روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
جنبه های مختلف رشد در ۱۴ سالگی و از نظر روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله – زمان مطالعه ۵ دقیقه
روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
چهارده سالگی سنی محوری می باشد. در حالی که برخی از کودکان ۱۴ ساله شروع به حرکت در مسیر رسیدن به فردی مسئول می کنند، برخی دیگر شروع به طغیان می کنند و با گروه های مشکل دار آمیخته می شوند.
این سن زمانی مهم برای اطمینان از راهنمایی های کافی به فرزندتان و کمک به او برای به دست آوردن مهارت های مورد نیاز برای آینده موفق است.

روانشناسی دختر ۱۴ ساله
در سن ۱۴ سالگی، دختران ممکن است این ویژگی ها را داشته باشند: چالش های شخصی، تلاش برای مستقل بودن، خجالت زده شدن توسط خانواده، مشتاق پذیرفته شدن توسط همسالان و دوستان، بدخلق، تکانشی و خود محوری.
سالهای نوجوانی میتواند برای والدین و کودک دوران سختی باشد. دختر در سن ۱۴ سالگی، در تلاش است تا هویت، عادات و علایق خود را کشف کند. چند راه متداول برای برخورد با دختر ۱۴ ساله شامل موارد زیر می باشد:
به او فضا بدهید و به حریم خصوصی او احترام بگذارید. اغلب، نوجوانان برای آرام شدن و کنار آمدن با هورمون ها، تغییرات بدن و احساسات خود به زمان و مکان نیاز دارند.
میتوانید با علاقهمند شدن به چیزی که به آن علاقه دارد، با او ارتباط برقرار کنید. با هم ناهار بخورید یا به سالن بروید و خودتان را نوازش کنید.
به موسیقی که دوست دارد گوش دهید و ببینید آیا می توانید یک برنامه تلویزیونی پیدا کنید که هر دوی شما بخواهید با هم آن را تماشا کنید.
نظر او را در مورد مسائل اخیر روز، مانند گرم شدن زمین (هر موضوعی که راحت در مورد آن صحبت می کند) بپرسید.
فعالیتی را پیدا کنید که می توانید با هم انجام دهید، مانند رفتن به کنسرت یا اسکی. اگر این کار باعث راحتی دخترتان می شود، می توانید این کار را با مادر و دختران انجام دهید.
با او در مورد تولید مثل انسان، اهمیت رابطه جنسی ایمن و استفاده از داروهای ضدبارداری صحبت کنید.
همچنین ممکن است لازم باشد با او در مورد مواد مخدر، اعتیاد و اینکه چگونه می توانند بر بدن و ذهن آن ها تأثیر بگذارند نیز صحبت کنید.
به آن ها در مورد تغذیه مناسب و عواقب رژیم غذایی شدید یا پرخوری نیز بیاموزید زیرا نوجوانان از اختلالات وزن نگران هستند.

دختران در سن ۱۴ سالگی، ممکن است ویژگی های زیر را داشته باشند:
- می تواند نقاط قوت و چالش های خود را تشخیص دهد
- از خانواده و والدین خجالت زده اند.
- برای مستقل بودن تلاش می کنند.
- مشتاق پذیرفته شدن توسط همسالان و داشتن دوستان هستند
- ممکن است خود محور، تکانشی یا بد خلق به نظر برسند.
- برای تایید همسالان اشتیاق زیادی دارند.
روانشناسی پسر ۱۴ ساله
تغییرات فیزیکی
در این سن، پسر شما یک نوجوان است. تغییرات از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما علائم فیزیکی می تواند شامل موارد زیر باشد:
- تغییر در قد، وزن و قدرت
- بم شدن صدا
- افزایش آکنه
- رشد آلت تناسلی و بیضه
- رشد موهای زیر بغل و ناحیه تناسلی
- انزال
پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان

تغییرات در الگوهای فکری
پسر شما به احتمال زیاد شروع به نشان دادن الگوهای فکری پیچیده تری می کند، اگرچه گاهی اوقات درک این افکار ممکن است دشوار باشد. ممکن است متوجه شوید:
- آنها در حال ایجاد علاقه و دوستی های قوی هستند.
- به نظر می رسد آنها گاهی کمتر با هم ارتباط برقرار می کنند.
- آنها مشتاق هستند که با شما وارد بحث ها و بحث های داغ شوند.
- آنها مفروضات و راه حل های شما را به چالش می کشند.
- آنها به سیاست، فلسفه و مسائل اجتماعی علاقه مند می شوند.
تغییرات اجتماعی
در ۱۴ سالگی، پسر شما در حال آزمایش روابط دوستانه و به احتمال زیاد اولین احساسات واقعی جنسی خود خواهد بود. آن ها به احتمال زیاد با فشار همسالان برای امتحان کردن الکل، تنباکو و مواد مخدر مواجه خواهند شد. این یک زمان شلوغ در زندگی آنها است:
- آنها در رسانه های اجتماعی به پیام های فوری و احتمالاً بازی جذب می شوند.
- آنها علاقه بیشتری به گروه همسالان خود نشان می دهند و تحت تأثیر آنها قرار می گیرند.
- به خرید لباس علاقه مند هستند و به روز بودن را دوست دارند.
- آنها شروع به گذراندن زمان بسیار بیشتری با دوستان خود خواهند کرد.
- تمایلات جنسی آنها شروع می شود.
- به خواب بیشتری نیاز خواهند داشت.
- به احتمال زیاد می خواهند با انواع فعالیت ها مشغول بمانند.
- دوستانی از جنس مخالف خواهند داشت و ممکن است دایره اجتماعی گسترده ای داشته باشند.
- ممکن است از جانب شما و به طور کلی خانواده خود خجالت زده شوند.

تغییرات عاطفی
در این مرحله از زندگی پسر شما، دقیقاً در میانه بلوغ است، به این معنی که سطح هورمون آنها بالا و پایین است. آن ها با تغییرات عاطفی و احساسات جدید و عجیب روبرو خواهند شد. ممکن است موارد زیر را ببینید:
برخی از نوسانات، خلقی و گاهی اوقات ممکن است شامل افسردگی و کوتاه مزاجی باشند.
تمرکز بر روی خود (احتمالاً در نوسان بین لحظات اعتماد به نفس زیاد و ناامنی )
اینکه آن ها برای اولین بار “عاشق” می شوند
آزادی در محدوده
در این سن، پسر شما به دنبال استقلال بیشتری خواهد بود و برای شما مهم است که به او کمی فضا بدهید. بگذارید بداند که آزادی با مسئولیت و احترام همراه است.
آنها ممکن است کمی با شما بی احترامی کنند یا احساس کنند که همه چیز را می دانند. از سوی دیگر، آنها ممکن است احساس کنند که شما در مورد چیزی دانش بسیار کمی دارید. پاسخ خود را تعدیل کنند. اطمینان حاصل کنید که مرزها را با دقت ایجاد کرده اید.
بر اساس عملکرد به پسر خود امتیاز دهید. آنها به اندازه کافی بزرگ هستند که کارهای خانه به آن ها محول شود و باید انتظار داشت که آن ها را انجام دهند. انجام تکالیف مدرسه نیز باید می تواند با وعده امتیاز بیش تر همراه باشد.
رشد جسمی نوجوان ۱۴ ساله
بیشتر دختران ۱۴ ساله به بلوغ رسیده اند. هم دختر و هم پسر کم کم متوجه رشد موهای زیر بغل و دیگر اندام های خود می شوند.
بیشتر زنان دوره قاعدگی خود را شروع کرده اند و رشد پستان را تجربه کرده اند. پسران بزرگ شدن بیضه ها و بزرگ شدن آلت تناسلی را تجربه کرده اند. برخی از آنها ممکن است برای اولین بار ارضا شدن شبانه را تجربه کنند.
تغییر بدن می تواند منبع غرور و یا دلیلی برای نگرانی باشد. برخی از نوجوانان ممکن است به بدنهای شبیه بزرگسال خود افتخار کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است از تغییراتی که تجربه می کنند خجالت زده یا گیج شوند.
ممکن است پسرهایی که دیرتر دچار بلوغ می شوند احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند.
آنها ممکن است مسائل مربوط به تصویر بدن را تجربه کنند زیرا احتمالاً خودشان را با همسالان خود مقایسه می کنند. دختران ممکن است مشکلات تصویر بدن را نیز تجربه کنند. نگرانی در مورد وزن و ظاهر در میان نوجوانان شایع است.

نقاط عطف رشدی
ممکن است طی چند ماه چندین سانتی متر رشد کند و به دنبال آن دوره رشد بسیار کند باشد.
تغییرات در ظاهر با سرعتهای مختلفی اتفاق می افتد که می تواند باعث نگرانی زیادی شود.
نمایش طیف گسترده ای از بلوغ جنسی است.
نکات فرزندپروری
فرزند ۱۴ ساله شما تقریباً در تمام مدت گرسنه است. میان وعده های سالم در خانه تهیه کنید و حدالامکان سعی کنید مغذی باشند. با صحبت کردن در مورد سلامتی، به جای وزن، مشکلات تصویر بدن را کاهش دهید.
رشد هیجانی در روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
هنگام رشد نوجوان چهارده ساله به این باور می رسند که همه چیز را می دانند. بنابراین اگر نوجوان شما می خواهد در مورد همه چیز با شما بحث کند، و یا اگر اصرار دارد شما اشتباه می کنید تعجب نکنید.
بیشتر نوجوانان نوسانات زیادی در عزت نفس خود تجربه می کنند. آنها ممکن است روزی در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند و و روز دیگر احساس نقص و عدم کمال را در روز دیگر تجربه کنند.
اگرچه نوسانات خلقی در سن ۱۴ سالگی معمول است، اما معمولاً نسبت به گذشته کمتر هستند.
بسیاری از افراد ۱۴ ساله با بالغ شدن، راحت تر می شوند. آن ها معمولاً مهارتهای لازم را برای مقابله با احساسات ناراحت کننده به روشهای سالم ایجاد کرده اند.
آنها ممکن است به استراتژی های خاص خود، مانند روزنامه نگاری یا گوش دادن به موسیقی، تکیه کنند یا ممکن است برای حمایت گرفتن به دوستانشان متوسل شوند.
این طبیعی است که کودکان ۱۴ ساله از والدین خود خجالت بکشند. آنها ممکن است مایل نباشند که هنگام لخت شدن در حمام یا در استخر والدین آنها حضور داشته باشند و یا در مقابل دوستان خود از حضور والدین خجالت می کشند.
نقاط عطف کلیدی روانشناسی دختر ۱۴ ساله
از نظر روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله باید عموماً خوشحال و راحت باشد.
نقاط قوت و ضعف خود را تشخیص می دهد.
والدین او را شرمنده می کنند و دوست دارد که هویت مستقل داشته باشد.

روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
نکات فرزندپروری
این احتمال وجود دارد که ۱۴ ساله شما اصرار داشته باشد که قوانین شما بیش از حد سختگیرانه است یا انتظار زیادی از آن ها دارید. این نکته را روشن کنید که آنها بر روی برخی امتیازهای خود کنترل دارند.
برای آن ها تکالیف و وظایفی را مقرر کنید و از آن ها انتظار داشته باشد که کارهای مدرسه خود را انجام دهند.
دریافت امتیازات را منوط به انجام درست این کارها کنید.
رشد اجتماعی ۱۴ سالگی
ازنظر روانشناسی طبیعی است که کودکان ۱۴ ساله از تکیه کردن و گوش فرا دادن به والدین اجتناب کنند.
در عوض، به احتمال زیاد به دوستان خود متوسل می شوند و از همسالان خود مشاوره می گیرند.
برای بسیاری از خانواده ها، افزایش استقلال به معنای تغییر اساسی در روابط والد- فرزند است.
چهارده سالهها می خواهند مورد قبول همسالان دبیرستانی خود باشد.
فردیت به اندازه عضویت در گروه اهمیتی ندارد. اگر فرزند شماا احساس کند که در آن گروه ها جایی ندارد، ممکن است دچار اضطراب شود.
این امر می تواند مشکل در اعتماد به نفس آنها را به دنبال داشته باشد و در صورتی که جایی برای احساس تعلق پیدا نکند، ممکن است در معرض خطر حمایت افراد ناسالم قرار بگیرد.
بسیاری از افراد ۱۴ ساله علاقه مند به ایجاد روابط عاشقانه هستند.
به همین دلیل ممکن است تحت فشار قرار بگیرند یا ترجیح دهند وارد ارتباط شوند.
نقاط عطف کلیدی
علاقه شدید به روابط عاشقانه
اضطراب در مورد دوست داشتنی بودن
دارای یک گروه بزرگ اجتماعی شامل دوستانی از هر دو جنس است.
نکات فرزندپروری
به فعالیت های نوجوان خود علاقه نشان دهید. سؤالاتی بپرسید که فراتر از “بله” یا “نه” است تا راه را برای گفتگوهای عمیق تر باز کنید.
به جای اینکه بپرسید، “روزت چطور بود؟” بپرسید “بهترین قسمت روزت کجاش بود؟” و درباره نظرات و علایق نوجوان خود سؤال کنید.

رشد شناختی در روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
بیشتر افراد ۱۴ ساله عدالت و برابری را به عنوان موضوعات مهم می دانند.
آن ها برای تجربیات طولانی مدت آماده هستند.
آن ها غالباً می خواهند دنیای فراتر از اجتماع خود را گشت و گذار کنند، و علاقه مندند آنچه را که در خارج از مدرسه، زادگاه یا کشورشان وجود دارد یاد بگیرند.
گفتار و زبان
ممکن است ۱۴ ساله شما بعضی مواقع کمتر اجتماعی به نظر برسد، اما این می تواند بخشی از رشد طبیعی او باشد زیرا نوجوان شما به تنهایی شروع به حل مشکلات و برخورد با احساسات می کند.
ممکن است نوجوان شما ترجیح دهد در ارتباط الکترونیکی با دوستان خود بماند.
رسانه های اجتماعی اغلب در این سن بسیار مهم هستند.
بیشتر افراد ۱۴ ساله ترجیحات و علائق خود را مشخص می کنند. آنها اغلب کتاب های مورد علاقه دارند و بسته به میزان خواندن آنها، واژگان گسترده ای دارند.
بازی
بازی های یک نوجوان ۱۴ ساله طیف گسترده ای دارد، از بازی های ویدئویی گرفته تا تماشای مسابقات ورزشی با دوستان.
به احتمال زیاد از تهیه برنامه با دوستان خود لذت می برند و ممکن است وقت خود را صرف کار در پروژه های هدف محور با دوستان خود کنند.
نقاط عطف کلیدی از نظر روانشناسی نوجوان ۱۴ ساله
بر روی رشد و پیشرفت در آینده متمرکز می شود
شروع به تعیین اهداف شخصی می کند
ممکن است فرضیات و راه حل های ارائه شده توسط بزرگسالان را به چالش بکشد
نکات فرزندپروری
به نظرات نوجوان خود احترام بگذارید حتی وقتی که با آنها موافق نیستید نوجوانان اغلب فقط می خواهند بدانند که کسی به آنها گوش می دهد.

چه زمانی باید نگران بود؟
همه نوجوانان با سرعت کمی متفاوت رشد می کنند. بنابراین، در حالی که برخی از بچه های ۱۴ ساله بیشتر شبیه بزرگسالان به نظر می رسند و عمل می کنند، برخی دیگر ممکن است کاملاً شبیه کودک باشند.
معمولاً، هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد زیرا همه بچه ها در آینده نزدیک به هم شبیه می شوند.
اگر به هر حال نگران عدم سلامتی نوجوان خود هستید، مهم است که با پزشک متخصص صحبت کنید.
یک پزشک می تواند در مورد مشکلات جسمی یا روحی نوجوان بررسی های لازم را انجام دهد و در صورت لزوم به بررسی شرایط او بپردازد.
اختلالات خوردن نیز می تواند در سالهای نوجوانی بروز کنند. به عادات غذایی نوجوان خود توجه داشته باشید.
کنار زدن وعده های غذایی، بالا آرودن اجباری غذا کردن و یا رژیم های غذایی مخرب علامت های هشداری هستند که می توانند نشان دهند که نوجوان شما به کمک روانشناس نیاز دارد.
نکات رفتاری والدین در روانشناسی دختر ۱۴ ساله
چند اصل اساسی که ممکن است والدین برای برخورد با دختران ۱۴ ساله نیاز داشته باشند، شامل موارد زیر می باشد:
از بلند کردن صدای خود دست بردارید و شروع به گوش دادن کنید.
مخصوصاً زمانی که عصبانیت ها شعله ور می شود و شما ناراحت می شوید. اگر فریاد بکشید، ارتباط با فرزندتان را از بین می برید. اگر گوش کنید و سعی کنید چیزها را از دید فرزندتان ببینید، پلی از تفاهم ایجاد می کنید که تا آخر عمر ادامه خواهد داشت.
برای انجام این کار، باید احساسات خود را تنظیم کنید. بچهها احترامشان را نسبت به والدینی که در خودش غرق میشوند، از دست میدهند.
تقویت هوش هیجانی
بچههایی که ضریب عاطفی بالایی دارند، انتخابهای بهتری انجام میدهند، زیرا نیازی به اثبات خودشان به همسالانشان هدایت نمیشوند.
برای تربیت کودک با هوش هیجانی، نیاز به ایجاد امنیت عاطفی، راحتی و همدلی است.
به کودکان بیاموزید که نیازها و احساسات خود را بدون حمله به دیگران بیان کنند.
در نهایت به او اجازه دهید تمام احساسات خود را بیان کند، حتی زمانی که رفتار را محدود می کنید.

تنبیه را متوقف کنید
همیشه لازم نیست فرزندتان را تنبیه کنید تا به او درسی بدهید.
فقط هر محدودیتی را که لازم است با همدلی تعیین کنید (که به معنای تایید دیدگاه فرزندتان است).
تنبیه می تواند رابطه والدین و فرزند را از بین ببرد، بنابراین فرزند شما تمایل به همکاری و پیروی از شما را از دست می دهد. همچنین باعث می شود که او به شما دروغ بگوید.
رابطه را در اولویت قرار دهید
بچه ها نمی توانند آن را بیان کنند، اما می خواهند بدانند که شما آنها را دوست دارید و به آنها اعتقاد دارید.
وقتی دائماً به آنها این پیام را می دهند که چیزهای دیگر (تلفن، کار، خواهر و برادرشان) مهمتر هستند، شادی درونی آن ها کاهش می یابد.
مهمترین کاری که میتوانید برای رشد دخترتان انجام دهید این است که به سادگی با پذیرفتن عیوبش او را راحت کنید.
نوجوانان چهارده ساله در ایجاد احساسی در مورد اینکه چه کسی هستند نگران می باشند، آن ها متوجه می شوند که نقش های مختلفی را با افراد مختلف مانند دختر، دوست، هم تیمی، دانشجو و .. بازی می کنند. برخی ممکن است در مورد تمایلات جنسی خود سؤالاتی داشته باشند.
نوجوانان جوان ممکن است بتوانند بیشتر مانند بزرگسالان فکر کنند، اما هنوز تجربه زندگی لازم برای رفتار مانند بزرگسالان را ندارند. در نتیجه، ممکن است رفتار آنها با تفکرشان مغایرت داشته باشد.
به عنوان مثال، کودک شما ممکن است مشتاقانه در پیاده روی شرکت کند تا برای حفظ محیط زیست پول جمع کند، اما مسیری را که طی می کند با قوطی های نوشابه پر کند. او ممکن است یک شب را با تلفن سپری کند یا با یکی از دوستانش ایمیل رد و بدل کند و در مورد اینکه آنها از همکلاسی خود بدشان می آید زیرا او شایعه پراکنی می کند صحبت می کند.
زمان لازم است تا نوجوانان جوان و والدین آنها با همه این تغییرات سازگار شوند. با این حال، تغییرات نیز هیجان انگیز هستند. آنها به یک نوجوان اجازه می دهند ببیند که در آینده چگونه می تواند باشد و برای تبدیل شدن به آن شخص برنامه ریزی کند.
رفتار و برخورد با پسر ۱۴ ساله
پس چگونه با پسر ۱۴ ساله خود رفتار می کنید؟ استراتژی های زیر ممکن است کمک کند.
- نصیحت کنید، اما زیاده روی نکنید.
بیشتر نوجوانان، به ویژه پسران، از این متنفرند که والدین سعی می کنند با فشار بیش از حد او را تحت فشار قرار دهند
- به نیاز او به استقلال احترام بگذارید.
مستقل شدن بخش طبیعی از گذار پسر شما از کودکی به بزرگسالی می باشد. در چارچوب عقلانی، به او فضایی بدهید تا ایده های خودش را داشته باشد، خودش را بیان کند و خودش همه چیز را بفهمد.
- نظرتان را تحمیل نکنید
نظرتان را به زور بیان نکنید، این واقعیت را بپذیرید که ممکن است نظر پسرتان با شما متفاوت باشد. آنچه ممکن است برای شما اشتباه باشد ممکن است برای او درست به نظر برسد. به جای اینکه نظر خود را به او تحمیل کنید، سعی کنید به استدلال او گوش دهید و یک گفتگوی معنادار در مورد آن داشته باشید.
- صبور باش.
بعد از اینکه نظر خود را در مورد یک رفتار منفی بیان کردید، به او فرصت دهید تا درباره آن فکر کند. او ممکن است در نهایت این رفتار را خودش حل کند. از نادیده گرفتن او بپرهیزید.
- آرام بمان.
فریاد زدن یا مشاجره فقط وضعیت را تشدید می کند. با خونسردی و قاطعیت به او بفهمانید که رفتار نادرست را تحمل نخواهید کرد و در برابر اصرار برای فریاد زدن مقاومت کنید.
- حواس آنها را پرت کنید.
سعی کنید در حالی که مشغول فعالیت بدنی هستید به آنها درس های ارزشمندی بدهید. آن ها را در پروژه های اطراف خانه شرکت دهید یا کارهای خانه را با هم انجام دهید تا بتوانید در حالی که حواسشان پرت است صحبت کنید.
- از طنز استفاده کنید.
شوخ طبعی می تواند به شکستن یخ بین شما کمک کند . همچنین می تواند به شما و پسرتان کمک کند تا از دیدگاه یکدیگر به مشکل نگاه کنید. مراقب باشید او را مسخره نکنید، زیرا این کار اوضاع را بدتر کند.
- قدردانی نشان دهید.
تمجید به ایجاد اعتماد به نفس و ایجاد پیوند مثبت بین شما و پسرتان کمک می کند. هر زمان که پسرتان در یک کار خوب عمل کرد، او را ستایش کنید.
- نیاز او به توجه را برطرف کنید.
گاهی اوقات رفتار بی احترامی راهی برای جلب توجه است و ممکن است نشانه ای از برآورده نشدن نیازهای عاطفی آنها باشد.
- زمانی را با هم بگذرانید.
صرف نظر از اینکه چقدر مشغله دارید، زمان با کیفیتی را با پسرتان بگذرانید. هر روز مدتی را به پرسش درباره زندگی، دوستان و احساساتش اختصاص دهید. در طول رویدادهای مدرسه در کنار او باشید. اگر متوجه شدید که او غمگین یا پریشان به نظر می رسد، او را برای پیاده روی بیرون ببرید و سعی کنید به طور اتفاقی در مورد حال او سوال کنید.
- الگوی خوبی باشید
بهترین کاری که یک والدین می توانند انجام دهند این است که رفتاری را که می خواهند در پسرشان ببینند الگوبرداری کنند. به همسر، فرزندان و دیگران خارج از خانواده خود احترام بگذارید.
- بی احترامی خفیف را نادیده بگیرید.
رفتار توهین آمیز در نوجوانان رایج است. رفتارهای خفیف بی احترامی، مانند شانه های بالا انداختن، چرخاندن چشم ها، تظاهر به بی حوصلگی یا غرغر کردن را می توان نادیده گرفت. با این حال، بی احترامی شدید و بی ادبی آشکار را نباید تحمل کرد.
- قوانین واضح و منسجمی را تنظیم کنید.
قوانین و مرزهای روشنی را تعیین کنید و آنها را به طور مداوم اعمال کنید. زمانی که شما ثابت قدم نباشید، نوجوان شما فورا متوجه آن می شود و این فقط به رفتارهای بی احترامی کمک می کند.
- با عواقب دنبال کنید.
اگر عواقبی را برای رفتار بد تعیین کرده اید، مهم است که آن را دنبال کنید. در صورت لزوم، امتیازات را حذف کنید یا مسئولیت های اضافی به آن ها اختصاص دهید.
- روی رفتار او تمرکز کنید نه شخصیت او.
در مورد رفتارهای غیر محترمانه و احساسی که نسبت به آن دارید صحبت کنید. از اظهار نظر در مورد شخصیت یا شخصیت او بپرهیزید.
- مشکل را با هم حل کنید.
با هم کار کنید تا به پسرتان بیاموزید که چگونه مشکلات خود را حل و فصل کند. به آن ها یاد دهید که خوب و بد را تشخیص دهند.
[shortcode_blog title=’مقالات پیشنهادی’ cols=’2′ cats=’%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86,%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-13-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87′ postspp=’4′ usecarousel=’1′ /]
سوالات متداول
۱ - یک فرد ۱۴ ساله باید چه کاری انجام دهد؟
بله، شما مطمئناً در حال گذار از کودکی به دوره نوجوانی و جوانی هستید. برخی از افراد در این سن ترجیح می دهند به عنوان یک جوان شناخته شوند اما از نظر قانونی هنوز کودک به حساب می ایند. دقت کنید ما ویژگی های شخصیتی افراد در سن ۱۴ سالگی را در سایت بیان کردیم. این سن یک سن حساس بوده که تحولات جسمی و روانی شدید در آن رخ می دهد.
۲ - چرا پسر ۱۴ ساله من اینقدر مودی (تغییرات رفتاری و احساسی شدید) دارد؟
در این مرحله از زندگی پسر شما، در دوران بلوغ است، به این معنی که سطح هورمون وی بالا و پایین می رود. او با تغییرات عاطفی و احساسات جدید و عجیب روبرو خواهد شد. شما ممکن است: برخی از نوسانات خلقی و در برخی اوقات، افسردگی و کم تحرک او را مشاهده کنید.
۳ - رشد جسمی و قد در این سن چقدر است؟
متوسط قد یک پسر ۱۴ ساله چقدر است؟ متوسط قد او باید بالای ۱۵۰ سانتی متر باشد. متوسط قد یک دختر ۱۴ ساله چقدر است؟متوسط قد او باید بالای ۱۴۰ سانتی متر باشد.











با سلام خانم مشاور من یک دختر ۱۴ ساله ام که به تازگی وارد سن ۱۵ سالگی شدم از تابستان تا الان افکارم به هم ریخته اصلا ارامش ندارم یک سری افکار های غیر قابل باور و غیر عادی دارم که اصلاا امکان نداره یک انسان با شرایط طبیعی بدونه که همچین افکاری هم وجود داره یه جوری شده که نمیدونم فازم چیه چی میخوام واسه چی ناراحتم برای مثال همش به مکالمه با دوستام فکر میکنم و همش به این فکر میکنم که چجوری با اونها برخورد کنم یا از این تعجب میکنم که چجوری دوستم یه ویس ۲ دقیقه ای میگیره و با تسلط کامل حرف میزنه میخنده یه جورایی برای همه چیز ترس دارم دیگه نمیتونم مثل قبلا با تسلط حرف بزنم یا صحبت کنم یا به عقیده خودم میتونم همه ی این کار ها رو انجام بدم اما ذهنم بهم میگه تو نمیتونی واقعا دیگه تحمل این افکار برام سخته مثلا وقتی تو یه جمعی میشینم همش با خودم میگم اینا چجوری حرف میزنن شاید به همون اندازه ام حرف بزنم ولی همش به این فک میکنم که چجوری دارم حرف میزنم یا الان طرف مقابل یه چیزی بگه من چی میخوام جوابشو بدم که ضایه نشم مثلا قبلا بدن اینکه فکر کنم یه حرفی رو میزدم ولی الان دیگه نمیتونم حتی برای اینکه مثلا به مادرم بگم فلان چیز رو به من بده هم اول تو ذهنم جمله سازی میکنم بعد میگم و حتی تلویزیون دیدن هم برام سخت شده و حتی باورشم برام سخت شده که بتونم مثل ادم های عادی صحبت کنم بازی کنم رفتار و احساسات نشون بدم درباره ی این موضوع کل روز ناراحتم و حتی یه لحظه ام ارامش ندارم تو این چن وقت یادم نمیاد یه بار از ته دل خندیده باشم همش فکر میکنم دارم نقش بازی میکنم نمیدونم که این دوران از کی و کجا شروع شد بدونه اینکه حتی کوچک ترین مشکلی تو زندگیم داشته باشم از لحاظ درسی عالی از لحاظ استعداد و توانایی هم همین طور شاید دوستام باعث شدن که انقدر افکارم به هم ریخته احساس میکنم دور از این فضاعم شرایط اینکه به روانشناسی برم یا به مادرم بگم من رو به روانشناسی ببره هم ندارم لطفا کمکم کنید خواهش میکنم ببخشید اگه پیامم طولانی شد
من تمام چیز هایی که ذهنم میگه( نمیتونی اونهارو انجام بدی بهم ثابت شدست که میتونم و خدا به همه ی بنده های سلامتش این توانایی ها رو داده اما نمیدونم چرا چرا ذهنم نمیپذیره و واقعا از کنترل من خارج شده یکمم مغرورم و نمیتونم شکست رو بپذیرم
سلام به شما عزیزم
این افکار و احساساتی که شما تجربه می کنید می تواند نشان از سواس فکری و یا نشخوار داشته باشد با توجه به شدتی که وجود دارد در این مسیر نیاز است که شرایط شما به صورت دقیق بررسی شود تا بتوانید در این مسیر به شما کمک کنیم در طی شرایط بهتری مسیر رشدی خود را طی کنید.
وسواس های فکری عمدتا ناخواسته و مزاحم هستند در حالی که نشخوار ذهنی یک روش پاسخ به اضطراب می باشد که شامل تمرکز تکراری علل و پیامدهای علائم می باشد.
معمولا افراد از افکار در حال گذار از ذهن خود آگاه نیستند. خیلی مهم است که ببینید چه نوع فکری با چه محتوایی در حال عبور است. با این روش برچسب خوب یا بد زدن به افکار دردی دوا نمیکند. شما فقط ببیننده یا مشاهده کننده بی قضاوت افکارید. افکار را مانند ابرهایی ببینید که ازآسمان ذهن شما میگذرند. مشاهده صرف افکار که به آگاهی از آنها منجر میشود یکی از بهترین روشها برای کاهش نشخوارهای ذهنی است اما عزیزم با توجه به اینکه احتمال وسواس فکری برای شما وجود دارد خب این روش ها درمان محسوب نمی شود و شاید کمی کمک کند تا بتوانید در شرایط بهتری روند درمانی خودت را طی کنی.
بهتر است برای زندگی روزانه خودت برنامه ریزی داشته باشیدهر گاه در طی روز متوجه حضور نشخوار ذهنی شدید کمی درنگ کنید و به افکارتان بگویید که الان وقت ندارید؛ مثلا راس ساعت ۹ شب به آنها توجه خواهید کرد. این روش باعث میشود به جای این که ذهن کنترل افکار و رفتار شما را به دست بگیرید تحت اختیار و تربیت شما قرار گیرد.
سلام من یاسینم ۱۴ سالمه و قدم ۱۵۵ و هنوز صدام دو رگه نشده وموهای زیر بقلم در نیومده ولی موهای زیر شکمم در اومده هنوز با اینکه ۱۴ سالمه ولی بلوغ نشدم همش استرس دارم که نکنه همینحوری بمونم چون به خاطرش خیلی مسخرم شدم به ۲ ، ۳ سال پیش مشکلی نداشتم تو مدرسه چون همه که بلوغ نشدن همه مثل خودم مشکلی نداشتم بعد کرونا اومد دیگه با هیچ کسی حرف نمیزدم دیگه امسال کلاس نهمم ۸۶ درصد بچه های مدرسه صداشون دو رگه شده قدشون بلند شده وبقیه که دیگه کاملا صدای کلفتی دارن . توی کلاسای مجازی که صدامو مسخره میکنن الانم که چون کلاس نهم سال اخر برای انتخواب رشته نزدیک ۱ ماه باید برم مدرسه الان رفتم مدرسه همه مسخرم میکنن جوری مسخرم میکنن انگار فکر میکنن من انگار ادم نیستم من اخا چه گناهی کردم الان دوستام اندازه یک کله از من بزرگترن با اینکه ههمون متولد یک سالیم ۱۴ سالنونه ولی من صدام دو رگه نشده و قدمم اندازه یک کله کوتاه ازشون قد ۱۵۵ غیر عادیه تو سن ۱۴ سالگی؟ خیلی خیلی مسخرم میکنن همین چند روز پیش به خاطر صدام بهم گفتن فکر کنم تو دو جنسه مرد نیستی مدرسه دخترونه همین بقله واقعا خیلی بهم بر خورد احساس غریبی و تنهایی از همون موقعه بهم دست داد خیلی خیلی تنهام هیچ دوستی ندارم همش مسخرم میکنن مگه من چیم مگه منم ادم نیستم. کلاس هفتم بودم کرونا اومد کلاسا مجازی شد دیگه توی شاد تا میخواستم با دوستام حرف بزنم مامانم گیر میداد با اینکه خودش دوستامو میشناخت و کاری نداشت دیگه تا الان که کلاس نهمم و ۱۴ سالمه و رفتم مدرسه احساس غریبی میکنم . من از ۶ سالگی بازی کامپیوتری میکردم تا اینکه دیگه شد سن ۱۲ سالگی که دیگه از مدرسه میومدم تا درسامو میخوندم خیلی خیلی زیاد بازی میکردم و خیلی بی تحرک پشت میزم میشستم تا ساعت ۱۰ موقعه غذا خوردن دیگه بازیو ول میکردم کلاسا هم مجازی شد دیگه از ۱۲ ظهر تا ساعت ۱۰ شب بازی میکردم به کوب بازیایی که بازی میکردم از این جدیدا بود که گرافیکش زیاده خیلی شبیه واقعیته و بازیای خشنی بود ولی ترسناک نبود روحیم خراب شه و ساعت ۱۲ یا ۱ میخوابیدم ولی تا ساعت ۴ توی تختم بیدارم و خوابم نمیره ممکنه این دلیلا باعث بلوغ نشدنم شده اگه هم بازیا نکنم حوصلم سر میره افسرده میشم مثل معتادا حتما باید بازی کنم و با هیچ کسی حرف نمیزنم مادرمم چون سر درد های میگرنی داره حوصله حرف زدن نداره بابام یک عالمه بازی دو نفره میریزم بازی نمیریزم که دوست نداشته باشه بازی کنه بهش میگم باهام بازی کن حتا دسته دسته بازی دو نفره دارم ولی میگه باشه میره بازی نمیکنه برای همین با هیچ کسی نه توی خونه بیرون حرف نمیزنم مدرسه هم جز غم برام نیست به خاطر مسخره شدنام ایا به خاطر این دلیلا بلوغ نشدم احساس تنهایی و غریبی میکنم مسخره هم که میکنن دیگه کلا فکر میکنم من چقدر بدبختم اخه باید چیکار کنم در کل مامانم باهام حرف نمیزنه بابام باهام بازی کامپیوتری نمیکنه میگه باشه بازی میکنم نه حرف میزنه نه بازی میکنه دوستامم که دیگه اندازه یک کله بزرگتر شده از من صداشونم تقیر کرده دیگه دوست ندارم باهاشون باشم بقیقه بچه های مدرسه خیلی مسخرم میکن و متلک هایی میندازن که واقعا تا عمق جون میسوزونه با کسی نمیتونم حتا تو شاد حرف بزنم مادرم نمیزاره مانیتور کامپیوترم هم اول مهر سوخت دیگه نمیشه بازی کنم از فکر این چیزا در بیام الان هم که به بازی معتاد شدم واقعا دیگه بازیم نمیتونم بکنم احساس تنهایی میکنم با کسی نمستونم حرف بزنم بازی نمیتونم بکنم دوستی ندارم بازی کنم مسخره میشم به خاطر بلوغ نشدنم استرس اینکه همینجوری بمونم هم دارم احساس بدبختی میکنم بعضی وقتا به خود کشی فکر میکنم
سلام به شما آقا یاسین
در اول اینکه خب ممکن است سن وارد شدن به بلوغ برای افراد متفاوت باشد اما ممکن است شما با بلوغ دیررس روبرو باشید پس بهتر است بجای سرزنش کردن خود از مادر بخواهید شرایط مراجعه شما به متخصص غدد را ایجاد کنند چون بهتر است شرایط شما تحت نظر متخصص بررسی شود و تا زمانی که امکان رشد قدی برای شما وجود دارد کمک شود تا رشد قدی بهتری را تجربه کنید.
اقدامات و روش های متعددی جهت درمان بلوغ دیررس وجود دارد. مراجعه به متخصص غدد و انجام بررسی های هورمونی یکی از اصلی ترین روش های درمان بلوغ دیررس می باشد. به طور مثال استفاده از داروهای هورمونی حاوی استروژن برای ۴ تا ۶ ماه در خانم ها و استفاده از داروهای هورمونی حاوی تستسوسترون برای ۴ تا ۶ ماه برای مردان، جهت درمان بلوغ دیررس تجویز میگردد و در صورت عدم بروز بلوغ، استفاده طولانی مدت داروهای هورمونی توصیه می شود اما این مسیر نیاز است که تحت نظر متخصص طی شود.
بلوغ در پسران می تواند با این نشانه ها همراه باشد .رشد موهای ناحیه تناسلی و رشد موهای صورت و زیر بغل رخ میدهد. بیضهها و آلت تناسلی آنها بزرگتر میشود. شانههای پسران پهنتر شده، بدن آنها عضلانیتر میشود و جهشی در رشد آنها اتفاق میافتد در صورت مشاهده این علایم و حتی مشاهده نکردن با توجه به شرایط سنی و قدی بهتر است تحت نظر متخصص پیش بروید و خب تا زمانی که صفحه رشدی شما باز باشد به شما کمک می شود تا رشد بهتری را تجربه کنید.
اما در کنار مراجعه به متخصص غدد برای رشد قدی بهتر نیاز است که به یک سری موارد دیگر هم توجه کنید از جمله خواب، تغذیه و ورزش اما بازهم بیان می کنم این موارد در کنار مراجعه به متخصص غدد چون برای شرایط شما مراجعه اهمیت زیادی دارد.
تغذیه:نخوردن صبحانه مناسب و مصرف فست فودها و نوشابه های گازدار می تواند موجب اختلال رشد در دوران بلوغ گردد. نوجوانانی که در سنین رشد هستند و افزایش قد خوبی ندارند می توانند با مصرف مکمل ویتامینها و املاح ، طبق دستور و مصرف هفتگی آهن ، رشد قدی شان را بهبود بخشند. پس توصیه می شود کسانی که می خواهند قد بلند تری داشته باشند هفته ای یکبار جگر و دو بار غذای دریایی میل کنند وهر روز چند عدد ، بادام ، بادام زمینی وگردو بخورند.
خواب: این موضوع برای شما از اهمیت زیادی برخودار هست با توجه به اینکه بیان می کنید گاهی زمان بیداری شما طولانی می شود.
به طور معمول کم خوابی و داشتن خواب نا متناسب در بلند مدت در رشد قد افراد تاثیری ندارد اما اگر نوجوانان کمتر از مقدار مورد نیاز بدنشان خواب مناسب داشته باشند، این امر ممکن است باعث به وجود آمدن مشکلاتی در میزان رشد آن ها شود. علت این امر آن است که بدن در هنگام خواب هورمون HGH یا همان هورمون رشد را آزاد می کند و اگر خواب به اندازه کافی نباشد، تولید این هورمون و سایر هورمون ها کاهش می یابد. دقت کنید که این نمی تواند عامل اصلی تاخیر در بلوغ شما باشد اما می تواند تشدید کننده آن باشد.
ورزش:ورزش روزانه و منظم فواید زیادی دارد، ماهیچه ها و استخوان های شما را تقویت می کند، به شما در داشتن تناسب اندام و وزن ایده آل کمک می کند و تولید هورمون رشد یا HGH را افزایش می دهد. کودکان باید حداقل یک ساعت در روز ورزش کنند، البته ورزش در بزرگسالی نیز مزایای بسیاری دارد و علاوه بر کمک به حفظ سلامت بدن، می تواند خطر ابتلا به پوکی استخوان را نیز کاهش دهد. یک نکته بسیارمهم در افزایش قد ، انجام فعالیت های ورزشی است . هر چه تحرک ما بیشتر باشد گردش املاح استخوانی بیشتر خواهد بود و این مساله به رشد قدی کمک خواهد کرد. ورزشهایی مثل بسکتبال، والیبال، شنا، بدمینتون و تنیس برای کمک به افزایش قد بسیار مفید اند.
سلام خسته نباشید من ۱۴ ساله هستم یک دختری رو خیلی دوست دارم تو شهرستان است و سالی ۲ ماهی می بینم اون را ، یک بار جلو پدر و مادرم هم از دهنم پرید و گفتم که خیلی دوستش دارم ، با هم هیچ ارتباطی هم نداریم ، اما من یک جور هستم که با همه شوخی می کنم ، هر روز به اون دختر فکر میکنم ، تازه ۲۰ روزی که وارد ۱۴ سالگی شدم .
آیا میتوانم بهش بگم دوست دارم ؟
آیا می تونم به پدر و مادرم بگم که من اون دختر را دوست دارم ؟
اون دختر ۱ سال با از من کوچک تر است ، من هر روز خود ارضایی می کنم نمی دونم چرا !!..
من ۲ سال پیش بود که یک نفر دیگر رو دوست داشتم اما ۱ سالی می شه که یک دفعه این دختر دل من را برد ، من می خوام به پدر و مادرم بگم که این دختر را دوست دارم تا یک وقت دلم پیش یکی دیگر نره .
در ضمن هر موقع خواسم میر پیش اون دختر حواسم به طور کامل پرت میشه ، بدنم شر می کنه به لرزش و استرس می گیره من رو.
لطفا راهنمایی بکنید به طور واضح تر
سلام من ۱۴ ساله هستم ، یک دختری را دوست دارم ، و نمی دونم چطوری بهش بگم ، هر روز میادین توی فکر من ، نمیدانم چه کار کنم ، واقعا سخته ،
لطفا راهنمایی کامل بکنید
سلام به شما آقا عماد
تجربه احساس دوست داشتن در سن شما کاملا طبیعی هست اما در این مسیر در احترام به احساسات بهتر است که به شرایط سنی و رشدی خودت هم توجه کنی چون اگر شما و این خانم در در زمان فعلی بیش از اندازه درگیر این روابط شوید خب این باعث می شود که رد شدت بیشتری این احساسات را تجربه کنید و خب می تواند بر تصمیم گیری و اولویت های زندگی شما در مسیر درسی هم تاثیر بگذارد.
بهتر است برای پاسخ به این نیازها به خودت زمان بیشتری بدهی تا بتوانی در آینده شرایط بهتری را تجربه کنی.
باسلام…
من یه دختر۱۴ساله هستم؛یه مدتی هست که احساس میکنم به فردی علاقه مندشدم وحتی توی ذهنم آیندموهم باهاش تصورمیکنم امانمیدونم اون فردبهم علاقه داره یانه؟یانمیدونم که آیااحساسمونسبت بهش بگم یانه؟…درکل نمیتونم احساسمونسبت بهش،بگم.
لطفاراهنمایی کنید. باتشکر
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیمز احساس دوست داشتنی که تجربه می کنی قابل احترام هست اما در این مسیر در کنار احترام به احساسات خودت نیاز است که به شرایط سنی و رشدی که داری هم توجه کنی اگر بخواهی دائم خودت را با خیالپردزای و یا حدس زدن احساسات فرد مقابل و… درگیری کنی خب سرمایه گذاری روانی زیادی بر این موضوع گذاشته می شود که می تواند انرژی شما را از مسائل مهم دیگری که در زندگی و شرایط سنی فعلی دارید دور کند.
بهتر است در این مسیر سعی کنی به خودت فرصت بیشتری برای تجربه کردن بدهی و دقت داشته باش که تجربه هر احساسی قرار نیست با رفتار خاصی همراه شود .
سلام من ۱۴ سالمه پسرم نمیدونم احساساتم به کی بگم پدرم که رانندس هر ماه یبار میاد خونه وقتاییم که خونس همش سرش تو گوشیه هرچقدرم صداش میکنم اصن انگار صدام نمیشنوه بهم اهمیت خاصی نمیده مادرمم که خیلی سخت گیره اگه یزره احساسم بهش بگم پارم بعضی وقتا فک میکنم من از سنی که دارم بزرگتر چون طرز حرف زدنم فکر کردنم حتی قیافم بزرگت از سنم اصن هیچ رفیقی ندارم البته اینم بگم دوست زیاد دارم ولی رفیق نه همشون در حد دوست هستن و فقط وقت میگذرونم باهاشون احساس میکنم اصن ازم خوششون نمیاد مجبوری باهام دوستن اصن از قیافه خودم خوشم نمیاد یعنی انگا جوش بودم صورت در توردم صورتم انقد جوش داره که نگو از خودم بدم میاد زیاد اهنگ گوش میدم و کل روز سرم تو گوشیه خستم از این زندگی دیگه ب درد نمیخوره احساس اضافه بودن دارم و حس میکنم هیچ گوهی نمیشم و شکست میخورم نمیدونم چرا و اینکه زیاد به خوانندگی علاقه دارم دوس دارم بهترین r&b خوان شم همه بهم توجه کنن همه اهنگا من گوش بدن منم پول پارو کنم و هرچی دلم میخواد بدون اینکه به مبلغش نگا کنم بخرم انقد پولدارشم که دهن همه فامیلا کونیم وا بمونه خدا شانس بده از فامیلم خوبش نسیب نشد کونیا خیلی عقده این هر تحمتی به من و خانوادم زدن هم طرف پدری هم مادری اصن هیچ رفت و امدی نداریم و کلا خونه نشینیم کلا زندگی تخمی دارم میخوام زودتر ۱۸ سالم بشه بعد تکستامو بخونم رو بیت بدم بیرون به امید اینکه همه بشنون کلی تکست نوشتم ولی بنظرم تکستا باحالی نیست ولی حرف دلمه بنظرم بچه اوردن کار اشتباهی حدقل بچه میاری همه جوره بهش توجه کن یشب از رو حوسش میزنه تو بعد من میشم بعد انتظارم دارن هرچی میگن بگم چشم همین گوشی که دستمه یسال التماس گریه کردم که بگیره هیچ دیگه تموم همین عا اینم بگم که بشدت خودارضایی میکنم اصلا نمیتونم خودم کنترل کنم اگر هم خودارضایی نکنم مایه خودش میریزه تو شرتم کصافت کاری میشه ی راه حلی بگین من خودم کنترل کنم تو این سنم که زن نمیگیرن میگن سنت کمه خب نیازم چجور برطرف کنم لاقل یدونه مصنوعیش بخرن بگن بیا با این خودت کنترل کن راحت شو بنظرشما مصنوعی باهاش چیز کردن حرامه هیچی دیگه تموم یکم زود جواب بدین ممنون میشم
سلام به شما آقا امیر
اینکه شما بخواهید احساسات خود و نیازهایتان را با پدر و مادر در میان بگذارید و یا روابط بیشتری با دوستان خود داشته باشید اصلا چیز بدی نیست اما در این مسیر خب شما تا میزانی که به تلاش خودتان بستگی دارد می توانی گام بردارید اما بیش از آن ممکن است امکان پذیر نباشد اما شما بهتر است که برای صحبت با پدر و مادر و دوستان اقدام کنید در این حالت می توانید نتیجه گیری بهتری در مسیرهای ارتباطی خود داشته باشید.
اما در مورد شرایط روحی شما بهتر است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم در شرایط روحی بهتری در کنار داشتن برنامه برای زندگیتان در مسیر رشدی گام بردارید.
یک سری تغییرات جسمی به این دلیل که شما در دوران بلوغ هستید یک امر طبیعی هست مثل جوش زدن و یا بهم خودن تناسب در دست و پا و… بهتر است به خودت فرصت بیشتری بدهی با گذشت زمان این تغییرات با ثبت تر می شود و شما از نظر ظاهری به شکل با ثبات تری می رسید.
اما در همین جهت هم توجه به تغذیه و ورزش از اهمیت برخودار می باشد.
سلام با عرض پوزش ی موضوعی یادم رفت بگم در ادامه مطلب اینکه من رفیق هم دارم ولی ۷ سال از من بزرگترن و تقریبا ۲ ساله که باهم رفیقیم از هر نظر هم عقیده ایم با اونا بیشتر بهم خوش میگذره و احساس میکنم که وقتی من با اونام خوشحال میشن برعکس هم سنام و اینکه دوستای مجازی بیشتر از دوستای غیرمجازی دارم نمیدونم چرا همه روم فاز بد دارن یجوری باهام رفتار میکنن که انگار باباشون کشتم و دلیل اینکه رو پیشونیم خط افتاده چیه طبیعیه یا باید نگرانش باشم و نوک بعضی از موهام هم سفیده طبیعیه یا چی نیازی به پزشک هست که من ببینه و ۲ سالیه که گوشه گیر شدم صبح تا شب دراز میکشم ی گوشه همینطو واس خودم تو گوشی میچرخم شبارو هم اصن خوابم نمیاد تا یاعت ۶ بیدارم صبح هم زود بیدار میشم یعنی ۶ میخوابم ساعت ۱۱ بیدار میشم دلیل خاصی داره یا بده لطفا زود جواب بدین
سلام خسته نباشید من یک دختر ۱۴ ساله ام و از ۱۲ سالگی برای خودم دوستان خیالی و زندگی خیالی ساختم و حدودا یک سال هست که کم حرف شدم با خانواده ام حرف زیاد میزنم اما با فامیل و دوستان اصلا یا خیلی کم حرف میزنم و دارم دوستانم رو از خودم دور میکنم ، میخوام بدونم اینا عادی هست یا نه؟
سلام به شما نگار جان
ببین عزیزم داشتن خیالپردازی در مسیر زندگی یک امر طبیعی هست اما در این مسیر نیاز است اگر دائم بخواهی زمان خود را صرف خیالپردازی کنی این باعث می شود که مسیر رشدی خودت را نادیده بگیری و خب عموما در شرایط روحی بهم ریخته تمایل به خیالپردازی بیشتر می شود پس این کم حرف شدن، دوری از فامیل و… ارتباط زیادی با خیالپردزای دارد و بهتر است شرایط شما تحت نظر یک روان درمانگر مورد بررسی قرار گیرد.
سلام عرض ادب و احترام.
دختری ۹ ساله دارم،چند باره دیدم که هی میگه خدایا دوس دارم بمیرم،(دخترم خیلی بچه دوست داره،و من ۸ ماه پیش بچه ام سقط شد،بعد از اون مدت خیلی ناراحت شد،)امشب اخر شب دیدم داشت گریه میکرد،خیلی وقتا بدون دلیل گریه میکنه،گفتم مامان چی شده چرا ناراحتی اولش گفت هیچی یه حرفی هست بین من و خدا نمیخام کسی بدونه،بعد دوباره چند بار ازش پرسیدم گف مامان متم میخام خودکشی کنم ،یعنی اینو شنییدم وقتی سکته کنم نمیدونستم چی بش بگم ،گفتم مامان چرا گفت چون نمیخام زنده باشم،گفتن اخه بدن ما امانته خدا هستش نمیشه که به وسیله ایی که امانته دست بزنی و خودت بخوای بش آسیب بزنی و خدا بدش میاد اینجوری حرف بزنی،راستش نمیدونستم چی بگم کلی باش حرف زدم دیگه سرحال شد و گف مامان دویت دارم و بعدش خوابید،تو رو خدا بهم کمک کنید این دختر تنها دارایی من از زندگیه،ضمن اینکه من و باباشم رابطه خوبی با هم داریم.و محیط خونه محیط آرومیه،ولی خیلی به دخترم میگیم چکار کن چکار نکن،اینکارو کن اونکارو نکن،یا خیلی بش میگیم تکالیفت رو بنویس، وقتی داریم مثلا از کسی که درسش زرنگه حرف میزنیم میگه عه یعنی من تنبلم همه زرنگن،تو رو خدا راهی رو جلو پام بزارید،این فکر دخترم میتونه خطرناک باشه؟
درسشم تقریبا خوبه
سلام به شما نسیم جان
نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست در اینگونه مواقع سعی کنید که آرامش خودتان را حفظ کنید و نترسید اما در هرصور وقتی او را بارها در حال گریه و یا بیان این صحبت ها در مورد مرگ و یا خودکشی مشاهده می کنید بهتر است که به او فرصت صحبت کردن و بیان کردن احساساتش را بدهید بدون اینکه به او احساس گناه بدهید و یا او را سرزنش کنید در این مسیر ممکن است که سقط جنین تاثیر زیادی بر این موضوع و شریاط روحی دخترتان داشته باشد و خب احتمال اینکه او خودش را مقصر بداند و یا همانندسازی کند و …. وجود دارد اما در هرصورت برای بیان هر نظری نیاز به صحبت با خود کودکتان می باشد .
پس بهتر است که در این مسیر با او صحبت کنید که میخواهیم بریم پیش کسی که بهش میگن روانشناس و اون به ما کمک میکنه تا اگر سوالی داشتیم و یا احساسات خوبی نداشتیم شرایط بهتری رو تجربه کنیم و به صورتی که متوجه شود بهتر است این مسیر را برایش توضیح بدهید تا نگران نشود و نترسد و این مسیر را به کمک روانشناس برای بهبود شرایط روحیش طی کنید.
در مورد بکن و نکن های مداوم خب در هرصورت دختر شما ۹ سال دارد و میتواند برای خودش تصمیم گیری هایی داشته باشد پس بهتر است بجای بکن و نکن های مداوم در مورد مسائل مختلف سعی کنید از تعامل و صحبت استفاده کنید و تا جایی که او میتواند و برایش آسیب زا نیست اجازه بدهید خودش در مورد مسائلی که دارد تصمیم گیر کند.
مثلا در مورد درس خواندن بجای بکن و نکن و یا مشخص کردن زمان بدون انعطاف پذیری به خودش کمک کنید تا برنامه نویسی داشته باشد و شما در این راه تنها کمک کننده باشید در این حالت میتوان امیدوار بود که شرایط او از نظر درسی و انجام کارهایی که دوست دارد و یا برنامه های دیگر کلاسیش بهتر پیش برود.
اما در مورد این شرایط روحی بهتر است که چند جلسه روان درمانگر او را ملاقات کند.
سلام پسری ۱۴ساله هستم وعاشق دختر ۱۱ساله که یک و نیم ساله که هم دیگرو خیلی خیلی دوست داریم ویک پسر دایی دارم که داییم بعداز چندروز هی بهم میگه پسرم اون دختر رو دوست داره و هی منو اذیت میکنه میگه اونو نگیری و اون دختر یک خواهر داره و داییم هی میگه دختره رو نگیری برو خواهرشو بگیر و پسرم اون دختر رو میخواد باهاش عروسی کنه داییم از وقتی که بچش که ۳سال ازم کوچیکه بدنیا اومد هی منو اذیت میکنه یبار به خاطرجریانی جشن تولد م رو نگرفیم و داییم روز بعد که من رفتم پیش پسرداییم گفت از کیک تولدت برام بیار با اینکه خودش باعث شده تولدم خراب بشه و هر روز منو اذیت میکنه مادرم هم روانشناسه بالینی هست ولی با داییم سرمشکلی ازبچگی تاحالا قهر هستند بگید چیکار کنم تا از آزار های داییم درامان باشم و هرچی میگم هی منو مسخره میکنه