تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: اختلال لجبازی و نافرمانی

روش هایی برای کنترل کودک لجباز
روش هایی برای کنترل کودک لجباز

روش هایی برای کنترل کودک لجباز

بسیاری از والدین با این سوال که با کودک لجباز چگونه باید رفتار کنند دست و پنجه نرم می کنند. لجبازی در کودک یک مشکل متداول است، مخصوصا در کودکان سه تا پنج ساله و نوجوانان. این مسئله قسمت طبیعی از رشد کودک است و در رفتارهایی مثل نافرمانی از والدین، معلمان و دیگر بزرگترها نمود پیدا می کند.

در دوره دبستان، آنهایی که لجباز هستن بیشتر بهانه گیری می کنند و هر چه شما می خواهند انجام نمی دهند (یا بسیار کند انجام می دهند)، تا اینکه از کوره در بروند، که ویژگی بچه های کوچکتر است.

کودک ممکن است سعی داشته باشد کنترل خود را روی موقعیت نشان دهد یا استقلال خود را اعلام کند. شاید او در حال تست کردن محدودیت هایش و اقتدار شماست. یا شاید می خواهد آنچه را دوست ندارد ابراز کند، مخصوصا وقتی شما به او می گویید مثلا اسباب بازی ها را جمع کن یا کارهایت را انجام بده.

چگونگی مدیریت لجبازی در کودکان

در این قسمت برخی نکات کاربردی برای مدیریت لجبازی در کودکان ارائه شده اند:

  1. به دنبال دلائل ایجاد این رفتار بگردید

به دنبال دلائل و راه اندازهای رفتار کودک بگردید، و سعی کنید رفتار لجبازی وی را زیر نظر بگیرید. آیا الگویی وجود دارد؟ آیا چیزهای خاصی هستند که دوست ندارد یا نمی خواهد انجام دهد؟ آیا او زمانی لجباز می شود که مسائل گیج کننده هستند  یا زمانی که عجله دارد؟

هم چنین، سعی کنید در مورد قوانین و تکالیف منزل صریح باشید، ت کودک بتواند آنها را دنبال کند. برای مثال، در کودکان پنج تا شش ساله تمیز کردن کل اتاق کمی زیاد است، و اگر همین کار را به صورت تکالیف خردتر دربیاورید شاید بهتر بتواند انجام دهد.

مثلا برداشتن اسباب بازی ها از روی زمین، یا کمک به شما در انجام آنها. زمانی که دلیل را پیدا می کنید، می توانید قدم های لازم برای انطباق با موقعیت را بردارید و با مخالفت کمتری مواجه شوید.

  1. فرزند خود را برای انجام کارهای خوب آماده کنید

سعی کنید از موقعیت هایی که کودک در آنها لجبازی نشان مید هد یا رفتار بد دارد دوری کنید. برای مثال، اگر برنامه زمانی کودک بیش از حد پر باشد کودک باشد بداخلاق می شود، سعی کنید از برنامه ریزی برای کارهای زیاد بعد از مدرسه یا برای آخر هفته بپرهیزید. اگر کودک شما از تغییر ناگهانی متنفر است، سعی کنید بین فعالیت های یک وقت اضافی را منظور کنید.

  1. طوری با کودک رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود

دقیقا مانند بزرگسالان، کودک شما که با او به خوبی رفتار کرده اید می تواند آرام باشد.

ممکن است در خلق بدی باشد، یا احساس بی حوصلگی کند و نیاز به ساعاتی آرامش داشته باشد. در مورد آنچه کودک باید انجام دهد محکم باشید اما با روشی نرم و دوستانه با او صحبت کنید.

زمانی که الگوی خوبی از چگونگی ابراز یک عقیده یا مخالفت به روش محترمانه و عاشقانه هستید، کودک شما نیز پیروی می کند.

روش هایی برای کنترل کودک لجباز

  1. از مزایای مهارت کلامی کودک خود بهره بگیرید

والدین کودکان دبستانی یک مزیت را نسبت به والدین کودکان کم سن تر دارا هستند مخصوصا در مورد رفتارهایی مثل لجبازی: آنها می توانند با کودک خود صحبت کنند. به آرامی با کودک خود صحبت کنید، در مورد آنچه که می خواهد، و روی یک راه حل برای هر دو طرف کار کنید.

  1. قوانین پایه را مشخص کنید

اطمینان حاصل کنید که کودک دقیقا می داند که چه کاری را باید و چه کاری را نباید انجام دهد.

برای مثال، اگر بد صحبت کردن با شما هنگام مشاجره یک تخطی قانونی در خانه شما محسوب می شود، برای کودک مشخص کنید که اگر این کار را انجام دهد عواقب بدی در پی خواهد داشت، و شانس دومی وجود ندارد. پیامد را آن چیزی انتخاب کنید که می خواهید روی دهد، مثلا عدم مشاهده تلویزیون در باقی روز یا انجام وظایفش در خانه.

بدین ترتیب او یاد می گیرد که خواسته های شما را نادیده نگیرد و اقتدار شما را دست کم نگیرد.

  1. زمانی که می توانید، سازش کنید

آیا دخترتان اصرار دارد که دامن کوتاه تابستانی خود را در هوای سرد بپوشد؟ به جای اینکه درگیر دعوا با او شوید، بهتر است که با او سازش کنید، مثل اینکه از او بخواهید یک جوراب شلواری گرم زیر دامن بپوشد یا دامن زمستانی را به تن کند.

به صورت کلی، صحبت کردن هنگامی که کودک سعی در ابراز کنترل بر یک مسئله دارد ایده خوبی است، بنابراین در مسائل بزرگتر می توانید محکم رفتار کنید و کنترل را بدست بگیرید.

  1. در مورد گزینه ها بحث کنید

گاهی اوقات، ممکن است کودک رفتار نافرمانی و لجبازی را نشان دهد، زیرا می خواهد حرف بیشتری برای گفتن داشته باشد.

یک روش برای اینکه کودک احساس کنترل بیشتر کند اینست که به او حق انتخاب بیشتری دهید. برای مثال، وقتی پارامترها را مشخص می کنید، مثل اسباب بازی ها باید جمع شوند، یا تکالیف باید تمام شوند، هنگام انجام این تکالیف با کودک کار کنید.

برای مثال، اسباب بازی ها را می توان تا زمان خواب جمع کرد، یا تکالیف می توانند بعد از یک عصرانه یا سی دقیقه بازی آزاد انجام شوند.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

اختلال لجبازی و نافرمانی

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟
با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

کودک لجباز در سنی است که کودکان در بازه ی سنی 2 تا 9 سالگی بیش از سایر اوقات آن را بروز می دهند.

آن ها ممکن است بر سر غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن و هر چیز ریز و درشتی لجباز شوند و شما را به ستوه آورند.

سوال اصلی آن است که چگونه می توان لجبازی کودکان را کاهش داد؟

آیا لجبازی ویژگی همه ی کودکان در این دوره ی سنی است و یا عده ای از آن ها؟

پرا برخی ازکودکان لجبازند و برخی نیستند؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های کنترل لجبازی کودکان بیشتر آشنا کنیم.

به فرزندتان گیر ندهید.

گیردادنبی اندازه به کودکان می تواند یکی از مهم ترین دلایل تداوم لجبازی در آن ها باشد.

فرقی نمی کند که شما بزرگسال هستید یاکودک.

سعی در کنترل کردن و اعمال زور و اجبار، همواره باعث لجبازی خواهدشد.

آیا کودک از امر و نهی والدین آسیب می بیند؟

کودکانی که از جانب والدین با امر و نهی های زیادی مواجه می شوند، در معرض آسیب های زیادی از جمله موارد زیر قرار دارند:

  1. دروغگویی
  2. وسواس
  3. ضعف اراده
  4.  ترسو شدن
  5. ضعف اعتماد به نفس
  6. مخفی‌کاری
  7. بی محبت نسبت به والدین
  8. تنفر از محیط خانه
  9. گرایش زیاد به دوستان در نوجوانی
  10. بی اعتمادی به والدین

قوانین را مشخص کنید.

ممکن است برای تان این سال ایجاد شود که اگر دستور ندهم پس چه؟

چگونه می توان بدون مشخص کردن باید و نباید ها، رفتار کودک را کنترل کرد؟

همه ی آنچه لازم است بدانید ان است که بجای گیر دادن، قوانین را مشخص کنید.

به عنوان مثال ” اول باید اسباب بازی ها جمع شده باشند تا بعد از آن بتوانیم به پارک بریم. این یه قانونه”.

در چنین شرایطی فرزندتان خواهد آموخت که رعایت قوانین، تنها راه رسین به نتیجه است و با گریه، ناراحتی، جیغ کشیدن و یا بداخلاقی نمی تواند به خواسته هایش برسد.

به قوانین پای بند باشید.

قبل از مجبور کردن کودکان به رعایت قوانین بهتر است به این سوال پاسخ دهید که خودتان چقدر به قوانین پای بند هستید؟

کودک تان بیش از هر چیز به رفتارهای شما توجه می کند و شما می توانید بهترین الگو در آموزش قانون مندی باشید.

اقتدار را در برابر کودک لجباز فراموش نکنید.

اگر قرار است قانونی وضع کنید، همه ی جوانب آن را بسنجید.

لازم است قوانین به اندازه ی کافی واقعی و قابل انجام باشند و در اجرای آن ها مقتدر و جدی باشید.

به عنوان مثال مادری که جمع شدن اسباب بازی ها قبل از رفتن به پارکرا به عنوان قانون بیان می کند، اما با شروع گریه های کودک، خودش اسباب بازی را جمع می کند و تسلیم می شود، از اقتدار کافی در اجرای قانون برخوردار نیست.

با دلسوزی افراطی خداحافظی کنید.

اگرچه دلسوزی و مهربانی یکی از مهم ترین ویژگی های پدر و مادر موفق است اما افراط در آن می تواند کودکی لجباز، لوس، قانون شکن و وابسته را پرورش دهد.

درست است که حاضر نشدن کودک بر سر میز غذامی تواند منجر به گرسنه ماندنش شود اما به او کمک می کند تا قانون حضور بر میز غذا را بیاموزد.

بنابراین در چنین شرایطی، دلسوزی های افراطی را کنترل کنید و اجازه دهید تا فرزندتان با پیامدهای طبیعی رفتارهایش آشنا شود و دست به انتخاب بزند.

 

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

در موقعیت مناسب با فرزندتان صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد قوانین نباید مداوم و در زمان های نامناسب باشد.

به عنوان مثال کودکی که در حال بازی وشیطنت یا تماشای فیلم است به صحبت های شما گوش نخواهد داد.

کودکان دامنه ی توجه کوتاه مدتی دارند و نمی توانند به صورت همزمان بر چند موضوع تمرکز کنند.

بنابراین زمانی را انتخاب کنید که شما و فرزندتان کاملا آماده ی گوش دادن هستید.

در این زمان قوانین را به صورت شفاف، روشن و کوتاه توضیح دهید و از تکرار دایمی آن ها در طول روز جدا اجتناب کنید.

رفتارهای مثبت کودک تان را تشویق کنید.

بهتر است بجای قرار دادن ذره بین بر لجبازی های کودک، نقاط مثبت رفتارهایش را بزرگ نمایی کنید.

به عنوان مثال:

بجای آنکه بگویید ” بازم که اتاقت کثیف و شلخته ست” بگویید ” پسرم امروز کیفش را سر جاش گذاشته”.

در چنین شرایطی فرزندتان متوجه خواهد شد که شما به رفتارهای خوبش توجه دارید و برای دریافت نوازش و تشویق، آن ها را بیشتر انجام می دهد.

به فرزندتان احترام بگذارید.

احترام همواره فاکتوری دوجانبه است.

نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما احترام بگذارد در حالی که شما به او بی احترامی کرده اید!

  1. با گوش دادن فعال به حرف های کودک،
  2. برقراری تماس چشمی،
  3. توجه به گفته‌های او بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌صبری نشان دهید،
  4. کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن
  5. به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرف های او
  6. هم‌چنین پرسیدن سوالاتی مانند:

“منظورت از این چیزی که گفتی چیست؟

”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر می‌کنی؟”

می توانید احترامی را که کودک به آن نیاز دارد را برآورده سازید.

استقلال کودک تان را به رسمیت بشناسید.

  • نکن،
  • دست نزن،
  • این به درد تو نمی خوره،
  • کنار وایستا
  • و غیره

کلماتی هستند که استقلال کودک را نادیده می گیرند و می توانند آغازگر چرخه ی لجبازی در او شوند.

در این حالت فرزندتان احساس می کند شما او را قبول ندارید و احساس خشم و غم، جایگزین دوست داشتن و تعلق خاطر می شود.

در حقیقت شما او را نادیده می گیرد و کودک تان نیز تلاش می کند تا از هر طریقی، توانایی و استقلال خود را نشان دهد.

بهتر است در هر موقعیت، وظیفه ای را متناسب با سن کودک به او واگذار کنید.

یک کودک سه ساله می تواند در چیدن میز شام کمک کند و یا فعالیت های مفیدی انجام دهد که بیانگر استقلال است.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

الگوی رفتاری خود به عنوان والدین را مورد بازنگری قرار دهید.

کودکان در اکثر موارد، تقلید کننده ی انچه می بینند هستند.

در صورتی که سبک غالب شما در ارتباط با همسرتان، لجبازی، گفت و گوی ناسالم و یا پرخاش باشد، کودک تان نیز به تکرار این آموخته ها می پردازد.

بنابراین در صورتی که رفتارهای لجبازی در کودک تان زیاد و غیر قابل کنترل است.

بهتر است ضمن توجه به سبک ارتباطی خود، از یک مشاور کودک متخصص در حیطه ی روابط خانوادگی کمک بگیرید تا به بهبود رابطه ی شما با همسر و فرزندتان و اصلاح چرخه ی لجبازی کمک کند.

نویسنده :روانشناسی کودک و نوجوان

مقالات مرتبط پیشنهادی با کودک لجباز

مقالات مرتبط

با خودزنی کودکان چگونه برخورد کنیم؟
با خودزنی کودکان چگونه برخورد کنیم؟

ممکن است کودکانی را دیده باشید که در مواقع احساس تنهایی، ناکامی و خشم، دست به خودزنی می زنند.

رفتارهای خودآزارگرانه ی این دسته از کودکان دامنه ی وسیعی از جمله کشیدن موهایشان، به زمین انداختن خود، مشت کوبیدن به دیوار، به سر و صورت زدن و رفتارهای خطرناک تری مانند آسیب زدن به خود با اشیای مختلف را در بر می گیرد.


هدف کودک از خود زنی چیست؟

در حقیقت هدف کودک از انجام این رفتارها تنها یک چیز است ” محقق کردن خواسته ی خود با توسل به زور و اجبار”.

کودکانی که در سنین پایین با انجام رفتارهای خودآزارگرانه موفق به تحقق خواسته هایشان می شوند، در نوجوانی، جوانی و بزرگسالی نیز شیوه ی جدیدی را اتخاذ نخواهند کرد.

این افراد برای رسیدن به اهداف ریز و درشت خود، آسیب زدن به سلامتی شان را نشانه می گیرند و آمارها حاکی از تعداد زیاد اقدام به خودکشی در آن هاست.


چرا همه ی کودکان خودزنی نمی کنند؟

براساس تحقیقات، احساسات تجربه شده توسط کودکی که دست به خود زنی می زند تا حد زیادی با بزرگسالان یکی است.

نوع انسانی با قرار گرفتن در معرض ناکامی، احساس درد و رنج روانی زیادی را تجربه کرده و برای کاهش آن دست به رفتارهای خودآسیب رسان می زند.

بنابراین ممکن است در همه ی کودکان نمونه هایی از آسیب زدن به خود را درسنین پایین مشاهده کنید.

نکته ی قابل توجه آن است که چرا این رفتارها در گروهی از کودکان ادامه دار می شود در حالیکه در گروهی دیگر به سرعت خاموش می شود؟

در پاسخ باید گفت دسته ای از دلایل در کنار هم منجربه تداوم خودزنی کودکان می شود:

1) عدم آگاهی کودکان از شیوه های صحیح تحقق خواسته ها منجر به استفاده از روش های ناپخته ی ابرازگری هیجانی مانند خود زنی می شود.

در این موارد، لازم است شما به عنوان والدین، شیوه ی صحیحی بیان خواسته ها را به فرزندتان آموزش دهید.

به عنوان مثال در وضعیتی خودتان را هم قد کودک قرار دهید و با آرامش و منطق به او بگویید که ” وقتی بچه ای داد می زند یا به خودش آسیب می زنه، من اصلا نمی فهمم اون چی میخواد.

تنها راهش اینه که اون اشکاشو پاک کنه و چیزی که میخواد رو بهم بگه تا بتونیم با هم حرف بزنیم”.

2) عدم اقتدار والدین نیز در تداوم این نوع رفتارها بسیار موثر است.

اگر کودک بتواند با نشانه گرفتن سلامتی اش، شما را تحت تاثیر قرار دهد و از موضع اقتدار خارج کند، می توانید مطمین باشید که همیشه با استفاده از این قبل رفتارها دست به کنترل شما خواهد زد.

بنابراین لازم است، مقتدرانه عمل کنید.

به این منظور، در مقابل رفتاهای خودآزارگرانه ی کودک، “واکنشی حاکی از بی توجهی” بسیار موثر است.

در حقیت لازم است به رفتارهای این چنینی کودک بی توجهی کنید.

به عنوان مثال وقتی فرزندتان خودش را به در و دیوار می کوبد، فریاد می زند و به سرش مشت می کوبد، به آشپزخانه بروید و مشغول کاری شوید تا کودک آرام شود.

سپس به او بگویید که “وقتی خودت را می زنی، متوجه درخواستت نمی شوم. پس بهتر است آرام باشی و خواسته ات را مطرح کنی”.

3) ناهماهنگی والدینی نیز عامل اساسی در تداوم رفتارهای خودآزارگرانه ی کودک است.

اگر در مقابل خواسته های فرزدتان، واکنش های متفاوتی نشان دهید، او سردرگم خواهد شد و برای رسیدن به خواسته اش، به سمت والد سهل گیرتر متمایل می شود.

پنین کودکانی معمولا والد مقتدر را به صورت فردی بی رحم و سنگدل ادراک می کنند  و با او ارتباط خوبی برقرار نمی کنند.

بنابراین در مقابل خواسته ی فرزندتان، هماهنگ عمل کنید و اجازه ندهید که او از ناهماهنگی رفتاری شما، استفاده ی سوء کند.

4) لازم است روش های صحیح مقابله با ناکامی را نیز به فرزندتان بیاموزید.

لازم است کودکان با استفاده از ابزارهای قابل فهمی مانند شعر و داستان نسبت به طبیعی بودن ناکامی آگاه شوند.

همه ی ما در دنیایی پر از امکان ناکامی زندگی می کنیم و باور به اینکه ” من همیشه می بایست موفق شوم” ، بسیار مخرب است.

به کودکان آموزش دهید که ممکن است همیشه، اوضاع مطابق میل ما پیش نرود و گاهی علی رغم تلاش مان، به موفقیت نرسیم.

اگر کودکان روش های صحیح مقابله با ناکامی را بیاموزند، با احتمال کمتری به بزرگسالان متوقع و افسرده تبدیل خواهند شد.

آمارهای زیاد بزرگسالانی که با کوچک ترین ناکامی در مراسم خواستگاری، مصاحبه ی شغلی، بیکار ماندن و .. دست به خودکشی می زنند، ریشه در عدم آموزش موثر در زمینه ی ناکامی دارد.

می توانید از جملاتی مانند ” در طی این مدت دیدم که برای برنده شدن چه تلاشی کردی. تو باعث افتخاری!”  و یا ” بیا برای این کار تلاش مون رو بکنیم. حالا یا میشه یا نمیشه” استفاده کنید.

با این عبارات کودک می آموزد که فرایند انجام کار، مهم تر از نتیجه است و در صورت ناکامی، راحت تر با آن کنار خواهد آمد.

کلید طلایی برخورد با کودکی که به خودزنی و تهدید، عادت کرده چیست؟

اگر وی صحبت شما با کودکی است که برای مدت ها، با استفاده از شیوه ی خودزنی به اهداف خود رسیده، مساله کمی سخت تر می شود.

در حقیقت، فرزندتان در جلد کودکی لج باز فرورفته که با پافشاری بر لجبازی به همه ی خواسته های خود رسیده است.

شما نیز سال هاست در جلد کودکی ترسان فرورفته اید که از ترس آسیب رساندن کودک به خود، خواسته های او را در اولین لحظه برآورده می کنید.

کلید طلایی تغییر در آن است که بتوانید نقش های تان را تغییر دهید:

  • وقتی فرزندتان در جلد “کودک لجباز” باقی می ماند، شما “کودک ترسان” نشوید.

با خودتان تکرار کنید که ” قرار نیست در مقابل تهدیدهای او بترسم و خواسته اش را براورده کنم. من آرام و منطقی باقی می مانم و به خودزنی هایش توجه نخواهم کرد”.

اگر در میانه ی راه، جا بزنید و  با مشاهده ی اینکه فرزندتان سرش را به مبل می کوبد، دوباره به جلد ” کودک ترسان” فرو روید، موفق نخواهید شد.

بنابراین صبور باشید و به بی توجهی ادامه دهید تا کودک از جلد کودک لجباز خارج شود و خواسته اش را بیان کند.

  • دلسوزی را با والد گری موثر اشتباه نگیرید.

اگر فکر می کنید، والد خوب کسی است که از آسیب رسیدن به فرزندش جلوگیری می کند و خواسته های او را در دم اجابت می کند، سخت در اشتباهید.

وظیفه ی شما به عنوان یک والد خوب آن است که به کودک تان روش صحیح بیان خواسته ها را بیاموزید نه اینکه مانند قول چراغ جادو عمل کنید و خواسته های او را در لحظه فراهم کنید.

  • کودک نشوید و پا به پای فرزندتان فریاد نزنید.

قرار است شما به عنوان پدر و یا مادر، شیوه ی صحیح رفتار را به فرزندتان آموزش دهید. بنابراین اگر همپای کودک شروع به فریاد کشیدن، تهدید و خشم کنید، به نتیجه ای جز انفجار خشم در خانه نخواهید رسید.

  • تشویق به جا را فراموش نکنید. هر بار که کودک تان توانست بدون فریاد، جیغ و خودآزاری، خواسته ای را مطرح کند، او را تشویق کنید.

 ” آفرین به پسرم که اینقدر قشنگ در مورد چیزایی که می خواد حرف میزنه.”

فرزندتان در ابتدای مسیر ابراز گری صحیح هیجانی نیاز به تشویق و تایید دارد تا بتواند رفتارهای مناسب را یاد بگیرد و درونی کند.

بنابراین در این مسیر او را راهنمایی و تشویق کنید.

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان
اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان

تعریف

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی[1] (ODD) یک اختلالی می باشد که بیشتر در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

ویژگی های این اختلال عبارت از رفتار منفی، نافرمانی یا بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتار آزمایشی نرمال مشاهده شده در اکثر کودکان و در زمان های مختلف، بدتر می باشد.

اکثر کودکان در دوره های مختلفی با مشکلاتی مواجه می شوند، به خصوص در طول دوره 18 ماه تا سه سال و بعدا در طول دوره نوجوانی.

این دوره های سخت بخشی از فرآیند رشد نرمال مربوط به بدست آوردن احساس قوی تری نسبت به فردیت و جدا شدن از والدین می باشد.

با این وجود، ODD یک نوع رفتار بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتارهای فردی نرمال طولانی تر و شدیدتر می باشد، ولی آنقدر افراطی نمی باشد که شامل تخلف از قواعد اجتماعی یا حقوق دیگران باشد.

راهنمای متخصصان سلامت روانی، راهنمای آماری و تشخیص اختلالات آماری، چهارمین چاپ، تجدید چاپ متنی[2] (DSM – IV – TR)، ODD را به عنوان یکی از اختلالات رفتار مختل کننده دسته بندی کرده است.

تعریف

کودکانی که دارای ODD هستند، در اغلب مواقع نافرمانی می کنند. آنها به راحتی عصبانی می شوند و ممکن است که در اکثر مواقع عصبانی به نظر برسند.

کودکان بسیار جوان دارای این نوع اختلال، نسبت به مواردی که بی ارزش به نظر می رسند، کج خلقی های شدیدی نشان خواهند داد که 30 دقیقه یا بیشتر طول می کشد.

علاوه بر این، کودک دارای ODD در اغلب مواقع جر و بحث هایی را شروع خواهد کرد و به آن ادامه خواهد داد.

پیروز شدن در یک جر و بحث یک مورد مهمی برای کودکان دارای این نوع اختلال محسوب می شود.

حتی در صورتی که این فرد جوان بداند که برتری خودش را از دست خواهد داد یا برای ادامه دادن به کج خلقی یا جر و بحث مجازات خواهد شد، قادر به متوقف کردن این شرایط نخواهد بود.

با این وجود، اکثر کودکان دارای ODD، خودشان را به عنوان یک فرد جر و بحث کننده یا مشکل در نظر نخواهند گرفت.

برای این کودکان، مقصر دانستن سایر افراد به خاطر مشکلاتی که برایشان ایجاد شده است، یک مورد معمولی می باشد.

چنین کودکانی می توانند کمال گرا باشند و با در نظر گرفتن تخلفاتی که به عنوان یک رفتار صحیح در نظر می گیرند، احساس عدالت قویتری داشته باشند.

آنها در برابر دیگران ناشکیبا و بی تحمل هستند. احتمال جر و بحث شفاهی این افراد با سایر افراد، بیشتر از بروز درگیری های فیزیکی توسط این افراد می باشد.

سایر کودکان یا نوجوانان دارای ODD، ممکن است تلاش کنند با اذیت کردن عمدی یا انتقاد کردن، سایر افراد را تحریک کنند.

برای مثال، یک نوجوان می تواند روش یا صحبت کردن و یا لباس پوشیدن یک فرد را مورد انتقاد قرار بدهد.

این رفتار های ایجاد تضاد، معمولا از طریق یک مظهر قدرت، همانند یک سرپرست، مربی یا معلم اعمال می شود.

با این وجود، نوجوانانی که در آنها ODD تشخیص داده شده است، همچنین می توانند افراد زورگویی باشند که از مهارت های زبانی خودشان برای طعنه زدن  یا سوء استفاده از سایر کودکان استفاده می کنند.


[1] Oppositional defiant disorder

[2] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders , fourth edition, text revision


عوامل و علائم

متن

عوامل

ODD به عنوان یک مشکل برای خانواده ها و نه برای افراد، نامگذاری شده است. این مشکل در خانواده هایی صورت می گیرد که برخی از فاکتورهای زیر یا تمامی آنها در آن خانواده وجود داشته باشند:

  • محدودیت های اعمال شده از طریق والدین بیش از حد سخت گیرانه یا سهل انگار می باشند، یا با یک ترکیب ناسازگارانه از هر دو این موارد می باشند.
  • زندگی خانواده بدون ساختار مشخص می باشد؛ قواعد، محدودیت ها و نظم ها نامعین می باشند یا به صورت ناسازگارانه ای اعمال می شوند.
  • حداقل یکی از والدین، رفتار متضادی در تعاملات خودش با سایر افراد دارد.
  • برای مثال، ممکن است که پدر یا مادر در مقابل کودک خودشان، جر و بحث های زیادی با همسایه ها، کارمندان مغازه، سایر اعضای خانواده و غیره داشته باشد.
  • حداقل یکی از والدین به دلیل مشکلات عاطفی والدین (همانند افسردگی)، جدایی یا طلاق و یا ساعات کاری، به صورت فیزیکی یا عاطفی در دسترس کودک نمی باشند.

رفتار بی اعتنایی صورت گرفته از طرف کودک، می تواند یک رفتاری برای احساس ایمنی یا به دست آوردن کنترل باشد.

همچنین این رفتار می تواند نشان دهنده تلاش برای جلب توجه یک سرپرست بی مسولیت و بی علاقه باشد.

همچنین ممکن است که فاکتورهای ژنتیکی در ODD وجود داشته باشند؛ به نظر می رسد که این اختلال در اغلب مواقع در خانواده ها صورت می گیرند.

با این وجود، این الگو می تواند نشان دهنده رفتار انعکاسی باشد که از نسل های قبلی یاد گرفته شده است و منعکس کننده تاثیرات ژن یا ژن های اختلالی نباشد.

علائم

بر اساس DSM – IV – TR، تشخیص ODD می تواند در کودکانی صورت بگیرد که معیار های زیر را دارند، و باعث خواهد شد .

این رفتارها در مقایسه با حالت معمولی این رفتارها در کودکان دارای سن و سطح رشد مناسب، به میزان بیشتری در افراد ODD مشاهده شود.

یک الگوی رفتار منفی، خسمانه و بی اعتنایی که حداقل به مدت شش ماه به طول می کشد، و شامل چهار (یا بیشتر از چهار) مورد از موارد پایینی در کودک وجود دارد. کودک:

  • کنترل وضعیت خودش را از دست می دهد
  • بیش از حد به افراد بزرگسال اصرار می کند
  • در اغلب مواقع نسبت به قواعد یا درخواست های افراد بزرگسال بی توجهی می کند
  • به صورت تعمدی تلاش می کند تا افراد را تحریک کند
  • به خاطر اشتباهات یا بدرفتاری های خودش، سایر افراد را سرزنش می کند
  • در اغلب مواقع، به صورت سریع از طریق سایر افراد تحریک می شود
  • در اغلب مواقع خشمگین و بی میل است
  • در اغلب مواقع کینه توز است

به منظور تشخیص دادن اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودک، باید اختلالات رفتاری منجر ایجاد اختلال قابل توجهی در عملکرد اجتماعی، آکادمیکی یا شغلی شود و این رفتار نباید صرفا در طول دوره های روان پریشی یا اختلال روانی صورت بگیرد.

علاوه بر این، کودک نباید معیارهای مربوط به اختلال کرداری[1] را داشته باشد که یک نوع اختلال رفتاری[2] شدیدی می باشد.

در صورتی که فرد جوان 18 ساله یا بزرگتر باشد، نباید معیارهای اختلال شخصیتی ضداجتماعی را داشته باشد


[1] Conduct Disorder

[2] Behavioral Disorder


آمارها

فرض بر این است که اختلال بی اعتنایی و نافرمانی، تقریبا  در 6% از کودکان ایالات متحده صورت می گیرد.

این اختلال در بین افراد دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین تر، در سطح گسترده تری رواج دارد.

در یکی از مطالعات صورت گرفته، در 8% از کودکان مربوط به خانواده های کم درآمد، ODD تشخیص داده شده بود. این اختلال معمولا در سن شش سالگی کودک مشخص می شود.

قبل از سن نوجوانی (در 9 تا 12 سالگی) میزان تشخیص این اختلال در پسران بیشتر از دختران می باشد، ولی میزان این تشخیص در دوره نوجوانی، ما بین دختران و پسران یکسان می باشد.

تخمین زده شده است که در حدود یک سوم از کودکانی که دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی[1] (ADHD) هستند، همچنین دارای ODD هم می باشند.

کودکانی که ODD دارند، در اغلب موارد به عنوان افراد مضطرب یا افسرده هم شناخته می شوند.

تشخیص

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در زمانی تشخیص داده می شود که مشکل رفتاری کودک بیش از شش ماه به طول بکشد.

هیچ نوع آزمون یا آزمایش استانداردی برای تشخیص ODD وجود ندارد. به منظور مشخص کردن اینکه هیچ نوع مشکل بالینی منجر به این رفتار کودک نمی شود، می توان یک بررسی پزشکی کاملی را بر روی کودک انجام داد.

بعد از ارزیابی بالینی، باید یک ارزیابی روانشناختی از کودک صورت بگیرد که شامل مصاحبه با یک متخصص سلامت روان می باشد.

همچنین متخصص سلامت روان می تواند با والدین و معلمان کودک هم مصاحبه انجام دهد.

در برخی مواقع آزمون های روانشناختی به کودک داده می شود و با پاسخ دادن کودک به آن پرسشنامه ها، وجود داشتن سایر اختلالات مشخص می شود.

ارزیابی ODD شامل مشخص کردن یک اختلال رفتاری اختلال آورتری می باشد که به عنوان اختلال کارکردی شناخته می شود.

CD مشابه ODD می باشد، ولی همچنین شامل پرخاشگری فیزیکی نسبت به سایر افراد هم می باشد، همانند مبارزه کردن یا به صورت تعمدی تلاش کردن برای آسیب رساندن به یک شخص دیگر.

همچنین کودکان دارای CD، به صورت مکرری قوانین را زیر پا می گذارند و برای مثال، از طریق دزدی کردن، به حقوق سایر افراد تعرض می کنند.

آنها در مقایسه با کودکان ODD تمایل بیشتری به نامشخص شدن دارند و به همین دلیل دروغ می گویند و برخی از رفتارهای غیرقابل قبول خودشان را به صورت مخفی نگه می دارند.

تشخیص ODD می تواند سطح شدت آن به صورت خفیف، متوسط یا شدید را مشخص کند.


[1] attention-deficit/hyperactivity disorder

درمان ها

درمان ODD بر روی هر دو مورد کودک و والدین متمرکز است. اهداف درمانی شامل کمک به کودک برای احساس محافظت شدن و ایمنی و آموزش به وی برای داشتن رفتار مناسب می باشد.

ممکن است که والدین به یادگیری نحوه اعمال محدودیت های مناسب برای یک کودک و نحوه برخورد با کودک دارای رفتار ODD نیاز داشته باشند.

همچنین آنها ممکن است که به یادگیری نحوه آموزش و اجرای رفتار مورد دلخواه نیاز داشته باشند.

همچنین والدین در مشکلاتی که منجر به فاصله گرفتن آنها از کودک می شود، به کمک نیاز دارند. چنین مشکلاتی می توانند شامل الکلیسم یا وابستگی به دارو، افسردگی و یا مشکلات مالی باشد.

در برخی از موارد، کمک های قانونی و اقتصادی می توانند لازم باشند. برای مثال، یک مادر مجرد می  تواند به کمک های قانونی نیاز داشته باشد تا از طرف پدر کودک، حمایت هایی را برای کودک خودش به دست بیاورد .

نیاز نداشته باشد که در دو جا کار بکند و می تواند بعد از ظهرها در خانه بماند و در کنار فرزند خودش باشد.

معمولا رفتار درمانی[1] در درمان ODD مفید می باشد. رفتار درمانی بر روی تغییر رفتارهای خاص تمرکز می کند و بر روی تحلیل سابقه رفتاری یا سال های اولیه زندگی وی متمرکز نمی شود.

تئوری مربوط به رفتار درمانی عبارت از این است که فرد می تواند مجموعه متفاوتی از رفتارها را یاد بگیرد تا آنها را جایگزین رفتارهایی بکند که منجر به ایجاد مشکلات می شوند.

همزمان با اینکه کودک نتایج بهتری را از رفتار جدید به دست می آورد، وی تمایل پیدا خواهد کرد تا به جای برگشت به رفتارهای قبلی و مشکل زا، به این رفتار جدید خودش ادامه بدهد.

به عنوان مثال، ممکن است از والدین کودک درخواست شود تا رفتارهایی را مشخص کنند که معمولا منجر به شروع شدن جر و بحث می شوند.

بعد از آن روش های متوقف کردن یا تغییر رفتارها برای جلوگیری از جر و بحث ها به آنها نشان داده می شود.

تکنیک های مدیریت احتمالات[2] می توانند در چارچوب رفتار درمانی قرار بگیرند.

والدین و کودک می توانند برای تنظیم کردن قراردادهایی کمک شوند که رفتارهای ناخواسته را مشخص می کند و پیامدهای آن را بیان می کند.

برای مثال، ممکن است که کودک یک مزیت یا بخشی از اجازه خود را در زمان داشتن کج خلقی خشمگینانه از دست بدهد.

این قراردادها می توانند شامل مراحل یا طبقاتی باشند – برای مثال، کم کردن مجازات در صورتی که کوک یک جر و بحثی را شروع کند، ولی در یک دوره زمانی خاص جر و بحث را خاتمه بدهد.

چنین قراردادی می تواند برای مشخص کردن پاداش مربوط به رفتار مورد دلخواه هم تنظیم شود.

برای مثال، در صورتی که کودک یک هفته هیچ نوع رفتار نافرمانی نداشته باشد، وی می تواند یک فیلم را انتخاب کند که در آخر هفته و همراه با خانواده آن را ببیند.

این قرار دادها می توانند با معلمان کودک به اشتراک گذاری شوند.

والدین تشویق می شوند که تا حد ممکن، از رفتار مناسب و غیرمشکل زا قدردانی کنند.

توجه یا تشویق از طرف والدین در زمان انجام رفتار مناسب از طرف کودک، می تواند این احساس را در کودک ایجاد کند که والدین حتی در زمان انجام ندادن نافرمانی هم نسبت به رفتار وی مطلع هستند.

شناخت درمانی[3] می تواند برای کودکان بزرگتر، نوجوانان و والدین مفید باشد.

در شناخت درمانی، فرد راهنمایی می شود تا اطلاعات بیشتری نسبت به تفکرات و احساسات مشکل زا در موقعیت های خاص به دست بیاورد.

درمانگر می تواند یک روش تفکر را در مورد مشکل ارائه بدهد که به احتمال بیشتری باعث خواهد شد که شخص به موارد دلخواه یا مورد نیاز خودش دست پیدا کند.

برای مثال، ممکن است یک دختر مورد کمک قرار بگیرد تا مشاهده کند که بیشتر عصبانیت های وی از احساساتی ناشی می شود که هیچ شخصی به آن اهمیت نمی دهد؛

ولی رفتار خشمگینانه وی منبع مشکلات وی می باشد، چرا که باعث می شود سایر افراد از وی دور شوند.

هر چند که روان درمانی[4] مبنای درمان ODD می باشد، ولی دارو هم در برخی مواقع می تواند مفید باشد.

کودکانی که به صورت همزمان به ADHD هم مبتلا هستند، ممکن است که برای کنترل رفتار تکانشی خودشان و گسترده کردن محدوده توجه شان، به درمان پزشکی نیاز داشته باشند.

همچنین کودکانی که مضطرب یا افسرده هستند هم می توانند از طریق داروهای مناسب مورد کمک قرار بگیرند.

پیش بینی

معمولا درمان ODD یک تعهد طولانی مدت می باشد. ممکن است که یک سال یا بیشتر طول بکشد تا درمان صورت گرفته منجر به بروز پیشرفت قابل توجهی شود.

نکته مهمی که خانواده ها باید رعایت کنند عبارت از ادامه دادن به درمان می باشد، حتی در مواقعی که نتایج درمانی سریعا ملموس نباشند.

در صورتی که ODD درمان نشود یا فرآیند درمانی ترک شود، احتمال صورت گرفتن اختلال کرداری در کودک بیشتر می باشد.

ریسک ایجاد اختلال کرداری در کودکان دارای نافرمانی خفیف، کمتر می باشد. در کودکانی که نافرمانی بیشتری دارند و در کودکان مبتلا به ADHD، این ریسک بیشتر می باشد.

اختلال کرداری در افراد بالغ به عنوان اختلال شخصیتی ضد اجتماعی[5] یا SAD نامیده می شود.

همچنین کودکان دارای ODD درمان نشده، در دوره بزرگسالی با ریسک ایجاد رفتارهای نافعال – پرخاشگر مواجه هستند.

افراد دارای ویژگی های نافعال – پرخاشگر تمایل دارند تا خودشان را به عنوان قربانی در نظر بگیرند و سایر افراد را به خاطر مشکلات خودشان سرزنش کنند.

پیشگیری

پیشگیری از ODD با یک مراقبت مناسب شروع می شود. در صورت امکان، خانواده ها و مراقبانی که با آنها برخورد دارند، باید مراقب هر نوع مشکلی باشند که می تواند برای ارائه ساختار و توجه مورد نیاز از طرف والدین، موانعی را ایجاد کند.

تشخیص اولیه ODD و ADHD یک مورد الزامی برای به دست آوردن کمک برای کودک و خانواده می باشد که تا حد ممکن باید سریعا انجام شود. با مشخص شدن و درمان ODD در مراحل اولیه، توانایی کودک برای ایجاد الگوهای سالم در برخورد با سایر افراد افزایش می یابد.


[1]  Behavioral Therapy

[2] Contingency management techniques

[3] Cognitive therapy

[4] Psychotherapy

[5] antisocial personality disorder

با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟
با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟

خشم یکی از هیجان های اصلی و طبیعی در انسان است و هرکس درجه هایی از آن را دارد.

کودکان نیز در سنین مختلف و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی متفاوت هیجان خشم را تجربه می کنند و در این میان آنچه مهم است توجه به مساله ی یادگیری “شیوه ی مقابله ی صحیح” با این هیجان سرکش است.

در بسیاری از افراد این باور نخ نما شده وجود دارد که ” عصبانی شدن خوب نیست” و یا ” آدم خوب که عصبانی نمی شود”.

اما باید گفت خشم نیز مانند سایر احساسات کارکردهای مثبتی دارد و همانند سدی است که انرژی زیادی در پشت آن تجمع می کند.

در صورتی که این انرژی روانی به نحو صحیح مورد استفاده قرار نگیرد می تواند تبدیل به مشکل شود و نارضایتی های ارتباطی زیاد و گاه غیر قابل جبرانی به بار آورد.

 جالب است بدانید که “مهارت کنترل خشم” یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده ی موفقیت در ازدواج است و افراد فاقد مهارت در مدیریت عصبانیت و خشم می توانند آزار دهنده ترین و نامناسب ترین گزینه ها برای یک ازدواج موفق باشند.

به عنوان والدینی که قصد دارید عصبانیت را به عنوان احساسی طبیعی بپذیرید و روش های صحیح مدیریت آن به فرزندتان را بیاموزد، در ابتدا لازم است عوامل ایجاد کننده و یا تشدید کننده ی آن در فرزندتان را بشناسید.

چه عواملی موتور خشم را فعال تر می کند؟

  1. مصرف بیش از اندازه ی غذاهای محرک، سرد و تنقلات
  2. کم خوابی و یا خواب شب بی کیفیت
  3. سرگرمی بیش از حد با بازی های رایانه ای و تماشای افراطی تلوزیون ( بیش از یک ساعت و با توجه به سن)
  4. بی توجهی، مقایسه و احساس بی عدالتی

در بسیاری از موارد بی توجهی به ویژگی های مثبت کودک، مقایسه ی او با کودکان دیگر و یا سرزنش شدن بخاطر اشتباهات، عامل اصلی شروع پرخاش و لجبازی است.

اگر شما نیز در ارتباط با فرزندتان از سموم مهلک مقایسه، سرزنش و یا بی توجهی استفاده می کنید، بهتر است استفاده از آن ها را از همین لحظه متوقف کنید.

براساس شواهد تجربی، کودکانی که دایما با دیگران مقایسه شده اند و خوبی های شان نادیده گرفته شده است.

با رسیدن به سن نوجوانی، کنترل شرایط را از دست داده و بسیار حساس تر و تکانشی تر از سایر همسالان شان برخورد می کنند.

به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط شما با کودک، نه تنها در پرخاش و لجبازی فعلی او موثر است بلکه بر رفتارهای او در دوره ی نوجوانی و حتی بزرگسالانی تاثیرات قابل تجهی خواهد داشت که تبعات آن شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

به خاطر داشته باشید که کودک پرخاشگر، نیازمند نوازش و امنیت است و ایده ی تربیت کردن او در هنگام برانگیختگی می تواند بسیار مخرب باشد.


بازی هایی برای کنترل خشم

در صورتی که فرزندتان پرخاشگر است می توانید به منظور کنترل حالات عصبی و یاددادن نحوه ی صحیح مدیریت خشم به او از بازی های زیر کمک بگیرید.

  1. کودکان ۵-۳ ساله

کودکان در این سن تمایل زیادی به درست کردن حباب دارند. آن ها از این کار لذت می برند و شما می توانید از این فعالیت به نحو موثری در جهت کنترل خشم بهره ببرید.

به این منظور لازم است به مدت یک هفته با فرزندتان به تمرین ساخت حباب بپردازید.

در همین زمان متوجه خواهید شد که ساختن یک حباب نیازمند تمرکز بر تنفس و دم و بازدم های قوی و عمیق است. روشی  که برای کنترل خشم بسیار توصیه می شود!

انجام این بازی می تواند در تلطیف  روحیات کودک پرخاشگر موثر واقع شود. همچنین در هنگام عصبانیت می توانید از او بخواهید تا با تنفس عمیق احساس آرامش کند.

  • کودکان ۸-۶ ساله

با پایان دوره ی خردسالی و ورود به سن مدرسه، توانایی های شناختی در کودکان رشد می کند و می توانید در مورد خشم با او بیشتر صحبت کنید.

ابتدا لازم است به او یاد دهید که عصبانیت، چه تغییراتی در جسم ایجاد می کند.

مثلا اینکه هر وقت کسی عصبانی می شود، بلندتر حرف می زند، صورتش قرمز می شود، دست هایش را هنگام صحبت به شدت تکان می دهد، ضربان قلبش بالا می رود، اخم می کند، دهانش خشک می شود و تندتند نفس می کشد.

سپس به او کمک کنید تا متوجه شود محرک های خشمش چه مواردی هستند. مثلا از او بپرسید اگر کسی چه کاری انجام دهد عصبانی خواهی شد؟

او مکن است پاسخ هایی از این قبیل دهد “اگر کسی وسایلم را بدون اجازه بردارد، اگر کسی هلم بدهد، اگر کسی به من زور بگوید و …”.

در این مرحله لازم است در مورد نحوه ی مدیریت افکار با هم گفت و گو کنید. به او یاد دهید چطور بر خشمش غلبه کند و به او بفهمانید در برخوردهای اجتماعی اش لازم است صبور باشد و قبل از هر اقدامی، نفسی عمیق بکشد.

 اگر می تواند چند قدم از آنچه عصبانی اش کرده فاصله بگیرد؛ در دل جمله های آرام کننده تکرار کند مثل: «از پسش بر میام» یا «مهم نیست».

در نهایت هم رفتار های عاقلانه و مودبانه را به او آموزش دهید مثلا «این توپ منه، لطفا پسش بده» یا «چه حرف زشتی زدی، من این طوری حرف نمی زنم».

سعی کنید به او یاد دهید که قرار نیست کسی با خشونت بیشتر برنده شود.


والدین پرخاشگر، آموزش ندهند

اگر به عنوان والد در کنترل پرخاشگری خود با مشکل مواجه هستید و نمی توانید در موقعیت های تولید کننده ی خشم، واکنش مناسبی نشان دهید، اکیدا توصیه می کنیم تا از ارایه ی آموزش های شفاهی به کودک تان اجتناب کنید.

در حقیقت بزرگترین و قدرتمندترین آموزش برای کودک شما، رفتار خودتان است و ارایه ی آموزش های کلامی که در حالیکه هیچ نشانه ای از آن ها در رفتار شما دیده نمی شود کاملا بی اثر و حتی دارای اثر مخرب است.

کودک پرخاشگری را در رفتار شما مشاهده می کند و آن را در بازی هایش، ارتباطش با دوستان و حتی خود شما نشان می دهد.

در این شرایط پیشنهاد می کنیم تا در جهت یادگیری مهارت مدیریت خشم اقدام کنید و اجازه دهید کودک از رفتار شما، مدیریت احساساتش را بیاموزد.

  1. کودکان ۱۲-۹ ساله

با ورود به این سن می توانید با فرزندتان به عنوان فردی با مهارت های شناختی کارآمد، گفت و گویی منطقی تر داشته باشید.

در این گفت و گو ها از توصیه، سرزنش و نصیحت پرهیز کنید و فرزندتان را متوجه این مساله کنید که در موقعیت های بعدی برای حل مناسب تر مساله و کنترل خشمش چه برنامه و تصمیمی  دارد؟

بازی های بدون محدویت سنی

به طور کلی استفاده از بازی هایی که درآن ها قالب و چارچوب خاصی وجود ندارد به برون ریزی احساس خشم کمک خواهند کرد.

در این زمینه می توانید از بازی هایی مانند خمیربازی، گل بازی، سفال گری و سایر بازی های رهایشی که توام با کثیف کاری هستند استفاده کنید.

در طول این بازی ها به کودک اجازه دهید تا در حد ممکن دست به کثیف کاری و رهاسازی خود بزنند و در پایان، وسایل بازی را مرتب کرده و محیط اطراف شان را نظم دهند.

ورزش هایی مانند بوکس و فعالیت های دیگری مانند ترکاندن بادکنک یا ریز کردن کاغذ نیز در کاهش خشم  کودک نقش موثری دارد و می توانید از آن ها نیز در جهت تخلیه ی خشم کودک استفاده کنید.

آیا طوفان خشم کودک با بازی آرام می گیرد؟

اگر چه در بسیاری از موارد، انجام بازی ها به همراه آموزش های مدیریت خشم در تلطیف پرخاشگری موثر است .

اما در مواردی که پرخاشگری کودک ریشه در “مسایل ارتباطی او” با پدر، مادر و یا سایر اطرافیان دارد، لازم است به متخصص مراجعه کنید تا از طریق حل مساله ی ارتباطی، خشم فروخورده ی کودک تسکین یابد.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

لجبازی کودک دو ساله
لجبازی کودک دو ساله

داستان پرت کردن اشیا

بچه ی دوساله ای را تصور کنید که هرچه به دستش می رسد را سریع و بدون توقف پرتاب می کند.

 در این موقعیت والدین یا بزرگتر ها که عموما نگران بی نظم شدن خانه، کثیف شدن محیط و یا خراب شدن وسایل اند، ممکن است با صدای بلند فریاد بزنند ” نکن”.

در کمال ناباوری آنچه مشاهده می کنید آن است که کودک بدون کوچک ترین توجهی مجددا وسیله را پرتاب می کند و همین، آتش شخشم شما را بیش از پیش شعله ور می کند.

اکثر والدین بلند می شوند و در حالیکه به شدت عصبانی اند با صدایی بلند تر از قبل فریاد “نکن” سر می دهند و وسیله را به زور از دست بچه می کشند.

کودک نیز که احساس ناکامی و بی توجهی عمیقی را درک کرده با صدای بلند سروع به گریه می کند و به لجبازی و بی نظمی متهم می شود.


کودک لجباز یا والد بی اطلاع ؟

آیا می دانید اکثر کودکان در سن 2 سالگی تمایل به پرتاب اشیا دارند؟ یا فکر می کنید این فقط کودک 2 ساله ی شماست که لجبازی و خودرای است؟!

بر اساس روانشناسی رشد کودک، کسب هماهنگی چشم و دست در سن 2 سالگی، تمایل به پرتاب اشیا را در کودک بیشتر می کند.

او رشد کرده و از اینکه بر خلاف قبل می تواند اشیا را پرتاب کند، بسیار لذت می برد.

بسیاری از والدین به دلیل ناآگاهی از این مساله، کودک را به لجبازی متهم می کنند. این در حالی است که می توان توانایی کودک در پرتاب کردن اشیا را به عنوان بخشی از توانایی و رشد جسمانی و مغزی او تحسین کرد!

بنابراین تا بدین جای سناریوی پرتاب اشیا، لازم است برچسب لجباز را از کودکی که در پرتاب اشیا توانمند شده جدا کنید و در ادامه روش های موثر برخورد با این توانایی را بیاموزید.


با پرتاب اشیا توسط کودک چگونه برخورد کنم؟

1) درخواست خود را به شیوه ای جدید مطرح کنید

واقعیت امر آن است که باتوجه به رشد جسمی و مغزی کودک، تمایل به پرتاب کردن اشیا در این سن برای کودک تان تامین کننده ی یک نیاز اساسی است.

بنابراین درخواست شما هرچه که باشد او کار خود را انجام خواهد داد.

اگر قرار است به او دستور دهید ” کنترل تلوزیون رو پرت نکن ”  و او کار خود را انجام دهد و کنترل را پرت کند، بهتر است هوشمندانه عمل کنید و جمله تان را اینظور اصلاح کنید ” کنترل را روی میز بگذار و توپت رو پرت کن”.

با اصلاح این جمله، هم کودک به هدف خود که پرت کردن یک شیء است می رسد و هم شما به هدف تان که حرف شنوی کودک و عدم لجبازی است رسیده اید.

2) با کودک بازی های پرتابی انجام دهید

به دلیل رشد مغزی کودک و تمایل ذهنی او به پرتاب اشیا، می توانید از بازی های پرتابی استفاه ی مناسبی ببرید.

در طول این بازی از کودک بخواهید توپ ا تا جایی که می تواند بلند پرتاب کند و توانایی اش را تشویق کنید.

توجه به رفتار کودک به عنوان بخشی از توانایی جدیدش و تشویق آن، شما را در ذهن او از والدی بی توجه و بد خلق تبدیل به والدی فوق العاده خواهد کرد.

3) فریاد زدن ممنوع

وقتی به هنگام عصبانیت داد می زنید در حال انتقال این پیام به فرزندتان هستید که ” من خیلی ضعیفم و با کوچک ترین رفتار تو به هم می ریزم”.

باید گفت در این مواقع داد زدن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکلات جدیدی را نیز به مشکلات تان اضافه خواهد کرد.

کودک شما به آسانی یاد خواهد گرفت که در هنگام عصبانیت، جیغ بزند، زور گویی کند و با داد و فریاد به خواسته اش برسد.

به نظر می رسد در این حالت متهم کردن کودک به لجبازی و عصبی بودن، تا حدود زیادی ظنز آمیز است. او هیچ رفتار جدیدی نشان نداده است بلکه رفتارهای آموخته شده از خودتان را تکرار کرده است.

بنابراین اگر می خواهید هر روز بیش از روز قبل مجبور به فریاد زدن نباشید، داد زدن را از همین لحظه متوقف کنید و برای بیان خواسته های تان شیوه ی جدیدی را در پیش بگیرید.

4) به کودک برچسب نزنید

والدنی که از روند رشدی کودک بی اطلاع اند ممکن است در این زمان برچسب هایی مانند لجباز، خود سر، یا بی توجه به فرزندشان بزنند یا او را تهدید کرده و بخاطر رفتارش مورد تنبیه قرار دهند.

اگر چه چنین برچسب هایی نمی تواند مانع از پرت کردن اشیا توسط کودک تان شود، اما  از قدرت فوق العاده ای در تخریب عزت نفس فرزندتان برخوردار است.

او که در حال نشان دادن توانایی جدیدش به شماست با انبوهی از کلمات منفی و ناکام کننده مواجه می شود که می توانند احساس توانمندی و خودکارآمدی اش را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

جالب است بدانید که عزت نفس و احساس توانمندی مهم ترین واکسنی است که از طریق جملات مثبت و تشویق کننده به فرزندتان تزریق می کنید و از این طریق می توانید او را در برابر انواع مشکلات روانی واکسینه کنید.

در این مواقع بهتر است صبور باشید، خشم خودتان را کنترل کنید و با استفاده از جملات مثبت و شیوه هایی که در بخش قبل ذکر شد، با رفتار کودک تان برخوردی موثر داشته باشید.

منبع:مقالات کانون مشاوران ایران

لجبازی چیست؟
لجبازی چیست؟

لجبازی نوعی رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران، ناسزا گفتن، گریه کردن،فریاد کشیدن و یا شکستن وسایل.

در بسیاری از موارد ممکن است به عنوان والد یا مراقب کودک سردرگم شوید  وندانید در قبال لج بازی های کودک واقعا لازم است چه عکس العملی نشان دهید.

در بسیاری از موارد، واکنش های بزرگسالان، رفتار لجبازانه ی کودک را تشدید می کند و می توان گفتف تا حد زیادی، علت لجبازی کودک، رفتارهای افراد بزرگسال است.

برای کشف دلیل اصلی لج بازی کودک تان و اینکه رفتارهای شما چگونه می تواند عامل آن باشد، با ادامه ی مطلب همراه باشید.


دلایل لجبازی کودک و راه حل ها

  1. وقت و حوصله نداشتن والدین و عدم توجه کافی

ابزار اصلی کودک برای برقراری ارتباط، بازی است.

تو دست دارد با بزرگتر ها بازی کند و از این طریق تجه لازم را دریافت کرده و نوازش می شود.

موقعیتی را بخاطرآورید که بعد از یک روز کاری، خسته و بی حوصله به خانه رسیده اید و فرزندتان در حالی که نقاشی در دست دارد، مدام می گوید “بابا، بابا، نقاشیمو ببین. خوشگله؟”

طبیعی است که خستگی و بی حوصلگی تان مجال بازی کردن با کودک را تا حدزیادی گرفته باشد، اما اگر خواهان آرامش هستید و قصد ندارید در چرخه ی عصبی کننده ی لج بازی کودک، گیر بیفتید، بهتر است برای او زمان بگذارید.

کافی است کنترل تلوزیون را کنار گذاشته و با کلمات تشویق کننده به نقاشی فرزندتان واکنش مثبت نشان دهید.

در حقیقت او بیشتر از آنکه خواهان بازی با شما باشد، نیازمند توجه و نوازش است و تا زمانی که این نیاز دراو برآورده نشود، چرخه ی لجبازی ادامه خواهد یافت.

  • تکرار کردن بیش از حد یک توصیه

آیا به عنوان مادر عادت دارید تا بارها و بارها به کودک تان یادآور شوید که مسواک بزن، تغذیه ات رو درمدرسه حتما بخور و…؟

تکرار بیش از حد یک توصیه می تواند در تشدید لجبازی بسیار موثر باشد. بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیرید تا هر توصیه را فقط و فقط یک بار ارایه دهید و نه بیشتر.

  • توصیه های دستوری

جملات شما در طی یک شبانه روز بیشتر تداعی کننده ی کدام حالت است؟

بیا شامتو بخور. مسواک بزن. سروقت به خانه بیا. مشقاتو یادت نره و..

همانطور که قابل مشاهده است در تمامی این جملات از فعل های دستوری استفاده شده است. عموما دستور دادن منجر به ایجاد مقاومت و سرپیچی می شود و کودک را لجبازتر می کند.

برای رسیدن به هدف تان لازم است توصیه های خبری را جایگزین توصیه های دستوری کنید.

به عنوان مثال کافی است برای درخواست از کودک تان در مورد حاضر شدن سر میز شام، بگویید: عزیزم شام حاضره. دارم به ساعت خوابت نزدیک میشیم و یا ساعت 5 منتظرتم.


  1. بی پاسخ ماندن خواسته های موجه

فرض کنید کودک از شما درخواست می کنید تا برایش آب بیاورید  ویا طبق قرار قبلی تان، امروز به پارک بروید.

در صورتی که شما نسبت به این خواسته ی منطقی بی توجه باشید، با سیل اشک و گریه و ناراحتی کودک مواجه خواهید شد.

حتی ممکن است او عصبانی شده و از داد و فریاد و شکستن وسایلش نیز برای رسیدن به هدفش استفاده کند.

بنابراین لازم است در پاسخ دهی به خواسته های موجه کودک تعلل نکنید. او نیز یک انسان است و انتظار دارد نیازهای از جانب شما مورد توجه واقع شود.

  • سرزنش

والدین زیادی، کودک را به لجبازی، قشقرق و شر بودن متهم می کنند در حالیکه عامل اصلی رفتارهای قانون شکنانه کودک، عبارات سرزنش آمیز خود آن هاست.

تو تنبلی، از پس کاری بر نخواهی آمد، همیشه گند میزنی و .. عباراتی هستند که با قدرت ما فوق تصورتان، ارتباط شما را تخریب می کنند.

در این ارتباط از دست رفته، کودک برای جلب رضایت شما دست به همکاری نخواهد زد چرا که احساس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد.

  • تصمیم گیری به جای کودک

والدین زیادی در موقعیت های حساسی مانند قرار داشتن در یک مرکز خرید و یا لحظات پایانی خداحافظی در یک مهمانی، با لج بازی کودک مواجه می شوند.

شکایت رایج آن ها این است که کودک در حالیکه پاهایش را به زمین می کوبد و فریاد می کشد می گوید: “من همینو میخوام. باید اینو برام بخری. من میخوام اینجا بمونم و…”

در این مواقع والدینی که بدون توجه به حق انتخاب کودک، سعی در تحمیل عقاید خود و ساکت کردن کودک دارند، شکست خواهند خورد.

” تو با ما میای. ساکت باش، هر چی مامانت بگه همونه. هر چقدر هم گریه کنی اینو برات نمیتونم بخرم و…” جملاتی هستند که تداعی کننده ی زور، عدم همدلی و بی اختیار بودن کودک اند و تنها کاربردشان لجبازتر کردن کودک است.

در این مواقع گزینه ی بهتر و کار آمدتر آن است که به کودک، “حق انتخاب” بدهید.

مثلا در موقعیت خرید در یک پاساژ میتوانید بگویید ” بین عروسک زرد و نارنجی دوست داری کدوم رو انتخاب کنی؟ ”

در نظر گرفتن کودک به عنوان فردی دارای حق تصمیم گیری او را آرام می کند و شما را به هدف تان نزدیک تر خواهد کرد.

  1. خشم درونی کودک

ممکن است با مطالعه ی موارد فوق، شمابه عنوان والد با این سوال مواجه شوید که “علی رغم رعایت تمامی موارد فوق، دلیل لجبازی و قشقرق فرزندم چه عامل دیگری می تواند باشد؟”

اگرچه در موارد زیادی، نوع واکنش والدین در تشدید لجبازی موثر است، اما در همه ی مواقع این طور نیست.

کودکان مضطرب و تحت فشار، ممکن است میزان زیادی از خشم ا تجربه کنند.

برخی از کودکان این خشم را در خود نگه داشته و به صورت افسردگی بروز می دهند در حالیکه گروه دیگری از آن ها، ممکن است خشم را معطوف به بیون کرده و آن را در قالب لجبازی بروز دهند.

اگر علی رغم رعایت مواردشش گانه ی فوق، کودکی لجباز دارید، بهتر است از طریق مراجعه به روانشناس، میزان اضطراب، تنش و خشم را در او بررسی کنید.

  • رفتارهای بی ثبات والدین: مواجه شدن با مادری که یک روز خوشحال و پر انرژی است و روز دیگر حوصله ی کوچک ترین حرفی را ندارد برای کودک خوشایند است.

در این وضعیت ممکن است فرزندتان سردرگم شده و نارضایتی اش را در قالب لجبازی بروز دهد.

در صورت احساس نوسانات خلقی شدید شاید لازم باشد به روانشناس مراجعه کنید و کنترل حس و حال تان را به دست بگیرید.

  • 3)      لجبازی والدین: اگر به عنوان پدر و مادر رفتارهای لجبازانه ی زیادی دارید، نمی توان انتظار داشت فرزندتان رفتاری جز لجبازی نشان دهد.

کودک از طریق همانند سازی با شما رشد می کند و برای کاهش لجبازی او لازم است تا برای کاهش رفتارهای لجبازانه ی خودتان اقدام کنید. 

  • انتظارات نامعقول: تصور کنید دوست تان شما را به رستورانی دعوت کرده و انتظار دارد شما صرفا به مشاهده ی غذاها اکتفا کنید و چیزی سفارش ندهید. بنظرتان این انتظار معقول است؟

در بسیاری از موارد، انتظارات ما از کودکان دست کمی از مثال فوق ندارد. به عنوان مثال در مهمانی که چندین کودک حضور دارد، از فرزندمان انتظار داریم بچه ی خوبی باشد و ساکت بنشیند!!

در این شرایط شاهد خواهید بود که فرزندتان در طی فرایندی برعکس، شروع به شیطنت و لجبازی می کند و کاملا بر خلاف تصور شما عمل می کند.

 رفتار شیطنت آمیز کودک در حقیقت پاسخی به انتظار غیرواقعی شماست و این پیام را منتقل می کند که ” آنچه از من می خواهی نشدنی و نادرست است، پس من کار خودم را انجام می دهم”.

منبع:مشاوره-خانواده.com

لجاجت و کج خلقی کودک
لجاجت و کج خلقی کودک

خشم و عصبانیت ساده به وسیله ی کودک در اویل زندگی اش، وسیله ای برای بیان مخالفت با والدین و دیگران است. گریه، جیغ، به زمین کوبیدن خود، کوبیدن سر به دیوار، جلوگیری از تنفس، عدم توجه به محیط ، دلیلی بر اثبات این ناراحتی می باشد. در ماه های اولیه ی زندگی، منشا اصلی عصبانیت کودک ، ترس از دست دادن مادر است. گاهی دلیل این عصبانیت های کودک، بی خوابی است. احتما دارد که لجاجت و عصبانیت کودک واکنشی کوتاه مدت و اما (بیشتر…)

لجبازی در کودکان پنج ساله
لجبازی در کودکان پنج ساله

 

کودک ۵ ساله‌ی شما دوره‌ای که به راحتی از کوره در می‌رود را پشت سر گذاشته اما به هر حال بطور کامل فرمانبردار نیست. در واقع او درخواست شما برای آمدن سر میز شام را نمی‌پذیرد، همچنین درخواست شما برای جمع کردن جوراب هایش و یا جمع کردن دستمال کاغذی روی زمین.

پس چه اتفاقی افتاده؟ با تعجب از خود می پرسید: آیا من جایی (بیشتر…)

کودک نافرمان یا نافرمانی طبیعی کودک
کودک نافرمان یا نافرمانی طبیعی کودک

 

آیا کودک شما نافرمان است یا فقط در سن نافرمانی است؟

یکی از دوستانم که خانه دار بود و مادر چهار فرزند دوقلو این تجربه را با من به اشتراک گذاشت:

“سال گذشته برایم سالی طاقت فرسا بود. به وحشتناکی دوقلوها بود؟ آه، بدتر. آنها دمدمی و لجباز بودند؟ شدیدتر. ازطرفی دورانی را بهیاد دارم که ما در یک جشن خانوادگی در پیش دبستانی پسرهایم دور هم جمع شدیم. هنگام رفتن شایان و یاشار دویدند و وقتی که من سعی در گردآوردن آنها داشتم، اسباب بازی ها را به هوا پرتاپ کردند و در غذاهای چیده شده روی میز غذا چنگ زدند. با دیدن این موقعیت یکی از معلمان با لحنی کنایه آمیز (بیشتر…)