تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: مشاوره کودک و نوجوان

بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها
بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها

در این مقاله به معرفی بازی درمانی به عنوان یکی از روش های مهم و موثر در درمان کودکان در حیطه های مختلف می پردازیم. و در ادامه به شما نشان خواهیم داد که می توانید با بکار گیری برخی روش های ساده بازی درمانی را در خانه اجرا کنید.

 

بازی درمانی چیست؟

از دیرباز تاکنون بازی به عنوان یک ابزار درمانی جایگزین برای درمان نشانه های کودکان دارای مشکلاتی مانند اختلال نقص توجه، افسردگی بالینی و اختلالات اضطراب به کار برده شده است. روان شناسان و روانپزشکان کودک همواره اعتقاد داشته اند که بازی می تواند در (بیشتر…)

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان به صورت دسته بندی شده در زمینه تربیت کودک و نوجوان آورده شده است.

چه شرایطی باعث می شوند که یک پدر و مادر، والدین خوبی باشند؟

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد!
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر داشته باشد. …
  • شناخت.
  • همسانی.
  • همدلی یک وش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن.
  • سختگیری نکردن.
  • انعطاف پذیری.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

والدین خوب به چه معنایی می باشد؟

والدین مناسب مطلع می باشند که فرزندان خودشان را در چه زمانی آزاد بگذارند.

ما نیاز داریم که نحوه تفکر مستقل، حل کردن مشکلات و داشتن یک اعتماد عمیق به توانایی های خودشان را به فرزندانمان آموزش دهیم.

با توجه به زمان و کارایی موجود، کاری که والدین برای فرزندان خودشان انجام می دهند، عبارت از مواردی می باشد که خود فرزندان به راحتی می توانند برای خودشان انجام بدهند.

چهار سبک ارتباط والدین با فرزندان 

این سبک های سرپرستی در چهار گروه گسترده ای قرار می گیرند که به صورت کلی مورد پذیرش قرار گرفته است.

هر چند که محققان مختلف، عناوین مختلفی را برای این سبک ها در نظر گرفته اند، ولی معمولا این سبک ها به این صورت نامگذاری می شوند:

  • قدرت طلب،
  • مقتدر،
  • آسان گیر و
  • دخالت نکننده.
  • والدین قدرت طلب سخت گیر و
  • کنترل کننده هستند.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

یک فرد به چه نحوی می تواند به یک پدر خوب یا مادر خوب تبدیل شود؟

8 روش برای تبدیل شدن به والدین بهتر و ارتباط والدین با فرزندان شامل:

  1. اجتناب کردن از مقایسه و لقب گذاری. شما می توانید یک نوع والدینی باشید که زمان خودش را صرف آموزش دادن روش ها، عادت ها و رفتار های خوب به کودکانش می کند. …
  2. حرف هایی که می گویید را انجام بدهید.
  3. اجازه بدهید که فرزند شما اشتباهاتی انجام بدهد.
  4. هیچ کاری انجام ندهید. …
  5. مصرف غذای خودتان را به عنوان ابزاری برای راحتی یا تشویق کردن استفاده کنید.
  6. نسبت به رفتار “بد” بی توجه باشید.
  7. به قدرت خودتان اعتماد داشته باشید.
  8. نسبت به پذیرفتن تغییرات آمادگی داشته باشید.

 

چه ویژگی هایی یک فرد را به یک پدر یا مادر خوب یا بد تبدیل می کنند؟

ویژگی هایی که منجر به ایجاد یک پدر یا مادر خوب یا بد می شوند، عبارتند از:

  • دوست داشتن بدون قید و شرط. زمانی که شما بدون هیچ شرطی فرزندتان را دوست می دارید، بدون توجه به هیچ موردی وی را دوست خواهید داشت و مورد پذیرش قرار خواهید داد. …
  • نظم. زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، والدین برای رفع این مشکل یک سری راه حل هایی را در اختیار دارند می توانند این کار را با استفاده از مجازات و یا نظم دهی انجام بدهند.
  • راهنمایی کردن با استفاده از یک مثال.
  • همسانی و انعطاف پذیری دیگر عنصر مهم در برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • استقلال.

چه نوع پدر یا مادری یک پدر یا مادر بدی می باشد؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان کودک

شما به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک پدر یا مادر بدی هستید؟

8 علامت مربوط به یک پدر یا مادر بد بودن عبارتند از:

  1. اجتناب کردن و بی توجه بودن به فرزندتان.
  2. سوء استفاده فیزیکی یا زبانی.
  3. بیان کردن یک مثال بد.
  4. طرفداری یا تعصب.
  5. قدرت طلبی ناعادلانه.
  6. رفتار مالی غیر مسولانه.
  7. مزاحمت یا ناز پرورده کردن بیش از حد.
  8. اعتماد نداشتن به کودک.

 

علائم مربوط به یک پدر بد چه مواردی می باشند؟

رشد کردن تحت سرپرستی والدین مسموم، برای هر کودکی سخت می باشد، ولی شما می توانید علائم چنین سرپرستی را مشخص کنید و سعی کنید که یک آینده شادتری را برای فرزندانتان ایجاد کنید.

  • چنین فردی بیش از حد انتقاد می کند.
  • چنین فردی از طریق سکوت کردن با شما برخورد می کند.
  • چنین فردی تهدیدات را فریاد می زند.
  • چنین فردی همه چیز را به سایر افراد بیان می کند.
  • چنین فردی دارایی های موجود را از بین می برد.
  • چنین فردی به صورت پرخاشگرانه برخورد می کند.
  • چنین فردی نسبت به شما بی توجه می باشد.
  • چنین فردی منجر به ترسیدن شما می شود.

 

مهمترین کارهایی که والدین باید انجام بدهند، چه مواردی می باشند؟

10 مورد مهمی که والدین می توانند برای افزایش سطح اعتماد موجود انجام بدهند، عبارتند از:

  1. تایید کنید که آنها تمامی تلاششان را انجام می دهند.
  2. اجازه بدهید که آنها خودشان مشکلاتشان را حل کنند.
  3. حس کنجکاوی آنها را تایید و مورد حمایت قرار دهید.
  4. مبناهای مربوط به موفقیت را به فرزند خودتان آموزش دهید.
  5. در فرآیند آموزشی فرزندتان مشارکت داشته باشید.
  6. یک سری مسولیت هایی را به فرزندتان محول کنید.
  7. به فرزندتان کمک کنید که احساسات خودش را بیان کند.
  8. تمامی چالش ها و اتفاقات بد مربوط به فرزندتان را تایید کنید و از وی تحسین کنید.
  9. یک سری چالش هایی را برای فرزند خودتان ایجاد کنید.
  10. عملکرد آنها را مورد قضاوت یا انتقاد قرار ندهید.

 

مقالات مرتبط

روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران
روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران

روانشناسی کودک سه ساله تا پنج ساله به 1-روانشناسی دوره سه تا سه و نیم 2- سه و نیم سالگی تا 4 سالگی و 4 سالگی تا 5 سالگی تقسیم می شود.

نقاط عطف رشد در روانشناسی کودک سه ساله تا 4سالگی

با تولد سه سالگی کودک شما، دیگر سال های حساس دو سالگی و سال های جادویی و هیجان انگیز سه و چهار سالگی شروع می شوند، همان زمانی که دنیای کودک شما با فانتزی، تخیل و تصویرسازی های واضح احاطه شده است.

در طول این مدت، در بسیاری از حیطه ها بالغ می شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

در این قسمت برخی نقاط عطف رشدی مهم در این سن اورده شده اند:

نقاط عطف حرکتی

  • می تواند روی یک پا بایستد و به مدت پنج ثانیه در این حالت بماند.
  • بدون کمک از پله ها بالا و پایین می رود.
  • توپ را به جلو پرت کند و با پا به آن ضربه می زند.
  • توپ را با دستش پرت می کند.
  • با چابکی به جلو و عقب می رود.
  • می تواند توپی که به سمتش می آید را بگیرد.

نقاط عطف در مهارت های ظریف حرکتی و انگشتان

  • اشکال چهارگوش را کپی می کند.
  • می تواند یک انسان را با دو تا چهار قسمت اندامش بکشد
  • از قیچی می تواند استفاده کند.
  • برخی اشکال هندسی را می کشد
  • شروع به کپی کردن برخی حروف می کند.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

نقاط عطف زبان و خصوصیت کودک سه سال و نیم

  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • برخی قوانین پایه گرامر را مسلط می شود.
  • می تواند با جملات 5 تا شش کلمه ای حرف بزند.
  • انقدر واضح حرف می زند که غریبه ها هم بفهمند.
  • داستان و قصه می گوید.

نقاط عطف شناختی سه تا چهار ساله

  • برخی رنگها را به درستی نام می برد.
  • مفهوم شمارش را میشناسد و ممکن است چند عدد را بداند.
  • مسائل را تنها از یک نقطه نظر می نگرد.
  • حس زمان واضح تری را دارا خواهد بود.
  • دستورات سه بخشی را دنبال می کند.
  • بخش هایی از یک داستان را به خاطر می آورد.
  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • درگیر بازی های تخیلی می شود.

نقاط عطف اجتماعی و هیجانی

  • به تجارب جدید علاقه دارد
  • با دیگر کودکان همکاری می کند.
  • نقش مادر یا پدر را بازی می کند.
  • بسیار در بازی های تخیلی پیشرفت می کند.
  • لباسش را خودش در می آورد و یا می پوشد.
  • در مورد راه حل اختلافات و مشکلات مذاکره می کند.
  • مستقل تر می شود.
  • تصور می کند بسیاری از اشیا و موجودات نااشنا ممکن است هیولا باشند.
  • خود را به عنوان یک انسان شامل ذهن و بدن احساس می بیند.
  • اغلب نمی تواند بین تخیل و واقعیت تمایز قائل شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

پایش رشد سلامت در روانشناسی کودک سه ساله

از انجایی که هر کودک به روش خاص خود رشد می کند، غیر ممکن است که بگوییم چه زمانی و چگونه دقیقا در یک مهارت مشخص کامل می شود.

همواره رشد او را چک کنید اما نگران نباشید اگر انحرافی وجود داشت.

با این وجود اگر هر گونه تاخیری در یکی از نشانه های زیر در این سن وجود داشت با متخصص کودک صحبت کنید.

  • نمی تواند یک توپ را با دست پرت کند.
  • نمی تواند بپرد
  • نمی تواند سه چرخه را براند.
  • نمی تواند مداد رنگی را دست بگیرد.
  • با خط کشیدن مشکل دارد.
  • نمی تواند بلوک خانه سازی را روی هم بگذارد.
  • هنوز زمانی که والدینش او را ترک می کنند گریه می کند.
  • به بازی های تعاملی علاقه ای نشان نمی دهند.
  • دیگر کودکان را نادیده می گیرد.
  • به دیگر افراد غیر ازخانواده پاسخی نمی دهد.
  • در بازی های تخیلی شرکت نمی کند.
  • در مقابل لباس پوشیدن، خوابیدن و توالت رفتن مقاومت نشان می دهد.
  • هنگامی که عصبانی یا ناراحت می شود از کنترل خارج می شود.
  • نمی تواند یک دایره را کپی کند.
  • نمی تواند جملات بیشتر از دو یا سه کلمه بگوید.
  • از من یا تو به طرز مناسبی استفاده نمی کند.

مقالات روانشناسی کودک

همه ی آنچه لازم است در مورد خودزنی نوجوانان بدانید
همه ی آنچه لازم است در مورد خودزنی نوجوانان بدانید

نوجوانانی وجود دارند که برای احساس آرامش و راحتی، سعی می کنند به طور مخفیانه پوست بدن خود را ببرند، بسوزانند یا بخراشند.

در حقیقت آسیب و صدمه زدن عمدی به پوست خود در این گروه از نوجوانان به این منظور انجام می شود که فرد بتواند بر هیجانات خود غلبه کنند. به این عمل خودزنی می گویند.

نکته ی جالب توجه آن است که اگرچه این نوجوانان به خودشان آسیب می رسانند اما به هیچ وجه قصد خودکشی کردن ندارند.

این خودآزاری می تواند برای شما به عنوان والدین بسیار آزاردهنده و گیج کننده باشد و یا شما را با ترس های زیادی مواجه کند.

. با وجود فراگیر بودن این قبیل رفتارها در میان نوجوانان، آن ها این رفتارها را از پدر و مادر خود، اعضای خانواده، معلمان و مشاوران مدرسه مخفی نگه میدارند چون نمی دانند چگونه برخوردی را از جانب دیگران دریافت خواهند کرد.

برای اینکه متوجه شوید علایم و نشانه های خودزنی در نوجوانان چیست؟ و در چه مواقعی این رفتار نگران کننده است و یا احتمال وقوع آسیب وجود دارد، با ادامه مطلب همراه باشید.

علایم و نشانه های خودزنی را بیشتر بشناسید

در ابتدا نیازمند آن هستید تا علایم و نشانه های خودزنی را به طور دقیق تر بشناسید. این نشانه ها می تواند حاکی از آن باشد که فرزندتان خودزنی می کند:

• همیشه پیراهن های آستین بلند، یقه اسکی یا دامن های بلند می پوشند. حتی وقتی هوا گرم است

• وقتی از زخم ها، خراش ها و سوختگی ها از او سوال می شود، پاسخ های گنگ و مبهمی می دهند.

• وقتی از زخم ها، خراش و سوختگی ها از او سوال می شود، بسیار خشمگین و عصبانی می شوند.

• ممکن است همیشه مچ دست خود را با دستبندهای چرمی بلند یا النگوهای پهن بپوشاند.

• ممکن است در حمام و یا ظرف زباله ی اتاقش به کرات دستمال کاغذی های خونی پیدا کنید.

• داروهای مخصوص سوختگی و یا چسب زخم معمولا در وسایل آن ها وجود دارد. همچنین ممکن است در وسایلش قیچی، چاقو و یا تیغ ریش تراش پیدا کنید.

• نوجوان ممکن است مرموز و عجیب و غریب شوند و ازدیگران کناره گیری کرده و یا منزوی شوند.

• ممکن است با کسانی دوست شوند که آن ها نیز به خود آسیب می رسانند و نحوه ی برخورد صحیح با هیجانات شان را نمی دانند.

در صورت مشاهده ی علایم خودزنی چه کنم؟

کاملا طبیعی است که مشاهده ی موارد ذکر شده شما را نگران و آشفته کند اما بهتر است در کمال آرامش از نوجوان تان بخواهید تا برای تان توضیحی ارایه دهد. در صورتی که شاهد طفره رفتن، ناراحتی و یا ابراز خشم و عصیانیت از جانب او شدید وقت آن است تا از یک مشاور متخصص کمک بگیرید.

لازم است این نکته را نیز مذنظر داشته باشید که اگرچه سوزاندن و بریدن و زخمی کردن عمدی قسمت های مختلف بدن در بین نوجوانان بسیار رایج هست اما نوجوانان به روش های مختلفی مثل مشت زدن به خود، مشت زدن به دیوار، کشیدن موی سر، با سر به دیوار کوبیدن، خال کوبی، ساییدن پوست بدن با مداد و دست کاری کردن زخم های خود باعث آزار خود می شوند .

بنابراین مشاهده مکرر این قبیل رفتارها می تواند نشانه هایی از خودزنی نوجوان باشد.

نوجوانان اغلب از ابزارهای خاصی برای خودزنی استفاده می کنند مثل قیچی، چنگال، چاقو، سوزن خیاطی، سنجاق، خرده شیشه، ناخن گیر، کبریت و فندک و از همه مه متر تیغ.

اما صرف داشتن چنین ابزارهایی نمی تواند نشانه ی خودزنی باشد بلکه علائمی که قبلا عنوان شد و تغییر در رفتار اوست که می تواند نشانه ای از آزار خود باشد و نیاز به بررسی مشاوره ای را بیشتر می کند.

مهم ترین تفاوت های خودزنی و خودکشی که باید بدانید

به عنوان والدین نوجوان آگاهی از تفاوت های خودزنی و خودکشی به شما کمک می کند تا بتوانید به خودتان مسلط باشید و بهترین تصمیم را بگیرید.
خودزنی و خودکشی دارای 2 تفاوت عمده هستند.

نخست اینکه در خودکشی، نوجوان رفتارهای پرخطری را به انجام می رساند تا بتواند زندگی اش را پایان دهد این در حالی است که رفتارهای خودآزاری با هدف بقا انجام می شود. در حقیقت نوجوان از طریق آزار دادن خود سعی در برون ریزی اضطراب و کسب آرامش دارد و قصد از بین بردن خود را ندارد.

در ثانی، رفتار خودکشی گرا ممکن است یک یا دوبار اتفاق بیفتد اما رفتارهای خودزنی فراوانی بسیار زیادی دارند. مثلا ممکن است نوجوان تان هر روز پوست دستش را بکند، با تیغ به خودش آسیب بزند و یا به دیوار مشت بکوبد.

توجه داشته باشید که رفتارهای خود زنی به معنای آن نیست که نوجوان تان قصد از بین بردن خود را دارد اما در مواردی ممکن است این دو با یکدیگر همپوشانی هایی هم داشته باشند. یعنی ممکن است یک نوجوان خودکشی گرا، خودزنی هم بکند.

بنابراین در صورتی که این رفتارها را مشاهده کردید، آرامش تان را حفظ کنید و در اولین فرصت با یک مشاور آموزش دیده در تماس باشید.

مهم ترین دلایل خوزنی در نوجوانان چیست؟

شاید برای تان سوال شود که چرا فرزندم خودزنی می کند. بدنیست تا قبل از مراجعه به روانشناس از دلایل خودزنی نوجوانان بیشتر آگاه شوید.

1. تنش و اضطراب:

بسیاری از نوجوانان می گویند که همیشه دچار تنش و اضطراب هستند و فکر می کنند که هرلحظه ممکن است منفجر شوند. برای همین اقدام به خودزنی می کنند تا از فشار روانی که احساس می کنند رها شوند.

2. افسردگی:

برخی از نوجوانان معتقدند که آن ها سزاوار تنبیه شدن هستند، خود را آدم بدی می دانند و فکر می کنند که باید تنبیه شوند و تنها راه هم زخمی کردن کردن و سوزاندن خودشان می دانند.

3. خشم:

نوجوانان خودآزار وقتی عصبانی و خشمگین می شوند، غیر قابل کنترل می گردند، در عین حال نمی خواهند خودشان را خشن نشان دهند بنابراین ترجیح می دهند به جای آسیب رساندن به دیگران، به خود آسیب برسانند.

ناتوانی در ابراز صحیح خشم می تواند یکی از دلایل خودزنی در نوجوانان باشد.

4. زوال شخصیت و افتراق:

نوجوانانی که اضطراب شدیدی را تجربه می کنند ممکن است به زوال شخصیت دچار شوند بطوری که احساس می کنند هیچ چیز واقعی نیست .

آن ها می گویند که انگار ما در بدن خود نیستیم. همین مسئله آن ها را به وحشت می اندازد، چرا که فکر می کنند دیوانه شده اند و سعی می کنند با زخمی کردن خود احساس بدن واقعی داشته باشند.

5. درد:

ممکن است برخی دیگر از نوجوانان به هنگام استرس و اضطراب، فکر کنند که با زخمی کردن و سوزاندن بدن خود می توانند به حالت خلسه رفته و از خود بیخود شوند و از شر مشکلاتی که در پشت سر دارند خلاص شوند.

6. برقراری ارتباط:

بعضی از نوجوانان خودآزار که احساس طردشدگی، انزوا، انتقاد و رنجوری می کنند، تلاش می کنند تا از این طریق با اعضای خانواده و یا دوستان خود در ارتباط باشند. اگرچه این راهبرد معمولا کارساز است و با عث جلب توجه اطرافیان می شود اما گاهی باعث فاصله افتادن بین خانواده و نوجوان می شود و دردسرساز خواهد بود.

7. جلب توجه و کسب پاداش:

خودزنی نوجوانان می تواند گاهی به منظور جلب توجه کردن و مورد تحسین قرار گرفتن انجام شود. وقتی اطرافیان متوجه خودزنی نوجوانان می شوند، نگرانی و مراقبت های آن ها افزایش می یابد.

بنابراین گاهی نوجوان برای متعجب ساختن و یا ترساندن دیگران دست به خودزنی میزنند و گاه به رقابت نیز می پردازند.

در چنین شرایطی بسیار مهم است که بتوانید نوجوان را مورد تشویق و توجه مثبت قرار دهید تا برای جلب آن به رفتارهای آسیب رسان مانند خوذزنی متوسل نشود.

8. احساس تعلق به گروه:

برخی از نوجوانان نیز تنها به این دلیل اقدام به خودزنی می کنند که می خواهند در مدرسه از طرف سایر دوستان مورد تایید قرار بگیرند.

وقتی نوجوانان افکار و احساسات خود را با دیگر نوجوانان خودآزار در میان می گذارند، احساس تعلق به گروه و پذیرفته شدن می کنند. داشتن دوستان خودآزار یکی از دلایلی است که نشان می دهد چگونه نیاز به تعلق داشتن به گروه می تواند رفتارهای خودآزارانه را تقویت کند.

9. کنترل و احساس قدرت:

تغییرات جسمانی، هیجانی، شناختی شگرفی در دوران نوجوانی اتفاق می افتد که نوجوان بر هیچ یک از آن ها کنترلی دارد.

در این میان ممکن است موارد دیگری مانند طلاق والدین، طرد شدن از سوی دوستان، برهم خوردن روابط عاطفی و عاشقانه نیز اتفاق بیفتد که اوضاع را بیش از تصور از کنترل خارج می کند.

در این شرایط برخی از نوجوانان می گویند که خودآزاری تنها چیزی است که می توانند کنترلش کنند. آن ها به واسطه خودزنی احساس قدرت می کنند و آن را ادامه می دهند چون تنها چیزی است که بر آن کنترل کامل دارند.

نویسنده : سایت کودکانه

چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان
چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ اصول تربیت دموکراتیک نوجوانان

تربیت دموکراتیک چیست و چگونه نوجوانی موفق پرورش دهیم؟ این اولین سوال هر پدر و مادر است.

ورود به سن نوجوانی می تواند برای همه ی والدین سخت و پرفشار باشد.

ممکن است احساس کنید که کاملا سردرگم هستید و رفتارهای تازه ی فرزندتان شما را کلافه و خسته کرده است.

در چنین شرایطی، کمک گرفتن از دیدگاه های تخصصی مشاورین حوزه ی کودک ونوجوان به شما کمک می کند تا بتوانید شرایط را مدیریت کنید و جوی توام با آرامش و رضایت ایجاد کنید.

تربیت دموکراتیک نوجوانان

در این مطلب قصد داریم تا خلاصه ای ازمهم ترین نکات تربیتی نوجوانان را بر اساس کتاب “تربیت دموکراتیک نوجوانان” نوشته ی پرل کاسل و کورسینی در اختیار شما قرار دهیم.

با ادامه ی مطلب همراه باشید.

 

  1. با نوجوان تان همدلی کنید.

با نوجوان تان همدلی کردن به معنای آن است که خودتان را به جای او قرار دهید.

والد همدل تلاش می کند تا خودش را به جای نوجوان بگذارد، مسایل را دقیقا از زاویه ی دید او ببیند و شرایط او را درک کند.

به طور خلاصه، انگار که شما شخص دیگری شده اید و می توانید با کفش های او راه بروید.

به خاطر داشته باشید که اگر قصد کمک به فرزندتان را دارید، بدون همدلی هرگز موفق نخواهید شد.

شما باید بتوانید برادری تان را ثابت کنید تا نوجوان پذیرای شما و کمک های تان شود.

بنابراین تمرین کنید تا دنیای را از زاویه ی دید فرزندتان ببینید و دست از توصیه و نصیحت و ترس و واهمه های بی ثمر بردارید.

 

  1. قضاوت یک طرفه در تربیت دموکراتیک ممنوع 

اگر شما به عنوان والدین فقط با احساسات، ارزش ها و خواسته های شخصی خودتان سروکار داشته و درکی از نوجوانان نداشته باشید، به گونه ای اجتناب ناپذیر درگیری های میان شما افزایش می یابد.

برای تعامل صحیح و موفق با یک مشتری، کارمند و ناظر لازم است که طرف مقابل را بفهمیم و درک کنیم و این موضوع در مورد نوجوانان هم صدق می کند.

هر نوجوان شخصی منحصربه فرد و چیزی که ممکن است نوجوان را آزار دهد، ممکن است چیزی باشد که دیگران از آن آگاه نباشند.

بنابراین قبل از هر چیز تلاش کنید تا از ارزش ها و خواسته های شخصی خودتان آگاه شوید و آن ها را به نوجوان تان تحمیل نکنید.

بپذیرید که او فردی مستقل است و می تواند ارزش ها و انتخاب های شخصی خود را داشته باشد.

چگونه با کمک اصول تربیت دموکراتیک نوجوانی موفق پرورش دهیم؟

چگونه با کمک اصول تربیت دموکراتیک نوجوانی موفق پرورش دهیم؟

  1. دلایل سکوت

شناخت فرزندتان در تربیت دموکراتیک بسیار حیاتی است.

سکوت کردن و فرورفتن در غار تنهایی در بسیاری از نوجوانان دیده می شود.

در چنین شرایطی بسیاری از والدین شروع به برچسب زنی کرده و جملاتی از قبیل ” همش توی اتاقتی. افسرده ای. معلوم نیست اون تو چکار می کنی و..” را به کار می برند.

قبل از به کار بردن این جملات لازم است تا دلایل سکوت فرزندتان را بهتر درک کنید.

گاهی علت اصلی سکوت او، عدم درک موقعیت توسط شماست.

شما او را درک نمی کنید و با تندی واکنش نشان می دهید.

در مقابل، فرزندتان نیز سکوت را به عنوان رفتاری برای اعتراض به قدرت انتخاب می کند.

ممکن است بگویید در بسیاری از موارد، آنچه فرزندتان مطرح می کند بیش از حد مسخره و یا احمقانه است اما هیچ یک از این عبارات نمی تواند بی اهمیتی به فرزندتان را توجیه کند.

به خاطر داشته باشید که او دغدغه ها و نگرانی های متناسب با سنش را دارد هر چند ممکن است شما آن ها را مسخره بدانید.

 

  1. رابطه ای دوستانه با نوجوان برقرار کنید.

ممکن است در وهله ی اول، برقراری ارتباط دوستانه کار ساده ای به نظر برسد اما اینطور نیست.

برقراری رابطه دوستانه کار آسانی نیست و تغییر دیدگاه فرزندان نوجوان ممکن است خیلی سخت باشد، مخصوصا زمانی که پیش از این احساس می کرده والدینش او را درک نمی کنند.

فرآیند برقراری رابطه ی دوستانه شامل:

1.  تلاش درک او توام با بردباری،

2. اشتیاق برای گوش دادن به او

3.  تحمل ترک نقش مربی گری و تمایل صادقانه برای مشورت دادن است.

به عنوان یک والد لازم است بدانید که خودرأیی نوجوان تان پوششی است برای اینکه احساس حقارت  وکم بودن را مخفی کنند.

تمامی این کارها تلاشی برای برتری و روی پای خود ایستادن و دیده شدن است. این درست است که نوجوان به توصیه و راهنمایی نیاز دارد، اما هنگام تلاش برای فرار از نظارت های سفت و سخت والدین ممکن است به خود یا دیگران آسیب برساند.

در این دوره او به راهنمایی و مشورت نیاز دارد، اما نه به صورت دائمی، بلکه گاهی باید به او مشاوره ی صادقانه دهید.

  1. یک اردو یامسافرت مناسب ترتیب دهید.

برای داشتن رابطه ای دوستانه با نوجوانان راه های بسیاری وجود دارد.

یکی از این راه های موثر، در اصول تربیت دموکراتیک برنامه ریزی یک اردوی ۱۰روزه پدر – پسری یا خانوادگی – فرزندی است.

در این صورت حتی اگر رابطه دوستانه ای در میان شما و فرزندتان برقرار باشد، این ارتباط مستحکم تر می شود.

در مورد روابط پدر- پسری ساختن یک قایق و در مورد مادر – دختری دوختن یک پیراهن با همکاری هم می تواند کمک بسیار موثری باشد.

باید به علایق فرزند خود توجه کنید شاید دختر شما قایق سازی دوست دارد و برای او برنامه با استعداد و خواستش تنظیم کنید.

برای رابطه مادر – پسری نیز در دسترس بودن برای گفتگو و درددل کردن می تواند بسیار موثر باشد.

لازم است شما تلاش کنید تا ارتباطی توام با احترام با فرزندتان برقرار کنید به گونه ای که در او احساس رضایت و درک شدن ایجاد شود.

نویسنده: کودک و نوجوان: کودکانه

با کودک حسود چگونه رفتار کنم؟ دلایل حسادت کودکان و درمان آن
با کودک حسود چگونه رفتار کنم؟ دلایل حسادت کودکان و درمان آن

ممکن است شما نیز کودک حسود داشته باشید که در موقعیت های خاصی، رفتارهای حسادت آمیز نشان می دهد و باعث تعجب تان می شود.

با کمی دقت در خواهید یافت که موقعیت های خاصی مانند رقابت، مقایسه با هم سن و سالان و یا فرق گذاشتن بین بچه ها، آتش حسادت را شعله ور تر می کند و باعث می شود تا فرزندتان نه تنها در هیچ کاری با شما همکاری نکند، بلکه دچار احساس خشم، عصبانیت و کینه نیز شود.

شاید برای تان عجیب باشد که یک مقایسه ی به ظاهر کوچک چگونه می تواند تا این حد برانگیزاننده باشد اما در حقیقت، قرار گرفتن در موقعیت های تبعیض، مقایسه و یا رقابت؛ این احساس را به همراه می آورد که ” من از دیگران کمتر هستم ” و باعث شکل گیری حد زیاید از ترس درونی می شود.

کودک ترسیده، تلاش می کند تا با بروز رفتارهای حسادت آمیز از خود دفاع کند و توانایی اش در دفاع از حقوق خود را به نمایش بگذارد و حقوق خود را پس بگیرد.

متاسفانه این رفتارها در دراز مدت می تواند منجر به تنها ماندن کودک و یا کناره گرفتن دیگران از او نیز شود که مهارت های اجتماعی را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار می دهد.

حسادت در کدام سنین طبیعی است؟

از نظر روانشناسی، معمولا حسادت در حدود یک و نیم سالگی شکل می گیرد و در فاصله ی 2 تا چهار سالگی بیشتر می شود.

این بین اگر فرزند تازه ای متولد شود، ممکن است کودک به رفتارهای نابه هنجار دیگری مانند افسردگی، بدغذایی، اضطراب و یا شب ادرار متوسل شود تا از این طریق اعتراض خود به شرایط را بیان کند.

به عبارت دیگر لازم است بدانید که این رفتارها بیش از آنکه یک اختلال باشند، روشیبرای ابراز وجود هستند که فرزندتان از آن استفاده می کند.

با کودک حسودم چگونه رفتار کنم؟

بسیاری از والدین به دلیل عدم آگاهی از سار و کارهای روانی درونی در خصوص حسادت، تلاش می کنند تا از طریق تنبیه، فشار، اجبار و یا روش هایی مانند سرزنش کردن، مانع از حسادت ورزی کودک شوند.

این در حالی است که چنین روش هایی می تواند احساس عدم درک شدگی را بیشتر کرده و کودک را برای کنارگذاشتن حسادت، لجبازتر کند.
استفاده از راهکارهای زیر می تواند به شما کمک کند تا این وضعیت را به خوبی مدیریت کنید:

1. با فرزندتان صحبت کنید و به او بگویید که برای تان مهم و دوست داشتنی است.

در طی این گفت و گو او را متوجه کنید که توجه تان به کودکان دیگر به خاطر ناتوانی و کوچک بودن شان است و ربطی به مساله ی دوست داشتن ندارد.
سعی کنید در عین حال جانب اعتدال را نیز رعایت کنید و از توجه افراطی به فرزند پرهیز کنید.

2. به فرزندتان محبت کنید.

محبت کردن به فرزندتان بهوژه در اوقاتی که تنها هستید، به او احساس دوست داشتن را منتقل می کنید. او را نوازش کنید و در آغوش بگیرید.

3. به فرزندتان قدرت دهید.

از طریق واگذار کردن کارهای کودک کوچک تر به فرزند حسودتان می توانید در او احساس کنترل، قدرت و توانمندی ایجاد کنید.
به عنوان مثال غذا دادن و یا لباس پوشیدن را به او واگذار کنید.

4. از فرزندتان تعریف کنید.

ممکن است فرزند حسودتان تمایل داشته باشد تا به کارهای او نیز رسیدگی ویژه ای کنید. بنابراین بر این نکته تاکید کنید که تو قوی و شجاع هستی و می توانی کارهای خودت را به خوبی انجام دهی.

بیان دیگر ویژگی های مثبت فرزندتان نیز باعث می شود تا در او احساس دیده شدن ایجاد شود و رفتارهای حسادت آمیز کمتری را بروز دهد.
بهتر است بر ویژگی هایی تاکید کنید که مختص فرزندتان است و توجه ی ویژه ی شما به او را نشان می دهد.

5. اعتماد به نفس را تقویت کنید.

راهکار ارایه شده در مورد قبل، به فرزندتان کمک می کند تا احساس بهتری در مورد خود داشته باشد و خود را ارزشمند بداند.

برای رشد اعتماد به نفس، کارهایی را به فرزندتان محول کنید که از عهده ی آن ها بر می آید. بر توانمندی های فرزندتان تاکید کنید و احساس کافی بودن را در او پرورش دهید.

 

6. به کودک اجازه دهید تا احساس حسادت یا خشم اش را بیان کند.

ماندن با احساسات منفی مانند حسادت و خشم به صلاح کودک نیست. برای تغییر این وضعیت، به کودک اجازه دهید تا احساسات واقعی اش در مورد کودک دیگر را بیان کند.

می توانید ابزاری جایگزین مانند یک عروسک را در اختیار او قرار دهید تا احساس خشم اش را از طریق ضربه زدن به آن تخلیه کند.

نقاشی کردن نیز می تواند روش مفید دیگری برای بیان احساسات باشد.

در صورتی که حسادت در فرزندتان منجر به رفتارهای دیگری مانند شب ادراری، ناخن جویدن و یا اضطراب و افسردگی شده است، می توانید با مراجعه به بازی درمانگر، نسبت به درمان این وضعیت اقدام کنید.

نویسنده : سایت کودکانه

مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.
مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.

داشتن فرزند نوجوان می تواند یکی از دردسارهای عجیب و غریب در زندگی هر پدر و مادری باشد.

شما با فرزندی روبه رو هستید که تا چند روز پیش سربه راه و حرف شنوا بود ولی اکنون به فردی سرکش و گستاخ تبدیل شده است که انتظارات نابجایی دارد و امان تان را بریده است.

جالب است بدانید که این توصیف شکایت رایج بسیاری از پدر و مادر هاست و خبر از آن می دهد که دوران نوجوانی با ویژگی های مشخص می شود که نیاز به شناخت بیشتری دارند.

به عنوان والدین بیش از هر چیز نیازمند آن هستید تا فرزند نوجوان تان را بیشتر بشناسید و بتوانید دنیا را از زوایه ی دید او مشاهده کنید.

استفاده از تکنیک های زیر به شما کمک می کند تا بتوانید ارتباط بهتری را شکل دهید و مدیریت روابط با فرزندتان را بیش از پیش به دست بگیرید.

  1. نیمه پر لیوان را ببینید.

این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آنها مدام توصیه می کنند نوجوانان شان بیشتر درس بخوانند یا تلاش می کنند عادت های به گمان خودشان اشتباه نوجوان ها را عوض کنند.

به زبان دیگر پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند؛ مثلا شکست ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاری ها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیت ها و کارهای خوب نوجوان به راحتی نادیده گرفته می شود. دختربچه کارنامه اش را با کلی ذوق به مادر نشان می دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او می گوید« واقعا خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمره ات ۱۷ شده مگه از ریاضی سخت  تر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمره ات باید ۲۰ می شد»

چنین بازخوردهای نامهربانانه ای می تواندهمه ی تلاش او برای امتحانات را زیر سوال ببرد و این پیام را به دنبال داشته باشد که ” هیچ کس مرا درک نمی کند “.

  1. پیام های ” تو” را متوقف کنید.

پیام هایی که با کلمه ی “تو” شروع می شوند، می توانند نوجوان را سرکوب کنند.

تو بادی خجالت بکشی، تو این کار را متوقف کن، تو باید بهتر درس بخوانی، تو باید بهتراز این باشی و…

این ها نمونه ای از جملاتی هستند که پیامی توام با سرکوب، آزار و اذیت در بر دارند و باعث می شوند تا فرزندتان هرگز به حرف شما گوش ندهد.

این پیام ها را متوقف کنید  تاش کنید تا عبارات تان را با ضمیر ” من” آغاز کنید.

به عنوان مثال ” من از اینکه نتیجه ی موردنظرت در امتحان را به دست نیاوردی خیلی ناراحت شدم و به این فکر می کنم که چه چیزی تلاشت را به مشکل رساند؟”

به کار بردن پیام “من”  راه بهتری برای بیان موضوعات است. هنگامی که نوجوانی حقوق شما را نادیده می گیرد، با پیام  “من”می توانید احساس تان را بیان کنید.

در پیام “من” تمرکز روی شماست، نه نوجوان. با به کار بردن این مهارت دیگر به نوجوان تان برچسب نمی زنید و او را سرزنش نمی کنید.

به عنوان مثال: وقتی تو تلفن نمی کنی، “من” احساس بدی پیدا می کنم، چون نمی دانم کجا هستی.

  1. قوانینی وضع کنید و به آن ها پای بند باشید

بدددهنی و استفاده از الفاظ نامناسب یکی دیگر از مشخصه های نوجوانان است.

در مورد رفتار ها و نوع برخوردش قانون وضع کنید. به عنوان مثال ممکن است بگویید “در خانواده ما با دیگران با احترام صحبت می کنیم. این به این معنیه که ما به دیگران برچسب نمی زنیم و از الفاظ نامناسب استفاده نمی کنیم.” درگیر کردن فرزند در قانون گذاری سبب می شود تا در مواقعی که مورد نیاز است به او یادآوری کنید که خودش در قانون گذاری سهیم بوده است.

بر رفتار نوجوان خود و احساسی که در مورد آن دارید تمرکز کنید. از هرگونه اظهار نظر در مورد شخصیت فرزند خود بپرهیزید. به جای اینکه بگویید “تو خیلی بی ادبی” این جمله را امتحان کنید که ” وقتی با من اینطوری حرف می زنی ناراحت می شم” برخی مواقع نیز می توانید احساس خود را به صورت مستقیم نام ببرید “من الان از دست تو عصبانی هستم”.

عواقب رفتارهای ناپسندش را برایش مشخص کنید و آن ها را اجرا نمایید، اما مراقب باشید خیلی قانون نگذارید. بسیاری از مواقع می توانید برای بی احترامی ها یا استفاده از الفاظ نامناسب این عواقب را عملی کنید.

و نکته بسیار مهم اینکه خود شما تلاش کنید تا به قوانین پایبند باشید.

  1. با صراحت تمام نه نگویید.

ممکن است یک نه محکم در ارتباط با کودک 5 ساله تان خوب جواب دهد اما دنیای نوجوانان آن را بر نمی تابد.

مهم ترین عامل لجاجت نوجوان و تقویت انگیزه او در رسیدن به خواسته غیر منطقی، این است که حق انتخاب را از او بگیرید.

پس در برابر خواسته های غیرمنطقی نوجوان خود، بی درنگ «نه»نگویید.

بلکه با سردی بگویید؛ نظری ندارید و او خود باید انتخاب کند.

او بی درنگ می فهمد که با این خواسته اش موافق نیستید؛ ولی چون با صراحت مخالفت نکردید و حق انتخاب را به او دادید، به احتمال فراوان، همان چیزی را بر می گزیند که شما خواسته اید.

  1. تفکر کمال گرایانه را دور بریزید.

قرار نیست نوجوان شما کامل باشد!!!

بسیاری از والدین توقع دارند تا فرزند نوجوان شان معدل بالای ۱۹ داشته باشد، حتما باید پزشکی بخواند، کلاس زبان برود و عالی صحبت نماید، موسیقی کار کند و استاد پیانو و گیتار و ….  باشد، با موبایل بازی کند. شیطنت نکند، پای تلویزیون ننشید، اشتباه نکند، پرخاشگر نباشد و …

واقعیت این است که نوجوانان ربات نیستند که توسط شما برنامه ریزی شوند.

آن ها انسان هستند، آزاد و دارای قدرت انتخاب و تعقل و شما به عنوان والدین فقط می توانید آن ها را راهنمایی کنید.

  1. به او کمک کنید تا عاملی محرک را بیابد.

در پیدا کردن یک محرک یا اشتیاق درونی به نوجوانان کمک کنید. مواردی مثل فعالیت‌های ورزشی، موسیقی،‌ هنری، بازیگری، حضور در گروه‌ جوانان، داوطلب شدن برای برنامه‌های مختلف یا حتی کارهای پاره‌وقت و… می‌توانند نوجوان شما را از دردسر دور نگه دارند.

این بدان معنا نیست که تمام زمان آن ها را با فعالیت‌های فوق‌برنامه پر کنید یا آن ها را مجبور کنید تا در برنامه‌هایی شرکت کنند که علاقه‌ای به آن ندارند.

همچنین نباید تصور کنید که اگر نوجوان شما عضو تیم فوتبال باشد و یا ویولون بنوازد، پس قطعا هیچ اشتباهی مرتکب نمی‌شود، اما نوجوانی که علاوه‌بر شما، در برابر معلم‌ها، مربیان، هم‌تیمی‌ها یا کارفرما پاسخگو و مسئول است، کمتر از دیگران دچار لغزش می‌شود.

برای مثال علاقه به فعالیت‌های ورزشی باعث می‌شود که برای بسیاری از برنامه‌های درسی و غیردرسی نیز انگیزه داشته باشند و آینده‌ی خود را بر مبنای آن بسازند.

به فرزندتان کمک کنید تا چیزی را که عمیقا به آن علاقه دارد پیدا کند. بدین‌ترتیب آن ها را برای موفقیت آماده می‌کنید و به آنها یاد می‌دهید که زندگی به تحصیلات آکادمیک و نمره‌های خوب در کارنامه خلاصه نمی‌شود.

 

  1. با فرزندتان دوست باشید.

فراموش نکنید که بزرگسالان موفق کسانی هستند که در دوره ی نوجوانی ارتباطی دوستانه و صمیمی با والدین خود داشته اند.

هیچ چیز ارزشمندتر از حفظ ارتباط صمیمانه ی شما نخواهد بود. بنابراین تلاش کنید تا ارتباط تان را به درستی حفظ کنید و از نتایج آن در زندگی روزمره ی تان لذت ببرید.

نویسنده : سایت کودکانه

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟

باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی  وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند  و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی  دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی، وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد 20 ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند. در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟

به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید،  “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است.

آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از 7 عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.


تخریب گران هفت ریشتری

براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

1) انتقاد کردن

2) غرغر کردن

3) سرزنش کردن

4) تنبیه کردن

5) تهدید کردن

6) گلایه و شکایت

7) باج و رشوه دادن

 اما خواندن عبارات 7 کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.


اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!

کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

 اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های 7 گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.

این عوامل عبارتند از:

1) حمایت کردن

2) احترام گذاشتن

3) تشویق کردن

4) اعتماد کردن

5) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

6)گوش سپردن

7) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

آیا تغییر خواهم کرد؟

ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

من نه تنها در ارتباط با فرزندم بلکه در تمامی ارتباطاتم از عادات مخرب استفاده می کنم. آیا ممکن است تغییر کنم؟

باید گفت تغییر عادات برای هیجکس کار آسانی نیست. حتی وقتی تصمیم دارید عادت ساده ای مانند مسواک زدن را نیز در خود ایجاد کنید با چالش هایی مواجه خواهید بود.

بنابراین اگر با مراحل تغییر رفتار و ایجاد عادات مناسب آشنا شوید، خواهید توانست تغیرات رفتاری را راحت تر پیش ببرید و به اهداف تان نزدیک شوید.

سه گام تا تغییر رفتار

1) آیا برای تغییر آماده ام؟

این بدین معناست که آیا قصد دارم نحوه ی رفتار خود با نوجوانم را تغییر دهم؟ آیا در این زمینه اطلاعات کافی دارم و منابع لازم را می شناسم؟

2) آیا موانع لازم در مسیر تغییر را می شناسم؟

در مسیر تغییر عادات مخرب به عادات موثر ممکن است با چه موانعی مواجه شوم؟

در بسیاری از موارد ممکن است ببینید فرزندتان با تهدید و تنبیه در ظاهر از شما حساب می برد و همین باعث شود تا تصمیم بگیرید رویه ی سابق تان را پیش ببرید.

بنابراین لازم است تا موانع را بشناسید و آن ها را کنترل کنید.

3) چه عواملی ممکن است باعث بازگشت به عادات منفی شود؟

برای تغییر هر عادتی ممکن است پس از برداشتن چند گام، احساس خستگی و یا تنبلی کنید، احساس کنید این کار از شما گذشته و از این طریق به عادات قبلی تان برگردید.

باید گفت امکان بازگشت به گذشته در رویه ی تغییر عادات امری طبیعی محسوب می شود. بنابراین ناامید نشوید، تغییرات مثبت هرچند جزیی را تشویق کنید و با انگیزه و اشتیاق به مسیرتان ادامه دهید.

به یاد داشته باشید موفقیت شما در جایگزینی عادات موثر می تواند نه تنها ارتباط شما با نوجوان تان، بلکه کلیه ی ارتباطات کاری، زناشویی و دوستانه ی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و زندگی تان را شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر کند. 

نویسنده : کودک و نوجوان

ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان
ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان

آیا فرزند شما دارای انگیزه می باشد

زمانی که به نظر می رسد یک کودک در مدرسه به اندازه کافی سخت کوشی زیادی نمی کند، این مورد به چه معنا می تواند باشد

این مورد در هر زمانی مابین دوره کودکستان تا فارغ التحصیلی دبیرستانی صورت می گیرد – و حتی بعد از آن.

این مورد رایج می باشد، ولی منجر به ایجاد نگرانی زیادی برای والدین می شود: شما متوجه نبود انگیزه و تعهد در نگرش فرزندتان نسبت به مدرسه می شوید.

شاید وی علاقه مناسبی برای یادگیری موارد جدید نداشته باشد. ممکن است که وی تکالیف خانگیش را انجام ندهد.

ممکن است که نمرات وی کم شوند. شاید در زمانی که تلاش می کنید که وی را مجاب به انجام دادن کارش کنید، یک دعوایی مابین شما ایجاد شود.

صرف نظر از مشکل اصلی که وجود دارد، اکثر والدین به دلیل اینکه کودکشان به اندازه کافی در مدرسه تلاش نمی کند و همچنین در رابطه با نحوه کمک به فرزندشان برای پیدا کردن انگیزه مناسب، دچار نگرانی می شوند.

دلایل بالقوه زیادی وجود دارد که می توانند منجر به کاهش انگیزه کودک در مدرسه شوند.

در ادامه یک سری مراحلی بیان شده است که شما با استفاده از آن می توانید بررسی کنید که چه اتفاقی صورت گرفته است:

نگرانی های خودتان را به صورت مشخص بیان کنید.

کودکتان چه نوع رفتاری انجام می دهد که در نتیجه آن فکر می کنید وی در مدرسه فعال نمی باشد؟

یک بررسی دقیق در رابطه با کارهایی که وی انجام می دهد – یا انجام نمی دهد – به شما کمک خواهد کرد تا مواردی که در حال وقوع هستند را مشخص کنید.

در صورتی که وی بگوید خسته است، به چه معنی می باشد؟

اکثر کودکان از کلمه “خسته بودن” به منظور توصیف احساس خودشان در کلاس استفاده می کنند، ولی ممکن است که تعریف آنها از خسته بودن با تعریف شما مطابقت نداشته باشد.

در برخی مواقع کودکانی که با چالش مواجه هستند یا خسته هستند، مطمئن نیستند که در رابطه با احساسات خودشان چه چیزی بگویند.

صحبت کردن با معلم.

معلم کودک شما یک منبع مهمی است که شما می توانید هم برای مشخص کردن مشکلات موجود و بعد از آن پیدا کردن روش هایی برای حل کردن آنها، از اطلاعات وی استفاده کنید.

راچل بوسمن[2] به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک[3] معتقد است که “یک معلم می تواند در طول شش ساعت از روز، اطلاعات مفیدی را در رابطه با مواری که کودک انجام می دهد، پیشنهاد دهد.”

مشخص کردن انتظارات خودتان.

انتظارات خودتان را با معلم چک کنید تا مطمئن شوید که انتظارات شما متناسب با سن کودک و سطح رشد وی می باشد.

آیا این یک بخش از فرآیند یادگیری می باشد؟

دکتر باسمن توضیح داده است که “یک مقدار نرمالی از بیم و هراس وجود دارد که در نتیجه یادگیری موارد جدید ایجاد می شود.

برای مثال، کودکی که یاد می گیرد بخواند، ممکن است انگیزه پیدا نکند، چرا که این مورد برای وی جدید است و یک مورد راحتی نمی باشد.

” در صورتی که معلم فکر کند که فرزند شما در یک دوره زمانی سختی قرار دارد، ممکن است که وی شما را نسبت به شرایط فرزندتان مطلع کند.

آیا تغییراتی در مدرسه صورت گرفته است؟

لکنت زبان پیدا کردن در طول چند ماه اول کودکستان یا مدرسه راهنمایی یک مورد نرمالی می باشد، چرا که مرحله انتقال آنها به تعدیلات زیادی نیاز دارد.

لائورا فرمن[4] به عنوان یک روان شناس عصب در موسسه ذهن کودک معتقد است که “تعداد زیادی از مجموعه های پیش دبستانی، بیش از حد اجتماعی و عاطفی هستند و دارای حالت آکادمیک نمی باشند، به همین دلیل قرار گرفتن در دوره پیش دبستانی یا کودکستان سخت می باشد.

” کن شستر[5]، به عنوان یک روان شناس عصب و معلم باز نشسته یک الگوی مشابهی را در شروع مدرسه راهنمایی مشاهده کرده است که در آن از کودکان انتظار می رود تا مستقل تر و سازمان یافته تر باشند.

آیا کودک شما مدرسه اش را تغییر داده است؟

در یک شرایط مشابهی، تغییر دادن مدرسه همچنین می تواند یکی از چالش های آکادمیکی باشد که همزمان با تطبیق یافتن کودکتان به یک محیط جدید ایجاد می شود.


[1] Danielle Cohen

[2] Rachel Busman

[3] The Child Mind Institute

[4] Laura Fuhrman

[5] Ken Schuster


آیا عوامل اجتماعی نقش دارند؟

دکتر فورمن بیان کرده است که در شروع مدرسه راهنمایی، نگرش کودک شامل تعامل ها و فشارهای اجتماعی می باشد.

متاسفانه کودکانی که عملکرد مناسبی در مدرسه دارند، در برخی مواقع با انزوای اجتماعی مواجه می شوند و به منظور اجتناب از لقب گذاری شدن به عنوان یک ماسک دار یا یک لانه دار، ممکن است که فعالیت های آکادمیک خودشان را ترک کنند.

وی بیان کرده است “کودکان در مدرسه راهنمایی نمی خواهند که متفاوت باشند و ممکن است که این افراد یک هویتی را به دست بیاورند که منجر به کاهش تجربه خجالت زدگی و تحقیر آنها در برابر همتایان می شود.”

در حالیکه ممکن است شما به عنوان والدین، کنترل کمتری بر روی این موقعیت داشته باشید، ولی بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از پافشاری بر روی پیشرفت کردن سطح یادگیری فرزندتان می باشد.

به دنبال پیدا کردن فرصت هایی برای کودک خودتان باشید تا وی در خارج از مدرسه بتواند علایق خودش را دنبال کند و در کنار سایر کودکانی قرار بگیرد که علایق یکسانی دارند.

آیا کودک شما دارای یک کمبودی در مهارت ها می باشد؟

در صورتی که کودک بدون انگیزه شما همچنان دارای عملکرد نامناسبی باشد، این مورد می تواند به این دلیل باشد که مهارت های جدید مورد نیاز برای پیشرفت در وی ایجاد نشده است؛

این شرایط می تواند به دلیل یک اختلال یادگیری یا زبانی یا ضعف در عملکرد اجرایی باشد.

زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، به خصوص در زمانی که مشکل از قبل مشخص نباشد، واکنش وی می تواند متوقف کردن تلاش هایی در این حوزه باشد که برای وی خسته کننده است.

دکتر فرمن توضیح داده است که “ما این مورد را بیچارگی یادگرفته شده می نامیم.

زمانی که این کودکان سطح موفقیت مناسب را به دست نیاورند، یک گرایشی به تسلیم شدن خواهند داشت، چرا که تمامی تلاش های صورت گرفته توسط آنها بی فایده می باشد.”

این مشکلات می توانند در زمان های مختلفی بروز داده شوند، چرا که برنامه تحصیلی سالانه نیاز به یک سطح بالایی از مهارت ها دارد.

کودکان دارای اختلال های خواندن، همانند خوانش پریشی، ممکن است که در کلاس اول، زمانی که خواندن مهم می شود و همچنین در کلاس سوم که درس های موجود پیچیده تر می شوند، بروز پیدا کند.

اکثر مشکلات عملکرد اجرایی در شروع دوره راهنمایی بروز پیدا می کنند، چرا که در این دوره از دانش آموزان انتظار می رود که هم در رابطه با کارشان و هم در رابطه با دلبستگی های خودشان، مستقل و سازمان یافته باشند.

همزمان با اینکه مخفی کردن این مشکلات سخت تر می شود، اغلب کودکانی که به دلیل چالش های خودشان دچار خجالت زدگی یا اضمحلال می شوند، از تلاش برای غلبه بر این مشکلات امتناع می کنند.

کودکان دارای معایب مهارتی، با استفاده از کمک و از طریق یادگیری روش هایی برای مدیریت این مشکلات و از طریق استفاده از منابع مدرسه ای که آنها را قادر می سازد تا از نقاط قوت شان استفاده کنند، در نهایت می توانند وضعیت مناسبی در مدرسه پیدا کنند.


شاید شرایط وی واقعا خسته کننده باشد

هر چند که این مورد به مراتب کمتر از سوء ظن والدین صورت می گیرد، ولی برخی از کودکان انگیزه کافی در محیط مدرسه شان ندارند.

ممکن است این کودکان افرادی باشند که کارشناسان آنها را کودکان “با استعداد” می نامند؛ توانایی های ذهنی این افراد خیلی قوی تر از همتایانشان می باشد.

این دانش آموزان در اغلب مواقع علایق آکادمیک خودشان (چه در رابطه با خواندن، نوشتن، ریاضیات یا در رابطه با علوم) را خارج از مدرسه دنبال خواهند کرد و یک برنامه آموزشی را پیدا خواهند کرد که فراتر از موارد یاد گرفته شده آنها تا آن زمان و موارد غیر مهیج می باشد.

یک شرایط دیگری که با استعداد بودن می تواند در آن مواقع منجر به عدم ارتباط وی شود، زمانی است که آنها در یک حوزه خاص دارای استعداد خاصی باشند .

آنها مجذوب حوزه هایی می شوند که به جای توجه کردن به مواردی که معلمانشان در کلاس بیان می کنند، بیشتر نسبت به این حوزه ها فکر می کنند.

ولی متئو کروگر[1]، به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک و کسی که با کودکان با استعداد زیادی کار کرده است، نسبت به این موضوع شک دارد که نبود انگیزه در کودکان، صرفا به دلیل استعداد این افراد می باشد.

دکتر کروگر بیان کرده است “من انتظار دارم که اکثر کودکان با استعداد برنامه درسی را به عنوان یک مورد اجباری در نظر بگیرند.

” در صورتی که موارد موجود در مدرسه منجر به جلب توجه کودک نشود، ممکن است که کودک با استعداد باشد و همچنین این تشخیص در مورد وی صورت گرفته باشد که یک موردی مانع از پیشرفت وی می شود و انگیزه او را از بین می برد.


[1] Matthew Cruger

چه موارد دیگری منجر به از بین رفتن انگیزه کودکان مدرسه می شوند؟

در حالیکه اختلال های تغذیه ای و کمبود سایر مهارت ها در اغلب مواقع منجر به عدم وجود علاقمندی در محیط مدرسه می شود، همچنین یک سری تشخیص های رایج دیگری هم وجود دارند که در این روش مشخص می شوند.

ADHD.

احتمالا بعد از اختلال های یادگیری، ADHD رایجترین موردی است که منجر به عقب افتادن کودکان در مدرسه می شود.

نبود انرژی، بی حوصلگی، انگیزه آنی و حواس پرتی عبارت از مواردی هستند که می توانند منجر به ایجاد یک مشکل قابل توجه در عملکرد معمولی مدرسه ای کودک مبتلا به ADHD می شود.

کریستین کاروترز[1]، به عنوان یک روان شناس بیان کرده است “ممکن است که کودکان دارای ADHD، مدرسه را به عنوان یک مورد چالش زای خاص در نظر بگیرند، چرا که آنها نمی توانند به راهنماها و اطلاعاتی توجه کنند که برای داشتن یک عملکرد مناسب لازم می باشد.

همچنین ممکن است که این افراد یک سری توجهات منفی را از طرف معلمانشان دریافت کنند، چرا که رفتار آنها می تواند اختلال آور باشد و این موضوع می تواند انگیزه آنها را برای داشتن عملکرد مدرسه ای مناسب، کاهش دهد.”

اضطراب.

اضطراب جدایی می تواند منجر به حواسپرت شدن کودک یا حتی مانع از توجه کافی وی به مدرسه شود، به دلیل اینکه وی نگران است در زمانیکه از والدینش جدا می باشد،  ممکن است یک اتفاقی برایش بیافتد.

همچنین مشکل موجود می تواند اضطراب اجتماعی باشد، که تعامل با همکلاسی ها و معلمان را آنقدر برای کودک نگران کننده می کند که وی به جای شرکت در گروه های کاری کوچک، در کلاس ها حضور پیدا نمی کند یا هیچ وقت دست خودش را (به عنوان یک داوطلب برای پاسخ دادن به سوال مطرح شده) بلند نمی کند.

همچنین کودکان دارای اضطراب عمومی شده نسبت به موارد آکادمیک خودشان نگران هستند .

این مورد می تواند منجر به ایجاد استرس زیادی در مورد عملکرد کاملشان شود و این کودکان به دلیل اینکه احساس می کنند عملکردشان زیاد مناسب نمی باشد، از ادامه تحصیل منصرف شوند.

افسردگی.

یکی از علائم اصلی افسردگی عبارت از کاهش علاقمندی نسبت به فعالیت هایی می باشد که کودک در گذشته به آن علاقمند بوده است.

در صورتی که کودک شما در گذشته توسط فعالیت های موجود در مدرسه تهییج می شد و در حال حاضر به همراه بی علاقگی نسبت به مدرسه، یک سری علائمی دیگری همانند تحریک پذیری یا ناراحتی را تجربه می کند، این احتمال وجود دارد که وی از افسردگی رنج ببرد.

OCD. درست به همان روشی که اضطراب منجر به پیشگیری از تمرکز کودک در کلاس می شود، OCD هم می تواند یک سری محدودیت هایی را در این یادگیری ایجاد کند.

کودکان دارای OCD ممکن است آنقدر در رابطه با اشتباه داشتن دچار استرس شوند که ممکن است به دوباره خواندن هر چیزی یا پاک کردن و دوباره نوشتن تکالیف خانگی به صورت مجدد تا زمان کامل شدن، احساس نیاز پیدا کنند.

همچنین ممکن است آنها این احساس را داشته باشند که میز آنها کثیف می باشد و آنقدر در رابطه با این موضوع نگران شوند که نسبت به موارد در حال وقوع در مدرسه بی توجه باشند.

ممکن است این افراد به یک سری وسواس های فکری و تشریفاتی دچار شوند که منجر به پیشگیری از کار مدرسه ای می شود و اینطور به نظر برسد که وی همواره انگیزه محدودی برای یادگیری دارد.

این وضعیت یک فرآیند می باشد

در صورتی که کودک شما دارای یک اختلالی باشد که منجر به پیشگیری از یادگیری می شود، درمان به وی کمک خواهد کرد که انگیزه و فعالیت بیشتری در محیط مدرسه داشته باشد.

در رابطه با کودکانی که نیازی به درمان ندارند، ولی برای انگیزه پیدا کردن نیاز به درمان دارند، یک سری مواردی وجود دارند که والدین و معلمان برای کمک کردن به آنها می توانند انجام دهند.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از کودکان همزمان با بزرگ شدن، انگیزه کافی پیدا خواهند کرد.

دکتر کاروترز معتقد است “زمانی که داشتن انگیزه برای کودک شما سخت باشد، ممکن است که وی در یک دوره رشد باشد، ولی این بدان معنا نمی باشد که وی در آینده موفق نخواهد بود.”

دنیل کوهن[1] -مترجم : کودک و نوجوان


[1] Kristin Carothers

کاردرمانی اختلال اوتیسم
کاردرمانی اختلال اوتیسم

اوتیسم چیست ؟

اختلال اوتیسم یا درخودماندگی نوعی اختلال نافذ رشدی است که در ارتباطات اجتماعی مشکل ایجاد می کند.

بر اساس پژوهش ها، علت اصلی اوتیسم تاکنون شناخته نشده است و همبستگی معناداری بین این اختلال با وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین دیده نشده است.

به عبارت دیگر احتمال مبتلا شدن کودک به این اختلال در طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی وجود دارد.

به لحاظ آماری از هر ۶۰ تا ۷۰ تولد زنده در دنیا یک نفر مبتلا به اوتیسم است. می توان گفت زندگی ماشینی و عوامل ناشی از آن مانند استرس در سیر صعودی ابتلا به این بیماری دخیل است.

این اختلال که در پسران شایع‌تر از دختران است به این صورت عمل می کند که  بر رشد طبیعی مغز در حیطه ی تعاملات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی تأثیر می‌گذارد.

کودک اوتیسم چه ویژگی هایی دارد؟

 کودکان مبتلا به اوتیسم، در ارتباطات کلامی و غیر کلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت‌ های مربوط به بازی، مشکل دارند.

 این اختلال، ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای کودک دشوار می‌ کند.

کودکان اوتیسم ممکن است رفتارهای خودآزارانه و یا پرخاشگری نیز نشان دهند.

در این افراد حرکات تکراری، پاسخ‌های غیرمعمول به افراد، دل‌بستگی به اشیا یا مقاومت در مقابل تغییردیده می‌شود.

اما باید گفت هسته ی مرکزی اختلال اوتیسم، اختلال در “ارتباط” است.

اگر با کودکی که دارای اوتیسم است در ارتباط باشید، تقریبا می توانید نیمی از نشانگان زیر را در بیشتر موقعیت ها در او مشاهده کنید: 

  • اصرار به یکسانی مقاومت در برابر تغییر
  • مشکلات شدید تکلم
  • مشکل در بیان نیازها و استفاده از اشارات به جای کلمات
  • اشتباه در کاربرد ضمایر      
  • تکرار کلمات و یا جملات دیگران
  • خنده، گریه، پریشانی و قشقریق بی دلیل
  • مشکلات اساسی در برقراری ارتباط (در آغوش گرفته شدن را  دوست ندارند، تماس چشمی کم، فاصله گرفتن از دیگران)
  • ·         تحرک بیش از اندازه و یا کم
  • نترسیدن از خطرات   
  • به روش های معمولی آموزش پاسخ نمی دهند
  • عدم حساسیت به صدا: ممکن است فکر کنید کودک واقعا صدای شما را نمی شنود در حالیکه از نظر شنوایی کاملا سالم است.
  • ناتوانی هوشی در حدود 70 درصد موارد 

درمان اوتیسم

تا کنون هیچ روش قطعی‌ای برای درمان اوتیسم یافته نشده‌است. می توان گفت کارآمدترین روش درمانی، توانبخشی است.

در ادامه برخی از رویکردهای اثرگذار درمان را معرفی خواهیم کرد.

روش رفتاردرمانی ABA 

این روش از بهترین مداخلات توانبخشی برای اوتیسم است که بیش از ۵۰ سال قدمت دارد.

 در این رویکرد علمی، مهارت‌های بازی، ارتباطات، مراقبت از خود و مهارت های تحصیلی به کودک اوتیستیک آموزش داده می شود.

 در این شیوه از دستورالعمل های مستقیم استفاده نمی شود.

به عنوان مثال ممکن است درمانگر از کودک بخواهد تا با استفاده از وسایل موجود یک کارت هدیه ولنتاین درست کند و در خلال کار به او بگوید که با قیچی چگونه کار کند، چطورکاغذها برش بزند و رنگ آمیزی کند.

اما در پایان کودک مجموعه از مهارت های ظریف مانند برش زدن، رنگ آمیزی، در دست گرفتن مداد و قیچی زدن را یاد گرفته است.

درمان رفتاری شناختی یاCBT 

این روش باتمرکز بر اصلاح شناختی به طور معمول برای کودکان مبتلا به علائم خفیف اوتیسم کاربرد دارد.

روابط متقابل و انحصاری یا  DIR

 با این روش درمانگر از طریق تمرکز بر علایق کودک، او را در فعالیت ها درگیر می کند و به سمت یادگیری مهارت های جدید هدایت می کند.

توسعه روابط در درمان اوتیسم

 یک رویکرد خانواده محور برای درمان اوتیسم است که بر اهداف عاطفی و اجتماعی به منظور ایجاد روابط معنی دار تمرکز می کند.

در این روش به اشتراک گاری تجربیات بسیار مهم است و در حقیقت کل خانواده درگیر فرایند درمان می شوند.

دارو درمانی

داروهایی وجود دارد که می تواند به افرادی که دارای عملکرد اوتیسم هستند کمک کند.

 برای مثال دارو ممکن است به کنترل بیش فعالی، علایم ناتوانی در تمرکز ، افسردگی یا تشنج کمک کند.

البته باید گفت همه ی کودکان نسبت به دارو پاسخ یکسانی نمی دهند.  

کاردرمانی برای اوتیسم

رمز موفقیت مداخلات کاردرمانی در درمان زودهنگام است.

رویکردهای مبتنی بر مداخله ی زودهنگام، معتقدند در صورتی که بتوانیم توانایی کودک در انجام تمرینات، تماس اجتماعی و همکاری با جمع را ارتقا دهیم، می توانیم ادعا کنیم که کودک فاقد مشکل است.

رویکرد مداخله ی زودهنگام نوعی درمان بیولوژِیک است که از طریق تغییر در عملکرد مغز، مشکلات کودکان را از بین می برد.


دستاوردهای کاردرمانی

کودکان اوتیسم دریافت کننده ی مداخلات زودهنگام کاردرمانی، در طی دو تا سه سال آینده می توانند دستاوردهای شان را حفظ کنند.

 همچنین معیارهای زبان و سازگاری رفتار که شامل مولفه های ذهنی، حسی و حرکتی است پیشرفت خوبی را نشان می دهد و علایم روان پریشی نیز کاهش قابل توجهی را نشان می دهد.

براساس یک مقاله منتشر شده در سال 2012، کودکانی که تحت درمان ESDM قرار می گیرند، نسبت به قبل واکنش های مغزی متفاوتی را در برابر محرک های اجتماعی خواهند داشت.

واکنش کودکان اوتیسم تحت این نوع خاص از درمان، نسبت به چهره ها در مقایسه با اسباب بازی ها سریع تر و قوی تر است. همان طور که کودکان عادی نیز چنین واکنشی دارند.

این در حالی است که در گروه مقایسه (کودکان اوتیسمی که این نوع درمان را دریافت نکردند)، واکنش کودکان نسبت به اشیا و اسباب بازی ها سریع تر از واکنش آن ها نسبت به انسان هاست.

این یافته به عنوان یکی از 5 یافته ی علمی برتر سال 2010  مطرح شده است. یافته ای که بر اساس آن دنیا از تاثیر مداخلات زودهنگام در تغییر عملکرد مغز آگاه شد.

نکته ی مهم آن است که مداخلات رفتاری انجام شده در این رویکرد، از نوع مداخلات رفتاری سطحی نیستند و به طور عمیق، عملکرد نورون های در حال شکل گیری در مغز را تغییر می دهند.

آیا با اوتیسم می توان موفق بود؟

همان طور که گفته شد اوتیسم از حمله اختلالات عصبی است که مشکلاتی از خفیف تا شدید در ارتباطات اجتماعی ایجاد می کند.

اما بررسی شواهد تاریخی و سرگذشت افراد موفق نشان دهنده ی آن است که با وجود اوتیسم نیز می توان موفق بود.

نمونه ی بارز این مساله موسیقی دان مشهور، موتزارت است.

او از کودکی  نسبت به صداهای بلند به شدت حساس بود، دایره‌ی توجه کوتاهی داشت و می‌توانست در طی چند ثانیه از چرخه‌ای از حالات چهره حرکت کند.

او در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا، سمفونی، کنسرتو، مجلسی، سونات، سرناد و گروه کُر ساخت.

موتزارت در سومین سال از زندگی اش شروع به آهنگسازی کرد و در اروپا شهرت بسیاری یافت.

در هفت سالگی اولین سمفونی و در دوازده سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت.

موتسارت در تمام ژانرهای مرسوم در دوران زندگی اش موسیقی تصنیف کرد و  بررسی شرح حال و زندگی او نشان می‌دهد که او در طیف اوتیسم قرار می‌گرفته است.

شخصیت های معروف دیگری مانند دن آیکروید، کورتنی لاو، استنلی کوبریک و داریل هانا نیز در طیف اوتیسم قرار داشته و دارند.

بنابراین آنچه مهم است تشخیص به هنگام، استفاده از خدمات توانبخشی و مهارت آموزی به این کودکان است تا بتوانند توانمندی های منحصر به فرد خود را شکوفا کنند و به سبک خود از زندگی لذت ببرند.

نویسنده : کودک و نوجوان