تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: روانشناس متخصص کودک

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)
روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)

در مطلب قبلی به بررسی روانشناختی رنگ های سبز، آبی و بنفش پرداختیم. در این مطلب قصد دارم تا شما را با ویژگی های چند رنگ اصلی و برخی رنگ های فرعی دیگر آشنا کنم.

پس در ادامه ی مطلب با ما همراه باشید.


افزایش نیروی حیات به کمک رنگ قرمز


رنگ قرمز قرمز بیانگر نیروی حیاتی، فعالیت عصبی و غدد است و معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را در خود دارد.

این رنگ محرک ارادی برای پیروزی، رقابت و فعالیت است و از طریق بالابردن فشار خون، تعداد نبض و دفعات تنفس، دنبال کردن یک هدف مشخص را تسریع می کند.


ورزش کاران می توانند از این رنگ برای فعال کردن انرژی ذخیره شده ی بدن و بالابردن سوخت و ساز بدنی در حین ورزش استفاده کنند.


جالب است بدانید استفاده از رنگ قرمز، برای رفع افسردگی و رفع ضعف جسمی موثر است و اشتها آور است.


پژوهشگران حوزه ی رنگ شناسی توصیه می کنند از ای رنگ در کنار رنگ آبی استفاده شود.

زیرا قرار گرفتن طولانی مدت در محیطی که در آن فقط از رنگ قرمز استفاده شده است می تواند منجر به نارضایتی، بی قراری، خستگی، پرخاشگری و شتاب زدگی شود.


این نکته در طراحی محیط های آموزشی بسیار کمک کننده است زیرا استفاده ی افراطی از رنگ قرمز، می تواند در عود بی توجهی کودکان بیش فعال نقش اساسی داشته باشد.


زرد، مظهر ذکاوت و اعتماد به نفس

صفات اصلی رنگ زرد عبارتند از روشنی، بازتاب،کیفیت درخشان و شادمانی زود گذر آن. زرد نیز همانند قرمز، موجب افزایش فشار خون وتسریع نبض وتنفس می شود، با این تفاوت که مکانیزم آن از ثبات کمتری برخوردار است.

عنصر عاطفی رنگ زرد  را زنده دلی امیدوار کننده تشکیل می دهد واندام های حسی آن مرکب ازسیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک است.

جالب است بدانید که رنگ زرد روشن را رنگ دانشمندان و پژوهشگران می دانند، این رنگ، هوش و کنجکاوی را تقویت می کند و باعث افزایش خلاقیت و مثبت اندیشی شده و اشتیاق و علاقه فرد را بیشتر می کند.

در محیط های آموزشی می توان از فضاسازی های زرد رنگ به منظور تقویت هوش، خلاقیت و کنجکاوی یادگیرندگان استفاده کرد.

این رنگ از طریق فعال کردن ذهن، موجب تقویت تفکر شده و در پردازش و دفع سموم و ناخالصی ها تاثیر زیادی دارد.

سر و کار داشتن با رنگ زرد می تواند به ما کمک کند تا نقاط ضعف و قوت شخصیت مان را بیشتر بشناسیم.

این رنگ، رنگ تغییر و تحول و نوگرایی است. زرد میل به پیشرفت و تحول را افزایش می دهد و برای ارتقاء اعتماد به نفس بسیار موثر است.

به کمک رنگ زرد می توانید به عنوان نمادی از خورشید، گرم، صمیمی، جذاب و خلاق جلوه کنید و انرژی لازم برای تغییرات را همواره به همراه داشته باشید.


خانواده ی خاکستری های باوقار در مورد شما چه می گویند؟

خاکستری ترکیب سیاه و سفید است و می توان آن را رنگ سایه نامید. تحت تاثیر رنگ خاکستری افراد باشخصیت، محترم، مسلط به خود و اهل عمل به نظر می رسند.

خاکستری شخصیت افراد را تا حدی اسرارآمیز، زیرک و جذاب جلوه می دهد و حالتی از وقار، اقتدار و رسمی بودن را با خود دارد. تحت تاثیر این رنگ می توانید در مواقع لازم تا حدی با ابهت به نظر برسید.

جالب است بدانید که رنگ خاکستری روشن شخصیت را با ثبات می کند و در تغییر نگرش های عاقلانه و منطقی مفید است .

اما استفاده افراطی از خاکستری تیره می تواند تداعی کننده ی  فقر، مشقت و سختی باشد و  بی تفاوتی، عدم مشارکت، سستی و تنبلی را به ذهن آورد.

اگر چه در زمان جنگ و افزایش فشارهای روانی تمایل به این رنگ بیشتر می شود اما شما می توانید در مواقع لازم از خصوصیات وقار آفرین، محترمانه، با ابهت و زیرک نمای این رنگ به خوبی استفاده کنید.

اگر قصد دارید دیده نشوید، از رنگ سیاه استفاده کنید

سیاه، تیره ترین رنگ است ودرواقع خود را نفی می کند . این رنگ بیانگر پوچی و نابودی است و در نقطه ی مقابل رنگ سفید، معنای “نه” را با خود دارد.

اگر به استفاده ی افراطی از رنگ سیاه عادت کرده اید، باید بگویم به احتمال زیاد شما در جمع های مختلف به خوبی دیده نخواهید شد.

رنگ سیاه به صورت ضمنی پیام “نه” را از شما به سمت دیگران صادر کرده و مانع از برقراری ارتباط می شود.

بنابراین برای بهتر دیده شدن لازم است  مدتی لباس های مشکی رنگ را کنار بگذارید و به خانواده رنگ های آبی، زرد و سبز سری بزنید.

البته لازم است بدانید هیچ یک از رنگ ها به خودی خود خیلی خوب و یا خیلی بد نخواهند بود.

رنگ سیاه در مواقع تجربه ی مشکلات روحی و آشفتگی های عصبی می تواند برای فرد آرامش بخش باشد و دلیل استفاده از آن به عنوان رنگ اصلی مراسمات سوگواری نیز همین خاصیت است.

صورتی احساساتی، رنگ زنانگی

با مقایسه ی کودکان دختر و پسر و حتی طیف وسیعی از بزرگسالان، می بینیم که دختران عاشق صورتی و مردان به رنگ های آبی و قرمز مایل ترند.

شاید دلیل آن این باشد که رنگ صورتی از عشق و احساسات سخن می گوید و به فرد آرامش می دهد. این رنگ باعث تحریک عواطف و احساسات می شود و فرد را مهربان می کند.

به همین دلیل برای بهتر شدن روابط عاطفی و رفع مشکلات ارتباطی نیز به کار می رود. با دیدن این رنگ غریزه ی پدر و مادری فرد تحریک می شود و پرخاشگری و استرس کاهش می یابد.

اگر می خواهید در شخصیت تان  بردباری و صبوری را  القا کنید و دیگران را به مهربانی و محبت تشویق می کند، استفاده از رنگ صورتی گزینه ی مناسبی است.

لازم است بدانید استفاده مداوم از این رنگ می تواند موجب حساس شدن، خیالبافی و رویایی شدن شود.

پژوهشگران معتقدند باقی ماندن طولانی مدت در فضاهای صورتی رنگ، هوشیاری را پایین می آورد و احساس خواب آلودگی و کسالت را به همراه خواهد داشت.

رنگارنگ شو و لذت ببر

اکنون که با برخی از ویژگی های جالب و منحصر به فرد رنگ ها آشنا شدید، وقت آن است که به محیط اطراف تان، رنگ لباس های تان، رنگ بندی فضای خانه و یا محل کارتان نگاهی بندازید و با استفاده از اصول روانشناسی رنگ ها، خود و محیط اطراف تان را سالم تر و شاداب تر کنید. حالا می توانید از این تغییرات لذت ببرید.

نویسنده : کودک و نوجوان

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش یک)
روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش یک)

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در برخی مواقع، به طور ناخودآگاه نسبت به طیف خاصی از رنگ ها متمایل شده و یا به صورت بالعکس از گروهی از رنگ ها دوری کنید.

براساس مطالعات انجام شده در حوزه ی روانشناسی رنگ، ارتباطات مثبت و قابل توجهی در بین تمایل افراد به رنگ و حالات روانشناختی آن ها وجود دارد.

افراد در موقعیت های شادی و نشاط به طیف خاصی از رنگ ها علاقه نشان می دهند، این در حالی است که قرار گرفتن در وضعیت افسردگی، اضطراب، سوگ و یا آشفتگی های روانی، علایق رنگی را در انسان ها به گونه ای قابل توجه تغییر می دهد.

اگرچه ممکن است موضوع علاقه مندی به رنگ، تا حدودی شخصی، پیش پاافتاده و یا سطحی به نظر برسد، مطالعات زیادی حاکی از تاثیر چشمگیر رنگ ها در بهبود حالات روانی و بیماری های جسمانی می باشند.

همچنین با آگاهی از تاثیرات روانی ناشی از هر رنگ، می توان در ارتباط با دیگران و یا محیط اطراف، از تاثیر ضمنی رنگ در جهت تحقق اهداف استفاده کرد.

امروزه کاربرد روانشناسی رنگ در معماری، طراحی های محیطی، اصول قبولی در مصاحبه های استخدامی، مذاکرات کاری، قرارهای ملاقات دوستانه و بسیاری موقعیت های دیگر مورد استقبالی بی نظیر قرار گرفته است.  

آگاهی از ویژگی رنگ ها، با پیروی از اصول روانشناسی گشتالت و قوانین تداعی، می تواند فاصله ی شما تا موفقیت، سلامتی و نشاط را تا حد قابل توجهی کاهش دهد


 بنفش مناسب چه افرادی است؟

بنفش تلاش می کند تا جنبه ی سلطه گرانه رنگ قرمز متانت رنگ آبی را ترکیب کند و از این طریق تداعی گر درجه ی بالائی از صمیمیت همراه با حساسیت است.

شخصی که رنگ بنفش را ترجیح می دهد، خواستار دست یافتن  به یک رابطه ی جادویی است.

این رنگ می تواند در موقعیت های نیازمند اقتدار و در عین حال صمیمیت به خوبی اثرگذار باشد.

عملکرد صحیح سیستم لنفاوی را بهبود می بخشد و برای افراد  دارای اختلال در عملکرد غدد لنفاوی توصیه می شود.

بنفش، رنگ خنثی کننده زخم ها و صدمات عاطفی واحساسی است و برای کاهش علایم مبتلایان به تشنج های عصبی، افسردگی، اضطراب،  فوبی، اضطراب اجتماعی، خجالت زدگی و کم اشتهایی بسیار مفید است.

این رنگ، سمبل نشاط وشادمانی، نشانه دانش وآگاهی است و به سرحال آمدن روحیه کمک می کند.

درمعالجه ی بی خوابی، ناراحتی های سیستم گوارش، رفع سرماخوردگی، آسم، برونشیت، آنفولانزا و شادابی بخشی به پوست صورت بسیار موثر است.

افراط گران در استفاده از رنگ بنفش بدانند

استفاده زیاد از این رنگ می تواند منجر به عدم تعادل در سیستم عصبی شود. به همین دلیل استفاده از این رنگ به همراه رنگ های سبز و آبی بیشتر توصیه می شود.  


آیا آبی رنگ آرامش است؟

رنگ آبی که به رنگ حقیقت مشهور است، نشان از ذهن عالی و هوش سرشار دارد و رنگ آرامش کامل است.

آبی، رنگ نظم و ترتیب است و نشان دهنده ی حساسیت، ظرافت، عشق به خانواده، وحدت و دلبستگی است.

از دیدگاه روانشناسی، این رنگ تداعی گر احترام و اعتماد است و علاقه مندان به آن روحیه ای نسبتا حساس و شکننده داشته و از خودآگاهی بالایی برخوردارند.

طالبان رنگ آبی، خواستارآرامش، محیط بی سروصدا، دور بودن از ناراحتی ها و اضطراب ها هستند.

جالب است بدانید که ادراک حسی رنگ آبی، طعم شیرین و محتوای عاطفی آن ملایمت است.

از اعجاز رنگ آبی در چه مواردی استفاده کنیم؟

این رنگ منجر به افزایش توانایی تمرکز در انسان شده و محققان  آن را انتخابی مناسب برای محیط های نیازمند تفکر معرفی کرده اند.

آبی می تواند انتخاب خوبی برای اتاق مطالعه، رنگ پردازی کلاس های درس، یا سالن های مطالعاتی و یا اتاق های فکر سازمان ها باشد.

افراد دارای رژیم لاغری، مبتلایان به سرما خوردگی، گلودرد، گواتر، بریدگی، خراش، سوختگی، رماتیسم، بی خوابی، انواع گونه های گرفتگی عضلات، دل دردها و یا تب می توانند از اثرات آرامش بخش، خنکی زا و ضد باکتری این رنگ به خوبی بهره ببرند.

علی رغم خواص بی نظیر این رنگ لازم است بدانیم استفاده بی رویه از رنگ آبی می تواند منجر به کم شدن اشتها، کاهش فشارخون، نبض و علایم تنفسی شود.

القای تاثیر گذاری و آرامش به کمک رنگ سبز

رنگ فرعی سبز که از ترکیب دو رنگ اصلی آبی و زرد به وجود می آید، نماد آرامش، امید و متانت است.

این رنگ شادی بخش، خستگی را کاهش داده و قدرت صبوری و تحمل را افزایش می دهد.

با استفاده از این رنگ می توانید احساس صلح و دوستی و هماهنگ بودن را به خوبی القا کنید.

از آنجا که رنگ سبز نشانه ی سلامتی است و ثبات و امنیت را به ارمغان می آورد در محیط هایی که نیاز به القا آرامش در آن ها زیاد است، می تواند بسیار موثر واقع شود.

این رنگ گزینه ی مناسبی برای پردازش های رنگی در محیط های بیمارستانی است و امید و سلامتی را تداعی می کند.  

به منظور افزایش توان درک مطلب نیز می توان از رنگ سبز کمک گرفت.

در استفاده روزمره، همراه شدن سبز با نارنجی بهترین و بیشترین تاثیر را دارد و تصویری از فعالیت، پرشور بودن و در عین حال لطافت ایجاد می کند. 

سبزپوشان چه خصوصیاتی را بیشتر نشان می دهند؟

اگرچه قاعده ی کلی ای در مورد ثابت بودن صفات شخصیتی وجود ندارد اما کسانی که رنگ سبز را به عنوان یکی از مهم ترین علاه مندی هایشان عنوان می کنند، ویژگی های زیر را بیشتر از دیگران نشان داده اند:

  • اراده درانجام کار، پشت کار و اسقامت
  • تمایل نسبت به به کرسی نشاندن حرف خود
  • فرد برای خود مقام بلندی را قایل است ومایل است به دیگران پند واندرزهای اخلاقی ارائه کند.
  • ü       تمایل به تاثیر گذاری بر محیط پیرامون

آنجا که سبز، درمانگر می شود

بر اساس پژوهش ها، استفاده از رنگ سبز می تواند به کاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج کمک کند.

مهم ترین عضو متاثر از رنگ سبز، قلب انسان است و بسیاری از ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد یا کم ، سردردهای ناموزون، میگرن و رنگ پریدگی از طریق این رنگ راحت تر درمان می شوند.

اگر چه این رنگ، برای چشم آرامش بخش است اما در درمان سرطان و  بیماری های غده ای مناسب نیست زیرا باعث تسریع رشد تومورهای سرطانی شده و در این زمینه می تواند بسیار خطرناک  باشد.

برای مطالعه ی دیگر خواندنی های حیرت انگیز دنیای رنگ ها، ادامه مطلب را دنبال کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

داستان راپانزل
داستان راپانزل

روزی و روزگاری در زمان های دور، زن و مردی تنها در جنگلی بکر و زیبا، زندگی می کردند.

اون زن و مرد مدت ها بود بچه ای نداشتن و پس از سالیان دراز، به خواست خدا قرار بود بچه دار بشن.

زن دوران بارداری سختی رو پشت سر می گذاشت.

خونه ی کوچیک این زن و مرد پنجره ای داشت که رو به باغچه ای رویایی باز می شد.

باغچه ای زیبا با گیاهان مختلف و خوشمزه.

دیدن گیاهای رنگارنگ و تازه هوش از سر زن می برد و هر روز با دیدن شون حس تازگی و شادی پیدا می کرد.

روزی از روزها، زن که کنار پنجره ایستاده بود و به باغچه نگاه می کرد، دسته ای کاهوی تر و تازه را دید که خیلی خوشمزه به نظر می رسیدن.

به عادت زن های باردار، دلش یه مشت از اون ها رو خواست و از همسرم درخواست کرد تا براش مشتی کاهوی تازه از اون باغچه بیاره.

شوهر زن باردار، که خیلی دوست داشت بتونه اون کارو بکنه با نگاهی پر حسرت گفت ” خب..آخه.. اون باغچه مال جادوگره. اون خیلی خطرناکه و هیچ راهی برای رفتن به باغچه ش نیست. دور تا دور باغچه پر از حصار های بلنده.”.

زن که خیلی ناراحت شده بود گفت “اما.. اما من اون کاهو را می خوام. به چز اون دلم هیچ چیز دیگه ای نمی خواد”.

زن اینو گفت و غذاش رو پس زد.

چند روز به همین ترتیب گذشت و گذشت تا اینکه زن از بی غذایی، ضعیف و لاغر و مریض شد.

اون پس از مدت ها تونسته بود باردار بشه و بی غذایی میتونست خودشو بچه ش رو از پا دربیاره.

شوهر مهربون که نمی تونست شاهد مریضی و مرگ همسرش باشه، گفت” باشه، هر طور شده خودمو به داخل باغچه می رسونم و برات کاهو میارم”.

بالاخره بعد از تلاش های خیلی زیاد، مرد تونست وارد باغچه شه و دسته ای کاهو بچینه و با خودش به خونه بیاره.

زن که نحیف و کم طاقت شده بود، با دیدن دسته ی کاهوهای خوش رنگ و تازه، جون دوباره ای گرفت و با ولع تمام، کاهو ها رو خورد و از همسرش تشکر کرد.

اما این پایان قصه نبود. با خوردن کاهوها، زن حریص تر شده بود و دلش بازم کاهو می خواست.

برای روز دوم و سوم، مرد که چشم جادوگر رو دور دیده بود و ترسش ریخته بود، گفت ” بازم میرم و برات کاهو میارم”.

اما وقتی مرد برای سومین بار، خودشو از حصار بالا کشید و داخل باغچه رفت، در کمال ناباوری با جادوگر بدجنسی مواجه شد که چشم هاش از شدت عصبانیت سرخ شده بود و بر سرش فریاد می کشید.

جادوگر گفت “چطور به خودت اجازه دادی بدون اجازه وارد باغچه ی من بشی؟ کار تو مجازات سختی در پی داره”.

مرد که از ترس به خودش می لرزید داستانو برای پیرزن جادوگر تعریف کرد و بالاخره پیرزن تصمیم گرفت اونو ببخشه.

پیرزن گفت ” اگر همه ی حرفایی که زدی راست باشه، میبخشمت ولی به یک شرط ! تو باید بچه ای که متولد شد رو به من بدی چون من هیچ فرزندی ندارم”.

مرد از شنیدن این حرف متعجب شد. زبانش از ترس بند اومده بود و گفت ” این دیگه چه جور خواهشیه! “.

پیرزن گفت برای زنده موندن راهی جز این نداری و مرد، گریان و نالان مجبور شد درخواست جادگر بی رحم رو قبول کنه.


روزها گذشتن و گذشتن تا اینکه دخترک زیبایی با موهای طلایی شگفت انگیز و چشمانی به رنگ دریا متولد شد.

زیبایی دخترک، حیرت انگیز بود و پدر و مادر از تولد چنین نوزادی غرق در شادی و سرور.

هنوز چند هفته ای از تولد دخترک نگذشته بود که جادوگر موذی سوار بر جادوی بد شکلش وارد خونه ی اون ها شد و دخترک را از پدر و مادرش گرفت و با خودش به برجی بلند در اعماق جنگل بکر و دست نخورده برد.

برجی با دیوارهای بلند، در کنار آبشاری عظیم که هیچ راه ورودی به جز یک پنجره ی کوچک نداشت.

جادوگر اسم دخترک را راپانزل گذاشت که به معنای دسته ی کاهوی کوچولو بود و دخترک رو در برج زندانی کرد تا از اون به خوبی مراقبت کرده باشه!

راپانزل دوست داشتنی و کوچولو داخل همون برج زندگی می کرد. هر روز قد می کشید و بزرگتر می شد و گندم زار موهای قشنگش، بلندتر و چشم نواز تر می شد.

جادوگر فهمیده بود که این دخترک زیبا قدرت شفابخشی خارق العاده ای با خود دارد و یک دخترک معمولی نیست.

اون هر روز به پایین برج می اومد و می گفت ” راپانزل، موهاتو بنداز پایین تا باهاشون بیام پیشت. منم مادر عزیزت”.

راپانزل هم موهاشو نردبانی می کرد تا جادوگر باهاشون وارد برج بشه.

اما راپانزل جادوگر رو دوست نداشت. اون خیلی بداخلاق بود و به دخترک اجازه ی خروج از برج حتی برای یک لحظه هم نمی داد.

راپانزل اما آرزو داشت بتونه از اون برج بیرون بیاد و دنیا رو حسابی نگاه کنه.

روزی از روزها راپانزل زیبا، کنار پنجره ایستاده بود و آواز می خواند که شاهزاده ای سوار بر اسب، مسخ صدای زیبای اون شد.

شاهزاده تصمیم گرفت هر طور شده خودش رو به دخترک برسونه و فهمید که اگر صدای جادوگر پیر رو تقلید کنه میتونه با نردبان موهای دختر زیبا وارد برج بشه.

بنابراین تصمیم گرفت شانسش رو امتحان کنه و البته موفق هم شد.

اون به نزد راپانزل رفت و از دیدن زیبایی های دخترک، نه یک دل که صد دل عاشقش شد و گفت “با من ازدواج می کنی؟”

راپانزل هم قبول کرد و تصمیم گرفتند به کمک هم راهی برای خروج از برج پیدا کنند.

او که احساس می کرد مرد رویاهاشو پیدا کرده، غرق در شادی بود و در دلش غوغایی به پا بود.

اما چند دقیقه ای بیشتر طول نکشید که دید پیرزن با چشمانی غضب آلود و صورتی برافروخته از خشم به سمتش اومد و گفت” چطور تونستی به من خیانت کنی و نقشه ی فرار بکشی؟ من برای تو بهتریین چیزها رو فراهم کردم اما تو….”

پیرزن این ها رو گفت و موهای طلایی راپانزل را با قیچی کوتاه کرد. بعد هم با جرقه ای روی چوب جادویی، دخترک پر از عشق و امید رو به بیابانی بی آب و علف تبعید کرد.

جادوگر که حسابی عصبانی بود، تصمیم گرفت شاهزاده را هم به سزای عمل زشتش برسونه. برای همین در روزی که شاهزاده برای دیدن راپانزل اومده بود، فریب داد و اون را از بالای برج به پایین پرتاب کرد.

اما او که بدجور روی درختچه های خار فرود آمده بود، خارهایی رو در چشمش احساس کرد و برای همیشه کور شد.

شاهزاده روزهای زیادی رو به یاد دخترک در جنگل راه رفت و گریست.


او از علف های بیابان می خورد و در غم از دست دادن عشق زیبایش، می گریست.

بعد از چندین سال بیابان گردی و آوارگی، بالاخره شاهزاده به بیابانی رسید که صدای آواز روح نواز و آشنایی اون را به بهشتی دست نیافتنی تبدیل کرده بود.

رد صدا رو دنبال کرد و جلو رفت  و در حالیکه اسم راپانزل رو تکرار می کرد، او را می جست و نمی یافت.

شاهزاده کمی جلوتر رفت که دید کسی دست هایش را در دستش گرفت.

او کسی نبود جز راپانزل عزیزش!

اون ها همدیگر را در آغوش گرفتند و از شادی ساعت ها گریستند.

همینکه اولین قطره از اشک های شفابخش دخترک زیبا بر چشم های شاهزاده فروریخت، بینایی از دست رفته ی شاهزاده به او برگشت و با دیدن زیبایی حیرت انگیز دخترک، جانی دوباره گرفت.

اون ها  بعد از تحمل سختی های زیاد به همراه هم به سمت شهر حرکت کردند.

 شاهزاده قول داد تمام زیبایی های دنیا را به راپانزل نشان دهد و ازدواج اون ها در شهر، مایه ی شادی و خوشحالی همه ی اهالی شهر شد.

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟

باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی  وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند  و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی  دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی، وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد 20 ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند. در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟

به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید،  “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است.

آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از 7 عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.


تخریب گران هفت ریشتری

براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

1) انتقاد کردن

2) غرغر کردن

3) سرزنش کردن

4) تنبیه کردن

5) تهدید کردن

6) گلایه و شکایت

7) باج و رشوه دادن

 اما خواندن عبارات 7 کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.


اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!

کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

 اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های 7 گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.

این عوامل عبارتند از:

1) حمایت کردن

2) احترام گذاشتن

3) تشویق کردن

4) اعتماد کردن

5) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

6)گوش سپردن

7) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

آیا تغییر خواهم کرد؟

ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

من نه تنها در ارتباط با فرزندم بلکه در تمامی ارتباطاتم از عادات مخرب استفاده می کنم. آیا ممکن است تغییر کنم؟

باید گفت تغییر عادات برای هیجکس کار آسانی نیست. حتی وقتی تصمیم دارید عادت ساده ای مانند مسواک زدن را نیز در خود ایجاد کنید با چالش هایی مواجه خواهید بود.

بنابراین اگر با مراحل تغییر رفتار و ایجاد عادات مناسب آشنا شوید، خواهید توانست تغیرات رفتاری را راحت تر پیش ببرید و به اهداف تان نزدیک شوید.

سه گام تا تغییر رفتار

1) آیا برای تغییر آماده ام؟

این بدین معناست که آیا قصد دارم نحوه ی رفتار خود با نوجوانم را تغییر دهم؟ آیا در این زمینه اطلاعات کافی دارم و منابع لازم را می شناسم؟

2) آیا موانع لازم در مسیر تغییر را می شناسم؟

در مسیر تغییر عادات مخرب به عادات موثر ممکن است با چه موانعی مواجه شوم؟

در بسیاری از موارد ممکن است ببینید فرزندتان با تهدید و تنبیه در ظاهر از شما حساب می برد و همین باعث شود تا تصمیم بگیرید رویه ی سابق تان را پیش ببرید.

بنابراین لازم است تا موانع را بشناسید و آن ها را کنترل کنید.

3) چه عواملی ممکن است باعث بازگشت به عادات منفی شود؟

برای تغییر هر عادتی ممکن است پس از برداشتن چند گام، احساس خستگی و یا تنبلی کنید، احساس کنید این کار از شما گذشته و از این طریق به عادات قبلی تان برگردید.

باید گفت امکان بازگشت به گذشته در رویه ی تغییر عادات امری طبیعی محسوب می شود. بنابراین ناامید نشوید، تغییرات مثبت هرچند جزیی را تشویق کنید و با انگیزه و اشتیاق به مسیرتان ادامه دهید.

به یاد داشته باشید موفقیت شما در جایگزینی عادات موثر می تواند نه تنها ارتباط شما با نوجوان تان، بلکه کلیه ی ارتباطات کاری، زناشویی و دوستانه ی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و زندگی تان را شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر کند. 

نویسنده : کودک و نوجوان

اختلال تغذیه دختران : چرا دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند؟
اختلال تغذیه دختران : چرا دختران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند؟

این مورد چیزی فراتر از یک پدیده فرهنگی صرف می باشد

دکتر داگلاس بانل[1]، به عنوان یک روان شناس بالینی و عضو هیات رئیسه در مرکز بیماری اختلال تغذیه ای مونت نیدو[2]، یک سری دلایل محتملی را بیان کرده است که بیان می دارد اختلال های تغذیه ای یک تاثیر مضمحل کننده ای بر روی زنان جوان دارد.


[1] Dr. Douglas Bunnel

[2] Monte Nido


رونوشت:

تفاوت قابل توجهی مابین نسبت های موجود در پسران و دختران وجود دارد. نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این است که پسران هم به این اختلال ها دچار می شوند.

ولی واقعیت این است که تعداد دخترانی که تحت تاثیر این اختلال قرار می گیرند، همچنان بیشتر از تعداد پسران می باشد؛

به همین دلیل یک ارتباطی باید در مورد تاثیر زنانگی و ریسک مربوط به این اختلال وجود داشته باشد.

در نظر گرفتن این مورد به عنوان یک پدیده فرهنگی صرف یا یک پدیده اجتماعی – فرهنگی اهمیت زیادی دارد.

ولی من فکر می کنم در زمانی که ما دچار این اختلال می شویم و  به یک سری ابزارهای مورد نیاز برای شناخت آن دسترسی داریم.

در واقع این اختلال را به عنوان یک تعامل پیچیده مابین بیولوژی زنانه بودن، بیولوژی زنانه بودن در زمان بلوغ در دوره ای که افراد در این مرحله از زندگی شان قرار دارند و عوامل فرهنگی در نظر می گیریم.


زن بودن و رابطه جنسی پیش از موقع

ما مطلع هستیم که زن بودن و رابطه جنسی پیش از موقع یا اولیه برای یک زن، یک مورد ریسک برای ایجاد بیماری روان پزشکی در دختران و زنان می باشد؛

به همین دلیل من فکر می کنم که این شرایط منجر به ایجاد اختلال های تغذیه ای می شود.

بدون شک این مورد درست می باشد که یک فرهنگی ایده آل بودن یک بدن لاغر را ترویج می دهد، که این مورد می تواند درونی شود و به یک نحوی دختران قربانی فرهنگ می شوند.

یک روش برای کاهش دادن اختلال های تغذیه ای و حداقل کردن آنها، عبارت از گفتن این مورد می باشد که “این دختران ضعیف می باشند، آنها تسلیم فرهنگ خودشان شده اند.

” ولی این یک عامل قدرتمندی می باشد. این احتمال وجود ندارد که فرهنگ مورد توجه ما نباشد.

در صورتی که شما در یک فرهنگی رشد کنید و آن را به عنوان مبنایی برای ارزیابی خودتان در نظر می گیرید، این فرهنگ یک تاثیر مستقیمی بر روی ارزیابی شما خواهد داشت.

همچنین تحقیقات زیادی نشان داده اند که درونی سازی ایده مربوط به ایده آل بودن یک بدن لاغر، یک عامل ریسک بالقوه واقعی برای ایجاد یک اختلال تغذیه ای می باشد.

اختلال تغذیه دختران

من فکر می کنم که این مورد یک نقش مهمی در ایجاد محیط بهبود بیماران توسط متخصصان بالینی دارد.

در صورتی که شما یک زنی باشید که از یک اختلال تغذیه ای بهبود یافته اید، در یک محیطی بهبود می یابید که به صورت مبنایی به شما می گوید که به منظور بهبود یافتن، در مسیر اشتباهی قرار دارید.

در صورتی که هدف شما افزایش وزن باشد، و شما در یک فرهنگی زندگی کنید که با هدف شما متضاد باشد، قرار گرفتن در مسیر متضاد فرهنگتان یک شرایط سختی را برای شما ایجاد خواهد کرد.

مدیریت محیط بهبود یک عامل بالقوه ای در درمان اختلال های تغذیه ای می باشد.

نویسنده : کودک ونوجوان

مشکلات یادگیری در کودکان – روش حمایتی و مادرانه
مشکلات یادگیری در کودکان – روش حمایتی و مادرانه

نحوه پیدا کردن یک متخصص مناسب برای کار کردن بر روی کودک تان

در شرایطی که کودک شما در مدرسه با چالش هایی مواجه باشد، افرادی که در مدرسه هستند و همچنین والدین این کودکان به دنبال پیدا کردن موثرترین روش درمان مفید برای این کودک خواهند بود.

مشکلات یادگیری در کودکان

برخی از کودکان احساس می کنند که با وجود تلاش های صورت گرفته، همچنان در پشت سر همتایانشان قرار دارند، چرا که آنها به دلیل اختلال های تغذیه ای دچار ناامیدی می شوند.

برخی از آنها به دلیل شرایط سخت تمرکز بر روی یادگیری، از هدف خودشان عقب نشینی می کنند یا برای انجام تکالیف خودشان، یک سری تلاش های سازمان یافته ای را انجام می دهند.


روش حمایتی و مادرانه پاسخگو است؟

برخی از کودکانی که با چالش مواجه هستند، به یک سری حمایت هایی دسترسی خواهند داشت که توسط متخصصان موجود در مدرسه، در کلاس ها یا در دوره های خارج از کلاس ارائه می شود.

ولی والدین زیادی بعد از کلاس درس، برای دستیابی به کمک اقدام می کنند.

ممکن است که یک سری مواردی حواس پرت کننده باشند: آیا شما به دنبال یک معلم خصوصی، کمک کننده تکالیف خانگی، یا یک درمانگر آموزشی هستید؟ این مورد بستگی به نیاز کودک دارد.


حمایت درسی

در صورتی که فرزند شما در یک درس خاصی افتاده باشد، یک معلم خصوصی می تواند همان چیزی باشد که فرزندتان به آن نیاز دارد.

شناخت معلم خصوصی و کاری که انجام می دهد، به راحتی امکان پذیری می باشد: این فرد یک فرد باهوش و مطلعی در حوزه درسی خاصی می باشد و از طریق تکمیل کردن اطلاعات پس زمینه ای که ممکن است کودکتان آن را از دست بدهد .

از طریق ارائه توضیح و تمرین بیشتر برای کمک به دانش آموز به منظور دستیابی به مهارت های مورد نیاز، می تواند احتمال موفق دانش آموز را افزایش دهد.

حمایت مربوط به تکلیف خانگی

در صورتی که چالش کودک تان یک موضوع خاصی نباشد، ولی مشکل موجود به خودی خود کاهش یافته و از بین می رود، یک کمک کننده تکلیف خانگی می تواند یک ترفندی برای این شرایط باشد.

کاری که یک کمک کننده تکلیف خانگی انجام می دهد صرفا عبارت از این است که: از طریق تکلیف خانگی و ایجاد ساختار و حمایت مناسب کمک می کند.

والدین زیادی این نقش را برای کودکشان دارند و زمانی که کودکشان سردرگم یا بدون تمرکز می شود، حضور پیدا می کنند و یک سری پشتیبانی هایی بعمل می آورند.

ولی زمانی که کودک شما یک سری مشکلات غیر معمول در رابطه با کارش داشته باشد و تکلیف خانگی به یک حوزه تضاد عمده ای تبدیل شود.

داشتن یک کمک کننده تکلیف خانگی حرفه ای در این مورد می تواند یک عامل حمایت کننده مهمی برای والدین و کودکان باشد.

دکتر متئو کروگر[1]، به عنوان یک رئیس مرکز رشد و یادگیری موسسه ذهن کودک، معتقد است .

این روش یک نوع روش درمان نمی باشد، ولی نتایج آن می تواند درمان بخش باشد: می تواند به یک کودک کمک کند که تکالیف خانگیش را به صورت موفقی انجام دهد و بدون استفاده از مادر یا پدر، مقدار زیادی از استرس موجود در محیط خانگی را از بین ببرد.


[1] Dr. Matthew Cruger

حمایت یادگیری

در مورد کودکانی که دارای مشکلات یادگیری جدی می باشند، یک درمانگر آموزشی به منظور ارائه یک تکلیف خانگی به عنوان ابزاری برای تقویت مهارت هایی که وی نیاز دارد داشته باشد، زیاد با وی کار نمی کند.

درمانگران آموزشی با داشتن یک سری پس زمینه های تخصصی، از آموزش خاص سخنرانی و زبان درمانی تا روان شناسی، این حمایت را ارائه می دهند.

ویژگی رایج آنها عبارت از این مورد می باشد که آنها سبک یادگیری کودک را می شناسند و بعد از آن به وی کمک می کنند تا مهارت ها و استراتژی هایی ایجاد کنند .

آنها را قادر خواهد ساخت که نقاط قوتشان را تقویت کنند و نقاط ضعفشان را جبران کنند.

برای مثال در مورد یک کودک مبتلا به خوانش پریشی، کمک کردن در رابطه با خواندن و همچنین استراتژی های جبرانی برای مشکلات مربوط به خواندن مفید خواهند بود.

برای یک کودکی که چالش وی تمرکز بر یادگیری می باشد، درمانگر از طریق استراتژی های مربوط به شروع کردن، شروع کردن یک پروژه، یادآوری اطلاعات و مهارت های تمرینی به وی کمک خواهد کرد.

درمانگران آموزشی تایید می کنند کودکانی که نمی توانند در مدرسه شرایط مناسبی داشته باشند، در اغلب مواقع مضطرب و ناامید هستند، به همین دلیل ماموریت این متخصصان ایجاد اعتماد به نفس و همچنین تقویت مهارت های درسی این دانش آموزان خواهد بود.

کارولین میلر[1]– مترجم :کودک و نوجوان


[1] Caroline Miller

ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان
ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان

آیا فرزند شما دارای انگیزه می باشد

زمانی که به نظر می رسد یک کودک در مدرسه به اندازه کافی سخت کوشی زیادی نمی کند، این مورد به چه معنا می تواند باشد

این مورد در هر زمانی مابین دوره کودکستان تا فارغ التحصیلی دبیرستانی صورت می گیرد – و حتی بعد از آن.

این مورد رایج می باشد، ولی منجر به ایجاد نگرانی زیادی برای والدین می شود: شما متوجه نبود انگیزه و تعهد در نگرش فرزندتان نسبت به مدرسه می شوید.

شاید وی علاقه مناسبی برای یادگیری موارد جدید نداشته باشد. ممکن است که وی تکالیف خانگیش را انجام ندهد.

ممکن است که نمرات وی کم شوند. شاید در زمانی که تلاش می کنید که وی را مجاب به انجام دادن کارش کنید، یک دعوایی مابین شما ایجاد شود.

صرف نظر از مشکل اصلی که وجود دارد، اکثر والدین به دلیل اینکه کودکشان به اندازه کافی در مدرسه تلاش نمی کند و همچنین در رابطه با نحوه کمک به فرزندشان برای پیدا کردن انگیزه مناسب، دچار نگرانی می شوند.

دلایل بالقوه زیادی وجود دارد که می توانند منجر به کاهش انگیزه کودک در مدرسه شوند.

در ادامه یک سری مراحلی بیان شده است که شما با استفاده از آن می توانید بررسی کنید که چه اتفاقی صورت گرفته است:

نگرانی های خودتان را به صورت مشخص بیان کنید.

کودکتان چه نوع رفتاری انجام می دهد که در نتیجه آن فکر می کنید وی در مدرسه فعال نمی باشد؟

یک بررسی دقیق در رابطه با کارهایی که وی انجام می دهد – یا انجام نمی دهد – به شما کمک خواهد کرد تا مواردی که در حال وقوع هستند را مشخص کنید.

در صورتی که وی بگوید خسته است، به چه معنی می باشد؟

اکثر کودکان از کلمه “خسته بودن” به منظور توصیف احساس خودشان در کلاس استفاده می کنند، ولی ممکن است که تعریف آنها از خسته بودن با تعریف شما مطابقت نداشته باشد.

در برخی مواقع کودکانی که با چالش مواجه هستند یا خسته هستند، مطمئن نیستند که در رابطه با احساسات خودشان چه چیزی بگویند.

صحبت کردن با معلم.

معلم کودک شما یک منبع مهمی است که شما می توانید هم برای مشخص کردن مشکلات موجود و بعد از آن پیدا کردن روش هایی برای حل کردن آنها، از اطلاعات وی استفاده کنید.

راچل بوسمن[2] به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک[3] معتقد است که “یک معلم می تواند در طول شش ساعت از روز، اطلاعات مفیدی را در رابطه با مواری که کودک انجام می دهد، پیشنهاد دهد.”

مشخص کردن انتظارات خودتان.

انتظارات خودتان را با معلم چک کنید تا مطمئن شوید که انتظارات شما متناسب با سن کودک و سطح رشد وی می باشد.

آیا این یک بخش از فرآیند یادگیری می باشد؟

دکتر باسمن توضیح داده است که “یک مقدار نرمالی از بیم و هراس وجود دارد که در نتیجه یادگیری موارد جدید ایجاد می شود.

برای مثال، کودکی که یاد می گیرد بخواند، ممکن است انگیزه پیدا نکند، چرا که این مورد برای وی جدید است و یک مورد راحتی نمی باشد.

” در صورتی که معلم فکر کند که فرزند شما در یک دوره زمانی سختی قرار دارد، ممکن است که وی شما را نسبت به شرایط فرزندتان مطلع کند.

آیا تغییراتی در مدرسه صورت گرفته است؟

لکنت زبان پیدا کردن در طول چند ماه اول کودکستان یا مدرسه راهنمایی یک مورد نرمالی می باشد، چرا که مرحله انتقال آنها به تعدیلات زیادی نیاز دارد.

لائورا فرمن[4] به عنوان یک روان شناس عصب در موسسه ذهن کودک معتقد است که “تعداد زیادی از مجموعه های پیش دبستانی، بیش از حد اجتماعی و عاطفی هستند و دارای حالت آکادمیک نمی باشند، به همین دلیل قرار گرفتن در دوره پیش دبستانی یا کودکستان سخت می باشد.

” کن شستر[5]، به عنوان یک روان شناس عصب و معلم باز نشسته یک الگوی مشابهی را در شروع مدرسه راهنمایی مشاهده کرده است که در آن از کودکان انتظار می رود تا مستقل تر و سازمان یافته تر باشند.

آیا کودک شما مدرسه اش را تغییر داده است؟

در یک شرایط مشابهی، تغییر دادن مدرسه همچنین می تواند یکی از چالش های آکادمیکی باشد که همزمان با تطبیق یافتن کودکتان به یک محیط جدید ایجاد می شود.


[1] Danielle Cohen

[2] Rachel Busman

[3] The Child Mind Institute

[4] Laura Fuhrman

[5] Ken Schuster


آیا عوامل اجتماعی نقش دارند؟

دکتر فورمن بیان کرده است که در شروع مدرسه راهنمایی، نگرش کودک شامل تعامل ها و فشارهای اجتماعی می باشد.

متاسفانه کودکانی که عملکرد مناسبی در مدرسه دارند، در برخی مواقع با انزوای اجتماعی مواجه می شوند و به منظور اجتناب از لقب گذاری شدن به عنوان یک ماسک دار یا یک لانه دار، ممکن است که فعالیت های آکادمیک خودشان را ترک کنند.

وی بیان کرده است “کودکان در مدرسه راهنمایی نمی خواهند که متفاوت باشند و ممکن است که این افراد یک هویتی را به دست بیاورند که منجر به کاهش تجربه خجالت زدگی و تحقیر آنها در برابر همتایان می شود.”

در حالیکه ممکن است شما به عنوان والدین، کنترل کمتری بر روی این موقعیت داشته باشید، ولی بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از پافشاری بر روی پیشرفت کردن سطح یادگیری فرزندتان می باشد.

به دنبال پیدا کردن فرصت هایی برای کودک خودتان باشید تا وی در خارج از مدرسه بتواند علایق خودش را دنبال کند و در کنار سایر کودکانی قرار بگیرد که علایق یکسانی دارند.

آیا کودک شما دارای یک کمبودی در مهارت ها می باشد؟

در صورتی که کودک بدون انگیزه شما همچنان دارای عملکرد نامناسبی باشد، این مورد می تواند به این دلیل باشد که مهارت های جدید مورد نیاز برای پیشرفت در وی ایجاد نشده است؛

این شرایط می تواند به دلیل یک اختلال یادگیری یا زبانی یا ضعف در عملکرد اجرایی باشد.

زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، به خصوص در زمانی که مشکل از قبل مشخص نباشد، واکنش وی می تواند متوقف کردن تلاش هایی در این حوزه باشد که برای وی خسته کننده است.

دکتر فرمن توضیح داده است که “ما این مورد را بیچارگی یادگرفته شده می نامیم.

زمانی که این کودکان سطح موفقیت مناسب را به دست نیاورند، یک گرایشی به تسلیم شدن خواهند داشت، چرا که تمامی تلاش های صورت گرفته توسط آنها بی فایده می باشد.”

این مشکلات می توانند در زمان های مختلفی بروز داده شوند، چرا که برنامه تحصیلی سالانه نیاز به یک سطح بالایی از مهارت ها دارد.

کودکان دارای اختلال های خواندن، همانند خوانش پریشی، ممکن است که در کلاس اول، زمانی که خواندن مهم می شود و همچنین در کلاس سوم که درس های موجود پیچیده تر می شوند، بروز پیدا کند.

اکثر مشکلات عملکرد اجرایی در شروع دوره راهنمایی بروز پیدا می کنند، چرا که در این دوره از دانش آموزان انتظار می رود که هم در رابطه با کارشان و هم در رابطه با دلبستگی های خودشان، مستقل و سازمان یافته باشند.

همزمان با اینکه مخفی کردن این مشکلات سخت تر می شود، اغلب کودکانی که به دلیل چالش های خودشان دچار خجالت زدگی یا اضمحلال می شوند، از تلاش برای غلبه بر این مشکلات امتناع می کنند.

کودکان دارای معایب مهارتی، با استفاده از کمک و از طریق یادگیری روش هایی برای مدیریت این مشکلات و از طریق استفاده از منابع مدرسه ای که آنها را قادر می سازد تا از نقاط قوت شان استفاده کنند، در نهایت می توانند وضعیت مناسبی در مدرسه پیدا کنند.


شاید شرایط وی واقعا خسته کننده باشد

هر چند که این مورد به مراتب کمتر از سوء ظن والدین صورت می گیرد، ولی برخی از کودکان انگیزه کافی در محیط مدرسه شان ندارند.

ممکن است این کودکان افرادی باشند که کارشناسان آنها را کودکان “با استعداد” می نامند؛ توانایی های ذهنی این افراد خیلی قوی تر از همتایانشان می باشد.

این دانش آموزان در اغلب مواقع علایق آکادمیک خودشان (چه در رابطه با خواندن، نوشتن، ریاضیات یا در رابطه با علوم) را خارج از مدرسه دنبال خواهند کرد و یک برنامه آموزشی را پیدا خواهند کرد که فراتر از موارد یاد گرفته شده آنها تا آن زمان و موارد غیر مهیج می باشد.

یک شرایط دیگری که با استعداد بودن می تواند در آن مواقع منجر به عدم ارتباط وی شود، زمانی است که آنها در یک حوزه خاص دارای استعداد خاصی باشند .

آنها مجذوب حوزه هایی می شوند که به جای توجه کردن به مواردی که معلمانشان در کلاس بیان می کنند، بیشتر نسبت به این حوزه ها فکر می کنند.

ولی متئو کروگر[1]، به عنوان یک روان شناس در موسسه ذهن کودک و کسی که با کودکان با استعداد زیادی کار کرده است، نسبت به این موضوع شک دارد که نبود انگیزه در کودکان، صرفا به دلیل استعداد این افراد می باشد.

دکتر کروگر بیان کرده است “من انتظار دارم که اکثر کودکان با استعداد برنامه درسی را به عنوان یک مورد اجباری در نظر بگیرند.

” در صورتی که موارد موجود در مدرسه منجر به جلب توجه کودک نشود، ممکن است که کودک با استعداد باشد و همچنین این تشخیص در مورد وی صورت گرفته باشد که یک موردی مانع از پیشرفت وی می شود و انگیزه او را از بین می برد.


[1] Matthew Cruger

چه موارد دیگری منجر به از بین رفتن انگیزه کودکان مدرسه می شوند؟

در حالیکه اختلال های تغذیه ای و کمبود سایر مهارت ها در اغلب مواقع منجر به عدم وجود علاقمندی در محیط مدرسه می شود، همچنین یک سری تشخیص های رایج دیگری هم وجود دارند که در این روش مشخص می شوند.

ADHD.

احتمالا بعد از اختلال های یادگیری، ADHD رایجترین موردی است که منجر به عقب افتادن کودکان در مدرسه می شود.

نبود انرژی، بی حوصلگی، انگیزه آنی و حواس پرتی عبارت از مواردی هستند که می توانند منجر به ایجاد یک مشکل قابل توجه در عملکرد معمولی مدرسه ای کودک مبتلا به ADHD می شود.

کریستین کاروترز[1]، به عنوان یک روان شناس بیان کرده است “ممکن است که کودکان دارای ADHD، مدرسه را به عنوان یک مورد چالش زای خاص در نظر بگیرند، چرا که آنها نمی توانند به راهنماها و اطلاعاتی توجه کنند که برای داشتن یک عملکرد مناسب لازم می باشد.

همچنین ممکن است که این افراد یک سری توجهات منفی را از طرف معلمانشان دریافت کنند، چرا که رفتار آنها می تواند اختلال آور باشد و این موضوع می تواند انگیزه آنها را برای داشتن عملکرد مدرسه ای مناسب، کاهش دهد.”

اضطراب.

اضطراب جدایی می تواند منجر به حواسپرت شدن کودک یا حتی مانع از توجه کافی وی به مدرسه شود، به دلیل اینکه وی نگران است در زمانیکه از والدینش جدا می باشد،  ممکن است یک اتفاقی برایش بیافتد.

همچنین مشکل موجود می تواند اضطراب اجتماعی باشد، که تعامل با همکلاسی ها و معلمان را آنقدر برای کودک نگران کننده می کند که وی به جای شرکت در گروه های کاری کوچک، در کلاس ها حضور پیدا نمی کند یا هیچ وقت دست خودش را (به عنوان یک داوطلب برای پاسخ دادن به سوال مطرح شده) بلند نمی کند.

همچنین کودکان دارای اضطراب عمومی شده نسبت به موارد آکادمیک خودشان نگران هستند .

این مورد می تواند منجر به ایجاد استرس زیادی در مورد عملکرد کاملشان شود و این کودکان به دلیل اینکه احساس می کنند عملکردشان زیاد مناسب نمی باشد، از ادامه تحصیل منصرف شوند.

افسردگی.

یکی از علائم اصلی افسردگی عبارت از کاهش علاقمندی نسبت به فعالیت هایی می باشد که کودک در گذشته به آن علاقمند بوده است.

در صورتی که کودک شما در گذشته توسط فعالیت های موجود در مدرسه تهییج می شد و در حال حاضر به همراه بی علاقگی نسبت به مدرسه، یک سری علائمی دیگری همانند تحریک پذیری یا ناراحتی را تجربه می کند، این احتمال وجود دارد که وی از افسردگی رنج ببرد.

OCD. درست به همان روشی که اضطراب منجر به پیشگیری از تمرکز کودک در کلاس می شود، OCD هم می تواند یک سری محدودیت هایی را در این یادگیری ایجاد کند.

کودکان دارای OCD ممکن است آنقدر در رابطه با اشتباه داشتن دچار استرس شوند که ممکن است به دوباره خواندن هر چیزی یا پاک کردن و دوباره نوشتن تکالیف خانگی به صورت مجدد تا زمان کامل شدن، احساس نیاز پیدا کنند.

همچنین ممکن است آنها این احساس را داشته باشند که میز آنها کثیف می باشد و آنقدر در رابطه با این موضوع نگران شوند که نسبت به موارد در حال وقوع در مدرسه بی توجه باشند.

ممکن است این افراد به یک سری وسواس های فکری و تشریفاتی دچار شوند که منجر به پیشگیری از کار مدرسه ای می شود و اینطور به نظر برسد که وی همواره انگیزه محدودی برای یادگیری دارد.

این وضعیت یک فرآیند می باشد

در صورتی که کودک شما دارای یک اختلالی باشد که منجر به پیشگیری از یادگیری می شود، درمان به وی کمک خواهد کرد که انگیزه و فعالیت بیشتری در محیط مدرسه داشته باشد.

در رابطه با کودکانی که نیازی به درمان ندارند، ولی برای انگیزه پیدا کردن نیاز به درمان دارند، یک سری مواردی وجود دارند که والدین و معلمان برای کمک کردن به آنها می توانند انجام دهند.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از کودکان همزمان با بزرگ شدن، انگیزه کافی پیدا خواهند کرد.

دکتر کاروترز معتقد است “زمانی که داشتن انگیزه برای کودک شما سخت باشد، ممکن است که وی در یک دوره رشد باشد، ولی این بدان معنا نمی باشد که وی در آینده موفق نخواهد بود.”

دنیل کوهن[1] -مترجم : کودک و نوجوان


[1] Kristin Carothers

کودک اوتیسم و اسباب بازی های کاربردی (بخش دوم)
کودک اوتیسم و اسباب بازی های کاربردی (بخش دوم)

ایده های بیشتر برای انتخاب اسباب بازی

کیفیت را بر کمیت ترجیح دهید.

اسباب بازی های بیش از حد می تواند برای یک کودک اوتیستیک، گیج کننده و ناخوشایند باشد چرا که تنوع محرک ها منجر به ایجاد سردرگمی برای افراد این طیف می شود.

بهتر است یک اسباب بازی با کیفیت خوب را بر بسیاری از اسباب بازی های ارزان تر که خانه شما را شلوغ می کنند، ترجیح دهید.

اگر در انتخاب اسباب بازی با کیفیت، درست عمل کنید، حتی یک اسباب بازی می تواند برای ساعت های طولانی، لذت ایجاد کند و مهارت های کودک تان را گسترش دهد.

فرقی نمی کند که این مطلب را به عنوان والد می خوانید یا متصدی تامین ابزارهای آموزشی برای مدرسه ی کودکان اوتیسم.

در هر حالت، در نظر داشتن این نکته بسیار ارزشمند است که لازم است کیفیت را بر کمیت ترجیح دهید.

از مزیت های جستجوی آنلاین استفاده کنید.

 فروشگاه های متعددی به ارایه ی ایده هایی در زمینه ی  اسباب بازی های کودکان مبتلا به اوتیسم، نحوه ی غذا خوردن این کودکان و سایر مسایل مربوط به آن ها پرداخته اند.

همچنین راهنماهای زیادی برای نتخاب اسباب بازی مناسب این گروه از کودکان وجود دارد.

بنابراین تویه می کنیم خواننده ی خوبی  باشید تا خودتان را به جدیدترین اطلاعات حیطه ی اوتیسم، مجهز کنید و بتوانید مناسب ترین ایده ها را با توجه به فرزندتان اعمال کنید.

باید گفت در این اختلال، تنوع زیادی وجود دارد. به عبارتی هر کودک، متفاوت است و هر نوع اوتیسم نیز تفاوت هایی با انواع دیگر دارد.

شما نیاز و منافع کودک خود را بهتر از هر کس دیگری می شناسید و می توانید به او کمک کنید.

پیدا کردن آنچه نویسندگان اوتیستیک در دوران بچگی شان دوست داشتند، نیز ایده ی خوبی است.

می توانید لیستی از علایق دوران کودکی این نویسندگان تهیه کنید و از بازی های آن ها برای تنوع بخشی به بازی های فرزندتان استفاده کنید.

برای بازی، سعی کنید تا تلفیقی از بازی های سنتی و محرک را به کار ببرید و خود را به نوع خاصی از بای ها محدود نکنید.

بعضی از کودکان مبتلا به اوتیسم عادت دارند تا در حالیکه بر نوع خاصی از بازی های مورد علاقه شان مثل پازل متمرکز هستند، با دیگران نیز بازی های معمول یا خیالی انجام دهند..


در انتخاب بازی مراقب وب سایت هایی که بر “بازی مناسب” تأکید دارند باشید.

 هدف این وب سایت ها ممکن است این باشد که کودک اوتیستیک را به عنوان کودکی عادی جلوه دهند نه اینکه به آن ها کمک کند تا سرگرم شوند و مهارت های خود را نیز بهبود ببخشند.

بنابراین بهتر است با دریافت آگاهی های قبلی از ویژگی های بازی مناسب کودکان اوتیسم، وارد بازرا و یا فروشگاه های اینترنتی شوید و خریدتان را انجام دهید.

به دنبال اسباب بازی هایی بروید که علایق خاص فرزندتان را برآورده کنند.

تشویق احساسات خاص کودک تان در مورد شیوه ی خاصی از بازی به او  کمک می کند که احساس پشتیبانی و درک شدن کند.

(همچنین ممکن است در نهایت منجر به موفق شدن در حرفه ای برای فرزندتان شود. به عنوان مثال دختربچه ای که عاشق کامیون های آتش نشانی باشد ممکن است روزی کامیونی آتش نشانی طراحی کند.)

بنابراین در انتخاب اسباب بازی، از جویا شدن علایق شخصی کودتان نیز غافل نشوید.


به دنبال اسباب بازی های قابل استفاده در فضای باز باشید.

 ورزش برای همه کودکان اهمیت دارد و کودکان اوتیسم نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

ورزش، تحرک و بازی های در فضای باز، ممکن است خروجی خوبی برای انرژی اضافی کودک نیز فراهم کنند.

 در این قبیل بازی ها، کودک را تشویق کنید که به تنهایی و با دیگران بازی کند. اگر این قبیل کودکان بخاطر طبیعت شان مضطرب باشند، غالبا بازی های گروهی همکارانه را به بازی های رقابتی ترجیح می دهند.

ساخت اسباب بازی با فرزندتان را فراموش نکنید.

حتی اگر فرزند بزرگتری دارید، او از طریق فرایند ساخت یک عروسک همراه با شما لذت زیادی می برد.

 به عنوان مثال، ممکن است بخواهید به کمک هم یک عروسک طراحی کنید و بسازید.

کودکان اوتیسم توانایی خوبی در طراحی، سازمان دهی و خلق دارند و می توانید از طریق این فرایند، استعدادهای نهفته ی او را به ظهور برسانید.

درگیر شدن در پروسه ی ساخت به همراه کودک، می تواند در کشف دنیای درونی او نیز بسیار موثر باشد و رابطه ی عاطفی شما را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد.

اگر کودک تان، دارای همبازی است، اسباب بازی های قابل اشتراک را بررسی کنید.

برای کودکان هم سن، اسباب بازی هایی مانند توپ ها، گچ های طراحی، وسایل هنری و یا ورزشی، قابل اشتراک هستند.

بنابراین بد نیست تا اسباب بازی های خواهر، برادر و یا هم بازی های کودک تان را نیز بررسی کنید و فرزندتان را تشویق کنید تا ضمن برقراری ارتباط با طرف مقابل، از اسباب بازی های او استفاده کند.

کودکان می توانند از طریق بازی کردن با وسایل همدیگر، ضمن تقویت مهارت های حرکتی و …، بودن با دیگران را نیز یاد بگیرند و این حالت، فرصتی برای رشد اجتماعی به حساب می آید.

 اسباب بازی را انتخاب کنید که امکان بازی همزان والد- کودک را فراهم می کند.  

این قبیل اسباب بازی ها به شما یا والدین کمک می کنند تا بتوانید با فرزندتان ارتباط برقرار کنید و بدانید که ذهن او چگونه کار می کند.

در حقیقت کودکان مبتلا به اوتیسم، افرادی منحصر به فرد هستند که ارزش دیده شدن را دارند و بازی های مشارکتی، این فرصت را برای شما ایجاد می کنند.

در این فرصت شما می توانید ضمن آگاهی از دنیای درونی فرزندتان، به او کمک کنید تا در فضایی امن و آرام بخش، مهارت های اجتماعی را نیز از طریق بازی یاد بگیرد.

به یاد داشته باشید که کودک شما، انسانی منحصر به فرد، با توانایی های مخصوص به خودش است.

بنابراین در بازی با او، تلاش کنید تا دنیای درونی اش را درک کنید و استعدادهایش را به رخش بکشید.

اگر هدف از بازی، وانمود کردن کودک مبتلا به اوتیسم به عنوان فردی عادی باشد، می توان گفت، کار علمی ای صورت نگرفته و کودک تان تا حد زیادی مورد ظلم قرار گرفته است.

نویسنده : کودک و نوجوان

کودک اوتیسم و اسباب بازی های کاربردی (بخش اول)
کودک اوتیسم و اسباب بازی های کاربردی (بخش اول)

جذب کودکان مبتلا به اوتیسم در بازی می تواند بسیار سخت تر از کودکان غیر اوتیسم باشد.

علاوه بر این، بازی باید هم برای کودک لذت بخش باشد و هم به توسعه ویژگی های شخصیتی خاص کودک اوتیستیک و تغییر مکانیسم های مقابله ای او کمک کند.

بازی های عملکردی

به دنبال اسباب بازی هایی باشید که حواس کودک تان را را تحریک می کنند.

بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم دارای چالش های حسی، به ویژه مقاومت در برابر لمس شدن هستند.

اسباب بازی ها می توانند راهی عالی برای معرفی احساسات لمسی در یک فضای غیر تهدید کننده باشند که کودک در برابر آن ها احساس کنترل کامل دارد.

اسباب بازی مناسب ممکن است شامل موارد زیر باشد:

کتاب هایی که پارچه، فویل، نخ و غیره به آن ها متصل شده است – شما حتی می توانید خودتان این اسباب بازی را ایجاد کنید

بلوک های دارای علامت یا اعداد برجسته (این نیز نیاز به سفارش برای ساخت دارد)

اسباب بازیی هایی با خزه ها، عناصر برجسته و رگه ها و غیره

اسباب بازی هایی که تولید صدا می کنند.

کتاب هایی با روکش های سخت پلاستیکی که به کودک اجازه می دهد تا روکش را با دست جدا کند و هر آنچه را که می خواهد به خوبی لمس کند.


اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که به توسعه ی تعاملات اجتماعی کمک می کنند.

آموزش همکاری به همه ی کودکان از طریق اسباب بازی ها یک رویه مهم رشدی است.

برای کودکان مبتلا به اوتیسم، اسباب بازی های تقویت کننده ی تعاملات اجتماعی به منظور کمک به توسعه مکانیزم های مقابله ای موثر برای برقراری ارتباط با جهان پراهمیت تر نیز می باشد.

 برای تقویت تعاملات اجتماعی کودک اوتیسم، “بازی های تخته ای” گزینه ای بسیار عالی هستند، مخصوصا زمانی که تمامی اعضای خانواده با هم بازی می کنند.

در این بازی ها آموزش های مربوط به رعایت نوبت به خوبی انجام می شود که اگر چه موضوع ساده ای است اما کودکان اوتیسم نیاز به آموزش های عملی بیشتری برای یادگیری صحیح آن دارند.

می توان گفت عصاره ی ناامیدی در مورد یادگیری مهارت های اجتماعی برای کودکان اوتیسم زیادتر از کودکان عادی است.

این در حالی است که در صورت شروع به موقع آموزش ها، کودک اوتیستیک نیز می تواند از طریق بازی، مهارت های لازم را بیاموزد و رفتارهای اجتماعی خوبی را از خود بروز دهد.

 اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که به توسعه مهارت های حرکتی کمک می کنند.

همه کودکان نیاز به توسعه مهارت های حرکتی دارند، اما کودکان مبتلا به اوتیسم به احتمال زیاد در این زمینه مقاومت زیادی خواهند داشت.

کودک اوتیسم تمایل دارددر گوشه ای بنشیند و به به بازی هایی با رویه ای تکراری بپردازد.

بنابراین درگیر کردن او در بازی های حرکتی تا حدودی دشوار و البته ضروری است.

نقاشی انتخاب خوبی برای تقوست مهارت های حرکتی است.

همچنین بازی هایی که در آن ها از انگشت نگاری استفاده می شود، می تواند به بهبود مسائل حسی کودک اوتیسم کمک کند.

اگر چه ایجاد و حفظ تعادل برای کودک مبتلا به اتیسم تا حد زیادی دشوار است،  اما هرگز ناامید نشوید.

با صبر و حوصله ی فراوان و تشویق کوچک ترین تلاش های کودک، ممکن است او بتواند تعادل دوچرخه و یا سه چرخه ای را حفظ کند و مهارت های حرکتی اش را شدیدا گسترش دهد.

استفاده از ترامپولین هم گزینه ای عالی برای رشد مهارت های حرکتی است اما لازم است از ایمنی و همیشه در دسترس بودن آن مطمن شوید.

بپر بپر های کودک در تشک ترامپولین می تواند علاوه بر ایجاد شور و هیجان، به بهبود تعادل و رشد مهارت های حرکتی کودک تان کمک ویژه ای کند.


اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که بر مهارت های سازمان دهی تأکید می کنند.

بازی های عملکردی که تاکنون نام برده شد، نه تنها به کودک کمک می کند تا با ضعف های خود دست و پنجه نرم کند و آن ها را رشد دهد بلکه او را را تشویق می کند تا بر نقاط قوت خود نیز تأکید کند.

بچه های اوتیستیک اغلب در ایجاد و درک سیستم ها مهارت دارند.

شما می توانید این را با خرید اسباب بازی هایی که آن ها را قادر به طراحی اتومبیل ها، ساخت شهرهای زیبا برای عروسک های خود و ایجاد مهارت های بصری خود می کنند، تشویق کنید.

با استفاده از این مدل اسباب بازی های طراحی کننده، ممکن است باعث شوید آن ها به مهارت های اساسی خود در طراحی، سازمان دهی و ادراک بصری پی ببرند و به سمت متخصص شدن در مشاغل نیازمند این مهارت ها حرکت کنند.

بنابراین به دنبال بازی هایی مانند موارد زیر باشید:

بلوک های ساختمان

اسباب بازی هایی که می توانند از راه های مختلف از هم جدا شوند و دوباره ساخته شوند.

پازل و بازی های مغزی

خانه های کالج یا اسباب بازی هایی برای سازماندهی

دکمه ها و مهره ها ( با در نظر گرفتن خطرات خفگی)

باتوجه به سطح مهارت فرزندتان، اسباب بازی انتخاب کنید.

به طور کلی اسباب بازی های پیچیده ای برای کودکان کم سن و سال تر یا افرادی که دارای اختلالات حسی یا فکری هستند مفید می باشند.

بازی هایی مانند باز و بسته کردن و استفاده از اسباب بازی ها نمونه ای از بازی های مفید برای این گروه کودکان هستند.

اما برای کودکان با مهارت های قوی تر، لازم است به دنبال اسباب بای هایی باشید که در آن ها ساخت، ایجاد، کشف و یا اتصال مورد توجه قرار گرفته است.

از بازی عملکردی نترسید.

 گاهی اوقات، خوب است که اجازه دهید کودک شما به سادگی از یک خط اسباب بازی (بازی کردن با اسباب بازی های مختلفی که دارد) لذت ببرد.

به یاد داشته باشید که هیچ بازی درست و غلطی وجود ندارد.

مهم ترین نکته آن است که کودک تان در زمان بازی، لذت ببرد.

لازم است بپذیرید که ممکن است نوع رفتارهای یک کودک اوتیستیک با سایر کودکان عادی تا حدودی متفاوت باشد.

بنابراین اجازه دهید کودک تان خودش باشد و از این باور که ” کودک من نیز باید مثل بقیه رفتار و بازی کند” به شدت دوری کنید.

با مطالعه ی این مقاله، باید به این مساله پی برده باشید .

مهم ترین نکته در انتخاب اسباب بازی برای کودکان طیف اوتیسم، اسباب بازی های دربرگیرنده ی چالش های حسی، حرکتی، مهارت های عملکردی و سازمان دهی هستند.

بنابراین می توانید با استفاده از خلاقیت خودتان، از هر چیزی که در برگیرنده ی مولفه های ذکر شده است به عنوان اسباب بازی استفاده کنید.

در صورتی که علاقمند به دریافت ایده های بیشتری در خصوص اسباب بازی کودکان اوتیسم هستید، می توانید به بخش دوم و ادامه ی مطلب نیز مراجعه کنید. پ

نویسنده : کودک و نوجوان

همه چیز درباره ی گریه ی نوزادان و کودکان
همه چیز درباره ی گریه ی نوزادان و کودکان

هر قدر هم والد صبور و مهربانی باشید، گریه های نخراشیده کودک یا نوزاد می تواند آرامش روانی تان را به هم بزند و منجر به واکنشی تند و انفجاری شود.

 گریه به عنوان اولین واکنشی که نوزادان از طریق آن به برقراری ارتباط می پردازند، زبان اولیه ی آن هاست.

درست در زمانی که کودک زبان باز نکرده و قادر به برقراری ارتباط نیست، می تواند از طریق گریه هایی با اقسام مختلف، شما را متوجه نیاز خود کند.

جالب است بدانید که شنیدن صدای نوزاد و یا کودک، تقریبا در تمامی افراد احساس نیرومندی از برانگیختگی و ناراحتی ایجاد می کند که نوعی پاسخ فطری است.

این پاسخ به صورت ذاتی در نوع انسان برنامه ریزی شده تا بقای نوزادان را تضمین کند.

چرا نوزاد گریه می کند؟

دلیل گریه ی نوزادان معمولا بخاطر نیازهای جسمی و گرسنگی است. اما بچه ها ممکن است

در پاسخ به تغییر دما در هنگامی که لخت هستند، شنیدن صدای ناگهانی و یا محرک های دردناک نیز گریه کنند.

نوزادان و بچه های بزرگتر معمولا با شنیدن صدای گریه ی بچه ی دیگری نیز شروع به گریه می کنند.

این پاسخ در حقیقت نشان دهنده ی توانایی فطری واکنش نشان دادن به رنج دیگران در انسان است.


گریه های غیر طبیعی را بشناسید!

گریه ی بچه مانند الگوهای خواب او می تواند نشانه ای از ناراحتی دستگاه عصبی مرکزی باشد.

گریه ی کودکانی که صدمه ی مغزی دیده اند و یا دچار آسیب های پیش ازتولد و تولد شده اند، اغلب تیز و گوش خراش است و از نظر مدت نیز کوتاه تر از گریه های بچه ی سالم است.

بچه هایی که مشکل قولنج (دردهای حاد شکمی) یا گریه ی مداوم دارند نیز گریه هایی با صدای ریز و نخراشیده دارند.

فوت و فن آرام کردن گریه ی های بی امان

ممکن است شما همیشه گریه های کودک و یا نوزادتان را درست تفسیر نکنید اما با افزایش تجربه، بهتر عمل خواهید کرد.

در صورتی که با رفع نیازهای جسمی، تغذیه، عوض کردن پوشک و چک کردن معده درد و بیماری جسمی، نوزادتان باز هم دست از گریه بر نمی دارد، خوشبختانه روش های دیگری نیز وجود دارد که می تواند به آرام کردن او کمک کند.

1-بچه را بلند کرده و در حالیکه روی شانه گذاشته اید، تکان دهید یا راه بروید.

این کار در حقیقت ترکیبی از تماس جسمانی، وضعیت عمودی و حرکت را تامین می کند که منجر به آرام شدن بچه خواهد شد.

2-بچه را قنداق کنید. قنداق کردن می تواند حسی از امنیت و گرم شدن را به نوزادان بدهد.

البته یادتان باشد که سر و صورت نوزاد نباید پوشانده شود تا بتواند راحت نفس بکشد ، اگر کودک شما راحت است که دست هایش آزاد باشد ، زمان قنداق کردن، دست های او را آزاد بگذارید ؛ زمانی که یاد گرفت بچرخد و روی شکم دراز بکشد، دیگر او را قنداق نکنید ، زیرا احساس ناراحتی می کند.

3-از یک پستانک شیرین شده با محلول آب قند استفاده کنید. شاید ساده به نظر برسد اما مکیدن منجر به کنترل سطح برانگیختگی می شود، درد را تسکین می دهد و کودک را آرام می کند.

4-به آرامی صحبت کنید یا صدای موزون در بیاورید. این نوع صداهای یکنواخت، مداوم و موزون مانند صدای تیک تیک ساعت از صداهای متناوب موثرتر نیز هستند.

می توانید از صداهای آرام مانند صداهای درون رحم نیز تقلید کنید.

کودک به این گونه صداها عادت دارد و با شنیدن آن ها احساس امنیت و آرامش خواهد کرد.

بعضی از کودکان با شنیدن صداهای چند بسامدی مانند صدای جارو برقی و هواکش نیز آرام می شوند.

5-بچه را برای رانندگی کوتاه مدت به بیرون ببرید و یا او را در گهواره تکان دهید.

6-بچه را با نوازش تنه و دست و پا، با حرکاتی مداوم و آرام ماساژ دهید.

7-می توانید چند مورد از پیشنهادهای بالا را با هم ترکیب کنید چون تحریک چند حس از تحریک یک حس موثرتر و نتیجه بخش تر است.

8-اگر علت گریه کودک، دردهای شکمی، معده درد و یا رفلاکس است، ضمن استفاده از دارو برای دقایقی حواس او را پرت کنید.

این کار می تواند از طریق یک عروسک، اسباب بازی جالب، شکلک درآوردن و یا آواز خواندن اتفاق بیفتد.

9-اگر هیچ یک از روش های فوق فایده ای نداشت، اجازه دهید او برای دقایقی گریه کند.

گاهی اوقات کودک به قرار گرفتن روی تخت به خوبی جواب می دهد و بعد از دقایقی به خواب می رود.


تولد دندان ها و گریه های بی وقفه

در فاصله ی 4 تا 7 ماهگی، جوانه زدن دندان ها می تواند برای نوزاد به منزله ی دردناک ترین چیزی باشد که در طی عمر کوتاهش دیده است.

جوانه زدن هر دندان می تواند فریاد نوزادتان را به هوا ببرد و ساکت کردنش را سخت کند.

بنابراین لازم است این مورد را نیز با لمس لثه ی نوزاد بررسی کنید و اگر جوانه های سختی را دیدید که از لثه بیرون زده اند، بدانید که علت گریه، تولد دندان هاست.

با گریه کودکان 2 سال به بالا چگونه برخورد کنیم؟

اغلب پژوهشگران معتقدند، اگرچه کودکی که هنوز زبان بازنکرده، راهی به جز گریه برای بیان خواسته هایش ندارد، اما گریه کردن در کودکانی که از تکلم برخوردارند، روش موثری برای بیان خواسته ها نیست.

انتظار می رود یک کودک دو ساله و یا بزرگتر، برای ابراز تمایلاتش از زبان استفاده کند و به صورت مداوم به گریه متوسل نشود.

لازم است از طریق رفتارتان به کودک برخوردار از قدرت تکلم بفهمانید که لازم است خواسته هایش را بیان کند و با گریه به چیزی نخواهد رسید.

بنابراین در هنگام گریه کودک، آرامش تان را حفظ کرده و بگویید ” وقتی گریه می کنی، نمی فهمم دنبال چی هستی. اشک هاتو پاک کن و چیزی که می خواهی را به من بگو”.

کودکان می دانند که با گریه کردن و برانگیختن حس ترحم، می توانند به اهداف شان برسند.

بنابراین لازم است مقتدرانه و آرام برخرود کنید تا کودک تان با شیوه ای پخته تر به دنبال رسیدن به خواسته هایش باشد.

چی بهتر از جیغ و گریه!

اگر با کودکی روبه رو هستید که به جیغ و گریه برای رسیدن به همه ی اهدافش عادت کرده، لازم است رویه ی رفتاری تان را تغییر دهید.

در این وضعیت کودک، راحت است و با خود می گوید “وقتی باچند جیغ به همه چیز می رسم، چرا که نه؟”

به هیچ وجه نباید به جیغ‌های او اعتنا کرد. وقتی یک کودک با جیغ‌زدن یا پرخاشگری به خواسته‌های خود می‌رسد، می‌آموزد که این رفتار را تکرار کند.

اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه کنند، این رفتار را در او تقویت می‌کنند.

در چنین وضعیتی باید از تکنیک نادیده گرفتن، استفاده کرد.

یعنی در کنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌کنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می کنیم بدون این‌که با او ارتباط برقرار کنیم.

در کنار نادیده گرفتن، باید به تقویت رفتارهای مثبت کودک هم توجه کنیم تا میزان پرخاشگری کم شود.

 لازم است کاری کنید که کودک حس کند راه دیگری نیز وجود دارد که می تواند به پدر و مادرش نزدیک شود و با داد و فریاد به هیچ نتیجه‌ای نمی رسد.

نویسنده : کودک و نوجوان