تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: مشاوره کودک و نوجوان

گفتن واقعیت به فرزند خوانده
گفتن واقعیت به فرزند خوانده

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

یکی از سخت ترین کارها گفتن واقعیت به فرزندان نا خوانده است که دیر یا زود خانواده هایی که فرزندی را به سرپرستی گرفته اند با آن روبه رو می شوند.

بیشتر این سرپرستی ها تا قبل از ۳ سالگی انجام می شود و معمولاً کودکان تا قبل از آن را به یاد نمی آورد واز آن باخبر نیستند اما پس از گذشت سالها و بزرگتر شدن فرزندشان دغدغه مهمی برای آنها به وجود می‌آید و دائم نگران مطرح کردن این موضوع هستند.

آنها می‌دانند که بالاخره روزی باید این مسائل را بگویند و از گفتن آن می‌ترسند و به دنبال یک زمان مناسب هستند.

طبیعی است که فرزند شما با گفتن حقیقت به مشکل بربخورد و از لحاظ روحی روانی کمی به هم بریزد  و میتوانید با کمک یک مشاور و روانشناس این کار را انجام دهید بدون اینکه آسیبی به فرزندتان برسد.

پنهان کردن فکر مناسب نیست .

پنهان کردن فرزند خواندگی کار درستی نیست و ممکن است فرزندتان این حقیقت را از زبان دیگران بشنود چون دیگران هم از این موضوع خبر دارند وقتی به گوش فرزند شما برسد نسبت به شما بی اعتماد می شود و از آنجایی که ناگهانی این خبر را شنیده دچار مشکلات روحی و روانی شود.

 گفتن واقعیت به فرزند خوانده در چه سنی مناسب تر است ؟

بهترین سن برای گفتن حقیقت به این فرزندان را بین ۸ تا ۱۰ سال می دانند آن ها معتقدند که در سن پیش دبستانی گفتن این موضوع نمی تواند برای آنها قابل هضم باشد و درکی ازاین موضوع ندارند.

اما در سنین بلوغ که نوجوان از لحاظ فکری رشد می کند زمان مناسب برای گفتن واقعیت است و اگر به صورت ناگهانی واقعیت را بفهمند به دلیل ویژگیهای این سن ممکن است دچار آسیب شوند.

 چه کسی واقعیت فرزندخواندگی را بگوید؟

در این زمینه می توانید از کمک یک مشاور استفاده کنید اما در نهایت حقیقت ماجرا را باید از زبان شما بشنود.

بنابراین می‌توانید در جلسات مشاوره با راهکارهای داده شده واقعیت را به صورت منطقی توضیح دهید حتماً باید پدر و مادر در جلسه حضور داشته باشند.

او را از دوست داشتن خودتان نسبت به آنها مطمئن کنید.

 چطور واقعیت فرزندخوانده بودن را بگوییم؟

به یک باره گفتن میتواند شوک عاطفی به فرزند وارد کند به خصوص اگر با مفهوم فرزندخواندگی آشنایی نداشته باشد .

باید کودکتان بداند که شما اورا مثل فرزند واقعی خودتان دوست دارید.

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

  • داستان بگویید.

می توانید از داستان ها برنامه کودک هایی که در آن شخصیت های فرزندخواندگی وجود دارد استفاده کنید البته باید حتماً پدر و مادرهای داستان فرزندشان را دوست داشته باشند و رفتاری مهربان داشته باشند.یک یا دو سال قبل از گفتن واقعیت به فرزندتان از داستان ها می توانید استفاده کنید

به سوال هایی که ذهن اورا درگیر کرده است پاسخ دهید بعد از او بخواهید که خودش را جای یکی از شخصیت‌های داستان بگذارد و از او بپرسد چرا این شخصیت داستان را دوست دارد؟

جستجوی پدر و مادر واقعی

بعضی از کودکان علاقه دارند که پدر و مادر واقعی خودشان را بشناسند و با آنها دیدار داشته باشد و از آنها بپرسند که علت کارشان چیست؟ اگر پدر و مادر آنها را نمی‌شناسید نباید برای آنها داستان غیر واقعی تعریف کنید یا به شدت بدگویی آنها را کنید که فرزندتان از آنها بیزار شوند و یا آنقدر از آنها تعریف کنید که فکر آنها را درگیر کنید زیرا همانطور که گفته شد فرزندتان ممکن است پدر و مادر واقعی خود را پیدا کنند و از آنها واقعیت را بپرسند و اگر شما به آنها دروغ گفته باشید نسبت به شما بی‌اعتماد شوند.

نکته مهم این است که متناسب با سن آنها واقعیت را به آنها بگویید از آنها بخواهید خودشان تصمیم بگیرند که دوست دارند در کنار شما زندگی کنند یا در کنار پدر و مادر واقعی خود.

 چقدر طول میکشد تا به شرایط عادی باز کردیم؟

مدت زمانی طول می کشد که کودک واقعیت را بفهمد و با آن کنار بیاید سوال هایش را به بپرسد معمولا بین چند ماه تا یک سال طول می کشد .حتی ممکن است فرزند شما دچار افسردگی شود اما شما نباید وقتی حقیقت را به او گفتید عشق و محبت و دوست داشتن تان نسبت به او کم شود.

البته ممکن است بعد از گفتن حقیقت این رفتار از دید او مصنوعی باشد.

چون فرزند شما وقتی واقعیت را میفهمد در سن مدرسه است ممکن است در درس خواندن او هم تاثیر داشته باشد و باعث افت تحصیلی می شود پس سعی کنید حقیقت را اوایل تابستان  یا بعد ازتمام شدن امتحانات بگویید تا آسیب کمتری به درس او وارد شود.

همانطور که گفته شد گفتن واقعیت به فرزندان کار سخت و دشواری است اما پنهان کردن آن باعث بی اعتمادی فرزندانتان به شما خواهد شد برای همین برای گفتن واقعیت طبق اصول پیش روید و از کمک یک روانشناس و مشاور استفاده کنید.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

فرزندپروری

حس مالکیت در کودکان | کودکم همه چیز را برای خودش می خواهد
حس مالکیت در کودکان | کودکم همه چیز را برای خودش می خواهد

حس مالکیت در کودکان یکی از موضوعاتی است که برای والدین و کودکان چالش بر انگیز می باشد.

این حس از سن 20ماهگی شروع می شود و در سن دو و نیم سالگی به اوج می رسد کودکان به وسایل و اسباب بازی های خود احساس مالکیت بسیاری دارند و آن ها را به هیچ یک از کودکان نمی دهند و فقط می خواهند مال خودشان باشد.

والدین در این هنگام نمی دانند با فرزندشان چطور برخورد کنند و شیوه تربیتی صحیح را نمی دانند به همین دلیل این موضوع منجر می شود تا جروبحثی میان والدین و کودک به وجود آید.

والدین اگر شناخت و آگاهی درستی از احساس مالکیت کودک در این سن خاص داشته باشند به راحتی می توانند سازگاری و رشد اجتماعی کودک کمک کنند.

حس مالکیت در کودکان چیست؟

کودک در هر دوره از رشد خود ویژگی ها و حالت های منحصر به فرد خودش را دارد و او در هر دوره از رشد کودک از نظر اجتماعی، شناختی، هیجانی و جسمانی ویژگی های خاصی از خود نشان می دهد.

یکی از ویژگی های مهمی که در رشد اجتماعی کودک به وجود می آید احساس مالکیت کودک می باشد.

کودک در دوره از رشد از سن 20ماهگی تا 5 سالگی احساس مالکیت خاصی کودک به وسایلش دارد و در سن 2.5 احساس مالکیت او به اوج می رسد.

کودکان نسبت به وسایل و اشیا بیرونی و اسباب بازی های خود بسیار حساس هستند و احساس تملک و مالکیت خاصی به آن ها دارند و اگر کسی وسایل آن ها را بردارد و یا احساس کنند که وسایل آن ها در خطر هستند واکنش هایی از خود نشان می دهند.

واکنش های آنها می تواند به صورت گریه و زاری و لجبازی کردن باشد و هم چنین می تواند مقاومت خاصی برای به دست آوردن وسایل خود نشان دهند.

اهمیت آگاهی در مورد حس مالکیت در کودکان

والدین معمولا اطلاعاتی در مورد احساس مالکلیت در کودکان و روش های صحیح برخورد با کودک در این زمینه را نمی دانند.

به همین دلیل رفتار نادرستی با کودک دارند و این رفتار نامناسب باعث می شود تا بر سازگاری و رشد اجتماعی کودک تاثیر منفی بگذارد.

والدین باید در مورد این موضوع اطلاعات و آگاهی خود را بالا ببرند تا بتوانند در رشد اجتماعی کودک به او کمک کنند چون رشد اجتماعی یکی از عوامل اصلی رشد کودک می باشد.

کودکانی احساس مالکیت می کنند این موضوع طبیعی است و برای رشد اجتماعی کودک لازم می باشد و کودکی که این احساس را دارد رفتارهای ناهنجاری از خود نشان نمی دهد.

شیوه برخورد صحیح با حس مالکیت در کودکان

طرز برخورد با احساس مالکیت در کودک بسیار مهم است زیرا اگر به حس کودک توجه نشود و به آن احترام گذاشته نشود کودک آزرده خاطر و ناراحت می شود و ممکن است نسبت به والدینش دلگیر شده و حس خوبی نداشته باشد و فکر و نگرش او نسبت به خانواده و اطرافیانش تغییر می کند.

والدین باید بهترین و مناسب ترین برخورد را با کودک خود داشته باشند تا به روحیات او لطمه ای وارد نشود، والدین باید به این نیاز کودک توجه خاصی داشته باشند و به آن احترام بگذارند.

علاوه بر احترام گذاشتن به کودک باید حس همدلی، دوستی و بخشندگی را به کودک آموزش دهند تا کودک به خوبی رشد کند.

  1. استفاده از وسایل و اسباب بازی به صورت مشترک

در این سن باید کودک را با بازی های گروهی آشنا کرد تا دوستانی برای خود پیدا کند و با چند کودک با هم بازی کنند و هدف آن ها در بازی یکی باشد.

همچنین می توان کودک را برای همکاری در کارها دعوت کرد و کارها را با او تقسیم کرد، و به کودک آموزش داد تا به یک هدف مشترک به خوبی برسد.

اگر با کودک برخورد درست و صحیحی داشته باشید می توانید او را با همکاری، رعایت نوبت و بخشندگی به خوبی آشنا کنید و این ویژگی ها را در او تقویت کنید.

  1. حس مالکیت در کودکان، گفتگو با کودک

والدین می توانند با کودک خود به گفتگو بپردازند و مسائل را برای او توضیح دهند این برخورد می تواند مفید باشد.

اگر نسبت به وسایلش بسیار حساس باشد و تملک خاصی به آن ها داشته باشد می توانید دلیل این رفتارش را از او بپرسید که چرا این حس را نسبت به وسایلش دارد.

این رفتار صحیح باعث خواهد شد تا کودک احساس خود را به خوبی بیان کند و شما متوجه شوید که کودک به چه دلایلی این رفتار را از خود نشان می دهد.

حس مالکیت در کودکان

  1. آموزش به کودک

اگر کودک به یکی از اسباب بازی هایش بسیار احساس مالکیت می کند و تملک خاصی به آن دارد و تحت هیچ شرایطی آن را به دوستان و همبازی ها خود نمی دهد باید با کودک خود حرف بزنید و به او فرصت دهید تا در مورد حرف های شما فکر کند.

با این روش شما می توانید او را با مفاهیمی مانند تقسیم کردن وسایل، بازی مشترک و گروهی را برای او بیان کنید تا دفعه بعد راحتر با همبازی هایش بازی کند.

در این سن کودک تصور و درک درستی از بازی مشترک با دوستان و به اشتراک گذاشتن وسایلش با افراد دیگر ندارد و والدین باید این مسئله را به او آموزش دهند و در مورد این مسئله با او به گفتگو بپردازند.

یکی از روش هایی که می تواند کودک را به بازی گروهی جذب کند تشویق کردن است والدین با تشویق کردن می توانند کودک را به سمت بازی های دسته جمعی بکشانند تا در این بازی ها با حس  همکاری، رعایت نوبت و بخشندگی آشنا شود.

  1. حس مالکیت در کودکان، آموزش از طریق مشاهده

کودکان بسیاری از رفتارها را از طریق مشاهده کردن و تقلید کردن آموزش می بینند.

اگر والدین به عنوان الگو و یک شخص بزرگتر بخشنده باشد و وسایل را با دیگران به اشتراک بگذارد کودک با مشاهده رفتار والدین و تقلید از آن ها این رفتار را یاد می گیرد.

هنگامی که کودک با دوستانش بازی گروهی انجام می دهد بر اساس آموزش هایی که از طریق مشاهده دیده است با همبازی هایش با وسایل مشترک بازی خواهند کرد.

  1. مراجعه به روانشناس یا مشاور کودک

اگر کودک شما احساس تملک زیادی به وسایل و اسباب بازی های خود و یا وسایل هم بازی هایش داشت و با گریه و لجبازی می خواهد وسایل را برای خود نگه دارد و هیچ کدام از روش ها و آموزش های شما بر روی کودک موثر واقع نشده است بهتر است از روانشناس یا مشاورکودک کمک بخواهید.

مشاور شرایط کودک را به خوبی بررسی و ارزیابی  می کند و با در نظر گرفتن شرایط کودک و خانواده راهکارهای مناسبی را در اختیار والدین قرار می دهد تا به حل مسئله کمک کند.

نویسنده:’کودکانه سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

مشاوره کودک و نوجوان

علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی
علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی

علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی و حسادت کودک به مادر و پدر بررسی شده است -4 دقیقه مطالعه این مطلب.

حسادت هیجانی است که خیلی آرام وارد زندگی کودک شما می شود.

این احساس می تواند از دوستان، خواهر و برادرها یا همکلاسی ها منشا بگیرد.

یک چیز ساده مثل دوچرخه جدید دوستش می تواند حسادت را در کودک ایجاد می کند.

حتما دوست دارید هر کاری انجام دهید تا این هیجان منفی را از بین ببرید.

ریشه حسادت در کودکان از نظر روانشناسی

حسادت در کودکی شروع می شود و احتمالا آتش رقابت را میان بچه ها روشن می کند. در زیر برخی از اشتباهات والدین آمده اند که ممکن است منجر به ایجاد حس حسادت در کودکان می شوند:

  1. لوس کردن کودک

اگر کودک را با نازپرورده کردن بیش از حد لوس کنید، او احساس یکتایی در خانواده می کند.

زمانی که کودک جدید وارد خانواده می شود یا زمانی که بین دوستانی می رود که از او قوی ترند، احساس ناایمنی خواهد کرد.

کودک فرزند تازه متولد شده یا دوستانش را دلیل ناراحتی خود می داند. (بیشتر…)

حسادت در کودکان
حسادت در کودکان

در این نوشتار سعی داریم تا به سوالات: سن حسادت در کودکان و شدیدترین دوره آن، چگونه با حسادت کودک اول به دوم و حسادت در کودک 5 ساله مواجه شویم؟ زمان مطالعه 4 دقیقه + فایل صوتی.

حسادت یک احساس عاطفی است، برخی دانشمندان معتقدند این احساس غریزی است و در میان انسان ها سابقه ای دیرینه دارد.

این اختلال نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. حسد دیرترین جریانیست که در فرد بوجود می اید و در روابط اجتماعی ایجاد می شود[1].

 

حسادت یک احساس عاطفی است، برخی دانشمندان معتقدند این احساس غریزی است و در میان انسان ها سابقه ای دیرینه دارد.

این اختلال نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. حسد دیرترین جریانیست که در فرد بوجود می اید و در روابط اجتماعی ایجاد می شود[2].

حسد و غبطه، حس های اجتماعی بر پایه مقایسه هستند. (بیشتر…)

خودزنی نوجوانان
خودزنی نوجوانان

خودزنی نوجوانان از علل تا راه های پیشگیری و درمان – زمان مطالعه مقاله 8 دقیقه است.

نوجوانانی وجود دارند که برای احساس آرامش و راحتی، سعی می کنند به طور مخفیانه پوست بدن خود را ببرند، بسوزانند یا بخراشند.

در حقیقت آسیب و صدمه زدن عمدی به پوست خود در این گروه از نوجوانان به این منظور انجام می شود که فرد بتواند بر هیجانات خود غلبه کنند. به این عمل خودزنی می گویند.

آیا قصد کشی دارند؟

نکته ی جالب توجه آن است که اگرچه این نوجوانان به خودشان آسیب می رسانند اما به هیچ وجه قصد خودکشی کردن ندارند.

این خودآزاری می تواند برای شما به عنوان والدین بسیار آزاردهنده و گیج کننده باشد و یا شما را با ترس های زیادی مواجه کند.

با وجود فراگیر بودن این قبیل رفتارها در میان نوجوانان، آن ها این رفتارها را از پدر و مادر خود، اعضای خانواده، معلمان و مشاوران مدرسه مخفی نگه میدارند چون نمی دانند چگونه برخوردی را از جانب دیگران دریافت خواهند کرد.

برای اینکه متوجه شوید علایم و نشانه های خودزنی در نوجوانان چیست؟

و در چه مواقعی این رفتار نگران کننده است و یا احتمال وقوع آسیب وجود دارد، با ادامه مطلب همراه باشید.

علایم و نشانه های خودزنی نوجوانان

در ابتدا نیازمند آن هستید تا علایم و نشانه های خودزنی نوجوانان را به طور دقیق تر بشناسید.

این نشانه ها می تواند حاکی از آن باشد که فرزندتان خودزنی می کند:

  • همیشه پیراهن های آستین بلند، یقه اسکی یا دامن های بلند می پوشند. حتی وقتی هوا گرم است
  • وقتی از زخم ها، خراش ها و سوختگی ها از او سوال می شود، پاسخ های گنگ و مبهمی می دهند.
  • وقتی از زخم ها، خراش و سوختگی ها از او سوال می شود، بسیار خشمگین و عصبانی می شوند.
  • ممکن است همیشه مچ دست خود را با دستبندهای چرمی بلند یا النگوهای پهن بپوشاند.
  • ممکن است در حمام و یا ظرف زباله ی اتاقش به کرات دستمال کاغذی های خونی پیدا کنید.
  • داروهای مخصوص سوختگی و یا چسب زخم معمولا در وسایل آن ها وجود دارد. همچنین ممکن است در وسایلش قیچی، چاقو و یا تیغ ریش تراش پیدا کنید.
  • نوجوان ممکن است مرموز و عجیب و غریب شوند و ازدیگران کناره گیری کرده و یا منزوی شوند.
  • ممکن است با کسانی دوست شوند که آن ها نیز به خود آسیب می رسانند و نحوه ی برخورد صحیح با هیجانات شان را نمی دانند.

خودزنی نوجوانان دلایل و علل خودزنی در نوجوان

در صورت مشاهده ی علایم خودزنی نوجوانان چه کنم؟

کاملا طبیعی است که مشاهده ی موارد ذکر شده شما را نگران و آشفته کند اما بهتر است در کمال آرامش از نوجوان تان بخواهید تا برای تان توضیحی ارایه دهد.

در صورتی که شاهد طفره رفتن، ناراحتی و یا ابراز خشم و عصیانیت از جانب او شدید وقت آن است تا از یک مشاور متخصص کمک بگیرید.

لازم است این نکته را نیز مذنظر داشته باشید که اگرچه سوزاندن و بریدن و زخمی کردن عمدی قسمت های مختلف بدن در بین نوجوانان بسیار رایج هست اما نوجوانان به روش های مختلفی مثل:

  1. مشت زدن به خود،
  2. مشت زدن به دیوار،
  3. کشیدن موی سر،
  4. با سر به دیوار کوبیدن،
  5. خال کوبی،
  6. ساییدن پوست بدن با مداد
  7. دست کاری کردن زخم های خود

باعث خودزنی نوجوان می شوند.

بنابراین مشاهده مکرر این قبیل رفتارها می تواند نشانه هایی از خودزنی نوجوان باشد.

نوجوانان اغلب از ابزارهای خاصی برای خودزنی استفاده می کنند مثل:

  • قیچی،
  • چنگال،
  • چاقو،
  • سوزن خیاطی،
  • سنجاق،
  • خرده شیشه،
  • ناخن گیر،
  • کبریت و فندک
  • از همه مه متر تیغ.

اما صرف داشتن چنین ابزارهایی نمی تواند نشانه ی خودزنی باشد بلکه علائمی که قبلا عنوان شد و تغییر در رفتار اوست که می تواند نشانه ای از آزار خود باشد و نیاز به بررسی مشاوره ای را بیشتر می کند.

خودزنی نوجوانان دلایل و علل خودزنی در نوجوان

مهم ترین تفاوت های خودزنی در نوجوان و خودکشی که باید بدانید

به عنوان والدین نوجوان آگاهی از تفاوت های خودزنی نوجوانان و خودکشی به شما کمک می کند تا بتوانید به خودتان مسلط باشید و بهترین تصمیم را بگیرید.

خودزنی نوجوانان و خودکشی دارای 2 تفاوت عمده هستند.

نخست اینکه در خودکشی، نوجوان رفتارهای پرخطری را به انجام می رساند تا بتواند زندگی اش را پایان دهد این در حالی است که رفتارهای خودآزاری با هدف بقا انجام می شود.

در حقیقت نوجوان از طریق آزار دادن خود سعی در برون ریزی اضطراب و کسب آرامش دارد و قصد از بین بردن خود را ندارد.

در ثانی، رفتار خودکشی گرا ممکن است یک یا دوبار اتفاق بیفتد اما رفتارهای خودزنی فراوانی بسیار زیادی دارند.

مثلا ممکن است نوجوان تان هر روز پوست دستش را بکند، با تیغ به خودش آسیب بزند و یا به دیوار مشت بکوبد.

توجه داشته باشید که رفتارهای خود زنی به معنای آن نیست که نوجوان تان قصد از بین بردن خود را دارد اما در مواردی ممکن است این دو با یکدیگر همپوشانی هایی هم داشته باشند.

یعنی ممکن است یک نوجوان خودکشی گرا، خودزنی هم بکند.

بنابراین در صورتی که این رفتارها را مشاهده کردید، آرامش تان را حفظ کنید و در اولین فرصت با یک مشاور آموزش دیده در تماس باشید.

مهم ترین دلایل خودزنی نوجوانان چیست؟

شاید برای تان سوال شود که چرا فرزندم خودزنی می کند. بدنیست تا قبل از مراجعه به روانشناس از دلایل خودزنی نوجوانان بیشتر آگاه شوید.

1. تنش و اضطراب

بسیاری از نوجوانان می گویند که همیشه دچار تنش و اضطراب هستند و فکر می کنند که هرلحظه ممکن است منفجر شوند.

برای همین اقدام به خودزنی می کنند تا از فشار روانی که احساس می کنند رها شوند.

2. افسردگی

برخی از نوجوانان معتقدند که آن ها سزاوار تنبیه شدن هستند، خود را آدم بدی می دانند و فکر می کنند که باید تنبیه شوند و تنها راه هم زخمی کردن کردن و سوزاندن خودشان می دانند.

3. خشم

نوجوانان خودآزار وقتی عصبانی و خشمگین می شوند، غیر قابل کنترل می گردند، در عین حال نمی خواهند خودشان را خشن نشان دهند بنابراین ترجیح می دهند به جای آسیب رساندن به دیگران، به خود آسیب برسانند.

ناتوانی در ابراز صحیح خشم می تواند یکی از دلایل خودزنی نوجوانان باشد.

4. زوال شخصیت و افتراق

نوجوانانی که اضطراب شدیدی را تجربه می کنند ممکن است به زوال شخصیت دچار شوند بطوری که احساس می کنند هیچ چیز واقعی نیست.

آن ها می گویند که انگار ما در بدن خود نیستیم. همین مسئله آن ها را به وحشت می اندازد، چرا که فکر می کنند دیوانه شده اند و سعی می کنند با زخمی کردن خود احساس بدن واقعی داشته باشند.

5. درد

ممکن است برخی دیگر از نوجوانان به هنگام استرس و اضطراب، فکر کنند که با زخمی کردن و سوزاندن بدن خود می توانند به حالت خلسه رفته و از خود بیخود شوند و از شر مشکلاتی که در پشت سر دارند خلاص شوند.

6. برقراری ارتباط

بعضی از نوجوانان خودآزار که احساس طردشدگی، انزوا، انتقاد و رنجوری می کنند، تلاش می کنند تا از این طریق با اعضای خانواده و یا دوستان خود در ارتباط باشند.

اگرچه این راهبرد معمولا کارساز است و با عث جلب توجه اطرافیان می شود اما گاهی باعث فاصله افتادن بین خانواده و نوجوان می شود و دردسرساز خواهد بود.

7. جلب توجه و کسب پاداش

خودزنی نوجوانان می تواند گاهی به منظور جلب توجه کردن و مورد تحسین قرار گرفتن انجام شود.

وقتی اطرافیان متوجه خودزنی نوجوانان می شوند، نگرانی و مراقبت های آن ها افزایش می یابد.

بنابراین گاهی نوجوان برای متعجب ساختن و یا ترساندن دیگران دست به خودزنی میزنند و گاه به رقابت نیز می پردازند.

در چنین شرایطی بسیار مهم است که بتوانید نوجوان را مورد تشویق و توجه مثبت قرار دهید تا برای جلب آن به رفتارهای آسیب رسان مانند خوذزنی متوسل نشود.

خودزنی نوجوانان دلایل و علل خودزنی در نوجوان

8. احساس تعلق به گروه

برخی از نوجوانان نیز تنها به این دلیل اقدام به خودزنی می کنند که می خواهند در مدرسه از طرف سایر دوستان مورد تایید قرار بگیرند.

وقتی نوجوانان افکار و احساسات خود را با دیگر نوجوانان خودآزار در میان می گذارند، احساس تعلق به گروه و پذیرفته شدن می کنند.

داشتن دوستان خودآزار یکی از دلایلی است که نشان می دهد چگونه نیاز به تعلق داشتن به گروه می تواند رفتارهای خودآزارانه را تقویت کند.

9. کنترل و احساس قدرت

تغییرات جسمانی، هیجانی، شناختی شگرفی در دوران نوجوانی اتفاق می افتد که نوجوان بر هیچ یک از آن ها کنترلی دارد.

در این میان ممکن است موارد دیگری مانند طلاق والدین، طرد شدن از سوی دوستان، برهم خوردن روابط عاطفی و عاشقانه نیز اتفاق بیفتد که اوضاع را بیش از تصور از کنترل خارج می کند.

در این شرایط برخی از نوجوانان می گویند که خودآزاری تنها چیزی است که می توانند کنترلش کنند.

آن ها به واسطه خودزنی احساس قدرت می کنند و آن را ادامه می دهند چون تنها چیزی است که بر آن کنترل کامل دارند.

نویسنده : سایت کودکانه

مطالب تربیتی و روانشناسی نوجوان

مقالات نوجوان

بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها
بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها

در این مقاله به معرفی بازی درمانی به عنوان یکی از روش های مهم و موثر در درمان کودکان در حیطه های مختلف می پردازیم. و در ادامه به شما نشان خواهیم داد که می توانید با بکار گیری برخی روش های ساده بازی درمانی را در خانه اجرا کنید.

 

بازی درمانی چیست؟

از دیرباز تاکنون بازی به عنوان یک ابزار درمانی جایگزین برای درمان نشانه های کودکان دارای مشکلاتی مانند اختلال نقص توجه، افسردگی بالینی و اختلالات اضطراب به کار برده شده است. روان شناسان و روانپزشکان کودک همواره اعتقاد داشته اند که بازی می تواند در (بیشتر…)

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان به صورت دسته بندی شده در زمینه تربیت کودک و نوجوان آورده شده است.

چه شرایطی باعث می شوند که یک پدر و مادر، والدین خوبی باشند؟

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد!
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر داشته باشد. …
  • شناخت.
  • همسانی.
  • همدلی یک وش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن.
  • سختگیری نکردن.
  • انعطاف پذیری.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

والدین خوب به چه معنایی می باشد؟

والدین مناسب مطلع می باشند که فرزندان خودشان را در چه زمانی آزاد بگذارند.

ما نیاز داریم که نحوه تفکر مستقل، حل کردن مشکلات و داشتن یک اعتماد عمیق به توانایی های خودشان را به فرزندانمان آموزش دهیم.

با توجه به زمان و کارایی موجود، کاری که والدین برای فرزندان خودشان انجام می دهند، عبارت از مواردی می باشد که خود فرزندان به راحتی می توانند برای خودشان انجام بدهند.

چهار سبک ارتباط والدین با فرزندان 

این سبک های سرپرستی در چهار گروه گسترده ای قرار می گیرند که به صورت کلی مورد پذیرش قرار گرفته است.

هر چند که محققان مختلف، عناوین مختلفی را برای این سبک ها در نظر گرفته اند، ولی معمولا این سبک ها به این صورت نامگذاری می شوند:

  • قدرت طلب،
  • مقتدر،
  • آسان گیر و
  • دخالت نکننده.
  • والدین قدرت طلب سخت گیر و
  • کنترل کننده هستند.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

یک فرد به چه نحوی می تواند به یک پدر خوب یا مادر خوب تبدیل شود؟

8 روش برای تبدیل شدن به والدین بهتر و ارتباط والدین با فرزندان شامل:

  1. اجتناب کردن از مقایسه و لقب گذاری. شما می توانید یک نوع والدینی باشید که زمان خودش را صرف آموزش دادن روش ها، عادت ها و رفتار های خوب به کودکانش می کند. …
  2. حرف هایی که می گویید را انجام بدهید.
  3. اجازه بدهید که فرزند شما اشتباهاتی انجام بدهد.
  4. هیچ کاری انجام ندهید. …
  5. مصرف غذای خودتان را به عنوان ابزاری برای راحتی یا تشویق کردن استفاده کنید.
  6. نسبت به رفتار “بد” بی توجه باشید.
  7. به قدرت خودتان اعتماد داشته باشید.
  8. نسبت به پذیرفتن تغییرات آمادگی داشته باشید.

 

چه ویژگی هایی یک فرد را به یک پدر یا مادر خوب یا بد تبدیل می کنند؟

ویژگی هایی که منجر به ایجاد یک پدر یا مادر خوب یا بد می شوند، عبارتند از:

  • دوست داشتن بدون قید و شرط. زمانی که شما بدون هیچ شرطی فرزندتان را دوست می دارید، بدون توجه به هیچ موردی وی را دوست خواهید داشت و مورد پذیرش قرار خواهید داد. …
  • نظم. زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، والدین برای رفع این مشکل یک سری راه حل هایی را در اختیار دارند می توانند این کار را با استفاده از مجازات و یا نظم دهی انجام بدهند.
  • راهنمایی کردن با استفاده از یک مثال.
  • همسانی و انعطاف پذیری دیگر عنصر مهم در برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • استقلال.

چه نوع پدر یا مادری یک پدر یا مادر بدی می باشد؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان کودک

شما به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک پدر یا مادر بدی هستید؟

8 علامت مربوط به یک پدر یا مادر بد بودن عبارتند از:

  1. اجتناب کردن و بی توجه بودن به فرزندتان.
  2. سوء استفاده فیزیکی یا زبانی.
  3. بیان کردن یک مثال بد.
  4. طرفداری یا تعصب.
  5. قدرت طلبی ناعادلانه.
  6. رفتار مالی غیر مسولانه.
  7. مزاحمت یا ناز پرورده کردن بیش از حد.
  8. اعتماد نداشتن به کودک.

 

علائم مربوط به یک پدر بد چه مواردی می باشند؟

رشد کردن تحت سرپرستی والدین مسموم، برای هر کودکی سخت می باشد، ولی شما می توانید علائم چنین سرپرستی را مشخص کنید و سعی کنید که یک آینده شادتری را برای فرزندانتان ایجاد کنید.

  • چنین فردی بیش از حد انتقاد می کند.
  • چنین فردی از طریق سکوت کردن با شما برخورد می کند.
  • چنین فردی تهدیدات را فریاد می زند.
  • چنین فردی همه چیز را به سایر افراد بیان می کند.
  • چنین فردی دارایی های موجود را از بین می برد.
  • چنین فردی به صورت پرخاشگرانه برخورد می کند.
  • چنین فردی نسبت به شما بی توجه می باشد.
  • چنین فردی منجر به ترسیدن شما می شود.

 

مهمترین کارهایی که والدین باید انجام بدهند، چه مواردی می باشند؟

10 مورد مهمی که والدین می توانند برای افزایش سطح اعتماد موجود انجام بدهند، عبارتند از:

  1. تایید کنید که آنها تمامی تلاششان را انجام می دهند.
  2. اجازه بدهید که آنها خودشان مشکلاتشان را حل کنند.
  3. حس کنجکاوی آنها را تایید و مورد حمایت قرار دهید.
  4. مبناهای مربوط به موفقیت را به فرزند خودتان آموزش دهید.
  5. در فرآیند آموزشی فرزندتان مشارکت داشته باشید.
  6. یک سری مسولیت هایی را به فرزندتان محول کنید.
  7. به فرزندتان کمک کنید که احساسات خودش را بیان کند.
  8. تمامی چالش ها و اتفاقات بد مربوط به فرزندتان را تایید کنید و از وی تحسین کنید.
  9. یک سری چالش هایی را برای فرزند خودتان ایجاد کنید.
  10. عملکرد آنها را مورد قضاوت یا انتقاد قرار ندهید.

 

مقالات مرتبط

روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران
روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران

روانشناسی کودک سه ساله تا پنج ساله به 1-روانشناسی دوره سه تا سه و نیم 2- سه و نیم سالگی تا 4 سالگی و 4 سالگی تا 5 سالگی تقسیم می شود.

نقاط عطف رشد در روانشناسی کودک سه ساله تا 4سالگی

با تولد سه سالگی کودک شما، دیگر سال های حساس دو سالگی و سال های جادویی و هیجان انگیز سه و چهار سالگی شروع می شوند، همان زمانی که دنیای کودک شما با فانتزی، تخیل و تصویرسازی های واضح احاطه شده است.

در طول این مدت، در بسیاری از حیطه ها بالغ می شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

در این قسمت برخی نقاط عطف رشدی مهم در این سن اورده شده اند:

نقاط عطف حرکتی

  • می تواند روی یک پا بایستد و به مدت پنج ثانیه در این حالت بماند.
  • بدون کمک از پله ها بالا و پایین می رود.
  • توپ را به جلو پرت کند و با پا به آن ضربه می زند.
  • توپ را با دستش پرت می کند.
  • با چابکی به جلو و عقب می رود.
  • می تواند توپی که به سمتش می آید را بگیرد.

نقاط عطف در مهارت های ظریف حرکتی و انگشتان

  • اشکال چهارگوش را کپی می کند.
  • می تواند یک انسان را با دو تا چهار قسمت اندامش بکشد
  • از قیچی می تواند استفاده کند.
  • برخی اشکال هندسی را می کشد
  • شروع به کپی کردن برخی حروف می کند.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

نقاط عطف زبان و خصوصیت کودک سه سال و نیم

  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • برخی قوانین پایه گرامر را مسلط می شود.
  • می تواند با جملات 5 تا شش کلمه ای حرف بزند.
  • انقدر واضح حرف می زند که غریبه ها هم بفهمند.
  • داستان و قصه می گوید.

نقاط عطف شناختی سه تا چهار ساله

  • برخی رنگها را به درستی نام می برد.
  • مفهوم شمارش را میشناسد و ممکن است چند عدد را بداند.
  • مسائل را تنها از یک نقطه نظر می نگرد.
  • حس زمان واضح تری را دارا خواهد بود.
  • دستورات سه بخشی را دنبال می کند.
  • بخش هایی از یک داستان را به خاطر می آورد.
  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • درگیر بازی های تخیلی می شود.

نقاط عطف اجتماعی و هیجانی

  • به تجارب جدید علاقه دارد
  • با دیگر کودکان همکاری می کند.
  • نقش مادر یا پدر را بازی می کند.
  • بسیار در بازی های تخیلی پیشرفت می کند.
  • لباسش را خودش در می آورد و یا می پوشد.
  • در مورد راه حل اختلافات و مشکلات مذاکره می کند.
  • مستقل تر می شود.
  • تصور می کند بسیاری از اشیا و موجودات نااشنا ممکن است هیولا باشند.
  • خود را به عنوان یک انسان شامل ذهن و بدن احساس می بیند.
  • اغلب نمی تواند بین تخیل و واقعیت تمایز قائل شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

پایش رشد سلامت در روانشناسی کودک سه ساله

از انجایی که هر کودک به روش خاص خود رشد می کند، غیر ممکن است که بگوییم چه زمانی و چگونه دقیقا در یک مهارت مشخص کامل می شود.

همواره رشد او را چک کنید اما نگران نباشید اگر انحرافی وجود داشت.

با این وجود اگر هر گونه تاخیری در یکی از نشانه های زیر در این سن وجود داشت با متخصص کودک صحبت کنید.

  • نمی تواند یک توپ را با دست پرت کند.
  • نمی تواند بپرد
  • نمی تواند سه چرخه را براند.
  • نمی تواند مداد رنگی را دست بگیرد.
  • با خط کشیدن مشکل دارد.
  • نمی تواند بلوک خانه سازی را روی هم بگذارد.
  • هنوز زمانی که والدینش او را ترک می کنند گریه می کند.
  • به بازی های تعاملی علاقه ای نشان نمی دهند.
  • دیگر کودکان را نادیده می گیرد.
  • به دیگر افراد غیر ازخانواده پاسخی نمی دهد.
  • در بازی های تخیلی شرکت نمی کند.
  • در مقابل لباس پوشیدن، خوابیدن و توالت رفتن مقاومت نشان می دهد.
  • هنگامی که عصبانی یا ناراحت می شود از کنترل خارج می شود.
  • نمی تواند یک دایره را کپی کند.
  • نمی تواند جملات بیشتر از دو یا سه کلمه بگوید.
  • از من یا تو به طرز مناسبی استفاده نمی کند.

مقالات روانشناسی کودک

چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان
چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان

تربیت دموکراتیک چیست و چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ این اولین سوال هر پدر و مادر است.

ورود به سن نوجوانی می تواند برای همه ی والدین سخت و پرفشار باشد.

ممکن است احساس کنید که کاملا سردرگم هستید و رفتارهای تازه ی فرزندتان شما را کلافه و خسته کرده است.

در چنین شرایطی، کمک گرفتن از دیدگاه های تخصصی مشاورین حوزه ی کودک ونوجوان به شما کمک می کند تا بتوانید شرایط را مدیریت کنید و جوی توام با آرامش و رضایت ایجاد کنید.

تربیت دموکراتیک نوجوانان

در این مطلب قصد داریم تا خلاصه ای ازمهم ترین نکات تربیتی نوجوانان را بر اساس کتاب “تربیت دموکراتیک نوجوانان” نوشته ی پرل کاسل و کورسینی در اختیار شما قرار دهیم.

با ادامه ی مطلب همراه باشید.

اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان - تربیت نوجوان سالم

  1. با نوجوان تان همدلی کنید.

با نوجوان تان همدلی کردن به معنای آن است که خودتان را به جای او قرار دهید.

والد همدل تلاش می کند تا خودش را به جای نوجوان بگذارد، مسایل را دقیقا از زاویه ی دید او ببیند و شرایط او را درک کند.

به طور خلاصه، انگار که شما شخص دیگری شده اید و می توانید با کفش های او راه بروید.

به خاطر داشته باشید که اگر قصد کمک به فرزندتان را دارید، بدون همدلی هرگز موفق نخواهید شد.

شما باید بتوانید برادری تان را ثابت کنید تا نوجوان پذیرای شما و کمک های تان شود.

بنابراین تمرین کنید تا دنیای را از زاویه ی دید فرزندتان ببینید و دست از توصیه و نصیحت و ترس و واهمه های بی ثمر بردارید.

 

  1. قضاوت یک طرفه در تربیت دموکراتیک ممنوع 

اگر شما به عنوان والدین فقط با احساسات، ارزش ها و خواسته های شخصی خودتان سروکار داشته و درکی از نوجوانان نداشته باشید، به گونه ای اجتناب ناپذیر درگیری های میان شما افزایش می یابد.

برای تعامل صحیح و موفق با یک مشتری، کارمند و ناظر لازم است که طرف مقابل را بفهمیم و درک کنیم و این موضوع در مورد نوجوانان هم صدق می کند.

هر نوجوان شخصی منحصربه فرد و چیزی که ممکن است نوجوان را آزار دهد، ممکن است چیزی باشد که دیگران از آن آگاه نباشند.

بنابراین قبل از هر چیز تلاش کنید تا از ارزش ها و خواسته های شخصی خودتان آگاه شوید و آن ها را به نوجوان تان تحمیل نکنید.

بپذیرید که او فردی مستقل است و می تواند ارزش ها و انتخاب های شخصی خود را داشته باشد.

چگونه با کمک اصول تربیت دموکراتیک نوجوانی موفق پرورش دهیم؟

چگونه با کمک اصول تربیت دموکراتیک نوجوانی موفق پرورش دهیم؟

  1. دلایل سکوت

شناخت فرزندتان در تربیت دموکراتیک بسیار حیاتی است.

سکوت کردن و فرورفتن در غار تنهایی در بسیاری از نوجوانان دیده می شود.

در چنین شرایطی بسیاری از والدین شروع به برچسب زنی کرده و جملاتی از قبیل ” همش توی اتاقتی. افسرده ای. معلوم نیست اون تو چکار می کنی و..” را به کار می برند.

قبل از به کار بردن این جملات لازم است تا دلایل سکوت فرزندتان را بهتر درک کنید.

گاهی علت اصلی سکوت او، عدم درک موقعیت توسط شماست.

شما او را درک نمی کنید و با تندی واکنش نشان می دهید.

در مقابل، فرزندتان نیز سکوت را به عنوان رفتاری برای اعتراض به قدرت انتخاب می کند.

ممکن است بگویید در بسیاری از موارد، آنچه فرزندتان مطرح می کند بیش از حد مسخره و یا احمقانه است اما هیچ یک از این عبارات نمی تواند بی اهمیتی به فرزندتان را توجیه کند.

به خاطر داشته باشید که او دغدغه ها و نگرانی های متناسب با سنش را دارد هر چند ممکن است شما آن ها را مسخره بدانید.

اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان

 

  1. رابطه ای دوستانه با نوجوان برقرار کنید.

ممکن است در وهله ی اول، برقراری ارتباط دوستانه کار ساده ای به نظر برسد اما اینطور نیست.

برقراری رابطه دوستانه کار آسانی نیست و تغییر دیدگاه فرزندان نوجوان ممکن است خیلی سخت باشد، مخصوصا زمانی که پیش از این احساس می کرده والدینش او را درک نمی کنند.

فرآیند برقراری رابطه ی دوستانه شامل:

1.  تلاش درک او توام با بردباری،

2. اشتیاق برای گوش دادن به او

3.  تحمل ترک نقش مربی گری و تمایل صادقانه برای مشورت دادن است.

به عنوان یک والد لازم است بدانید که خودرأیی نوجوان تان پوششی است برای اینکه احساس حقارت  وکم بودن را مخفی کنند.

تمامی این کارها تلاشی برای برتری و روی پای خود ایستادن و دیده شدن است.

این درست است که نوجوان به توصیه و راهنمایی نیاز دارد، اما هنگام تلاش برای فرار از نظارت های سفت و سخت والدین ممکن است به خود یا دیگران آسیب برساند.

در این دوره او به راهنمایی و مشورت نیاز دارد، اما نه به صورت دائمی، بلکه گاهی باید به او مشاوره ی صادقانه دهید.

  1. یک اردو یامسافرت مناسب ترتیب دهید.

برای داشتن رابطه ای دوستانه با نوجوانان راه های بسیاری وجود دارد.

یکی از این راه های موثر، در اصول تربیت دموکراتیک برنامه ریزی یک اردوی ۱۰روزه پدر و پسری یا خانوادگی و فرزندی است.

در این صورت حتی اگر رابطه دوستانه ای در میان شما و فرزندتان برقرار باشد، این ارتباط مستحکم تر می شود.

در مورد روابط پدر- پسری ساختن یک قایق و در مورد مادر – دختری دوختن یک پیراهن با همکاری هم می تواند کمک بسیار موثری باشد.

باید به علایق فرزند خود توجه کنید شاید دختر شما قایق سازی دوست دارد و برای او برنامه با استعداد و خواستش تنظیم کنید.

برای رابطه مادر و پسری نیز در دسترس بودن برای گفتگو و درددل کردن می تواند بسیار موثر باشد.

لازم است شما تلاش کنید تا ارتباطی توام با احترام با فرزندتان برقرار کنید به گونه ای که در او احساس رضایت و درک شدن ایجاد شود.

نویسنده: کودک و نوجوان : “کودکانه

نوجوان

با کودک حسود چگونه رفتار کنم؟ دلایل حسادت کودکان و درمان آن
با کودک حسود چگونه رفتار کنم؟ دلایل حسادت کودکان و درمان آن

ممکن است شما نیز کودک حسود داشته باشید که در موقعیت های خاصی، رفتارهای حسادت آمیز نشان می دهد و باعث تعجب تان می شود.

با کمی دقت در خواهید یافت که موقعیت های خاصی مانند رقابت، مقایسه با هم سن و سالان و یا فرق گذاشتن بین بچه ها، آتش حسادت را شعله ور تر می کند و باعث می شود تا فرزندتان نه تنها در هیچ کاری با شما همکاری نکند، بلکه دچار احساس خشم، عصبانیت و کینه نیز شود.

شاید برای تان عجیب باشد که یک مقایسه ی به ظاهر کوچک چگونه می تواند تا این حد برانگیزاننده باشد اما در حقیقت، قرار گرفتن در موقعیت های تبعیض، مقایسه و یا رقابت؛ این احساس را به همراه می آورد که ” من از دیگران کمتر هستم ” و باعث شکل گیری حد زیاید از ترس درونی می شود.

کودک ترسیده، تلاش می کند تا با بروز رفتارهای حسادت آمیز از خود دفاع کند و توانایی اش در دفاع از حقوق خود را به نمایش بگذارد و حقوق خود را پس بگیرد.

متاسفانه این رفتارها در دراز مدت می تواند منجر به تنها ماندن کودک و یا کناره گرفتن دیگران از او نیز شود که مهارت های اجتماعی را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار می دهد.

حسادت در کدام سنین طبیعی است؟

از نظر روانشناسی، معمولا حسادت در حدود یک و نیم سالگی شکل می گیرد و در فاصله ی 2 تا چهار سالگی بیشتر می شود.

این بین اگر فرزند تازه ای متولد شود، ممکن است کودک به رفتارهای نابه هنجار دیگری مانند افسردگی، بدغذایی، اضطراب و یا شب ادرار متوسل شود تا از این طریق اعتراض خود به شرایط را بیان کند.

به عبارت دیگر لازم است بدانید که این رفتارها بیش از آنکه یک اختلال باشند، روشیبرای ابراز وجود هستند که فرزندتان از آن استفاده می کند.

با کودک حسودم چگونه رفتار کنم؟

بسیاری از والدین به دلیل عدم آگاهی از سار و کارهای روانی درونی در خصوص حسادت، تلاش می کنند تا از طریق تنبیه، فشار، اجبار و یا روش هایی مانند سرزنش کردن، مانع از حسادت ورزی کودک شوند.

این در حالی است که چنین روش هایی می تواند احساس عدم درک شدگی را بیشتر کرده و کودک را برای کنارگذاشتن حسادت، لجبازتر کند.
استفاده از راهکارهای زیر می تواند به شما کمک کند تا این وضعیت را به خوبی مدیریت کنید:

1. با فرزندتان صحبت کنید و به او بگویید که برای تان مهم و دوست داشتنی است.

در طی این گفت و گو او را متوجه کنید که توجه تان به کودکان دیگر به خاطر ناتوانی و کوچک بودن شان است و ربطی به مساله ی دوست داشتن ندارد.
سعی کنید در عین حال جانب اعتدال را نیز رعایت کنید و از توجه افراطی به فرزند پرهیز کنید.

2. به فرزندتان محبت کنید.

محبت کردن به فرزندتان بهوژه در اوقاتی که تنها هستید، به او احساس دوست داشتن را منتقل می کنید. او را نوازش کنید و در آغوش بگیرید.

3. به فرزندتان قدرت دهید.

از طریق واگذار کردن کارهای کودک کوچک تر به فرزند حسودتان می توانید در او احساس کنترل، قدرت و توانمندی ایجاد کنید.
به عنوان مثال غذا دادن و یا لباس پوشیدن را به او واگذار کنید.

4. از فرزندتان تعریف کنید.

ممکن است فرزند حسودتان تمایل داشته باشد تا به کارهای او نیز رسیدگی ویژه ای کنید. بنابراین بر این نکته تاکید کنید که تو قوی و شجاع هستی و می توانی کارهای خودت را به خوبی انجام دهی.

بیان دیگر ویژگی های مثبت فرزندتان نیز باعث می شود تا در او احساس دیده شدن ایجاد شود و رفتارهای حسادت آمیز کمتری را بروز دهد.
بهتر است بر ویژگی هایی تاکید کنید که مختص فرزندتان است و توجه ی ویژه ی شما به او را نشان می دهد.

5. اعتماد به نفس را تقویت کنید.

راهکار ارایه شده در مورد قبل، به فرزندتان کمک می کند تا احساس بهتری در مورد خود داشته باشد و خود را ارزشمند بداند.

برای رشد اعتماد به نفس، کارهایی را به فرزندتان محول کنید که از عهده ی آن ها بر می آید. بر توانمندی های فرزندتان تاکید کنید و احساس کافی بودن را در او پرورش دهید.

 

6. به کودک اجازه دهید تا احساس حسادت یا خشم اش را بیان کند.

ماندن با احساسات منفی مانند حسادت و خشم به صلاح کودک نیست. برای تغییر این وضعیت، به کودک اجازه دهید تا احساسات واقعی اش در مورد کودک دیگر را بیان کند.

می توانید ابزاری جایگزین مانند یک عروسک را در اختیار او قرار دهید تا احساس خشم اش را از طریق ضربه زدن به آن تخلیه کند.

نقاشی کردن نیز می تواند روش مفید دیگری برای بیان احساسات باشد.

در صورتی که حسادت در فرزندتان منجر به رفتارهای دیگری مانند شب ادراری، ناخن جویدن و یا اضطراب و افسردگی شده است، می توانید با مراجعه به بازی درمانگر، نسبت به درمان این وضعیت اقدام کنید.

نویسنده : سایت کودکانه