برچسب: صحبت با نوجوان

جملاتی که نباید به کودکان گفت| ۲۵ چیزی که آینده کودک را تباه می کند
جملاتی که نباید به کودکان گفت| ۲۵ چیزی که آینده کودک را تباه می کند

جملاتی که نباید به کودکان گفت کمک می کند که با فرزندان خود رابطه بهتری داشته باشید.

شاید فرزندانتان زیاد با شما ارتباط برقرار نمی کنند و بیشتر وقت خود را در اتاق خود می گذرانند و به گوشی هوشمند یا رایانه خود می چسبد. می خواهید دلیل آن را بدانید؟

جملاتی که نباید به کودکان گفت

این به خاطر نحوه صحبت والدینشان با آن هاست.  بنابراین در اینجا لیستی از ۱۵ چیز که والدین باید به فرزندان خود نگویند آورده شده است:

۱.«تو همیشه…» یا «تو هرگز…»

آیا تا به حال یکی از موارد زیر را به فرزندان خود گفته اید، این جملاتی که نباید به کودکان گفت بسیار مهم می باشد بنابراین از گفتن آن ها خودداری کنید:

  • «تو همیشه دیر از خواب بیدار می شوی.»
  • «تو همیشه راه آسان را انتخاب می کنی.»
  • «تو همیشه در مدرسه دچار مشکل می شوی.»
  • «تو هرگز تکالیف خود را به موقع انجام نمی دهی.»
  • «تو هیچ وقت کارهایت را به موقع انجام نمی دهی.»
  • «تو هرگز لباس های خود را در سبد لباسشویی قرار نمی دهی.»

وقتی از جملاتی که نباید به کودکان گفت مانند “تو همیشه…” یا “تو هرگز…” استفاده می کنی، فرزندانت حالت تدافعی پیدا می کنند و مکالمه را به بحث تبدیل می کنید.

از این گذشته حتما مواردی وجود دارد که تکالیف خود را به موقع انجام می دهد به جای اینکه آن ها را سرزنش کنید وقتی کار خود را درست انجام می دهند از آن ها قدردانی کنید.

بنابراین روش زیر را امتحان کنید.

مواردی را بیان کنید که فرزندان شما نمی توانند آن ها را رد کنند. برای مثال، به فرزندتان بگویید: «در هفته گذشته، سه بار، نیم ساعت دیر بیدار شدی و این باعث شد دیر به مدرسه برسی بنابراین بهتراست که در مورد آن صحبت کنید.»

جملاتی که نباید به کودکان گفت

۲. از کار خودت خجالت بکش

به عنوان والد، هدف این نیست که فرزندانتان را برای رفتارشان مقصر بدانید. بلکه هدف تربیت آن ها برای رعایت ارزش و قانون می باشد.

به جای گفتن اینکه باید برای کاری که انجام داده است او را خجالت زده کنید بهتر است که در مورد رفتارش با او صحبت کنید.

۳. “کار خوب!”

مطالعات نشان می دهد که در روابط سالم، نسبت نظرات مثبت به نظرات منفی تقریباً ۱ به ۶ می باشد.

اما متاسفانه در بسیاری از خانواده ها این نسبت برعکس می باشد. این بدین معنی است که نظرات منفی بسیار بیشتر از نظرات مثبت است و جملاتی که نباید به کودکان گفت بیش از اندازه به کار می رود. به این ترتیب، محیط خانه متشنج و گاهی پر از دعوا و درگیری می باشد. پس بهتر است هر چند وقت یکبار از فرزندان خود تمجید کنید.

برای اینکه ستایش معنادار باشد، باید چیز مشخصی تعیین کنید و برای آن از او قدردانی کنید.

مثال های زیر چیزهایی می باشد که می توانید از او تعریف کنید:

– « الان که تکالیف خود را به موقع انجام داده ای می توانی بیش تر تلویزین نگاه کنی.»

– «من قدردانی می کنم که در دو روز گذشته تمام کارهای خانه خود را انجام داده اید.»

– « به نظرم می تونی میز ناهار را بدون کمک بچینی»

– «قدردانی می کنم که امروز به موقع برای مدرسه از خواب بیدار شدی.»

هرچقدر بیش تر از فرزند خود قدردانی کنید، او بیش تر رفتار های مثبت و سازنده را نشان می دهد، بنابراین از جملاتی که نباید به کودکان گفت خودداری کرده و از این گفتارهای مثبت استفاده کنید.

۴. نتیجه گیری نکنید | جملاتی که نباید به کودکان گفت

اگر فرزند خود را متهم کنید ممکن است باعث شوید که دروغ بگوید به جای این از فرزند خود بپرسد که چرا این اتفاق افتاده است.

به عنوان مثال، ممکن است بگویید: «معلم شما زنگ زد و گفت که شما دیروز مدرسه را ترک کردید. چه اتفاقی افتاده است؟” ممکن است دلیل موجهی وجود داشته باشد، بنابراین عجولانه نتیجه گیری نکنید.

۵. با من بحث نکنید.

یکی از جملاتی که نباید به کودکان گفت این است که نباید با شما بحث کنند. ممکن است این را از روی عصبانیت به فرزند خود بگویید که به شما بحث نکند. این اتفاق به خصوص زمانی که احساس می کنید مورد بی احترامی قرار می گیرید رخ می دهد. اما از دیدگاه فرزندانتان، ممکن است فکر نکنند که به شما بی احترامی می کنند. هنگامی که کودکان نظر خود را توضیح می دهند، گاهی اوقات بی ادب به نظر می رسند.

البته منظور ما این نیست که شما باید تمام رفتارهای بی ادبانه را تحمل کنید، اما می گویم که کودکان باید بدانند که نظرات آن ها اهمیت دارد.

برای روش های حرف زدن با کودک پس از گفتن «با من بحث نکن» خودداری کرده و در عوض، خونسردی خود را حفظ کنید.

۶. « چون من میگم.»

این عبارت همانند عبارت شماره ۵ بوده و به همان اندازه بی اثر است.

کودکان می خواهند منطق پشت سیاست ها و قوانین خانواده را درک کنند. اگر این کار را نکنند، از آن سیاست ها پیروی نخواهند کرد و در اولین فرصت از آن ها سرپیچی خواهند کرد.

پس وقت بگذارید و منطق پشت قوانین خود را برای فرزندانتان توضیح دهید. می توانید مشکل را به عنوان یک مسئله طراحی کنید و از او بخواهید تا راه حلی مطرح کند.

۷. من به تو گفته بودم.

گفتن این جمله زمانی که فرزندانتان اشتباهی را مرتکب می شود که قبلاً به آن ها هشدار داده بودید بسیار وسوسه انگیز است. اما در مقابل این وسوسه مقاومت کنید. فرزندان شما می دانند که اشتباه کرده اند بنابراین نیازی نیست که این را به آن ها گوش زد کنید که اشتباه کرده انذد و شما از قبل به آن ها اخطار داده بودید.

برای روش های حرف زدن با کودک فرزندان خود را تنبیه کنید. اما قبل از انجام این کار به او یادآوری کنید که در کنار او هستید و او را دوست دارید.

جملاتی که نباید به کودکان گفت

۸. جملاتی که نباید به کودکان گفت، «اگر من جای تو بودم…»

والدین معمولا این را می گویند تا فرزندانشان را تشویق کنند که تصمیم خاصی بگیرند، اما وقتی بچه ها این عبارت را می شنوند بلافاصله با خود فکر می کنند که من قرار نیست تو باشم!

راه بهتر برای ارتباط با فرزندانتان چیست؟

احساسات خود را به اشتراک بگذارید. اما روشن کنید که می خواهید دیدگاه فرزندان خود را نیز بشنوید. از آن ها سؤال بپرسید و واقعاً به پاسخ آن ها گوش دهید.

۹. چرا نمی توانی بیشتر شبیه برادر/خواهر/پسرخاله/دوست خود باشید؟

به عنوان یک والدین، مقایسه نکردن بسیار سخت است. والدین از فرزندان خود به عنوان معیار برای ارزیابی توانایی خود به عنوان والد استفاده می کنند. به همین دلیل است که والدین فرزندان خود را با دیگران مقایسه می کنند.

اما وقتی فرزند خود را مقایسه می کنید، فرزندانتان احساس می کنند که عشق شما به آن ها بر اساس رفتار یا عملکرد آن ها می باشد. آن‌ها احساس می‌کنند که اگر بیشتر شبیه برادر/خواهر/پسرخاله/دوستشان باشند، آن ها را بیشتر تایید می‌کنید و دوست دارید.

بنابراین برای روش های حرف زدن با کودک به فرزندان خود یادآوری کنید که شما آن ها را بخاطر خود دوست دارید، مهم نیست که چه کاری انجام می دهند، اما در عین حال آن ها را تشویق کنید تا پیشرفت کنند و از جملاتی که نباید به کودکان گفت خودداری کنید.

۱۰. من می دانم چه احساسی دارید از روش های حرف زدن با کودک

به عنوان پدر و مادر، دوران کودکی و نوجوانی را گذرانده اید. این بدان معناست که شما طرد شدن و ناامیدی را تجربه کرده اید، اما فقط به این دلیل که تجربه مشابهی با فرزندان خود داشته اید به این معنی نیست که می دانید آن ها چه احساسی دارند.

نوجوانان در جلسات مشاوره می گویند: «زمانه تغییر کرده است. پدر و مادر من نمی‌دانند که امروز در مقایسه با زمانی که آن ها بزرگ می‌شدند، چقدر متفاوت است.»

تمام تلاش خود را بکنید تا مسائل را از دید فرزندانتان ببینید. به موسیقی مورد علاقه آن ها گوش دهید، دوستان آنها را بشناسید و وقتی افکار و احساسات خود را به اشتراک می گذارند با احترام به آن ها گوش دهید.

۱۱. «وقتی همسن تو بودم…»

ممکن است این جمله را با گفتن جملات زیر به پایان برسانید:

– «… من خیلی بیشتر در خانه کمک کردم.»

– «… من خیلی بیشتر از تو مسئولیت داشتم.»

– «.. روزی هشت ساعت درس می خواندم.»

– «… باید برای هر چیزی که می خواستم کار می کردم.»

– «… من همه امکاناتی که امروز از آن لذت می بری نداشتم.»

هدف گفتن این موضوع این است که فرزندتان را تشویق کنید تا سپاسگزار، سخت کوش یا منضبط شود، اما این رویکرد همیشه کارساز نیست و در اغلب موارد جزو جملاتی که هرگز نباید به کودکتان بگویید می باشد.

بچه ها کاملاً آگاه هستند که همه چیز با ۳۰ سال پیش بسیار متفاوت است، بنابراین نمی توانند با تجربیات شما ارتباط برقرار کنند. هنگامی که تجربیات خود را به اشتراک می گذارید، این کار را به گونه ای انجام دهید که آنها شما را بهتر درک کنند ولی خود را با آن ها مقایسه نکنید.

۱۲. «من می دانم چه چیزی برای تو بهتر است.»

پدر و مادر شدن به این معناست که به فرزندانتان کمک کنید تا مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده بگیرد. وقتی می گویید  «من می دانم چه چیزی برای شما بهتر است» به فرزندتان نشان می دهید که از او بهتر هستید. اما همچنین فرصتی را از دست می‌دهید که به فرزندانتان اجازه دهید تا شرایط را در دست بگیرد.

جملاتی که نباید به کودکان گفت

۱۳. «هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد.»

با گفتن این حرف، احساسات فرزند خود را بی ارزش می کنید، این کار از جملاتی است که نباید به کودکان گفت. با گذشت زمان، فرزندان شما ممکن است شروع به سرکوب احساسات خود کنند، حتی ممکن است در بیان احساسات خود دچار مشکل شوند.

به جای اینکه به فرزندان خود بگویید که نباید احساس خاصی داشته باشند، با آن ها همدردی کنید و به آن ها بیاموزید که باید احساسات خود را بپذیرند.

به این ترتیب، فرزندان شما یاد خواهند گرفت که احساسات خود را مدیریت کنند، نه اینکه آن ها را نادیده بگیرند.

۱۴. همیشه “بله” نگویید

احتمالاً پیامدها و مضرات «نه» گفتن همیشه به بچه‌ها را شنیده‌اید، اما در واقع، «بله» گفتن همیشه نیز می‌تواند به شخصیت کودک شما آسیب برساند. حتی بسیاری از والدینی که فرزندان خود را با عشق و مراقبت فراوان بزرگ می کنند، نمی دانند چگونه به فرزندان خود نه بگویند.

والدین باید به اندازه کافی عاقل باشند که نیازها و خواسته های فرزندان را از هم متمایز کنند. به عنوان مثال، اگر باید بین وسوسه فست فود یا یک وعده غذایی سالم یکی را انتخاب کنید، البته باید یک وعده غذایی مغذی را انتخاب کنید.

۱۵. آن ها را با نام های بد صدا نکنید | جملاتی که نباید به کودکان گفت

والدین ترجیح می دهند فرزندان خود را با نام های مختلف صدا کنند. همینطور برای نشان دادن محبت خود از نام هایی مانند «شاهزاده من»، «شیرین» و غیره استفاده می کنند که از جملاتی که نباید به کودکان گفت می باشد. اما در بسیاری از موارد آن ها را با نام های عامیانه ای مانند «بچه لوس» و «عصبی» صدا می زنند. والدین نباید فرزندان خود را در هر سنی با نام های بد صدا کنند و بهتراست که از نام واقعی آن ها در این زمینه استفاده کنند.

۱۶. از دستاوردهای کودک اعتبار نگیرید

بیشتر والدین سعی می‌کنند اعتبار موفقیت کودک را بگیرند. شاید این کار برای شما مفید باشد اما می تواند بر رفتار کودک شما نیز تأثیر منفی بگذارد. بسیاری از تحقیقات ثابت کردند که کودک وقتی پدر یا مادر برای موفقیت های آنه ها اعتبار می گیرند، احساس وحشتناکی می کند. به همین دلیل است که والدین نباید در اجتماعات عمومی و در مقابل دیگران اعلام کنند که فرزندشان به خاطر آن ها به موفقیت می رسد.

والدین باید به جای گرفتن اعتبار، موفقیت پسر یا دختر را با قلبی باز جشن بگیرند. گاهی اوقات، چند کلمه قدردانی و شام با خانواده می تواند در بسیاری از موقعیت ها کافی باشد.

۱۷. از طرف فرزندتان جواب ندهید

احتمالاً بسیاری از شما متوجه شده اید که والدین دوست دارند از طرف فرزندشان صحبت کنند و پاسخ دهند، که کاملاً اشتباه است. به گفته کارشناسان روانشناسی، زمانی که والدین سعی می کنند از طرف فرزندانشان پاسخ دهند، سطح اعتماد به نفس آن ها را از بین نمی برد، بلکه عزت نفس آن ها را مختل می کند و کمک می کند که چگونه کودک با اعتماد به نفس تربیت کنیم.

در چنین مواردی، والدین باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا فرزندان خود را برای پاسخگویی تشویق کنند، قابل ذکر است، اگر پسر یا دختر خود را تشویق به صحبت کنید، سطح اعتماد به نفس او را افزایش نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود آن‌ها حرف‌هایشان را منطقی بیان کنند.

۱۸. مسخره کردن آن ها در حضور دیگران

ممکن است به نظر خنده دار باشد که کودک خود را در حضور دیگران اذیت کنید و یکی از مهم ترین جملاتی که نباید به کودکان گفت می باشد.

جملاتی که نباید به کودکان گفت به نظر بی ضرر می آید اما از درون به او آسیب میرسد. در این شرایط فرزند شما با افکار منفی و ترس از چیزهای خاص در زندگی یا عدم اعتماد به نفس بزرگ می شود. فرزندان خود را به طور علنی مسخره نکنید و آن ها را شرمنده نکنید زیرا می تواند تأثیر منفی بر زندگی آن ها بگذارد.

۱۹. فحش دادن به همسر

هرگز فکر نکنید که استفاده از کلمات فحش یا ناسزا در مقابل فرزندانتان اشکالی ندارد زیرا آن ها متوجه نمی شوند. آن ها ناآگاهانه با تقلید از شما شروع به استفاده از همان می کنند و فکر می کنند خنده دار است.

یکی از چیزهایی که بچه ها نباید بدانند دعوا و درگیری میان والدین می باشد این می تواند روی آن ها تاثیر منفی زیادی بگذارد.

۲۰. اظهار نظر در مورد ظاهر فیزیکی 

مسئله عزت نفس آن هاست. اگر می‌خواهید فرزندانتان باهوش‌تر، سالم‌تر به نظر برسند و احساس خوشبختی کنند، غذای مغذی تهیه کنید، تمرین‌هایی را با آن‌ها انجام دهید، اما در مورد ظاهر آن ها نظر ندهید، جملاتی که نباید به کودکان گفت شامل ظاهر او نیز می شود.

۲۱. «بعداً از من تشکر خواهی کرد»

این جمله بدان معناست که نیازها و احساسات کودک نسبت به خواسته های والدین در درجه دوم اهمیت قرار دارند. این می تواند باعث شود که نوجوانان احساس رنجش کند و آنطور که باید برای رابطه خود با والدین ارزش قائل نشوند.

در عوض، با تلاش برای درک دیدگاه او در مورد مسائل قبل از تصمیم گیری، احترام خود را به نظر نوجوان خود نشان دهید.

۲۲. “چون من میگم” | جملاتی که نباید به کودکان گفت

این جمله هیچ احترامی را از جانب فرزندتان برای شما به همراه نخواهد داشت و نشان می دهد که آن ها فاقد هوش کافی برای ارائه دلایل یا توضیحات خود برای این هستند که چرا کاری باید به روش خاصی انجام شود یا اینکه چرا نمی توانند به جایی بروند یا کاری را انجام دهند.

حداقل جزئیاتی را اضافه کنید که چرا آن ها نمی توانند بروند یا هر کاری را که شما منع می کنید انجام دهند.

۲۳. “تو هرگز به من گوش نمی دهی”

ممکن است احساس کنید که نوجوانتان به کلمه‌ای که شما می‌گویید گوش نمی‌دهد، اما بسیار مهم است که مطمئن شوید آن ها را متهم به چیزی نمی کنید که وجود ندارد.

۲۴. ”همه چیز درست خواهد شد.”

اگر فرزند شما به عنوان رهبر و سرگروه انتخاب نشد، متقاعد کردن او به اینکه همه چیز همیشه خوب پیش خواهد رفت، برای او مفید نخواهد بود.

به جای اینکه به آن ها بگویید که همیشه یک پایان خوش وجود دارد، به آن ها بیاموزید که به اندازه کافی قوی هستند تا بتوانند از عهده سختی های اجتناب ناپذیر زندگی برآیند.

آن ها را تشویق کنید که به تمرین ادامه دهند و زمانی که احساس آمادگی کردند دوباره تلاش کنند. با مربیگری و راهنمایی فرزندانتان در زمان های سخت، آن ها برای زمان های سخت آماده تر خواهند شد.

۲۵. “من هرگز تو را نمی بخشم” | جملاتی که نباید به کودکان گفت

حتی برای بهترین ما نیز این اتفاق افتاده است که کودک کاری غیرقابل تصور را انجام می دهد. اما گفتن چنین چیزی می تواند واقعاً برای کودک مضر باشد، حالا کودک احساس می‌کند هر کاری که انجام داده است برای همیشه علیه او استفاده می کنید.

به جای آن بهتر است والدین بگویند: «کاری که شما انجام دادید بد بود، اما ما راهی پیدا می‌کنیم که این کار را پشت سر بگذاریم و ادامه دهیم.»

۲۶. دختر خوب / پسر خوب گریه نمی کند

گریه یک پاسخ طبیعی به احساسات طاقت فرسا است. اما با این حال بسیار پیش می آید که والدین سعی می کنند وقتی بچه ها گریه می کنند جلوی آن ها را بگیرند.

گریه کردن فواید زیادی دارد. بدن ما با گریه استرس را رها کند. این به ما در پردازش احساسات و غلبه بر احساسات دشوار کمک می کند. بنابراین جملاتی که نباید به کودکان گفت به افزایش عزت نفس و سلامت روان کودک کمک می کند.

و از آنجایی که بچه‌ها آسیب‌پذیرتر هستند و نمی‌توانند مانند بزرگسالان بر احساسات خود کنترل داشته باشند، برای همه چیز گریه می‌کنند.

نویسنده جملاتی که نباید به کودکان گفت: “کودکانه”

منبع: ۲۰ things parents should never say to their children

نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق
نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق

در نوجوانی، افراد دچار تغییرات فیزیکی، روانی، هورمونی و اجتماعی می شوند در نتیجه، ارتباط با نوجوان شما می تواند بسیار پیچیده باشد.

این تغییرات جسمی، روانی و هورمونی باعث می شود نوجوان بیشتر بخواهد با دوستان خود صحبت کند؛ زیرا آن ها هم سن هستند و حرف همدیگر را بهتر می فهمند.

 اما این روش ممکن است منجر به گوش دادن به توصیه های غلط  نیز شود.

بنابراین لازم است مهارت هایی را برای برقراری ارتباط با نوجوان و ایجاد یک گفت و گوی سازنده بیاموزید.

منطقی باشید و منطقی بودن را یاد دهید.

نوجوانان می دانند که چگونه با والدین صحبت کنند تا به خواسته خود برسند.

آن ها به اشکال مختلف سعی در جلب رضایت شما برای رسیدن به خواسته های شان دارند.

 این خواسته ها می تواند شامل درخواست برای بیشتر ماندن در خارج از خانه، مهمانی رفتن با دوستان، پوشیدن فلان لباس یا خرید فان مدل شلوار باشد.

بهتر است ابتدا به خوبی به حرف فرزندتان گوش دهید. با این کار او چنین تصور نخواهد کرد که شما والدی مستبد و خودرأی هستید که به نظر دیگران توجهی ندارید.

سپس تمامی جوانب را به صورت منطقی برآورد کنید و قانونی را وضع کنید که متناسب با نیازهای رشدی نوجوان، بافت خانوادگی و نیازهای هر دوی شماست.

به عنوان مثال برای مشخص کردن زمان بازگشت به خانه، توصیه می کنم که همه اعضای خانواده را دور هم جمع و صحبت کنید. قبل از تصمیم گیری، همه عوامل را در نظر بگیرید.

به عنوان مثال اگر بچه ی ۹ ساله ی شما بعد از زمان مدرسه مستقیما به خانه بر می گردد، نوجوان ۱۴ ساله نیاز به زمان بیشتری برای بودن با دوستان دارد و لازم است به این نکته توجه کنید.

بعد از وضع قوانینی که در آن حقوق همه لحاظ شده، مقتدر باشید و سرپیچی از قوانین را به سادگی نپذیرید.


گفت وگو را با ساده ترین جمله ها شروع کنید.

اگر مساله ای وجود دارد که لازم است در مورد ان با نوجوان تان صحبت کنید، به جای این پا و آن پا کردن و خوردن مدام حرف های تان، خودتان باشید و شروع به صحبت کنید.

با ساده ترین جمله ها، مکالمه تان را شروع کنید. به طور مثال بگویید: چه خبر؟، امروز چطور بود؟ مدرسه چه خبر؟

ناهار مدرسه چی بود؟

همین سوال های ساده باعث می شود فرزند شما به تدریج شروع به حرف زدن کند و خیلی از مسائل خود را با شما در میان بگذارد.

بنابراین از سوالات ساده که در حقیقت سیم رابط های رابطه هستند استفاده کنید تا باب گفت و گو باز شود.

از نوجوان تان نظر خواهی کنید.

بهتر است پیش از پرداختن به موضوع اصلی، بستر سازی و مقدمه چینی کنید.

به طور مثال، در مورد مسائل مهم زندگی نوجوان و یا خانواده توقف کنید و یا یکی از اتفاقات پیش آمده اخیر، نظر او را جویا شوید.

با این کار، نوجوان در می یابد که شما برای او هویتی مستقل قایل شده اید و این دقیقا همان چیزی است که هر نوجوانی آرزویش را دارد.

سپس به تدریج گفت و گو را به سمت موضوعی که تمایل دارید هدایت و در مورد آن بحث کنید.

 بدین طریق شما خواهید توانست فضای دوستانه ای را بر روابط خود و نوجوان تان حاکم و او را به گفت و گو در مورد مسایلش تشویق کنید.

گفت و گو را با نیش و کنایه و برچسب شروع نکنید.

اولین قدم برای نتیجه دادن یک بحث، این است که به شخصیت طرف مقابل تان احترام بگذارید.

این نکته به منظور ایجاد یک مذاکره ی سازنده در برخورد با نوجوان بسیار ضروری تر است چرا که سن نوجوانی با حساسیت و شکنندگی روحی بیشتری همراه است.

نواجوانان به اقتضاء شرایط روانی، هورمونی و روحی خود، تکانشی تر هستند و شروع گفت و گو با جملاتی مثل ” اصن معلومه از صبح کجایی؟

می خواهی آبروی خودت و ما را ببری! ” احتمال پرخاش، دروغ و جواب های سربالا را افزایش می دهد.

بهتر است صحبت های خود را با سوال هایی کلی آغاز کنید تا بحث به تدریج شروع شود. به طور مثال بگویید: خب، امروز چه کارها کردی؟! یا از دوستانت چه خبر؟!

اگر والدی شنوا و غیرسرزنش گر باشید، دیگر دلیلی وجود ندارد که نجووانتان با شما حرف نزند و یا به تلفن موبایل، دوستان و اینترنت متوسل شود.


گوش شنوای صحبت های نوجوان باشید.

در صورتی که موفق به ارتباط با نوجوان تان شدید، در این مرحله توصیه می شود تا آن جا که ممکن است اظهار نظر و دیدگاه خود را بیان نکنید.

بیشترین چیزی که لازم دارید ان است که فقط و فقط به حرف های او گوش کنید.

 بهتر است هر از گاهی با بیان عباراتی مانند بله یا متوجه منظورت شدم، به او اطمینان دهید که سرو پا گوش هستید.

در خلال گوش دادن، با طرح سوالاتی در مورد گفته های نوجوان،  او را به بیان دقیق تر مساله اش تشویق کنید و خود نیز به این اطمینان برسید که حرف های او را به طور کامل متوجه شده اید.

اگر بتوانید این مرحله را به خوبی اجرا کنید، بیش از نیمی از مساله را حل کرده اید.

گوش دادن فعالانه برای والدینی که غالبا به نصیحت، توصیه و راه حل دهی عادت کرده اند، دشوار و نیازمند تمرین است.

تصمیم گیری را به عهده خودش بگذارید.

اگر گمان می کنید نتیجه گفتگو رضایت بخش بوده است بهتر است پس از بیان دلایل و توجیه نوجوان، تصمیم گیری را به خود او واگذار کنید.

قرار نیست در تمامی موقعیت ها شما حل کننده ی مسایل باشید.

بنابراین قدرت نیروهای درونی نوجوان تان را به او یادآوری کنید، استعدادها و شایستگی هایش را به رخ او بکشید و به او بگویید که در هر شرایطی پشتیبان و یاور او خواهید بود.

در نهایت این فرزندتان است که تصمیم نهایی را می گیرد و شما حامی او خواهید بود.

بپذیرید که نوجوان تان فردی مستقل است.

در بسیاری از موارد، ممکن است رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، دوستان ناباب و تیپ های عجیب و غریب نوجوان را تهدیدی برای آبروی خود تلقی کنید.

این باور به شما اجازه نخواهد داد که هویت مستقل فرزندتان را درک کنید و به مشکلات شخصی او احترام بگذارید.

اگرچه رفتارهای هر فرد از اعضای خانواده بر کل سیستم، اثر گذار است اما تا وقتی که نوجوان احساس کند در حال کنترل کردن او و رفتارهایش هستید، با شما همکاری نخواهد داشت.

به او بفهمانید که نگران خودش هستید و قصدتان کمک است. سپس برایش این حق انتخاب را قایل شوید که از شما تقاضای کمک کند یا نکند.

به عنوان مثال ممکن است بگویید “چند وقتیه تو خودتی.  نمی دونم چه موضوعی پیش آمده اما می توانی برای هر نوع کمکی روی من حساب کنی”.

در گفت و گوی بی حاصل چگونه رفتار کنیم؟


اگر نتیجه مساعدی از گفتگو حاصل نشد، ممکن است نوجوان عصبی و بداخلاق شده و رفتار تندی با شما داشته باشد.

در این شرایط اگر چه ممکن است شما نیز عصبانی و برافروخته شوید، اما لازم است  به خودتان مسلط باشید و این رفتار او را راهی برای ابراز هیجاناتش تعریف کنید.

سعی کنید به سردرگمی و عصبانیت او دامن نزنید و یا دهان به دهانش نشوید تا در موقعیتی مناسب تر گفت و گویی ثمر بخش را پیگیری کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

گفتگو با نوجوان در هنگام وقوع فجایع
گفتگو با نوجوان در هنگام وقوع فجایع

روشی که با نوجوانان راجع به رویدادهای غم انگیز صحبت می کنید را تغییر دهید.

به عنوان پدر و مادر در دنیای غیرقابل اطمینان و معمولا غم آلود، آرزو داریم می توانستیم فرزندانمان را در حبابی شیشه ای قرار دهیم و از آنها محافظت کنیم. اما نمی توانیم. حقیقیت این است که با رویداد های دلخراش همچون تیراندازی های دسته جمعی، تروریسم یا حملات غیر منتظره مواجه خواهیم شد. وقتی اینها اتفاق بیافتد، معمولا واکنش های ما مسیر مشخصی را پیش می گیرند. به عنوان بزرگسال، شوکه (بیشتر…)