تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: روانشناسی رشد کودک و نوجوان

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله
روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

راهنمای روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله شامل رشد زبانی، شناختی، هوش هیجانی، حرکتی و رفتاری کودک – زمان مطالعه 4 دقیقه.

کودک شما در حال بزرگ شدن است.

حواستان هست که کودک شما مستقل تر شده و اعتماد به نفس بیشتری دارد؟

اگر هم نه، نگران نباشید، کم کم خواهید دید.

نکات مهم تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

اکثر کودکان در این سنین استقلال، خود کنترل گری و خلاقیت بیشتری را نشان می دهند.

از اینکه مدت زمان بیشتری را با اسباب بازی هایش بازی کند لذت می برد، مشتاق تجربه چیزهای جدید است، و هنگام خستگی هیجان هایش را بهتر می تواند ابراز کند.

اگرچه کودکان با سرعت مخصوص به خود رشد می کنند، اما اکثر کودکان نکات رشدی که در ادامه این مقاله خواهید خواند را تا قبل از شش سالگی نشان می دهند.

تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله-4 5years development stem-toys

رشد چهار تا پنج سالگی: نقاط عطف زبانی و شناختی

کودک کنجکاو شما بهتر از قبل می تواند یک مکالمه را اداره کند.

علاوه بر این، گنجینه لغات کودک همراه با رشد فرآیند تفکر وی در حال رشد و پیشرفت است.

نه تنها کودک می تواند سوال های ساده را به آسانی و با منطق پاسخ دهد، بلکه می تواند احساساتش را بهتر ابراز کند.

بیشتر کودکان در این سنین از آواز خواندن و ساختن کلمات لذت می برند. آنها پرانرژی، پر سر و صدا و گاهی باعث آزار و اذیت هستند.

نقاط عطف شناختی و زبانی دیگر که ممکن است کودک به آنها دست یابد عبارتند از:

  • به وضوح با جملات پیچیده تر صحبت می کند.
  • ده شی یا بیشتر را می شمرد.
  • حداقل چهار رنگ و شکل هندسی را به درستی می نامد.
  • برخی حروف را می شناسد و احتمالا می تواند اسمش را بنویسد.
  • مفهوم زمان و همچنین ترتیب فعالیت های روزمره را بهتر می فهمد، مثل صبحانه در صبح، نهار هنگام ظهر و شام خوردن در شبانگاه.
  • حوزه توجه وسیعتر دارد
  • دستورات دو یا سه قسمتی را دنبال می کند. برای مثال، کتابت رو بذار سر جاش، دندانت رو مسواک بزن، و بعدش برو اتاقت بخواب.
  • علامت های کلامی آشنا را می شناسد، مانند “stop یا توقف”
  • اگر آموزش ببیند شماره تلفن و آدرس خودش را می داند.

نقاط عطف حرکتی مرتبط با مهارتهای دست و انگشت

کودکان از طریق بازی کردن یاد می گیرند، و این همان کاریست که باید در این سنین انجام دهند.

در این سن کودک باید:

  • به راحتی بدود،
  • لی لی کند،
  • به توپ ضربه بزند و یا آن را پرت کند،
  • از بلندی بالا برود و بپرد.

دیگر نقاط عطف حرکتی و مهارت های دست و انگشت برای کودک چهار تا پنج ساله عبارتند از:

  • بیشتر از 9 ثانیه روی یک پا ایستادن
  • کله ملق زدن را انجام می دهد.
  • بدون کمک گرفتن از پله ها بالا و پایین می رود.
  • به راحتی جلو و عقب قدم بر می دارد.
  • می تواند یک سه چرخه را براند.
  • می تواند اشکالی مانند مثلث، دایره، مربع و دیگر اشکال را کپی کند.
  • می تواند یک آدم را با بدنش بکشد.
  • دسته ای از بلوک های خانه سازی را روی هم می چیند.
  • قاشق و چنگال استفاده می کند.
  • لباسش را می پوشد و درمی آورد، دندانش را مسواک می زند، و دیگر مراقبت های شخصی را خودش انجام می دهد.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی

کودک شما تازه متوجه می شود که در مرکز دنیا قرار ندارد و همه چیز معطوف به آنها نیست.

در این سن، کودکان شروع به فهمیدن احساسات دیگران می کنند.

کودک 4 یا 5 ساله شما بهتر می تواند اختلاف ها را درک کند و هیجان خود را کنترل کند.

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی که کودک 4- 5 ساله عبارتند از:

  • از بازی کردن با دیگر کودکان و وقت گذرانی با دوستانش لذت می برد.
  • اکثر اوقات با دیگران شریک می شود و نوبت را رعایت می کند، و قواعد بازی ها را می فهمد.
  • قوانین را می فهمد و گاها سرپیچی می کند، با این وجود، کودک گاها رفتارهای لجبازی و عدم همکاری را نشان خواهد داد.
  • مستقل تر می شود.
  • اکثر اوقات خشم را به صورت غیر کلامی ابراز می کند تا فیزیکی.

چه زمانی باید نگران بود؟

همه کودکان با سرعت خاص خود رشد می کنند.

اگر کودک شما به نقاط عطف مهم رشد خود در این سن نرسید نگران نباشید.

اما باید همواره تغییرات را زیر نظر داشته باشید و در مواقع لزوم اقدام لازم را انجام دهید.

اگر کودک یکی از تاخیرهای رشدی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت را نشان داد، با متخصص کودک صحبت کنید.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله در این راه به شما کمک می کند.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله language development 4-5 years

نشانه های احتمالی تاخیر رشدی در کودک چهار یا پنج ساله عبارتند از:

  • شدیدا ترسو، خجالتی یا پرخاشگر بودن
  • هنگام جدایی از والدین شدیدا مضطرب می شود.
  • به راحتی حواسش پرت می شود و نمی تواند بیشتر از 5 دقیقه روی یک تکلیف تمرکز کند.
  • نمی خواهد با دیگر کودکان بازی کند.
  • علائق محدودی دارد.
  • تماس چشمی برقرار نمی کند و یا با دیگران ارتباطی نمی گیرد.
  • نمی تواند نام کامل خود را بگوید.
  • به ندرت بازی های وانمودی دارد یا تخیل می کند
  • اغلب غمگین به نظر می رسد و طیف وسیعی از هیجانات را ابراز نمی کند.
  • نمی تواند یک برج را با تعداد زیادی بلوک بسازد.
  • نمی تواند مداد یا مداد شمعی را در دست بگیرد.
  • با خوابیدن، غذا خوردن و حمام رفتن مشکل دارد.
  • با دراوردن لباسش مشکل دارد، نمی تواند خودش مسواک بزند، یا دستهایش را بدون کمک بشوید و خشک کند.

هم چنین، اگر کودک در مقابل کارهایی که قبلا انجام می داده مقاومت می کند یا دیگر نمی تواند آنها را انجام دهد، با متخصص صحبت کنید.

این مسئله می تواند نشانه ای از اختلالات رشدی باشد. اگر کودک مقداری مشکلات رشدی دارد، درمانهایی برای غلبه و بهبود آنها در دسترس هستند.

مقالات مرتبط

سوالات خود در زمینه روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله را از ما بپرسید.

تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله
تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله

هشت اشتباهی که والدین در مورد تربیت کودک پیش دبستانی مرتکب می شوند. مدت زمان مطالعه 4 دقیقه

گاهی به نظر می رسد کودک پیش دبستان شما قابلیت ذاتی و خوبی برای از کوره در رفتن شما دارد.

و این روز خوبی است. اما نترسید، شما تنها نیستید.

کودکان می خواهند استقلال خود را داشته باشند.

اما آنها توجه نزدیک و عشق مراقبین را هم خواهان هستند.

تربیت کودک پیش دبستانی پیش از 6 سالگی

بر اساس نظر متخصصین سنین خردسالی بخصوص سه تا پنج سالگی فعال ترین و در عین حال چالش برانگیزترین دوره برای فرزندپروری است.

در این مقاله، هشت اشتباه متداول والدین کودکان پیش دبستانی آورده شده است، و به دنبال آن راه حل هایی نیز برای اجتناب از آنها ارائه شده اند. (بیشتر…)

تربیت کودک دو ساله
تربیت کودک دو ساله

7 نکته برای تربیت کودک دو ساله و مقابله درست با رفتارهای نامناسب کودکان – زمان مطالعه 4 دقیقه

دو سال اول زندگی کودک لذت بخش اما سخت هستند.

با این وجود، به محض اینکه ویژگی های این دوره را بدانید به راحتی با آنها کنار خواهید آمد. کودک دو ساله شروع به تلاش برای کسب استقلال می کند و این مسئله راه انداز چالش هایی خواهد بود.

در این دوره بیش از هر زمان دیگری با شما مخالفت می کند، بنابراین الان زمانی است که باید راه‌هایی برای تشویق آنها به همکاری پیدا کنید و در عین حال به آنها اجازه دهید که نیاز به خودکفایی را در خود ارضاء کنند.

نحوه تربیت کودک دو ساله

در این مقاله هفت نکته علمی برای فرزندپروری کودک دو ساله آورده شده است.

1- رفتارهای نادرست را نادیده بگیرید.

کودکان دو ساله در مرحله پیش عملیاتی رشد شناختی هستند.

آنها دقیقا با تکرار مداوم یاد می گیرند. آنها به خصوص رفتارهایی را بیشتر تکرار می کنند که باعث یک رفتار ناگهانی و یا عکس العمل شدید می شوند.

اگر کلمه نادرستی را از شما یا همسرتان یا بچه های دیگر یاد گرفتند، آن را نادیده بگیرید، جوری وانمود کنید که انگار چیزی نشنیدین.

اگر مسئله را بزرگ جلوه دهید، این کار را دوباره و دوباره تکرار خواهد کرد.

زیرا کودکان از اینکه به آنها واکنش عجیب به یک کلمه آنها نشان دهید خوششان می آید.

بچه های دو ساله نمی توانند تصور نمی کنند که با گفتن یک کلمه ممکن است شما را ناراحت کنند، آنها تنها در مورد واکنش سریع شما فکر می کنند، چیزی که درست برخلاف تصور شماست.

کلمه زشت را بارها و بارها می گوید چون پاسخ شما برایش بسیار جذاب است.

حواستان باشد که با این تکرار کردن بیشتر یاد می گیرد.

برای مثال، آنها می خواهند بارها یک بازی را تکرار کنند، در حالیکه این بازی برای شما خسته کننده است اما برای انها در واقع تقویت و قوی کردن ارتباطها در مغز بواسطه تکرار است.

معمولا، ما می خواهیم رفتارها، اکتشافات و بازی کردن آنها را تشویق کنیم حتی زمانی که برای بار چهلم نقش یک الهه را به عهده گرفته ایم.

تنها زمانی که رفتار نادرست را دارند نادیده بگیرید.

تربیت کودک دو ساله

2- به صورت غیرمنتظره آنها را سورپرایز کنید

همانطور که گفته شد آنها از هر نوع واکنش غیر منتظره خوششان می آید.

بنابراین، با رفتاری که تقویت کردن آن مشکلی نیست، مانند کارهای خنده دار احمقانه، آنها را سورپرایز کنید.

مثلا در حالی که یک کلاه روی سر دارید سعی کنید عطسه نمایشی کرده به طوریکه کلاه از سر شما بیفتد، خواهید دید که از خنده غش خواهند کرد، و از شما می خواهند آن را بارها و بارها تکرار کنید.

یا تظاهر کنید که وسیله ای به شدت سنگین است در حالیکه این طور نیست و الکی زور بزنید.

هر چیز غیر منتظره ای کودک دو ساله شما را شاد می کند و باز هم این چگونگی یادگیری آنهاست.

بنابراین، شما در حال ایجاد پایه ای برای حس شوخ طبعی هستید.

3- به آنها بگویید چه کاری می توانند بکنند و مقابله با شلوغی کودک 2 ساله

برای کل سال های کودکی حتی تا چهار پنج سالگی، کلمه “نکن” را فراموش کنید. اغلب به آنها بگویید که چه کاری را باید انجام دهند نه چه کاری را نباید.

به جای “ندو” بگویید” سعی کن آروم قدم برداری”.

به جای اینکه بگویید “فریاد نزن” بگویید “آروم صحبت کن”.

بهتره که این کار را تفریحانه کنید. به جای اینکه بگویید آروم قدم بردار بگید “بیا مثل اردک ها راه بریم”.

گاهی هم می توانید حواس آنها را پرت کنید با گفتن اینکه چه کار خلاقانه بهتری می توان انجام داد:

به جای اینکه بگویید روی تخت نپر،

بگویید چقدر انرژی بالایی برای پریدن داری، می تونی رو بالشت هایی روی کف زمین بپری.

استفاده از زبان مثبت به هدایت رفتار آنها کمک می کند، به آنها الگویی برای تبعیت ارائه داده و کمک می کند کاری برای انجام دادن داشته باشند، تا اینکه مجبور باشند یک رفتار را متوقف کنند یا از یک تکانه بازداری کنند.

تربیت کودک دو ساله

4- انجام تکلیف برای رشد ذهنی کودک دو ساله

به آن ها تکلیفی برای انجام دادن بدهید.

با مسئولیت دادن به کودک، حس خودِ تازه یافته‌ی کودک را مهار کنید. این کار حس تسلط کودک را تقویت می کند.

این نکته مهمی برای دو ساله ها و همکاری آنهاست.

حتی اگر کاری هست که شما باید آن را انجام دهید، از انها بخواهید قسمتی از کار باشند.

مثلا زمانی که می خواهید از گاراژ با ماشین خارج شوید آنها را مسئول باز کردن درب گاراژ کنید.

یا مثلا در فروشگاه بگویید من دنبال ماکارونی هستم، لطفا برام پیدا کن.

فواید انجام تکلیف برای کودکان

پژوهش ها نشان داده اند زمانی که به کودکان وظایف و تکالیفی برای انجام دادن می دهیم، حتی اگر انجام این کارها خیلی نامرتب و بد باشد، نتایج خوبی را در دراز مدت خواهیم گرفت.

یک روش مناسب برای تربیت کودک دو ساله است.

کودکان نوپا به طور طبیعی دوست دارند کمک کنند، اما والدین اکثرا به جای پرورش این مسئله، آن را در نطفه خفه می کنند.

اگر به کودک نوپا مسئولیت دهید در بزرگسالی بیشتر برای کار کردن داوطلب می شوند. آنها حتما خودشان اسباب بازی های پخش شده را جمع خواهند کرد، و سر جایش می گذارند.

کارها را طوری تعریف کنید که بیانگر داستان باشند تا توجه آنها جلب شود و همکاری کنند.

5-خواسته های طولانی را به خواسته های کوچک تر تقسیم کنید.

به جای اینکه از کودک بخواهید کفش هایش را بپوشد، که شامل چندین قدم است، آن را به چند مرحله تقسیم کنید.

مثلا بگویید بیا با هم مسابقه پوشیدن کفش بذاریم.

آنها را تشویق کنید خودشان کفش را انتخاب کنند: کدوم کفش رو می خوای؟

نارنجی

یا سبز.

وقتی انتخاب کرد، با هیجان و شمارش کودک را تشویق کنید شروع به پوشیدن کند.

اول پا رو توی کفش کردن بعدش هم بستن چسب یا بند کفش.

6-احساساتشان را نام گذاری کنید و به آنها ارزش بدهید.

کودکان دو ساله در حال یادگیری این هستند که هیجان ها کدامند، هیجان ها را به روش اولیه ای ابراز می کنند نه به صورتی که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده باشد.

در مرحله اول لازم است به آنها آموزش دهیم هیجان ها را بنامند و بشناسند، و بعد باید بدانند که این احساس ها را باید بپذیرند و داشتن هیجان ها و احساس عادی است.

چگونگی ابراز هیجانات در آنها ممکن است مناسب نباشد.

در این حالت برای مثال، به آنها بگویید عصبانی شدن عادی است، اما زدن دیگران خوب نیست.

نامگذاری هیجان ها اولین قدم در یادگیری چگونگی ابراز کردن آنهاست.

ارزش دادن به هیجان های کودک، اینکه به آنها بگویید آنچه احساس می کنند عادی هست و کمک به انها در شناخت هیجانهایشان باعث ارتقای همدلی و رفتارهای اجتماع پسند می شوند.

صحبت کردن در مورد هیجانات هم چنین با رفتارهای مشارکت و همیاری بیشتر در کودکان همبستگی دارد.

تربیت کودک دو ساله به این شکل است که باید بداند فرق رفتارها و احساس ها و عواقب آن چیست.

تربیت کودک دو ساله بازی

7-برنامه های آنها را منظم و قابل پیش بینی کنید.

یکی از چالش برانگیزترین زمان ها برای کودکان زمان های گذار هستند.

مانند آمادگی برای ترک خانه یا برگشتن به آن. آماده شدن برای خواب یا اماده شدن در صبح.

بچه ها حس واقعی نسبت به زمان ندارند.

مثلا گفتن اینکه الان زمان خاموش کردن تلویزیون است یا زمان خوردن شام، ممکن است برای کودک مستبدانه و کنترل گرایانه به نظر برسد.

در نتیجه آنها به مقابله برمی خیزند.

منظم بودن و قابل پیش بودن برنامه های روزانه به کودکان حس کنترل می دهد و میزان بد خلقی ها را کم می کند.

نیازی نیست که یک کار روزمره سفت و سخت تعیین کنید.

اما لازم است که یک سری زمان های مشخص برای خواب و وعده های غذایی تعیین کنید.

مثلا بین ساعت نه تا ده و نیم زمان خوابیدن است.

مثلا اسپاگتی یا سوپ غذای سه شنبه هاست.

در یک مطالعه بزرگ، محققان نشان دادند داشتن یک روتین منظم و مداوم برای به خواب رفتن کودکان، کیفیت خواب آنها را بالا می برد.

کودکانی که ساعت خواب منظم تری داشتند زودتر به خواب می رفتند، سریع تر می خوابیدند، کم تر در طول شب بیدار می شدند و خواب طولانی تری داشتند.

مقالات مرتبط

مشاور کودک این مقالات را به شما پیشنهاد می دهد

سوالات خود در مورد تربیت کودک دو ساله را مطرح کنید.

روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران
روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران

روانشناسی کودک سه ساله تا پنج ساله به 1-روانشناسی دوره سه تا سه و نیم 2- سه و نیم سالگی تا 4 سالگی و 4 سالگی تا 5 سالگی تقسیم می شود.

نقاط عطف رشد در روانشناسی کودک سه ساله تا 4سالگی

با تولد سه سالگی کودک شما، دیگر سال های حساس دو سالگی و سال های جادویی و هیجان انگیز سه و چهار سالگی شروع می شوند، همان زمانی که دنیای کودک شما با فانتزی، تخیل و تصویرسازی های واضح احاطه شده است.

در طول این مدت، در بسیاری از حیطه ها بالغ می شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

در این قسمت برخی نقاط عطف رشدی مهم در این سن اورده شده اند:

نقاط عطف حرکتی

  • می تواند روی یک پا بایستد و به مدت پنج ثانیه در این حالت بماند.
  • بدون کمک از پله ها بالا و پایین می رود.
  • توپ را به جلو پرت کند و با پا به آن ضربه می زند.
  • توپ را با دستش پرت می کند.
  • با چابکی به جلو و عقب می رود.
  • می تواند توپی که به سمتش می آید را بگیرد.

نقاط عطف در مهارت های ظریف حرکتی و انگشتان

  • اشکال چهارگوش را کپی می کند.
  • می تواند یک انسان را با دو تا چهار قسمت اندامش بکشد
  • از قیچی می تواند استفاده کند.
  • برخی اشکال هندسی را می کشد
  • شروع به کپی کردن برخی حروف می کند.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

نقاط عطف زبان و خصوصیت کودک سه سال و نیم

  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • برخی قوانین پایه گرامر را مسلط می شود.
  • می تواند با جملات 5 تا شش کلمه ای حرف بزند.
  • انقدر واضح حرف می زند که غریبه ها هم بفهمند.
  • داستان و قصه می گوید.

نقاط عطف شناختی سه تا چهار ساله

  • برخی رنگها را به درستی نام می برد.
  • مفهوم شمارش را میشناسد و ممکن است چند عدد را بداند.
  • مسائل را تنها از یک نقطه نظر می نگرد.
  • حس زمان واضح تری را دارا خواهد بود.
  • دستورات سه بخشی را دنبال می کند.
  • بخش هایی از یک داستان را به خاطر می آورد.
  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • درگیر بازی های تخیلی می شود.

نقاط عطف اجتماعی و هیجانی

  • به تجارب جدید علاقه دارد
  • با دیگر کودکان همکاری می کند.
  • نقش مادر یا پدر را بازی می کند.
  • بسیار در بازی های تخیلی پیشرفت می کند.
  • لباسش را خودش در می آورد و یا می پوشد.
  • در مورد راه حل اختلافات و مشکلات مذاکره می کند.
  • مستقل تر می شود.
  • تصور می کند بسیاری از اشیا و موجودات نااشنا ممکن است هیولا باشند.
  • خود را به عنوان یک انسان شامل ذهن و بدن احساس می بیند.
  • اغلب نمی تواند بین تخیل و واقعیت تمایز قائل شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

پایش رشد سلامت در روانشناسی کودک سه ساله

از انجایی که هر کودک به روش خاص خود رشد می کند، غیر ممکن است که بگوییم چه زمانی و چگونه دقیقا در یک مهارت مشخص کامل می شود.

همواره رشد او را چک کنید اما نگران نباشید اگر انحرافی وجود داشت.

با این وجود اگر هر گونه تاخیری در یکی از نشانه های زیر در این سن وجود داشت با متخصص کودک صحبت کنید.

  • نمی تواند یک توپ را با دست پرت کند.
  • نمی تواند بپرد
  • نمی تواند سه چرخه را براند.
  • نمی تواند مداد رنگی را دست بگیرد.
  • با خط کشیدن مشکل دارد.
  • نمی تواند بلوک خانه سازی را روی هم بگذارد.
  • هنوز زمانی که والدینش او را ترک می کنند گریه می کند.
  • به بازی های تعاملی علاقه ای نشان نمی دهند.
  • دیگر کودکان را نادیده می گیرد.
  • به دیگر افراد غیر ازخانواده پاسخی نمی دهد.
  • در بازی های تخیلی شرکت نمی کند.
  • در مقابل لباس پوشیدن، خوابیدن و توالت رفتن مقاومت نشان می دهد.
  • هنگامی که عصبانی یا ناراحت می شود از کنترل خارج می شود.
  • نمی تواند یک دایره را کپی کند.
  • نمی تواند جملات بیشتر از دو یا سه کلمه بگوید.
  • از من یا تو به طرز مناسبی استفاده نمی کند.

مقالات روانشناسی کودک

روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی
روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی

روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی : همزمان با افزایش سن کودک، کودک به قدری سریع رشد می کند که به سختی متوجه تغییرات وی می شوید.

تماشای رشد و پرورش کودک و نیز  دیدن اینکه شخصیت کودک در حال پدیدار شدن است بسیار دلچسب است و این که شما بخواهید در این روند به او کمک کنید بسیار طبیعی است.

ولی آیا می دانید کودک اکنون باید قادر به انجام چه کارهایی باشد و شما چگونه می توانید به او کمک کنید؟ (بیشتر…)

راهنمای مادران جوان و رفتار با نوزاد
راهنمای مادران جوان و رفتار با نوزاد

راهنمای مادران جوان و رفتار با نوزاد در این نوشتار آورده شده است و زمان مطالعه آن 4 دقیقه است. نکته: خوابیدن در شرایط نور روز با سر و صدا برای خواب مناسب در شب خوب است.7. نوازش کردن حیاتی است.

مهارت های فرزند پروری ویژه والدین کودکان دو ساله
مهارت های فرزند پروری ویژه والدین کودکان دو ساله

دوسالگی هم برای والدین و هم کودکان سنی، خاص و البته دشوار می باشد. کنترل یک کودک دوساله که تازه قدرت حرف زدن و راه رفتن را کسب کرده شاید برای والدین سخت و طاقت فرسا باشد.

اما در کنار این سختی والدین از نحوه صحبت کردن کودک شان لذت می برند

از نگاه کردن به چهره اش وقتی واقعا از ته دل قهقهه می زند.

از کنجکاوی و تلاشش برای کشف محیط و نگاه پیگیرش برای وارسی محیط اطراف و تمام ذوق کودکانه اش احساس خوشبختی و رضایت دارند.

کودک دو ساله دائم در حال حرکت است. در واقع این میل شدیدش برای ورجه وورجه کردن و بالا و پایین پریدن به چیزی شبیه یک اجبار درونی شباهت دارد تا علاقه صرف.

وفتی به مدت طولانی در اتوبوس یا ماشین نشسته اید یا زمانی که با کودکتان به یک مکان اداری یا حتی منزل اقوام می روید شاهد تلاش زیاد فرزندتان برای حرکت و البته تلاش زیاد خودتان برای کنترل او هستید.

شاید شنیده باشید که بزرگ ترها هنگام عصبانیت در چنین شرایطی بگویند وحشی! یا تصور کنند این حجم از تحرک در این سن نشان دهنده تیپ شخصیتی پرتنش این کودک در بزرگسالی است.

اما در واقع کودکان دو ساله علاوه بر تمرین مهارت های جدیدشان مثلا راه رفتن، مانند یک محقق به دنبال رفع احساس کنجکاوی خود به این سو و آن سو می دوند.

ماجرای لباس پوشیدن و دردسرهایش

مادر می گویید وقت لباس پوشیدن است و کودک می گوید اگر می توانی مرا بگیر!

معمولا یکی از دردسر های روزانه والدین بخصوص مادرها لباس پوشاندن کودکشان است

هنگام خواب، بعد از حمام ، قبل از رفتن به مهمانی و موارد دیگر این موضوع هم برای کودک ناخوشایند است هم مادر او که می داند یک جنگ دوباره در راه است!

برای کوک کشیدن لباس با یقه ای تنگ از صورت و بینی و گوش هایش  آزاردهنده است بخصوص که او در این کار استقلالی ندارد و نیز لزوم انجامش را درک نمی کند.

البته شاید هنگام پوشیدن شلوار این حجم از فشار و همچنین تقلا و مخالفت را نشان ندهد.

بنابر این سعی کنید در هنگام تعویض لباس کودک تان صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید و عجله نکنید.

لباس پوشیدن را بامزه کنید! از سرگرم کردن و پرت کردن حواسش در این شرایط غافل نشوید.

سعی کنید وقتی صبح کودک تان از خواب بیدار می شود، و اندکی خواب آلود است بعد از اینکه او را در آغوش گرفتید لباس هایش را بپوشانید

شاید جالب باشد بدانید که موقعیت شناسی شما در این مورد نیز حساس است!

مثلا کودکی که غرق در بازی با اسباب بازی هایش است، حضور یکباره شما در اوج سرگرمی و لذتش کار را سخت تر کند.

می توانید بگویید : پرندگان پر دارند، گربه ها پشم دارند، لباس برای ما هم مثل پر یا پشم است و مراقب ما است که وقتی زمین می خوریم، بدن مان زخم نشود یا وقتی هوا سرد است بدنمان گرم شود.

مسلما این گفته ها خیلی بهتر از این است که بگوییم : تو دختر بدی هستی و به زور لباس ها را تنش کنیم. این شرایط برای آرامش خودتان نیز مطلوب نیست.

من شکلات نخوردم! من نخوردم! ( دروغ گفتن کودکان دو ساله )

در دو سالگی اشتباه کردن خیلی آسان است. مثلا لیوان آب میوه که لبه جایی است را واژگون می کند والدین داد می زنند و کودک دروغ می گوید که من نریختم!

شاید بتوانیم دنیای ذهنی کودک را در این لحظه اینگونه تصور کنیم که : ( من نمی خواستم آب میوه را بریزم، ای کاش آن را من نریخته بودم و این کار را دوستم انجام داده بود و مادرم از من دلخور نمی شد، بله واقعا هم چنین چیزی رخ داده من دختر خوبی هستم و آن را نریختم )

والدین باید بدانند که لازم نیست نگران دروغ های فرزند خود بین دو تا پنج سالگی باشند. در واقع کودکان در این سن مرز بین واقعیت و خیال را نمی دانند.

مثلا ممکن است فرزند شما در حال خوردن شکلات باشد و در حالی که دور دهانش شکلاتی است بگویید من شکلات نخوردم .

این کودکان علاوه بر اینکه از تنبیه شدن می ترسند، قادر به تمایز بین آنچه که در خیال خود داشته اند ( ای کاش شکلات نمی خوردم، ای کاش آب میوه را من نمی ریختم ) با واقعیت نیستند.

البته دروغ های شاخ دار تر  ما را بیشتر قانع می کند که دروغ گفتن کودک مان صرفا نوعی خیال پردازی است مثلا  وقتی می گوید : من یک پاندای بزرگ زیر تختم دارم، که شب ها مراقبم است!

انگشت مکیدن کودکان دو ساله

انگشت مکیدن در دوران کودکی اتفاقی غیر عادی نیست

این یک عادت است که از دوران جنینی شروع شده و خیلی وقت ها باعث آرامش او هنگام خستگی یا گرسنگی و حتی قبل از خواب می شود.

گاهی والدین به شدت نگران این عادت فرزند خود هستند و به اجبار سعی در ترک آن دارند.

این کار به کودک آرامش و جرات می دهد. همچنین قبل از در آوردن دندان نیز شاهد افزایش این رفتار در کودکان هستیم.

در بزگسالان نیز، سیگار کشیدن ، جویدن ناخن و آدامس و حتی پرخوری نیز فعالیت هایی مشابه انگشت مکیدن کودکان است که بخصوص هنگام تنش برای آرام شدن انجام می دهند.

البته این عادت اگر بعد از سه سالگی ادامه یابد می تواند باعث تغییر شکل استخوان های فک، باریک شدن دندان، ایجاد عفونت در اطراف ناخن و نیز کج در آمدن دندان های کودک شود.

بنابراین سعی کنید که :

  • به کودک تان برای ترک این عادت با خشم و اجبار فشار نیاورید، چرا که این کار باعث افزایش تنش و درنتیجه افزایش این عادت می شود.
  • به هنگام خواب یک اسباب بازی در دستان کودک قرار دهید تا با درگیر کردن دستهایش مانع مکیدن شست شوید.
  • دست های او را در دست خود بگیرید تا احساس آرامش و امنیت را اینگونه کسب کند.
  • به هنگام خواب دست هایش را با دستکش یا جورابی مناسب بپوشانید.
  • اگر کودک تان بزرگ تر شده با او درباره ترک این عادت صحبت کنید برایش پاداش و جایزه درنظر بگیرید.
  • در هنگام مکیدن انگشت در آینه او را با این چهره اش مواجه کنید همچنین به ظاهر انگشتش پس از مکیدن اشاره کنید.
  • می توانید از یک متخصص کودک و مشاور راهنمایی بگیرید.

همچنین فراموش نکنید که ترک یکباره این عادت روش درستی نیست در ابتدای کار صرفا کم کردن از زمان مکیدن خود یک پیشرفت محسوب می شود.

توصیه هایی به والدین ( کودکان دو ساله )

  • قبل از هر چیز برای پدر و مادری کردن مراقب سلامت جسم و روح خود باشید.

والدینی که از خود مراقبت می کنند و سلامت روان بیشتری دارند در تربیت فرزندان بهتر عمل می کنند.

  • نسبت به ویژگی های خاص کودکان در این مرحله از رشد آگاه باشید. مثلا بهانه گیری ، دروغ گویی، لجبازی و حتی ناسزاگویی و دعوا یکی از ویژگی های گذری و موقت این دوره سنی می باشد.
  • هیچ وقت کودک تان را به شدت تکان ندهید این کار می تواند باعث خونریزی های داخلی شود.
  • بجای اینکه همواره در استرس و کنترل کودک تان باشید، قسمت هایی از خانه را برای کودک تان قرار دهید که بتواند در آنجا شلوغ و پر انرژی باشد
  • با تغییر دکوراسیون منزل از از دسترسی کودک به اشیای شکستنی و خطرناک جلوگیری کنید
  • با کودک تان وقت بگذرانید، با او صحبت کنید، بازی کنید تا علاوه بر استحکام پیوند عاطفی میان شما، مهارت های اجتماعی و قدرت حرف زدن فرزندتان رشد کند.
  • از آنجایی که خودمان نیز بیگانه گان را در آغوش نمی گیریم انتظار برخورد ملایم کودک مان با افراد نا آشنا را نداشته باشیم.
  • از این دوره سنی کودک تان لذت ببرید. با آگاهی از این که ویژگی های این دوره از رشد فرزندتان نیز گذری و تکرار ناپذیر است در کنار او باشید و از والدگری خود لذت ببرید.

نویسنده : سایت کودکانه

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا داشته باشم؟
چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا داشته باشم؟

داشتن کودکی با اعتماد به نفس بالا می تواند با ارزش ترین سرمایه ای باشد که والدین برای کودک شان ایجاد می کنند.

اگر به دنبال آن هستید که فرزندی موفق و جرآت مند پرورش دهید، آگاهی از روش های ایجاد اعتماد به نفس به شما کمک می کند تا بتوانید راحت تر به هدف تان برسید.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های رشد اعتماد به نفس در کودکان بیشتر آشنا کنیم.

آیا کودکی با اعتماد به نفس بالا دست یافتنی است؟

در اولین قدم باید بدانید که مسئولیت اعتماد به نفس کودک تان با خود اوست و در این مسیر شما می توانید تسهیل گر باشید.

می توان گفت بنای اعتماد به نفس شبیه به ساختمانی است که برای ساخت آن همکاری مجموعه ای از افراد ضروری است و شما تنها یکی از آن مجموعه هستید.

برای رشد اعتماد به نفس از دستورالعمل های زیر استفاده کنید:

1. به فرزندتان مسئولیت بدهید.

هیچ چیز به اندازه مسیولیت دادن به کودکان اعتماد به نفس آن ها را افزایش نمی دهد، پس سعی کنید به فرزند خود مسوولیت های متناسب با سن اش را منتقل کنید.

در چنین شرایطی خواهید دید که خواهید دید که هرگاه او مسوولیت اش را انجام می دهد چه رضایت خاطری پیدا می کند و احساس می کند که در خانواده اش فرد واقعا مهمی است.

به عنوان مثال می توانید از کودک ۳ یا ۴ ساله خود بخواهید جعبه دستمال کاغذی را روی میز ناهارخوری بگذارد و یا از کودک ۷ ساله بخواهید تا لباس ها را پس از خشک شدن تا کند و در قفسه های مربوط به خود قرار دهد.

2. احساس مستقل بودن و توانستن را تقویت کنید.

اگر از آن دسته والدینی هستید که در کوچک ترین موقعیت ها نیز برای فرزندتان تصمیم می گیرید و به او اجازه ی روبه رو شدن با هیچ چالشی را نمی دهید، کودکی ضعیف و فاقد اعتماد به خویشتن خواهید داشت.

به جای این شیوه ی برخورد، سعی کنید این احساس درونی را در او به وجود آورید که خودش باید مشکلاتش را حل کند.

به عنوان مثال از او بپرسید ” برای حل این مساله نظرت چیست و یا چه فکری داری؟ ”

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا

3. تلاش کودک را تقویت کنید.

عده ای از والدین با هدف تقویت اعتماد به نفس کودک، ارزش تشویق رااز بین می برند. نیازی نیست هر کار کوچک و بزرگی را دایما تشویق کنید.

به جای تشویق کردن دائمی کودک بابت کارهای ریز و درشتش بهتر است «تلاش» او را تشویق کنید.

جملاتی نظیر تو بهترینی، تو همیشه موفق می شی و… باعث می شود که کودک ارزش خود را در گرو درست و کامل انجام دادن کارها بداند و حتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده یا اضطراب و استرس کامل بودن تا ابد رهایش نکند چون گمان می کند اگر این کار را به بهترین نحو ممکن انجام ندهد دیگر ارزشی نزد شما نخواهد داشت.

به جای این جملات می توانید بگویید:

  • «تو همیشه تلاشت رو می کنی»،
  • «اینکه اینقدر تلاش می کنی خیلی برای من ارزشمنده»

با این جمله ها ارزش تلاش کردن را به او می فهمانید نه صرفا برنده شدن و جلو افتادن از بقیه را.

4. به فرزندتان عشق بی قید و شرط دهید.

ممکن است سوال کنید معنی این عبارت چیست؟

حتی ممکن است بدلیل اینکه خودتان چنین موقعیتی را تجربه نکرده اید، اجرای ان را سخت و یا ناممکن بدانید.

در حقیقت، عشق بی قید و شرط مهم ترین کاری است که شما به عنوان والدین می توانند در حق کودکان خود انجام دهید.

بسیاری از والدین با این سوال مواجه اند که ما چه می توانیم بکنیم که به فرزندان مان اعتماد به نفس دهیم، آن ها را قادر به همدلی با دیگران کنیم و کاری کنیم تا جایی که می توانند موفقیت در زندگی را تجربه کند؟

شاید مهم ترین پیامی که یک والد می تواند به کودکش انتقال دهد، این باور است که صرفا حضور او موجب شادی و لذت است .بودن کودک یک هدیه گرانبهاست که نیاز به هیچ شرط دیگری ندارد.

به همین سادگی .

پذیرش بی قید و شرط به این معناست که فرزندشما مجبور نیست چیزی را ثابت کند، کار ویژه ای انجام دهد و یا فردی خاص باشد. بلکه تنها همان گونه که هست برای پدر و مادر ارزشمند است.

5. تشویق صحیح را فراموش نکنید.

هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که این پیغام را می دهد ” ما به تو ایمان داریم. ما تلاش هایت را می بینیم .ادامه بده”

در حقیقت تشویق یعنی تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه.

پس اگر کودک تان با مسئله ی درسی دست و پنجه نرم می کند، به جای اینکه بگویید

“نه این طوری نیست، بذار برات حلش کنم”،

بگویید ” خیلی داری تلاش می کنی ، تقریبا به جواب رسیدی”

لازم است به این نکته توجه کنید که تشویق و تحسین متفاوت هستند.

به زبان ساده می توان گفت، تحسین پاداش به انجام کار است ، در حالی که تشویق پاداش به فرد است (“تو تونستی ” به جای “من به تو افتخار می کنم”)

تحسین ممکن است به کودک بفهماند که تنها وقتی خوب است که کاری را درست انجام داده باشد. از سوی دیگر تشویق ، به رسمیت شناختن تلاش کودک است.

بنابراین گفتن جمله ی ” خب بهم بگو بازی چطور بود. دیدمت چطور حمله می کردی “مفید تر از گفتن ” تو بهترین بازیکن تیمی ” عمل می کند .

اگر از آن دسته والدینی هستید که دایما تحسین می کنید یعنی منتظر هستید تا فرزندتان در کاری موفق شود و بعد موفقیت او را تحسین کنید لازم است بدانید که این کار اعتماد به نفس او را خدشه دار می کند چراکه همواره با فشاری برای انجام کار و نیاز مداومی به تایید دیگران روبه روست.

بنابراین تحسین را کنار بگذارید و آزادانه او را تشویق کنید؛ این به کودک تان کمک می کند تا با احساس خوبی نسبت به خود رشد کند و از تلاش و کوشش خود لذت ببرد.

برای رشد اعتماد به نفس کودکم چطور برنامه ریزی کنم؟

لازم است به عنوان آخرین نکته بدانید که رشد اعتماد به نفس فرایندی است که از کودکی شروع می شود و تا پایان عمر ادامه دارد.

بنابراین بهتر است قبل از تصمیم به فرزند دار شدن، شیوه ی صحیح را بیاموزید و تمرین کنید و یا در حال حاضر با مشاوران کودک در ارتباط باشید تا بتوانید اشتباهات قبلی خود را راحت تر اصلاح کنید.

نویسنده : سایت کودکانه

  1. تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان
  2. بازی های تقویت اعتماد به نفس 3
  3. بازی های تقویت اعتماد به نفس 2
  4. بازی ها: تقویت اعتماد به نفس
  5. 9 راز کودکان معتمد به نفس
  6. نکاتی برای افزایش عزت نفس کودکان
  7. کمک به کودک برای ایجاد احساس خوب و عزت نفس
  8. چگونه عزت نفس فرزند خود را افزایش دهیم؟
میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال
میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال

 همزمان با ابعاد مختلف رشد جسمی، روانی و حرکتی کودکان، توانایی های زبانی آن ها نیز تغییر می کند.

ممکن است برخی از کودکان زودتر از هم سن و سال های خود شروع به سخن گفتن کنند و یا به گونه ای قابل توجه، صحبت های اطرافیان را بهتر درک کنند.

در حقیقت رشد زبانی کودکان مختلف نیز می تواند با هم متفاوت باشد و با توجه به تاثیرات قابل توجه زبان بر ابعاد مختلف زندگی از جمله برقراری ارتباط، یادگیری، مهارت های خواندن، درک مطلب و ..در این مطلب قصد داریم تا شما را با رشد زبانی کودکان و جزییات آن بیشتر آشنا کنیم.

رشد زبانی چیست؟

نظریه پردازان زیاید از جله اسکینر، چامسکی، پیاژه، لوریا، برونر  و ویگوتسکی به بررسی مساله رشد زبانی پرداخته اند.

رشد زبانی از دو بخش مهم زبان بیانی و زبان دریافتی تشکیل شده است. می توان گفت زبان بیانی عبارت است از اینکه کودک بتواند از طریق صحبت کردن با دگران ارتباط برقرار کند و یا مطالب را به درستی بنویسد.

زبان دریافتی نیز به معنای توانایی کودک در درک گفته های دیگران به صورت کلامی و نوشتاری است.

بنابراین کودکانی که از رشد زبانی خوبی برخوردارند، می توانند معانی مد نظر خود را به راحتی به دیگران منتقل کنند و معنای کلام و نوشتار دیگران را نیز به خوبی دریابند.

در چه سنی رشد زبانی برررسی شود؟

  1. رشد زبانی کودک 1سالگی
  2. رشد زبانی کودک 3 سالگی
  3. رشد زبانی کودک 5 ساله
  4. رشد زبانی کودک سن 8 ساله

میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال

عوامل تاثیر گذار بر رشد زبانی کودک

تحقیقات انجام شده در حیطه ی رشد زبانی نشان دهنده ی آن است که عوامل مختلفی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و رشد زبانی فرد را پیش بینی می کنند.

به عنوان مثال لازم است تا مجموعه ای از عوامل رشد عمومی، رشد حواس، مغز، اعصاب، سیستم عصبی مرکزی، رشد فعالیت های عالی ذهنی و چگونگی شکل گیری طرح های رشد زبانی به درستی پیش روند تا فرد به رشد زبانی مطلوب دست یابد.

 

رشد زبانی کودکان چگونه آغاز می شود؟

ممکن است برای شما نیز این سوال ایجاد شود که کودکان چگونه زبان را یاد می گیرند؟ آیا آن ها در ابتدا زبان دریافتی را می آموزند و یا زبان بیانی را؟

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که در پایان اولین سال زندگی کودک، فهم زبانی ایجاد می شود.

این بدین معناست که کودک قبل از انکه بتواند کلمه ای را بیان کند، برخی از کلمات و اصطلاحات را می فهمد و سپس تلاش می کند تا آن ها را به کار ببرد.

کلارک معتقد است وقتی کودکان کلمه ای را می شنوند، شروع به حدس زدن در مورد معنای آن می کنند و سپس تلاش می کنند تا ضمن به کار بردن آن کلمه، حدسیات خود را امتحان کنند.

بر اساس به آزمون گذاشتن حدسیات، کودک می تواند به تدریج متوجه معنای کلمات شود و آن ها را بیاموزد.

در مرحله ی بعد کودک تلاش می کند تا از طریق کلماتی که یادگرفته با محیط ارتباط برقرار کند و زبان بیانی را نیز رشد دهد.

رشد زبانی از تولد تا 8 سالگی

به عنوان یک والد، مربی و یا فردی که با کودکان در ارتباط هستید، آگاهی از مراحل رشد زبانی به شما کمک می کند تا بتوانید برای بهبود آن برنامه ریزی کنید.

رشد زبانی کودکان نیز ار الگوی عمومی رشد تبعیت می کند. در ابتدا کودک تلاش می کند تا از طریق گریه و اصوات مختلف با دیگران ارتباط برقرار کند.

سپس در اواخر ماه دوم تولد، خندیدن، ابزار دیگری است که به ابزارهای زانی کودک افزوده می شود.

در یک کودک 5 یا 6 ماهه شاهد آن خواهید بود که شروع به هجاسازی می کند و از این طریق، تمایل به برقراری رابطه با دیگران را نشان می دهد.

این هجاها در طول زمان بیشتر میشوند و کودک یک ساله می تواند اولین کلمه ی با معنی را تولید کند.

جالب است بدانید که که کودکان در یادگیری زبان، بیش از آنکه تولید کننده باشند، دریافت کنندگان خوبی هستند.

بدین معنا که آن ها قبل از آنکه ده کلمه را بگویند، 50 کلمه را می فهمند و به عبارتی واژگان دریافتی آن ها 5 برابر واژگانی است که تولید کرده اند.

به طو میانگین می توانیم بگوییم که کودکان در سن 2.5 سالگی، حداقل 50 کلمه را بیان می کنند و روند پیچیده ی دریافت و انتقال زبان را از کلمه به جمله سازی گسترش می دهند.

به گونه ای که کم کم جمله سازی می کنند و قواعد زبانی را نیز یاد می گیرند.

با ورود به مدرسه و به ویژه پس از 8 سالگی، کودکان بر زبان، آگاهی کاملی یافته  و کارکردهای مختلف آن را به خوبی درک می کنند.

میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال

رشد زبانی کودک 5 ساله

چگونه می توان رشد زبانی کودک را بهبود داد؟

همانطور که گفته شد، رشد زبانی کودک نیز همانند سایر ابعاد رشد، روندی مرحله به مرحله دارد. این بدین معناست که ایجاد فشار و اجبار برای جهش از مرحله ای به مرحله یدیگر نه تنها به سود کوک نیست بلکه می تواند رشد او را مختل کند.

به عنوان مثال خط خطی کردن یکی از مهم ترین فعالیت های کودک است زیرا می تواند به رشد زبان و بعدها بر توانایی خواندن تاثیر بگذارد.

کودک ۵ یا ۶ ساله ای که هنوز خط خطی می کند باید پیش از آنکه بتواند بخواند یا بنویسد، این مرحله را به پایان برساند.  بنابریان تحمیل کودک به جهش از این مرحله مهم، یادگیری او را کند می کند و به او صدمه ی عاطفی قابل توجهی می زند.

دو مورد از مهم ترین اقدامات موثر در جهت رشد زبانی کودک عبارتند از :

  1. بمباران کلامی

همانطور که گفته شد کودکان در مراحل یادگیری زبان، قبل از آنکه بیان کننده باشند، دریافت کننده هستند.

آن ها تلاش می کنند تا معنای عبارات و کلمات اطرافیان را درک کنند و در مرحله ی بعد از آن کلمات استفاده کنند.

بمباران کلامی به معنای آن است که تا می توانید محیط کودک را از لحاظ زبانی غنی کنید. با او گفت و گوهای زیادی را شکل دهید. او را در موقعیت هایی قرار دهید که حرف های زیاد را بشنود.

پخش آهنگ مناسب، خواندن کتاب، شعر، قصه و داستان نیز به شما کمک می کند تا بمباران کلامی را بهتر انجام دهید.

  1. تشویق کودک

در مرحله ی بعد، فرزندتان شروع به استفاده از کلماتی خواهد کرد که یادگرفته است.

در این مرحله بسیار مهم است که تلاش های کودک را تشویق کنید. به عنوان مثال هنگامی که فرزندتان اولین کلمه را به زبان می آورد، او را تشویق کنید.

ادامه یافتن این روند تشویقی به او کمک می کند تا دریابد که مسیر را به درستی طی می کند و از طریق “شکل دهی” یادگیری زبانی او تکمیل خواهد شد.

قرار دادن کودک در موقعیت های صحبت، نمایش، تئاتر و .. نیز می تواند به او کمک کند تا مهارت های زبانی اش را ارتقا دهد اما لازم است تا در این زمینه مراقب باشید تا فرزندتان دچار احساس فشار، اجبار و یا اضطراب نشود.

در صورتی که فرزندتان در مقایسه  با سایر کودکان هم سن و سال خود به شکل قابل توجهی دچار تاخیر در رشد زبانی است لازم است تا با گفتار درمانگر کودک در ارتباط باشید.

از این طریق تاخیرهای رشدی احتمالی قابل ارزیابی، سبب شناسی و اصلاح خواهند بود.

نویسنده : سایت کودکانه

روانشناسی کودک

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند
نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

این روزها کسانی که قصد بچه دار شدن را دارند،یا والدین عزیزی که کودکان خردسالی دارند نگران تربیت کودک خود هستند.

روانشناسی کودک و نوجوان شاخه ای از علم روانشناسی است که به پژوهش، پیشگیری، سنجش، تشخیص و درمان علائم و نشانه های روانشناختی کودک و نوجوان می پردازد.

روانشناسی نوجوان یکی از مهم ترین تخصص های روانشناسی است و مربوط به گروه سنی حساس است.
نوجوانی با تغییرات زیادی درفرد همراه است و نحوه ی رفتار با نوجوان مساله بسیار مهم است.

آیا فرزند نوجوان تان را می شناسید؟

نوجوانی دورانی است که فرد از نظرفیزیک و روان رشد چشم گیری دارد.

تغییراتی که در این دوران صورت می گیرد معمولا در بین دوره های کودکی و جوانی می باشند.

نوجوانی دورانی است که فرد رفتارهای تندی دارد و قطعا والدین با این رفتارها آشنایی دارند.

روانشناسی نوجوان به این دلیل اهمیت دارد زیرا دراین دوران تغییرات زیادی در فرد صورت می گیرد
و تکالیف ها و مهارت های زیادی را باید یاد بگیرد.

تغییرات بنیادی در مغز نوجوان

رشد مغز در نوجوانی، شکل گیری هویت و شخصیت فرد است.

در این دوران نواجوان علاوه برتغییرات جسمانی، تغییراتی را در فکر، روان و عملکرد مغز تجربه می کند که ممکن است سبب اشفتگی های رفتاری در او شود.

عده ای از محققان گزارش داده اندکه براساس یک دیدگاه یادگیری اجتماعی، وضعیت هویت والدین به خصوص اگر
آن ها دارای سبک هویت اطلاعاتی باشند، الگوی مناسبی را برای نوجوانان فراهم می کند تا از طریق
یادگیری مشاهده ای بتوانند هویت خود را رشد دهند.

اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان

اختلالات رفتاری شایع ترین اختلالات سلامت روانی در بین پسران و دختران است.

رفتارهایی هستند که بیمار به وسیله آن ها به طور مکرر حقوق دیگران زیرپا می گذارد.

این اختلال در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد و در پسران بیشتراز دختران شایع است.

بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری مثل نافرمانی ها معمولا از دوران کودکی دارند که بسیار شدیدتر و جدی تر هستند.

برخی از این افراد ممکن است اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند درحالی که برخی دیگر ممکن است ارزش بیش از حدی برای خود قائل باشند.

رفتار پرخطرو بی پروا مشخصه ی افرادی است که دچار اختلالات رفتاری هستند.

آن ها ممکن است در سنین پایین به رفتارهای جنسی ، سیگارکشیدن، نوشیدن الکل و موادمخدر و یا سایراآسیب های اجتماعی روی آورندکه باعث مشکلات زیادی خواهد شد.

بسیاری از افراد دارای ضریب هوشی کمتر از سطح میانگین و سطح عملکرد تحصیلی پایینی نیز برخوردارند.

و افکارمربوط به خودکشی در بین آنان دیده می شود.

بسیاری از افراد پس از رسیدن به دوران بزرگسالی رفتارهای متعادل وسالم و موفق و عملکرد اجتماعی بهتری دارند
اما بعضی از افراد ممکن است این اختلال را در بزرگسالی حفظ کرده و یا دچاراختلالاتی مثل اختلالات شخصیت
و سوءمصرف مواد نیز می شوند.

 

چگونه از بحران های دوره ی نوجوانی به سلامت عبور کنیم؟

به عنوان اعضای خانواده و یا والدین، می توانید با آگاهی از مجموعه ای از اصول، از جرم و بزهکاری در سنین نوجوانی پیشگیری کنید.
این موارد عبارتند از:

1. دوستی با فرزند و حذف فاصله ی الدین با فرزندان، به گونه ای که آن ها بتوانند مشکلات و نیازهای خود را به شما بگویند.
2. ایجادسازگاری درمحیط خانه
3. ایجاد فضای مناسب برای احساس امنیت، ارامش و صفا وصمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان
4. کمک به تنظیم برنامه ریزی مناسب برای نوجوانان
5. کمک به فرزندان برای دوست یابی صحیح

با نوجوان نافرمان چگونه رفتار کنیم؟

یکی از معمولی ترین انواع درگیرهایی که درسنین بلوغ به وجود می آید، مخالفت مکرر با پدرو مادراست.

نوجوانان دراین سن نافرمان می شوند و درهرمورد با والدین خود مخالفت می کنند.

نوجوانان هرکاری را که انجام می دهند تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است.

یکی از کلیشه های رایج نوجوانی، سرکشی و طغیان گری است که در تضاد با پدرو مادراست.

بهتر است دوستان فرزند خود را بشناسید- و والدین دوستانشان را هم بشناسید.

ارتباط منظم بین والدین می تواند راهی طولانی برای ایجاد یک محیط امن برای نوجوانان باشد.

خودتان را جای فرزندتان بگزارید و با او همدردی کرده و این طبیعی است که کمی نگران باشید .

از نوجوان تان انتظارات معقول داشته باشید

نوجوانان ممکن است در مورد سطح انتظارات والدین شان ناراحت شوند.

بااین حال انها اغلب درک می کنند که والدین شان به اندازه کافی به آن ها اهمیت می دهند. اگروالدین
انتظارات مناسبی داشته باشند، نوجوانان سعی خواهند کرد رفتارهای بهتری بروز دهند.

بنابراین به فرزندتان بگویید که به او اعتماد دارید اما اگر اعتمادتان شکسته شود او آزادی کمتری خواهد داشت.

بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوان شان به چشم یک مصیبت نگاه می کنند. این در حالی است که نافرمانی و سرکشی، ویژگی دوره ی نوجوانی است و می توان آن را مدیریت کرد.

اصول شش گانه ی رفتار با نوجوانان

1- اجتناب از به کاربردن زور و فشار

هرگاه وارد مشاجره واعمال فشاربه نوجوانان شدید، به جای وارد کردن فشار بکوشید قوانین را ایجاد کنید که ازطریق آن، اختلاف هایتان را برطرف سازید.
همچنین گاهی بهتراست شیوه های کنترل را تغییر دهید و دست از کنترل مستقیم فرزندتان بردارید.

2- همدلی کردن با نوجوانان

وقتی والدین مشکلات دوران نوجوانی را درک می کنند این کار باعث می شود تا نوجوان شما درکنارتان احساس راحتی و آرامش کند و کمتر مخفی کاری کند.

3- مدارا کردن با نوجوانان

اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها وناراحتی های خود را آشکارسازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از به کاربردن زورو فشارخواهیم داشت.

4- پرهیز از ایجاد عصبانیت

همه ی نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را به شکل های گوناگون نشان می دهند.
والدین باید به فرزندان کمک کنند تا احساسات و خشم ان ها به صورت مناسب ظاهرشود.

 

5- اغراق نکردن

اغراق در گفتار والدین یکی از عوامل پیدایش بی ثباتی در خانواده هاست:

“تو هیچ وقت موفق نمی شوی.” گاهی والدین عصبانی شده و و تهدیدها یا قول هایی می دهند که قادر به انجام آن ها نیستند.

گستاخی نوجوانان به دلایلی از جمله نشان دادن حس استقلال و متفاوت بودن از والدین،سردرگمی در هیجانات
واحساسات زودگذراین دوران، والگوپذیری از پدرو مادر است.

6- هرگز نوجوان را به حال خود رها نکنید.

با وارد شدن کودکان به سال های نوجوانی آنطور که به نظر می رسد اشتباه است که بعضی از نوجوانان را به حال خود تنها بگذاریم.

زمانی که نوجوان گستاخ مثل یک موجود خطرناک در اطراف می گردند. اما اگر اجازه دهید فاصله ی میان شما و نوجوان تان زیاد شود نمی توانید در زمان لازم که بیشتر از هروقت در خطرمسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و یاآاسیب زدن به خودش قرار می گیرد به او کمک کنید.

هرچه زمان کمتری با آن ها بگذرانید، آن ها بیشتراحساس غریبگی خواهندکردو رفتارهایشان بدترخواهد شد.

سه نشانه اصلی که نشان می دهد نوجوان شما به روانشناس نیاز دارند

1- افکار آسیب رساندن به خود

اگریک نوجوان از رفتارهای خشونت آمیز استفاده کند و اغلب سعی می کند به خود آسیب برساند( مثل کوبیدن سر یا دست به دیوار،کندن مو)

2- استفاده از مواد مخدر

3- ناامیدی و تلاش برای خودکشی

بسیاری از والدین هنگامی که از فرزندان شان راجع به خودکشی می شنوند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.
آن ها فکر می کنند می توانند این وضعیت را کنترل کنند.

بااین حال افزایش آمار خودکشی درمیان نوجوانان نشان می دهد که والدین باید نسبت به چنین اتفاقاتی با احتیاط
بیشتری عکس العمل نشان دهند.

در نتیجه اگر نشانه هایی از بی حوصلگی، افکار یا رفتارهای مربوط به خودکشی و یا تمایلاتی برای استفاده از مخدر ها را مشاهده کرده اید، در اولین فرصت به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید شرایط را تحت کنترل در آورید و به فرزندتان کمک کنید.

نویسنده : روانشناسی کودک و نوجوان

روانشناسی کودک