سه روش برای توقف کتک کاری در کودکان

کتک کاری کودکان


ترس هایی که موجب می شود کودک به دیگران ضربه بزند، معمولاً ریشه در بعضی از تجارب ترسانیدن توسط والدین یا دیگران در اوایل زندگی اش دارد؛ اگرچه، در کل کودک ممکن است به ظاهر از خود ترسی نشان ندهد. کودک برای کنترل ترس اش، دست به نوعی رفتار پرخاشگرانه می زند و هر زمانی که او احساس ترس شدیدی کند این رفتار نیز شعله ور می شود. در واقع کودک به جای گریه کردن یا گفتن احساس ترس خود، هنگام ترسیدن شروع به حمله می کند، بالا و پایین می پرد، نمی تواند از دیگران درخواست کمک کند و به در و دیوار ضربه می زند. شما برای کمک به کودکتان، نباید به دنبال علت ترس او باشید؛ بلکه میزان افزایش احساس امنیت اش و نیز ارتباط با او ضروری و مهم است خواه شما والدین یا پرستار او باشید؛ خواه دوست یا از آشنایان او باشید. همچنین برای پیشگیری از هر گونه عمل تکانشگرانۀ کودک، نیاز به مراحلی پیش رونده است.همانطور که شما با کودکتان ارتباط برقرار می کنید و به او حس امنیت می دهید، او نیز احساسات پرحرارتی که محرک تکانشگری همراه با ضربه زدن شده را با شما در میان خواهد گذاشت. به احساسات کودکتان توجه کنید ضمن اینکه از آسیب زدن به دیگران ممانعت کنید و به او اجازه دهید تا ترس اصلی خود را تخلیه کند به طوری که او بتواند احساس راحتی و آرامش کند و دیگران را همچون دوستانش ببیند؛ نه اینکه او را تهدید کنید.

برای مطالعه بیشتر:

خشم و پرخاشگری در نوجوانان

* اول، یک رابطه صمیمی تری برقرار کنید.

فرصت هایی را برای ارتباط بیشتر و بهتر تنظیم کنید. تعیین زمان خاص یک ابزاری ایده آل برای برقراری ارتباط است. اگر فرزندتان است؛ پس سعی کنید آن، زمانی کوتاه در اوایل روز و به محض بیدار شدن از خواب صبحگاهی باشد، طوری که کودک روزش را با پیشنهادتان  برای تصمیم گیری در مورد رغبت او به ۵ دقیقه یا ۱۰ دقیقه با هم بودن شروع کند. به او بسیار گرم و صمیمی نگاه و توجه کنید، این کار باعث می شود که او احساس کند وجودش برایتان مهم است حتی اگر  هم شیر های دیگری هم داشته باشد، یک برنامه صبحگاهی ترتیب دهیدو اینکه باید ابتدا با مکالمات تلفنی شما همراه باشد. این کار یعنی داشتن برنامه در خانواده باعث می شود کارهای مهم را در اولویت قرار دهید. اگر می دانید که کودکتان فردی جدا از خانواده است سعی کنید در اولین فرصتی که او را می بینید با او بازی های کودکانه ای که در آن امکان برنده شدن او وجود دارد؛ را ترتیب دهید.

* برای مثال، تعامل احساسی برقرار کنید.

شما ممکن است یک سری بازهای پرسرو صدا یا بازی های قایم باشک را به کار ببرید این ها بازی هایی هستند که کودکان را به بازی جمعی وامی دارند، خودتان نیز به جمع آنها بپیوندید، پر انرژی و با احساس بازی کنید. با یکدیگر بازی خندیدن را انجام دهید و نقشیرا متناسب با سن کودکبه خود بگیرید. با بازی قایم باشک در جایی پنهان شوید و کودکان را وادار کنید تا سریع شما را پیدا کنند یا به صورت غیرمنتظره وسط بپرند و شما را بتراسنندوقتی کودکان بدون قلقلک می خندند؛ بالطبع آنها برنده می شوند و شما بازنده. خندیدن و حس امنیت و قدرت در بازیِ بردن و باختنبه کودکان کمک می کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و انرژی شان تخلیه شود. این بازی به کودکتان می فهماند که آنها در کنار شما احساس امنیت، ارزشمندی  و نیز اعتماد به نفس دارند.

* در جمع خانواده

شما ممکن است بازی گرگم به هوا را ترتیب دهید یا بازی دویدن و گرفتن کودک که امکان برنده شدن کودک در آن وجود دارد. برای مثال شما ممکن است دست هایتان را باز کنید و سعی کنید او را با احاطه کردن کودک و به حالت تلو تلو و مارپیچی محکم در بغل بگیرید. برای آنها به جذاب ترین حالت ممکن گرفته شدن لذت بخش است.با کودکتان کشتی بگیرید اما سعی کنید خیلی به او فشار نیاید.با او هنگام بازی تماس چشمی داشته باشید.با او بازی های رمزی که حاکی از فریب دادن کودک است را انجام دهید اما سعی کنید سرزندگی قبل را داشته باشید و پر انرژی بازی کنید. این نوع بازی برای کودکان دنیای دیگری است. کودکی که در طی بازی قصد ضربه زدن دارد ممکن است  این بازی را فرصتی دوباره برای رونمایی اضطراب و آشفتگی اش به روش عملی تری بداند. او ممکن است به میز محکم ضربه بزند یا میز پذیرایی تان را به هم بریزد و یا در حالی که به شما نگاه می کند، دیوار را خط خطی کند. وقتی که شما با ملایمت به او نزدیک می شوید تا به او تذکر دهید او دلیلی برای گریه کردن،جوش آوردن و راه انداختن قشقرق پیدا می کند.این بیان هیجانیشروع فرآیند بهبودیافتن یا درمان احساسات به خصوص احساسات مشابهی است که منجر به آسیب زدن به دیگرانمی شود.

* دوم: وقتی کودکتان گریه می کند برای احساساتش ارزش قائل شوید.

این به معنای ماندن نزد کودک است نه اینکه طغیان هیجانی او را دنبال کنید بلکه بگذارید کودک بداند شما به خاطر او آنجا نشسته اید. در صورت حمایت کم از او، ترس و اضطرابش بیشتر می شود. اغلب، کودک از حالت آنی” کلوچه ام له شده؛ من کلوچه جدید میخوام” به ” مامانم رو میخوام” و از حالتشکایت به اضطراب ناگهانی محض تغییر می یابد. توجه کنید؛ نیازی به محیاکردن همه چیز نیست. شما فقط یک شخص بی طرف هستید که حرف های او را می شنوید. بگذارید از شکستن میز، خواستن تمام شیرینی یا هر نیاز مبرم آنی احساس ترس وتأسف کند. بعداً زمانی برای تعمیر یا تهیه دوباره شیرینی وجود دارد. اما فعلاً ناراحتی تان به خاطر او را نشان دهید. اگر مادر یا پدر در کنارش نیست، بگذارید خیالش از برگشتن آنها راحت باشد. به کودک اطمینان خاطر دهید که شما همیشه مواظب او هستید و امنیتش را فراهم می کنید. در صورت رفتار اجبار و عصبانیت، احساسات کودک بیشتر طغیان خواهد کرد. اگرچه، آن مانند کابوس خطرناکی می ماند که در حال رخ دادن است، این برون ریزی احساسات واقعاً شکل شدیدی از ذهن هیجانی کودک است. احساسات تندی که شما مشاهده می کنید آن چیزی است که منجر به رفتار تکانشی او می شود. التیام درونی واقعی ممکن است. همه نیازهای کودک بسته به حد تعادل شما و برقراری ارتباط چشمی و گفتن عبارات کمی درمورد داشتن امنیت او در کنارتان است. وقتی احساسات کودک خاموش شد، کودک حس خواهد کرد که در کنار شما امنیت بسیار بیشتری نسبت به گذشتهدارد؛ خواه او کودک خودشمایا کودکی که به دلایلی از او مراقبت می کنید، باشد.

بیشتر بخوانید:

مدیریت شکایت کردن و غر زدن در بچه ها

* سوم، اگر نمی توانید به دلیل گریه زیاد کودک به خاطر چیز کوچکی با او ارتباط برقرار کنید، پس لازم است نزدیک به کودک کتک زن خود باشید تا به کسی صدمه نزند.

مراقب نشانه های افزایش خشم باشید. کودکان اغلب علایمی از تشدید احساسات منفی را به شما نشان می دهند. صدای آنها می گیرد. ظاهرشان حالت مات و مبهوت به خود می گیرد و نیز گاهی اوقات رنگشان می پرد.به چشمان شما زل نمی زنند. سعی در کنترل موقعیت ها دارند. با مشاهده این وضعیت به او نزدیکتر شوید. سعی نکنید مانع ضربه زدن او با عباراتی مانند “بسیار خوب، آرام باش” شوید.دلیلی برایاضطراب و پریشانی وجود ندارد. زیرا پریشانی از قبل در درون کودک رخنه کرده است. پس برایکودکی که آشفتگی اش را نشان می دهد، نیازی به گفتن عباراتی برای از بین بردن رفتارآشفتگی نیست. اطمینان حاصل کنید که رفتار تکانشی کودک به کسی آسیب نزند.

* محدودیت ایجاد کنید.

به عنوان مثال شما ممکن است سعی کنید جلوی ضربه زدن کودک را با بازکردن دستانتان در مقابل وسیله پرتاب شده بگیرید، و با ملایمت او را دور از بچه های دیگرمتوجه عملش کنید؛ در این صورت او را از بازی بعدی منع نکنید. شما ممکن است صرفاً احساس امنیت را گوشزد کنید و بگویید” رز، من باید صندلی ام را اینجا بگذارم؛ شما می توانی بازی کنی،  اما، من میخوام پیش شما بمانم و صندلی ام مدتی اینجاست، پس همه چیز امن است. حس آرامش تان و نوازش لطیف تان احتمالاً به او کمک می کند تا او به فشار ایجادشده درونی خود توجه کند. او نمی خواهد شما آنجا باشید و ممکن است وول بخورد و شما را هل دهد. کمی آنطرف تر کودک بمانید.” من میخواهم امنیت داشته باشی. می دانم که میخواهی بازی کنی و می توانی بازی کنی. من میخواهم هرجایی می روی باتو بیایم”.  او ممکن است عصبانی شود و کار خود را با گریه کردن عملی کند.

* محدود کردن شما مثمرثمر است. شما به آشفته شدن او توجه کرده اید و بهترین روش ممکن را اجرا کرده اید.

شما می خواهید کودک بیمناک از احساس شرم به دلیلضربه زدن و صدمه دیدن شخص دیگری را منع کنید و از قربانی شدن کودکی دیگر جلوگیری می کنید. شما به عنوان والدین یا مربی در محیط بازی مسئولیتتان را انجام می دهید و او را خجالت زده نکرده اید یا در انزوا قراد نداده اید، بلکه به او اجازه نداده اید با ضرباتش به کودک دیگری آسیب برساند.در نهایت، وقتی که شروع به اشک ریختن و گریه می کند، درکنارش بنشینید. به او بگویید که دوست خوبی برای دیگران است و کودکان دیگر از بازی با او خوشحال می شوند و اینکه امروز روز خوبی برایش خواهد بود؛ اگرچه مسائلی سخت درک می شوند. به کودک اجازه دهید بداند که در کنار شما امنیت دارد و شما از بودن با او خرسند هستید.

* این فرآیند بارها و بارها می تواند برای برطرف کردن گریه کردن کودکان به کار گرفته شود، در زنجیره ای از ترس هاینسبتاً سترک به روندهای متعددی از حدود بازداری و تخلیه هیجانی نیاز است.

بارها دیده ایم که کودکان با گذشت زمان تغییرات را در خود متبلور می کنند و رفتار تکانشی مکررشان به نوعی حساسیت، همدلی با احساسات دیگرکودکان تبدیل می شود ضمن اینکه فرصت های مکرری برای گمراه کردن فرد مراقب دارند و از این رو، گریه هایی از ته دل و به موقع به پا می کنند و در آغوش فرد مراقب نیز بیقراری می کنند.

آیا این همان راهکاریست که ما به کار می بریم؟

وقتی هنگام عصبانیت مان کسی کاری انجام می دهد؛ و ما عقده ها و آشفتگی های درونی خود را بر سر آنها خالی می کنیم؛ با این حال انتظار دارید که با کمال آرامش به ما برای شنیدن درد دل و نگرانی ها گوش دهند؟ آیا وقتی کسی به دردل های مان گوش می دهد؛ ما دوباره احساس خوبی نسبت به زندگی پیدا می کنیم؟ کودکانی که تمایل به ضربه زدن دارند به ما فرصت یادگیری و دانستن این نوع مداخله مؤثر را می دهد؛ مداخله برای برقراری رابطه ای صمیمی تر. مداخلاتی که از طریق توجه کردن و ارزش قائل شدن برای کودک مانع از رفتارهای مخرب می شود و موجب می شود کودک دوباره در دنیای کودکانه خود احساس امنیت کنید.

این مداخله چطور مؤثر واقع می شود:

من زمانی که نظاره گر تعاملات هستم، می بینم که خواهر بزرگ مانند یک پروانه دور برادر کوچکش می چرخد. او برادرش را تنها نمی گذارد اما یک لحظه ناخواسته تکانشی عمل می کند و برادرش را کتک می زند. مادر خسته و نا امید می شود. بنابراین، من به مادر نشان دادم که چطور دخترش را از نزدیک شدن به برادرشباز دارد. من او را تشویق کردم تا بگوید” می دانم که میخواهی برادرت را ببوسی. می توانی او را یک زمانی کمی ببوسی. بیا و فقط از برادرتمراقبت کن و ببین او چه می خواهد. نیازی به رفتارخصمانه و امر و نهی کردن نیست. مادر از امنیت هر دو کودک مطمئن می شود و به دخترش می گوید” تو دوست بیلی هستی، می توانم بگویم تو مثل خواهر بزرگ و دوست داشتنی بیلی هستی”. با ابراز این احساس حد و مرز دار، دختر فوراً قشقرق راه می اندازد و بالا و پایین می پرد و از دست مادرش عصبانی می شود. او سعی می کند به حالت خشمگینی به برادرش نزدیک شود. به مادر گفتیم که ما مشاهده کردیم که او برادرش را دوست دارد اما به او گفته شده که می توانی بعداً و زمان دیگری کمی برادرت را ببوسی و در آغوش بگیری نه اکنون.این قشقرق خواهر بزرگ وکشمکش مطبوع او پانزده تا بیست دقیقه طول می کشد. زیرا ما بر نکات مثبت تمرکز کردیم ضمن اینکه او در آغوش مادرش گریه می کرد به او و احساساتش توجه کردیم. سرانجام احساسات او به شکل برون ریزی فرو نشانده و دیگر هیچ وقت او احساس عصبانیت و دست به کارهای ناگهانی نزد ؛ سپس به مادرش نگاه کرده و با او ارتباط چشمی برقرار کرد و با دکمه های لباس مادرش بازی کرد؛ لبخند زدکه به نظر می رسید او به احساس آرامشیدست یافته است. در این موقع، ما از مادر می خواهیم که اگر او خواست همان لحظه برادرش را ببوسد و اصرار بر آن داشت به آرامی او را از آنجا به بهانه بازی کردن دور کنید. محدودیت مادر و دادن اختیار ناشی از توجه به او موجب شده است که بر نزدیکی به کودک و محاصره او به حالت پرخاشگری فزاینده و انتقام اصرار ورزد. حال، مادر خوشحال است و می داند که چگونه محدودیت اضطراری ایجاد کند تا برایبرون ریزی مؤثر رفتارهای تکانشی دخترشبرنامه ای به عمل آورد.

منبع:مشاورکو

۳۳ دیدگاه ها

  1. مامان
    سلام و خسته نباشید.یه دختر دو ساله دارم خیلی اخلاقش خوب بود بعد از یه مهمونی با یه بچه که خیلی همه رو میزد رو دید از اون به بعد اخلاقش عوض شد همش بچه ها رو میزنه یا هل میده هر چی هم توضیح میدم که کار بدی هست ترکش نمیشه میشه منو راهنمایی کنید؟
    پاسخ بهمن 2, 1395 at 2:57 ب.ظ
    • مشاور
      سلام یادگیری بچه ها در این سن بیشتر از طریق مشاهده صورت میگیره که به صورت تقلید یک رفتار اون رو تکرار میکنند.باید ببینید کودکتون وقتی عصبی میشه این کار رو میکنه یا به حالت تقلید این واکنش براش یک بازی شده و همه رو هل میده؟اگر هنگام عصبانیت این کار رو میکنه که باید بهش یاد بدید وقتی عصبانی میشه چیکار کنه.اگر براش بازی شده که سعی کنید بی توجه باشید تا از سرش بیفته وقتی کسی رو هل میده اصلا به دخترتون توجه نکنید و فردی رو که هل داده بغل کنید و بهش توجه کنید.میتونید در این زمینه بهش قصه بگید ( مثلا یه خرگوشه بود همه دوستاش رو هل میداد و بازی میکرد و دیگه هیچ کس باهاش دوست نشد و تنها موند) وقتی در فیلم یا جایی فردی این کار رو میکنه بگید چقدر کارش بد بود. هیچ وقت از کلمه دوستت ندارم براش استفاده نکنید مدام بگید خودت رو خیلی دوست دارم ولی این کارت رو دوست ندارم بگید تو دختر خیلی خوبی هستی و این کارت اصلا خوب نیست.
      پاسخ بهمن 2, 1395 at 3:53 ب.ظ
  2. ماهک
    سلام وقت بخیر خواهر زاده من پسر سه ساله ایست بسیار خشن و پرخاشگره وبا دختر دو ساله من کتک کاری میکنه.دخترم ازش میترسه و بدجور گریه میکنه به نظرتون باید رفت و آمد را با خواهرم قطع کنم؟
    پاسخ بهمن 2, 1395 at 3:16 ب.ظ
    • مشاور
      اگر بخواید رابطتون رو قطع کنید در واقع به جای اینکه مسئله پیش آمده رو حل کنید صورت مسئله رو پاک کردید واگر دوباره در موقعیتی دیگه مثل مهد این مسئله برای دخترتون پیش بیاد نمیدونه چطور حلش کنه.هیچ بچه ای بی دلیل پرخاشگری نمیکنه حتما دیلی برای این رفتار هست.وقتی در جمع هستید ببینید چه چیزی باعث ناراختی خواهرزادتون میشه مثلا اگر یک وسیله رو ازش بگیرن عصبانی میشه یا اگر باهاش مخالفت کنن یا سر اسباب بازی دعوا کنن و یا والدینش با او تحکم رفتار می کنند. وقتی با هم هستید سعی کنید بازی کردن رو بهشون یاد بدید و در شروع برای اینکه بتونید نظارت داشته باشید در بازیشون شرکت کنید و مدیریت کنید به عنوان مثال مثلا بیایید با هم نقاشی بکشیم نوبتی توپ را در سبد بندازیم و... وقتی خواهرزادتون عصبانی میشه بغلش کنید شاید توجه به دختر شما زیاده و خواهر زادتون حسادت میکنه بهش توجه کنید مدام بگید که دخترتون خیلی دوسش دارم و میخواد باهاش بازی کنه. اگر رابطتون با خواهرتون دوستانه و صمیمی خست ازش بخواید این مشکل رو حل کند و درصدد تغییر رفتار کودکش باشه.در نظر داشته باشید که هر مادر به فرزند خودش حساس هست نحوه گفتن شما مهمه. نگید بچم از بچت میترسه و ... بگید از اینکه اینقدر عصبانی میبینیدش ناراحت میشید چون خیلی دوسش دارید و دلتون نمیاد که در این حال ببینیدش و دوس دراید کمک کنید.
      پاسخ بهمن 2, 1395 at 4:36 ب.ظ
  3. marjan
    با عرض سلام و خسته نباشید. پسر دو سال و سه ماهه ای دارم که هوش بسیار بالایی دارد و بسیار اجتماعی و با ادب است ولی جدیدا از بچه های اطرافش زدن رو یاد گرفته و بچه ها و گاهی بزرگتر های را میزند.هر چه وسایل تشویقی برایش میگیریم و تشویقش میکنیم ولی فایده ندارد.دعوایش هم میکنیم فایده ندارد.چون خیلی باهوش و حساس هست میترسم با دعوا کردن عقده ای و توسری خور بشه.خواهشا بگید چه جوری باهاش رفتار کنم تا دیگه کسی رو نزنه.
    پاسخ بهمن 3, 1395 at 9:20 ق.ظ
  4. مشاور
    مادر عزیز وقتی عصبانی میشه کسی رو میزنه یا زدن براش یک بازی شده؟اگر هنگام عصبانیت این کار رو میکنه که خب باید کنترل خشم رو بهش یاد بدید و رفتار مناسب رو جایگزین کنید.اگر براش بازی شده که بی توجه باشید و گاهی دستش رو بدون اینکه نگاش کنید بگیرید و مانع شید تا جایی که میتونید غیر مستقیم وارد بشید. برای آموزش و جایگزین رفتار مناسب بهتره وقتی این کا رو کرد با لحن آروم بگید مامان این کار درد داره این کار خوبی نیست ما نباید کسی رو بزنیم سعی کنید قبل از اینکه بزنه دستش رو بگیرید و مانع شید.با بعد که تکرار کرد بگید مامانی یادت رفت من که گفتم درد داره نباید کسی رو بزنیم.این بار کمی لحن کلامتون جدی باشه.دفعه بعد نگاش کنید و بگید من چی گفته بودم؟ ولی اصلا دعواش نکنید فقط چهره خودتون رو ناراحت نشون بدید.یادتون باشه موقع تذکر بهش ابراز علاقه کنید و بگید تو خیلی پسر خوبی هستی ولی این کار اصلا خوب نیست من تو رو خیلی دوست دارم ولی این کارت رو اصلا دوست ندارم. با زبان کودکانه بگید ما اجازه نداریم کسی رو بزنیم و کسی هم اجازه نداره ما رو بزنه.بهش دفاع کردن رو یاد بدید که اگر کسی زدتش دست طرف رو بگیرد بهش اخم کنه و بگه اجازه نداری منو بزنی میتونید با بازی این رو بهش یاد بدید
    پاسخ بهمن 4, 1395 at 5:47 ق.ظ
  5. طهماسبی
    سلام پسرم تقریبا یک سال و ده ماهشه مهد کودک میره و از شش ماهگی مشکلی که با پسرم دارم اینه که بچه ها رو که می بینه گاز میگیره و موهاشونو میکشه یا اینکه پاشو از فاصله بین حفاظ تخت میاره بیرون و به بچه ها لگد میزنه یا هل می ده بچه ها رو به طور مثال با دوچرخه اگر نتونه از جایی رد شه مبلمان که سر راهشه رو گاز میگیره الان تو قسمت شیر خواره مهد کودک هست این معضلی شده برای من که بچه های کوچکتر در اتاقشون هست و هر روز مربی مهد میگه تختش رو عوض کردیم و دورتر از بچه ها نگهش می داریم و به خاطر رفتارش بیشتر وقتا تو تخت هست و اسباب بازی ها رو اونجا بهش میدیم .لطفا راهنمایی کنید البته گاز گرفتن و موقع دندون درآوردن باباش دست شو می رفت می شست و می داد که با لثه اش بهش فشار بیار یا همون گاز بگیره اونم که دندون داشت در می اورد فکر کنم از اونجا یاد گرفته.وقتی ما رو هم گاز میگیره من دعواش میکنم می گم نه گاز نه بوس. و سریع بوس میکنم.ولی یادش نمیره چکار کنم برای ترک این رفتار بد.ببخشید خیلی طولانی شد.
    پاسخ بهمن 5, 1395 at 4:45 ب.ظ
  6. زاهد
    سلام.به نظر میاد شاغل هستید که کودکتون رو از 6 ماهگی مهد بردید.کودک شما در اوج وابستگی به شما و نیاز به حضورتون ساعتی از روز رو از شما دور هستش که میتونه باعث این رفتار بشه.گاهی هم علت چیز دیگه ای هست مثلا یادگیری این رفتار از دیگران .از مربیش بپرسید این رفتار در چه شرایطی بیشتر اتفاق میفته آیا وقتی عصبی هست گاز میگیره یا چون بلد نیست با بچه ها بازی کنه برای ایجاد ارتباط هر کاری میکنه؟ اگر با عصبانیت این کار رو میکنه که بیشتر بحث عاطفی مطرح هستش سعی کنید حتما زمان بیشتری رو باهاش باشید حتما وقتی با هم به منزل میایید مدت زمانی رو در آغوش بگیریدش و براش وقت بزاید وب ازی کنید.داشتن توپ اسفنجی در دستاش و فشار دادنش میتونه آرومش کنه.اگر در همه شرایط این رفتار رو داره سعی کنید خیلی در کنار خودتون با گروه همسال باشه مثلا پارک ببریدش تا با بچه ها بازی کنه مدام بچه رو ناز کنید و بگید نازی تو هم ناز کن.اگر شما و پدرش رو هم گاز میگیره با حالت صورتتون نشون بدید که دردتون میاد و ناراحت میشید.
    پاسخ بهمن 6, 1395 at 11:10 ق.ظ
  7. ati
    سلام پسرم 4 سالشه بی دلیل دیگران رو میزنه.وقتی تو خیابون راه میریم توی شکم رهگذرها میزنه و دلیلش رو هم میگه به من نگاه کرد یا ازش خوشم نمیاد.من شاغل هستم و شاید یکی از دلایلش همین باشه لطفا منو راهنمایی کنید.
    پاسخ تیر 12, 1396 at 6:56 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. کاملا مشخصه که این رفتار کودک ناشی از تقلید از دیگران به خصوص همسالانه، چون در این سن بسیار شایع است. در مهد یا محیطی که کودک قرار دارد این مسئله را بررسی کنید. نگران نباشید هر مسئله کودک شما ناشی از کار کردن نیست.
      پاسخ تیر 20, 1396 at 4:55 ب.ظ
  8. کامروا
    سلام و خسته نباشید یه دختر دو ساله دارم خیلی اخلاقش خوب بود و بعد از یه مهمونی با یه بچه که خیلی همه رو میزد رو دید از اون به بعد اخلاقش عوض شد همش بچه ها رو میزنه یا هل میده هر چی هم توضیح میدم که کار بدی هست ترکش نمیشه میشه منو راهنمایی کنید.
    پاسخ مهر 17, 1396 at 5:04 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام، تقلید در کودکان مخصوصا در این سنین امری طبیعی است... کودک شما با مشاهده این رفتار و تاثیر آن بر دیگرن این رفتار را آموخته و سعی کرده او نیز با تکرار این رفتار رو انجام بده و واکنش دیگران رو ببینه... برای از بین رفتن این رفتار سعی کنید هیچ عکس العملی نشان ندهید تا رفتار خاموش شود و متوجه شود که رفتار هیچ عکس العملی را از دیگران در بر ندارد
      پاسخ آبان 22, 1396 at 9:10 ق.ظ
  9. مادر
    سلام پسر من خواهربزرگترش و برادرکوچکش رو در دعوا کتک میزنه و بر سر چیزهای کوچک و بی اهمیت دعوا میکنه و سر ب سر خواهر و برادرش میذاره و وقتی دلیل رو ازش میپرسیم میگه چون زورم زیاده.‌پسرم ۱۰ سالشه
    پاسخ مرداد 26, 1399 at 8:52 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز در این مسیر بهتر است در هیمن سن کودکی برای بررسی این رفتار و افکار و احساساتی که پسرتان تجربه می کنند او را به روانشناس ارجاع بدهید تا بتوانیم در این زمینه به او کمک کنیم تا بتواند از مسیر های بهتری با شماها ارتباط برقرار کند و احساسات و نیازهای خود را بیان کند . دقت داشته باشید که او کم کم وارد آماده شدن به مرحله نوجوانی می شود و بهتر است این رفتارها قبل از نوجوانی اصلاح شودچون در این سن می تواند آسیب های بیشتری را به همراه داشته باشد و او را از مسیر اصلی رشد خود دور کند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22685741
      پاسخ مرداد 26, 1399 at 10:17 ق.ظ
  10. مامان آراد
    سلام وقتتون بخیرخسته نباشید میخواستم بگم من وهمسرم حدود ۳سال پیش به دلیل اختلافاتی که داشتیم تصمیم گرفتیم جدابشیم البته اینم بگم که دوران زندگیمون کلی جنگ ودعوا کردیم ووقتی تصمیم گرفتیم جداشیم خانواده همسرم پسرم رو که ۱سالونیمش بود وشیرمادررو میخورد ازمن گرفتن حدود ۱سال بامن زندگی نکرد من نتونستم ببینم تواون ۱سال من کلا ۳باردیدمش بعداز اون باکلی دادگاه رفتن و...من وهمسرم دوباره تصمیم گرفتیم زندگی کنیم اما پسرم خیلییییی تغییرکرده بود خیلی اخلاقای بدی پیداکرده بود مثل لجبازی،کتک زدن دیگران و...بعدش بخاطراینکه هم من وهم همسرم شاغل بودیم تصمیم گرفتیم بزاریمش مهدکودک وقتی گذاشتیم کلا۱۵روزرفت مهدبعدش بخاطرکرونابسته شداما پسرم خیلیییی خوب شد اصلا دیگه نه لجبازی می‌کرد نه کتک میزد کلا زمین تاآسمون تغییرکرد اما دوباره بعدازچندمدت همونجوری مثل قبل شد.البته اینم بگم که یه موقعایی من وهمسرم جروبحث ودعواروداشتیم والانم داریم واینکه پسرم خیلی بدتر شده لجباززززه،کتک میزنه اصلا به حرفمون گوش نمیده و...الان پسرمون ۴سالونیمشه پارسال ماتصمیم گرفتیم بریم پیش مشاور چون هم من وهمسرم باهم مشکل داشتیم هم پسرمون رفتیم مشاوره تاحدودی خوب شدیم درمورد پسرمون هم گفت باید داروبخوره وقرص ریسپریدون۲رو بهش داد گفت هرروز قبل ازساعت ۱بخوره قبل از اینکه دکتردارو بده پسرم اصلاااا نمیخوابید اما اون قرص رو که دکترداد خوابش حدودا تنظیم شد والان دکترگفت که باید دوزشو کم کنه دوزشوکم کرد وگفت ۱۵روز نصف بخوره ۱۵روزکامل بخوره واینکه دیگه تا۵سالگی نمیتونه این قرص رو بخوره باید کم کم ازش بگیرم ودکترگفت بایدحتما بره مهد کودک بخاطراینکه مهدکودک میکنه تابهتربشه وباکمک مهد میتونیم قرص رو هم کم کم ازش بگیریم خلاصه این توضیحات رو خدمتتون گفتم که بگم هنوز بااینکه پسرمون حدود۱سال میشه این قرص رومیخوره اما هنوزم که هنوز رفتارای پرخاشگری رو داره لجبازی میکنه گاهی کتک میزنه اصلا آروم وقرار نداره خیلی انرژی داره من واقعا دیگه کم آوردم نمیدونم دیگه چیکارباید انجام بدم نمیدونی چجوری باید باهاش رفتارکنم نمیدونم کدوم رفتار درسته وکدوم رفتارغلطه درحدی کم آوردم که بخاطرکاراواذیتای پسرم اصلا دوست ندارم هیچ جایی برم والانم چندروزه دوباره مهدکودک میره اما میگن که هنوز پرخاشگره و ممکنه به بچه ها آسیب بزنه توروخدا کمکم کنید خواهش میکنم
    پاسخ آبان 17, 1400 at 2:19 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما عزیزم نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما عزیزم در این مسیر اینکه داوی دکتر بر مبنای چه تشخیص گذاری توصیه شده است را نمی دانیم و در این مسیر در هرصورت بهتر است که روند قطع دارو تحت نظر متخصص صورت گیرد و در کنار اینکه دارو درمانی در کنار روان درمانی کودکان می تواند نتیجه گیری بهتری داشته باشد. در هرصورت کودک شما نیز می تواند از مسیر طلاق و بازگشت دوباره و همجنین مشکلات فعلی شماها آسیب ببیند و در این مسیر در کنار کمک به بازسازی های رفتاری و بررسی شرایط روحی و رفتاری کودکتان نیاز است که مسیر تعاملی بین شما و همسرتان و هریک از شما دونفر با کودکتان نیز بررسی شود. گاهی این جنب و جوش های زیاد و یا حتی پرخاش کردن برای این است که کودک بیان کند کسی مرا می بین ، من هستم در این مسیر نمی توان یک مسیر کلی برای درمان بیان کرد اما همانطور که مشاهده می کنید دارو درمانی به تنهایی کافی نیست و تنها می تواند مقداری رفتارهای تکانشی و جنبشی او را کاهش بدهد اما اینکه واقعا دلیل این رفتارها چیست و تغییرات رفتاری و ارتباطی هم اهمیت زیادی پیدا می کند.
      پاسخ آبان 17, 1400 at 4:01 ب.ظ
  11. مرضیه
    سلام وقتتون بخیر.ببخشید پسر من ۳ سال و نبمشه شیطونی میکنه سر ب سر بچه ها میذاره.اما معمولا کتک نمیزنه بقبه رو. ولی دختر خواهرشورهرم که ۵_۶سالشه خیلز ب پسرم میزنه همین ک یه اتفاق کوچیک میفته یا ی چیزی خلاف میلشه یا پسرم سر به سرش میذاره فوری بهش میزنه.این خیلی عصبیم کرده.نمیدونم چیکار کنم دام نمیخواد بچه ی من کتک خور شه از طرفی دلمم نمیخواد بهش بگم باید وقتی اون بهت میرنه توهم بزنیش. نمیدونم چیکار کنم.چه رفتاری کنم ک کدورتی پیش نیاد .چه رفتاری کنم که اون دختر بچه هم رفتادش اصلاح بشه تورو خدا راهنماییم کنین
    پاسخ آذر 9, 1400 at 1:46 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما مرضیه جان نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما عزیزم دقت کن که مسیر تربیتی و رشدی و حتی بعد شخصیتی که هر کودک دارد با دیگری متفاوت می باشد و خب قرار نیست که همه آنها یک نوع واکنش به شرایط و تجربیات محیطی داشته باشند و خب اینکه فرزند دو کودک باهم متفاوت باشد یک امر طبیعی می باشد. در این مسیر بهتر است اجازه بدهید آنها خودشان ارتباطی که دارند را بسازند او می تواند از خودش دفاع کند نگران این نباشید اما او به نظر می رسد از مسیر راتباطی دیگری استفاده می کند چون اگر قرار باشد او هم بزند خب بازهم همان مسیر هست و نسبت به یک نفر هم نیست و به مرور به یک راحل برای ارتباط تبدیل می شود. در این مسیر اینکه شما و همسرتان او را بدون قید و شرط دوست داشته باشید و به او فرصت بدهید تا در مورد احساسات و نیازهایی که دارد باهم صحبت کنید این برای یک مسیر تعاملی کافی می باشد و او یاد می گیرد که هم در مورد احساسات و نیازهایی که دارد صحبت کند و هم اینکه بتواند به خودش توجه داشته باشد و مسیر ارتباطی را بسازد که بر مبنای تعامل هست و نه کتک زدن .
      پاسخ آذر 9, 1400 at 10:27 ق.ظ
  12. فاطیما
    سلام خسته نباشید. من یکی دو ماهه توی یک موسسه آموزش زبان برای کودکان استخدام شدم. این اولین تجربه کاریمه. توی یکی از کلاس‌هام ۳ تا شاگرد پسر ۵،۶ ساله دارم. اونها تقریبا از جلسات ۵ شروع کردن به زدن همدیگه، طوری که خیلی وقتا به حرف من گوش نمیکنن. چند بار به فارسی باهاشون صحبت کردم که کار زشتیه که همو همش میزنن. ولی زیاد تاثیر گذار نیست. تا یک ذره نزدیک هم میشن شروع میکنن به زدن و هول دادن و کشیدن همدیگه. دقت کردم توی حرفاشون یکیشون چند بار فیلم یا کارتون‌های خشن هم دیده. این یکی بچه توی کلاس خیلی زود کلافه و بی‌حوصله میشه وقتی میخوام باهاش انگلیسی حرف بزنم. وقتایی هم که شروع می‌کنه به زدن همکلاسیش، توی یک حالتی می‌ره هر چی صداش میزنم و دست تکون میدم اصلا انگار نه انگار. انگار من اینجور مواقع تا چندین ثانیه براش نامرئی میشم. چندین کلمه فارسی باید حرف بزنم تا متوجه من بشه. انگار اون لحظات جز هدفش که اون یکی بچه‌اس هیچیو هیچکسو نمی‌بینه و نمیشنوه. یک رفتار بد دیگه‌ای هم داره و اونم اینه که گاهی از عمد یه جوری تیکه‌ای و هیستیریک کننده می‌خنده که حرص اون یکی رو دربیاره که بزنش. اون یکی هم خبر دارم کلاس رزمی می‌ره و خیلی وقتا تلاش داره بگه من از تو قوی‌ترم و زورم بیشتره. الآن تقریبا اواخر ترمشونه و منم واقعا ایده برای کنترل کلاس کم آوردم و روزایی که با اونا کلاس دارم غصم میگیره. لطفاً یک راه حلی به من بدین. چون تصور اینکه قراره ترم بعدی کلاس اینا رو به من بدن واقعا برام عذاب‌آوره. مگر اینکه یک راهی برای تخلیه این خشم و خشونتشون پیدا کنم. ایمیلم رو میفرستم تا اگر راه حلی به ذهنتان رسید به من زودتر بگید. خیلی ممنون.
    پاسخ آذر 14, 1400 at 11:52 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما فاطیما جان قابل درک هست که این شرایط برای شما با دشواری زیادی همراه شده است اما در این مسیر نیاز است که شما در احترام به آنها قانون کلاس را برای آنها تعریف کنید و سعی کنید که فاصله نشستن بین آنها را حفظ کنید و سعی کنید که در زمان صحبت آنها با یکدیگر از کلامت استپ استفاده کنید و از دادن باج و طرفداری از هریک از انها خوداری کنید. اما در مورد کودک اول بهتر است در احترام و بدون هیچ برچسب زدنی با پدر و یا مادر او صحبت کنید و بخواهید که در مورد این شرایط رفتاری با یک روانشناس صحبت کنند اما آنچه برای خود شما اهمیت دارد این است که تعریف کنید که اینجا برای چه چیزی قرار دارند و قرار است چه کاری باهم انجام بدهید و در این مسیر تعریف نیز از خود آنها استفاده کنید.
      پاسخ آذر 14, 1400 at 3:40 ب.ظ
  13. یه مامان
    سلام پسر من پیش دبستانی میره پسر با محبتیه داخل کلاسشون یکی از همکلاسیاش اذیتش میکنه گاهی کتکش میزنه یا تحقیر و مسخره اش میکنه.اون همکلاسیش بیش فعاله و ظاهرا دارو هم مصرف میکنه متاسفانه مربیشون هم انگار نمیتونه درست کلاس رو مدیریت کنه چون گاهی وقتا جای چنگ و زدن اون بچه رو روی صورت و گردنش میبینمبا مدیرشون صحبت کردم با مادر اون بچه صحبت کردم فایده ای نداشته یه مدت کوتاه با هم خوب شدن بعد باز سر چیزای کوچیک دوباره رفتارای اون بچه شروع شده.از طرفی چون هی تو کلاس اعلام میکنه من با همه دوستم به جز تو،پسرم حس بد داره هی میخواد بهش نزدیک باشه که باهاش دوست باشه و اون بدتر برخورد میکنه بارها به پسرم گفتم ازش دور باش باهاش صحبت نکن فایده نداشته و برعکسش سعی کردیم رابطه صمیمی ایجاد کنیم بینشون بازم حل نشد.اون پسر به هیچ وجه جاشو عوض نمیکنه و نمیذاره کسی روی صندلیش بشینه و چون جلو میشینه گاهی معلم برای اینکه از هم دورشون کنه به پسر من میگه بشینه اخر و این اخر نشستن هم گاهی باعث میشه تمرکز پسرم به هم بریزه مثلا از جاش بلند بشه یا حواسش پرت بشه. من هر بار که از همکلاسیش تعریف میکرد بهش میگفتم بگو دستای ما مهربونه ما کسیو نمیزنیم به جاش حرف میزنیم مشکلتو بگو به جای زدن ولی فایده ای نداشت نمیدونم به پسرم بگم اگه تو رو زد تو هم مقابله به مثل کن؟ یا خودم برم و با اون پسر محکم صحبت کنم و متوجه اش کنم که حق نداره به کسی اسیب برسونه.این همه پسرمو زده هیچ بار پسرم مثل خودش عمل نکرده چون نمیخاسته به اصطلاح دستاش نامهربون بشن یا خشن برخورد کنه ولی با توجه به اینکه اون بچه از مربیشم حساب نمیبره و یه جور رفتارای زورگویانه و غلدرانه رو درپیش گرفته جوری که پسرم ازش میترسه به نظرتون چه رفتاری داشته باشمممنونم
    پاسخ دی 7, 1400 at 4:46 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز نگرانی شما برای کودکتان قابل احترام هست اما در این مورد با توجه به بیماری این کودک نیاز است که مربی و مدیر مدرسه توجه بیشتری به شرایط رفتاری او داشته باشند اگر قرار است در کنار دیگر بچه ها باشد نیاز است که در کنار مصرف دارو یک سری کلاس های رفتار درمانی نیز شرکت کند اما در هرصورت ممکن است که مادر این کودک نخواهد حرکتی کند و یا مربی و مدیر مدرسه هم در این مسیر حرکتی نداشته باشند. در اینجا سلامت روحی و روانی فرزند شما از اهمیت برخودار می باشد پس بهتر است که به او اجازه بدهید که احساساتش را در اینگونه شرایط بدون سرزنش و یا اینکه برایش راحل بگذارید بیان کند او می تواند گاهی از این همه رفتار نادرست عصبانی هم شود و حتی او را بزند اما خب این موضوع را بهتر است شما تشویق نکنید یعنی اینکه اگر احساس خودش اینگونه بود خب رفتاری در این مورد هم خواهد داشت . شما می توانید به او بیان کنید که بهتر است که از تعامل و صحبت استفاده کند اما اگر جواب نداد خب تصمیم گیری با خودش هست که می خواهد از این فرد دور بماند و یا اینکه رفتار دیگری را انتخاب کند. در صورت تکرار این شرایط بهتر است که نهایتا مدرسه کودکتان را عوض کنید و یا در کلاس دیگری حضور پیدا کند.
      پاسخ دی 7, 1400 at 10:43 ق.ظ
  14. یه مامان
    سلام ممنونم از اینکه پاسخ دادین . پسرم میگه من ازش میترسم و میگه مامان میشه بیای پشت کلاس بمونی من چند بار خواستم توی مدرسه حضور داشته باشم ولی معاون و کادر مدرسه اجازه اینکه پشت کلاسشون باشم رو بهم ندادند حس میکنم داخل کلاس احساس امنیت نداره و حتی یه بار سرزده به مدرسه شون رفتم و صداشون از کلاس مسومد که اون پسر،فرزندم رو خرابکار خطاب میکرد چون کاردستیش خراب شده بود و پسرم با حالت بغض بلند میگفت نیستم نیستم و وقتی به مربیش گفت میشه لطفا یه کاغذ دیگه بهم بدین اخه کاردستیم خراب شده خودِ مربی هم با حالتی بی حوصله گفت میخواستی خراب نکنیش بعد اون پسر هم جلوی معلم گفت وایسا کلاس تموم بشه یه کتک تپل بهت میزنم و متاسفانه مربی هیچ برخورد یا عکس العملی نداشت انگار خود مربی هم نمیدونم به چه دلایلی ولی عکس العمل خاصی نسبت به اون بچه نداره و پسرم بلند بلند اشک میریخت و دیگه من طاقت نیاوردم و رفتم داخل کلاسشون و بغلش کردم و ارومش کردم . به نظرتون خودم با اون بچه صحبت کنم ؟ مادر اون بچه اصلا مدرسه پیداش نمیشه دیگه
    پاسخ دی 7, 1400 at 12:59 ب.ظ
    • مشاور
      درک میکنم که این شرایط برایت نگران کننده شده است اما با توجه به تجربه کودک شما در این محیط همانطور که بیان کردم اگر مربی و مدیریت نمی توانند این شرایط را مدیریت کنند بهتر است که فرزند شما در مدرسه دیگری و با مربی که توانایی مدیریت کلاس و برخورد با کودکان در این سن را داشته باشد مسیر رشدی خودش را سپری کند. در هرصورت این کودک هم دچار مشکل می باشد و بهتر است تا جای ممکن شما برخورد نکنید مگر اینکه دیگر راحلی وجود نداشته باشد.
      پاسخ دی 7, 1400 at 4:37 ب.ظ
  15. یه مامان
    ممنونم از شما امروز پسرم خیلی اصرار داشت که باهاش همراه باشم و منم داخل دفتر مدرسه کل تایم رو نشستم تا اگه نگرانی ای داشت احساس امنیت کنه شرایطی پیش اومد که اون پسر داخل حیاط مدرسه تنها نشسته بود و ناراحت بود باهاش صحبت کردم قبلش به خاطر ناراحتی ای که ازش به خاطر کتک زدن فرزندم داشتم فکر میکردم اگر چنین فرصتی پیش بیاد باهاش حتما محکم برخورد میکنم ولی واقعیتش اصلا دلم نمیاد اینجور رفتار کنم اون هم بچه است و شاید شرایط خانواده یا هر دلیل دیگه ای باعث بروز چنین رفتاری شده باهاش با مهربونی حرف زدم و بهش گفتم هر وقت مشکلی داشتی یا از کسی ناراحت بودی در موردش صحبت کن نباید هیچکس رو بزنیم چون اینجوری کسی نمیفهمه که ما از چی ناراحتیم و شاید از دستمون ناراحت تر هم بشه احساس میکنم آروم تر شد.میدونین کاش مربیا و کادر مدرسه یا هر کسی که با بچه ها در ارتباطه،وقتی مشکلی پیش میاد به جای اینگه بگه تو پسر بدی هستی یا وای داری بازم بچه ی بدی میشه سعی کنه به موضوع از دید بچه نگاه کنه و اون بچه حس کنه که درک شده. آرومش کنه و بعد براش توضیح بده که چه رفتاری درسته. متاسفانه این رو من توی این مدرسه ندیدم با اینکه ظاهرا مربیشون پانزده سال سابقه دارند ولی متاسفانه حس همدلی کمرنگ بود اونجا .ممنونم از وقتی که گذاشتین و راهنمایی های خوبتون
    پاسخ دی 7, 1400 at 5:28 ب.ظ
    • مشاور
      اینکه شما با دنیای کودکانه با آنها برخورد کنید خیلی خوب هست اما عزیزم در این مسیر همانطور که خودتان هم اشاره کردید سابقه کار ارتباطی با داشتن اطلاعات لازم در مسیر ارتباط با کودکان ندارد و شاید بهتر است که در این مسیر بجای سابقه کار بر مهارت و داشتن دانش تخصصی در زمینه کودک برای فرزندانمان توجه کنیم. اما در مورد ماندن در دفتر مدرسه خب این مسیر را به شما پیشنهاد نمی کنم چون به مرور وابستگی بیشتری به شما پیدا می کند و خب این باعث می شود که نتواند خودش مسیرهای ارتباطی را بسازد تا جای با او همراه شوید که استقلالش را از بین نبرد و بتواند خلاقانه در مورد مشکلاتش حرکت کند. موفق باشید.
      پاسخ دی 8, 1400 at 11:59 ق.ظ
  16. فاطیما
    سلام. من حقیقتا حس میکنم روز به روز توی کنترل کلاسام دارم شکست میخورم. انگار دیگه بچه‌ها به عنوان معلم دیگه برام احترامی قائل نیستن و وقتی حرف میزنم حکم وز وز براشون داره. به حرفام گوش نمیکنن و گاهی منو نادیده میگیرن. ولی انگار دیگه کنترل این بچه‌ها برام سخت شده. هر وقت از کلاسا برمی‌گردم خونه حس میکنم توی شغلم بد شکست خوردم. همش نگرانم یکی بگه من عرضه تدریس و کنترل چند تا بچه کوچیک رو ندارم. توی از کلاسا شاگردام وقتی بهشون میگم فلان کار نکن خیلی توجه نمیکنن . یکی از شاگردام که پسر حدود ۶ ساله ‌اس، کلا آروم و قرار نداره. وقتی آهنگ کودکانه میذارم بچه‌ها طبق آهنگ حرکت برن اون هی می‌چرخه پشتک میزنه هی به یکی دیگه از بچه‌ها میچسبه و ور می‌ره. با اون یکی بچه‌ همون‌طور که قبلا گفتم، پرشون به هم میخوره شروع میکنن به دعوا و زدن. از اون جایی که کلاس رزمی میره مشت و لگد بدی میزنه. امروز همون بچه‌ رو محکم با لگد زد توی شکم بچه. طفلک تا چند دقیقه روی تشک کلاس مچاله بود. چون خیلی نگران شدم بهش گفتم: من صد بار نگفتم همدیگه رو نزنید. گفت اون نمی‌ذاشت برم سمت کیفم. گفتم : (خب اون فکر کرد تو داری میری سمت کیف اون. با حرف زدن براش توضیح میدادی که نه من می‌خوام کیف خودمو بردارم. مشکلی پیش میاد باید با هم حرف بزنیم نه که همو بزنیم.)
    پاسخ دی 11, 1400 at 8:48 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما فاطیما جان ببین عزیزم درک میکنم که کار کردن با کودکان در این سن و با توجه به اینکه هنوز قانون و مقرارت را به درستی نمی دانند برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما همانطور که خودت می دانی این کودکان رفتار و شخصیت های متفاوتی دارند و خب این تاثیر زیادی در واکنش به صحبت های شما دارد. در این مورد در کنار بازی با آنها دقت کنید که تنها سال دارند و خب این باعث می شود که نتوانند خیلی قانومند در این مسیر عمل کنند. اما خب در مورد کودکی که اصلا آرام و قرار ندارد، کودکان دیگر را می زند و یا رفتارهای حرکتی بیش از اندازه دارد خب در کنار اینکه بهتر است در احترام به او قوانین مشخص و واضح تر باشند بهتر است که یک روانشناس نیز رفتارهای او را بررسی کند. همیشه مشکلی اگر وجود دارد مربوط به شما نیست چون شما نمی توانید همه چیز را کنترل کنید و خب همه در یک راستا عمل کنند در هرصورت داشتن انعطاف پذیری و خطا را اگر هم برای خودت و هم شاگردانت بپذیری می توانی مسیر رشدی و ارتباطی بهتری را تجربه کنی.
      پاسخ دی 12, 1400 at 2:48 ب.ظ
  17. بیرانوند
    سلام یکی از اشنایان دختری ۷ساله دارد و زن باباش موهاش رو کشیده و ترسیده و نمیتونه مدرسه بره
    پاسخ اردیبهشت 11, 1401 at 6:25 ب.ظ
  18. Arshida
    سلام وقت بخیر .دختر ۴سال و نیم دارم توی باشگاه بچه های دیگه رو میزنه و همه بچه ها ازش میترسن نمیدونم چیکارکنم این کارشو بزاره کنار
    پاسخ اردیبهشت 25, 1401 at 4:00 ب.ظ
    • دکتر لیدا احدی
      سلام. با کودک به مرکز تشریف بیارید و ریشه یابی می کنیم و مشکل را درمان می کنیم. نیاز هست ابتدا دلایل رفتار شناسایی بشود.
      پاسخ اردیبهشت 25, 1401 at 5:18 ب.ظ
  19. ف .ا
    سلام خسته نباشید من یک پسر ۴ ساله دارم که خیلی شیطونه از دیوار بالا میره روپشت بوم میره تازگی ها هم حرف های زشت یادگرفته و به همه این حرف ها را میزنه،منم تازگی ها دستم روش باز شده و میزنم نمیدونم باید چکار کنم دیگه خسته شدم دوست ندارم بزنمش .چکار باید بکنم.
    پاسخ خرداد 29, 1401 at 11:12 ب.ظ
    • مشاور
      سلام به شما عزیزم نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما خب در این مسیر نیاز است که به یک سری شرایط توجه بیشتری کنید. 1. کتک زدن او ممکن است در همان زمان باعث آرام تر شدنش شود اما خب این دقیقا تشدید کننده همان رفتار اشتباه می باشد و باعث می شود که او نیز در زمان روبرو شدن با مشکلات از این سبک رفتاری استفاده کند. پس دقت کنید که رفتارهای شما و همسرتان و حتی افراد نزدیک او اهمیت زیادی دارد مخصوصا شما به عنوان مراقب اصلی چون او از شماها به عنوان یک الگو استفاده می کند. 2. بهتر است که در محیط منزل مراقبت داشته باشید خب او به عنوان یک کودک 4 ساله نه باید اجازه داشته باشد و نه شرایط دسترسی به پشت بام را داشته باشد چون در هرصورت برای او می تواند خطرناک باشد پس بهتر است در احترام اما محکم و قاطع به او بگوید اجازه ندارد به پشت بام برود و محیط دسترسی او را قطع کنید. 3. در هرصورت مراقبت از کودکان با این شرایط سخت تر می شود اما حتما رفتارهای او دلیلی دارد و در این مورد اهمیت دارد که دلیل رفتارهای کودکتان مشخص شود به همین دلیل هم نیاز است که در کنار آرامش بیشتر شما با ارجاع دادن او به روان درمانگر کودکان کمک کنید تا بتوانید با شناخت بهتر نسبت به شرایط کودکتان در این مسیر پیش بروید. 4. گاهی این میزان از رفتار برای جلب توجه شما و اطرافیان می باشد پس اهمیت دارد که به میزان لازم در طول روز به او توجه کنید و در کنار آن برایش فضای بازی که دوست دارد را محیا کنید. 5. رشد زبانی و حرکتی و همچنین شناختی و.... او در طی این 4 سال نیز بهتر است بررسی شود چون مثلا اگر کودکی رشد زبانی کمتری داشته باشد احتمالا با رفتارها سعی می کند درخواست ها خود را بیان کند . 6.در کنار اینکه خب احتمال بیش فعالی هم وجود دارد که نیاز به بررسی دارد البته برای این تشخیص گذاری نیاز به بررسی دقیق شرایط کودک شما میباشد و تنها براین اساس که رفتارهای حرکتی زیادی دارد نمی توان این تشخیص گذاری را داشت. اما در هرصورت آنچه مهم هست این است که بدانیم کودک شما میخواهد با این رفتار چه چیزی را نمایش بدهد و چه منظوری دارد در این حالت احتمالا می توانیم به او کمک بیشتری کنیم.
      پاسخ خرداد 30, 1401 at 11:53 ق.ظ

گفت و گو با مشاور کودک و نوجوان