تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

تغذیه کودکان نوپا و بزرگتر

 

تغذیه کودکان نوپا و بزرگتر

تغذیه کودکان نوپا و بزرگتر

 

در این مقاله با هدف آگاه سازی والدین از جنبه های روانی تغذیه و اثرات آن بر فعالیت غذا خوردن کودکان نوپا و بزرگتر مجموعه ای از نکات مهم گرد آوری شده است .

کودکان نوپا(بین یک و نیم تا دو سالگی) تا حدودی قادر به استفاده از غذای خانواده و هضم آن هستند. هر ماه این امکان وجود دارد که بر توانایی های آنها برای اینکه خودشان به تنهایی غذایشان را بخورند، افزود.

یکی دیگر از دردسر های شایع غذا دادن به کودکان نوپا، امتناع آنان از خوردن است. این کار والدین را نگرانی می کند پس به او برای خوردن غذا اصرار کرده یا سعی می کنند بزور به وی غذا بدهند در صورتی که با اصرار موفق نخواند شد. بنابراین انتخاب های مختلفی را پیش روی او قرار می دهند تا شاید بتوانند کودک را به خوردن ترغیب کنند، انتخاب برای کودکان نوپا بی معنا ست، و در آخر هم کودک غذایی نخورده اما کلی هم بیسکویت، پفک، شکلات و دیگر خوراکی های بی خاصیت را از شما دریافت کرده است.

کودک نوپا متوجه می شود که هنگام صرف غذا می تواند توجه شما یا سایر اعضای خانواده را جلب کند در نتیجه تا قاشق به دهان او نزدیک می شود، دهانش را می بندد و لبهایش را به هم فشار می دهد و صورتش را بر می گرداند به شکلی که قاشق در برابر گوش او قرار می گیرد. گاهی هم کودکتان غذایی را که همیشه دوست داشته، نمی خورد و شما را عصبانی می کند و به حدی که می گویید:« تو که همیشه اینو دوست داشتی…» اما او هیچ گونه تمایلی به خوردن ندارد و حتی تقاضای پفک و شکلات دارد و از اینجا ست که جنگ خوردن و نخوردن به جنگی همیشگی مبدل می شود. اغلب مشکلات مربوط به تغذیه کودک و چنانچه والدین آرامش خود را حفظ کنند برطرف می شود و نباید در مورد تغذیه فرزندتان مضطرب ونگران باشید زیرا این نگرانی در بیشتر مواقع بی مورد است. پیشنهادهایی در جهت تسهیل فرآیند غذا خوردن کودک نوپا ارائه می گردد.

کودکان گاهی اوقات اشتهای خوبی داشته و خوب غذا می خوردند، در مقابل بعضی وقتها هم اشتهایی به غذا ندارند و بدغذایی می کنند، گاهی هم هنگام ناهار غذا را بسیار با اشتها می خورند ولی برای شام بی اشتها می شوند یا برعکس در چنین مواردی پیشنهاد می شود میزان غذایی را که برای ناهار و شام کودک در نظر گرفته اید، اندکی کاهش دهید.

از زمانی که کودک نوپایتان می تواند از قاشق و لیوان استفاده کند، اجازه دهید خودش به تنهایی غذا بخورد، هر چند که آنها کثیف کاری می کنند و خیلی طول می کشد که غذایشان را بخورند اما اگر شما چنین اجازه ای به آنها بدهید استقلال طلبی را در آنها تشویق کرده اید( حتی اگر نتواند با قاشق غذا بخورد یکی در میان با دست غذا بخود)

اگر کودکتان خوب غذا می خورد از او بسیار تعریف و تمجید نمایید و اگر به اندازه کافی غذا نخورد، وی را مجبور به بیشتر غذا نخوردن نکنید.

تا حد امکان غذا ها و خوراکی های متنوعی به فرزندتان بدهید تا متوجه علائق غذایی او بشوید. اگر خودتان غذایی را دوست ندارید، کودک را از مصرف آن محروم نکنید، همچنین در صورتی که بچه به غذای خاصی علاقه دارد آن را در رژیم غذایی وی بگنجانید.

بعضی والدین از پرخوری فرزندشان تعریف و او را برای این کار تشویق می کنند ولی بهتر است از این کار اجتناب کنند زیرا کودک فکر می کند پرخوری رفتار خوبی است.

بهتر است اعضای خانواده حداقل روزی یک وعده را با هم غذابخورند. اگر امکان این کار وجود ندارد یا اینکه کودکتان زودتر از شما غذا می خورد سعی کنید همراه همسرتان در کنار بچه ها نشسته و در کنار آنها میوه یا غذای سبکی میل کنید مطمئن باشید اهمیت ارتباط بین اعضای خانواده در هنگام صرف غذا، کمتر از ارزش مواد غذایی که کودک دریافت می کند نیست علاوه بر این وقتی کودکی همراه والدین خود غذا می خورد آداب غذا خوردن را بدون تذکر دادن از طریق یادگیری مشاهده ای فرا می گیرد.

تا حد امکان روال و زمان معینی را برای غذا خوردن تعیین کنید و سعی کنید از آن پیروی کنید اگر یک روز زودتر و یک روز دیرتر به او غذا بدهید. منتظر بداخلاقی های او باشید زیرا افت قند خون مسبب تغییرات در خلق می شود، چنانچه بزرگتر شود تا نیم ساعت می توانید زمان غذا دادن او را زودتر یا دیر تر کنید.

اگر فرزندتان به طور ناگهانی و یک دفعه تمایلش را به غذایی از دست می دهد و از خوردن آن امتناع می کند به موضوع توجهی نشان ندهید. اجازه دهید، آنچه را که دوست دارد، بخورد و آنچه را که نمی خواهد نخورد و زمانین که غذایش را تمام کرد بدون هیچ صحبتی با اشاره ای ظرفش را بردارید. اگر نوع غذا را برای شما معین کرده که دوست ندارد. مثلا « من خورشت کرفس دوست ندارم» بحث نکنید احتمال اینکه این غذا  را در آینده بخورد هست زیرا کودکان نوپا در مورد علاقه هایشان ثبات ندارند اما اگر شما رفتار مناسبی نداشته باشید این قبیل موارد در آنها تثبیت می شود ولی با رفتار مناسب اکثر این رفتارها به مرور زمان اصلاح می شوند.تغذیه کودکان نوپا و بزرگتر

اگر فرندتان غذایش را نمی خورد، مجبورش نکنید تا تمام کردن غذایش سر سفره یا میز غذا بنشیند. کودکان نوپا در لجبازی استاد هستند بهتر است با او سازش کنید یعنی به او بگویید سه تا قاشق از غذایت را بخور و بعدش برو به هیچ وجه هم کوتاه نیایید. در چنین مواقعی به هیچ وجه باقی مانده غذایش را کسی از اعضای خانواده نخورد و چنانچه تقاضای شکلات، بیسکویت و … کرد ندهید. آرام باشید و با خونسردی برخورد کنید اگر فرزندتان یک وعده غذایی را کامل نخورد یا اصلا نخورد دچار سوء تغذیه نمی شود ولی می تواند آغاز جنگ شما و او باشد.

در نظر داشته باشید پس از دو نیم سالگی، با بزرگتر شدن بچه ها ، توانایی های بیشتری بدست می آوردند بنابراین لازم است خطوط قرمز معین را در مورد آنها  دور بریزید یا تغییر دهید ،  آنها تمام سعی و تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا این حد ومرزها را بررسی کنید. در این زمانی والدین مجبور هستند دوباره تمام قواعد و حد و حدود را به روشنی برای او مشخص و قاطعانه و عاقلانه آنها را حفظ و رعایت کنند. برای اینکه غذا را با آرامش بیشتری صرف کنید ( حالا که او بزرگتر شده ) می توانید در آماده کردن و چیدن سفره یا میز مشارکت دهید. برای مثال از او بخواهید:« می تونی بشقاب ها رو ببری؟» سر میز هم از او بخواهید بعضی وسایل را که می تواند به شما بدهد مثل ظرف سس و شما والدین هم بایستی به جا ومناسب پاسخ رفتارهای کودکتان را بدهید مثلا متشکرم، ممنونم و … .

هیچ وقت چند نوع خوراکی را باهم به کودکتان هرچند بزرگتر شده باشد پیشنهاد نکنید تا از بین آنها یکی را انتخاب کند زیرا این کار شما را با مشکل روبه رو می کند و مثل این است که دنبال دردسر می گردید حتی چند نوع غذا نپزید تا او یکی را انتخاب کند و بخورد چون خانه رستوران نیست و شما با این کار به فرزندتان پیام غلطی را می فرستید چنانچه از غذا خوردن فرزندتان راضی هستید بعد از 5 سالگی به او حق انتخاب بین دو تا سه نوع غذا بدهید.

گاهی کودک سر میز یا سفره نمی ماند این مشکل وقتی کودک نوپا بزرگتر می شود شروع می شود و غذا خوردن را سخت می کند. وقتی بچه هنگام غذا خوردن اغلب از سر سفره یا میز بلند می شود و دوباره بر می گردد، ظرف غذایش را به جای دیگری می برد و یا وسط غذا زیر میز می رود، در واقع در حال محک زدن حد و مرزها و نیز بررسی امکان بهانه گیری از غذا و سرانجام تحمیل خود به شما والدین است. یادتان باشد که غذا خوردن باید فعالیتی لذت بخش باشد و همه اعضای خانواده در آن شرکت داشته و با یکدیگر ارتباط و تعامل داشته باشند، واقعیت این است که ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر هنگام صرف غذا به اندازه خود غذا ارزش و اهمیت دارد. پس قواعدی را که برای آن تعیین کرده اید قاطعانه حفظ و اجرا کنید. کودک باید بداند که همراه سایر اعضای خانواده باید سر سفره یا میز غذا بنشیند تا آداب غذا خوردن، نشستن، درخواست کردن و … را یاد بگیرد و شما هم با تشویق، رفتار های خوب و مورد پسندتان او را تقویت کنید، تا یادگیری حاصل شود، نشستن کودکان سر سفره، یا میز غذا برای سلامت آنان از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا وقتی کودک حرکت می کند و جنب و جوش دارد دستگاه گوارش کودک دچار مشکل می شود در ضمن وقتی کودک در کنار سایر اعضای خانواده سر سفره می نشیند نشانگر این است که او نیز عضوی از خانواده است و باید به قواعد احترام بگذارد.

بسیاری از والدین قانون و روال خاصی را در حین صرف غذا رعایت نمی کنند زیرا همه توجه آنها به میزان غذایی است که کودک خورده یا اینکه فرزندشان غذایش را تمام کند و حاضرند فقط برای خوردن کودک چمششان را بر هر رفتار ناشایست و غیره قابل قبول بندند. قابل تصور است وقتی والدین شروع به اجرای قوانین می کنند در ابتدا دردسرشان بیشتر می شود باید حواسشان را جمع کنند به موقع اقدام کنند و اجازه ندهند غذا خوردن جنگ اعصاب شود. در اکثر موارد یادآوری اینکه کودک باید سرسفره یا میز بنشیند و غذایش را بخورد، کافی است اما اگر او توجهی به حرف شما نمی کند یا رفتارهای پرخاشگرانه دارد، از روش « اگه یک بار دیگه این کار با بکنی تنبیه(محروم) می شی!» استفاده کنید که در بیشتر موارد اثر گذار است.

در مورد زمان نشستن کودک سر سفره واقع بین باشید کودکان زیر 5 سال حداکثر 15 دقیقه می توانند سر سفره بنشینند. برای فرزندتان روشن کنید که سر سفره یا میز غذا باید چه رفتاری داشته باشد. پرتاپ اشیاء یا مواد غذایی، جرو بحث ، داد و فریاد و رفتارهایی از این قبیل در تمام سنین غیر قابل قبول و ممنوع هستند.

در مورد مشکل بیش از حد تنقلات غیر ضروری خوردن، به نظر می رسد اولین گام غلط را والدین برداشته اند، وقتی مقدار زیادی کیک، شکلات، چیپس، پفک و نوشابه در دسترس کودک باشد، چگونه می توان او را برای خوردن آنها سرزنش  کنید اگر شما والدین بدون تامل به تقاضای کودکتان برای خوردن اینگونه تنقلات جواب مثبت بدهید در مورد بی اشتهایی فرزندتان به غذا های سالم مقصر هستید. اینگونه تنقلات خوراکی های با ارزش غذایی کم هستند و در عین حال حاوی قند زیاد می باشند که اندکی بعد از مصرف کردن آنها، قند خون به شدت بالا می رود و بچه علائمی نظیر تقلا و سرو صدای زیاد از خود نشان می دهد و پس از مدت کوتاهی که قند خونش دوباره افت می کند( که شاید حتی پایین تر از میزان اولیه اش هم برود) شما با بداخلاقی، نق نق کردن، گریه و بهانه گیری های او روبه رو می شوید. برای جلوگیری از کشمکش با کودکتان در مورد خوردن چنین تنقلاتی از خریداری خوراکی های با ارزش غذایی کم خودداری کنید هر چقدر این خوراکی ها کمتر در دسترس باشند جر و بحث کاهش پیدا می کند حتی اگر خودتان استفاده می کنید در مقابل دیدگان فرزندتان نباشد. هرگز از چنین خوراکی هایی به عنوان پاداش برای غذا خوردن یا خوب غذا خوردن یا رفتار خوب استفاده نکنید. به هیچ وجه اجازه ندهید کودک بعد از غذای اصلی از این خوراکی ها استفاده کند و همیشه به کودک اطلاع و آگاهی بدهید که زمان غذا خوردن نزدیک است.

منبع:فارس پاتوق

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه برنامه تغذیه کودکان می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۲ نظر
  1. مامان
    با سلام، دختر من یک سال و 5 ماهشه کلا" هیچی نمی خوره موقع تولد وزنش 3600 بود اما الان حدود 1/5 کیلو کمبود وزن داره، آزمایش خون و ادرار دادیم خداروشکر مشکلی نداشته ولی هیچ چیزی رو با میل نمی خوره فقط وقتی خیلی گرسنش باشه یه کم نون می خوره، به نظرتون چی کار کنم تموم راه کارهای روانشناسیم امتحان کردم هیج فایده ای نداشته، نه غذا می خوره نه میوه نه تنقلات، هیچی ....
    پاسخ نوامبر 22, 2016 در 1:09 ق.ظ
    • wpadmin
      اشتهاي كودك در زمان هاي مختلف متفاوت است و تحت تاثير عوامل زيادي از جمله ميزان رشد كودك قرار مي گيرد. بنابراين حتي در كودكاني كه در سال اول عمر اشتهاي خوبي هم داشته اند در سال دوم زندگي به نظر مي رسد كه كودك اشتهاي سابق را ندارد و والدين مي گويند كه اشتهاي او كم شده است در صورتي كه اين كاهش اشتها ناشي از كند شدن رشد در اين سن نسبت به سال قبل است. گرچه ممكن است بين كودكان از نظر نوع و ميزان دريافت مواد غذايي اختلاف زيادي وجود داشته باشد و گاهي اوقات از يك وعده تا وعده ديگر و يا از يك روز به روز ديگر فرق كند ولي تحقيقات نشان داده است كه اكثر كودكان و حتي آنان كه مقدار مواد غذايي متغيري دريافت مي كنند انرژي و مواد مغذي مورد نياز خود را از يك غذاي متعادل به دست مي آورند. ساير عوامل مثل رفتار خانواده در زمينه دوست داشتن و يا دوست نداشتن غذا، عادت هاي نادرست مروط به غذا و تغذيه، همه در سال اول و دوم زندگي كودك شكل گرفته و ادامه مي يابند. در اينجا پدر و مادر به عنوان يك "الگو" نقش مهمي ايفا مي كنند. فضاي رواني مثبت يا منفي كه خانواده در زمان غذاخوردن ايجاد مي كنند مي تواند ناشي از شرايط رواني و يا نحوه تغذيه و برخورد افراد خانواده با يكديگر باشد. غذا خوردن کودک عدم آگاهي و يا بي توجهي اعضا خانواده در مورد رفتارهاي تغذيه اي كودك، همچنين محدوديت فرصت والدين بخصوص مادر، به ويژه اگر شاغل هم باشد مي تواند در مشكلات تغذيه و كاهش اشتهاي كودك موثر باشد و موجب شود كه كودك يك تا 2 ساله بعضي از غذاهايي را كه قبلا خوب مي خورده ديگر نخورد. اين بي علاقگي ممكن است يك تا 2 هفته طول بكشد و گاه سال ها باقي بماند. از طرف ديگر كودكان در اين سن استقلال خود را نشان مي دهند و مي خواهند كه خودشان غذا بخورند. هنوز هم دوست دارند ريخت و پاش كنند و از انگشتان خود براي برداشتن غذا استفاده نمايند كه اين رفتار بخشي از مرحله تكاملي آنان است. كودكان ترجيح مي دهند از غذاهايي استفاده كنند كه مستقيما آن را به دست بگيرند و يا در بشقابشان جستجو كرده و آن را بردارند. بسياري اوقات تمايل نشان دادن به خوردن بعضي از غذاها و يا علاقه نشان دادن به غذاهايي كه مناسب سنشان نيست و يا بازي كردن با غذا بيشتر به دليل بازيگوشي و حس استقلال طلبي آنان است نه اينكه واقعا به آن غذاي خاص علاقه داشته و يا نسبت به بعضي غذاهاي ديگر بي علاقه باشند. بنابراين پدرو مادر بايد سعي كنند علت اين گونه رفتارهاي كودكان را شناسايي نموده و حتي المقدور از آنها پيشگيري كنند تا با مشكلات كمتري هنگام غذاخوردن او روبروي شوند. رفتارهاي غذايي در كودك يك تا دو ساله چگونه شكل مي گيرد؟ عبور از يك سالگي به دوسالگي و بالاخره از تغذيه با مجموعه "شير مادر+ غذاي كمكي" به "غذاي خانواده+ شير مادر" مرحله مهمي از زندگي كودك است كه در اين دوره همچنان بايد بخشي از غذاهاي اواخر يك سالگي ادامه يابد و غذاهاي سفره بتدريج وارد برنامه غذايي او شود بطوري كه با بزرگ شدن كودك و گذشت زمان سهم او از مواد غذايي سفره خانواده بيشتر و غذاهاي مخصوص قبل از يك سالگي كمتر شود تا كودك بتواند بعد از چند ماه تقريبا همه مواد مورد نياز خود را از سفره خانواده تامين نمايد و چون هنوز معده او گنجايش كمي دارد براي تامين كالري مورد نيازش بايد وعده هاي غذايي متعدد داشته باشد و از ميان وعده هاي سالم و مغذي استفاده نمايد. كودكان با عادات بد غذايي متولد نمي شوند ما آنان را چنين بار مي آوريم. همانطور كه گفته شد والدين بايد به خاطر داشته باشند كه اگر كودك گاهي اوقات علاقه به خوردن غذا نشان نمي دهد احتمال دارد كه اين امر طبيعي و ناشي از كاهش موقتي اشتها ي او باشد. براي ترغيب كودك به غذا خوردن بايد غذاي او را متنوع، خوشرنگ، خوشبو و با قوام و غلظت مناسب و به صورتي اشتها آور تهيه كرد و زمان خوردن را براي او دلپذير و لذت بخش نمود. والدين اكثر كودكاني كه خوب غذا نمي خورند و بهانه گيري مي كنند نمي دانند كه كودك آنان در حال تغييرات عادت غذايي در طول زندگي خود مي باشند. اين والدين معمولا يا: * با فشار، كودك خود را وادار به خوردن مي كنند. * و يا با شوخي، ادا، حقه و ... غذا را در داخل دهان او مي گذارند. كه اين اعمال سبب مي شود كودك اصولا نسبت به غذاخوردن مقاومت نمايد و در سال هاي بعد هم دچار مشكلات بيشتر شود. هنگام غذا دادن يا غذا خوردن كودك بايد به چه نكاتي توجه كرد؟ * مواد غذايي نه تنها از نظر كميت و كيفيت بايد كامل و مناسب باشد بلكه شرايط محيطي كه كودك در آن تغذيه مي شود نيز از نظر رواني مساعد و مطلوب باشد تا كودك از خوردن غذا لذت برده و به آن تمايل نشان دهد. * چون در اواخر سال دوم، كودك بيشتر اجتماعي شده و اغلب قادر است بدون كمك غذا بخورد و غذاي مورد علاقه خود را به دلخواه انتخاب نمايد مادر بايد مواظب باشد كه مواد مغذي كافي، متعادل و پر انرژي كه براي رشد كودك لازم است در اختيار او بگذارد و از مصرف شدن آن اطمينان حاصل كند. * به كودك نبايد به زور غذا داد. در عين حال محيط او بايد آرام باشد و حواس و توجه اش به مطلب ديگري جلب نشود. گاهي مادرها اجازه نمي دهند كه كودك مطابق ميل و نياز خود غذا طلب كند در حالي كه بهتر است اشتياق و اشتهاي كودك حتما در نظر گرفته شود. * اگر كودك غذايي را دوست نداشت نبايد كلا آن را از برنامه غذايي حذف كرد بلكه مي توان با تغييراتي و در فرصتي ديگر، آن را امتحان كرد. * به امتناع كودك از خوردن غذا در بعضي از شرايط بايد توجه نمود. گاهي جدايي از مادر، بيماري كودك، شرايط خاص روحي كودك، شب نخوابيدن، عدم استفاده از آفتاب و هواي سالم و پاك، نداشتن فعاليت زياد، گوشه گيري كودك و گاهي اوقات وسواس بيش از اندازه مادر در مورد اينكه موقع غذا خوردن بايد همه چيز تميز بماند و لباس كودك كثيف نشود و امثال آن ممكن است بر علاقه و اشتهاي او به غذا و يا امتناع از غذا خوردن تاثير گذار باشد. * بنابراين كودك در زمان غذا خوردن بايد در محل امن و راحتي قرار گيرد، مشتاق غذاخوردن باشد، بدون عجله به او غذا داده شود، با زور و تهديد يا رشوه وادار به غذاخوردن نشود. اگر به هر علتي از خوردن يك وعده غذا خودداري كرد بايد بدون هيچگونه نگراني و اضطراب آن نوبت تغذيه را به تاخير انداخت يا حتي از آن صرف نظر نمود. مطمئنا در وعده هاي ديگر جبران خواهد كرد. غذا خوردن * كودكان در اين سن دوست دارند خودشان غذا بخورند و ترجيح مي دهند غذا را با دست و انگشتان خود بردارند. * آنان غذاي گرم را نسبت به غذاي سرد يا داغ ترجيح مي دهند. * معمولا با غذا بازي مي كنند و صحنه هاي غير قابل انتظاري ايجاد مي كنند! ولي خودشان از اين كار لذت مي برند. * نمي توانند بيش از 5 تا 10 دقيقه پشت سر هم براي غذا خوردن وقت صرف كنند و اگر بتوانند سفره را ترك مي كنند و بعد دو مرتبه برمي گردند. * آداب غذاخوردن را مراعات نمي كنند، در حين غذا خوردن و بعد از سير شدن، غذا را به اطراف پخش مي كنند. * بيشتر به خواسته ها و تمايلات خود توجه دارند و كمتر به نظر ديگران اهميت مي دهند. * از پدر و مادر و خواهر و برادرانشان تقليد مي كنند. * بعضي غذاها را نمي خورند و احتمال بروز عادت نامساعد غذايي از همين جا سرچشمه مي گيرد. بنابراين چون مغز فعال و پوياي كودك آماده دريافت همه پيام هاي محيط زندگي و اطرافيان است عادات خوب غذايي هم بايد از سنين پائين به كودك آموزش داده شود. آموزش عملي و عيني به مراتب اثربخش تر از بيان است. همه افراد بزرگتر خانواده بايد بدانند رفتارهاي غذايي آنان مي تواند براي افراد كوچكتر خانواده الگو باشد. پس سر سفره و هنگام صرف غذا بايد مواظب بود و حداقل به منظور آموزش فرزندانمان، خودمان هم به هنگام غذاخوردن مراقب رفتار و گفتارمان باشيم و به عادت هاي خوب غذايي عمل كنيم. مثلا بر سر سفره و هنگام غذا خوردن نگوئيم كه "من اين غذا را دوست ندارم" و يا "چقدر بدمزه و بدشكل است". از اضافه كردن نمك و شكر به غذا پرهيز نموده و سعي كنيم مصرف سبزي و ميوه را بيشتر كنيم. گفتار خوب و حسن رفتار و كردار در خانواده موجب ثبات شخصيت و رفتارهاي منطقي و صحيح در كودك مي شود، محيط هاي متشنج و عصبي خانواده آثار زيان بخشي بر روح و روان كودك مي گذارد كه بدون شك در عادات و رفتار تغذيه اي آنان نيز اثر منفي خواهد گذاشت. در اين ميان سلامت رواني مادر نقش عمده اي دارد. اضطراب، افسردگي و يا رفتارهاي وسواسي او مي تواند باعث كم اشتهايي يا بي اشتهايي و بدغذايي كودك شود و بسياري از مشكلات رفتاري، خلقي و تغذيه اي كودكان را ايجاد نمايد. غذا دادن به کودک هنگام غذاخوردن چگونه مي توان محيط را براي كودك دلپذير كرد؟ به محل، زمان و نحوه غذا دادن به كودك توجه كنيد. كودك بايد غذا را سر ميز و يا سر سفره خانواده، در محيطي تميز، آرام، دوستانه، راحت، مطمئن و خوشايند صرف كند تا ضمن اينكه از غذا خوردن همراه ديگران لذت مي برد طرز غذاخوردن و نحوه استفاده از قاشق، چنگال و ليوان را نيز بياموزد. بهتر است كودك را به جاي اجبار، تشويق به غذا خوردن كرد. علاقه به غذا خوردن زماني بوجود مي آيد كه غذا به صورت جالبي ارائه شود و كودك ببيند كه ديگران هم غذاهاي متنوع يا جديد را با لذت مي خورند. ضمنا غذا بايد به شكلي باشد كه خوردنش براي كودك آسان باشد. مثلا گوشت چرخ كرده را بهتر از گوشت تكه اي مي پذيرد يا قطعات كوچك سيب زميني و يا هويج پخته شده يا لقمه هاي كوچك غذا را با ميل و رغبت مي خورد. در ابتدا كودك 1 تا 2 ساله ممكن است براي گرفتن يا برداشتن غذا از انگشتانش استفاده كند ولي بتدريج مي تواند در گرفتن قاشق، چنگال و ليوان مهارت پيدا كند. ظرف غذا بايد كوچك و كمي گود باشد تا غذا از آن بيرون نريزد. قاشق و چنگال و ليوان هم بايد كوچك، سبك و طوري باشد كه كودك به راحتي آن را بردارد و نگهدارد. بهتر است از قاشق و چنگال و بشقاب نشكن استفاده شود و بهتر است از قاشقي كه او را به ياد قاشق دارو مي اندازد استفاده نشود. كودك را به ويژه در شروع غذا كه گرسنه است، بايد تشويق كرد تا عليرغم ريخت و پاشي كه مي كند خودش غذا بخورد، اين كار را ياد بگيرد و مهارت و اعتماد به نفس پيدا كند، سپس وقتي خودش از خوردن خسته شد و يا در ضمن آنكه خودش غذا مي خورد او را كمك كرد. چه بايد كرد تا كودك از غذا خوردن لذت ببرد؟ * ساعات برنامه غذايي را خيلي عوض نكنيد. * مراقب باشيد كه زمان غذا خوردن، كودك خيلي گرسنه يا خيلي خسته نباشد. * سعي كنيد ميان وعده ها را 5/1 تا 2 ساعت قبل از وعده اصلي غذا بدهيد. * بهتر است ميان وعده ها خيلي شيرين، حجيم يا چرب نباشند تا اشتهاي كودك براي وعده اصلي غذا، باقي بماند. * براي دسر يك ماده كمي شيرين انتخاب كنيد و آن را بلافاصله بعد از غذا به او بدهيد كه جزو غذا به حساب بيايد. * اگر غذاي جديدي به او مي دهيد كه از خوردنش امتناع مي كند تعجب نكنيد، آن را همراه با غذايي كه دوست دارد مثل برنج يا نان يا سيب زميني به او بدهيد. * غذاهارا خيلي زود به زود و بر اساس تمايل او عوض نكنيد. * هنگام غذا دادن، دعوا نكنيد، داد و قال راه نيندازيد و براي خوردن غذا جايزه تعيين نكنيد. * بگذاريد در مورد سير شدنش خودش تصميم بگيرد، اگر در يك وعده مقدار كمتري بخورد مسلما در وعده ديگر يا روز ديگر جبران مي كند. * در سن يك تا دو سالگي با توجه به مراحل تكامل كودك، شما انتظار نداشته باشيد كه هنگام غذا خوردن خيلي تميز و مرتب باشد. اين مرحله ريخت و پاش بتدريج بهتر مي شود. برخي كارهاي او را مانند پرت كردن غذا، بازي كردن هنگام غذاخوردن و ... را مي توان با آرامش و ملايمت و بتدريج محدود كرد. بسياري از رفتارهاي غذايي آرام آرام با بزرگ شدن كودك عوض مي شوند. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر سعادت آباد: ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      پاسخ نوامبر 22, 2016 در 9:10 ق.ظ
نظر دهید