برچسب: تکنیک های کنترل رفتاری

رفتارهای مخرب با کودکان
رفتارهای مخرب با کودکان

رفتارهای مخرب با کودکان که صدمه های جدی به کودک و شما وارد می کند.

روش های مخرب محبت کردن به کودکان

یکی از نیازهای مهم انسان به خصوص در دوران کودکی، نیاز به دریافت عشق و محبت است. اما در همین محبت کردن نیز باید اصول و حدودی رعایت شود، تا هم کودک محبت کافی دریافت کند و هم این که بتواند مستقل بار بیایند.

گاهی برخی والدین برای محبت کردن، رفتارهایی انجام می دهند که باعث می شود کودک به فردی وابسته و ضعیف تبدیل شود.

در این قسمت در مورد رفتارهای مخربی که با هدف محبت به فرزند انجام می شوند را معرفی خواهیم کرد.

رفتارهای مخرب با هدف محبت به فرزند

غذا دادن با اجبار به کودک

تغذیه خوب و مناسب برای هر کودکی لازم است و یکی از حساسیت ها و خواسته های والدین نیز این است که کودکشان به خوب غذا بخورد؛ برخی از والدین تصور می کنند که اگر کودکی غذایی را دوست ندارد، بد غذا است پس به زور این غذا را به او می دهند تا از این عادت دست بردارد و یا اگر کودک تمام غذایی که برایش آماده کرده اند را نخورد، می پندارد که مواد مغذی بدنش تامین نخواهد شد، چون کودکشان کم غذا می خورد.

شما نباید برای غذا دادن به کودک، دنبال او راه بیافتید یا التماس کنید که غذایش را بخورد، این کار اصلا درست نیست و باعث می شود کودکتان لوس شود. بهتر است به کودک خود حق انتخاب دهید و برای او غذایی آماده کنید که به آن علاقه دارد و اگر کودکتان موقع غذا خوردن بازی می کند و یا میلی به خوردن ندارد، اجازه دهید تا او به بازیش ادامه دهد و او را تنها بگذارید، هر زمان که گرسنه شد، خودش برای غذا خوردن پیش شما بیاید.

به هر قیمتی کودک را نابغه کردن

یکی از وظایف والدین این است که کودک خود را برای کشف توانایی و استعدادهایش کمک کنند تا آن ها در آینده فردی توانمند شده و احساس خوشبختی داشته باشند. اما متاسفانه برخی از والدین در کودک خود به دنبال آرزوهای نرسیده خود می گردند و او را مجبور به انجام کارهایی می کنند که خودشان در کودکی به هر دلیلی نتوانسته اند، انجام دهند.

برخی والدین نیز برای اینکه کودکشان را به هر قیمتی موفق کنند، اجازه انتخاب مسیر را به او نمی دهند و خودشان برای او تصمیم می گیرند، برای مثال کودک آن ها استعداد هنری دارد ولی خانواده از او می خواهند پزشک یا مهندس شوند، بنابراین او را در کلاس مختلف ثبت نام می کنند تا به خواسته و انتظارات خود برسند و در پاسخ به اعتراض فرزند خود می گویند در آینده از من تشکر خواهی کرد.

والدین باید فرزند خود را به عنوان فردی جدا با هویتی مستقل قبول کنند و بدانند که هیچ فرزندی مسئول برآورده کردن آرزوهای آن ها و طی کردن مسیر دلخواه آن ها نیست، پس باید این رفتار را کنار بگذارند. تلاش برای تربیت فرزند بی نقص، کمالگرایی و آرمان گرایی والدین باید کنار گذاشته شود و در عوض روی شناخت کودک و توانایی های او سرمایه گذاری شود.

خرید بیش از حد اسباب بازی

یکی از موارد لازم برای کودک بازی کردن و داشتن اسباب بازی است اما نباید در خرید اسباب بازی نیز افراطی رفتار کرد. کودکانی که اسباب بازی های زیادی دارند لذت کمتری از بازی کردن با آن ها می برند و همچنین پریشان تر هستند، در حالی که کودکانی که اسباب بازی محدودی دارند، از بازی با آن لذت بیشتری می برند و قدر آن ها را بیشتر می دانند، این کودکان خلاقیت بسیار بالاتری نیز خواهند داشت.

برخی از والدین خرید اسباب بازی را جایگزین زمانی می کنند که باید با کودکان خود سپری نمایند و با آن ها بازی کنند و یا خرید اسباب بازی زیاد را نشان دهنده ی محبت خود می دانند، اما این کار تاثیر منفی بر کودک می گذارد و همانطور که گفته شد نه تنها این کودک از این اسباب بازی های بی شمار لذتی نمی برد بلکه خرید آن ها باعث می شود که او به فردی متوقع تبدیل شود.

رفتارهای مخرب با کودکان

جدا نکردن اتاق خواب کودک

برخی از والدین تصور می کنند که جدا کردن اتاق خواب کودک، بی محبتی و ظلم به او است به همین دلیل کودک را در اتاق خودشان می خوابانند. اما جدا نکردن اتاق خواب کودک باعث ایجاد وابستگی بیمارگونه به والدین می شود و همچنین می تواند مشکلات دیگری برای آن ها ایجاد کند.

حس استقلال طلبی در کودکی که در اتاق جدا می خوابد، افزایش می یابد و کودک بدون حضور والدین نیز احساس امنیت خواهد کرد زیرا به آن ها وابستگی کم تری دارد، همچنین جدا خوابیدن کودک در اجتماعی شدن آن ها نیز نقش موثری ایفا می کند.

انجام تمام خواسته های کودک

برخی از والدین برای نشان دادن محبت خود به کودک، تمام خواسته های آن ها را برآورده می کنند تا کودکشان سختی و ناراحتی حس نکند.

اما کودک باید از همان سنین کم برای ورود به دنیای واقعی آماده شود، در دنیای واقعی همیشه اتفاقات مطابق میل افراد نیست، خواسته های افراد نیز همیشه عملی نمی شود و همچنین لازم است که برای رسیدن به اهداف و خواسته ها تلاش کرد؛ کودک باید این موضوع را درک کند تا در هنگام ورود به اجتماع و به دور از خانواده دچار مشکل نشود.

رفتارهای مخرب با کودکان

بنابراین برآورده کردن خواسته های کودک اصلا محبت نیست. کودک باید سختی های زندگی را درک کند و همچنین عواقب رفتارهای خود را نیز متوجه شود.

برای مثال اگر کودک تکلیف خود را انجام نمی دهد، نباید شما این کار را برای جلوگیری از تنبیه شدنش انجام دهید، بلکه باید اجازه دهید کودک بدون تکلیف خود به مدرسه برود و حتی اگر لازم است توسط معلم تنبیه شود، تا عواقب کارش را بفهمد؛ بدین ترتیب او مسئولیت پذیری را نیز می آموزد.

تن دادن به همه خواسته های کودک فقط باعث پرورش فردی خودخواه و متوقع می شود که توانایی انجام کاری را ندارد.

نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

رفتارهای مخرب با کودکان

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۲
تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۲

 

 

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۲

 

چگونه با بد گویی فرزندم برخورد کنم؟

برای هر والدی پیش آمده است که به فرزندش توصیه ای می کند با خواسته ای دارد یا پیشنهادی می کند اما کودک نه تنها مقاومت می کند بلکه حاضر جوابی می کند و حرفهای بدی به والدین می گوید.

برای درک بهتر مسئله به مثال زیر توجه کنید:

بعد از یک روز سخت کاری با خستگی فراوان به خانه برگشته اید. همسرتان در خانه بوده است و به شدت مشغول فعالیتهای جانبی خود است بلافاصله که از در وارد می شوید به شما می گوید:« رب نداریم، می تونی بری از مغازه بگیری؟»

شما که لحظه شماری می کردید به خانه برسید و یک حمام و چای گرم نوش جان کنید ، عصبانی و ناراحت می شوید و می گویید:

موقعیت الف  صورتتان را در هم می کشید و می گویید:« چرا یادت نبود با موبایل خبر بدی ؟ کفر آدمو در می یاری؟ چقدر بی خیالی؟» و همسرتان از بد حرف زدن شما ناراحت می شود و به ایشان بر می خورد.

موقعیت ب شما می گویید:« من امروز ، روز خیلی سختی داشتم . نمی تونم برم بخرم. می تونی یه کاریش بکنی؟ زردچوبه یا خود گوجه بریزی ؟ یه جوری با هنر خودت جفت و جورش کن!» شما با این حرف همسرتان را ناراحت نکردید.

دو موقعیت الف و ب ، دو انسان متفاوت هستند فرد موقعیت الف بدگویی نمی کند اما فرد موقعیت ب با بدگویی پاسخ همسرش را می دهد.

به عنوان یک والد چقدر با بد گویی های فرزندتان روبه رو شده اید و  به حساب بچگی از آن رد شده اید و به خود گفته اید بزرگ می شود و خودش درست می شود در صورتی که کودک شما جهت اصلاح این رفتار نیاز به آموزش و شیوه برخورد صحیح از طرف شما دارد ، این مهارت پایه اش از کودکی است.

برای مثال: « آوا ۷ ساله است او شروع به سوت زدن می کند و صدای سوتش را بلند و بلندتر می کند تا جایی که مادرش دیگر نمی تواند تحمل کند، بنابراین به آوا  می گوید:« بس اااا دیگه» آوا به سوت زدن خود ادامه می دهد مادر این بار برایش توضیح می دهد که این کار او باعث سردردش می شود.

اما آوا مجددا به کارش ادامه می دهد این بار مادر می گوید:« مگه نگفتم بس اااا آوا..»

آوا دستهایش را به کمر می زند و با ادای صورت می گوید:« اصلا نمی خوام، حالا می خوایی چی کار کنی؟»

مادر که از گفتار آوا متعجب و ناراحت شده است می گوید:« با این لحن با من حرف نزن، من مادرت ام، بزار شب

بابات بیاد » آوا بی اهمیت به حرفهای مادر به کارش ادامه می دهد این بار مادر عصبانی تر از قبل فریاد می کشد:« مگه با تو نیستم؟ با دیوار که حرف نمی زنم»

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان

تمامی این مراحل که گذشت ممکن است برای هر والدی پیش آمده باشد اما هیچ یک از شما والدین را به مقصد نمی رساند. به سراغ روش حل مسئله می رویم . در روش حل مساله می توانید از سوالات زیر در چنین موقعیتهایی استفاده کنید:

« وقتی با ما این طور صحبت می کنی به نظرت ما چه احساس خواهیم داشت؟»

«وقتی که از احساس ما با خبر بشی چیکار می کنی؟»

« آیا می تونی شیوه صحبت کردنت را تغییر بدی به طوری که ما حس بدی نداشته باشیم ( غمگین نشویم، نا امید نشویم و …)؟»

با اینکه به جای صحبت کردن در مورد چگونگی احساساتمان، می توانیم راجع  به احساس کودکان، سوال کنیم. با این روش آنها به روی این مسئله متمرکز می شوند که چگونه رفتارشان بر دیگران تاثیر خواهد گذاشت. از آنها بخواهید تا در مورد احساسات حقیقی شان صحبت کنند، این کار به آنها کمک می کند تا احساسات خود را تجربه و حس کنند.کنترل رفتاری کودکان

هنگامی که مادر آوا از او پرسید آیا راه دیگری برای نحوه صحبت کردن خود در ذهن داری یا نه ، این سوال او را هیجان زده کرد و به مادرش نگاه کرد و پوزخند زد. اما بعد، پس از یک مکث طولانی ، گفت:« خب مامان دیگه سوت نمی زنم.»

توجه داشته باشید تغییر رفتار به این شیوه زمان زیادی می برد اما جواب می دهد.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۱
تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۱

تکنیک هایی برای کنترل رفتاری کودکان ۱

 

«چگونه با لجبازی فرزندم برخورد کنم؟»

بسیاری از والدین از لجبازی ، بد گویی فرزندشان ناراضی هستند و قصد دارند مسئله را حل کنند از راهکارهایی هم استفاده کرده اند ولی به نتیجه نرسیده اند.

در این مقاله قصد بر آن است  تکنیکهایی برای کنترل رفتاری کودکان حل مسئله گفته شود لذا به مثالهای زیر توجه کنید:

در حین رانندگی با اتومبیل خود هستید، تاکسی بدون توجه به اینکه ازفرعی وارد اصلی شده است با سرعت مقابلتان می پیچد، شما اتومبیل تان را کنترل می کنید. اما بسیار عصبانی می شوید و بوق را برای چند ثانیه فشار می دهید. راننده تاکسی با حالت تهاجمی دستان خود را تکان می دهد و ناسزا می گوید همسرتان در کنارتان نشسته است …

موقعیت الف همسرتان  می گویید:« دعوا نکن، ولش کن. آرام باش ، خود تو کنترل کن، آخر تو سکته می کنی »

موقعیت ب همسرتان می گوید:« عجب آدمهایی پیدا می شوند . هنوز فرهنگ رانندگی ندارند ، ما چکار باید بکنیم؟ چقدر رانندگی سخت است به نظرت با این آدمها چه باید کرد؟»

امکان بروز رفتار غلط در کدام موقعیت از طرف شما بیشتر است . موقعیت الف و امکان بروز رفتار مناسب در کدام موقعیت بیشتر است موقعیت ب . اکنون به مثال دیگری توجه کنید:

والدین پرنیان ۶ ساله، از رفتار های او شاکی هستند، پرنیان نسبت به دستوراتی که از طرف والدینش صادر می شود بی توجه است. مثلا زمانی که مادرش به او می گوید:« ساعت دو و نیم ظهره، الان وقت خواب بعد از ظهره» پرنیان فریاد می زند و می گوید:« من خسته نیستم و نمی خوام بخوابم»

مادرش در پاسخ می گوید: « اگر الان نخوابی بعد از ظهر پارک نمی رویم»، او این جمله را در طی ماه های گذشته نیز تکرار کرده اما پرنیان می گوید:« مهم نیست» مادر به فکر فرو می رود و سعی دارد از روشهای دیگری استفاده کند».

مادر فکر می کند و با تردید می گوید:« من هیچ وقت به تو نه نگفتم؟ هر وقت خوراکی خواستی، خریدم؟ هر وقت سی دی خواستی خریدم، به تو نه نگفتم؟» اما پرنیان اهمیت و توجهی به حرفهای مادر نمی کند. مادر باز هم تلاش می کند تا صحبت کند:« من به خاطر خودت می گم ، باید بخوابی. اگر این کارو نکنی، وقتی پدر به خانه برگرده اونقدر خسته می شه که نمی توانی باهاش بازی کنی».

موقعیتی که پرنیان و مادرش در چالش هستند شبیه موقعیت الف است یا ب؟

شبیه موقعیت الف ، مادر پرنیان  به او می گوید که چه کاری بکند و چه کاری را نکند و آگاهی هایی را که خود پرنیان دارد به او می دهد.

تکنیک حل مسئله این است که فرزندان ما در بیشتر مواقع در مورد راه حل آگاهی کافی را دارند و لازم نیست همیشه به کودکمان بگوییم چه کاری را بکند و چه کاری را نکند ، تکنیک حل مساله بر سوال و جواب هایی است که بین افراد رد و بدل می شود و موجب می شود کودک خود را ه حلش را  بیابد و انتخاب کند به مثال زیر توجه کنید:

 

چند مدتی بود که پرنیان پدرش را نمی دید، این باعث ناراحتی و شکایت او شده بود، پرنیان گفت:« خیلی وقته بابا رو ندیدم!» مادر پرنیان گفت:« آره، درسته! حالا چه کار می تونی  بکنی که پدرتو ببینی ، وقتی می یاد باهاش بازی کنی؟»

پرنیان فکر کرد و ساکت شد و گفت:« بخوابم» و چند ثانیه  گذشت و گفت:« ظهرها یه کم بخوابم»

وقتی مادر و پرنیان غذا می خوردند مادر مکالمه خودشان ( که در سطر بالا گذشت ) را به پرنیان یادآوری کرد. پرنیان با رغبت ظهر کمی خوابید و شب خوبی را با پدرش گذراند. کنترل رفتاری کودکان

اکنون موقعیت دیگری برای آزمودن خود برای شما مثال زده می شود، دقت کنید نکته کلیدی کجاست؟

امیر رضا۸ ساله است و از حمام رفتن متنفر است . مادر راه های مختلف مثل آگاهی دادن ، تنیبه و پاداش را امتحان کرده و نتیجه بخش نبوده است.

یک روز که مادر و امیر رضا در حال برگشتن به خانه هستند مادر می گوید:« چرا رفتن به حمام را دوست نداری؟» امیر رضا می گوید:« دلم نمی خواد جواب بدم؛ چون از حمام بدم می باد؟»

مادر گفت:« منم هر روز سرکار می رم و این کارو دوست ندارم» اما ناگهان حرفش رو قطع کرد و تصمیم گرفت از روش حل مساله استفاده کند و گفت:« امیررضا  به نظرت چیکار می تونی بکنی که حمام رفتن برات جالب و سرگرم کننده بشه؟» کنترل رفتاری کودکان

امیررضا چند دقیقه ای فکر کرد و گفت:« فکر کنم تو دهکده آبی هستم و دارم خوش می گذرانم»

نباید همیشه به کودکمان بگوییم که چه کاری را و چرا باید انجام دهند. در بسیاری موارد آنها آگاهی های لازم را دارند. می توانیم آنها را به فکر کردن تشویق کنیم . گاهی در مورد راه حل هم می توانیم از آنها سوال کنیم آنها ما را به جواب می رسانند.

منبع:کانون مشاوران ایران