تا در این مسیر شرایط بهتری را تجربه کنی. اینکه چه چیزی باعث می شود از دوستان خود عصبانی شوید و نتوانید در کنار افرادی متفاوت از شما زمان خود را سپری کنید و افراد را با تفاوت هایشان با شما مورد پذیرش قرار بدهید همه این ها موضوعاتی است که شما به آن اشاره کردید و نمی توان بدون بررسی افکار و احساساتی که شما تجربه می کنید به آن پاسخی داد . اما به صورت کلی نیاز است که ما به انسان های اطرافمان با همان تفاوت هایی که دارند احترام بگذارید تا روابط دوستی ما ادامه یابد و سازندگی لازم را داشته باشد . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88472864
      پاسخ ژوئن 11, 2020 در 1:36 ب.ظ
  44. r
    سلام خوبید خسته نباشید من 16 سالمه و مامانم خیلی خیلی سخت گیر هست ینی سر همه چی به من گیر میده همیشه گوشیم رو چک میکنه و سر چیزای الکی توی گوشیم دعوام میکنه و اصلا نمیذاره با دوست هام برم بیرون مثلا من دوست صمیمی هام رو 2 ساله ندیدم هرچی هم میگم مامان میخام ببینمشون میگه چرا کلا خیلی الکی بهم گیر میده نسبت به دوستام یا کل آدم های اطرافم فقط من اینطوری هستم حس میکنه مثلا من اینکارا رو بکنم دیگه درس نمیخونم در صورتی که درسم هم بد نیست من واقعا ازین اوضاع که چند ساله اینطوری هست خسته شدم حتی یبار تا مرز خودکشی هم رفتم بدم میاد که اینقدر بهم گیر میده شاید یبار یکاری انجام دادم که خیلی هم بد نبود اما قرار نیست که تا آخر عمر بهم اعتماد نکنه و اینطوری رفتار بکنه و تهدیدم بکنه من خیلی اذیت میشم با این اوضاع.... میشه یه راهنماییم کنید؟
    پاسخ ژوئن 18, 2020 در 12:42 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز ببین عزیزم قابل درک هست که شما در این سن به آزادی و روابط دوستی توجه بیشتری داشته باشید اما این سبک رفتاری مادرتان نیز نشان از نگرانی های ایشان می دهد هرچند که از مسیر مناسبی بیان نمی شود اما بهتر است دقت کنید که شما در سن حساسی قرار دارید و در این سن واکنش های شما و توجه به این مسائل بیشتر می باشد در کنار اینکه حساسیت خانواده نیز به دلیل آسیب ها در این سن بیشتر می باشد . بهتر است در کنار احترام با ایشان صحبت کنید و بیان کنید که نگرانی و مسئولیت ایشان را درک می کنید اما می خواهید که ایشان به شما اعتماد بیشتری کنند و به حریم های خصویتان احترام بگذارند و اگر نگرانی وجود دارد از خود شما سوال کنند و شما نیز به ایشان بهتر است اعتماد کنید و در صورت بروز مشکل و یا سوالی به ایشان مراجعه کنید . دقت کن که خودکشی راحل هیچ مشکلی نمی باشد و اگر اقدام به خودکشی داشته اید حتی اگر ناموفق و یا افکار خودکش و یا مرگ دارید بهتر است به صورت حضوری و یا تلفنی با روانشناس ارتباط برقرار کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم و در صورتی که مایل بودید با مادرتان نیز صحبت شود . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741
      پاسخ ژوئن 18, 2020 در 10:12 ق.ظ
  45. r
    خب چند بار باهاشون حرف زدم میگن دلم میخاد رفتار هر مادری فرق میکنه خب من خیلی اذیت میشم
    پاسخ ژوئن 18, 2020 در 12:14 ب.ظ
    • مشاور
      بهتر هست به روانشناس مراجعه کنید تا ایشان با خود شما برای بهبود شرایط روحی و با مادرتان صحبت کنند تا بتوانیم با بررسی شرایط هردوی شما در این مسیر به هردوی شما کمک کنیم.
      پاسخ ژوئن 18, 2020 در 12:41 ب.ظ
  46. زهره جوادی
    سلام من دختری ۱۴ ساله هستم که پدری دارم که از ۵ ساله که با پدرم مشکل پیدا کردم پدر من خیلی مهربان و دوست داشتنی بود خیلی مرا دوست میداشت اما طی این ۵ سال به کل اخلاق و رفتارش با خانواده و خصوصا با من خیلی بد شده همش به من گیر میده هی حرص من را در می یاره هی ایراد میگیره بابام تا چند ساله پیش خیلی خوب بود و همش اخلاق و رفتار خوبی داشت اما الان ۵ ساله که با پدرم مشکل کردم و همش باهم دعوا و کل کل میکنیم وقتی هی ایراد میگیره یا همش دعوا میکنه منم نمیتونم جلوی خودم را بگیرم منم جوش میارن و عصبانی میشم و بهش تند طبی یا و بی ادبی می کنم ولی بابام هم چند ساله مشکل تیروئید داره
    پاسخ ژوئن 26, 2020 در 10:48 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما زهره جان در این مسیر اجازه بده باهم بیشتر صحبت کنیم تا بتوانیم نتیجه گیری بهتری داشته باشیم. 1. شما و پدرتان در چه زمینه هایی باهم مشکل دارید؟ 2. شما چگونه مشکلات خود را با پدر حل می کنید؟ 3. فکر می کنید این تغییرات پدر به چه دلیلی می باشد؟ 4. چه میزان شرایط سنی خود را می شناسید؟ 5. روابط شما با مادرتان و دوستان چگونه هست؟
      پاسخ ژوئن 27, 2020 در 2:49 ب.ظ
  47. ناشناس
    سلام من دختری ۱۵ ساله هستم.من حالم اصلا خوب نیست یعنی هیچکاری نمیتونم بکنم همش خوابم وقتاییم که بیدارم کلا رو تختمم یا با گوشیم کار میکنم یا در و دیوارو نگاه میکنم خیلی مشاوره رفتم.پیش روانپزشکم رفتم و قرص آسنترا مصرف میکنم اما هیچی تغییر نمیکنه من الان حدود ۴ ساله که از پسر دایی مامانم خوشم میاد اون ۲۰ سالشه،میدونم که نباید بهش بگم که دوسش دارم چون ممکنه اتفاقای بدی بیوفته ولی من خیلی دلم میخواد که با یه پسر حرف بزنم خیلی معمولی.خیلی دوست دارم که یه بردار داشته باشم که بتونم باهاش حرف بزنم هیچ مرد یا پسری به جز بابام تو زندگیم نیست و دوست دارم یه نفر باشه که دوسم داشته باشه الان باحال خودم چیکار کنم؟و اون پسرو که خیلی دوست دارم چیکار کنم؟
    پاسخ ژوئن 28, 2020 در 7:00 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما عزیزم اینکه شما در این سن گرایش به جنس مخالف داشته باشی یک نیاز طبیعی می باشد اما دقت کن که تمرکز زیاد بر این مضووع در این سن می تواند شما را از دیگکر اهدافت دور کند و تمرکزت را از مسیر اصلی زندگیت خارج کند در کنار اینکه با این میزان گرایش امکان وابستگی برای شما زیاد می باشد و در این سن به دلیل بزرگنمایی احساسات ، خیالپردازی زیاد نوجوان ، ریسک پذیری بالا اینگونه روابط توصیه نمی شود . برای بهبود شرایط روحیتان نیز که علایم افسردگی در آن مشاهده می شود در کنار مصرف دارو بهتر است دوره های روان درمانی را نیز تجربه کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم. دقت کنید که در شرایط روحی افسرده اینگونه گرایشات بیشتر می شود و خیالپردازی ها بیشتر می شود بهتر است در اولین اقدام برای بهبود شرایط روحی خودت به روان درمانگر مراجعه کنی و بعد از بهبود شرایط روحی به کمک روان درمانگر این علاقه را بررسی کنی تا بتوانی در این مسیر تصمیم گیری بهتری داشته باشید . نمی توان شما را بخاطر احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن سرزنش کرد اما شما در کنار تجربه این احساسات نیاز است به شرایط سنی و هدف از این روابط و آسیب های آن نیز توجه کنید . درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741
      پاسخ ژوئن 28, 2020 در 4:05 ب.ظ
  48. زینب فرهمند
    یک راهنمایی مرا کنید که مادرم قبول کنه
    پاسخ ژوئن 29, 2020 در 10:06 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز ببین عزیزم شرایط کرونا شرایط بسیار سختی هست و نیاز هست که شما نیز به این شرایط توجه بیشتری کنی قابل درک هست که دوست داری کنار دوستان و یا فامیل باشی اما مسئولیت این کار زیاد می باشد و هم برای خودتان و هم افرادی که در مهمانی شرکت می کنند می تواند آسیب زا باشد . بهتر است سعی کنی از تمرکز بر این موضوع با توجه به اینکه زمان زیادی نیز از آن گذشته است خوداری کنی و در کنار درک احساسات خودت به شرایط محیطی و دیدگاهای خانواده نیز توجه کنی و در آینده در شرایط مناسب تر در این مسیر اقدام کنی .
      پاسخ ژوئن 30, 2020 در 10:13 ق.ظ
  49. حسین
    سلام من یک پسر 16 ساله هستم؛ در پایه نهم که امسال به پایة دهم می روم. معدلمم هم 20 شد. می تونم بگم که پسر با ادبی هستم و حتی مدیر و دانش آموزان مدرسه هم برای من احترام زیادی قائل هستند. هفته آینده هم قراره امتحان ورودی مدارس تیزهوشان رو بدهم. یک همکلاسی در مدرسه دارم که دو سال بود در مدرسه همدیگر را می شناختیم ولی خیلی با هم ارتباط نداشتیم. اما امسال همکلاسی شدیم و خیلی با هم رفیق شدیم. اون هم مثل من درسش عالی، باادب و تربیت، خوش اخلاق و خوش اخلاقی است. حالا امسال که داریم به پایة بالاتر می رویم ممکن است تا در سال های آینده از هم جدا شویم و دیگر همدیگر را ملاقات نکنیم. البتّه هنوز هم تا زمان امتحان تیزهوشان در کلاس های تست همدیگر را می بینیم و حتّی در کنار هم می نشینیم و ارتباط بسیار خوبی با هم داریم و شوخی هایی دوستانه و... . این جور که حس کردم او هم دوست دارد تا رفاقت ما تداوم پیدا کند و پیوند دوستی بین ما ایجاد شده است، امّا از آنجا که هر دو کمی خجالتی هستیم نمی توانیم به آن رابطه مطلوب برسیم. حالا مشکل اینجاست که من در زندگیم دوستان خوب و هم ردة بسیاری داشتم امّا به نظرم او بهترین کسی است که می توانم با او رفاقت داشته باشم و حالا می ترسم در سال های آینده او را از دست دهم. حالا به نظر شما چگونه می توانم این دوستی را تداوم ببخشم؟
    پاسخ جولای 4, 2020 در 1:11 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آقا حسین شما رد سنی قرار دارید که روابط دوستی برایتان اهمیت بیشتری پیدا می کند و دوستی شماها می تواند محدود به مدرسه تنها نباشد و در این مسیر نیز شما می توانید در مدارس مختلفی درس بخوانید اما به صورت تلفنی و یا حضوری می توانید بازهم باهم ارتباط داشته باشید تا این روند دوستی ادامه پیدا کند و در این مورد بهتر است سعی کنید که باهم در مورد مسائل مورد علایقتان صحبت کنید ، شماره های یکدیگر را داشته باشید و تمایلتان برای ادامه دوستی را با او در میان بگذارید .
      پاسخ جولای 4, 2020 در 1:01 ب.ظ
نظر دهید