تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

برچسب: کودکان و سوگ عزیزان

سوگ و کودکان
سوگ و کودکان

سوگ و کودکان

اهمیت پاسخ دهی به سوالات کودکان در باره مرگ

 

برای هر فردی صحبت کردن در مورد مرگ سخت و دشوار است و سختی کار زمانی بیشتر می شود که بخواهیم در مورد مرگ با کودکان صحبت کنیم. برای همین سختی است که بسیاری از بزرگسالان از صحبت درباره مرگ با کودکان فراری و گریزان هستند. بی آنکه اثر امتناع خود از صحبت با کودکان درباره مرگ را بر روحیه کودک در نظر بگیرد.

بزرگسالان باید آگاهی داشته باشند که کودکان نیز سوگواری می کنند اما فرایند سوگواری آنان مانند بزرگسالان نیست. وقتی کودکی با مرگ یکی از نزدیکان خود مواجه می شود، واکنش های مختلفی از خود نشان می دهد برای مثال ممکن است : بی تفاوت باشد ، انکار کند و با ناباوری به آن برخورد کند، شوکه شود و با تغییرات جسمانی واکنش دهد، بی تفاوت باشد ، خشمگین شود ، بازگشت به دوره های قبلی رشد داشته باشد، خود را مقصر بداند و احساس گناه و سرزنش خود داشته باشد. حملات اضطرابی آشفتگی با ترس داشته باشد. بسیار مهم است که واکنش کوک را بشناسیم و با شیوه ای صحیح با آن مواجه شویم زیرا واکنش صحیح در چنین موقعیتهایی در سلامت روانی کودک داغدیده سهم بسیاری دارد.

اگر والدین یا سایر بزرگسالان مراقب کودک از پاسخدهی به سوالات کودک امتناع کنند و یا حتی از صحبت درباره مرگ با کودک فراری باشند، به این دلیل که کودک پاسخ سوالاتش را دریافت نکرده و احساس می کند که نادیده گرفته شده است دچار خشم و احساس تنهایی می شود. اگر بزرگسالان مراقب کودک به سوالات او درباره مرگ پاسخ دهند یا حتی گوش دهند این کار باعث خواهد شد که افکار و  احساسات ناراحت کننده کودک تعدیل شود. وقتی شما به سوالات آنها گوش میدهید و پاسخ صحیحی متناسب با سن و درک آنها برایشان فراهم می کنید در جلب اعتماد آنها به خود و دادن احساس امنیت به آنها سهیم شده اید. اما واقعیت این است که ما برزگترها از مواجه شدن با سوالات کودکان در مورد مرگ وحشت زده و گیج هستیم و خودمان هم نمی دانیم چه پاسخی یا  واکنشی  به آنها بدهیم لذا گاهی نا خود آگاه ( یا شاید هم خود آگاه) پیام توفق و یا اینکه دیگر سوال یا حرفی نزن را برای کودک می فرستیم. برای مثال خانم رضائی که به تازگی مادر همسرش را از دست داده اند، پسر 5 ساله شان امیرحسین ، مدام سوالاتی در مورد مرگ می پرسد، خانم رضائی برای فرار از این سوالات به امیر حسن گفته است « تو می توانی هر پنج شنبه که خرما پخش می کنیم یک سوال بپرسی» این حرف مادر برای امیر حسین فقط یک معنی دارد، درباره مرگ مادربزرگت کمتر سوال کن ، کمتر حرف بزن و یا اگر می توانی اصلا حرف نزن و سوال نکن و نتیجه این امر تنهایی و آشفتگی کودک درباره اندوه و ترس او درباره از دست دادن مادربزرگش اینکه الان کجاست کی دوباره او را می بیند و سوالات …. .سوگ و کودکان

لازم است خانم رضائی  متناسب با درک و فهم کودکش که 5 ساله است پاسخی برای او فراهم کند و شنونده حرفهای پسرش که به تازگی مادر بزرگش را از دست داده باشد و با او احساس همدردی کند نه اینکه از شنیدن حرفهای پسرش یا سوالات او آشفته و وحشت زده شود و خودش دچار اندوه و ناراحتی شود و فکر کند با تشویق کودک به حرف نزدن کمک بزرگی به او کرده تا نارحت نشود و زودتر فراموش کند واقعیت این است که او با این طرز برخورد  به کودکش این پیام را داده است درباره این مسئله تو تنها هستی ، اندوه و ناراحتی و سوالات بسیاری که داری خودت به تنهایی باید راه حل برایشان پیدا کنی و من نمی توانم به تو کمک کنم .

تصور کنید در این صورت کودک چقدر احساس تنهایی می کند و واکنش های مثل ترس، حملات اضطرابی، پرخاشگری و ….( که قبلا عنوان شد) قابل انتظار است.

بر اساس رویکردهای مختلفی که درباره مراحل رشد بحث می کنند، کودکان از تولد تا 16 سالگی چندین مرحله رشد شناختی را که پایه سایر رشد ها نیز می باشد سپری می کنند، بر اساس نظریه پیاژه ، مرحله حسی حرکتی تا دو سالگی، مرحله پیش عملیاتی دو تا هفت سالگی، مرحله عملیات عینی هفت تا دوازده سالگی، مرحله عملیات صوری دوازده سالگی به بعد. کودکان در مراحل مختلف رشد ( که عنوان شد) یعنی با رسیدن به هر مرحله رشد در مورد مرگ اندیشه و برداشتی جدید دارند و مجددا به مرگ عزیزانشان فکر کرده و دچار حزن و اندوه می شوند و سوالات جدیدی برای بحث کردن دارند، لذا صبر والدین را می طلبد و اینکه هرگز والدین از این سوالات تکراری خسته نشده و متناسب با درک جدید کودک به سوالات او پاسخ دهند. برای مثال در اوایل کودکی اغلب کودکان با یک توضیح ساده قانع می شوند در این سنین آنها فکر می کنند مرگ برگشت پذیر است و عقایدی در این مورد دارند که در مرگ اطرافیانشان مقصر بوده اند مثلا  برای اینکه بچه بدی بوده اند خدا از دست آنها ناراحت شده و یکی از والدین یا پدربزرگ یا مادربزرگ یا اقوام مورد علاقه کودک ، را از او گرفته است.

با بزرگتر شدن مثلا رسیدن به سنین 8 تا 10 سالگی ، کنجکاوی آنها بیشتر شده و مجدا سوالاتی در باره مرگ از بزرگسالان مراقب خود می پرسند اما با ورود به دوره نوجوانی و نگاه مجدد به مسئله مرگ این بار پایگاه همسالان را علاوه بر بزرگسالان مراقب مورد جستجو قرار می دهند .

مهم است بدانید که سوالات کودک درباره مرگ ماهیت اساسی دنیای درونی آنها از مرگ را روشن می کند و نشان دهنده درک عمیق و حزن و اندوه آنها از مرگ اطرافیانشان می باشد. اغلب آنها با بیان این سوالات در حال نشان دادن ترس ها نگرانی ها خود درباره مرگ عزیزانشان هستند زیرا از گفتگو مستقیم در باره این مسایل یا ناتوان هستند یا امتناع می کنند . بنابراین توجه و درک احساسات یک کودک که پشت سوالاتش مخفی شده است مهم است. در این میان یکی از مرگ هایی که کودک را بسیار درگیر می کند فوت پدر است. مرگ هر کدام از والدین ضربه سختی برای کودک است یکی از دلایل این مسئله آن است که یک کودک تمام احساساتش و عشق خود را در روابط مهم زندگی اش تقسیم می کند  یعنی والدین پدر و مادر سرمایه گذاری می کند اما یک بزرگسال منابع متفاوتی جهت سرمایه گذاری عاطفی دارد مثل خانواده ، دوستان ، همکاران و … . پیوند یک کودک با پدر یک رابطه و و دلبستگی منحصر به فرد و یگانه است که پایه ای مهم و موثر در روابط بعدی او در زندگی اش می باشد. این رابطه خاص می تواند رشد کودک را در دوران کودکی اش تحت تاثیر قرار دهد این تاثیر گذاری از جنبه های مختلفی حایز اهمیت است برای مثال در تشکیل ارزش های کودک بر سلامت روانی او اثر گذار است. بنابراین مرگ پدر یکی از رویدادهای آسیب زای زندگی کودک است.

آنها در واکنش به مرگ پدر ا اغلب واکنش های رفتاری، هیجانی، جسمانی، متفاوت مثل خشم، ترس، بی تفاوتی و…. ( که عنوان شد) .. ابراز می کند. وجود چنین نشانه هایی در کودک امری طبیعی است و در صورت وجود عوامل حمایت کننده ای مانند رابطه گرم و صمیمی با مادر، ثبات شرایط زندگی پس از فوت پدر، انسجام خانوادگی، دریافت حمایت های مناسب از سوی اطرافیان  … این واکنش ها به تدریج کاهش پیدا می کند اما برای بسیاری از کودکان به علل متفاوتی ممکن است این عوامل حمایتی فراهم نباشد و در نتیجه رفتارهای واکنش های نامناسب کودک برای مدت طولانی باقی بماند در نتیجه این گروه از کودکان نیازمند دریافت خدمات تخصصی ویژه ای هستند. این مداخلات عمدتا از طریق روانشناس کودک بر اهمیت صحبت کردن پیرامون فرد از دست داده شده و احساسات سوگ تاکید می کند. دریافت این خدمات نه لزوما برای کودکی که پدرش را از دست داده بلگه برای هر کودکی که عزیزی را از دست داده و واکنش های رفتاری، هیجانی و… نامناسب ابراز می کند الزامی است زیرا سلامت روان کودک در خطر می باشد.

در مورد کودکانی که پدر خود را در سنین کم از دست داده اند، یکی از ترس ها این است که آیا ممکن است او را فراموش کنم؟ برای مثال امیرعلی 6 ساله است و یک و سال و نیم قبل پدرش را در حادثه تصادف از دست داده. او گاهی شبها گریه می کند و نزد مادرش می رود و می پرسد :« آیا ممکن است من بابا را فراموش کنم؟» مادر امیرعلی نمی داند چه باید بکند، مادر او می تواند از عکسهای که امیر علی و پدرش دارند یکی را که مورد علاقه امیرعلی است انتخاب کند و سپس با هم برای عکس مورد نظر قاب عکس درست کنند و در یک جای مناسب در خانه یا اتاق امیرعلی قرار دهند تا او بابایش را فراموش نکند. حتی نگرانی کودکان ممکن است تا مرز فراموش کردن صدا و هر علامت دیگری از فرد متوفی پیش برود. لازم است سایر مراقبین کود ک با صبر و حوصله به کودک اطمینان دهند که او را یاری می کنند تا فرد متوفی را فراموش نکند. صحبت درباره خاطراتی که با هم داشتید و نوشتن درباره احساسات راه حل های متفاوتی برای کنترل دلتنگی کودک است.

به عبارتی دیگر زمانی که شما کودک را با فعالیتهایی که خاطره های فرد متوفی را زنده می کند، درگیر می کنید مثل دیدن فیلم، عکس یا گوش کردن به صدای ضبط شده، روش های مفیدی برای معنا بخشیدن و تسلی دادن کودک است. اگر مراقبین کودک به جای تسلی دادن او، به فکر فراموشی دادن کودک باشند به سلامت روان او خدشه ای عمیق وارد کرده اند آنها باید بپذیرند که این مسئله زندگی کودک است و آنها باید در این راه کمک حال کودک باشند نه اینکه صورت مسئله را پاک کنند.

 

امید است مقاله حاضر گامی کوچک در جهت آگاهی دهی والدین برداشته باشد.

منبع:e-teb.com