مقابله با پرخاشگری کودک و کنش نمایی

پرخاشگری کودک و کنش گرایی

عمل کردن به عنوان رها شدن انگیزه های پرخاشگرانه یا جنسی خارج از کنترل به منظور رهایی از تنش یا اضطراب تعریف می شود. چنین انگیزه هایی اغلب منجر به رفتارهای ضد اجتماعی یا بزهکارانه می شود. این اصطلاح همچنین گاهی اوقات در رابطه با آزادسازی روان درمانی احساسات سرکوب شده استفاده می شود، همانطور که در سایکودرام اتفاق می افتد.

شرح  رفتار بد کودک و کنش نمایی

نوزادان و کودکان نوپا

از اولین رفتارهای فعال اغلب به عنوان کج خلقی یاد می شود. این رفتارها معمولاً برای اولین بار در نوزادان بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی مشاهده می شود. در آن مرحله، کج خلقی را می توان بخشی طبیعی از رشد و تکامل در نظر گرفت. این عصبانیت های اولیه صرفاً تلاش یک نوزاد برای برقراری ارتباط با احساس نارضایتی یا ناامیدی شدید است. رفتارهای مشاهده شده در نوزادانی که سعی در ابراز خشم یا ناامیدی خود دارند معمولاً شامل گریه با صدای خشمگین، لگد زدن به دست ها و پاها و احتمالاً حتی تلاش برای بیرون زدن است. برای کودکان نوپا، چنین طغیان خشونت آمیزی اغلب شامل ضربه زدن، لگد زدن و گاز گرفتن دیگران است. و احتمالاً رفتارهای خودآزاری مانند ضربه سر. بچه واکنش به علت مفروض کج خلقی اغلب به طور قابل توجهی با حادثه تسریع کننده نامتناسب است. یک مثال می تواند کودکی باشد که به او گفته می شود که نمی تواند آب نبات چوبی داشته باشد و سپس به شدت به مادر حمله می کند، او را می زند و لگد می زند، در حالی که با صدای بلند فریاد می زند.

انجام رفتار می تواند شامل هر طغیان شدید عاطفی، مخرب و غیرقابل قبولی باشد که به نظر می رسد واکنش کودک به نیازها یا خواسته های برآورده نشده باشد. دلیل اصلی چنین عدم کنترل عاطفی در کودک، به ویژه در سن بالای سه یا چهار سالگی، این است که یاد نگرفته است چگونه با ناامیدی خود کنار بیاید. چنین کج خلقی معمولاً بین دو تا سه سالگی به اوج خود می رسد. از آنجایی که در شرایط عادی، کودک تا زمانی که به سن چهار سالگی می رسد، درس های لازم را در مورد نحوه برخورد با ناامیدی آموخته است، پس از آن کاهش محسوسی در این نوع رفتارهای کنشگرانه وجود دارد.

کودکان در سنین پیش دبستانی و مدرسه

هنگامی که هیچ تصمیم پزشکی یا روانشناختی برای انجام رفتارهای رفتاری در کودکان خردسال بالای چهار سال کشف نمی شود، می توان این فرض را ایجاد کرد که کج خلقی یک رفتار آموخته شده است. کودکان نوپا و کودکان پیش دبستانی به سرعت اثربخشی چنین رفتارهایی را یاد می گیرند. اگر والدین یا سایر مراقبان هر بار به خواسته های کودک تن بدهند تا از بروز عصبانیت جلوگیری کنند، به سرعت برای کودک آشکار می شود که این موفق ترین وسیله برای برآورده شدن خواسته های اوست. ایفای نقش به سرعت تبدیل به یک پاسخ قدیمی به کلمه “نه” می شود.

رفتارهای منفی انتقادی تر، از جمله اقدامات پرخاشگرانه یا توهین آمیز نسبت به سایر کودکان، حیوانات، بزرگسالان، یا حتی خودشان، معمولاً شکل جدی تر و طولانی تر رفتار کردن هستند. اینها معمولاً به علل مهم تری از جمله بیماری روانی یا شرایط پاتولوژیک در زندگی کودک، چه در خانه و چه در جنبه های دیگر محیط کودک مربوط می شود. چنین رفتارهای منفی دوران کودکی اغلب در کودکانی دیده می شود که قربانی آزار فیزیکی و/یا جنسی یا غفلت شدید شده اند. چنین رفتارهایی برای این گروه از کودکان اغلب در میان متخصصان بهداشت روان به عنوان “فریاد کمک” نامیده می شود. اگرچه قطعاً مشکلات مهمی وجود دارد، انجام رفتارهای سرکشی مختلف که خودآزاری یا تهدید کننده زندگی نیست، شکل کمتر جدی این “فریاد کمک” تلقی می شود. این اقدامات شامل نافرمانی از والدین و معلمان، مصرف غیرتهدید کننده الکل یا مواد مخدر، بی بند و باری، و قضاوت ضعیف در روابط و فعالیت ها است.

مشکلات معمول

جنایات پرمخاطب مانند تیراندازی در دبیرستان کلمباین باعث شده است که بیشتر مردم از خطر بالقوه ناشی از رفتار بسیار ضد اجتماعی جوانان آگاه شوند. در سال ۲۰۰۰، موسسه ملی سلامت روان (NIMH) شروع به مطالعه خشونت کودکان و نوجوانان در ایالات متحده کرد. یکی از یافته‌های اولیه NIMH نشان می‌دهد که اگرچه خشونت جوانان واقعاً یک مشکل جدی است، رویدادهایی مانند کلمباین یک اتفاق نادر است. به طور متوسط در سراسر ایالات متحده، هر روز ۶ تا ۷ جوان توسط همسالان خود به قتل می رسند. اکثریت قریب به اتفاق این قتل ها در محدوده شهرها رخ می دهد و قربانیان عادی عضوی از یک گروه اقلیت هستند. این نوجوانان مرگ و میر در بیشتر موارد در محوطه مدرسه اتفاق نمی افتد. علاوه بر این، بسیاری از عوامل غیر از عواملی که باعث ایجاد رفتار می شود ممکن است در ایجاد این جنایات نقش داشته باشد.

NIMH در تحقیقات خود دریافته است که عواملی برای اقدام جدی عبارتند از:

  • پیوند ضعیف با والدین، ناشی از عدم دسترسی والدین از نظر جسمی یا عاطفی به کودک
  • فرزندپروری ناتوان که با ناتوانی در مراقبت از کودکان، با سختگیری بیش از حد، یا با ارائه نظم و انضباط خشن و ناسازگار آشکار می شود.
  • محیط خانه ای که کودکان را در معرض خشونت قرار می دهد و از رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت آمیز حمایت و الگوبرداری می کند
  • تأثیر طرد شدن توسط همسالان یا رقابت با همسالان در سال‌های ابتدایی مدرسه (در برخی موارد این تجربه منجر به این می‌شود که بچه‌هایی که از نظر اجتماعی یا تحصیلی موفق نمی‌شوند با هم متحد شوند تا عمل کنند). .)
  • جنسیت (تقریباً از سن چهار سالگی، طبق مطالعه NIMH، پسران بیشتر از دختران درگیر رفتارهای پرخاشگرانه و کنشی بودند.)
  • آسیب شناسی روانی کودک (مطالعه NIMH نشان می دهد که کودکان دارای مشکلات رفتاری احتمالاً دارای دو یا چند مشکل روانی مانند اختلالات رفتاری یا اضطرابی یا افسردگی هستند.)
  • وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایین تر (همبستگی بین درآمد کم خانواده و رفتارهای ضد اجتماعی بارها ذکر شده است.)
  • وراثت (شاید شگفت‌انگیزترین عامل مطالعه NIMH این احتمال بوده است که ژن‌ها واقعاً بر رفتارها تأثیر می‌گذارند. دقیقاً چگونگی تأثیر ژنتیک بر شخصیت و بیماری روانی مشخص نیست. نحوه تعامل محیط با این مؤلفه ژنتیکی نیز یک راز باقی مانده است. در سال ۲۰۰۴، این عنصر ژنتیکی در رفتارهای رفتاری موضوع مطالعه برای NIMH بود.)

مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۱ در دانشگاه کارلتون (اتاوا، کانادا) که در مجله تحقیقات در آموزش کودکی منتشر شد، تلاش کرد به روش‌هایی برای پیش‌بینی اینکه کدام یک از کودکان پیش دبستانی مستعدتر عمل می‌کنند یا مشکلات تحصیلی یا اجتماعی در مدرسه را تجربه می‌کنند، بررسی شود. مطالعه با عنوان ” رفتار بازی انفرادی-فعال : متغیر نشانگر ناسازگاری در پیش دبستانی؟” به این نتیجه رسیدند که کودکان خردسالی که به تنهایی به شیوه ای بسیار فعال و پرهیاهو بازی می کنند، بیشتر در معرض مشکلات سازگاری در مدرسه هستند.

مشکلات شناسایی شده برای این گروه از کودکان شامل موارد زیر است:

  • نشان دادن دامنه توجه کمتر
  • راحت تر بودن
  • ترسوتر و خجالتی تر بودن
  • پرخاشگری بیشتری نشان می دهد و عمل می کند
  • در تست های آکادمیک برای مهارت های اولیه ضعیف تر عمل می کنند
  • نشان دادن پاسخ مثبت کمتر به حضور در مدرسه
  • نشان دادن توانایی کمتر برای ایجاد روابط مثبت با سایر کودکان

مطالعه کارلتون دو نکته را بیان کرد: اول، تحقیقات آنها هیچ مدرکی مبنی بر این که این کودکان نسبت به سایر کودکان توانایی یادگیری کمتری داشتند، ارائه نکرد، بلکه آنها به سادگی مشکلاتی را در سازگاری با مدرسه تجربه کردند. ثانیاً، انجام بازی های انفرادی برای کودکان سنین پیش دبستانی طبیعی است. با این حال، به نظر می‌رسد این حالتی است که در آن کودک به تنهایی بازی می‌کند – به شیوه‌ای بیش از حد پر شور و بیش فعال – که نشانگر مشکلات احتمالی در آینده است. محققان کانادایی این مطالعه را صرفاً برای شناسایی کودکان فعال در آینده انجام ندادند، بلکه برای یافتن آن دسته از کودکانی که می‌توانند از برنامه‌های آموزشی تخصصی و جامعی که هم نیازهای تحصیلی و هم نیازهای اجتماعی را برطرف می‌کنند، بهره‌مند شوند.

نگرانی های والدین

چه زمانی با دکتر تماس بگیرید

والدینی که فرزندشان رفتارهای منفی به نام “بازی کردن” از خود نشان می دهد احتمالاً از خود می پرسد که چه چیزی طبیعی است و چه چیزی نیست. دوستان و خانواده با نیت خوب ممکن است به آنها اطمینان دهند که وقتی رفتارهای کنش‌آمیز به وضوح بخش طبیعی رشد و تکامل نباشد، کودک «از آن رشد خواهد کرد». برخی افراد انجام رفتارها را صرفاً بخشی از فرآیند یادگیری کودکان خردسال می دانند که نیازی به کمک حرفه ای ندارد. نتایج مداخله مناسب والدین ممکن است نشان دهنده شدت واقعی رفتار باشد. مثلا،

کج خلقی پس از چهار سالگی یا در کودکان کمتر از چهار سال که بسیار مکرر و/یا طولانی مدت باشد (یعنی بیش از نیم ساعت طول بکشد) باید توسط یک متخصص مراقبت های بهداشتی ارزیابی شود زیرا ممکن است دلایل پزشکی یا روانشناختی دیگری وجود داشته باشد. هر نوع رفتاری که می تواند ناامن، آسیب رساندن به دیگران یا خودآزاری نامیده شود، احتمالاً باید توسط ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی کودک ارزیابی شود.

از جمله انواع رفتارهای نمایشی که در کودکان و نوجوانان دیده می شود و توجه حرفه ای را ایجاب می کند، موارد زیر است:

  • پاتولوژیک
  • قلدری به دیگران
  • آسیب به خود، مانند بریدن خود یا ضربه زدن به سر
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • مدرسه گریزی
  • گریختن
  • شرکت در فعالیت های جنسی ناایمن
  • وارد دعوا شدن
  • حمله
  • وندالیسم
  • آتش زدن
  • دزدی
  • تجاوز جنسی
  • قتل

مقابله با رفتار بد کودک

برای کودکان نوپا، اکثر متخصصان مراقبت از کودک توصیه می کنند که والدین این نکته را آشکار کنند که عصبانیت و عصبانیت راه مناسبی برای مقابله با ناامیدی نیست. دادن “تایم اوت”، رفتن کودک به اتاقش یا یک منطقه آرام دیگر برای مدت معینی یا تا زمانی که بتواند به شیوه ای قابل قبول از نظر اجتماعی تعامل داشته باشد، ابزار موثری برای مقابله با این شکل از نمایش است. اگرچه کودکان کوچک اغلب قادر به شنیدن یا درک دلیل به نظر نمی رسند، اما والدین کاملاً مناسب است که توجه داشته باشند که ناامیدی یا ناامیدی کودک را درک می کنند اما رفتار منفی کودک وضعیت را تغییر نمی دهد. برخی از والدین اوقات فراغت را با این پیام ترکیب می کنند: “با آن کنار بیایید”. با گذشت زمان، زمان استراحت کمتر ضروری می شود و جهت “با آن مقابله کن” کافی است تا کودک دوباره کنترل خود را به دست آورد. کودک یاد می گیرد که مردم همیشه به آنچه می خواهند نمی رسند.

یک برنامه تحقیقاتی زیر نظر NIMH از سال ۲۰۰۴ دارای دو دهه تجربه در پیشگیری از اقدامات جدی دوران کودکی است. برنامه بازدید از خانه پرستار در کلرادو، نیویورک و تنسی فعالیت می کند. پرستاران از خانواده های پرخطر که از دوران بارداری شروع می شود و تا دو سالگی کودک ادامه می یابد، بازدید می کنند. خانواده های انتخاب شده به دلیل داشتن درآمد کم و/یا تک والد در معرض خطر در نظر گرفته می شوند. هدف از این ملاقات ها بهبود نتیجه در زایمان استارتقاء سلامت و رشد کودک و کمک به افزایش خودکفایی مالی خانواده. پیگیری این کودکان تا سن ۱۵ سالگی نشان می دهد که آنها نسبت به کودکان ۱۵ ساله بدون خدمات، مشکلات رفتاری کمتری دارند. مشکلات رفتاری مورد مطالعه شامل استفاده از مواد مخدر و الکل، فرار، اعمال جنسی و دستگیری و محکومیت برای جنایات بود.

شرایط کلیدی

ضداجتماعی – اقداماتی که به‌عنوان پرخاشگرانه و گاهی خشونت‌آمیز توصیف می‌شوند که با قوانین اجتماعی و اخلاقی تثبیت‌شده مطابقت ندارند.

اختلال اضطراب – یک اختلال روانی که با نگرانی طولانی مدت و بیش از حد در مورد شرایط زندگی فرد مشخص می شود. اختلالات اضطرابی شامل آگورافوبیا و سایر فوبیاها، اختلال وسواس فکری-اجباری، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال هراس است.

اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) – وضعیتی که در آن یک فرد (معمولاً یک کودک) دارای سطح فعالیت غیرمعمول بالا و دامنه توجه کوتاه است. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است به صورت تکانشی عمل کنند و ممکن است مشکلات یادگیری و رفتاری داشته باشند.

اختلال سلوک – یک اختلال رفتاری و عاطفی در دوران کودکی و نوجوانی. کودکان مبتلا به اختلال سلوک رفتار نامناسبی دارند، حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می گذارند.

بزهکار – اصطلاحی است که به جوانانی اطلاق می‌شود که رفتاری خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقی تثبیت شده دارند.

افسردگی – یک وضعیت روانی است که در آن فرد به شدت احساس غمگینی می کند و علاقه خود را به زندگی از دست می دهد. فرد مبتلا به افسردگی ممکن است مشکلات خواب و بی اشتهایی داشته باشد و ممکن است در تمرکز و انجام فعالیت های روزمره دچار مشکل شود.

سایکودرام – شکل خاصی از بازی نقش که بر نمایش “فیلمنامه” مسائل حل نشده در خانواده تمرکز دارد، یا به اعضای خانواده کمک می کند تا رویکردهای جدید و درک یکدیگر را اتخاذ کنند.

آسیب شناسی روانی – مطالعه اختلالات یا بیماری های روانی، مانند اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت، یا اختلال افسردگی اساسی.

روان درمانی — مشاوره روانشناسی که به دنبال تعیین علل زمینه ای افسردگی بیمار است. شکل این مشاوره ممکن است شناختی/رفتاری، بین فردی یا روان پویشی باشد.

مقابله با کنش گرایی در کودکان پیش دبستانی و مدرسه

اداره کودکان، جوانان و خانواده ها (ACYF) با NIMH در توسعه چندین ارزیابی همکاری کرده است.ابزارهایی برای شناسایی کودکان در معرض خطر مشکلات رفتاری بسیاری از این ابزارها برای شناسایی دقیق کودکان پیش دبستانی در معرض خطر طراحی شده اند و در برنامه هایی مانند Head Start ارائه می شوند. اکنون مشخص شده است که ۷۰ تا ۸۰ درصد از همه کودکانی که برای مشکلات سلامت روان در مدارس ایالات متحده خدمات ارائه می دهند، این خدمات را توسط خود سیستم مدرسه، توسط مشاوران راهنمایی مدرسه و روانشناسان ارائه می دهند. چندین ابتکار اخیر توسط NIMH به عنوان هدف آنها همکاری با کودک، همکلاسی ها، والدین و معلمان برای کاهش رفتارهای مخرب است. برنامه پیگیری خانواده ها و مدارس با هم (FAST) در حال حاضر در کارولینای شمالی، پنسیلوانیا، تنسی و واشنگتن فعال است. FAST Track چندین سال است که کودکان پرخاشگر را از شش سالگی به بعد مورد مطالعه قرار داده است. ارائه مداخله در صورت لزوم مطالعات بعدی نشان داده است که آن دسته از کودکان برنامه FAST Track که مداخله دریافت کردند، نیاز کمتری داشتند خدمات آموزش ویژه کلاس ۳ نسبت به کودکانی که در برنامه شرکت نکرده اند.

دوره مقابله با استرس یک برنامه آموزشی گروهی از سال ۲۰۰۴ برای نوجوانان در مریلند، اوهایو و اورگان است. هدف آن کمک به جوانان برای ایجاد راهبردهایی برای مقابله مثبت با افکار منفی، گرایش به افسردگی و رفتارهای رفتاری است. نتایج اولیه این دوره نتایج موفقیت آمیزی را برای شرکت کنندگان دوره نشان داده است. در میان نوجوانانی که این دوره را نگرفتند، علائم افسردگی دو برابر بیشتر گزارش شد. نوجوانانی که دوره مقابله با استرس را گذرانده بودند، کاهش علائم افسردگی و افزایش سازگاری مثبت کلی را نشان دادند. با این حال، به نظر می رسد که زمان قدرت این تجربه یادگیری را کاهش داده است. تحقیقات در یک دوره طولانی تر تفاوت کمتری را بین دو گروه نشان داد.

مطالعه NIMH در مورد رفتار بد کودک به این نتیجه رسید که این یک مشکل چند وجهی است که شامل تعاملات بین کودک و خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها، مدرسه و جامعه است. کودکانی که دوران کودکی گرم، محبت‌آمیز و حمایت‌کننده‌ای دارند، کمتر احتمال دارد به‌عنوان فریاد کمک یا رفتار خشونت‌آمیز رفتار کنند. دو نوع رفتار ضد اجتماعی نوجوانان توسط NIMH شناسایی شده است: دوره زندگی مداوم و نوجوانی .محدود. نوجوانانی که دارای رفتارهای مداوم در طول زندگی هستند، از اوایل کودکی به بعد، در موقعیت های مختلف به شیوه های خشونت آمیز رفتار می کنند. در نظر گرفته می شود که آنها دارای آسیب شناسی روانی هستند که اغلب شامل اختلال نقص توجه بیش فعالی (ADHD) می شود. معمولاً تا بزرگسالی به رفتارهای منفی ادامه می دهند. آن دسته از جوانان با رفتارهای محدود در دوران نوجوانی معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی تعریف‌شده خاصی عمل می‌کنند و معمولاً قبل از رسیدن به بزرگسالی از انجام این رفتارها دست می‌کشند.

گفت و گو با مشاور کودک و نوجوان