تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

بازی های آنلاین

بازی های این بخش برای تقویت و ارتقای توانایی های ذهنی و فیزیکی کودک طراحی شده اند. این بازی ها می توانند حافظه کوتاه مدت، هماهنگی چشم و دست، حافظه تصویری، قدرت حل معما و سایر توانایی های کودک شما را بهبود بخشند...
بازی های آنلاین

سرگرمی

امروزه به نقش بازی و سرگرمی کودک در آموزش نوباوه ها ، بسیار بیش از گذشته اهمیت می دهند. سرعت و میزان یادگیری کودکان در سنین پیش از مدرسه، بیش از هر زمان دیگری است. تحقیقات بسیاری انجام شده است تا بفهمیم ...
سرگرمی کودک

محیط آموزشی

با فرزنتان مانند یک رفیق و دوست باشید با او اوقات خوبی را سپری کنید و سعی کنید او به شما همانند یک همدم نگاه کند. او باید اعتماد متقابل به شما داشته باشد تا بتوانید با او ارتباط بهتری برقرار کنید.
بلوغ و مسائل جنسی

تازه ترین مطالب


خدمات مرکز کودک و نوجوان


تازه ترین دیدگاه ها
  • wpadmin در نشانه های هشدار خودکشی در نوجوانان: ناامیدی در زندگی دوست عزیز تمرکز روی چنین مسایلی مشکلی رو حل نخواهد کرد . شما فقط از طریق برنامه برنامه ریزی کردن برای آینده خودتون میتونید به ارامش برسید . شما میتونید چنین شرایطی رو داشته باشید ولی شاد باشید و امیدوار. و یا برعکس چنین شرایطی رو داشته ولی مثل الان ناامید باشید. در اوضاع و احوال شما تغییری رخ نمیده . چون شما تجربه ای ندارید و اتفاقا مطالعه ای ندارید . که بدونید در شرایط بسیاری سختی که دیگران تجربه میکردند چطور اثار زیبایی خلق شد . به همین خاطر توصیه میکنم حتما توانایی خودتون رو بشناسید . و این کارو با نوشتن شروع کنید . چون شما در نوشتن و توصیف حالات خوب عمل میکنید. و از طرفی هم نوشتن ذهن شمارو از آشفتگی رها میکنه . در گروه های پیاده روی شرکت کنید و از طبیعت الهام بگیرید . چطور در برخورد با این همه بی انصافی انسان سرسبز و شاد برخورد میکنه . در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88422495
  • سما در نشانه های هشدار خودکشی در نوجوانان: سلام و خسته نباشید . یه دختر 17 ساله هستم. از اول زندگیم شاد نبودم ، نه چون توی خانواده ی بدی بودم ، خیر فقط انتظارات از من زیاد بود . تا 6 سالگیم ، یادمه تو مدرسه توسط بقیه دختر بچه ها اذیت میشدم . دوست پیدا میکردم ، ولی به بهانه ی اینکه من چیز بدی بهشون گفتم ولم میکردن و با یکی دیگه دوست میشدن . بعد از اون تو 7 سالگی یه خاطره ی زشت با یکی از پسرای فامیل که 15 ساله و اتفاقا پدوفیل بود داشتم . هر چند من تا به حال به هیچ کسی نگفتم . ولی روی افکار و درس و خیلی چیز هام تاثیر گذاشت. تا 5 ام دبستان همه چی اروم گذشت ، با وجود اینکه سرکوفت میخوردم از پدرم که چرا نمیتونم بهتر از این ها باشم ، هر چند میدونستم پدرم چه قدر رو من سرمایه گذاری کرده و تمام چیزی که میخواست موفقیت های من بود ، سال ششم با معلمم مشکل پیدا کردم ، چون خیلی ترسو بودم و خجالتی به مادرم گفتم از معلمم میترسم ، و خب مادرم هم به معلمم گفت و از اون روز با من بدرفتاری میکرد ، گاهی سعی میکرد با من مهربون باشه ولی من نمیتونستم متقابلا جواب بدم ، این شد که در درس ریاضی به شکل وحشتناکی افت کردم ، و چون میترسیدم از پدرم که توی درس ریاضی خیلی سخت گیری میکرد ، مجبور شدم تقلب کنم . بعد از اون دیگه همون ادم سابق نشدم ، هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر تاثیر بزاره روم . به علت فشار های زیادی که روم شد رفتم و برای نمونه دولتی اقدام کردم ، سال هفتم وارد مدرسه شدم ، بچه ها هیچ کدوم با من خوب نبودند جز یک عده ی محدودی ... خب یه نفر که اونم یه عضو ترد شده بود . مادرم اون سال حامله شد و افسردگی شدید حاملگی گرفت این شد که روی من و خواهر و برادرم هم تاثیر گذاشت. تو دوره ی امتحانا و بارداری مادرم پدر بزرگم فوت کرد ما مجبور شدیم اسباب کشی کنیم . ولی در حین اسباب کشی باید امتحاناتم رو هم میخوندم ، من اون سال ریاضی شهریوری شدم . بعدش به شهر دیگه ای رفتیم سال8ام رو به هر سختی بود گذروندم و سال نهم تازه داشتم معنی دوستی و عشق واقعی رو درک میکردم ،ولی با ازمون دوباره نمونه و قبول شدن در رشته تجربی یه امید دیگه دست پدرم دادم که بتونم تو این کشور داغون پزشک بشم . که البته خیلی چیزاش با پارتیه . دهم اومدم و دوست پیدا کردم در این زمینه مشکلی نبود، ولی دوباره با معلم هام مشکل پیدا کردم ، به خصوص دبیر ریاضیمون و فیزیک و شیمی ،وحشت ناک ترین موقع وقتی بود که پای تابلو میرفتم ، کسی حرف بدی نمیزد یا چیزی نمیگفت ولی معلم جوری باهات صحبت میکرد انگار تو یه فرد کند ذهنی . خب به هر زحمتی بود 10 ام تموم شد ، و 11 ام از پا دراوردم. کلاس تست ثبت نام کردم و رفتم ، هر چند هیچ انگیزه ای و امیدی به پزشک شدنم نداشتم ، ولی پدرم خیلی امید وار بود . چون بچه اولشم . و مدام میگفت باید 20 بشی یا 16 بشی ، و خب نمره ای که میاوردم بالای 14 بود همیشه . و بعدش امتحانای اخر سال اومد ، و من توی ریاضی خیلی بدبخت بودم . برای همین رفتم کلاس خصوصی ، خرج زیادی هم روی دست پدرم گذاشتم ، که کم درامدم هست و توی این وضع اقتصادی وجدانم داره لهم میکنه نتیجه و کارنامه که اومد فهمیدم که ریاضی رو دوباره شهریوری شدم .نمیدونستم چه قدر تو شک بودم ، ولی وقتی پدرم گفت که همه ی رویاهاش رو خراب کردم و دیگه نمیدونه با من چیکار کنه ، و اینکه شاید بیشتر از این نمیتونم ، به این فکر کردم چرا زندم ؟! خب من خیلی وقته به خودکشی فکر میکنم . ولی هیچ وقت جرات نکردم اینکارو کنم ، اولا این ه دین مسخره ای اسلام میگه حرامه ، دوما اینکه نمیشه هم این دنیا بکشم هم اون دنیا . ولی فکر نمیکنم حالا که 17 سال رنگ شادی ندیدم بازم ببینم .بعضی وقتا فکر میکردم چه طور بمیرم که اتفاقی به نظر بیاد ولی سر خدا رو نمیشه کلاه گذاشت که ؟ این شد که فکر کنم چرا بعضی مردم اینقدر بدبختن بعضی دیگه خوشبخت ، و من به عدالت خدا شک کردم ، میدونم که اگه اینو بلند بگم به سیخ میکشنم . و حالا شهریورو دارم که ریاضی رو امتحان بدم و یه اخبار افتضاح از اقتصاد و یه پدر نا امید و یه کنکور مسخره با اساتید مسخره توی یه کشور مسخره و میدونم گفتن این چیزا هیچ چیز رو درست نمیکنه . حتی نمیدونم چرا اینارو نوشتم ؟ فقط نوشتم ، که بگم قلبا میخوام بمیرم . میترسم از بعدش ، دیگه حوصله سوختن تو جهنمو ندارم .
  • wpadmin در روانشناسی کودک ۷ سالگی: بی اعتنایی کودکان به حرف بزرگترها دانشمندان می‌گویند بی‌توجهی کودکان به والدین (در اغلب موارد) دلیل علمی دارد. توانایی کودکان برای نادیده گرفتن آنچه خارج از حیطه توجه نزدیکشان است به حدی است که حتی حرف زدن با یک بلند گوی قوی تاثیر محدودی روی آنها دارد. اما دانشمندان معتقدند این بی‌توجهی یا به اصطلاح بی‌حواسی دلیل علمی دارد که به کارکرد مغز کودکان مربوط است. آنها می گویند کودکان عمدا (آگاهانه) ما را نادیده نمی‌گیرند، حقیقت این است که آنها دچار کوری ناشی از بی‌توجهی هستند. منظور از این کوری همان تفاوت بین دیدن و نگاه کردن است یا بین شنیدن و ثبت کردن آنچه گفته شده است؛ در هرحال نتیجه آن عدم آگاهی است، به خصوص خارج از دایره توجه لحظه‌ای. پروفسور نیلی ِلوی از دانشگاه کالج لندن (یو سی اِل) می‌گوید آگاهی کودکان از محیط اطراف بمراتب کمتر از بزرگسالان است. والدین، مراقبان و یا آموزگاران باید بدانند که در مقایسه با بزرگسالان، تمرکز حتی روی یک مسئله کوچک و ساده توجه بچه ها به محیط اطراف را کاهش می دهد. به عنوان مثال وقتی کودکی موقع عبور از خیابان، زیپ لباسش را می بندد، ممکن است دیگر قادر به تشخیص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالیکه برای فرد بزرگسال این کار مشکلی نیست. پروفسور نیلی ِلوی اضافه می کند: میزان آگاهی از آنچه بیرون دایره تمرکز کودک است با رشد او ارتباط دارد. و با افزایش سن کودک بیشتر می شود. در نتیجه کودکان کوچکتر بیشتر در معرض کوری ناشی از بی‌توجهی هستند. دیدگاه های پروفسور ِلوی بر تحقیقی که اخیرا روی کودکان و بزرگسالان انجام داده استوار است. او برای ارزیابی میزان کوری ناشی بی‌توجهی از ۲۰۰ نفر از بازدید کنندگان موزه علوم لندن خواست در هفت مثال مختلف، بلندترین خط را روی یک صفحه نمایش را تعیین کنند. در یکی از این مثال‌ها، یک مربع سیاه روی صفحه نمایش ظاهر شد، نود درصد بزرگسالان متوجه بالا آمدن این مربع شدند، در حالیکه تنها ده درصد بچه های بین هفت تا ده ساله آن را دیدند. نوجوانان ۱۱ تا ۱۴ ساله هم هشیاری کمتری نشان دادند. هشیاری آنها با دشوار شدن سطح آزمایش کمتر می‌شد. این یافته باعث تعجب پروفسور لِوی شد. او می‌گوید در کودکان، کورتکس (قشر مغز) بینایی اولیه، به شی روی صفحه نمایش واکنش نشان نمی داد. به نظر می رسد قشر بینایی تا ۱۴ سالگی و حتی بعد از آن تکامل پیدا می کند. ولی انتظار نداشتم نوجوانان هم دچار کوری ناشی از بی‌توجهی باشند. خوب است که بفهمیم این توانایی در چه سنی کامل می‌شود. پژوهش‌های قبلی در میان بزرگسالان نشان داده کورتکس بینایی اولیه، مسئول درک و دیدن چیزها هست، در صورت آسیب این ناحیه، فرد دچار عدم آگاهی از محیط پیرامونش می‌شود. مسلما تاخیر در کامل شدن این توانایی باعث نگرانی در مورد سلامت و ایمنی فرد می‌شود. به عنوان مثال، در صورت اختلال در این توانایی، یک کار ساده مانند ارسال پیامک با تلفن همراه موقع عبور از خیابان، یک کار خطرناک است. اما این کوری ناشی از بی‌توجهی مزایایی هم دارد. چه کسی دلش نمی خواهد بی مزاحمت و بدون پرت شدن حواس به کارش برسد؟ بی تردید عدم آگاهی محیطی به معنی این است که می توانیم متمرکز باقی بمانیم و تمرکز بالا داشته باشیم. روانشناسان می گویند ما ظرفیت محدودی برای توجه و تمرکز داریم، طبیعتا برای انجام کارهایی که به تمرکز نیاز بالا دارند. این خصوصیت خودش را نشان می دهد. ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هارتفوردشر انگلستان، فرآیندهای بینایی انسان را به تفصیل مطالعه کرده و آنها را بی‌اندازه پیچیده می‌داند. بخش بزرگی از مغز به این کار اختصاص دارد، کار مشکلی است و به همین دلیل مغز نمی‌خواهد به موضوعات بی اهمیت بپردازد. برای همین به کوری ناشی از بی‌توجهی نیاز داریم، چرا که درغیر اینصورت نمی‌توانیم تمرکز کنیم . ما این تصور باطل را داریم که مغزمان همیشه در حال مشاهده همه چیز است، بنابراین وقتی متوجه چیزی نمی‌شویم، تعجب می‌کنیم. پروفسور وایزمن آزمایش معروف توجه گزینشی را تکامل داده که طی آن روشن می‌شود چطور ممکن است در یک فیلم متوجه وجود یک گوریل نشویم. او می گوید در زندگی موارد زیادی هست که ما از چیزهایی بدیهی غافل می شویم؛ مثل راننده ای که عابر را نمی بیند چون متوجه خطر دیگری است. ما بزرگسالان دائما یاد می‌گیریم چه چیزهایی مهم نیستند. همه ما به شکلی به کوری ناشی از بی‌توجهی دچاریم، همه از آن ناراضی هستیم ولی لازمه زندگی است. ولی یادمان بماند وقتی حواسمان متمرکز تلویزیون است انتظار نداشته باشیم بچه هایمان از اینکه دیده نمیشوند خوشحال باشند. دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
  • wpadmin در علائم مهم افسردگی در نوجوان: علل علاقه به تنهایی یکی از مهمترین نکاتی که از همین الان و پیش از پرداختن به موضوع های دیگر باید به آن بپردازیم، تفاوت هایی است که میان تنهایی و بی کسی وجود دارد. این دو هر چند می توانند گاهی به طور همزمان اتفاق بیفتند اما همیشه یکی نیستند. مثلا ممکن است شما برادر، خواهر، همسر، پدر، مادر، دوست و کلا کسی را در اطرافتان نداشته باشید و با این همه احساس نیاز به کسی را هم نداشته باشید. احتمال ماجرای برعکس هم وجود دارد. یعنی ممکن است فردی مثل کرت کویین، همه جهان را در کنارش داشته باشد و با این همه احساس تنهایی کند. حالا ببینیم فردی مثل هانا آرنت این موضوع را چطور ارزیابی می کند. او معتقد است که تنهایی یکی از ویژگی های آدمی است و هر چند سقراط برای اولین بار این مفهوم را کشف کرده، اما همیشه با آدم بوده است. آرنت در توضیح بیشتر می نویسد که تفکر گفتگوی خاموش آدمی با خویشتن است. یعنی زمانی که انسان فکر می کند، از یک فرد تبدیل به دو فرد می شود، دو نفری که با هم در حال گفتگو هستند: «انسانی که می تواند خود را مخاطب قرار دهد و در عین حال همراه و مصاحب خود باشد. در مقابل، انسان بی کس انسانی است که نمی تواند خود را به این دو – تن – در یک – تن منقسم کند. انسانی که به تعبیر یاسپرس در غیاب خویشتن (و به عبارتی یکه و بدون همراه و مصاحب) به سر می برد.» از نظر آرنت «کشف بزرگ سقراط این بود که ما می توانیم علاوه بر دیگران با خودمان هم معاشرت کنیم. معاشرتی که در روند واقعی تفکر حاصل می شود و امکانی همیشه حاضر برای هر کسی است. هر کسی که دقت می کند کاری انجام ندهد که باعث شود دوستی و هماهنگ زیستن این دو تن در یک تن با یکدیگر محال شود.» از همین دیدگاه، انسان بی کس، برخلاف انسان تنها، انسانی است که تلاش می کند. هیچ گاه آن گفتگوی خاموش را که در تنهایی روی می دهد و ما آن را تفکر می نامیم، آغاز نکند. او در هراس از خود و مواجهه با نیمه پرسشگرش، دنبال کسی است که با او حرف بزند و به احتمال بسیار، چنین کسی را هم نمی یابد. تنهایی با بی کسی متفاوت است. شاید بتوان بی کسی را تنهایی فیزیکی دانست، که نازل ترین احساس تنهایی است. و رنج ناشی از آن نیز بستگی تام به بدنی دارد که این تنهایی را با خود حمل می کند. وقتی نتوانیم با افرادی دیگر باشیم یا ارتباط برقرار کنیم، این تنهایی که محصور بودنی طبیعی و فیزیکی نیز در ذات خود دارد، رخ می نمایاند. انسانی که دچار اینگونه تنهایی شده از منظر روانشناسی و جامعه شناسی به فردی منزوی تبدیل می شود . که توانایی برقراری ارتباط با دیگران را از دست داده و دچار نوعی انزواجویی شده است. تنهایی در این نوع خود قابل درمان است. اما آن تنهایی دیگر؟ تنهایی از نوع گفتگوی پرمجادله میان دو نیمه انسانی؟ یا قطع ارتباط آن؟ آیا تنهایی را می توان درمان کرد؟ چرا بسیاری احساس تنهایی می کنند؟ آیا تنها بودن بد است؟ آیا تنها بودن با افسرده بودن، یکی است؟ تنهایی در دنیای ما روزگار ما، بسیاری از افراد را در خانه هایشان حبس کرده تا به جای دیدن واقعی آدم ها، از میان دالان های دنیای مجازی برای همدیگر شکلک بفرستند و خوش باشند. ما در فضای مجازی بسیار «قربون صدقه» هم می رویم و جملات محبت آمیز می گوییم اما آیا این کمی از حس محبت خواهی انسانی را جبران می کند؟ آمار کسانی که در همین فضای مجازی احساس تنهایی می کنند، نشان می دهد که جواب این سوال منفی است. دنیای ما به دو شیوه انسان ها را تنها و افسرده کرده است. در اینجا حتی شاید بتوانید تنها و بی کس را یکی تصور کنید. در برخورد اول، توان فکر کردن را از ما می گیرد و اجازه نمی دهد به گفتگوی درونی با خودمان بپردازیم. از خودمان انتقاد کنیم، گاهی به تشویق خودمان بپردازیم و خلاصه اینکه انسان های مستقلی باشیم. از طرف دیگر، ارتباط های ما را محدود کرده است. شما به سادگی می توانید به این نتیجه برسید. که آدم های نسل های قبل، دوستان کمتری داشتند و همین دوستان کم را به خود بسیار نزدیک می دیدند. ما برعکس، دوستان زیادی داریم که تقریبا با هیچ کدامشان احساس نزدیکی نمی کنیم. با این توضیح و تفسیر آیا می توان تنهایی را معنا کرد؟ آیا می توان گفت که آدم ها در مواقعی که درک نمی شوند، تنهایند. زمانی که با هم صحبت خود در یک راستا نیستند، تنهایند؛ زمانی که از حال و آینده نگرانند، تنهایند؟ آیا می توان پذیرفت انسان ها زمانی که به آینده امیدی ندارند، تنهایند؛ زمانی که از گذشته نالانند، تنهایند؟ یا هنگامی که تایید نمی شوند، تحسین نمی شوند، پذیرفته نمی شوند، با هم همخوان نمی شوند، تنهایند؟ شاید اگر از این زاویه نگاه کنیم، بیشتر بتوانیم فردی مثل کرت کویین را درک کنیم. او با اینکه در محاصره هوادارانش بود اما هرگز نمی توانست آن چیزی باشد که خود می خواست. او باید آن چیزی می شد که دیگران از او انتظار داشتند. او نیاز به محبتی از جنس خودش داشت و نه طرفداری از جنس افراد بی شمار. شاید اینها دلایل مناسب یا دقیقی نباشد اما دست کم می تواند به ما نشان دهد که انسان هر چه جلوتر می رود، تنهایی پیچیده تری خواهد داشت. چرا بعضی ها منزوی می شوند؟ می گویند افراد به سه دلیل منزوی می شوند. دلیل اول آن است که آنها احساس می کنند که هم صحبتی نمی توانند داشته باشند یا گفتگوی با خویشتن را از گفتگوی با افراد دیگر، بیشتر دوست می دارند. به قول حافظ «دلا خو کن به تنهایی، که از تن ها بلا خیزد/ سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد». اما کسانی دیگر هم هستند که به دلیل انزوایی که جامعه بر آنها تحمیل می کند، به کنجی می خزند و تنهایی خودخواسته ای ندارند. این دسته، نه تنها از بیرون احساس تنهایی می کنند، که از درون هم خالی اند. در نتیجه تنهایی دردآوری دارند. دسته سوم، افرادی هستند که تنهایی منفعل دارند. تنهایی این دسته از افراد به این دلیل نیست که بخواهند تنها باشند. حتی در بسیاری از موارد، جامعه هم فرد را نفی نمی کند. در این شرایط سوم، فرد به انزوا پناه می برد چون می خواهد از این مسیر، توجه دیگران را به خود بیشتر جلب کند. این امکان وجود دارد که افرادی که از جامعه دور می شوند، می توانند بار دیگر توسط جامعه دیده شوند. نیچه، سقراط و تنهایی درست است که مطابق گفته هانا آرنت، سقراط مفهوم تنهایی را کشف کرد و نشان داد که انسان می تواند با خود به گفتگو بپردازد. و تنها باشد اما افرادی همچون نیچه این فلسفه را بسط دادند و نشان دادند این تنهایی می تواند تا اندازه ای پیچیده باشد. نیچه نظراتش را بر مبنای نظرات ارسطو بنا نهاده است. ارسطو می گوید که «برای تنها زیستن یا حیوان باید بود یا خدا». نیچه می گوید که برای تنها بودن، «فیلسوف» هم می توان بود و این همان نکته ای است. که بعدها هانا آرنت از آن بهره می گیرد و آن چیزهایی را می گوید که در ابتدای همین متن آمده است. از این دیدگاه، نیچه بزرگترین منتقد دنیای مدرن است، دنیایی که می خواهد همه آدم ها را شبیه به هم کند و تفاوت ها را از بین ببرد. او معتقد است که هر کس از گفتگوی درونی خود با خودش کل می گیرد و هویت می یابد. به باور نیچه، هر انسانی از آن روی که تا حدودی فیلسوف است، پتکی به دست دارد برای شکستن بت شهروندی، برای حمله به قاعده ای که می گوید. «بت های دروغی را بشکن» و دنیای خود را بساز و این همان چیزی است که گابریل گارسیا مارکز هم آن را کشف می کند و می نویسد. تنهایی، جمع یا چرا انسان معاصر مدام حس تنهایی دارد؟ مارکز به خوبی نشان می دهد که جهان ذهنی ما، جهانی که می تواند ما را از پوچی جهان بیرون دور کند، همان اسطوره ذهنی ماست. همان تنهایی ماست و این تنهایی، افسردگی نیست. این تنهایی، سایه نارونی است که تا ابدیت جاری است. مارکز و بسیاری کشف کرده اند که انسان تنهاست و بخشی از این تنهایی را به این دلیل به همراه دارد که اندیشه کردن را از یاد برده است. مارکز و بسیاری دیگر از فلاسفه به درستی می گویند و می دانند که همه تنهایند. با این تفاوت که برخی چشم بر این تنهایی می بندند . و خود را به حماقت می زنند و برخی دیگر کشفش می کنند و می کوشند آن را تحلیل کنند. با این همه چرا این تنهایی وجود دارد؟ چرا انسان نمی تواند از تنهایی فرار کند؟ اصلا تنهایی یعنی چه؟ جملات قصار در مورد تنهایی * در آن زمان که به شدت احساس تنهایی می کنی، مطمئن باش که یکی برای دیدنت لحظه شماری می کند. (ویلیام شکسپیر) * آنچه را آفریده ام، فقط ثمره تنهایی است. (فرانتس کافکا) * اگر زیبایی را آواز سردهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت. (جبران خلیل جبران) * مهم نیست که چقدر منزوی هستید و چه میزان احساس تنهایی می کنید. اگر کار خود را به راستی و خودآگاهانه انجام دهید. یاران ناشناخته می آیند و شما را فرا می خوانند. (میگوئل سروانتس سآودِرا) * معشوق در چشم عاشق، همیشه تک و تنهاست. (والتر بنیامین) * هیچ دیواری آنقدر بلند نیست که ما را از تنهایی و نومیدی انسانی دیگر جدا نگه دارد. (لئوبوسکالیا) * در تنهایی، صداها طنین دیگری دارند. (نیچه) * در تمام دوران طولانی تاریخ بشر چیزی وحشتناکتر از احساس تنهایی وجود نداشته است. (نیچه) * تنهایی رفتار مرا رقم می زند نه انسان ها. (فرناندو پسوا) * هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرف های خود را به او بزند؛ آزادانه و بدون رودربایستی و خجالت. به راستی انسان از تنهایی دق می کند. (ارنست همینگوی) * تنهایی، همان بیماری روح بشر است. (هرگسلی) * آنکه شیرینی تنهایی و آرامش را چشید، از ترس و گناه رهایی یافته است. (بودا) * هیچ چیز جز در تنهایی انجام پذیر نیست. در این دوران، تنها بودن و در تنهایی زیستن کار دشواری است. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر شریعتی: ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
  • فرزانه در روانشناسی کودک ۷ سالگی: سلام.پسر هفت ساله ای دارم که تقریبا از همه کارش راضیم ولی گاهی اون قدر به حرفم بی اعتنایی میکنه که سرش داد بزنم و به ندرت دست روش بلند کنم که خیلی کم پیش میاد ولی واقعا وجدانم ناراحت میشه.میفرمایید با بی اعتنایی کردنش چه کنم و چجوری عصبانیت خودم و مهار کنم؟ ضمنا فرزند سه ساله ای هم دارم که گاهی باعث میشه سر هر دوشون داد بزنم
  • RAHA در علائم مهم افسردگی در نوجوان: سلام... خیلی وقت بود که دوست داشتم همیشه تنها باشم ولی به تازگی این حس چندین برابر شده... از مدرسه که میام میرم تو اتاقم و فقط برای خوردن ناهار یا چایی چیزی میام بیرون... رسما تو اتاقم دارم زندگی میکنم... درسم به اندازه میخونم... ولی بازم متوجه گذر زمان نمیشم... خیلی وقتا شده به دیوار ذل زدم و تا چند ساعت همینطوری خیره نگاه کردم و فکر کردم که چقدر بدبختم... یه چیزه مهم اینه که من عاشق آهنگا و سریالایه کره ایم ولی جدیدا حتی دلم نمیخواد آهنگایه شادشو تا آخر گوش بدم یا حتی اگه ته سریال شاد باشه من میشینم و ساعت ها گریه میکنم... خیلی زیاد گریه میکنم و دلم میخواد همش یه گوشه بشینم... دوست دارم همه جا ساکت باشه... تحمل سر و صدا رو ندارم که به نظرم خیلی تغییر بزرگیه چون قبلا همیشه از بس سر و صدا میکردم هیچکسی از دستم آرامش نداشت ولی الان... و ترسم از خیلی چیزا بیشتر شده... حتی از چیزایی که قبلا نمیترسیدم الان میترسم... لطفا کمکم کنین...
  • wpadmin در روانشناسی جوان ۱۸ ساله: کنترل جوانان دوست عزیز فرزند شما در سنی هستند که شاید به جرات گفت دیگه نمیتونید کنترلش کنید . باید بدونید ایشون دیگه بچه نیست و برای کنترل و تنبیه کردن دیر شده . بهتره فقط از طریق اینکه رفیق و دوستش هستید وارد عمل بشید . از این راه میتونید ایشون رو کنترل کنید و اعتمادش به شما هم از بین نخواهد رفت . در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88472864
درباره مرکز کودک و نوجوان

content_img_1

افتخار ما ایجاد اولین و تنها وبسایت تخصصی “کودک و نوجوان” با بهره گیری از آخرین فناوریهای روانشناسی و روانپزشکی و متخصص ترین متخصصین در حوزه کودک و نوجوان می باشد. وب سایت کودک و نوجوان مرجع کامل نیازمندیهای فرزند شما در تمامی مقاطع زندگی است که می تواند در تمامی عرصه های زندگی فرزند شما موثر باشد.

فناوری های جدید نورساینس

استفاده از پیشرفته ترین متد آموزشی و تربیتی روز دنیا نظیر نوروفیدبک، بایوفیدبک، تی دی سی اس و سایر تجهیزات پیشرفته روز دنیا به منظور افزایش ارتقاء سطح کارکرد مغز و روان فرزند شما یکی دیگر از دستاوردهای نوین این وب سایت می باشد. افزایش خلاقیت و نبوغ فرزند شما در عین حال برطرف شدن تمامی مشکلات این عزیزان شامل بیش فعالی، تکرر ادرار، پرخاشگری، مشکلات تحصیلی و عدم تمرکز و دقت ، مشکلات ارتباطی و رفتاری، افسردگی و مشاوره های جنسی و بلوغ  قسمت کوچکی از اهداف این وب سایت می باشد.

در صورت نیاز مشاوران و  متخصصان مربوطه بصورت حضوری آماده پاسخگویی به شما خواهند بود. با مراجعه روزانه شما به وبسایت کودک و نوجوان می توانید از آخرین اخبار و متدهای پرورشی و تربیتی  در زمینه رشد فرزندان دلبندتان آگاهی یابید. از جمله مزایای سایت کودک و نوجوان به شرح زیر است:

    • امکان مشاوره تلفنی و آنلاین (در بخش فروشگاه)
    • پاسخ به نظرات و سئوالات شما توسط متخصصین
    • مطالب و موارد آموزشی و تفریحی
    • بخش های متنوع و مجزا برای والدین و کودکان
    • مقالات روز دنیا در زمینه آموزش و تربیت کودک و نوجوان
    • آخرین متد روانشناسی کودک و نوجوان

تربیت کودک در سنین مختلف

فرزند پروری و یا تربیت کودک فرایند ارتقاء و مراقبت از رشد فیزیکی، هیجانی، اجتماعی، مالی و فکری یک کودک از نوزادی تا بزرگسالی می باشد. در واقع، فرزند پروری به جنبه های بزرگ کردن یک کودک جدا از ارتباط زیستی اشاره دارد. فرزند پروری فرایندی است که به فرزند شما در ایجاد استقلال کمک می کند. همزمان با رشد کودک، نکات بسیاری وجود دارد که والدین باید از آنها آگاهی یابند از جمله نقاط عطف رشدی که بسیار در حیطه فرزند پروری مهم می باشند. در این بخش نقاط عطف رشدی در هر سن و نکات فرزند پروری ارائه شده اند: