تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روح نوجوانی: به آنها اجازه زندگی کردن بدهید

روح نوجوانی: به آنها اجازه زندگی کردن بدهید

چگونه می توان فکر کردن نوجوان در مورد خودش را متوقف کرد تا شروع به فکر کردن در مورد دیگران کند؟ ارزشش را دارد:

نوجوانان نوع دوست زندگی شادتر، سالم تر، و طولانی تری دارند.

اگر نوجوان فقط با جعبه ابزار سرگرم می شود، همه ی ما می دانیم که اگر این وسیله را از آنها بگیریم برای او مثل یک مشکل حل نشده باقی می ماند- بخصوص زمانی که به آنها قول یک ابزار خاص را داده باشید. این مسائل برای همه معمولی است که: شما یک کیسه محتوای یک گلدان شکسته و لگد زده شده را بر روی زمین و دو رو بر ماشین خانواده ببینید، سرتاسر و همه جا پر از ته سیگار است. یا اینکه متوجه شوید که کودک شما در یک رابطه جنسی محافظت نشده مشارکت دارد. واضح است که هر کدام از این موارد اشتباه و خیلی بد است.

تغییر دادن افکار و رفتار کودکان آنقدر سخت می باشد که غیر ممکن به نظر می رسد، ولی این مسئله بدین معنی نیست که با فرزندمان وارد جنگی دردناک شویم. محققین در مورد نوجوانان مطالعه کرده اند و در رابطه با نوعدوستی نوجوانان راه های امیدوار کننده ای را یافته اند. داشتن یک احساس طبیعی در کودکان باعث می شود که کودکان شادتر و سالمتر باشد، و زندگی طولانی تری داشته باشند. بر طبق فرهنگ ترویج شده ی فرد گرایی، این مسئله که نوجوانان با ذهن قوی داشته باشیم مسئله خوبی به نظر می رسد. این مسئله می تواند بد باشد که متوجه شوید فرزند شما خود را محور جهان اطرافش می داند.

برای علاقه مند شدن به دیگران راه های مختلفی وجود دارد. بر طبق نظریه ی استفان پست و جیل نیمارک، نویسندگان «چرا اتفاقات خوب برای آدم های خوب اتفاق می افتد»، هر کسی که کارهای خوب انجام می دهد قلب سالمتر، افسردگی کمتر، اعتماد به نفس بالاتر، و موفقیت بیشتری را کسب می کنند. جای هیچ تعجبی نیست، مدیران اجرایی پویا نوع دوست و بخشنده هستند. در حقیقت، بر طبق یک مطالعه که بر روی داروهای روانپزشکی صورت گرفت، کسانی که دست بخشنده ای دارند و به دیگران کمک می کنند سلامت روانیشان با بخشندگی شان پیوند خورده است. بنابراین کودکانتان را تشویق کنید که از تمرکز بر روی خودشان خارج شده و به دیگران بپردازند. این مسئله آنها را به سوی زندگی بهتر در حال و آینده هدایت خواهد کرد. در اینجا دلایل دیگری برای هدایت نوجوانتان به سوی نوع دوستی بیان شده است:

  • نوجوانی که تمایل دارد روابط خانوادگی خوبی داشته باشد. ارتباطاتش محدودتر است، و این بدین معنی است که رفتارهای خطرآفرین از جمله مصرف مواد مخدر، الکل، و روابط جنسی محافظت نشده کمتری دارد.
  • نوجوانان خیرخواه کمتر برای چیزهایی که ندارند گریه می کنند و در مقابل برای چیزهایی که دارند سپاسگزار هستند. مطالعه ای که در دانشگاه کالیفرنیا در دیویس انجام شده نشان داده است که کسانی که قدردانی می کنند احساس بهتر و عملکرد فیزیکی بهتری دارند.
  • جوانان نوع دوست شایستگی اجتماعی و اعتماد به نفس بالاتری دارند و داشتن اعتماد به نفس بالا باعث می شود که در مقابل دیگران ترسو نباشند و احساس امنیت کنند.
  • جوانان خیر خواه بیشتر دوست دارند که در سنین میانسالی بدن سالمتری داشته باشند. بر طبق تحقیقی که در کالج ولزلی صورت گرفته، نوجوانان خیرخواه دوست دارند که تغذیه ی سالمی داشته باشند، سیگار نمی کشند، ورزش می کنند، و به صورت منظم به پزشک مراجعه می کنند.

ولی چگونه می توانیم به روح فرزندمان کمک کنیم؟ این مسئله راه کارهایی دارد، بخصوص وقتی نوجوانان ترجیح می دهند که تا ظهر بخوابند و هیچ کاری انجام ندهند. بنابراین در اینجا چند راه کار برای اینکه نوجوانتان را تشویق کنید که کامپیوترش یا تختش را رها کند:

  • الگوی مناسبی باشید. اگر شما کار خوب انجام دهید، کودکتان نیز کار خوب انجام خواهد داد. در برخی موارد این کار به سادگی مهربان بودن با دیگران است. اگر نوجوان شما ببیند که شما به یک پیرزن برای عبور از خیابان کمک می کنید، او نیز دوست دارد که همان کار را انجام دهد.
  • یادگیری حفظ یک زندگی می تواند زندگی کودک شما را تغییر دهد. نوجوانتان را تشویق کنید که در این تابستان نجات غریق شود. یا اینکه یاد بگیرد یک احیا کننده ی قلبی ریوی شود. اگر کودک شما با این توانایی ها آشنایی اولیه داشته باشد جسورتر و شجاع تر می شود.
  • تشویقش کنید که در یک گروه تدریس خصوصی عضو شود. اگر کودک شما در مدرسه در درس‌هایش قوی است، مطمئنا می تواند به کودکان کوچکتر برای عادت کردن به مطالعه ی موثر کمک کند. نگاه کردن به کودک در حال یادگیری می تواند باعث توانمند سازی خودش شود.
  • شجاعت برای ایستادگی در مقابل بی عدالتی به نظر مشکل می رسد، ولی وقتی فرزند شما ببینید که قلدر محبوب کلاسش به وسیله ی دوست همکلاسیش پایین کشیده شده، او تشویق می شود که در مقابل سوءاستفاده ایستادگی کند- فقط با گفتن کلمه ی «هی تو نمی تونی این کارو اینجا انجام بدی.»

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

یک نظر

  1. عاشق مهدی می‌گه:

    سلام راستش من یه دختر ۱۵هستم
    مشکلات روحی رفتاری زیادی گریبانگیرم هست و انقد اذیتم میکنن که دیگه نمیتونم تحملشون کنم
    از بیان اعتقاداتم، از چیزی که فکر میکنم میترسم، از اینکه مورد سرزنش دیگران قرار بگیرم، از “نه” شنیدن میترسم، از اینکه سر موضوعی کسی مخالف من باشه، اگه کسی سر موضوعی بهم پرخاش کنه میتونه یکی دو روز منو بهم بریزه اینجور نیستم که جوابشو بدم و بعد هم بگم خوب کاریش کردم حقش بود برعکس مدام به این فکر میکنم که اون منو تحقیر کرد با حرف هاش، وقتی قراره بحثی بشه قلبم تند تند میزنه احساس خفگی میکنم و بشدت میلرزم، نسبت به همه چیز دو به شکم و با کوچکترین حرف بقیه سر چیزی که بهش اعتقاد دارم به شک میفتم، برای همین موارد مثلا توی محیط هایی مثل ایسنتاگرام هم اکثرا از کامنت گذاشتن پرهیز میکنم(از کامنت مخالف من و حتی توهین به من)،
    همش میترسم حرفی بزنم که دیگران خوششون نیاد یا بهش توجهی نکنن
    زنگایه تفریحم از جام بلند نمیشمو بیرون نمیرم که مبادا تنها باشم یا کسی باهام بیرون نیاد
    ادم شوخی نیستم ولی تنها راه ارتباط با بعضی از دوستایی که ۴ یا ۵ ساله با هم تویه یه کلاسیم همینه و منم چون میترسم از شوخیام خوششون نیاد یا مسخره به نظر برسم هیچی نمیگم و همیشه سکوت میکنم..از یه طرفم دوست دارم باهاشون ارتباط داشته باشم ولی نمیتونم..
    بعضی وقتا خیلی تعجب میکنم و از خودم بدم میاد که چرا بعضی از بچه های کلاسمون که ۲ سال بیشتر با هم دوستن اانقد باه م صمیمین ولی منی که ۶ سال باهاشون تویه یه کلاسم حتی شماره خونشونو ندارم و با هم حتی تو حیاط مدرسه هم قدم نزدیم..
    نمیتونم به خودم ایمان داشته باشم و شخصیت واحدی داشته باشم، همیشه با دیدن موفقیت دیگران و با شکستم در مقابل دیگران(حتی اگه شکست توی یه بازی باشه) احساس حقارت میکنم، لب مطلب اینه که اصلا نمیتونم اعتماد بنفس داشته باشم و به خودم بگم مشکلی نیست اگه کسی توی یه زمینه ای خیلی خوبه، شاید من هم در زمینه ای خوب باشم، اما همیشه خودمو کوچیک میبینم.
    این حرفا رو زدم چون بنظر اینجا راه حل خوبی میتونم پیدا کنم..
    من دیگه نمیخوام گوشه گیر باشم..میخوام شوخ طبع و با اعتماد بنفس باشم و رای مخالف مردم برام مهم نباشه..میخوام از منم خوششون بیاد و دلشون بخواد باهاشون تویه حیاط قدم بزنم و با هم صحبت کنیم..لطفن کمکم کنین..
    ببخشید که زیاد شد

نظر دهید

سوال امنیتی *