تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

دسته: روانشناسی رشد کودک و نوجوان

تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان
تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان

صحبت با والدین در مورد یک فرزند ایده آل نشان می دهد که اثر آن ها دوست دارند فرزندی شاد، موفق و با اعتماد به نفس بالا داشته باشند.

هیچ پدر و مادری از داشتن فرزندی خجالتی و با اعتماد به نفس پایین خوشحال نیست و پدر و مادرها برای داشتن کودکی با ویژگی های ذکر شده هزینه های زیادی را متقبل می شوند.

اگر به عنوان والد و یا فردی که در حال آماده شدن برای نقش پدری یا مادری است این مطلب را مطالعه می کنید، پاسخ تان به این سوال چیست؟

آیا کودکان خود به خود با سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس متولد می شوند و یا این ما هستیم که سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس را در آن ها شکل می دهیم؟

به عنوان مشاور کودک و فرزندپروری باید بگویم هیچ کودکی با ویژگی هایی مانند خجالتی بودن و یا کمبود اعتماد به نفس متولد نمی شود.

بنظر می سد باور “ما خانوادتا افراد خجالتی ای هستیم و یا پدرش هم اصلا اعتماد به نفس نداره” کاملا نخ نما شده اند و پژوهش های حاضر از وراثتی بودن مولفه های مذکور حمایت نمی کند.

باتوجه به این مساله با ادامه ی مطلب همراه باشید تا کلیدهای اساسی پرورش کودکی توانمند و با اعتماد به نفس را بیاموزید.


چگونه کودک مان را بدبخت کنیم؟

بدبخت کردن کودک در تمامی طول زندگی اش از فرمول بسیار ساده ای پیروی می کند. بر اساس این فرمول باید گفت ” احساس  ارزشمندی را از فرزندت بگیر تا بدبخت شود”.

بر اساس پژوهش ها مهم ترین عامل موفقیت فردی، عزت نفس است کودکی که از احساس ارزشمندی برخوردار باشد در موقعیت های مختلف به خوبی عمل می کند و به موفقیت می رسد.

اعتماد به نفس نیز از ارتباط تنگاتنگی با عزت نفس برخوردار است. با این تفاوت که اگر عزت نفس را برچسب کلی قیمت فرد به خود در نظر بگیریم، اعتماد به نفس احساس توانمندی در انجام امور جزیی تر است.

به عنوان مثال ممکن است فرزندتان از اعتماد به نفس کافی برای صحبت در جمع برخوردار نباشد اما در ورزش های رزمی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد.


تکنیک های طلایی رشد اعتماد به نفس

  1. نقاط ضعف را بشناسید: همانطور که گفته شد، اعتماد به نفس نسبت به عزت نفس، جزیی تر  است. برای رشد اعتماد به نفس، در ابتدا لازم است از خود سوال کنید، اعتماد به نفس فرزندم در کدام بخش ضعیف است؟ و دلسل ان چیست؟ آیا مورد سرزنش، تمسخر، تحقیر، تحسین بی جا قرار گرفته؟ آیا بیش از حد از او حمایت کرده ام و به توانمندی خود در انجام کار باور ندارد؟

با شناختن حیطه مشکل و ریشه یابی آن می توانید به خوبی مساله را برطرف کنید.

  • تحسین مداوم ممنوع: اگر شما نیز از جمله والدینی هستید که وقتی موفقیت کودک در امتحانات مدرسه، مسابقات و .. را می بینید جمله ای شبیه ” آفرین به تو افتخار می کنم، تو بهترینی” را نثارش می کنید، بهتر است بدانید که در حال انجام یک اشتباه تربیتی اساسی هستید.

پس از شنیدن این جمله کودک احساس می کند “فقط در صورت باعث افتخار هستم که موفق شوم” و آن باور سرآغاز اضطراب، کمال گرایی منفی و مشکلات روانی در او خواهدشد.

چنینی کودکی نمی تواند در شرایط شکست، احساس ارزش کند و ارزشمندی خود را مشروط به موفقیت می داند.

 این در حالی است که زندگی عرصه ی شکست، آزمون و خطا و حرکت در سنگلاخ هایی است که تضمینی در موفق شدن برای عبور از آن ها وجود ندارد.

بهتر است به جای دیدگاه نتیجه گرا، به فرایند تلاش فرزندتان دقت کنید.

مثلا در حین مطالعه برای یک امتحان به او بگویید ” می بینم که برای موفق شدن سخت در تلاشی” و در صورتی که به موفیت کامل نرسید به او بگویید ” تلاشت در طول دوره ی امتحانات عالی بود. مهم اینه که تلاشت رو کردی و بقیه ش خیلی اهمیتی نداره”.

واقعیت آن است که بااین شیوه فرزندی “تلاش گر” تربیت خواهید کرد در حالیکه شیوه ی نتیجه گرا، فرزندی مضطرب، اهمال کار، رقابت جو و تایید طلب پرورش می دهد.

  • سرزنش، تحقیر و تمسخر ممنوع: اگر به دنبال پرورش فرزندی منحصر به فرد  و یگانه هستید، از سرزنش، تحقیر و یا مقایسه ی کودک با دیگران چه بهره ای خواهید برد؟

کودکان دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که در سایه ی تشویق، توجه و پذیرش بی قید و شرط، رشد می کنند.

اگر جملاتی مانند ” دوستت بازم بهتر شد، هچ وقت توی بازی ها برنده نمی شی، تو به درد این کار نمی خوری، حیف! چقد برات هزینه کردم و..” هستید، مطمین باشید به راحتی می توانید اعتماد به نفس کودک تان را بخشکانید.

  • نظرخواهی از کودک: فرقی نمی کند شمادر حال بیرون رفتن برای یک خرید هستید، یا قصد دارید چیدمان وسایل منزل را عوض کنید و یا جلسه ای برای رعایت نظم در خانه دارید.

در تمامی موارد فوق، می توانید نظر فرزندتان را جویا شوید.

می توانید گاهی اوقات طبق سلیقه ی کودک تان لباس بخرید، وسایل را بچینید و یا در مورد راه حل بهتر شدن نظم خانه از او نظرسنجی کنید.

با این شیوه او احساس مهم بودن و ارزشمندی کرده و می تواند به خودش اعتماد کند.

به همین طریق از مسئولیت دهی به کودک متناسب با سنش نیز به منظور ارتقا اعتماد به نفسش استفاده کنید.

  • واقعی باشید و عذرخواهی کنید: در صورت اشتباه، عذر خواهی کنید. از این طریق فرزندتان می فهمد که اشتباه کردن امری طبیعی است و در صورت اشتباه از شما نیز عذر خواهی می کند.

البته یادتان باشد که مجبور کردن کودک به  عذر خواهی در حضور جمع امری بی فایده و کاملا مخرب است

بازی هایی برای رشد اعتماد به نفس

بازی های رشد دهنده ی مهارت های کلامی

با استفاده از این بازی ها، کودک مهارت کلامی بیشتری خواهد داشت و به واسطه ی آن در جمع های دوستانه، کلاسی، خانوادگی و.. به خوبی می درخشد.

  • با سه کلمه ی بی ربط، جمله بساز.
  • قصه خوانی در جمع
  • اجرای نمایش به ویژه در جمع
  • پنج ویژگی مثبت کودک تان را به او بگویید. سپس ، دست او را بگیرید و هر یک از صفات را با ماژیک روی یکی از انگشتانش بنویسید. کودک از این کار لذت زیادی خواهد برد و ضمن احساس دیده شدن، باورش نسبت به توامندی شخصی اش افزایش می یابد.
  • بازی بیا امتحان کنیم: برای این بازی، نقطه ی ضعف اعتماد به نفس در فرزندتان را شناسایی کنید. مثلا ممکن است فرزندتان از صحبت کردن در مقابل جمع ناتوان باشد و یا خجالت بکشد.

سپس برای او داستانی تعریف کنید که شخصیت قصه، مشکل فرزند تان را دارد و با آن مقابله می کند.

در موقعیتی مانند مهمانی یا جمع همسالان با ایجاد هیجان مثبت از کودک بخواهید تا مانند هرمان قصه شجاع باشد و  شعر یا لطیفه ای را با صدای بلند تعریف کند.

در این هنگام لازم است تا حتی کوچک ترین موفقیت او را تشویق کنید و خواهید دید که به مرور زمان او خواهد توانست بر ضعف موجود غلبه کند.

نویسنده : کودک و نوجوان

کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.
کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.

پرخاشگری انواع مختلفی دارد؛ مثلا می تواند از نوع بدنی باشد مثل زدن و گاز گرفتن یا پرخاشگری لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیرکردن

همچنین ممکن است پرخاشگری به صورت تجاوز به حقوق دیگران و زورگویی خود را نشان دهد.

 گاهی والدین رفتارهای پرخاشگرانه را اصولا پرخاشگری تلقی نمی کنند یا حتی تشویق می کنند.

به عنوان مثال وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد، این رفتار را باعرضه بودن تلقی و تشویق می کنند!

اگر نمونه ای از رفتارهای فوق را در کودک تان مشاهده کردید که به صورت مداوم انجام می شود، لازم است به دنبال ریشه یابی و درمان پرخاشگری او باشید.


مهم ترین علل پرخاشگری کودک را در اینجا بخوانید

آیا کودک تان پرخاش را یادگرفته است؟

مسلما یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است.

کودکانی که در زندگی خود الگوهای رفتاری پرخاشگرانه مانند پدر یا مادری عصبانی و پرخاشگر دارند، پرخاشگری را یاد خواهند گرفت و این یادگیری در بازی های آنها نمود خواهد داشت.

 این کودکان اسباب بازی ها را پرتاب می کنند. از آن ها درست استفاده نمی کنند و به آن ها آسیب می رسانند یا هنگام بازی کردن به عروسک ها و شخصیت های بازی ناسزا می گویند و آن ها را کتک می زنند یا تمسخر و تحقیر می کنند.

بنابراین در گام اول لازم است از خودتان سوال کنید “نمره ی پرخاشگری کلامی و غیر کلامی من چند است؟”

آیا مهارت های ارتباطی کودک ضعیف است؟

  • کودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارند معمولا خودانگیخته، بی‌قرار و زودرنج‌اند. این مسئله می تواند ریشه در کمبود مهارت‌های ارتباطی نیز داشته باشد.

کودکی که شیوه ی صحیحی برآورده کردن خواسته هایش را یاد نگرفته است، به روش هایی مانند پرخاشگری بیشتر متوسل می شود.

به فرزندتان یاد دهید تا برای تحقق خواسته هایش، گفت و گو کند. به او بگوییدکه وقتی فریاد می زند، گریه می کند و زور می گوید.

نمی توانید متوجه خواسته اش شوید و برای رسیدن به درخواستش، لازم است آن را بدون تهدید و پرخاش بیان کند.

سبک تربیتی شما، دلیل پرخاشگری کودک.

والدینی که در فرزندپروی خود از شیوه ای مقتدرانه برخوردار نیستند، راه را برای رفتارهای تند کلامی و غیر کلامی کودک باز می کنند.

کودک در مواجه با مادر و یا پدری منفعل و مردد، شروع به جیغ زدن، گریه کردن و زورگویی می کند. زیرا می داند از این راه خواهد توانست به اهداف خود برسد.

بنابراین لازم است شیوه ی برخوردی خود با کودک را اصلاح کنید و مقتدر باشید.

اقتدار به معنای زورگویی نیست. در این شیوه لازم است قوانین و خواسته های منطقی خود را به شکل واضح و شفاف مطرح کنید و آن ها را بدون دلیل تغییر ندهید تا کودک دریبابد که حرف شما یک کلمه است!

والدین زورگو، کودک پرخاشگر

به طور معمول از ۲سالگی و حتی کمی قبل از این سن، نشانه‌های استقلال طلبی و خروج از تابعیت رفتار مادر در کودکان با غذا نخوردن بروز می‌کند.

در صورتیکه این حس استقلال طلبی، به درستی درک نشود و مادر برای غذاخوردن کودک دو ساله به زور متوسل شود، پرخاشگری کودک امری طبیعی خواهد بود.

زور و تهدید در برابر غذا خوردن کودک باعث عدم رشد شخصیت، پرخاشگری و عدم اعتماد به نفس وی در بزرگسالی می‌شود که عوارض روانی متعددی را به همراه دارد.

در حقیقت کودک با غذانخوردن و پرخاشگری می خواهد به شما بفهماند که من بزرگ شده ام و حق انتخاب دارم.

بنابراین در صورتی که علت پرخاشگری کودک تان، مجبور شدن به غذا خوردن است، باز هم لازم است شما به عنوان والد، شیوه ی رفتاری خود را تغییر دهید.

به کودک حق انتخاب دهید و اجازه دهید تا در مورد غذا خوردنش تصمیم بگیرد.

کودک تان حق دارد در این زمینه تصمیم بگیرد و تبعات به موقع غذانخوردن مانند گرسنه ماندن را نیز تجربه کند.

آیا والدی مقایسه گر هستید؟

مقایسه مداوم فرزندان آن هم ازکودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های شان باعث می‌شود که آن ها با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدرو مادر با آن ها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند،  احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد.

احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است. بنابراین به جای مقایسه فرزندتان با بقیه، به استعدادها و علایقش توجه کرده و به او احترام بگذارید.

 با این کار اعتماد به نفس فرزندتان رشد می کند و با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌هایش احساس برتری و سرآمد بودن کرده و خشم کمتری را تجربه می‌کنند.

همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.


موتور تولید خشم را شناسایی و متوقف کنید.

علاوه بر موارد ذکر شده، لازم است موتور تولید خشم در خانواده ی تان را نیز شناسایی و متوقف کنید.

ممکن است پرخاشگری کودک تان منجر به ایجاد چرخه ای معیوب شده باشد. به این صورت که فرزندتان، فریاد می زند، شما از کوره در می روید، فرزندتان بیشتر داد می زند و احتمالا شما نیز عصبانی تر می شوید.

به منظور پیشگیری از گیر کردن در این دور معیوب، مهم ترین ابزاری که نیاز دارید، “حفظ آرامش” است.

اگر کودک تان متوجه شود که می تواند با پرخاشگری و داد زدن، شما را آشفته کند، این کار را خواهد کرد.

بنابراین آرام باشید تا کودک تان دریابد که با داد زدن و توهین به جایی نمی رسد.

سپس در کمال آرامش از فرزندتان بخواهید تا خواسته اش را به صورت شفاف بیان کند.

راهکارهای ساده ی درمان پرخاشگری

حالا که متوجه مهم ترین علل پرخاشگری در فرزندتان شده اید، با اصلاح علل، می توانید پرخاشگری را به حداقل برسانید.

لازم است مقایسه، زورگویی و رفتارهای پرخاشگرانه ی خودتان را کنار بگذارید.

در مواجه با پرخاشگری فرزندتان مقابله به مثل نکنید و به او یاد دهید تا نیازهای خود را به روشی صحیح بیان کند.

مقتدر باشید و الگوی خوبی برای همانندسازی کودک تان باشید.

شاید لازم باشد برای تغییر رویه ی خود، کتاب هایی در زمینه ی نحوه ی ارتباط با کودک و والدگری موثر نیز مطالعه کنید که کتاب “فرهنگ تفاهم با فرزندان، نوشته ی توماس گوردون” یکی از بهترین آن هاست.

در مسیر خاموش کردن پرخاشگری کودک، دو راهکار طلایی زیر را نیز فراموش نکنید.

  1. رفتارهای خلاف پرخاشگری را تشویق کنید.

متمرکز شدن بر پرخاشگری، همیشه هم مفید نیست. در مواردی لازم است طوری برخورد کنید که گویا پرخاشگری کودک را ندیده اید.

اما چشم تان مجهز به ذره بینی است که حتی کوچک ترین رفتارهای مسالمت آمیز و دوستانه را نیز می بیند و تشویق می کند.

  • به رفتارهای پرخاشگرانه بی توجهی کنید.

لازم است به این نکته تاکید کنم که بی توجهی به رفتارهای پرخاشگرانه در صورتی تجویز می شود که شما در حال زورگویی به کودک و یا پافشاری بر خواسته ای نامعقول نباشید.

مثلا اگر کودک تان یاد گرفته است تا با کتک زدن دوستانش از شما تایید بگیرد، لازم است به رفتار پرخاشگرانه اش بی توجه باشید و اگر توانست برای حل مشکل با همسالانش از روشی غیر از زور استفاده کند، او را تشویق کنید.

بازی درمانی چیست؟
بازی درمانی چیست؟

اگراز جمله افرادی هستید که کودک یا فرزندتان را نزد متخصص یا روانشناس برده اید و به دلیل مشکلاتی از جمله افسردگی، پرخاشگری، لجاجت، درخودماندگی، بددهنی، اضطراب، ترس از تاریکی و..

او را نیازمند مراجعه به بازی درمانگر دانسته اند، مطالعه ی این متن می تواند برای تان مفید باشد.

آیا کودک من نیازمند بازی درمانی است؟

همان طور که از کلمه ی “بازی درمانی” مشخص است، این شیوه برای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین در مواردی مطرح است که پای نوعی از اختلالات روانی در میان است.

در این موارد لازم است تا کودک از طریق دریافت مداخلات درمانی بازی محور که ماهیتی استعاری دارند، به سمت حل مشکل حرکت کند.

چرا بازی درمانی؟

همان طور که می دانید، “بازی” زبان ارتباطی کودک با دنیای پیرامونش است. اگر چه یک کودک افسره نمی تواند در مورد یاس و ناامیدی اش صحبت کند.

اما می تواند آن را در بازی هایش به خوبی به نمایش بگذارد و از طریق بازی، درمان شود. به عنوان والد یا مراقب کودک، این مطلب می تواند برای تان در بردارنده ی یک نکته ی اساسی باشد.

شما می توانید بادقت در نحوه ی بازی های فرزندتان، نسبت به حالات روانی او اطلاعاتی کسب کرده و در صورت لزوم هرچه سریع تر جهت استفاده از مداخلات روانشناختی لازم اقدام کنید.

به عنوان مثال والدین یک کودک پرخاشگر این گونه گزارش می کنند که او دراکثر بازی هایش نیز در حال آسیب ردن به عروسک هایش و تنبیه آن هاست.

یک کودک وسواسی ممکن است در بازی هایش نیز حالاتی از وسواس تمیزی بیش از حد، سخت گیری درمورد تمیزی نسبت به عروسک هایش و یا سرزنش کردن آن ها را نشان دهد.


در ذهن کودک مساله دار چه می گذرد؟

شاید به عنوان والد با خود فکر کنید اگر بازی می تواند درمان بخش باشد، بهتر است خودم بازی کردن با کودک را آغاز کنم.

واقعیت آن است که فرایند بازی درمانی، امری کاملا تخصصی، علمی و نیازمند مداخله ی بازی درمانگر است.

به زبان ساده می توان گفت، اگر کودکی، مشکلات رفتاری از جمله وسواس، افسرگی، اضطراب، تنبلی، پرخاشگری، پرخوری و یا بی اشتهایی را نشان می دهد.

در حقیقت با وضعیت های روانی ناتمامی مواجه است که لازم است در طی فرایند بازی درمانی، کامل شوند تا کودک بتواند آن هارا کنار بگذارد.

به عنوان مثال کودکی که خشم فروخورده ی عمیقی نسبت به پدرش دارد، ممکن است آن را در قالب افسردگی و یا پرخاشگری نشان دهد.

آنچه در جریان بازی درمانی اتفاق می افتدآن است که کودک در فضایی کاملا ایمن، مورد پذیرش قرار گرفته و شروع به تجربه ی کامل احساس خشم فروخورده می کند.

در نتیجه ی این امر، او می تواند به این احساس پایان بدهد و رفتارهای پرخاشگرانه ی کمتری بروز دهد.


نکات اساسی در بازی با کودکان

اگر قصد دارید به عنوان پدر و یا مادر، کودکان را به مسیر تربیتی صحیح رهنمود کنید، بهترین ابزاری که در دست دارید “بازی” است.

کودکان در خلال بازی، چیزهای زیادی می آموزند. این در حالی است که گفته ها، توصیه ها و نصیحت های بزرگتر ها در اکثر موارد فاقد تاثیر رفتاری معنادار بر آن هاست.

7 کلید اساسی بازی

  1. برای بازی با کودک، زمانی خاص اختصاص دهید. منظور از زمان خاص آن است که کودک احساس کند برای شما اهمیت دارد و بخشی از زمان شما به بازی کردن با او اختصاص داده شده است.

با اجرای این گام ساده، تاثیر معناداری بر احساس ارزشمندی و عزت نفس او خواهید داشت.

  •  اگر کودک تان مضطرب است می توانید از بازی های جسمی، نوازش کردن و در آغوش گرفتن به منظور کاهش اضطراب او استفاده کنید.
  • اگر کودک تان پرخاشگر و عصبی است، لازم است بدانید او در بخشی از زندگی اش احساس ناکامی را تجربه کرده است.

 بنابراین وقت آن است که در بازی، فضایی را فراهم کنید تا بتواند از طریق غلبه بر محیط، احساس پیروزی کند.

در این شرایط بهتر است از بازی های رهایشی و توام با تخریب و کثیف کاری استفاده کنید. شن بازی، گل بازی، هفت سن، چیدن هرمی شکل لیوان ها و تخریب آن ها نمونه ای از این بازی هاست.

  • بجای سخنرانی به منظور رعایت قوانین در منزل، از موقعیت بازی برای ایجاد فرهنگ قانون پذیری در کودک استفاده کنید.

به عنوان مثال در حالی که همبازی فرزندتان هستید، محدودیت هایی را به صورت مقتدانه و عاری از خشونت وضع کتید و برای تخلف از آن ها، پیامدی طبیعی در نظر بگیرید.

به عنوان مثال ” تا ساعت 5 بازی می کنیم ولی اگر کسی جیغ زد، چون گوش بقیه درد می گیره و صداشو نمی شنوند، از بازی حذف میشه”.

  • بازی کردن می تواند برای شما نیز آرامبخش و مفید باشد. بهتر است در حین بازی از نقش همیشگی “والد” بیرون بیایید. کودک درون تان ر افعال کنید و صرفا بر رابطه ی خوب خود با کودک تان تمرکز کنید.
  • 6)      دوستان خیالی کودک را بپذیرید و با آن ها همراهی کنید. این مساله می تواند به احساسات کودک رسمیت داده و در تقویت خلاقیت او نیز موثر باشد.
  • قبل از اینکه درخواست کودک مبنی بر ادامه ی بازی، شما را خسته و بی حوصله کند، برای بازی، زمانی تعیین کنید و نسبت به آن پای بند باشید.

پرخاشگری و بی حوصلگی شما می تواند زحماتی را که در طی یک ساعت بازی با کودک، متحمل شدید از بین ببرد و هر دوی شما را عصبی و ناراضی کند.

هر آنچه لازم است قبل از مراجعه به بازی درمانگر بدانید

  • بازی درمانی فرایندی تخصصی و یاری کننده است. بنابراین آن را هرگز به تعویق نیندازید.
  • به هنگام مراجعه، اجازه دهید تا فرد متخصص در اتاق درمان با کودک تان تنها باشد و مداخلات لازم را پیش ببرد.
  • اگر نگران تنها ماندن فرزندتان با فرد دیگری هستید، بهتر است نسبت به امنیت مرکزی که به آن مراجعه کرده اید اطمینان حاصل کنید و پس از آن، تا زمانی که درمانگر از شما درخواست نکرده در امر درمان مداخله نکنید.
  • توقع معجزه نداشته باشید: اختلالات فتاری کودکان غالبا مشکلاتی مزمن و زمان بر هستند. بنابراین انتظار تغییر رفتار کودک پس از چند جلسه بازی درمانی، معقول نیست.

پیشنهاد می شود تا زمان تجویز شده توسط متخصص، درمان را ادامه دهید و از قطع خودسرانه ی جلسات خودداری کنید.

چه بسا قطع خودسرانه ی درمان، تاثیراتی به مراتب بدتر از عدم مراجعه داشته باشد. همانند زخمی که باز شده و بدون درمان، به حال خود رهاشود.

  • در 99 درصد موارد، لازم است همزمان با مشارکت کودک در جلسات بازی درمانی، خود شما نیز به یک خانواده درمانگر رجوع کنید.

در غیر این صورت، عوامل خانوادگی جاری، ممکن است مانع از تغییرات رفتاری مثبت در کودک شود و یا رفتار منفی او را به دلایل مختلف حفظ کند.

  • برخی از والدین پس از جلسات بازی درمانی، ممکن است به کودک این گونه بازخورد دهند که ” مشاورت هم گفت که خیلی کله شقی، تو درست بشو نیستی و…”.

این گونه برچسب ها نه تنها منجر به حل مشکل نخواهد شد بلکه می تواند مشکل را تا حد زیادی تشدید کند.

لازم است بدانید که کودک مساله دار، بیش از سرزنش و تحقیر نیازمند حمایت صحیح شما به منظور تغییر رفتار است.

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان
اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودکان و نوجوانان

تعریف

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی[1] (ODD) یک اختلالی می باشد که بیشتر در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

ویژگی های این اختلال عبارت از رفتار منفی، نافرمانی یا بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتار آزمایشی نرمال مشاهده شده در اکثر کودکان و در زمان های مختلف، بدتر می باشد.

اکثر کودکان در دوره های مختلفی با مشکلاتی مواجه می شوند، به خصوص در طول دوره 18 ماه تا سه سال و بعدا در طول دوره نوجوانی.

این دوره های سخت بخشی از فرآیند رشد نرمال مربوط به بدست آوردن احساس قوی تری نسبت به فردیت و جدا شدن از والدین می باشد.

با این وجود، ODD یک نوع رفتار بی اعتنایی می باشد که نسبت به رفتارهای فردی نرمال طولانی تر و شدیدتر می باشد، ولی آنقدر افراطی نمی باشد که شامل تخلف از قواعد اجتماعی یا حقوق دیگران باشد.

راهنمای متخصصان سلامت روانی، راهنمای آماری و تشخیص اختلالات آماری، چهارمین چاپ، تجدید چاپ متنی[2] (DSM – IV – TR)، ODD را به عنوان یکی از اختلالات رفتار مختل کننده دسته بندی کرده است.

تعریف

کودکانی که دارای ODD هستند، در اغلب مواقع نافرمانی می کنند. آنها به راحتی عصبانی می شوند و ممکن است که در اکثر مواقع عصبانی به نظر برسند.

کودکان بسیار جوان دارای این نوع اختلال، نسبت به مواردی که بی ارزش به نظر می رسند، کج خلقی های شدیدی نشان خواهند داد که 30 دقیقه یا بیشتر طول می کشد.

علاوه بر این، کودک دارای ODD در اغلب مواقع جر و بحث هایی را شروع خواهد کرد و به آن ادامه خواهد داد.

پیروز شدن در یک جر و بحث یک مورد مهمی برای کودکان دارای این نوع اختلال محسوب می شود.

حتی در صورتی که این فرد جوان بداند که برتری خودش را از دست خواهد داد یا برای ادامه دادن به کج خلقی یا جر و بحث مجازات خواهد شد، قادر به متوقف کردن این شرایط نخواهد بود.

با این وجود، اکثر کودکان دارای ODD، خودشان را به عنوان یک فرد جر و بحث کننده یا مشکل در نظر نخواهند گرفت.

برای این کودکان، مقصر دانستن سایر افراد به خاطر مشکلاتی که برایشان ایجاد شده است، یک مورد معمولی می باشد.

چنین کودکانی می توانند کمال گرا باشند و با در نظر گرفتن تخلفاتی که به عنوان یک رفتار صحیح در نظر می گیرند، احساس عدالت قویتری داشته باشند.

آنها در برابر دیگران ناشکیبا و بی تحمل هستند. احتمال جر و بحث شفاهی این افراد با سایر افراد، بیشتر از بروز درگیری های فیزیکی توسط این افراد می باشد.

سایر کودکان یا نوجوانان دارای ODD، ممکن است تلاش کنند با اذیت کردن عمدی یا انتقاد کردن، سایر افراد را تحریک کنند.

برای مثال، یک نوجوان می تواند روش یا صحبت کردن و یا لباس پوشیدن یک فرد را مورد انتقاد قرار بدهد.

این رفتار های ایجاد تضاد، معمولا از طریق یک مظهر قدرت، همانند یک سرپرست، مربی یا معلم اعمال می شود.

با این وجود، نوجوانانی که در آنها ODD تشخیص داده شده است، همچنین می توانند افراد زورگویی باشند که از مهارت های زبانی خودشان برای طعنه زدن  یا سوء استفاده از سایر کودکان استفاده می کنند.


[1] Oppositional defiant disorder

[2] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders , fourth edition, text revision


عوامل و علائم

متن

عوامل

ODD به عنوان یک مشکل برای خانواده ها و نه برای افراد، نامگذاری شده است. این مشکل در خانواده هایی صورت می گیرد که برخی از فاکتورهای زیر یا تمامی آنها در آن خانواده وجود داشته باشند:

  • محدودیت های اعمال شده از طریق والدین بیش از حد سخت گیرانه یا سهل انگار می باشند، یا با یک ترکیب ناسازگارانه از هر دو این موارد می باشند.
  • زندگی خانواده بدون ساختار مشخص می باشد؛ قواعد، محدودیت ها و نظم ها نامعین می باشند یا به صورت ناسازگارانه ای اعمال می شوند.
  • حداقل یکی از والدین، رفتار متضادی در تعاملات خودش با سایر افراد دارد.
  • برای مثال، ممکن است که پدر یا مادر در مقابل کودک خودشان، جر و بحث های زیادی با همسایه ها، کارمندان مغازه، سایر اعضای خانواده و غیره داشته باشد.
  • حداقل یکی از والدین به دلیل مشکلات عاطفی والدین (همانند افسردگی)، جدایی یا طلاق و یا ساعات کاری، به صورت فیزیکی یا عاطفی در دسترس کودک نمی باشند.

رفتار بی اعتنایی صورت گرفته از طرف کودک، می تواند یک رفتاری برای احساس ایمنی یا به دست آوردن کنترل باشد.

همچنین این رفتار می تواند نشان دهنده تلاش برای جلب توجه یک سرپرست بی مسولیت و بی علاقه باشد.

همچنین ممکن است که فاکتورهای ژنتیکی در ODD وجود داشته باشند؛ به نظر می رسد که این اختلال در اغلب مواقع در خانواده ها صورت می گیرند.

با این وجود، این الگو می تواند نشان دهنده رفتار انعکاسی باشد که از نسل های قبلی یاد گرفته شده است و منعکس کننده تاثیرات ژن یا ژن های اختلالی نباشد.

علائم

بر اساس DSM – IV – TR، تشخیص ODD می تواند در کودکانی صورت بگیرد که معیار های زیر را دارند، و باعث خواهد شد .

این رفتارها در مقایسه با حالت معمولی این رفتارها در کودکان دارای سن و سطح رشد مناسب، به میزان بیشتری در افراد ODD مشاهده شود.

یک الگوی رفتار منفی، خسمانه و بی اعتنایی که حداقل به مدت شش ماه به طول می کشد، و شامل چهار (یا بیشتر از چهار) مورد از موارد پایینی در کودک وجود دارد. کودک:

  • کنترل وضعیت خودش را از دست می دهد
  • بیش از حد به افراد بزرگسال اصرار می کند
  • در اغلب مواقع نسبت به قواعد یا درخواست های افراد بزرگسال بی توجهی می کند
  • به صورت تعمدی تلاش می کند تا افراد را تحریک کند
  • به خاطر اشتباهات یا بدرفتاری های خودش، سایر افراد را سرزنش می کند
  • در اغلب مواقع، به صورت سریع از طریق سایر افراد تحریک می شود
  • در اغلب مواقع خشمگین و بی میل است
  • در اغلب مواقع کینه توز است

به منظور تشخیص دادن اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در کودک، باید اختلالات رفتاری منجر ایجاد اختلال قابل توجهی در عملکرد اجتماعی، آکادمیکی یا شغلی شود و این رفتار نباید صرفا در طول دوره های روان پریشی یا اختلال روانی صورت بگیرد.

علاوه بر این، کودک نباید معیارهای مربوط به اختلال کرداری[1] را داشته باشد که یک نوع اختلال رفتاری[2] شدیدی می باشد.

در صورتی که فرد جوان 18 ساله یا بزرگتر باشد، نباید معیارهای اختلال شخصیتی ضداجتماعی را داشته باشد


[1] Conduct Disorder

[2] Behavioral Disorder


آمارها

فرض بر این است که اختلال بی اعتنایی و نافرمانی، تقریبا  در 6% از کودکان ایالات متحده صورت می گیرد.

این اختلال در بین افراد دارای وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین تر، در سطح گسترده تری رواج دارد.

در یکی از مطالعات صورت گرفته، در 8% از کودکان مربوط به خانواده های کم درآمد، ODD تشخیص داده شده بود. این اختلال معمولا در سن شش سالگی کودک مشخص می شود.

قبل از سن نوجوانی (در 9 تا 12 سالگی) میزان تشخیص این اختلال در پسران بیشتر از دختران می باشد، ولی میزان این تشخیص در دوره نوجوانی، ما بین دختران و پسران یکسان می باشد.

تخمین زده شده است که در حدود یک سوم از کودکانی که دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی[1] (ADHD) هستند، همچنین دارای ODD هم می باشند.

کودکانی که ODD دارند، در اغلب موارد به عنوان افراد مضطرب یا افسرده هم شناخته می شوند.

تشخیص

اختلال بی اعتنایی و نافرمانی در زمانی تشخیص داده می شود که مشکل رفتاری کودک بیش از شش ماه به طول بکشد.

هیچ نوع آزمون یا آزمایش استانداردی برای تشخیص ODD وجود ندارد. به منظور مشخص کردن اینکه هیچ نوع مشکل بالینی منجر به این رفتار کودک نمی شود، می توان یک بررسی پزشکی کاملی را بر روی کودک انجام داد.

بعد از ارزیابی بالینی، باید یک ارزیابی روانشناختی از کودک صورت بگیرد که شامل مصاحبه با یک متخصص سلامت روان می باشد.

همچنین متخصص سلامت روان می تواند با والدین و معلمان کودک هم مصاحبه انجام دهد.

در برخی مواقع آزمون های روانشناختی به کودک داده می شود و با پاسخ دادن کودک به آن پرسشنامه ها، وجود داشتن سایر اختلالات مشخص می شود.

ارزیابی ODD شامل مشخص کردن یک اختلال رفتاری اختلال آورتری می باشد که به عنوان اختلال کارکردی شناخته می شود.

CD مشابه ODD می باشد، ولی همچنین شامل پرخاشگری فیزیکی نسبت به سایر افراد هم می باشد، همانند مبارزه کردن یا به صورت تعمدی تلاش کردن برای آسیب رساندن به یک شخص دیگر.

همچنین کودکان دارای CD، به صورت مکرری قوانین را زیر پا می گذارند و برای مثال، از طریق دزدی کردن، به حقوق سایر افراد تعرض می کنند.

آنها در مقایسه با کودکان ODD تمایل بیشتری به نامشخص شدن دارند و به همین دلیل دروغ می گویند و برخی از رفتارهای غیرقابل قبول خودشان را به صورت مخفی نگه می دارند.

تشخیص ODD می تواند سطح شدت آن به صورت خفیف، متوسط یا شدید را مشخص کند.


[1] attention-deficit/hyperactivity disorder

درمان ها

درمان ODD بر روی هر دو مورد کودک و والدین متمرکز است. اهداف درمانی شامل کمک به کودک برای احساس محافظت شدن و ایمنی و آموزش به وی برای داشتن رفتار مناسب می باشد.

ممکن است که والدین به یادگیری نحوه اعمال محدودیت های مناسب برای یک کودک و نحوه برخورد با کودک دارای رفتار ODD نیاز داشته باشند.

همچنین آنها ممکن است که به یادگیری نحوه آموزش و اجرای رفتار مورد دلخواه نیاز داشته باشند.

همچنین والدین در مشکلاتی که منجر به فاصله گرفتن آنها از کودک می شود، به کمک نیاز دارند. چنین مشکلاتی می توانند شامل الکلیسم یا وابستگی به دارو، افسردگی و یا مشکلات مالی باشد.

در برخی از موارد، کمک های قانونی و اقتصادی می توانند لازم باشند. برای مثال، یک مادر مجرد می  تواند به کمک های قانونی نیاز داشته باشد تا از طرف پدر کودک، حمایت هایی را برای کودک خودش به دست بیاورد .

نیاز نداشته باشد که در دو جا کار بکند و می تواند بعد از ظهرها در خانه بماند و در کنار فرزند خودش باشد.

معمولا رفتار درمانی[1] در درمان ODD مفید می باشد. رفتار درمانی بر روی تغییر رفتارهای خاص تمرکز می کند و بر روی تحلیل سابقه رفتاری یا سال های اولیه زندگی وی متمرکز نمی شود.

تئوری مربوط به رفتار درمانی عبارت از این است که فرد می تواند مجموعه متفاوتی از رفتارها را یاد بگیرد تا آنها را جایگزین رفتارهایی بکند که منجر به ایجاد مشکلات می شوند.

همزمان با اینکه کودک نتایج بهتری را از رفتار جدید به دست می آورد، وی تمایل پیدا خواهد کرد تا به جای برگشت به رفتارهای قبلی و مشکل زا، به این رفتار جدید خودش ادامه بدهد.

به عنوان مثال، ممکن است از والدین کودک درخواست شود تا رفتارهایی را مشخص کنند که معمولا منجر به شروع شدن جر و بحث می شوند.

بعد از آن روش های متوقف کردن یا تغییر رفتارها برای جلوگیری از جر و بحث ها به آنها نشان داده می شود.

تکنیک های مدیریت احتمالات[2] می توانند در چارچوب رفتار درمانی قرار بگیرند.

والدین و کودک می توانند برای تنظیم کردن قراردادهایی کمک شوند که رفتارهای ناخواسته را مشخص می کند و پیامدهای آن را بیان می کند.

برای مثال، ممکن است که کودک یک مزیت یا بخشی از اجازه خود را در زمان داشتن کج خلقی خشمگینانه از دست بدهد.

این قراردادها می توانند شامل مراحل یا طبقاتی باشند – برای مثال، کم کردن مجازات در صورتی که کوک یک جر و بحثی را شروع کند، ولی در یک دوره زمانی خاص جر و بحث را خاتمه بدهد.

چنین قراردادی می تواند برای مشخص کردن پاداش مربوط به رفتار مورد دلخواه هم تنظیم شود.

برای مثال، در صورتی که کودک یک هفته هیچ نوع رفتار نافرمانی نداشته باشد، وی می تواند یک فیلم را انتخاب کند که در آخر هفته و همراه با خانواده آن را ببیند.

این قرار دادها می توانند با معلمان کودک به اشتراک گذاری شوند.

والدین تشویق می شوند که تا حد ممکن، از رفتار مناسب و غیرمشکل زا قدردانی کنند.

توجه یا تشویق از طرف والدین در زمان انجام رفتار مناسب از طرف کودک، می تواند این احساس را در کودک ایجاد کند که والدین حتی در زمان انجام ندادن نافرمانی هم نسبت به رفتار وی مطلع هستند.

شناخت درمانی[3] می تواند برای کودکان بزرگتر، نوجوانان و والدین مفید باشد.

در شناخت درمانی، فرد راهنمایی می شود تا اطلاعات بیشتری نسبت به تفکرات و احساسات مشکل زا در موقعیت های خاص به دست بیاورد.

درمانگر می تواند یک روش تفکر را در مورد مشکل ارائه بدهد که به احتمال بیشتری باعث خواهد شد که شخص به موارد دلخواه یا مورد نیاز خودش دست پیدا کند.

برای مثال، ممکن است یک دختر مورد کمک قرار بگیرد تا مشاهده کند که بیشتر عصبانیت های وی از احساساتی ناشی می شود که هیچ شخصی به آن اهمیت نمی دهد؛

ولی رفتار خشمگینانه وی منبع مشکلات وی می باشد، چرا که باعث می شود سایر افراد از وی دور شوند.

هر چند که روان درمانی[4] مبنای درمان ODD می باشد، ولی دارو هم در برخی مواقع می تواند مفید باشد.

کودکانی که به صورت همزمان به ADHD هم مبتلا هستند، ممکن است که برای کنترل رفتار تکانشی خودشان و گسترده کردن محدوده توجه شان، به درمان پزشکی نیاز داشته باشند.

همچنین کودکانی که مضطرب یا افسرده هستند هم می توانند از طریق داروهای مناسب مورد کمک قرار بگیرند.

پیش بینی

معمولا درمان ODD یک تعهد طولانی مدت می باشد. ممکن است که یک سال یا بیشتر طول بکشد تا درمان صورت گرفته منجر به بروز پیشرفت قابل توجهی شود.

نکته مهمی که خانواده ها باید رعایت کنند عبارت از ادامه دادن به درمان می باشد، حتی در مواقعی که نتایج درمانی سریعا ملموس نباشند.

در صورتی که ODD درمان نشود یا فرآیند درمانی ترک شود، احتمال صورت گرفتن اختلال کرداری در کودک بیشتر می باشد.

ریسک ایجاد اختلال کرداری در کودکان دارای نافرمانی خفیف، کمتر می باشد. در کودکانی که نافرمانی بیشتری دارند و در کودکان مبتلا به ADHD، این ریسک بیشتر می باشد.

اختلال کرداری در افراد بالغ به عنوان اختلال شخصیتی ضد اجتماعی[5] یا SAD نامیده می شود.

همچنین کودکان دارای ODD درمان نشده، در دوره بزرگسالی با ریسک ایجاد رفتارهای نافعال – پرخاشگر مواجه هستند.

افراد دارای ویژگی های نافعال – پرخاشگر تمایل دارند تا خودشان را به عنوان قربانی در نظر بگیرند و سایر افراد را به خاطر مشکلات خودشان سرزنش کنند.

پیشگیری

پیشگیری از ODD با یک مراقبت مناسب شروع می شود. در صورت امکان، خانواده ها و مراقبانی که با آنها برخورد دارند، باید مراقب هر نوع مشکلی باشند که می تواند برای ارائه ساختار و توجه مورد نیاز از طرف والدین، موانعی را ایجاد کند.

تشخیص اولیه ODD و ADHD یک مورد الزامی برای به دست آوردن کمک برای کودک و خانواده می باشد که تا حد ممکن باید سریعا انجام شود. با مشخص شدن و درمان ODD در مراحل اولیه، توانایی کودک برای ایجاد الگوهای سالم در برخورد با سایر افراد افزایش می یابد.


[1]  Behavioral Therapy

[2] Contingency management techniques

[3] Cognitive therapy

[4] Psychotherapy

[5] antisocial personality disorder

با کودک سه ساله ام چگونه برخورد کنم؟
با کودک سه ساله ام چگونه برخورد کنم؟

دوران طلایی تربیت را از دست ندهید!

بر اساس روانشناسی رشد کودک، 5 سال اول زندگی از جمله مهم ترین و تاثیرگذارترین دوره های رشدی هستند.

 کودک در این سن، پایه های اساسی شخصیت خود را در تعامل با اطرافیان و به ویژه والدین شکل می دهد و می توان گفت طلایی ترین سنین تربیت کودک، 5 سال ابتدایی رشد است.

لازم است بدانید که در این سن، کودک به لحاظ شناختی، دارای تفکر عینی است.

به این معنی که او نمی تواند مفاهیم انتزاعی را درک کند و لازم است با او کاملا شفاف و واضح صحبت کنید.

اگر به عنوان والد بتوانید الفبای صحیح تربیتی را از همین سن، اجرا کنید، فرزندتان در سنین بالاتر کاملا خودتنظیم و مسئولانه رفتار خواهد کرد .

بدین طریق از بسیاری از مشکلات رفتاری مانند لجبازی، بدرفتاری، دیگر آزاری، بی نظمی و خودمحوری دور خواهد ماند


آیا الفبای تربیت کودک را می دانید؟

اگرچه امروزه شروع هر کاری، نیازمند داشتن حدی از تخصص و مدرک است، اما فرزند پروری به عنوان سخت ترین و حساس ترین امر، مدرک خاصی را نمی طلبد.

همین مساله باعث شده است تا تعداد زیادی از افراد، بدون توجه به مهارت های خود اقدام به فرزند آوری کنند و به دلیل بی مهارتی و نداشتن سواد تربیتی کافی، در تربیت کودک کلافه شده و در اغلب موارد او را مقصر بدانند.

باتوجه به جدیدترین اصول تربیتی کودک،اگر از اصول     گانه ی زیر آگاه باشید و در عمل به رعایت آن ها بپردازید.

می توانید اطمینان داشته باشید که مسیر تربیتی کودک به خوبی طی خواهد شد و بحران های رشدی را یکی پس از دیگری با موفقیت طی خواهید کرد.

1)تنبیه ممنوع

آیا شما نیز از ان دسته والدینی هستید که اعتقاد دارید، تنبیه، کودک را حرف شنو و مطیع می کند؟

به عنوان متخصص امر فرزند پروری لازم است این باور نخ نما شده را برای همیشه از ذهن تان بیرون کنم.

در حقیقت تنبیه مانند آتش زیر خاکستر عمل می کند.

کودک تنبیه شده صرفا در حضور پدر یا مادر تنبیه کننده رفتار مورد انتظار را نشان می دهد و بلافاصله پس از غیبت آن ها، رفتارهای قانون شکنانه را آغاز می کند.

بر اساس اصول تغییر و اصلاح رفتار، بزرگ ترین ضرر تنبیه، مخدوش کردن “ارتباط” شما با فرزندتان است.

اگر رابطه را به عنوان مهم ترین کلید فرزندپروری در نظر بگیریم، از دست دادن آن می تواند مسیر تربیت فرزندتان را روز به روز سخت تر و مبهم تر کند.

بنابراین لازم است به عنوان اولین اصل، تنبیه را برای همیشه فراموش کنید و به دنبال راه حلی به جز آن باشید.



2) از تشویق به درستی استفاده کنید

برخی از والدین که از اثرات ویرانگر تنبیه آگاه شده اند، آن را از عادت های رفتاری خود حذف کرده اند اما برای کوچک ترین کاری کودک را تشویق می کنند.

این دسته از والدین کودک را مانند رباتی فرض می کنند که باید برای هر حرکتی تشویق شود و این باور منجر به فرسودگی آن ها در امر فرزند پروری خواهد شد.

والدین معتقد به تشویق، گاهی تا حدی از این ابزار استفاده می کنند که کودک به طور کلی نسبت به هرگونه تشویق مادی و غیرمادی مقاوم می شود و هیچ چیز برایش جذابیتی نخواهد داشت.

جدیدترین اصول تربیت فرزند در حال ترویج این اعتقاد هستند که تشویق نیز دارای اصول مخصوص به خود است.

به عنوان مثال ممکن است مادری را دیده باشید که به فرزندش می گوید ” اگر غذاتو خوب بخوری، برات فلان عروسک رو می گیرم”.

مادر ممکن است چنین استدلال کند که من در حال به کاربردن اصول تشویق هستم در حالی که سخت در اشتباه است.

کودکی که غذایش را به خوبی بخورد، از پیامد طبیعی ان که احساس سیری است، لذت خواهد برد، بنابراین استفاده از تشویق های بیرونی مانند شکلات و عروسک و …

نه تنها بی فایده است بلکه بسیار مخرب خواهد بود  و کودکی لجباز، روشه گیر و زورگو به بار می آورد.

به یادداشته باشید که تشویق نیز می تواند به اندازه ی تنبیه، مخرب باشد مگر آنکه از آن به درستی استفاده کنید.

برای این منظور، چند نکته ی اساسی زیر را بخاطر داشته باشید:

  • از قبل به کودک قول جایزه و تشویق ندهید: جملاتی از قبیل “اگر توی مهمونی ساکت باشی، برات عروسک می خرم”، فرزندتان را رشوه گیر خواهد کرد.

به جای آن می توانید پس از پایان مهمانی، به صورت اتفاقی به فرزندتان هدیه ای دهید و از رفتار خوب او در مهمانی تشکر کنید.

  • اجازه دهید کودک تان “پیامدهای طبیعی” رفتارش را تجربه کند: اگر کودک سه ساله ی شما در برابر غذا خوردن مقاوم است، سعی نکنید با قول جایزه، او را غذاخور کنید.

پیامد طبیعی غذا نخوردن، گرسنه ماندن است.

به عنوان والد هوشمند، آنچه نیاز دارید کنترل عواطف مادرانه تان است.

نگران گرسنه ماندن کودک نباشید و اجازه دهید گرسنگی را به عنوان پیامد غذا نخوردن تجربه کند.

پس از چند مرتبه خواهید دید که او بدون لج بازی و نق زدن، در خوردن غذا با شما همکاری می کند.

  • از تشویق های متنوع استفاده کنید: استفاده مکرر از نوع خاصی از تشویق مانند تشویق های مادی می تواند بسیار آسیب زا باشد.

لازم است لیست متنوعی از انواع مختلف تشویق داشته باشید و از آن ها بدون هماهنگی قبلی استفاده کنید.

استفاده از تشویق های کلامی می تواند بسیار موثرتر از تشویق های مادی باشد.

به عنوان مثال در صورتی که فرزندتان در امتحانات قبول شده است بجای هدایای مادی می توانید به او بگویید ” به تو افتخار می کنم. توی این مدت تلاشت عالی بود”.

3) مقایسه ممنوع

یکی از اصول اساسی تربیت فرزند آن است که بپذیرید ” هر کودک، دنیایی خاص و منحصر به فرد است”.

کودکان از همان سال های ابتدایی زندگی، مقایسه شدن را به خوبی درک می کنند و از آن اثر می پذیرند.

بر اساس پژوهش ها، مقایسه مهلک ترین سمی است که عزت نفس فرزندتان را خواهد کشت.

کودکانی که در سال های اولیه ی زندگی مورد مقایسه قرار گرفته اند، نسبت به همسالان خود از احساس ارزشمندی، خودکارآمدی و امیدواری کمتری برخوردارند و با خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی و افت تحصیلی مواجه اند.

بهتر است از ابتدا بر ویژگی های مثبت فرزندتان تمرکز کنید و آن ها را به او بازخورد دهید تا از این طریق به سلاحی منحصر به فرد و قوی در برابر آسیب های روانی مجهز شود و سلامت روانی اش را از دست ندهد.

4) نقش انسان اسطوره ای را بازی نکنید.

کودک در محدوده ی سنی 4 تا 5 سال به همانند سازی با والد همجنس خود خواهد پرداخت و سعی می کند شبیه به شما رفتار و عمل کند.

لازم است بدانید که والدین موفق، در برخورد با کودک به عنوان “انسانی طبیعی” عمل می کنند.

این انسان می تواند در مواقعی ناراحت، عصبانی، بی حوصله و یا سردرگم باشد و هرگز نقش اسطوره ی خالی از اشتباه را بازی نمی کند.

در این صورت فرزندتان خواهد آموخت که اشتباه کردن، لازمه ی انسان بودن است و بدون دچار شدن به کمال گرایی مخرب، به رشد طبیعی خود ادامه خواهد داد.

اگر قصد دارید در مسیر پر پیچ و خم تربیت فرزند به خوبی عمل کنید، پیشنهاد می کنیم از همین لحظه دست به کار شوید و اصول چهارگانه ی گفته شده را اجرا کنید.

ممکن است در ابتدا احساس کنید رعایت آن ها به سادگی آنچه خواندید نیست، اما با کمی تمرین و ممارست می توانید از نتایج خارق العاده ی آن در زندگی خانوادگی تان شگفت زده شوید و از والد بودن لذت ببرید.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

لجبازی کودک دو ساله
لجبازی کودک دو ساله

داستان پرت کردن اشیا

بچه ی دوساله ای را تصور کنید که هرچه به دستش می رسد را سریع و بدون توقف پرتاب می کند.

 در این موقعیت والدین یا بزرگتر ها که عموما نگران بی نظم شدن خانه، کثیف شدن محیط و یا خراب شدن وسایل اند، ممکن است با صدای بلند فریاد بزنند ” نکن”.

در کمال ناباوری آنچه مشاهده می کنید آن است که کودک بدون کوچک ترین توجهی مجددا وسیله را پرتاب می کند و همین، آتش شخشم شما را بیش از پیش شعله ور می کند.

اکثر والدین بلند می شوند و در حالیکه به شدت عصبانی اند با صدایی بلند تر از قبل فریاد “نکن” سر می دهند و وسیله را به زور از دست بچه می کشند.

کودک نیز که احساس ناکامی و بی توجهی عمیقی را درک کرده با صدای بلند سروع به گریه می کند و به لجبازی و بی نظمی متهم می شود.


کودک لجباز یا والد بی اطلاع ؟

آیا می دانید اکثر کودکان در سن 2 سالگی تمایل به پرتاب اشیا دارند؟ یا فکر می کنید این فقط کودک 2 ساله ی شماست که لجبازی و خودرای است؟!

بر اساس روانشناسی رشد کودک، کسب هماهنگی چشم و دست در سن 2 سالگی، تمایل به پرتاب اشیا را در کودک بیشتر می کند.

او رشد کرده و از اینکه بر خلاف قبل می تواند اشیا را پرتاب کند، بسیار لذت می برد.

بسیاری از والدین به دلیل ناآگاهی از این مساله، کودک را به لجبازی متهم می کنند. این در حالی است که می توان توانایی کودک در پرتاب کردن اشیا را به عنوان بخشی از توانایی و رشد جسمانی و مغزی او تحسین کرد!

بنابراین تا بدین جای سناریوی پرتاب اشیا، لازم است برچسب لجباز را از کودکی که در پرتاب اشیا توانمند شده جدا کنید و در ادامه روش های موثر برخورد با این توانایی را بیاموزید.


با پرتاب اشیا توسط کودک چگونه برخورد کنم؟

1) درخواست خود را به شیوه ای جدید مطرح کنید

واقعیت امر آن است که باتوجه به رشد جسمی و مغزی کودک، تمایل به پرتاب کردن اشیا در این سن برای کودک تان تامین کننده ی یک نیاز اساسی است.

بنابراین درخواست شما هرچه که باشد او کار خود را انجام خواهد داد.

اگر قرار است به او دستور دهید ” کنترل تلوزیون رو پرت نکن ”  و او کار خود را انجام دهد و کنترل را پرت کند، بهتر است هوشمندانه عمل کنید و جمله تان را اینظور اصلاح کنید ” کنترل را روی میز بگذار و توپت رو پرت کن”.

با اصلاح این جمله، هم کودک به هدف خود که پرت کردن یک شیء است می رسد و هم شما به هدف تان که حرف شنوی کودک و عدم لجبازی است رسیده اید.

2) با کودک بازی های پرتابی انجام دهید

به دلیل رشد مغزی کودک و تمایل ذهنی او به پرتاب اشیا، می توانید از بازی های پرتابی استفاه ی مناسبی ببرید.

در طول این بازی از کودک بخواهید توپ ا تا جایی که می تواند بلند پرتاب کند و توانایی اش را تشویق کنید.

توجه به رفتار کودک به عنوان بخشی از توانایی جدیدش و تشویق آن، شما را در ذهن او از والدی بی توجه و بد خلق تبدیل به والدی فوق العاده خواهد کرد.

3) فریاد زدن ممنوع

وقتی به هنگام عصبانیت داد می زنید در حال انتقال این پیام به فرزندتان هستید که ” من خیلی ضعیفم و با کوچک ترین رفتار تو به هم می ریزم”.

باید گفت در این مواقع داد زدن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکلات جدیدی را نیز به مشکلات تان اضافه خواهد کرد.

کودک شما به آسانی یاد خواهد گرفت که در هنگام عصبانیت، جیغ بزند، زور گویی کند و با داد و فریاد به خواسته اش برسد.

به نظر می رسد در این حالت متهم کردن کودک به لجبازی و عصبی بودن، تا حدود زیادی ظنز آمیز است. او هیچ رفتار جدیدی نشان نداده است بلکه رفتارهای آموخته شده از خودتان را تکرار کرده است.

بنابراین اگر می خواهید هر روز بیش از روز قبل مجبور به فریاد زدن نباشید، داد زدن را از همین لحظه متوقف کنید و برای بیان خواسته های تان شیوه ی جدیدی را در پیش بگیرید.

4) به کودک برچسب نزنید

والدنی که از روند رشدی کودک بی اطلاع اند ممکن است در این زمان برچسب هایی مانند لجباز، خود سر، یا بی توجه به فرزندشان بزنند یا او را تهدید کرده و بخاطر رفتارش مورد تنبیه قرار دهند.

اگر چه چنین برچسب هایی نمی تواند مانع از پرت کردن اشیا توسط کودک تان شود، اما  از قدرت فوق العاده ای در تخریب عزت نفس فرزندتان برخوردار است.

او که در حال نشان دادن توانایی جدیدش به شماست با انبوهی از کلمات منفی و ناکام کننده مواجه می شود که می توانند احساس توانمندی و خودکارآمدی اش را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

جالب است بدانید که عزت نفس و احساس توانمندی مهم ترین واکسنی است که از طریق جملات مثبت و تشویق کننده به فرزندتان تزریق می کنید و از این طریق می توانید او را در برابر انواع مشکلات روانی واکسینه کنید.

در این مواقع بهتر است صبور باشید، خشم خودتان را کنترل کنید و با استفاده از جملات مثبت و شیوه هایی که در بخش قبل ذکر شد، با رفتار کودک تان برخوردی موثر داشته باشید.

منبع:مقالات کانون مشاوران ایران

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟

باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی  وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند  و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی  دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی.

وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد 20 ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند.

در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟

به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید،  “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است. آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از 7 عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.


تخریب گران هفت ریشتری

براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

1) انتقاد کردن

2) غرغر کردن

3) سرزنش کردن

4) تنبیه کردن

5) تهدید کردن

6) گلایه و شکایت

7) باج و رشوه دادن

 اما خواندن عبارات 7 کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.


اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!

کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

 اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های 7 گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.

این عوامل عبارتند از:

1) حمایت کردن

2) احترام گذاشتن

3) تشویق کردن

4) اعتماد کردن

5) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

6)گوش سپردن

7) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

آیا تغییر خواهم کرد؟

ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

من نه تنها در ارتباط با فرزندم بلکه در تمامی ارتباطاتم از عادات مخرب استفاده می کنم. آیا ممکن است تغییر کنم؟

باید گفت تغییر عادات برای هیجکس کار آسانی نیست. حتی وقتی تصمیم دارید عادت ساده ای مانند مسواک زدن را نیز در خود ایجاد کنید با چالش هایی مواجه خواهید بود.

بنابراین اگر با مراحل تغییر رفتار و ایجاد عادات مناسب آشنا شوید، خواهید توانست تغیرات رفتاری را راحت تر پیش ببرید و به اهداف تان نزدیک شوید.

سه گام تا تغییر رفتار

1) آیا برای تغییر آماده ام؟ این بدین معناست که آیا قصد دارم نحوه ی رفتار خود با نوجوانم را تغییر دهم؟ آیا در این زمینه اطلاعات کافی دارم و منابع لازم را می شناسم؟

2) آیا موانع لازم در مسیر تغییر را می شناسم؟

در مسیر تغییر عادات مخرب به عادات موثر ممکن است با چه موانعی مواجه شوم؟

در بسیاری از موارد ممکن است ببینید فرزندتان با تهدید و تنبیه در ظاهر از شما حساب می برد .

همین باعث شود تا تصمیم بگیرید رویه ی سابق تان را پیش ببرید. بنابراین لازم است تا موانع را بشناسید و آن ها را کنترل کنید.

3) چه عواملی ممکن است باعث بازگشت به عادات منفی شود؟

برای تغییر هر عادتی ممکن است پس از برداشتن چند گام، احساس خستگی و یا تنبلی کنید، احساس کنید این کار از شما گذشته و از این طریق به عادات قبلی تان برگردید.

باید گفت امکان بازگشت به گذشته در رویه ی تغییر عادات امری طبیعی محسوب می شود.

بنابراین ناامید نشوید، تغییرات مثبت هرچند جزیی را تشویق کنید و با انگیزه و اشتیاق به مسیرتان ادامه دهید.

به یاد داشته باشید موفقیت شما در جایگزینی عادات موثر می تواند نه تنها ارتباط شما با نوجوان تان، بلکه کلیه ی ارتباطات کاری، زناشویی و دوستانه ی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و زندگی تان را شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر کند. 

منبع:ساینس دیلی

تکنیک های پرورش خلاقیت در کودکان
تکنیک های پرورش خلاقیت در کودکان

خلاقیت به عنوان یکی از ضروری ترین مهارت های مورد نیاز در عصر امروز چگونه قابل تقویت است؟

با ما همراه باشید تا از مهم ترین نکات در تربیت کودک خلاق آگاه شوید.

رابطه ی خلاقیت و شیوه ی فرزند پروری

خلاقیت کودک تا حد زیادی به سبک فرزند پروری شما وابسته است.

 به طور کل می توان گفت والدین زورگو و مستبد، یعنی دسته ای از والدین که قوانینی خشک و انعطاف ناپذیر وضع می کنند، به شدت به نظم و ترتیب اهمیت می دهند .

هیچ گونه عمل خلاف قانونی را نمی پذیرند، با احتمال بسیار کمتری فرزندی خلاق خواهند داشت.

خلاقیت محصول شیوه ی شما در پرورش فرزند است و اگر می خواهید فرزندی خلاق داشته باشید لازم است تا در نحوه ی ارتباطات خانوادگی، زمینه ی بروز خلاقیت را فراهم کند.

واقعیت آن است که کودکان خلاق و سرزنده به دنیا می آیند و نحوه ی تعاملات سخت گیرانه و چارچوب مدار بزرگسالان می تواند خلاقیت وجودی آن ها را بخشکاند.


بنابراین به منظور پرورش خلاقیت لازم است تغییراتی در ارتباط خود با کودک و محیط اطراف ایجاد کنید که در ادامه ذکر خواهند شد:

  1. از کثیف کاری نترسید

نامرتب و کثیف شدن فضای خانه برای بسیاری از والدین در حکم فاجعه است این در حالی است که خلاقیت در محیط های تمیز و مرتب و خط کشی شده مجال بروز نمی باید.

کودک برای تفکر خلاق، نیازمند خروج از چارچوب های رایج، آزمون و خطا و خلق و ابداع است.

بنابراین پیشنهاد می کنیم به بهای تمیز ماندن خانه، خلاقیت کودک را نخشکانید.

اگر تمیزی فضا برای تان بسار مهم است می توانید فضایی را در خانه به فعالیت های آزاد کودک اختصاص دهید.

او در این فضا می تواند آزادانه بازی کند، نقاشی بکشد، کثیف کاری کند و توبیخ و سرزنش نشود.

  • از تکمیل کردن، دوری کنید.

اگر عادت دارید تا در هنگام خواندن داستان یا کتاب برای فرزندتان حتما آن را تا پایان ادامه دهید و از نوشته های کتاب، کوچک ترین تخلفی نکنید، باید گفت می توانید با رویای داشتن کودک خلاق زندگی کنید.

خلاقیت به معنای خلق و ابداع و نیازمند تحمل میزانی از ابهام است. بنابراین به هنگام خواندن داستان برای کودک تان، آن را در نیمه رها کنید و از کودک بخواهید تا آن را ادامه دهد.

نه تنها در خواندن کتاب بلکه در ساخت یک کاردستی، تمیز کردن اتاق و هر فعالیت دیگری، می توانید از روش “نیمه رها کردن” استفاده کنید.

اتاق کودک را تا حدی مرتب کنید و اجازه دهید تا بخش های باقی مانده را با خلاقیت خود تکمیل کند.

  • بیکاری بهتر است یا تلوزیون؟

برای اینکه ذهن کودک باز و آمده ی خیال‌پردازی باشد، استفاده از وسایل الکترونیک را کاهش دهید.

شاید وقتی موبایل خود را به کودک می دهید، سرگم باشد و دیگر سروصدا و شیطنت نکند اما با این کار موجب کاهش خلاقیت ذهنی فرزندتان می شوید.

 تماشای تلویزیون و برنامه های تلویزیونی نیز اگرچه وقت او را پر می کنند اما اجازه ی خیال پردازی را از او می گیرند و این به معنای خواندن فاتحه ی خلاقیت است.

بنابراین از اینکه کودک زمانی را به بیکاری بگذارند و حتی بی حوصله شود نترسید.

 او در این زمان می تواند با تفکر، به خودآگاهی برسد، علایقش را کشف کند و دست به فعالیت هایی خلاقانه بزند. پس بی حوصلگی خیلی هم بد نیست.

  • بخند و خلاق شو

بسیاری از ابداعات بشری از ایده ای طنزآمیز آغاز شده است. خنده و طنز می تواند منجر به کاهش محدودیت های ذهنی و پرورش قدرت تخیل شود و از طریق کاهش اضطراب، ایده های خلاقانه ای را به ذهن برساند.

اگر می خواهید فرزندی خلاق داشته باشید، ساعتی از روز را به خنده و شوخی و فاصله گرفتن از امور جدی اختصاص دهید، بخندید و ایده های جدید را کشف کنید.

  • به شکست ها جایزه بدهید!

اگرچه بیشتر والدین عادت دارند موفقیت ها را ا تحسین کنند اما والدین خلاق، به تشویق موفقیت ها اکتفا نمی کنند.

اگر شکست را به معنای امتحان یکی از گزینه های موجود برای رسیدن به هدف در نظر بگیریم، شکست خوردن به معنای یک گام نزدیک شدن به هدف است.

به همین دلیل کارول داوک، پزوهشگر و نویسنده معتقد است، شکست  حالتی رو به جلو دارد و نیازمند تشویق است.

به هنگام شکست، کودک تان را تشویق کنید، اجازه ندهید ناامید شود و با جملاتی از این قبیل زمینه ی خلاقیت را در او فراهم کنید: “آفرین، یه قدم بزرگ برداشتی.

به نظرت چطور می تونیم به نتیجه دلخواه برسیم؟ دیگه چه راه هایی تو ذهنت بود؟”.

  • با مقایسه کسی خلاق نمی شود: اگر عادت به مقایسه فرزندتان با دوستانش دارید، مطمین باشید که در مضطرب کردن او موفق هستید اما بهتر است با خلاق شدنش خداحافظی کنید.

کودک مقایسه شده ی مضطرب تنها می تواند به تقلید از دیگران برای دریافت تشویقی همانند آن ها فکر کند و هرگز ایده یا راه حل جدیدی ارایه نخواهد داد.

  • تشویق زیادی ممنوع: والدینی که با کوچک ترین تلاش و موفقیت کودک، از انواع و اقسام جایززه های کوچک و برگ استفاده می کنند، کودک خلاقی نخواهند داشت.

بر اساس جدیدترین تئوری های یادگیری، لذت یادگیری مهم ترین پاداش یادگیری است.

کودک پس از تلاش، تفکر و کشف، مساله ای را حل می کند و نوعی از لذت درونی را تجربه می کند. این نوع از لذت در نوع خود بزرگ ترین پاداش است.

کودکانی که برای هر موفقیت، پاداش بیرونی دریافت می کنند پس از مدتی به پاداش وابسته شده و در ضرایط عدم پاداش، تلاشی نمی کنند.

بهتر است گاهی اوقات بجای پاداش، به کودک بگویید ” بالاخره موفق شدی حلش کنی! حتما از حل کردنش خیلی لذت بردی! می بینم که حسابی در تلاشی تا این کارو خودت انجام بدی!”.

  • قدرت موسیقی را نادیده نگیرید: در طی فرایند نواختن یک ساز، آنچه اتفاق می افتد خلق و ابداع است. کودک آواها را ترکیب می کند و آهنگی جدید خلق می کند.

بر اساس پژوهش ها مغز نوازندگان، نورون های فعال بیشتری دارد که با خلاقیت مرتبط اند این در حالی است که تعداد این نورون های فعال در ذهن افراد عادی کمتر است.

حتی گوش دادن به موسیقی نیز می تواند در رشد خلاقیت کودک بسیار اثر گذار باشد.


چه بازی های خلاقیت کودک را رشد می دهد؟

  1. اسباب بازی های واگرا

این نوع از اسباب بازی شامل کلیه ی وسایلی می شود که بجای داشتن یک نتیجه ی مشخص، قابلیت خلق چندین نتیجه را دارد.

به عنوان مثال لگو ها، خمیر بازی و شن بازی از جمله اسباب بازی های واگرا و تقویت کننده ی خلاقیت اند.

  • بازی های تخیلی: بازی های تخیلی که در آن ها کودک به ایفای نقش های خیالی پی پردازد، با دوستان خیالی اش صحبت می کند و مشغول تصویرسازی های ذهنی است را تشویق کنید.
  • خواندن کتاب های تخیلی
  • ایفای نقش و شرکت در نمایش
  • بازی اون چیه که: در این بازی شما چیزی را در ذهن تان در نظر می گیرد و با بیان ویژگی های آن از کودک می خواهید بگوید که آن چیست.

مثلا  اون چیه که گرمه ولی بخاری نیس، نور میده ولی لامپ نیست؟ (خورشید). سوالات را متناسب با سن کودک مطرح کنید و از او بخواهید تا خودش نیز نمونه هایی را مطرح کند.

با انجام این بازی علاوه بر تقویت دقت و تمرکز، خلاقیت کودک نیز رشد پیدا خواهد کرد.

بخاطر داشته باشید خلاقیت مولفه ای نیست که تنها با خواست شما و اعمال زور و اجبار و مقایسه شکوفا شود.

این مهارت تنها یکی از میوه های درخت فرزند پروری شماست و تا زمانی که با یادگیری مهارت های جدید و صحیح، درخت فرزند پروری تان را سالم و تنومند نکنید، میوه ی خوبی برداشت نخواهد شد.

منبع:کانون مشاوران ایران

با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟
با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟

یکی از مسائل مورد بررسی در گروه سنی نوآموزان پیش دبستان و دانش آموزان دبستانی، مساله ی دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن و به عبارتی مهارت مدیریت زمان خواب است.

 این مساله علاوه بر ایجاد مشکلات یادگیری و تاثیر بر سلامت جسمی و روانی کودک، می تواند برای معلمان و مسئولان مدرسه نیز مشکلاتی به وجود آورد.

 کودکان معمولا به دلیل سطح بالای انرژی تمایل دارند تا ساعات زیادی از شب بیدار مانده و به فعالیت بپردازند. این درحالی است که بدن آن ها به 10 تا 12 ساعت خواب مفید نیاز دارد.

 عدم تامین این مقدار از استراحت می تواند منجر به خستگی و بی حوصلگی در طی روز و ایجاد مشکلاتی در امر یادگیری و توجه  شود.

بر اساس مشاهدات انجام شده، این دانش آموزان معمولا در طی روز نیز به لحاظ خلقی عصبی تر هستند.

در روابط بین فردی بیشتر پرخاش می کنند و به دلیل رفتارهای بین فردی آسیب رسان، بیش از سایر کودکان در روابط دوستانه طرد می شوند.

اگر فرزند شما نیز در تنظیم زمان خواب موفق به کسب مهارت نشده است، می توانید با مطالعه ی موارد زیر در این مسیر به او کمک کنید.


شش گام ساده و مهم به منظور تنظیم خواب کودک

1. بهتر است حتی الامکان از خواب عصرگاهی کودکاتن به روش های مختلف از قبیل پرت کردن حواس آن ها به وسیله ی فعالیت های جذاب دیگر جلوگیری کنید.

با این کار، تنظیم زمان خواب به راحتی صورت می گیرد.

2. سعی کنید از طریق گفت و گو با فرزندتان، برنامه ای نسبتا مشخص برای فعالیت های مختلف از قبیل انجام تکالیف، تماشای تلوزیون، زمان صرف شام، بازی و خواب مشخص کنید.  

از این طریق کودک شما علاوه بر یافتن راه حل برای مساله ی دیرخوابیدن، به تمرین مهارت برنامه ریزی روزانه خواهد پرداخت که یکی از مهم ترین مهارت ها در جهت خودتنظیمی است.

براساس پژوهش ها، این مولفه یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیتی افراد موفق است که پایه های اصلی آن از دوران کودکی شکل می گیرد.

برای اجرای این گام به این نکته توجه داشته باشید که برنامه ریزی روزانه به معنای برنامه ریزی کردن زمان های روازنه ی کودک توسط شما نیست.

شیوه ی صحیح انجام این کار، قرار گرفتن در کنار کودک و تشویق اوبه منظور داشتن برنامه ای برای ساعات مختلف شبانه روز از طریق گفت و گو است.

3. تعطیلات آخر هفته اگر چه زمان خوبی برای درکنار هم بودن است، اما زنگ خطری است که می تواند برنامه ی هفتگی منظم کودکت ان را از طریق رفتن به مهمانی یا دیر خوابیدن به دلیل تعطیلی روز بعد تهدید کند.

پیشنهاد می کنیم در این خصوص سعی کنید حتی الامکان برنامه ی دید و بازدید های خانوادگی را به گونه ای تنظیم کنید که فرزندتان زمانی برای استراحت بیشتر داشته باشد و صبح روز بعد با بی حوصلگی و خستگی وارد مدرسه نشود.

4. انجام کارهای هیجان انگیز در شب های غیر تعطیل می تواند منجر به دیرتر خوابیدن شود.

می توانید با توضیح این مساله برای فرزندتان، فعالیت مناسب تری مانند گوش دادن به یک موسیقی کودکانه و آرامش بخش را جایگزین فعالیت های پرهیجان قبل از خواب کنید.

5. نکته ی مهمی که می تواند در افزایش عزت نفس و امید فرزندتان موثر واقع شود، مرور اتفاقات خوب هر روز قبل از خوابیدن است.

به عنوان مثال می توانید قبل از خواب از طریق طرح سوالاتی مانند ” امروز چه چیزهای خوبی برایت داشت؟

” توجه کودک را از نکات منفی به سمت موفقیت ها سوق داده و خودکارآمدی و امید را در او افزایش دهید.

ممکن است مشغولیت ذهنی کودک به مسائل روزمره ای که موفق به یافتن راه حل برای آن ها نشده است، مانع از خواب خوب شبانه شود.

 دعوا با دوست، گم کردن مداد رنگی، انتخاب نشدن در کلاس، قلدری کردن اطرافیان و …

از جمله مسائلی هستند که می توانند کودکان را دچار اضطراب و تشویش کرده و بر اشتها، خواب و امیدواری شان تاثیر منفی بگذارند.

در این صورت با فرزندتان گفت و گو کنید و با ایجاد امید برای یافتن راه حل مناسب، از تشویش ذهنی اش بکاهید.

6. به این نکته توجه داشته باشید که تغییر عادت ها امری دشوار و زمان بر است. بنابراین اگر فرزندتان با مساله ی دیر بیدارشدن روبه روست نمی توان انتظار معجزه داشت.

آنچه مهم است آن است که بتوانید به کمک فرزندتان “برنامه ای نوشته شده و عینی ”  برای زود بیدار شدن در طی روزهای هفته تنظیم کنید و در این مسیر، پیشرفت های هرچند جزئی او را نیز مورد توجه و تشویق کلامی قرار دهید.

می توانید مواردی را نیز از طریق توافق با خود کودک به عنوان تشویق او در آخر هفته در نظر بگیرید.

باید مراقب باشید تا فرزندتان تشویق را رشوه برداشت نکند. بر اساس قانون پیامدهای طبیعی، به موقع خوابیدن و زود بیدار شدن پیامدهای مفیدی برای خود کودک به دنبال خواهد داشت.

بنابراین در نظر گرفتن جوایز متعدد برای این کار بی معناست. بهترین حالت می تواند آن باشد که به صورت تصادفی و یا پس از گفت و گو، با ارایه ی نوعی از تشویق کننده ها او را متوجه پیشرفتش کنید.

این تشویق می تواند شامل جملات مثبت و امید بخش و یا هدیه ای باشد که شما برای کودک تان در نظر می گیرید.


استفاده از کدام نوع تشویق موثرتر است؟

در مسیر اجرای این برنامه و در صورت موفقیت کودک، در استفاده از مشوق های رفتاری و کلامی دست و دلباز باشید.

بر اساس پژوهش ها، استفاده از این نوع مشوق ها، نقش زیادی در رشد عزت نفس فرزندتان خواهد داشت.

این در حالی است که تقویت کننده های مادی مانند انواع جوایز و هدایا پس از مدتی اثر تقویت کننده ی خود را از دست خواهند داد.

  نمونه ای از این نوع تشویق ها عبارتند از :

  • لبخند زدن
  • در آغوش گرفتن
  • به کاربردن جملاتی از قبیل : ” آفرین “، ” تو عالی هستی “، این هفته واقعا کار بزرگی کردی که تونستی صبح ها به موقع آماده شوی “.

جالب است بدانید با به کار بردن جملات به ظاهر ساده ی بالا، بزرگ ترین سرمایه گذاری روانی برای آینده ی فرزندتان را آغاز کرده اید.

تکرار مستمر و به موقع جملات مثبت و انعکاس توانمندی های فرزندتان به او، در طول زمان، بخش ناخودآگاه ذهن را تحت تاثیر قرار داده و عزت نفس و اعتماد به نفس فرد را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد.

در صورتی که برنامه تنطیم خواب به درستی پیش نرفت چه کنیم؟

در صورتی که کودک تان موفق به اجرای کامل برنامه ی تنطیم خواب نشد، از سرزنش او بپرهیزید.

اجازه دهید تا پیامدهای طبیعی دیر بیدار شدن را تجربه نماید. این پیامدها می تواند شامل دیر رسیدن به مدرسه، خسته بودن در کلاس درس، یاد نگرفتن مطالب و یا بازخوردهای منفی دوستان باشد.

2) به خاطر داشته باشید که شما در نقش والد مسئول تنظیم زمان خواب و بیداری فرزندتان نیستید. شما می توانید در این مسیر به او کمک کنید .

لازم است با صبر، آرامش و عدم توبیخ به او جازه دهید تا در این مورد دست به انتخابی مسئولانه بزند.

3) مجددا گام های شش گانه ی تنطیم خواب را به کمک کودک بررسی کنید. ممکن است غافل شدن از یکی از گام ها و یا عدم اجرای صحیح بخش کوچک و قابل اهمیتی از برنامه، باعث ایجاد مشکل شده باشد.

منبع:ساینس دیلی

حساسیت هایی که والدین در مواجهه با نوجوانان باید داشته باشند

آیا نوجوان شما پرخاشگر است؟
نمی دانید رفتارهای دوره بلوغ به چه صورت است؟
باید با نوجوان خود چگونه برخورد کنید؟
در این ویدیو راهکاری موثری به شما داده می شود.