تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

برچسب: تربیت درست فرزندان

گفتن واقعیت به فرزند خوانده
گفتن واقعیت به فرزند خوانده

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

یکی از سخت ترین کارها گفتن واقعیت به فرزندان نا خوانده است که دیر یا زود خانواده هایی که فرزندی را به سرپرستی گرفته اند با آن روبه رو می شوند.

بیشتر این سرپرستی ها تا قبل از ۳ سالگی انجام می شود و معمولاً کودکان تا قبل از آن را به یاد نمی آورد واز آن باخبر نیستند اما پس از گذشت سالها و بزرگتر شدن فرزندشان دغدغه مهمی برای آنها به وجود می‌آید و دائم نگران مطرح کردن این موضوع هستند.

آنها می‌دانند که بالاخره روزی باید این مسائل را بگویند و از گفتن آن می‌ترسند و به دنبال یک زمان مناسب هستند.

طبیعی است که فرزند شما با گفتن حقیقت به مشکل بربخورد و از لحاظ روحی روانی کمی به هم بریزد  و میتوانید با کمک یک مشاور و روانشناس این کار را انجام دهید بدون اینکه آسیبی به فرزندتان برسد.

پنهان کردن فکر مناسب نیست .

پنهان کردن فرزند خواندگی کار درستی نیست و ممکن است فرزندتان این حقیقت را از زبان دیگران بشنود چون دیگران هم از این موضوع خبر دارند وقتی به گوش فرزند شما برسد نسبت به شما بی اعتماد می شود و از آنجایی که ناگهانی این خبر را شنیده دچار مشکلات روحی و روانی شود.

 گفتن واقعیت به فرزند خوانده در چه سنی مناسب تر است ؟

بهترین سن برای گفتن حقیقت به این فرزندان را بین ۸ تا ۱۰ سال می دانند آن ها معتقدند که در سن پیش دبستانی گفتن این موضوع نمی تواند برای آنها قابل هضم باشد و درکی ازاین موضوع ندارند.

اما در سنین بلوغ که نوجوان از لحاظ فکری رشد می کند زمان مناسب برای گفتن واقعیت است و اگر به صورت ناگهانی واقعیت را بفهمند به دلیل ویژگیهای این سن ممکن است دچار آسیب شوند.

 چه کسی واقعیت فرزندخواندگی را بگوید؟

در این زمینه می توانید از کمک یک مشاور استفاده کنید اما در نهایت حقیقت ماجرا را باید از زبان شما بشنود.

بنابراین می‌توانید در جلسات مشاوره با راهکارهای داده شده واقعیت را به صورت منطقی توضیح دهید حتماً باید پدر و مادر در جلسه حضور داشته باشند.

او را از دوست داشتن خودتان نسبت به آنها مطمئن کنید.

 چطور واقعیت فرزندخوانده بودن را بگوییم؟

به یک باره گفتن میتواند شوک عاطفی به فرزند وارد کند به خصوص اگر با مفهوم فرزندخواندگی آشنایی نداشته باشد .

باید کودکتان بداند که شما اورا مثل فرزند واقعی خودتان دوست دارید.

گفتن واقعیت به فرزند خوانده

  • داستان بگویید.

می توانید از داستان ها برنامه کودک هایی که در آن شخصیت های فرزندخواندگی وجود دارد استفاده کنید البته باید حتماً پدر و مادرهای داستان فرزندشان را دوست داشته باشند و رفتاری مهربان داشته باشند.یک یا دو سال قبل از گفتن واقعیت به فرزندتان از داستان ها می توانید استفاده کنید

به سوال هایی که ذهن اورا درگیر کرده است پاسخ دهید بعد از او بخواهید که خودش را جای یکی از شخصیت‌های داستان بگذارد و از او بپرسد چرا این شخصیت داستان را دوست دارد؟

جستجوی پدر و مادر واقعی

بعضی از کودکان علاقه دارند که پدر و مادر واقعی خودشان را بشناسند و با آنها دیدار داشته باشد و از آنها بپرسند که علت کارشان چیست؟ اگر پدر و مادر آنها را نمی‌شناسید نباید برای آنها داستان غیر واقعی تعریف کنید یا به شدت بدگویی آنها را کنید که فرزندتان از آنها بیزار شوند و یا آنقدر از آنها تعریف کنید که فکر آنها را درگیر کنید زیرا همانطور که گفته شد فرزندتان ممکن است پدر و مادر واقعی خود را پیدا کنند و از آنها واقعیت را بپرسند و اگر شما به آنها دروغ گفته باشید نسبت به شما بی‌اعتماد شوند.

نکته مهم این است که متناسب با سن آنها واقعیت را به آنها بگویید از آنها بخواهید خودشان تصمیم بگیرند که دوست دارند در کنار شما زندگی کنند یا در کنار پدر و مادر واقعی خود.

 چقدر طول میکشد تا به شرایط عادی باز کردیم؟

مدت زمانی طول می کشد که کودک واقعیت را بفهمد و با آن کنار بیاید سوال هایش را به بپرسد معمولا بین چند ماه تا یک سال طول می کشد .حتی ممکن است فرزند شما دچار افسردگی شود اما شما نباید وقتی حقیقت را به او گفتید عشق و محبت و دوست داشتن تان نسبت به او کم شود.

البته ممکن است بعد از گفتن حقیقت این رفتار از دید او مصنوعی باشد.

چون فرزند شما وقتی واقعیت را میفهمد در سن مدرسه است ممکن است در درس خواندن او هم تاثیر داشته باشد و باعث افت تحصیلی می شود پس سعی کنید حقیقت را اوایل تابستان  یا بعد ازتمام شدن امتحانات بگویید تا آسیب کمتری به درس او وارد شود.

همانطور که گفته شد گفتن واقعیت به فرزندان کار سخت و دشواری است اما پنهان کردن آن باعث بی اعتمادی فرزندانتان به شما خواهد شد برای همین برای گفتن واقعیت طبق اصول پیش روید و از کمک یک روانشناس و مشاور استفاده کنید.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

فرزندپروری

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان
یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان چیست؟

زمانی که صحبت از تربیت نوجوان می شود، هورمون های پرخاشگری، سوءتفاهم، داد و بیداد، محدودیت ها و بازپرسی به ذهن می آیند.

آیا شما ترجیح نمی دهید به احترام ، انتقال به بزرگسالی ، بحث های منطقی و رفتار معقول فکر کنید؟

یکی از نیازمندی های بزرگ کردن فرزندان تعادل روشن بین اقتدار و دوست داشتن می باشد، و هنگام نوجوانی این تعادل داشتن بسیار مهم تر است. چگونه می توانید کودک را بدون تخریب ارتباط تربیت کنید؟

اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

در این مقاله برخی از اشتباهات والدین در برخود با نوجوانان و هنگام تربیت آن ها را لیست کرده ایم.

فقدان ثبات

فقدان ثبات یکی از متداول ترین اشتباهات والدین در برخورد با نوجوانان است. در حالیکه همه کودکان نیازمند تربیت و انضباط مداوم هستند، این مسئله در دوره نوجوانی مهم تر می شود. زمانی که یک رفتار یک روز پذیرفته شده و روز دیگر نادیده گرفته می شود گیج می شوند.

قوانین ایجاد شده نیازمند پیامدهای مشخص هستند. پیامدهای واقع گرایانه و با ثبات تصویری از جهان واقعی را به نوجوان می دهند. مشخص کردن قوانین خانه با پیامدهای مشخص، سپس مسئولیت پذیری متناسب با آن، برای همه بچه ها ایمنی و جهت را فراهم می آورد.

اشتباه والدین در رفتار با نوجوان می توانند گوش نکردن باشد

والدین اغلب می خواهند مورد احترام واقع شوند، اما اغلب جواب این احترام را از طریق گوش نکردن به نوجوان نمی دهند.

گوش نکردن به اون این پیام را می رساند که حرف با ارزشی برای گفتن ندارد. حتی زمان مخالفت کردن، باید به نوجوان فرصت دهید تا افکار و احساساتش را بیان کند.

این مسئله البته به معنی این نیست که نوجوان می تواند پرخاشگری یا بدرفتاری کند. الگودهی و ایجاد راهنما برای پایان دادن به اختلافات ضروری است. اگر می خواهید شنیده شوید، چگونگی گوش دادن را بیاموزید.

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

یازده اشتباه والدین در برخورد با نوجوانان

تنبیه کردن هنگام خشم

گاهی والدین تنها زمانی تنبیه می کنند که دیگر صبرشان لبریز شده است. این امر به نوجوانان اجازه می دهد قبل از اینکه عواقب آن را متحمل شوند ، برای یک دوره بدرفتاری کنند.

این مسئله نه تنها گیج کننده است بلکه منجر به سوء استفاده نیز می شود. روبرو شدن هیجانی با نوجوان اغلب تاثیرات شدیدی به همراه دارد، بلکه در اکثر اوقات یک مانع ارتباطی بزرگ در رابطه والد فرزند ایجاد می کند.

فرزندپروری با ثبات، همانطور که در بالا توضیح داده شد، از تنبیه در هنگام خشم جلوگیری می کند. فاصله گرفتن از موقعیت تا زمانی که فرد از لحاظ هیجانی بهبود یابد نیز می تواند موثر باشد.

تنبیه نامربوط اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان است

تنبیه همواره باید بازتاب پاسخ به عمل خلاف باشد. برای مثال، اگر نوجوان بعد از ساعت مقرر شب به خانه برگردد، محدود کردن بیرون رفتن او به مدت محدود می تواند مفید باشد.

نوجوانی که تکالیفش را ننوشته باید در خانه بماند تا تمام کند و دورهمی بعد از ظهر را باید کنسل کند. اگر نوجوان دورهمی بعد از ظهر را به عنوان تنبیه از دست بدهد، اما در واقع تکلیف مدرسه را انجام نمی دهد، عواقب آن معقول و منطقی نیستند.

پذیرفتن هر رفتاری به خاطر سن نوجوان

اینکه بر اساس علم و منطق نوجوانی سنی است که نوجوان تحت تغییرات فیزیکی و هیجانی است، نباید بهانه ای شود برای هر گونه رفتار نامناسب.

اغلب، نوجوان هایی که به آنها اجازه داده می شوند هر رفتاری را نشان دهند هنگام بزرگسالی آن رفتار را رها نمی کنند. شخصیت در هر سنی همان شخصیت است. انتظارات رفتاری باید مطابق با موازین درست باشد نه سن کودک.

ایجاد احساس گناه به جای دلیل آوردن

احساس گناه ممکن است یک پاسخ فوری را بهمراه داشته باشد، اما این شیوه تربیتی هیجان های درونی را ایجاد می کند که تا بزرگسالی نیز ممکن است نتوانند با آنها کنار بیایند.

استدلال با یک نوجوان، اساس انتظارات شما و پیامد ها را نشان می دهد، پاسخ فوری را در بر ندارد، ولی نتایج دراز مدت آن مثبت تر است.

دوست بودن تا والد بودن اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان محسوب می شود؟

نوجوانان معمولا مجراهای اجتماعی کافی را دارا هستند. آنها بیشتر نیاز به محدودیت و ایمنی دارند که در آن رشد بیشتری داشته باشند.

شما تامین کننده هر دو هستید و هنگامی که مثل یک دوست رفتار می کنید، نوجوان احساس امنیت خود را از دست می دهد. نوجوانانی که والدین خود را به عنوان شخصیت های مقتدر و تامین کننده می بینند بیشتر امکان دارد که در آینده و بزرگسالی به آنها نزدیک شوند.

معمولا نوجوانان به والدینی که مثل خودشان رفتار می کنند احترام نمی گذارند. ارتباط با نوجوان و نزدیک بودن به او در هنگام چالش ها بسیار مفید است اما هیچ گاه نباید به قیمت از دست دادن موقعیت شما به عنوان والدین باشد.

حمله به خود فرد به جای رفتار

مهم است که نوجوان بداند او را دوست دارید با وجود هر کاری که انجام می دهد.

حتی بیشتر از این، او را به قدری دوست دارید که اجازه نمی دهید رفتارهایی را انجام دهد که به خودش یا دیگران صدمه بزند. نقدها و نظرات خود را به رفتار او معطوف کنید نه به خودش.

اگر یک درس را به دلیل عدم تلاش می افتد، به او نگویید “تو تنبل هستی”، یا تو هرگز از پس این کار بر نمی آیی چون تلاش نمی کنی”. این گونه جملات مشکل اصلی را حل نمی کنند. روی رفتاری که منجر به مشکل شده است تمرکز کنید مثل درس نخواندن، یا سوال نپرسیدن.

تبدیل به دشمن نوجوان می شوید

ممکن است بارها تصور کنید که شما و نوجوانتان دشمن یکدیگر هستید، و بارها این را از زبان او شنیده باشید. مهم نیست که چقدر برایتان سخت است اما ضروری است که سعی کنید فردی باشید که به طور با ثباتی در کنار نوجوان است.

معلمان و دوستان می آیند و می روند. اما شما همیشه والدین هستید. با ایجاد قوانین و پیامدهای مناسب، شما تنها فرد ثابت در زندگی فرد هستید که به او ارزش می دهید. حتی اگر افراد مقتدر را در زندگی خود دوست نداشته باشیم، آنها باعث ایجاد نظم و امنیت می شوند.

از دست دادن حس شوخ طبعی می تواند اشتباه والدین در رفتار با نوجوان باشد

زمانی که نوجوان همه چیز را بهم می زند واقعا خنده دار نیست، مخصوصا زمانی که شما به تنهایی باید جمع کنید، اما باز هم در این شرایط سعی کنید حس شوخ طبعی را از دست ندهید.

ممکن است عجیب باشد، اما بزرگترین چالش ها نیز می توانند به روشی کمدی دیده شوند. اگر نوجوان فرصت حرف زدن و خندیدند با شما را داشته باشد، با احتمال بیشتری هنگامی که جدی هستید به شما گوش فرا می دهد.

مراقب بودن بیش از حد که اصلا احساس شکست نکند

برخی از بزرگترین درس های زندگی از شکست ها می آیند. والدینی که بیش از حد نوجوان را کنترل می کنند که مبادا نوجوان دچار شکست شود، مانع رشد مهارت های زندگی او می شوند. هر چقدر به او آزادی عمل بدهید و آزادش بگذارید تا گاهی شکست را تجربه کند، و پیامد را خودش ببینید، بیشتر از تنبیه شما یاد می گیرد.

اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

روانشناسی نوجوان

چند نکته مفید فرزندپروری
چند نکته مفید فرزندپروری

در این سایت شما با مطالب مفید فرزندپروری آشنا خواهید شد، آنها را به دقت بخوانید و به کار بگیرید.

نکته1: موانع را مشخص کنید.

کودکان نیاز به روشن کردن مقررات، موانع و امور روزمره دارند.

  • استوار باشید و بر قوانین تعیین شده اصرار ورزید.
  • هماهنگی والدین با قواعد لازم است. اگر هر دو والد یک رویکرد تربیتی مشابهی اتخاذ کنند برای کودک مفید خواهد بود.
  • زمانی که می گویید نه یعنی نه. رعایت آن می تواند کار سختی باشد اما اگر شما چند قانون مشخص دارید برای شما و کودک خوب است.
  • اگر قول می دهید به آن پایبند باشید.
  • قوانین باید ساده و شفاف باشند.
  • به چند قاعده ممکن و شدنی اکتفا کنید.
  • یک امر روتین جدید را در یک زمان مشخص دنبال کنید و آن را قبل از موکول شدن به بعد عملی کنید.

(بیشتر…)

نکات مثبت تربیتی
نکات مثبت تربیتی

نکات مثبت تربیتی برای نوزادان، کودکان نوپا و پیش دبستانی

داشتن یک کودک زمان هیجان انگیزی برای پدر و مادر است. شناخت هر مرحله رشد و نمو می تواند به شما در جهت آمادگی برای رویارویی با چالش ها و فرصت های تربیت کودکان خردسال کمک کند.

مطالب مرتبط:

فرزندان و تربیت دردنیای امروز

نوزادان (0 – 1 سال)

زمانی که کودکان به دنیا می­آیند، دنیا برای آن ها مشابه یک ماهیت جدید ماجراجویانه است و آن ها (بیشتر…)