تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: روانشناسی رشد کودک و نوجوان

مهارت های فرزند پروری ویژه والدین کودکان دو ساله
مهارت های فرزند پروری ویژه والدین کودکان دو ساله

دوسالگی هم برای والدین و هم کودکان سنی، خاص و البته دشوار می باشد. کنترل یک کودک دوساله که تازه قدرت حرف زدن و راه رفتن را کسب کرده شاید برای والدین سخت و طاقت فرسا باشد.

اما در کنار این سختی والدین از نحوه صحبت کردن کودک شان لذت می برند

از نگاه کردن به چهره اش وقتی واقعا از ته دل قهقهه می زند.

از کنجکاوی و تلاشش برای کشف محیط و نگاه پیگیرش برای وارسی محیط اطراف و تمام ذوق کودکانه اش احساس خوشبختی و رضایت دارند.

کودک دو ساله دائم در حال حرکت است. در واقع این میل شدیدش برای ورجه وورجه کردن و بالا و پایین پریدن به چیزی شبیه یک اجبار درونی شباهت دارد تا علاقه صرف.

وفتی به مدت طولانی در اتوبوس یا ماشین نشسته اید یا زمانی که با کودکتان به یک مکان اداری یا حتی منزل اقوام می روید شاهد تلاش زیاد فرزندتان برای حرکت و البته تلاش زیاد خودتان برای کنترل او هستید.

شاید شنیده باشید که بزرگ ترها هنگام عصبانیت در چنین شرایطی بگویند وحشی! یا تصور کنند این حجم از تحرک در این سن نشان دهنده تیپ شخصیتی پرتنش این کودک در بزرگسالی است.

اما در واقع کودکان دو ساله علاوه بر تمرین مهارت های جدیدشان مثلا راه رفتن، مانند یک محقق به دنبال رفع احساس کنجکاوی خود به این سو و آن سو می دوند.

ماجرای لباس پوشیدن و دردسرهایش

مادر می گویید وقت لباس پوشیدن است و کودک می گوید اگر می توانی مرا بگیر!

معمولا یکی از دردسر های روزانه والدین بخصوص مادرها لباس پوشاندن کودکشان است

هنگام خواب، بعد از حمام ، قبل از رفتن به مهمانی و موارد دیگر این موضوع هم برای کودک ناخوشایند است هم مادر او که می داند یک جنگ دوباره در راه است!

برای کوک کشیدن لباس با یقه ای تنگ از صورت و بینی و گوش هایش  آزاردهنده است بخصوص که او در این کار استقلالی ندارد و نیز لزوم انجامش را درک نمی کند.

البته شاید هنگام پوشیدن شلوار این حجم از فشار و همچنین تقلا و مخالفت را نشان ندهد.

بنابر این سعی کنید در هنگام تعویض لباس کودک تان صبر و حوصله بیشتری به خرج دهید و عجله نکنید.

لباس پوشیدن را بامزه کنید! از سرگرم کردن و پرت کردن حواسش در این شرایط غافل نشوید.

سعی کنید وقتی صبح کودک تان از خواب بیدار می شود، و اندکی خواب آلود است بعد از اینکه او را در آغوش گرفتید لباس هایش را بپوشانید

شاید جالب باشد بدانید که موقعیت شناسی شما در این مورد نیز حساس است!

مثلا کودکی که غرق در بازی با اسباب بازی هایش است، حضور یکباره شما در اوج سرگرمی و لذتش کار را سخت تر کند.

می توانید بگویید : پرندگان پر دارند، گربه ها پشم دارند، لباس برای ما هم مثل پر یا پشم است و مراقب ما است که وقتی زمین می خوریم، بدن مان زخم نشود یا وقتی هوا سرد است بدنمان گرم شود.

مسلما این گفته ها خیلی بهتر از این است که بگوییم : تو دختر بدی هستی و به زور لباس ها را تنش کنیم. این شرایط برای آرامش خودتان نیز مطلوب نیست.

من شکلات نخوردم! من نخوردم! ( دروغ گفتن کودکان دو ساله )

در دو سالگی اشتباه کردن خیلی آسان است. مثلا لیوان آب میوه که لبه جایی است را واژگون می کند والدین داد می زنند و کودک دروغ می گوید که من نریختم!

شاید بتوانیم دنیای ذهنی کودک را در این لحظه اینگونه تصور کنیم که : ( من نمی خواستم آب میوه را بریزم، ای کاش آن را من نریخته بودم و این کار را دوستم انجام داده بود و مادرم از من دلخور نمی شد، بله واقعا هم چنین چیزی رخ داده من دختر خوبی هستم و آن را نریختم )

والدین باید بدانند که لازم نیست نگران دروغ های فرزند خود بین دو تا پنج سالگی باشند. در واقع کودکان در این سن مرز بین واقعیت و خیال را نمی دانند.

مثلا ممکن است فرزند شما در حال خوردن شکلات باشد و در حالی که دور دهانش شکلاتی است بگویید من شکلات نخوردم .

این کودکان علاوه بر اینکه از تنبیه شدن می ترسند، قادر به تمایز بین آنچه که در خیال خود داشته اند ( ای کاش شکلات نمی خوردم، ای کاش آب میوه را من نمی ریختم ) با واقعیت نیستند.

البته دروغ های شاخ دار تر  ما را بیشتر قانع می کند که دروغ گفتن کودک مان صرفا نوعی خیال پردازی است مثلا  وقتی می گوید : من یک پاندای بزرگ زیر تختم دارم، که شب ها مراقبم است!

انگشت مکیدن کودکان دو ساله

انگشت مکیدن در دوران کودکی اتفاقی غیر عادی نیست

این یک عادت است که از دوران جنینی شروع شده و خیلی وقت ها باعث آرامش او هنگام خستگی یا گرسنگی و حتی قبل از خواب می شود.

گاهی والدین به شدت نگران این عادت فرزند خود هستند و به اجبار سعی در ترک آن دارند.

این کار به کودک آرامش و جرات می دهد. همچنین قبل از در آوردن دندان نیز شاهد افزایش این رفتار در کودکان هستیم.

در بزگسالان نیز، سیگار کشیدن ، جویدن ناخن و آدامس و حتی پرخوری نیز فعالیت هایی مشابه انگشت مکیدن کودکان است که بخصوص هنگام تنش برای آرام شدن انجام می دهند.

البته این عادت اگر بعد از سه سالگی ادامه یابد می تواند باعث تغییر شکل استخوان های فک، باریک شدن دندان، ایجاد عفونت در اطراف ناخن و نیز کج در آمدن دندان های کودک شود.

بنابراین سعی کنید که :

  • به کودک تان برای ترک این عادت با خشم و اجبار فشار نیاورید، چرا که این کار باعث افزایش تنش و درنتیجه افزایش این عادت می شود.
  • به هنگام خواب یک اسباب بازی در دستان کودک قرار دهید تا با درگیر کردن دستهایش مانع مکیدن شست شوید.
  • دست های او را در دست خود بگیرید تا احساس آرامش و امنیت را اینگونه کسب کند.
  • به هنگام خواب دست هایش را با دستکش یا جورابی مناسب بپوشانید.
  • اگر کودک تان بزرگ تر شده با او درباره ترک این عادت صحبت کنید برایش پاداش و جایزه درنظر بگیرید.
  • در هنگام مکیدن انگشت در آینه او را با این چهره اش مواجه کنید همچنین به ظاهر انگشتش پس از مکیدن اشاره کنید.
  • می توانید از یک متخصص کودک و مشاور راهنمایی بگیرید.

همچنین فراموش نکنید که ترک یکباره این عادت روش درستی نیست در ابتدای کار صرفا کم کردن از زمان مکیدن خود یک پیشرفت محسوب می شود.

توصیه هایی به والدین ( کودکان دو ساله )

  • قبل از هر چیز برای پدر و مادری کردن مراقب سلامت جسم و روح خود باشید.

والدینی که از خود مراقبت می کنند و سلامت روان بیشتری دارند در تربیت فرزندان بهتر عمل می کنند.

  • نسبت به ویژگی های خاص کودکان در این مرحله از رشد آگاه باشید. مثلا بهانه گیری ، دروغ گویی، لجبازی و حتی ناسزاگویی و دعوا یکی از ویژگی های گذری و موقت این دوره سنی می باشد.
  • هیچ وقت کودک تان را به شدت تکان ندهید این کار می تواند باعث خونریزی های داخلی شود.
  • بجای اینکه همواره در استرس و کنترل کودک تان باشید، قسمت هایی از خانه را برای کودک تان قرار دهید که بتواند در آنجا شلوغ و پر انرژی باشد
  • با تغییر دکوراسیون منزل از از دسترسی کودک به اشیای شکستنی و خطرناک جلوگیری کنید
  • با کودک تان وقت بگذرانید، با او صحبت کنید، بازی کنید تا علاوه بر استحکام پیوند عاطفی میان شما، مهارت های اجتماعی و قدرت حرف زدن فرزندتان رشد کند.
  • از آنجایی که خودمان نیز بیگانه گان را در آغوش نمی گیریم انتظار برخورد ملایم کودک مان با افراد نا آشنا را نداشته باشیم.
  • از این دوره سنی کودک تان لذت ببرید. با آگاهی از این که ویژگی های این دوره از رشد فرزندتان نیز گذری و تکرار ناپذیر است در کنار او باشید و از والدگری خود لذت ببرید.

نویسنده : سایت کودکانه

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا داشته باشم؟
چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا داشته باشم؟

داشتن کودکی با اعتماد به نفس بالا می تواند با ارزش ترین سرمایه ای باشد که والدین برای کودک شان ایجاد می کنند.

اگر به دنبال آن هستید که فرزندی موفق و جرآت مند پرورش دهید، آگاهی از روش های ایجاد اعتماد به نفس به شما کمک می کند تا بتوانید راحت تر به هدف تان برسید.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های رشد اعتماد به نفس در کودکان بیشتر آشنا کنیم.

آیا کودکی با اعتماد به نفس بالا دست یافتنی است؟

در اولین قدم باید بدانید که مسئولیت اعتماد به نفس کودک تان با خود اوست و در این مسیر شما می توانید تسهیل گر باشید.

می توان گفت بنای اعتماد به نفس شبیه به ساختمانی است که برای ساخت آن همکاری مجموعه ای از افراد ضروری است و شما تنها یکی از آن مجموعه هستید.

برای رشد اعتماد به نفس از دستورالعمل های زیر استفاده کنید:

1. به فرزندتان مسئولیت بدهید.

هیچ چیز به اندازه مسیولیت دادن به کودکان اعتماد به نفس آن ها را افزایش نمی دهد، پس سعی کنید به فرزند خود مسوولیت های متناسب با سن اش را منتقل کنید.

در چنین شرایطی خواهید دید که خواهید دید که هرگاه او مسوولیت اش را انجام می دهد چه رضایت خاطری پیدا می کند و احساس می کند که در خانواده اش فرد واقعا مهمی است.

به عنوان مثال می توانید از کودک ۳ یا ۴ ساله خود بخواهید جعبه دستمال کاغذی را روی میز ناهارخوری بگذارد و یا از کودک ۷ ساله بخواهید تا لباس ها را پس از خشک شدن تا کند و در قفسه های مربوط به خود قرار دهد.

2. احساس مستقل بودن و توانستن را تقویت کنید.

اگر از آن دسته والدینی هستید که در کوچک ترین موقعیت ها نیز برای فرزندتان تصمیم می گیرید و به او اجازه ی روبه رو شدن با هیچ چالشی را نمی دهید، کودکی ضعیف و فاقد اعتماد به خویشتن خواهید داشت.

به جای این شیوه ی برخورد، سعی کنید این احساس درونی را در او به وجود آورید که خودش باید مشکلاتش را حل کند.

به عنوان مثال از او بپرسید ” برای حل این مساله نظرت چیست و یا چه فکری داری؟ ”

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا

چگونه کودکی با اعتماد به نفس بالا

3. تلاش کودک را تقویت کنید.

عده ای از والدین با هدف تقویت اعتماد به نفس کودک، ارزش تشویق رااز بین می برند. نیازی نیست هر کار کوچک و بزرگی را دایما تشویق کنید.

به جای تشویق کردن دائمی کودک بابت کارهای ریز و درشتش بهتر است «تلاش» او را تشویق کنید.

جملاتی نظیر تو بهترینی، تو همیشه موفق می شی و… باعث می شود که کودک ارزش خود را در گرو درست و کامل انجام دادن کارها بداند و حتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده یا اضطراب و استرس کامل بودن تا ابد رهایش نکند چون گمان می کند اگر این کار را به بهترین نحو ممکن انجام ندهد دیگر ارزشی نزد شما نخواهد داشت.

به جای این جملات می توانید بگویید:

  • «تو همیشه تلاشت رو می کنی»،
  • «اینکه اینقدر تلاش می کنی خیلی برای من ارزشمنده»

با این جمله ها ارزش تلاش کردن را به او می فهمانید نه صرفا برنده شدن و جلو افتادن از بقیه را.

4. به فرزندتان عشق بی قید و شرط دهید.

ممکن است سوال کنید معنی این عبارت چیست؟

حتی ممکن است بدلیل اینکه خودتان چنین موقعیتی را تجربه نکرده اید، اجرای ان را سخت و یا ناممکن بدانید.

در حقیقت، عشق بی قید و شرط مهم ترین کاری است که شما به عنوان والدین می توانند در حق کودکان خود انجام دهید.

بسیاری از والدین با این سوال مواجه اند که ما چه می توانیم بکنیم که به فرزندان مان اعتماد به نفس دهیم، آن ها را قادر به همدلی با دیگران کنیم و کاری کنیم تا جایی که می توانند موفقیت در زندگی را تجربه کند؟

شاید مهم ترین پیامی که یک والد می تواند به کودکش انتقال دهد، این باور است که صرفا حضور او موجب شادی و لذت است .بودن کودک یک هدیه گرانبهاست که نیاز به هیچ شرط دیگری ندارد.

به همین سادگی .

پذیرش بی قید و شرط به این معناست که فرزندشما مجبور نیست چیزی را ثابت کند، کار ویژه ای انجام دهد و یا فردی خاص باشد. بلکه تنها همان گونه که هست برای پدر و مادر ارزشمند است.

5. تشویق صحیح را فراموش نکنید.

هر کودکی نیاز به شکلی از حمایت از جانب عزیزانش دارد که این پیغام را می دهد ” ما به تو ایمان داریم. ما تلاش هایت را می بینیم .ادامه بده”

در حقیقت تشویق یعنی تشخیص دادن پیشرفت و نه فقط پاداش دادن به نتیجه.

پس اگر کودک تان با مسئله ی درسی دست و پنجه نرم می کند، به جای اینکه بگویید

“نه این طوری نیست، بذار برات حلش کنم”،

بگویید ” خیلی داری تلاش می کنی ، تقریبا به جواب رسیدی”

لازم است به این نکته توجه کنید که تشویق و تحسین متفاوت هستند.

به زبان ساده می توان گفت، تحسین پاداش به انجام کار است ، در حالی که تشویق پاداش به فرد است (“تو تونستی ” به جای “من به تو افتخار می کنم”)

تحسین ممکن است به کودک بفهماند که تنها وقتی خوب است که کاری را درست انجام داده باشد. از سوی دیگر تشویق ، به رسمیت شناختن تلاش کودک است.

بنابراین گفتن جمله ی ” خب بهم بگو بازی چطور بود. دیدمت چطور حمله می کردی “مفید تر از گفتن ” تو بهترین بازیکن تیمی ” عمل می کند .

اگر از آن دسته والدینی هستید که دایما تحسین می کنید یعنی منتظر هستید تا فرزندتان در کاری موفق شود و بعد موفقیت او را تحسین کنید لازم است بدانید که این کار اعتماد به نفس او را خدشه دار می کند چراکه همواره با فشاری برای انجام کار و نیاز مداومی به تایید دیگران روبه روست.

بنابراین تحسین را کنار بگذارید و آزادانه او را تشویق کنید؛ این به کودک تان کمک می کند تا با احساس خوبی نسبت به خود رشد کند و از تلاش و کوشش خود لذت ببرد.

برای رشد اعتماد به نفس کودکم چطور برنامه ریزی کنم؟

لازم است به عنوان آخرین نکته بدانید که رشد اعتماد به نفس فرایندی است که از کودکی شروع می شود و تا پایان عمر ادامه دارد.

بنابراین بهتر است قبل از تصمیم به فرزند دار شدن، شیوه ی صحیح را بیاموزید و تمرین کنید و یا در حال حاضر با مشاوران کودک در ارتباط باشید تا بتوانید اشتباهات قبلی خود را راحت تر اصلاح کنید.

نویسنده : سایت کودکانه

  1. تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان
  2. بازی های تقویت اعتماد به نفس 3
  3. بازی های تقویت اعتماد به نفس 2
  4. بازی ها: تقویت اعتماد به نفس
  5. 9 راز کودکان معتمد به نفس
  6. نکاتی برای افزایش عزت نفس کودکان
  7. کمک به کودک برای ایجاد احساس خوب و عزت نفس
  8. چگونه عزت نفس فرزند خود را افزایش دهیم؟
میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال
میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال

 همزمان با ابعاد مختلف رشد جسمی، روانی و حرکتی کودکان، توانایی های زبانی آن ها نیز تغییر می کند.

ممکن است برخی از کودکان زودتر از هم سن و سال های خود شروع به سخن گفتن کنند و یا به گونه ای قابل توجه، صحبت های اطرافیان را بهتر درک کنند.

در حقیقت رشد زبانی کودکان مختلف نیز می تواند با هم متفاوت باشد و با توجه به تاثیرات قابل توجه زبان بر ابعاد مختلف زندگی از جمله برقراری ارتباط، یادگیری، مهارت های خواندن، درک مطلب و ..در این مطلب قصد داریم تا شما را با رشد زبانی کودکان و جزییات آن بیشتر آشنا کنیم.

رشد زبانی چیست؟

نظریه پردازان زیاید از جله اسکینر، چامسکی، پیاژه، لوریا، برونر  و ویگوتسکی به بررسی مساله رشد زبانی پرداخته اند.

رشد زبانی از دو بخش مهم زبان بیانی و زبان دریافتی تشکیل شده است. می توان گفت زبان بیانی عبارت است از اینکه کودک بتواند از طریق صحبت کردن با دگران ارتباط برقرار کند و یا مطالب را به درستی بنویسد.

زبان دریافتی نیز به معنای توانایی کودک در درک گفته های دیگران به صورت کلامی و نوشتاری است.

بنابراین کودکانی که از رشد زبانی خوبی برخوردارند، می توانند معانی مد نظر خود را به راحتی به دیگران منتقل کنند و معنای کلام و نوشتار دیگران را نیز به خوبی دریابند.

عوامل تاثیر گذار بر رشد زبانی کودک

تحقیقات انجام شده در حیطه ی رشد زبانی نشان دهنده ی آن است که عوامل مختلفی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و رشد زبانی فرد را پیش بینی می کنند.

به عنوان مثال لازم است تا مجموعه ای از عوامل رشد عمومی، رشد حواس، مغز، اعصاب، سیستم عصبی مرکزی، رشد فعالیت های عالی ذهنی و چگونگی شکل گیری طرح های رشد زبانی به درستی پیش روند تا فرد به رشد زبانی مطلوب دست یابد.

 

رشد زبانی کودکان چگونه آغاز می شود؟

ممکن است برای شما نیز این سوال ایجاد شود که کودکان چگونه زبان را یاد می گیرند؟ آیا آن ها در ابتدا زبان دریافتی را می آموزند و یا زبان بیانی را؟

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که در پایان اولین سال زندگی کودک، فهم زبانی ایجاد می شود.

این بدین معناست که کودک قبل از انکه بتواند کلمه ای را بیان کند، برخی از کلمات و اصطلاحات را می فهمد و سپس تلاش می کند تا آن ها را به کار ببرد.

کلارک معتقد است وقتی کودکان کلمه ای را می شنوند، شروع به حدس زدن در مورد معنای آن می کنند و سپس تلاش می کنند تا ضمن به کار بردن آن کلمه، حدسیات خود را امتحان کنند.

بر اساس به آزمون گذاشتن حدسیات، کودک می تواند به تدریج متوجه معنای کلمات شود و آن ها را بیاموزد.

در مرحله ی بعد کودک تلاش می کند تا از طریق کلماتی که یادگرفته با محیط ارتباط برقرار کند و زبان بیانی را نیز رشد دهد.

رشد زبانی از تولد تا 8 سالگی

به عنوان یک والد، مربی و یا فردی که با کودکان در ارتباط هستید، آگاهی از مراحل رشد زبانی به شما کمک می کند تا بتوانید برای بهبود آن برنامه ریزی کنید.

رشد زبانی کودکان نیز ار الگوی عمومی رشد تبعیت می کند. در ابتدا کودک تلاش می کند تا از طریق گریه و اصوات مختلف با دیگران ارتباط برقرار کند.

سپس در اواخر ماه دوم تولد، خندیدن، ابزار دیگری است که به ابزارهای زانی کودک افزوده می شود.

در یک کودک 5 یا 6 ماهه شاهد آن خواهید بود که شروع به هجاسازی می کند و از این طریق، تمایل به برقراری رابطه با دیگران را نشان می دهد.

این هجاها در طول زمان بیشتر میشوند و کودک یک ساله می تواند اولین کلمه ی با معنی را تولید کند.

جالب است بدانید که که کودکان در یادگیری زبان، بیش از آنکه تولید کننده باشند، دریافت کنندگان خوبی هستند.

بدین معنا که آن ها قبل از آنکه ده کلمه را بگویند، 50 کلمه را می فهمند و به عبارتی واژگان دریافتی آن ها 5 برابر واژگانی است که تولید کرده اند.

به طو میانگین می توانیم بگوییم که کودکان در سن 2.5 سالگی، حداقل 50 کلمه را بیان می کنند و روند پیچیده ی دریافت و انتقال زبان را از کلمه به جمله سازی گسترش می دهند.

به گونه ای که کم کم جمله سازی می کنند و قواعد زبانی را نیز یاد می گیرند.

با ورود به مدرسه و به ویژه پس از 8 سالگی، کودکان بر زبان، آگاهی کاملی یافته  و کارکردهای مختلف آن را به خوبی درک می کنند.

 

چگونه می توان رشد زبانی کودک را بهبود داد؟

همانطور که گفته شد، رشد زبانی کودک نیز همانند سایر ابعاد رشد، روندی مرحله به مرحله دارد. این بدین معناست که ایجاد فشار و اجبار برای جهش از مرحله ای به مرحله یدیگر نه تنها به سود کوک نیست بلکه می تواند رشد او را مختل کند.

به عنوان مثال خط خطی کردن یکی از مهم ترین فعالیت های کودک است زیرا می تواند به رشد زبان و بعدها بر توانایی خواندن تاثیر بگذارد.

کودک ۵ یا ۶ ساله ای که هنوز خط خطی می کند باید پیش از آنکه بتواند بخواند یا بنویسد، این مرحله را به پایان برساند.  بنابریان تحمیل کودک به جهش از این مرحله مهم، یادگیری او را کند می کند و به او صدمه ی عاطفی قابل توجهی می زند.

دو مورد از مهم ترین اقدامات موثر در جهت رشد زبانی کودک عبارتند از :

  1. بمباران کلامی

همانطور که گفته شد کودکان در مراحل یادگیری زبان، قبل از آنکه بیان کننده باشند، دریافت کننده هستند.

آن ها تلاش می کنند تا معنای عبارات و کلمات اطرافیان را درک کنند و در مرحله ی بعد از آن کلمات استفاده کنند.

بمباران کلامی به معنای آن است که تا می توانید محیط کودک را از لحاظ زبانی غنی کنید. با او گفت و گوهای زیادی را شکل دهید. او را در موقعیت هایی قرار دهید که حرف های زیاد را بشنود.

پخش آهنگ مناسب، خواندن کتاب، شعر، قصه و داستان نیز به شما کمک می کند تا بمباران کلامی را بهتر انجام دهید.

  1. تشویق کودک

در مرحله ی بعد، فرزندتان شروع به استفاده از کلماتی خواهد کرد که یادگرفته است.

در این مرحله بسیار مهم است که تلاش های کودک را تشویق کنید. به عنوان مثال هنگامی که فرزندتان اولین کلمه را به زبان می آورد، او را تشویق کنید.

ادامه یافتن این روند تشویقی به او کمک می کند تا دریابد که مسیر را به درستی طی می کند و از طریق “شکل دهی” یادگیری زبانی او تکمیل خواهد شد.

 

 

قرار دادن کودک در موقعیت های صحبت، نمایش، تئاتر و .. نیز می تواند به او کمک کند تا مهارت های زبانی اش را ارتقا دهد اما لازم است تا در این زمینه مراقب باشید تا فرزندتان دچار احساس فشار، اجبار و یا اضطراب نشود.

در صورتی که فرزندتان در مقایسه  با سایر کودکان هم سن و سال خود به شکل قابل توجهی دچار تاخیر در رشد زبانی است لازم است تا با گفتار درمانگر کودک در ارتباط باشید.

از این طریق تاخیرهای رشدی احتمالی قابل ارزیابی، سبب شناسی و اصلاح خواهند بود.

نویسنده : سایت کودکانه

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند
نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

این روزها کسانی که قصد بچه دار شدن را دارند،یا والدین عزیزی که کودکان خردسالی دارند نگران تربیت کودک خود هستند.

روانشناسی کودک و نوجوان شاخه ای از علم روانشناسی است که به پژوهش، پیشگیری، سنجش، تشخیص و درمان علائم و نشانه های روانشناختی کودک و نوجوان می پردازد.

روانشناسی نوجوان یکی از مهم ترین تخصص های روانشناسی است و مربوط به گروه سنی حساس است.
نوجوانی با تغییرات زیادی درفرد همراه است و نحوه ی رفتار با نوجوان مساله بسیار مهم است.

آیا فرزند نوجوان تان را می شناسید؟

نوجوانی دورانی است که فرد از نظرفیزیک و روان رشد چشم گیری دارد.

تغییراتی که در این دوران صورت می گیرد معمولا در بین دوره های کودکی و جوانی می باشند.

نوجوانی دورانی است که فرد رفتارهای تندی دارد و قطعا والدین با این رفتارها آشنایی دارند.

روانشناسی نوجوان به این دلیل اهمیت دارد زیرا دراین دوران تغییرات زیادی در فرد صورت می گیرد
و تکالیف ها و مهارت های زیادی را باید یاد بگیرد.

تغییرات بنیادی در مغز نوجوان

رشد مغز در نوجوانی، شکل گیری هویت و شخصیت فرد است.

در این دوران نواجوان علاوه برتغییرات جسمانی، تغییراتی را در فکر، روان و عملکرد مغز تجربه می کند که ممکن است سبب اشفتگی های رفتاری در او شود.

عده ای از محققان گزارش داده اندکه براساس یک دیدگاه یادگیری اجتماعی، وضعیت هویت والدین به خصوص اگر
آن ها دارای سبک هویت اطلاعاتی باشند، الگوی مناسبی را برای نوجوانان فراهم می کند تا از طریق
یادگیری مشاهده ای بتوانند هویت خود را رشد دهند.

اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان

اختلالات رفتاری شایع ترین اختلالات سلامت روانی در بین پسران و دختران است.

رفتارهایی هستند که بیمار به وسیله آن ها به طور مکرر حقوق دیگران زیرپا می گذارد.

این اختلال در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد و در پسران بیشتراز دختران شایع است.

بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری مثل نافرمانی ها معمولا از دوران کودکی دارند که بسیار شدیدتر و جدی تر هستند.

برخی از این افراد ممکن است اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند درحالی که برخی دیگر ممکن است ارزش بیش از حدی برای خود قائل باشند.

رفتار پرخطرو بی پروا مشخصه ی افرادی است که دچار اختلالات رفتاری هستند.

آن ها ممکن است در سنین پایین به رفتارهای جنسی ، سیگارکشیدن، نوشیدن الکل و موادمخدر و یا سایراآسیب های اجتماعی روی آورندکه باعث مشکلات زیادی خواهد شد.

بسیاری از افراد دارای ضریب هوشی کمتر از سطح میانگین و سطح عملکرد تحصیلی پایینی نیز برخوردارند.

و افکارمربوط به خودکشی در بین آنان دیده می شود.

بسیاری از افراد پس از رسیدن به دوران بزرگسالی رفتارهای متعادل وسالم و موفق و عملکرد اجتماعی بهتری دارند
اما بعضی از افراد ممکن است این اختلال را در بزرگسالی حفظ کرده و یا دچاراختلالاتی مثل اختلالات شخصیت
و سوءمصرف مواد نیز می شوند.

 

چگونه از بحان های دوره ی نوجوانی به سلامت عبور کنیم؟

به عنوان اعضای خانواده و یا والدین، می توانید با آگاهی از مجموعه ای از اصول، از جرم و بزهکاری در سنین نوجوانی پیشگیری کنید.
این موارد عبارتند از:

1. دوستی با فرزند و حذف فاصله ی الدین با فرزندان، به گونه ای که آن ها بتوانند مشکلات و نیازهای خود را به شما بگویند.
2. ایجادسازگاری درمحیط خانه
3. ایجاد فضای مناسب برای احساس امنیت، ارامش و صفا وصمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان
4. کمک به تنظیم برنامه ریزی مناسب برای نوجوانان
5. کمک به فرزندان برای دوست یابی صحیح

با نوجوان نافرمان چگونه رفتار کنیم؟

یکی از معمولی ترین انواع درگیرهایی که درسنین بلوغ به وجود می آید، مخالفت مکرر با پدرو مادراست.

نوجوانان دراین سن نافرمان می شوند و درهرمورد با والدین خود مخالفت می کنند.

نوجوانان هرکاری را که انجام می دهند تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است.

یکی از کلیشه های رایج نوجوانی، سرکشی و طغیان گری است که در تضاد با پدرو مادراست.

بهتر است دوستان فرزند خود را بشناسید- و والدین دوستانشان را هم بشناسید.

ارتباط منظم بین والدین می تواند راهی طولانی برای ایجاد یک محیط امن برای نوجوانان باشد.

خودتان را جای فرزندتان بگزارید و با او همدردی کرده و این طبیعی است که کمی نگران باشید .

از نوجوان تان انتظارات معقول داشته باشید

نوجوانان ممکن است در مورد سطح انتظارات والدین شان ناراحت شوند.

بااین حال انها اغلب درک می کنند که والدین شان به اندازه کافی به آن ها اهمیت می دهند. اگروالدین
انتظارات مناسبی داشته باشند، نوجوانان سعی خواهند کرد رفتارهای بهتری بروز دهند.

بنابراین به فرزندتان بگویید که به او اعتماد دارید اما اگر اعتمادتان شکسته شود او آزادی کمتری خواهد داشت.

بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوان شان به چشم یک مصیبت نگاه می کنند. این در حالی است که نافرمانی و سرکشی، ویژگی دوره ی نوجوانی است و می توان آن را مدیریت کرد.

اصول شش گانه ی رفتار با نوجوانان

1- اجتناب از به کاربردن زور و فشار

هرگاه وارد مشاجره واعمال فشاربه نوجوانان شدید، به جای وارد کردن فشار بکوشید قوانین را ایجاد کنید که ازطریق آن، اختلاف هایتان را برطرف سازید.
همچنین گاهی بهتراست شیوه های کنترل را تغییر دهید و دست از کنترل مستقیم فرزندتان بردارید.

2- همدلی کردن با نوجوانان

وقتی والدین مشکلات دوران نوجوانی را درک می کنند این کار باعث می شود تا نوجوان شما درکنارتان احساس راحتی و آرامش کند و کمتر مخفی کاری کند.

3- مدارا کردن با نوجوانان

اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها وناراحتی های خود را آشکارسازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از به کاربردن زورو فشارخواهیم داشت.

4- پرهیز از ایجاد عصبانیت

همه ی نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را به شکل های گوناگون نشان می دهند.
والدین باید به فرزندان کمک کنند تا احساسات و خشم ان ها به صورت مناسب ظاهرشود.

 

5- اغراق نکردن

اغراق در گفتار والدین یکی از عوامل پیدایش بی ثباتی در خانواده هاست:

“تو هیچ وقت موفق نمی شوی.” گاهی والدین عصبانی شده و و تهدیدها یا قول هایی می دهند که قادر به انجام آن ها نیستند.

گستاخی نوجوانان به دلایلی از جمله نشان دادن حس استقلال و متفاوت بودن از والدین،سردرگمی در هیجانات
واحساسات زودگذراین دوران، والگوپذیری از پدرو مادر است.

6- هرگز نوجوان را به حال خود رها نکنید.

با وارد شدن کودکان به سال های نوجوانی آنطور که به نظر می رسد اشتباه است که بعضی از نوجوانان را به حال خود تنها بگذاریم.

زمانی که نوجوان گستاخ مثل یک موجود خطرناک در اطراف می گردند. اما اگر اجازه دهید فاصله ی میان شما و نوجوان تان زیاد شود نمی توانید در زمان لازم که بیشتر از هروقت در خطرمسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و یاآاسیب زدن به خودش قرار می گیرد به او کمک کنید.

هرچه زمان کمتری با آن ها بگذرانید، آن ها بیشتراحساس غریبگی خواهندکردو رفتارهایشان بدترخواهد شد.

سه نشانه اصلی که نشان می دهد نوجوان شما به روانشناس نیاز دارند

1- افکار آسیب رساندن به خود

اگریک نوجوان از رفتارهای خشونت آمیز استفاده کند و اغلب سعی می کند به خود آسیب برساند( مثل کوبیدن سر یا دست به دیوار،کندن مو)

2- استفاده از مواد مخدر

3- ناامیدی و تلاش برای خودکشی

بسیاری از والدین هنگامی که از فرزندان شان راجع به خودکشی می شنوند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.
آن ها فکر می کنند می توانند این وضعیت را کنترل کنند.

بااین حال افزایش آمار خودکشی درمیان نوجوانان نشان می دهد که والدین باید نسبت به چنین اتفاقاتی با احتیاط
بیشتری عکس العمل نشان دهند.

در نتیجه اگر نشانه هایی از بی حوصلگی، افکار یا رفتارهای مربوط به خودکشی و یا تمایلاتی برای استفاده از مخدر ها را مشاهده کرده اید، در اولین فرصت به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید شرایط را تحت کنترل در آورید و به فرزندتان کمک کنید.

نویسنده : روانشناسی کودک و نوجوان

اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی
اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی

یک بررسی مختصر در مور علائم و نشانه های اختلال صدای گفتاری و نحوه درمان آن در کودکان و نوجوانان

مقدمه

کودکان دارای اختلال صدای گفتاری یک سری مشکلاتی را در تشکیل دادن صداهای گفتاری دارند.

ممکن است که آنها یک سری مشکلاتی در شمرده بیان کردن صداهای انفرادی داشته باشند که قابل شناخت، متناسب و دارای زمان بندی مناسبی باشد؛

همچنین ممکن است که این افراد دارای لکنت زبان باشند یا با نوک زبانشان صحبت کنند.

اختلال صدای گفتاری با سایر اختلال های زبانی متفاوت می باشد که شامل عدم توانایی برای ایجاد صدا می باشند؛

این در حالی است که کودکان دارای اختلال زبانی با چالش مربوط به درک کردن و ایجاد یک زبان مشکل دارند.


علائم اختلال گفتاری در کودکان

  • مشکلاتی در حرکت منظم چانه، زبان و لب ها، که همه آنها به داشتن یک تلفظ شمرده کمک می کنند.
  • مشکل داشتن در شناخت یک سخنرانی بعد از گذشت سه سال
  • مشکل داشتن در ایجاد صداهای گفتاری خاص
  • داشتن یک رشد سخنرانی که نسبت به سن کودک دارای تاخیر می باشد
  • نقایصی در هماهنگی حرکات عضلات صورتی، همانند جویدن و بیرون دادن باد از بینی
  • صدای خشن، گوش خراش یا تو دماغی
  • تغییر ناگهانی زیر و بم یا حجم صدا
  • بیرون دادن هوا در حین صحبت کردن
  • شلی زبان یا لکنت داشتن

درمان اختلال صدای گفتاری

معمولا اختلال صدای گفتاری با استفاده از گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد؛

در این روش درمان کودکان یاد می گیرند که به چه نحوی صداهایی را تولید کنند که با آن مشکل دارند و ما بین موارد دلخواه خودشان و موارد اشتباه تمایز قائل شوند.

این اختلال در موارد خفیف می تواند به خودی خود از بین برود.

نویسنده : کودک و نوجوان

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)
روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)

در مطلب قبلی به بررسی روانشناختی رنگ های سبز، آبی و بنفش پرداختیم. در این مطلب قصد دارم تا شما را با ویژگی های چند رنگ اصلی و برخی رنگ های فرعی دیگر آشنا کنم.

پس در ادامه ی مطلب با ما همراه باشید.


افزایش نیروی حیات به کمک رنگ قرمز


رنگ قرمز قرمز بیانگر نیروی حیاتی، فعالیت عصبی و غدد است و معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را در خود دارد.

این رنگ محرک ارادی برای پیروزی، رقابت و فعالیت است و از طریق بالابردن فشار خون، تعداد نبض و دفعات تنفس، دنبال کردن یک هدف مشخص را تسریع می کند.


ورزش کاران می توانند از این رنگ برای فعال کردن انرژی ذخیره شده ی بدن و بالابردن سوخت و ساز بدنی در حین ورزش استفاده کنند.


جالب است بدانید استفاده از رنگ قرمز، برای رفع افسردگی و رفع ضعف جسمی موثر است و اشتها آور است.


پژوهشگران حوزه ی رنگ شناسی توصیه می کنند از ای رنگ در کنار رنگ آبی استفاده شود.

زیرا قرار گرفتن طولانی مدت در محیطی که در آن فقط از رنگ قرمز استفاده شده است می تواند منجر به نارضایتی، بی قراری، خستگی، پرخاشگری و شتاب زدگی شود.


این نکته در طراحی محیط های آموزشی بسیار کمک کننده است زیرا استفاده ی افراطی از رنگ قرمز، می تواند در عود بی توجهی کودکان بیش فعال نقش اساسی داشته باشد.


زرد، مظهر ذکاوت و اعتماد به نفس

صفات اصلی رنگ زرد عبارتند از روشنی، بازتاب،کیفیت درخشان و شادمانی زود گذر آن. زرد نیز همانند قرمز، موجب افزایش فشار خون وتسریع نبض وتنفس می شود، با این تفاوت که مکانیزم آن از ثبات کمتری برخوردار است.

عنصر عاطفی رنگ زرد  را زنده دلی امیدوار کننده تشکیل می دهد واندام های حسی آن مرکب ازسیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک است.

جالب است بدانید که رنگ زرد روشن را رنگ دانشمندان و پژوهشگران می دانند، این رنگ، هوش و کنجکاوی را تقویت می کند و باعث افزایش خلاقیت و مثبت اندیشی شده و اشتیاق و علاقه فرد را بیشتر می کند.

در محیط های آموزشی می توان از فضاسازی های زرد رنگ به منظور تقویت هوش، خلاقیت و کنجکاوی یادگیرندگان استفاده کرد.

این رنگ از طریق فعال کردن ذهن، موجب تقویت تفکر شده و در پردازش و دفع سموم و ناخالصی ها تاثیر زیادی دارد.

سر و کار داشتن با رنگ زرد می تواند به ما کمک کند تا نقاط ضعف و قوت شخصیت مان را بیشتر بشناسیم.

این رنگ، رنگ تغییر و تحول و نوگرایی است. زرد میل به پیشرفت و تحول را افزایش می دهد و برای ارتقاء اعتماد به نفس بسیار موثر است.

به کمک رنگ زرد می توانید به عنوان نمادی از خورشید، گرم، صمیمی، جذاب و خلاق جلوه کنید و انرژی لازم برای تغییرات را همواره به همراه داشته باشید.


خانواده ی خاکستری های باوقار در مورد شما چه می گویند؟

خاکستری ترکیب سیاه و سفید است و می توان آن را رنگ سایه نامید. تحت تاثیر رنگ خاکستری افراد باشخصیت، محترم، مسلط به خود و اهل عمل به نظر می رسند.

خاکستری شخصیت افراد را تا حدی اسرارآمیز، زیرک و جذاب جلوه می دهد و حالتی از وقار، اقتدار و رسمی بودن را با خود دارد. تحت تاثیر این رنگ می توانید در مواقع لازم تا حدی با ابهت به نظر برسید.

جالب است بدانید که رنگ خاکستری روشن شخصیت را با ثبات می کند و در تغییر نگرش های عاقلانه و منطقی مفید است .

اما استفاده افراطی از خاکستری تیره می تواند تداعی کننده ی  فقر، مشقت و سختی باشد و  بی تفاوتی، عدم مشارکت، سستی و تنبلی را به ذهن آورد.

اگر چه در زمان جنگ و افزایش فشارهای روانی تمایل به این رنگ بیشتر می شود اما شما می توانید در مواقع لازم از خصوصیات وقار آفرین، محترمانه، با ابهت و زیرک نمای این رنگ به خوبی استفاده کنید.

اگر قصد دارید دیده نشوید، از رنگ سیاه استفاده کنید

سیاه، تیره ترین رنگ است ودرواقع خود را نفی می کند . این رنگ بیانگر پوچی و نابودی است و در نقطه ی مقابل رنگ سفید، معنای “نه” را با خود دارد.

اگر به استفاده ی افراطی از رنگ سیاه عادت کرده اید، باید بگویم به احتمال زیاد شما در جمع های مختلف به خوبی دیده نخواهید شد.

رنگ سیاه به صورت ضمنی پیام “نه” را از شما به سمت دیگران صادر کرده و مانع از برقراری ارتباط می شود.

بنابراین برای بهتر دیده شدن لازم است  مدتی لباس های مشکی رنگ را کنار بگذارید و به خانواده رنگ های آبی، زرد و سبز سری بزنید.

البته لازم است بدانید هیچ یک از رنگ ها به خودی خود خیلی خوب و یا خیلی بد نخواهند بود.

رنگ سیاه در مواقع تجربه ی مشکلات روحی و آشفتگی های عصبی می تواند برای فرد آرامش بخش باشد و دلیل استفاده از آن به عنوان رنگ اصلی مراسمات سوگواری نیز همین خاصیت است.

صورتی احساساتی، رنگ زنانگی

با مقایسه ی کودکان دختر و پسر و حتی طیف وسیعی از بزرگسالان، می بینیم که دختران عاشق صورتی و مردان به رنگ های آبی و قرمز مایل ترند.

شاید دلیل آن این باشد که رنگ صورتی از عشق و احساسات سخن می گوید و به فرد آرامش می دهد. این رنگ باعث تحریک عواطف و احساسات می شود و فرد را مهربان می کند.

به همین دلیل برای بهتر شدن روابط عاطفی و رفع مشکلات ارتباطی نیز به کار می رود. با دیدن این رنگ غریزه ی پدر و مادری فرد تحریک می شود و پرخاشگری و استرس کاهش می یابد.

اگر می خواهید در شخصیت تان  بردباری و صبوری را  القا کنید و دیگران را به مهربانی و محبت تشویق می کند، استفاده از رنگ صورتی گزینه ی مناسبی است.

لازم است بدانید استفاده مداوم از این رنگ می تواند موجب حساس شدن، خیالبافی و رویایی شدن شود.

پژوهشگران معتقدند باقی ماندن طولانی مدت در فضاهای صورتی رنگ، هوشیاری را پایین می آورد و احساس خواب آلودگی و کسالت را به همراه خواهد داشت.

رنگارنگ شو و لذت ببر

اکنون که با برخی از ویژگی های جالب و منحصر به فرد رنگ ها آشنا شدید، وقت آن است که به محیط اطراف تان، رنگ لباس های تان، رنگ بندی فضای خانه و یا محل کارتان نگاهی بندازید و با استفاده از اصول روانشناسی رنگ ها، خود و محیط اطراف تان را سالم تر و شاداب تر کنید. حالا می توانید از این تغییرات لذت ببرید.

منبع: مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان
ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان

آیا فرزند شما دارای انگیزه می باشد

زمانی که به نظر می رسد یک کودک در مدرسه به اندازه کافی سخت کوشی زیادی نمی کند، این مورد به چه معنا می تواند باشد

این مورد در هر زمانی مابین دوره کودکستان تا فارغ التحصیلی دبیرستانی صورت می گیرد – و حتی بعد از آن.

این مورد رایج می باشد، ولی منجر به ایجاد نگرانی زیادی برای والدین می شود: شما متوجه نبود انگیزه و تعهد در نگرش فرزندتان نسبت به مدرسه می شوید.

شاید وی علاقه مناسبی برای یادگیری موارد جدید نداشته باشد. ممکن است که وی تکالیف خانگیش را انجام ندهد.

ممکن است که نمرات وی کم شوند. شاید در زمانی که تلاش می کنید که وی را مجاب به انجام دادن کارش کنید، یک دعوایی مابین شما ایجاد شود.

صرف نظر از مشکل اصلی که وجود دارد، اکثر والدین به دلیل اینکه کودکشان به اندازه کافی در مدرسه تلاش نمی کند و همچنین در رابطه با نحوه کمک به فرزندشان برای پیدا کردن انگیزه مناسب، دچار نگرانی می شوند.

دلایل بالقوه زیادی وجود دارد که می توانند منجر به کاهش انگیزه کودک در مدرسه شوند.

در ادامه یک سری مراحلی بیان شده است که شما با استفاده از آن می توانید بررسی کنید که چه اتفاقی صورت گرفته است:

نگرانی های خودتان را به صورت مشخص بیان کنید.

کودکتان چه نوع رفتاری انجام می دهد که در نتیجه آن فکر می کنید وی در مدرسه فعال نمی باشد؟

یک بررسی دقیق در رابطه با کارهایی که وی انجام می دهد – یا انجام نمی دهد – به شما کمک خواهد کرد تا مواردی که در حال وقوع هستند را مشخص کنید.

در صورتی که وی بگوید خسته است، به چه معنی می باشد؟

اکثر کودکان از کلمه “خسته بودن” به منظور توصیف احساس خودشان در کلاس استفاده می کنند، ولی ممکن است که تعریف آنها از خسته بودن با تعریف شما مطابقت نداشته باشد.

در برخی مواقع کودکانی که با چالش مواجه هستند یا خسته هستند، مطمئن نیستند که در رابطه با احساسات خودشان چه چیزی بگویند.

صحبت کردن با معلم.

معلم کودک شما یک منبع مهمی است که شما می توانید هم برای مشخص کردن مشکلات موجود و بعد از آن پیدا کردن روش هایی برای حل کردن آنها، از اطلاعات وی استفاده کنید.

راچل بوسمن[2] به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک[3] معتقد است که “یک معلم می تواند در طول شش ساعت از روز، اطلاعات مفیدی را در رابطه با مواری که کودک انجام می دهد، پیشنهاد دهد.”

مشخص کردن انتظارات خودتان.

انتظارات خودتان را با معلم چک کنید تا مطمئن شوید که انتظارات شما متناسب با سن کودک و سطح رشد وی می باشد.

آیا این یک بخش از فرآیند یادگیری می باشد؟

دکتر باسمن توضیح داده است که “یک مقدار نرمالی از بیم و هراس وجود دارد که در نتیجه یادگیری موارد جدید ایجاد می شود.

برای مثال، کودکی که یاد می گیرد بخواند، ممکن است انگیزه پیدا نکند، چرا که این مورد برای وی جدید است و یک مورد راحتی نمی باشد.

” در صورتی که معلم فکر کند که فرزند شما در یک دوره زمانی سختی قرار دارد، ممکن است که وی شما را نسبت به شرایط فرزندتان مطلع کند.

آیا تغییراتی در مدرسه صورت گرفته است؟

لکنت زبان پیدا کردن در طول چند ماه اول کودکستان یا مدرسه راهنمایی یک مورد نرمالی می باشد، چرا که مرحله انتقال آنها به تعدیلات زیادی نیاز دارد.

لائورا فرمن[4] به عنوان یک روان شناس عصب در موسسه ذهن کودک معتقد است که “تعداد زیادی از مجموعه های پیش دبستانی، بیش از حد اجتماعی و عاطفی هستند و دارای حالت آکادمیک نمی باشند، به همین دلیل قرار گرفتن در دوره پیش دبستانی یا کودکستان سخت می باشد.

” کن شستر[5]، به عنوان یک روان شناس عصب و معلم باز نشسته یک الگوی مشابهی را در شروع مدرسه راهنمایی مشاهده کرده است که در آن از کودکان انتظار می رود تا مستقل تر و سازمان یافته تر باشند.

آیا کودک شما مدرسه اش را تغییر داده است؟

در یک شرایط مشابهی، تغییر دادن مدرسه همچنین می تواند یکی از چالش های آکادمیکی باشد که همزمان با تطبیق یافتن کودکتان به یک محیط جدید ایجاد می شود.


[1] Danielle Cohen

[2] Rachel Busman

[3] The Child Mind Institute

[4] Laura Fuhrman

[5] Ken Schuster


آیا عوامل اجتماعی نقش دارند؟

دکتر فورمن بیان کرده است که در شروع مدرسه راهنمایی، نگرش کودک شامل تعامل ها و فشارهای اجتماعی می باشد.

متاسفانه کودکانی که عملکرد مناسبی در مدرسه دارند، در برخی مواقع با انزوای اجتماعی مواجه می شوند و به منظور اجتناب از لقب گذاری شدن به عنوان یک ماسک دار یا یک لانه دار، ممکن است که فعالیت های آکادمیک خودشان را ترک کنند.

وی بیان کرده است “کودکان در مدرسه راهنمایی نمی خواهند که متفاوت باشند و ممکن است که این افراد یک هویتی را به دست بیاورند که منجر به کاهش تجربه خجالت زدگی و تحقیر آنها در برابر همتایان می شود.”

در حالیکه ممکن است شما به عنوان والدین، کنترل کمتری بر روی این موقعیت داشته باشید، ولی بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از پافشاری بر روی پیشرفت کردن سطح یادگیری فرزندتان می باشد.

به دنبال پیدا کردن فرصت هایی برای کودک خودتان باشید تا وی در خارج از مدرسه بتواند علایق خودش را دنبال کند و در کنار سایر کودکانی قرار بگیرد که علایق یکسانی دارند.

آیا کودک شما دارای یک کمبودی در مهارت ها می باشد؟

در صورتی که کودک بدون انگیزه شما همچنان دارای عملکرد نامناسبی باشد، این مورد می تواند به این دلیل باشد که مهارت های جدید مورد نیاز برای پیشرفت در وی ایجاد نشده است؛

این شرایط می تواند به دلیل یک اختلال یادگیری یا زبانی یا ضعف در عملکرد اجرایی باشد.

زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، به خصوص در زمانی که مشکل از قبل مشخص نباشد، واکنش وی می تواند متوقف کردن تلاش هایی در این حوزه باشد که برای وی خسته کننده است.

دکتر فرمن توضیح داده است که “ما این مورد را بیچارگی یادگرفته شده می نامیم.

زمانی که این کودکان سطح موفقیت مناسب را به دست نیاورند، یک گرایشی به تسلیم شدن خواهند داشت، چرا که تمامی تلاش های صورت گرفته توسط آنها بی فایده می باشد.”

این مشکلات می توانند در زمان های مختلفی بروز داده شوند، چرا که برنامه تحصیلی سالانه نیاز به یک سطح بالایی از مهارت ها دارد.

کودکان دارای اختلال های خواندن، همانند خوانش پریشی، ممکن است که در کلاس اول، زمانی که خواندن مهم می شود و همچنین در کلاس سوم که درس های موجود پیچیده تر می شوند، بروز پیدا کند.

اکثر مشکلات عملکرد اجرایی در شروع دوره راهنمایی بروز پیدا می کنند، چرا که در این دوره از دانش آموزان انتظار می رود که هم در رابطه با کارشان و هم در رابطه با دلبستگی های خودشان، مستقل و سازمان یافته باشند.

همزمان با اینکه مخفی کردن این مشکلات سخت تر می شود، اغلب کودکانی که به دلیل چالش های خودشان دچار خجالت زدگی یا اضمحلال می شوند، از تلاش برای غلبه بر این مشکلات امتناع می کنند.

کودکان دارای معایب مهارتی، با استفاده از کمک و از طریق یادگیری روش هایی برای مدیریت این مشکلات و از طریق استفاده از منابع مدرسه ای که آنها را قادر می سازد تا از نقاط قوت شان استفاده کنند، در نهایت می توانند وضعیت مناسبی در مدرسه پیدا کنند.


شاید شرایط وی واقعا خسته کننده باشد

هر چند که این مورد به مراتب کمتر از سوء ظن والدین صورت می گیرد، ولی برخی از کودکان انگیزه کافی در محیط مدرسه شان ندارند.

ممکن است این کودکان افرادی باشند که کارشناسان آنها را کودکان “با استعداد” می نامند؛ توانایی های ذهنی این افراد خیلی قوی تر از همتایانشان می باشد.

این دانش آموزان در اغلب مواقع علایق آکادمیک خودشان (چه در رابطه با خواندن، نوشتن، ریاضیات یا در رابطه با علوم) را خارج از مدرسه دنبال خواهند کرد و یک برنامه آموزشی را پیدا خواهند کرد که فراتر از موارد یاد گرفته شده آنها تا آن زمان و موارد غیر مهیج می باشد.

یک شرایط دیگری که با استعداد بودن می تواند در آن مواقع منجر به عدم ارتباط وی شود، زمانی است که آنها در یک حوزه خاص دارای استعداد خاصی باشند .

آنها مجذوب حوزه هایی می شوند که به جای توجه کردن به مواردی که معلمانشان در کلاس بیان می کنند، بیشتر نسبت به این حوزه ها فکر می کنند.

ولی متئو کروگر[1]، به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک و کسی که با کودکان با استعداد زیادی کار کرده است، نسبت به این موضوع شک دارد که نبود انگیزه در کودکان، صرفا به دلیل استعداد این افراد می باشد.

دکتر کروگر بیان کرده است “من انتظار دارم که اکثر کودکان با استعداد برنامه درسی را به عنوان یک مورد اجباری در نظر بگیرند.

” در صورتی که موارد موجود در مدرسه منجر به جلب توجه کودک نشود، ممکن است که کودک با استعداد باشد و همچنین این تشخیص در مورد وی صورت گرفته باشد که یک موردی مانع از پیشرفت وی می شود و انگیزه او را از بین می برد.


[1] Matthew Cruger

چه موارد دیگری منجر به از بین رفتن انگیزه کودکان مدرسه می شوند؟

در حالیکه اختلال های تغذیه ای و کمبود سایر مهارت ها در اغلب مواقع منجر به عدم وجود علاقمندی در محیط مدرسه می شود، همچنین یک سری تشخیص های رایج دیگری هم وجود دارند که در این روش مشخص می شوند.

ADHD.

احتمالا بعد از اختلال های یادگیری، ADHD رایجترین موردی است که منجر به عقب افتادن کودکان در مدرسه می شود.

نبود انرژی، بی حوصلگی، انگیزه آنی و حواس پرتی عبارت از مواردی هستند که می توانند منجر به ایجاد یک مشکل قابل توجه در عملکرد معمولی مدرسه ای کودک مبتلا به ADHD می شود.

کریستین کاروترز[1]، به عنوان یک روان شناس بیان کرده است “ممکن است که کودکان دارای ADHD، مدرسه را به عنوان یک مورد چالش زای خاص در نظر بگیرند، چرا که آنها نمی توانند به راهنماها و اطلاعاتی توجه کنند که برای داشتن یک عملکرد مناسب لازم می باشد.

همچنین ممکن است که این افراد یک سری توجهات منفی را از طرف معلمانشان دریافت کنند، چرا که رفتار آنها می تواند اختلال آور باشد و این موضوع می تواند انگیزه آنها را برای داشتن عملکرد مدرسه ای مناسب، کاهش دهد.”

اضطراب.

اضطراب جدایی می تواند منجر به حواسپرت شدن کودک یا حتی مانع از توجه کافی وی به مدرسه شود، به دلیل اینکه وی نگران است در زمانیکه از والدینش جدا می باشد،  ممکن است یک اتفاقی برایش بیافتد.

همچنین مشکل موجود می تواند اضطراب اجتماعی باشد، که تعامل با همکلاسی ها و معلمان را آنقدر برای کودک نگران کننده می کند که وی به جای شرکت در گروه های کاری کوچک، در کلاس ها حضور پیدا نمی کند یا هیچ وقت دست خودش را (به عنوان یک داوطلب برای پاسخ دادن به سوال مطرح شده) بلند نمی کند.

همچنین کودکان دارای اضطراب عمومی شده نسبت به موارد آکادمیک خودشان نگران هستند .

این مورد می تواند منجر به ایجاد استرس زیادی در مورد عملکرد کاملشان شود و این کودکان به دلیل اینکه احساس می کنند عملکردشان زیاد مناسب نمی باشد، از ادامه تحصیل منصرف شوند.

افسردگی.

یکی از علائم اصلی افسردگی عبارت از کاهش علاقمندی نسبت به فعالیت هایی می باشد که کودک در گذشته به آن علاقمند بوده است.

در صورتی که کودک شما در گذشته توسط فعالیت های موجود در مدرسه تهییج می شد و در حال حاضر به همراه بی علاقگی نسبت به مدرسه، یک سری علائمی دیگری همانند تحریک پذیری یا ناراحتی را تجربه می کند، این احتمال وجود دارد که وی از افسردگی رنج ببرد.

OCD. درست به همان روشی که اضطراب منجر به پیشگیری از تمرکز کودک در کلاس می شود، OCD هم می تواند یک سری محدودیت هایی را در این یادگیری ایجاد کند.

کودکان دارای OCD ممکن است آنقدر در رابطه با اشتباه داشتن دچار استرس شوند که ممکن است به دوباره خواندن هر چیزی یا پاک کردن و دوباره نوشتن تکالیف خانگی به صورت مجدد تا زمان کامل شدن، احساس نیاز پیدا کنند.

همچنین ممکن است آنها این احساس را داشته باشند که میز آنها کثیف می باشد و آنقدر در رابطه با این موضوع نگران شوند که نسبت به موارد در حال وقوع در مدرسه بی توجه باشند.

ممکن است این افراد به یک سری وسواس های فکری و تشریفاتی دچار شوند که منجر به پیشگیری از کار مدرسه ای می شود و اینطور به نظر برسد که وی همواره انگیزه محدودی برای یادگیری دارد.

این وضعیت یک فرآیند می باشد

در صورتی که کودک شما دارای یک اختلالی باشد که منجر به پیشگیری از یادگیری می شود، درمان به وی کمک خواهد کرد که انگیزه و فعالیت بیشتری در محیط مدرسه داشته باشد.

در رابطه با کودکانی که نیازی به درمان ندارند، ولی برای انگیزه پیدا کردن نیاز به درمان دارند، یک سری مواردی وجود دارند که والدین و معلمان برای کمک کردن به آنها می توانند انجام دهند.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از کودکان همزمان با بزرگ شدن، انگیزه کافی پیدا خواهند کرد.

دکتر کاروترز معتقد است “زمانی که داشتن انگیزه برای کودک شما سخت باشد، ممکن است که وی در یک دوره رشد باشد، ولی این بدان معنا نمی باشد که وی در آینده موفق نخواهد بود.”

دنیل کوهن[1] -مترجم : کودک و نوجوان


[1] Kristin Carothers

تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان
تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان

صحبت با والدین در مورد یک فرزند ایده آل نشان می دهد که اثر آن ها دوست دارند فرزندی شاد، موفق و با اعتماد به نفس بالا داشته باشند.

هیچ پدر و مادری از داشتن فرزندی خجالتی و با اعتماد به نفس پایین خوشحال نیست و پدر و مادرها برای داشتن کودکی با ویژگی های ذکر شده هزینه های زیادی را متقبل می شوند.

اگر به عنوان والد و یا فردی که در حال آماده شدن برای نقش پدری یا مادری است این مطلب را مطالعه می کنید، پاسخ تان به این سوال چیست؟

آیا کودکان خود به خود با سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس متولد می شوند و یا این ما هستیم که سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس را در آن ها شکل می دهیم؟

به عنوان مشاور کودک و فرزندپروری باید بگویم هیچ کودکی با ویژگی هایی مانند خجالتی بودن و یا کمبود اعتماد به نفس متولد نمی شود.

بنظر می سد باور “ما خانوادتا افراد خجالتی ای هستیم و یا پدرش هم اصلا اعتماد به نفس نداره” کاملا نخ نما شده اند و پژوهش های حاضر از وراثتی بودن مولفه های مذکور حمایت نمی کند.

باتوجه به این مساله با ادامه ی مطلب همراه باشید تا کلیدهای اساسی پرورش کودکی توانمند و با اعتماد به نفس را بیاموزید.


چگونه کودک مان را بدبخت کنیم؟

بدبخت کردن کودک در تمامی طول زندگی اش از فرمول بسیار ساده ای پیروی می کند. بر اساس این فرمول باید گفت ” احساس  ارزشمندی را از فرزندت بگیر تا بدبخت شود”.

بر اساس پژوهش ها مهم ترین عامل موفقیت فردی، عزت نفس است کودکی که از احساس ارزشمندی برخوردار باشد در موقعیت های مختلف به خوبی عمل می کند و به موفقیت می رسد.

اعتماد به نفس نیز از ارتباط تنگاتنگی با عزت نفس برخوردار است. با این تفاوت که اگر عزت نفس را برچسب کلی قیمت فرد به خود در نظر بگیریم، اعتماد به نفس احساس توانمندی در انجام امور جزیی تر است.

به عنوان مثال ممکن است فرزندتان از اعتماد به نفس کافی برای صحبت در جمع برخوردار نباشد اما در ورزش های رزمی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد.


تکنیک های طلایی رشد اعتماد به نفس

  1. نقاط ضعف را بشناسید: همانطور که گفته شد، اعتماد به نفس نسبت به عزت نفس، جزیی تر  است. برای رشد اعتماد به نفس، در ابتدا لازم است از خود سوال کنید، اعتماد به نفس فرزندم در کدام بخش ضعیف است؟ و دلسل ان چیست؟ آیا مورد سرزنش، تمسخر، تحقیر، تحسین بی جا قرار گرفته؟ آیا بیش از حد از او حمایت کرده ام و به توانمندی خود در انجام کار باور ندارد؟

با شناختن حیطه مشکل و ریشه یابی آن می توانید به خوبی مساله را برطرف کنید.

  • تحسین مداوم ممنوع: اگر شما نیز از جمله والدینی هستید که وقتی موفقیت کودک در امتحانات مدرسه، مسابقات و .. را می بینید جمله ای شبیه ” آفرین به تو افتخار می کنم، تو بهترینی” را نثارش می کنید، بهتر است بدانید که در حال انجام یک اشتباه تربیتی اساسی هستید.

پس از شنیدن این جمله کودک احساس می کند “فقط در صورت باعث افتخار هستم که موفق شوم” و آن باور سرآغاز اضطراب، کمال گرایی منفی و مشکلات روانی در او خواهدشد.

چنینی کودکی نمی تواند در شرایط شکست، احساس ارزش کند و ارزشمندی خود را مشروط به موفقیت می داند.

 این در حالی است که زندگی عرصه ی شکست، آزمون و خطا و حرکت در سنگلاخ هایی است که تضمینی در موفق شدن برای عبور از آن ها وجود ندارد.

بهتر است به جای دیدگاه نتیجه گرا، به فرایند تلاش فرزندتان دقت کنید.

مثلا در حین مطالعه برای یک امتحان به او بگویید ” می بینم که برای موفق شدن سخت در تلاشی” و در صورتی که به موفیت کامل نرسید به او بگویید ” تلاشت در طول دوره ی امتحانات عالی بود. مهم اینه که تلاشت رو کردی و بقیه ش خیلی اهمیتی نداره”.

واقعیت آن است که بااین شیوه فرزندی “تلاش گر” تربیت خواهید کرد در حالیکه شیوه ی نتیجه گرا، فرزندی مضطرب، اهمال کار، رقابت جو و تایید طلب پرورش می دهد.

  • سرزنش، تحقیر و تمسخر ممنوع: اگر به دنبال پرورش فرزندی منحصر به فرد  و یگانه هستید، از سرزنش، تحقیر و یا مقایسه ی کودک با دیگران چه بهره ای خواهید برد؟

کودکان دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که در سایه ی تشویق، توجه و پذیرش بی قید و شرط، رشد می کنند.

اگر جملاتی مانند ” دوستت بازم بهتر شد، هچ وقت توی بازی ها برنده نمی شی، تو به درد این کار نمی خوری، حیف! چقد برات هزینه کردم و..” هستید، مطمین باشید به راحتی می توانید اعتماد به نفس کودک تان را بخشکانید.

  • نظرخواهی از کودک: فرقی نمی کند شمادر حال بیرون رفتن برای یک خرید هستید، یا قصد دارید چیدمان وسایل منزل را عوض کنید و یا جلسه ای برای رعایت نظم در خانه دارید.

در تمامی موارد فوق، می توانید نظر فرزندتان را جویا شوید.

می توانید گاهی اوقات طبق سلیقه ی کودک تان لباس بخرید، وسایل را بچینید و یا در مورد راه حل بهتر شدن نظم خانه از او نظرسنجی کنید.

با این شیوه او احساس مهم بودن و ارزشمندی کرده و می تواند به خودش اعتماد کند.

به همین طریق از مسئولیت دهی به کودک متناسب با سنش نیز به منظور ارتقا اعتماد به نفسش استفاده کنید.

  • واقعی باشید و عذرخواهی کنید: در صورت اشتباه، عذر خواهی کنید. از این طریق فرزندتان می فهمد که اشتباه کردن امری طبیعی است و در صورت اشتباه از شما نیز عذر خواهی می کند.

البته یادتان باشد که مجبور کردن کودک به  عذر خواهی در حضور جمع امری بی فایده و کاملا مخرب است

بازی هایی برای رشد اعتماد به نفس

بازی های رشد دهنده ی مهارت های کلامی

با استفاده از این بازی ها، کودک مهارت کلامی بیشتری خواهد داشت و به واسطه ی آن در جمع های دوستانه، کلاسی، خانوادگی و.. به خوبی می درخشد.

  • با سه کلمه ی بی ربط، جمله بساز.
  • قصه خوانی در جمع
  • اجرای نمایش به ویژه در جمع
  • پنج ویژگی مثبت کودک تان را به او بگویید. سپس ، دست او را بگیرید و هر یک از صفات را با ماژیک روی یکی از انگشتانش بنویسید. کودک از این کار لذت زیادی خواهد برد و ضمن احساس دیده شدن، باورش نسبت به توامندی شخصی اش افزایش می یابد.
  • بازی بیا امتحان کنیم: برای این بازی، نقطه ی ضعف اعتماد به نفس در فرزندتان را شناسایی کنید. مثلا ممکن است فرزندتان از صحبت کردن در مقابل جمع ناتوان باشد و یا خجالت بکشد.

سپس برای او داستانی تعریف کنید که شخصیت قصه، مشکل فرزند تان را دارد و با آن مقابله می کند.

در موقعیتی مانند مهمانی یا جمع همسالان با ایجاد هیجان مثبت از کودک بخواهید تا مانند هرمان قصه شجاع باشد و  شعر یا لطیفه ای را با صدای بلند تعریف کند.

در این هنگام لازم است تا حتی کوچک ترین موفقیت او را تشویق کنید و خواهید دید که به مرور زمان او خواهد توانست بر ضعف موجود غلبه کند.

نویسنده : کودک و نوجوان

کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.
کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.

پرخاشگری انواع مختلفی دارد؛ مثلا می تواند از نوع بدنی باشد مثل زدن و گاز گرفتن یا پرخاشگری لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیرکردن

همچنین ممکن است پرخاشگری به صورت تجاوز به حقوق دیگران و زورگویی خود را نشان دهد.

 گاهی والدین رفتارهای پرخاشگرانه را اصولا پرخاشگری تلقی نمی کنند یا حتی تشویق می کنند.

به عنوان مثال وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد، این رفتار را باعرضه بودن تلقی و تشویق می کنند!

اگر نمونه ای از رفتارهای فوق را در کودک تان مشاهده کردید که به صورت مداوم انجام می شود، لازم است به دنبال ریشه یابی و درمان پرخاشگری او باشید.


مهم ترین علل پرخاشگری کودک را در اینجا بخوانید

آیا کودک تان پرخاش را یادگرفته است؟

مسلما یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است.

کودکانی که در زندگی خود الگوهای رفتاری پرخاشگرانه مانند پدر یا مادری عصبانی و پرخاشگر دارند، پرخاشگری را یاد خواهند گرفت و این یادگیری در بازی های آنها نمود خواهد داشت.

 این کودکان اسباب بازی ها را پرتاب می کنند. از آن ها درست استفاده نمی کنند و به آن ها آسیب می رسانند یا هنگام بازی کردن به عروسک ها و شخصیت های بازی ناسزا می گویند و آن ها را کتک می زنند یا تمسخر و تحقیر می کنند.

بنابراین در گام اول لازم است از خودتان سوال کنید “نمره ی پرخاشگری کلامی و غیر کلامی من چند است؟”

آیا مهارت های ارتباطی کودک ضعیف است؟

  • کودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارند معمولا خودانگیخته، بی‌قرار و زودرنج‌اند. این مسئله می تواند ریشه در کمبود مهارت‌های ارتباطی نیز داشته باشد.

کودکی که شیوه ی صحیحی برآورده کردن خواسته هایش را یاد نگرفته است، به روش هایی مانند پرخاشگری بیشتر متوسل می شود.

به فرزندتان یاد دهید تا برای تحقق خواسته هایش، گفت و گو کند. به او بگوییدکه وقتی فریاد می زند، گریه می کند و زور می گوید.

نمی توانید متوجه خواسته اش شوید و برای رسیدن به درخواستش، لازم است آن را بدون تهدید و پرخاش بیان کند.

سبک تربیتی شما، دلیل پرخاشگری کودک.

والدینی که در فرزندپروی خود از شیوه ای مقتدرانه برخوردار نیستند، راه را برای رفتارهای تند کلامی و غیر کلامی کودک باز می کنند.

کودک در مواجه با مادر و یا پدری منفعل و مردد، شروع به جیغ زدن، گریه کردن و زورگویی می کند. زیرا می داند از این راه خواهد توانست به اهداف خود برسد.

بنابراین لازم است شیوه ی برخوردی خود با کودک را اصلاح کنید و مقتدر باشید.

اقتدار به معنای زورگویی نیست. در این شیوه لازم است قوانین و خواسته های منطقی خود را به شکل واضح و شفاف مطرح کنید و آن ها را بدون دلیل تغییر ندهید تا کودک دریبابد که حرف شما یک کلمه است!

والدین زورگو، کودک پرخاشگر

به طور معمول از ۲سالگی و حتی کمی قبل از این سن، نشانه‌های استقلال طلبی و خروج از تابعیت رفتار مادر در کودکان با غذا نخوردن بروز می‌کند.

در صورتیکه این حس استقلال طلبی، به درستی درک نشود و مادر برای غذاخوردن کودک دو ساله به زور متوسل شود، پرخاشگری کودک امری طبیعی خواهد بود.

زور و تهدید در برابر غذا خوردن کودک باعث عدم رشد شخصیت، پرخاشگری و عدم اعتماد به نفس وی در بزرگسالی می‌شود که عوارض روانی متعددی را به همراه دارد.

در حقیقت کودک با غذانخوردن و پرخاشگری می خواهد به شما بفهماند که من بزرگ شده ام و حق انتخاب دارم.

بنابراین در صورتی که علت پرخاشگری کودک تان، مجبور شدن به غذا خوردن است، باز هم لازم است شما به عنوان والد، شیوه ی رفتاری خود را تغییر دهید.

به کودک حق انتخاب دهید و اجازه دهید تا در مورد غذا خوردنش تصمیم بگیرد.

کودک تان حق دارد در این زمینه تصمیم بگیرد و تبعات به موقع غذانخوردن مانند گرسنه ماندن را نیز تجربه کند.

آیا والدی مقایسه گر هستید؟

مقایسه مداوم فرزندان آن هم ازکودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های شان باعث می‌شود که آن ها با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدرو مادر با آن ها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند،  احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد.

احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است. بنابراین به جای مقایسه فرزندتان با بقیه، به استعدادها و علایقش توجه کرده و به او احترام بگذارید.

 با این کار اعتماد به نفس فرزندتان رشد می کند و با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌هایش احساس برتری و سرآمد بودن کرده و خشم کمتری را تجربه می‌کنند.

همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.


موتور تولید خشم را شناسایی و متوقف کنید.

علاوه بر موارد ذکر شده، لازم است موتور تولید خشم در خانواده ی تان را نیز شناسایی و متوقف کنید.

ممکن است پرخاشگری کودک تان منجر به ایجاد چرخه ای معیوب شده باشد. به این صورت که فرزندتان، فریاد می زند، شما از کوره در می روید، فرزندتان بیشتر داد می زند و احتمالا شما نیز عصبانی تر می شوید.

به منظور پیشگیری از گیر کردن در این دور معیوب، مهم ترین ابزاری که نیاز دارید، “حفظ آرامش” است.

اگر کودک تان متوجه شود که می تواند با پرخاشگری و داد زدن، شما را آشفته کند، این کار را خواهد کرد.

بنابراین آرام باشید تا کودک تان دریابد که با داد زدن و توهین به جایی نمی رسد.

سپس در کمال آرامش از فرزندتان بخواهید تا خواسته اش را به صورت شفاف بیان کند.

راهکارهای ساده ی درمان پرخاشگری

حالا که متوجه مهم ترین علل پرخاشگری در فرزندتان شده اید، با اصلاح علل، می توانید پرخاشگری را به حداقل برسانید.

لازم است مقایسه، زورگویی و رفتارهای پرخاشگرانه ی خودتان را کنار بگذارید.

در مواجه با پرخاشگری فرزندتان مقابله به مثل نکنید و به او یاد دهید تا نیازهای خود را به روشی صحیح بیان کند.

مقتدر باشید و الگوی خوبی برای همانندسازی کودک تان باشید.

شاید لازم باشد برای تغییر رویه ی خود، کتاب هایی در زمینه ی نحوه ی ارتباط با کودک و والدگری موثر نیز مطالعه کنید که کتاب “فرهنگ تفاهم با فرزندان، نوشته ی توماس گوردون” یکی از بهترین آن هاست.

در مسیر خاموش کردن پرخاشگری کودک، دو راهکار طلایی زیر را نیز فراموش نکنید.

  1. رفتارهای خلاف پرخاشگری را تشویق کنید.

متمرکز شدن بر پرخاشگری، همیشه هم مفید نیست. در مواردی لازم است طوری برخورد کنید که گویا پرخاشگری کودک را ندیده اید.

اما چشم تان مجهز به ذره بینی است که حتی کوچک ترین رفتارهای مسالمت آمیز و دوستانه را نیز می بیند و تشویق می کند.

  • به رفتارهای پرخاشگرانه بی توجهی کنید.

لازم است به این نکته تاکید کنم که بی توجهی به رفتارهای پرخاشگرانه در صورتی تجویز می شود که شما در حال زورگویی به کودک و یا پافشاری بر خواسته ای نامعقول نباشید.

مثلا اگر کودک تان یاد گرفته است تا با کتک زدن دوستانش از شما تایید بگیرد، لازم است به رفتار پرخاشگرانه اش بی توجه باشید و اگر توانست برای حل مشکل با همسالانش از روشی غیر از زور استفاده کند، او را تشویق کنید.

بازی درمانی چیست؟
بازی درمانی چیست؟

اگراز جمله افرادی هستید که کودک یا فرزندتان را نزد متخصص یا روانشناس برده اید و به دلیل مشکلاتی از جمله افسردگی، پرخاشگری، لجاجت، درخودماندگی، بددهنی، اضطراب، ترس از تاریکی و..

او را نیازمند مراجعه به بازی درمانگر دانسته اند، مطالعه ی این متن می تواند برای تان مفید باشد.

آیا کودک من نیازمند بازی درمانی است؟

همان طور که از کلمه ی “بازی درمانی” مشخص است، این شیوه برای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین در مواردی مطرح است که پای نوعی از اختلالات روانی در میان است.

در این موارد لازم است تا کودک از طریق دریافت مداخلات درمانی بازی محور که ماهیتی استعاری دارند، به سمت حل مشکل حرکت کند.

چرا بازی درمانی؟

همان طور که می دانید، “بازی” زبان ارتباطی کودک با دنیای پیرامونش است. اگر چه یک کودک افسره نمی تواند در مورد یاس و ناامیدی اش صحبت کند.

اما می تواند آن را در بازی هایش به خوبی به نمایش بگذارد و از طریق بازی، درمان شود. به عنوان والد یا مراقب کودک، این مطلب می تواند برای تان در بردارنده ی یک نکته ی اساسی باشد.

شما می توانید بادقت در نحوه ی بازی های فرزندتان، نسبت به حالات روانی او اطلاعاتی کسب کرده و در صورت لزوم هرچه سریع تر جهت استفاده از مداخلات روانشناختی لازم اقدام کنید.

به عنوان مثال والدین یک کودک پرخاشگر این گونه گزارش می کنند که او دراکثر بازی هایش نیز در حال آسیب ردن به عروسک هایش و تنبیه آن هاست.

یک کودک وسواسی ممکن است در بازی هایش نیز حالاتی از وسواس تمیزی بیش از حد، سخت گیری درمورد تمیزی نسبت به عروسک هایش و یا سرزنش کردن آن ها را نشان دهد.


در ذهن کودک مساله دار چه می گذرد؟

شاید به عنوان والد با خود فکر کنید اگر بازی می تواند درمان بخش باشد، بهتر است خودم بازی کردن با کودک را آغاز کنم.

واقعیت آن است که فرایند بازی درمانی، امری کاملا تخصصی، علمی و نیازمند مداخله ی بازی درمانگر است.

به زبان ساده می توان گفت، اگر کودکی، مشکلات رفتاری از جمله وسواس، افسرگی، اضطراب، تنبلی، پرخاشگری، پرخوری و یا بی اشتهایی را نشان می دهد.

در حقیقت با وضعیت های روانی ناتمامی مواجه است که لازم است در طی فرایند بازی درمانی، کامل شوند تا کودک بتواند آن هارا کنار بگذارد.

به عنوان مثال کودکی که خشم فروخورده ی عمیقی نسبت به پدرش دارد، ممکن است آن را در قالب افسردگی و یا پرخاشگری نشان دهد.

آنچه در جریان بازی درمانی اتفاق می افتدآن است که کودک در فضایی کاملا ایمن، مورد پذیرش قرار گرفته و شروع به تجربه ی کامل احساس خشم فروخورده می کند.

در نتیجه ی این امر، او می تواند به این احساس پایان بدهد و رفتارهای پرخاشگرانه ی کمتری بروز دهد.


نکات اساسی در بازی با کودکان

اگر قصد دارید به عنوان پدر و یا مادر، کودکان را به مسیر تربیتی صحیح رهنمود کنید، بهترین ابزاری که در دست دارید “بازی” است.

کودکان در خلال بازی، چیزهای زیادی می آموزند. این در حالی است که گفته ها، توصیه ها و نصیحت های بزرگتر ها در اکثر موارد فاقد تاثیر رفتاری معنادار بر آن هاست.

7 کلید اساسی بازی

  1. برای بازی با کودک، زمانی خاص اختصاص دهید. منظور از زمان خاص آن است که کودک احساس کند برای شما اهمیت دارد و بخشی از زمان شما به بازی کردن با او اختصاص داده شده است.

با اجرای این گام ساده، تاثیر معناداری بر احساس ارزشمندی و عزت نفس او خواهید داشت.

  •  اگر کودک تان مضطرب است می توانید از بازی های جسمی، نوازش کردن و در آغوش گرفتن به منظور کاهش اضطراب او استفاده کنید.
  • اگر کودک تان پرخاشگر و عصبی است، لازم است بدانید او در بخشی از زندگی اش احساس ناکامی را تجربه کرده است.

 بنابراین وقت آن است که در بازی، فضایی را فراهم کنید تا بتواند از طریق غلبه بر محیط، احساس پیروزی کند.

در این شرایط بهتر است از بازی های رهایشی و توام با تخریب و کثیف کاری استفاده کنید. شن بازی، گل بازی، هفت سن، چیدن هرمی شکل لیوان ها و تخریب آن ها نمونه ای از این بازی هاست.

  • بجای سخنرانی به منظور رعایت قوانین در منزل، از موقعیت بازی برای ایجاد فرهنگ قانون پذیری در کودک استفاده کنید.

به عنوان مثال در حالی که همبازی فرزندتان هستید، محدودیت هایی را به صورت مقتدانه و عاری از خشونت وضع کتید و برای تخلف از آن ها، پیامدی طبیعی در نظر بگیرید.

به عنوان مثال ” تا ساعت 5 بازی می کنیم ولی اگر کسی جیغ زد، چون گوش بقیه درد می گیره و صداشو نمی شنوند، از بازی حذف میشه”.

  • بازی کردن می تواند برای شما نیز آرامبخش و مفید باشد. بهتر است در حین بازی از نقش همیشگی “والد” بیرون بیایید. کودک درون تان ر افعال کنید و صرفا بر رابطه ی خوب خود با کودک تان تمرکز کنید.
  • 6)      دوستان خیالی کودک را بپذیرید و با آن ها همراهی کنید. این مساله می تواند به احساسات کودک رسمیت داده و در تقویت خلاقیت او نیز موثر باشد.
  • قبل از اینکه درخواست کودک مبنی بر ادامه ی بازی، شما را خسته و بی حوصله کند، برای بازی، زمانی تعیین کنید و نسبت به آن پای بند باشید.

پرخاشگری و بی حوصلگی شما می تواند زحماتی را که در طی یک ساعت بازی با کودک، متحمل شدید از بین ببرد و هر دوی شما را عصبی و ناراضی کند.

هر آنچه لازم است قبل از مراجعه به بازی درمانگر بدانید

  • بازی درمانی فرایندی تخصصی و یاری کننده است. بنابراین آن را هرگز به تعویق نیندازید.
  • به هنگام مراجعه، اجازه دهید تا فرد متخصص در اتاق درمان با کودک تان تنها باشد و مداخلات لازم را پیش ببرد.
  • اگر نگران تنها ماندن فرزندتان با فرد دیگری هستید، بهتر است نسبت به امنیت مرکزی که به آن مراجعه کرده اید اطمینان حاصل کنید و پس از آن، تا زمانی که درمانگر از شما درخواست نکرده در امر درمان مداخله نکنید.
  • توقع معجزه نداشته باشید: اختلالات فتاری کودکان غالبا مشکلاتی مزمن و زمان بر هستند. بنابراین انتظار تغییر رفتار کودک پس از چند جلسه بازی درمانی، معقول نیست.

پیشنهاد می شود تا زمان تجویز شده توسط متخصص، درمان را ادامه دهید و از قطع خودسرانه ی جلسات خودداری کنید.

چه بسا قطع خودسرانه ی درمان، تاثیراتی به مراتب بدتر از عدم مراجعه داشته باشد. همانند زخمی که باز شده و بدون درمان، به حال خود رهاشود.

  • در 99 درصد موارد، لازم است همزمان با مشارکت کودک در جلسات بازی درمانی، خود شما نیز به یک خانواده درمانگر رجوع کنید.

در غیر این صورت، عوامل خانوادگی جاری، ممکن است مانع از تغییرات رفتاری مثبت در کودک شود و یا رفتار منفی او را به دلایل مختلف حفظ کند.

  • برخی از والدین پس از جلسات بازی درمانی، ممکن است به کودک این گونه بازخورد دهند که ” مشاورت هم گفت که خیلی کله شقی، تو درست بشو نیستی و…”.

این گونه برچسب ها نه تنها منجر به حل مشکل نخواهد شد بلکه می تواند مشکل را تا حد زیادی تشدید کند.

لازم است بدانید که کودک مساله دار، بیش از سرزنش و تحقیر نیازمند حمایت صحیح شما به منظور تغییر رفتار است.