تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: مشاوره کودک و نوجوان

مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.
مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.

داشتن فرزند نوجوان می تواند یکی از دردسارهای عجیب و غریب در زندگی هر پدر و مادری باشد.

شما با فرزندی روبه رو هستید که تا چند روز پیش سربه راه و حرف شنوا بود ولی اکنون به فردی سرکش و گستاخ تبدیل شده است که انتظارات نابجایی دارد و امان تان را بریده است.

جالب است بدانید که این توصیف شکایت رایج بسیاری از پدر و مادر هاست و خبر از آن می دهد که دوران نوجوانی با ویژگی های مشخص می شود که نیاز به شناخت بیشتری دارند.

به عنوان والدین بیش از هر چیز نیازمند آن هستید تا فرزند نوجوان تان را بیشتر بشناسید و بتوانید دنیا را از زوایه ی دید او مشاهده کنید.

استفاده از تکنیک های زیر به شما کمک می کند تا بتوانید ارتباط بهتری را شکل دهید و مدیریت روابط با فرزندتان را بیش از پیش به دست بگیرید.

  1. نیمه پر لیوان را ببینید.

این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آنها مدام توصیه می کنند نوجوانان شان بیشتر درس بخوانند یا تلاش می کنند عادت های به گمان خودشان اشتباه نوجوان ها را عوض کنند.

به زبان دیگر پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند؛ مثلا شکست ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاری ها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیت ها و کارهای خوب نوجوان به راحتی نادیده گرفته می شود. دختربچه کارنامه اش را با کلی ذوق به مادر نشان می دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او می گوید« واقعا خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمره ات ۱۷ شده مگه از ریاضی سخت  تر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمره ات باید ۲۰ می شد»

چنین بازخوردهای نامهربانانه ای می تواندهمه ی تلاش او برای امتحانات را زیر سوال ببرد و این پیام را به دنبال داشته باشد که ” هیچ کس مرا درک نمی کند “.

  1. پیام های ” تو” را متوقف کنید.

پیام هایی که با کلمه ی “تو” شروع می شوند، می توانند نوجوان را سرکوب کنند.

تو بادی خجالت بکشی، تو این کار را متوقف کن، تو باید بهتر درس بخوانی، تو باید بهتراز این باشی و…

این ها نمونه ای از جملاتی هستند که پیامی توام با سرکوب، آزار و اذیت در بر دارند و باعث می شوند تا فرزندتان هرگز به حرف شما گوش ندهد.

این پیام ها را متوقف کنید  تاش کنید تا عبارات تان را با ضمیر ” من” آغاز کنید.

به عنوان مثال ” من از اینکه نتیجه ی موردنظرت در امتحان را به دست نیاوردی خیلی ناراحت شدم و به این فکر می کنم که چه چیزی تلاشت را به مشکل رساند؟”

به کار بردن پیام “من”  راه بهتری برای بیان موضوعات است. هنگامی که نوجوانی حقوق شما را نادیده می گیرد، با پیام  “من”می توانید احساس تان را بیان کنید.

در پیام “من” تمرکز روی شماست، نه نوجوان. با به کار بردن این مهارت دیگر به نوجوان تان برچسب نمی زنید و او را سرزنش نمی کنید.

به عنوان مثال: وقتی تو تلفن نمی کنی، “من” احساس بدی پیدا می کنم، چون نمی دانم کجا هستی.

  1. قوانینی وضع کنید و به آن ها پای بند باشید

بدددهنی و استفاده از الفاظ نامناسب یکی دیگر از مشخصه های نوجوانان است.

در مورد رفتار ها و نوع برخوردش قانون وضع کنید. به عنوان مثال ممکن است بگویید “در خانواده ما با دیگران با احترام صحبت می کنیم. این به این معنیه که ما به دیگران برچسب نمی زنیم و از الفاظ نامناسب استفاده نمی کنیم.” درگیر کردن فرزند در قانون گذاری سبب می شود تا در مواقعی که مورد نیاز است به او یادآوری کنید که خودش در قانون گذاری سهیم بوده است.

بر رفتار نوجوان خود و احساسی که در مورد آن دارید تمرکز کنید. از هرگونه اظهار نظر در مورد شخصیت فرزند خود بپرهیزید. به جای اینکه بگویید “تو خیلی بی ادبی” این جمله را امتحان کنید که ” وقتی با من اینطوری حرف می زنی ناراحت می شم” برخی مواقع نیز می توانید احساس خود را به صورت مستقیم نام ببرید “من الان از دست تو عصبانی هستم”.

عواقب رفتارهای ناپسندش را برایش مشخص کنید و آن ها را اجرا نمایید، اما مراقب باشید خیلی قانون نگذارید. بسیاری از مواقع می توانید برای بی احترامی ها یا استفاده از الفاظ نامناسب این عواقب را عملی کنید.

و نکته بسیار مهم اینکه خود شما تلاش کنید تا به قوانین پایبند باشید.

  1. با صراحت تمام نه نگویید.

ممکن است یک نه محکم در ارتباط با کودک 5 ساله تان خوب جواب دهد اما دنیای نوجوانان آن را بر نمی تابد.

مهم ترین عامل لجاجت نوجوان و تقویت انگیزه او در رسیدن به خواسته غیر منطقی، این است که حق انتخاب را از او بگیرید.

پس در برابر خواسته های غیرمنطقی نوجوان خود، بی درنگ «نه»نگویید.

بلکه با سردی بگویید؛ نظری ندارید و او خود باید انتخاب کند.

او بی درنگ می فهمد که با این خواسته اش موافق نیستید؛ ولی چون با صراحت مخالفت نکردید و حق انتخاب را به او دادید، به احتمال فراوان، همان چیزی را بر می گزیند که شما خواسته اید.

  1. تفکر کمال گرایانه را دور بریزید.

قرار نیست نوجوان شما کامل باشد!!!

بسیاری از والدین توقع دارند تا فرزند نوجوان شان معدل بالای ۱۹ داشته باشد، حتما باید پزشکی بخواند، کلاس زبان برود و عالی صحبت نماید، موسیقی کار کند و استاد پیانو و گیتار و ….  باشد، با موبایل بازی کند. شیطنت نکند، پای تلویزیون ننشید، اشتباه نکند، پرخاشگر نباشد و …

واقعیت این است که نوجوانان ربات نیستند که توسط شما برنامه ریزی شوند.

آن ها انسان هستند، آزاد و دارای قدرت انتخاب و تعقل و شما به عنوان والدین فقط می توانید آن ها را راهنمایی کنید.

  1. به او کمک کنید تا عاملی محرک را بیابد.

در پیدا کردن یک محرک یا اشتیاق درونی به نوجوانان کمک کنید. مواردی مثل فعالیت‌های ورزشی، موسیقی،‌ هنری، بازیگری، حضور در گروه‌ جوانان، داوطلب شدن برای برنامه‌های مختلف یا حتی کارهای پاره‌وقت و… می‌توانند نوجوان شما را از دردسر دور نگه دارند.

این بدان معنا نیست که تمام زمان آن ها را با فعالیت‌های فوق‌برنامه پر کنید یا آن ها را مجبور کنید تا در برنامه‌هایی شرکت کنند که علاقه‌ای به آن ندارند.

همچنین نباید تصور کنید که اگر نوجوان شما عضو تیم فوتبال باشد و یا ویولون بنوازد، پس قطعا هیچ اشتباهی مرتکب نمی‌شود، اما نوجوانی که علاوه‌بر شما، در برابر معلم‌ها، مربیان، هم‌تیمی‌ها یا کارفرما پاسخگو و مسئول است، کمتر از دیگران دچار لغزش می‌شود.

برای مثال علاقه به فعالیت‌های ورزشی باعث می‌شود که برای بسیاری از برنامه‌های درسی و غیردرسی نیز انگیزه داشته باشند و آینده‌ی خود را بر مبنای آن بسازند.

به فرزندتان کمک کنید تا چیزی را که عمیقا به آن علاقه دارد پیدا کند. بدین‌ترتیب آن ها را برای موفقیت آماده می‌کنید و به آنها یاد می‌دهید که زندگی به تحصیلات آکادمیک و نمره‌های خوب در کارنامه خلاصه نمی‌شود.

 

  1. با فرزندتان دوست باشید.

فراموش نکنید که بزرگسالان موفق کسانی هستند که در دوره ی نوجوانی ارتباطی دوستانه و صمیمی با والدین خود داشته اند.

هیچ چیز ارزشمندتر از حفظ ارتباط صمیمانه ی شما نخواهد بود. بنابراین تلاش کنید تا ارتباط تان را به درستی حفظ کنید و از نتایج آن در زندگی روزمره ی تان لذت ببرید.

نویسنده : سایت کودکانه

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟

باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی  وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند  و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی  دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی، وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد 20 ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند. در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟

به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید،  “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است.

آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از 7 عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.


تخریب گران هفت ریشتری

براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

1) انتقاد کردن

2) غرغر کردن

3) سرزنش کردن

4) تنبیه کردن

5) تهدید کردن

6) گلایه و شکایت

7) باج و رشوه دادن

 اما خواندن عبارات 7 کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.


اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!

کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

 اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های 7 گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.

این عوامل عبارتند از:

1) حمایت کردن

2) احترام گذاشتن

3) تشویق کردن

4) اعتماد کردن

5) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

6)گوش سپردن

7) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

آیا تغییر خواهم کرد؟

ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

من نه تنها در ارتباط با فرزندم بلکه در تمامی ارتباطاتم از عادات مخرب استفاده می کنم. آیا ممکن است تغییر کنم؟

باید گفت تغییر عادات برای هیجکس کار آسانی نیست. حتی وقتی تصمیم دارید عادت ساده ای مانند مسواک زدن را نیز در خود ایجاد کنید با چالش هایی مواجه خواهید بود.

بنابراین اگر با مراحل تغییر رفتار و ایجاد عادات مناسب آشنا شوید، خواهید توانست تغیرات رفتاری را راحت تر پیش ببرید و به اهداف تان نزدیک شوید.

سه گام تا تغییر رفتار

1) آیا برای تغییر آماده ام؟

این بدین معناست که آیا قصد دارم نحوه ی رفتار خود با نوجوانم را تغییر دهم؟ آیا در این زمینه اطلاعات کافی دارم و منابع لازم را می شناسم؟

2) آیا موانع لازم در مسیر تغییر را می شناسم؟

در مسیر تغییر عادات مخرب به عادات موثر ممکن است با چه موانعی مواجه شوم؟

در بسیاری از موارد ممکن است ببینید فرزندتان با تهدید و تنبیه در ظاهر از شما حساب می برد و همین باعث شود تا تصمیم بگیرید رویه ی سابق تان را پیش ببرید.

بنابراین لازم است تا موانع را بشناسید و آن ها را کنترل کنید.

3) چه عواملی ممکن است باعث بازگشت به عادات منفی شود؟

برای تغییر هر عادتی ممکن است پس از برداشتن چند گام، احساس خستگی و یا تنبلی کنید، احساس کنید این کار از شما گذشته و از این طریق به عادات قبلی تان برگردید.

باید گفت امکان بازگشت به گذشته در رویه ی تغییر عادات امری طبیعی محسوب می شود. بنابراین ناامید نشوید، تغییرات مثبت هرچند جزیی را تشویق کنید و با انگیزه و اشتیاق به مسیرتان ادامه دهید.

به یاد داشته باشید موفقیت شما در جایگزینی عادات موثر می تواند نه تنها ارتباط شما با نوجوان تان، بلکه کلیه ی ارتباطات کاری، زناشویی و دوستانه ی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و زندگی تان را شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر کند. 

نویسنده : کودک و نوجوان

ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان
ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان

آیا فرزند شما دارای انگیزه می باشد

زمانی که به نظر می رسد یک کودک در مدرسه به اندازه کافی سخت کوشی زیادی نمی کند، این مورد به چه معنا می تواند باشد

این مورد در هر زمانی مابین دوره کودکستان تا فارغ التحصیلی دبیرستانی صورت می گیرد – و حتی بعد از آن.

این مورد رایج می باشد، ولی منجر به ایجاد نگرانی زیادی برای والدین می شود: شما متوجه نبود انگیزه و تعهد در نگرش فرزندتان نسبت به مدرسه می شوید.

شاید وی علاقه مناسبی برای یادگیری موارد جدید نداشته باشد. ممکن است که وی تکالیف خانگیش را انجام ندهد.

ممکن است که نمرات وی کم شوند. شاید در زمانی که تلاش می کنید که وی را مجاب به انجام دادن کارش کنید، یک دعوایی مابین شما ایجاد شود.

صرف نظر از مشکل اصلی که وجود دارد، اکثر والدین به دلیل اینکه کودکشان به اندازه کافی در مدرسه تلاش نمی کند و همچنین در رابطه با نحوه کمک به فرزندشان برای پیدا کردن انگیزه مناسب، دچار نگرانی می شوند.

دلایل بالقوه زیادی وجود دارد که می توانند منجر به کاهش انگیزه کودک در مدرسه شوند.

در ادامه یک سری مراحلی بیان شده است که شما با استفاده از آن می توانید بررسی کنید که چه اتفاقی صورت گرفته است:

نگرانی های خودتان را به صورت مشخص بیان کنید.

کودکتان چه نوع رفتاری انجام می دهد که در نتیجه آن فکر می کنید وی در مدرسه فعال نمی باشد؟

یک بررسی دقیق در رابطه با کارهایی که وی انجام می دهد – یا انجام نمی دهد – به شما کمک خواهد کرد تا مواردی که در حال وقوع هستند را مشخص کنید.

در صورتی که وی بگوید خسته است، به چه معنی می باشد؟

اکثر کودکان از کلمه “خسته بودن” به منظور توصیف احساس خودشان در کلاس استفاده می کنند، ولی ممکن است که تعریف آنها از خسته بودن با تعریف شما مطابقت نداشته باشد.

در برخی مواقع کودکانی که با چالش مواجه هستند یا خسته هستند، مطمئن نیستند که در رابطه با احساسات خودشان چه چیزی بگویند.

صحبت کردن با معلم.

معلم کودک شما یک منبع مهمی است که شما می توانید هم برای مشخص کردن مشکلات موجود و بعد از آن پیدا کردن روش هایی برای حل کردن آنها، از اطلاعات وی استفاده کنید.

راچل بوسمن[2] به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک[3] معتقد است که “یک معلم می تواند در طول شش ساعت از روز، اطلاعات مفیدی را در رابطه با مواری که کودک انجام می دهد، پیشنهاد دهد.”

مشخص کردن انتظارات خودتان.

انتظارات خودتان را با معلم چک کنید تا مطمئن شوید که انتظارات شما متناسب با سن کودک و سطح رشد وی می باشد.

آیا این یک بخش از فرآیند یادگیری می باشد؟

دکتر باسمن توضیح داده است که “یک مقدار نرمالی از بیم و هراس وجود دارد که در نتیجه یادگیری موارد جدید ایجاد می شود.

برای مثال، کودکی که یاد می گیرد بخواند، ممکن است انگیزه پیدا نکند، چرا که این مورد برای وی جدید است و یک مورد راحتی نمی باشد.

” در صورتی که معلم فکر کند که فرزند شما در یک دوره زمانی سختی قرار دارد، ممکن است که وی شما را نسبت به شرایط فرزندتان مطلع کند.

آیا تغییراتی در مدرسه صورت گرفته است؟

لکنت زبان پیدا کردن در طول چند ماه اول کودکستان یا مدرسه راهنمایی یک مورد نرمالی می باشد، چرا که مرحله انتقال آنها به تعدیلات زیادی نیاز دارد.

لائورا فرمن[4] به عنوان یک روان شناس عصب در موسسه ذهن کودک معتقد است که “تعداد زیادی از مجموعه های پیش دبستانی، بیش از حد اجتماعی و عاطفی هستند و دارای حالت آکادمیک نمی باشند، به همین دلیل قرار گرفتن در دوره پیش دبستانی یا کودکستان سخت می باشد.

” کن شستر[5]، به عنوان یک روان شناس عصب و معلم باز نشسته یک الگوی مشابهی را در شروع مدرسه راهنمایی مشاهده کرده است که در آن از کودکان انتظار می رود تا مستقل تر و سازمان یافته تر باشند.

آیا کودک شما مدرسه اش را تغییر داده است؟

در یک شرایط مشابهی، تغییر دادن مدرسه همچنین می تواند یکی از چالش های آکادمیکی باشد که همزمان با تطبیق یافتن کودکتان به یک محیط جدید ایجاد می شود.


[1] Danielle Cohen

[2] Rachel Busman

[3] The Child Mind Institute

[4] Laura Fuhrman

[5] Ken Schuster


آیا عوامل اجتماعی نقش دارند؟

دکتر فورمن بیان کرده است که در شروع مدرسه راهنمایی، نگرش کودک شامل تعامل ها و فشارهای اجتماعی می باشد.

متاسفانه کودکانی که عملکرد مناسبی در مدرسه دارند، در برخی مواقع با انزوای اجتماعی مواجه می شوند و به منظور اجتناب از لقب گذاری شدن به عنوان یک ماسک دار یا یک لانه دار، ممکن است که فعالیت های آکادمیک خودشان را ترک کنند.

وی بیان کرده است “کودکان در مدرسه راهنمایی نمی خواهند که متفاوت باشند و ممکن است که این افراد یک هویتی را به دست بیاورند که منجر به کاهش تجربه خجالت زدگی و تحقیر آنها در برابر همتایان می شود.”

در حالیکه ممکن است شما به عنوان والدین، کنترل کمتری بر روی این موقعیت داشته باشید، ولی بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از پافشاری بر روی پیشرفت کردن سطح یادگیری فرزندتان می باشد.

به دنبال پیدا کردن فرصت هایی برای کودک خودتان باشید تا وی در خارج از مدرسه بتواند علایق خودش را دنبال کند و در کنار سایر کودکانی قرار بگیرد که علایق یکسانی دارند.

آیا کودک شما دارای یک کمبودی در مهارت ها می باشد؟

در صورتی که کودک بدون انگیزه شما همچنان دارای عملکرد نامناسبی باشد، این مورد می تواند به این دلیل باشد که مهارت های جدید مورد نیاز برای پیشرفت در وی ایجاد نشده است؛

این شرایط می تواند به دلیل یک اختلال یادگیری یا زبانی یا ضعف در عملکرد اجرایی باشد.

زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، به خصوص در زمانی که مشکل از قبل مشخص نباشد، واکنش وی می تواند متوقف کردن تلاش هایی در این حوزه باشد که برای وی خسته کننده است.

دکتر فرمن توضیح داده است که “ما این مورد را بیچارگی یادگرفته شده می نامیم.

زمانی که این کودکان سطح موفقیت مناسب را به دست نیاورند، یک گرایشی به تسلیم شدن خواهند داشت، چرا که تمامی تلاش های صورت گرفته توسط آنها بی فایده می باشد.”

این مشکلات می توانند در زمان های مختلفی بروز داده شوند، چرا که برنامه تحصیلی سالانه نیاز به یک سطح بالایی از مهارت ها دارد.

کودکان دارای اختلال های خواندن، همانند خوانش پریشی، ممکن است که در کلاس اول، زمانی که خواندن مهم می شود و همچنین در کلاس سوم که درس های موجود پیچیده تر می شوند، بروز پیدا کند.

اکثر مشکلات عملکرد اجرایی در شروع دوره راهنمایی بروز پیدا می کنند، چرا که در این دوره از دانش آموزان انتظار می رود که هم در رابطه با کارشان و هم در رابطه با دلبستگی های خودشان، مستقل و سازمان یافته باشند.

همزمان با اینکه مخفی کردن این مشکلات سخت تر می شود، اغلب کودکانی که به دلیل چالش های خودشان دچار خجالت زدگی یا اضمحلال می شوند، از تلاش برای غلبه بر این مشکلات امتناع می کنند.

کودکان دارای معایب مهارتی، با استفاده از کمک و از طریق یادگیری روش هایی برای مدیریت این مشکلات و از طریق استفاده از منابع مدرسه ای که آنها را قادر می سازد تا از نقاط قوت شان استفاده کنند، در نهایت می توانند وضعیت مناسبی در مدرسه پیدا کنند.


شاید شرایط وی واقعا خسته کننده باشد

هر چند که این مورد به مراتب کمتر از سوء ظن والدین صورت می گیرد، ولی برخی از کودکان انگیزه کافی در محیط مدرسه شان ندارند.

ممکن است این کودکان افرادی باشند که کارشناسان آنها را کودکان “با استعداد” می نامند؛ توانایی های ذهنی این افراد خیلی قوی تر از همتایانشان می باشد.

این دانش آموزان در اغلب مواقع علایق آکادمیک خودشان (چه در رابطه با خواندن، نوشتن، ریاضیات یا در رابطه با علوم) را خارج از مدرسه دنبال خواهند کرد و یک برنامه آموزشی را پیدا خواهند کرد که فراتر از موارد یاد گرفته شده آنها تا آن زمان و موارد غیر مهیج می باشد.

یک شرایط دیگری که با استعداد بودن می تواند در آن مواقع منجر به عدم ارتباط وی شود، زمانی است که آنها در یک حوزه خاص دارای استعداد خاصی باشند .

آنها مجذوب حوزه هایی می شوند که به جای توجه کردن به مواردی که معلمانشان در کلاس بیان می کنند، بیشتر نسبت به این حوزه ها فکر می کنند.

ولی متئو کروگر[1]، به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک و کسی که با کودکان با استعداد زیادی کار کرده است، نسبت به این موضوع شک دارد که نبود انگیزه در کودکان، صرفا به دلیل استعداد این افراد می باشد.

دکتر کروگر بیان کرده است “من انتظار دارم که اکثر کودکان با استعداد برنامه درسی را به عنوان یک مورد اجباری در نظر بگیرند.

” در صورتی که موارد موجود در مدرسه منجر به جلب توجه کودک نشود، ممکن است که کودک با استعداد باشد و همچنین این تشخیص در مورد وی صورت گرفته باشد که یک موردی مانع از پیشرفت وی می شود و انگیزه او را از بین می برد.


[1] Matthew Cruger

چه موارد دیگری منجر به از بین رفتن انگیزه کودکان مدرسه می شوند؟

در حالیکه اختلال های تغذیه ای و کمبود سایر مهارت ها در اغلب مواقع منجر به عدم وجود علاقمندی در محیط مدرسه می شود، همچنین یک سری تشخیص های رایج دیگری هم وجود دارند که در این روش مشخص می شوند.

ADHD.

احتمالا بعد از اختلال های یادگیری، ADHD رایجترین موردی است که منجر به عقب افتادن کودکان در مدرسه می شود.

نبود انرژی، بی حوصلگی، انگیزه آنی و حواس پرتی عبارت از مواردی هستند که می توانند منجر به ایجاد یک مشکل قابل توجه در عملکرد معمولی مدرسه ای کودک مبتلا به ADHD می شود.

کریستین کاروترز[1]، به عنوان یک روان شناس بیان کرده است “ممکن است که کودکان دارای ADHD، مدرسه را به عنوان یک مورد چالش زای خاص در نظر بگیرند، چرا که آنها نمی توانند به راهنماها و اطلاعاتی توجه کنند که برای داشتن یک عملکرد مناسب لازم می باشد.

همچنین ممکن است که این افراد یک سری توجهات منفی را از طرف معلمانشان دریافت کنند، چرا که رفتار آنها می تواند اختلال آور باشد و این موضوع می تواند انگیزه آنها را برای داشتن عملکرد مدرسه ای مناسب، کاهش دهد.”

اضطراب.

اضطراب جدایی می تواند منجر به حواسپرت شدن کودک یا حتی مانع از توجه کافی وی به مدرسه شود، به دلیل اینکه وی نگران است در زمانیکه از والدینش جدا می باشد،  ممکن است یک اتفاقی برایش بیافتد.

همچنین مشکل موجود می تواند اضطراب اجتماعی باشد، که تعامل با همکلاسی ها و معلمان را آنقدر برای کودک نگران کننده می کند که وی به جای شرکت در گروه های کاری کوچک، در کلاس ها حضور پیدا نمی کند یا هیچ وقت دست خودش را (به عنوان یک داوطلب برای پاسخ دادن به سوال مطرح شده) بلند نمی کند.

همچنین کودکان دارای اضطراب عمومی شده نسبت به موارد آکادمیک خودشان نگران هستند .

این مورد می تواند منجر به ایجاد استرس زیادی در مورد عملکرد کاملشان شود و این کودکان به دلیل اینکه احساس می کنند عملکردشان زیاد مناسب نمی باشد، از ادامه تحصیل منصرف شوند.

افسردگی.

یکی از علائم اصلی افسردگی عبارت از کاهش علاقمندی نسبت به فعالیت هایی می باشد که کودک در گذشته به آن علاقمند بوده است.

در صورتی که کودک شما در گذشته توسط فعالیت های موجود در مدرسه تهییج می شد و در حال حاضر به همراه بی علاقگی نسبت به مدرسه، یک سری علائمی دیگری همانند تحریک پذیری یا ناراحتی را تجربه می کند، این احتمال وجود دارد که وی از افسردگی رنج ببرد.

OCD. درست به همان روشی که اضطراب منجر به پیشگیری از تمرکز کودک در کلاس می شود، OCD هم می تواند یک سری محدودیت هایی را در این یادگیری ایجاد کند.

کودکان دارای OCD ممکن است آنقدر در رابطه با اشتباه داشتن دچار استرس شوند که ممکن است به دوباره خواندن هر چیزی یا پاک کردن و دوباره نوشتن تکالیف خانگی به صورت مجدد تا زمان کامل شدن، احساس نیاز پیدا کنند.

همچنین ممکن است آنها این احساس را داشته باشند که میز آنها کثیف می باشد و آنقدر در رابطه با این موضوع نگران شوند که نسبت به موارد در حال وقوع در مدرسه بی توجه باشند.

ممکن است این افراد به یک سری وسواس های فکری و تشریفاتی دچار شوند که منجر به پیشگیری از کار مدرسه ای می شود و اینطور به نظر برسد که وی همواره انگیزه محدودی برای یادگیری دارد.

این وضعیت یک فرآیند می باشد

در صورتی که کودک شما دارای یک اختلالی باشد که منجر به پیشگیری از یادگیری می شود، درمان به وی کمک خواهد کرد که انگیزه و فعالیت بیشتری در محیط مدرسه داشته باشد.

در رابطه با کودکانی که نیازی به درمان ندارند، ولی برای انگیزه پیدا کردن نیاز به درمان دارند، یک سری مواردی وجود دارند که والدین و معلمان برای کمک کردن به آنها می توانند انجام دهند.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از کودکان همزمان با بزرگ شدن، انگیزه کافی پیدا خواهند کرد.

دکتر کاروترز معتقد است “زمانی که داشتن انگیزه برای کودک شما سخت باشد، ممکن است که وی در یک دوره رشد باشد، ولی این بدان معنا نمی باشد که وی در آینده موفق نخواهد بود.”

دنیل کوهن[1] -مترجم : کودک و نوجوان


[1] Kristin Carothers

کاردرمانی اختلال اوتیسم
کاردرمانی اختلال اوتیسم

اوتیسم چیست ؟

اختلال اوتیسم یا درخودماندگی نوعی اختلال نافذ رشدی است که در ارتباطات اجتماعی مشکل ایجاد می کند.

بر اساس پژوهش ها، علت اصلی اوتیسم تاکنون شناخته نشده است و همبستگی معناداری بین این اختلال با وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین دیده نشده است.

به عبارت دیگر احتمال مبتلا شدن کودک به این اختلال در طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی وجود دارد.

به لحاظ آماری از هر ۶۰ تا ۷۰ تولد زنده در دنیا یک نفر مبتلا به اوتیسم است. می توان گفت زندگی ماشینی و عوامل ناشی از آن مانند استرس در سیر صعودی ابتلا به این بیماری دخیل است.

این اختلال که در پسران شایع‌تر از دختران است به این صورت عمل می کند که  بر رشد طبیعی مغز در حیطه ی تعاملات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی تأثیر می‌گذارد.

کودک اوتیسم چه ویژگی هایی دارد؟

 کودکان مبتلا به اوتیسم، در ارتباطات کلامی و غیر کلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت‌ های مربوط به بازی، مشکل دارند.

 این اختلال، ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای کودک دشوار می‌ کند.

کودکان اوتیسم ممکن است رفتارهای خودآزارانه و یا پرخاشگری نیز نشان دهند.

در این افراد حرکات تکراری، پاسخ‌های غیرمعمول به افراد، دل‌بستگی به اشیا یا مقاومت در مقابل تغییردیده می‌شود.

اما باید گفت هسته ی مرکزی اختلال اوتیسم، اختلال در “ارتباط” است.

اگر با کودکی که دارای اوتیسم است در ارتباط باشید، تقریبا می توانید نیمی از نشانگان زیر را در بیشتر موقعیت ها در او مشاهده کنید: 

  • اصرار به یکسانی مقاومت در برابر تغییر
  • مشکلات شدید تکلم
  • مشکل در بیان نیازها و استفاده از اشارات به جای کلمات
  • اشتباه در کاربرد ضمایر      
  • تکرار کلمات و یا جملات دیگران
  • خنده، گریه، پریشانی و قشقریق بی دلیل
  • مشکلات اساسی در برقراری ارتباط (در آغوش گرفته شدن را  دوست ندارند، تماس چشمی کم، فاصله گرفتن از دیگران)
  • ·         تحرک بیش از اندازه و یا کم
  • نترسیدن از خطرات   
  • به روش های معمولی آموزش پاسخ نمی دهند
  • عدم حساسیت به صدا: ممکن است فکر کنید کودک واقعا صدای شما را نمی شنود در حالیکه از نظر شنوایی کاملا سالم است.
  • ناتوانی هوشی در حدود 70 درصد موارد 

درمان اوتیسم

تا کنون هیچ روش قطعی‌ای برای درمان اوتیسم یافته نشده‌است. می توان گفت کارآمدترین روش درمانی، توانبخشی است.

در ادامه برخی از رویکردهای اثرگذار درمان را معرفی خواهیم کرد.

روش رفتاردرمانی ABA 

این روش از بهترین مداخلات توانبخشی برای اوتیسم است که بیش از ۵۰ سال قدمت دارد.

 در این رویکرد علمی، مهارت‌های بازی، ارتباطات، مراقبت از خود و مهارت های تحصیلی به کودک اوتیستیک آموزش داده می شود.

 در این شیوه از دستورالعمل های مستقیم استفاده نمی شود.

به عنوان مثال ممکن است درمانگر از کودک بخواهد تا با استفاده از وسایل موجود یک کارت هدیه ولنتاین درست کند و در خلال کار به او بگوید که با قیچی چگونه کار کند، چطورکاغذها برش بزند و رنگ آمیزی کند.

اما در پایان کودک مجموعه از مهارت های ظریف مانند برش زدن، رنگ آمیزی، در دست گرفتن مداد و قیچی زدن را یاد گرفته است.

درمان رفتاری شناختی یاCBT 

این روش باتمرکز بر اصلاح شناختی به طور معمول برای کودکان مبتلا به علائم خفیف اوتیسم کاربرد دارد.

روابط متقابل و انحصاری یا  DIR

 با این روش درمانگر از طریق تمرکز بر علایق کودک، او را در فعالیت ها درگیر می کند و به سمت یادگیری مهارت های جدید هدایت می کند.

توسعه روابط در درمان اوتیسم

 یک رویکرد خانواده محور برای درمان اوتیسم است که بر اهداف عاطفی و اجتماعی به منظور ایجاد روابط معنی دار تمرکز می کند.

در این روش به اشتراک گاری تجربیات بسیار مهم است و در حقیقت کل خانواده درگیر فرایند درمان می شوند.

دارو درمانی

داروهایی وجود دارد که می تواند به افرادی که دارای عملکرد اوتیسم هستند کمک کند.

 برای مثال دارو ممکن است به کنترل بیش فعالی، علایم ناتوانی در تمرکز ، افسردگی یا تشنج کمک کند.

البته باید گفت همه ی کودکان نسبت به دارو پاسخ یکسانی نمی دهند.  

کاردرمانی برای اوتیسم

رمز موفقیت مداخلات کاردرمانی در درمان زودهنگام است.

رویکردهای مبتنی بر مداخله ی زودهنگام، معتقدند در صورتی که بتوانیم توانایی کودک در انجام تمرینات، تماس اجتماعی و همکاری با جمع را ارتقا دهیم، می توانیم ادعا کنیم که کودک فاقد مشکل است.

رویکرد مداخله ی زودهنگام نوعی درمان بیولوژِیک است که از طریق تغییر در عملکرد مغز، مشکلات کودکان را از بین می برد.


دستاوردهای کاردرمانی

کودکان اوتیسم دریافت کننده ی مداخلات زودهنگام کاردرمانی، در طی دو تا سه سال آینده می توانند دستاوردهای شان را حفظ کنند.

 همچنین معیارهای زبان و سازگاری رفتار که شامل مولفه های ذهنی، حسی و حرکتی است پیشرفت خوبی را نشان می دهد و علایم روان پریشی نیز کاهش قابل توجهی را نشان می دهد.

براساس یک مقاله منتشر شده در سال 2012، کودکانی که تحت درمان ESDM قرار می گیرند، نسبت به قبل واکنش های مغزی متفاوتی را در برابر محرک های اجتماعی خواهند داشت.

واکنش کودکان اوتیسم تحت این نوع خاص از درمان، نسبت به چهره ها در مقایسه با اسباب بازی ها سریع تر و قوی تر است. همان طور که کودکان عادی نیز چنین واکنشی دارند.

این در حالی است که در گروه مقایسه (کودکان اوتیسمی که این نوع درمان را دریافت نکردند)، واکنش کودکان نسبت به اشیا و اسباب بازی ها سریع تر از واکنش آن ها نسبت به انسان هاست.

این یافته به عنوان یکی از 5 یافته ی علمی برتر سال 2010  مطرح شده است. یافته ای که بر اساس آن دنیا از تاثیر مداخلات زودهنگام در تغییر عملکرد مغز آگاه شد.

نکته ی مهم آن است که مداخلات رفتاری انجام شده در این رویکرد، از نوع مداخلات رفتاری سطحی نیستند و به طور عمیق، عملکرد نورون های در حال شکل گیری در مغز را تغییر می دهند.

آیا با اوتیسم می توان موفق بود؟

همان طور که گفته شد اوتیسم از حمله اختلالات عصبی است که مشکلاتی از خفیف تا شدید در ارتباطات اجتماعی ایجاد می کند.

اما بررسی شواهد تاریخی و سرگذشت افراد موفق نشان دهنده ی آن است که با وجود اوتیسم نیز می توان موفق بود.

نمونه ی بارز این مساله موسیقی دان مشهور، موتزارت است.

او از کودکی  نسبت به صداهای بلند به شدت حساس بود، دایره‌ی توجه کوتاهی داشت و می‌توانست در طی چند ثانیه از چرخه‌ای از حالات چهره حرکت کند.

او در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا، سمفونی، کنسرتو، مجلسی، سونات، سرناد و گروه کُر ساخت.

موتزارت در سومین سال از زندگی اش شروع به آهنگسازی کرد و در اروپا شهرت بسیاری یافت.

در هفت سالگی اولین سمفونی و در دوازده سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت.

موتسارت در تمام ژانرهای مرسوم در دوران زندگی اش موسیقی تصنیف کرد و  بررسی شرح حال و زندگی او نشان می‌دهد که او در طیف اوتیسم قرار می‌گرفته است.

شخصیت های معروف دیگری مانند دن آیکروید، کورتنی لاو، استنلی کوبریک و داریل هانا نیز در طیف اوتیسم قرار داشته و دارند.

بنابراین آنچه مهم است تشخیص به هنگام، استفاده از خدمات توانبخشی و مهارت آموزی به این کودکان است تا بتوانند توانمندی های منحصر به فرد خود را شکوفا کنند و به سبک خود از زندگی لذت ببرند.

نویسنده : کودک و نوجوان

کاردرمانی نوزادان و کودکان
کاردرمانی نوزادان و کودکان

کاردرمانی  به عنوان تاثیرگذارترین روش توانبخشی برای نوزادان و کودکان مطرح است.

 این علم عبارت است از هنر استفاده از فعالیت های هدفمند درمانی، در جهت مشغول ساختن ذهن، روان و جسم کودک، به منظور کاهش اثرات مشکل، افزایش توانمندی فردی و رشد استقلال.

چه در مواردی که کودک دارایی نوعی از نقص مادرزادی است و چه در مواردی که آسیبی در حین تولد ایجاد شده باشد، کاردرمانی به منظور رفع نواقص ایجاد شده و یا ژنتیکی تجویز می شود.

  از آنجایی که نیاز هر نوزاد به درمان بر اساس ناتوانی و اختلالات موجود، متفاوت است کاردرمانی برای هر نوزاد نیز به نحوی منحصر به خود او انجام می شود.

نوع این تمرینات تاحد زیادی بستگی به سن نوزاد و نوع مشکل دارد و رایج ترین تمرینات کاردرمانی قابل استفاده برای کودکان عبارتند از :

  • تمرینات تعادلی و انعطافی
  • تمرین با توپ با هدف بهبود سینه خیز رفتن و تقویت توان عضلانی
  • ماساژ آرام
  • استفاده از کمپرس گرم و سرد روی مفاصل و عضلات

اختلالات رایج نوزادان و کودکان

از جمله اختلالات رایج نوزادان و کودکان که آن ها را نیازمند استفاده از خدمات کاردرمانی می کند.

می توان به فلج مغزی، اوتیسم ، اسپینا بیفیدا یا همان شکاف مادرزادی مهره ها، ضربه های مغزی،  اختلالات عصبی- عضلانی و کجی گردن یا  همان تورتیکولی اشاره کرد.

علاوه بر موارد فوق آسیب هایی مانند دررفتگی بخشی از بدن نوزاد در حین زایمان از طریق کاردرمانی قابل رفع است.

در ادامه به توضیح مختصری در مورد چیستی و چگونگی درمان این اختلالات از طریق کاردرمانی می پردازیم.

تورتیکولی:

یا همان کج گردنی به معنای پیچ خوردن گردن است.

این اختلال معمولا بخاطر قرار گرفتن نامناسب جنین در رحم یا بخاطر زایمان دشوار اتفاق می افتد.

لازم است بدانید تورتیکولی به میزانی که برای شما به عنوان مادر یا پدر آزاردهنده است برای نوزاد سخت نیست.

بیشتر نوزادان دردی از این بیماری حس نمی کنند و خوشبختانه این مشکل معمولاً با تغییر وضعیت یا نرمش های کششی در منزل کم کم رفع می شود.

اوتیسم یا درخودماندگی:

این اختلال به عنوان یکی از اختلالات نافذ رشدی است که هسته ی اصلی آن از طریق مشکل فرد در ارتباطات مشخص می شود.

باتوجه به اینکه تشخیص اوتیسم در سن قبل از 3سالگی نیز امکان پذیر است.

، در صورت مداخله ی زودهنگام، تمرینات کاردرمانی با استفاده از متدهای مختلف قادر به بهبود وضعیت نوزاد یا کودک خواهند بود.

فلج مغزی

اگر در طول دوره ی رشدی کودک متوجه مشکلات غیر معمولی در نشستن، خزیدن، گردن گرفتن، جمع کردن اشیای ریز و حرکات کودک شوید.

لازم است برای بررسی دقیق تر مساله به متخصص اطفال مراجعه کنید.

تشخیص فلج مغزی یک فرآیند ساده نیست و در ماه های اول رشد نیاز به نظارت دقیق دارد.

مقایسۀ مهارت های حرکتی کودک با مراحل رشد تکاملی کودکان عادی به پزشکان کمک می کند تا بتواند وجود یا عدم وجود فلج مغزی را به درستی تشخیص دهد.

اگر چه در 9 ماه اول تشخیص فلج مغزی مشکل است، اما آنچه مهم است مراجعه ی زودهنگام به منظور تشخیص مشکل است.

می توان گفت این کودکان دارای یک سن طلایی برای مداخله های توانبخشی هستند و اقدامات کاردرمانی و گفتاردرمانی به موقع می تواند در روند بهبودی آنها موثر باشد.

به عنوان مثال کاردرمانی می تواند به کاهش درد، سفتی عضلات و بهبود تحرک  عمومی و نشستن کودکان فلج مغزی کمک قابل توجهی کند.

مشکلات در گردن گیری

گردن گیری در کودکان یک مرحله تکاملی بسیار مهم است.

می توان گفت پایه و اساس کلیه ی مراحل تکاملی و رشدی کودک به گردن گیری به موقع او بستگی دارد .

تاخیر در این امر درصورت عدم توجه والدین می‌تواند به تاخیر جبران ناپذیری در مراحل بعدی همچون سینه خیز رفتن، نشستن چهاردست و پا رفتن، ایستادن و راه رفتن منجر شود.

باتوجه به حساسیت تمرینات کاردرمانی با هدف تقویت عضلات گردن نوزادان، پیشنهاد می شود تا قبل از مراجعه به کاردرمانگر از انجام تمرینات خودسرانه جدا اجتناب کنید.

تاخیر در نشستن:

در صورت تاخیر در کسب توانایی جهت نشستن، می توانید تمرین های ساده ای را در منزل انجام دهید.

به عنوان مثال کودک را به حالت نشسته روی یک زانوی خود قرار دهید و با حرکت دادن زانوی خود به طرفین، تعادل خود را به هم بزنید (کمر کودک را کنترل کنید).

در صورتی که کودک توانایی کمی در نشستن دارد و فقط مشکل تعادل در نشستن را دارد روی پاهای او در حالت نشسته چند کیسه شن کوچک قرار دهید تا به تعادلش کمک شود.

به عنوان تمرین ساده ی دیگری می توانید کودک را در گوشه یا کنج دیوار بنشانید و یا دو طرف ستون فقرات کودک را از بالا به پایین ماساژ دهید.

اگر چه انجام این تمرین ها می تواند مفید باشد اما بهتر است جهت تشخیص دقیق منشا مشکل به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید.


تمرین های کاربردی در منزل

اگر به دنبال تمرین هایی ساده و خوشایند به منظور کنترل سطح انرژی، افزایش توان جسمی، عضلانی و مفصلی فرزندتان هستید می توانید از موارد زیر استفاده کنید.

دقت کنید که میزان تند و یا کند انجام دادن این تمرین ها بستگی به هدف تان دارد.

اگر قصد دارید در ابتدای صبح و به منظور افزایش سطح انرژی کودک، تمرین کنید می توانید حرکات را به صورت تند انجام دهید.

اما اگر در تایم اوج انرژی کودک (عصر) هستید و می خواهید تا حدی او را آرام کنید اجرای کندتر حرکات کمک کننده است.

تمرین جارو برقی:

در حالیکه کودک به صورت طاق باز خوابیده، رو به روی او قرار بگیرید.

با او تماس چشمی برقرار کنید و بگویید آیا دوست دارد جارو برقی ای شود برای تمیز کردن اتاق؟

سپس در حالیکه کمی بالاتر از مچ پای او را با دو دست گرفته اید، پاها را در راستای بدن به آرامی به جلو عقب حرکت دهید.

به طوری که گویا کودک جارو برقی است که با آن در حال تمیز کردن محیط هستید.

بازی بولینگ:

در حالیکه کودک خوابیده، پاهایش را به درون شکمش جمع کنید. در همین زمان وظیفه ی شمارش را نیز به کودک بدهید.

یعنی بعد از هربار جمع کردن پاها، کودک یک عدد را می شمارد. بچه ها معمولا این بازی را دوست دارد و می توانند از طریق آن به آرامش عضلانی خوبی دست یابند.

زمان طلایی را از دست ندهید

بر اساس جدیدترین تحقیقات در حیطه ی بازتوانی و توانبخشی کودکان، مداخلات زودهنگام می تواند از طریق تاثیر بر سلول های مغزی در حال شکل گیری، عملکرد مغز را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.

این بدین معناست که حتی در موارد حادی مانند اوتیسم و فلج مغزی، اگر مداخله ی به هنگام انجام شود، مساله تا حد زیادی قابل درمان است.

به عنوان مثال در مطالعه ای که در سال 2012 انجام شد، گروهی از کودکان اوتیسم در سنین پایین تحت درمان از طریق رویکرد ESDM به عنوان نوعی از مداخلات زودهنگام قرار گرفتند.

نتایج این پژوهش حاکی از رفع مشکلات این گروه، از بین رفتن علام اولیه اوتیسم و باقی ماندن دستاوردها در طول 2 سال بود.

بر این اساس پیشنهاد می شود با مشاهده ی علایمی که حاکی از تاخیر حرکتی یا شناختی در رشد فرزندتان هستند، به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید تا زمان طلایی درمان را از دست ندهید.

نویسنده : کودک و نوجوان

نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق
نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق

در نوجوانی، افراد دچار تغییرات فیزیکی، روانی، هورمونی و اجتماعی می شوند در نتیجه، ارتباط با نوجوان شما می تواند بسیار پیچیده باشد.

این تغییرات جسمی، روانی و هورمونی باعث می شود نوجوان بیشتر بخواهد با دوستان خود صحبت کند؛ زیرا آن ها هم سن هستند و حرف همدیگر را بهتر می فهمند.

 اما این روش ممکن است منجر به گوش دادن به توصیه های غلط  نیز شود.

بنابراین لازم است مهارت هایی را برای برقراری ارتباط با نوجوان و ایجاد یک گفت و گوی سازنده بیاموزید.

منطقی باشید و منطقی بودن را یاد دهید.

نوجوانان می دانند که چگونه با والدین صحبت کنند تا به خواسته خود برسند.

آن ها به اشکال مختلف سعی در جلب رضایت شما برای رسیدن به خواسته های شان دارند.

 این خواسته ها می تواند شامل درخواست برای بیشتر ماندن در خارج از خانه، مهمانی رفتن با دوستان، پوشیدن فلان لباس یا خرید فان مدل شلوار باشد.

بهتر است ابتدا به خوبی به حرف فرزندتان گوش دهید. با این کار او چنین تصور نخواهد کرد که شما والدی مستبد و خودرأی هستید که به نظر دیگران توجهی ندارید.

سپس تمامی جوانب را به صورت منطقی برآورد کنید و قانونی را وضع کنید که متناسب با نیازهای رشدی نوجوان، بافت خانوادگی و نیازهای هر دوی شماست.

به عنوان مثال برای مشخص کردن زمان بازگشت به خانه، توصیه می کنم که همه اعضای خانواده را دور هم جمع و صحبت کنید. قبل از تصمیم گیری، همه عوامل را در نظر بگیرید.

به عنوان مثال اگر بچه ی 9 ساله ی شما بعد از زمان مدرسه مستقیما به خانه بر می گردد، نوجوان 14 ساله نیاز به زمان بیشتری برای بودن با دوستان دارد و لازم است به این نکته توجه کنید.

بعد از وضع قوانینی که در آن حقوق همه لحاظ شده، مقتدر باشید و سرپیچی از قوانین را به سادگی نپذیرید.


گفت وگو را با ساده ترین جمله ها شروع کنید.

اگر مساله ای وجود دارد که لازم است در مورد ان با نوجوان تان صحبت کنید، به جای این پا و آن پا کردن و خوردن مدام حرف های تان، خودتان باشید و شروع به صحبت کنید.

با ساده ترین جمله ها، مکالمه تان را شروع کنید. به طور مثال بگویید: چه خبر؟، امروز چطور بود؟ مدرسه چه خبر؟

ناهار مدرسه چی بود؟

همین سوال های ساده باعث می شود فرزند شما به تدریج شروع به حرف زدن کند و خیلی از مسائل خود را با شما در میان بگذارد.

بنابراین از سوالات ساده که در حقیقت سیم رابط های رابطه هستند استفاده کنید تا باب گفت و گو باز شود.

از نوجوان تان نظر خواهی کنید.

بهتر است پیش از پرداختن به موضوع اصلی، بستر سازی و مقدمه چینی کنید.

به طور مثال، در مورد مسائل مهم زندگی نوجوان و یا خانواده توقف کنید و یا یکی از اتفاقات پیش آمده اخیر، نظر او را جویا شوید.

با این کار، نوجوان در می یابد که شما برای او هویتی مستقل قایل شده اید و این دقیقا همان چیزی است که هر نوجوانی آرزویش را دارد.

سپس به تدریج گفت و گو را به سمت موضوعی که تمایل دارید هدایت و در مورد آن بحث کنید.

 بدین طریق شما خواهید توانست فضای دوستانه ای را بر روابط خود و نوجوان تان حاکم و او را به گفت و گو در مورد مسایلش تشویق کنید.

گفت و گو را با نیش و کنایه و برچسب شروع نکنید.

اولین قدم برای نتیجه دادن یک بحث، این است که به شخصیت طرف مقابل تان احترام بگذارید.

این نکته به منظور ایجاد یک مذاکره ی سازنده در برخورد با نوجوان بسیار ضروری تر است چرا که سن نوجوانی با حساسیت و شکنندگی روحی بیشتری همراه است.

نواجوانان به اقتضاء شرایط روانی، هورمونی و روحی خود، تکانشی تر هستند و شروع گفت و گو با جملاتی مثل ” اصن معلومه از صبح کجایی؟

می خواهی آبروی خودت و ما را ببری! ” احتمال پرخاش، دروغ و جواب های سربالا را افزایش می دهد.

بهتر است صحبت های خود را با سوال هایی کلی آغاز کنید تا بحث به تدریج شروع شود. به طور مثال بگویید: خب، امروز چه کارها کردی؟! یا از دوستانت چه خبر؟!

اگر والدی شنوا و غیرسرزنش گر باشید، دیگر دلیلی وجود ندارد که نجووانتان با شما حرف نزند و یا به تلفن موبایل، دوستان و اینترنت متوسل شود.


گوش شنوای صحبت های نوجوان باشید.

در صورتی که موفق به ارتباط با نوجوان تان شدید، در این مرحله توصیه می شود تا آن جا که ممکن است اظهار نظر و دیدگاه خود را بیان نکنید.

بیشترین چیزی که لازم دارید ان است که فقط و فقط به حرف های او گوش کنید.

 بهتر است هر از گاهی با بیان عباراتی مانند بله یا متوجه منظورت شدم، به او اطمینان دهید که سرو پا گوش هستید.

در خلال گوش دادن، با طرح سوالاتی در مورد گفته های نوجوان،  او را به بیان دقیق تر مساله اش تشویق کنید و خود نیز به این اطمینان برسید که حرف های او را به طور کامل متوجه شده اید.

اگر بتوانید این مرحله را به خوبی اجرا کنید، بیش از نیمی از مساله را حل کرده اید.

گوش دادن فعالانه برای والدینی که غالبا به نصیحت، توصیه و راه حل دهی عادت کرده اند، دشوار و نیازمند تمرین است.

تصمیم گیری را به عهده خودش بگذارید.

اگر گمان می کنید نتیجه گفتگو رضایت بخش بوده است بهتر است پس از بیان دلایل و توجیه نوجوان، تصمیم گیری را به خود او واگذار کنید.

قرار نیست در تمامی موقعیت ها شما حل کننده ی مسایل باشید.

بنابراین قدرت نیروهای درونی نوجوان تان را به او یادآوری کنید، استعدادها و شایستگی هایش را به رخ او بکشید و به او بگویید که در هر شرایطی پشتیبان و یاور او خواهید بود.

در نهایت این فرزندتان است که تصمیم نهایی را می گیرد و شما حامی او خواهید بود.

بپذیرید که نوجوان تان فردی مستقل است.

در بسیاری از موارد، ممکن است رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، دوستان ناباب و تیپ های عجیب و غریب نوجوان را تهدیدی برای آبروی خود تلقی کنید.

این باور به شما اجازه نخواهد داد که هویت مستقل فرزندتان را درک کنید و به مشکلات شخصی او احترام بگذارید.

اگرچه رفتارهای هر فرد از اعضای خانواده بر کل سیستم، اثر گذار است اما تا وقتی که نوجوان احساس کند در حال کنترل کردن او و رفتارهایش هستید، با شما همکاری نخواهد داشت.

به او بفهمانید که نگران خودش هستید و قصدتان کمک است. سپس برایش این حق انتخاب را قایل شوید که از شما تقاضای کمک کند یا نکند.

به عنوان مثال ممکن است بگویید “چند وقتیه تو خودتی.  نمی دونم چه موضوعی پیش آمده اما می توانی برای هر نوع کمکی روی من حساب کنی”.

در گفت و گوی بی حاصل چگونه رفتار کنیم؟


اگر نتیجه مساعدی از گفتگو حاصل نشد، ممکن است نوجوان عصبی و بداخلاق شده و رفتار تندی با شما داشته باشد.

در این شرایط اگر چه ممکن است شما نیز عصبانی و برافروخته شوید، اما لازم است  به خودتان مسلط باشید و این رفتار او را راهی برای ابراز هیجاناتش تعریف کنید.

سعی کنید به سردرگمی و عصبانیت او دامن نزنید و یا دهان به دهانش نشوید تا در موقعیتی مناسب تر گفت و گویی ثمر بخش را پیگیری کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

پسرم برای رفتن به دستشویی مقاومت می کند
پسرم برای رفتن به دستشویی مقاومت می کند

یکی از مشکلات شایع در طی مراحل مختلف آموزش توالت رفتن به کودکان، مقاومت آن ها در برابر دفع است.

این حالت که جزء اختلالات دفعی دوران کودکی محسوب می شود، ممکن است از حدود 2 سالگی آغاز شود و حتی تا سنین دبستان نیز ادامه یابد.

لازم است بدانید هرچه مشکل در سنین پایین تری رخ دهد، درمان آن راحت تر است درحالیکه مشکلات دفعی در کودکان دوران دبستان نیاز به ریشه یابی مسایل روانی بیشتری از جمله اضطراب، خشم و مشکلات خانوداگی خواهند داشت.

دلیل مقاومت کودک چیست؟

داشتن کودکی که به صورت مداوم مدفوع خود را نگه می دارد، می تواند برای شما به عنوان والد بسیار نگران کننده باشد و حتی شما را سردرگم گند.

کودکان به دلایل مختلفی تصمیم می گیرند مدفوع خود را نگه دارند.

بر اساس رویکرد روانکاوی فروید، نگه داشتن مدفوع به دلیل داشتن حس مالکیت کودک نسبت به آن است و کودکان دارای این رفتار، در بزرگسالی نیز شخصیتی محتکر، نگه دارنده، صرفه جو و گاها خسیس خواهند داشت.

اما در رویکرد رفتاری اعتقاد بر این است که کودک مدفوعش را نگه می دارد، چون برای تخلیه ی آن آموزش صحیحی ندیده است.

بر اساس این دیدگاه ممکن است کودک از رفتن به دستشویی ترسیده باشد، ممکن است محیط دستشویی برایش ناخوشایند باشد.

یا از این طریق موفق به جلب توجه والدین حتی به صورت منفی (تهدید و عصبانیت و…) شده باشد.

در رویکرد سیستمی خانواده اعتقاد بر این است که احتمالا در خانواده ی کودک نگه دارنده ی مدفوع، ارتباطات به گونه ای پیش می رود که کودک دچار اضطراب، خشم و کمبود توجه است.

او از این طریق سعی می کند خشم خود را تخلیه کند، نظر دیگران را به خود جلب کند و به والدین نشان دهد که علی رغم کوچکی اش، می تواند در جنگ قدرت مخفیانه برنده باشد


بهترین راهکار حل مشکل چیست؟

تا به اینجا با مهم ترن دیدگاه های روانشناسانه ی مربوط به اختلالات دفعی کودک آشنا شدید.

اما از این نکته نیز غافل نشوید که ممکن است مشکلات کودک تان منشا عضوی یا بدنی نیز داشته باشند.

به عنوان مثال ممکن است استفاده از رژیم غذایی نامناسب و فاقد فیبر، منجر به ایجاد یبوست مزمن در او شده باشد.

در این حالت دیواره ی روده دچار اتساع شده و عصب های روده ای، حساسیت خود را در برابر احساس دفع از دست می دهند.

در ادامه ی این وضعیت، کودک با تاخیر بیشتری نیاز به دفع را احساس می کند و مشکل در چرخه ای بی پایان ادامه می یابد.

بنابراین در گام اول لازم است مشخص کنید که مشکلات فرزندتان ناشی از مساله ای عضوی، بدنی، تغذیه ای است یا منشا روانی دارد؟

در صورتی که منشا مساله، غیر روانی باشد، می توانید از طریق تغییر در عادات غذایی، اضافه کردن مواد حاوی فیبر و سوپ های ملین مشکل را رفع کنید. اما در صورتی که مشکل دارای منشا روانی است چه باید کرد؟


ساده ترین تکنیک های درمانی برای اختلالات دفعی با منشا روانی

در اینجا ساده ترین و کاربردی ترین روش های درمان بر اساس رویکرد رفتاری معرفی خواهند شد.

در آموزش های مربوط به توالت رفتن تجدید نظر کنید.

در صورتی که آموزش های شما توام با خشونت، ایجاد ترس، تنبیه و یا وسواس نسبت به پاگیزگی باشد، کودک می تواند در برابر رفتن به دستشویی مقاومت کند.

در اولین گام آموزش ها را مورد بازبینی قرار دهید.

علاوه بر رفتار خود، بررسی کنید که آیا کودک نحوه ی صحیح دفع را آموخته، محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را می داند؟ و از نحوه ی استفاده از سیفون آگاه است؟

سیستم بدن را به زبان ساده تشریح کنید.

ممکن است دلیل مقاومت فرزندتان، احساس مالکیت نسبت به مدفوع باشد.

برای اصلاح  این باور، بدن و کارکد آن را به زبان ساده و داستان گونه برای کودک توضیح دهید.

می توانید از انواع فیلم ها مانند فیلم کاربردی ” بدن من چگونه کار می کند؟ ” و یا پارک هایی که به تشریح کارکرد بدن می پردازند نیز استفاده کنید.

محیط دستشویی را به جایی مطلوب تبدیل کنید.

برای این کار می توانید در دستشویی، عروسک یا وسیله ای جالب قرار دهید تا کودک برای رفتن به دستشویی ترغیب شود.

  • در صورت مقاومت کودک، بی توجهی کنید.

ممکن است کودک قصد داشته باشد از طریق این رفتار شما را کنترل کند.

واکنش هایی مانند تنبیه، دعوا، نگرانی و اصرار بیش از حد از جانب شما می توانید برای کودک جالب و تقویت کننده باشد و منجر به ادامه ی رفتار شود.

بنابراین بهتر است رفتار دستشویی نرفتن کودک را نادیده بگیرید و در صورتی که خودبه خود به دستشویی رفت او را تشویق کنید.

مشکلات ارتباطی خانواده را شناسایی و رفع کنید.

در بسیاری از موارد، اختلالات دفعی کودکان ریشه در وجود یک مشکل خانوادگی دارد.

در صورتی که مسایلی از قبیل مقایسه فرزندان با هم، بی توجهی به کودک، تنبیه، سرزنش، بدرفتاری والدین با یکدیگر و مسایلی از این قبیل وجود داشته باشد، کودک سطح زیادی از اضطراب و خشم را تجربه خواهد کرد.

این حالت خود را به شکل اختلالات دفعی نشان می دهد.

برای رفع مشکل لازم است سیستم ارتباطی حاکم بر خانواده را تغییر دهید. در برخی موارد نیز لازم است به روانشناس یا مشاور مراجعه کنید تا در تغییر این سیستم به شما کمک کند.

ارتباط خود با کودک را بهبود دهید.

در پس رفتار لجبازانه ی کودک شما، نیاز زیادی به توجه و نوازش نهفته  است.

بهتر است برای رفع مشکل در ارتباط تان تجدید نظر کنید. به فرزندتان توجه کنید، او را تشویق کنید، ویژگی های مثبتش را بازخورد دهید و از تغییرات رفتاری او شگفت زده شوید.

کودک تان برای دریافت نوازش و پذیرش بی قید و شرط از جانب شما، در حال بروز رفتار نشانه دار (مشکلات دفعی) است.

در صورتی که نیاز او به نوازش و تایید را برطرف کنید، نشانه ی بیماری (مقاومت در برابر دست شویی رفتن) نیز خود به خود حذف خواهد شد.

در کودکان پیش دبستان و دبستان، محیط مدرسه را بررسی کنید.

در صورتی که تمامی موارد گفته شده را بررسی کردید و در کودکان سنین دبستان، مشکل همچنان ادامه داشت، محیط مدرسه را بررسی کنید.

تجربه ی شرایط تنش زا در محیط مدرسه به ویژه در سال های اولیه ی دبستان می تواند منجر به اختلالات دفعی شود.

در این زمینه لازم است با مشاور مدرسه نیز مشورت کنید.

آیا کودک لجباز مستحق سرزنش است؟

بر اساس آنچه در این مطلب مطالعه کردید، رفتاری مانند مقاومت در برابر دفع، می تواند علل متعدد و پیچیده ای از دلایل جسمی تا روانی داشته باشد.

در هیچ یک از این موارد کودک، مقصر نخواهد بود.

در حقیقت فرزند شما در حال نشان دادن واکنشی است که برآمده از سیستم خانواده است.

بنابراین تحت هیچ شرایطی، فرزندتان را به خاطر این رفتار، سرزنش، تنبیه کلامی و یا بدنی نکنید.

لازم است بدانید، رفتارهای از این قبیل می تواند مشکل را بسیار وخیم تر کند و درمان را سخت تر و طولانی تر نماید.

بهترین راهکار آن است که عوامل ایجاد کننده ی مشکل را بررسی کنید و در جهت رفع آن ها اقدام کنید تا مشکل در کوتاه ترین زمان ممکن برطرف شود.

نویسنده : کودک و نوجوان

با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟
با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟

خشم یکی از هیجان های اصلی و طبیعی در انسان است و هرکس درجه هایی از آن را دارد.

کودکان نیز در سنین مختلف و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی متفاوت هیجان خشم را تجربه می کنند و در این میان آنچه مهم است توجه به مساله ی یادگیری “شیوه ی مقابله ی صحیح” با این هیجان سرکش است.

در بسیاری از افراد این باور نخ نما شده وجود دارد که ” عصبانی شدن خوب نیست” و یا ” آدم خوب که عصبانی نمی شود”.

اما باید گفت خشم نیز مانند سایر احساسات کارکردهای مثبتی دارد و همانند سدی است که انرژی زیادی در پشت آن تجمع می کند.

در صورتی که این انرژی روانی به نحو صحیح مورد استفاده قرار نگیرد می تواند تبدیل به مشکل شود و نارضایتی های ارتباطی زیاد و گاه غیر قابل جبرانی به بار آورد.

 جالب است بدانید که “مهارت کنترل خشم” یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده ی موفقیت در ازدواج است و افراد فاقد مهارت در مدیریت عصبانیت و خشم می توانند آزار دهنده ترین و نامناسب ترین گزینه ها برای یک ازدواج موفق باشند.

به عنوان والدینی که قصد دارید عصبانیت را به عنوان احساسی طبیعی بپذیرید و روش های صحیح مدیریت آن به فرزندتان را بیاموزد، در ابتدا لازم است عوامل ایجاد کننده و یا تشدید کننده ی آن در فرزندتان را بشناسید.

چه عواملی موتور خشم را فعال تر می کند؟

  1. مصرف بیش از اندازه ی غذاهای محرک، سرد و تنقلات
  2. کم خوابی و یا خواب شب بی کیفیت
  3. سرگرمی بیش از حد با بازی های رایانه ای و تماشای افراطی تلوزیون ( بیش از یک ساعت و با توجه به سن)
  4. بی توجهی، مقایسه و احساس بی عدالتی

در بسیاری از موارد بی توجهی به ویژگی های مثبت کودک، مقایسه ی او با کودکان دیگر و یا سرزنش شدن بخاطر اشتباهات، عامل اصلی شروع پرخاش و لجبازی است.

اگر شما نیز در ارتباط با فرزندتان از سموم مهلک مقایسه، سرزنش و یا بی توجهی استفاده می کنید، بهتر است استفاده از آن ها را از همین لحظه متوقف کنید.

براساس شواهد تجربی، کودکانی که دایما با دیگران مقایسه شده اند و خوبی های شان نادیده گرفته شده است.

با رسیدن به سن نوجوانی، کنترل شرایط را از دست داده و بسیار حساس تر و تکانشی تر از سایر همسالان شان برخورد می کنند.

به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط شما با کودک، نه تنها در پرخاش و لجبازی فعلی او موثر است بلکه بر رفتارهای او در دوره ی نوجوانی و حتی بزرگسالانی تاثیرات قابل تجهی خواهد داشت که تبعات آن شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

به خاطر داشته باشید که کودک پرخاشگر، نیازمند نوازش و امنیت است و ایده ی تربیت کردن او در هنگام برانگیختگی می تواند بسیار مخرب باشد.


بازی هایی برای کنترل خشم

در صورتی که فرزندتان پرخاشگر است می توانید به منظور کنترل حالات عصبی و یاددادن نحوه ی صحیح مدیریت خشم به او از بازی های زیر کمک بگیرید.

  1. کودکان ۵-۳ ساله

کودکان در این سن تمایل زیادی به درست کردن حباب دارند. آن ها از این کار لذت می برند و شما می توانید از این فعالیت به نحو موثری در جهت کنترل خشم بهره ببرید.

به این منظور لازم است به مدت یک هفته با فرزندتان به تمرین ساخت حباب بپردازید.

در همین زمان متوجه خواهید شد که ساختن یک حباب نیازمند تمرکز بر تنفس و دم و بازدم های قوی و عمیق است. روشی  که برای کنترل خشم بسیار توصیه می شود!

انجام این بازی می تواند در تلطیف  روحیات کودک پرخاشگر موثر واقع شود. همچنین در هنگام عصبانیت می توانید از او بخواهید تا با تنفس عمیق احساس آرامش کند.

  • کودکان ۸-۶ ساله

با پایان دوره ی خردسالی و ورود به سن مدرسه، توانایی های شناختی در کودکان رشد می کند و می توانید در مورد خشم با او بیشتر صحبت کنید.

ابتدا لازم است به او یاد دهید که عصبانیت، چه تغییراتی در جسم ایجاد می کند.

مثلا اینکه هر وقت کسی عصبانی می شود، بلندتر حرف می زند، صورتش قرمز می شود، دست هایش را هنگام صحبت به شدت تکان می دهد، ضربان قلبش بالا می رود، اخم می کند، دهانش خشک می شود و تندتند نفس می کشد.

سپس به او کمک کنید تا متوجه شود محرک های خشمش چه مواردی هستند. مثلا از او بپرسید اگر کسی چه کاری انجام دهد عصبانی خواهی شد؟

او مکن است پاسخ هایی از این قبیل دهد “اگر کسی وسایلم را بدون اجازه بردارد، اگر کسی هلم بدهد، اگر کسی به من زور بگوید و …”.

در این مرحله لازم است در مورد نحوه ی مدیریت افکار با هم گفت و گو کنید. به او یاد دهید چطور بر خشمش غلبه کند و به او بفهمانید در برخوردهای اجتماعی اش لازم است صبور باشد و قبل از هر اقدامی، نفسی عمیق بکشد.

 اگر می تواند چند قدم از آنچه عصبانی اش کرده فاصله بگیرد؛ در دل جمله های آرام کننده تکرار کند مثل: «از پسش بر میام» یا «مهم نیست».

در نهایت هم رفتار های عاقلانه و مودبانه را به او آموزش دهید مثلا «این توپ منه، لطفا پسش بده» یا «چه حرف زشتی زدی، من این طوری حرف نمی زنم».

سعی کنید به او یاد دهید که قرار نیست کسی با خشونت بیشتر برنده شود.


والدین پرخاشگر، آموزش ندهند

اگر به عنوان والد در کنترل پرخاشگری خود با مشکل مواجه هستید و نمی توانید در موقعیت های تولید کننده ی خشم، واکنش مناسبی نشان دهید، اکیدا توصیه می کنیم تا از ارایه ی آموزش های شفاهی به کودک تان اجتناب کنید.

در حقیقت بزرگترین و قدرتمندترین آموزش برای کودک شما، رفتار خودتان است و ارایه ی آموزش های کلامی که در حالیکه هیچ نشانه ای از آن ها در رفتار شما دیده نمی شود کاملا بی اثر و حتی دارای اثر مخرب است.

کودک پرخاشگری را در رفتار شما مشاهده می کند و آن را در بازی هایش، ارتباطش با دوستان و حتی خود شما نشان می دهد.

در این شرایط پیشنهاد می کنیم تا در جهت یادگیری مهارت مدیریت خشم اقدام کنید و اجازه دهید کودک از رفتار شما، مدیریت احساساتش را بیاموزد.

  1. کودکان ۱۲-۹ ساله

با ورود به این سن می توانید با فرزندتان به عنوان فردی با مهارت های شناختی کارآمد، گفت و گویی منطقی تر داشته باشید.

در این گفت و گو ها از توصیه، سرزنش و نصیحت پرهیز کنید و فرزندتان را متوجه این مساله کنید که در موقعیت های بعدی برای حل مناسب تر مساله و کنترل خشمش چه برنامه و تصمیمی  دارد؟

بازی های بدون محدویت سنی

به طور کلی استفاده از بازی هایی که درآن ها قالب و چارچوب خاصی وجود ندارد به برون ریزی احساس خشم کمک خواهند کرد.

در این زمینه می توانید از بازی هایی مانند خمیربازی، گل بازی، سفال گری و سایر بازی های رهایشی که توام با کثیف کاری هستند استفاده کنید.

در طول این بازی ها به کودک اجازه دهید تا در حد ممکن دست به کثیف کاری و رهاسازی خود بزنند و در پایان، وسایل بازی را مرتب کرده و محیط اطراف شان را نظم دهند.

ورزش هایی مانند بوکس و فعالیت های دیگری مانند ترکاندن بادکنک یا ریز کردن کاغذ نیز در کاهش خشم  کودک نقش موثری دارد و می توانید از آن ها نیز در جهت تخلیه ی خشم کودک استفاده کنید.

آیا طوفان خشم کودک با بازی آرام می گیرد؟

اگر چه در بسیاری از موارد، انجام بازی ها به همراه آموزش های مدیریت خشم در تلطیف پرخاشگری موثر است .

اما در مواردی که پرخاشگری کودک ریشه در “مسایل ارتباطی او” با پدر، مادر و یا سایر اطرافیان دارد، لازم است به متخصص مراجعه کنید تا از طریق حل مساله ی ارتباطی، خشم فروخورده ی کودک تسکین یابد.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

با کودک کم توجه چگونه برخورد کنم؟
با کودک کم توجه چگونه برخورد کنم؟

کودک کم توجه، والد درمانده

یکی از مهم ترین مهارت های لازم برای دانش آموزان به ویژه در سن دبستان، مهارت دقت و تمرکز است.

ممکن است شما نیز به عنوان پدر، مادر و یا مربی با این مساله مواجه باشید که کودک مدت زمان بسیار کوتاهی بر بازی یا مساله ی درسی تمرکز می کند

رفتارهای سرزده، اعمال بدون فکر و یا حواس پرتی نشان می دهد و احتمالا از تلاش های بی نتیجه برای متمرکز کردن او خسته شده اید.

 به عنوان متخصص مسائل کودک و نوجوان باید بگویم مشکلات مربوط به توجه و تمرکز از جمله شایع ترین مشکلات این دوره ی سنی هستند که با استفاده از روش های خاصی می توان آن ها را برطرف نمود.

توجه و تمرکز در کودکان و بزرگسالان چه تفاوتی دارد؟

نکته ی جالب توجه در آغاز بحث توجه و تمرکز کودکان آن است که  اگرچه دامنه ی توجه کودکان بسیار کم تر از بزرگسالان است.

اما دقت و تمرکز آن ها در مساله ای که به آن مشغول شده اند، بسیار بیشتر از یک فرد بزرگسال است .

به همین دلیل است که اگر برای کودک تان داستانی تعریف کنید و او به دقت در حال گوش دادن به آن باشد .

سپس از شما بخواهد تا برای بار دوم ان را تکرار کنید، در صورت ایجاد تغییراتی در داستان، به سرعت مچ شما را خواهد گرفت.

این مساله نشان دهنده ی آن است که در صورت جلب صحیح و اصولی توجه دانش آموز و یا فرزندتان، او خواهد توانست مطالب را با عمق و کیفیت زیادی ادراک کرده، در ذهن نگه دارد و سپس تکرار کند.


کودک من در کدام مهارت دچار مشکل است؟ دقت؟ ادراک؟ حافظه؟

شاید این سوال در ذهن تان ایجاد شود که ” دقت”، ادراک و حافظه چه تفاوت هایی دارند؟

 در پاسخ، به طور خلاصه می توان گفت دقت و ادراک، فرایند های بهبود دهنده ی حافظه محسوب می شوند.

 به عبارت دیگر کودکانی که با استفاده از حواس 5 گانه، توجه خود را به خوبی بر محرک مورد نظر معطوف می کنند (دقت)، بهتر می توانند معنای محرک را دریافت کرده.

آن را تفسیر کنند (ادراک)، مفهوم درک شده را در ذهن نگه داشته و مجددا به یادآورند (حافظه).

بنابراین با توجه به توضیحات ارایه شده کاملا واضح است که افزایش دقت و تمرکز دانش آموزان نقشی اساسی در بهبود عملکرد حافظه و یادگیری آن ها دارد.

 از این جهت توجه به مساله دقت و تمرکز- به عنوان مهارت هایی اکتسابی-  برای والدین و معلمان امری ضروری است.

عوامل تاثیر گذار بر توجه و تمرکز کودک خود را شناسایی کنید

به طور کلی عوامل موثر بر دامنه ی توجه و تمرکز کودک، به دو دسته عوامل بیرونی و درونی قابل تقسیم اند.

عوامل بیرونی موثر بر توجه و تمرکز کودک تان کدامند؟

  1. خواب کافی: تحقیقات موید نقش تعیین کننده ی خواب در امر یادگیری هستند.

 در تحقیقی تعدادی کارت تصویر به آزمودنی ها داده و از آن ها خواسته شد تا پس از مشاهده، تصاویر را در ذهن خود نگه دارند.

در فاصله ای 40 دقیقه ای تعدادی از آزمودنی ها خوابیدند در حالیکه تعداد دیگر بیدار ماندند.

نتیجه ی پس آزمون نشان داد آزمودنی هایی که در فاصله ی 40 دقیقه ای پس از مشاهده ی تصاویر، خوابیدند مطالب را بهتر بازیابی کرده و عملکرد حافظه ی بهتری نشان دادند.

 در تبیین این مساله باید گفت وقتی مطلبی به تازگی وارد مغز می شود ( به خصوص در هیپوکامپ) هنوز شکننده است و به راحتی فراموش می شود.

به خصوص اگر از مغزخواسته شود تا در همان لحظه چیزهای بیشتری را نیز به خاطر سپارد.

اما خواب و استراحت منجر به هدایت مطالب جدید به سمت نئوکورتکس – محل ذخیره ی دائمی تر اطلاعات- شده  و به این صورت از فراموش شدن آن ها جلوگیری می کند.

بنابراین لازم است تا نسبت به ساعات خواب و استراحت فرزندتان با حساسیت ویژه ای عمل کنید.

 به طور متوسط یک دانش آموز دبستانی به 8 تا 10 ساعت خواب مفید نیازمند است.

2) دمای محیط: سرما یا گرمای بیش از حد می تواند مانع تمرکزشود. لازم است تا در جهت حفظ تمرکز این عامل نیز در نظر گرفته شود.

3) تغذیه: عملکرد تغذیه بر کارکرد مغز مساله ای ثابت شده است. بر این اساس گنجاندن مواد غذایی متنوع در برنامه ی غذایی کودک بسیار حائز اهمیت است.

4) ورزش: مطالعات انجام شده بر روی مغز موش ها و انسان ها نشان داده است که تمرینات منظم می تواند بازیابی حافظه را بهبود بخشد .

ورزش و فعالیت بدنی از جمله عوامل مهم در بهبود عملکرد شناختی کودکان است.


 از عوامل درونی تاثیر گذار بر توجه و تمرکز کودک تان چه می دانید؟

علاوه بر عوامل بیرونی ذکر شده عوامل درونی مختلفی نیز توجه و تمرکزکودک را تحت تاثیر قرار خواهد دهد.

 به عنوان والدین و یا مربی کودک لازم است بدانید که افزایش تمرکز چیزی جز افزایش توجه نیست و یکی از مهم ترین فنون افزایش توجه درکودکان “بازی” است.

 شما به عنوان پدر، مادر و یا مربی این ابزار قدرت مند را دراختیار دارید و از طریق آشنایی با بازی های دقت و تمرکز می توانید به بهبود عملکرد حافظه و یادگیری کودک کمک ویژه ای کنید.

از آنجا که از بین ابعاد پنجگانه ی حواس، حس بینایی و شنوایی بیشترین درگیری را در فرایند یادگیری دارا می باشند، انجام بازی هایی که به تقویت دقت و ادراک بینایی و شنوایی منجر شوند، بیشتر توصیه می شود.

بسیاری از این بازی ها نیاز به صرف زمان زیاد ندارند و در موقعیت های مختلف قابل اجرا می باشند.

بنابراین توصیه می شود انجام این بازی ها را در ساعات مختلف، با فرزندتان داشته باشید.

بازی کن، دقت کن، حافظه ات را تقویت کن

  1. از کودک تان بخواهید چشم هایش را ببندد و مثلثی را تصور کند. سپس از او بخواهید با چشمان بسته آن مثلث را روی کاغذ به آرامی  و با دقت بکشد و سپس برای بار دوم این کار را تکرار کند.

 نتیجه هر دو فعالیت را به او نشان دهید. مطمئناً مثلث دوم با اشکال ها و ایرادهای کمتری کشیده شده  است و بهبود شرایط درآن کاملاً مشهود است.

شما می توانید این بازی را در طول روز چند بار با فرزندتان انجام دهید و هر بار از تصاویر مختلف و در عین حال ساده (مربع ، ستاره و  مستطیل) استفاده کنید.

در طول بازی به صورت ضمنی به فرزندتان یادآوری کنید که هرچه تصویر را آرام تر و با دقت بیشتری رسم کند، نتیجه کار بهتر خواهد بود.

  • از فرزندتان بخواهید کتاب خواندن در محیط های مختلف را امتحان کند.

درکتابخانه، رستوران و دیگر مکان های شلوغ از او بخواهید برای دقایقی هرچند کوتاه کتاب بخواند و اگر او هنوز سوادخواندن ندارد شما برایش داستانی بخوانید.

(نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که هرگز او را وادار به مطالعه در حین حرکت اتومبیل نکنید زیرا این کار می تواند منجر به سرگیجه، حالت تهوع و مشکلات بینایی شود).

کتاب خواندن در محیط های متفاوت، تأثیری شگرف در افزایش تمرکز و دقت دارد.

در مصاحبه ای که با بسیاری از شطرنج بازان موفق دنیا انجام شده، آن ها گفته اند که برای افزایش تمرکز، بارها در محیط های بسیار شلوغ شطرنج بازی کرده اند.

  • وقتی با فرزندتان به پارک می روید از او بخواهید  به صدای طبیعت که شامل صدای آب ، پرندگان و سایر حیوانات است بادقت گوش دهد و سپس صداهایی را که شنیده است نام ببرد.
  • 4)       از فرزندتان بخواهید دستانش را جلوی صورتش بگیرد و انگشتانش را به ترتیب و به آرامی خم کند.

به او یادآوری کنید حین خم کردن هر انگشت فقط به آن انگشت توجه کند. و به انگشت های دیگرش نگاه نکند.

وقتی همه انگشتانش را خم کرد به آرامی و به ترتیب دوباره این روش را برای صاف کردن انگشتان تکرار کند.

  • از فرزندتان بخواهید که به آرامی و در ده شماره نفس بکشد و در حین نفس کشیدن فقط به تنفس و صدای آن فکر کند و بعد از ده شماره از او بخواهید که باز با همان ده شماره نفسش را بیرون بدهد.

این بازی می تواند در مواقع اضطراب، ترس و یا قبل از خواب نیز بسیار خوب عمل کند.

  • فراهم کردن پازل و جدول های مخصوص به گروه سنی در افزایش دقت و تمرکز کودکان بسیار مناسب است.

شما می توانید به عنوان هم گروهی در جور کردن پازل با کودک همراه شده و به صورت ضمنی به رشد دقت و حافظه ی او نیز کمک کنید.

  • می توانید در حین مشاهده ی فیلم از کودک تان بخواهید به دقت به صحنه های فیلم و محتوای آن توجه کرده و سپس مسابقه ای در مورد رنگ ها، اشیاء و اسامی موجود در فیلم راه اندازی کنید.

 از کودک بخواهید با فعال کردن حافظه ی خود به سوالات پاسخ دهد.

  •  در صورتی که فرزندتان غالبا کم توجه است، موقعیت هایی را که در آن از خود توجه نشان می دهد مورد تشویق کلامی قرار دهید. بر اساس اصول شرطی سازی، تشویق کلامی منجر به تقویت رفتار توآم با توجه خواهد شد.

9)       از کودک تان بخواهید به شما با دقت تمام نگاه کند (به عنوان مثال لباس، کفش و ظاهرتان را به دقت مشاهده کند و در ذهن نگه دارد

سپس از اتاق خارج شده و تغییری در ظاهرتان ایجاد کنیدکه قابل رویت باشد. سپس از کودک بخواهید بگوید چه چیزی تغییر کرده است.

       در صورتی که کودک درست پاسخ دهد، نفر بعدی خواهد بود که ظاهرش را تغییر می دهد و این بار شما در مورد چیزی که تغییر    کرده است حدس خواهید زد.

         بر اساس تجربه کودکان از این بازی لذت زیادی خواهند برد.

  1.  از بازی های برپایه ی داستان کمک بگیرید. برای این کار نیاز به کتاب داستان هایی با موضوعات تخیلی و هیجان انگیز دارید.

می توانید چند صفحه ی اول  داستان را برای فرزندتان بخوانید و سپس از او درخواست کنید تا ادامه ی داستان را حدس بزند.  

می توانید خودتان نیز ادامه ی داستان را حدس بزنید و سپس در مورد حدس های تان با یکدیگر گفت و گو کنید.

انجام این بازی علاوه بر تقویت توجه و تمرکز، حس شوخ طبعی و تخیل را نیز در فرزندتان رشد خواهد داد.

  1. از مازهای سرگرم کننده و جذاب به منظور افزایش تمرکز، دقت، برنامه ریزی، تعیین توالی، سرعت پردازش و یکپارچه سازی دیداری-حرکتی فرزندتان استفاده کنید.

لازم است تا مازها را متناسب با سطح رشدی فرزندتان به درستی انتخاب کنید.

از خراب کاری پیشگیری کنید

ممکن است به عنوان والد و یا مربی کودک، به دلیل کم توجهی او با مشکلات زیادی مواجه شده باشید، در مورد پیشرفت تحصیلی او احساس نگرانی کنید و یا برای بهبود اوضاع، عجله به خرج دهید.

قبل از شروع اجرای بازی های گفته شده به این نکته توجه داشته باشید که هرگز نخواهید توانست با توسل به زور و اجبار از کودک درخواست توجه و تمرکز کنید.

فرقی نمی کند که شما پدر و مادر او هستید و یا معلمی که با وجود کودکی کم توجه، کنترل کلاس را از دست داده است.

مهم ترین نکته برای پیشگیری از خراب کاری و رسیدن به هدف، “برقراری ارتباط با کودک” و در نظر گرفتن احساسات اوست.

اگر با مطالعه ی بازی های فوق، قصد دارید کلاس آموزشی توجه و تمرکز راه بیندازید و از این طریق توجه و تمرکز فرزندتان را دگرگون کنید، لازم است بدانید که محکوم به شکست هستید.

در فرایند بازی با فرزندتان درگیر شوید، از او نظرخواهی کنید و از بازی با او لذت ببرید. در ادامه خواهید دید که ارتباط موثر مانند همیشه معجزه خود را نشان داده و توجه فرزندتان نیز به طرز چشمگیری بهبود یافته است.

منبع:مشاورانه

با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟
با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟

یکی از مسائل مورد بررسی در گروه سنی نوآموزان پیش دبستان و دانش آموزان دبستانی، مساله ی دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن و به عبارتی مهارت مدیریت زمان خواب است.

 این مساله علاوه بر ایجاد مشکلات یادگیری و تاثیر بر سلامت جسمی و روانی کودک، می تواند برای معلمان و مسئولان مدرسه نیز مشکلاتی به وجود آورد.

 کودکان معمولا به دلیل سطح بالای انرژی تمایل دارند تا ساعات زیادی از شب بیدار مانده و به فعالیت بپردازند. این درحالی است که بدن آن ها به 10 تا 12 ساعت خواب مفید نیاز دارد.

 عدم تامین این مقدار از استراحت می تواند منجر به خستگی و بی حوصلگی در طی روز و ایجاد مشکلاتی در امر یادگیری و توجه  شود.

بر اساس مشاهدات انجام شده، این دانش آموزان معمولا در طی روز نیز به لحاظ خلقی عصبی تر هستند.

در روابط بین فردی بیشتر پرخاش می کنند و به دلیل رفتارهای بین فردی آسیب رسان، بیش از سایر کودکان در روابط دوستانه طرد می شوند.

اگر فرزند شما نیز در تنظیم زمان خواب موفق به کسب مهارت نشده است، می توانید با مطالعه ی موارد زیر در این مسیر به او کمک کنید.


شش گام ساده و مهم به منظور تنظیم خواب کودک

1. بهتر است حتی الامکان از خواب عصرگاهی کودکاتن به روش های مختلف از قبیل پرت کردن حواس آن ها به وسیله ی فعالیت های جذاب دیگر جلوگیری کنید.

با این کار، تنظیم زمان خواب به راحتی صورت می گیرد.

2. سعی کنید از طریق گفت و گو با فرزندتان، برنامه ای نسبتا مشخص برای فعالیت های مختلف از قبیل انجام تکالیف، تماشای تلوزیون، زمان صرف شام، بازی و خواب مشخص کنید.  

از این طریق کودک شما علاوه بر یافتن راه حل برای مساله ی دیرخوابیدن، به تمرین مهارت برنامه ریزی روزانه خواهد پرداخت که یکی از مهم ترین مهارت ها در جهت خودتنظیمی است.

براساس پژوهش ها، این مولفه یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیتی افراد موفق است که پایه های اصلی آن از دوران کودکی شکل می گیرد.

برای اجرای این گام به این نکته توجه داشته باشید که برنامه ریزی روزانه به معنای برنامه ریزی کردن زمان های روازنه ی کودک توسط شما نیست.

شیوه ی صحیح انجام این کار، قرار گرفتن در کنار کودک و تشویق اوبه منظور داشتن برنامه ای برای ساعات مختلف شبانه روز از طریق گفت و گو است.

3. تعطیلات آخر هفته اگر چه زمان خوبی برای درکنار هم بودن است، اما زنگ خطری است که می تواند برنامه ی هفتگی منظم کودکت ان را از طریق رفتن به مهمانی یا دیر خوابیدن به دلیل تعطیلی روز بعد تهدید کند.

پیشنهاد می کنیم در این خصوص سعی کنید حتی الامکان برنامه ی دید و بازدید های خانوادگی را به گونه ای تنظیم کنید که فرزندتان زمانی برای استراحت بیشتر داشته باشد و صبح روز بعد با بی حوصلگی و خستگی وارد مدرسه نشود.

4. انجام کارهای هیجان انگیز در شب های غیر تعطیل می تواند منجر به دیرتر خوابیدن شود.

می توانید با توضیح این مساله برای فرزندتان، فعالیت مناسب تری مانند گوش دادن به یک موسیقی کودکانه و آرامش بخش را جایگزین فعالیت های پرهیجان قبل از خواب کنید.

5. نکته ی مهمی که می تواند در افزایش عزت نفس و امید فرزندتان موثر واقع شود، مرور اتفاقات خوب هر روز قبل از خوابیدن است.

به عنوان مثال می توانید قبل از خواب از طریق طرح سوالاتی مانند ” امروز چه چیزهای خوبی برایت داشت؟

” توجه کودک را از نکات منفی به سمت موفقیت ها سوق داده و خودکارآمدی و امید را در او افزایش دهید.

ممکن است مشغولیت ذهنی کودک به مسائل روزمره ای که موفق به یافتن راه حل برای آن ها نشده است، مانع از خواب خوب شبانه شود.

 دعوا با دوست، گم کردن مداد رنگی، انتخاب نشدن در کلاس، قلدری کردن اطرافیان و …

از جمله مسائلی هستند که می توانند کودکان را دچار اضطراب و تشویش کرده و بر اشتها، خواب و امیدواری شان تاثیر منفی بگذارند.

در این صورت با فرزندتان گفت و گو کنید و با ایجاد امید برای یافتن راه حل مناسب، از تشویش ذهنی اش بکاهید.

6. به این نکته توجه داشته باشید که تغییر عادت ها امری دشوار و زمان بر است. بنابراین اگر فرزندتان با مساله ی دیر بیدارشدن روبه روست نمی توان انتظار معجزه داشت.

آنچه مهم است آن است که بتوانید به کمک فرزندتان “برنامه ای نوشته شده و عینی ”  برای زود بیدار شدن در طی روزهای هفته تنظیم کنید و در این مسیر، پیشرفت های هرچند جزئی او را نیز مورد توجه و تشویق کلامی قرار دهید.

می توانید مواردی را نیز از طریق توافق با خود کودک به عنوان تشویق او در آخر هفته در نظر بگیرید.

باید مراقب باشید تا فرزندتان تشویق را رشوه برداشت نکند. بر اساس قانون پیامدهای طبیعی، به موقع خوابیدن و زود بیدار شدن پیامدهای مفیدی برای خود کودک به دنبال خواهد داشت.

بنابراین در نظر گرفتن جوایز متعدد برای این کار بی معناست. بهترین حالت می تواند آن باشد که به صورت تصادفی و یا پس از گفت و گو، با ارایه ی نوعی از تشویق کننده ها او را متوجه پیشرفتش کنید.

این تشویق می تواند شامل جملات مثبت و امید بخش و یا هدیه ای باشد که شما برای کودک تان در نظر می گیرید.


استفاده از کدام نوع تشویق موثرتر است؟

در مسیر اجرای این برنامه و در صورت موفقیت کودک، در استفاده از مشوق های رفتاری و کلامی دست و دلباز باشید.

بر اساس پژوهش ها، استفاده از این نوع مشوق ها، نقش زیادی در رشد عزت نفس فرزندتان خواهد داشت.

این در حالی است که تقویت کننده های مادی مانند انواع جوایز و هدایا پس از مدتی اثر تقویت کننده ی خود را از دست خواهند داد.

  نمونه ای از این نوع تشویق ها عبارتند از :

  • لبخند زدن
  • در آغوش گرفتن
  • به کاربردن جملاتی از قبیل : ” آفرین “، ” تو عالی هستی “، این هفته واقعا کار بزرگی کردی که تونستی صبح ها به موقع آماده شوی “.

جالب است بدانید با به کار بردن جملات به ظاهر ساده ی بالا، بزرگ ترین سرمایه گذاری روانی برای آینده ی فرزندتان را آغاز کرده اید.

تکرار مستمر و به موقع جملات مثبت و انعکاس توانمندی های فرزندتان به او، در طول زمان، بخش ناخودآگاه ذهن را تحت تاثیر قرار داده و عزت نفس و اعتماد به نفس فرد را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد.

در صورتی که برنامه تنطیم خواب به درستی پیش نرفت چه کنیم؟

در صورتی که کودک تان موفق به اجرای کامل برنامه ی تنطیم خواب نشد، از سرزنش او بپرهیزید.

اجازه دهید تا پیامدهای طبیعی دیر بیدار شدن را تجربه نماید. این پیامدها می تواند شامل دیر رسیدن به مدرسه، خسته بودن در کلاس درس، یاد نگرفتن مطالب و یا بازخوردهای منفی دوستان باشد.

2) به خاطر داشته باشید که شما در نقش والد مسئول تنظیم زمان خواب و بیداری فرزندتان نیستید. شما می توانید در این مسیر به او کمک کنید .

لازم است با صبر، آرامش و عدم توبیخ به او جازه دهید تا در این مورد دست به انتخابی مسئولانه بزند.

3) مجددا گام های شش گانه ی تنطیم خواب را به کمک کودک بررسی کنید. ممکن است غافل شدن از یکی از گام ها و یا عدم اجرای صحیح بخش کوچک و قابل اهمیتی از برنامه، باعث ایجاد مشکل شده باشد.

منبع:ساینس دیلی