تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

برچسب: اختلال

اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی
اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی

یک بررسی مختصر در مور علائم و نشانه های اختلال صدای گفتاری و نحوه درمان آن در کودکان و نوجوانان

مقدمه

کودکان دارای اختلال صدای گفتاری یک سری مشکلاتی را در تشکیل دادن صداهای گفتاری دارند.

ممکن است که آنها یک سری مشکلاتی در شمرده بیان کردن صداهای انفرادی داشته باشند که قابل شناخت، متناسب و دارای زمان بندی مناسبی باشد؛

همچنین ممکن است که این افراد دارای لکنت زبان باشند یا با نوک زبانشان صحبت کنند.

اختلال صدای گفتاری با سایر اختلال های زبانی متفاوت می باشد که شامل عدم توانایی برای ایجاد صدا می باشند؛

این در حالی است که کودکان دارای اختلال زبانی با چالش مربوط به درک کردن و ایجاد یک زبان مشکل دارند.


علائم اختلال گفتاری در کودکان

  • مشکلاتی در حرکت منظم چانه، زبان و لب ها، که همه آنها به داشتن یک تلفظ شمرده کمک می کنند.
  • مشکل داشتن در شناخت یک سخنرانی بعد از گذشت سه سال
  • مشکل داشتن در ایجاد صداهای گفتاری خاص
  • داشتن یک رشد سخنرانی که نسبت به سن کودک دارای تاخیر می باشد
  • نقایصی در هماهنگی حرکات عضلات صورتی، همانند جویدن و بیرون دادن باد از بینی
  • صدای خشن، گوش خراش یا تو دماغی
  • تغییر ناگهانی زیر و بم یا حجم صدا
  • بیرون دادن هوا در حین صحبت کردن
  • شلی زبان یا لکنت داشتن

درمان اختلال صدای گفتاری

معمولا اختلال صدای گفتاری با استفاده از گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد؛

در این روش درمان کودکان یاد می گیرند که به چه نحوی صداهایی را تولید کنند که با آن مشکل دارند و ما بین موارد دلخواه خودشان و موارد اشتباه تمایز قائل شوند.

این اختلال در موارد خفیف می تواند به خودی خود از بین برود.

نویسنده : کودک و نوجوان

اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی
اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی

توصیه هایی برای حمایت کردن از کودکتان

یک سری روشهایی وجود دارند که شما با استفاده از آن می توانید به کودک دارای محاسبه پریشی خودتان کمک کنید – هم در مدرسه و هم در خارج از آن.

ارائه حمایت آکادمیکی

کودکان دارای محاسبه پریشی برای یادگیری در کلاس ریاضیات، انجام تکالیف و انجام دادن آزمون ها، نیاز به حمایت اضافی دارند.

ارائه انواع مختلف کمک ها می تواند به شما و کودک تان کمک کند تا ابزارهای مناسبی را برای تامین نیازهای وی پیدا کنید.

معلمان خصوصی

 یک معلم خصوصی ریاضیات، به خصوص معلمانی که در رابطه با کار کردن بر روی دانش آموزان دارای سطح یادگیری مختلف با تجربه می باشند، می تواند به شما کمک کند تا مسائل ریاضی را به صورت موثرتری یاد بگیرد.

همچنین تدریس خصوصی به کودک شما اجازه می دهد که این مهارت های ریاضی را به صورت آرام تر و در یک مجموعه دارای استرس کمتر یاد بگیرید.


ابزارهای مناسب

 ابزارها و تکنیک های حمایتی می توانند به کودکتان کمک کنند تا مشکلات مختلفی را حل کنید.

  • یک ماشین حسابی که وی نحوه کار کردن آن را می داند
  • مداد (برای پاک کردن!)
  • کاغذ گراف برای کمک به وی به منظور درست در نظر گرفتن ستون ها و اعداد.
  • یادآوری کننده های تلفنی از پیش تنظیم شده و هشدارهایی برای کمک به وی و برای در نظر داشتن زمان.
  • برنامه ها و بازی های ریاضی که به وی اجازه می دهد تا مهارت های اساسی را به یک روش سرگرم کننده مورد استفاده قرار دهید.

تطابق

 با معلم کودکتان همکاری کنید تا مطمئن شوید که وی می تواند دسترسی مناسبی به حمایت های زیر داشته باشد:

  • دسترسی به ماشین حساب در طول کلاس و آزمون ها
  • زمان اضافی در آزمون ها
  • یک محیط آرام در حین کار
  • گزینه مربوط به ضبط سخنرانی ها
  • دسترسی به یادداشت های معلم
  • سپری کردن یک مدت زمانی در اتاق منبع ریاضی (در صورتی که مدرسه وی چنین موردی داشته باشد)
  • تدریس خصوصی در مدرسه یا کمک در تکالیف خانگی
  • شناسایی اضطراب
  • اختلال محاسباتی در کودکان

اختلال محاسباتی در کودکان

کودکان زیادی – دارای محاسبه پریشی یا بدون محاسبه پریشی – با یک موردی مواجه هستند که معمولا اضطراب ریاضی نامیده می شود.

دکتر مردیت کراویتز[1]، به عنوان یک روان شناس عصب بالینی توضیح داده است “کودکانی که در ریاضیات مشکل دارند.

در اغلب زمان هایی که یک وظیفه مربوط به ریاضی را انجام می دهند، به خصوص تکلیف خانگی یا آزمون ها، اضطراب جدی را احساس خواهند کرد.”

در اغلب مواقع این اضطراب به یک پیشگوی خودکار و کامل تبدیل می شود؛

دکتر کراویتز معتقد است “اغلب کودکانی که در رباضیات با مشکل مواجه هستند، در اغلب مواقع آنقدر دچار اضطراب می شوند که این اضطراب بر روی فرد مسلط می شود.

این افراد به دلیل نگران بودن در مورد عملکرد بدشان، توانایی مناسبی برای تمرکز بر روی یادگیری مسئله یا آزمون دادن ندارند.”

اضطراب درس ریاضی نشانه؛ محاسبه پریشی است؟

اضطراب ریاضی مختص کودکان دارای محاسبه پریشی نمی باشد، ولی این مورد در بین کودکان دچار شده به این اختلال رایج می باشد.

دکتر کراویتز بیان کرده است که “یکی از ابزارهای کلیدی برای کمک به کودکان دارای محاسبه پریشی، یاد دادن استراتژی های مدیریت اضطراب به آنها می باشد.”

همزمان با اینکه کودکان یاد می گیرند که اضطراب ایجاد شده در نتیجه چالش های ریاضی را مدیریت کنند، توانایی بیشتری برای به دست آوردن اطلاعات و تکنیک های مفید به دست خواهند آورد.


[1] Dr. Meredyth Kravitz

حمایت از عزت نفس

محاسبه پریشی همانند اکثر عدم توانایی های یادگیری، دارای یک سری هزینه های مخفی می باشد.

در صورتی که کودک شما دارای محاسبه پریشی باشد، در زمانی که از وی خواسته می شود تا یک کاری را انجام دهد – همانند پاسخ دادن به جدول های ضرب – ممکن است که دچار ناامیدی یا خجالت زدگی شود؛

چرا که وی با یک سری مشکلاتی مواجه می باشد، به خصوص در مابین کلاس ها و زمانی که دانش آموزان هم حضور داشته باشند.

ریشه مشکل در مدرسه است؟

ولی ممکن است که مشکلات موجود فراتر از مشکلات مدرسه ای باشند.

تاثیر محاسبه پریشی بر روی فعالیت های روزمره – انجام دادن بازی های تخته ای، انجام دادن یک تغییر درست یا حتی خواندن درست ساعت ها – می تواند باعث شود که کودک شما احساس خود آگاهی یا اجتنابی داشته باشد.

چگونه به کودکان با اختلال محاسباتی کمک کنیم؟

کمک کردن به کودکتان برای یادگیری اختلال یادگیریش می تواند ابزارهای مورد نیاز را برای مدیریت محاسبه پریشی – هر دو مورد محاسبه پریشی آکادمیکی و عاطفی – در اختیار وی قرار دهد.

وی را نسبت به وضعیت خودتان بی آگاه نگذارید.

در رابطه با مشکلات مربوط به محاسبه پریشی که می توانند ایجاد شوند و خاص باشند، صحبت کنید: “شما مطلع هستید که در حین یادآوری جدول های زمانی، لحظات دشواری را دارید یا می دانید که در زمان ناهار شما چقدر تغییر صورت گرفته است.

این مورد محاسبه پریشی می باشد.”

این چالش ها را تایید کنید و قدر سخت کوشی خودتان را بدانید – حتی در صورتی که نتایج کامل نباشند: “من می دانم که تکالیف ریاضیاتی چقدر مشکل هستند.

من به دلیل سخت کوشی شما در رابطه با این مسئله، به شما افتخار می کنم.

” دکتر کراویتز معتقد است که “تقدیر کردن از تلاش ها به جای تقدیر کردن از نتیجه، می تواند باعث شود که کودک شما نسبت به کاری که انجام می دهد، احساس غرور کند، حتی در صورتی که این تلاش به نتیجه دلخواهی منجر نشود.”

به وی کمک کنید که نقاط قوتش را شناسایی کند و یک سری جملات مثبتی را به وی بیان کنید: “مقاله شما در رابطه با پدر، دارای نوشتار مناسب و موثری می باشد. شما یک نویسنده بزرگی هستید.”

با خود گفتاری منفی مقابله کنید

 در صورتی که کودک شما مواردی از قبیل “من احمق هستم” را بگوید، نسبت به این مورد بی توجه نباشید.

به جای آن، به منظور کمک کردن به کودکی که شرایط سختی دارد، از ایده های مطرح شده در این مقاله استفاده کنید.

نویسنده: را جاکوبسون[1]، تربیت کودک – درمان اختلالات درسی کودکان


[1] Rae Jacobson

اختلال تغذیه دختران : چرا دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند؟
اختلال تغذیه دختران : چرا دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند؟

این مورد چیزی فراتر از یک پدیده فرهنگی صرف می باشد

دکتر داگلاس بانل[1]، به عنوان یک روان شناس بالینی و عضو هیات رئیسه در مرکز بیماری اختلال تغذیه ای مونت نیدو[2]، یک سری دلایل محتملی را بیان کرده است که بیان می دارد اختلال های تغذیه ای یک تاثیر مضمحل کننده ای بر روی زنان جوان دارد.


[1] Dr. Douglas Bunnel

[2] Monte Nido


رونوشت:

تفاوت قابل توجهی مابین نسبت های موجود در پسران و دختران وجود دارد. نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این است که پسران هم به این اختلال ها دچار می شوند.

ولی واقعیت این است که تعداد دخترانی که تحت تاثیر این اختلال قرار می گیرند، همچنان بیشتر از تعداد پسران می باشد؛

به همین دلیل یک ارتباطی باید در مورد تاثیر زنانگی و ریسک مربوط به این اختلال وجود داشته باشد.

در نظر گرفتن این مورد به عنوان یک پدیده فرهنگی صرف یا یک پدیده اجتماعی – فرهنگی اهمیت زیادی دارد.

ولی من فکر می کنم در زمانی که ما دچار این اختلال می شویم و  به یک سری ابزارهای مورد نیاز برای شناخت آن دسترسی داریم.

در واقع این اختلال را به عنوان یک تعامل پیچیده مابین بیولوژی زنانه بودن، بیولوژی زنانه بودن در زمان بلوغ در دوره ای که افراد در این مرحله از زندگی شان قرار دارند و عوامل فرهنگی در نظر می گیریم.


زن بودن و رابطه جنسی پیش از موقع

ما مطلع هستیم که زن بودن و رابطه جنسی پیش از موقع یا اولیه برای یک زن، یک مورد ریسک برای ایجاد بیماری روان پزشکی در دختران و زنان می باشد؛

به همین دلیل من فکر می کنم که این شرایط منجر به ایجاد اختلال های تغذیه ای می شود.

بدون شک این مورد درست می باشد که یک فرهنگی ایده آل بودن یک بدن لاغر را ترویج می دهد، که این مورد می تواند درونی شود و به یک نحوی دختران قربانی فرهنگ می شوند.

یک روش برای کاهش دادن اختلال های تغذیه ای و حداقل کردن آنها، عبارت از گفتن این مورد می باشد که “این دختران ضعیف می باشند، آنها تسلیم فرهنگ خودشان شده اند.

” ولی این یک عامل قدرتمندی می باشد. این احتمال وجود ندارد که فرهنگ مورد توجه ما نباشد.

در صورتی که شما در یک فرهنگی رشد کنید و آن را به عنوان مبنایی برای ارزیابی خودتان در نظر می گیرید، این فرهنگ یک تاثیر مستقیمی بر روی ارزیابی شما خواهد داشت.

همچنین تحقیقات زیادی نشان داده اند که درونی سازی ایده مربوط به ایده آل بودن یک بدن لاغر، یک عامل ریسک بالقوه واقعی برای ایجاد یک اختلال تغذیه ای می باشد.

اختلال تغذیه دختران

من فکر می کنم که این مورد یک نقش مهمی در ایجاد محیط بهبود بیماران توسط متخصصان بالینی دارد.

در صورتی که شما یک زنی باشید که از یک اختلال تغذیه ای بهبود یافته اید، در یک محیطی بهبود می یابید که به صورت مبنایی به شما می گوید که به منظور بهبود یافتن، در مسیر اشتباهی قرار دارید.

در صورتی که هدف شما افزایش وزن باشد، و شما در یک فرهنگی زندگی کنید که با هدف شما متضاد باشد، قرار گرفتن در مسیر متضاد فرهنگتان یک شرایط سختی را برای شما ایجاد خواهد کرد.

مدیریت محیط بهبود یک عامل بالقوه ای در درمان اختلال های تغذیه ای می باشد.

نویسنده : کودک ونوجوان

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان
اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان

تعریف

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی[1] (ODD) یک اختلالی می باشد که بیشتر در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

ویژگی های این اختلال عبارت از رفتار منفی، نافرمانی یا بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتار آزمایشی نرمال مشاهده شده در اکثر کودکان و در زمان های مختلف، بدتر می باشد.

اکثر کودکان در دوره های مختلفی با مشکلاتی مواجه می شوند، به خصوص در طول دوره 18 ماه تا سه سال و بعدا در طول دوره نوجوانی.

این دوره های سخت بخشی از فرآیند رشد نرمال مربوط به بدست آوردن احساس قوی تری نسبت به فردیت و جدا شدن از والدین می باشد.

با این وجود، ODD یک نوع رفتار بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتارهای فردی نرمال طولانی تر و شدیدتر می باشد، ولی آنقدر افراطی نمی باشد که شامل تخلف از قواعد اجتماعی یا حقوق دیگران باشد.

راهنمای متخصصان سلامت روانی، راهنمای آماری و تشخیص اختلالات آماری، چهارمین چاپ، تجدید چاپ متنی[2] (DSM – IV – TR)، ODD را به عنوان یکی از اختلالات رفتار مختل کننده دسته بندی کرده است.

تعریف

کودکانی که دارای ODD هستند، در اغلب مواقع نافرمانی می کنند. آنها به راحتی عصبانی می شوند و ممکن است که در اکثر مواقع عصبانی به نظر برسند.

کودکان بسیار جوان دارای این نوع اختلال، نسبت به مواردی که بی ارزش به نظر می رسند، کج خلقی های شدیدی نشان خواهند داد که 30 دقیقه یا بیشتر طول می کشد.

علاوه بر این، کودک دارای ODD در اغلب مواقع جر و بحث هایی را شروع خواهد کرد و به آن ادامه خواهد داد.

پیروز شدن در یک جر و بحث یک مورد مهمی برای کودکان دارای این نوع اختلال محسوب می شود.

حتی در صورتی که این فرد جوان بداند که برتری خودش را از دست خواهد داد یا برای ادامه دادن به کج خلقی یا جر و بحث مجازات خواهد شد، قادر به متوقف کردن این شرایط نخواهد بود.

با این وجود، اکثر کودکان دارای ODD، خودشان را به عنوان یک فرد جر و بحث کننده یا مشکل در نظر نخواهند گرفت.

برای این کودکان، مقصر دانستن سایر افراد به خاطر مشکلاتی که برایشان ایجاد شده است، یک مورد معمولی می باشد.

چنین کودکانی می توانند کمال گرا باشند و با در نظر گرفتن تخلفاتی که به عنوان یک رفتار صحیح در نظر می گیرند، احساس عدالت قویتری داشته باشند.

آنها در برابر دیگران ناشکیبا و بی تحمل هستند. احتمال جر و بحث شفاهی این افراد با سایر افراد، بیشتر از بروز درگیری های فیزیکی توسط این افراد می باشد.

سایر کودکان یا نوجوانان دارای ODD، ممکن است تلاش کنند با اذیت کردن عمدی یا انتقاد کردن، سایر افراد را تحریک کنند.

برای مثال، یک نوجوان می تواند روش یا صحبت کردن و یا لباس پوشیدن یک فرد را مورد انتقاد قرار بدهد.

این رفتار های ایجاد تضاد، معمولا از طریق یک مظهر قدرت، همانند یک سرپرست، مربی یا معلم اعمال می شود.

با این وجود، نوجوانانی که در آنها ODD تشخیص داده شده است، همچنین می توانند افراد زورگویی باشند که از مهارت های زبانی خودشان برای طعنه زدن  یا سوء استفاده از سایر کودکان استفاده می کنند.


[1] Oppositional defiant disorder

[2] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders , fourth edition, text revision


عوامل و علائم

متن

عوامل

ODD به عنوان یک مشکل برای خانواده ها و نه برای افراد، نامگذاری شده است. این مشکل در خانواده هایی صورت می گیرد که برخی از فاکتورهای زیر یا تمامی آنها در آن خانواده وجود داشته باشند:

  • محدودیت های اعمال شده از طریق والدین بیش از حد سخت گیرانه یا سهل انگار می باشند، یا با یک ترکیب ناسازگارانه از هر دو این موارد می باشند.
  • زندگی خانواده بدون ساختار مشخص می باشد؛ قواعد، محدودیت ها و نظم ها نامعین می باشند یا به صورت ناسازگارانه ای اعمال می شوند.
  • حداقل یکی از والدین، رفتار متضادی در تعاملات خودش با سایر افراد دارد.
  • برای مثال، ممکن است که پدر یا مادر در مقابل کودک خودشان، جر و بحث های زیادی با همسایه ها، کارمندان مغازه، سایر اعضای خانواده و غیره داشته باشد.
  • حداقل یکی از والدین به دلیل مشکلات عاطفی والدین (همانند افسردگی)، جدایی یا طلاق و یا ساعات کاری، به صورت فیزیکی یا عاطفی در دسترس کودک نمی باشند.

رفتار بی اعتنایی صورت گرفته از طرف کودک، می تواند یک رفتاری برای احساس ایمنی یا به دست آوردن کنترل باشد.

همچنین این رفتار می تواند نشان دهنده تلاش برای جلب توجه یک سرپرست بی مسولیت و بی علاقه باشد.

همچنین ممکن است که فاکتورهای ژنتیکی در ODD وجود داشته باشند؛ به نظر می رسد که این اختلال در اغلب مواقع در خانواده ها صورت می گیرند.

با این وجود، این الگو می تواند نشان دهنده رفتار انعکاسی باشد که از نسل های قبلی یاد گرفته شده است و منعکس کننده تاثیرات ژن یا ژن های اختلالی نباشد.

علائم

بر اساس DSM – IV – TR، تشخیص ODD می تواند در کودکانی صورت بگیرد که معیار های زیر را دارند، و باعث خواهد شد .

این رفتارها در مقایسه با حالت معمولی این رفتارها در کودکان دارای سن و سطح رشد مناسب، به میزان بیشتری در افراد ODD مشاهده شود.

یک الگوی رفتار منفی، خسمانه و بی اعتنایی که حداقل به مدت شش ماه به طول می کشد، و شامل چهار (یا بیشتر از چهار) مورد از موارد پایینی در کودک وجود دارد. کودک:

  • کنترل وضعیت خودش را از دست می دهد
  • بیش از حد به افراد بزرگسال اصرار می کند
  • در اغلب مواقع نسبت به قواعد یا درخواست های افراد بزرگسال بی توجهی می کند
  • به صورت تعمدی تلاش می کند تا افراد را تحریک کند
  • به خاطر اشتباهات یا بدرفتاری های خودش، سایر افراد را سرزنش می کند
  • در اغلب مواقع، به صورت سریع از طریق سایر افراد تحریک می شود
  • در اغلب مواقع خشمگین و بی میل است
  • در اغلب مواقع کینه توز است

به منظور تشخیص دادن اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودک، باید اختلالات رفتاری منجر ایجاد اختلال قابل توجهی در عملکرد اجتماعی، آکادمیکی یا شغلی شود و این رفتار نباید صرفا در طول دوره های روان پریشی یا اختلال روانی صورت بگیرد.

علاوه بر این، کودک نباید معیارهای مربوط به اختلال کرداری[1] را داشته باشد که یک نوع اختلال رفتاری[2] شدیدی می باشد.

در صورتی که فرد جوان 18 ساله یا بزرگتر باشد، نباید معیارهای اختلال شخصیتی ضداجتماعی را داشته باشد


[1] Conduct Disorder

[2] Behavioral Disorder


آمارها

فرض بر این است که اختلال بی اعتنایی و نافرمانی، تقریبا  در 6% از کودکان ایالات متحده صورت می گیرد.

این اختلال در بین افراد دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین تر، در سطح گسترده تری رواج دارد.

در یکی از مطالعات صورت گرفته، در 8% از کودکان مربوط به خانواده های کم درآمد، ODD تشخیص داده شده بود. این اختلال معمولا در سن شش سالگی کودک مشخص می شود.

قبل از سن نوجوانی (در 9 تا 12 سالگی) میزان تشخیص این اختلال در پسران بیشتر از دختران می باشد، ولی میزان این تشخیص در دوره نوجوانی، ما بین دختران و پسران یکسان می باشد.

تخمین زده شده است که در حدود یک سوم از کودکانی که دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی[1] (ADHD) هستند، همچنین دارای ODD هم می باشند.

کودکانی که ODD دارند، در اغلب موارد به عنوان افراد مضطرب یا افسرده هم شناخته می شوند.

تشخیص

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در زمانی تشخیص داده می شود که مشکل رفتاری کودک بیش از شش ماه به طول بکشد.

هیچ نوع آزمون یا آزمایش استانداردی برای تشخیص ODD وجود ندارد. به منظور مشخص کردن اینکه هیچ نوع مشکل بالینی منجر به این رفتار کودک نمی شود، می توان یک بررسی پزشکی کاملی را بر روی کودک انجام داد.

بعد از ارزیابی بالینی، باید یک ارزیابی روانشناختی از کودک صورت بگیرد که شامل مصاحبه با یک متخصص سلامت روان می باشد.

همچنین متخصص سلامت روان می تواند با والدین و معلمان کودک هم مصاحبه انجام دهد.

در برخی مواقع آزمون های روانشناختی به کودک داده می شود و با پاسخ دادن کودک به آن پرسشنامه ها، وجود داشتن سایر اختلالات مشخص می شود.

ارزیابی ODD شامل مشخص کردن یک اختلال رفتاری اختلال آورتری می باشد که به عنوان اختلال کارکردی شناخته می شود.

CD مشابه ODD می باشد، ولی همچنین شامل پرخاشگری فیزیکی نسبت به سایر افراد هم می باشد، همانند مبارزه کردن یا به صورت تعمدی تلاش کردن برای آسیب رساندن به یک شخص دیگر.

همچنین کودکان دارای CD، به صورت مکرری قوانین را زیر پا می گذارند و برای مثال، از طریق دزدی کردن، به حقوق سایر افراد تعرض می کنند.

آنها در مقایسه با کودکان ODD تمایل بیشتری به نامشخص شدن دارند و به همین دلیل دروغ می گویند و برخی از رفتارهای غیرقابل قبول خودشان را به صورت مخفی نگه می دارند.

تشخیص ODD می تواند سطح شدت آن به صورت خفیف، متوسط یا شدید را مشخص کند.


[1] attention-deficit/hyperactivity disorder

درمان ها

درمان ODD بر روی هر دو مورد کودک و والدین متمرکز است. اهداف درمانی شامل کمک به کودک برای احساس محافظت شدن و ایمنی و آموزش به وی برای داشتن رفتار مناسب می باشد.

ممکن است که والدین به یادگیری نحوه اعمال محدودیت های مناسب برای یک کودک و نحوه برخورد با کودک دارای رفتار ODD نیاز داشته باشند.

همچنین آنها ممکن است که به یادگیری نحوه آموزش و اجرای رفتار مورد دلخواه نیاز داشته باشند.

همچنین والدین در مشکلاتی که منجر به فاصله گرفتن آنها از کودک می شود، به کمک نیاز دارند. چنین مشکلاتی می توانند شامل الکلیسم یا وابستگی به دارو، افسردگی و یا مشکلات مالی باشد.

در برخی از موارد، کمک های قانونی و اقتصادی می توانند لازم باشند. برای مثال، یک مادر مجرد می  تواند به کمک های قانونی نیاز داشته باشد تا از طرف پدر کودک، حمایت هایی را برای کودک خودش به دست بیاورد .

نیاز نداشته باشد که در دو جا کار بکند و می تواند بعد از ظهرها در خانه بماند و در کنار فرزند خودش باشد.

معمولا رفتار درمانی[1] در درمان ODD مفید می باشد. رفتار درمانی بر روی تغییر رفتارهای خاص تمرکز می کند و بر روی تحلیل سابقه رفتاری یا سال های اولیه زندگی وی متمرکز نمی شود.

تئوری مربوط به رفتار درمانی عبارت از این است که فرد می تواند مجموعه متفاوتی از رفتارها را یاد بگیرد تا آنها را جایگزین رفتارهایی بکند که منجر به ایجاد مشکلات می شوند.

همزمان با اینکه کودک نتایج بهتری را از رفتار جدید به دست می آورد، وی تمایل پیدا خواهد کرد تا به جای برگشت به رفتارهای قبلی و مشکل زا، به این رفتار جدید خودش ادامه بدهد.

به عنوان مثال، ممکن است از والدین کودک درخواست شود تا رفتارهایی را مشخص کنند که معمولا منجر به شروع شدن جر و بحث می شوند.

بعد از آن روش های متوقف کردن یا تغییر رفتارها برای جلوگیری از جر و بحث ها به آنها نشان داده می شود.

تکنیک های مدیریت احتمالات[2] می توانند در چارچوب رفتار درمانی قرار بگیرند.

والدین و کودک می توانند برای تنظیم کردن قراردادهایی کمک شوند که رفتارهای ناخواسته را مشخص می کند و پیامدهای آن را بیان می کند.

برای مثال، ممکن است که کودک یک مزیت یا بخشی از اجازه خود را در زمان داشتن کج خلقی خشمگینانه از دست بدهد.

این قراردادها می توانند شامل مراحل یا طبقاتی باشند – برای مثال، کم کردن مجازات در صورتی که کوک یک جر و بحثی را شروع کند، ولی در یک دوره زمانی خاص جر و بحث را خاتمه بدهد.

چنین قراردادی می تواند برای مشخص کردن پاداش مربوط به رفتار مورد دلخواه هم تنظیم شود.

برای مثال، در صورتی که کودک یک هفته هیچ نوع رفتار نافرمانی نداشته باشد، وی می تواند یک فیلم را انتخاب کند که در آخر هفته و همراه با خانواده آن را ببیند.

این قرار دادها می توانند با معلمان کودک به اشتراک گذاری شوند.

والدین تشویق می شوند که تا حد ممکن، از رفتار مناسب و غیرمشکل زا قدردانی کنند.

توجه یا تشویق از طرف والدین در زمان انجام رفتار مناسب از طرف کودک، می تواند این احساس را در کودک ایجاد کند که والدین حتی در زمان انجام ندادن نافرمانی هم نسبت به رفتار وی مطلع هستند.

شناخت درمانی[3] می تواند برای کودکان بزرگتر، نوجوانان و والدین مفید باشد.

در شناخت درمانی، فرد راهنمایی می شود تا اطلاعات بیشتری نسبت به تفکرات و احساسات مشکل زا در موقعیت های خاص به دست بیاورد.

درمانگر می تواند یک روش تفکر را در مورد مشکل ارائه بدهد که به احتمال بیشتری باعث خواهد شد که شخص به موارد دلخواه یا مورد نیاز خودش دست پیدا کند.

برای مثال، ممکن است یک دختر مورد کمک قرار بگیرد تا مشاهده کند که بیشتر عصبانیت های وی از احساساتی ناشی می شود که هیچ شخصی به آن اهمیت نمی دهد؛

ولی رفتار خشمگینانه وی منبع مشکلات وی می باشد، چرا که باعث می شود سایر افراد از وی دور شوند.

هر چند که روان درمانی[4] مبنای درمان ODD می باشد، ولی دارو هم در برخی مواقع می تواند مفید باشد.

کودکانی که به صورت همزمان به ADHD هم مبتلا هستند، ممکن است که برای کنترل رفتار تکانشی خودشان و گسترده کردن محدوده توجه شان، به درمان پزشکی نیاز داشته باشند.

همچنین کودکانی که مضطرب یا افسرده هستند هم می توانند از طریق داروهای مناسب مورد کمک قرار بگیرند.

پیش بینی

معمولا درمان ODD یک تعهد طولانی مدت می باشد. ممکن است که یک سال یا بیشتر طول بکشد تا درمان صورت گرفته منجر به بروز پیشرفت قابل توجهی شود.

نکته مهمی که خانواده ها باید رعایت کنند عبارت از ادامه دادن به درمان می باشد، حتی در مواقعی که نتایج درمانی سریعا ملموس نباشند.

در صورتی که ODD درمان نشود یا فرآیند درمانی ترک شود، احتمال صورت گرفتن اختلال کرداری در کودک بیشتر می باشد.

ریسک ایجاد اختلال کرداری در کودکان دارای نافرمانی خفیف، کمتر می باشد. در کودکانی که نافرمانی بیشتری دارند و در کودکان مبتلا به ADHD، این ریسک بیشتر می باشد.

اختلال کرداری در افراد بالغ به عنوان اختلال شخصیتی ضد اجتماعی[5] یا SAD نامیده می شود.

همچنین کودکان دارای ODD درمان نشده، در دوره بزرگسالی با ریسک ایجاد رفتارهای نافعال – پرخاشگر مواجه هستند.

افراد دارای ویژگی های نافعال – پرخاشگر تمایل دارند تا خودشان را به عنوان قربانی در نظر بگیرند و سایر افراد را به خاطر مشکلات خودشان سرزنش کنند.

پیشگیری

پیشگیری از ODD با یک مراقبت مناسب شروع می شود. در صورت امکان، خانواده ها و مراقبانی که با آنها برخورد دارند، باید مراقب هر نوع مشکلی باشند که می تواند برای ارائه ساختار و توجه مورد نیاز از طرف والدین، موانعی را ایجاد کند.

تشخیص اولیه ODD و ADHD یک مورد الزامی برای به دست آوردن کمک برای کودک و خانواده می باشد که تا حد ممکن باید سریعا انجام شود. با مشخص شدن و درمان ODD در مراحل اولیه، توانایی کودک برای ایجاد الگوهای سالم در برخورد با سایر افراد افزایش می یابد.


[1]  Behavioral Therapy

[2] Contingency management techniques

[3] Cognitive therapy

[4] Psychotherapy

[5] antisocial personality disorder