تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی و مشاوره نوجوان پسر

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۲۴ نظر

  1. Shima گفت:

    سلام من پسری دوازه ساله دارم که از کودکی به علت شاغل بودن پدرش در شهر دیگه با خودم حموم میبردمش تااینکه ۹ سالگی خواستم مجبورش کنم تا خودش تنهایی بره حموم ولی نمیره و می خواد با من بیاد حموم البته با وجود اینکه من با لباس زیر هستم هیچ رفتار غیر متعارفی انجام نداده که بگم از لحاظ جنسی باشه.اصلا رفتارش کاملا طبیعیه منم به این مسئله مشکلی نداره فقط میخواستم بدونم در آینده مشکلی پیش نمیاد

    • مژگان ن گفت:

      در هر صورت فرار کردن از زیر بار مسئولیت کارهای شخصی و مرتبط با بهداشت با توجه به سن فرزندتان مناسب نیست. نوعی رفتار که حاکی از تمایل فرزندتان برای نگه داشتن شما در کنار خود است. حمام رفتن جزو کارها و وظایف شخصی فرزند شماست و باید مسئولیت این کار را خودش به عهده بگیرد. مسئله سپردن این مسئولیت با او در میان بگذارید. به او بگویید که می توانید تا جایی که می توانید در کنارش باشید و حتی از فیلم های اموزشی در اینترنت برای شستشوی درست استفاده کنید. به او نشان دهید که این کار زمانی که بر دوش خودش باشد چقدر لذت بخش تر خواهد شد و تا چه حد می تواند حس خود کنترلی را در وی افزایش دهد.

  2. مرحمت گفت:

    سلام .مطمئن باشید تو ذهنش میمونه و به مرور زمان این مسئله رو بررسی میکنه و کنجکاو میشه و سعی داره بدون بدن دخترای دیگه چجور و ممکنه در آینده کار به جاهای خطر ناک برسه پس بهتره حتما رعایت کنید یه بار دو بار مخالفت کنید دیگه اصراری نمیکنه.
    بهش توضیح ندید که به خاطر اینکه بدن شما رو میبینه براش جور دیگه ای بیان کنید.مثلا اینکه تو دیگه بزرگ شدی مرد شدی زشته و اینجور حرف ها.پسرا به دلیل اینکه همیشه میخوان بگن بزرگ شدن اینطور حرف زدن ها میتونه روش تاثیر داشه باشه.

    • روانشناس سایت کودک گفت:

      دوست عزیز هرگز برای کودکان از کلمات زشته و …. استفاده نکنید. هرگز عریان شدن جلوی کودک کنجکاوی کودک را به تنهایی تحریک نمی کند، و منجر به مشکل نمی شود.

  3. زاهد گفت:

    متاسفانه شما ناخواسته ضمیر ناخود آگاه فرزندتون رو تحریک کردید.و همین مشکلاتی رو برای ایشون و در نهایت شما ایجاد خواهد کرد رفتار شما مادرانه نیست چون مهمتر از خود بچه تربیت صحیح اونه.

  4. شهرزاد گفت:

    سلام پسرم ۱۴ سالشه. تک فرزند می باشد قبلا چند بار از این موضوع ابراز ناراحتی میکرد.ولی زود فراموش میکرد..اماالان حدود یک ماه است که به شدت ابراز ناراحتی میکند.من با توجه به اینکه دیر ازدواج کردم قادر به بچه دار شدن نیستم.حتی برای اینکه او را خوشحال کنم با هم به بهزیستی رفتیم و شرایط فرزند خواندگی را پرسیدم و خودش دید که پروسه ای زمانبر و پردردسر است میگوید که تو سعی خودت را کردی ولی من خواهر میخوام من تنهام و خیلی منزوی شده و از من و پدرش فاصله میگیره در حالیکه تا یک ماه پیش اصلا اینگونه نبود من تا الان سعی میکرم با تشویقش به ارتباط دوستاش و پر کردن اوقات فراغتش با بازیهای گروهی بخصوص فوتبال برایش پر کنم.الان الان مستاصل شده ام هم احساس گناه میکنم و هم نگران انزوا و فاصله گرفتنهایش هستم.باهاش چیکار کنم؟

    • روانشناس سایت کودک گفت:

      با سلام، داشتن یا نداشتن فرزند دوم به هر دلیلی نمی تواند دلیلی برای مشکلات فرزندان ما باشد و هیچ منبع علمی نشان نمی دهد که کودکان خانواده های تک فرزند نسبت به کودکان در خانواده های با فرزندان بیشتر وضعیت نا مناسبی دارند. شما یک پسر ۱۴ ساله دارید. وارد بلوغ شده با یک دنیای جدید و روحیات و هیجانات خاص خود. توانایی رویارویی با مسائلی که این دوران دارد روی تمام ابعاد زندگی یک نوجوان تاثیر می گذارد و خود را تنها و مستاصل می یابد. بنابراین طبیعی است که بدون اگاهی لازم به هر انچه که در اطرافش هست توجه کرده و گاهی هر مسئله کوچکی در ارتباط با خانواده برایش کمبود به نظر می رسد و اگر مشکلی را در حال حاضر در خود می بیند سعی میکند به ان نسبت دهد. این حالت را در نظر بگیرید که اگر فرزند دومی داشتید که چند سالی با این فرزندتان فاصله داشت، الان پسرتان در ۱۴ سالگی باز هم تمام ناراحتی های روحی مربوط به بلوغ را حضور فرزند دوم و توجه شما و ….. مسائل مختلف می دانست. بنابراین اینکه سعی کردید حمایت بیرونی و درونی را برای فرزندتان فراهم کنید بسیار خوب است، سعی کنید مقالات مرتبط با تغییرات بلوغ و نوجوانی را بخوانید تا بتوانید با ویژگی های این دوره اشنا شوید. احساس گناه را کنار بگذارید، این ها تقصیر شما نیست تقصیر بلوغ است و باید این گذار طی شود.

    • علیرضا گفت:

      باید یکاری بکنید من خودم پسرم درک میکنم حالشو اگ اون تنها باشه ب رفیق پناه میبره بعد رفیق یه چیزی دستش میده ک دیگ اون بچه رو نمیتونی پیدا کنی،خیلی مواظبش باشین فساد از بیکاری میاد،مخصوصا پنجشنبه ها و جمعه ها نزارین تنها باشه برین خونه فامیلی جایی نزارین دلش بگیره،نزار جوری بشه ک ب خودکشی فکر کنه نزار ارامشو تو یه نخ سیگار ببینه مثل من

  5. زهرا صالحی گفت:

    خب در این مورد با متخصص روانپزشک مشاوره کردید؟مشکل خاص این روزهای ماست.چون مشکلات اقتصادی بچه دار شدن رو نمیده و یا به خاطر دیر ازدواج کردن اینجور مشکلات به وجود میاد.ولی اگه مشکل آوردن یه دختر بچه رو از بهزیستی دارید، میتونید این کارو انجام بدید…در این مورد باید حتما مشاوره کنید تا مشکلشو حل کنه.مشاوره ای که باهاش در این مورد حرف بزنن.

  6. زاهد گفت:

    یکی از مشلات ازدواجی که دیر انجام بشه همین است.اما شما خودتون رو مقصر ندونید و توکل بر خدا داشته باشید و شاکر نعمت های خدا باشید ک همین فرزند سالم و پاک رو به شما عطا کرده و چه بسا خانواده هایی که از داشتن فرزند محروم یا از داشتن فرزند سالم محروم هستند.پس ناشکری نکنید و تمام توانتون رو برای موفقیت همین فرزند بکار گیرید.و در این سن بلوغ به هیچ وجه تنها رهاش نکنید و دوستانش را هم زیر نظر داشته باشید.به طور غیر مستقیم برای هر تک فرزندی تنهایی یک معضل است اما حتی کسانی که خواهر و برادر هم دارند بازم از تنهایی شکایت دارند.
    بهتره هر چه بیشتر و بهتر پسرتون رو به گروههای مختلف مخصوصا ورزشی بفرستید و اجتماعی تربیتش کنید تا با دوستان همسن و سال و البته سالم خود معاشرت داشته و کمتر در محیط خانه باشد.سرگرمی های متنوع تک نفره هم فراموش کنید چون تنها بودن رو از بین نبرده و فقط فرزندتون رو موقتا سرگرم میکنه و زیاد خوب هم نیستن

  7. morteza گفت:

    سلام من ۱۶ سالمه و با مامان و برادرم تو المان زندگی میکنم.من از وقتی اومدم اینجا اولاش رفتار مامانم با ما خوب بود ولی بعد کم کم ریسد به جایی که به همه چی گیر میداد حتیی چیز های کوچیک.مامان من سه سال اینجاس من چهار ماهه که اومدم.تو این یکی دو ماهه دیگه بدتر.فحش های بد.زدن.زدحال.منت گذاشتن رو چیزهایی که میخره.اصلا طوری شده که جوابشو میدم.وقتی که بهم میگه کاری رو انجام بدم و من میگم نه هی میگه گوشیتو میگیرم…غذا نمیدم….اینجوری میکنم…اونجوری میکنم..وخیلی کارای دیگه.حتی من به پیش پلیس المانم رفتم اما چون زبان بلد نیستم نتونستم توضیح بدم مامانم تا میتونس از کارایی که کرده گفت ولی از کارای بدی که میکرده نگفت..به من پول تو جیبی نمیده چون میگه واست مبایل خریدم..مبایلمو چک میکنه..به من میگه با این بگرد با اون نگرد..حتی میگه من باید بگم چه لباسی بپوشی.نمیدونم چیکار کنم …لطفا کمکم کنید

  8. morteza گفت:

    حتی کارای دیگه ای هم میکنه…مثلا تو خونه لباسای خوشگل بیرون رو میپوشم برمیگرده میگه باشه تو هم خشگلی. به تور مسخره…..یا وقتی چیزایی که تو مدرسه یاد میگیرم رو به المانی تو خونه میگم میگه باشه تو هم بلدی بس کن…..بعد از سه ماه پدرمو در اوردم راضیش کردم ببرتم منو باشگاه اما هنوز نبرده ففقط زراضی شده…بخدا اگه مدرسه نبود من الان افسرده میشدم هرچند که الانم یکم افسرده ام..طوری شده که دوست مامانم که زبان بلده بهم میگه ببرمت اداره پلیس تورو بدن به یه خوانواده دیگه خودم قبول نکردم.خیلی تو فشارم……..من گفتم میام المان راحت میشم ..راحتم شدم ولی از این مشکل خیلی تو فشارم….

  9. morteza گفت:

    یعنی انقدر بهم فحش داده که فکر میکنم هیچی نیستم جز یه ادم احمق کثیف..درسته که مهربانی های خودشو داره بعضی وقتا بهم خوبی میکنه اما یه ماه پدرمو دراورده نمیدونم چرا….مخصوصا تو تعطیلات کریسمس که همش خونه بودم….انگار با قر زدناش زندگی میکنم. فکر میکنم تا بهم زد حال نرنه اروم نمیشه..بهش یه ماه میگم منو ببر ارایشگاه نمیبره میگه صبر کن ماشین بخرم خودم بزنم.میگم موهامو خراب میکنی ابروم میره ….اونم با فحش ک….. ع….. ت…..همین که هست…..انقدر به بابام فحش داده داداشمم یاد گرفته بهم فحش پدر میده

  10. morteza گفت:

    میشه کمی سریع تر منو راهنمایی کنید؟؟

  11. مهدی گفت:

    سلام من پسری ۱۳ ساله هستم و تک پسرم و خواهرم ىک سال پیش دنیا اومد و مادرم به دلیل تک پسر بودنم خیلی منو داره مامانی و ناز بار میاره و خیلی رویم حساسه.و من از این بابت بسیار ناراحتم ودوست ندارم اینجوری بزرگ شم مثلا اگر نانوایی آن طرف خیابان باشد نمیگذارد که من تنها بروم و میگوید بزار بابات بره و من واقعا به ورزش کاراته علاقه دارم ولی او نمیزاره من برم و میگه این ورزش ها واسه تو خطرداره و من واقعا دارم از دستش دارم دیوونه میشم.هرچی به او میگم با من اینکارو نکن من دوست ندارم مامانی بزرگ شم ولی او اعتنا نمیکنه من واقعا از این بابت بسیار ناراحتم.توروخدا کمکم کنید تا بتونم او رو متقاعد کنم من رو مامانی بزرگ نکنه.ج

    • روانشناس کودک گفت:

      سلام مهدی جان… ناراحتی تو از بابت این رفتارهای مادرت واقعا قابل درکه و بسیار جای امید و خوشحالی هست که مثل یک فرد بالغ نسبت به وضعیت خودت اگاهی داری و حتی اینده نگر هم هستی. اما متاسفانه این رفتارها از سوی مادرت هستند و در واقع مادرت هست که باید به بینش درست تو این مسئله برسه. برای متقاعد کردن ادم های اطرافت ممکنه انرژی زیادی بذاری و در نهایت خسته بشی. پس سعی کن مادرت رو حداقل متقاعد کنی که برای یک سری نگرانی هایی که داری باید پیش روانشناس بری و مشکلت رو پیش روان شناست مطرح کن و ازش بخواه با مادرت صحبت کنه و بقیه کارها رو بسپر به اون.

  12. علیرضا گفت:

    سلام من۱۶سالمه وضعیت درسیم خوب نیست امسال اخرین سالیه ک درس میخونم از دوناه بعد هم میرم پیش داداشم کار کنم اون دستگاهای نونوایی درست میکنه و پول خیلی خوبی داره،ولی جدیدا یه حسه خیلی بدی دارم،استرس دارم ترس دارم شبا نمیتونم تا صب بخوابم همش از ایندم میترسم واقعا حالم خیلی بده چیکار کنم؟؟

    • روانشناس کودک گفت:

      سلام علیرضا.. چرا سعی نمی کنی غیر از این کار تخصص های دیگه هم کسب کنی؟ این خیلی می تونه کمکت کنه. یک ضرب المثل معروف هست که به زبان انگلیسیه میگه همه توپ ها رو تو یک سبد ننداز. پس همه برنامه ریزی ها برای اینده رو روی یک هدف متمرکز نکن و سعی کن دامنه تخصص و یادگیریت رو گسترش بدی . این جوری احساس ایمنی بیشتری خواهی داشت

  13. azar گفت:

    با سلام و احترام
    پسر سیزده ساله دارم که قبل از عید یک بازی ps4 خرید و شرط کردیم که از بعد ۱۳ بدر دستگاه جمع شود تا بعداز امتحانات خرداد و از ذوق بازی قبول کرد ولی از روز ۱۴ فروردین که متوجه شد تا به امروز یعنی هر روز از ساعت ۴ که از مدرسه میاد تا ۸ شب یکسره چانه می زنه و پرخاش می کنه و حرف بد می زنه و اصلاً یک آدم دیگه میشه …بعداز ۸ دوباره خودش میشه و عذر خواهی می کنه تا فردا ….
    واقعاً مستاصل شدم لطفا راهنمایی بفرمایید

    با تشکر

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام… وقتی مانعی در برابر خواسته های نوجوان بگذارید معمولا این رفتارو نشون میدن چون خشم دارند. تا انجا که می شود بدون هیچ بحثی سر تعهد خود بمانید و در برابر فریادها هیچ عکس العملی نشان ندهید و طبق قولی که دادید بعد از امتخانا دستگاه را به وی بدهید.

  14. کتایون گفت:

    سلام … برادر من ۱۷ سالشه ، حدودا ۷ ماهه که درس رو گذاشته کنار و با دوستاش که سیگار و گل میکشن و مشروب میخورن و ترک تحصیل کردن بیرون میره ، خودش هم بصورت تفریحی وقتی دوستانش مجبورش میکنن بره بیرون گل میکشه و سیگار هم که واسش شده مثل نقل و نبات ، به چندین مشاور و روانپزشک مراجعه کردیم حتی پیش دکتر ترک اعتیاد هم بردیمش فایده ای نداشت باز هم با دروغ های مختلف میره پیش دوستاش
    ممنون میشم اگه کمکم کنین

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام کتایون جان. ببینید در این شرایط اول از همه باید ارتباط های داخل خونه مدیریت بشن. این رفتارها و همسان سازی بالا با گروه های دوستی نشون میده با خونه اصلا ارتباط خوبی نداره. بعد از اون باید به دنبال یک درمانگر باشید که قبل از همه چیز بتونه باهاش ارتباط خوبی برقرار کنه. این خیلی مهمه… بهر حال پروسه ای که وجود داره حل تعارضات درونی خودش و تعارضاتش با خانواده هست. چقدر با روان شناس هاش ارتباط خوبی داشت؟

  15. دنيا گفت:

    سلام من دوتا پسر دارم ۲۲و ١۶ ساله
    مدتهاست درگیر اینم که علت اینمه رفتار های انها چیست روانشناسان زیادی بردم اما هیچکدوم نتونستن کاری انجام بدهند پسر ١۶ ساله از بچه گی مدرسه رفتن رو دوست نداشت الان سه ساله که مدرسه رو نمیره بالتماس امتحان داده امسال کلا امتحان هم نداد میگه میرم باز از دم در بر میگرده کلاسهای زبان و موسیقی بارها گفته حتما میرم منم با شرایط سخت مالی ثبت نام کردم باز نرفته بازیهای کامپیوتری رو خیلی دوست داره همش میگه مدرسه رو دوست ندارم از رفتن به محیطهای اجتماعی ترس و حس خود کم بینی شدید داره مترو و اتوبوس قطار هواپیمااصلا سوار نمیشهدارویی نیست خوب بشه خسته شدم بخدا

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام. باید خلق و رفتار فرزند نوجوانتون از نزدیک مورد تشحیص و بررسی قرار بگیره. میشه نظرات متخصصین قبلی رو ذکر کنید و علائم دیگر رو؟ مثل خلق وی، خشم یا دیگر رفتارها و …

نظر دهید

سوال امنیتی *