تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نوجوان و فرار از خانه

نوجوان و فرار از خانه

 

این بدترین کابوس شبانه هر پدر و مادریست؛ نیمه شب به اتاق خواب نوجوان خود بروید و ببینید که در رخت خوابش نیست. قلب شما از تپش می ایستد و وحشتزده می شوید، با دوستانش، اقوام و پلیس تماس می گیرید. بنابراین، اگر کودک شما از خانه فرار کرده و یا تهدید به آن دارد، و یا می ترسید که این کار را انجام دهد، مهم است که این مقاله را بخوانید.

اگر شرایط مساعد باشد هر نوجوانی می تواند از خانه فرار کند. باور کنید اگر تحت استرس باشند حتما فکر فرار از خانه از ذهنشان می گذرد. مسئله مهمی است از هر هفت نوجوان یک نفر فرار می کند و یا تلاش برای ان کرده است.

از یاد نبرید که فرار کردن مثل هر عمل دیگری است، برای انجام این کار نیاز به سه چیز است: توانایی، اشتیاق و فرصت. بیایید این را بپذیریم، نوجوان همه روزه توانایی و فرصت فرار را دارد، بنابراین تنها نیاز به اشتیاق برای انجام ان دارد. اشتیاق نیازمند دلائل مختلفی می باشد. می تواند یک موقعیت استرس زایی باشد که نوجوان در معرض آن قرار گرفته، ترس از پیامد کارهایی که انجام داده اند، شکلی از کشمکش قدرت، عدم تمایل به مدرسه رفتن و یا مشکلات مصرف مواد.

در واقع وضعیت وحشتناکی است؛ نوجوان اغلب فرار کردن را یک ماجراجویی و یا کلیدی برای ازادی می داند، “جایی می روم که کسی به من نگوید چه کنم”.

چرا نوجوان از خانه فرار می کند؟

تعدادی از نوجوانان به دلیل مصرف مواد و الکل از خانه فرار می کنند. هنگامی که نوجوان یا کودک درگیر مصرف مواد می شود از خانه فرار می کند تا ان را مخفی کند و والدین متوجه نشوند. آنها خواهان مصرف بیشتر و ازادانه تر هستند بنابراین به بیرون از خانه پناه می برند تا راحت تر باشند.

علاوه بر خشم و ترس، احساس شکست نیز می تواند منجر به فرار نوجوان از خانه شود. برخی از نوجوانان فرار می کنند زندگی بیرون از خانه و به تنهایی برایشان قابل تحمل تر از زندگی در محیط انتقادی خانه می باشد.

یکی دیگر از علل فرار نوجوانان اینست که آنان فاقد مهارت های حل مسئله لازم هستند. فرار از خانه خود یک روش حل مسئله اما نادرست می باشد. این روش حل مسئله محصول تفکر سیاه و سفید می باشد. انها فرار می کنند تا از چیزی که هیجان منفی در انها ایجاد می کند مواجه نشوند. در واقع انها از حل مسئله فرار می کنند. انها اغلب تکانشی تر از هم سالان خود هستند و بدون فکر در دسترس ترین راه حل را انتخاب می کنند.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه اعتیاد می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۶۷ نظر
  1. سهرابی
    دلیل اصلی این فرار چی میتونه باشه نوجوان معمولا به دنبال چه هدفی از خونه فرار می کنه؟؟؟؟؟
    پاسخ شهریور 17, 1395 در 6:38 ق.ظ
  2. مشاور
    هدف از ایجاد تغییر در شرایط موجود است که برای کسب امنیت روانی و امنیت محیطی صورت می گیرد.هدف از امنیت روانی رسیدن به رضایت از زندگی است.گاهی فرار می تواند به دلیل وجود زمینه های درونی و پنهانی اختلال های شخصیت ، بیماری های روحی و روانی و اختلالات خلقی باشد. این مورد با رفتارهایی همراه است که از سوی دیگران و جامعه کژرفتاری تلقی می شود. کسب امنیت محیطی برای رهایی از سلطه والدین با شرایط آزار دهنده ای است که عرصه زندگی را بر نوجوان تنگ کرده و نوجوان برای بهبود شرایط زندگی و دور شدن از ناامنی محیطی مانند خشونت ، اعتیاد، فقر ، طلاق و جدایی والدین،سوء استفاده های جسمی و جنسی، تحقیر و طرد شدن، شرایط تحمیلی مانند ازدواج اجباری یا ممانعت از تحصیل و علل دیگر اقدام به فرار می کند.گاهی فرار به قصد کسب امتیاز برای به دست آوردن شرایط دلخواه است.فرار نوجوان در واقع نوعی اعتراض نسبت به شرایطی است که به نظرش غیر قابل تحمل ، تغییر ناپذیر و ناعادلانه می آید.نوجوان این حرکت را معمولا زمانی انتخاب می کند که از هر راه حل دیگری ناامید شده باشد.
    پاسخ شهریور 17, 1395 در 7:30 ق.ظ
  3. ناشناس
    با سلام به نظر من سرنوشت خیلی بدی در انتظار نوجوان فرای هست اگه ممکنه در مورد این موضوع هم صحبت کنید
    پاسخ شهریور 18, 1395 در 3:09 ب.ظ
  4. زاهد
    بله زندگی افراد فراری ممکن است در داستان ها یک ماجراجویی به نظر برسد اما در واقعیت این گونه نیست.آنها به ندرت از قبل تدارکی دیده اند و اغلب مجبورند به طور موقت پیش دوستان خود بروند اما در نهایت عده زیادی از آنها برای امرار معاش ، مجبور می شوند برای چند سکه گدایی کنند یا با قاچاقچیان مواد مخدر همکاری کرده و قاچاق فروشی کنند یا به اجبار خود فروشی کنند.بعضی هم توسط دزد ها یا گردانندگان فحشا مودر آزار های جنسی و جسمی قرار می گیرند.و عده ای به اعتیاد و اعمال خلاف قانون وادار می شوند و انگ بزهکاری برای همیشه روی آنان می ماند و آثار مخرب زندگی و آینده نوجوان را تحت تاثیر قرار می دهد.
    پاسخ شهریور 18, 1395 در 4:06 ب.ظ
  5. ناشناس
    این نوجوان چه ویژگی دارد؟؟؟
    پاسخ شهریور 19, 1395 در 2:52 ب.ظ
  6. مشاور
    تعداد زیادی از آنها کسانی هستند که در مدرسه عملکرد ضعیفی دارند؛ با والدین شان ارتباط خوبی ندارند.والدینی دارند که اغلب آنها را از عشق و توجه محروم کرده اند یا اصلا به نظر می رسد که در این خانواده ها، هیچ کس اهمیتی نمی دهد این بچه ها به کجا می روندو با چه کسانی وقت می گذرانند.عکس العمل این نوجوان ها به ناکامی و رنج هایشان ، به صورا پرخاشگری و افزایش خشونت و جنگ و دعوا بروز می کند و جالب اینجاست که بزهکاری آنها راهی است که بالاخره ، توجه والدین یا سرپرست خود را جلب می کنند. بعضی از این نوجوان ها به دلیل ساختار شخصیتی شان ، ذاتا بیشتر از دیگران طغیان گر و مستعد بزهکاری هستند .در مقایسه با دیگر نوجوانان ، بیشتر در مقابل قوانین و اصول والدین و جامعه مقاومت و مقابله می کنند.در هر حال ، هر نوجوانی که رفتار خارج از کنترل نشان می دهد، حتما دلیلی برای این کار دارد ممکن است مشکلات روحی و جدی مهمی داشته باشد یا احساس کند مورد بی توجهی و بی مهری واقع شده است.در بعضی موارد که خانواده نابسامان است و بنیان محکمی ندارد درگیری نوجوان با قانون ، به هر دلیلی که باشد می تواند به از هم پاشیدگی کامل خانواده منجر شود و صدمات پایدار ان برای همیشه در روابط اعضای خانواده باقی بماند.
    پاسخ شهریور 20, 1395 در 3:48 ب.ظ
  7. fariborz.m
    با سلام به نظر شما یک مشاور و یا یک متخصص می تواند به این دسته از نوجوانان کمک کند؟
    پاسخ شهریور 21, 1395 در 12:21 ب.ظ
  8. زاهد
    وقتی نوجوان یک اشتباه جدی را ارائه می دهد مشاوره با افراد متخصص ضروری می شود.این کار نشان دهنده شکست یا ناتوانی شما در تربیت نوجوان تان به عنوان یک والدی نیست، بلکه بیشتر از هر چیزی نشانه شدن نیاز نوجوان شما به کمک است.وقتی یک نوجوان دائما رفتار اشتباهی را تکرار می کند، خیلی اهمیت دارد که بفهمید علت این رفتار چیست و شما برای حل این مشکل چه کار باید بکنید .اگر نوجوان با والدینش ارتباط برقرار نمی کند احتمالا یک مشاور با تجربه که قصد ندارد نوجوان را داوری کند و برای ایجاد ارتباط و اعتماد با او دقت صرف می کند ، می تواند سر صحبت را با او باز کند اما نوجوانی که با شماور هم ارتباط برقرار نمی کند ، ممکن است دچار مشکلات جدی روحی و روانی باشد و در این صورت بررسی او توسط افراد متخصص ضروری است.مشکل فرار نوجوان از خانه فقط مربوط به نوجوان نیست بلکه همه اعضای خانواده در ایجاد وضعیت نقش دارند پس برای علت یابی هم مفید است هر یک از اعضای خانواده بفهمند که چرا و چگونه موانع ارتباطی ایجاد شده اند و حالا باید چه کنند.مشاور می تواند به آنها مهارت های ارتباطی لازم را آموزش دهد.
    پاسخ شهریور 23, 1395 در 8:16 ق.ظ
  9. سمانه
    سلام خدمت مشاور عزیز به نظر شما باید با نوجوانی که فرار کرده و حالا به خانه برگشته چطور رفتار کنیم؟
    پاسخ شهریور 23, 1395 در 10:40 ق.ظ
  10. مشاور
    گاهی نوجوانی که از خانه فرار کرده ، پس از گذراندن مراحل سخت و تلخی مانند کشیده شدن به راه های خلاف ، اعتیاد، مورد سوء استفاده های حنسی قرار گرفتن و... مجبور می شود به خانه باز گردد.در این حالت می توان تصور کرد که شرایط بسیار دشواری در پیش روی این نوجوان و خانواده اوست.نوجوان آسیب دیده و درمانده شده و خانواده نیز خشمگین و عصبانی هستند.حال آنچه مهم است اینکه در واقع نباید نوجوان را که همان دختر فراری لقب گرفته ، سرزنش کرد یا برچسب های غیر اخلاقی به او زد یا با او به گونه ای برخورد کرد که تصور کند هیچ راهی برای بازگشت ندارد! بلکه باید در فضایی بدون قضاوت کردن، کاری کنید که او خود را مسئول مراقبت از خود و کنترل رفتارهایش بداند. خانواده در کنار نوجوان آسیب دیدده باید از کمک های مستمر نهاد های آموزشی ، درمانی و حمایتی برخوردار باشد .واگر ما با رفتاری غیر از این برخورد کنیم ، زمینه را برای تکرار فرار از خانه برای دختران و انجام رفتارهای خلاف را بیشتر از گذشته فراهم خواهیم ساخت.
    پاسخ شهریور 24, 1395 در 9:26 ق.ظ
  11. سمانه
    آیا برگرداندن دختر فراری به خانه تحت هر شرایطی مجاز و منطقی است؟
    پاسخ شهریور 24, 1395 در 10:13 ق.ظ
  12. مشاور
    در این مورد باید ببینیم برای این دختر فراری چه فرصت هایی وجود دارد وسعی کنیم با توجه به شرایط محیطی و مشکلات در کمین نشسته کاری کنیم که او دیگر اندیشه فرار از خانه به ذهنش خطور نکند.آنگاه می توان به راحتی او را نسبت به رفتارهایش توجیه کرد و او نیز بدون شک خواهد پذیرفت.در این صورت می توان تحت شرایطی خاص و با در نظر گرفتن یک سر تعهدات اخلاقی او را به خانه اش باز گرداند.
    پاسخ شهریور 25, 1395 در 7:33 ق.ظ
  13. ناشناس
    منم فکر فرار هستم ! عفت دختر چی میشه
    پاسخ شهریور 31, 1395 در 5:58 ق.ظ
  14. نظر
    برادر یا خواهر خوبم از نظرت ناراحت شدم چرا فرار؟اگر در خانه مشکلی داری با فرارت مشکلاتت چند برابر می شود.و دیگر راه نجاتی نداری پس توکل بر خدا کن و سعی کن با پدر و مادرت دوست شوی
    پاسخ شهریور 31, 1395 در 6:39 ق.ظ
  15. یک دختر
    اتفاقا من دیروز برای انجام کار مهمی قصد رفتن به بیرون از منزل رو داشتم پدرم با لحنی شدید به من هشدار داد در صورت رفتن دیگر حق بازگشت به منزل رو ندارم من هم بیرون رفتم ولی جرات برنگشتن به خانه را نداشتن چون جایی برای پناه بردن با آنجا را نداشتم.پدرم هر چقدر هم سخت گیری کنه و مرا مورد شماتت قرار بده هزاران بار شرف داره به اینکه شبی بیرون از خونه ولو بهترین محل سر کنی
    پاسخ مهر 2, 1395 در 9:40 ق.ظ
  16. نگران
    سلام .من 12 بهار از زندگیم میگذره و در خانواده ای تشکیل شده از 4 نفر زندگی می کنم.پدر کارمند دولت است و مادرم خانه دار و برادرم هم دانشجو ...من با خانواده مشکلی ندارم و البته عاشق مادرم هستم اما نه به طوری که بتوانم راجب به همه ی موضوعات با او صحبت کنم.مشکل من سر یک رقیب تحصیلی ست.دختر عمه ی من هم 12 سال دارد و نسبتا متفاوت تر از من است. من نگرانم که او در مدارس تیزهوشان و نمونه قبول نشود من نشوم از همین جهت برای رهایی از این افکار به فکر فرار از خانه افتادم شاید کمی منطقی نباشد اما همه او را بیشتر تحویل میگیرند نمیخواهم بگویم من کمبود توجه دارم ولی همه فامیل و اقوام او را به من ترجیح می دهند.و من از او متنفرم .به طور کلی بگم از بعضی از رفتارهای خسته شدم و میخوام یک مدت با خودم تنها باشم شاید هم تا همیشه تنها باشم.برای همین هم به فکر فرار هستم.ممنون میشم کمکم کنید.
    پاسخ مهر 3, 1395 در 5:38 ق.ظ
    • م روانشناس
      فرار یک روش حل مسئله هیجان مدار نا سالم هست. یعنی در دسترس ترین روشی که ممکنه در اثر عصبانیت و ناراحتی و بدون فکر به ذهن برسد. فرار کردن منجر به حل مسئله ای که داری نمی شود، چه بسا ممکنه مشکلات دیگه رو برات ایجاد کنه. به تمام راه حل های ممکن فکر کن. دنبال یک راه حل باش که مسئله رو به روش سالم تری حل کند. باورت رو نسبت به مسئله عوض کن و جور دیگه ای به موضوع نگاه کن، شاید این باور اشتباه تو هست و واقعا برای بقیه فرقی بین تو و دحتر عمت نیست. مسئله اعتماد به نفس هم در اینجا خیلی مهمه. یادت باشه موفقیت و جایگاه رو خودت باید توی خودت پیدا کنی نه اینکه تو نظر دیگران دنبالش باشی وگرنه هیچ وقت موفق نخواهی شد.
      پاسخ مهر 5, 1395 در 7:33 ق.ظ
  17. باران
    سلام به خاطر درس می خوای فرار کنی؟ اگه مشکلات منو داشتی چیکار میکردی.این اشتباهو نکن.تو هم از جاهایی که استعداد شو داری وارد شو.
    پاسخ مهر 5, 1395 در 7:07 ق.ظ
  18. سارا
    از این نگرانی که مادر و پدرت مثل مال من هی دیگران را بهت تحمیل کن من سه سال از تو بزرگترم اما واقعا با این حال می ترسم فرار کنم .توام لازم نیست به چنین دلیل مسخره ای فرار کنی منم مشکل تو رو داشتم اما اگه به خدا توکل کنی و مثل من خوب درس بخونی به اون چیزی که میخوای میرسی
    پاسخ مهر 6, 1395 در 10:17 ق.ظ
  19. darya
    من مدرسه نمونه درس می خونم و پدر و مادرم هم هیچ گلی به سرم نزدن درس هم آخه شد دلیل فرار خوش باش عزیزم .درس تنها چیزیه که ارزش ناراحتی نداره
    پاسخ مهر 6, 1395 در 11:19 ق.ظ
  20. مریم.
    سلام 23 سالمه از خانوادم متنفرم رفتار مناسبی با من ندارن من حتی اجازه ندارم تا مغازه بقالی سرکوچه برم در خانه حبس هستم چون در سن 15 سالگی از خانه فرار کردم تا الان سرکوب همون رو میخورم برادرم مادرم منو کتک میزنن وقتی برادرم منو میزنه کادرم وامیسه نگاه میکنه و از داد و فریاد من لذت میبره.دیگه بریدم میخوام فرار کنم ولی نمیدونم کجا برم دو راه بیشتر ندارم یا خودکشی یا فرار بردیم دیگه از زندگی خیلی ناامیدم.
    پاسخ مهر 7, 1395 در 8:44 ق.ظ
  21. raha
    از من به همه شما نصحت ...من یه بار این کارو تجربه کردم هیچ نشونه ای از خودم به جا نزاشتم ولی پیدام کردن یه لحظه بشینین فکر کنین اگه برگردست چی میشه.با پسرا کاری ندارم چون میتونن خودشون رو نجات بدن ولی جامعه ما پر از گرگه که فقط دنبال دخترایی هستن که پاکن و کسیو ندارن جامه ما خیلی بدبخته.الان مثلا من رفتم و برگشتم هیچی بهم نرسید پشیمون هم نشدن.ولی هنوزم که هنوزه فکرا دارن اذیتم میکنن.حواستون باشه بچه ها
    پاسخ مهر 10, 1395 در 8:50 ق.ظ
  22. الی
    منم یه مدت به فکر فرار بودم با مشکلات خیلی بزرگار از اینایی که میگین ولی بعدش که نشستم با خودم دو دو تا چهار تا کردم دیدم اخه فرار کنم از چاله دارم که میوفتم توی چاه بزرگتر.آخه عزیز من دیگه از خانواده دلسوزتر کی میشه.الان آخر الزمانه وقتی با خانواده نمیتونی راه بیایی فکر کردی بیوفتی درست غریبه چه گلی به سرت میزنن؟ دختر و پسرشم فرقی نداره.دختر باشی مجبوری برا درآوردن پول و یه جای خواب دستتو جلو اینو و اون دراز کنی بعدش خودتم نخوای گرگای اطرافت بلایی به سرت میارن که همه ی دخترگیت نابود میشه روحت و وجودت به فنا میره..آقا پسر گل شما هم بری خدایی نگرده یه جایی به بعد دیگه کم میاره میبری خدای نکرده طعمه ی اعتیاد میشی.واقعا این درصد خواهان فرار سرسام آوره علی الخصوص با این دلایل.قبول کنین خیلیا بیشتر از اون چیزی که هست زود رنج و کم تحمل شدیم و الان مشکلات بزرگتر از اینا هم هست با راه های دیگه میشه حل کرد ولی شما برای مشکلات اینچنینی متوسل به فرار میشین.
    پاسخ مهر 12, 1395 در 10:20 ق.ظ
  23. مهتاب
    منم میخوام از خونه فرار کنم خسته شدم بس که تو محدودیت بودم از بی اعتمادی خانواده و همسرم خسته شدم.سه ساله دارم حرفای توهین آمیز میشنوم .سه ساله کارم شده گریه.انگار زندانی هستم حتی خانوادمم به ی چشم دیگه بهم نگاه میکنن.میخام برم تنهایی بهتره.بهتر از این آدمها که با حرفاشون نمک رو زخمت می پاشن
    پاسخ مهر 13, 1395 در 3:28 ب.ظ
  24. محمد
    من فرار نمیکنم میمونم و همه چیز رو به نفع خودم تغییر میدم.چون به توانایی هام ایمان دارم.
    پاسخ مهر 15, 1395 در 6:05 ق.ظ
  25. ناشناس
    سلام 16 سالم بود که از خونه رونده شدم و زدم بیرون رفتم تهران. با هزار بدبختی کار کردم معتاد نشدم، حتی سیگار، خیلی بدبختی کشیدم، اما الان وضعیت خوبی دارم.خیلی سخته برا کسایی که میخوان برن.پیشنهاد میکنم نزن واقعا
    پاسخ مهر 16, 1395 در 5:40 ق.ظ
  26. ناشناس
    من 15 سالمه و فردا میخام فرار کنم نمیدونم چی میشه ولی هر چی باشه بهتر از اینکه همیشه پدر و مادرم منو زیر سوال ببرن فوقش میمیرم بدتر از مردن چیز دیگه ای هست؟؟
    پاسخ مهر 24, 1395 در 7:37 ق.ظ
  27. حسین
    من 17 سالمه میخوام به خاطر رفتارپدر و مادرم از خونه فرار کنم نمیدونم چی پیش میاد فقط میخوام پاسخ منو یه نفر بده
    پاسخ مهر 24, 1395 در 8:05 ق.ظ
  28. ناشناس
    فرار هوشمند بکن.یعنی سعی کن زیاد خونه نباشی و بیشتر وقتتو تو کتابخونه و اینجور جاها بگذرونی .اونجا هم یکم درس بخونی بتونی واسه خودت کاره ای بشی.اینجوری فرار کنی بهتره تا بری اون بیرون پیش یه مشت آدم نامزد که میخوان ازت سوء استفاده کنی.
    پاسخ مهر 25, 1395 در 8:59 ق.ظ
  29. HABIB
    من که نمیفهمم برای چی یک پسر باید از خونه فرار کنه ولی پسرایی روکه به زور و با تحقیر از خونه رونده شدن زیاد شنیدم میگن اینجوری پسر مرد بار میاد .یه جورایی گرگ بارون دیده میشه.
    پاسخ مهر 26, 1395 در 2:27 ب.ظ
  30. زهرا صالحی
    ته خط از همین جا که چشم بیندازی پیداست.چند روزی دور همی و سرگرمی و بعد ترس فردا و این که حالا با چه رویی برگردم خانه؟ هر روز رو به امید فردا که اتفاق بهتری می افتد سپری می کنند و وعده هایی که به سرانجام نمی رسند.زندگی گروهی اولش جذاب است و بعد که خسته کننده می شود.فرار، واژه هیجان انگیزی است؛ باز کردن در به روی دنیای ناشناخته و خطر هایش را به جان خریدن آسان نیست .پسرها از خانه فرار می کنند تا ناشناخته هایشان را پیدا کنند یا فرصت های تازه ای به رویشان گشوده شود.
    پاسخ مهر 27, 1395 در 7:38 ق.ظ
  31. ناشناس
    این مساله باید ریشه یابی بشه.که کلا چرا برخی از دختران و پسران برای دوری از مشکلات و مسائل خانه فرار می کنند و به خیابان پناه می برند؟
    پاسخ مهر 28, 1395 در 9:08 ق.ظ
  32. مشاور
    فرار جوانان از منزل که در دهه های 70 و 80 میلادی بیشتر به عنوان یک شورش جوانانه مورد تحلیل قرار می گرفت با یک تغییر نگرشی در دو سه دهه گذشته به منزله یک نشانه عاطفی و یا ناتوانی در زندگی در یک محیط امن در کنار خانواده و وابستگان مورد تحلیل قرار گرفته است.به عبارت دیگر جوانان فراری از خانه به مثابه قربانی و پدیده قرار از منزل به عنوان یک مشکل و مساله اجتماعی که بیانگر ضعف کارکردی در خانواده و ارتباط بین والدین و فرزندان است، نگریسته می شود.محققین در این موضوع توافق دارند که علت های اثلی برای فرار از خانه مسائلی نظیر تحقیر ، طرد و تجارب دردناک از مورد سوء استفاده و استثمار قرار گرفتن است.
    پاسخ مهر 29, 1395 در 5:43 ب.ظ
  33. fahimi
    یعنی آنها ترجیح می دهند به خاطر این مشکلات به جایی پناه ببرند که شناختی از آن ندارند و مسائل بیشتری برای آن ها به وجود می آورد؟
    پاسخ مهر 30, 1395 در 11:09 ق.ظ
  34. مشاور
    مطالعات نشان می دهد تصمیم دختران برای فرار از منزل یک تصمیم سریع و یکدفعه ای و در واکنش به یک اتفاق منفرد نیست بلکه حاصل یک پروسه چندین ماه و حتی چند ساله است.
    پاسخ آبان 2, 1395 در 4:13 ب.ظ
  35. fahimi
    به نظر شما بیشترین فرار در چه سنی انجام می شود؟
    پاسخ آبان 3, 1395 در 10:48 ق.ظ
  36. زاهد
    مطالعات جهانی بیانگر این است که بیشترین فرار جوانان بین سنین 12 تا 17 سال رخ می دهد.که در این میان حدود 65 درصد بین سنین 15 تا 17 سال و 35 درصد بین 12 تا 15 سال هستند.
    پاسخ آبان 4, 1395 در 11:23 ق.ظ
  37. رها
    سلام من ماه دیگه 20 ساله میشم .مهر امسال وارد دانشگاه میشم.دلم میخواد دماغمو وعمل کنم اما پدر و مادرم مخالف اند.با یه پسری پنهونی دوستم ، اون پسر به من گفته اگه بخوام میشه با اون فرار کنم.هر روز خونموم دعواست به خاطر همین مسئله جراحی بینی و پدر و مادرم هیچ جور راضی نمیشن این عمل انجام بشه.به نظر شما اگه با دوست پسرم قرار کنم چه طوره؟حتما میگید این کار اشتباهه.اما واقعا این زندگی غیر قابل تحمله با این دماغم.ولی همه فامیل و پدر و مادرم میگن دماغت قشنگه ولی دوست پسرم میگه عمل کن.خودمم زیاد دماغمو دوست ندارم.اگه میشه بهم چیزی بگید که مشکلم حل بشه.تو رو خدا یه رواه حلی بدین.حرف تکراری نگین که این کار خوب نیست.بگین چیکار کنم؟چه جوری به خواسته ام برسم؟ممنونم
    پاسخ آبان 6, 1395 در 7:01 ق.ظ
  38. زاهد
    سلام شاید براتون جالب باشه که بسیاری از مردم دنیا در سنین زیر 25 سال با دماغشون مشکل دارند.نکته اولی که لازمه بدونین اینه که جذابیت البته به چهره هست ولی در رفتار یک انسان + تیپ+ اندام او، شاخصهای بسیار تاثیر گذارتری برای مغز اطرافیان وجود داره که تو را جذاب ببینند، کافیست نگاه کنید به اطرافیانتان که خیلی از دختر ها و پسرهایی یا قیافه های خیلی معمولی ، مورد انتخاب افرادی هستند بسیار زیبا و مهم.. نکته دوم دیدن هنر پیشه ها با قیافه معمولی ولی بسیار جذاب است : شما شاید خواننده و هنر پیشه معروف آمریکایی به نام باربارا استرایسان را دیده و یا شنیده اید.ایشان با بینی بزرگش دنیا را مجذوب زیبایی دورنی خود کرد. من معتقدم زمانی سراغ هر عمل جراحی بروید که موفقیتهایی در زندگیتان به دست آورده باشید ، عزت نفس شما ترمیم شده باشد، دانشکده خوبی رفته باشید و دوستان خوبی داشته باشید که به ظاهر شما توجه نمی کنند بلکه درون شما می نگرند.در این صورت اگر خواستید زیباتر دیده شوید ، حتما انجامش بدهید.
    پاسخ آبان 9, 1395 در 6:47 ق.ظ
  39. رها
    وقتی دیگه راهی نداشته باشی چاره ای نیست، بیرون گود نباشید لطفا
    پاسخ آبان 11, 1395 در 9:38 ق.ظ
  40. raha
    سلام من چند هفته پیش از خونه فرار کرده بودم ولی منو برگردوندند ولی حالا اوضاع بدتر شده دوباره میخام برم واقعا باید چیکار کنم ولی تصمیمو گرفتم فردا صبح از خونه برم
    پاسخ آبان 11, 1395 در 3:08 ب.ظ
  41. همایون
    سلام.به نظر شما مسبب این رفتارها در جوانان و نوجوانان کیست؟
    پاسخ آبان 12, 1395 در 11:37 ق.ظ
  42. زاهد
    باور کنید بیشترین دلیل به وجود آمدن این رفتارها خود والدین هستند.این والدین هستند که با سختگیری های بی جای خود و به طبع با روش غلط تربیتی خود، جوانان را خسته کرده وبا افزایش فشار فکری جوانان دست به این قبیل رفتارها می زنند.جالب ایت بدانید طبق آمار و ارقام اکثر این فراریان جوان دخترانی هستند که دیگر تحمل رفتار والدین خویش را ندارند.برخی علت فرار جوانان را اختلافات خانوادگی ، وضع ومدرسه و تحصیل ، روابط بین دوستان و اطرافیان هم مسائلی هستند که ممکن است به امنیت ، استقلال و شخصیت نوجوانان لطمه بزنند.می دانند اما از این قبیل اختلافات همواره بوده و این نقش مهم والدین است که باید آنها را درک کنند و به آنها کمک کننند تا بتوانند استقلال و امنیت از دست رفته خود را باز یابند.اما این والدین عزیز به جای اینکه ایجاد انگیزه کنند به صورتی دیگر این انگیره را از بین می برند.پس به جای اینکه فرزندانمان را همواره مورد سرکوفت قرار دهیم و به اصطلاح گیر های بیخورد به آنان دهیم، بیاییم جوانان خود را در آغوش گرم خانواده قرار دهیم تا ای این قبیل سوء رفتار ها جلوگیری کنیم.
    پاسخ آبان 15, 1395 در 1:01 ب.ظ
  43. ناشناس
    به نظر من افکار منفی خودشون در فرارشون خیلی تاثیر داره
    پاسخ آبان 16, 1395 در 10:45 ق.ظ
  44. 9654323
    سلام. من یه برادر دارم که 16 سالشه وقتی میره مدرسه دیگه بر گشتنش با خداست هر چقدر باهاش حرف میزنم نصیحتش میکنم بازم فایده نداره گاهی وقتا که میره بیرون از خونه تا 12 شب پیداش نمیشه لطفا کمکم کنید.
    پاسخ تیر 13, 1396 در 6:47 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. متاسفانه توی این سن نوجوان بیش از حد تحت تاثیر همسالان هست. سعی کنید ارتباطش رو یک مقدار مدیریت کنید. فضای خانه و جو ارتباط رو بهتر کنید تا بیشتر وقت خودش رو با شما صرف کنه. بعلاوه کمی هم محدودیت وضع کنید. الان به این سبک زندگی عادت کرده برای تغییر این عادت نیاز به حصوله زیادی هست و اگر بخواین بیشتر در خانه باشد کمی تضاد بین شما بوجود خواهد آمد.
      پاسخ تیر 22, 1396 در 7:43 ب.ظ
  45. بی نام
    من همه چیزو اماده کردم خوشبختانه پسر هم هستم هیچ چیز نمیتونه جلوم رو بگیره من جایی ک کسی بخواد منت سرم بذاره نمیرم منت یه نفر رو بیشتر نمیکشم اونم خداس شده از گشنگی بمیرم ولی منت کسی رو نمیکشم ادم ضعفی هم نیستم ک بایه تشر از خونه فرار کنم ولی اینجا دیگه جای من نیست نظرتون رو در این باره میخوام
    پاسخ شهریور 3, 1396 در 12:31 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام . خب من دقیق نمی دونم چه مشکلاتی با خانواده داری و چند سالته... اما اگر نوجوونی و در سن 14 تا 18 سالگی این قبیل مسائل و مشکلات با خانواده عادی هستند. مسئلت رو مطرح کنی شاید بتونیم راه حل پیدا کنیم... فرار کردن از خونه یعنی فرار از حل مشکلات.
      پاسخ شهریور 15, 1396 در 8:09 ق.ظ
  46. H
    سلام من یع دختر ۱۶سالم ،که مادرو پدرم از هم جدا شدن،یه برادر بزرگ تر از خودم دارم ،مادرم دوباره ازدواج کرده ،شوهر مامانم خیلی زرنگه ،خودشو خیلی مهربون نشون میده ولی ذاتا ادم بدیه ،تازگیا بچه دار شدن ،مادرم بهم محل نمیزاره،همش فحشم میده ،خودچمم که محدودک نمیتونم حتی با دوستانم برم بیرون،کسیم ندارم باهاش دردو دل کنم خالی شم ،خیلیییییییی داغونم دوس دارم امسال بعد مدرسه فرار کنم جایی که هیشکی نباشه ،خودم باشمو خدام ،مادرم خیلی ادم بیرحمیه خیلیییییی،خسته شدم دیگه کمکم کنیددددد
    پاسخ شهریور 9, 1396 در 9:10 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیز. ببین اگر در تمام این سایت سر بزنی می بینی که تمام بچه های هم سن تو با والدینشون تضاد و اختلاف دارن، پس تو تنها نیستی. تو این سن خیلی از خواسته های شما با انتظارات والدین متفاوته و بنابراین اختلاف پیش میاد. در مورد فرار کردن خب تو در واقع از خونه فرار نمی کنی داری از حل مسئله فرار می کنی... در حالیکه کلی راه حل وجود داره... نهایتش اینه که دو سه سال دیگه تو دانشگاه میری و مستقل تر میشی و می تونی شرایط بهتری داشته باشی پس جای نگرانی نداره... دنبال راه حل هایی باش که ایندت رو بسازن نه اینکه خراب تر کنند.
      پاسخ شهریور 26, 1396 در 9:39 ق.ظ
  47. Mehdi
    سلام . من ازدرس خوشم نمیادمیخوام از خونه بزنم بیرون علاقه به کار دارم اونم رانندگی امسالم کنکور دارم فشار روم خیلی زیاده جو خونه برام سنگین شده حوصله ی اینو ندارم ک روزی ۱۰.۱۲ ساعت درس بخونم‌
    پاسخ مهر 13, 1396 در 12:55 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام دوست عزیز. همه ما در برهه ای از زندگی با این حجم از فشارهای تحصیلی مواجه شدیم چیزی که مهمه اینه که این یک سال سرنوشت اینده تو رو معلوم خواهد کرد گاها ما با طفره رفتن از تلاش از موفقیت هایی باز میمونیم که بعدها دیگه پشیمون شدن هم فایده ای نداره. به این فکر کن که اگر این مدت رو یکم به خودت سخت بگیری میتونی بصورت آکادمیک علایقتو دنبال کنی و رشته مرتبط با علایقتو ادامه بدی. وقتی میتونی حرفه ای تر و با سواد بیشتر نسبت به کار مورد علاقه ات فعالیت کنی چرا که نه؟
      پاسخ مهر 23, 1396 در 10:31 ب.ظ
  48. ASMA
    سلام من 16 سالمه و پسریو دوست دارم ب مادرم گفتم گف تو هنو بچه ای به پدرم گفت و محدودم کردن بیرونم نمیزارن برم همه جا خودشون میبرنم بابام میگه حتی من نمیزارم چن سال دیگ باهاش ازدواج کنی الان چند روزه ازش خبر ندارم دارم دیوونه میشم بخدا اینا باور نمیکنن ولی قسم میخورم حسم از رو بچگی نیس دیگه خسته شدم دوست دارم برم از این خونه میگن ما خوشبختیتو میخوایم نمیفهمن من با اون خوشبختم((:
    پاسخ مرداد 7, 1397 در 9:56 ب.ظ
    • wpadmin
      دوست داشتن دوست عزیز مسلما خانواده شما مصلحت شمارو بهتر از هر کسی میخواد و میدونه . این دوست داشتن شما در این سن هیچ توجیحی نداره .چون شما هنوز به بلوغ عاطفی نرسید . در سالهای بین 21 تا 25 سالگی که چنین بلوغی رخ میده متوجه خواهید شد چقدر تفکرتون در اون سالها با امروز تفاوت داشته . در ضمن هر وقت طرف مقابل شما درامد و استقلال مالی داشت میتونید در مورد خوشبخت شدن و لااقل ازدواج صحبت کنید. و گرنه درخواست هر دوی شما بیشتر شبیه شوخیه و کسی رفتار کودکانه شمارو جدی نخواهد گرفت . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد 25, 1397 در 7:01 ق.ظ
  49. مهدی
    سلام دوستان من پدر پسر۱۴ ساله هستم فرزندم از خانه رفته و مدرسه راترک کرده با نامادریش نمیسازه از شما درخواست راه حل دارم
    پاسخ آذر 2, 1397 در 5:36 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به اینکه پسر شما در سن بسیار حساسی قرار دارند و شرایط وجود نامادری که می تواند دیدگاه خاصی را در او ایجاد کرده باشد بهتر است با یک روانشناس به صورت حضوری مراجعه کنید تا تمامی جوانب موضوع و ترک خانه و همچنین مدرسه مورد بررسی بیشتری قرار بگیرد. ممکن است با شرایط پیش آمده مشکلاتی ایجاد شود که بعد کمک به او بسیار سخت تر شود. احتمال دارد ترک مدرسه و خانه نوعی اعتراض او به موضوع خاصی باشد مثلا نامادریش یا رفتارهای شما و غیره در این صورت باید حتما ریز رفتارهای همه شما نیز مورد بررسی قرار گیرد . در این مسیر می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران کمک بگیرید. 021-88472864 شاد باشید
      پاسخ آذر 25, 1397 در 4:44 ب.ظ
  50. مهدب
    سلام دوستان من پدر پسره ۱۴ ساله هستم پسرم از خانه بیرون رفته به سمت مدرسه ولی به جای مدرسه رفته شهرستان و هرچی بهش میگم به حرفم نمیکنه وبا نامادریش زندگی نمیکنه چاره چی هست لطفا کمک کنی
    پاسخ آذر 2, 1397 در 5:41 ب.ظ
  51. نیما
    سلام یک پسر14ساله که با پدرش هم بحث کرده و هم باهم زد و خورد متوسطی داشته،، چطور و باچه حرف و راهکاری میشه، این پسر14ساله رو به خونشون برگردوند تا از خونه فراری نشود؟؟ کمکم کنید، تا بتونم راهنماییش کنم و به خونشون برگرده
    پاسخ فروردین 31, 1398 در 12:32 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز اطلاعات بیان شده توسط شما محدود می باشد نسبت شما با ایشان چست؟ چند مدت است خانه را ترک کرده اند؟ در این مدت پدر و مادرشان اطلاع دارند در کجا سکونت دارد؟ و.. بهتر است دقت کنید که ایشان در سن نوجوانی قرار دارند و نیاز است که در کنار مراقبت های لازم شرایط سنی ایشان نیز مورد درک قرار گیرد در این مسیر بهتر است سعی کنید هردوی آنها را وارد پروسه مشاوره کنید تا مشکلات موجود در بینشان شناسایی شود و در صورت نیاز یک سری آموزش های لازم در مورد شرایط سنی نیز به آنها داده شود. تا زمانی که خانواده نتوانند روش صحیح صحبت و برخورد با مشکلات دوره نوجوانی را آموزش ببینند ممکن است مشکلات ادامه داشته باشد و همچنین تا زمانی که نوجوان نیز شرایط سنی خود را درک نکند و نتواند به روش مناسب تری مشکلات خود را مدیریت کند ممکن است اختلافات در سطح بالا باقی بمانند برای بهبود نیاز است که هردو طرف یک سری آموزش در این زمینه ببینند. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354762 شاد باشید
      پاسخ اردیبهشت 2, 1398 در 5:49 ق.ظ
  52. Unknown
    سلام طولانی شد ولی لطفا بخونید مرسی. من یه پسر ۱۷ سالم. با سه تا دوستام کلی تحقیق کردیم واسه شرایط تحصیل تو آلمان و این که نسبت ب کشور های دیگه خیلی ارزون درمیاد و مزایاش و با توجه به این همه داوطلب تجربی و سیستم آموزشی ایران خیلی احتمال اینکه تو آلمان به یه جایی برسی بیشتره. خانوادم اصن مشکل مالی ندارن ولی وقتی اینو مطرح کردم خیلی سخت مخالفت کردن که تو چجوری میخوای تو کشور غریب گلیمتو از آب بکشی. هر چی میگم من تا بعد کنکور ۱۸،۱۹ سالم شده و بچه نیستم و اینکه ۴ نفریم و تنها نیستیم قبول نمیکنن بقیه دوستام خانوادهاشون مشکل ندارن و با خیال راحت دارن زبان آلمانی میخونن و کارای ویزاشونو میکنن ولی من... و مطمئنم این همه حساسیت واسه اینه که من تک فرزندم اخه گناه من چیه که باید سر خودخواهی پدر مادرم آیندم خراب بشه اوایل فقط تونستم راضیشون کنم برم کلاس زبان آلمانی ولی الان همونم میگن نباید بری وقتت تلف میشه مدام میگن تو که مشکل مالی نداری بشین همینجا درستو بخون ولی نمیفهمن اصلا بحث من سر این چیزا نیست. حالا به هر ضرب و زوری بود فعلا بیخیال آلمان رفتن شدم و حرفشو نمیزنم چون میدونم دوباره دعوا میشه تو خونه. حالا جدیدا خیلی تو خونه بهم‌ گیر میدن اصن خونه بجای این که محل آرامشم باشه جای سرسامه. من شبا تا ساعت ۹:۱۵ کلاس دارم از ساعت ۱۰ اونورتر برم خونه زنگ زدنا شروع میشه بعدشم تو خونه دادوبیداد که چرا دیر کردی مامانم که کلا اعصاب نداره بیشتر از دو سه تا جمله باهاش حرف بزنی داد میزنه بابامم که یا صب میره شب میاد یا این که اصن شهرمون نیست هر ماه میره یکی دو هفته یه شهر دیگه واس کارش کلا روزانه ۵ تا جمله بیشتر دیالوگامون نمیشه با هم. بابا مامانم یه جوری باید نباید میکنن انگار برده گرفتن یا حیوون خونگیشونم. هرچی میگم من خودم عقلم دیگه میرسه میگن ما وظیفمونه تورو تربیت کنیم اخه بابا من بخدا میدونم خطرات اجتماعو اصن قبل این که شما بگید خودم میدونم سیگار برا سلامتیم ضرر داره بدم میاد ازش اصلا. بخدا مهمتر از همه چیز خودمم برا خودم کاری نمیکنم که ضرر ببینم چرا نمیفهمید. خدا با اون عظمتش پیامبرو فرستاد راهو نشون بده بقیش دیگه با خود مردم بود. حالا شما میخواید بزور بگید چکار بکن چکار نکن. بخدا مشکل اخلاقیم ندارم عاشق هیشکیم نیستم نمیدونم ای همه گیر واسه چیه. خلاصه که به یه جایی رسیدم میخوام فرار کنم برم یه جا مثل فلافلی چیزی کار کنم ک فقط دور از این خونه باشم قید درس و آیندمم میزنم واقعا دیگه اعصاب ندارم. یه راه حل بدید فقط
    پاسخ خرداد 29, 1398 در 8:59 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن نیاز به استقلال در شما بیشتر می شود و ممکن است بخواهید شرایط مختلف را برای آینده خودتان تجربه کنید و رفتارهای هیجانی و ریسکی شما بیشتر می شود که نیاز است با دقت بیشتری به آنها توجه کنید اما نیاز است دقت کنید که پدر و مادرتان با توجه به میزان آگاهی که دارند سعی می کنند در هر صورت بهترین امکانات و شرایط را برای شما ایجاد کنند . هرچقد که شما بیشتر نشان بدهید که نگرانی آنها را درک می کنید و به انها احترام بگذارید روابط شما بهبود بیشتری پیدا می کند و آزادی های شما بیشتر مورد احترام است اما دقت داشته باشید از مقایسه کردن خودتان با دیگران خوداری کنید چون می تواند برای شما مشکلات زیادی به وجود آورد و آنچه که از دیگران مشاهده می کنید باطن زندگی آنها نمی باشد. 1. پدر و مادر شما چند سال دارند؟ 2. شما چگونه نیازها و مشکلاتتان را با آنها در میان می گذارید؟ 3. میزان تحصیلات انها چقدر می باشد؟ 4. دلیل شما برای رفتن از ایران چیست و چه رشته تحصیلی را مایل به خواندن می باشید؟ 5. روابط اجتماعی شما چگونه است؟
      پاسخ خرداد 30, 1398 در 5:10 ق.ظ
  53. Unknown
    1-مادرم ۳۹ و پدرم ۴۵ سالشه2-معمولا مشکلامو بهشون نمیگم ولی وقتی میگم بجای کمک و راه حل آخرش به این میرسن که تقصیر خودمه و باز غر زدن و داد و بیداد3-هردو دیپلم4-رشته پزشکی میخوام بخونم و دلیلم اینکه اگه بتونم مقیم آلمان بشم و بعدش پدر و مادرمم ببرم ولی کلا با این مسئله مخالفن اونا.ولی بهرحال با گرفتن مدرک و تخصص از آلمان تو ایران هم خیلی موفق ترم. مثلا شما خودتون بخواید پیش یه متخصص داخلی برید پیش کسی میرید که از دانشگاه ایرانی مدرک داره یا یه دانشگاه معتبر آلمان؟ 5-روابط اجتماعیم نسبتا خوبه ولی نه طوری که با هرکی آشنا بشم بعنوان دوست قبول کنم
    پاسخ خرداد 31, 1398 در 2:55 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام مجدد خدمت شما اینگونه حساسیت ها نسبت به اینده و واکنش والدین در این سن که شما در سن نوجوانی قرار دارید و نیاز به استقلال بیشتری دارید و دنبال کسب هویت خود می باشید قابل درک است اما نیاز است که شما همه جوانب را مد نظر قرار بدهید و نسبت به شرایط تصمیم گیری کنید . در زمانی که می خواهید در این سن با والدین صحبت کنید بهتر است یکسری نکات را رعایت کنید تا بتوانید نتیجه بهتری بدست آورید . 1. از سرزنش کردن آنها خوداری کنید چون آنها نسبت به آگاهی خودشان سعی می کنند بهترین امکانات و اتفاق را برای شما رقم بزنند. 2. نشان بدهید و بیان کنید که تلاش های آنها را درک می کنید و بعد در مورد نیازها و نگرانی هایتان با آنها صحبت کنید. 3. از مقایسه کردن انها پرهیز کنید چون افراد با یکدیگر فرق دارند و این موضوع باعث می شود که /انها فکر کنند که شما تلاش و نگرانی آنها را درک نمی کنید. 4. سعی کنید در مسیر کارها و افکارتان با آنها مشورت کنید و بدون قضاوت به صحبت های آنها گوش بدهید تا بتوانید هرسه شما به یک نتیجه گیری برسید .
      پاسخ تیر 1, 1398 در 7:05 ق.ظ
  54. ناشناس
    سلام من دوازده سال دارم. من دلم می خواهد ولی در فکر پیدا کردن جا هستم.پدرم با خاله ام رابطه دارد و مادرم ده سال است که تحمل کرده و الان دیگر نمی تواند و احتمالا از هم جدا شوند. در خانه همش ناراحتی هایشان را سر من خالی می کنند و به من گیر می دهند و سر چیز های بیخود عصبانی می شوند.من دلم کمی دور شدن از این ماجرا ها را می خواهد.خانواده های پدر و مادرم در استان دیگر هستند و مشکل را نمی توانند حل کنند. من فرار را ترجیح می دهم ولی نمی دانم کجا بروم که امن تر باشد.
    پاسخ مرداد 22, 1398 در 10:20 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز در این مورد دقت کنید که با فرار شما مشکلی بر طرف نخواهد شد و در شرایط فعلی شما نمی توانید از عهده شرایط اقتصادی خودتان برآید و همین باعث می شود که آسیب های زیادی بیرون از منزل برای شما وجود داشته باشد. با توجه به اینکه مشکلات آنها سالها ادامه داشته است بهتر است به خودشان ادامه تصمیم گیری بدهید و در صورت جدا شدن شما می توانید با یکی از آنها بمانید و شرایط بهتری دشاته باشید . در زمان بحث انها سعی کنید دخالتی نداشته باشید و تصمیم گیری را بر عهده خودشان بگذارید . 1. سبک رفتاری انها با شما چگونه می باشد؟ 2. شما در زمان بحث انها چیکار می کنید؟ 3. مادرتان از رابطه پدرتان خبر دارند؟ 4. امکان اینکه مدتی را کنار پدر بزرگ ومادربزرگتان زندگی کنید برایتان وجود دارد؟
      پاسخ مرداد 22, 1398 در 11:23 ق.ظ
  55. ناشناس
    سلام من فکر می کنم که پیام ها به دستتان نمی رسد ولی دوباره می نویسم 1- خوب است ولی گاهی ناراحتی هایشان را سر من خالی می کننند 2- من از 7 سالگی متوجه دلیل دعوا ها شدم و سعی به اشتی دادن می کردم ولی الان دیگر چیزی نمی گویم 3-بله ده سال است که خبر دارد ولی اوایل چیزی نمی گفت 4- خیر پدر پدرم وقتی پدرم سه سال داشت فوت کرد و پدر مادرم وقتی من 7 سال داشتم و بقیه فامیل همه در کرمانشا هستند و از این گذشته از دهن یکی شان در رفته و کل فامیل ها با خبر شده اند اوایل که بحث طلاق پیش امد من نمی دانستم که پیش کی بروم و بعد پدرم به مادرم گفت من را نمی خواهد
    پاسخ مرداد 25, 1398 در 8:20 ب.ظ
  56. مشاور
    بهتر است دقت کنید که مشکلات شما دلایلش شما نیستید و در این مورد خودشان باید تصمیم گیری کنند هردوی انها زا مشکلاتشان آگاهی دارند و هردو نیز فرد بالغی می باشند و نیاز است که اجازه بدهید در این مورد خودشان تصمیم گیری کنند . شما نیز سعی کنید که برنامه های خودتان را داشته باشید و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کنید اگر بخواهید تمرکز زیادی بر مشکلات آنها کنید برنامه های خودتان تحت تاثیر قرار می گیرد . در هرصورت شما فرزند هردوی آنها هستید و بهتر است نگران نباشید و یک تصمیم درست در صورت جدایی برای شما خواهند گرفت که آسیبی به شما وارد نشود و دادگاه نیز از شما حمایت می کند.
    پاسخ مرداد 26, 1398 در 7:31 ب.ظ
نظر دهید