تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: دکتر لیدا احدی

اختلالات زبان و گفتار در کودکان
اختلالات زبان و گفتار در کودکان

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

کودکان در هنگام تولد آماده یادگیری یک زبان هستند، و باید زبانی را بیاموزند که خانواده و محیط آنها استفاده می کنند.

بیماری اختلالات زبان و گفتار در کودکان

یادگیری یک زبان زمان می برد، و کودکان در رشد زبان با یکدیگر متفاوت هستند.

به طور معمول، کودکان در حال رشد، هنگام یادگیری با برخی صداها، کلمات و جملات مشکل دارند.

با این وجود، اکثر کودکان حدود پنج سالگی به خوبی صحبت می کنند.

کمک به کودکان برای یادگیری زبان

والدین یا مراقبان کودک مهم ترین مربیان او در سنین اولیه کودکی هستند.

کودکان زبان را از طریق گوش دادن به سخنان دیگران و با تمرین کردن می آموزند.

حتی کودکان کوچک به پاسخ های دیگران به صداهایی که در می آورند دقت می کنند.

مهارت های زبانی و  مغزی کودک با شنیدن صداهای متفاوت قوی تر می شود.

والدین می توانند به یادگیری کودکان به روش های متفاوتی کمک کنند:

  • پاسخ دادن به اولین صداها، غان و غون کردن و ژست های کودک
  • تکرار آنچه کودک می گوید و چیزی را به آنها اضافه کردن
  • صحبت در مورد چیزهایی که کودک می بیند
  • سوال پرسیدن و گوش دادن به پاسخ ها
  • قصه گویی
  • شعر خواندن با یکدیگر

این مسئله می تواند در طول بازی یا در میان کارهای روزمره باشد.

نگرانی در مورد اختلالات زبان و گفتار در کودکان

برخی کودکان با دریافت کلام و صحبت کردن مشکل دارند، و نیازمند درمان و کمک می باشند.

ممکن است آنها به نقاط عطف رشد کلامی همراه با هم سالان خود نرسیده اند، و این می تواند نشانی از تاخیر یا اختلال در کلام و گفتار باشد.

رشد زبان قسمت های مختلفی دارد و کودکان ممکن است در یک یا دو مورد زیر مشکل داشته باشند:

  • فهم آنچه دیگران می گویند (زبان دریافتی)، این مسئله می تواند ناشی از موارد زیر باشد :
  • نشنیدن کلمات (فقدان توانایی شنیداری)
  • نفهمیدن معانی کلمات
  • رساندن افکار با استفاده از زبان (زبان بیانی). این مسئله می تواند ناشی از موراد زیر باشد:
  • ناآشنایی با کلمات مورد استفاده
  • ناآشنایی با چگونگی کنار هم قرار دادن کلمات
  • شناختن کلمات اما عدم توانایی در بیان آنها

اختلالات زبان و گفتار می توانند با یکدیگر و یا به تنهایی وجود داشته باشند.

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

مثال هایی از مشکلات در رشد زبان و گفتار عبارتند از:

  • اختلالات گفتار: مشکل با تشکیل کلمات یا صداهای خاص به طور صحیح، مشکل با درست کردن کلمات یا جملات به صورت روان مثل لکنت.
  • تاخیر زبانی: توانایی فهمیدن و صحبت کردن بسیار کندتر از معمول رشد می کند.
  • اختلالات زبان:
  • آفازیا: مشکل در فهمیدن یا صحبت کردن در بخش هایی از زبان ناشی از آسیب مغزی یا چگونگی کارکرد مغز
  • اختلال پردازش شنوایی: مشکل در فهمیدن معنی صداهایی که گوش به مغز می فرستد.

اختلالات زبان و گفتار ممکن است با دیگر اختلالات یادگیری رخ دهند و روی نوشتن و خواندن تاثیر بگذارند.

کودکانی که مشکلات گفتار دارند، ممکن است به دلیل اینکه متوجه صحبت دیگران نمی شوند یا نمی توانند منظور خود را برسانند زود خسته شوند، ممکن است پرخاشگری بروز دهند، و یا احساس درماندگی و رها شدگی داشته باشند.

اختلالات زبان و گفتار هم چنین ممکن است همراه با اختلالات رفتاری و هیجانی باشند از جمله بیش فعالی و نقص توجه و اختلالات اضطرابی.

کودکان با اختلالات تخیر رشدی از جمله اوتیسم نیز ممکن است مشکلات تکلم و گفتار داشته باشند.

مجموعه ای از چالش ها موفقیت در مدرسه را برای کودک دشوار می سازد.

تشخیص به موقع اختلال کودک برای یافتن یک کمک و درمان مناسب حیاتی است.

شناسایی مشکلات گفتار و زبان

اگر کودک شما مشکلاتی در رابطه با گفتار و زبان دارد با متخصص سلامت مناسب مشورت کنید تا ارزیابی کامل را انجام دهد.

قدم مهم و اول اینست که بررسی شود کودک مشکل شنوایی نداشته باشد.

تشخیص مشکل شنوایی اغلب راحت نیست چه بسا ممکن است کودک تنها در یک گوش مشکل داشته باشد یا اینکه مشکل ناشنوایی جزیی داشته باشد، بدین معنی که می تواند برخی صدا ها را بشنود و برخی را نه.

یک متخصص رشد زبان و گفتار و پاتولوژیست گفتار و زبان می تواند ارزیابی دقیق را برای تعیین مشکل زبان و گفتار کودک شما انجام دهد.

به صورت کلی، یادگیری بیش از یک زبان منجر به اختلالات زبان نمی شود، اما باید دقیقا همان نقاط عطفی را طی کند که برای زبان اول وجود داشتند.

رشد مهارت فهمیدن و صحبت کردن در دو زبان بستگی به میزان تمرینی که کودک انجام می دهد و نوع آن دارد.

اگر کودک در رشد زبان مشکل دارد و به دنبال یادگیری زبان دیگر است، ارزیابی دقیق توسط متخصص برای چگونگی آموزش لازم است.

درمان اختلالات زبان و گفتار  و تاخیرهای زبانی

کودکان با مشکلات زبان اغلب نیازمند کمک بیشتر و دستروالعمل مخصوص هستند.

آسیب شناسان زبان و گفتار می توانند مستقیما با کودکان، والدین، مراقبین و معلمان کار کنند.

دارا بودن یک اختلال زبان یا گفتار کودک را واجد شرایط دریافت درمان اولیه می کند (تا سه سالگی) ویا آموزش های خاص (بعد از سه سالگی).

مدارس نیز می توانند تست های مخصوص به خود را انجام دهند تا وجود یک اختلال گفتار یا زبان را هر چه زودتر در کودک تشخیص دهند.

در این میان وجود یک تیم درمانی با حضور مشاور مدرسه، آسیب شناس گفتار و والدین ضروری است.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

 

اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان
اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان

اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان

آیا در مورد اختلالات خوردن در نوجوان خود نگران هستید؟

در این مقاله می توانید با موارد مرتبط با اختلالات خوردن، پیامدهای اختلالات خوردن، و بهترین استراتژی ها برای پیشگیری آشنا شوید.

اختلالات خوردن

اختلالات غذا خوردن می تواند تاثیری مخرب در نوجوانان بگذارد، مخصوصا دخترها.

برای کمک به شما در حمایت از کودک، علت های احتمالی اختلال خوردن را در کودک خود بشناسید، و یاد بگیرید که چگونه با دختر یا پسر خود در مورد عادات غذایی سالم صحبت کنید.

چرا نوجوانان دچار اختلالات خوردن می شوند؟

اختلالات خوردن وضعیت های جدی هستند مرتبط با شرایط پایداری از خوردن فرد که تاثیرات منفی بر سلامتی و خلق فرد داشته و کارکرد او را در حوزه های مهم زندگی تحت تاثیر قرار می دهد.

شایع ترین اختلالات خوردن عبارتند از آنورکسیا یا بی اشتهایی روانی، پرخوری عصبی یا بولیمیا، و اختلال بینگه یا پرخوری افراطی.

علت دقیق اختلالات خوردن ناشناخته است.

اختلالات خوردن در نوجوانان

با این وجود برخی عوامل ممکن است نوجوان را در معرض خطر قرار دهند از جمله:

فشار اجتماعی

فرهنگ عامه گرایش به تاکید بر لاغر بودن دارد.

به همین دلیل با مشاهده مدل های تبلیغاتی، نوجوانان حتی با یک وزن طبیعی نیز ممکن است تصور کنند که چاق هستند و بدن خود را چاق ادراک کنند.

این مسئله منجر به وسواس با موضوع کاهش وزن و رژیم گرفتن می شود.

فعالیت های مورد علاقه

برخی فعالیتها که به لاغری ارزش می دهند ریسک اختلالات خوردن را افزایش می دهند، مانند مدلینگ لباس، یا ورزش های حرفه ای

عوامل فردی

فاکتورهای ژنتیکی یا زیستیممکن است برخی نوجوانان را بیش از بقیه مستعد اختلالات خوردن سازند.

صفات شخصیت از جمله کمال گرایی، اضطراب یا سخت گیری نیز ممکن است نقش مهمی داشته باشند.

پیامدهای اولیه اختلالات خوردن در نوجوانان

نشانه ها و علائم اختلالات خوردن بر اساس نوع اختلال متفاوت هستند.

نسبت به الگوهای خوردن و باورهایی که ممکن است نشان از رفتار ناسالم داشته باشند هوشیار باشید، هم چنین فشار همسالان که می تواند راه انداز اختلالات خوردن باشد.

برخی علائم هشدار دهنده در مورد اختلالات خوردن عبارتند از:

  • پس زدن وعده های غذایی، بهانه تراشی برای خوردن یا خوردن در خفا
  • تمرکز بیش از حد روی غذا خوردن
  • نگرانی مداوم و شکایت در مورد چاق شدن و اضافه وزن
  • وارسی مداوم در آیینه برای یافتن نقصی خاص
  • استفاده مداوم از ملین ها و قرص های تهوع آور
  • ورزش شدید
  • همواره بعد از وعده های غذایی یا در طول آنها به توالت می رود.
  • بیش از حد طبیعی غذا یا تنقلات می خورد
  • بعد از عادات خوردن ابراز ناراحتی، تنفر و یا گناه می کند.

پیشگیری با ارتباط باز آغاز می شود

برای کمک به پیشگیری از اختلالات خوردن با دختر یا پسر خود در مورد اختلالات خوردن و تصویر بدن صحبت کنید.

این کار ساده ای نیست اما مهم است. برای شروع از روش های زیر استفاده کنید:

عادات غذایی سالم را تشویق کنید.

با نوجوان خود در مورد اینکه چگونه رژیم غذایی بر سلامت، ظاهر و سطح انرژی او تاثیر می گذارد صحبت کنید.

هنگام گرسنگی او را تشویق کنید که غذا بخورید. عادت خوردن با یکدیگر را به عنوان خانواده داشته باشید.

در مورد پیام رسانه ها بحث کنید.

تمامی رسانه ها اعم از برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، وبسایت ها ممکن است حاوی این پیام باشد برای نوجوان که نوع خاصی از اندام قابل قبول است.

نوجوان را تشویق کنید که با شما در مورد برداشت خود از این برنامه ها گفتگو کند و نظرات را به اشتراک بگذارید، به خصوص درم ورد برخی وب سایت ها که آنورکسیا را بیشتر به عنوان یک الگوی زندگی معرفی می کنند تا یک اختلال روانی.

یک تصویر بدن سالم را ایجاد کنید.

با نوجوان در مورد تصویر بدنش صحبت کنید، و به او اطمینان دهید که بدن سالم می تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

اجازه ندهید که در خانه در مورد اندام افراد دیگر از جک یا شوخی های دیگر استفاده شود.

هم چنین از اظهار نظر در مورد دیگران بر اساس ظاهر فیزیکیشان خودداری کنید.

پرورش عزت نفس

به دستاوردهای نوجوان خود احترام بگذارید، و از اهدافش حمایت کنید.

به صحبت های نوجوان خود گوش کنید.

به دنبال ویژگی های مثبت در نوجوان خود باشید، مانند کنجکاوی، بخشش، شوخ طبعی. به او یادآوری کنید که عشق و پذیرش شما بی قید و شرط است نه بر اساس ظاهر یا وزن او.

در مورد خطرات رژیم گرفتن و خوردن هیجانی با او صحبت کنید.

توضیح دهید که رژیم گرفتن می تواند به تغذیه نوجوان آسیب بزند.

توضیح دهید که رژیم های غذایی می تواند باعث به خطر افتادن تغذیه ، رشد و سلامتی نوجوان شما شود ، همچنین منجر به پیشرفت پرخوری افراطی در طول زمان می شود.

به او تذکر دهید که خوردن یا کنترل رژیم غذایی روش سالمی برای مقابله با هیجان ها نیست.

در عوض، او را تشویق کنید که در مورد مشکل خود با یک دوست یا مشاور صحبت کند.

علاوه بر همه اینها به یاد داشته باشید که خود شما باید الگوی کاملی در غذا خوردن باشید.

اگر به طور مدام در رژیم هستید، برای مقابله با هیجان ها و در هنگام عصبی شدن به خوردن روی می آورید، تغییر دادن این رفتارها در نوجوان و تشویق عادات غذایی و رژیم مناسب سخت خواهد شد.

در عوض گزینه های مناسب را برای شیوه زندگی خود انتخاب کنید و به بدن خود افتخار کنید.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن
همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

تقریبا همه ما اختلاف نظر یا عقیده بین خود و والدین مان را تجربه نموده ایم.

موضوعی که برای عده ای شدیدتر، دردسرساز، و تبدیل به یک شکاف ( شکاف بین نسلی ) می شود.

تفاوت بین نسلی به معنای  اختلاف نظر بین دو نسل والدین و فرزندان است.

این اختلاف نظر حیطه های مختلف از جمله انتخاب همسر، گذراندن اوقات فراغت، رفتارهای دینی، نوع تیپ و ظاهر را شامل می شود.

تفاوت نسلی

اما نسل به چه معناست؟

نسل به گروه هم دوره ای گفته می شود که در گذر زمان تجربیات، عادات و فرهنگ مشترکی را تجربه کرده اند.

پیشرفت سریع تکنولوژیی در سال های اخیر به تغییر سبک زندگی منجر شده، تغیری واضح که حتی والدین نیز در گفتگوهای محاوره خود به آن اشاره می کنند.

” زمان ما اینجوری نبود که، مگه جرئت داشتیم رو حرف بزرگ ترمون حرف بزنیم، حالا دوره زمونه عوض شده، بچه ها خودشون انتخاب می کنن چی کار کنن، چه بپوشن با کی ازدواج کنن ”

نوجوان و جوانان نیز از اینکه توسط والدین خود درک یا فهمیده نمی شوند، و استقلال شان به خطر می افتد و والدین عقاید خود را به آن ها تحمیل می کنند یا درک نمی شوند ابراز ناراحتی می کنند.

اگرچه تفاوت بین نسلی از گذشته تا به اکنون وجود داشته اما امروزه بیشتر از قبل به شکل تعارض گونه ای تجربه می شود.

دعوا و کشمکش بین والدین و فرزندان، فرار از خانه، روی آوردن به اعتیاد، احساس بی اعتمادی یا ناامنی از پیامدهای شدید تفاوت بین نسلی است.

حقایقی درباره تفاوت نسلی

اغلب در فیلم ها و سریال های خانوادگی از شکاف نسل ها شنیده ایم.

اما دقیقا تفاوت بین نسلی تا چه حد واقعیت داشته و در چه حیطه هایی نمود دارد؟

تحقیقات مختلف نشان داده است که والدین و نوجوانان اغلب درمورد موضاعات مهم و باورهای اساسی نظر مشابهی دارند.

جالب است بدانید که تفاوتی که بین دیدگاه والدین و فرزندان در خصوص ارزش های بنیادی مانند کار، تحصیل، اهمیت سخت کوشی، مذهب و.. وجود دارد نسبت به تفاوت دیدگاه نوجوانان با همسالانشان کمتر است!

اما چرا؟

دلیل این امر این است نوجوانان با والدین خود از یک پس زمینه اجتماعی، دینی و فرهنگی مشابهی برخوردارند و محیط زندگی مشترکی را تجربه نموده اند.

برخلاف باورهای اساسی که از دوران کودکی مان شروع به شکل گیری می کند، حیطه اصلی که تفاوت بین نسلی در آن بارز و مشکل ساز می شود، را سلیقه شخصی میدانند.

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

به عنوان مثال نوجوانان و والدین در انتخاب سبک لباس پوشیدن، سبک آرایش مو ، انتخاب موسیقی با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

در این موارد که بیشتر تحت تاثیر گذر زمانه و مد قرار دارد، نوجوان بیشتر از دوستان و همسالان خود تاثیر می گیرد.

تحقیقات نشان داده که اغلب تعارض ها و اختلافات والدین و نوجوانان بر سر موضاعتی مانند ساعت بازگشت به خانه، نوع تفریحات و حفظ آداب و رسوم است.

اما چرا بر سر موضوعاتی سطحی ما شاهد تفاوت بین نسلی و مشاجره هستیم؟

یکی از دلایل اصلی این اتفاق این است که والدین و جوانان هرکدام این مسائل را به گونه ای متفاوت معنی می کنند.

تیپ زدن متمایز و خاص یک نوجوان که از نظر والدینش نوعی سنت شکنی و بی حرمتی است، از نظر نوجوان شاید به عنوان جرئت ورزی و احترام به خود تعبیر شود.

تفاوت بین نسلی یا شکاف عمیق بین نسل ها

از نظر روانشناختی افراد در هر دوره سنی دارای ویژگی ها، انتظارات و نگرش های خاصی هستند.

این تفاوت بخصوص بین دو نسل مختلف کاملا طبیعی است.

امروزه بخصوص با تکنولوژی و بمباران اطلاعات والدین و نوجوانان در دو دنیای متفاوت از هم زندگی می کنند.

اما چطور می توانیم از تبدیل شدن تفاوت بین نسلی به یک شکاف عمیق بین خودمان با گذشته گان که میراث با ارزشی از تجربه و فرهنگ هستند و آینده گان که نیروی پویای حرکت رو به جلو هستند، بکاهیم:

مشارکت

مشارکت نسل قدیم در فعالیت های نسل جدید حتی اگر ارتباط قوی صورت نگیرد باز هم سودمند است.

به عنوان مثال در کشور کره جنوبی که تفاوت بین نسلی واضحی وجود دارد، با این حال نسل قدیم در جشن ها و فعالیت های نسل جوان مشارکت می کنند.

این مشارکت که نوعی تلاش برای نزدیک شدن به نسل جوان تر است باعث می شود نسل جدید نیز که به سرعت در حال حرکت رو به جلو است، بیشتر به سنت ها و ارزش های آن ها احترام بگذارد.

به روز بودن والدین

فرزندان که با اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی و بمباران اطلاعات رو به رو هستند ممکن است احساس کنند والدین و نسل قدیم آن ها را نمی فهمند، اطلاعات و افکارشان شان قدیمی و مربوط به دوران گذشته یا عصر حجری است!

والدین به عنوان نماینده نسل قدیم برای نزدیکی بیشتر با فرزندان خود ( نسل جدید) و کم کردن از این فاصله بین نسلی، لازم است که اطلاعات خود را به روزرسانی کنند.

این کار نه تنها باعث مشارکت و احساس نزدیکی و صمیمیت بیشتر می شود، بلکه همچنان ارزش و احترام آن ها به عنوان افرادی آگاه و با تجربه حفظ می شود.

منابع:

جامعه، خانواده، نوجوان، دکتر سید ابوالقاسم مهری نژاد، انتشارات آوای نور، 1397.

تفاوت بین نسلی در خانواده، حبیب صبوری خسروشاهی، 1393.

جهانی شدن و شکاف بین نسلی، رضا فراشبندی، زینب حیدری، خاتون کراری اهرمی، عذرا محمدحسینی، سیده ملیحه هاشمی، نجمه خاتون فوالدی حقیقی.

بررسی تأثیر سبک زندگی بر شکاف نسلی در بین جوانان شهر کاشان، اسد اله بابایی فرد، مریم روحی، 1395.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

روانشناسی رشد کودک و نوجوان

پنج نکته برای ساختن یک ارتباط سالم با نوجوان
پنج نکته برای ساختن یک ارتباط سالم با نوجوان

پنج نکته برای ساختن یک ارتباط سالم با نوجوان

همانطور که همه والدین می دانند یا حداقل به آنها هشدار داده شده است، نوجوانی می تواند سخت ترین دوره رشدی باشد.

طوفان بلوغ، هورمون ها، سال های دبیرستان و رشد نیاز به استقلال می توانند برای هر والدی چالش باشند.

در زندگی با یک نوجوان، هر چیزی می تواند به یک جنگ یا دعوا ختم شود، گاهی خردترین موضوعات.

به عنوان والدین، دوست دارید توانایی عشق ورزی و هدایت فرزند خود را داشته باشید، اما باید بدانید که همراه با تغییراتی که دارند ارتباط شما با آنها نیز تغییر می کند.

این سالها برای آنها بسیار مهم است، بنابراین بهتر است که بدانند والدین همیشه در کنارشان هستند، و مشتاقند دریابند نوجوانی دارند که شایسته احترام و راهنمایی است.

فواید فرزندپروری مثبت

به عنوان والدین، بدون شک در سالهای اولیه کودکی بخوبی از او مراقبت کردید. اکنون که یک نوجوان هستند، در جستجوی استقلال و آزادی خود هستند تا بتوانند انتخاب خود را داشته باشند.

همچنان که کودک بزرگ می شود استقلال بیشتری بدست می آورد و این مسئله بخش طبیعی رشد نوجوان است.

با وجود این، در کنار افزایش استقلال آنها، لازم است که ارتباط خود را مانند کودکی نزدیک نگه داریم.

آنها هنوز به عشق ورزیدن، راهنمایی و تفریح با ما نیاز دارند.

همچنان که نوجوان خواستار کنترل کردن زندگی خود است، به عنوان والدین باید مقداری اقتدار و راهنمایی را اعمال کنید.

اگرچه نوجوان این طور فکر می کند که همه چیز را می داند، و به اندازه کافی برای تصمیم گیری بزرگ شده است، فقدان تجارب زندگی می تواند مانع تصمیم گیری درست شود.

این مسئله باعث ترس بسیاری از والدین می شود که مبادا فرزندشان آلوده رفتار مخرب نشود.

نوجوانان تمایل دارند که محدودیت ها و تجارب خود را بیازمایند، همچنین مستعد فشار همسالان نیز هستند.

با این وجود شما نمی توانید همیشه در حال چک کردن و پایش نوجوان خود باشید، بیشتر می توانید یک فرد مقتدر باشید، همچنین کسی که به او قوت قلب می دهد.

فقط باید اطمینان داشته باشید که با نوجوان خود ارتباط برقرار می کنید ، و هر گونه نگرانی که به وجود آمده از عشق  است و به نفع خودشان می شود.

نشان دادن اینکه استقلال فرزند خود را به رسمیت می شناسید اما هم چنان در خانه صاحب اقتدار هستید برای ایجاد محدودیت های سالم مهم است و یک ساختار خانوادگی محکم را فراهم می آورد.

هدف اینست که نوجوانی را پرورش بدهیم که سالم و متعادل است و خوب را از بد تشخیص می دهد، به دیگران اهمیت می دهد و به خود و توانایی هایش افتخار می کند.

ممکن است اینها خیلی زیاد به نظر برسند، اما دوره نوجوانی بهترین زمان برای شروع است.

ساختن یک ارتباط سالم با نوجوان

مهارت های ارتباط با نوجوان

در اینجا پنج شیوه که به شما کمک می کند ارتباط خود را با نوجوان قوی و شاد نگه دارید آورده شده اند:

  1. با یکدیگر وقت بگذرانید.

زمانی که کودک شما وارد نوجوانی می شود، به طور ناگهانی کمتر از بیرون رفتن با والدین استقبال می کند.

با این وجود، یک ساختار خانوادگی تشویق کننده می توانند حمایت لازم را فراهم آورد و احساس بهزیستی را برای نوجوان ایجاد کند.

از جمله فعالیت های خانوادگی می توان به خوردن وعده های غذایی با یکدیگر، انجام کارهای منزل، بازی های خانگی و کارهای داوطلبانه اشاره کرد.

بهر حال، می توانید به نوجوان خود نشان دهید که می توانید او را شاد کنید و با هم لحظات خوشی را داشته باشید.

  1. مثال مناسبی را فراهم کنید.

نیازی نیست که حتما یک قدیسه باشید، اما سعی کنید الگوی مناسبی باشید تا نوجوان نیز با الگوگیری از شما رفتار بهتری نشان دهد.

حواستان باشد که چه کارهایی را در مجاور نوجوان خود انجام می دهید، مثل سیگار کشیدن یا نوشیدن الکل. آنها هر رفتاری را در خانه به عنوان یک عادت قابل قبول تقلید می کنند.

  1. محدودیت ها را تعیین کنید.

درست است که نوجوان هم به جمع بزرگترها اضافه شده، اما باید بداند که همچنان فقط یک بزرگ در خانواده وجود دارد که بیشتر محدودیت ها و قوانین را وضع می کند.

وضع کردن این محدودیت ها نباید به گونه باشد که نوجوان بیش از حد احساس فشار کند و یا برعکس خیلی آزاد نباشد.

  1. محترمانه رفتار کنید.

با شیوع زورگویی و قلدری در فضای مجازی، نوجوانان بیش از هر زمان دیگری نگران مورد انتقاد قرار گرفتن هستند.

نوجوان خود را دست نیندازید و او را مسخره نکنید، هم چنین از کلمات منفی و لقب دادن به آنها بپرهیزید.

شنیدن اینها از سوی والدین ممکن است به عزت نفس او صدمه بزند، و باعث احساس ناکامی و ناایمنی در آنها شود.

  1. نشان دهید که مراقب هستید و اهمیت می دهید.

چه با یک نهار مخصوص چه با فرستادن پیام های محبت آمیز، مهم است که محبت و حمایت خود را نسبت به نوجوان ابراز کنید.

اگر گاهی با او دعوا کردید یک زمان جدا بگذارید و از او معذرت خواهی کنید و تاکید کنید که او را دوست دارید خارج از هر مسئله ای که رخ می دهد.

روی عشق قوی و بدون قید و شرط خانواده تاکید کنید، و نوجوان خود را نیز تشویق کنید که بخشی از آن باشد.

والد یک نوجوان بودن همیشه آسان نیست، اما وقت گذاشتن برای پرورش یک ارتباط سالم که عشق و احترام را به همراه دارد با ارزش است.

درست است که هر نوجوانی متفاوت است، اما ضروری است که والدین حداکثر حمایت و توجه خود را در این دوران داشته باشند.

نوسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

  مقالات مرتبط

فرزندپروری

سه نوع نظم کدام موارد هستند؟
سه نوع نظم کدام موارد هستند؟

سه نوع نظم کدام موارد هستند؟

بر اساس ششمین ویرایش از کتاب ایجاد نظم کلاسی[1]، سه نوع نظم وجود دارند که عبارتند از: (1) پیشگیرانه، (2) حمایتی و (3) اصلاحی.

کدام روش سرپرستی موثرترین روش در تربیت کودک می باشد؟

یافته های موجود نشان می دهند که والدین مقتدر، موثرترین روش سرپرستی را در روش های مختلف آکادمیکی، عواطف اجتماعی و رفتاری دارند.

والدین قدرت طلب، همانند والدین مقتدر، انتظارات زیادی از فرزندانشان دارند، ولی همچنین انتظار بیشتری را هم از رفتار خودشان دارند.

3 سبک اصلی سرپرستی و تربیت کودک چه مواردی می باشند؟

مشاوران خانواده سبک های سرپرستی را به سه گروه تقسیم بندی کرده اند:

قدرت طلب (یک رهیافتی که از نظر یک فرد بهترین رهیافت ممکن می باشد و سایر افراد باید از همان رهیافت پیروی کنند)؛

آسان گیر (به دلیل اینکه والدین نمی خواهند فرزندان خودشان را ناراحت کنند، یک سری راهنماهای رفتاری را ارائه می دهند)؛

و مقتدر (که لحن مراقبتی را به صورت ساختارمند و پایداری بیان می کند).

چه چیزی باعث می شود که یک فرد به یک پدر یا مادر تبدیل شود؟

بر اساس فرهنگ لغت نامه Meriam _ Webster، یک پدر یا مادر عبارت از شخصی می باشد که یک فردی دیگر را پرورش می دهد و از وی مراقبت می کند.

با این وجود، پدر یا مادر بودن ضرورتا باعث نمی شود که شما ژنتیک های خودتان را به صورت بیولوژیکی، به یک کودک منتقل کنید.

یک پدر یا مادر می تواند حالت های مختلفی داشته باشد، همانند ناپدری یا نامدری، پدر بزرگ یا مادر بزرگ، ولیّ قانونی یا یک حالت ترکیبی.

مسولیت های یک پدر یا مادر در تربیت کودک چه مواردی می باشد؟

پدر ها و مادرها باید یک سری حمایت های مادی و معنوی را برای فرزندانشان ایجاد کنند.

آنها باید کودکان خودشان را به صورت مسولیت پذیرانه دوست داشته باشند و منجر به رشد سالم آنها شوند. …

والدین تا اندازه ای که توانایی لازم را داشته باشند،  برای تهیه غذا، پوشاک، پناهگاه و مراقبت بالینی مسولیت خواهند داشت.

مسولیت والدین در یک خانواده در تربیت کودک چه مواردی می باشد؟

مسولیت های والدین شامل حوزه های بیولوژیکی، روان شناختی، اجتماعی و مالی می باشد.

نقش والدین بیشترین اهمیت را در رشد شخصیتی کودکان دارد.

نقش های مرسوم و مبنایی والدین عبارتند از: تربیت و آموزش کودکان، منظم کردن آنها، مدیریت خانه و حمایت مالی از خانواده.

مسولیت والدین در تربیت کودک در چه سنی خاتمه می یابد؟

مسولیت والدین چه زمانی خاتمه می یابد؟

زمانی که فرزندتان به سن 18 سالگی برسد و یا اینکه قبل از این سن ازدواج کند و یا وارد یک رابطه ثبت شده شود، مسولیت شما به صورت خودکار خاتمه خواهد یافت.

همچنین دادگاه می تواند مسولیت پدر یا مادر بودن را از شما بگیرد؛ برای مثال در صورتی که شما برخورد نامناسبی با فرزندتان داشته باشید.

چرا نقش والدین در تربیت کودک یک نقش مهمی می باشد؟

والدین نقش مهمی را در رشد ما دارند. پدر و مادر نقش مهمی را در رشد روانی، فیزیکی، اجتماعی، مالی و شغلی ما دارند.

والدین گران بهاترین هدیه خدا به ما هستند.

آنها در تمامی مراحل زندگی به ما کمک می کنند و نحوه مقابله با چالش های سخت مربوط به آینده را به ما آموزش می دهند.

یک مادر واقعی چه کسی است؟

مادر: یک زنی که بدون هیچ شرطی شما را از زمان به دنیا آمدنتان دوست دارد، شخصی که کودکان را به خودش ترجیح می دهد و یک فردی می باشد که شما بیش از هر فرد دیگری می توانید روی وی حساب کنید –

– لغت نامه شهری. مادر: یک فردی که در مورد مراقبت از فرزندان مسولیت دارد – – YourDictionary.

من به چه نحوی می توانم یک پدر یا مادر خوبی برای فرزندم باشم؟

مراحل:

  1. مسولیت های خودتان را بپذیرید. می توان گفت که فرزند خوب به حرف های والدینش گوش می دهد (و حرف های سایر افرادی که قدرت دارند) و موارد درخواست شده را انجام می دهد. …
  2. عواطف خودتان را مدیریت کنید. …
  3. صادق و قابل اعتماد باشید. …
  4. انتظار معیوب بودن را داشته باشید و از اشتباهات خودتان نکاتی را یاد بگیرید. …
  5. نسبت به زمان مناسب برای درخواست کمک مطلع باشید.

چه کسانی والدین واقعی شما هستند؟

نقش والدینی، به نقش رشد دادن، حمایت کردن و همچنین سرپرستی یک کودک اشاره دارد .

هر شخصی که تنها فرد تامین کننده نیازهای تغذیه ای و مراقبتی فرد باشد، می تواند والدین آنها، برادر یا خواهر و یا عمو، خاله، عمه و یا دایی فرد، پدر بزرگ یا مادر بزرگ، دوستان خانواده، والدین اختیار شده یا والدین به دنیا آورنده فرد باشند.

روش سرپرستی دوست داشتن بیش از حد چیست؟

دوست داشتن بیش از حد یک رهیافت سرپرستی می باشد که می تواند منجر به ایجاد این درک در کودکان شود که هر چند والدین کودکانشان را دوست دارند، ولی این روش سرپرستی منجر به ایجاد توانایی های مناسبی در کودکان نمی شود.

سرپرستی سخت گیرانه در تریت کودک پیست؟

سرپرستی قدرت طلبانه یک نوع سبک سرپرستی می باشد که ویژگی آن درخواست زیاد و مسولیت پذیری کم می باشد.

والدین دارای سبک قدرت طلبانه انتظارات زیادی را از کودکانشان دارند، ولی فیدبک و مهرورزی بسیار محدودی را بروز می دهند.

معمولا اشتباهات صورت گرفته به صورت خشن جواب داده می شوند.

5 سبک سرپرستی چه مواردی می باشند؟

در ادامه پنج مورد از رایج ترین سبک های سرپرستی بیان شده است که مادران و پدران امروزی در خانواده هایشان به کار می گیرند.

  • سرپرستی غریزی
  • سرپرستی دلبستگی
  • سرپرستی هلیکوپتری
  • سرپرستی مقدرانه
  • سرپرستی آسان گیر

آیا روش سرپرستی دوست داشتن بیش از حد در واقعیت کاربرد دارد؟

مطالعات صورت گرفته نشانگر آن است که “والدین رازدار و ماهر یک رهیافت «دوست داشتن بیش از حد» را با سبک سرپرستی خودشان ادغام می کنند.

یک توازنی مابین نظم و حالت ملایمت ایجاد می کنند و به نظر می رسد که این روش یک روش مفیدی در ایجاد  این نوع ویژگی شخصیتی اصلی می باشد.” … مولفه های مربوط به روش سرپرستی دوست داشتن بیش از حد، “سرپرستی قلدری” نامیده می شود.

روش سرپرستی مسامحه کارانه در تربیت کودک چیست؟

سرپرستی غیر درگیرانه که در برخی مواقع به عنوان روش سرپرستی مسامحه کارانه مورد اشاره قرار می گیرد، یک سبکی است که ویژگی بارز آن نبود مسولیت پذیری در برابر نیازهای کودک می باشد.

والدین غیر درگیر تقاضای خیلی محدودی از کودکان خودشان دارند (در برخی مواقع هیچ تقاضایی از آنها ندارند) و در اغلب مواقع بی تفاوت، بدون توجه و در برخی مواقع کاملا مسامحه کار یا سر به هوا هستند.

چرا روش سرپرستی مقتدرانه در تربیت کودک بهترین روش می باشد؟

نشان داده شده است که رهیافت مقتدرانه برای سرپرستی، بهترین پیامدها را برای کودکان دارد که این پیامدها شامل سلامت عاطفی بهتر، مهارت های اجتماعی بهتر، انعطاف پذیری بیشتری و دلبستگی ایمن تر با والدینشان می باشد.

یک نظم خوب چیست؟

به بیان دیگر، نظم به کودک آموزش می دهد تا از قواعد موجود تبعیت کند.

نظم های موثر از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند؛ ابزارهایی از قبیل تقویت، مدل بندی و یک خانواده دوست دار و حمایت کننده.

همچنین در برخی مواقع، مجازات می تواند به عنوان یک ابزار مناسبی مورد استفاده قرار بگیرد – ولی به این معنا نمی باشد که نظم خوب بیشتر شامل مجازات می باشد.

شما به چه نحوی نظم را به دست می آورید؟

5 روش اثبات شده برای به دست آوردن خود نظمی (خویشتن داری) عبارتند از:

  1. حذف کردن موارد وسوسه آمیز. خود کنترلی در هنگام تبعیت کردن از یک نقل قول قدیمی «هر آنکه از دیده رود، لاجرم از دل رود»، راحت تر صورت خواهد گرفت. …
  2. تغذیه منظم و سالمی داشته باشید. …
  3. منتظر به دست آورن “احساس مناسب” نباشید. …
  4. وقفه ها، برخوردها، و پاداش هایی را برای خودتان برنامه ریزی کنید. …
  5. خودتان را فراموش کنید و به سمت جلو حرکت کنید.

چند مثال از نظم بزنید؟

یک مثال از نظم مربوط به مانع شدن از ورود دانش آموزی به سالن می باشد که در طول سخنرانی، با افراد دیگری صحبت می کند.

مهمترین نکاتی که یک پدر و مادر باید به فرزندشان آموزش بدهند، چه مواردی می باشند؟

10 مورد مهمی که والدین باید به فرزندانشان آموزش بدهند، عبارتند از:

  • ارزش قائل شدن به خود.
  • ارزش قائل شدن به سایر افراد.
  • استقلال.
  • تفکر کنجکاوانه و انتقادی.
  • رشد و خود اظهاری عاطفی.
  • خویشتن داری.
  • تحرکات اجتماعی.
  • روان شناسی.
  • اقتصاد.
  • خوشبینی.

شما به چه نحوی می توانید یک کودک منظمی را تربیت کنید؟

  1. خودتان را خوشحال کنید.
  2. به آنها آموزش بدهید که روابطی را ایجاد کنند.
  3. انتظار تلاش داشته باشید، نه انتظار کامل بودن.
  4. خوش بینی را آموزش دهید.
  5. هوش عاطفی را آموزش دهید.
  6. خوشحال بودن را به یک عادت تبدیل کنید.
  7. خویشتن داری را آموزش دهید.
  8. زمان بیشتری را صرف بازی کردن بکنید.

چرا انجام دادن وظایف والدینی به صورت مسولیت پذیرانه اهمیت دارد؟

افراد جوان فقط از طریق به دست آوردن اطلاعات مناسب و گرفتن تصمیمات عقلایی در  مورد خودشان می توانند به والدین مسولیت پذیر تبدیل شوند.

آزادی مربوط به برنامه ریزی کردن و کنترل کردن اندازه خانواده ها، یک بخش مهمی از انجام وظایف والدینی به صورت مسولیت پذیرانه می باشد، چرا که کیفیت زندگی خانواده تحت تاثیر اعضای خانواده قرار می گیرد.

یک پدر باید چه نوع برخوردی با دختر خودش داشته باشد؟

7 چیزی که یک دختر از پدرش نیاز دارد، عبارتند از:

  1. وی نیاز دارد که شما در موارد مختلفی نقش خودتان را انجام بدهید (درگیر شوید). یک دختر نیاز دارد که پدرش به صورت فعالی به زندگی وی علاقمند باشد و در آن نقش ایفا کند. …
  2. وی نیاز دارد که شما یک رابطه ازدواجی سالم را به وی نشان بدهید. …
  3. وی به حمایت شما نیاز دارد. …
  4. وی نیاز دارد که به عنوان یک شخص مطمئن به شما اعتماد کند. …
  5. وی به عشق بدون شرط شما نیاز دارد. …
  6. وی به یک رهبر معنوی قوی نیاز دارد. …
  7. وی به یک مدل نقش مثبت نیاز دارد.

چرا دختران به پدرشان نیاز دارند.

ما – مادران، دختران و خواهران – برای تربیت کردن زنان جوان سالم، به کمک شما نیاز داریم.

ما به شجاعت های مردانه و هوش شما نیاز داریم، چرا که یک پدر بیش از هر فرد دیگری، در مسیر زندگی دختر خودش نقش دارد. … شاید آنها مادرشان را به عنوان موهبت در نظر بگیرند، ولی چنین دیدگاهی را در مورد شما نخواهند داشت.

من به چه نحوی می توانم یک پدر قوی باشم؟

مرد بودن، پدر بودن.

  1. یک مرد باشید، این کار را به صورت درستی انجام دهید.
  2. بر روی هر دو جنبه کار کنید. رایج ترین مثال عبارت از مادرانی می باشند که قواعد موجود را تعیین می کنند، ولی پدرها آنها را انجام می دهند. …
  3. به منظور به دست آوردن شناخت بهتر از خودتان، پدر خودتان را بشناسید. …
  4. معنای مرد بودن را به پسر خودتان آموزش دهید. …
  5. به پسر خودتان آموزش بدهید که نقش خودش را به چه صورتی انجام بدهد. …
  6. به وی زمان بدهید. …
  7. فضای مثبتی را ایجاد کنید. …
  8. نقش افراد مختلف را آموزش بدهید.

آیا مادر بودن عبارت از سخت ترین وظیفه می باشد؟

اکثر مادران بر این عقیده هستند که هیچ نوع راهنما و قاعده ای برای تبدیل شدن به یک مادر مناسب وجود ندارد، فقط عشق و غریزه مادری است که در مادران وجود دارد. … مادر بودن یک کار آسانی نیست، این کار سخت ترین کار موجود در دنیا می باشد که تا به حال هیچ راهنما یا دستور العملی در مورد آن وجود نداشته است.

من به چه نحوی می توانم تشخیص بدهم که یک مادر خوبی هستم؟

7 علامت مربوط به یک مادر خوب بودن، عبارتند از:

  1. فرزندتان نسبت به شما عصبی شود.
  2. نتوانید در طول شب بخوابید.
  3. در نتیجه یک شکست یا آسیب کوچک برای فرزندتان، ناراحت شوید.
  4. غذاهایی درست کنید که کودکتان نسبت به آن نفرت نداشته باشد.
  5. خود خواه نباشید.
  6. سایر افراد شما را دیوانه بخوانند، یا فکر کنید که سایر افراد چنین تفکری در مورد شما دارند.
  7. فکر کنید که یک مادر بدی هستید.

ویژگی های مربوط به یک پدر یا مادر خوب چه مواردی هستند؟

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد! …
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر بگیرد. …
  • شناخت. …
  • همسانی. …
  • همدلی. …
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن. …
  • سختگیری نکردن. …
  • انعطاف پذیری.

پدر و مادر بد چه کسانی هستند؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

زمانی که پدرتان شما را دوست نداشته باشد، چه کاری باید انجام بدهید؟

مراحل

  1. با یک دوست یا اعضای خانواده قابل اعتماد صحبت کنید.
  2. یک راهنما پیدا کنید.
  3. از یک درمانگر یا مشاور مدرسه کمک بگیرید.
  4. سعی نکنید که برخورد صورت گرفته با خودتان و برادر یا خواهرتان را مقایسه کنید.
  5. سعی نکنید که این کار را به صورت شخصی انجام دهید.
  6. با خودتان مهربان باشید.
  7. خود دوستی را جایگزین خود گفتاری منفی کنید.
  8. یک برگه بردارید و به صورت دروغ، موارد مثبتی را در مورد خودتان بنویسید.

من به چه نحوی می تواند با پدر بد برخورد کنم؟

مراحل

  1. وی را به عنوان یک مشکل در نظر بگیرد، نه خودتان را. آیا شما خودتان را به خاطر پرخاشگری، مشروب خوری بیش از حد، بی توجهی یا عدم ثبات عاطفی پدرتان سرزنش می کنید؟
  2. سعی نکنید که خودتان این عادت را پیدا کنید.
  3. اقدامات مثبتی را در زندگی خودتان انجام بدهید.
  4. مدل های مربوط به سایر نقش های مردانه را پیدا کنید.
  5. یک گروه حمایتی مثبتی را ایجاد کنید.
  6. فاصله خودتان را نگه دارید.

چه مواردی منجر به ایجاد یک پدر و مادر مسموم می شوند؟

یک پدر و مادر مسموم نقش والدینی خودشان را بر مبنای نحوه سرپرستی صورت گرفته بر روی خودشان در دوران کودکی شان انجام می دهند.

آنها دارای خود آگاهی، دانش، مهارت ها و شاید تمایلات مناسبی نمی باشند تا در نتیجه آن بتوانند الگوهای بدعلمکردی موجود را تغییر دهند.

شما باید چه مواردی را به کودکان خودتان نگویید؟

19 موردی که شما هیچ وقت نباید به کودکان خودتان بگویید:

  1. من به شما افتخار می کنم.
  2. کارتان خوب بود.
  3. شما باید یک مثال خوبی برای برادرتان باشید.
  4. تا زمانی که پدر (یا مادرتان) به خانه برگردد، منتظر بمانید.
  5. من هیچ وقت شما را فراموش نمی کنم.
  6. من به خاطر شما خجالت زده شدم.
  7. نگران نباشید، همه چیز درست خواهد شد.
  8. من خودم این کار را انجام خواهم داد.
  9. گریه نکنید
  10. فکر کردن در مورد سکس در سن شما، یک مورد بدی است
  11. در صورتی که شامتان را به صورت کاملی بخورید، می توانید دسر هم بخورید.
  12. در صورتی که اتاقتان را تمیز نکنید، با مشکل بزرگی مواجه خواهید شد.
  13. در صورتی که به صورت مناسبی از خودتان محافظت کنید، سالم خواهید ماند.
  14. شما هیچ وظیفه ای در قبال مسائل مالی خانواده ندارید.
  15. من از شما ناامید شده ام.
  16. این وحشتناک است، بدترین موردی که می توانست باشد.
  17. بیایید اینجا، همین الان.
  18. شما در مسیر مناسبی هستید.
  19. به دلیل اینکه به شما گفته ام.

من به چه نحوی می توانم یک مادر خونسردی باشم؟

مهمترین مواردی که وجود دارند، عبارتند از:

  1. شما می توانید به این پست گوش کنید.
  2. خودتان را به صورت کاملی درک کنید. به منظور اینکه به یک مادر خونسردی تبدیل شوید، انگیزه شما عبارت از کودکتان خواهد بود، نه خودتان.
  3. نزاع های خودتان را انتخاب کنید.
  4. سعی نکنید که بدون هیچ ترسی نقش سرپرستی خودتان را انجام دهید.
  5. تا جایی که می توانید، بله بگویید.
  6. برای صحبت کردن در مورد هر چیزی، در دسترس باشید.
[1] Building Classroom Discipline

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

تربیت کودک

سوالات متداول در مورد پرخوری کودک و نوجوان
سوالات متداول در مورد پرخوری کودک و نوجوان

سوالات متداول در مورد پرخوری کودک و نوجوان

کودک من مدام در حال خوردن است، آیا این مسئله نرمال است؟

بستگی دارد. کودک و نوجوان دوره های مختلفی را پشت سر می گذارند.

برای مثال ممکن است درست قبل از جهش قدی بیشتر بخورند و وزن آنها بیشتر شود.

این نوع از اضافه وزن اغلب گذرا است و کودک به رشد خود ادامه می دهد.

با این وجود، در برخی از نوجوانان و کودکان پرخوری ممکن است نشانه مشکل تغذیه یا اختلالات خوردن باشد که بیشتر منشا خلقی هیجانی دارند مثل اختلال پرخوری افراطی.

پرخوری کودک و نوجوان و خوردن هیجانی 

خوردن هیجانی عبارتست از خوردن برای احساس آرامش، فرار از بی حوصلگی، یا در پاسخ به هیجانها تا به دلیل تغذیه و گرسنگی.

خوردن هیجانی می تواند منجر به پرخوری شود زیرا به دلیل نیاز به مواد مغزی یا کالری نیست. در طول زمان، دریافت کالری اضافی ممکن است باعث اضافه وزن کودک شده و به مرور چاق شود.

پرخوری ممکن است باعث شرمندگی یا احساس گناه نیز در کودک شود. اگر متوجه علائم پرخوری در کودک خود شدید، در مورد نگرانی خود با او صحبت کنید.

به کودک کمک کنید پاسخ سالم تری را برای مشکل خود فراهم کند، مثل تمرکز روی راه حل.

پرخوری افراطی یا اختلال بینگه چیست؟

اختلالات خوردن معمولا در طول دوره های نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز پیدا می کنند.

اختلال پرخوری افراطی اختلالی است در که در طی آن فرد به طور منظم مقدار زیادی غذا را در یک بازه زمانی کوتاه مصرف می کند.

افراد با اختلال پرخوری افراطی اغلب در مورد مقدار غذایی که می خورند خجالت می کشند.

این افراد اغلب سعی در رژیم گرفتن دارند اما موفق نمی شوند. آنها احساس می کنند نمی توانند پرخوری خود را کنترل کنند، در نتیجه چاق شده یا اضافه وزن پیدا می کنند.

اگر احساس می کنید کودک شما دارای مشکل پرخوری افراطی هست حتما با متخصص روان شناس یا تغذیه مشاوره کنید تا او را مورد ارزیابی قرار دهند.

عوارض پرخوری برای سلامتی کودک چیست؟

پرخوری ممکن است به افزایش وزن بیانجامد. کودکانی که پرخور هستند یا اضافه وزن دارند با افزایش سن در معرض خطر مشکلات سلامت هستند از جمله:

بیماری قلبی

دیابت

فشار خون بالا

کلسترول بالا

آسم

وقفه تنفسی در هنگام خواب

برخی از انواع سرطان

چگونه به کودک پرخور کمک کنیم تا سلامت خود را باز یابد؟

با آموزش و تشویق الگوهای غذایی سالم، به کودک خود ابزاری برای زندگی سالم در مدت زمانی طولانی هدیه می دهید.

راهنمایی شما بسیار مهم است. بدین منظور می توانید قدم های زیر را انجام دهید:

الگوی خوبی برای کودک خود باشید. غذاهای سالم و مقوی را برای خود تهیه کنید.

مواد غذایی سالم را در خانه تهیه کنید (برای مثال میوه هایی مثل سیب و موز، مرکبات سبزیجات یا ماست کم چرب).

مقدار مشخصی از پروتئین های کم چرب، سبزیجات و غلات را در وعده های غذایی خود جای دهید.

به کودک خود غذای سالم بدهید.

کودکان همیشه نسبت به تجارب جدید باز نیستند.

اگر به ارائه غذاهای سالم ادامه دهید شانس ایجاد عادات غذایی سالم را در کودک افزایش می دهید.

به کودک خود آموزش دهید که چگونه غذاهای سالم برای نهار مدرسه تهیه کند.

از خوردن فست فود بپرهیزید. اگر بیرون از خانه غذا می خورید مثلا رستوران، سعی کنید سالم ترین غذا را انتخاب کنید .

قانون تمیز بودن بشقاب را فراموش کنید. کودک باید زمانی که احساس سیری می کند خوردن را متوقف کند.

از غذا به عنوان پاداش استفاده نکنید. به جای آن، رفتارهای خوب را با یک فعالیت خانوادگی شاد پاداش دهید (برای مثال رفتن به بولینگ به جای خوردن بستنی).

سوالات متداول در مورد پرخوری کودک و نوجوان

فواید فعالیت فیزیکی

فعالیت فیزیکی فوائد بسیاری دارد، که شامل موارد زیر است:

کمک به سوزاندن کالری بدن به جای ذخیره آنها به عنوان چربی.

فشار خون را در سطح نرمال نگه می دارد (مخصوصا برای کودکانی که در خطر دیابت هستند).

کاهش فشار خون و سطح کلسترول

کمک به قوی کردن ماهیچه ها و استخوان ها

ایجاد قدرت و استقامت

کاهش استرس و بهبود خواب و سلامت ذهنی

بهبود عزت نفس با کمک به کودکان که احساس بهتری در مورد بدن و ظاهر خود داشته باشند.

مانع مشکلات سلامت جدی می شود که همراه با اضافه وزن و چاقی هستند.

کودک من به چه میزان فعالیت فیزیکی نیاز دارد؟

آکادمی آمریکایی پزشک خانواده توصیه می کند که همه کودکان باید در فعالیت های فیزیکی شرکت کنند و باید به طور میانگین سی تا شصت دقیقه در روز باشد.

همچنین در مدارس و خانه فعالیت فیزیکی باید یک اولویت باشد.

برای تشویق کودک به فعالیت بیشتر چه کاری باید انجام داد؟

زمان نگاه کردن به اسکرین یا صفحه نمایش را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید.

زمان صفحه نمایش شامل بازی های ویدئویی، بازی های کامپیوتری، سرچ در اینترنت، پیام زدن یا مشاهده تلویزیون و دی وی دی ها می باشد.

خود شما نیز باید الگوی مناسبی برای این مسئله باشید و خود را محدود کنید.

به کودک خود کمک کنید فعالیت هایی که لذت می برد را بیابد. برای مثال ممکن است کودک از شرکت در فعالیت های ورزشی، رقص، بازی در فضای باز یا انجام کارهای خیرخواهانه لذت ببرد.

فعالیت فیزیکی از قسمتی از زندگی خانواده خود کنید. به پیاده روی یا دوچرخه سواری بروید.

آیا باید یک رژیم کاهش وزن برای فرزندم در نظر بگیرم؟

پیش از مشاوره با متخصص کودک را وارد یک برنامه رژیم غذایی سخت نکنید. کودکان به میزان مشخصی از کالری و مواد مغذی برای رشد و یادگیری و پیشرفت نیازمندند.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

تغذیه کودکان

نوروفیدبک چیست و چگونه کمک می کند؟
نوروفیدبک چیست و چگونه کمک می کند؟

نوروفیدبک چیست و چگونه کمک می کند؟

نوروفیدبک حدود سی سال است که مورد استفاده قرار می گیرد، اما در سالهای اخیر بیش از قبل شناخته شده است.

این روش بر اساس اصول بنیادی بایوفیدبک یا بازخورد زیستی می باشد و هدف اصلی ان ثبات کارکرد مغز است.

تا همین اواخر اگر به دنبال سلامت روان خود بودید تنها دو گزینه وجود داشت، روان درمانی و دارو و دارودرمانی، اما امروزه گزینه سومی به نام درمان نوروفیدبک وجود دارد.

هنگامی که با یک درمانگر ملاقات می کنید که از نوروفیدبک استفاده می کند، خواهید دید که الکترودهایی روی سر شما میگذارد که غیر تهاجمی و بدون ضرر هستند.

سنسورها فعالیت الکتریکی مغز شما را ثبت می کنند. این فعالیت الکتریکی تقویت شده و روی کامپیوتر به  صورت باندهای فرکانسی مجزا دیده می شود.

فرکانس هایی که اندازه گیری می شوند عبارتند از دلتا، تتا، الفا و بتا. مغز از این بازخوردها استفاده می کند تا تا الگوهای التریکی مشکل دار را تغییر دهد.

فواید نوروفیدبک 

فواید بسیاری در نتیجه استفاده از نوروفیدبک وجود دارد.

نتایج مطالعات نشان داده اند که روی طیف وسیعی از اختلالات تاثیر می گذارد: سر درد، افسردگی، ناتوانی های یادگیری، اختلال بیش فعالی و نقص توجه، اضطراب و حملات پانیک، اختلالات وسواس جبری، اختلالات خواب، اعتیاد، اختلال استرس پس از سانحه، آسیب مغزی، سکته، کما، سندروم خستگی مزمن، فیبرومیالژی و صرع.

هم چنین اختلالات دیگری نیز از نوروفیدبک تاثیر گرفته اند که در مقالات کمتر به انها پرداخته اند: مثل رعشه و لرزش بدن، افراد پرخاشگر، کاهش خشم، مشکلات حافظه و مشکلات گفتار.

هم چنین برای افزایش عملکرد موسیقیایی نیز مورد استفاده می شود. ناسا چندین سال است که از نوروفیدبک به منظور افزایش تمرکز خلبانان خود استفاده می کند.

نوروفیدبک چگونه باعث درمان نقص توجه و بیش فعالی می شود؟

اختلال نقص توجه و بیش فعالی بیشترین مشکلی است که افراد را به سمت درمان با نوروفیدبک می برد.

مطالعات نشان داده اند که نوروفیدبک می تواند تا 80 درصد علائم این اختلال را بهبود بخشد، و هوشبهر را 6 تا 15 نمره بالاتر می برد.

متداول ترین شاخص برای اختلال بیش فعالی نسبت باندهای فرکانسی تتا به بتا در نواحی مرکزی سر می باشد. اگر این نسبت بسیار بالا باشد، می توان با استفاده از نوروفیدبک این نسبت را کوچکتر کرد و حیطه توجه را افزایش داد و تکانشگری را کم کرد.

گاهی اوقات باند فرکانسی آلفا نیز در نواحی جلوی سر بزرگتر است و با کاهش آن می توان توجه متمرکز و باقی ماندن روی تکلیف را افزایش داد.نوروفیدبک چیست و چگونه کمک می کند؟

نوروفیدبک در درمان اضطراب چگونه عمل می کند؟

به صورت کلی، یکی از بهترین شرایط برای درمان با نوروفیدبک اضطراب می باشد، و به روش های مختلفی انجام می شود.

در این حالت بتای بالایی در نواحی پشت سر دیده می شود و هدف درمان کاهش بتا در این نواحی است. هم چنین بتای بالا (نزدیک به گاما) در کاهش علائم اضطراب موثر است.

نوروفیدبک چگونه در بهبود افسردگی موثر است؟

در بیماران افسرده معمولا بین توان باندهای فرکانسی در دو نیمکره مغز در نواحی پیشانی عدم توازن دیده می شود، مخصوصا در باند فرکانسی آلفا. ناحیه پیشانی چپ ما را به سمت چیزی که می خواهیم می برد و ناحیه راست ما را از آنچه نمی خواهیم دور می کند.

در افراد افسرده ناحیه چپ فعالیت کمتری در مقایسه با نواحی راست نشان می دهد. در نوروفیدبک فعالیت در نواحی چپ پیشانی را تقویت کرده و فعالیت نواحی راست را کمتر می کنیم.

آیا درمان های ناشی از نوروفیدبک موثر هستند؟

میزان اثربخشی درمان نوروفیدبک به نوع اختلالی که فرد دارد بستگی دارد.

بسیاری از وضعیت ها بهبود را نشان داده اند، در حدود 50 تا 95 درصد. درمان را می توان تا جایی ادامه داد که نتیجه حداکثر را بگیرد. برخی مغزها به صورت دوره ای نیاز به تنظیم دارند.

نتیجه بستگی به عوامل بسیاری دارد از جمله مدت زمانی که وضعیت مورد نظر (مثلا افسردگی) را دارا هستید، طول مدت کافی جلسات نوروفیدبک، مهارت های فرد مورد درمان، و تناسب لازم بین فرد و دستگاه.

آیا نوروفیدبک ضرر دارد؟

تاکنون عوارض عمیقی ناشی از درمان نوروفیدبک گزارش نشده اند.

گاهی سردرد یا احساس خستگی ذهنی در گزارش ها آمده اند که خفیف و گذرا بوده اند. در برخی موارد بی خوابی و یا مه مغزی ثبت شده اند، اما با این وجود در مدت زمانی کوتاه از بین می روند.

توجه داشته باشید که با یک درمان گر آموزش دیده و مجرب هرگز دچار مشکل نخواهید شد.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

روانشناسی رشد کودک و نوجوان

پنج نکته برای پرورش کودک حواس پرت: فرزندپروری کودک با مشکل تمرکز
پنج نکته برای پرورش کودک حواس پرت: فرزندپروری کودک با مشکل تمرکز

 

پنج نکته جالب برای پرورش کودک حواس پرت خود را در این مقاله ببینید.

فرزندپروری می تواند فرآیندی لذت بخش باشد.

با مشاهده رشد فرزندتان فرزندپروری بسیار لذت بخش می شود. با این وجود همانطور که همه والدین می دانند، چالش هایی نیز در رابطه با پرورش کودک وجود دارد.

برای مثال کودکانی هستند که تا حدی دارای مشکلات تمرکز می باشند. اگر کودک شما دارای حواسپرتی یا مشکل تمرکز است راه هایی وجود دارند که می توانید به آنها کمک کنید. در این مقاله به این راهکارها پرداخته ایم.

توضیح چالش های پیش روی کودک به روش مثبت

بسیاری از کودکان حواس پرت متوجه تاثیرات مشکل تمرکز خود نیستند، بنابراین هنگامی که آنها را به به عنوان تنبیه به اتاق می فرستید یا از کاری محروم می کنید گیج می شوند.

مشکلات تمرکز در کودکان می توانند منجر به مشکلات زیادی در زندگی کودک شوند، اما بدین معنی نیست که کودک بدی است.

در واقع، کسب شناخت در مورد مشکل خود و مواجهه با آن به روشی مثبت می تواند به آنها کمک کند تا رشد بهتری داشته باشند. اگر بتوانید به کودک خود بیاموزید مشکل تمرکز خود را بهتر بشناسد، به او آموخته اید که چگونه بر این مشکل فائق شود.

علت حواس پرتی در کودکان

برخی روش ها برای توضیح چالش های مرتبط با یادگیری به کودک شامل موارد روبرو می تواند باشد:

توضیح اینکه تمرکز چیست؟

چرا مهم است که تمرکز خود را همیشه کنترل کنیم؟

و چه مشکلاتی می تواند ناشی از عدم تمرکز روزمره ایجاد شود. البته بهتر است به برخی نکات مثبت در مورد پرت بودن حواس اشاره کنید، برای مثال خلاقیت، داستان سرایی، توجه به چیزهای جدید، یا توجه به چیزهای جدید (مثلا توجه به صدایی که حواس بقیه را به خود مشغول نکرده است).

برنامه ریزی مداوم برای کودک خود داشته باشید.

کودکانی که مشکلات تمرکز دارند زمانی که دارای برنامه ریزی نیستند حواسپرتی بیشتر بروز می دهند.

به عنوان والدین، سعی کنید با همکاری کودک یک برنامه منظم بنویسید.

به منظو اینکه به کودک خود کمک کنید مهارت زندگی بیشتری بیاموزد به او کمک کنید خودش برنامه ریزی کند. بسیاری از کودکان با برنامه ریزی دیداری بهتر کار می کنند.

همراه با کودک تکلیف مرتبط و زمان آن را مشخص کنید و در کنار آن عکسی از فعالیت مربوطه قرار دهید، یا اینکه کودک تصویری از فعالیت بکشید.

یک روش دیگر اینست که تصاویری را از اینترنت جستجو کنید، و برنامه را در کامیپوتر بنویسید، و در نهایت برنامه را پرینت بگیرید.

سپس می توانید آن را به دیوار اتاق کودک بزنید و بعد از انجام هر تکلیف روی آن کلیک کند.

این کار بسیار مهم است زیرا یاد می گیرند که مستقل تر شده و کارهای خود را انجام دهند، بدون  آنکه مجبور باشید مدام به او یاداوری کنید.

به فرزند خود اجازه استراحت دهید.

در حالیکه والدین انتظار دارند که فرزندان در مدت زمان مشخصی کاری را انجام دهند، بسیاری از کودکان نمی توانند بدون حواسپرتی کاری را در مدت زمان محدود انجام دهند، بخصوص انها که مشکل کمبود توجه دارند.

در این زمان است که باید به کودک فرصت دهید کمی استراحت داشته باشد. گاهی کودک تنها با ده دقیقه استراحت می تواند دوباره متمرکز شود و کار را جلو ببرد. یک مثال برای این کار اینست که به کودک بگویید 15 دقیقه کار کند و سپس 5 دقیقه به او استراحت دهید.

حواسپرت کن ها را دور کنید.

کودکان بسیاری هستند که با هر چیزی حواسشان پرت می شود، از جمله یک اسباب بازی در اتاق، سر و صدا، یا وجود افراد دیگر در اتاق.

اگر کودک شما به راحتی حواسش پرت می شود، سعی کنید برخی حواس پرت کن ها را از محیط دور کنید. یا معلم کودک صحبت کنید و ببینید اگر لازم است از همکلاسی ای که حواسش را پرت می کند دور شود، و یا اینکه حواس پرت کن های کودک را به معلم معرفی کنید تا انها را از او دور کند.

در خانه قسمت مشخصی را تعیین کنید تا کودک تکالیفش را همیشه در آنجا انجام دهد، مثلا یک میز خلوت در خانه.

پنج نکته برای پرورش کودک حواس پرت: فرزندپروری کودک با مشکل تمرکز

در سطح فهم کودک با او صحبت کنید.

در حالیکه بسیاری از کودکان برای متمرکز ماندن روی تکلیف مشکل دارند، برای تمرکز روی یک مکالمه نیز دارای مشکل هستند.

اگر بارها مشاهده کردید که زمان صحبت با کودک به شما توجه نمی کند و یا جای دیگری را نگاه می کند به این دلیل است که به اندازه کافی متمرکز نیست.

اگر اینگونه است در سطح کودک با او صحبت کنید. سعی کنید هنگام صحبت به او نزدیک باشید و تماس چشمی را برقرار کنید نه اینکه در اتاق دیگری باشید یا بایستید.

این کار به کودک کمک می کند که بهتر تمرکز کند. هم چنین سعی کنید با کلمات شمرده ولی خلاصه صحبت کنید. اگر کلام شما بیش از حد طولانی شود کودک زود خسته شده و به ادامه حرف های شما گوش نخواهد داد.

بزرگ کردن کودکی با مشکلات تمرکز و حواس پرتی کار راحتی نیست. اما با انجام راه هایی که به شما گفتیم می توانید به کودک کمک کنید تمرکز بیشتری داشته باشید، اعتماد به نفس خود را تقویت کند و عملکرد بهتری داشته باشد.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟
با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

 

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

آیا نوجوان شما مدام می گوید که از مدرسه رفتن متنفر است؟

آیا در مورد معلم ها، همکلاسی ها و بی فایده بودن درس ها غر می زند؟

آیا افرادی که در مدرسه هستند را دورو می داند، و نمی‌تواند دوست خوب پیدا کند؟ اگر اینچنین است، به عنوان والدین احساس نگرانی و خستگی دارید. شما می خواهید که به فرزند خود کمک کنید، اما هر چقدر سعی می‌کنید موفق نمی شوید.

در مورد بیزاری نوجوانان از مدرسه نگران نباشید!

کسانی که با نوجوانان کار کرده اند حتما می دانند که تنفر از مدرسه در این سن طبیعی است.

با اینحال، موضوعی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. راهبردهای کاربردی بسیاری وجود دارند، که می توانید در این موقعیت استفاده کنید. در این مقاله 15 روش برای شما در این موقعیت ارائه شده اند.

  1. تصور نکنید نوجوان لجباز شده یا سرکشی می کند.

از زمانی که کودکان وراد دوره نوجوانی می شوند، به دنبال خودمختاری هستند. آنها همچنین در حال شکل دهی هویت خود هستند، و در کنار همه اینها مغز و بدن به سمت تغییرات شگرف می روند.

به همین دلیل است که رفتارهای نوجوان سرکشانه می شوند.

اما تصور نکنید که این تنها دلیل است که نوجوان را از مدرسه رفتن متنفر می کند. اکثر اوقات، موضوعات دیگری نیز درگیر هستند، مانند احساس سرکوب شدن، مشکل با انجام تکالیف مدرسه، زورگویی از سوی بچه های دیگر، و ترس از امتحان.

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

  1. به این فکر کنید که چه عاملی باعث شده نوجوان این حس را داشته باشد؟

این سوالات را از خود بپرسید؟

  • آیا مدام به نوجوان خود غر می زنم؟
  • آیا همیشه در مورد مسائل مدرسه با او صحبت می کنم؟
  • آیا سرگرمی های کودک را هدر دادن وقت می دانم؟
  • آیا نوجوانم را با دوستانش، خواهربرادرها یا بچه های فامیل مقایسه می کنم؟
  • آیا من تاکید بیش از حد روی انجام تکالیف مدرسه داشته ام؟
  • آیا بدون سوال کردن از نوجوان او را در کلاسی ثبت نام کرده ام؟

هیچ کدام از دلایل بالا به تنهایی عامل ایجاد نفرت از مدرسه در کودک نیستند.

اما در ترکیب با یکدیگر، احتمالا باعث اختلاف شدید بین شما و نوجوان خواهند شد. که در طول زمان، با نفرت از مدرسه متداعی می شوند.

  1. هنگام گوش دادن به نوجوان از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید.

زمانی که با نوجوان خود درباره علت تنفر از مدرسه صحبت می کنید، از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید:

  • به نوجوان خود توجه کامل نشان دهید
  • زمان گوش دادن به کودک چند کار را همزمان انجام ندهید.
  • زمان حرف زدن نوجوان وسط حرف او نپرید.
  • نوجوان را تشویق کنید به صحبت کردن ادامه دهد مثلا با گفتن : “خب..” .. ” ادامه بده” و …
  • با نوجوان خود همدلی کنید
  • به دنبال این باشید که احساسش را بفهمید
  • قضاوت نکنید
  • مسئله را اخلاقی نکنید.
  • تا انجا که ممکن است نصیحت ناخواسته نکنید.
  • به طور معمول آنچه که تصور می کنید نوجوان می گوید را انعکاس دهید، مثلا بگویید: به نظر می رسه معلمت ریاضی رو خوب توضیح نداده بخاطر همین از ریاضی بدت میاد.

با استفاده از تکنیک گوش دادن فعال، نوجوان با احتمال بیشتری مشکلاتش را به شما می گوید.

  1. از تهدید کردن استفاده نکنید.

والدین مجبور می شوند برای فشار آوردن به نوجوان گاهی از تهدید استفاده کنند.

این تهدیدها در دراز مدت کار نمی کنند، چه تهدید به محدودیت بیشتر باشد چه گرفتن گوشی موبایل. استفاده از قدرت و زور با بزرگ شدن کودک کمتر موثر واقع می شود. تا زمانی ک هنوجوان هستند این رویکرد مناسب نیست، و بیشتر منجر به اختلافات می شود.

به عبارت دیگر، با تهدید کردن او نمی توانید باعث شوید عاشق رفتن به مدرسه شود. به احتمال زیاد علت اصلی نفرت نوجوان از مدرسه ریشه هیجانی دارد. چیزی که باید به عنوان یک اولویت دیده شود.

  1. سخنرانی نکنید.

برای نوجوان خود شروع به سخنرانی کردن نکنید، به عبارت دیگر پای منبر نروید.

اما اگر هم خواستید انجام دهید سعی کنید کوتاه و خلاصه باشد. نوجوانان معمولا تا دو دقیقه به سخنان شما گوش می دهند، بنابراین با سخنرانی طولانی تنها نفس خود را هدر می دهید.

اگر در مورد اصرار به مدرسه رفتن مدام بگویید به خوبی پاسخ نمی دهند. هم چنین رفتار خاصی را متوقف نخواهد کرد به دلیل اینکه شما به او گفته اید باید آن را انجام ندهد. علاوه بر اینها، حتی دانش آموزانی که به شدت از مدرسه متنفر هستند نیز از اهمیت مدرسه رفتن مطلع هستند.

بنابراین، نیازی نیست که شما به آنها گوشزد کنید، معلمان هر روز این کار را انجام می دهند.

پس نوجوان چه چیزی از جانب شما می خواهد؟

او نیاز دارد که به او گوش دهید، او را بفهمید و امور را از دیدگاه او ببینید. زمانی که احساس کند درک می شود، رفتار و نگرش خود را تغییر خواهد داد.

  1. تمرکز خود روی مدرسه و تکالیف آن را کم کنید.

هدف از این کار این نیست که کلا نباید درباره موضوعات مرتبط با مدرسه صحبت کنید.

اما بسیاری از نوجوانان باور دارند که مدرسه تنها چیزی است که والدین به آن اهمیت می دهند.

سعی کنید درباره موضوعاتی صحبت کنید که نوجوان شما به آنها علاقه مند است مانند موزیک، بازی های کامپیوتری، شبکه های اجتماعی. زمانی که مکالمات شما با نوجوان متعادل تر می شوند، نگرش نوجوان به مدرسه نیز بیشتر متعادل می شود.

  1. به نوجوان کمک کنید که مهارت های مطالعه و سازماندهی را یاد بگیرد.

بسیاری از دانش آموزان که مدرسه را دوست ندارند با تکالیف مدرسه، پروژه ها، امتحانات و …. احساس خستگی می کنند.

اکثر این دانش آموزان بلد نیستند چگونه اولویت بندی، برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت زمان، و مطالعه موثر را انجام دهند.

اگر نوجوان شما اینگونه است، او را تشویق کنید اما اجبار نکنید تا این مهارت ها را یاد بگیرد. زمانی که نوجوان مهارت های لازم برای سازماندهی مطالعه را یاد بگیرد، از مدرسه رفتن بیشتر لذت می برد.

  1. از پیشرفت و تلاش کودک قدردانی کنید.

نوجوانان همیشه تصور می کنند کامل نیستند و نمی توانند از پس انتظارات بربیایند. به جای تمرکز کردن روی نمرات نوجوان خود، روی تلاش های تمرکز کنید.

هر زمان که رفتار مثبتی را نشان می دهد او را تشویق کنید. این عمل ساده برای او معنای زیادی دارد. این مسئله همچنین به او یادآور می شود که مسیر رسیدن به پاداش مهم است نه مقصد.

با پاداش دادن به پیشرفت او، با احتمال بیشتری انگیزه درونی را رشد می دهد.

  1. با معلم نوجوان خود صحبت کنید.

با معلم او ارتباط برقرار کنید. اگر آنها هر روز با شما در تماس باشند بینش بهتری پیدا می کنند نسبت به اینکه چرا او از مدرسه متنفر است. حداقل روزی یک یا دو پیام را با معلم دانش آموز داشته باشید.

  1. با والدین دوستان نوجوان خود ارتباط بگیرید.

علاوه بر معلم، بهتر است با والدین دوستان و یا همکلاسی های نوجوان نیز ارتباط داشته باشید. ممکن است این والدین دلیل نفرت نوجوان را بدانند. بر اساس این بازخورد، نگرانی نوجوان را بهتر درک خواهید کرد.

  1. مطمئن شوید که خانه از لحاظ هیجانی امن است.

نوجوانان اغلب اعتراض می کنند که در خانه احساس ایمنی ندارند. به نظر شما چرا این را می گویند؟

زیرا آنها احساس می کنند زمانی که در خانه هستند غر می شنوند، مورد انتقاد قرار می گیرند، سرزنش می شوند، یا مدام باید نصیحت بشنوند.

آنها احساس می کنند که ممکن است هر لحظه مورد حمله قرار بگیرند.

بنابراین طبیعی است که هر زمان که بتوانند به اتاق خود پناه می برند. اگر محیط خانه به اندازه کافی ایمن نباشد، نوجوانانی که از مدرسه متنفر است آنچه در ذهنش است با دیگران به اشتراک نمی گذارد.

نهایت سعی خود را کنید تا محیطی را بسازید که مملو از قدردانی و آرامش، احترام و مهربانی باشد. تاکید کنید که استانداردهایی وجود دارند که باید شفاف سازی شوند، اما هر عضو خانواده همواره پذیرش غیر مشروط دریافت خواهد کرد.

  1. بررسی کنید که مشکل جدی تری نباشد.

اگر نوجوان می گوید که از مدرسه متنفر است، می تواند نشانه ای باشد از مشکلی جدی تر، مثل افسردگی، اختلال پانیک یا اختلالات اضطرابی. برخی از علائم حیاتی عبارتند از:

  • احساس خستگی در اغلب اوقات
  • تمرکز ضعیف
  • احساس بی ارزشی
  • احساس تنفر از خود
  • تغییر در اشتها
  • حساسیت و آسیب پذیری
  • غمگینی مداوم
  • آسیب به خود
  • افکار خودکشی
  • فقدان علاقه به سرگرمی ها
  • تغییر در عادات خواب
  • گریه مداوم
  • دوری از دوستان و خانواده
  • فقدان انگیزه

اگر نوجوان شما چندین نشانه از بالا را بروز می دهد، به دنبال درمان و کمک مناسب باشید.

  1. مطمئن شوید که برنامه نوجوان بیش از حد پر نباشد.

گاهی اوقات نوجوانی که از مدرسه متنفر است بیشتر احساس فرسودگی و خستگی دارد.

آنها احساس می کنند که در نتیجه مطالبات زیاد مدرسه و برنامه های سنگین روزانه تحت فشار هستند.

ممکن است از لحاظ جسمی خسته باشند و کمبود خواب داشته باشند. این مسئله روی خلق آنها تاثیر می گذارد، چیزی که باعث می شود موقعیت را منفی تر ببینند.

نوجوانان نیازمند زمان هستند تا تفکر، اکتشاف و خیال پردازی انجام دهند. اطمینان حاصل کنید که زندگی نوجوان بیش از حد برنامه ریزی شد و سنگین نباشد. در طول زمان، خواهید دید که نگرش او نسبت به مدسه بهبود خواهد یافت.

  1. صبور باشید و نوجوان را تشویق کنید.

مهم نیست که چند ساله هستیم، همواره در مسیر یادگیری، رشد و بلوغ قرار داریم. زمان می برد تا تفکر نوجوان را عوض کنید بنابراین صبور باشید. با او مهربان باشید، از او حمایت کنید، همدلی داشته باشید، به او گوش کنید و هر قدم مسیر را به او گوشزد کنید.

 

و در پایان، مهم نیست وضعیت نوجوان شما چقدر وخیم است، همیشه امیدی وجود دارند. تغییر در طول یک شب رخ نمی دهد و نیازمند تلاش است. اما در هر صورت امری محتمل است. راهکارهای این مقاله را به کار بگیرید و با عشق و راهنمایی، نوجوان شما هم می تواند تغییر را تجربه کند.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

مشاوره تحصیلی

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان
یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

زمانی که صحبت از تربیت نوجوان می شود، هورمون های پرخاشگری، سوءتفاهم، داد و بیداد، محدودیت ها و بازپرسی به ذهن می آیند.

آیا شما ترجیح نمی دهید به احترام ، انتقال به بزرگسالی ، بحث های منطقی و رفتار معقول فکر کنید؟

یکی از نیازمندی های بزرگ کردن فرزندان تعادل روشن بین اقتدار و دوست داشتن می باشد، و هنگام نوجوانی این تعادل داشتن بسیار مهم تر است. چگونه می توانید کودک را بدون تخریب ارتباط تربیت کنید؟

اشتباهات والدین در برخورد با نوجوانان

در این مقاله برخی از اشتباهات والدین در برخود با نوجوانان و هنگام تربیت آن ها را لیست کرده ایم.

فقدان ثبات

فقدان ثبات یکی از متداول ترین اشتباهات والدین در برخورد با نوجوانان است. در حالیکه همه کودکان نیازمند تربیت و انضباط مداوم هستند، این مسئله در دوره نوجوانی مهم تر می شود. زمانی که یک رفتار یک روز پذیرفته شده و روز دیگر نادیده گرفته می شود گیج می شوند.

قوانین ایجاد شده نیازمند پیامدهای مشخص هستند. پیامدهای واقع گرایانه و با ثبات تصویری از جهان واقعی را به نوجوان می دهند. مشخص کردن قوانین خانه با پیامدهای مشخص، سپس مسئولیت پذیری متناسب با آن، برای همه بچه ها ایمنی و جهت را فراهم می آورد.

گوش نکردن

والدین اغلب می خواهند مورد احترام واقع شوند، اما اغلب جواب این احترام را از طریق گوش نکردن به نوجوان نمی دهند.

گوش نکردن به اون این پیام را می رساند که حرف با ارزشی برای گفتن ندارد. حتی زمان مخالفت کردن، باید به نوجوان فرصت دهید تا افکار و احساساتش را بیان کند.

این مسئله البته به معنی این نیست که نوجوان می تواند پرخاشگری یا بدرفتاری کند. الگودهی و ایجاد راهنما برای پایان دادن به اختلافات ضروری است. اگر می خواهید شنیده شوید، چگونگی گوش دادن را بیاموزید.

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

یازده اشتباه والدین در برخورد با نوجوانان

تنبیه کردن هنگام خشم

گاهی والدین تنها زمانی تنبیه می کنند که دیگر صبرشان لبریز شده است. این امر به نوجوانان اجازه می دهد قبل از اینکه عواقب آن را متحمل شوند ، برای یک دوره بدرفتاری کنند.

این مسئله نه تنها گیج کننده است بلکه منجر به سوء استفاده نیز می شود. روبرو شدن هیجانی با نوجوان اغلب تاثیرات شدیدی به همراه دارد، بلکه در اکثر اوقات یک مانع ارتباطی بزرگ در رابطه والد فرزند ایجاد می کند.

فرزندپروری با ثبات، همانطور که در بالا توضیح داده شد، از تنبیه در هنگام خشم جلوگیری می کند. فاصله گرفتن از موقعیت تا زمانی که فرد از لحاظ هیجانی بهبود یابد نیز می تواند موثر باشد.

تنبیه نامربوط

تنبیه همواره باید بازتاب پاسخ به عمل خلاف باشد. برای مثال، اگر نوجوان بعد از ساعت مقرر شب به خانه برگردد، محدود کردن بیرون رفتن او به مدت محدود می تواند مفید باشد.

نوجوانی که تکالیفش را ننوشته باید در خانه بماند تا تمام کند و دورهمی بعد از ظهر را باید کنسل کند. اگر نوجوان دورهمی بعد از ظهر را به عنوان تنبیه از دست بدهد، اما در واقع تکلیف مدرسه را انجام نمی دهد، عواقب آن معقول و منطقی نیستند.

پذیرفتن هر رفتاری به خاطر سن نوجوان

اینکه بر اساس علم و منطق نوجوانی سنی است که نوجوان تحت تغییرات فیزیکی و هیجانی است، نباید بهانه ای شود برای هر گونه رفتار نامناسب.

اغلب، نوجوان هایی که به آنها اجازه داده می شوند هر رفتاری را نشان دهند هنگام بزرگسالی آن رفتار را رها نمی کنند. شخصیت در هر سنی همان شخصیت است. انتظارات رفتاری باید مطابق با موازین درست باشد نه سن کودک.

ایجاد احساس گناه به جای دلیل آوردن

احساس گناه ممکن است یک پاسخ فوری را بهمراه داشته باشد، اما این شیوه تربیتی هیجان های درونی را ایجاد می کند که تا بزرگسالی نیز ممکن است نتوانند با آنها کنار بیایند.

استدلال با یک نوجوان، اساس انتظارات شما و پیامد ها را نشان می دهد، پاسخ فوری را در بر ندارد، ولی نتایج دراز مدت آن مثبت تر است.

دوست بودن تا والد بودن

نوجوانان معمولا مجراهای اجتماعی کافی را دارا هستند. آنها بیشتر نیاز به محدودیت و ایمنی دارند که در آن رشد بیشتری داشته باشند.

شما تامین کننده هر دو هستید و هنگامی که مثل یک دوست رفتار می کنید، نوجوان احساس امنیت خود را از دست می دهد. نوجوانانی که والدین خود را به عنوان شخصیت های مقتدر و تامین کننده می بینند بیشتر امکان دارد که در آینده و بزرگسالی به آنها نزدیک شوند.

معمولا نوجوانان به والدینی که مثل خودشان رفتار می کنند احترام نمی گذارند. ارتباط با نوجوان و نزدیک بودن به او در هنگام چالش ها بسیار مفید است اما هیچ گاه نباید به قیمت از دست دادن موقعیت شما به عنوان والدین باشد.

حمله به خود فرد به جای رفتار

مهم است که نوجوان بداند او را دوست دارید با وجود هر کاری که انجام می دهد.

حتی بیشتر از این، او را به قدری دوست دارید که اجازه نمی دهید رفتارهایی را انجام دهد که به خودش یا دیگران صدمه بزند. نقدها و نظرات خود را به رفتار او معطوف کنید نه به خودش.

اگر یک درس را به دلیل عدم تلاش می افتد، به او نگویید “تو تنبل هستی”، یا تو هرگز از پس این کار بر نمی آیی چون تلاش نمی کنی”. این گونه جملات مشکل اصلی را حل نمی کنند. روی رفتاری که منجر به مشکل شده است تمرکز کنید مثل درس نخواندن، یا سوال نپرسیدن.

تبدیل به دشمن نوجوان می شوید

ممکن است بارها تصور کنید که شما و نوجوانتان دشمن یکدیگر هستید، و بارها این را از زبان او شنیده باشید. مهم نیست که چقدر برایتان سخت است اما ضروری است که سعی کنید فردی باشید که به طور با ثباتی در کنار نوجوان است.

معلمان و دوستان می آیند و می روند. اما شما همیشه والدین هستید. با ایجاد قوانین و پیامدهای مناسب، شما تنها فرد ثابت در زندگی فرد هستید که به او ارزش می دهید. حتی اگر افراد مقتدر را در زندگی خود دوست نداشته باشیم، آنها باعث ایجاد نظم و امنیت می شوند.

از دست دادن حس شوخ طبعی

زمانی که نوجوان همه چیز را بهم می زند واقعا خنده دار نیست، مخصوصا زمانی که شما به تنهایی باید جمع کنید، اما باز هم در این شرایط سعی کنید حس شوخ طبعی را از دست ندهید.

ممکن است عجیب باشد، اما بزرگترین چالش ها نیز می توانند به روشی کمدی دیده شوند. اگر نوجوان فرصت حرف زدن و خندیدند با شما را داشته باشد، با احتمال بیشتری هنگامی که جدی هستید به شما گوش فرا می دهد.

مراقب بودن بیش از حد که اصلا احساس شکست نکند

برخی از بزرگترین درس های زندگی از شکست ها می آیند. والدینی که بیش از حد نوجوان را کنترل می کنند که مبادا نوجوان دچار شکست شود، مانع رشد مهارت های زندگی او می شوند. هر چقدر به او آزادی عمل بدهید و آزادش بگذارید تا گاهی شکست را تجربه کند، و پیامد را خودش ببینید، بیشتر از تنبیه شما یاد می گیرد.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

روانشناسی نوجوان