تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: اختلال لجبازی و نافرمانی

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان
اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان

تعریف

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی[1] (ODD) یک اختلالی می باشد که بیشتر در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

ویژگی های این اختلال عبارت از رفتار منفی، نافرمانی یا بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتار آزمایشی نرمال مشاهده شده در اکثر کودکان و در زمان های مختلف، بدتر می باشد.

اکثر کودکان در دوره های مختلفی با مشکلاتی مواجه می شوند، به خصوص در طول دوره 18 ماه تا سه سال و بعدا در طول دوره نوجوانی.

این دوره های سخت بخشی از فرآیند رشد نرمال مربوط به بدست آوردن احساس قوی تری نسبت به فردیت و جدا شدن از والدین می باشد.

با این وجود، ODD یک نوع رفتار بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتارهای فردی نرمال طولانی تر و شدیدتر می باشد، ولی آنقدر افراطی نمی باشد که شامل تخلف از قواعد اجتماعی یا حقوق دیگران باشد.

راهنمای متخصصان سلامت روانی، راهنمای آماری و تشخیص اختلالات آماری، چهارمین چاپ، تجدید چاپ متنی[2] (DSM – IV – TR)، ODD را به عنوان یکی از اختلالات رفتار مختل کننده دسته بندی کرده است.

تعریف

کودکانی که دارای ODD هستند، در اغلب مواقع نافرمانی می کنند. آنها به راحتی عصبانی می شوند و ممکن است که در اکثر مواقع عصبانی به نظر برسند.

کودکان بسیار جوان دارای این نوع اختلال، نسبت به مواردی که بی ارزش به نظر می رسند، کج خلقی های شدیدی نشان خواهند داد که 30 دقیقه یا بیشتر طول می کشد.

علاوه بر این، کودک دارای ODD در اغلب مواقع جر و بحث هایی را شروع خواهد کرد و به آن ادامه خواهد داد.

پیروز شدن در یک جر و بحث یک مورد مهمی برای کودکان دارای این نوع اختلال محسوب می شود.

حتی در صورتی که این فرد جوان بداند که برتری خودش را از دست خواهد داد یا برای ادامه دادن به کج خلقی یا جر و بحث مجازات خواهد شد، قادر به متوقف کردن این شرایط نخواهد بود.

با این وجود، اکثر کودکان دارای ODD، خودشان را به عنوان یک فرد جر و بحث کننده یا مشکل در نظر نخواهند گرفت.

برای این کودکان، مقصر دانستن سایر افراد به خاطر مشکلاتی که برایشان ایجاد شده است، یک مورد معمولی می باشد.

چنین کودکانی می توانند کمال گرا باشند و با در نظر گرفتن تخلفاتی که به عنوان یک رفتار صحیح در نظر می گیرند، احساس عدالت قویتری داشته باشند.

آنها در برابر دیگران ناشکیبا و بی تحمل هستند. احتمال جر و بحث شفاهی این افراد با سایر افراد، بیشتر از بروز درگیری های فیزیکی توسط این افراد می باشد.

سایر کودکان یا نوجوانان دارای ODD، ممکن است تلاش کنند با اذیت کردن عمدی یا انتقاد کردن، سایر افراد را تحریک کنند.

برای مثال، یک نوجوان می تواند روش یا صحبت کردن و یا لباس پوشیدن یک فرد را مورد انتقاد قرار بدهد.

این رفتار های ایجاد تضاد، معمولا از طریق یک مظهر قدرت، همانند یک سرپرست، مربی یا معلم اعمال می شود.

با این وجود، نوجوانانی که در آنها ODD تشخیص داده شده است، همچنین می توانند افراد زورگویی باشند که از مهارت های زبانی خودشان برای طعنه زدن  یا سوء استفاده از سایر کودکان استفاده می کنند.


[1] Oppositional defiant disorder

[2] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders , fourth edition, text revision


عوامل و علائم

متن

عوامل

ODD به عنوان یک مشکل برای خانواده ها و نه برای افراد، نامگذاری شده است. این مشکل در خانواده هایی صورت می گیرد که برخی از فاکتورهای زیر یا تمامی آنها در آن خانواده وجود داشته باشند:

  • محدودیت های اعمال شده از طریق والدین بیش از حد سخت گیرانه یا سهل انگار می باشند، یا با یک ترکیب ناسازگارانه از هر دو این موارد می باشند.
  • زندگی خانواده بدون ساختار مشخص می باشد؛ قواعد، محدودیت ها و نظم ها نامعین می باشند یا به صورت ناسازگارانه ای اعمال می شوند.
  • حداقل یکی از والدین، رفتار متضادی در تعاملات خودش با سایر افراد دارد.
  • برای مثال، ممکن است که پدر یا مادر در مقابل کودک خودشان، جر و بحث های زیادی با همسایه ها، کارمندان مغازه، سایر اعضای خانواده و غیره داشته باشد.
  • حداقل یکی از والدین به دلیل مشکلات عاطفی والدین (همانند افسردگی)، جدایی یا طلاق و یا ساعات کاری، به صورت فیزیکی یا عاطفی در دسترس کودک نمی باشند.

رفتار بی اعتنایی صورت گرفته از طرف کودک، می تواند یک رفتاری برای احساس ایمنی یا به دست آوردن کنترل باشد.

همچنین این رفتار می تواند نشان دهنده تلاش برای جلب توجه یک سرپرست بی مسولیت و بی علاقه باشد.

همچنین ممکن است که فاکتورهای ژنتیکی در ODD وجود داشته باشند؛ به نظر می رسد که این اختلال در اغلب مواقع در خانواده ها صورت می گیرند.

با این وجود، این الگو می تواند نشان دهنده رفتار انعکاسی باشد که از نسل های قبلی یاد گرفته شده است و منعکس کننده تاثیرات ژن یا ژن های اختلالی نباشد.

علائم

بر اساس DSM – IV – TR، تشخیص ODD می تواند در کودکانی صورت بگیرد که معیار های زیر را دارند، و باعث خواهد شد .

این رفتارها در مقایسه با حالت معمولی این رفتارها در کودکان دارای سن و سطح رشد مناسب، به میزان بیشتری در افراد ODD مشاهده شود.

یک الگوی رفتار منفی، خسمانه و بی اعتنایی که حداقل به مدت شش ماه به طول می کشد، و شامل چهار (یا بیشتر از چهار) مورد از موارد پایینی در کودک وجود دارد. کودک:

  • کنترل وضعیت خودش را از دست می دهد
  • بیش از حد به افراد بزرگسال اصرار می کند
  • در اغلب مواقع نسبت به قواعد یا درخواست های افراد بزرگسال بی توجهی می کند
  • به صورت تعمدی تلاش می کند تا افراد را تحریک کند
  • به خاطر اشتباهات یا بدرفتاری های خودش، سایر افراد را سرزنش می کند
  • در اغلب مواقع، به صورت سریع از طریق سایر افراد تحریک می شود
  • در اغلب مواقع خشمگین و بی میل است
  • در اغلب مواقع کینه توز است

به منظور تشخیص دادن اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودک، باید اختلالات رفتاری منجر ایجاد اختلال قابل توجهی در عملکرد اجتماعی، آکادمیکی یا شغلی شود و این رفتار نباید صرفا در طول دوره های روان پریشی یا اختلال روانی صورت بگیرد.

علاوه بر این، کودک نباید معیارهای مربوط به اختلال کرداری[1] را داشته باشد که یک نوع اختلال رفتاری[2] شدیدی می باشد.

در صورتی که فرد جوان 18 ساله یا بزرگتر باشد، نباید معیارهای اختلال شخصیتی ضداجتماعی را داشته باشد


[1] Conduct Disorder

[2] Behavioral Disorder


آمارها

فرض بر این است که اختلال بی اعتنایی و نافرمانی، تقریبا  در 6% از کودکان ایالات متحده صورت می گیرد.

این اختلال در بین افراد دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین تر، در سطح گسترده تری رواج دارد.

در یکی از مطالعات صورت گرفته، در 8% از کودکان مربوط به خانواده های کم درآمد، ODD تشخیص داده شده بود. این اختلال معمولا در سن شش سالگی کودک مشخص می شود.

قبل از سن نوجوانی (در 9 تا 12 سالگی) میزان تشخیص این اختلال در پسران بیشتر از دختران می باشد، ولی میزان این تشخیص در دوره نوجوانی، ما بین دختران و پسران یکسان می باشد.

تخمین زده شده است که در حدود یک سوم از کودکانی که دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی[1] (ADHD) هستند، همچنین دارای ODD هم می باشند.

کودکانی که ODD دارند، در اغلب موارد به عنوان افراد مضطرب یا افسرده هم شناخته می شوند.

تشخیص

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در زمانی تشخیص داده می شود که مشکل رفتاری کودک بیش از شش ماه به طول بکشد.

هیچ نوع آزمون یا آزمایش استانداردی برای تشخیص ODD وجود ندارد. به منظور مشخص کردن اینکه هیچ نوع مشکل بالینی منجر به این رفتار کودک نمی شود، می توان یک بررسی پزشکی کاملی را بر روی کودک انجام داد.

بعد از ارزیابی بالینی، باید یک ارزیابی روانشناختی از کودک صورت بگیرد که شامل مصاحبه با یک متخصص سلامت روان می باشد.

همچنین متخصص سلامت روان می تواند با والدین و معلمان کودک هم مصاحبه انجام دهد.

در برخی مواقع آزمون های روانشناختی به کودک داده می شود و با پاسخ دادن کودک به آن پرسشنامه ها، وجود داشتن سایر اختلالات مشخص می شود.

ارزیابی ODD شامل مشخص کردن یک اختلال رفتاری اختلال آورتری می باشد که به عنوان اختلال کارکردی شناخته می شود.

CD مشابه ODD می باشد، ولی همچنین شامل پرخاشگری فیزیکی نسبت به سایر افراد هم می باشد، همانند مبارزه کردن یا به صورت تعمدی تلاش کردن برای آسیب رساندن به یک شخص دیگر.

همچنین کودکان دارای CD، به صورت مکرری قوانین را زیر پا می گذارند و برای مثال، از طریق دزدی کردن، به حقوق سایر افراد تعرض می کنند.

آنها در مقایسه با کودکان ODD تمایل بیشتری به نامشخص شدن دارند و به همین دلیل دروغ می گویند و برخی از رفتارهای غیرقابل قبول خودشان را به صورت مخفی نگه می دارند.

تشخیص ODD می تواند سطح شدت آن به صورت خفیف، متوسط یا شدید را مشخص کند.


[1] attention-deficit/hyperactivity disorder

درمان ها

درمان ODD بر روی هر دو مورد کودک و والدین متمرکز است. اهداف درمانی شامل کمک به کودک برای احساس محافظت شدن و ایمنی و آموزش به وی برای داشتن رفتار مناسب می باشد.

ممکن است که والدین به یادگیری نحوه اعمال محدودیت های مناسب برای یک کودک و نحوه برخورد با کودک دارای رفتار ODD نیاز داشته باشند.

همچنین آنها ممکن است که به یادگیری نحوه آموزش و اجرای رفتار مورد دلخواه نیاز داشته باشند.

همچنین والدین در مشکلاتی که منجر به فاصله گرفتن آنها از کودک می شود، به کمک نیاز دارند. چنین مشکلاتی می توانند شامل الکلیسم یا وابستگی به دارو، افسردگی و یا مشکلات مالی باشد.

در برخی از موارد، کمک های قانونی و اقتصادی می توانند لازم باشند. برای مثال، یک مادر مجرد می  تواند به کمک های قانونی نیاز داشته باشد تا از طرف پدر کودک، حمایت هایی را برای کودک خودش به دست بیاورد .

نیاز نداشته باشد که در دو جا کار بکند و می تواند بعد از ظهرها در خانه بماند و در کنار فرزند خودش باشد.

معمولا رفتار درمانی[1] در درمان ODD مفید می باشد. رفتار درمانی بر روی تغییر رفتارهای خاص تمرکز می کند و بر روی تحلیل سابقه رفتاری یا سال های اولیه زندگی وی متمرکز نمی شود.

تئوری مربوط به رفتار درمانی عبارت از این است که فرد می تواند مجموعه متفاوتی از رفتارها را یاد بگیرد تا آنها را جایگزین رفتارهایی بکند که منجر به ایجاد مشکلات می شوند.

همزمان با اینکه کودک نتایج بهتری را از رفتار جدید به دست می آورد، وی تمایل پیدا خواهد کرد تا به جای برگشت به رفتارهای قبلی و مشکل زا، به این رفتار جدید خودش ادامه بدهد.

به عنوان مثال، ممکن است از والدین کودک درخواست شود تا رفتارهایی را مشخص کنند که معمولا منجر به شروع شدن جر و بحث می شوند.

بعد از آن روش های متوقف کردن یا تغییر رفتارها برای جلوگیری از جر و بحث ها به آنها نشان داده می شود.

تکنیک های مدیریت احتمالات[2] می توانند در چارچوب رفتار درمانی قرار بگیرند.

والدین و کودک می توانند برای تنظیم کردن قراردادهایی کمک شوند که رفتارهای ناخواسته را مشخص می کند و پیامدهای آن را بیان می کند.

برای مثال، ممکن است که کودک یک مزیت یا بخشی از اجازه خود را در زمان داشتن کج خلقی خشمگینانه از دست بدهد.

این قراردادها می توانند شامل مراحل یا طبقاتی باشند – برای مثال، کم کردن مجازات در صورتی که کوک یک جر و بحثی را شروع کند، ولی در یک دوره زمانی خاص جر و بحث را خاتمه بدهد.

چنین قراردادی می تواند برای مشخص کردن پاداش مربوط به رفتار مورد دلخواه هم تنظیم شود.

برای مثال، در صورتی که کودک یک هفته هیچ نوع رفتار نافرمانی نداشته باشد، وی می تواند یک فیلم را انتخاب کند که در آخر هفته و همراه با خانواده آن را ببیند.

این قرار دادها می توانند با معلمان کودک به اشتراک گذاری شوند.

والدین تشویق می شوند که تا حد ممکن، از رفتار مناسب و غیرمشکل زا قدردانی کنند.

توجه یا تشویق از طرف والدین در زمان انجام رفتار مناسب از طرف کودک، می تواند این احساس را در کودک ایجاد کند که والدین حتی در زمان انجام ندادن نافرمانی هم نسبت به رفتار وی مطلع هستند.

شناخت درمانی[3] می تواند برای کودکان بزرگتر، نوجوانان و والدین مفید باشد.

در شناخت درمانی، فرد راهنمایی می شود تا اطلاعات بیشتری نسبت به تفکرات و احساسات مشکل زا در موقعیت های خاص به دست بیاورد.

درمانگر می تواند یک روش تفکر را در مورد مشکل ارائه بدهد که به احتمال بیشتری باعث خواهد شد که شخص به موارد دلخواه یا مورد نیاز خودش دست پیدا کند.

برای مثال، ممکن است یک دختر مورد کمک قرار بگیرد تا مشاهده کند که بیشتر عصبانیت های وی از احساساتی ناشی می شود که هیچ شخصی به آن اهمیت نمی دهد؛

ولی رفتار خشمگینانه وی منبع مشکلات وی می باشد، چرا که باعث می شود سایر افراد از وی دور شوند.

هر چند که روان درمانی[4] مبنای درمان ODD می باشد، ولی دارو هم در برخی مواقع می تواند مفید باشد.

کودکانی که به صورت همزمان به ADHD هم مبتلا هستند، ممکن است که برای کنترل رفتار تکانشی خودشان و گسترده کردن محدوده توجه شان، به درمان پزشکی نیاز داشته باشند.

همچنین کودکانی که مضطرب یا افسرده هستند هم می توانند از طریق داروهای مناسب مورد کمک قرار بگیرند.

پیش بینی

معمولا درمان ODD یک تعهد طولانی مدت می باشد. ممکن است که یک سال یا بیشتر طول بکشد تا درمان صورت گرفته منجر به بروز پیشرفت قابل توجهی شود.

نکته مهمی که خانواده ها باید رعایت کنند عبارت از ادامه دادن به درمان می باشد، حتی در مواقعی که نتایج درمانی سریعا ملموس نباشند.

در صورتی که ODD درمان نشود یا فرآیند درمانی ترک شود، احتمال صورت گرفتن اختلال کرداری در کودک بیشتر می باشد.

ریسک ایجاد اختلال کرداری در کودکان دارای نافرمانی خفیف، کمتر می باشد. در کودکانی که نافرمانی بیشتری دارند و در کودکان مبتلا به ADHD، این ریسک بیشتر می باشد.

اختلال کرداری در افراد بالغ به عنوان اختلال شخصیتی ضد اجتماعی[5] یا SAD نامیده می شود.

همچنین کودکان دارای ODD درمان نشده، در دوره بزرگسالی با ریسک ایجاد رفتارهای نافعال – پرخاشگر مواجه هستند.

افراد دارای ویژگی های نافعال – پرخاشگر تمایل دارند تا خودشان را به عنوان قربانی در نظر بگیرند و سایر افراد را به خاطر مشکلات خودشان سرزنش کنند.

پیشگیری

پیشگیری از ODD با یک مراقبت مناسب شروع می شود. در صورت امکان، خانواده ها و مراقبانی که با آنها برخورد دارند، باید مراقب هر نوع مشکلی باشند که می تواند برای ارائه ساختار و توجه مورد نیاز از طرف والدین، موانعی را ایجاد کند.

تشخیص اولیه ODD و ADHD یک مورد الزامی برای به دست آوردن کمک برای کودک و خانواده می باشد که تا حد ممکن باید سریعا انجام شود. با مشخص شدن و درمان ODD در مراحل اولیه، توانایی کودک برای ایجاد الگوهای سالم در برخورد با سایر افراد افزایش می یابد.


[1]  Behavioral Therapy

[2] Contingency management techniques

[3] Cognitive therapy

[4] Psychotherapy

[5] antisocial personality disorder

لجبازی کودک دو ساله
لجبازی کودک دو ساله

داستان پرت کردن اشیا

بچه ی دوساله ای را تصور کنید که هرچه به دستش می رسد را سریع و بدون توقف پرتاب می کند.

 در این موقعیت والدین یا بزرگتر ها که عموما نگران بی نظم شدن خانه، کثیف شدن محیط و یا خراب شدن وسایل اند، ممکن است با صدای بلند فریاد بزنند ” نکن”.

در کمال ناباوری آنچه مشاهده می کنید آن است که کودک بدون کوچک ترین توجهی مجددا وسیله را پرتاب می کند و همین، آتش شخشم شما را بیش از پیش شعله ور می کند.

اکثر والدین بلند می شوند و در حالیکه به شدت عصبانی اند با صدایی بلند تر از قبل فریاد “نکن” سر می دهند و وسیله را به زور از دست بچه می کشند.

کودک نیز که احساس ناکامی و بی توجهی عمیقی را درک کرده با صدای بلند سروع به گریه می کند و به لجبازی و بی نظمی متهم می شود.


کودک لجباز یا والد بی اطلاع ؟

آیا می دانید اکثر کودکان در سن 2 سالگی تمایل به پرتاب اشیا دارند؟ یا فکر می کنید این فقط کودک 2 ساله ی شماست که لجبازی و خودرای است؟!

بر اساس روانشناسی رشد کودک، کسب هماهنگی چشم و دست در سن 2 سالگی، تمایل به پرتاب اشیا را در کودک بیشتر می کند.

او رشد کرده و از اینکه بر خلاف قبل می تواند اشیا را پرتاب کند، بسیار لذت می برد.

بسیاری از والدین به دلیل ناآگاهی از این مساله، کودک را به لجبازی متهم می کنند. این در حالی است که می توان توانایی کودک در پرتاب کردن اشیا را به عنوان بخشی از توانایی و رشد جسمانی و مغزی او تحسین کرد!

بنابراین تا بدین جای سناریوی پرتاب اشیا، لازم است برچسب لجباز را از کودکی که در پرتاب اشیا توانمند شده جدا کنید و در ادامه روش های موثر برخورد با این توانایی را بیاموزید.


با پرتاب اشیا توسط کودک چگونه برخورد کنم؟

1) درخواست خود را به شیوه ای جدید مطرح کنید

واقعیت امر آن است که باتوجه به رشد جسمی و مغزی کودک، تمایل به پرتاب کردن اشیا در این سن برای کودک تان تامین کننده ی یک نیاز اساسی است.

بنابراین درخواست شما هرچه که باشد او کار خود را انجام خواهد داد.

اگر قرار است به او دستور دهید ” کنترل تلوزیون رو پرت نکن ”  و او کار خود را انجام دهد و کنترل را پرت کند، بهتر است هوشمندانه عمل کنید و جمله تان را اینظور اصلاح کنید ” کنترل را روی میز بگذار و توپت رو پرت کن”.

با اصلاح این جمله، هم کودک به هدف خود که پرت کردن یک شیء است می رسد و هم شما به هدف تان که حرف شنوی کودک و عدم لجبازی است رسیده اید.

2) با کودک بازی های پرتابی انجام دهید

به دلیل رشد مغزی کودک و تمایل ذهنی او به پرتاب اشیا، می توانید از بازی های پرتابی استفاه ی مناسبی ببرید.

در طول این بازی از کودک بخواهید توپ ا تا جایی که می تواند بلند پرتاب کند و توانایی اش را تشویق کنید.

توجه به رفتار کودک به عنوان بخشی از توانایی جدیدش و تشویق آن، شما را در ذهن او از والدی بی توجه و بد خلق تبدیل به والدی فوق العاده خواهد کرد.

3) فریاد زدن ممنوع

وقتی به هنگام عصبانیت داد می زنید در حال انتقال این پیام به فرزندتان هستید که ” من خیلی ضعیفم و با کوچک ترین رفتار تو به هم می ریزم”.

باید گفت در این مواقع داد زدن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکلات جدیدی را نیز به مشکلات تان اضافه خواهد کرد.

کودک شما به آسانی یاد خواهد گرفت که در هنگام عصبانیت، جیغ بزند، زور گویی کند و با داد و فریاد به خواسته اش برسد.

به نظر می رسد در این حالت متهم کردن کودک به لجبازی و عصبی بودن، تا حدود زیادی ظنز آمیز است. او هیچ رفتار جدیدی نشان نداده است بلکه رفتارهای آموخته شده از خودتان را تکرار کرده است.

بنابراین اگر می خواهید هر روز بیش از روز قبل مجبور به فریاد زدن نباشید، داد زدن را از همین لحظه متوقف کنید و برای بیان خواسته های تان شیوه ی جدیدی را در پیش بگیرید.

4) به کودک برچسب نزنید

والدنی که از روند رشدی کودک بی اطلاع اند ممکن است در این زمان برچسب هایی مانند لجباز، خود سر، یا بی توجه به فرزندشان بزنند یا او را تهدید کرده و بخاطر رفتارش مورد تنبیه قرار دهند.

اگر چه چنین برچسب هایی نمی تواند مانع از پرت کردن اشیا توسط کودک تان شود، اما  از قدرت فوق العاده ای در تخریب عزت نفس فرزندتان برخوردار است.

او که در حال نشان دادن توانایی جدیدش به شماست با انبوهی از کلمات منفی و ناکام کننده مواجه می شود که می توانند احساس توانمندی و خودکارآمدی اش را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

جالب است بدانید که عزت نفس و احساس توانمندی مهم ترین واکسنی است که از طریق جملات مثبت و تشویق کننده به فرزندتان تزریق می کنید و از این طریق می توانید او را در برابر انواع مشکلات روانی واکسینه کنید.

در این مواقع بهتر است صبور باشید، خشم خودتان را کنترل کنید و با استفاده از جملات مثبت و شیوه هایی که در بخش قبل ذکر شد، با رفتار کودک تان برخوردی موثر داشته باشید.

منبع:مقالات کانون مشاوران ایران

لجبازی چیست؟
لجبازی چیست؟

لجبازی نوعی رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران، ناسزا گفتن، گریه کردن،فریاد کشیدن و یا شکستن وسایل.

در بسیاری از موارد ممکن است به عنوان والد یا مراقب کودک سردرگم شوید  وندانید در قبال لج بازی های کودک واقعا لازم است چه عکس العملی نشان دهید.

در بسیاری از موارد، واکنش های بزرگسالان، رفتار لجبازانه ی کودک را تشدید می کند و می توان گفتف تا حد زیادی، علت لجبازی کودک، رفتارهای افراد بزرگسال است.

برای کشف دلیل اصلی لج بازی کودک تان و اینکه رفتارهای شما چگونه می تواند عامل آن باشد، با ادامه ی مطلب همراه باشید.


دلایل لجبازی کودک و راه حل ها

  1. وقت و حوصله نداشتن والدین و عدم توجه کافی

ابزار اصلی کودک برای برقراری ارتباط، بازی است.

تو دست دارد با بزرگتر ها بازی کند و از این طریق تجه لازم را دریافت کرده و نوازش می شود.

موقعیتی را بخاطرآورید که بعد از یک روز کاری، خسته و بی حوصله به خانه رسیده اید و فرزندتان در حالی که نقاشی در دست دارد، مدام می گوید “بابا، بابا، نقاشیمو ببین. خوشگله؟”

طبیعی است که خستگی و بی حوصلگی تان مجال بازی کردن با کودک را تا حدزیادی گرفته باشد، اما اگر خواهان آرامش هستید و قصد ندارید در چرخه ی عصبی کننده ی لج بازی کودک، گیر بیفتید، بهتر است برای او زمان بگذارید.

کافی است کنترل تلوزیون را کنار گذاشته و با کلمات تشویق کننده به نقاشی فرزندتان واکنش مثبت نشان دهید.

در حقیقت او بیشتر از آنکه خواهان بازی با شما باشد، نیازمند توجه و نوازش است و تا زمانی که این نیاز دراو برآورده نشود، چرخه ی لجبازی ادامه خواهد یافت.

  • تکرار کردن بیش از حد یک توصیه

آیا به عنوان مادر عادت دارید تا بارها و بارها به کودک تان یادآور شوید که مسواک بزن، تغذیه ات رو درمدرسه حتما بخور و…؟

تکرار بیش از حد یک توصیه می تواند در تشدید لجبازی بسیار موثر باشد. بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیرید تا هر توصیه را فقط و فقط یک بار ارایه دهید و نه بیشتر.

  • توصیه های دستوری

جملات شما در طی یک شبانه روز بیشتر تداعی کننده ی کدام حالت است؟

بیا شامتو بخور. مسواک بزن. سروقت به خانه بیا. مشقاتو یادت نره و..

همانطور که قابل مشاهده است در تمامی این جملات از فعل های دستوری استفاده شده است. عموما دستور دادن منجر به ایجاد مقاومت و سرپیچی می شود و کودک را لجبازتر می کند.

برای رسیدن به هدف تان لازم است توصیه های خبری را جایگزین توصیه های دستوری کنید.

به عنوان مثال کافی است برای درخواست از کودک تان در مورد حاضر شدن سر میز شام، بگویید: عزیزم شام حاضره. دارم به ساعت خوابت نزدیک میشیم و یا ساعت 5 منتظرتم.


  1. بی پاسخ ماندن خواسته های موجه

فرض کنید کودک از شما درخواست می کنید تا برایش آب بیاورید  ویا طبق قرار قبلی تان، امروز به پارک بروید.

در صورتی که شما نسبت به این خواسته ی منطقی بی توجه باشید، با سیل اشک و گریه و ناراحتی کودک مواجه خواهید شد.

حتی ممکن است او عصبانی شده و از داد و فریاد و شکستن وسایلش نیز برای رسیدن به هدفش استفاده کند.

بنابراین لازم است در پاسخ دهی به خواسته های موجه کودک تعلل نکنید. او نیز یک انسان است و انتظار دارد نیازهای از جانب شما مورد توجه واقع شود.

  • سرزنش

والدین زیادی، کودک را به لجبازی، قشقرق و شر بودن متهم می کنند در حالیکه عامل اصلی رفتارهای قانون شکنانه کودک، عبارات سرزنش آمیز خود آن هاست.

تو تنبلی، از پس کاری بر نخواهی آمد، همیشه گند میزنی و .. عباراتی هستند که با قدرت ما فوق تصورتان، ارتباط شما را تخریب می کنند.

در این ارتباط از دست رفته، کودک برای جلب رضایت شما دست به همکاری نخواهد زد چرا که احساس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد.

  • تصمیم گیری به جای کودک

والدین زیادی در موقعیت های حساسی مانند قرار داشتن در یک مرکز خرید و یا لحظات پایانی خداحافظی در یک مهمانی، با لج بازی کودک مواجه می شوند.

شکایت رایج آن ها این است که کودک در حالیکه پاهایش را به زمین می کوبد و فریاد می کشد می گوید: “من همینو میخوام. باید اینو برام بخری. من میخوام اینجا بمونم و…”

در این مواقع والدینی که بدون توجه به حق انتخاب کودک، سعی در تحمیل عقاید خود و ساکت کردن کودک دارند، شکست خواهند خورد.

” تو با ما میای. ساکت باش، هر چی مامانت بگه همونه. هر چقدر هم گریه کنی اینو برات نمیتونم بخرم و…” جملاتی هستند که تداعی کننده ی زور، عدم همدلی و بی اختیار بودن کودک اند و تنها کاربردشان لجبازتر کردن کودک است.

در این مواقع گزینه ی بهتر و کار آمدتر آن است که به کودک، “حق انتخاب” بدهید.

مثلا در موقعیت خرید در یک پاساژ میتوانید بگویید ” بین عروسک زرد و نارنجی دوست داری کدوم رو انتخاب کنی؟ ”

در نظر گرفتن کودک به عنوان فردی دارای حق تصمیم گیری او را آرام می کند و شما را به هدف تان نزدیک تر خواهد کرد.

  1. خشم درونی کودک

ممکن است با مطالعه ی موارد فوق، شمابه عنوان والد با این سوال مواجه شوید که “علی رغم رعایت تمامی موارد فوق، دلیل لجبازی و قشقرق فرزندم چه عامل دیگری می تواند باشد؟”

اگرچه در موارد زیادی، نوع واکنش والدین در تشدید لجبازی موثر است، اما در همه ی مواقع این طور نیست.

کودکان مضطرب و تحت فشار، ممکن است میزان زیادی از خشم ا تجربه کنند.

برخی از کودکان این خشم را در خود نگه داشته و به صورت افسردگی بروز می دهند در حالیکه گروه دیگری از آن ها، ممکن است خشم را معطوف به بیون کرده و آن را در قالب لجبازی بروز دهند.

اگر علی رغم رعایت مواردشش گانه ی فوق، کودکی لجباز دارید، بهتر است از طریق مراجعه به روانشناس، میزان اضطراب، تنش و خشم را در او بررسی کنید.

  • رفتارهای بی ثبات والدین: مواجه شدن با مادری که یک روز خوشحال و پر انرژی است و روز دیگر حوصله ی کوچک ترین حرفی را ندارد برای کودک خوشایند است.

در این وضعیت ممکن است فرزندتان سردرگم شده و نارضایتی اش را در قالب لجبازی بروز دهد.

در صورت احساس نوسانات خلقی شدید شاید لازم باشد به روانشناس مراجعه کنید و کنترل حس و حال تان را به دست بگیرید.

  • 3)      لجبازی والدین: اگر به عنوان پدر و مادر رفتارهای لجبازانه ی زیادی دارید، نمی توان انتظار داشت فرزندتان رفتاری جز لجبازی نشان دهد.

کودک از طریق همانند سازی با شما رشد می کند و برای کاهش لجبازی او لازم است تا برای کاهش رفتارهای لجبازانه ی خودتان اقدام کنید. 

  • انتظارات نامعقول: تصور کنید دوست تان شما را به رستورانی دعوت کرده و انتظار دارد شما صرفا به مشاهده ی غذاها اکتفا کنید و چیزی سفارش ندهید. بنظرتان این انتظار معقول است؟

در بسیاری از موارد، انتظارات ما از کودکان دست کمی از مثال فوق ندارد. به عنوان مثال در مهمانی که چندین کودک حضور دارد، از فرزندمان انتظار داریم بچه ی خوبی باشد و ساکت بنشیند!!

در این شرایط شاهد خواهید بود که فرزندتان در طی فرایندی برعکس، شروع به شیطنت و لجبازی می کند و کاملا بر خلاف تصور شما عمل می کند.

 رفتار شیطنت آمیز کودک در حقیقت پاسخی به انتظار غیرواقعی شماست و این پیام را منتقل می کند که ” آنچه از من می خواهی نشدنی و نادرست است، پس من کار خودم را انجام می دهم”.

منبع:مشاوره-خانواده.com

لجاجت و کج خلقی کودک
لجاجت و کج خلقی کودک

خشم و عصبانیت ساده به وسیله ی کودک در اویل زندگی اش، وسیله ای برای بیان مخالفت با والدین و دیگران است. گریه، جیغ، به زمین کوبیدن خود، کوبیدن سر به دیوار، جلوگیری از تنفس، عدم توجه به محیط ، دلیلی بر اثبات این ناراحتی می باشد. در ماه های اولیه ی زندگی، منشا اصلی عصبانیت کودک ، ترس از دست دادن مادر است. گاهی دلیل این عصبانیت های کودک، بی خوابی است. احتما دارد که لجاجت و عصبانیت کودک واکنشی کوتاه مدت و اما (بیشتر…)

لجبازی در کودکان پنج ساله
لجبازی در کودکان پنج ساله

 

کودک ۵ ساله‌ی شما دوره‌ای که به راحتی از کوره در می‌رود را پشت سر گذاشته اما به هر حال بطور کامل فرمانبردار نیست. در واقع او درخواست شما برای آمدن سر میز شام را نمی‌پذیرد، همچنین درخواست شما برای جمع کردن جوراب هایش و یا جمع کردن دستمال کاغذی روی زمین.

پس چه اتفاقی افتاده؟ با تعجب از خود می پرسید: آیا من جایی (بیشتر…)

کودک نافرمان یا نافرمانی طبیعی کودک
کودک نافرمان یا نافرمانی طبیعی کودک

 

آیا کودک شما نافرمان است یا فقط در سن نافرمانی است؟

یکی از دوستانم که خانه دار بود و مادر چهار فرزند دوقلو این تجربه را با من به اشتراک گذاشت:

“سال گذشته برایم سالی طاقت فرسا بود. به وحشتناکی دوقلوها بود؟ آه، بدتر. آنها دمدمی و لجباز بودند؟ شدیدتر. ازطرفی دورانی را بهیاد دارم که ما در یک جشن خانوادگی در پیش دبستانی پسرهایم دور هم جمع شدیم. هنگام رفتن شایان و یاشار دویدند و وقتی که من سعی در گردآوردن آنها داشتم، اسباب بازی ها را به هوا پرتاپ کردند و در غذاهای چیده شده روی میز غذا چنگ زدند. با دیدن این موقعیت یکی از معلمان با لحنی کنایه آمیز (بیشتر…)

دلائل دروغ گویی در کودکان و مقابله با آن
دلائل دروغ گویی در کودکان و مقابله با آن

بلاخره مطمئن باشید جایی، زمانی، کودک دبستانی شما دروغ خواهد گفت. در حال بزرگ شدن است و می توانید انتظار داشته باشید که دروغ های پیچیده تر و بزرگتری را نسبت به دوران کودکی اش بگوید. دروغ های وی لزوما به دلیل شیطنت نیستند. در این سن دلایل رشدی و هیجانی زیادی برای دروغ‌گویی وجود دارند مانند نیاز به احساس مهم بودن یا تمایل به چشم پوشی از احساسات دیگران. خبر خوب این است که کودک دبستانی (بیشتر…)

مقابله با بدرفتاری های کودک
مقابله با بدرفتاری های کودک

کنارآمدن با بدرفتاری می تواند تنش زا باشد. گاهی اوقات می تواند مانند لبریز شدن کاسه صبر شما به نظر برسد. والدین باید راههایی برای کاهش فشار درخانه پیدا کنند و می توانند با فرزندپروری مثبت به بهبود رفتار کودک خود کمک کنند. در واقع والدین می توانند بین غیرقابل کنترل شدن رفتار کودک و کمک به آنها برای مدیریت زندگی روزمره خود به روش های بهتر تفاوت ایجاد کنند.

برای مطالعه بیشتر:

ده روش برای تربیت کودکان بدون تنبیه

فرزندان و تربیت دردنیای امروز

نکته1: انتظارات واقعی داشته باشید و نتایج را بپذیرید.

کودکان نابالغ هستند. آنها شلوغ کار، پرسر و صدا و گاه گاهی (بیشتر…)

لجبازی در کودکان
لجبازی در کودکان

 

لجبازی کودکان، واکنش نامطلوبی است که کودکان نسبت به محیط ، شرایط و رفتار والدین از خود نشان می دهند. والدین پیش از تصمیم به بچه دار شدن باید رفتارها و مهارت های تربیت فرزند را بیاموزند تا از بروز ناهنجاری های رفتاری مانند لجبازی در کودکان پیشگیری شود. لجبازی جزو مراحل طبیعی رشد کودک است و استثنا بردار هم نیست. برخی اوقات از والدین می‌شنویم که «این بچه نیم وجبی داره تو روی من می‌ایسته»
این ایستادگی در مقابل والدین نیست و تا شش یا هفت سالگی ادامه دارد و (بیشتر…)

روش های مقابله با لجبازی کودک و نوجوان
روش های مقابله با لجبازی کودک و نوجوان

روش های مورد بحث در این قمست، برخلاف روش های قسمت قبل، از تقویت مثبت استفاده نمی کنند و به طور غیر مستقیم رفتار نامطلوب را کاهش نمی دهند، بلکه این روش ها مستقیما و از طریق اعمال شیوه های کم و بیش آزاد دهنده موجب کاهش و حذف رفتار نامطلوب می شوند.

چنانچه بتوان با روش های مثبت کاهش رفتار همان کاری را کرد که با روش های منفی صورت می پذیرد، باید از (بیشتر…)