تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: دکتر لیدا احدی

بلوغ، نشانه ها و رفتارهای جنسی در دختران نوجوان
بلوغ، نشانه ها و رفتارهای جنسی در دختران نوجوان

بلوغ، نشانه ها و رفتارهای جنسی در دختران نوجوان

بلوغ یک مرحله گذران بین دوران کودکی و دوران بزرگسالی است،.

بلوغ از ۳ بخش تشکیل شده است:

  1. بلوغ عاطفی
  2. بلوغ اجتماعی
  3. بلوغ جسمی(که بلوغ جنسی هم گفته می شود)

نشانه های بلوغ جنسی نوجوانان

بلوغ جنسی در واقع دورانی است که صفات ثانویه جنسی تکامل پیدا می کنند و توانایی تولید مثل در فرد بوجود می آید.

در این دوران نوجوان وارد حیات عاطفی خود می شود و با رشد جنسی، احساس بی ثباتی و عدم امنیت در نوجوان ایجاد می شود و اتفاقاتی که در این دوران می افتد هم خود نوجوان و هم والدین را نیز درگیر می کند.

در دوران بلوغ جنسی تغییرات ظاهری در نوجوان ایجاد می شود.

از آن جایی که این تغییرات ممکن است در جهت نا زیبایی نوجوان باشد، باعث می شود حساسیت نوجوان روی بلوغ جسمی بیشتر از بلوغ عاطفی و بلوغ اجتماعی باشد.

سن بلوغ در دختران:

شروع بلوغ در کشورها و مناطق مختلف، متفاوت است.

این تفاوت به عواملی مانند: نوع تغذیه فرد، موقعیت جغرافیایی، عوامل وراثتی و قومی، عوامل اجتماعی و شرایط جسمی نوجوان بستگی دارد.

مثلا در کشور ما در جنوب کشور به دلیل گرم تر بودن آب و هوا بلوغ دختران نسبت به غرب کشور که مناطق سرد و کوهستانی هستند زودتر اتفاق می افتد .

ویا دختران نوجوانی که چاق هستند نسبت به هم سن های خود بلوغ جنسی را زودتر تجربه می کنند.

بین متخصصان درباره سن بلوغ همچنان اختلاف نظرهایی وجود دارد ولی می توان گفت که به طور معمول بلوغ دختران بین سنین ۱۶-۹ سالگی اتفاق می افتد.

بلوغ، نشانه ها و رفتارهای جنسی در دختران نوجوان

نشانه های بلوغ  جنسی در دختران:

  • رشد و حساس شدن سینه ها
  • رشد مو های ثانویه
  • شروع سیکل های ماهانه
  • رشد سریع قدی تا قبل از عادت ماهانه
  • بعد از شروع عادت‌ ماهانه روند رشد قد، کند می شود.

دختران می توانند بلوغ  جنسی زود رس، دیر رس و یا بلوغ نرمال داشته باشند .

  • بلوغ دیر رس:

اگر دختر خانمی به سن ۱۳ سالگی برسد و صفات ثانویه جنسی به صورت رشد سینه ها و رشد موهای ثانویه اتفاق نیوفتد غیر طبیعی است و یا اگر دختر خانمی به سن ۱۶ سالگی برسد و سیکل قاعدگی در او ایجاد نشده باشد نیاز به بررسی دارد.

همه این موادر نشان دهنده تاخیر بلوغ هستند که به آن بلوغ دیر رس گویند.

  • بلوغ زود رس:

بلوغ زود رس زمانی اتفاق می افتد که علائم بلوغ قبل از ۷ سالگی شروع شود.

بلوغ زودرس در دختران اثرات منفی طولانی مدتی را روی ذهن آنها می گذارد و در بیشتر موارد دچار افسردگی، اضطراب و آشفتگی می شوند.

همچنین احتمال سوء مصرف مواد و یا خطر برقراری روابط جنسی زود هنگام در دخترانی که دچار بلوغ زودرس می شوند وجود دارد.

به طور کلی مادران در این دوران خیلی باید مراقب فرزندان خود باشند و نیاز است که از نظر نوع کیفیت تغذیه، چاقی و لاغری و …فرزندان بیشتر مراقب باشند تا بلوغ در سنین نرمال خود اتفاق بیوفتد.

اهمیت خانواده در دوران بلوغ جنسی دختران:

در کشور ما به دلیل این که خیلی از خانواده حیا و شرم می کنند و همچنین به دلیل سبک زندگی ایرانی -اسلامی سعی می کنند کمتر درمورد بلوغ جنسی فرزندشان با او صحبت کنند و فکر میکنند با صحبت کردن در این مورد باعث از بین رفتن حریم بین خودشان و فرزندشان می شوند.

این در حالی است که خانواده ها باید بدانند، بحث بلوغ جنسی یک بحث بسیار مهم است زیرا بلوغ جنسی مقدمه ای است بر یک رابطه زناشویی طبیعی در آینده

خانواده باید سن بلوغ جنسی فرزند خود را در نظر بگیرند و متناسب با سن و درک فرزند خود، آنها را راهنمایی کنند.

زیرا غفلت در این مورد ممکن است آینده زناشویی، آینده باروری و سلامت روحی و جسمی او را به خطر اندازد.

چگونه با دختر خود در مورد سیکل ماهانه صحبت کنیم:

  • برای دختران بهتر است از سن ۹ سالگی به بعد این موضوع توضیح داده شود به این صورت که مادر خیلی صمیمانه برای او توضیح دهد و بگوید در این سن ممکن است در لباس زیر خود چند قطره خون و یا بیشترببینی، اگر چنین اتفاقی افتاد اصلا نباید بترسی و نگران بشی، این خون درواقع به علت شروع عادت های ماهیانه توست و هر ماه قرار است این اتفاق برای تو بیوفتد.
  • به دختر خود این نکته را یاد آوری کنید که این اتفاق اصلا نشانه بدی نیست بلکه نشانه سلامتی توست، در واقع تو خانم و بالغ شده ای.
  • به او بهداشت فردی و استفاده از پد های بهداشتی را آموزش دهید تا با آرامش بیشتری این دوران را سپری کند.
  • از نظر اتفاقات روحی و جسمی این دوران برای دختر خود توضیح دهید، که ممکن است دل درد یا کمر درد داشته باشی و به علت تغییر هورمونی که اتفاق می افتد ممکن است عصبانی، ناراحت و بی حوصله شوی.

همه این آگاهی ها باعث می شود که دختر شما بداند که تنها نیست و مادرش نیز در این حالت مانند اوست و مهم تر از همه چون این آگاهی از طرف شما به او داده شده احساس راحتی و اطمینان با شما پیدا می کند وخیلی از مسائلش را به شما خواهد گفت به جای این که از دوستان خود و یا افراد دیگر بپرسد که این کار باعث گمراهی بیشتر او می شود و در مواردی نتیجه خوبی نخواهد داشت.

اهمیت آموزش های جنسی به دختران:

اگر به دختران خود‌ آموزش های لازم در مورد مسائل جنسی را ندهیم احتمال انحرافات اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی افزایش می یابد.

آموزش جنسی نوجوان دخترمان باعث می شود که او بتواند غریزه جنسی خود را بشناسد و آن را کنترل کند، آموزش باید در سنین مناسب انجام شود قبل از بلوغ و اوایل آن تا نوجوان بتواند زمان کافی برای شناختن آن را داشته باشد.

آگاه کردن به موقع دختران باعث اعتماد به نفس و عزت نفس آنها می شود.

ارتباط بلوغ جنسی و عاطفی:

دختران در دوران بلوغ به سمت جنس مخالف خود کشیده می شوند، با آغاز بلوغ علاقه به جنس مخالف به عنوان یک نشانه طبیعی در دختران ظاهر می شود.

این کشش به سمت جنس مخالف برآیند بیداری میل جنسی و رشد عاطفی است که باعث می شود دختران بدون اطلاع والدین و یا با اطلاع آنها با جنس مخالف خود ارتباط برقرار کنند.

همین امر باعث می شود که دختران نوجوان وارد گرداب ناراحتی های عاطفی، بحث های خانوادگی، افت درسی و مشکلات اخلاقی و اجتماعی شوند.

از نظر روانشناختی این گونه روابط سالم نبوده و درواقع نوجوان باید یاد بگیرد که برای رسیدن به آسایش و شادمانی بر رفتار جنسی خود تسلط داشته باشند.

گاهی نوجوان هنوز کنار آمدن با میل جنسی خود را یاد نگرفته و از روی سادگی و بی تجربگی وارد این روبط می شود که خطر هایی نظیر تجاوز جنسی را در بر دارد.

در این مورد نیز آموزش صحبت کردن با دختر نوجوانمان و سعی در درک و همدلی با آن و دادن آگاهی های لازم می تواند کمک زیادی به ما و فرزندمان بکند، برای این منظور بالا بردن آگاهی خودمان در جهت کمک به فرزندمان از اهمیت بالایی برخوردار است.

نویسنده: سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

بلوغ و مسائل جنسی

اضطراب و استرس در کودکان
اضطراب و استرس در کودکان

اضطراب و استرس در کودکان

یکی از اولویت های امروز جوامع مختلف جهان، پرورش کودکانی سالم در بعد جهانی و روانی است.

رفتار کودک از ابعاد مهم سلامت روان وی محسوب شده و پیامدهای قابل توجهی در زندگی آینده ی وی خواهد داشت.

در دنیای مدرن امروز، تحولات اپیدمیولوژی، اجتماعی و دموگرافیکی همراه با تغییرات محیطی و رفتاری ناشی از ماشینی شدن، شهرسازی، مهاجرت و تاثیر رسانه ها، سبب رشد روز افزون مشکلات رفتاری در کودکان شده است.

دسته بندی مشکلات رفتاری

مشکلات رفتاری به دو دسته ی بزرگ مشکلات درون ریز و مشکلات برون ریز تقسیم می شوند.

  • رفتارهای برون ریز

این گونه رفتارها معطوف به بیرون هستند و قابل مشاهده می باشند، مانند پرخاشگری، تکانشگری و …

  • رفتارهای درون ریز

معطوف به درون هستند، رفتارهای بیش از حد کنترل شده  همراه با تعارض های روانی و هیجانی هستند.

از جمله مشکلات رفتاری درون ریز مانند افسردگی، اضطراب و استرس.

مشکلات درون ریز ممکن است از چشم اطرافیان به دور بماند و تا مدت ها مداخلاتی برای آنها صورت نگیرد.

در این مقاله قصد داریم به یکی از مشکلات درون ریز کودکان از جمله اضطراب و استرس کودکان بپردازیم.

البته که اضطراب و استرس دو مقوله ی جدا هستند ولی به سبب همپوشانی بسیار زیاد این دو در یک مقاله به بررسی هر دوی آنها پرداخته ایم، ولی قبل از شروع بحث تعریف مختصری از هر کدام ارائه می دهیم:

استرس

استرس یکی از مکانیسم های بدن برای کنترل و سازگاری بدن با رویداد های دشوار و موقیعت های مشکل زاست و می تواند مثبت باشد.

ولی زمانی که میزان استرس شدید شود، به آن استرس منفی می گویند و می تواند مخرب باشد و زندگی آینده ی کودک را تحت تاثیر قرار دهد.

استرس واکنشی است نسبت به فشارهای محیطی و ناتوانی در برابر رفع آنها

اضطراب

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته که فرد تجربه می کند و آن شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است.

استرس در کودکان

انواع اضطراب

  • اضطراب جدایی

نوعی ترس شدید که کودک هنگام دوری از والدین خود تجربه می کند.

  • فوبیا

داشتن ترس بیش از حد درباره ی یک شیء یا شرایط خاص، همچون سگ ها، حشرات یا رفتن به دکتر

  • اضطراب اجتماعی

ترس شدید از رفتن به مدرسه و یا دیگر مکان های عمومی که تعداد افراد زیادی در آن جا قرار دارند.

  • اختلال پنیک

تجربه ی دوره های تکراری از ترس ناگهانی، غیر منتظره و شدید که با علائمی مثل تپش قلب، مشکل تنفسی، احساس سرگیجه، لرز و عرق همراه است.

علت ایجاد اضطراب و استرس در کودکان

به طور کلی ژن ها – ساختار مغزی – خلق و خو- عوامل محیطی و ضربه های روحی در گذشته در پدید آیی اضطراب نقش دارند ولی در زیر تعدادی از موارد را برای آشنایی بیشتر شما نام بردیم:

  • خشونت فیزیکی و عاطفی
  • بیماری
  • والدین بی توجه
  • اتفاقات غیر قابل پیش بینی
  • مورد زور واقع شدن در مدرسه
  • قوانین سخت و غیر قابل انعطاف والدین
  • فیلم ها یا کتاب هایی با محتوای ترسناک
  • بی ثباتی والدین (پول و نگرانی های شغلی، آشفتگی خانوادگی، هیجان والدین)
  • تغییرات اساسی در خانواده
  • فوت یکی از والدین یا اعضای خانواده
  • جدایی و طلاق والدین
  • همنشینی با افراد مضطرب
  • تولد خواهر یا برادر جدید
  • رویدادهای فاجعه آمیز در اخبار
  • فشار آکادمیک (تمایل به خوب انجام دادن تکالیف به طوری که کودک هر گونه اشتباه را بد بداند و تمایل داشته باشد هر کاری را به بهترین وجه و به نحو احسن انجام دهد).

علائم استرس و اضطراب در کودکان

همانطور که قبل تر اشاره شد، استرس و اضطراب از جمله مشکلات رفتاری درون ریز هستند که معطوف به درون هستند.

بنابراین گاهی به دلیل اینکه کودکان به سختی در مورد احساسات خود صحبت می کنند تشخیص این اختلالات در کودکان کمی سخت خواهد بود.

با این حال با توجه به تغییرات در خلق و خوی کودک می توانیم تا حدودی به وجود اضطراب و استرس در کودکان پی ببریم.

اضطراب و استرس می تواند خود را، هم به صورت جسمی و هم به صورت عاطفی نشان دهد.

نشانه های عاطفی اضطراب

  • واکنش های تکانه ای پرخاشگرانه و شدید (حمله، گاز گرفتن، گریه و جیغ و داد در مقابل مشکلات کوچک و کم اهمیت)
  • تغییرات رفتاری (زودرنجی، کج خلقی، لجبازی، رفتار بی ثبات، پرخاشگری، اعصاب ضعیف یا چسبندگی)
  • بی خوابی
  • شب ادراری
  • کابوسهای شبانه و پریدن از خواب
  • کاهش اشتها
  • امتناع از رفتن به مدرسه
  • جمع کردن چیزهای غیر عادی و بی ارزش
  • ناتوانی در استراحت کردن
  • بوجود آمدن ترس های جدید یا بازگشت ترسهای گذشته (ترس از از تاریکی، تنها بودن، ترس از غریبه ها)
  • خارج شدن از خانواده یا دوستان
  • سختی در تمرکز
  • ناتوانی کلی در کنترل پاسخ های احساسی و عاطفی

نشانه های جسمانی استرس و اضطراب

  • سردرد
  • حالت تهوع
  • دل درد
  • بیمار شدن های پی در پی به علت ضعف سیستم ایمنی (در هنگام اضطراب و استرس به دلیل ترشح مکرر هورمون کورتیزول که هورمون استرس است به مرور بدن دچار ضعف سیستم ایمنی می شود، به همین دلیل کودکان استرسی سیستم ایمنی ضعیفی دارند و مدام مریض می شوند)

تاثیر استرس بر مغز در دوران کودکی

مغز در دوران کودکی در حال رشد است و استرس می تواند در روند رشد اختلال ایجاد کند.

همچنین رویارویی با استرس در دوران کودکی سبب می شود مدارها و انتقال دهنده های عصبی مرتبط با اضطراب در فرایند رشد، دچار حساسیت افراطی  شوند.

چگونه با اضطراب و استرس کودکان مقابله کنیم؟

  • دلسوز خود باشید و این را بدانید که شما دلیل اضطراب کودکتان نیستید، بنابراین از سرزنش کردن خودتان خودداری کنید و با آرامش خاطر برای بهبود فرزندتان برنامه ریزی کنید.
  • نیاز است که محیط آرام و بدون تنشی را برای خودمان و کودک فراهم کنیم.
  • مراقب فعالیت های روزانه ی خودتان و همچنین آرامش خودتان باشید، کودکان به پدر و مادر خود به عنوان الگو نگاه می کنند، بنابراین شرایط روحی شما تاثیر زیادی در وضعیت روانی کودکتان دارد.
  • با کودک خود همدلی کنید.
  • از موقیعت های استرس زا اجتناب نکنید، در طولانی مدت، اجتناب از موقیعت های اضطراب آور به تشدید این مشکل کمک می کند بنابراین سعی کنید کودک را به طور تدریجی با ترس هایش مواجه کنید.
  • به جنبه های مثبت کودک توجه کنید و محبت و تشویقتان را در اختیار کودک قرار دهید.
  • در هر شرایطی به کودک خود توجه نشان دهید و به او بفهمانید که کنارش هستید و از او مواظبت می کنید.
  • انتظارات واقع بینانه از کودک خود داشته باشید.
  • کودکتان را به ورزش کردن تشویق کنید.
  • ساعات خواب خود و کودکتان را تنظیم کنید.
  • کودکتان را تشویق کنید تا در مورد احساسات خود صحبت کند (از او بپرسید چه چیزی تو را مضطرب و نگران می کند، سپس درباره ی آن موضوع صحبت کنید).
  • در مورد احساسات خود با کودک صحبت کنید (من به تو حق می دهم از دست دوستانت ناراحت باشی).
  • به کودک خود برای حل مشکلاتش کمک کنید (کودک را به ارائه راه حل تشویق کنید، این کار باعث می شود کودک در رفع مشکلاتش مشارکت کند و این مشارکت میزان اعتماد به نفس کودک را افزایش می دهد).
  • درست کردن جعبه ی نگرانی (برای نوشتن نگرانی ها و تجربه کردن نگرانی ها)
  • با کودک خود تمرین های ریلکسیشن را برای کاهش و درمان استرس، انجام دهید.

با استفاده از راه های ذکر شده می توان میزان اضطراب و استرس کودکان را کنترل کرد ولی در مواقع شدید نیاز هست که حتما به روانشناس کودک مراجعه کنیم تا شرایط ارزیابی دقیق کودک را فراهم کنیم.

نویسنده:سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

استرس

بازی درمانی
بازی درمانی

بازی درمانی

بازی کردن مانند تغذیه کردن یک نیاز مهم برای کودک است و برای رشد اجتماعی، ذهنی و جسمی کودک لازم و ضروری است.

کودکان افکار خود را از طریق بازی بروز می دهند.

کودکان هنگام بازی کردن بسیاری از احساسات خود از قبیل ترس، اندوه، خشم و شادی را بیان می کنند و همین بیان کردن باعث می شود که کودک احساس امنیت و احساس ارزشمند بودن کند.

هنگام بازی کردمن کودک انرژی خود را تخلیه می کند و اگر این انرژی در کودکان تخلیه نشود ممکن است کودک دچار اضطراب و افسردگی شود.

اگر بازی کردن کودکان را زیر نظر بگیریم می توانیم به بسیاری از ویژگی های رفتاری و احساسی کودک پی ببریم مثلا کودکی که به دنبال ابراز قدرت است.

در بازی های خود، در نقش مدیر، فرمانده و رئیس حاضر می شود.

کودکی که پرخاشگر است، این پرخاشگری را ممکن است بر سر اسباب بازی هایش خالی کند، آنها را بشکند و یا عروسکهایش را بزند.

اهمیت بازی کردن به قدری است که از روشی به نام بازی درمانی برای پی بردن به مشکلات کودکان و رفع آنها و همچنین پرورش کودکان استفاده میکنند.

بازی درمانی چیست؟                                                                          

کودکان ظرفیت کمتری برای پردازش هیجانات و احساسات خود دارند.

بازی درمانی شرایطی را فراهم می کند تا کودکان بتوانند با استفاده از روش های سالم احساسات و هیجانات خود را کشف کنند و آنها را بروز دهند.

درمانگر توانایی های کودک را مهم می شمارد و تلاش می کند در فرصت های مناسب از آنها برای حل مشکلات استفاده کند.

بدین منظور درمانگر تلاش زیادی برای شناخت کودک به خصوص توانایی های کودک به کار می گیرد.

در بازی درمانی، روان درمانگر با استفاده از بازی درمانی به عواطف و احساسات درونی کودک پی می برد زیرا کودکان بسیاری از احساسات خوب و بدشان و همچنین مشکلاتشان را در بازی هایشان نشان می دهند.

بازی درمانی می تواند به صورت گروهی و یا فردی انجام شود، والدین نیز می توانند بازی درمانی را در خانه انجام دهند ولی بازی درمانی به کمک روانشناس و مشاور اثر بیشتری دارد.

کاربردهای بازی درمانی                                                                                                                                                                                          

  • تشخیص اختلالاتی مثل اوتیسم
  • پیشگیری از اختلالاتی مانند وسواس
  • افزایش سازگاری و آموزش کنار آمدن
  • افزایش قدرت مواجه شدن با مشکلات و کاهش اضطراب
  • تقویت هوش هیجانی کودک

اختلالاتی که به روش بازی درمانی می توان درمان کرد                                     

  • اختلالات اضطرابی
  • افسردگی
  • ترس و خشم
  • پیش فعالی
  • مشکلات مرتبط به مدرسه
  • رفع مشکلات بچه های طلاق

بازی درمانی

روش درمان با بازی درمانی                                                                                                          

تکنیک بازی درمانی بر اساس انعکاس رفتار کودک است، یعنی درمانگر اول باید احساسات و هیجانات کودک را شناسایی کند و آنها را به کودک انتقال دهد و کودک را از اعمال و رفتار خود آگاه کند.

به عبارتی به صورت فعالانه کودک را در جریان درمان شرکت می دهد و با تاکید بر مهارت های او، کودک را در روند درمان هدایت می کند.

در موقعیت هایی کودک شرایط بازی را می سازد و بازی درمانگر به عنوان هدایت کننده و تفسیر کننده روش های او را پیگیری می کند.

درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی کند و اورا آزاد می گذارد.

محیط بازی                                                                                                                            

محیط بازی درمانی میتواند در کلینیک، در مهد کودک و یا در مدرسه باشد.

محیط از لحاظ نور و درجه حرارت باید مناسب باشد.

باید محیطی باشد که در آن وسایل بازی مناسب برای کودک بتوان قرار داد و به گونه ای باشد رفتار عمل کودک را محدود نکند.

کودک باید درهمان اتاق بازی کند و اسباب بازی هارا از اتاق خارج نکند.

برای هر جلسه از درمان اسباب بازی های خاصی در نظر گرفته می شود و اسباب بازی ها با توجه به نوع درمان تعیین می شوند‌.

انواع بازی ها در بازی درمانی                                                                                                        

  • بازی های تقلیدی

هدف درمانگر در این بازی این است که با دادن نقش به کودک مثل نقش پدری یا مادری و…باعث شود که کودک با پذیرش نقش مورد نظر یک سری رفتار را از خود بروز دهد و درمانگر با تفسیر آن رفتارها بسیاری از اضطراب ها، ترس ها و نقاط قوت شخصیتی کودک را شناسایی کند.

  • بازی های خلاقیتی

بازی هایی از جمله شن بازی، موسیقی، نقاشی، خمیر بازی را شامل می شود.

بسیاری از درمانگر ها از روی نقاشی کودک و یا اشکالی که کودک می سازد می تواند به احساسات کودک دست پیدا کند.

  • بازی درمانی گروهی

این بازی ها باعث می شوند که توانایی های شناختی کودک افزایش یابد و همچنین کودک راه های سالم برقراری ارتباط مناسب را می آموزد و از خود محوری خارج می شود.

بازی درمانی گروهی برای کودکانی که ناسازگاری اجتماعی دارند بسیار مناسب و کار آمد است.

  • بازی درمانی جسمی

این بازی ها باعث تخلیه انرژی در کودک می شوند و در رهایی کودک از کسالت به او کمک می کنند و برای درمان رفتارهای همراه با پرخاشگری مفید است.

  • بازی های نمایشی

بازی هایی هستند که در آن با استفاده از نقاب های انسان، حیوان و یا استفاده از عروسک ها در قالب یک داستان برای بچه ها اجرا می شوند.

تاثیر رابطه والد-کودک در بازی درمانی                                                                              

چگونگی برقراری ارتباط والد با کودک اهمیت زیادی دارد و بهترین راه برای وارد شدن به دنیای کودکان از طریق بازی است.

چگونگی احساس والدین به خود و حس کار آمدی خویش به عنوان پدر یا مادر بر تمایلات آنها در بازی با فرزندانشان تاثیر بسیاری دارد.

از آنجایی که کودکان بیشتر تایم خود را همراه مادر هستند، فرزندپروری مادرانی که آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه – والد کودک را گذرانده اند بسیار بهتر از گروهی است که این آموزش ها را ندیده اند.

همچنین از آنجایی که آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد – کودک به رهبری جلسات بازی توسط کودک و به کار بردن راهکار منطقی برای نا فرمانی کودک از قوانین می پردازد،  می تواند به افزایش بهبود عملکرد مادر نیز کمک کند.

نویسنده: سایت کودک و نوجوان     

مقالات مرتبط

روانشناسی رشد کودک و نوجوان

با خجالتی بودن کودکان چه کنیم؟
با خجالتی بودن کودکان چه کنیم؟

با خجالتی بودن کودکان چه کنیم؟

هر کدام از ما انسان ها با یک سری از ویژگی های ذاتی به دنیا می آییم که اکثر آن ویژگی ها را در دو سال اول زندگی خود نشان می دهیم.

معمولا این ویژگی های ذاتی در آینده به ویژگی های شخصیتی تبدیل می شوند.

کودک خجالتی

خجالتی بودن یکی از همان ویژگی های ذاتی است که تقریبا ۱۰ تا ۱۵ درصد از کودکان از همان ابتدا جزء این دسته قرار دارند‌.

پس می توان گفت که خجالتی بودن ریشه ژنتیکی دارد و ممکن است پدر یا مادر و یا هر دو، این ویژگی را داشته باشند و کودک آن را به ارث برده باشد.

همان طور که گفتیم ویژگی های ذاتی معمولا در آینده به ویژگی های شخصیتی تبدیل می شوند، پس ممکن است  کودکان خجالتی امروز، در آینده به افراد آرام و درون گرا تبدیل شوند.

علاوه بر این که خجالتی بودن یک ویژگی ذاتی است الگوهای  رفتاری پدر و مادر نیز در بهبود و یا تشدید آن تاثیر بسیاری دارد.

به عنوان مثال در بسیاری از موارد با توجه به رابطه مادر- کودک، کودک دچار دلبستگی نا ایمن اجتنابی می شود و دنیا را نا امن و غیرقابل اعتماد می بینند و با وجود این که دوست دارند با دیگران ارتباط برقرار کنند به دلیل ترس از طرد شدن از دیگران کناره گیری می کنند.

کودکان از نظر سرشتی به ۳ گروه تقسیم می شوند:

  1. کودکان راحت
  2. کودکان دشوار
  3. کودکان دیرجوش

در این تقسیم بندی ها کودکان خجالتی در دسته کودکان دیر جوش قرار می گیرند.

ویژگی کودکان دیرجوش

  • در حضور دیگران و هم سن و سال هایشان سعی می کنند به زمین نگاه کنند.
  • به نظر میرسد که از نزدیک شدن به افراد می ترسند.
  • هنگام بازی کردن دیگران به جمع آنها ملحق نمی شوند و بازی آنها را از دور تماشا می کنند ویا خود به تنهایی بازی می کنند.
  • در حضور غریبه ها ساکت هستند و انگیزه ای برای صحبت کردن ندارند.

آیا خجالتی بودن خوب است ؟

همه ما در، درون خود یک طیفی از ویژگی های رفتاری، شخصیتی داریم، مثل برونگرایی، درون گرایی، خجالتی بودن و….

این که هر کدام از رفتارهایی که ما از خود بروز می دهیم در کدام نقطه از طیف رفتاری قرار گیرد تعیین کننده این است که آیا به مداخله و توجه نیاز داریم یا خیر.

خجالتی بودن نیز یک واکنش سازگارانه است که بسیاری از کودکان در فرآیند رشد طبیعی خود تجربه می کنند.

بنابراین خجالتی بودن به خودی خود یک نقص نیست، بلکه یک ویژگی شخصیتی است.

خجالتی بودن می تواند مزایایی نیز داشته باشد:

از مزایای خجالتی بودن می توان گفت که کودکان خجالتی اکثراً متکی به خود هستند، متفکر اند، موُدب اند، این کودکان بهتر گوش می دهند و شنونده خوبی اند، در دوستی های خود محتاط تر هستند.

این سوال پیش می آید چه زمانی خجالتی بودن کودک می تواند مشکل ساز باشد؟

چنان چه خجالتی و کمرو بودن کودک در حدی باشد که باعث ناتوانی کودک در برقراری ارتباط با دیگران، در دوست یابی، در زندگی روزمره  شود، در این صورت لازم است که برای کاهش خجالتی بودن کودک اقدام کرد.

برخی مواقع خجالتی بودن به حدی زیاد می شود که نشان دهنده یک مشکل است مثلا ممکن است کودک با دیگران با خشم و عصبانیت برخورد کند.

با خجالتی بودن کودکان چه کنیم؟

کمک هایی که پدر و مادر می توانند در مقابل خجالتی بودن کودک خود کنند:

  1. از به کار بردن برچسب (خجالتی) برای کودک خود اجتناب کنید، این کار باعث می شود کودک حس کند چیزی غیر طبیعی در وجودش هست و باعث شرمنده شدن کودک می شود و کودک احساس گناه می کند.
  2. کودک را برای برقراری سریع ارتباط تحت فشار قرار ندهید، مثلا زمانی که وارد جمع می شوند به فرزند خود نگویید سلام کردی؟ خاله را بوس کردی؟
  3. کودک خود را به خاطر ناتوانی در برقراری ارتباط مواخذه نکنید.

چند راه کار برای کاهش خجالتی بودن کودکان

  • باید با کودک خود همدلانه رفتار کنیم و او را در مقابل خجالتی بودنش سرزنش نکنیم و در جبهه مقابل او نباشیم، به کودک خود نشان دهید که اورا درک می کنید.

مثلا زمانی که وارد یک جمعی می شود و خجالت می کشد به او بگویید می دانم از این که وارد جایی شوی که شلوغ است و پر از سر و صدا برایت مشکل است، گفتن این حرف به کودک نشان می دهد که شما او را درک کرده اید و حتی ممکن است این حرف شما باعث شود او راحت تر برخورد کند.

  • برای کودک خود از خجالتی بودن خود بگوییم در این صورت کودک از قضاوت شدن نمی ترسد.

زیرا ترس از قضاوت شدن و اضطراب ناشی از آن باعث می شود کودک حس حقارت کند و دلیلی است بر خجالتی بودن آن و کناره گیری از افراد.

  • برای کودک خود موقعیت هایی را ایجاد کنیم که او با هم سن و سال های خودش تعامل اجتماعی داشته باشد مثلا ثبت نام در کلاس های اموزشی رده سنی کودک خود.

ترجیحاً از موقعیت هایی با جمعیت کمتر شروع کنید تا برای کودک ساده تر باشد.

باید خاطر نشان کرد که خجالتی بودن کودک نباید مانعی برای ثبت نام کردن او در کلاس شود، در حین این که نباید به کودک فشار آورد نباید حامی خجالتی بودن او نیز بود.

  • تلاش کودک را در بر قراری ارتباط با دیگران مورد تشویق و توجه قرار دهید.
  • از قصه درمانی استفاده کنید، مثلا درباره کودکی قصه بگوییم که خجالتی بوده و به خاطر این خجالتی بودن با چه چیز هایی مواجه شده و پس از بر قراری ارتباط با دیگران چه چیز هایی را بدست آورده.

مادر سعی کند در بازی های دو نفره با فرزند خود نقش هایی را ایجاد کند و در قالب آن نقش ها، سلام کردن، لبخند زدن، اظهار نظر کردن و برقراری ارتباط را به کوک خود آموزش دهد.

و در کلام آخر اگر میخواد فرزندی خجالتی را به بار آورید این گونه عمل کنید !

  • کودک خود را به کودکان دیگر مقایسه کنید و عزت نفس را از او بگیرید.
  • توقع بیش از اندازه از کودکان خود داشته باشید و باعث شوید سرخورده شوند.
  • نسبت به کودک خود پرخاشگر باشید .
  • در روابط بین خود و همسرتان خشمگین و عصبانی باشید.

نویسنده: سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

 

14 نکته برای تربیت کودک
14 نکته برای تربیت کودک

14 نکته برای تربیت کودک

حتی موفق ترین والدین هم هنگام تربیت کودکان به مشکل بر می خورند. اگر برای تربیت کودک خود نیاز به کمک دارید استفاده از راهکارهایی که در ادامه ذکر می کنیم می تواند کمکتان کند.

منظور ما از تربیت کردن وضع قوانین و مقرراتی است که کودک شما را از انجام رفتار های پرخاشگرانه (ضربه زدن و گاز گرفتن)، خطرناک (مانند بازی با گاز) و نامناسب ( پرت کردن وسایل) باز دارد.

به یاد داشته باشید که این کار به معنای دعوا و مجازات بچه نیست. در اینجا چهارده راهکار برای جلو گیری از رفتار نامطلوب کودک ذکر شده است.

خط قرمز های خود را تعیین کنید

پیرسون نویسنده معروف می گوید ” اگر همیشه به فرزند خود نه بگویید فرزندتان هیچ وقت اولویت های شما و کار زشت خودش را درک نمی کند، به علاوه شما نمی توانید تمام رفتار کودکتان را کنترل کنید.

اولویت های خود را دنبال کنید و عواقب زیر پا گذاشتن آن ها را به کودکان خود گوش زد کنید، سعی کنید نسبت به چیز هایی که مهم نیستند سخت گیری نکنید.

الیزابت برگر نویسنده و دکتر کودکان می گوید” برقراری یک رابطه سالم و خوب با کودکتان بسیار مهم تر از مجبور کردن او به انجام کاری است که دوست ندارد.”

شما ممکن است نگران باشید که با این کار کودکتان را لوس بار می آورید ولی جای نگرانی نیست.

کودک خود را بشناسید

بعضی از رفتار های کودکان کاملاً قابل پیشبینی است پس پیشاپیش می توانید از این رفتارها جلو گیری کنید مثلاً اگر کودک شما علاقه به نقاشی کردن روی دیوار دارد، زمانی که پیشش نیستید مداد رنگی را در کشو بگذارید تا کم کم این عادت را ترک کند.

اگر کودک 2 ماهه شما از مغازه ها خوراکی بر میدارد با خودتان عروسک ببرید و سرش را گرم کنید.

یا اگر کودکتان عادت دارد خانه را پر از دستمال کاغذی کند کافی است بسته دستمال کاغذی را بالای کمد بگذارید.

از رفتار های بد کودک پیشگیری کنید

هاروی کاپ نویسنده کتاب شادترین کودکان می گوید ” ممکن است بعضی اوقات کودکتان از روی خستگی گریه کند یا جیغ بکشد.

اگر کودکتان صبح ها پر انرژی است اما بعداز ناهار خسته و غیر قابل کنترل می شود سعی کنید او را بیرون از خانه ببرید، می توانید از دکتر وقت بگیرید و با دکتر درباره وضعیت کودکتان مشورت کنید.

همچنین می توانید با گفتن” اسباب بازی هارو که جمع کنیم میریم مهمونی.” کودکان را آماده اتفاقات بعدی کنید اینگونه کودکتان آرام تر می شود.

قاطع باشید

کلر لنر متخصص کودکان می گوید: “در سنین 2 تا 3 سالگی کودکان سعی دارند تأثیر عملکر خودشان بر محیط را درک کنند.

اگر واکنش شما نسبت به یک رفتار کودک عوض شود کودک سیگنال های متفاوتی دریافت می کند و نمی تواند تشخیص دهد شما از او چه می خواهید.”

هیچ زمان مشخصی برای از بین رفتن رفتار بد کودکتان وجود ندارد. اما اگر همیشه یک واکنش نسبت به رفتار ناپسند او داشته باشید  احتمال یادگیری کودک بالا می رود.

این قاطعیت برای سارا مادر ساشا مهم بود هر بار که او کار اشتباهی می کرد سارا با صدای بلند به او هشدار می داد و چون سارا معمولا آرام حرف می زد این قاطعیت و بلندی صدای سارا به ساشا یاد می داد که نباید آن رفتار را تکرار کند.

دقت کنید که در حدود دو سالگی کودکان سعی می کنند با ناز کردن یا بامزه بودن شما را گول بزنند پس فریب کارهای آنان را نخورید.

احساساتی نشوید

مطمئنا این که کودکتان از مسواک زدن فرار می کند یا به حرف شما گوش نمی دهد می تواند عصبانیتان کند.

اما اگر فریاد بزنید همه چیز بدتر می شود.

دکتر ویلیام کالمن، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه کارولینای شمالی توصیه کرد” هنگامی که با فریاد چیزی را از کودک خود می خواهید کودک متوجه خواسته شما نمی شود و فقط فریاد شما را می شنود.

در واقع فریاد زدن شما باعث می شود کودکتان سرگرم بشود و بیش تر لذت ببرد.

بنابراین در برابر بالا بردن صدای خود مقاومت کنید.

نفس عمیق بکشید و تا سه بشمارید.

هنگام اخطار دادن به کودکتان سریع، محکم، جدی و سختگیر باشید.

به جای کنترل کودکان سعی در کنترل موقعیت داشته باشید.

بهتر است انتظارات خود را از سطح صبر و توانایی کودکتان پایین بیاورید این گونه شرایط بهتری  را تجربه خواهید کرد.

14 نکته برای تربیت کودک

گوش دهید و تکرار کنید

بچه ها وقتی که شنیده می شوند احساس بهتری دارند، بنابراین برای جواب دادن به کودک از حرف های خودشان استفاده کنید.

اگر او در فروشگاه های مواد غذایی گریه می کند زیرا به او اجازه نمی دهید خوراکی ها را باز کند، چیزی مثل این را بگویید: به نظر میرسه از دستم عصبانی چون نمی ذارم خوراکی هارو باز کنی ولی این جزو قوانین مغازه است که باید صبر کنی تا از مغازه بیرون بریم.

این حرف خواسته او را برآورده نمی کند ولی باعث کاهش عصبانیت او می شود.

کوتاه و ساده بگویید

اگر در حال تربیت فرزند اول خود هستید ممکن است زمان زیادی را برای توضیح  کار زشت او و تهدید کردنش بگذرانید.

اما با توجه به گفته دکترها کودکان در این سن صحبت های پیچیده را متوجه نمی شوند پس سعی کنید منظور خود را کوتاه و در قالب جملات ساده بیان کنید تا برای کودکتان قابل درک و جالب باشد.

سعی کنید جملات خود را چند بار تکرار کنید، به طور مثال اگر کودک 18 ماهه شما دست شمارا گاز بگیرد  با صدای رسا بگویید” نه.دست مامان درد میگیره. نه درد می گیره” برای کودک 2 ساله می توانید جمله را کمی پیچیده تر کنید مثلا بگویید” نه، روی مبل نپر.

خطرناک است. ممکن است سقوط کنی” کودک 3 ساله می تواند علت و معلول را پردازش کند بنابراین می توانید به او بگویید” دندان ها نیاز به مسواک زدن دارند.

تو باید مسواک بزنی یا من می توانم این کار را برایت انجام بدهم. اینجوری لازم نیست هر ماه دکتر بریم. ”

به او گزینه پیشنهاد کنید

وقتی کودک از انجام کاری خودداری می کند ( یا انجام کاری را متوقف می کند) سعی کنید به او  قدرت انتخاب بدهید.

به او دو گزینه بدهید تا یکی از آن ها را انتخاب کند این گونه کودک احساس می کند که به کاری مجبور نشده است مثلا به او بگویید” کدام یک را دوست داری اول جمع کنی کتاب هایت را یا وسایل نقاشی ات را؟”

اطمینان حاصل کنید که گزینه های شما محدود، خاص و قابل قبول است. مثلاً جمله ” از کجا می خواهی شروع کنی؟” برای کودک شما نامفهوم است.

پس سعی کنید گزینه هایی که انتخاب می کنید برای کودکتان قابل قبول باشند.

مواظب کلماتی که استفاده می کنید باشید

سعی کنید در جملات خود به جای استفاده از فاعل تو از فاعل من استفاده کنید مثلا به جای گفتن” تو آنقدر خودخواهی که حتی اسباب بازی های خود را با بهترین دوست خود به اشتراک نمی گذاری” بگویید  “خیلی خوش حال می شوم وقتی می بینم بچه ها اسباب بازی های خود را به اشتراک می گذارند.”

یک تکنیک خوب دیگر تمرکز بر روی  کلمه انجام دادن است نه انجام ندادن.

مثلا اگر کودکان دوچرخه خود را جابه جا نمی کند به جای این که به او بگویید و استدلال کنید که نمی تواند دوچرخه اش را در راهرو رها کند به او بگویید” اگر دوچرخه ات را جابه جا کنی کم تر لگد می خورد”

مواظب لحنتان باشید کودکتان نباید احساس کند که بخاطر رفتارش اورا دوست ندارید از جملاتی مانند ” وقتی خونه رو بهم میریزی دوست ندارم” یا ” وقتی اینجوری رفتار می کنی نمی تونم تحملت کنم” استفاده نکنید کودک شما باید متوجه شود که شما دوستش دارید و تنها یک رفتار اورا دوست ندارید .

همدلی را به او یاد بدهید

به ندرت یک کودک 3 ساله متوجه می شود که چرا کاری که برایش لذت بخش است را نباید انجام دهد.

سعی کنید به او بگویید که کارشان باعث آزار بقیه می شود با این روش می توانید در او حس همدلی را ایجاد کنید، اگر کودکی را گاز می گیرند خیلی ساده به آن ها بگویید” این کار تو باعث آزار دیدن بقیه می شود.

“یا” وقتی اسباب بازی کودکان دیگر را می گیری باعث می شوی ناراحت شوند چون هنوز می خواهند بازی کنند.”

این به فرزند شما کمک می کند تا ببیند که رفتار او مستقیماً روی افراد دیگر تأثیر می گذارد و به او آموزش می دهد که اول از همه باید درباره عواقب کارهایش فکر کند.

 به او مهلت بدهید

اگر توبیخ های مکرر، راهنمایی و تنبیه کردن باعث از بین رفتن رفتارهای بد کودکتان نشده است، با توجه به سنش به او برای کارش زمان بدهید.

این کار برای کودکانی که  خیلی طول می کشد تا کاری را انجام دهند، مناسب است. قبل از وقت دادن جدی به او نگاه کنید و بگویید” تا سه می شمارم واگر درست رفتار نکنی به اتاقت خواهی رفت” اگر او گوش نکرد به مکانی که قول داده بودید ببریدش و برایش زمانی مشخص کنید پس از آن از او بخواهید که بخاطر رفتار زشتش معذرت خواهی کند و اورا در آغوش بکشید و به او بگویید که دیگر عصبانی نیستید.

در حقیقت کودک دوست ندارد از والدینش و اسباب بازی هایش جدا شود و این کار موجب می شود عمل زشتش را دیگر تکرار نکند.

به او گزینه دیگری بدهید

اگر کودک شما از رفتارش دست نمی کشد به او گزینه جانشین بدهید مثلاً به او بگویید “ضربه زدن به بالش یا ضربه با چکش اسباب بازی” او باید یاد بگیرد که در حالی که احساسات و انگیزه های او قابل قبول هستند،  بعضی روش ها برای بیان این احساسات قابل قبول نیستند.

همچنین به این صورت کودک یاد می گیرد تا مشکلش را خودش حل کند.

شما می توانید از او بپرسید” چگونه می توانی کاری کنی سارا اسباب بازی هایش را با تو به اشتراک بگذارد” در جواب دادن به او کمک نکنید و بگذارید خودش برای مشکلش فکر کند.

برای رفتار خوبش به او پاداش بدهید

بسیار کم پیش می آید که کودک به همه حرف های شما گوش دهد، اگر این طور نباشد عجیب است.

بچه ها معمولاً در برابر خواسته های والدینشان مقاومت می کنند.

پس وقتی که به حرف شما گوش می دهند جایزه دادن می تواند به شما کمک کند.

در پاداش دادن حد اعتدال را رعایت کنید.

این کار نشان می دهد که شما به عملکرد فرزندتان احترام می گذارید.

مثبت فکر کنید

هرچقدر هم از رفتار کودکتان نارحت هستید، ناامیدی خود را بروز ندهید.

اگر کارمندان یک کارخانه بشنوند رئیسشان می گوید: از کار خسته شدم و نمی دانم چگونه کارها را اداره کنم.

شما احترام خود را نسبت به او از دست می دهد.

همین امر وقتی ناامیدانه یا منفی صحبت می کنید برای کودکتان اتفاق می افتد.

با این وجود ممکن است خسته شوید و یا اوضاع از کنترلتان خارج شود اگر احتیاج به کمک مشاور داشتید کافی است با شماره 02122354282 تماس بگیرید و از کمک مشاوران متخصص در این زمینه بهره مند شوید.

نویسنده: کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

تربیت کودک

ده روش برای با انگیزه کردن کودکان
ده روش برای با انگیزه کردن کودکان

ده روش برای با انگیزه کردن کودکان

متقاعد کردن فرزندانتان به انجام کارهایی که نمی خواهند انجام دهند می تواند چالش برانگیز باشد، هم چنین توقف کارهایی که نمی خواهید آنها انجام دهند نیز سخت تر می باشد.

در این مقاله ده روش برای باانگیزه کردن کودکان برای کارهایی که می خواهید انجام دهند آورده شده اند، بیایید با هم این روش ها را مرور کنیم.

  1. اهدافی را تعیین کنید

از آنها بخواهید که لیستی از اهداف کوتاه مدت و یک هدف بلند مدت را تهیه کنند.

اطمینان حاصل کنید که اهداف قابل دستیابی هستند اما برای دستیابی به آن نیاز به تلاش دارند.

  1. موفقیت ها را جشن بگیرید

هنگامی که فرزند شما اهداف خود را انجام می دهد ، به آنها بگویید که به آنها افتخار می کنید.

این چیزها را با هم جشن بگیرید.

در بعضی موارد ، به فرزندتان بخاطر سخت کوشی آنها پاداش دهید.

  1. گاهی رقابت ایجاد کنید.

رقابت سالم را تشویق کنید.

فرزندتان را تشویق کنید که دونده دیگری را در یک مسابقه دو پشت سر بگذارد یا سعی کند نمرات معقول تری نسبت به بقیه داشته باشد.

در مورد مثبت بودن و قدرت داشتن  فرزند خود رقابت ایجاد کنید و هرگز در مورد  نقاط منفی و ضعف  رقیب صحبت نکنید.

  1. آنها را تشویق کنید

به فرزندانتان نشان دهید که به آنها باور دارید.

به آنها بگویید که چقدر عالی هستند.

هرگونه شک و تردید نسبت به خود را در آنها از بین ببرید.

  1. علاقه نشان دهید.

علاقه مند شوید درباره علاقه های فرزندتان بیاموزید.

در مورد آنها با فرزندتان صحبت کنید و گوش دهید.

این به فرزندان شما نشان می دهد که شما به آنها اهمیت می دهید و آزادانه می توانند در مورد منافع خود با شما صحبت کنند

  1. شور و شوق را در او کشف کنید.

فرزندان خود را تشویق کنید تا آنچه را که علاقه مند هستند کشف کنند.

این مسئله ممکن است نیازمند تلاش باشد تا به نتیجه ای برسید.

از آنها در سفر خود به سمت شور و شوق حمایت کنید و از آنها بخواهید که ادامه دهند تا اینکه موضوعات را دریابند.

ده روش برای با انگیزه کردن کودکان

ده روش برای با انگیزه کردن کودکان

  1. مثبت بمانید

چشم انداز مثبت و خوش بینانه را نسبت به فرزندان خود حفظ کنید.

اگر آنها ترس یا شک را در چشمان شما ببینند ، احتمالاً اعتماد به نفس خود را از دست خواهند داد.

داشتن یک رویکرد مثبت می تواند که دیدگاه کلی آنها نسبت به یک وضعیت را روشن تر سازد.

  1. فشار همسالان

گاهی اوقات، فشار کمی از سوی همسالان چیز بدی نیست.

این می تواند بچه های شما را وادار به انجام بهتر کار در مدرسه یا ورزش کند زیرا آنها می خواهند در کنار دوستان خود باشند.

با این حال، مراقب باشید که فشارهای همسالان خیلی زیاد نشود.

  1. برنامه ریزی کنید

برای رسیدن به اهداف، شما به یک برنامه نیاز دارید.

به فرزندان خود کمک کنید تا یک استراتژی برای رسیدن به اهداف خود ایجاد کنند.

برای دستیابی به آنها یک برنامه گام به گام تهیه کنید.

  1. آنها را هیجان زده کنید.

فرزندان خود را در مورد اهداف و آرزوهایشان هیجان زده کنید.

نشان دهید که شما نیز برای آنها هیجان دارید.

انرژی مثبت و آدرنالین باعث خواهد شد تا آنها به  کار سخت خود ادامه دهند و از تلاشهای خود راضی باشند.

منبع: سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

مشاوره کودک و نوجوان

روانشناسی نوجوان 14 ساله
روانشناسی نوجوان 14 ساله

جنبه های مختلف رشد در 14 سالگی و از نظر روانشناسی نوجوان 14 ساله – زمان مطالعه 5 دقیقه

روانشناسی نوجوان 14 ساله

چهارده سالگی ممکن است سنی محوری باشد. در حالی که برخی از کودکان 14 ساله شروع به حرکت در مسیر رسیدن به یک فرد مسئول سالم می کنند، برخی دیگر شروع به طغیانمی کنند و با گروه های مشکل دار آمیخته می شوند.

این سن زمانی مهم برای اطمینان از راهنمایی های کافی به فرزندتان و کمک به او برای به دست آوردن مهارت های مورد نیاز خود برای یک آینده موفق است.

رشد جسمی نوجوان 14 ساله

بیشتر دختران 14 ساله در این سن به بلوغ رسیده اند. هر دو دختر و پسر کم کم متوجه رشد موهای زیر بغل و دیگر اندام های خود می شوند.

بیشتر زنان دوره قاعدگی خود را شروع کرده اند و رشد پستان را تجربه کرده اند. پسران بزرگ شدن بیضه ها و بزرگ شدن آلت تناسلی را تجربه کرده اند. برخی از آنها ممکن است برای اولین بار ارضا شدن شبانه (رویای خیس) را تجربه کنند.

تغییر بدن آنها می تواند منبع غرور و یا دلیلی برای نگرانی باشد. برخی از نوجوانان ممکن است به بدنهای شبیه بزرگسال خود افتخار کنند ، در حالی که برخی دیگر ممکن است از تغییراتی که تجربه می کنند خجالت زده یا گیج شوند.

ممکن است پسرهایی که دیرتر دچار بلوغ می شوند احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند.

آنها ممکن است مسائل مربوط به تصویر بدن را تجربه کنند زیرا احتمالاً خودشان را با همسالان خود مقایسه می کنند. دختران ممکن است مشکلات تصویر بدن را نیز تجربه کنند. نگرانی در مورد وزن و ظاهر در میان آنان شایع است.

روانشناسی نوجوان 14 ساله

نقاط عطف رشدی

ممکن است طی چند ماه چندین سانتی متر رشد کند و به دنبال آن دوره رشد بسیار کند باشد.

تغییرات در ظاهر با سرعتهای مختلفی اتفاق می افتد که می تواند باعث نگرانی زیادی شود

نمایش طیف گسترده ای از بلوغ جنسی است.

نکات فرزندپروری

14 ساله شما تقریباً در تمام مدت گرسنه است. میان وعده های سالم در خانه تهیه کنید و حدالامکان سعی کنید مغذی باشند. با صحبت کردن در مورد سلامتی، به جای وزن، مشکلات تصویر بدن را کاهش دهید.

رشد هیجانی در روانشناسی نوجوان 14 ساله

با رشد نوجوان چهارده ساله به این باور می رسند که همه چیز را می دانند. بنابراین اگر نوجوان شما می خواهد در مورد همه چیز با شما بحث کند، و یا اگر اصرار دارد شما هیچ تصوری از آنچه در مورد آن صحبت می کنید ندارید، تعجب نکنید.

بیشتر نوجوانان نوسانات زیادی در عزت نفس خود تجربه می کنند. آنها ممکن است روزی در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند و و روز دیگر احساس نقص و عدم کمال را در روز دیگر تجربه کنند.

اگرچه نوسانات خلقی هنوز هم در سن 14 سالگی معمول است، اما معمولاً نسبت به گذشته کمتر هستند.

بسیاری از افراد 14 ساله با بالغ شدن، راحت تر می شوند. آنها معمولاً مهارتهای لازم را برای مقابله با احساسات ناراحت کننده به روشهای سالم ایجاد کرده اند.

آنها ممکن است به استراتژی های خاص خود، مانند روزنامه نگاری یا گوش دادن به موسیقی، تکیه کنند یا ممکن است برای حمایت گرفتن به دوستانشان متوسل شوند.

این طبیعی است که کودکان 14 ساله از والدین خود خجالت بکشند. آنها ممکن است مایل نباشند که هنگام لخت شدن در حمام یا در استخر والدین آنها حضور داشته باشند و یا در مقابل دوستان خود با حضور والدین خجالت می کشند.

نقاط عطف کلیدی 

از نظر روانشناسی نوجوان 14 ساله او باید عموماً خوشحال و راحت باشد.

نقاط قوت و ضعف خود را تشخیص می دهد.

والدین او را شرمنده می کنند و دوست دارد که هویت مستقل داشته باشد.

روانشناسی نوجوان 14 ساله

روانشناسی نوجوان 14 ساله

نکات فرزندپروری

این احتمال وجود دارد که 14 ساله شما اصرار داشته باشد که قوانین شما بیش از حد سختگیرانه است یا انتظار زیادی از آنها دارید. این نکته را روشن کنید که آنها بر روی برخی امتیازهای خود کنترل دارند.

برای آنها تکالیف و وظایفی را مقرر کنید و از آنها انتظار داشته باشد که کارهای مدرسه خود را انجام دهند.

دریافت امتیازات را منوط به انجام درست این کارها کنید.

رشد اجتماعی  14 سالگی

ازنظر روانشناسی نوجوان 14 ساله طبیعی است که کودکان 14 ساله از تکیه کردن و گوش فرا دادن به والدین اجتناب کنند.

در عوض، آنها به احتمال زیاد به دوستان خود متوسل می شوند و از همسالان خود مشاوره می گیرند.

برای بسیاری از خانواده ها ، افزایش استقلال به معنای تغییر اساسی در روابط والد- فرزند است.

چهارده ساله‌ها می خواهند مورد قبول همسالان دبیرستانی خود باشد.

فردیت به اندازه عضویت در گروه اهمیتی ندارد. اگر احساس کند که در آن گروه ها جایی ندارد، ممکن است نوجوان شما دچار اضطراب شود.

این امر می تواند مشکل در اعتماد به نفس آنها را به دنبال داشته باشد و در صورتی که جایی برای احساس تعلق پیدا نکند، ممکن است در معرض خطر حمایت از افراد ناسالم باشند.

بسیاری از افراد 14 ساله علاقه مند به ایجاد روابط عاشقانه هستند.

به همین دلیل ممکن است تحت فشار قرار بگیرند یا ترجیح دهند وارد ارتباط شوند.

نقاط عطف کلیدی

علاقه شدید به روابط عاشقانه

اضطراب در مورد دوست داشتنی بودن

دارای یک دایره بزرگ اجتماعی شامل دوستانی از هر دو جنس است.

نکات فرزندپروری

به فعالیت های نوجوان خود علاقه نشان دهید. سؤالاتی بپرسید که فراتر از “بله” یا “نه” است تا در را برای گفتگوهای عمیق تر باز کنید.

به جای اینکه بپرسید، “روزت چطور بود؟” بپرسید “بهترین قسمت روزت کجاش بود؟” و درباره نظرات و علایق نوجوان خود سؤال کنید.

رشد شناختی در روانشناسی نوجوان 14 ساله

بیشتر افراد 14 ساله عدالت و برابری را به عنوان موضوعات مهم می دانند.

آنها برای تجربیات طولانی مدت آماده هستند و علایق آنها کم تر زودگذر است.

آنها غالباً می خواهند دنیای فراتر از اجتماع خود را گشت و گذار کنند، و علاقه مندند آنچه را که در خارج از مدرسه، زادگاه یا کشورشان وجود دارد یاد بگیرند.

روانشناسی نوجوان 14 ساله دختر

 

گفتار و زبان

ممکن است 14 ساله شما بعضی مواقع کمتر اجتماعی به نظر برسد.

اما این می تواند بخشی از رشد طبیعی او باشد زیرا نوجوان شما به تنهایی شروع به حل مشکلات و برخورد با احساسات می کند.

ممکن است نوجوان شما ترجیح دهد در ارتباط الکترونیکی با دوستان خود بماند.

پیام کوتاه و رسانه های اجتماعی اغلب در این سن بسیار مهم هستند.

بیشتر افراد 14 ساله ترجیحات و علائق خود را مشخص می کنند. آنها اغلب کتاب های مورد علاقه دارند و بسته به میزان خواندن آنها، واژگان گسترده ای دارند.

بازی

بازی های یک نوجوان 14 ساله طیف گسترده ای دارد، از بازی های ویدئویی گرفته تا تماشای مسابقات ورزشی با دوستان.

آنها به احتمال زیاد از تهیه برنامه با دوستان خود لذت می برند و ممکن است وقت خود را صرف کار در پروژه های هدف محور با دوستان خود کنند.

نقاط عطف کلیدی از نظر روانشناسی نوجوان 14 ساله

بر روی رشد و پیشرفت در آینده متمرکز می شود

شروع به تعیین اهداف شخصی می کند

ممکن است فرضیات و راه حل های ارائه شده توسط بزرگسالان را به چالش بکشد

نکات فرزندپروری

به نظرات نوجوان خود احترام بگذارید حتی وقتی که با آنها موافق نیستید. به یادگیری بیشتر درباره آنچه ایده های آنها را شکل داده است و چرا آنها اعتقاد خاصی دارند، علاقه نشان دهید. نوجوانان اغلب فقط می خواهند بدانند که کسی به آنها گوش می دهد.

روانشناسی نوجوان دختر 14 سالگی

چه زمانی باید نگران بود؟

همه نوجوانان با سرعت کمی متفاوت رشد می کنند. بنابراین، در حالی که برخی از بچه های 14 ساله بیشتر شبیه بزرگسالان به نظر می رسند و عمل می کنند، برخی دیگر ممکن است کاملاً شبیه کودک باشند.

معمولاً، هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد زیرا همه بچه ها در آینده نزدیک به هم شبیه می شوند.

اگر به هر حال نگران عدم سلامتی نوجوان خود هستید، مهم است که با پزشک فرزند خود صحبت کنید.

یک پزشک می تواند در مورد مشکلات جسمی یا روحی نوجوان بررسی های لازم را انجام دهد و در صورت لزوم او را ارجاع دهد.

اختلالات خوردن نیز می تواند در سالهای نوجوانی بروز کنند. به عادات غذایی نوجوان خود توجه داشته باشید.

کنار زدن وعده های غذایی، خود را مجبور به بالا آرودن غذا کردن و یا رژیم های غذایی مخرب علامت های هشداری هستند که می توانند نشان دهند که نوجوان شما به کمک حرفه ای نیاز دارد.

مقالات پیشنهادی

اختلالات زبان و گفتار در کودکان
اختلالات زبان و گفتار در کودکان

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

کودکان در هنگام تولد آماده یادگیری یک زبان هستند، و باید زبانی را بیاموزند که خانواده و محیط آنها استفاده می کنند.

بیماری اختلالات زبان و گفتار در کودکان

یادگیری یک زبان زمان می برد، و کودکان در رشد زبان با یکدیگر متفاوت هستند.

به طور معمول، کودکان در حال رشد، هنگام یادگیری با برخی صداها، کلمات و جملات مشکل دارند.

با این وجود، اکثر کودکان حدود پنج سالگی به خوبی صحبت می کنند.

کمک به کودکان برای یادگیری زبان

والدین یا مراقبان کودک مهم ترین مربیان او در سنین اولیه کودکی هستند.

کودکان زبان را از طریق گوش دادن به سخنان دیگران و با تمرین کردن می آموزند.

حتی کودکان کوچک به پاسخ های دیگران به صداهایی که در می آورند دقت می کنند.

مهارت های زبانی و  مغزی کودک با شنیدن صداهای متفاوت قوی تر می شود.

والدین می توانند به یادگیری کودکان به روش های متفاوتی کمک کنند:

  • پاسخ دادن به اولین صداها، غان و غون کردن و ژست های کودک
  • تکرار آنچه کودک می گوید و چیزی را به آنها اضافه کردن
  • صحبت در مورد چیزهایی که کودک می بیند
  • سوال پرسیدن و گوش دادن به پاسخ ها
  • قصه گویی
  • شعر خواندن با یکدیگر

این مسئله می تواند در طول بازی یا در میان کارهای روزمره باشد.

نگرانی در مورد اختلالات زبان و گفتار در کودکان

برخی کودکان با دریافت کلام و صحبت کردن مشکل دارند، و نیازمند درمان و کمک می باشند.

ممکن است آنها به نقاط عطف رشد کلامی همراه با هم سالان خود نرسیده اند، و این می تواند نشانی از تاخیر یا اختلال در کلام و گفتار باشد.

رشد زبان قسمت های مختلفی دارد و کودکان ممکن است در یک یا دو مورد زیر مشکل داشته باشند:

  • فهم آنچه دیگران می گویند (زبان دریافتی)، این مسئله می تواند ناشی از موارد زیر باشد :
  • نشنیدن کلمات (فقدان توانایی شنیداری)
  • نفهمیدن معانی کلمات
  • رساندن افکار با استفاده از زبان (زبان بیانی). این مسئله می تواند ناشی از موراد زیر باشد:
  • ناآشنایی با کلمات مورد استفاده
  • ناآشنایی با چگونگی کنار هم قرار دادن کلمات
  • شناختن کلمات اما عدم توانایی در بیان آنها

اختلالات زبان و گفتار می توانند با یکدیگر و یا به تنهایی وجود داشته باشند.

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

اختلالات زبان و گفتار در کودکان

مثال هایی از مشکلات در رشد زبان و گفتار عبارتند از:

  • اختلالات گفتار: مشکل با تشکیل کلمات یا صداهای خاص به طور صحیح، مشکل با درست کردن کلمات یا جملات به صورت روان مثل لکنت.
  • تاخیر زبانی: توانایی فهمیدن و صحبت کردن بسیار کندتر از معمول رشد می کند.
  • اختلالات زبان:
  • آفازیا: مشکل در فهمیدن یا صحبت کردن در بخش هایی از زبان ناشی از آسیب مغزی یا چگونگی کارکرد مغز
  • اختلال پردازش شنوایی: مشکل در فهمیدن معنی صداهایی که گوش به مغز می فرستد.

اختلالات زبان و گفتار ممکن است با دیگر اختلالات یادگیری رخ دهند و روی نوشتن و خواندن تاثیر بگذارند.

کودکانی که مشکلات گفتار دارند، ممکن است به دلیل اینکه متوجه صحبت دیگران نمی شوند یا نمی توانند منظور خود را برسانند زود خسته شوند، ممکن است پرخاشگری بروز دهند، و یا احساس درماندگی و رها شدگی داشته باشند.

اختلالات زبان و گفتار هم چنین ممکن است همراه با اختلالات رفتاری و هیجانی باشند از جمله بیش فعالی و نقص توجه و اختلالات اضطرابی.

کودکان با اختلالات تخیر رشدی از جمله اوتیسم نیز ممکن است مشکلات تکلم و گفتار داشته باشند.

مجموعه ای از چالش ها موفقیت در مدرسه را برای کودک دشوار می سازد.

تشخیص به موقع اختلال کودک برای یافتن یک کمک و درمان مناسب حیاتی است.

شناسایی مشکلات گفتار و زبان

اگر کودک شما مشکلاتی در رابطه با گفتار و زبان دارد با متخصص سلامت مناسب مشورت کنید تا ارزیابی کامل را انجام دهد.

قدم مهم و اول اینست که بررسی شود کودک مشکل شنوایی نداشته باشد.

تشخیص مشکل شنوایی اغلب راحت نیست چه بسا ممکن است کودک تنها در یک گوش مشکل داشته باشد یا اینکه مشکل ناشنوایی جزیی داشته باشد، بدین معنی که می تواند برخی صدا ها را بشنود و برخی را نه.

یک متخصص رشد زبان و گفتار و پاتولوژیست گفتار و زبان می تواند ارزیابی دقیق را برای تعیین مشکل زبان و گفتار کودک شما انجام دهد.

به صورت کلی، یادگیری بیش از یک زبان منجر به اختلالات زبان نمی شود، اما باید دقیقا همان نقاط عطفی را طی کند که برای زبان اول وجود داشتند.

رشد مهارت فهمیدن و صحبت کردن در دو زبان بستگی به میزان تمرینی که کودک انجام می دهد و نوع آن دارد.

اگر کودک در رشد زبان مشکل دارد و به دنبال یادگیری زبان دیگر است، ارزیابی دقیق توسط متخصص برای چگونگی آموزش لازم است.

درمان اختلالات زبان و گفتار  و تاخیرهای زبانی

کودکان با مشکلات زبان اغلب نیازمند کمک بیشتر و دستروالعمل مخصوص هستند.

آسیب شناسان زبان و گفتار می توانند مستقیما با کودکان، والدین، مراقبین و معلمان کار کنند.

دارا بودن یک اختلال زبان یا گفتار کودک را واجد شرایط دریافت درمان اولیه می کند (تا سه سالگی) ویا آموزش های خاص (بعد از سه سالگی).

مدارس نیز می توانند تست های مخصوص به خود را انجام دهند تا وجود یک اختلال گفتار یا زبان را هر چه زودتر در کودک تشخیص دهند.

در این میان وجود یک تیم درمانی با حضور مشاور مدرسه، آسیب شناس گفتار و والدین ضروری است.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

 

اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان
اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان

اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان

آیا در مورد اختلالات خوردن در نوجوان خود نگران هستید؟

در این مقاله می توانید با موارد مرتبط با اختلالات خوردن، پیامدهای اختلالات خوردن، و بهترین استراتژی ها برای پیشگیری آشنا شوید.

اختلالات خوردن

اختلالات غذا خوردن می تواند تاثیری مخرب در نوجوانان بگذارد، مخصوصا دخترها.

برای کمک به شما در حمایت از کودک، علت های احتمالی اختلال خوردن را در کودک خود بشناسید، و یاد بگیرید که چگونه با دختر یا پسر خود در مورد عادات غذایی سالم صحبت کنید.

چرا نوجوانان دچار اختلالات خوردن می شوند؟

اختلالات خوردن وضعیت های جدی هستند مرتبط با شرایط پایداری از خوردن فرد که تاثیرات منفی بر سلامتی و خلق فرد داشته و کارکرد او را در حوزه های مهم زندگی تحت تاثیر قرار می دهد.

شایع ترین اختلالات خوردن عبارتند از آنورکسیا یا بی اشتهایی روانی، پرخوری عصبی یا بولیمیا، و اختلال بینگه یا پرخوری افراطی.

علت دقیق اختلالات خوردن ناشناخته است.

اختلالات خوردن در نوجوانان

با این وجود برخی عوامل ممکن است نوجوان را در معرض خطر قرار دهند از جمله:

فشار اجتماعی

فرهنگ عامه گرایش به تاکید بر لاغر بودن دارد.

به همین دلیل با مشاهده مدل های تبلیغاتی، نوجوانان حتی با یک وزن طبیعی نیز ممکن است تصور کنند که چاق هستند و بدن خود را چاق ادراک کنند.

این مسئله منجر به وسواس با موضوع کاهش وزن و رژیم گرفتن می شود.

فعالیت های مورد علاقه

برخی فعالیتها که به لاغری ارزش می دهند ریسک اختلالات خوردن را افزایش می دهند، مانند مدلینگ لباس، یا ورزش های حرفه ای

عوامل فردی

فاکتورهای ژنتیکی یا زیستیممکن است برخی نوجوانان را بیش از بقیه مستعد اختلالات خوردن سازند.

صفات شخصیت از جمله کمال گرایی، اضطراب یا سخت گیری نیز ممکن است نقش مهمی داشته باشند.

پیامدهای اولیه اختلالات خوردن در نوجوانان

نشانه ها و علائم اختلالات خوردن بر اساس نوع اختلال متفاوت هستند.

نسبت به الگوهای خوردن و باورهایی که ممکن است نشان از رفتار ناسالم داشته باشند هوشیار باشید، هم چنین فشار همسالان که می تواند راه انداز اختلالات خوردن باشد.

برخی علائم هشدار دهنده در مورد اختلالات خوردن عبارتند از:

  • پس زدن وعده های غذایی، بهانه تراشی برای خوردن یا خوردن در خفا
  • تمرکز بیش از حد روی غذا خوردن
  • نگرانی مداوم و شکایت در مورد چاق شدن و اضافه وزن
  • وارسی مداوم در آیینه برای یافتن نقصی خاص
  • استفاده مداوم از ملین ها و قرص های تهوع آور
  • ورزش شدید
  • همواره بعد از وعده های غذایی یا در طول آنها به توالت می رود.
  • بیش از حد طبیعی غذا یا تنقلات می خورد
  • بعد از عادات خوردن ابراز ناراحتی، تنفر و یا گناه می کند.

پیشگیری با ارتباط باز آغاز می شود

برای کمک به پیشگیری از اختلالات خوردن با دختر یا پسر خود در مورد اختلالات خوردن و تصویر بدن صحبت کنید.

این کار ساده ای نیست اما مهم است. برای شروع از روش های زیر استفاده کنید:

عادات غذایی سالم را تشویق کنید.

با نوجوان خود در مورد اینکه چگونه رژیم غذایی بر سلامت، ظاهر و سطح انرژی او تاثیر می گذارد صحبت کنید.

هنگام گرسنگی او را تشویق کنید که غذا بخورید. عادت خوردن با یکدیگر را به عنوان خانواده داشته باشید.

در مورد پیام رسانه ها بحث کنید.

تمامی رسانه ها اعم از برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، وبسایت ها ممکن است حاوی این پیام باشد برای نوجوان که نوع خاصی از اندام قابل قبول است.

نوجوان را تشویق کنید که با شما در مورد برداشت خود از این برنامه ها گفتگو کند و نظرات را به اشتراک بگذارید، به خصوص درم ورد برخی وب سایت ها که آنورکسیا را بیشتر به عنوان یک الگوی زندگی معرفی می کنند تا یک اختلال روانی.

یک تصویر بدن سالم را ایجاد کنید.

با نوجوان در مورد تصویر بدنش صحبت کنید، و به او اطمینان دهید که بدن سالم می تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

اجازه ندهید که در خانه در مورد اندام افراد دیگر از جک یا شوخی های دیگر استفاده شود.

هم چنین از اظهار نظر در مورد دیگران بر اساس ظاهر فیزیکیشان خودداری کنید.

پرورش عزت نفس

به دستاوردهای نوجوان خود احترام بگذارید، و از اهدافش حمایت کنید.

به صحبت های نوجوان خود گوش کنید.

به دنبال ویژگی های مثبت در نوجوان خود باشید، مانند کنجکاوی، بخشش، شوخ طبعی. به او یادآوری کنید که عشق و پذیرش شما بی قید و شرط است نه بر اساس ظاهر یا وزن او.

در مورد خطرات رژیم گرفتن و خوردن هیجانی با او صحبت کنید.

توضیح دهید که رژیم گرفتن می تواند به تغذیه نوجوان آسیب بزند.

توضیح دهید که رژیم های غذایی می تواند باعث به خطر افتادن تغذیه ، رشد و سلامتی نوجوان شما شود ، همچنین منجر به پیشرفت پرخوری افراطی در طول زمان می شود.

به او تذکر دهید که خوردن یا کنترل رژیم غذایی روش سالمی برای مقابله با هیجان ها نیست.

در عوض، او را تشویق کنید که در مورد مشکل خود با یک دوست یا مشاور صحبت کند.

علاوه بر همه اینها به یاد داشته باشید که خود شما باید الگوی کاملی در غذا خوردن باشید.

اگر به طور مدام در رژیم هستید، برای مقابله با هیجان ها و در هنگام عصبی شدن به خوردن روی می آورید، تغییر دادن این رفتارها در نوجوان و تشویق عادات غذایی و رژیم مناسب سخت خواهد شد.

در عوض گزینه های مناسب را برای شیوه زندگی خود انتخاب کنید و به بدن خود افتخار کنید.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر اختلالات کودکی

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن
همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

تقریبا همه ما اختلاف نظر یا عقیده بین خود و والدین مان را تجربه نموده ایم.

موضوعی که برای عده ای شدیدتر، دردسرساز، و تبدیل به یک شکاف ( شکاف بین نسلی ) می شود.

تفاوت بین نسلی به معنای  اختلاف نظر بین دو نسل والدین و فرزندان است.

این اختلاف نظر حیطه های مختلف از جمله انتخاب همسر، گذراندن اوقات فراغت، رفتارهای دینی، نوع تیپ و ظاهر را شامل می شود.

تفاوت نسلی

اما نسل به چه معناست؟

نسل به گروه هم دوره ای گفته می شود که در گذر زمان تجربیات، عادات و فرهنگ مشترکی را تجربه کرده اند.

پیشرفت سریع تکنولوژیی در سال های اخیر به تغییر سبک زندگی منجر شده، تغیری واضح که حتی والدین نیز در گفتگوهای محاوره خود به آن اشاره می کنند.

” زمان ما اینجوری نبود که، مگه جرئت داشتیم رو حرف بزرگ ترمون حرف بزنیم، حالا دوره زمونه عوض شده، بچه ها خودشون انتخاب می کنن چی کار کنن، چه بپوشن با کی ازدواج کنن ”

نوجوان و جوانان نیز از اینکه توسط والدین خود درک یا فهمیده نمی شوند، و استقلال شان به خطر می افتد و والدین عقاید خود را به آن ها تحمیل می کنند یا درک نمی شوند ابراز ناراحتی می کنند.

اگرچه تفاوت بین نسلی از گذشته تا به اکنون وجود داشته اما امروزه بیشتر از قبل به شکل تعارض گونه ای تجربه می شود.

دعوا و کشمکش بین والدین و فرزندان، فرار از خانه، روی آوردن به اعتیاد، احساس بی اعتمادی یا ناامنی از پیامدهای شدید تفاوت بین نسلی است.

حقایقی درباره تفاوت نسلی

اغلب در فیلم ها و سریال های خانوادگی از شکاف نسل ها شنیده ایم.

اما دقیقا تفاوت بین نسلی تا چه حد واقعیت داشته و در چه حیطه هایی نمود دارد؟

تحقیقات مختلف نشان داده است که والدین و نوجوانان اغلب درمورد موضاعات مهم و باورهای اساسی نظر مشابهی دارند.

جالب است بدانید که تفاوتی که بین دیدگاه والدین و فرزندان در خصوص ارزش های بنیادی مانند کار، تحصیل، اهمیت سخت کوشی، مذهب و.. وجود دارد نسبت به تفاوت دیدگاه نوجوانان با همسالانشان کمتر است!

اما چرا؟

دلیل این امر این است نوجوانان با والدین خود از یک پس زمینه اجتماعی، دینی و فرهنگی مشابهی برخوردارند و محیط زندگی مشترکی را تجربه نموده اند.

برخلاف باورهای اساسی که از دوران کودکی مان شروع به شکل گیری می کند، حیطه اصلی که تفاوت بین نسلی در آن بارز و مشکل ساز می شود، را سلیقه شخصی میدانند.

همه چیز درباره تفاوت نسلی و دردسرهای آن

به عنوان مثال نوجوانان و والدین در انتخاب سبک لباس پوشیدن، سبک آرایش مو ، انتخاب موسیقی با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

در این موارد که بیشتر تحت تاثیر گذر زمانه و مد قرار دارد، نوجوان بیشتر از دوستان و همسالان خود تاثیر می گیرد.

تحقیقات نشان داده که اغلب تعارض ها و اختلافات والدین و نوجوانان بر سر موضاعتی مانند ساعت بازگشت به خانه، نوع تفریحات و حفظ آداب و رسوم است.

اما چرا بر سر موضوعاتی سطحی ما شاهد تفاوت بین نسلی و مشاجره هستیم؟

یکی از دلایل اصلی این اتفاق این است که والدین و جوانان هرکدام این مسائل را به گونه ای متفاوت معنی می کنند.

تیپ زدن متمایز و خاص یک نوجوان که از نظر والدینش نوعی سنت شکنی و بی حرمتی است، از نظر نوجوان شاید به عنوان جرئت ورزی و احترام به خود تعبیر شود.

تفاوت بین نسلی یا شکاف عمیق بین نسل ها

از نظر روانشناختی افراد در هر دوره سنی دارای ویژگی ها، انتظارات و نگرش های خاصی هستند.

این تفاوت بخصوص بین دو نسل مختلف کاملا طبیعی است.

امروزه بخصوص با تکنولوژی و بمباران اطلاعات والدین و نوجوانان در دو دنیای متفاوت از هم زندگی می کنند.

اما چطور می توانیم از تبدیل شدن تفاوت بین نسلی به یک شکاف عمیق بین خودمان با گذشته گان که میراث با ارزشی از تجربه و فرهنگ هستند و آینده گان که نیروی پویای حرکت رو به جلو هستند، بکاهیم:

مشارکت

مشارکت نسل قدیم در فعالیت های نسل جدید حتی اگر ارتباط قوی صورت نگیرد باز هم سودمند است.

به عنوان مثال در کشور کره جنوبی که تفاوت بین نسلی واضحی وجود دارد، با این حال نسل قدیم در جشن ها و فعالیت های نسل جوان مشارکت می کنند.

این مشارکت که نوعی تلاش برای نزدیک شدن به نسل جوان تر است باعث می شود نسل جدید نیز که به سرعت در حال حرکت رو به جلو است، بیشتر به سنت ها و ارزش های آن ها احترام بگذارد.

به روز بودن والدین

فرزندان که با اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی و بمباران اطلاعات رو به رو هستند ممکن است احساس کنند والدین و نسل قدیم آن ها را نمی فهمند، اطلاعات و افکارشان شان قدیمی و مربوط به دوران گذشته یا عصر حجری است!

والدین به عنوان نماینده نسل قدیم برای نزدیکی بیشتر با فرزندان خود ( نسل جدید) و کم کردن از این فاصله بین نسلی، لازم است که اطلاعات خود را به روزرسانی کنند.

این کار نه تنها باعث مشارکت و احساس نزدیکی و صمیمیت بیشتر می شود، بلکه همچنان ارزش و احترام آن ها به عنوان افرادی آگاه و با تجربه حفظ می شود.

منابع:

جامعه، خانواده، نوجوان، دکتر سید ابوالقاسم مهری نژاد، انتشارات آوای نور، 1397.

تفاوت بین نسلی در خانواده، حبیب صبوری خسروشاهی، 1393.

جهانی شدن و شکاف بین نسلی، رضا فراشبندی، زینب حیدری، خاتون کراری اهرمی، عذرا محمدحسینی، سیده ملیحه هاشمی، نجمه خاتون فوالدی حقیقی.

بررسی تأثیر سبک زندگی بر شکاف نسلی در بین جوانان شهر کاشان، اسد اله بابایی فرد، مریم روحی، 1395.

نویسنده: “کودکانهسایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

روانشناسی رشد کودک و نوجوان