دسته: مشاوره کودک و نوجوان

کنترل حسادت کودکان | ۱۱ راهکار روانشناختی
کنترل حسادت کودکان | ۱۱ راهکار روانشناختی

کنترل حسادت کودکان با راهکار های روانشناختی می تواند بسیار راحت باشد.  گاهی والدین ناخواسته با مقایسه فرزند خود با دیگران حسادت او را تحریک می کنند.

بنابراین در جلسات مشاوره اغلب تاکید می شود که والدین عزیز لطفاً از مقایسه کودکان با دیگران خودداری کنید زیرا با این کار به فرزند خود نشان می دهند که” به اندازه کافی خوب نیستند.” علاوه بر این حسادت کودکان به فرزند دوم نیز باعث آسیب های زیادی به کودکان می شود.

خود را جای کودکتان بگذارید، چه کسی دوست دارد با دیگری مقایسه شود؟ اگر در مورد احساسات خود صریح باشید و مدام فرزند خود را با خواهر یا برادر یا دوست خود مقایسه کنید، ممکن است احساس رقابت، اعتماد به نفس پایین و حسادت را در او ایجاد کنید.

در این مقاله ۱۱ راه اساسی برای کنترل حسادت کودکان ذکر شده است بنابراین آن را از دست ندهید.

کنترل حسادت کودکان

حسادت در کودکان امری رایج است و ممکن است اغلب به دلیل حسادت با هم دعوا و درگیری داشته باشند. کودک میترسد که عشق و توجه والدین یا مراقبان خود را از دست می دهد. این ممکن است منجر به اضطراب و عصبانیت نسبت به خواهر و برادر یا دوستانش شود.

کودکان باید یاد بگیرند که چگونه با حسادت کنار بیایند و برای اینکار به راهنمایی شما نیاز دارند. در صورت عدم کنترل حسادت می تواند منجر به عواقب دیگری شود که در ادامه ذکر شده است:

  • کاهش عزت نفس
  • پرخاشگری نسبت به بچه های دیگر
  • احساس ناتوانی
  • قلدری
  • انزوا

دلایل حسادت در کودکان از نظر روانشناسی

در ادامه دلیل حسادت در نوزادان، کودکان نوپا و کودکان پیش دبستانی به طور خلاصه ذکر شده است:

حسادت در نوزادان

در نوزادان، حسادت برابر با غریزه بقا است. نوزاد باید روی والدین خود تمرکز کنیم، زیرا برای هر چیزی که برای زنده ماندن نیاز داریم به آن ها وابسته هستیم.

بنابراین حتما به صدا زدن و گریه های کودکتان توجه کنید حتی اگر کار دیگری انجام می دهید کمی او را در آغوش بکشید تا آرام شود.

حسادت در کودکان نوپا

حسادت در کودکان نوپا نشان دهنده اضطراب جدایی است. همانطور که کودک نوپای شما شروع به تمرین استقلال می کند،  نیاز دارد که شما را همچنان در کنار خود بیابد. بنابراین، پاسخگویی به نیازهای او همچنان مهم است، البته می توانید از او بخواهید منتظر بماند و با این کار صبر را نیز به او یاد دهید.

حسادت در دانش آموزان ابتدایی

حتی در سن مدرسه نیز نیز کودکان به دلیل نیاز به امنیت احساس حسادت می کنند. خبر خوب این است که آن ها به مرور منطقی تر می شوند و همچنین توانایی بیشتری در درک نیازهای دیگران کسب می کنند. این بدان معنی است که ما می توانیم به آن ها کمک کنیم تا احساس حسادت را تشخیص دهند و آن را مدیریت کنند.

نشانه های حسادت کودکان

شکایت های نادرست از شخصی که به آنها حسادت می کنند

خشم

  • اضطراب
  • هوشیاری بیش از حد
  • رفتار مالکانه
  • حساسیت بیش از حد
  • ممکن است زمانی که دیگران تعریف و تمجیدهای خوبی دریافت می کنند، عصبانی و بی حوصله شوند.
  • قلدری نسبت به دیگران
  • ممکن است دستاوردهای دیگران را بی اهمیت جلوه دهند.
  • ممکن است رفتارهای دیگران و دستاوردهای دیگران را تقلید کنند.

کنترل حسادت کودکان | درمان حسادت کودکان

۱.از احساس حسادت استفاده کنید

هدایت حسادت فرزندتان به یک راه مثبت، راهی عالی برای کاهش احساسات منفی او می باشد.

 

به عنوان مثال، اگر فرزند شما به دلیل دریافت نمرات خوب دوستش غمگین است، یا اگر در یک مسابقه فوتبال شکست خورد، ممکن است او را تشویق کنید که بیشتر درس بخواند یا سخت‌تر تمرین کند و دستاوردهای خود را بر تلاش متمرکز کند تا بیش تر از توانایی های خودش استفاده کند.

کنترل حسادت کودکان

۲.علت اصلی حسادت را کشف کنید

برای کنترل حسادت کودکان با فرزندتان صحبت کنید و دلیل حسادت او را بپرسید و سپس بدون قضاوت به او گوش دهید. ممکن است مواردی وجود داشته باشد که کودک عزت نفس و اعتماد به نفس پایین تری داشته باشد.

سپس به او کمک کنید که احساس خود را بپذیرند و برای ایجاد اعتماد به نفس خود تلاش کنند. برای افزایش عزت نفس و کنترل حسادت کودکان می توانید از مشاور کمک بگیرید تا به طور تخصصی ریشه حسادت و راه های کنترل حسادت کودکان را کشف کنید.

به فرزندتان اجازه دهید در مورد ناامنی های خود صحبت کند. صحبت در مورد حسادت آن ها ممکن است گفتگو و فرصتی برای رشد باز کند. از فرزندتان بپرسید که خودش احساس می کند چگونه میتواند بر احساسات خود غلبه کند.

۳. فرزند خود را با دیگران مقایسه نکنید

همان طور که گفته شد بهترین راه برای جلوگیری و کنترل حسادت کودکان این است که هرگز تکالیف مدرسه، کارنامه و نمرات آزمون کودک را با خواهر و برادر یا دوستانش مقایسه نکنید. این مقایسه ها به فرزند شما کمک نمی کنند تا بیشتر کار کند.

در عوض، کینه را در آن ها ایجاد می کند. در عوض، به کودکان بیاموزید که از مقایسه نقاط ضعف خود با نقاط قوت دیگران خودداری کنند.

۴. روی نقاط قوت فرزندتان تمرکز کنید

هر کودکی نقاط قوتی دارد. صحبت در مورد آن قدرت خاص، عزت نفس آن ها را تقویت و باعث کنترل حسادت کودکان می شود. همچنین می توانید به جای مقایسه عملکرد فرزندتان با دیگران، توجه خود را بر روی تلاش فرزندتان متمرکز کنید.

همه می توانند تمرین کنند و سخت تلاش کنند تا پیشرفت کنند. به فرزندتان بیاموزید که بهترین بودن مهم نیست، مهم این است که بهترین خودش باشد. برجسته کردن نقاط قوت؛ عزت نفس فرزندتان را بسازید و او را با نقاط قوتش مرتبط کنید.

به کودک خود یادآوری کنید که همه افراد منحصر به فرد هستند و هر فرد باید بهترین نسخه از خود باشد. به قدردانی از نقاط قوت دیگران عادت کنید. به فرزند خود بیاموزید که رفتار خود را به جای احساسات خود مدیریت کند.

۵. به بهبود فرزندتان کمک کنید

روش دیگر کنترل حسادت کودکان این است که به کودک خود کمک کنید در زمینه هایی که در آن احساس ناکافی می کند، پیشرفت کند.

اگر حسادت به دلیل عقب ماندن در کلاس ریاضی ایجاد شده باشد، تدریس خصوصی ریاضی یا اطمینان از تکمیل تکالیف میتواند برای غلبه بر حسادت و افزایش اعتماد به نفس کمک کند.

به فرزندتان این پیام را بدهید که «متفاوت بودن اشکالی ندارد و اگر می‌خواهید در کاری بهتر شوید، فقط به تلاش خود ادامه دهید و تسلیم نشوید.»

۶. قدردانی را تمرین کنید

تمرین قدردانی با فرزندتان، قدردانی از دارایی های مادی، ویژگی های منحصر به فرد و مهارت های شخصی می تواند باعث کنترل حسادت کودکان شود. راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید به فرزندتان بیاموزید که شکرگزار باشد.

با ابراز قدردانی از استعدادها، خانواده و زندگی خود، به فرزندان خود می آموزید که مهم این نیست که چه چیزی دارید، بلکه مهم این است که چقدر قدر آن ها را می دانید.

۷. تمرکز بر تجربیات

حسادت ممکن است نتیجه تمرکز بیش از حد بر روی مسائل مادی باشد و رسانه های اجتماعی نیز به این احساسات دامن می زنند.

با انتخاب تجربیات جالب، به عنوان مثال، گذراندن وقت با فرزندان، سفر به پارک، موزه، یا تعطیلات خانوادگی به جای یک گوشی هوشمند به فرزند شما می‌آموزد که چیزهای مهم‌تری از مسائل مادی وجود دارد.

کنترل حسادت کودکان

۸. زیاده روی

تسلیم شدن و خرید هر چیزی که فرزندتان می خواهد جلوی حسادت را نمی گیرد. با یادگیری نه گفتن، می توانید حس قدردانی را نسبت به مواقعی که بله می گویید القا کنید، که به طور طبیعی به فرزندتان می آموزد که برای چیزهایی که دریافت می کند ارزش قائل شود.

حسادت یک احساس رایج دوران کودکی است، به ویژه در کودکانی که خواهر و برادر دارند. کودکان تنها نیز می توانند به دوستان یا پسرعموهای خود حسادت کنند. نادیده گرفتن حسادت می تواند بر سلامت روانی در آینده تأثیر منفی بگذارد.

۹. گوش کنید

در بیشتر موارد، رفتار حسادت آمیز ریشه در اعماق درون دارد. یک موضوع یا نگرانی خاصی پشت چنین رفتاری وجود دارد. با فرزندتان صحبت کنید و دلیل حسادت او نسبت به یک فرد خاص را بدانید و سپس به او گوش دهید.

ممکن است مواردی وجود داشته باشد که کودک شما عزت نفس و اعتماد به نفس پایین تری داشته باشد و همین گوش کردن باعث کنترل حسادت کودکان شود.

آن ها ممکن است به اندازه کافی در مورد جنبه های مثبت خود مطمئن نباشند، که همین ممکن است باعث شود نسبت به شخص دیگری حسادت نشان دهند بنابراین نقات قوت آن ها را برجسته و با این کار کنترل حسادت کودکان را به دست بگیرید.

۱۰. فرزندتان را دوست داشته باشید

منظور این نیست که شما فرزندتان را دوست ندارید. بلکه منظور این است که آن ها به تمام عشق و محبتی که می توانند در این مرحله از زندگی خود داشته باشند نیاز دارند. مهم نیست که دلیل آن چیست، راهنمایی والدین همراه با عشق و مراقبت، همیشه می تواند همه چیز را اصلاح کند و کنترل حسادت کودکان را آسان سازد.

۱۱. بیش از حد از کودک خود تعریف نکنید

به عنوان والدین، شما فرزندتان را می‌پرستید و دوست دارید، و ممکن است گهگاه به خاطر تلاش‌ها و سختکوشی‌اش از او تمجید کنید.

با این حال برای کنترل حسادت کودکان از افراط در تشویق خودداری کنید. ممکن است در برخی از شرایط بیش از حد از فرزندتان تعریف کنید این امر باعث می شود که کودکان عادت کند که مرکز توجه شما باشد و همیشه از او تعریف کنید حتی اگر عملکرد خوبی نداشته باشد.

نویسنده: “کودکانه”

منبع:

  1. Dealing with jealousy; Oxfordshire County Council
    ۳. Proximal Foundations of Jealousy: Expectations of Exclusivity in the Infant’s First Year of Life; National Library Of Medicine
۱۱ اثرات مثبت طلاق برای کودکان | نکاتی برای کمک به فرزندان
۱۱ اثرات مثبت طلاق برای کودکان | نکاتی برای کمک به فرزندان

اثرات مثبت طلاق برای کودکان نکته ای است که معمولا به آن توجه نمی شود. بسیاری از ما از طریق تلویزیون، رسانه‌های اجتماعی یا اخبار از ناخوشایندی طلاق آگاه هستیم.

علاوه بر این دوستان، اقوام و همکارانی داریم که طلاق های سختی را پشت سر گذاشته اند. در نتیجه، تصور اینکه چه زمانی طلاق برای کودکان مفید است، ممکن است دشوار باشد.

به شرطی که هر دو والدین در طول رویدادی که در نهایت زندگی خود و فرزندشان را تغییر می‌دهد، واقعاً گام بردارند و حمایت لازم را از فرزندان خود ارائه کنند، طلاق آسیب کم تری را به همراه دارد.

اثرات مثبت طلاق برای کودکان و نقش مشاور

البته توجه داشته باشید که طلاق همیشه برای کودک « بد» می باشد و آسیب هایی را به همراه دارد. اما اگر طلاق درست صورت بگیرد و طرفین به کودک اهمیت بدهند می توانند اثرات مثبت طلاق برای کودکان را به همراه داشته باشد بنابراین حتما پس از طلاق با مشاور صحبت کنید تا کودک خود را در بهترین شرایط بزرگ کنید.

آنچه مهم‌تر از همه به یاد داشته باشید این است که همیشه نمی‌توان فرزندان را در خانواده‌ای با دو والد شاد بزرگ کرد.

وقتی والدین نمی توانند به موارد فوق دست یابند، فرزندانشان بهتر است به جای زندگی با دو بزرگسال ناراضی زیر یک سقف، با دو والدین شاد در دو خانواده جداگانه زندگی کنند. طلاق در این شرایط می تواند برای کودکان مفید باشد.

۱. حذف سوء استفاده

متأسفانه والدین می توانند از یکدیگر و همچنین فرزندان خود سوء استفاده کنند. بدیهی است که حذف کودکان از چنین محیط های سمی از چندین جهت برای آن ها مفید است.

۲. از بین رفتن تنش | اثرات مثبت طلاق برای کودکان 

وقتی تنش در محیط خانه از بین می رود، بچه ها آرام تر می شوند. رفتارهای کودکان اغلب با سطح تنش در فضای خانه‌ منطبق است. هنگامی که طلاق جدایی رخ می دهد، شدت تنش در محیط محو می شود و رفتارهای کودکان آرام تر می شود.

اثرات مثبت طلاق برای فرزندان

۳. انعطاف پذیرتر و سازگارتر

فرزندان طلاق باید راهبردهای مقابله‌ای را ایجاد کنند که همسالان شان تا سال‌ها بعد با آن‌ها مواجه نمی‌شوند. علاوه بر این، فرزندان والدین مطلقه با شرایط مختلف سبک زندگی سازگارتر می شوند. آن ها با موفقیت و به طور منظم بین خانه مادر و خانه پدر جابه جا می شوند.

۴. همدلی

تغییری که طلاق در خانواده‌هایشان ایجاد می‌کند، باعث می‌شود که برخی از فرزندان والدین مطلقه نسبت به مشکلات دیگران دلسوزی بیشتری داشته باشند. وقتی همسالانشان مشکلات خانوادگی دارند، فرزندان والدین طلاق گرفته می توانند با آن مشکلات ارتباط برقرار کنند.

با دیدن طلاق والدین خود، بسیاری از کودکان از تجربیات آن ها استفاده می کنند و آن را در موقعیت های دیگر به کار می برند. بنابراین، به عنوان مثال، اگر ببینند که یکی از دوستان خود دچار مشکل شده است، اغلب به او کمک می کنند. بنابراین شخصیت حمایت کننده پیدا می کنند.

۵. خودکفایی

یکی از مهم ترین اثرات مثبت طلاق برای کودکان خودکفایی می باشد. زیرا هر دو والد مطلقه اغلب پس از جدایی به طور تمام وقت کار می کنند تا بتوانند زندگی خود را اداره کنند. در چنین شرایطی، کودکان بیشتر به خود متکی می شوند. بسیاری از کودکان طلاق اغلب از مدرسه یا فعالیت های بعد از مدرسه به خانه باز می گردند قبل از اینکه والدینشان از سر کار برگردند.

آن‌ها یاد می‌گیرند که «از خود دفاع کنند». اغلب، آن ها شروع به انجام کارهای خانه می کنند، وعده های غذایی خود را درست می کنند.

۶. والدین مطلقه به فرزندان خود الگو می‌دهند که آن ها شایسته داشتن یک رابطه مناسب هستند

در این صورت طلاق به فرزندان نشان می‌دهند که به ازدواج ناسالم یا ناخوشایند رضایت ندهند. پس از طلاق، در نهایت والدین مطلقه روابط جدیدی را آغاز می کنند. در نتیجه، کودکان شاهد خوشحالی والدین خود هستند که فرصت‌های الگوسازی عالی را برای کودکان فراهم می‌کنند.

۷. رابطه بهتر والدین با فرزند

با حضانت مشترک، فرزندان والدین مطلقه این فرصت را دارند که هر یک از والدین را به عنوان یک والد کامل و مطمئن تجربه کنند. در خانواده هایی که طلاق ندارند، بسیاری از والدین فقط «حضور» هستند اما تعامل معناداری با فرزندان خود ندارند. هنگامی که هر دو والد با هم هستند، یکی از آن ها اکثر وظایف تربیتی یا تربیتی را بر عهده می گیرد.

پس از وقوع طلاق، زمانی که فرزندان ملاقات و اشتراک زمانی خود را با والدین مربوطه خود تجربه می کنند، هر یک از والدین کاملاً روی آن ها تمرکز می کنند. آن‌ها این فرصت را دارند که در سطح عمیق‌تری نسبت به همسالان خود که طلاق نگرفته‌اند، درباره والدین خود بیاموزند، زیرا زمان زیادی را با هر فرد والدینی می‌گذرانند.

۸. ازدواج ایده آل نیست

با مشاهده تأثیرات طلاق بر والدین و سبک زندگی آن ها، فرزندان والدین مطلقه درک بالایی در مورد اهمیت پایداری ازدواج دارند و احتمالاً اهمیت بیشتری برای آن قائل هستند، این اثرات مثبت طلاق برای کودکان به آن ها یاد می دهد تا بتوانند درست تصمیم بگیرند و درک کنند که رابطه مشکلاتی می تواند وجود داشته باشد.

اثرات مثبت طلاق برای فرزندان

۹. روابط نزدیک تر با خواهر و برادرشان |فواید طلاق برای فرزندان

بچه های طلاق اغلب رابطه شان با خواهر و برادرشان قوی تر می شود. هیچ کس بهتر از خواهر و برادرش نمی داند که هنگام طلاق والدینشان چه می گذرند.

۱۰. آموزش برقراری ارتباط

کودکان طلاق باید راه های ارتباط با هر یک از والدین را بیاموزند تا اطمینان حاصل کنند که نیازهای آن ها برآورده شده و انتظارات والدینشان نیز برآورده می شود.

۱۱. مهارت های مدیریت زمان و سازماندهی یادگیری

رفت و آمد بین دو خانواده یکی از بزرگترین شکایات فرزندان والدین مطلقه است. از آنجایی که کودکان مرتباً بین خانه‌های والدین خود رفت و آمد می‌کنند، خیلی سریع یاد می‌گیرند که چگونه چیزهای خود و همچنین زمان خود را تقسیم کنند.

این اثرات مثبت طلاق برای کودکان در آینده آن ها تاثیر زیادی داشته و آن ها را افراد دقیقی بار می آورد.

اثرات منفی طلاق بر فرزندان |پیامدهای طلاق برای فرزندان

آمارهای مربوط به تأثیرات طلاق بر کودکان نشان می دهد که در صورتی که والدین از مشاور کمک نگیرند طلاق خطر برخی مسائل روانی و رفتارهای بزهکارانه را افزایش می دهد. فرزندان والدین مطلقه در معرض خطر بیشتری برای موارد زیر هستند:

  • عملکرد ضعیف در مدرسه
  • مشکل اعتماد به نفس
  • مشکل در کنار آمدن با همسالان
  • افسردگی
  • عزت نفس پایین
  • درماندگی
  • رفتار پرخطر (مثلاً مصرف مواد مخدر)

درصورت عدم هماهنگی و کمک والدین در بزرگسالی، فرزندان طلاق بیشتر در معرض خطر فقر، ازدواج زودهنگام و طلاق هستند.

نکاتی برای کمک به فرزندان پس از طلاق

احساسات فرزندتان را بپذیرید

فرزند شما ممکن است پس از طلاق احساسات متناقضی را از خود نشان دهد. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که درک کنید آن ها در حال گذراندن چه چیزی هستند. شما نباید احساسات آن ها را کم اهمیت جلوه دهید، بنابراین سعی کنید در مورد تغییر شرایط با آن ها صحبت کنید.

اگر تمایلی به صحبت کردن ندارند یا بهبودی در ارتباط خود با فرزندتان مشاهده نمی کنید بهتر است که با روانشناس مشورت کنید.

اثرات مثبت طلاق برای فرزندان

رابطه صمیمانه با والد دیگر را حفظ کنید

شما به عنوان والد باید با یکدیگر متحد باشید تا به فرزندان خود نشان دهید که هنوز بخشی از زندگی آن ها خواهید بود این باعث ایجاد اثرات مثبت طلاق برای کودکان می شود. اما لازم نیست با هم دوست باشید. در واقع، دوستی می تواند فرزند شما را گیج کند، زیرا آن ها متعجب می شوند که چرا بعد از طلاق می توانید اینقدر خوب کنار بیایید اما در طول ازدواج نتوانستید این کار را انجام دهید.

به احتمال زیاد، شما مجبور خواهید بود به فرزندپروری مشترک بپردازید بنابراین حداقل جلوی فرزندتان در مورد والدین دیگر بد صحبت نکنید. اگر احساس می کنید که نمی توانید این رابطه صمیمانه را حفظ کنید حتما از مشاور کمک بگیرید.

 

برای بهبود شرایط پس از طلاق به راحتی می توانید با مراکز برتر مشاوره همچون “مرکز مشاوره ستاره” تماس حاصل کنید، رزرو وقت با شماره های ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ و ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰ و ۰۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰ و ۰۹۱۰۸۳۴۷۵۹۷ امکان پذیر است.

بچه ها را میان درگیری خود قرار ندهید

هنگامی که در حال گذراندن دعوای قضایی هستید ، ممکن است سعی کنید کودک را سمت خودتان بکشید. با این حال، این بیشتر از آن چیزی که می تواند به پرونده شما کمک کند، به کودک آسیب می رساند.

محدود کردن تماس بین فرزندتان و همسرتان، پرسیدن از فرزندتان که والدین مورد علاقه او کدام است، استفاده از کودک به عنوان پیام رسان، می‌تواند استرس بیشتری را به انتقال استرس‌زا اضافه کند.

با نظم و انضباط سازگار باشید

فرزندان طلاق در معرض خطر بیشتری برای رفتارهای بزهکارانه هستند. قوانین محکمی وضع کنید و آن ها را اجرا کنید. این به کودک ساختار می دهد، احترام او را به دست می آورد و از بزهکاری او جلوگیری می کند

پیروی از قوانینی که در هر دو خانواده یکسان است برای کودکان آسانتر است. در غیر این صورت، آن ها ممکن است قوانین یکی از والدین را زیر سوال ببرند. اگر کودکی حق داشتن تلفن همراه را در یک خانه از دست داده است، باید آن را در خانه دیگر نیز از دست بدهد.

به زندگی فرزندتان توجه کنید

راه دیگر برای کمک به فرزندتان این است به روی آنچه در زندگی او می گذرد توجه کنید. به طور منظم نمرات، زندگی اجتماعی، علایق و غیره آن ها را بررسی کنید. این به شما کمک می کند تا به کودک نزدیک تر شوید و احتمال درگیر شدن او در رفتارهای مخاطره آمیز را کاهش می دهد.

نویسنده: “کودکانه”

منبع: THE POSITIVE EFFECTS OF DIVORCE ON CHILDREN

رفتار با فرزند نوجوان | ۱۱ تکنیک های ارتباط با نوجوان
رفتار با فرزند نوجوان | ۱۱ تکنیک های ارتباط با نوجوان

رفتار با فرزند نوجوان تکنیک های خاص خود را دارد، داشتن فرزند نوجوان می تواند یکی از دردسرهای عجیب و غریب در زندگی هر پدر و مادری باشد.

در دوره نوجوانی شما با فرزندی روبه رو هستید که تا چند روز پیش سر به راه و حرف شنوا بود ولی اکنون به فردی سرکش و گستاخ تبدیل شده است که انتظارات نابجایی دارد و امان تان را بریده است.

جالب است بدانید که این توصیف شکایت رایج بسیاری از پدر و مادر هاست و خبر از آن می دهد که دوران نوجوانی با ویژگی های مشخص می شود که نیاز به شناخت بیشتری دارند.

رفتار با فرزند نوجوان

به عنوان والدین بیش از هر چیز نیازمند آن هستید تا فرزند نوجوان تان را بیشتر بشناسید و بتوانید دنیا را از زوایه ی دید او مشاهده کنید.

استفاده از تکنیک های ارتباط با نوجوان به شما کمک می کند تا بتوانید ارتباط بهتری را شکل دهید و مدیریت رفتار با فرزند نوجوان را بیش از پیش به دست بگیرید.

۱‍. در ارتباط با نوجوان نیمه پر لیوان را ببینید.

این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آن ها مدام توصیه می کنند نوجوانان شان بیشتر درس بخوانند یا تلاش می کنند عادت های به گمان خودشان اشتباه نوجوان ها را عوض کنند.

به زبان دیگر پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند؛ مثلا شکست ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاری ها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیت ها و کارهای خوب نوجوان به راحتی نادیده گرفته می شود. دختربچه کارنامه اش را با کلی ذوق به مادر نشان می دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او می گوید« واقعا خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمره ات ۱۷ شده مگه از ریاضی سخت  تر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمره ات باید ۲۰ می شد»

چنین بازخورد های نا مهربانانه ای می تواند همه ی تلاش او برای امتحانات را زیر سوال ببرد و باعث شود نوجوان احساس کند که «هیچ کس مرا درک نمی کند.»

مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.

تکنیک های ارتباط با نوجوان

۲. از من استفاده کنید.

پیام هایی که با کلمه ی «تو» شروع می شوند، می توانند نوجوان را سرکوب کنند.

تو باید خجالت بکشی، این کار را متوقف کن، باید بهتر درس بخوانی، تو باید بهتر از این باشی و…

این ها نمونه ای از جملاتی هستند که پیامی توام با سرکوب و آزار و اذیت در بر دارند و باعث می شوند تا فرزند تان هرگز به حرف شما گوش ندهد.

این پیام ها را متوقف کرده و تلاش کنید تا عبارات تان را با ضمیر «من» آغاز کنید.

به عنوان مثال «من از اینکه نتیجه ی مورد نظرت در امتحان را به دست نیاوردی ناراحت شدم و به این فکر می کنم که چه چیزی باعث شد تلاشت به نتیجه نرسد؟”

به کار بردن پیام «من»  راه بهتری برای بیان موضوعات است.

در  این پیام ها تمرکز روی شماست، نه نوجوان. با به کار بردن این مهارت دیگر به نوجوان تان برچسب نمی زنید و او را سرزنش نمی کنید.

به عنوان مثال: وقتی تو تلفن نمی کنی، «من» احساس بدی پیدا می کنم، چون نمی دانم کجا هستی.

پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان | چگونه از بارداری جلوگیری کنیم

۳. رفتار نوجوانان امروزی، قوانینی مشخص وضع کنید 

بد دهنی و استفاده از الفاظ نامناسب یکی دیگر از مشخصه های نوجوانان است.

باتوجه به رفتار با فرزند نوجوان و نوع برخوردش قانون وضع کنید. به عنوان مثال ممکن است بگویید «در خانواده ما با دیگران با احترام صحبت می کنیم، ما به دیگران برچسب نمی زنیم و از الفاظ نامناسب استفاده نمی کنیم.» درگیر کردن فرزند در قانون گذاری سبب می شود تا در مواقعی که مورد نیاز است به او یادآوری کنید که خودش در قانون گذاری سهیم بوده است.

بر رفتار نوجوان خود و احساسی که در مورد آن دارید تمرکز کنید. از هرگونه اظهار نظر در مورد شخصیت فرزند خود بپرهیزید. به جای اینکه بگویید “تو خیلی بی ادبی” این جمله را امتحان کنید که ” وقتی با من اینطوری حرف می زنی ناراحت می شم” برخی مواقع نیز می توانید احساس خود را به صورت مستقیم بروز دهید «من الان از دست تو عصبانی هستم».

عواقب رفتارهای ناپسند را برایش مشخص کنید و آن ها را اجرا نمایید، اما مراقب باشید خیلی قانون نگذارید. بسیاری از مواقع می توانید برای بی احترامی ها یا استفاده از الفاظ نامناسب این عواقب را عملی کنید.

نکته بسیار مهم اینکه خود شما تلاش کنید تا به قوانین پایبند باشید.

۴. با صراحت تمام نه نگویید.

ممکن است یک نه محکم در ارتباط با کودک ۵ ساله تان خوب جواب دهد اما دنیای نوجوانان آن را بر نمی تابد.

مهم ترین عامل لجاجت نوجوان و تقویت انگیزه او در رسیدن به خواسته غیر منطقی، این است که حق انتخاب را از او بگیرید.

پس در برابر خواسته های غیرمنطقی نوجوان خود، بی درنگ «نه» نگویید.

بلکه با سردی بگویید؛ نظری ندارید و او خود باید انتخاب کند.

او بی درنگ می فهمد که با این خواسته اش موافق نیستید؛ ولی چون با صراحت مخالفت نکردید و حق انتخاب را به او دادید، به احتمال فراوان، همان چیزی را بر می گزیند که شما خواسته اید.

رفتار با فرزند نوجوان

۵. تفکر کمال گرایانه را دور بریزید |تکنیک های ارتباط با نوجوان

قرار نیست نوجوان شما کامل باشد!

بسیاری از والدین توقع دارند تا فرزند نوجوان شان معدل بالای ۱۹ داشته باشد، حتما پزشکی بخواند، کلاس زبان برود و عالی صحبت نماید، موسیقی کار کند و استاد پیانو و گیتار و ….  باشد، با موبایل بازی نکند. شیطنت نکند، پای تلویزیون ننشیند، اشتباه نکند، پرخاشگر نباشد و …

واقعیت این است که نوجوانان ربات نیستند که توسط شما برنامه ریزی شوند بنابراین رفتار با فرزند نوجوان باید براساس نظر روانشناسان و مشاوران صورت بگیرد.

آن ها انسان هستند، آزاد و دارای قدرت انتخاب و تعقل و شما به عنوان والدین فقط می توانید آن ها را راهنمایی کنید.

۶. به او کمک کنید تا عاملی محرک را بیابد.

در پیدا کردن محرک یا اشتیاق درونی به نوجوانان کمک کنید. مواردی مثل فعالیتهای ورزشی، موسیقی،‌ هنری، بازیگری، حضور در گروه‌ جوانان، داوطلب شدن برای برنامه های مختلف یا حتی کارهای پاره وقت و… میتوانند نوجوان شما را از دردسر دور نگه دارند.

این بدان معنا نیست که تمام زمان آن ها را با فعالیت‌ های فوق برنامه پر کنید یا آن ها را مجبور کنید تا در برنامه‌هایی شرکت کنند که علاقهای به آن ندارند.

همچنین نباید تصور کنید که اگر نوجوان شما عضو تیم فوتبال باشد و یا ویلون بنوازد، پس قطعا هیچ اشتباهی مرتکب نمیشود، اما نوجوانی که علاوه بر شما، در برابر معلم ها، مربیان، هم‌تیمی‌ یا کارفرما پاسخگو و مسئول است، کمتر از دیگران دچار لغزش میشود.

برای مثال علاقه به فعالیت‌های ورزشی باعث میشود که برای بسیاری از برنامه‌های درسی و غیر درسی نیز انگیزه داشته باشند و آینده‌ خود را بر مبنای آن بسازند.

با یادگیری تکنیک های رفتار با فرزند نوجوان به فرزند تان کمک کنید تا چیزی را که عمیقا به آن علاقه دارد پیدا کند. بدینترتیب آن ها را برای موفقیت آماده میکنید و به آن ها یاد میدهید که زندگی به تحصیلات آکادمیک و نمره‌های خوب در کارنامه خلاصه نمیشود.

بنابراین رفتار با فرزند نوجوان را خوب بیاموزید.

۷. با فرزندتان دوست باشید، رفتار با فرزند نوجوان

در رفتار با فرزند نوجوان فراموش نکنید که بزرگسالان موفق کسانی هستند که در دوره ی نوجوانی ارتباطی دوستانه و صمیمی با والدین خود داشته اند بنابراین شما نیز بهتراست رابطه ای دوستانه به فرزند خود داشته باشید.

هیچ چیز ارزشمندتر از حفظ ارتباط صمیمانه ی شما نخواهد بود. بنابراین تلاش کنید تا ارتباط تان را به درستی حفظ کنید و از نتایج آن در زندگی روزمره ی تان لذت ببرید.

چگونه با نوجوان خود دوست باشیم

  1. در مورد اعتماد با یکدیگر صحبت کنید و بهم اطمینان دهید که صداقت در رابطه شما حرف اول را می زند.
  2. به یکدیگر اطمینان بدهید که اطلاعات میان شما محرمانه باقی می ماند و کسی از آن خبردار نمی شود.
  3. به صحبت های آن ها گوش دهید ولی آن ها را نصیحت نکنید مگر اینکه از شما کمک بخواهند.
  4. آن ها را قضاوت نکنید.
  5. به جای اینکه قوانینی را برای آن ها وضع کنید، دستورالعمل هایی را تنظیم کنید.
  6. باهم برای قدم زدن یا فیلم دیدن بیرون بروید سعی کنید سرگرمی مورد علاقه او را انجام بدهید و بعد به جایی مانند کافی شاپ بروید و در مورد آن صحبت کنید.

رفتار با نوجوان پرخاشگر و بی ادب

  1. سعی کنید آرام و مسالمت آمیز بوده و بدون تهدید قوی باشید.
  2. مطمئن شوید که زبان بدن شما نشان دهنده تمایل به گوش دادن دارید.
  3. از خیره شدن در چشم نوجوان خود خودداری کنید و به آن ها فضای شخصی بدهید.
  4. اگر مشاجره شما از کنترل خارج شد، به نوجوان خود توضیح دهید که بهتراست بحث خود را نیم ساعت بعد ادامه دهید این کار رفتار با فرزند نوجوان را بسیار آسان تر می کند.
  5. از خشونت علیه نوجوان خود اجتناب کنید.
  6. از مشاور کمک بگیرید. اگر نوجوان شما اعتراف کرد که مشکلی دارد و مایل به دریافت کمک است، در اسرع وقت با یک مشاور یا روانشناس قرار ملاقات تنظیم کنید.

رفتار با نوجوان

نحوه برخورد با نوجوان خطاکار

۱.ایجاد مرزهای واضح، رفتار با فرزند نوجوان

از آنجایی که بیشتر نوجوانان می خواهند استقلال و خودخواهی بیشتری را تجربه کنند، به ناچار شما را به چالش می کشند تا میزان قدرت خود و شما را آزمایش کنند.

۲. از سطح استرس خود آگاه باشید.

اگر عصبانی یا ناراحت هستید، اکنون زمان آن نیست که با نوجوان خود ارتباط برقرار کنید، بنابراین سعی کنید که مدتی تنها بمانید و سپس در مورد اتفاق با او صحبت کنید.

۳. بدون قضاوت یا نصیحت گوش دهید.

وقتی نوجوانتان با شما صحبت می‌کند، مهم است که بدون قضاوت، تمسخر، قطع صحبت، انتقاد یا توصیه به او گوش دهید. نوجوان شما می خواهد احساس کند که او را درک کرده و برای او ارزش قائل هستید.

نویسنده : سایت کودکانه

منبع: Disrespectful behaviour in pre-teens and teenagers

راه های ارتباط موثر با والدین | ۴۰ تکنیک معجزه آسا
راه های ارتباط موثر با والدین | ۴۰ تکنیک معجزه آسا

راه های ارتباط موثر با والدین به صورت دسته بندی شده در زمینه تربیت کودک و نوجوان آورده شده است.

تربیت فرزند هرگز کار آسانی نیست، اما از طریق ارتباط کلامی والدین با فرزندان می توانید فرزند خود را طوری تربیت کنید که آینده فرزند خود را تضمین کنید. والدین فقط باید از کلمات یا زبانی استفاده کنند که با سن فرزندشان مناسب باشد و هرگز بر سر آن ها فریاد نزنید و کلمات مبتذل نگویید.

راه های ارتباط موثر با والدین

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد و از راه های ارتباط موثر با والدین می باشد.
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر داشته باشد. …
  • شناخت.
  • همسانی.
  • همدلی یک وش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن.
  • سختگیری نکردن.
  • انعطاف پذیری از راه های ارتباط موثر با والدین
  • به کودکتان یاد دهید که چگونه احساسات خودش را بروز دهد و آن را درک کند، وقتی فرزندتان احساسات خود را بیان می کند، بدون قضاوت به آنچه می گوید گوش داده و احساسات او را درک کنید.
  • اگر مطمئن نیستید که باید چه چیزی بگویید یا چگونه آن را بگویید، لازم نیست فوراً پاسخ دهید می توانید با مشاور مشورت کنید و سپس به او پاسخ دهید.

راه های ارتباط موثر با والدین

اهمیت ارتباط کلامی والدین با فرزندان چیست؟

ارتباط شامل انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر است و می تواند شفاهی (غیرکلامی)، مثبت یا منفی، مؤثر یا بی اثر باشد. ارتباط موثر والدین با فرزندان بسیار ضروری است و والدین باید مشاوره رابطه والدین با فرزند را یاد بگیرند.

ارتباط کلامی والدین با فرزندان می تواند نه تنها برای کودک بلکه سایر اعضای خانواده نیز مفید می باشد و باعث نزدیکی اعضای خانواده به یکدیگر می شود. این امر منجر به ایجاد یک رابطه شادتر و سالم تر بین طرفین می شود و مشکلات روابط را به حداقل می رساند.

ارتباطات ناکارآمد یا مضر بین فرزندان و والدین میتواند باعث شود که کودکان باور کنند که آن ها بی‌اهمیت هستند یا درک نمی شوند. عزت نفس پایین آن ها به مرور پایین می آید و ممکن است تصمیم‌گیری را برای آن ها دشوار کند.

اکثر کودکانی که بدون ارتباط صحیح بزرگ شده اند والدین خود را غیرقابل اعتماد می دانند. آن ها ترجیح می دهند مشکلات را برای خود نگه دارند یا با دوستان به اصطلاح خود در میان بگذارند، زیرا می دانند که حمایت والدین خود را دریافت نمی کنند.

به همین دلیل برای والدین بسیار حیاتی است که ارتباطی سازنده و مؤثر با فرزندان خود برقرار کنند و اعتماد به نفس و حمایت کافی را به کودک خود ارائه دهند.

والدین خوب به چه معنایی می باشد؟

والدین مناسب مطلع می باشند که فرزندان خودشان را در چه زمانی آزاد بگذارند.

ما نیاز داریم که نحوه تفکر مستقل، حل کردن مشکلات و داشتن یک اعتماد عمیق به توانایی های خودشان را به فرزندانمان آموزش دهیم.

با توجه به زمان و کارایی موجود، کاری که والدین برای فرزندان خودشان انجام می دهند، عبارت از مواردی می باشد که خود فرزندان به راحتی می توانند برای خودشان انجام بدهند.

چهار سبک ارتباط والدین با فرزندان 

این سبک های سرپرستی در چهار گروه گسترده ای قرار می گیرند که به صورت کلی مورد پذیرش قرار گرفته است.

هر چند که محققان مختلف، عناوین مختلفی را برای این سبک ها در نظر گرفته اند، ولی معمولا این سبک ها به این صورت نامگذاری می شوند:

  • قدرت طلب،
  • مقتدر،
  • آسان گیر 
  • دخالت نکننده.
  • والدین قدرت طلب سخت گیر 
  • کنترل کننده هستند.

تعامل والدین با فرزندان

۸ روش برای تبدیل شدن به والدین بهتر و ارتباط والدین با فرزندان شامل:

  1. اجتناب کردن از مقایسه و لقب گذاری. شما می توانید یک نوع والدینی باشید که زمان خودش را صرف آموزش دادن روش ها، عادت ها و رفتار های خوب به کودکانش می کند. …
  2. حرف هایی که می گویید را انجام بدهید.
  3. اجازه بدهید که فرزند شما اشتباهاتی انجام بدهد.
  4. هیچ کاری انجام ندهید. …
  5. مصرف غذای خودتان را به عنوان ابزاری برای راحتی یا تشویق کردن استفاده کنید.
  6. نسبت به رفتار “بد” بی توجه باشید.
  7. به قدرت خودتان اعتماد داشته باشید.
  8. نسبت به پذیرفتن تغییرات آمادگی داشته باشید.

راه های ارتباط موثر با والدین

شیوه های ارتباط موثر با فرزندان

مشاوره رابطه والدین با فرزند که منجر به ایجاد یک پدر یا مادر خوب یا بد می شوند، عبارتند از:

  • دوست داشتن بدون قید و شرط. زمانی که شما بدون هیچ شرطی فرزندتان را دوست می دارید، بدون توجه به هیچ موردی وی را دوست خواهید داشت و مورد پذیرش قرار خواهید داد. …
  • نظم. زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، والدین برای رفع این مشکل یک سری راه حل هایی را در اختیار دارند می توانند این کار را با استفاده از مجازات و یا نظم دهی انجام بدهند.
  • راهنمایی کردن با استفاده از یک مثال.
  • همسانی و انعطاف پذیری دیگر عنصر مهم در برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • استقلال.
  • یکی از شیوه های ارتباط موثر با فرزندان همدلی می باشد همیشه سعی کنید که احساسات فرزند خود را درک کنید. بسیاری از مواقع کودکان عصبانی می شوند زیرا احساس می کنند که دیگران نمی توانند احساسات آن ها را درک کنند.
  • با هم خوش بگذرانید: گذراندن وقت با فرزندان به والدین کمک می کند تا راه های بهتری برای ارتباط با فرزندان پیدا کنند. تفریحات دو نفره مخصوص به خود را داشته باشید و مطمئن شوید که فرزند تان نیز از آن لذت می برد.
  • رفتار خود را اصلاح کنید: آنچه شما انجام می دهید، فرزندتان می بیند و آن را تکرار می کند.
  • جلسات خانوادگی منظم نیز ضروری است : جلسات خانوادگی می تواند یک بار در هفته یا هر زمان که ضروری است باید انجام شود این کار برای رفع مشکلات خانوادگی و صحبت در مورد مشکلات بسیار موثر می باشد.

چه نوع پدر یا مادری یک پدر یا مادر بدی می باشد؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

شما به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک پدر یا مادر بدی هستید؟

۸ علامت مربوط به یک پدر یا مادر بد بودن عبارتند از:

  1. اجتناب کردن و بی توجه بودن به فرزندتان.
  2. سوء استفاده فیزیکی یا زبانی.
  3. بیان کردن یک مثال بد.
  4. طرفداری یا تعصب.
  5. قدرت طلبی ناعادلانه.
  6. رفتار مالی غیر مسولانه.
  7. مزاحمت یا ناز پرورده کردن بیش از حد.
  8. اعتماد نداشتن به کودک.

راه های ارتباط موثر با والدین

علائم مربوط به یک پدر بد چه مواردی می باشند؟

رشد کردن تحت سرپرستی والدین مسموم، برای هر کودکی سخت می باشد، ولی شما می توانید علائم چنین سرپرستی را مشخص کنید و سعی کنید که یک آینده شادتری را برای فرزندانتان ایجاد کنید، مشاوره رابطه والدین با فرزند به شما کمک می کند تا پدر خوبی باشید، علائم زیر از نشانه های پدر بد می باشد:

  • پدر بد بیش از حد انتقاد می کند.
  • پدری که ارتباط کلامی والدین با فرزندان را بلد نمی باشد از طریق سکوت کردن با کودک ارتباط برقرار می کند.
  • پدر بد تهدیدات را فریاد می زند و نمی تواند احساسات فرزند خود را درک کنید.
  • پدر نامناسب همه چیز را به سایر افراد می گوید و راز کودک خود را حفظ نمی کند.
  • پدر بد به صورت پرخاشگرانه برخورد می کند و نمی تواند احساسات خود را آرام بیان کند.
  • پدر نامناسب نسبت به احساسات کودک خود بی توجه می باشد.

ارتباط کلامی والدین با فرزندان |مشاوره رابطه والدین با فرزند

۱۰ مورد مهم ارتباط کلامی والدین با فرزندان که والدین می توانند برای افزایش سطح اعتماد موجود انجام بدهند، عبارتند از:

  1. تایید کنید که آن ها تمامی تلاششان را انجام می دهند.
  2. اجازه بدهید که آن ها خودشان مشکلاتشان را حل کنند.
  3. حس کنجکاوی آن ها را تایید و مورد حمایت قرار دهید.
  4. مبناهای مربوط به موفقیت را به فرزند خودتان آموزش دهید.
  5. در فرآیند آموزشی فرزندتان مشارکت داشته باشید.
  6. یک سری مسئولیت هایی را به فرزند تان محول کنید.
  7. به فرزند تان کمک کنید که احساسات خودش را بیان کند.
  8. تمامی چالش ها و اتفاقات بد مربوط به فرزندتان را تایید کنید و از وی تحسین کنید.
  9. یک سری چالش هایی را برای فرزند خودتان ایجاد کنید.
  10. عملکرد آن ها را مورد قضاوت یا انتقاد قرار ندهید.
  11. گوش دادن فعال: گوش دادن فعال به کودک کمک می کند تا احساس کند درک می شود. برای این کار به چشمان کودکتان نگاه کرده و با بیان جملات نشان دهید که احساسات آن ها را درک می کنید.
  12. مانند آینه رفتار کنید. آنچه را که به شما می گویند با استفاده از کلمات مختلف تکرار کنید، این کار یکی از راه های ارتباط موثر با والدین می باشد.
  13. به گونه ای صحبت کنید که برای کودک شما قابل درک و متناسب با سن او باشد.
  14. به هیچ عنوان او را تحقیر نکرده و از کلمات تحقیر آمیز استفاده نکنید.
  15. به او رشوه ندهید: بسیاری از والدین با دادن جایزه های کوچک به کودک سعی می کنند او را آرام کنند اما این کار باعث می شود که رابطه شما دیگر صادقانه نباشد.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

منبع: Effective Communication Between Parents And Children Made Easy

افت فشار خون کودک| علائم، انواع و درمان تضمینی
افت فشار خون کودک| علائم، انواع و درمان تضمینی

افت فشار خون کودک به دلایل مختلفی رخ می دهد و فشار خون آن ها مقدار ثابتی نیست. پس در مواجهه با افت فشار خون کودک باید علت آن را شناسایی و رفع کنید.

در ادامه این بخش از مشاورانه علت و علائم فشار پایین در کودکان را بیان خواهیم کرد، با ما همراه باشید. فشار خون، در واقع به نیرویی اطلاق می شود که خون هنگام عبور از رگ ها و عروق، به دیواره آن ها وارد می کند. زمانی که فشار خون به زیر سطح نرمال برسد، اصطلاحا گفته می شود، فشار پایین است و یا افت فشار اتفاق افتاده است.

فشار خون نرمال به سن، جنسیت، قد، وزن افراد بستگی دارد؛ زمانی که فشار خون کودک در حالت انقباض به زیر ۹۰ میلی متر جیوه(عدد اول روی فشارسنج) و در حالت استراحت زیر ۶۰ میلی متر جیوه (عدد دوم روی فشارسنج) باشد، کودک دچار افت فشار خون می شود. اگر فشار خون کودک اکثر اوقات پایین باشد، باید حتما به آن توجه نمود

انواع افت فشار خون کودک

فشار خون در کودکان نسبت به سن، جنسیت و قد آن ها متفاوت است، اما سه نوع کاهش فشار در کودکان وجود دارد که عبارتند از:

۱. افت فشار وضعیتی

کاهش فشار خون به دلیل ایستادن طولانی مدت از نوع وضعیتی یا ارتواستاتیک می باشد، در این حالت افت فشار کودک همراه با علائمی مثل سردرد و مشکلات بینایی مثل سیاهی رفتن چشم همراه می باشد.

۲. افت فشار عصبی

این نوع افت فشارعصبی که به سنکوپ نیز معروف است، به دلیل اختلال و اشکال در تعامل مغز و قلب رخ می دهد. در این حالت جریان خون به مغز قطع می شود، به همین دلیل هوشیاری فرد به طور ناگهانی از بین می رود. این اتفاق معمولا زمان های می افتد که کودک به مدت طولانی ایستاده است، یا زمان زیادی ورزش کرده باشد. زمانی که افت فشار عصبی اتفاق می افتد، کودک دچار سرگیجه، تهوع و غش می گردد.

 افت فشار خون کودک

۳. افت شدید فشار خون کودک

کاهش فشار خون شدید، می تواند به دلایلی مثل عفونت های شدید، آلرژی شدید، از دست دادن مقدار زیادی خون، جراحت و آسیب دیدگی رخ دهد.

علائم افت فشار در کودکان|علائم افت قند در کودکان

همان طور که گفته شد، دلایل زیادی می تواند باعث افت فشار خون در کودک شود، در زیر علت های رایج و عمومی تر را بیان خواهیم کرد. این علائم اگر به مدت طولانی ادامه پیدا کند می تواند باعث آسیب به کودک شود بنابراین باید برای درمان آن هرچه سریع تر اقدام کنید:

۱. کم آبی بدن کودک

حجم خون، در واقع میزان مایعاتی است که در رگ ها در جریان است؛ برای این که خون به تمام بافت ها برسد، باید حجم طبیعی خون حفظ شود. وقتی که مایعات و آب بدن کم باشد، حجم خون کاهش پیدا می کند و این اتفاق می تواند منجر به افت فشار خون شود.

زمانی که مقادیر زیادی از مایعات از بدن کودک خارج می شود، برای مثال در طریق ادرار و عرق کردن زیاد هنگام فعالیت های جسمی و ورزش، و این میزان آب جبران نمی شود، در بدن کودک کم آبی اتفاق می افتد در نتیجه افت فشار خون کودک رخ می دهد.

۲. آلرژی

آلرژی به واکنش شدید سیستم ایمنی بدن به موادی که در واقع خطرناک نیستند گفته می شود، موادی مثل گرده گل، خوردن بعضی غذاها، زهر زنبور از جمله مواردی هستند که برخی افراد به آن آلرژی دارند. بروز آلرژی می تواند نشان هایی مثل التهاب، گیجی، عطسه، آبریزیش بینی و… داشته باشد. یکی از نشانه هایی که در موارد آلرژی شدید رخ می دهد کاهش فشار خون می باشد.

۳. عفونت خون نشانه افت فشار خون کودک

ورود عفونت به درون جریان خون، می تواند باعث افت فشار خون کودک شود. زمانی که باکتری های به جای حضور در مکان همیشگی خود مثل ریه وارد جریان خون می شوند، سمی آزاد می کنند که بر روی جریان خون تاثیر می گذارد و سبب کاهش فشار خون می شوند. این نوع کاهش فشار خون می تواند خطرات جدی سلامتی را در پی داشته باشد.

۴. کمبود آهن 

یکی از دلایلی که می تواند باعث افت فشار خون کودک شود، کمبود و فقر آهن است. در فقر آهن میزان اکسیژنی که خون حمل می کند بسیار کاهش پیدا می کند، در نتیجه می تواند باعث بروز مشکلاتی مثل سرگیجه، خستگی، تپس قلب در کودک شود، کاهش فشار نیز یکی از علائم کمبود آهن است.

افت فشار خون کودک

۵. مشکلات قلب به دلیل افت فشار خون کودک

یکی از دلایل دیگری که می تواند سبب افت فشار خون کودک شود، وجود مشکلی در سیستم خون رسانی بدن است. برای مثال یکی از نشانه های نارسایی و مشکلات قلبی، کاهش فشار خون می باشد. در این مشکلات تعرق زیاد، مشکلات رشدی و مشکلات تنفسی نیز بروز پیدا می کنند.

۶. وجود جراحت یا آسیب دیدگی

آسیب دیدگی هایی که با از دست رفتن میزان زیادی خون همراه باشند می تواند دلیلی برای افت فشار خون کودک باشد. اگر کاهش فشار خون پس از وارد شدن ضربه شدید به بدن و یا تصادف اتفاق بیفتد و با دل درد شدید همراه باشد، می تواند نشان دهنده ی خونریزی داخلی باشد.

۷. کمبود مواد معدنی و مغذی

هر نوع مواد مغذی که کمبود آن باعث کم خونی شود می تواند باعث کاهش فشار خون شود. موادی مثل فولیک اسید و ویتامین ب از این دست هستند، بنابراین حتما مصرف آن ها را در برنامه خود قرار دهید.

۸. افت فشار خون کودک به دلایل جسمی و محیطی

گاهی اوقات افت فشار خون در کودک به دلیل شرایط محیطی و فیزیکی اتفاق می افتد. زمانی که کودک مدت زیادی را در معرض آفتاب قرار دارد، یا فعالیت زیاد و ورزشی سنگین انجام می دهد یا به مدت طولانی در وضعیت ایستاده و یا نشسته قرار دارد و حتی گاهی استرس های روحی، می توانند باعث افت فشار خون کودک شوند.

تشخیص دادن علت کاهش فشار همیشه هم آسان نیست، اما آگاهی از علت آن می تواند در بسیاری از موارد مفید و کمک کننده باشد

علائم افت فشار خون در کودکان

افت فشار خون کودک همراه با علائمی است که شامل موارد زیر می شود:

  • احساس گیجی و ناتوانی در ایستادن
  • پایین آمدن تمرکز
  • تار شدن دید از علائم افت قند در کودکان
  • احساس خستگی زیاد
  • احساس ضعف و بیماری
  • تنگی نفس و مشکلات تنفسی
  • در برخی موارد سردرد خفیف و خستگی مزمن نیز می تواند از علائم کاهش فشار خون در کودک باشد.

 مراحل معاینه و تشخیص افت فشار خون کودک

پزشک برای تشخیص و بررسی فشار خون پایین و علت آن کودک مراحل زیر را انجام می دهد، بنابراین برای انجام این مراحل حتما از پزشک کمک بگیرید:

  • بررسی علایم: پزشک در مورد علائم کودک از والدین سوال می کند.
  • اندازه گیری فشار خون: فشار خون را به وسیله فشار سنج دستی یا دیجیتالی اندازه می گیرد.
  • میزان نبض: نبض دست کودک را می گیرد تا متوجه تعداد ضربان آن شود.
  • تست ECG: در صورت وجود هر گونه علائم غیر طبیعی، پزشک برای تشخیص بهتر چکاپ قلب از طریق دستگاهECG را تجویز می کند.

درمان افت فشار کودکان

در صورتی که کاهش فشار خون به دلیل بیماری های جسمی مثل آلرژی، عفونت یا مشکلات قلبی باشد، پزشک داروهای مناسب را تجویز می کند.

افت فشار خون کودک

راهکار خانگی برای درمان افت فشار کودکان یا فشار خون پایین

  • وجود یک رژیم غذایی مناسب و یک روتین مراقبتی در خانه می تواند در درمان افت فشار کودکان بسیار کمک کننده باشد و در برخی موارد افت فشار خون کودک را به حد نرمال برساند، بنابراین نباید از آن غافل شوید.
  • یکی از عناصری که باعث بالا آمدن فشار خون می شود و علائم افت قند در کودکان را کاهش می دهد، سدیم است، استفاده از مواد غذایی سدیم دار می تواند به رسیدن فشار خون پایین به سطح نرمال کمک کند. تخم مرغ، نان، پنیر، سوپ و نمک مود غذایی حاوی سدیم هستند. بهتر است برای مصرف میزان سدیم با متخصص تغذیه مشورت نمایید تا میزان سدیم لازم با توجه به شرایط سنی و جسمی کودک تعیین شود.
  • مواد غذایی حاوی ویتامین ب و آهن نیز می تواند باعث بهبود فشار خون شود. مصرف مواد غذایی سالم مثل میوه، سبزیجات و آجیل به طور روزانه می تواند در این امر بسیار کمک کند.
  • جلوگیری از بروز کم آبی بدن نیز می تواند از کاهش فشار ناشی از خشکی بدن در کودک جلوگیری کند. باید مطمئن شوید کودکتان در طول روز به میزان کافی آب مصرف می کند، خصوصا زمانی که فعالیت هایی انجام می دهد که با تعرق زیاد همراه است.
  • بهتر است حرکات ورزشی کودکتان سبک تر شود و همچنین کودک زمان زیادی در حالت نشسته یا ایستاده قرار نگیرد. قرار گرفتن کودک در محیط های بیش از حد گرم نیز می تواند باعث کاهش فشار خون و حتی گرما زدگی کودک شود، در نتیجه کودک در این مکان ها نیز نباید قرار بگیرد.
  • عادت های سالم در تغذیه و زندگی می تواند در متعادل نگه داشتن فشار خون بسیار موثر باشد.
  • اگر کودک شما، افت فشار خون ناگهانی به همراه علائم غیرطبیعی مثل سر درد شدید و یا درد در قفسه سینه را تجربه می کند، حتما باید برای تشخیص علت آن به پزشک مراجعه کنید.

نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان

منبع: https://www.childrens.com/

 

مراقبت از کودکان و نوجوانان در برابر حوادث
مراقبت از کودکان و نوجوانان در برابر حوادث

آیا کودک یا نوجوان شما ضربه روحی تجربه کرده است؟در این مقاله به علائم حوادث و آسیب های دوران کودکی، تشخیص، درمان و نظرات روانشناسان در این زمینه پرداخته شده است.

روانشناسی کودک دو تا سه ساله
روانشناسی کودک دو تا سه ساله

آنچه باید در مورد روانشناسی کودک دو تا سه ساله خود بدانید: (راهنمای دو تا سه سالگی)

یکی از بزرگترین لذت ها برای پدر و مادر تماشای یادگیری وترقی کودکشان است. ولی آیا می دانید به کدام سمت می رود و چه نقاط عطف رشدی دارد؟ آیا می دانید برای کمک به کسب اعتماد به نفس از توانمندی هایش جهت رفتن به مرحله بعدی زندگی چه کاری از شما ساخته است؟

در سه سالگی، کودک نسبت به چند ماه قبل تحرک و بی پروایی بیشتری دارد. هنگام دویدن و راه رفتن کنترل بیشتری بر مسیر حرکتش دارد. و ممکن است بتواند روی انگشت یک پا راه برود و یا لی لی کند. او می تواند در هر گام به کمک یک پا از راه پله بالا برود و حتی ممکن است چنان به خود مطمئن باشد که بتواند بدون گرفتن جایی از راه پله استفاده کند. اغلب اوقات او می تواند توپ را از پایین به بالا پرتاب کند و یک توپ بزرگ را در بین دست های کشیده اش (بیشتر…)

نق زدن کودک و مقابله با آن
نق زدن کودک و مقابله با آن

نق زدن کودک و مقابله با آن

نق زدن کودکان یکی از مشکلات رایج در بین آن ها ست که به مرور باعث کلافه شدن و سردرگمی والدین می شود. برخورد و کنار آمدن با کودکی که به هر دلیل کوچک و بزرگی شروع به گریه کردن و جیغ زدن می کند و قصد آرام شدن هم ندارد بسیار مشکل و دشوار می باشد.

کودکان به علت های متفاوتی شروع به نق زدن می کنند. اغلب مواقع زمانی که بخواهند جلب توجه کنند، این رفتار را انجام می دهند و با بالا بردن تن صدای خود، اطرافیان را متوجه خود می سازد.

در اصل کودک زمانی که احساس ضعف، ناراحتی، عصبانیت و یا ناکامی را تجربه می کند، شروع به نق زدن می کند تا پاسخی دریافت نماید، حتی اگر این پاسخ منفی باشد.

مشکل اصلی والدین این است که نمی دانند در این شرایط باید چه رفتاری داشته باشند و چگونه با کودک خود برخورد نمایند تا آرام شود تا کودک در آینده نیز با مشکلات رفتاری مواجه نشود.

آیا باید با او رفتاری مهربانانه تر داشته باشند یا با عصبانیت و قهر با او برخورد کنند تا ساکت شود؟ این دو راه حل مناسب و کاربردی نخواهند بود و باعث ایجاد مشکلات رفتاری در کودک می شود که مانند کلافی بی سر و ته خواهد بود که باز کردنش کار هر کسی نیست.

چگونه با کودک نق نقو برخورد کنیم؟!

ممکن است برخی والدینی با نق زدن کودک خود مشکلی نداشته باشند و با این رفتار او کنار بیایند، اما دوستان این کودک با دیدن این رفتارها، از او دور می شوند زیرا هنگامی که چیزی مطابق میل این کودک نباشد شروع به گریه کردن و صدا زدن مادر خود می کنند.

بچه های دیگر به ندرت با این رفتار کنار می آیند و دیگر با او بازی نخواهند کرد. در نتیجه لازم است برای حفظ ارتباط اجتماعی و جلوگیری از مشکلات بیشتر این رفتار در کودکان اصلاح شود.

سن سه و نیم سالگی، اوج نق زدن کودکان است، متخصصان معتقدند این رفتار به دلایلی مثل نگرانی، حس ناامنی، نابالغ بودن و گاهی لوس شدن اتفاق می افتد.

ما در این بخش در مورد علت هایی که باعث نق زدن کودک می شوند بحث نخواهیم کرد، بلکه به روش ها و راهکارهایی مناسب اشاره می کنیم که می تواند نق زدن کودک را متوقف کرد؛ پس با ما همراه شوید.

کودک را سرگرم کنید.

اولین راه کار پیشگیری است، باید قبل از این که کودک بخواهد نق زدن را شروع کند از آن جلوگیری کنید. اغلب زمانی که کودکان بیکار و خسته هستند، شروع به گریه کردن می کنند، پس بهتر است آن ها را سرگرم کنید تا فرصتی برای نق زدن پیدا نکنند.

نق زدن کودک

می توانید به او مسئولیتی در خانه واگذار کنید، بازی های جدیدی به او یاد دهید، برای او فعالیت های جدید دست و پا کنید یا حتی با او آشپزی کنید.

این کارها علاوه بر این که باعث افزایش مهارت و یادگیری کودکتان می شود، او را سرگرم کرده و از نق زدن او جلوگیری می کند. البته نباید از کودک خود انتظارات بیجا و زیادی در انجام فعالیت و مسئولیت ها داشته باشید و بخواهید که تمام خواسته های شما برآورده سازد.

هرجایی برای کودک مناسب نیست.

هرجایی مناسب کودک نیست و برای کودک جذابیت ندارد. برای مثال مهمانی بزرگسالان برای کودک هیچ جذابیتی ندارد.

در این مواقع کودک خسته و بی حوصله می شود و شروع به گریه کردن و نق زدن می کند بنابراین بهتر است زمانی هایی که به این گونه مهمانی ها دعوت هستید، کودک را به یکی آشنایان قابل اعتماد که کودک هم با او راحت است بسپارید.

برای کودکتان وقت کافی بگذارید.

کودکان نیازمند توجه والدین خود هستند و برای اینکه توجه و محبت آن ها را داشته باشند به هر کاری دست می زنند.

اگر شما زمانی روزانه زمان خاصی را به کودک خود اختصاص دهید و با او به انجام فعالیت هایی که دوست دارد بپردازید، او دیگر برای جلب توجه شما به رفتارهایی مثل نق زدن و ایجاد سر و صدا روی نخواهد آورد.

در اسرع وقت به او پاسخ دهید.

کودک شما زمانی شروع به نق زدن می کند که شما به او توجهی ندارید و او می خواهد توجه شما را به خودش جلب کند، پس در صورت امکان زمانی که درخواستی از شما دارد و یا دارد با شما حرف می زند، سریع به او پاسخ دهید و او را منتظر نگذارید.

اگر در آن زمان به هیچ وجه قادر به پاسخ گویی به او نیستید باید با علامتی به او بفهمانید که باید کمی صبر کند، این گونه او متوجه می شود که شما صدای او را شنیده اید و حواستان به او هست، فقط کمی وقت لازم دارید تا برای شنیدن حرف هایش آماده شوید.

برای مثال با انگشت به او نشان دهید که “یک دقیقه صبر کن” یا با کلام به او بگویید که “صدایت را شنیدم، لطفا کمی صبر کن” و سپس بعد از انجام کارتان، سریع به سراغ او بروید و از او بابت این که صبر کرده است تشکر کنید و دلیل او را برای صدا زدنتان جویا شوید.

با این روش شما کودک خود را زمان زیادی منتظر پاسخ خود نمی گذارید در نتیجه او نیز برای جلب توجه و دریافت پاسخ شما، کارهای ناخوشایند انجام نخواهد داد.

کودکتان را تشویق کنید.

بهتر است زمانی که کودکتان بدون اینکه نق بزند با شما حرف می زند، او را تشویق کنید و به او بگویید که این گونه سوال پرسیدن هایش را خیلی دوست دارید.

حتی کودک دو ساله نیز می تواند بیاموزد که نباید حرف شما را قطع کند و اگر لازم است حرف مهمی بزند و حرف شما را قطع کند، بگوید «ببخشید» و منتظر بماند تا شما برای پاسخ دادن به او آماده شوید.

 اجازه ندهید با نق زدن به خواسته هایش برسد.

اگر کودکی متوجه شود که با روش هایی مثل گریه کردن، نق زدن و سر و صدا کردن می تواند به خواسته های خود برسد، به طور مداوم از آن روش برای رسیدن به خواسته هایش استفاده خواهد کرد.

زمانی که کودک درخواستی از شما دارد و با پاسخ منفی مواجه شده است، شروع به گریه کردن و نق زدن می کند، نباید به او توجهی کنید و کافی است به او بگویید که «جواب درخواستت را قبلا گرفته ای، هرچقدر دوست داری می توانی گریه کنی» و یا اگر کودکتان کم سن تر است می توانید او را به جایی دورتر از خود ببرید تا حس تبعید شدن داشته باشد.

ولی کودک باید در دید شما قرار داشته باشد سپس به او بگویید« هر وقت نق زدن و گریه ات تمام شد می توانیم با هم صحبت کنیم» هنگامی به او اجازه دهید که به آغوشتان بازگردد که گریه اش تمام شد و یا بنظرتان می آید که دارد سعی می کند گریه اش را تمام کند.

روش صحیح درخواست کردن را به او بیاموزید.

شما باید به کودک خود فرق بین نق زدن و گریه کردن و صحبت کردن معمولی را بیاموزید. برای آموزش این موضوع می توانید از بازی کردن، قصه تعریف کردن استفاده کنید.

بعد از اینکه کودکتان مفهوم نق زدن را به خوبی درک کرد می توانید در مورد ناخوشایند بودن نق زدن به او توضیح دهید، صدای نق زدنش را ضبط کنید و آن را برای خودش پخش کنید تا او را متوجه ناخوشایند و اشتباه بودن این رفتارش کنید.

قوانینی برای خانه تعیین کنید.

مشخص کردن قوانین خانه می تواند از نق زدن های بی مورد کودک جلوگیری کند. زمانی که شما برای کودک قانونی را تعیین می کنید و در اجرای آن نیز ثابت قدم و قاطع عمل می کنید، به کودک خود می فهمانید که نمی تواند با گریه کردن یا نق زدن نظر شما را عوض کند.

برای مثال وقتی قانون شما برای خانه این است که در زمان صرف غذا نباید تلویزیون روشن باشد، کودکتان هرگز برای روشن کردن تلویزیون و دیدن کارتون در این زمان ها تلاشی نخواهد کرد، چون می داند با گریه کردن و نق زدن فقط خودش را خسته می کند بدون آن که نتیجه ای داشته باشد.

برای بیان خواسته اش به او کمک کنید.

کودکان گاهی در بیان احساسات خود ناتوان هستند به خاطر همین شروع به نق زدن و گریه کردن می کنند. بهتر است در این زمان ها به کودک خود در ابراز احساسات و بیان خواسته اش کمک کنید.

برای مثال به او بگویید که « آیا به خاطر این ناراحت است که کسی الان نمی تواند با او بازی کند»؛ با این روش می توانید به او کمک کنید تا حرفش را به شما بفهماند. نباید در این زمان شروع به نصیحت کردن کودک کنید.

اجازه دهید تا کودک آرام شود و سپس در موقعیتی مناسب در مورد ناخوشایند بودن این رفتار به او توضیح دهید و به او بگویید که این راه مناسبی برای رسیدن به خواسته هایش نیست و باعث می شود که شانس کمتری برای رسیدن به خواسته اش داشته باشد.

 روش مودبانه بیان خواسته را به کودکتان بیاموزید.

باید نحوه مودبانه مطرح کردن درخواست را به کودک یاد بدهید؛ همچنین زمان هایی که کودک با روش هایی بی ادبانه مثل گریه کردن و نق زدن درخواست غیر موجه یا حتی موجه خود را مطرح می کند، نباید به هدف خود برسد.

در این زمان ها باید به او بگویید که «من صداهای بلند را نمی شنوم، تا زمانی که نق بزنی متوجه حرف هایت نمی شوم، اگر با من صحبتی داری باید مودبانه و آرام با من صحبت کنی تا بتوانم به حرف هایت گوش کنم» و تا زمانی که کودک لحن و روش خود را عوض نکرده است به او توجه نکنید و تسلیم نشوید؛

با این رفتار قاطعانه به او بفهمانید که با این روش به هیچ جایی نمی رسد.

از یک روش تربیتی هماهنگ استفاده کنید.

یکی از مهم ترین کارهای که والدین باید انجام دهند، گفت و گو و تصمیم گیری در مورد روش تربیتی است که می خواهند کودک خود را مطابق با آن پرورش دهند.

استفاده از روش های تربیتی متفاوت می تواند باعث ایجاد مشکلات زیادی شود، به خصوص که این روش های متفاوت و متناقض باشند.

زمانی که کودک نق می زند به او توجه نکنید.

گریه کردن و داد زدن کودک فقط برای جلب توجه شما صورت می گیرد و زمانی که کودک با این کار به هدف خود می رسد، این رفتار به صورت عادت در او می ماند؛

پس شما نباید اجازه دهید او به هدف خود برسد، باید گریه کردن، اشک ها و صداهای او را نادیده بگیرید و روش خاموشی را به کار ببندید. با این روش می توانید از تکرار این کار کودک جلوگیری کنید.

به کودکتان باج ندهید.

شما نباید در زمان هایی که کودکتان نق می زد، خواسته اش را برآورده کنید، چون این کار می تواند کودک را بدعادت کند و باعث شود که کودکتان در مواقعی که خواسته ای دارد با نق زدن و گریه کردن به خواسته هایش برسد.

کودکان بسیار باهوش هستند و می دانند چگونه از فرصت ها استفاده کنند.

برای مثال کودک می فهمد که اگر در جایی شلوغ شروع به گریه کردن و نق زدن کنند، احتمالا شما برای ساکت کردن او به خواسته هایش تن می دهید، اما شما باید در این مواقع مهم نیز به قانون خود پایبند باشید و به او نشان دهید که تحت هیچ شرایطی قوانین خود را زیر پا نمی گذارید و به او باج نمی دهید.

رفتار درست را به کودک یاد دهید.

نق زدن برخی از کودکان در تعامل با هم سن و سال های خود و تحت تاثیر رفتار دیگر کودکان است. برای مثال کودک این رفتار را از دوست خود که با نق زدن و گریه کردن به خواسته هایش می رسد، یاد گرفته است.

پس لازم است تفاوت رفتار خوب و بد را به روش های اصول و مناسب به کودک خود بیاموزید، در این صورت او کمتر تحت تاثیر رفتار کودکان دیگر قرار می گیرد و حتی برای تغییر و اصلاح رفتار خودش نیز تلاش می کند.

نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

مشاوره کودک و نوجوان

مشاوره کودک و نوجوان

افزایش ایمنی نوزاد و کودک| ۲۱ نکات ایمنی در خانه برای کودکان
افزایش ایمنی نوزاد و کودک| ۲۱ نکات ایمنی در خانه برای کودکان

ایمنی نوزاد و کودک یکی از مهم ترین موارد برای والدین می باشد که باعث می شود آن ها مضطرب و نگران شده و به دنبال راه های مختلفی برای افزایش آن بگردند.

گفتن واقعیت به فرزند خوانده
گفتن واقعیت به فرزند خوانده

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

یکی از سخت ترین کارها گفتن واقعیت به فرزندان نا خوانده است که دیر یا زود خانواده هایی که فرزندی را به سرپرستی گرفته اند با آن روبه رو می شوند.

بیشتر این سرپرستی ها تا قبل از ۳ سالگی انجام می شود و معمولاً کودکان تا قبل از آن را به یاد نمی آورد واز آن باخبر نیستند اما پس از گذشت سالها و بزرگتر شدن فرزندشان دغدغه مهمی برای آنها به وجود می‌آید و دائم نگران مطرح کردن این موضوع هستند.

آنها می‌دانند که بالاخره روزی باید این مسائل را بگویند و از گفتن آن می‌ترسند و به دنبال یک زمان مناسب هستند.

طبیعی است که فرزند شما با گفتن حقیقت به مشکل بربخورد و از لحاظ روحی روانی کمی به هم بریزد  و میتوانید با کمک یک مشاور و روانشناس این کار را انجام دهید بدون اینکه آسیبی به فرزندتان برسد.

پنهان کردن فکر مناسب نیست .

پنهان کردن فرزند خواندگی کار درستی نیست و ممکن است فرزندتان این حقیقت را از زبان دیگران بشنود چون دیگران هم از این موضوع خبر دارند وقتی به گوش فرزند شما برسد نسبت به شما بی اعتماد می شود و از آنجایی که ناگهانی این خبر را شنیده دچار مشکلات روحی و روانی شود.

 گفتن واقعیت به فرزند خوانده در چه سنی مناسب تر است ؟

بهترین سن برای گفتن حقیقت به این فرزندان را بین ۸ تا ۱۰ سال می دانند آن ها معتقدند که در سن پیش دبستانی گفتن این موضوع نمی تواند برای آنها قابل هضم باشد و درکی ازاین موضوع ندارند.

اما در سنین بلوغ که نوجوان از لحاظ فکری رشد می کند زمان مناسب برای گفتن واقعیت است و اگر به صورت ناگهانی واقعیت را بفهمند به دلیل ویژگیهای این سن ممکن است دچار آسیب شوند.

 چه کسی واقعیت فرزندخواندگی را بگوید؟

در این زمینه می توانید از کمک یک مشاور استفاده کنید اما در نهایت حقیقت ماجرا را باید از زبان شما بشنود.

بنابراین می‌توانید در جلسات مشاوره با راهکارهای داده شده واقعیت را به صورت منطقی توضیح دهید حتماً باید پدر و مادر در جلسه حضور داشته باشند.

او را از دوست داشتن خودتان نسبت به آنها مطمئن کنید.

 چطور واقعیت فرزندخوانده بودن را بگوییم؟

به یک باره گفتن میتواند شوک عاطفی به فرزند وارد کند به خصوص اگر با مفهوم فرزندخواندگی آشنایی نداشته باشد .

باید کودکتان بداند که شما اورا مثل فرزند واقعی خودتان دوست دارید.

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

  • داستان بگویید.

می توانید از داستان ها برنامه کودک هایی که در آن شخصیت های فرزندخواندگی وجود دارد استفاده کنید البته باید حتماً پدر و مادرهای داستان فرزندشان را دوست داشته باشند و رفتاری مهربان داشته باشند.یک یا دو سال قبل از گفتن واقعیت به فرزندتان از داستان ها می توانید استفاده کنید

به سوال هایی که ذهن اورا درگیر کرده است پاسخ دهید بعد از او بخواهید که خودش را جای یکی از شخصیت‌های داستان بگذارد و از او بپرسد چرا این شخصیت داستان را دوست دارد؟

جستجوی پدر و مادر واقعی

بعضی از کودکان علاقه دارند که پدر و مادر واقعی خودشان را بشناسند و با آنها دیدار داشته باشد و از آنها بپرسند که علت کارشان چیست؟ اگر پدر و مادر آنها را نمی‌شناسید نباید برای آنها داستان غیر واقعی تعریف کنید یا به شدت بدگویی آنها را کنید که فرزندتان از آنها بیزار شوند و یا آنقدر از آنها تعریف کنید که فکر آنها را درگیر کنید زیرا همانطور که گفته شد فرزندتان ممکن است پدر و مادر واقعی خود را پیدا کنند و از آنها واقعیت را بپرسند و اگر شما به آنها دروغ گفته باشید نسبت به شما بی‌اعتماد شوند.

نکته مهم این است که متناسب با سن آنها واقعیت را به آنها بگویید از آنها بخواهید خودشان تصمیم بگیرند که دوست دارند در کنار شما زندگی کنند یا در کنار پدر و مادر واقعی خود.

 چقدر طول میکشد تا به شرایط عادی باز کردیم؟

مدت زمانی طول می کشد که کودک واقعیت را بفهمد و با آن کنار بیاید سوال هایش را به بپرسد معمولا بین چند ماه تا یک سال طول می کشد .حتی ممکن است فرزند شما دچار افسردگی شود اما شما نباید وقتی حقیقت را به او گفتید عشق و محبت و دوست داشتن تان نسبت به او کم شود.

البته ممکن است بعد از گفتن حقیقت این رفتار از دید او مصنوعی باشد.

چون فرزند شما وقتی واقعیت را میفهمد در سن مدرسه است ممکن است در درس خواندن او هم تاثیر داشته باشد و باعث افت تحصیلی می شود پس سعی کنید حقیقت را اوایل تابستان  یا بعد ازتمام شدن امتحانات بگویید تا آسیب کمتری به درس او وارد شود.

همانطور که گفته شد گفتن واقعیت به فرزندان کار سخت و دشواری است اما پنهان کردن آن باعث بی اعتمادی فرزندانتان به شما خواهد شد برای همین برای گفتن واقعیت طبق اصول پیش روید و از کمک یک روانشناس و مشاور استفاده کنید.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

فرزندپروری