تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: روانشناس متخصص کودک

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند
نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

این روزها کسانی که قصد بچه دار شدن را دارند،یا والدین عزیزی که کودکان خردسالی دارند نگران تربیت کودک خود هستند.

روانشناسی کودک و نوجوان شاخه ای از علم روانشناسی است که به پژوهش، پیشگیری، سنجش، تشخیص و درمان علائم و نشانه های روانشناختی کودک و نوجوان می پردازد.

روانشناسی نوجوان یکی از مهم ترین تخصص های روانشناسی است و مربوط به گروه سنی حساس است.
نوجوانی با تغییرات زیادی درفرد همراه است و نحوه ی رفتار با نوجوان مساله بسیار مهم است.

آیا فرزند نوجوان تان را می شناسید؟

نوجوانی دورانی است که فرد از نظرفیزیک و روان رشد چشم گیری دارد.

تغییراتی که در این دوران صورت می گیرد معمولا در بین دوره های کودکی و جوانی می باشند.

نوجوانی دورانی است که فرد رفتارهای تندی دارد و قطعا والدین با این رفتارها آشنایی دارند.

روانشناسی نوجوان به این دلیل اهمیت دارد زیرا دراین دوران تغییرات زیادی در فرد صورت می گیرد
و تکالیف ها و مهارت های زیادی را باید یاد بگیرد.

تغییرات بنیادی در مغز نوجوان

رشد مغز در نوجوانی، شکل گیری هویت و شخصیت فرد است.

در این دوران نواجوان علاوه برتغییرات جسمانی، تغییراتی را در فکر، روان و عملکرد مغز تجربه می کند که ممکن است سبب اشفتگی های رفتاری در او شود.

عده ای از محققان گزارش داده اندکه براساس یک دیدگاه یادگیری اجتماعی، وضعیت هویت والدین به خصوص اگر
آن ها دارای سبک هویت اطلاعاتی باشند، الگوی مناسبی را برای نوجوانان فراهم می کند تا از طریق
یادگیری مشاهده ای بتوانند هویت خود را رشد دهند.

اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان

اختلالات رفتاری شایع ترین اختلالات سلامت روانی در بین پسران و دختران است.

رفتارهایی هستند که بیمار به وسیله آن ها به طور مکرر حقوق دیگران زیرپا می گذارد.

این اختلال در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد و در پسران بیشتراز دختران شایع است.

بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری مثل نافرمانی ها معمولا از دوران کودکی دارند که بسیار شدیدتر و جدی تر هستند.

برخی از این افراد ممکن است اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند درحالی که برخی دیگر ممکن است ارزش بیش از حدی برای خود قائل باشند.

رفتار پرخطرو بی پروا مشخصه ی افرادی است که دچار اختلالات رفتاری هستند.

آن ها ممکن است در سنین پایین به رفتارهای جنسی ، سیگارکشیدن، نوشیدن الکل و موادمخدر و یا سایراآسیب های اجتماعی روی آورندکه باعث مشکلات زیادی خواهد شد.

بسیاری از افراد دارای ضریب هوشی کمتر از سطح میانگین و سطح عملکرد تحصیلی پایینی نیز برخوردارند.

و افکارمربوط به خودکشی در بین آنان دیده می شود.

بسیاری از افراد پس از رسیدن به دوران بزرگسالی رفتارهای متعادل وسالم و موفق و عملکرد اجتماعی بهتری دارند
اما بعضی از افراد ممکن است این اختلال را در بزرگسالی حفظ کرده و یا دچاراختلالاتی مثل اختلالات شخصیت
و سوءمصرف مواد نیز می شوند.

 

چگونه از بحان های دوره ی نوجوانی به سلامت عبور کنیم؟

به عنوان اعضای خانواده و یا والدین، می توانید با آگاهی از مجموعه ای از اصول، از جرم و بزهکاری در سنین نوجوانی پیشگیری کنید.
این موارد عبارتند از:

1. دوستی با فرزند و حذف فاصله ی الدین با فرزندان، به گونه ای که آن ها بتوانند مشکلات و نیازهای خود را به شما بگویند.
2. ایجادسازگاری درمحیط خانه
3. ایجاد فضای مناسب برای احساس امنیت، ارامش و صفا وصمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان
4. کمک به تنظیم برنامه ریزی مناسب برای نوجوانان
5. کمک به فرزندان برای دوست یابی صحیح

با نوجوان نافرمان چگونه رفتار کنیم؟

یکی از معمولی ترین انواع درگیرهایی که درسنین بلوغ به وجود می آید، مخالفت مکرر با پدرو مادراست.

نوجوانان دراین سن نافرمان می شوند و درهرمورد با والدین خود مخالفت می کنند.

نوجوانان هرکاری را که انجام می دهند تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است.

یکی از کلیشه های رایج نوجوانی، سرکشی و طغیان گری است که در تضاد با پدرو مادراست.

بهتر است دوستان فرزند خود را بشناسید- و والدین دوستانشان را هم بشناسید.

ارتباط منظم بین والدین می تواند راهی طولانی برای ایجاد یک محیط امن برای نوجوانان باشد.

خودتان را جای فرزندتان بگزارید و با او همدردی کرده و این طبیعی است که کمی نگران باشید .

از نوجوان تان انتظارات معقول داشته باشید

نوجوانان ممکن است در مورد سطح انتظارات والدین شان ناراحت شوند.

بااین حال انها اغلب درک می کنند که والدین شان به اندازه کافی به آن ها اهمیت می دهند. اگروالدین
انتظارات مناسبی داشته باشند، نوجوانان سعی خواهند کرد رفتارهای بهتری بروز دهند.

بنابراین به فرزندتان بگویید که به او اعتماد دارید اما اگر اعتمادتان شکسته شود او آزادی کمتری خواهد داشت.

بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوان شان به چشم یک مصیبت نگاه می کنند. این در حالی است که نافرمانی و سرکشی، ویژگی دوره ی نوجوانی است و می توان آن را مدیریت کرد.

اصول شش گانه ی رفتار با نوجوانان

1- اجتناب از به کاربردن زور و فشار

هرگاه وارد مشاجره واعمال فشاربه نوجوانان شدید، به جای وارد کردن فشار بکوشید قوانین را ایجاد کنید که ازطریق آن، اختلاف هایتان را برطرف سازید.
همچنین گاهی بهتراست شیوه های کنترل را تغییر دهید و دست از کنترل مستقیم فرزندتان بردارید.

2- همدلی کردن با نوجوانان

وقتی والدین مشکلات دوران نوجوانی را درک می کنند این کار باعث می شود تا نوجوان شما درکنارتان احساس راحتی و آرامش کند و کمتر مخفی کاری کند.

3- مدارا کردن با نوجوانان

اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها وناراحتی های خود را آشکارسازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از به کاربردن زورو فشارخواهیم داشت.

4- پرهیز از ایجاد عصبانیت

همه ی نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را به شکل های گوناگون نشان می دهند.
والدین باید به فرزندان کمک کنند تا احساسات و خشم ان ها به صورت مناسب ظاهرشود.

 

5- اغراق نکردن

اغراق در گفتار والدین یکی از عوامل پیدایش بی ثباتی در خانواده هاست:

“تو هیچ وقت موفق نمی شوی.” گاهی والدین عصبانی شده و و تهدیدها یا قول هایی می دهند که قادر به انجام آن ها نیستند.

گستاخی نوجوانان به دلایلی از جمله نشان دادن حس استقلال و متفاوت بودن از والدین،سردرگمی در هیجانات
واحساسات زودگذراین دوران، والگوپذیری از پدرو مادر است.

6- هرگز نوجوان را به حال خود رها نکنید.

با وارد شدن کودکان به سال های نوجوانی آنطور که به نظر می رسد اشتباه است که بعضی از نوجوانان را به حال خود تنها بگذاریم.

زمانی که نوجوان گستاخ مثل یک موجود خطرناک در اطراف می گردند. اما اگر اجازه دهید فاصله ی میان شما و نوجوان تان زیاد شود نمی توانید در زمان لازم که بیشتر از هروقت در خطرمسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و یاآاسیب زدن به خودش قرار می گیرد به او کمک کنید.

هرچه زمان کمتری با آن ها بگذرانید، آن ها بیشتراحساس غریبگی خواهندکردو رفتارهایشان بدترخواهد شد.

سه نشانه اصلی که نشان می دهد نوجوان شما به روانشناس نیاز دارند

1- افکار آسیب رساندن به خود

اگریک نوجوان از رفتارهای خشونت آمیز استفاده کند و اغلب سعی می کند به خود آسیب برساند( مثل کوبیدن سر یا دست به دیوار،کندن مو)

2- استفاده از مواد مخدر

3- ناامیدی و تلاش برای خودکشی

بسیاری از والدین هنگامی که از فرزندان شان راجع به خودکشی می شنوند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.
آن ها فکر می کنند می توانند این وضعیت را کنترل کنند.

بااین حال افزایش آمار خودکشی درمیان نوجوانان نشان می دهد که والدین باید نسبت به چنین اتفاقاتی با احتیاط
بیشتری عکس العمل نشان دهند.

در نتیجه اگر نشانه هایی از بی حوصلگی، افکار یا رفتارهای مربوط به خودکشی و یا تمایلاتی برای استفاده از مخدر ها را مشاهده کرده اید، در اولین فرصت به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید شرایط را تحت کنترل در آورید و به فرزندتان کمک کنید.

نویسنده : روانشناسی کودک و نوجوان

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟
با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

لجبازی مشخصه ای است که کودکان در بازه ی سنی 2 تا 9 سالگی بیش از سایر اوقات آن را بروز می دهند. آن ها ممکن است بر سر غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن و هر چیز ریز و درشتی لجباز شوند و شما را به ستوه آورند.

سوال اصلی آن است که چگونه می توان لجبازی کودکان را کاهش داد؟

آیا لجبازی ویژگی همه ی کودکان در این دوره ی سنی است و یا عده ای از آن ها؟

پرا برخی ازکودکان لجبازند و برخی نیستند؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های کنترل لجبازی کودکان بیشتر آشنا کنیم.

• به فرزندتان گیر ندهید.

گیردادنبی اندازه به کودکان می تواند یکی از مهم ترین دلایل تداوم لجبازی در آن ها باشد.

فرقی نمی کند که شما بزرگسال هستید یاکودک. سعی در کنترل کردن و اعمال زور و اجبار، همواره باعث لجبازی خواهدشد.

کودکانی که از جانب والدین با امر و نهی های زیادی مواجه می شوند، در معرض آسیب های زیادی از جمله موارد زیر قرار دارند:

1. دروغگویی
2. وسواس
3. ضعف اراده
4. ترسو شدن
5. ضعف اعتماد به نفس
6. مخفی‌کاری
7. بی محبت نسبت به والدین
8. تنفر از محیط خانه
9. گرایش زیاد به دوستان در نوجوانی
10. بی اعتمادی به والدین

• قوانین را مشخص کنید.

ممکن است برای تان این سال ایجاد شود که اگر دستور ندهم پس چه؟ چگونه می توان بدون مشخص کردن باید و نباید ها، رفتار کودک را کنترل کرد؟
همه ی آنچه لازم است بدانید ان است که بجای گیر دادن، قوانین را مشخص کنید.

به عنوان مثال ” اول باید اسباب بازی ها جمع شده باشند تا بعد از آن بتوانیم به پارک بریم. این یه قانونه”.

در چنین شرایطی فرزندتان خواهد آموخت که رعایت قوانین، تنها راه رسین به نتیجه است و با گریه، ناراحتی، جیغ کشیدن و یا بداخلاقی نمی تواند به خواسته هایش برسد.

• به قوانین پای بند باشید.

قبل از مجبور کردن کودکان به رعایت قوانین بهتر است به این سوال پاسخ دهید که خودتان چقدر به قوانین پای بند هستید؟

کودک تان بیش از هر چیز به رفتارهای شما توجه می کند و شما می توانید بهترین الگو در آموزش قانون مندی باشید.

• اقتدار را فراموش نکنید.

اگر قرار است قانونی وضع کنید، همه ی جوانب آن را بسنجید. لازم است قوانین به اندازه ی کافی واقعی و قابل انجام باشند و در اجرای آن ها مقتدر و جدی باشید.

به عنوان مثال مادری که جمع شدن اسباب بازی ها قبل از رفتن به پارکرا به عنوان قانون بیان می کند، اما با شروع گریه های کودک، خودش اسباب بازی را جمع می کند و تسلیم می شود، از اقتدار کافی در اجرای قانون برخوردار نیست.

• با دلسوزی افراطی خداحافظی کنید.

اگرچه دلسوزی و مهربانی یکی از مهم ترین ویژگی های پدر و مادر موفق است اما افراط در آن می تواند کودکی لجباز، لوس، قانون شکن و وابسته را پرورش دهد.

درست است که حاضر نشدن کودک بر سر میز غذامی تواند منجر به گرسنه ماندنش شود اما به او کمک می کند تا قانون حضور بر میز غذا را بیاموزد.

بنابراین در چنین شرایطی، دلسوزی های افراطی را کنترل کنید و اجازه دهید تا فرزندتان با پیامدهای طبیعی رفتارهایش آشنا شود و دست به انتخاب بزند.

 

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

• در موقعیت مناسب با فرزندتان صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد قوانین نباید مداوم و در زمان های نامناسب باشد.
به عنوان مثال کودکی که در حال بازی وشیطنت یا تماشای فیلم است به صحبت های شما گوش نخواهد داد.

کودکان دامنه ی توجه کوتاه مدتی دارند و نمی توانند به صورت همزمان بر چند موضوع تمرکز کنند.
بنابراین زمانی را انتخاب کنید که شما و فرزندتان کاملا آماده ی گوش دادن هستید.

در این زمان قوانین را به صورت شفاف، روشن و کوتاه توضیح دهید و از تکرار دایمی آن ها در طول روز جدا اجتناب کنید.

• رفتارهای مثبت کودک تان را تشویق کنید.

بهتر است بجای قرار دادن ذره بین بر لجبازی های کودک، نقاط مثبت رفتارهایش را بزرگ نمایی کنید.

به عنوان مثال بجای آنکه بگویید ” بازم که اتاقت کثیف و شلخته ست” بگویید ” پسرم امروز کیفش را سر جاش گذاشته”.

در چنین شرایطی فرزندتان متوجه خواهد شد که شما به رفتارهای خوبش توجه دارید و برای دریافت نوازش و تشویق، آن ها را بیشتر انجام می دهد.

• به فرزندتان احترام بگذارید.

احترام همواره فاکتوری دوجانبه است.
نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما احترام بگذارد در حالی که شما به او بی احترامی کرده اید!

با گوش دادن فعال به حرف های کودک، برقراری تماس چشمی، توجه به گفته‌های او بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌صبری نشان دهید، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرف های او، هم‌چنین پرسیدن سوالاتی مانند “منظورت از این چیزی که گفتی چیست؟”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر می‌کنی؟” می توانید احترامی را که کودک به آن نیاز دارد را برآورده سازید.

• استقلال کودک تان را به رسمیت بشناسید.

نکن، دست نزن، این به درد تو نمی خوره، کنار وایستا و.. کلماتی هستند که استقلال کودک را نادیده می گیرند و می توانند آغازگر چرخه ی لجبازی در او شوند.

در این حالت فرزندتان احساس می کند شما او را قبول ندارید و احساس خشم و غم، جایگزین دوست داشتن و تعلق خاطر می شود.

در حقیقت شما او را نادیده می گیرد و کودک تان نیز تلاش می کند تا از هر طریقی، توانایی و استقلال خود را نشان دهد.
بهتر است در هر موقعیت، وظیفه ای را متناسب با سن کودک به او واگذار کنید.

یک کودک سه ساله می تواند در چیدن میز شام کمک کند و یا فعالیت های مفیدی انجام دهد که بیانگر استقلال است.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

• الگوی رفتاری خود به عنوان والدین را مورد بازنگری قرار دهید.

کودکان در اکثر موارد، تقلید کننده ی انچه می بینند هستند.

در صورتی که سبک غالب شما در ارتباط با همسرتان، لجبازی، گفت و گوی ناسالم و یا پرخاش باشد، کودک تان نیز به تکرار این آموخته ها می پردازد.

بنابراین در صورتی که رفتارهای لجبازی در کودک تان زیاد و غیر قابل کنترل است بهتر است ضمن توجه به سبک ارتباطی خود، از یک مشاور متخصص در حیطه ی روابط خانوادگی کمک بگیرید تا به بهبود رابطه ی شما با همسر و فرزندتان و اصلاح چرخه ی لجبازی کمک کند.

نویسنده :روانشناسی کودک و نوجوان

اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی
اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی

یک بررسی مختصر در مور علائم و نشانه های اختلال صدای گفتاری و نحوه درمان آن در کودکان و نوجوانان

مقدمه

کودکان دارای اختلال صدای گفتاری یک سری مشکلاتی را در تشکیل دادن صداهای گفتاری دارند.

ممکن است که آنها یک سری مشکلاتی در شمرده بیان کردن صداهای انفرادی داشته باشند که قابل شناخت، متناسب و دارای زمان بندی مناسبی باشد؛

همچنین ممکن است که این افراد دارای لکنت زبان باشند یا با نوک زبانشان صحبت کنند.

اختلال صدای گفتاری با سایر اختلال های زبانی متفاوت می باشد که شامل عدم توانایی برای ایجاد صدا می باشند؛

این در حالی است که کودکان دارای اختلال زبانی با چالش مربوط به درک کردن و ایجاد یک زبان مشکل دارند.


علائم اختلال گفتاری در کودکان

  • مشکلاتی در حرکت منظم چانه، زبان و لب ها، که همه آنها به داشتن یک تلفظ شمرده کمک می کنند.
  • مشکل داشتن در شناخت یک سخنرانی بعد از گذشت سه سال
  • مشکل داشتن در ایجاد صداهای گفتاری خاص
  • داشتن یک رشد سخنرانی که نسبت به سن کودک دارای تاخیر می باشد
  • نقایصی در هماهنگی حرکات عضلات صورتی، همانند جویدن و بیرون دادن باد از بینی
  • صدای خشن، گوش خراش یا تو دماغی
  • تغییر ناگهانی زیر و بم یا حجم صدا
  • بیرون دادن هوا در حین صحبت کردن
  • شلی زبان یا لکنت داشتن

درمان اختلال صدای گفتاری

معمولا اختلال صدای گفتاری با استفاده از گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد؛

در این روش درمان کودکان یاد می گیرند که به چه نحوی صداهایی را تولید کنند که با آن مشکل دارند و ما بین موارد دلخواه خودشان و موارد اشتباه تمایز قائل شوند.

این اختلال در موارد خفیف می تواند به خودی خود از بین برود.

نویسنده : کودک و نوجوان

اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی
اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی

توصیه هایی برای حمایت کردن از کودکتان

یک سری روشهایی وجود دارند که شما با استفاده از آن می توانید به کودک دارای محاسبه پریشی خودتان کمک کنید – هم در مدرسه و هم در خارج از آن.

ارائه حمایت آکادمیکی

کودکان دارای محاسبه پریشی برای یادگیری در کلاس ریاضیات، انجام تکالیف و انجام دادن آزمون ها، نیاز به حمایت اضافی دارند.

ارائه انواع مختلف کمک ها می تواند به شما و کودک تان کمک کند تا ابزارهای مناسبی را برای تامین نیازهای وی پیدا کنید.

معلمان خصوصی

 یک معلم خصوصی ریاضیات، به خصوص معلمانی که در رابطه با کار کردن بر روی دانش آموزان دارای سطح یادگیری مختلف با تجربه می باشند، می تواند به شما کمک کند تا مسائل ریاضی را به صورت موثرتری یاد بگیرد.

همچنین تدریس خصوصی به کودک شما اجازه می دهد که این مهارت های ریاضی را به صورت آرام تر و در یک مجموعه دارای استرس کمتر یاد بگیرید.


ابزارهای مناسب

 ابزارها و تکنیک های حمایتی می توانند به کودکتان کمک کنند تا مشکلات مختلفی را حل کنید.

  • یک ماشین حسابی که وی نحوه کار کردن آن را می داند
  • مداد (برای پاک کردن!)
  • کاغذ گراف برای کمک به وی به منظور درست در نظر گرفتن ستون ها و اعداد.
  • یادآوری کننده های تلفنی از پیش تنظیم شده و هشدارهایی برای کمک به وی و برای در نظر داشتن زمان.
  • برنامه ها و بازی های ریاضی که به وی اجازه می دهد تا مهارت های اساسی را به یک روش سرگرم کننده مورد استفاده قرار دهید.

تطابق

 با معلم کودکتان همکاری کنید تا مطمئن شوید که وی می تواند دسترسی مناسبی به حمایت های زیر داشته باشد:

  • دسترسی به ماشین حساب در طول کلاس و آزمون ها
  • زمان اضافی در آزمون ها
  • یک محیط آرام در حین کار
  • گزینه مربوط به ضبط سخنرانی ها
  • دسترسی به یادداشت های معلم
  • سپری کردن یک مدت زمانی در اتاق منبع ریاضی (در صورتی که مدرسه وی چنین موردی داشته باشد)
  • تدریس خصوصی در مدرسه یا کمک در تکالیف خانگی
  • شناسایی اضطراب
  • اختلال محاسباتی در کودکان

اختلال محاسباتی در کودکان

کودکان زیادی – دارای محاسبه پریشی یا بدون محاسبه پریشی – با یک موردی مواجه هستند که معمولا اضطراب ریاضی نامیده می شود.

دکتر مردیت کراویتز[1]، به عنوان یک روان شناس عصب بالینی توضیح داده است “کودکانی که در ریاضیات مشکل دارند.

در اغلب زمان هایی که یک وظیفه مربوط به ریاضی را انجام می دهند، به خصوص تکلیف خانگی یا آزمون ها، اضطراب جدی را احساس خواهند کرد.”

در اغلب مواقع این اضطراب به یک پیشگوی خودکار و کامل تبدیل می شود؛

دکتر کراویتز معتقد است “اغلب کودکانی که در رباضیات با مشکل مواجه هستند، در اغلب مواقع آنقدر دچار اضطراب می شوند که این اضطراب بر روی فرد مسلط می شود.

این افراد به دلیل نگران بودن در مورد عملکرد بدشان، توانایی مناسبی برای تمرکز بر روی یادگیری مسئله یا آزمون دادن ندارند.”

اضطراب درس ریاضی نشانه؛ محاسبه پریشی است؟

اضطراب ریاضی مختص کودکان دارای محاسبه پریشی نمی باشد، ولی این مورد در بین کودکان دچار شده به این اختلال رایج می باشد.

دکتر کراویتز بیان کرده است که “یکی از ابزارهای کلیدی برای کمک به کودکان دارای محاسبه پریشی، یاد دادن استراتژی های مدیریت اضطراب به آنها می باشد.”

همزمان با اینکه کودکان یاد می گیرند که اضطراب ایجاد شده در نتیجه چالش های ریاضی را مدیریت کنند، توانایی بیشتری برای به دست آوردن اطلاعات و تکنیک های مفید به دست خواهند آورد.


[1] Dr. Meredyth Kravitz

حمایت از عزت نفس

محاسبه پریشی همانند اکثر عدم توانایی های یادگیری، دارای یک سری هزینه های مخفی می باشد.

در صورتی که کودک شما دارای محاسبه پریشی باشد، در زمانی که از وی خواسته می شود تا یک کاری را انجام دهد – همانند پاسخ دادن به جدول های ضرب – ممکن است که دچار ناامیدی یا خجالت زدگی شود؛

چرا که وی با یک سری مشکلاتی مواجه می باشد، به خصوص در مابین کلاس ها و زمانی که دانش آموزان هم حضور داشته باشند.

ریشه مشکل در مدرسه است؟

ولی ممکن است که مشکلات موجود فراتر از مشکلات مدرسه ای باشند.

تاثیر محاسبه پریشی بر روی فعالیت های روزمره – انجام دادن بازی های تخته ای، انجام دادن یک تغییر درست یا حتی خواندن درست ساعت ها – می تواند باعث شود که کودک شما احساس خود آگاهی یا اجتنابی داشته باشد.

چگونه به کودکان با اختلال محاسباتی کمک کنیم؟

کمک کردن به کودکتان برای یادگیری اختلال یادگیریش می تواند ابزارهای مورد نیاز را برای مدیریت محاسبه پریشی – هر دو مورد محاسبه پریشی آکادمیکی و عاطفی – در اختیار وی قرار دهد.

وی را نسبت به وضعیت خودتان بی آگاه نگذارید.

در رابطه با مشکلات مربوط به محاسبه پریشی که می توانند ایجاد شوند و خاص باشند، صحبت کنید: “شما مطلع هستید که در حین یادآوری جدول های زمانی، لحظات دشواری را دارید یا می دانید که در زمان ناهار شما چقدر تغییر صورت گرفته است.

این مورد محاسبه پریشی می باشد.”

این چالش ها را تایید کنید و قدر سخت کوشی خودتان را بدانید – حتی در صورتی که نتایج کامل نباشند: “من می دانم که تکالیف ریاضیاتی چقدر مشکل هستند.

من به دلیل سخت کوشی شما در رابطه با این مسئله، به شما افتخار می کنم.

” دکتر کراویتز معتقد است که “تقدیر کردن از تلاش ها به جای تقدیر کردن از نتیجه، می تواند باعث شود که کودک شما نسبت به کاری که انجام می دهد، احساس غرور کند، حتی در صورتی که این تلاش به نتیجه دلخواهی منجر نشود.”

به وی کمک کنید که نقاط قوتش را شناسایی کند و یک سری جملات مثبتی را به وی بیان کنید: “مقاله شما در رابطه با پدر، دارای نوشتار مناسب و موثری می باشد. شما یک نویسنده بزرگی هستید.”

با خود گفتاری منفی مقابله کنید

 در صورتی که کودک شما مواردی از قبیل “من احمق هستم” را بگوید، نسبت به این مورد بی توجه نباشید.

به جای آن، به منظور کمک کردن به کودکی که شرایط سختی دارد، از ایده های مطرح شده در این مقاله استفاده کنید.

نویسنده: را جاکوبسون[1]، تربیت کودک – درمان اختلالات درسی کودکان


[1] Rae Jacobson

تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران
تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران

نحوه کمک کردن به دخترتان تا بتواند یک تصویر بدنی سالمی داشته باشد

این کار آسان نمی باشد، چرا که وی در رابطه با کاملا لاغر و جذاب بودن، با فشار زیادی مواجه است

دخترانی که در قرن بیست و یکم بالغ می شوند، فرصت بیشتری نسبت به نسل های جلوتر خودشان دارند.

ولی همچنین آنها با یک سری از فشارهایی مواجه هستند که قبلا وجود نداشته است.

از دختران انتظار می رود که مدیران اجرایی و جراحان مغز و رئیس محاکمات قضایی باشند، ولی همچنین از آنها انتظار  می رود که زیبا باشند – میزان این انتظارات بیشتر از گذشته می باشد.

این مورد منجر به افزایش چالش مربوط به تربیت کردن دختران زیبا و سالم می شود.

ما به عنوان والدین، مطلع هستیم که ایجاد یک تصویر بدنی مثبت، برای کمک به سالم بودن و رشد مناسب دخترانمان مفید می باشد.

ولی جامعه ما از نظر جوانی و زیبایی، بیشتر از هر زمان دیگری متمرکز و دارای وضعیت بهتری می باشد.

همچنین زیبایی بیشتر از هر زمان دیگری به صورت کوچک بودن تعریف شده است.

یا در صورتی که دقیق تر باشیم، کوچک به علاوه جذاب بودن – به همین دلیل حتی فردی که به صورت قابل توجهی لاغر می باشد.

در صورتی که همچنین ثروتمند نباشد (در جاهایی که به عنوان یک عامل در نظر گرفته می شود)،  می تواند در شرایط ناایمنی قرار بگیرد.

اختلال های تغذیه ای ناشی از تصویر ذهنی غلط

من بیشتر در رابطه با دخترانی صحبت نمی کنم که دچار اختلال های تغذیه ای می شوند، که شامل یک تصویر بدنی اختلال یافته جدی می باشد.

من در رابطه با یک گروه بزرگتری از دختران صحبت می کنم که احساسس می کنند نمی توانند خوشحال و پذیرفته شده باشند.

چرا که آنها با وجود داشتن بهترین وضعیت ممکن از نظر نمرات کلاسی و استعداد های فوق العاده، این تفکر را ندارند که دارای بدن مناسبی می باشند.

متاسفانه، آنها احساس می کنند که بدن “فرض شده” یک مورد ایده آلی است که در مجله ها و در تلویزیون مشاهده می شود و 90% از زنان نمی توانند به آن دست پیدا کنند.

البته یک سری دختران کوچکی هم وجود دارند – به دلیل اینکه آنها از نظر ژنتیکی چنین وضعیتی دارند یا به دلیل اینکه خودشان تلاش کرده اند تا چنین فیزیکی به دست بیاورند – که به یک لاغری فوق العاده به علاوه یک بدن کاملا جذاب دست پیدا می کنند.

ولی این مورد برای اکثر دختران یک هدف واقعی یا مطلوب نمی باشد.


تصویر مجموعه از بدن

دختران می توانند خودشان را به عنوان یک مجموعه ای از بخش های بدن در نظر بگیرند – سینه ها، لب ها، پاها، ران ها، باسن – که یک قضاوت خشن و ناعادلانه ای نسبت به آنها دارند.

و البته هیچکدام از این موارد بیان کننده مواردی نمی باشند که در شخصیت درون شان وجود دارد یا بر روی عملکردشان تاثیر گذار می باشد.

بنابرای باید پرسید که تصویر بدنی سالم چیست و ما به چه نحوی می توانیم این مورد را در دخترانمان تقویت کنیم؟

خواسته ما از آنها تا یک حدی واقعی می باشد

یک دید منطقی از یک بدنی که جذاب و سالم می باشد.

این مورد تا یک حدی تجسمی می باشد – این درک که ظاهر آنها فقط یک جنبه می باشد و در رابطه با شخصیتی که دارند و مواردی که به سایر افراد ارائه می دهند، اهمیت زیادی ندارد.

به طور ساده می توان گفت که: آنها نیاز دارند که احساس کنند دارای ظاهر مناسبی می باشند و اجازه ندهند که ظاهر آنها بر روی عزت نفس شان تاثیر زیادی داشته باشد.

تصویر ذهنی درست از بدن دختر

ما به چه نحوی به این شرایط می رسیم؟

تلاش برای وانمود کردن این مورد که هیچ نوع فشاری برای تبدیل شدن به یک مدل لاغر و دارای جذابیت فوق العاده وجود ندارد یا سخنرانی برای آنها در رابطه با ظاهری که نمی توانند کاری در رابطه با تغییرش انجام دهند، یک تلاش بی فایده ای می باشد.

آنها به این نتیجه دست یافته اند که شما کاملا نسبت به این موضوع بی اطلاع هستید. بنابراین ممکن است از خودتان بپرسید که چه کاری باید انجام بدهید؟


همدلی کردن

کاری که در این شرایط مناسب می باشد عبارت از گوش دادن به نگرانی های دخترتان، تایید کردن واقعی بودن احساسات وی و اجازه دادن به وی برای شناخت این موضوع می باشد .

شما خودتان هم با احساس مربوط به نداشتن یک بدن ناکامل مواجه بوده اید و این موارد می توانند مفید باشند – “بله، ببین من هیچ وقت ران های خودم را دوست نداشتم.”

شما به صورت ضمنی یا آشکار می خواهید این پیام را برسانید که در حالیکه خود شما هم از این موضوع آسیب دیده اید.

ولی این مورد بر روی زندگی شما مسلط نبوده است یا از طریق تبدیل شدن شما به فرد مورد نظرتان یا انجام دادن کار دلخواه تان، از بین رفته است.

مدل راحت برای بدن

البته این بدان معنا است که در صورتیکه شما نسبت به بدن خودتان اضطراب زیادی داشته باشید، احتمالا بتوانید اضطراب موجود در دخترتان را از بین ببرید.

بخش زیادی از درک دختران نسبت به این شرایط، از مادرشان یاد گرفته می شود: در صورتی که مادر وی در هر زمانی نسبت به یک قسمت از لباس شکایت می کند که منجر به ایجاد ظاهر چاق برای وی می شود، یا نگرانی زیادی در رابطه با ظاهر جذاب تر دارد، دختر وی هم چنین ویژگی هایی پیدا خواهد کرد.

مادران به مدل نیاز دارند و تا اندازه ای به راحتی بدن، پذیرش و قدردانی از مواردی نیاز دارند که بدنشان اجازه می دهد تا انجام دهند.

این مورد چیزی فراتر از غذا خوردن می باشد – زمان های مربوط به وعده های غذایی باید لذت بخش، زمان مربوط به خانواده و در رابطه با تغذیه باشد.

شما باید دخترتان را تشویق کنید که غذای سالمی بخورد و در رابطه با سالم بودن دیدگاه مثبتی داشته باشد.

ولی در صورتی که شما در رابطه با نحوه بد بودن در صورت خوردن یک کیک کوچک صحبت کنید یا بیان کنید که “بسیار خوب، این غذا به صورت مستقیم به باسن من می رود” – و من زنانی را می شناسم که در تمامی زمان ها این مورد را می گویند – این مورد برای آنها فایده ای نخواهد داشت.

در نظر داشتن پدر

دختران نیاز دارند که بازخوردهای مثبتی را از پدرشان دریافت کنند؛ این بازخوردها نه تنها باید در رابطه با زیبایی آنها باشد، بلکه همچنین باید در رابطه با ویژگی هایی باشد که برای آنها اهمیت دارند.

همچنین دختران نیاز دارند که حمایت پدرشان از همسرانشان را ببینند و این کار با تا توجه به تمام ویژگی هایی که این زنان دارند، انجام بدهند.

البته والدین شرایط بسیار سختی در این مرحله سنی دخترانشان دارند، چرا که دخترانشان در حال رشد می باشند و آنها در این مرحله نیاز دارند که مورد تشویق قرار بگیرند.

بنابراین من نمی خواهم بگویم که انجام دادن این کارها آسان می باشد. این کار سخت است، ولی به طور قطع قابل اجرا می باشد.

اجتناب کردن از داشتن ویژگی های جنسی

یک بخش دیگری که در رابطه با تصویر بدنی مثبت – و در واقع برای داشتن یک تصویر کلی مثبت – مفید می باشد.

عبارت از محافظت کردن از دخترانتان برای به دست آوردن ویژگی های جذاب بیش از حد و قرار گرفتن تحت تاثیر بخش های مربوط به فرهنگ می باشد که منجر به اذیت شدن بدن دختران می شود.

این مورد شامل هر چیزی می باشد و از زیر پوش هایی که برای دختران کوچک فروخته می شود و کارداشیان[1] در برنامه تلویزیونی و نمایش ها، آنها را به عنوان “آبدار” بیان می کند.

در حالی که این مورد برای شما زیان دارد، تا مواردی که شما به لب های خودتان تزریق می کنید، یا مواردی که شما به دلیل داشتن چهره جذاب می توانید به آن دسترسی داشته باشید را شامل می شود.

من معتقد نیستم که “از موارد نشان داده شده در کانال های دیزنی به صورت اکید اجتناب کنید”، ولی در صورتی که دخترتان به همراه دوستانش چنین مواردی را می بیند.

شما باید به همراه دخترتان این برنامه ها را ببیند و به آنها بفهمانید که لباس های پوشیده شده توسط آنها چقدر احتقانه می باشد – در صورتی که ناراحت کننده نباشد.

“واه، این زن واقعا از پشت، یا بخاطر مو یا هر چیزی اذیت می شود. آیا این وضعیت ناراحت کننده نمی باشد؟ آیا فکر می کنید که این زن دارای یک ذهن عقلایی می باشد؟”


[1] Kardashian

ایجاد حالت انعطاف پذیری

زندگی بر روی همه تاثیر می گذارد و در برخی مواقع این تاثیر مشهود می باشد.

اکثر ماها مواردی که از دست دادیم را دوست نداریم، ولی همچنان با آن سر و کار داریم (و در برخی مواقع از جراحی پلاستیک استفاده می شود، حداقل تا زمانی که دخترتان به سن بلوغ برسد و خودش برای خودش تصمیم گیری کند).

شما می توانید از طریق همدلی به وی کمک کنید، ولی مطمئن باشید مواردی که وی در مورد خودش دوست ندارد، غیر قابل برطرف شدن هستند.

شما از وی می خواهید که هر دو مورد موجود در تفکرش را به کار بگیرد:”اوه، این سخت است، این جالب نمی باشد.

” ولی همچنین این مورد را هم در نظر بگیرید که “من قوی هستم و یک راه حلی برای مقابله با آن پیدا خواهم کرد.”

حرکت دادن بدن

به دلیل اینکه شما نمی خواهید دخترئان این طرز تفکر را داشته باشد که بدنش را به عنوان مبنایی برای جذب پسران در نظر بگیرد، انجام دادن فعالیت فیزیکی لذت بخش نقش مهمی خواهد داشت.

شما می خواهید که به تجربه وی کمک کنید و ورزشها و فعالیت های متفاوتی را امتحان کنید، تا در نتیجه وی بتواند مورد مناسبی را برای خودش انتخاب کند؛

ولی همچنین وی می تواند به این شناخت دست پیدا کند که استقامت داشتن و عضلانی بودن بدن منجر به افزایش جذابیت فرد می شود.

این مورد صرفا به دلیل ظاهر نمی باشد، بلکه به دلیل درک و احساس وی می باشد.

همچنین ورزش یک عامل فوق العاده ای برای وضعیت روانی می باشد و عامل مهمی در کاهش استرس و اضطراب است.

عادت کرن به یک ورزش می تواند مورد فوق العاده ای در زندگی فرزند شما باشد. این یک مهارت زندگی می باشد.

ورزش و تصویر ذهنی دختر

این مورد برای برخی از کوکان سخت تر می باشد، به دلیل اینکه آنها به صورت طبیعی و بدون هیچ نوع زحمتی نمی توانند به یک ورزشکار تبدیل شوند، یا ممکن است که این فعالیت را زیاد دوست نداشته باشند.

ولی آنها مجبور نیستند که این فعالیت را دوست داشته باشند. از کودکان انتظار می رود که یک سری موارد دیگری را که دوست ندارند را انجام دهند؛

این فعالیت ها از بیرون انداختن آشغال تا انجام دادن تکالیف خانگی متغیر می باشند.

ولی شما نیاز دارید که یک مدلی برای این وضعیت باشید. بنابراین در صورتی که شما با بسته چیپز خودتان، وسایل موجود بر روی نیمکت را به هم بریزید، شاید این مورد کارایی نداشته باشد.

ولی در صورتی که شما کودکتان را در فعالیت هایتان درگیر کنید، یا حداقل نقش یک مدل را داشته باشید، “من می خواهم به باشگاه بروم”، یا “من می خواهم که بدوم”، در واقع شما یک بخش مهمی از زندگی را به وی نشان خواهید داد.

در نظر گرفتن محدودیت هایی برای لباس پوشیدن (یا نبود لباس مشابه)

البته شما می خواهید دخترتان را تشویق کنید که عقاید و خصوصیات خودش را بیان کند، ولی من معتقد هستم که اکثر والدین آنقدر کارهای اشتباهی انجام می دهند که به دخترشان اجازه می دهند تا لباس های تحریک آمیزی بپوشیند.

مشکل این نحوه لباس پوشیدن عبارت از این مورد می باشد که ممکن است این وضعیت یک پیامی داشته باشد که مورد هدف دختر نیست – و سریع تر از زمانی که آمادگیش را داشته باشند، آنها را در موقعیت های جذاب قرار می دهد.

منظور من این نیست که دختر شما باید همانند یک راهبه لباس بپوشد، ولی منظور من این است که وی نباید یک لباس جذاب برای مدرسه اش بپوشد.

جذابیت دختر و نگرش تربیتی

زمانی که یک دختر به دلیل جذاب بودن، بیش از حد مورد توجه قرار می گیرد.

کاری که وی انجامم ی دهد عبارت از ارزش گذاری کردن خودش بر اساس بزرگی سینه هایش می باشد یا بر مبنای دراز بودن پاهایش.

بنابراین در صورتی که من تلاش کنم و بحث های بیشتری در ریاضی یاد بگیرم، چه کسی به این موضوع اهمیت خواهد داد.

من معتقد هستم که زنان از تمایلات جنسی خودشان لذت می برند.

ولی دختران حداقل تا نیمه دوم دوره دبیرستان، شرایط مناسبی برای این کار ندارند.

همچنین آنها نیاز دارند که بر روی سایر موارد متمرکز شوند.

بنابراین شما می خواهید پیام های جنسی را که از طریق همتایان یا فرهنگ موجود به دختران انتقال می یابد را معتدل کنید.

بنابرین بهبود یک تصویر بدنی مثبت به معنای کمک کردن به دختران برای داشتن یک احساس کلی زیبا بودن – بر اساس ویژگی های کلی که دارد – و در همین زمان، تاکید عمیق بر روی زیبایی و تمایلات جنسی به عنوان ویژگی اصلی هویت وی می باشد.

دخترانی که اعتماد به نفس دارند، و به عنوان یک فرد معمول و نه به عنوان یک هدف جنسی به خودشان مطمئن هستند.

نه تنها منتظر داشتن رابطه جنسی نیستند، بلکه همچنین توانایی بیشتری برای دستیابی به اهداف خودشان در یک محیط دخترانه را دارند که متاسفانه نیاز دارند در آن زندگی کنند و پیشرفت داشته باشند.

نویسنده : کودک و نوجوان

چالش های اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری
چالش های اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری

مشکلات یادگیری نه تنها می توانند بر وضعیت کلاسی کودک تاثیر بگذراند، بلکه همچنین می توانند بر روی ارتباط برقرار کردن و رابطه وی با سایر کودکان هم تاثیرگذار باشند

زمانی که ما در رابطه با چالش های یادگیری کودکان فکر می کنیم، ما بیشتر مشکلات مربوط به خواندن یا ریاضیات، منظم بودن، توجه کردن و متمرکز بودن در کلاس را مد نظر قرار می دهیم.

ولی اکثر دانش آموزان دارای اختلال های یادگیری و توجه، همچنین دارای مشکلات اجتماعی و ارتباطی هم می باشند.

آنها در ارتباط برقرار کردن با سایر کودکان، دوست پیدا کردن و شناخت مواردی که در موقعیت های اجتماعی از آنها انتظار می رود، با مشکلاتی مواجه هستند.

عدم درک نشانه های اجتماعی

برخی از آنها نسبت به نشانه های اجتماعی بی توجه می باشند و تفسیر درستی از زبان بدن و تن صدا ندارند.

کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری ممکن است که بیش از حد صحبت کنند، یا در زمان نادرستی صحبت کنند یا موارد نامناسبی را بگویند.

برخی از آنها یک حالت خشکی در مکالمه دارند، در بیان کردن وضعیت خودشان مشکل دارند و هیچ نوع شوخی انجام نمی دهند.

آنها متوجه یک سری مواردی نمی شوند که درک آنها برای سایر کودکان راحت می باشد.

آنها در شناخت موارد در حال وقوع در یک گروه و پیدا کردن یک راه حل مناسب مشکل دارند.

رفتار اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری

در رابطه با کودکان و نوجوانان، داشتن یک رفتار اجتماعی که یک مقداری کمتر از مورد انتظار می باشد.

به راحتی می تواند منجر به طرد شدن آنها توسط همتایان دارای آگاهی و هوش فوق العاده شود و آنها مورد هدف اذیت شدن و قلدری شدن قرار بگیرند.

در برخی مواقع، کودکان جوانی که از نظر اجتماعی ناشی یا دارای مشکلاتی هستند، با کودکان اوتیسم اشتباه گرفته می شوند، چرا که رفتارها یک بخش مهمی از تشخیص اوتیسم می باشد.

ولی نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این مورد می باشد که این رفتارها همچنین در تعداد زیادی از کودکانی صورت می گیرد که در این طیف قرار ندارند.

چالش یادگیری

اسکات بیزلکو[1]، مدیر اجرایی مدرسه مقدماتی وینستون که در آموزش کودکان دارای چالش های یادگیری یک مدرسه تخصصی می باشد، معتقد است که “اکثر کودکان دارای مشکلات یادگیری، تا یک حدی دارای مشکلات اجتماعی می باشند.”

چه عواملی منجر به ایجاد این مشکلات اجتماعی و ارتباطی می شوند و چرا کودکان دارای ADHD و اختلال های یادگیری دارای چنین مشکلاتی می باشند؟


[1] Scott Bezsylko


فرآیند شناختی

به منظور شناخت رابطه مابین مشکلات یادگیری و مشکلات اجتماعی، در نظر گرفتن فرآیند شناختی که در یک تعامل اجتماعی موفق صورت می گیرد، اهمیت زیادی دارد.

تعامل اجتماعی در کودکان

یک تعامل اجتماعی شامل معرفی شدن با اطلاعات جدید یا موقعیت جدیدی می باشد که منجر به ایجاب کردن یک پاسخ می شود.

ما تمایل داریم که این تعاملات را به صورت شهودی و آنی در نظر بگیریم – بزیلکو بیان کرده است که شما فقط نیاز دارید که نحوه واکنش و پاسخ مناسب را بدون تفکر در مورد آن یاد بگیرید.

ولی این مورد در واقع یک فرآیند شناختی چند مرحله ای می باشد.

شما باید مواردی که گفته شده است را درک کنید، تفکرات خودتان در مورد آن را سازمان دهی کند.

پاسخ هایی که می خواهید ارائه دهید را اولویت بندی کنید و کلماتی که می خواهید بیان کنید را پیدا کنید.

بزیلکو بیان کرده است در صورتی که این توصیف موارد اتفاق افتاده آنی برای اکثر افراد سخت باشد، باید این مورد را به عنوان یک مسئله قابل قیاس با یک مسئله ریاضی در نظر گرفت.

شخصی که عملکرد مناسبی در حل کردن مسائل چند مرحله ای ریاضیاتی دارد، می تواند این کار را به صورت اتوماتیک وار انجام دهد.

سایر افراد نیاز خواهند داشت که در این رابطه، به صورت مرحله به مرحله کار کنند.

تعاملات اجتماعی آنی

به طور مشابه، در صورتی که ما تعاملات اجتماعی آنی را به یک مجموعه مراحل تقسیم کنیم، اکثر ماها در انجام دادن این مراحل با یک سرعت مناسب، عملکرد خوبی خواهیم داشت.

ولی کودکان دارای مشکلات اجتماعی یا ارتباطی، ممکن است که در برخی از مراحل پردازش شناختی گیر کنند.

این مورد نشان دهنده هوش آنها نمی باشد، ولی نشان دهنده مهارت های یادگیری خاصی می باشد که آنها نمی توانند به صورت اتوماتیک وار به آنها دست پیدا کنند.

بزیلکو بیان کرده است که “بله، یک سری افرادی وجود دارند که یک درک سریع، آسان و تندی دارند، ولی این روش تنها روش موجود برای شناخت موارد اتفاق افتاده نمی باشد.

شناخت می تواند به صورت مرحله به مرحله صورت بگیرد.”

فرآیند اجتماعی شدن در کودکان

بخشی از این فرآیند نشان دهنده یک مانع موجود می باشد که می تواند برای کودکان متفاوت، مختلف باشد.

زمانیکه یک کودکی را مشاهده می کنید که در ارتباط برقرار کردن با سایر کودکان مشکل دارد.

یا در داشتن واکنش مناسب در موقعیت های اجتماعی مشکل دارد، ممکن است که رفتارهای آنها به صورت ظاهری مشابه باشند، ولی نشان دهنده مشکلات متفاوتی باشند.

ممکن است که یک کودک مشکلات زیر را داشته باشد:

  • شناخت اطلاعات یا موقعیت جدید
  • سازماندهی اطلاعات مربوط به یک پاسخ مورد نظر
  • به دست آوردن مجدد یک زبانی برای بیان کردن پاسخ
  • مشکلات مربوط به درک

کودکانی که در درک اطلاعات اجتماعی مشکل دارند، شامل افرادی می باشند که دارای یک اختلال یادگیری غیرکلامی هستند.

این کودکان در داشتن الگوهای اجتماعی مشکل دارند و نمی توانند قواعد مربوط به سناریوهای اجتماعی را به صورت دقیقی تشخیص دهند؛

در صورتی که آنها در یک گروهی قرار داشته باشند که به آن ملحق شده اند، برای پاسخ دادن به سلام داده شده یا جوک مشکل خواهند داشت و از این موقعیت ها دوری خواهند کرد.

آنها نمی توانند خودشان را با یک الگویی تطبیق دهند که رفتار مورد انتظار از آنها را بیان می دارد.


کودکانی با یادگیری غیرکلامی

بزیلکو معتقد است نکته امیدوار کننده عبارت از این است کودکانی که در یادگیری غیرکلامی مشکل دارند، معمولا عملکرد بهتری در یادگیری تکرار شده دارند.

این بدان معنا است که شما می توانید الگوهایی که فراموش کرده اند را به این افراد یاد بدهید.

برای مثال، کودکانی که در شناخت اظهارات صورتی مشکل دارند، می توانند آموزش داده شوند تا بتوانند حالت صورتشان را با موردی تطبیق دهند که می خواهند بیان کنند.

آنها می توانند این کار را تا زمانی تمرین کننده که انجام دادن آن آسان شود، ولی این کار همواره فنی خواهد بود و به تلاش نیاز خواهد داشت.

زمانی که یکی از دانش آموزان وینستون پرپ یک تعامل اجتماعی منفی نشان می دهد، معلمش به وی کمک می کند که بتواند بعد از آن اتفاق، عملکرد مناسبی داشته باشد؛

وی این اتفاق را به بخش های کوچکی تقسیم می کند تا دانش آموز ببیند که چه اتفاقی صورت گرفته است .

وی در کدام مرحله مشکل دارد و همچنین این کودک می تواند یک سری مواردی را یاد بگیرد تا عملکرد متفاوتی در دفعه بعدی داشته باشد.

مشکلات مربوط به سازمان دهی (نظم)

کودکانی که در عملکردهای اجرایی مشکل دارند، شامل افرادی که در آنها ADHD تشخیص داده شده است.

ممکن است اطلاعاتی را درک کنند که می خواهند به آن پاسخ دهند، ولی در سازمان دهی و اولویت بندی آنها مشکل دارند.

ممکن است که آنها محرک های مناسبی را برای پاسخ دادن انتخاب نکنند – برای مثال، کنار گذاشتن سوال و به جای آن توجه کردن به نکته ای که دوستش در گوشش می گوید.

یا ممکن است آنها بخواهند یک مورد گستاخانه ای را بیان کنند، چرا که مغز آنها بیان نمی کند که پیامد این کار، نامناسب خواهد بود.

زمانی که این کودکان دارای سابقه بی توجهی به مسولان مدرسه را داشته باشند یا سابقه بیان کردن موارد غیر قابل قبول را داشته باشند، در این صورت یک بازخورد کاملا منفی خواهند داشت.

بیزلکو بیان کرده است “این افراد داستان گفتن در مورد خودشان را همواره به صورت نادرست انجام خواهند داد و بیان خواهند کرد که باهوش نیستند، ولی از نظر تکانشی و اجتماعی شایستگی مناسبی ندارند.

این شرایط نباید وجود داشته باشد.”

این کودکان از نظر اجتماعی بی اطلاع نمی باشند؛

آنها لزوما انتخاب های درستی در رابطه با واکنش نشان دادن به نشانه ها یا نحوه سازماندهی پاسخشان به صورت موثر نخواهند داشت.

آنها نیاز دارند که بر روی خود نظم دهی و مدیریت موثر رفتارهایشان کار کنند.

آموزش و درمان در مدرسه چگونه است؟

در مدرسه ویسنتون پرپ، هدف موجود عبارت از شناخت نحوه تاثیر ضعف در عملکرد اجرایی بر روی توانایی آنها در ارتباط برقرار کردن با کودکان و همچنین توانایی آنها در مسائل ریاضی چند مرحله ای می باشد.

بیزلکو بیان کرده است که هدف موجود عبارت از کمک به دانش آموزان برای انعطاف پذیر بودن و صریح بودن نسبت به باز خورد در زمان اشتباه کردن می باشد.

“ممکن است که ما به یک دانش آموز بگوییم که «شما یک تصمیم اشتباهی گرفته اید که منجر به صورت گرفتن واکنش های منفی از طرف همکلاسی هایتان شده است و پاسخ شما نسبت به این شرایط عبارت از عقب کشیدن بوده است».

ما باید خود نظم دهی (خود گردانی)، اجرا کردن آن به صورت مناسب و نحوه دستیابی به آن را به آنها آموزش دهیم”.

بیزلکو اضافه کرده است که کار کردن بر روی خود نظم دهی با استفاده از روش مشابه به کار گرفته شده در ریاضیات و درک مطلب، یک پروژه ای است که کودکان آن را به عنوان یک مورد مفید در نظر می گیرند.

ولی این مورد در شرایطی وجود خواهد داشت که دقیقا به همین روش صورت بگیرد، نه به این صورت که “شما بسیار بی نظم هستد! شما نیاز دارید که توجه کنید!”

مشکلات مربوط به بازیابی زبان

در مورد کودکان دارای خوانش پریشی، معمولا مشکل موجود در رابطه با شناخت علائم غیر زبانی یا درک تعاملات اجتماعی و شناخت نحوه دادن جواب مناسب نمی باشد – آنها می توانند در این موارد عملکرد کاملا خوبی داشته باشند.

ولی به دلیل اینکه رمز گشایی زبان و تبعیت کردن از کاراکتر های چند مرحله ای نیاز به تلاش و زحمت دارد، ممکن است که آنها در بازیابی سریع کلمات مشکل داشته باشند.

این مورد نه تنها بر روی خواندن و نوشتن این افراد تاثیر می گذارد، بلکه همچنین بر روی صحبت کردن آنها هم موثر می باشد.

دایره لغات مربوط به صحبت کردن این افراد به صورت مناسبی رشد نیافته است و ممکن است که به دلیل مشکلات مربوط به بازیابی کلمات یا بیان کردن کلمات اشتباه، بیان گفتاری این افراد نادقیق و غیر رسمی باشد.

بیزلکو توضیح داده است که “در نتیجه، توانایی آنها در زبان با مشکل مواجه می شود.” در حالی که ممکن است این افراد در بعد غیر زبانی عملکرد خوبی داشته باشند.

ولی همزمان با اینکه اجتماعی شدن بیشتر حالت کلامی پیدا می کند، ممکن است که آنها بدون مهارت یا نابالغ باشند، یا در برخی مواقع با همتایان خودشان راحت نباشند.

ناشی گری اجتماعی چه تاثیری دارد؟

بیزلکو کودکانی را مشاهده کرده است که به دلیل ناشی گری های اجتماعی شان، در مدرسه های قبلی خودشان دارای خصوصیات مربوط به مورد قلدری قرار گرفتن بودند.

وی نوشته است “حتی در صورتی که مشکلات بیانی مربوط به خوانش پریشی تاثیر مستقیمی بر روی اجتماعی شدن نداشته باشند.

این مورد می تواند به نحوی منجر به شکل گیری اعتماد به نفس شود که معلمان به ایجاد مجدد مهارت هایی همانند انعطاف پذیری و دفاع از خود در این کودکان، احساس نیاز پیدا کنند.”

نبود اعتماد

البته برای کودکانی هم که هیچ نوع مشکلی در رشد ندارند، اعتماد به نفس می تواند به یک مشکلی تبدیل شود.

ولی با گذشته زمان، کودکان دارای محدودیت های قابل توجه در یادگیری که به دلیل نمره های خودشان در جاهایی دچار مشکل می شوند که بر روی خواندن و نوشتن تمرکز می شود، از نظر عزت نفس با آسیب های جدی مواجه می شوند.

این کودکان به چخ چیزی متهم می شوند؟

در صورتی که هیچ تشخیصی در مورد این افراد صورت نگرفته باشد، احتمالا این افراد به عدم تلاش کافی برای یادگیری متهم می شوند .

یا چک کردن کوله پشتی خودشان یا انجام دادن تکالیف درسی شان – و به طور قطع این افراد نگران خواهند شد که چرا به اندازه سایر کودکان باهوش نمی باشند.

اکثر کودکان مبتلا به ADHD یا خوانش پریشی ( یا هر دو مورد) تلاش خواهند کرد که مشکلاتشان را مخفی کنند و همچنین از طریق سخت کوشی مانع از مشخص شدن مشکلات و نقص هایشان برای سایر دانش آموزان خواهند شد.

بیزلکو بیان کرده است “کودکانی که احساس بدی نسبت به خودشان دارند و به دلیل شکست خودشان در به دست آوردن مهارت های مبنایی خجالت می شوند، احتمالا در تعاملات خودشان با همتایانشان مشکل خواهند داشت.”

در رابطه با این کودکان، اولین قدم عبارت از کمک به آنها برای دستیابی به این شناخت می باشد که آنها به اندازه سایر کودکان باهوش هستند و از طریق حمایت مناسب می توانند به همتایان خودشان برسند.

البته قدم بعدی عبارت از ارائه یک حمایتی می باشد که به آنها کمک می کند تا مهارت ها و استراتژی های مورد نیازشان را برای کار کردن بر روی مسئله به دست بیاورند و یک فرصتی برای موفقیت داشته باشند – هم از نظر آکادمیکی و هم از نظر اجتماعی.

چالش اجتماعی دیگر در کودکان

در نظر گرفتن رفتار اجتماعی زشت به عنوان یک عملکرد مربوط به از دست دادن مهارت ها، همچنین منجر به اجتناب از موقعیت هایی می شود .

آنجا والدین، معلمان و سایر بزرگسالان یک سری رفتارهای خشمگینانه نشان می دهند و منجر به بدتر شدن شرایط کودک می شوند.

بیزلکو معتقد است است در زمانی که کودکان کارهایی را انجام می هند که اجتماعی نمی باشد، همه ما به عنوان افراد بالغ تمایل داریم که به صورت عاطفی برخورد کنیم.

وی بیان کرده است “هیچ شخصی به دلیل اشتباه در نوشتن کلمه، یک کودک را به عنوان یک کودک بد صدا نمی زند.

ولی در صورتی که وی در کلاس شلوغ کند یا یک حرف نامناسبی به معلمش بزند، در این صورت والدین وی خشمگین خواهند شد.”

وی اضافه کرده است در زمانی که یک تضاد عاطفی ما بین دانش آموزان و معلمان شکل می گیرد، در اکثر مدارس هیچ کس دارای یک تفکر مشخصی نخواهد بود و این مورد منجر به کاهش فرصت یادگیری خواهد شد.

وی بیان کرده است “بنابراین، ما تمایل داریم که به جای فرستادن شما به اداره رئیس ها، اشتباهات و نتایج این اشتباهات را به عنوان یک پروسه عقلایی مبتنی بر مهارت در نظر بگیریم.”

این مقاله با مشارکت موسسه ویسنتون پرپراتوری و مرکز مشاوره ستاره ایرانیان، به طور تخصصی بر روی کودکان دارای اختلال های یادگیری تهیه شده است.

نویسنده: کارولین میلر[1]، گروه ترجمه سایت تربیت و کودک – روانشناسی نوجوان


[1] Caroline Miller

شناخت اختلال یادگیری در کلاس درس
شناخت اختلال یادگیری در کلاس درس

ویژگی های مربوط به ناتوانایی های یادگیری که ممکن است در یک وضعیت ساده و قابل تشخیص مخفی شده باشند

در اغلب مواقع، معلمان اولین کسانی هستند که متوجه اختلال یادگیری کودکان می شوند.

در برخی مواقع به راحتی می توان علائم را متوجه شد – برای مثال، کودکی که در خواندن پیشرفت ندارد.

یا یک کودکی که با وجود تلاش هایی که انجام می دهد، نمی تواند بر اساس جدول زمانی پیشرفت کند.

ولی علائم موجود همواره مشخص نمی باشند و اکثر کودکان به دلیل مشکل داشتن با مواردی که برای سایر کودکان آسان می باشد، خجالت می کشند و به همین دلیل سعی می کنند که مشکلاتشان را مخفی نگه دارند.

در اینجا یک سری از نشانه های مربوط به اختلال های یادگیری غیر مشهود در کودکان بیان می شوند که در کلاس درس وجود دارند.

استفاده نکردن کامل از توانایی ها

در صورتی که شما متوجه شوید که یک کودک می تواند در درس هایش موفق شود، ولی موفق نمی شود

– چه در یک درس خاص و چه در کل عملکرد مدرسه ای خودش – این وضعیت می تواند نشان دهنده یک اختلال یادگیری باشد.

این مورد در اغلب مواقع به عنوان یک تفاوت مابین توانایی و استعداد تعریف می شود.

در واقع یک شکافی است که بین مواردی که به نظر می رسد کودک می تواند قادر به انجام دادن آن باشد و مواردی که در واقعیت قادر به انجام دادن آن می باشد، وجود دارد.

چند مثال در رابطه با نحوه بروز این شکاف در کلاس درس عبارتند از:

  • یک دانش آموزی که مقاله های قابل توجهی می نویسد، ولی یک سری مشکلات جدی در انجام دادن تکالیف مبنایی و ساده ریاضیاتی دارد، یا بالعکس.
  • یک کودکی که عملکرد فوق العاده ای در پاسخ دادن به سوالات مطرح شده در کلاس درس دارد، ولی نمی تواند در امتحان کتبی نمره مناسبی به دست بیاورد.
  • یک دانش آموزش که هوش وی به صورت شخصی مشخص می باشد، ولی این هوش در کارت گزارش وی مشاهده نمی شود.

نداشتن سخت کوشی کافی

کودکانی که عملکردشان در مدرسه مطابق با انتظار نمی باشد، ممکن است که تنبل به نظر برسند یا اینگونه به نظر برسد که از خودشان کار نمی کشند، در حالی که ممکن است در واقعیت آنها دارای یک اختلال یادگیری باشند.

در رابطه با افراد بالغی که در آنها اختلال یادگیری وجود دارد، قبل از تشخیص این اختلال در آنها، به آنها گفته می شد که به اندازه کافی تلاش نمی کنند.

کودکانی که به نظر می رسد تلاش نمی کنند، ممکن است در واقعیت سخت تلاش بکنند، ولی شکست بخورند یا اینکه بخواهند یک نقص خجالت آور را از سایر افراد مخفی نگه دارند.

عدم توانایی برای دنبال کردن

در صورتی که یک دانش آموز همواره نیاز داشته باشد که کار بعدیش به وی یاد آوری شود، شاید این تفکر در مورد وی وجود داشته باشد که به اندازه کافی توجه نمی کند.

این مورد می تواند نشان دهنده یک مشکلی باشد که “حافظه کاری[1]”  نام دارد – عبارت از نگه داری، پردازش و ایجاد اطلاعات جدید می باشد.

این مورد در بین کودکان دارای اختلال های یادگیری رایج می باشد.

سایر علائمی که باید تحت نظر قرار بگیرند، عبارتند از:

  • مشکل داشتن در دنبال کردن راهنماها – به خصوص در صورتی که کودک برای اولین بار اطلاعات را بشنود یا برای یاد آوری یک مورد، چند مرحله وجود داشته باشد
  • خیال بافی کردن
  • مشکل داشتن در کپی کردن موارد روی تخته بر روی کاغذ
  • مشکل داشتن در یادآوری تکالیف درسی و انجام دادن صحیح آنها

یک دیگر از اختلال یادگیری در کلاس درس، مخفی کردن است

کودکان دارای اختلال های یادگیری در اغلب مواقع تلاش می کنند تا چالش ها و مشکلاتشان را از معلمان و همتایان مخفی نگه دارند.

حتی در صورتی که آنها بخواهند با تلاش اضافی از کار مدرسه ای اجتناب کنند، این مورد می تواند آسیب قابل توجهی بر روی عزت نفس آنها وارد کند.

در صورتی که یک دانش آموز در طول کلاس بیش از حد خجالتی باشد .

عدم تمایل به پروژه های گروهی، نشستن در ردیف عقب، یا انجام دادن هر چیزی بر مبنای قدرت خود و به منظور اجتناب از صدا شدن در وسط کلاس – ممکن است تلاش کند که مشکل یادگیری خودش را مخفی نگه دارد.


[1] Working memory


خود سری کردن

نکته مهم دیگری که باید یادآوری شود عبارت از این مورد می باشد که مخفی کردن همواره به شکلی که وجود دارد، به نظر نمی رسد.

در واقع، این مورد برای برخی از کودکان به صورت معکوس به نظر می رسد.

در جاهایی که دانش آموزان عقب می کشند، امیدوارند که مورد توجه قرار نگیرند، سایر کودکان خودسری می کنند .

از طریق تبدیل شدن به دلقک کلاس، منجر به بی توجهی به کمبودهایشان می شوند، حالت دفاعی به خودشان می گیرند یا وانمود می کنند که بیش از حد خونسرد هستند و هیچ نوع دلواپسی بابت کارهایی که در مدرسه انجام می دهند، ندارند.

انجام ندادن تکالیف خانگی

کودکان دارای اختلالهای یادگیری، در اغلب مواقع در رابطه با انجام دادن به موقع تکالیف مشخص شده مشکل دارند – یا در همه مواقع مشکل دارند.

مشکلات مربوط به تکالیف خانگی به دلایل مختلفی می تواند صورت بگیرد که عبارتند از:

  • شاید یک کودک از انجام دادن کاری که ممکن است نادرست یا ناتمام باشد، خجالت بکشد.
  • کلا فراموش کنند. کودکانی که در رابطه با حافظه و سازمان دهی مشکل دارند، ممکن است که کلیه تکالیف درسی مشخص شده را فراموش کنند.
  • گم یا فراموش کردن! حتی در صورتی که تکالیف درسی انجام شوند، این تکالیف باید از خانه به مدرسه آورده شوند.

هر کودکی حداقل یک بار تکالیف خودش را انجام نداده است، ولی در صورتی که یک دانش آموز به صورت روتین نتواند تکالیف خودش را انجام دهد، در این شرایط باید وضعیت وی به دقت مورد بررسی قرار بگیرد.

مشکلات زمان بندی

کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری در اغلب مواقع با مدیریت زمان، مراحل انتقالی و سازمان دهی مشکل دارند.

این مشکلات زمان بندی می توانند منجر به ایجاد مشکلاتی در خانه و مدرسه شوند. علائم هشدار دهنده که باید نسبت به آنها هوشیار بود، عبارتند از:

  • کودکی که همواره به نظر می رسد برای انجام دادن وظایفش، به زمان خیلی طولانی نیاز دارد – از کارهای مربوط به تکالیف درسی تا پوشیدن کفش هایش بعد از باشگاه.
  • کودکی که والدینش گزارش کرده اند که ساعت های طول می کشد تا در طول شب بتواند تکالیفش را انجام دهد.
  • یک کودکی که برای مدرسه رفتن، بیش از حد دیر می کند (من نتوانستم به اتوبوس برسم – برای بار هزارم!) یا شخصی که به نظر می رسد همواره از یک کلاس خاص یا برخی کلاس ها فرار می کند.

استرس امتحان

یکی دیگر از اختلال یادگیری در کلاس درس ، استرس امتحان است.

اکثر کودکان در حال حاضر و بعد از این هم دارای استرس امتحان خواهند بود، ولی در صورتی که مشکل یک کودک فراتر از حد مورد انتظار باشد، این مشکل می تواند نشان دهنده یک اختلال یادگیری باشد.

برخی از علائم هشدار دهنده عبارتند از:

  • یک کودکی که برای پایان دادن به امتحان در زمان مشخص شده، همواره با چالش مواجه است – یا همواره نمی تواند در محدوده زمانی تعیین شده امتحانش را به پایان برساند – و به هشدارهای مراقبان توجهی نمی کند.
  • شخصی که در حین کار کردن بر روی تکالیف زمان بندی شده، همواره به عنوان نفر آخر کارش را تمام می کند.
  • داشتن یک دست خط کاملا ناخوانا
  • اضطراب قابل توجه قبل از آزمون
  • دانش آموزشی که با وجود داشتن مطالعه مناسب، در اکثر امتحان ها مردود می شود.

عاطفی

مدرسه می تواند یک میدان مین عاطفی برای دانش آموزان دارای اختلال یادگیری باشد.

چالش های مربوط به همراه بودن با همتایان تا صرف نظر کردن از کارهای مدرسه عبارت از فرصت هایی می باشند که در آنها، داشتن یک احساس بد نسبت به خود می تواند برای این دانش آموزان ناامید کننده باشد.

کودکان دارای اختلال های یادگیری در اغلب مواقع با احساس خجالت، شرمساری و عزت نفس پایین چالش دارند.

در صورتی که به نظر برسد یک کودک همواره نسبت به خودش عصبی می باشد، یا افسرده می باشد.

یا اینکه در محیط مدرسه نا امید می باشد، ممکن است که یک اختلال یادگیری تشخیص داده نشده به بروز این مشکل موجود در وی منجر شود.

کودکان دارای اختلال یادگیری می توانند به یک اضطراب جدی مربوط به مدرسه دچار شوند.

به خصوص قبل از اینکه این اختلال ها تشخیص داده شوند  و این افراد ندادند که به چه نحوی در کنار همتایان خودشان بمانند.

علاوه بر این، کودکان دارای اختلال یادگیری در اغلب مواقع نسبت به خود نظم دهی مشکل دارند؛

به این معنا که این کودکان فاقد ابزارهای لازم برای مدیریت و پردازش عواطفشان هستند و به راحتی ناامید می شوند – این مورد می تواند به بروز اضطراب منجر شود.

برای مثال، کودکی که در زمانیکه از وی خواسته می شود تا بر روی صندلیش بشیند، بیش از حد عصبی می شود، یا زمانی که از وی خواسته می شود یک تکلیف درسی مشکلی را انجام بدهد، شروع به گریه کردن می کند.

کودکان دارای اختلال های یادگیری در اغلب مواقع با احساس خجالت، شرمساری و عزت نفس پایین چالش دارند.

در صورتی که به نظر برسد یک کودک همواره نسبت به خودش عصبی می باشد، یا افسرده می باشد، و یا اینکه در محیط مدرسه نا امید می باشد.

ممکن است که یک اختلال یادگیری تشخیص داده نشده به بروز این مشکل موجود در وی منجر شود.

کودکان دارای اختلال یادگیری می توانند به یک اضطراب جدی مربوط به مدرسه دچار شوند.

به خصوص قبل از اینکه این اختلال ها تشخیص داده شوند  و این افراد ندادند که به چه نحوی در کنار همتایان خودشان بمانند.

علاوه بر این، کودکان دارای اختلال یادگیری در اغلب مواقع نسبت به خود نظم دهی مشکل دارند؛

به این معنا که این کودکان فاقد ابزارهای لازم برای مدیریت و پردازش عواطفشان هستند و به راحتی ناامید می شوند – این مورد می تواند به بروز اضطراب منجر شود.

برای مثال، کودکی که در زمانیکه از وی خواسته می شود تا بر روی صندلیش بشیند، بیش از حد عصبی می شود، یا زمانی که از وی خواسته می شود یک تکلیف درسی مشکلی را انجام بدهد، شروع به گریه کردن می کند.

کودکان دارای اختلال های یادگیری در اغلب مواقع با احساس خجالت، شرمساری و عزت نفس پایین چالش دارند.

در صورتی که به نظر برسد یک کودک همواره نسبت به خودش عصبی می باشد، یا افسرده می باشد، و یا اینکه در محیط مدرسه نا امید می باشد.

ممکن است که یک اختلال یادگیری تشخیص داده نشده به بروز این مشکل موجود در وی منجر شود.

کودکان دارای اختلال یادگیری می توانند به یک اضطراب جدی مربوط به مدرسه دچار شوند.

به خصوص قبل از اینکه این اختلال ها تشخیص داده شوند  و این افراد ندادند که به چه نحوی در کنار همتایان خودشان بمانند.

علاوه بر این، کودکان دارای اختلال یادگیری در اغلب مواقع نسبت به خود نظم دهی مشکل دارند؛

به این معنا که این کودکان فاقد ابزارهای لازم برای مدیریت و پردازش عواطفشان هستند و به راحتی ناامید می شوند – این مورد می تواند به بروز اضطراب منجر شود.

برای مثال، کودکی که در زمانیکه از وی خواسته می شود تا بر روی صندلیش بشیند.

بیش از حد عصبی می شود، یا زمانی که از وی خواسته می شود یک تکلیف درسی مشکلی را انجام بدهد، شروع به گریه کردن می کند.

اجتناب

کودکان دارای اختلال یادگیری در اغلب مواقع برای اجتناب از موقعیت مدرسه ای که منجر به ایجاد اضطراب یا استرس در آنها می شوند، دست به هر کاری می زنند.

برخی از نشانه های اجتناب که باید مور توجه قرار بگیرند، عبارتند از:

  • غیبت بیش از حد
  • در خانه ماندن به عنوان “بیمار” در روزهایی که امتحان دارد یا تکالیف درسی مهمی باید انجام بدهد
  • امتناع از شرکت کردن در فعالیت های چالش زا
  • رفتن بیش از حد به حمام یا درخواست برای مراجعه به پزشک در زمانی که تکالیف درسی یا آزمون های استرس زایی دارد
  • وسط کلاس بیرون آمدن یا کلا نرفتن به کلاس

کمک به کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری شامل ارائه توجه و حمایت مورد نیاز به آنها می باشد تا در نتیجه آن بتوانند وظایف خودشان را بهتر انجام دهند .

در سال های آینده یک احساس بهتری نسبت به درس و منافع آن برای خودشان – هم در مدرسه و هم در بیرون از آن – پیدا کنند.

نویسنده : کودک و نوجوان

شناخت خوانش پریشی در یادگیری خواندن کودکان
شناخت خوانش پریشی در یادگیری خواندن کودکان

شناخت علائم و نحوه کمک به کودکانی که دارای رایج ترین ناتوانی یادگیری می باشند

هر یک از کودکان با یک سرعت خاص مربوط به خودشان یاد می گیرند و پیشرفت می کنند و خواندن هیچ تفاوتی با سایر مهارت ها ندارد.

داشتن مشکلات مربوط به خواندن در برخی از مراحل، یک مورد رایجی برای کودکان می باشد.

ولی در صورتی که یادگیری خواندن به یک چالش مداومی تبدیل شود و منجر به عقب افتادن کودک از همتایان خودش شود، احتمال وجود داشتن یک اختلال یادگیری به اسم خوانش پریشی[1] در وی وجود دارد.

خوانش پریشی چیست؟

خوانش پریشی رایج ترین مشکل مربوط به یادگیری خواندن می باشد.

این اختلال بر روی توانایی کودک در شناخت و استفاده از صداهای زبان تاثیر می گذارد.

کودکان دارای اختلال خوانش پریشی در رمز گشایی از کلمات جدید، یا تقسیم کردن آنها به بخش های قابل مدیریتی که بتوانند بگویند، مشکل دارند.

این شرایط منجر به ایجاد مشکلاتی در نوشتن، خواندن و املاء می شود.

ممکن است آنها بخواهند که این نقص را از طریق حفظ کردن کلمات جبران کنند، ولی آنها در شناخت کلمات جدید مشکل خواهند داشت و ممکن که حتی در بازیابی کلمات آشنا هم مشکل داشته باشند.

خوانش پریشی نشان دهنده وضعیت ذهنی کودک نمی باشد

در واقع این اختلال به عنوان یک شکاف مابین توانایی و پیشرفت کودک تعریف می شود.

برخی از نوجوانان دارای اختلال خوانش پریشی، حداقل در چند کلاس اولیه می توانند از طریق تلاش اضافی، همراه با همتایان خودشان پیشرفت کنند و عقب نیافتند.

ولی در کلاس سوم یا کلاس بعدی، که نیاز می شود آنها بتوانند سریع و روان بخوانند تا بتوانند کارهایشان را انجام دهند، با مشکلات کاملا جدی مواجه خواهند شد.

کودکان دارای خوانش پریشی از طریق دریافت کمک و با استفاده از استراتژی هایی برای جبران کردن این ضعف در رمز گشایی، می توانند نحوه خواندن و به دست آوردن پیشرفت آکادمیکی را یاد بگیرند.

ولی خوانش پریشی موردی نمی باشد که فرد به تنهایی بتواند آن را از بین ببرد.

خوانش پریشی تا چه حدی رایج می باشد؟

تخمین زده شده است که یک پنجم از کودکان دارای اختلال خوانش پریشی باشند و 80 تا 90 درصد از کودکان دارای اختلال یادگیری دارای این نوع اختلال باشند.

دکتر سالی شایویتز[2]، عضو هیات مدیره مرکز یال[3] در رابطه با خوانش پریشی و خلاقیت، بیان کرده است.

اکثر کودکانی که در مدرسه دارای یک اختلال و چالش ناشناخته ای می باشند.

به صورت اشتباه به عنوان کودکان دارای مشکلات هوشی، کودکان دارای سطح تلاش کمتر یا کودکانی که تحت تاثیر عوامل محیطی قرار گرفته اند، در نظر گرفته می شوند.

هر چند که کارشناسان معتقدند میزان صورت گرفتن اختلال خوانش پریشی در پسران بیشتر از دختران می باشد، ولی این مطالعه نشان داده است که این اختلال تاثیر یکسانی بر روی پسران و دختران دارد.

علائم خوانش پریشی

یک فرد جوان مبتلا به خوانش پریشی ممکن است که دارای شرایط زیر باشد:

  • مشکلات مربوط به یادگیری، حتی در شعر های ساده
  • داشتن یک تاخیر گفتاری
  • مشکلاتی در انجام دادن راهنمایی ها
  • تکرار کردن یا حذف کردن کلمات کوتاهی همانند و، آن، اما
  • سخت بودن خواندن کلمات از سمت راست به سمت چپ

[1] dyslexia

[2] Dr. Sally Shaywitz

[3] Yale Center


شناخت خوانش پریشی در یادگیری خواندن کودکان

کودکان دارای اختلال خوانش پریشی ممکن است که شرایط زیر را در مدرسه داشته باشند:

  • مشکل داشتن در بیان کردن کلمات جدید
  • نداشتن روانی و سیالیت در مقایسه با سایر کودکان هم سن
  • معکوس کردن حرف ها و اعداد در هنگام خواندن (برای مثال خواندن saw به صورت was)
  • مشکل داشتن در نوت برداری کردن و کپی کردن کلمات از تخته
  • مشکل داشتن در شعر گفتن، مرتبط کردن صدا ها با کلمات و مرتب و منظم کردن صدا ها
  • لکنت زبان و مشکلات املایی در کلمات رایج؛ این افراد در موارد زیادی کلمات را بر مبنای فونتیک آنها املاء خواهند کرد (برای مثال، hrbr به جای harbor)
  • اجتناب کردن از صدا زده شدن در جلوی کلاس درس
  • خسته شدن یا ناامید شدن از خواندن

خوانش پریشی همچنین بر روی وضعیت بیرون از کلاس کودکان هم تاثیر می گذارد.

کودکان دارای خوانش پریشی همچنین ممکن است که شرایط زیر را داشته باشند:

  • مشکل داشتن در رمز گشایی از لوگو ها و علائم
  • مشکل داشتن در یادگیری قواعد بازی ها
  • مشکل داشتن در دنبال کردن راهنماهای چند مرحله ای
  • مشکل داشتن در مکالمات تلفنی
  • مشکل داشتن در یادگیری یک زبان دیگر
  • ناامید شدن بیش از حد، که بر روی وضعیت روانی و ثبات عاطفی وی تاثیر می گذارد

تاثیرات اجتماعی و عاطفی خوانش پریشی

خوانش پریشی تاثیر بیشتری نسبت به خواندن دارد – این اختلال همچنین می تواند از لحاظ اجتماعی بر روی کودک تاثیرگذار باشد.

اسکات بزیلکو[1]، مدیر مدرسه مقدماتی وینستون[2]  که یک مدرسه تخصصی در رابطه با تدریس به کودکان دارای اختلال یادگیری می باشد.

معتقد است که “یک کودک مبتلا به خوانش پریشی که مشکلاتی در پیدا کردن کلمات دارد، ممکن است که در داشتن یک زبان گویا و بیانگر مشکل داشته باشد.

این کودکان علاوه بر مشکلات خواندن و نوشتن، همچنین یک سری تاثیرات اجتماعی را تجربه می کنند که باعث می شود احساس مناسبی در مورد خودشان نداشته باشند.”

کودکان مبتلا به خوانش پریشی

به خصوص افرادی که این اختلال در آنها تشخیص داده شده است – در اغلب مواقع از عزت نفس پایین رنج می برند.

به دلیل اینکه می ترسند یک مورد اشتباهی در موردشان وجود داشته باشد و در اغلب مواقع به نداشتن تلاش کافی برای یادگیری خواندن متهم می شوند.

بزیلکو معتد است که “بیشترین بخش از کار ما با کودکان دارای خوانش پریشی، عبارت از کمک به آنها برای کشف مجدد این مورد می باشد که آنها باهوش و توانمند هستند، چرا که آنها اعتمادی به خودشان ندارند.”

خوانش پریشی به چه نحوی تشخیص داده می شود؟

در صورتی که کودک شما انتظارات مربوط به خواندن را تامین نکند، شما به عنوان سرپرست این کودک می توانید از مدرسه منطقه خودتان بخواهید که یک ارزیابی در مورد وی انجام بدهد و نتایج آن را به شما اعلام کند.

این ارزیابی، توانایی ذهنی کودک و مهارت های خواندن وی را مورد ارزیابی قرار می دهد تا وجود داشتن هر نوع شکاف پیشرفتی را مشاهده کند.

همچنین این ارزیابی سایر علل بالقوه، همانند عوامل محیطی یا نقایص شنیداری را مشخص خواهد کرد.


[1] Scott Bezsylko

[2] Wisnton


توصیه های حمایتی مدرسه

بعد از آن مدرسه می تواند یک سری توصیه هایی را در رابطه با نحوه حمایت کردن از کودک شما و حداکثرسازی توانایی یادگیری وی ارائه دهد.

در صورتی که شما از کیفیت این ارزیابی ناراضی باشید، همچنین می توانید به کمک یک روان شناس، روان شناس عصب.

یک متخصص خواندن، یک درمانگر گفتاری و زبانی، یک ارزیابی کننده آموزشی یا یک روان شناس مدرسه ای، یک ارزیابی شخصی انجام دهید.

این ارزیابی خارجی همچنین می تواند برای دفاع کردن از کودک شما و به دست آوردن شرایط و خدمات مورد نیاز به کار گرفته شود.

یک کودک باید چه زمانی مورد ارزیابی قرار بگیرد؟

خوانش پریشی می تواند در سنین جوانی شروع شود؛

همچنین یک سری ارزیابی های پیش دبستانی وجود دارد که آگاهی کودک نسبت به صداهای ایجاد کننده کلمات و توانایی وی در بازیابی کلمات را مورد بررسی قرار می دهد.

با این وجود، دکتر متئو کروگر[1]، به عنوان مدیر مرکز یادگیری و توسعه در موسسه ذهن کودک، معتقد است که باید تا زمانی که کودکان به سن شش سالگی برسند .

یک سری راهنماهای رسمی را در خواندن دریافت کنند، صبر کرد و بعد از آن یک ارزیابی رسمی را انجام داد.

شدن شکاف مابین مهارت های هوشی و خواندن

ولی دکتر شاویتز بیان کرده است که به محض مشخص شدن شکاف مابین مهارت های هوشی و خواندن – و شواهدی که این شکاف را در کلاس اول نشان بدهد – مراجعه به کمک یک ایده مناسبی خواهد بود.

مدارس در برخی مواقع والدین را تشویق می کنند که تا کلاس سوم منتظر بمانند و بعد از آن نیاز واقعی فرزندشان به اقدام درمانی را مشخص کنند؛

ولی دکتر شاویتز بیان کرده است که اقدام درمانی اولیه نه تنها برای کمک به کودک مفید می باشد.

بلکه همچنین منجر به تقویت خود تصویری شکننده ای می شود که از طریق ادامه یافتن چالش موجود در مدرسه و مقایسه خودشان با همتایان آسیب دیده است.

نحوه کمک به کودکان دارای اختلال خوانش پریشی

تشخیص داده شدن خوانش پریشی در یک کودک به این معنا نمی باشد که وی هیچ وقت نمی تواند خواندن را یاد بگیرد.

دکتر کروگر بیان کرده است یک سری برنامه هایی وجود دارند که مفید می باشند و دارای ویژگی های زیر هستند:

  • دستور العمل چند حسی در مهارت های رمز گشایی
  • تکرار و بررسی مهارت ها
  • شدت مداخلات – که شامل بیش از یک بار بیرون رفتن از مدرسه برای دریافت کمک اضافی باشد.
  • گروه کوچک یا راهنمای انفرادی
  • آموزش مهارت های رمز گشایی
  • بررسی عمیق کلمات
  • آموزش استراتژی های درک برای کمک به کودکان در درک معنا از خواندن

[1] Dr. Matthew Cruger

آیا آموزش سنتی جواب می دهد

دکتر کروگر بیان کرده است که آموزش سنتی می تواند یک مورد غیر کارا برای کودک مبتلا به خوانش پریشی باشد، به خصوص در صورتی که این روش یک تجربه مثبتی نباشد.

دکتر کروگر نوشته است “در صورتی که کودک نسبت به دریافت کمک برای خواندن متنفر باشد، این روش مفید نخواهد بود.

همچنین این روش منجر به رفع عامل اصلی مشکل، یا همان ضعف در رمز گشایی، نمی شود.”

در مقابل دکتر کروگر تاکید می کند که یکی از مهم ترین روش ها برای کمک به کودکان دارای اختلال خوانش پریشی، عبارت از ایجاد وضعیت راحت برای آنها در حین خواندن می باشد.

این مورد می تواند از طریق جشن گرفتن موفقیت ها و پیشرفت هایی که حتی کوچک می باشند، صورت می گیرد؛ در این روش تمرکز کمتری بر روی اصلاح اشتباهات آنها صورت می گیرد.

مساعدت به کودکان دارای خوانش پریشی

کودکان دارای خوانش پریشی استحقاق دریافت کمک در محیط مدرسه را دارند.

دکتر شاویتز توضیح داده است “خوانش پریشی منجر به از دست رفتن زمان کودک می شود و ارائه کمک منجر به برگرداندن زمان وی می شود.”

کمک های صورت گرفته می توانند شامل موارد زیر باشند:

  • زمان اضافی در آزمون ها
  • یک محیط ساکت برای کار کردن
  • گزینه مربوط به ضبط سخنرانی ها
  • گزینه مربوط به ارائه پاسخ شفاهی به جای پاسخ کتبی (در شرایطی که مناسب باشد)
  • حذف خواندن شفاهی در کلاس
  • معاف شدن از یادگیری زبان خارجی

سایر روش ها برای کمک به کودک دارای اختلال خوانش پریشی

یکی از بهترین روش ها برای کمک به کودک دارای خوانش پریشی – یا هر کودکی که با مشکلی مواجه است – عبارت از تشویق کردن وی به فعالیت هایی می باشد که دوست دارد و احساس خوبی نسبت به آنها دارد؛

این فعالیت ها می توانند شامل موسیقی، حضور داشتن در تیم های ورزشی یا هر چیزی دیگری باشد که منجر به افزایش اعتماد به نفس کودک می شود.

به منظور مشخص کردن این موضوع که خوانش پریشی نشان دهنده وضعیت هوشی افراد نمی باشد.

صحبت کردن در رابطه با افرادی که موفق بوده اند و همچنین در آنها خوانش پریشی تشخیص داده شده بود – افرادی همانند هوپی گولدبرگ و استون اسپیلبرگ[1] – یک روش مفیدی خواهد بود.

موارد مفید به کودکان مبتلا به خوانش پریشی

سایر مواردی که می توانند برای کودک مبتلا به خوانش پریشی مفید باشند:

  • گوش دادن به کتاب های صوتی به عنوان یک روش جایگزین برای خواندن
  • تایپ کردن با کامپیوتر یا تبلت به جای نوشتن
  • برنامه هایی که از طریق تبدیل کردن رمز گشایی به یک نوع بازی، یادگیری را به یک فعالیت سرگرم کننده تبدیل می کنند.
  • استفاده از یک خط کش برای کمک به کودکان در خواندن یک خط مستقیم؛ این روش می تواند به حفظ تمرکز کودک کمک کند

حمایت عاطفی

خوانش پریشی می تواند منجر به ناامیدی، احساس خجالت، اجتناب و آسیب دیدن عزت نفس شود؛

این موارد در نتیجه مشکلات مربوط انجام دادن وظایفی ایجاد می شود که انجام دادن آنها برای دیگران یک کار عادی می باشد.

مشخص کردن اختلال یادگیری به کودک می تواند به وی کمک کند تا ابزارها – و انعطاف پذیری – لازم را برای مدیریت این اختلال – هم در محیط مدرسه و هم در محیط های اجتماعی – به دست بیاورد.

برخی از کارهایی که شما می توانید انجام دهید، عبارتند از:

بحث کردن در مورد چالش های خاصی که منجر به ایجاد اختلال خوانش پریشی می شوند: “شما می دانید که در خواندن نشانه های خواندن یا کپی کردن نوشته های روی تخته چقدر مشکل دارید؟ این در واقع خوانش پریشی می باشد.”

تایید این تلاش و قدردانی از سخت کوشی، حتی در صورتی که اشتباه باشند: “من می دانم که این تکلیف خواندن چقدر سخت می باشد. من به سخت کوشی شما افتخار می کنم.”

کمک کردن به وی برای شناخت نقاط قوت خودش: “شما یک ورزشکاری و همکاری تیمی خوبی در بازی فوتبال دیشب نشان دادید و گلی که زدید فوق العاده بود!”

مقابله با خود گفتاری منفی: در صورتی که کودک شما شروع به گفتن مواردی از قبیل “من یک احمق هستم” بکند، نسبت به این مورد بی تفاوت نباشید.

در عوض، برای کمک به کودکانی که مشکلات زیادی دارند، ایده های مطرح شده در این مقاله را مورد استفاده قرار دهید.

نویسنده: کاترین مارتینلی[2]– مترجم : کودک و نوجوان


[1] Whoopi Goldberg and Steven Spielberg

[2] Katherine Martinelli

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)
روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش دوم)

در مطلب قبلی به بررسی روانشناختی رنگ های سبز، آبی و بنفش پرداختیم. در این مطلب قصد دارم تا شما را با ویژگی های چند رنگ اصلی و برخی رنگ های فرعی دیگر آشنا کنم.

پس در ادامه ی مطلب با ما همراه باشید.


افزایش نیروی حیات به کمک رنگ قرمز


رنگ قرمز قرمز بیانگر نیروی حیاتی، فعالیت عصبی و غدد است و معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را در خود دارد.

این رنگ محرک ارادی برای پیروزی، رقابت و فعالیت است و از طریق بالابردن فشار خون، تعداد نبض و دفعات تنفس، دنبال کردن یک هدف مشخص را تسریع می کند.


ورزش کاران می توانند از این رنگ برای فعال کردن انرژی ذخیره شده ی بدن و بالابردن سوخت و ساز بدنی در حین ورزش استفاده کنند.


جالب است بدانید استفاده از رنگ قرمز، برای رفع افسردگی و رفع ضعف جسمی موثر است و اشتها آور است.


پژوهشگران حوزه ی رنگ شناسی توصیه می کنند از ای رنگ در کنار رنگ آبی استفاده شود.

زیرا قرار گرفتن طولانی مدت در محیطی که در آن فقط از رنگ قرمز استفاده شده است می تواند منجر به نارضایتی، بی قراری، خستگی، پرخاشگری و شتاب زدگی شود.


این نکته در طراحی محیط های آموزشی بسیار کمک کننده است زیرا استفاده ی افراطی از رنگ قرمز، می تواند در عود بی توجهی کودکان بیش فعال نقش اساسی داشته باشد.


زرد، مظهر ذکاوت و اعتماد به نفس

صفات اصلی رنگ زرد عبارتند از روشنی، بازتاب،کیفیت درخشان و شادمانی زود گذر آن. زرد نیز همانند قرمز، موجب افزایش فشار خون وتسریع نبض وتنفس می شود، با این تفاوت که مکانیزم آن از ثبات کمتری برخوردار است.

عنصر عاطفی رنگ زرد  را زنده دلی امیدوار کننده تشکیل می دهد واندام های حسی آن مرکب ازسیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک است.

جالب است بدانید که رنگ زرد روشن را رنگ دانشمندان و پژوهشگران می دانند، این رنگ، هوش و کنجکاوی را تقویت می کند و باعث افزایش خلاقیت و مثبت اندیشی شده و اشتیاق و علاقه فرد را بیشتر می کند.

در محیط های آموزشی می توان از فضاسازی های زرد رنگ به منظور تقویت هوش، خلاقیت و کنجکاوی یادگیرندگان استفاده کرد.

این رنگ از طریق فعال کردن ذهن، موجب تقویت تفکر شده و در پردازش و دفع سموم و ناخالصی ها تاثیر زیادی دارد.

سر و کار داشتن با رنگ زرد می تواند به ما کمک کند تا نقاط ضعف و قوت شخصیت مان را بیشتر بشناسیم.

این رنگ، رنگ تغییر و تحول و نوگرایی است. زرد میل به پیشرفت و تحول را افزایش می دهد و برای ارتقاء اعتماد به نفس بسیار موثر است.

به کمک رنگ زرد می توانید به عنوان نمادی از خورشید، گرم، صمیمی، جذاب و خلاق جلوه کنید و انرژی لازم برای تغییرات را همواره به همراه داشته باشید.


خانواده ی خاکستری های باوقار در مورد شما چه می گویند؟

خاکستری ترکیب سیاه و سفید است و می توان آن را رنگ سایه نامید. تحت تاثیر رنگ خاکستری افراد باشخصیت، محترم، مسلط به خود و اهل عمل به نظر می رسند.

خاکستری شخصیت افراد را تا حدی اسرارآمیز، زیرک و جذاب جلوه می دهد و حالتی از وقار، اقتدار و رسمی بودن را با خود دارد. تحت تاثیر این رنگ می توانید در مواقع لازم تا حدی با ابهت به نظر برسید.

جالب است بدانید که رنگ خاکستری روشن شخصیت را با ثبات می کند و در تغییر نگرش های عاقلانه و منطقی مفید است .

اما استفاده افراطی از خاکستری تیره می تواند تداعی کننده ی  فقر، مشقت و سختی باشد و  بی تفاوتی، عدم مشارکت، سستی و تنبلی را به ذهن آورد.

اگر چه در زمان جنگ و افزایش فشارهای روانی تمایل به این رنگ بیشتر می شود اما شما می توانید در مواقع لازم از خصوصیات وقار آفرین، محترمانه، با ابهت و زیرک نمای این رنگ به خوبی استفاده کنید.

اگر قصد دارید دیده نشوید، از رنگ سیاه استفاده کنید

سیاه، تیره ترین رنگ است ودرواقع خود را نفی می کند . این رنگ بیانگر پوچی و نابودی است و در نقطه ی مقابل رنگ سفید، معنای “نه” را با خود دارد.

اگر به استفاده ی افراطی از رنگ سیاه عادت کرده اید، باید بگویم به احتمال زیاد شما در جمع های مختلف به خوبی دیده نخواهید شد.

رنگ سیاه به صورت ضمنی پیام “نه” را از شما به سمت دیگران صادر کرده و مانع از برقراری ارتباط می شود.

بنابراین برای بهتر دیده شدن لازم است  مدتی لباس های مشکی رنگ را کنار بگذارید و به خانواده رنگ های آبی، زرد و سبز سری بزنید.

البته لازم است بدانید هیچ یک از رنگ ها به خودی خود خیلی خوب و یا خیلی بد نخواهند بود.

رنگ سیاه در مواقع تجربه ی مشکلات روحی و آشفتگی های عصبی می تواند برای فرد آرامش بخش باشد و دلیل استفاده از آن به عنوان رنگ اصلی مراسمات سوگواری نیز همین خاصیت است.

صورتی احساساتی، رنگ زنانگی

با مقایسه ی کودکان دختر و پسر و حتی طیف وسیعی از بزرگسالان، می بینیم که دختران عاشق صورتی و مردان به رنگ های آبی و قرمز مایل ترند.

شاید دلیل آن این باشد که رنگ صورتی از عشق و احساسات سخن می گوید و به فرد آرامش می دهد. این رنگ باعث تحریک عواطف و احساسات می شود و فرد را مهربان می کند.

به همین دلیل برای بهتر شدن روابط عاطفی و رفع مشکلات ارتباطی نیز به کار می رود. با دیدن این رنگ غریزه ی پدر و مادری فرد تحریک می شود و پرخاشگری و استرس کاهش می یابد.

اگر می خواهید در شخصیت تان  بردباری و صبوری را  القا کنید و دیگران را به مهربانی و محبت تشویق می کند، استفاده از رنگ صورتی گزینه ی مناسبی است.

لازم است بدانید استفاده مداوم از این رنگ می تواند موجب حساس شدن، خیالبافی و رویایی شدن شود.

پژوهشگران معتقدند باقی ماندن طولانی مدت در فضاهای صورتی رنگ، هوشیاری را پایین می آورد و احساس خواب آلودگی و کسالت را به همراه خواهد داشت.

رنگارنگ شو و لذت ببر

اکنون که با برخی از ویژگی های جالب و منحصر به فرد رنگ ها آشنا شدید، وقت آن است که به محیط اطراف تان، رنگ لباس های تان، رنگ بندی فضای خانه و یا محل کارتان نگاهی بندازید و با استفاده از اصول روانشناسی رنگ ها، خود و محیط اطراف تان را سالم تر و شاداب تر کنید. حالا می توانید از این تغییرات لذت ببرید.

منبع: مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه

روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش یک)
روانشناسی رنگ ها چه حرفی برای گفتن دارد؟ (بخش یک)

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در برخی مواقع، به طور ناخودآگاه نسبت به طیف خاصی از رنگ ها متمایل شده و یا به صورت بالعکس از گروهی از رنگ ها دوری کنید.

براساس مطالعات انجام شده در حوزه ی روانشناسی رنگ، ارتباطات مثبت و قابل توجهی در بین تمایل افراد به رنگ و حالات روانشناختی آن ها وجود دارد.

افراد در موقعیت های شادی و نشاط به طیف خاصی از رنگ ها علاقه نشان می دهند، این در حالی است که قرار گرفتن در وضعیت افسردگی، اضطراب، سوگ و یا آشفتگی های روانی، علایق رنگی را در انسان ها به گونه ای قابل توجه تغییر می دهد.

اگرچه ممکن است موضوع علاقه مندی به رنگ، تا حدودی شخصی، پیش پاافتاده و یا سطحی به نظر برسد، مطالعات زیادی حاکی از تاثیر چشمگیر رنگ ها در بهبود حالات روانی و بیماری های جسمانی می باشند.

همچنین با آگاهی از تاثیرات روانی ناشی از هر رنگ، می توان در ارتباط با دیگران و یا محیط اطراف، از تاثیر ضمنی رنگ در جهت تحقق اهداف استفاده کرد.

امروزه کاربرد روانشناسی رنگ در معماری، طراحی های محیطی، اصول قبولی در مصاحبه های استخدامی، مذاکرات کاری، قرارهای ملاقات دوستانه و بسیاری موقعیت های دیگر مورد استقبالی بی نظیر قرار گرفته است.  

آگاهی از ویژگی رنگ ها، با پیروی از اصول روانشناسی گشتالت و قوانین تداعی، می تواند فاصله ی شما تا موفقیت، سلامتی و نشاط را تا حد قابل توجهی کاهش دهد


 بنفش مناسب چه افرادی است؟

بنفش تلاش می کند تا جنبه ی سلطه گرانه رنگ قرمز متانت رنگ آبی را ترکیب کند و از این طریق تداعی گر درجه ی بالائی از صمیمیت همراه با حساسیت است.

شخصی که رنگ بنفش را ترجیح می دهد، خواستار دست یافتن  به یک رابطه ی جادویی است.

این رنگ می تواند در موقعیت های نیازمند اقتدار و در عین حال صمیمیت به خوبی اثرگذار باشد.

عملکرد صحیح سیستم لنفاوی را بهبود می بخشد و برای افراد  دارای اختلال در عملکرد غدد لنفاوی توصیه می شود.

بنفش، رنگ خنثی کننده زخم ها و صدمات عاطفی واحساسی است و برای کاهش علایم مبتلایان به تشنج های عصبی، افسردگی، اضطراب،  فوبی، اضطراب اجتماعی، خجالت زدگی و کم اشتهایی بسیار مفید است.

این رنگ، سمبل نشاط وشادمانی، نشانه دانش وآگاهی است و به سرحال آمدن روحیه کمک می کند.

درمعالجه ی بی خوابی، ناراحتی های سیستم گوارش، رفع سرماخوردگی، آسم، برونشیت، آنفولانزا و شادابی بخشی به پوست صورت بسیار موثر است.

افراط گران در استفاده از رنگ بنفش بدانند

استفاده زیاد از این رنگ می تواند منجر به عدم تعادل در سیستم عصبی شود. به همین دلیل استفاده از این رنگ به همراه رنگ های سبز و آبی بیشتر توصیه می شود.  


آیا آبی رنگ آرامش است؟

رنگ آبی که به رنگ حقیقت مشهور است، نشان از ذهن عالی و هوش سرشار دارد و رنگ آرامش کامل است.

آبی، رنگ نظم و ترتیب است و نشان دهنده ی حساسیت، ظرافت، عشق به خانواده، وحدت و دلبستگی است.

از دیدگاه روانشناسی، این رنگ تداعی گر احترام و اعتماد است و علاقه مندان به آن روحیه ای نسبتا حساس و شکننده داشته و از خودآگاهی بالایی برخوردارند.

طالبان رنگ آبی، خواستارآرامش، محیط بی سروصدا، دور بودن از ناراحتی ها و اضطراب ها هستند.

جالب است بدانید که ادراک حسی رنگ آبی، طعم شیرین و محتوای عاطفی آن ملایمت است.

از اعجاز رنگ آبی در چه مواردی استفاده کنیم؟

این رنگ منجر به افزایش توانایی تمرکز در انسان شده و محققان  آن را انتخابی مناسب برای محیط های نیازمند تفکر معرفی کرده اند.

آبی می تواند انتخاب خوبی برای اتاق مطالعه، رنگ پردازی کلاس های درس، یا سالن های مطالعاتی و یا اتاق های فکر سازمان ها باشد.

افراد دارای رژیم لاغری، مبتلایان به سرما خوردگی، گلودرد، گواتر، بریدگی، خراش، سوختگی، رماتیسم، بی خوابی، انواع گونه های گرفتگی عضلات، دل دردها و یا تب می توانند از اثرات آرامش بخش، خنکی زا و ضد باکتری این رنگ به خوبی بهره ببرند.

علی رغم خواص بی نظیر این رنگ لازم است بدانیم استفاده بی رویه از رنگ آبی می تواند منجر به کم شدن اشتها، کاهش فشارخون، نبض و علایم تنفسی شود.

القای تاثیر گذاری و آرامش به کمک رنگ سبز

رنگ فرعی سبز که از ترکیب دو رنگ اصلی آبی و زرد به وجود می آید، نماد آرامش، امید و متانت است.

این رنگ شادی بخش، خستگی را کاهش داده و قدرت صبوری و تحمل را افزایش می دهد.

با استفاده از این رنگ می توانید احساس صلح و دوستی و هماهنگ بودن را به خوبی القا کنید.

از آنجا که رنگ سبز نشانه ی سلامتی است و ثبات و امنیت را به ارمغان می آورد در محیط هایی که نیاز به القا آرامش در آن ها زیاد است، می تواند بسیار موثر واقع شود.

این رنگ گزینه ی مناسبی برای پردازش های رنگی در محیط های بیمارستانی است و امید و سلامتی را تداعی می کند.  

به منظور افزایش توان درک مطلب نیز می توان از رنگ سبز کمک گرفت.

در استفاده روزمره، همراه شدن سبز با نارنجی بهترین و بیشترین تاثیر را دارد و تصویری از فعالیت، پرشور بودن و در عین حال لطافت ایجاد می کند. 

سبزپوشان چه خصوصیاتی را بیشتر نشان می دهند؟

اگرچه قاعده ی کلی ای در مورد ثابت بودن صفات شخصیتی وجود ندارد اما کسانی که رنگ سبز را به عنوان یکی از مهم ترین علاه مندی هایشان عنوان می کنند، ویژگی های زیر را بیشتر از دیگران نشان داده اند:

  • اراده درانجام کار، پشت کار و اسقامت
  • تمایل نسبت به به کرسی نشاندن حرف خود
  • فرد برای خود مقام بلندی را قایل است ومایل است به دیگران پند واندرزهای اخلاقی ارائه کند.
  • ü       تمایل به تاثیر گذاری بر محیط پیرامون

آنجا که سبز، درمانگر می شود

بر اساس پژوهش ها، استفاده از رنگ سبز می تواند به کاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج کمک کند.

مهم ترین عضو متاثر از رنگ سبز، قلب انسان است و بسیاری از ناراحتی های قلبی، فشار خون زیاد یا کم ، سردردهای ناموزون، میگرن و رنگ پریدگی از طریق این رنگ راحت تر درمان می شوند.

اگر چه این رنگ، برای چشم آرامش بخش است اما در درمان سرطان و  بیماری های غده ای مناسب نیست زیرا باعث تسریع رشد تومورهای سرطانی شده و در این زمینه می تواند بسیار خطرناک  باشد.

برای مطالعه ی دیگر خواندنی های حیرت انگیز دنیای رنگ ها، ادامه مطلب را دنبال کنید.

منبع: مرکز مشاوره روانشناسی مشاورانه