تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: تربیت کودک

تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران
تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران

نحوه کمک کردن به دخترتان تا بتواند یک تصویر بدنی سالمی داشته باشد

این کار آسان نمی باشد، چرا که وی در رابطه با کاملا لاغر و جذاب بودن، با فشار زیادی مواجه است

دخترانی که در قرن بیست و یکم بالغ می شوند، فرصت بیشتری نسبت به نسل های جلوتر خودشان دارند.

ولی همچنین آنها با یک سری از فشارهایی مواجه هستند که قبلا وجود نداشته است.

از دختران انتظار می رود که مدیران اجرایی و جراحان مغز و رئیس محاکمات قضایی باشند، ولی همچنین از آنها انتظار  می رود که زیبا باشند – میزان این انتظارات بیشتر از گذشته می باشد.

این مورد منجر به افزایش چالش مربوط به تربیت کردن دختران زیبا و سالم می شود.

ما به عنوان والدین، مطلع هستیم که ایجاد یک تصویر بدنی مثبت، برای کمک به سالم بودن و رشد مناسب دخترانمان مفید می باشد.

ولی جامعه ما از نظر جوانی و زیبایی، بیشتر از هر زمان دیگری متمرکز و دارای وضعیت بهتری می باشد.

همچنین زیبایی بیشتر از هر زمان دیگری به صورت کوچک بودن تعریف شده است.

یا در صورتی که دقیق تر باشیم، کوچک به علاوه جذاب بودن – به همین دلیل حتی فردی که به صورت قابل توجهی لاغر می باشد.

در صورتی که همچنین ثروتمند نباشد (در جاهایی که به عنوان یک عامل در نظر گرفته می شود)،  می تواند در شرایط ناایمنی قرار بگیرد.

اختلال های تغذیه ای ناشی از تصویر ذهنی غلط

من بیشتر در رابطه با دخترانی صحبت نمی کنم که دچار اختلال های تغذیه ای می شوند، که شامل یک تصویر بدنی اختلال یافته جدی می باشد.

من در رابطه با یک گروه بزرگتری از دختران صحبت می کنم که احساسس می کنند نمی توانند خوشحال و پذیرفته شده باشند.

چرا که آنها با وجود داشتن بهترین وضعیت ممکن از نظر نمرات کلاسی و استعداد های فوق العاده، این تفکر را ندارند که دارای بدن مناسبی می باشند.

متاسفانه، آنها احساس می کنند که بدن “فرض شده” یک مورد ایده آلی است که در مجله ها و در تلویزیون مشاهده می شود و 90% از زنان نمی توانند به آن دست پیدا کنند.

البته یک سری دختران کوچکی هم وجود دارند – به دلیل اینکه آنها از نظر ژنتیکی چنین وضعیتی دارند یا به دلیل اینکه خودشان تلاش کرده اند تا چنین فیزیکی به دست بیاورند – که به یک لاغری فوق العاده به علاوه یک بدن کاملا جذاب دست پیدا می کنند.

ولی این مورد برای اکثر دختران یک هدف واقعی یا مطلوب نمی باشد.


تصویر مجموعه از بدن

دختران می توانند خودشان را به عنوان یک مجموعه ای از بخش های بدن در نظر بگیرند – سینه ها، لب ها، پاها، ران ها، باسن – که یک قضاوت خشن و ناعادلانه ای نسبت به آنها دارند.

و البته هیچکدام از این موارد بیان کننده مواردی نمی باشند که در شخصیت درون شان وجود دارد یا بر روی عملکردشان تاثیر گذار می باشد.

بنابرای باید پرسید که تصویر بدنی سالم چیست و ما به چه نحوی می توانیم این مورد را در دخترانمان تقویت کنیم؟

خواسته ما از آنها تا یک حدی واقعی می باشد

یک دید منطقی از یک بدنی که جذاب و سالم می باشد.

این مورد تا یک حدی تجسمی می باشد – این درک که ظاهر آنها فقط یک جنبه می باشد و در رابطه با شخصیتی که دارند و مواردی که به سایر افراد ارائه می دهند، اهمیت زیادی ندارد.

به طور ساده می توان گفت که: آنها نیاز دارند که احساس کنند دارای ظاهر مناسبی می باشند و اجازه ندهند که ظاهر آنها بر روی عزت نفس شان تاثیر زیادی داشته باشد.

تصویر ذهنی درست از بدن دختر

ما به چه نحوی به این شرایط می رسیم؟

تلاش برای وانمود کردن این مورد که هیچ نوع فشاری برای تبدیل شدن به یک مدل لاغر و دارای جذابیت فوق العاده وجود ندارد یا سخنرانی برای آنها در رابطه با ظاهری که نمی توانند کاری در رابطه با تغییرش انجام دهند، یک تلاش بی فایده ای می باشد.

آنها به این نتیجه دست یافته اند که شما کاملا نسبت به این موضوع بی اطلاع هستید. بنابراین ممکن است از خودتان بپرسید که چه کاری باید انجام بدهید؟


همدلی کردن

کاری که در این شرایط مناسب می باشد عبارت از گوش دادن به نگرانی های دخترتان، تایید کردن واقعی بودن احساسات وی و اجازه دادن به وی برای شناخت این موضوع می باشد .

شما خودتان هم با احساس مربوط به نداشتن یک بدن ناکامل مواجه بوده اید و این موارد می توانند مفید باشند – “بله، ببین من هیچ وقت ران های خودم را دوست نداشتم.”

شما به صورت ضمنی یا آشکار می خواهید این پیام را برسانید که در حالیکه خود شما هم از این موضوع آسیب دیده اید.

ولی این مورد بر روی زندگی شما مسلط نبوده است یا از طریق تبدیل شدن شما به فرد مورد نظرتان یا انجام دادن کار دلخواه تان، از بین رفته است.

مدل راحت برای بدن

البته این بدان معنا است که در صورتیکه شما نسبت به بدن خودتان اضطراب زیادی داشته باشید، احتمالا بتوانید اضطراب موجود در دخترتان را از بین ببرید.

بخش زیادی از درک دختران نسبت به این شرایط، از مادرشان یاد گرفته می شود: در صورتی که مادر وی در هر زمانی نسبت به یک قسمت از لباس شکایت می کند که منجر به ایجاد ظاهر چاق برای وی می شود، یا نگرانی زیادی در رابطه با ظاهر جذاب تر دارد، دختر وی هم چنین ویژگی هایی پیدا خواهد کرد.

مادران به مدل نیاز دارند و تا اندازه ای به راحتی بدن، پذیرش و قدردانی از مواردی نیاز دارند که بدنشان اجازه می دهد تا انجام دهند.

این مورد چیزی فراتر از غذا خوردن می باشد – زمان های مربوط به وعده های غذایی باید لذت بخش، زمان مربوط به خانواده و در رابطه با تغذیه باشد.

شما باید دخترتان را تشویق کنید که غذای سالمی بخورد و در رابطه با سالم بودن دیدگاه مثبتی داشته باشد.

ولی در صورتی که شما در رابطه با نحوه بد بودن در صورت خوردن یک کیک کوچک صحبت کنید یا بیان کنید که “بسیار خوب، این غذا به صورت مستقیم به باسن من می رود” – و من زنانی را می شناسم که در تمامی زمان ها این مورد را می گویند – این مورد برای آنها فایده ای نخواهد داشت.

در نظر داشتن پدر

دختران نیاز دارند که بازخوردهای مثبتی را از پدرشان دریافت کنند؛ این بازخوردها نه تنها باید در رابطه با زیبایی آنها باشد، بلکه همچنین باید در رابطه با ویژگی هایی باشد که برای آنها اهمیت دارند.

همچنین دختران نیاز دارند که حمایت پدرشان از همسرانشان را ببینند و این کار با تا توجه به تمام ویژگی هایی که این زنان دارند، انجام بدهند.

البته والدین شرایط بسیار سختی در این مرحله سنی دخترانشان دارند، چرا که دخترانشان در حال رشد می باشند و آنها در این مرحله نیاز دارند که مورد تشویق قرار بگیرند.

بنابراین من نمی خواهم بگویم که انجام دادن این کارها آسان می باشد. این کار سخت است، ولی به طور قطع قابل اجرا می باشد.

اجتناب کردن از داشتن ویژگی های جنسی

یک بخش دیگری که در رابطه با تصویر بدنی مثبت – و در واقع برای داشتن یک تصویر کلی مثبت – مفید می باشد.

عبارت از محافظت کردن از دخترانتان برای به دست آوردن ویژگی های جذاب بیش از حد و قرار گرفتن تحت تاثیر بخش های مربوط به فرهنگ می باشد که منجر به اذیت شدن بدن دختران می شود.

این مورد شامل هر چیزی می باشد و از زیر پوش هایی که برای دختران کوچک فروخته می شود و کارداشیان[1] در برنامه تلویزیونی و نمایش ها، آنها را به عنوان “آبدار” بیان می کند.

در حالی که این مورد برای شما زیان دارد، تا مواردی که شما به لب های خودتان تزریق می کنید، یا مواردی که شما به دلیل داشتن چهره جذاب می توانید به آن دسترسی داشته باشید را شامل می شود.

من معتقد نیستم که “از موارد نشان داده شده در کانال های دیزنی به صورت اکید اجتناب کنید”، ولی در صورتی که دخترتان به همراه دوستانش چنین مواردی را می بیند.

شما باید به همراه دخترتان این برنامه ها را ببیند و به آنها بفهمانید که لباس های پوشیده شده توسط آنها چقدر احتقانه می باشد – در صورتی که ناراحت کننده نباشد.

“واه، این زن واقعا از پشت، یا بخاطر مو یا هر چیزی اذیت می شود. آیا این وضعیت ناراحت کننده نمی باشد؟ آیا فکر می کنید که این زن دارای یک ذهن عقلایی می باشد؟”


[1] Kardashian

ایجاد حالت انعطاف پذیری

زندگی بر روی همه تاثیر می گذارد و در برخی مواقع این تاثیر مشهود می باشد.

اکثر ماها مواردی که از دست دادیم را دوست نداریم، ولی همچنان با آن سر و کار داریم (و در برخی مواقع از جراحی پلاستیک استفاده می شود، حداقل تا زمانی که دخترتان به سن بلوغ برسد و خودش برای خودش تصمیم گیری کند).

شما می توانید از طریق همدلی به وی کمک کنید، ولی مطمئن باشید مواردی که وی در مورد خودش دوست ندارد، غیر قابل برطرف شدن هستند.

شما از وی می خواهید که هر دو مورد موجود در تفکرش را به کار بگیرد:”اوه، این سخت است، این جالب نمی باشد.

” ولی همچنین این مورد را هم در نظر بگیرید که “من قوی هستم و یک راه حلی برای مقابله با آن پیدا خواهم کرد.”

حرکت دادن بدن

به دلیل اینکه شما نمی خواهید دخترئان این طرز تفکر را داشته باشد که بدنش را به عنوان مبنایی برای جذب پسران در نظر بگیرد، انجام دادن فعالیت فیزیکی لذت بخش نقش مهمی خواهد داشت.

شما می خواهید که به تجربه وی کمک کنید و ورزشها و فعالیت های متفاوتی را امتحان کنید، تا در نتیجه وی بتواند مورد مناسبی را برای خودش انتخاب کند؛

ولی همچنین وی می تواند به این شناخت دست پیدا کند که استقامت داشتن و عضلانی بودن بدن منجر به افزایش جذابیت فرد می شود.

این مورد صرفا به دلیل ظاهر نمی باشد، بلکه به دلیل درک و احساس وی می باشد.

همچنین ورزش یک عامل فوق العاده ای برای وضعیت روانی می باشد و عامل مهمی در کاهش استرس و اضطراب است.

عادت کرن به یک ورزش می تواند مورد فوق العاده ای در زندگی فرزند شما باشد. این یک مهارت زندگی می باشد.

ورزش و تصویر ذهنی دختر

این مورد برای برخی از کوکان سخت تر می باشد، به دلیل اینکه آنها به صورت طبیعی و بدون هیچ نوع زحمتی نمی توانند به یک ورزشکار تبدیل شوند، یا ممکن است که این فعالیت را زیاد دوست نداشته باشند.

ولی آنها مجبور نیستند که این فعالیت را دوست داشته باشند. از کودکان انتظار می رود که یک سری موارد دیگری را که دوست ندارند را انجام دهند؛

این فعالیت ها از بیرون انداختن آشغال تا انجام دادن تکالیف خانگی متغیر می باشند.

ولی شما نیاز دارید که یک مدلی برای این وضعیت باشید. بنابراین در صورتی که شما با بسته چیپز خودتان، وسایل موجود بر روی نیمکت را به هم بریزید، شاید این مورد کارایی نداشته باشد.

ولی در صورتی که شما کودکتان را در فعالیت هایتان درگیر کنید، یا حداقل نقش یک مدل را داشته باشید، “من می خواهم به باشگاه بروم”، یا “من می خواهم که بدوم”، در واقع شما یک بخش مهمی از زندگی را به وی نشان خواهید داد.

در نظر گرفتن محدودیت هایی برای لباس پوشیدن (یا نبود لباس مشابه)

البته شما می خواهید دخترتان را تشویق کنید که عقاید و خصوصیات خودش را بیان کند، ولی من معتقد هستم که اکثر والدین آنقدر کارهای اشتباهی انجام می دهند که به دخترشان اجازه می دهند تا لباس های تحریک آمیزی بپوشیند.

مشکل این نحوه لباس پوشیدن عبارت از این مورد می باشد که ممکن است این وضعیت یک پیامی داشته باشد که مورد هدف دختر نیست – و سریع تر از زمانی که آمادگیش را داشته باشند، آنها را در موقعیت های جذاب قرار می دهد.

منظور من این نیست که دختر شما باید همانند یک راهبه لباس بپوشد، ولی منظور من این است که وی نباید یک لباس جذاب برای مدرسه اش بپوشد.

جذابیت دختر و نگرش تربیتی

زمانی که یک دختر به دلیل جذاب بودن، بیش از حد مورد توجه قرار می گیرد.

کاری که وی انجامم ی دهد عبارت از ارزش گذاری کردن خودش بر اساس بزرگی سینه هایش می باشد یا بر مبنای دراز بودن پاهایش.

بنابراین در صورتی که من تلاش کنم و بحث های بیشتری در ریاضی یاد بگیرم، چه کسی به این موضوع اهمیت خواهد داد.

من معتقد هستم که زنان از تمایلات جنسی خودشان لذت می برند.

ولی دختران حداقل تا نیمه دوم دوره دبیرستان، شرایط مناسبی برای این کار ندارند.

همچنین آنها نیاز دارند که بر روی سایر موارد متمرکز شوند.

بنابراین شما می خواهید پیام های جنسی را که از طریق همتایان یا فرهنگ موجود به دختران انتقال می یابد را معتدل کنید.

بنابرین بهبود یک تصویر بدنی مثبت به معنای کمک کردن به دختران برای داشتن یک احساس کلی زیبا بودن – بر اساس ویژگی های کلی که دارد – و در همین زمان، تاکید عمیق بر روی زیبایی و تمایلات جنسی به عنوان ویژگی اصلی هویت وی می باشد.

دخترانی که اعتماد به نفس دارند، و به عنوان یک فرد معمول و نه به عنوان یک هدف جنسی به خودشان مطمئن هستند.

نه تنها منتظر داشتن رابطه جنسی نیستند، بلکه همچنین توانایی بیشتری برای دستیابی به اهداف خودشان در یک محیط دخترانه را دارند که متاسفانه نیاز دارند در آن زندگی کنند و پیشرفت داشته باشند.

نویسنده : کودک و نوجوان

مشکلات یادگیری در کودکان – روش حمایتی و مادرانه
مشکلات یادگیری در کودکان – روش حمایتی و مادرانه

نحوه پیدا کردن یک متخصص مناسب برای کار کردن بر روی کودک تان

در شرایطی که کودک شما در مدرسه با چالش هایی مواجه باشد، افرادی که در مدرسه هستند و همچنین والدین این کودکان به دنبال پیدا کردن موثرترین روش درمان مفید برای این کودک خواهند بود.

مشکلات یادگیری در کودکان

برخی از کودکان احساس می کنند که با وجود تلاش های صورت گرفته، همچنان در پشت سر همتایانشان قرار دارند، چرا که آنها به دلیل اختلال های تغذیه ای دچار ناامیدی می شوند.

برخی از آنها به دلیل شرایط سخت تمرکز بر روی یادگیری، از هدف خودشان عقب نشینی می کنند یا برای انجام تکالیف خودشان، یک سری تلاش های سازمان یافته ای را انجام می دهند.


روش حمایتی و مادرانه پاسخگو است؟

برخی از کودکانی که با چالش مواجه هستند، به یک سری حمایت هایی دسترسی خواهند داشت که توسط متخصصان موجود در مدرسه، در کلاس ها یا در دوره های خارج از کلاس ارائه می شود.

ولی والدین زیادی بعد از کلاس درس، برای دستیابی به کمک اقدام می کنند.

ممکن است که یک سری مواردی حواس پرت کننده باشند: آیا شما به دنبال یک معلم خصوصی، کمک کننده تکالیف خانگی، یا یک درمانگر آموزشی هستید؟ این مورد بستگی به نیاز کودک دارد.


حمایت درسی

در صورتی که فرزند شما در یک درس خاصی افتاده باشد، یک معلم خصوصی می تواند همان چیزی باشد که فرزندتان به آن نیاز دارد.

شناخت معلم خصوصی و کاری که انجام می دهد، به راحتی امکان پذیری می باشد: این فرد یک فرد باهوش و مطلعی در حوزه درسی خاصی می باشد و از طریق تکمیل کردن اطلاعات پس زمینه ای که ممکن است کودکتان آن را از دست بدهد .

از طریق ارائه توضیح و تمرین بیشتر برای کمک به دانش آموز به منظور دستیابی به مهارت های مورد نیاز، می تواند احتمال موفق دانش آموز را افزایش دهد.

حمایت مربوط به تکلیف خانگی

در صورتی که چالش کودک تان یک موضوع خاصی نباشد، ولی مشکل موجود به خودی خود کاهش یافته و از بین می رود، یک کمک کننده تکلیف خانگی می تواند یک ترفندی برای این شرایط باشد.

کاری که یک کمک کننده تکلیف خانگی انجام می دهد صرفا عبارت از این است که: از طریق تکلیف خانگی و ایجاد ساختار و حمایت مناسب کمک می کند.

والدین زیادی این نقش را برای کودکشان دارند و زمانی که کودکشان سردرگم یا بدون تمرکز می شود، حضور پیدا می کنند و یک سری پشتیبانی هایی بعمل می آورند.

ولی زمانی که کودک شما یک سری مشکلات غیر معمول در رابطه با کارش داشته باشد و تکلیف خانگی به یک حوزه تضاد عمده ای تبدیل شود.

داشتن یک کمک کننده تکلیف خانگی حرفه ای در این مورد می تواند یک عامل حمایت کننده مهمی برای والدین و کودکان باشد.

دکتر متئو کروگر[1]، به عنوان یک رئیس مرکز رشد و یادگیری موسسه ذهن کودک، معتقد است .

این روش یک نوع روش درمان نمی باشد، ولی نتایج آن می تواند درمان بخش باشد: می تواند به یک کودک کمک کند که تکالیف خانگیش را به صورت موفقی انجام دهد و بدون استفاده از مادر یا پدر، مقدار زیادی از استرس موجود در محیط خانگی را از بین ببرد.


[1] Dr. Matthew Cruger

حمایت یادگیری

در مورد کودکانی که دارای مشکلات یادگیری جدی می باشند، یک درمانگر آموزشی به منظور ارائه یک تکلیف خانگی به عنوان ابزاری برای تقویت مهارت هایی که وی نیاز دارد داشته باشد، زیاد با وی کار نمی کند.

درمانگران آموزشی با داشتن یک سری پس زمینه های تخصصی، از آموزش خاص سخنرانی و زبان درمانی تا روان شناسی، این حمایت را ارائه می دهند.

ویژگی رایج آنها عبارت از این مورد می باشد که آنها سبک یادگیری کودک را می شناسند و بعد از آن به وی کمک می کنند تا مهارت ها و استراتژی هایی ایجاد کنند .

آنها را قادر خواهد ساخت که نقاط قوتشان را تقویت کنند و نقاط ضعفشان را جبران کنند.

برای مثال در مورد یک کودک مبتلا به خوانش پریشی، کمک کردن در رابطه با خواندن و همچنین استراتژی های جبرانی برای مشکلات مربوط به خواندن مفید خواهند بود.

برای یک کودکی که چالش وی تمرکز بر یادگیری می باشد، درمانگر از طریق استراتژی های مربوط به شروع کردن، شروع کردن یک پروژه، یادآوری اطلاعات و مهارت های تمرینی به وی کمک خواهد کرد.

درمانگران آموزشی تایید می کنند کودکانی که نمی توانند در مدرسه شرایط مناسبی داشته باشند، در اغلب مواقع مضطرب و ناامید هستند، به همین دلیل ماموریت این متخصصان ایجاد اعتماد به نفس و همچنین تقویت مهارت های درسی این دانش آموزان خواهد بود.

کارولین میلر[1]– مترجم :کودک و نوجوان


[1] Caroline Miller

دانستنی های دروغ گویی، دزدی و بددهنی در کودکان
دانستنی های دروغ گویی، دزدی و بددهنی در کودکان

درد سر دروغگویی کودک و راه حل های کلیدی

دروغگویی کودکان معمولاً از سه دلیل عمده سرچشمه می گیرد.

  1. کودک واقعیت و خیال را در هم می‌‌آمیزد و گاه تصورات خود را کاملاً واقعی فرض می کند. معمولاً تا پایان هفت سالگی، توانایی کودک برای جدا کردن واقعیت از خیال، کامل نشده است.

در این سن ممکن است جملات زیادی از فرزندتان بشنوید که مبتنی بر خیال هستند.

  •  کودک به نوعی تفکر آرزومندانه پسرفت کرده است و بدین طریق با یک واقعیت غیرقابل تحمل انطباق پیدا کرده است.

 مثلا کودکی که پدرش او را ترک کرده است ممکن است داستان هایی در باره این که پدرش شماره تلفنش را نمی‌‌‌داند بسازد.

گاهی کودک با چنان شدتی خواستار این آرزوها هستند که خود نیز باور می‌‌کنند آن چیز را به دست ن آورد.

مثلاً «من دوست دارم یک دوچرخه داشته باشم» ممکن است است به «من برای تولدم یک دوچرخه هدیه می‌‌گیرم» تبدیل شود.

ممکن است در سنین مدرسه، معلمان و یا مشاوران با دروغ های آرزومندانه ی زیادی مواجه شوند که نیازمند هوشیاری و آگاهی است.

3) ممکن است کودک به منظور فرار از تنبیه یا انتقاد دروغ بگوید.

 ممکن است او بداند که آنچه می‌‌گوید حقیقت ندارد ولی بتدریج خودش هم بخش هایی از آن را باور می‌‌کند.

گاهی اوقات کودکان با هوش تر بیشتر به دروغگویی پناه می‌‌برند تا تایید والدین را از دست ندهند و از عواقب کار خود فرار کنند.


در برخورد با کودک دروغ گو چه کنم؟

ـ در مواجهه با کودکی که دروغ گفته است آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید آرام بمانید.

ـ به کودک لقب دروغگو ندهید. کار او را از شخصیت وی جدا کنید و شرایط سنی اش را فراموش نکنید.

ـ سعی کنید نوع دروغ کودک را تعیین کنید و بسته به آن واکنش مناسب نشان دهید.

ـ اگر کودک دروغی ناشی از خیالات خود می‌‌گوید به او کمک کنید تفاوت بین واقعیت و خیال را دریابد. با وی طوری رفتار نکنید که احساس کند کار اشتباهی کرده است.

ـ اگر کودک با موقعیتی دشوار روبرو است و آرزوهایش را به عنوان واقعیت بیان می‌‌کند وی را تشویق کنید که به جای این کار به بیان احساساتش بپردازد و از دیگران برای حل مشکلات کمک بخواهد.

ـ‌ اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ می گوید، بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، درباره ی کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با او صحبت کنید.

از کودکان به خاطر دروغ اعتراف نگیرید.

در مواقعی که می‌‌دانید کودک کار بدی کرده است خود را درگیر بحث با او و تلاش برای اعتراف گرفتن نکنید.

 به عنوان مثال اگر فرزندتان بدون اجازه به اتاق بادرش رفته و وسایل او را بهم ریخته، بجای مطرح کردن این سوال که ” تو رفتی توی اتاق برادرت و اونجا رو به هم ریختی؟” و شنیدن پاسخ “نه” سوال را به شکل دیگری مطرح کنید.

می توانید دست کودک را بگیرید. او رابه اتاق ببرید و بگویید ” می بینم که اتاق برادرت رو به هم ریختی و وسایلش توی اتاق توئه. ازت خواسته بودم که بدون اجازه به وسایل بقیه دست نزنی. چی شد که این کار رو کردی؟”

با این روش شما از بحث در مورددروغ گویی فاصله گرفته اید و رعایت قوانین را مد نظر قرار داده اید.


با بددهنی و الفاظ رکیک کودکان چگونه برخورد کنیم؟

بسیاری از کودکان در سنین پیش دبستانی و دبستان  از کلمات نامناسب استفاده می‌‌کنند.

بنابراین در صورتی که فرزندتان در این سنین، تکرار کلمات زشت و زننده را در پیش گرفته است، با مساله ای طبیعی مواجه هستید.

دلیل اصلی به کارگیری این کلمات، شنیدن آن ها در منزل یا مهدکودک یا محیط‌‌های دیگر است.

 زمانی که کودک از این عبارات استفاده می‌‌کند معمولاً با توجه شدید و واکنش بیش از حد والدین روبرو می‌‌شود و همین مساله، فراوانی کاربرد این کلمات را بیشتر می کند.

در بسیاری از موارد تکرار کلمات زشت برای کودک تبدیل به بازی هیجان انگیزی می شود که از طریق آن می تواند والدین را تحت تاثیر قرار دهد.

5 گام اساسی در برخورد با کودک بد دهن

‌ اگر فرزندتان برای اولین بار از این کلمات استفاده می‌‌کند بهتر است معنای آن را از کودک بپرسید.

اگر او بتواند معنی کلمه را بگوید برایش توضیح دهید که این کلمه دیگران را ناراحت می‌‌کند و نباید آن را تکرار کند.

در صورت تکرار، آنچه مهم است ان است که آرام بمانید و واکنش های حیرت انگیز نشان ندهید.

در گام بعدی لازم است نسبت به دور نگه داشتن کودک از محیط‌‌هایی که در آن ها چنین کلماتی استفاده می‌‌شود اقدام کنید.

اگر علی رغم استفاده از روش های فوق، رفتار کودک ادامه یافت، از روش های دیگری مانند محروم کردن استفاده کنید. به عنوان مثال اگر این کلمه را بگویی پارک رفتن عصر را از دست می دهی.

سعی کنید به کودک کلماتی یاد دهید که بتواند احساس ناکامی و ناراحتی خود را به صورت مودبانه بیان کند و به کلمات نامناسب پناه نبرد.

در صورتی که فرزندتان حتی برای یک بار، برخورد مودبانه ای نشان داد، حتما او را تشویق کنید.

دانستنی های دزدی کودکان

کودکان تا پایان چهار سالگی درک درستی از مفهوم مالکیت ندارند و بنابراین دزدی را نیز درک نمی کنند. 

به همین دلیل است که وقتی فرزندتان اسباب بازی دوستش را بدون اجازه بر می دارد و به خانه می آورد، شما به شدت آشفته می شوید در حالیکه او بسیار آرام و راحت است.

در صورتی که فرزندتان به برداشتن وسایل دیگران بدون اجازه گرفتن عادت کرده است، راهکارهای زیر را اجرا کنید.

آرامش خود را حفظ کنید و واکنش بیش از حد نشان ندهید. بخاطر داشته باشید که کودک درکی از زشت بودن این رفتار ندارد و آن را به نسبت سنش انجام داده است.

برای فرزندتان توضیح دهید که مفهوم “اجازه گرفتن” چیست و برای برداشتن چیزهایی که متعلق به دیگران است باید از آن ها اجازه بگیریم.

از به کار بردن عباراتی مانند ” هیچ میدونی این کار اسمش دزدیه و چقدر زشته” خودداری کنید.

در عوض به کودک بگویید که صاحب آن وسیله الان چقدر غمگین و ناراحت است. کودک را در وضعیت مشابه قرار دهید و احساس او را جویا شوید. ” اگر خودت میومدی خونه و می دیدی که مدادرنگی مورد علاقه ت گم شده چه حسی پیدا می کردی؟”

با فرزندتان صحبت کنید تا دریابد که لازم است شیء موردنظر را به صاحبش برگرداند و از او عذرخواهی کند.

از القای احساس گناه افراطی به کودک خودداری کنید. این مساله نه تنها منجر به حل برداشتن اشیا نمی شود، بلکه اضطراب زیادی ایجاد خواهد کرد.

بنابراین بهتر است بجای تاکید بر دزدی، زشتی، گناه و نباید ها، رفتار صحیح را آموزش دهید و کودک را بخاطر انجام عمل درست، تشویق کنید.

در صورتی که فرزندتان در سنین بالاتر (دبستان و بالاتر) و به صورت مکرر دست به دزدی می زند.

لازم است با مشاور و در موارد لازم، روانپزشک کودک نیز مشورت کنید تا مطمین شوید که مساله ی اساسی تری وجود دارد یا خیر.

نویسنده : کودک و نوجوان

هر آنچه لازم است در مورد کودک خجالتی بدانید
هر آنچه لازم است در مورد کودک خجالتی بدانید

داشتن کودکی که در مهمانی ها خودش را پشت سرتان مخفی می کند، با صدای بلند سلام نمی کند، از حرف زدن در جمع خجالت می کشد و در مدرسه گوشه گیر و خجالتی است، می تواند شما را به عنوان والدین با نگرانی های زیادی مواجه کند.

در چنین مواردی والدین عموما دچار اضطراب شدیدی می شوند و ممکن است از جملاتی مثل “ببخشید پسر من یه کم خجالتیه” و یا ” این که خجالت نداره پسرم!” استفاده کنند.

در بعضی موارد حتی ممکن است والدین به عنوان یک راه حل، کودک را مجبور به مواجهه با موقعیت خجالت آور کنند.

مثلا مادری که بدون توجه به خجالت کودکش، او را مجبور می کند تا در جمع به آواز خواندن، ساز زدن یا پذیرایی از مهمان ها بپردازد نمونه ای از این گونه رفتارهاست.

اگر به عنوان والدین با مساله ی کمرویی فرزندتان مواجه هستید لازم است بدانید، رفتارهایی از قبیل آنچه در بخش بالا مثال زده شد، در درمان کمرویی کودک تان تاثیری معکوس دارند.

بر اساس اصول روانشناسی کودک، کمرویی پدیده ای پیچیده است که دلایل مختلفی دارد و درمان آن نیازمند آگاهی از دلایل اولیه آن است.

بنابراین برای شروع اقدامی آگاهانه، علمی و موثر در جهت رفع کمرویی با ادامه ی متن همراه باشید.


چرا بعضی کودکان کمرو و خجالتی هستند؟

به عنوان روانشناس کودک و نوجوان، والدین زیادی را دیده ام که معتقدند “بچه ام دقیقا مثل پدرشه. پدرش هم مثل خودش خجالتیه”.

این جمله اگر چه جمله ی ساده ای به نظر می رسد، اما دربردارنده ی “باور اساسی” است که تغییر کمرویی کودک را با مشکل مواجه می کند.

باور به اینکه ” کمرویی پدیده ای ارثی است که از والدین به ارث رسیده است”، یکی از مهم ترین باورهای غلط در درمان کمرویی است.

بر اساس دیدگاه کتل که یکی از مهم ترین نظریه پردازان حوزه ی شخصیت است.

ممکن است برخی کودکان نسبت به سایرین با زمینه ی کمرویی بیشتری متولد شوند، اما باور به ارثی بودن ویژگی های شخصیتی باوری غلط است.

این جمله به این معناست که اگر شما پدر یا مادری کمرو و خجالتی هستید، فرزندتان نیز زمینه ی بیشتری برای پرورش کمرویی دارد .

چراکه رفتارهای توام با کمرویی بیشتری را در ارتباطش باشما مشاهده می کند، یاد می گیرد و با آن ها همانند سازی می کند.

براین اساس باید گفت، اصولا همه ی رفتارها قابل یادگیری هستند و می توانید باورتان را به این شکل تغییر دهید که “فرزندم کمرویی را یادگرفته است و لازم است نحوه ی یادگیری اش را تغییر دهم تا اجتماعی تر برخورد کند”.


چگونه کمرویی یادگرفته شده را درمان کنیم؟

آگاه شدن از این نکته که کمرویی یادگرفتنی است، مساله ی بسیار مهمی است که راه درمان را برای شما بسیار کوتاه تر می کند.

حالا برای درمان لازم است گام های زیر را اجرا کنید.

1) یادگیری های قبلی را تغییر دهید.

 برای تغییر یادگیری ها، به خوبی فکر کنید و اطرافیان کودتان را از لحاظ رفتار اجتماعی بررسی کنید.

آیا در اطراف کودک تان فرد یا افرادی خجالتی وجود دارند که با آن ها به همانند سازی پرداخته باشد؟

مطمئنا پاسخ تان مثبت است.

 از آنجا که تغییر رفتار دیگران امری دشوار است، پیشنهاد می شود کودکی اجتماعی تر را به جمع دوستان فرزندتان اضافه کنید.

در این شرایط کودک به همانند سازی با دوست اجتماعیش می پردازد و به مرور، رفتارهای اجتماعی را از او خواهد آموخت.

2) تشویق رفتارهای توام با خجالت، تعطیل.

 بر اساس اصول روانشناسی اصلاح رفتار، هیچ رفتاری ادامه پیدا نمی کند، مگر آنکه تشویق شود.

برای درمان، لازم است به این سوال پاسخ دهید که “رفتارهای توام با خجالت فرزندم در چه موقعیت هایی تشویق شده اند؟ “

اگر کودک تان را در مدرسه ای ثبت نام کرده اید که دانش آموزان ساکت و آرام، نمره انضباط بالا می گیرند و تشویق می شوند،  چگونه انتظار دارید کودک تان خجالتی بار نیاید؟

او در محیط مدرسه بخاطر رفتارهای آرام و بی حاشیه اش تشویق می شود و تصمیم می گیرد تا همواره خجالتی باشد و آفرین و احسنت دریافت کند.

بنابراین لازم است با معلم و یا مشاور مدرسه صحبتب در این خصوص داشته باشید.

3) رفتارهای اجتماعی را تشویق کنید.

برای معکوس کردن یادگیری ها، لازم است رفتارهای متضاد با کمرویی مانند بلند سلام کردن، صحبت کردن در جمع، شیطنت، صحبت کردن با همسالان و… را تشویق کنید و به رفتارهای نشانگر کمرویی بی توجه باشید.

اگر در مهمانی که کودک تان از حضار جدید خجالت کشیده، واکنش شما این باشد که “خجالت نکش، بیا برای خاله شعر بخون”، کودک احساس درک نشدن و اضطراب شدید کرده و بیشتر خجالت خواهد کشید.

اما اگر به رفتار توام با خجالتش بی توجه باشید –یعنی در مورد خجالت هیچ صحبتی نکنید – و رفتارهای اجتماعی و هرچند کوچک فرزندتان را تشویق و تحسین کنید، موفق شده اید چرخه را برعکس کنید.

4) خوبی های کودک تان را ببینید و بازخورد دهید.

کودکان خجالتی و یا دارای زمینه ی درونگرایی، نسبت به سایر همسالان خود از دقت دیداری و شنیداری بیشتری برخوردارند و مشاهده گران و شنوندگان ماهری هستند.

از این توانایی طلایی استفاده کنید و به او بازخورد مثبت دهید.

به عنوان مثال اگر در جمعی هستید که کودکی با صحبت کردن زیبا می درخشد، ممکن است محو توانایی کلامی او شوید و در ذهن تان این مقایسه ایجاد شود که ” چرا بچه من بلد نیست توی جمع حرف بزنه”.

به این حالت آگاه باشید و فرزندتان را به خاطر چیزهایی که به دقت می بیند و می شنود تشویق کنید.

مثلا در جمع فامیل به پدر بزرگش بگویید ” ببینید پسرم چی رو دیده؟ چقدر خوب دقت می کنه. هیچ کدوم بچه ها اینو ندیده بودن! “.

5) برای تغییر عجله نکنید.

تغییر عادات رفتاری امری زمان بر است و یک شبه اتفاق نمی افتد.

اگر دستورات رفتاری گفته شده را اجرا کنید، می توانید اطمینان داشته باشید که فرزندتان تغییر می کند اما این تغییر زمان بر و نیازمند صبوری است.

6) کودک را در موقعیت اضطراب برانگیز تنها نگذارید.

موقعیت هایی مانند صحبت کردن در جمع، پذیرایی کردن و … برای بزرگسالان نیز تا حدودی اضطراب آور است. بنابراین کودک را مجبور نکنید تا در موقعیتی اضطراب آور، وارد عمل شود.

لازم است از موقعیت های کوچک شروع کنید. مثلا اگر یک دوست صمیمی دارد، یک دوست دیگر را نیز به دوستانش اضافه کنید تا بتواند به تدریج بدون اضطراب در جمع عمل کند.

7) برچسب نزنید.

 برچسب زدن به کودک می تواند در تشدید نشانه های کمرویی بسیار موثر باشد.

بنابراین در موقعیت های مختلف از بیان اینکه “بچه ام خجالتیه” دوری کنید چراکه این مساله می تواند باور خجالتی بودن را در او درونی کند و عزت نفس را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

منبع:مرکزمشاوره.com

جدیدترین رویکردهای روانشناسی در امر تربیت کودک چه می گویند؟
جدیدترین رویکردهای روانشناسی در امر تربیت کودک چه می گویند؟

امروزه متخصصان سلامت روان و تربیت کودک معتقدند دوران حکومت استبدادی والدین بر کودکان به سررسیده است و متخصصانی از قبیل آلفرد آدلر و درایکورس مصرانه توصیه می‌کنند تا والدین روش‌های دموکراتیک و مبتنی بر برابری را جایگزین روش های سنتی تربیت فرزند کنند.

اغلب والدین نگران دریافته‌اند که دیگر آمیختن عشق و محبت با روش سنتی تربیت کودک کار ساز نیست و گویا لازم است مهارت‌های جدید مبتنی شیوه‌های دموکراتیک تربتی را بیاموزند.

به عنوان والدین علاقمند به یادگیری و نیازمند کمک تخصصی شاید با این سوال مواجه شوید که برای یادگیری شیوه های جدید فرزند پروری دقیقا بایستی از کجا شروع کنم؟ و یا چگونه رفتار کنم؟

در ادامه خلاصه ای از مهم ترین راهبردهای تربیتی اخیر روانشناسی کودک را با شما در میان خواهم گذاشت. با یادگیری و کاربرد این روش ها می توان گفت شما والدینی مجهز به جدیدترین ایدئولوژی روز و توانا در مدیریت ارتباط خود با فرزندتان هستید.

چرا تشویق ها، محبت ها و حتی بدترین تنبیه های مان به نتیجه نمی رسد؟

مادر از اینکه همه‌چیز آرام بود متعجب شد و تصمیم گرفت سروگوشی آب دهد. او دید که علی دو سال و نیمه دوباره در حال چپاندن دستمال توالت در سیفون دستشویی است.

علی به خاطر این کار چندین بار کتک‌خورده بود. مادر با عصبانیت فریاد زد: ” چند بار باید به خاطر این کار تنبیه شوی؟ “

مادر دست علی را به‌زور کشید و او را تنبیه کرد. در بعدازظهر همان روز پدر که متوجه شد باز هم دستشویی گرفته است، علی را به طرز بدی تنبیه کرد.

به‌راستی چرا علی بعد از چندین بار کتک خوردن، بازهم به کار خود ادامه می‌دهد؟ اگر قرار بود که تنبیه، او را از کارش بازدارد، یک‌بار کتک زدن نتیجه می‌داد! پس مشکل چیست؟؟

باید گفت، امروزه ساختار کلی اجتماع تا حد زیادی تغییر کرده است. کودکان دارای موقعیتی برابر با بزرگ‌سالان شده‌اند و ما دیگر موقعیت برتری نسبت به آن‌ها نداریم.

در این عصر لازم است بپذیریم که تلاش برای اعمال اراده‌ی مان بر کودکان بی‌فایده است و تنبیه به هر میزانی که باشد، فرمان ‌برداری دیرپایی را به ارمغان نخواهد داشت.

 کودکان امروزی تمایل دارند تا در برابر تنبیه، از حقوق خود دفاع کنند. استفاده از تنبیه، فقط به کودک کمک می‌کند تا قدرت بیشتری برای مقاومت و نافرمانی به دست آورد. حتی علی کوچولو با این سن کم هم‌اینک راه وحشتناک نافرمانی و مقاومت را شروع کرده است.


با رفتارهای فاجعه آمیز کودک چگونه برخورد کنیم؟

در اینجا سؤالی که مطرح می‌شود آن است که در قبال رفتارهای عصبانیت زای کودکان، چگونه باید برخورد کرد تا اثرات مخرب تنبیه را در پی نداشته باشد؟

تنبیه یا شیوه‌ی استبدادی ” از من اطاعت کنید “، باید به‌وسیله‌ی احترام دوجانبه و مشارکت جایگزین شود. هرچند کودکان در موقعیت پایین‌تر از ما قرار ندارند اما آموزش ندیده و بی تجربه‌اند و به رهبری ما نیاز دارند.

 رهبر خوب پیروانش را به سمت اقدامات مناسب برمی‌انگیزد. بنابراین این کار باید به عهده‌ی والدین باشد. کودکان به راهنمایی‌های ما احتیاج دارند و اگر به احترام و حقوق آن‌ها پایبند باشیم، رهبری ما را خواهند پذیرفت.

در این زمینه ما باید به این مسئله توجه داشته باشیم که بدون نشان دادن بی‌احترامی  به کودک یا به خودمان، موقعیت‌های یادگیری را مهیا کنیم  و لازم است تا همه‌ی این‌ها را بدون نمایش قدرت انجام دهیم، چراکه قدرت موجب طغیان شده و هدف تربیت کودک را باشکست مواجه می‌کند.

  در مسیر اجرای این روش ممکن است کودکان با رفتارهای خود بارها والدین را به ستوه‌آورند و برای تنبیه ، تحریک کنند. اما آنچه مهم است این است که اگر ما کودک را تنبیه کنیم در دام اهداف او می‌افتیم.

زیرا هدف کودک از رفتارهایش آن است که ما را در جنگ قدرت درگیر نماید و ثابت کند که بچه‌ی بدی است. بنابراین لازم است تا همچنان به راه خود ادامه دهیم و بدون درگیر شدن در اهداف کودک، مسیر تربیتی مورد نظر خود را ادامه دهیم.

نوجوانان 13 سالگی تا 15 سالگی دارید؟ یا نزدیکان شما با چالش 13 تا 15 سالگی نوجوانی روبرو شده اند؟

آیا کار خوب کودک نیاز به پاداش و جایزه دارد؟

تعدادی از والدین، از تنبیه فرزندان خود اجتناب می‌کنند اما در ازای رفتارهای خوب کودک، به او پاداش می‌دهند. باید گفت روش پاداش دادن به کودک در ازای رفتارهای خوبش نیز می‌تواند به‌اندازه‌ی روش تنبیه مخرب باشد.

 در این روش نیز بی‌احترامی به چشم می‌خورد. ما به زیردستان خودمان در ازای انجام کاری پاداش می‌دهیم. درحالی‌که در روش احترام متقابل که روش پیشنهادی ماست، هر کاری به این دلیل انجام می‌شود که  نیاز به انجام دادن آن است بنابراین نیازی به دریافت پاداش در قبال انجام آن نیست.

چرا باید به کودکان در ازای کار منزل یا انجام تکالیف شان، پاداش داده شود؟ آن‌ها در خانه زندگی می‌کنند، غذا می‌خورند، برای آن‌ها پوشاک خریده می‌شود و در منافع سهیم‌اند.

اگر آن‌ها برابرند و خودشان هم‌ چنین ادعایی دارند، ملزم به سهیم شدن در کارها نیز هستند.


چرا پاداش دادن می تواند به اندازه ی تنبیه مخرب باشد؟عنوان

از جمله مضرات روش پاداش آن است که کودک این باور غلط را درونی می‌کند که ” باید به من چیزی داده شود تا کاری انجام دهم “. بنابراین احساس مسئولیت در او شکل نخواهد گرفت.

 همچنین باید گفت، پاداش به کودک حس تعلق نمی‌دهد. ممکن است پاداش دادن به کودک در لحظه، نشانه‌ای از تائید والدین باشد ولی لحظه‌ی بعد چه می‌شود؟ آیا والدین می‌توانند هرلحظه به کودک پاداش دهند؟!

مسلماً چنین امکانی در عمل وجود ندارد و ممکن است کودک چنین برداشت کند که تلاش‌های او بی‌فایده‌اند و در ادامه از همکاری اجتناب  کرده و مشارکت برای او معنایی نخواهد داشت.

درواقع باید گفت تنبیه و پاداش، احساس رضایت پایداری به کودک نمی‌دهد. چراکه رضایت، از حس مشارکت و همکاری ناشی می‌شود. به نظر می رسد روش پاداش‌ دهی امروزی از ایجاد حس رضایت در کودکان ناتوان است. به عبارت دیگر ما با تلاش‌های نادرست مان در جلب همکاری به‌وسیله‌ی پاداش، فرزندان مان را از تجربه ی احساس رضایت مندی واقعی محروم می‌کنیم و لازم است تا در آن تجدید نظر کنیم.

اگر تشویق و تنبیه نه، پس کدام روش؟

روشی که به‌ عنوان روش جایگزین تنبیه و پاداش توصیه می‌شود “استفاده از پیامدهای طبیعی رفتار” است. به‌عنوان ‌مثال اگر مادر کیک داخل فر را فراموش کند چه اتفاقی می‌افتد؟ مسلماً کیک خواهد سوخت و این پیامد طبیعی فراموشکاری مادر است.

اگر به‌ جای تنبیه و پاداش به کودک اجازه دهیم تا پیامدهای اعمالش را تجربه کند، موقعیت آموزشی واقعی و اصیل را در اختیار او قرار می‌دهیم.

برای اکثریت والدین، تصور گرسنه ماندن فرزندشان وحشتناک است و به همین دلیل به‌ محض فراموش کردن غذا، به طرق مختلف سعی می‌کنند تا غذا را به فرزندشان در مدرسه برسانند.

اما واقعیت آن است که فراموش کردن گاه‌به‌گاه غذا، آسیب جدی به فرزند وارد نمی‌کند ولی ناراحتی ناشی از فراموش کردن آن می‌تواند باعث شود تا او دیگر ناهارش را فراموش نکند.

به عبارتی دیگر ما مسئول فراموش کردن غذای فرزندمان نیستیم و باید اجازه دهیم تا او پیامد طبیعی رفتارش که گرسنه ماندن است را تجربه کند.

روش صحیح برخورد با غذا نخوردن کودکم کدام است؟عنوان

به عنوان مثال به هنگام غذا نخوردن کودک، مادر می‌تواند در پاسخ به فرزندش بگوید : ” متأسفم، ناهارت را فراموش کردی “. اما اگر این‌گونه ادامه دهد که : ” این درسی می‌شود تا دیگر ناهارت را فراموش نکنی “، پیامد را بلافاصله به تنبیه تبدیل کرده است.

در خصوص بازی کردن کودکان با غذا و کم‌اشتهایی نیز می‌توان همین روش را به کاربرد.

در این خصوص تشویق کردن بیش‌ازحد کودک، تذکر دادن به او و توجه کردن بی‌فایده است. لازم است تا والدین با حفظ نگرش محبت‌آمیز خود، به‌صورت ضمنی به کودک بفهمانند که در صورت نخوردن غذا تا وعده‌ی بعد گرسنه می‌ماند.

بنابراین هیچ‌گونه تهدیدی به تنبیه یا رشوه‌ای به‌عنوان پاداش (مثلاً شکلات) وجود ندارد. ممکن است کمی بعد، کودک از گرسنگی غرولند کند و تقاضای شیر بیسکویت کند.

مقالات تربیت کودک 2 تا 3 ساله می توانید مشاهده کنید

مادر باید پاسخ دهد: ” متأسفم که گرسنه ماندی، اما شام ساعت 8 آماده می‌شود؛ خیلی بد شد که باید مدت زیادی منتظر بمانی “. در اینجا صرف ‌نظر از اینکه گرسنگی کودک، چقدر غم‌انگیز است مادر باید بگذارد او گرسنه بماند، چون این پیامد طبیعی غذا نخوردن است.

پاسخی اطمینان بخش به والدین نگران

اگر در خصوص استفاده از روش پیامدهای طبیعی به دلیل غلبه ی احساسات پدرانه و یا مادرانه تان نگران هستید، لازم است بگویم،کاربرد دقیق و باثبات پیامدهای منطقی و طبیعی، معمولاً به نحو چشمگیری مؤثر است و بر اساس پژوهش ها می تواند به نتایج حیرت‌انگیزی در کاهش اصطکاک و افزایش هماهنگی در خانواده منجر شود.

کودکان سریعاً متوجه عادلانه بودن پیامدهای منطقی می‌شوند و آن ها را می‌پذیرند. بنابراین می توانید، هوشمندانه، مستقل و با خیالی آسوده روش خود در برخورد با فرزند تان را تغییر دهید و از اثرات مثبت آن لذت ببرید.

منبع:مقالات کانون مشاوران ایران

تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان
تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان

نکاتی برای واداشتن بچه ­ها به مرتب کردن اتاق­شان

هر صبح جمعه و روزهای تعطیل بر سر این موضوع جنگ به پا می­شود. چه­بسا مادر و پدر یا هردو برای اولین بار با ملایمت بگویند که: «خیلی خب بچه­ها وقتشه که اتاق­هاتون رو تمیز کنید». بچه­ها نق می­زنند، وقت تلف می­کنند، گیج می­شوند، یا یکباره دست از کار می­کشند. بچه­ها اول صبح باتذکر با صدای بلند و اصرار والدین­شان عصبانی می­شوند. «چند بار باید بهت بگم این آشغال­ها رو جمع و جور کنی؟ یا همین حالا انجامش می­دی یا هیچ­وقت!»

والدین احساس می­کنند برخی قانون­ها را باید تحمیل کرد. بچه­ها می­خواهند اتاق­شان قلمروی -بهم ­ریخته­ ی- خودشان باشد. این موضوع (بیشتر…)

نکات مهم برای تدریس به کودکان
نکات مهم برای تدریس به کودکان

دروس ضروری برای شروع آموزش به کودکان بسیار خردسال- و چگونگی انجام آن

 به عنوان والدین، مهارت های بسیاری وجود دارد که ما نیاز داریم و می خواهیم که به کودکانمان آموزش دهیم. اغلب ما بر موارد پایه ای مانند آموزش دادن به کودک که چگونه به تنهایی خودش غذا بخورد و یا لباس بپوشد، چگونه بند کفشش را ببندد، چگونه حساب کند، بخواند و یا بنویسد شروع می کنیم. با این همه، مهارت های پایه ای وجود دارند که برای کودکان ما ضروری هستند تا بتوانند هر چه بیشتر مستقل شوند. اما همانگونه که ناتالیا دنیلز، روانشناس کودک، مطرح می کند، همانطور که ما به کودکانمان مهارت های عملی را یاد می دهیم، ممکن (بیشتر…)

بی اختیاری مدفوع در کودکان
بی اختیاری مدفوع در کودکان

 

بی اختیاری مدفوع به حالتی گفته می شود که : فرد بدون آن که علتی عضوی داشته باشد، در لباس و یا سایر موقعیت هایی که از نظر اجتماع پسندیده نیست، مدفوع کند. طبق DSM  سن زمانی و عقلی کودک باید حداقل 4 ساله باشد و بی اختیاری حداقل هر ماه یک بار و به مدت 6 ماه متوالی اتفاق  افتاده باشد. ملاک 4 سال به آن دلیل انتخاب شده است که بررسی ها و پیگیری های متعدد نشانگر این موضوع هستند که 50 درصد کودکان در 2 سالگی (بیشتر…)

توقف انگشت مکیدن در کودکان
توقف انگشت مکیدن در کودکان

ترک انگشت مکیدن به عنوان یک عادت می تواند کار سختی برای کودکان باشد. در این مقاله به شما خواهیم گفت چگونه به کودک کمک کنید تا انگشت مکیدن خود را کنار بگذارد. انگشت مکیدن یک عادت متداول در میان کودکان است. گاهی اوقات شما ممکن است بگویید “بسه دیگه، خسته شدم” ما اینجا به شما کمک می کنیم که بدایند چگونه کودک خود را به ترک این عادت تشویق کنید.

کودکان به صورت طبیعی بازتاب‌های گونه و مکیدن را (بیشتر…)

چرا فرزندم کتک میزند؟
چرا فرزندم کتک میزند؟

در 2 تا 3 سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست بنابراین باید بعد از یافتن علت راه‌های مقابله با این رفتارهای نامناسب را بیابید.

🔺شاید عصبانی است

عصبانیت شایع‌ترین مشکل بچه‌هاست. این عصبانیت در واقع تجلی درد و ناکامی کودک به دلیل ناتوانی او در کنترل جهان اطراف است. از آنجا که کودک نوپاست، هر چند احساسات او بسیار قوی است اما وسیله کافی برای ابراز ناامیدی را ندارد و همین او را بیش از پیش ناامید کرده و از عصبانیت منفجر می‌کند. در نهایت او با تنها وسیله‌ای که در اختیار دارد به دیگران حمله می‌کند یعنی با کتک زدن.

🔺جلب توجه می‌کند

کودک نیاز به توجه دارد به‌طور معمول او ترجیح می‌دهد از راه‌های مثبت یعنی با انجام کارهای خوب این توجه را به‌دست آورد اما اگر تشویق کارهای خوب به اندازه کافی نباشد و کودک مورد بی‌توجهی قرار گیرد، برای او توجه منفی هم بهتر از بی‌توجهی است. کودکی که اغلب مورد غفلت واقع می‌شود ممکن است پس از مدتی کشف کند که اگر جنگ و دعوا راه بیندازد و دیگران را بزند در مرکز توجه دیگران قرار می‌گیرد.

🔺ارتباط کلامی را یاد دهید

کودک باید بیاموزد که از کلمات برای بیان احساسات منفی‌اش استفاده کند. به کودک یاد بدهیم در زمان مناسب بگوید «الان عصبانی هستم!» وقتی کـودک بتواند احساسات خود را مستقیما و مانند افراد بالغ بیان کند، شیوه کتک زدن به تدریج متوقف می‌شود.

🔺احساساتش را تصدیق کنید

کودک می‌زند چون نمی‌تواند احساسات خود را به ما منتقل کند. وقتی به احساسات کودک آگاه باشید و آن ‌را تصـدیق کنید، دیگر دلیلی برای کتک زدن وجود ندارد. مثـلا به او بگـویید «حتمـا از اینکه به تـو اجـازه نداده‌ام این‌کار را بکنی خیلی ناراحت هستی!» با این جمله به او نشان می‌دهید که احساس او را درک کرده‌اید و به او حـق می‌دهید که احسـاس عصبانیت کند و این طبیعی است. آنچه ما با این کار به او می‌آموزیم، این است که با روشی غیر از کتک زدن عصبانیت خود را ابراز کند.

🔺الگوی خوبی باشید

کودکان اگر ببینند والدین آنها تنبیه بدنی را به‌کار می‌برند، بیشتر تمایل به کتک زدن بچه های دیگر پیدا می‌کنند. اگر راجع به رفتار خشن کودک نگران هستید، نباید به او اجازه دهید شما را در حال کتک زدن حتی به‌عنوان تنبیه ببیند.

🔺هیجاناتش را برونی‌سازی می‌کند

3 عامل وجود دارد که در بیماری‌ها باید به آن توجه شود؛ یکی رفتار انفعالی جدی است که در آن کودک کاری به کسی ندارد و برای خودش بازی می‌کند، دوم رفتار پرخاشگرانه و دیگری رفتار وسواس‌گونه است. اگر این 3 نوع رفتار در کودکان مشاهده شود باید حتما با مشاور مشورت شود تا بررسی انجام و اطمینان حاصل شود که مسئله خاصی وجود ندارد. والدین باید توجه داشته باشند که هرکدام از این رفتارها باید در مدت طولانی با کودک همراه باشد تا نیاز به بررسی داشته باشد اما به طور کلی علل و درمان متفاوتی برای این نوع رفتار وجود دارد.

🔺برونی‌سازی می‌کند

پسربچه‌ها یک مکانیسم دفاعی دارند که به آن برونی‌سازی کردن می‌گویند. به این معنا که اگر یک مشکل روان‌شناختی داشته باشند معمولا با درگیر شدن با محیط سعی می‌کنند آن مشکل را برطرف کنند یا هیجان منفی را کم کنند. در دخترها بیشتر به این صورت است که آنها را درونی‌سازی می‌کنند.

🔺جلب توجه منفی می‌کند

عامل دیگر می‌تواند جلب کردن توجه منفی باشد. بی‌توجهی والدین می‌تواند برای کودکان تولید خشم کند و در این صورت رفتارهای ناسازگارانه‌ای از خود نشان می‌دهند. وقتی چنین رفتاری بروز می‌کند والدین مجبورند به آن رفتار توجه کنند. به این ترتیب کودک توجهی را که ندارد از این طریق کسب می‌کند و در او تقویت می‌شود.

🔺اختلال بیش‌فعالی

مسئله دیگری که وجود دارد طیف اختلالات بیش‌فعالی و اختلال سلوک و نافرمانی مقابله‌ای است که اگر در تاریخچه خانوادگی چنین مشکلاتی وجود داشته باشد می‌تواند به ارث برسد و کودک از همان ابتدا حالت ناسازگارانه‌ای داشته باشد. سؤال مهم اینجاست که این کودک از قبل این حالت را داشته یا به تازگی این رفتار را شروع کرده، تاریخچه خانوادگی این کودک و شرایط خانوادگی در این رفتار کودک بسیار مهم است.

🔺این یک نشانه است

نمی‌توان به صورت واضح درباره مشکل این کودک صحبت کرد چون طیف عوامل گوناگونی در بروز رفتار موثر است اما در میان پسربچه‌ها این یک نشانه است. ممکن است این رفتار در یک جایی از خانواده یادگیری یا تقویت شده باشد. ممکن است مادر افسرده هنگام رسیدگی به کودک پرخاش کرده باشد.

🔸به این توصیه ها عمل کنید

توجه به بخشی از رفتار کودک که اتفاقا مثبت است می‌تواند بسیار موثر باشد.
در مقابل رفتار پرخاشگرانه صبر کنید و اجازه ندهید کودک خشم‌تان را تحریک کند.

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور