تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی و مشاوره نوجوان پسر

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه کودک و نوجوان می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۳۲ نظر
  1. Shima
    سلام من پسری دوازه ساله دارم که از کودکی به علت شاغل بودن پدرش در شهر دیگه با خودم حموم میبردمش تااینکه 9 سالگی خواستم مجبورش کنم تا خودش تنهایی بره حموم ولی نمیره و می خواد با من بیاد حموم البته با وجود اینکه من با لباس زیر هستم هیچ رفتار غیر متعارفی انجام نداده که بگم از لحاظ جنسی باشه.اصلا رفتارش کاملا طبیعیه منم به این مسئله مشکلی نداره فقط میخواستم بدونم در آینده مشکلی پیش نمیاد
    پاسخ دی ۱, ۱۳۹۵ در ۴:۱۹ ب.ظ
    • مژگان ن
      در هر صورت فرار کردن از زیر بار مسئولیت کارهای شخصی و مرتبط با بهداشت با توجه به سن فرزندتان مناسب نیست. نوعی رفتار که حاکی از تمایل فرزندتان برای نگه داشتن شما در کنار خود است. حمام رفتن جزو کارها و وظایف شخصی فرزند شماست و باید مسئولیت این کار را خودش به عهده بگیرد. مسئله سپردن این مسئولیت با او در میان بگذارید. به او بگویید که می توانید تا جایی که می توانید در کنارش باشید و حتی از فیلم های اموزشی در اینترنت برای شستشوی درست استفاده کنید. به او نشان دهید که این کار زمانی که بر دوش خودش باشد چقدر لذت بخش تر خواهد شد و تا چه حد می تواند حس خود کنترلی را در وی افزایش دهد.
      پاسخ دی ۱, ۱۳۹۵ در ۸:۴۱ ب.ظ
  2. مرحمت
    سلام .مطمئن باشید تو ذهنش میمونه و به مرور زمان این مسئله رو بررسی میکنه و کنجکاو میشه و سعی داره بدون بدن دخترای دیگه چجور و ممکنه در آینده کار به جاهای خطر ناک برسه پس بهتره حتما رعایت کنید یه بار دو بار مخالفت کنید دیگه اصراری نمیکنه. بهش توضیح ندید که به خاطر اینکه بدن شما رو میبینه براش جور دیگه ای بیان کنید.مثلا اینکه تو دیگه بزرگ شدی مرد شدی زشته و اینجور حرف ها.پسرا به دلیل اینکه همیشه میخوان بگن بزرگ شدن اینطور حرف زدن ها میتونه روش تاثیر داشه باشه.
    پاسخ دی ۱, ۱۳۹۵ در ۴:۳۴ ب.ظ
    • روانشناس سایت کودک
      دوست عزیز هرگز برای کودکان از کلمات زشته و .... استفاده نکنید. هرگز عریان شدن جلوی کودک کنجکاوی کودک را به تنهایی تحریک نمی کند، و منجر به مشکل نمی شود.
      پاسخ دی ۱۷, ۱۳۹۵ در ۴:۵۰ ب.ظ
  3. زاهد
    متاسفانه شما ناخواسته ضمیر ناخود آگاه فرزندتون رو تحریک کردید.و همین مشکلاتی رو برای ایشون و در نهایت شما ایجاد خواهد کرد رفتار شما مادرانه نیست چون مهمتر از خود بچه تربیت صحیح اونه.
    پاسخ دی ۱, ۱۳۹۵ در ۶:۲۹ ب.ظ
  4. شهرزاد
    سلام پسرم 14 سالشه. تک فرزند می باشد قبلا چند بار از این موضوع ابراز ناراحتی میکرد.ولی زود فراموش میکرد..اماالان حدود یک ماه است که به شدت ابراز ناراحتی میکند.من با توجه به اینکه دیر ازدواج کردم قادر به بچه دار شدن نیستم.حتی برای اینکه او را خوشحال کنم با هم به بهزیستی رفتیم و شرایط فرزند خواندگی را پرسیدم و خودش دید که پروسه ای زمانبر و پردردسر است میگوید که تو سعی خودت را کردی ولی من خواهر میخوام من تنهام و خیلی منزوی شده و از من و پدرش فاصله میگیره در حالیکه تا یک ماه پیش اصلا اینگونه نبود من تا الان سعی میکرم با تشویقش به ارتباط دوستاش و پر کردن اوقات فراغتش با بازیهای گروهی بخصوص فوتبال برایش پر کنم.الان الان مستاصل شده ام هم احساس گناه میکنم و هم نگران انزوا و فاصله گرفتنهایش هستم.باهاش چیکار کنم؟
    پاسخ دی ۱۴, ۱۳۹۵ در ۶:۴۲ ب.ظ
    • روانشناس سایت کودک
      با سلام، داشتن یا نداشتن فرزند دوم به هر دلیلی نمی تواند دلیلی برای مشکلات فرزندان ما باشد و هیچ منبع علمی نشان نمی دهد که کودکان خانواده های تک فرزند نسبت به کودکان در خانواده های با فرزندان بیشتر وضعیت نا مناسبی دارند. شما یک پسر 14 ساله دارید. وارد بلوغ شده با یک دنیای جدید و روحیات و هیجانات خاص خود. توانایی رویارویی با مسائلی که این دوران دارد روی تمام ابعاد زندگی یک نوجوان تاثیر می گذارد و خود را تنها و مستاصل می یابد. بنابراین طبیعی است که بدون اگاهی لازم به هر انچه که در اطرافش هست توجه کرده و گاهی هر مسئله کوچکی در ارتباط با خانواده برایش کمبود به نظر می رسد و اگر مشکلی را در حال حاضر در خود می بیند سعی میکند به ان نسبت دهد. این حالت را در نظر بگیرید که اگر فرزند دومی داشتید که چند سالی با این فرزندتان فاصله داشت، الان پسرتان در 14 سالگی باز هم تمام ناراحتی های روحی مربوط به بلوغ را حضور فرزند دوم و توجه شما و ..... مسائل مختلف می دانست. بنابراین اینکه سعی کردید حمایت بیرونی و درونی را برای فرزندتان فراهم کنید بسیار خوب است، سعی کنید مقالات مرتبط با تغییرات بلوغ و نوجوانی را بخوانید تا بتوانید با ویژگی های این دوره اشنا شوید. احساس گناه را کنار بگذارید، این ها تقصیر شما نیست تقصیر بلوغ است و باید این گذار طی شود.
      پاسخ دی ۱۷, ۱۳۹۵ در ۴:۳۱ ب.ظ
    • علیرضا
      باید یکاری بکنید من خودم پسرم درک میکنم حالشو اگ اون تنها باشه ب رفیق پناه میبره بعد رفیق یه چیزی دستش میده ک دیگ اون بچه رو نمیتونی پیدا کنی،خیلی مواظبش باشین فساد از بیکاری میاد،مخصوصا پنجشنبه ها و جمعه ها نزارین تنها باشه برین خونه فامیلی جایی نزارین دلش بگیره،نزار جوری بشه ک ب خودکشی فکر کنه نزار ارامشو تو یه نخ سیگار ببینه مثل من
      پاسخ اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ در ۶:۴۵ ب.ظ
  5. زهرا صالحی
    خب در این مورد با متخصص روانپزشک مشاوره کردید؟مشکل خاص این روزهای ماست.چون مشکلات اقتصادی بچه دار شدن رو نمیده و یا به خاطر دیر ازدواج کردن اینجور مشکلات به وجود میاد.ولی اگه مشکل آوردن یه دختر بچه رو از بهزیستی دارید، میتونید این کارو انجام بدید...در این مورد باید حتما مشاوره کنید تا مشکلشو حل کنه.مشاوره ای که باهاش در این مورد حرف بزنن.
    پاسخ دی ۱۴, ۱۳۹۵ در ۶:۵۶ ب.ظ
  6. زاهد
    یکی از مشلات ازدواجی که دیر انجام بشه همین است.اما شما خودتون رو مقصر ندونید و توکل بر خدا داشته باشید و شاکر نعمت های خدا باشید ک همین فرزند سالم و پاک رو به شما عطا کرده و چه بسا خانواده هایی که از داشتن فرزند محروم یا از داشتن فرزند سالم محروم هستند.پس ناشکری نکنید و تمام توانتون رو برای موفقیت همین فرزند بکار گیرید.و در این سن بلوغ به هیچ وجه تنها رهاش نکنید و دوستانش را هم زیر نظر داشته باشید.به طور غیر مستقیم برای هر تک فرزندی تنهایی یک معضل است اما حتی کسانی که خواهر و برادر هم دارند بازم از تنهایی شکایت دارند. بهتره هر چه بیشتر و بهتر پسرتون رو به گروههای مختلف مخصوصا ورزشی بفرستید و اجتماعی تربیتش کنید تا با دوستان همسن و سال و البته سالم خود معاشرت داشته و کمتر در محیط خانه باشد.سرگرمی های متنوع تک نفره هم فراموش کنید چون تنها بودن رو از بین نبرده و فقط فرزندتون رو موقتا سرگرم میکنه و زیاد خوب هم نیستن
    پاسخ دی ۱۴, ۱۳۹۵ در ۷:۰۳ ب.ظ
  7. morteza
    سلام من 16 سالمه و با مامان و برادرم تو المان زندگی میکنم.من از وقتی اومدم اینجا اولاش رفتار مامانم با ما خوب بود ولی بعد کم کم ریسد به جایی که به همه چی گیر میداد حتیی چیز های کوچیک.مامان من سه سال اینجاس من چهار ماهه که اومدم.تو این یکی دو ماهه دیگه بدتر.فحش های بد.زدن.زدحال.منت گذاشتن رو چیزهایی که میخره.اصلا طوری شده که جوابشو میدم.وقتی که بهم میگه کاری رو انجام بدم و من میگم نه هی میگه گوشیتو میگیرم...غذا نمیدم....اینجوری میکنم...اونجوری میکنم..وخیلی کارای دیگه.حتی من به پیش پلیس المانم رفتم اما چون زبان بلد نیستم نتونستم توضیح بدم مامانم تا میتونس از کارایی که کرده گفت ولی از کارای بدی که میکرده نگفت..به من پول تو جیبی نمیده چون میگه واست مبایل خریدم..مبایلمو چک میکنه..به من میگه با این بگرد با اون نگرد..حتی میگه من باید بگم چه لباسی بپوشی.نمیدونم چیکار کنم ...لطفا کمکم کنید
    پاسخ دی ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
  8. morteza
    حتی کارای دیگه ای هم میکنه...مثلا تو خونه لباسای خوشگل بیرون رو میپوشم برمیگرده میگه باشه تو هم خشگلی. به تور مسخره.....یا وقتی چیزایی که تو مدرسه یاد میگیرم رو به المانی تو خونه میگم میگه باشه تو هم بلدی بس کن.....بعد از سه ماه پدرمو در اوردم راضیش کردم ببرتم منو باشگاه اما هنوز نبرده ففقط زراضی شده...بخدا اگه مدرسه نبود من الان افسرده میشدم هرچند که الانم یکم افسرده ام..طوری شده که دوست مامانم که زبان بلده بهم میگه ببرمت اداره پلیس تورو بدن به یه خوانواده دیگه خودم قبول نکردم.خیلی تو فشارم........من گفتم میام المان راحت میشم ..راحتم شدم ولی از این مشکل خیلی تو فشارم....
    پاسخ دی ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۵ ب.ظ
  9. morteza
    یعنی انقدر بهم فحش داده که فکر میکنم هیچی نیستم جز یه ادم احمق کثیف..درسته که مهربانی های خودشو داره بعضی وقتا بهم خوبی میکنه اما یه ماه پدرمو دراورده نمیدونم چرا....مخصوصا تو تعطیلات کریسمس که همش خونه بودم....انگار با قر زدناش زندگی میکنم. فکر میکنم تا بهم زد حال نرنه اروم نمیشه..بهش یه ماه میگم منو ببر ارایشگاه نمیبره میگه صبر کن ماشین بخرم خودم بزنم.میگم موهامو خراب میکنی ابروم میره ....اونم با فحش ک..... ع..... ت.....همین که هست.....انقدر به بابام فحش داده داداشمم یاد گرفته بهم فحش پدر میده
    پاسخ دی ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
  10. morteza
    میشه کمی سریع تر منو راهنمایی کنید؟؟
    پاسخ دی ۱۹, ۱۳۹۵ در ۴:۳۷ ب.ظ
  11. مهدی
    سلام من پسری 13 ساله هستم و تک پسرم و خواهرم ىک سال پیش دنیا اومد و مادرم به دلیل تک پسر بودنم خیلی منو داره مامانی و ناز بار میاره و خیلی رویم حساسه.و من از این بابت بسیار ناراحتم ودوست ندارم اینجوری بزرگ شم مثلا اگر نانوایی آن طرف خیابان باشد نمیگذارد که من تنها بروم و میگوید بزار بابات بره و من واقعا به ورزش کاراته علاقه دارم ولی او نمیزاره من برم و میگه این ورزش ها واسه تو خطرداره و من واقعا دارم از دستش دارم دیوونه میشم.هرچی به او میگم با من اینکارو نکن من دوست ندارم مامانی بزرگ شم ولی او اعتنا نمیکنه من واقعا از این بابت بسیار ناراحتم.توروخدا کمکم کنید تا بتونم او رو متقاعد کنم من رو مامانی بزرگ نکنه.ج
    پاسخ اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ در ۱۲:۲۳ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مهدی جان... ناراحتی تو از بابت این رفتارهای مادرت واقعا قابل درکه و بسیار جای امید و خوشحالی هست که مثل یک فرد بالغ نسبت به وضعیت خودت اگاهی داری و حتی اینده نگر هم هستی. اما متاسفانه این رفتارها از سوی مادرت هستند و در واقع مادرت هست که باید به بینش درست تو این مسئله برسه. برای متقاعد کردن ادم های اطرافت ممکنه انرژی زیادی بذاری و در نهایت خسته بشی. پس سعی کن مادرت رو حداقل متقاعد کنی که برای یک سری نگرانی هایی که داری باید پیش روانشناس بری و مشکلت رو پیش روان شناست مطرح کن و ازش بخواه با مادرت صحبت کنه و بقیه کارها رو بسپر به اون.
      پاسخ اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ در ۹:۵۲ ب.ظ
  12. علیرضا
    سلام من16سالمه وضعیت درسیم خوب نیست امسال اخرین سالیه ک درس میخونم از دوناه بعد هم میرم پیش داداشم کار کنم اون دستگاهای نونوایی درست میکنه و پول خیلی خوبی داره،ولی جدیدا یه حسه خیلی بدی دارم،استرس دارم ترس دارم شبا نمیتونم تا صب بخوابم همش از ایندم میترسم واقعا حالم خیلی بده چیکار کنم؟؟
    پاسخ اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ در ۶:۳۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام علیرضا.. چرا سعی نمی کنی غیر از این کار تخصص های دیگه هم کسب کنی؟ این خیلی می تونه کمکت کنه. یک ضرب المثل معروف هست که به زبان انگلیسیه میگه همه توپ ها رو تو یک سبد ننداز. پس همه برنامه ریزی ها برای اینده رو روی یک هدف متمرکز نکن و سعی کن دامنه تخصص و یادگیریت رو گسترش بدی . این جوری احساس ایمنی بیشتری خواهی داشت
      پاسخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۶ در ۶:۵۲ ب.ظ
  13. azar
    با سلام و احترام پسر سیزده ساله دارم که قبل از عید یک بازی ps4 خرید و شرط کردیم که از بعد 13 بدر دستگاه جمع شود تا بعداز امتحانات خرداد و از ذوق بازی قبول کرد ولی از روز 14 فروردین که متوجه شد تا به امروز یعنی هر روز از ساعت 4 که از مدرسه میاد تا 8 شب یکسره چانه می زنه و پرخاش می کنه و حرف بد می زنه و اصلاً یک آدم دیگه میشه ...بعداز 8 دوباره خودش میشه و عذر خواهی می کنه تا فردا .... واقعاً مستاصل شدم لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر
    پاسخ اردیبهشت ۴, ۱۳۹۶ در ۴:۵۳ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام... وقتی مانعی در برابر خواسته های نوجوان بگذارید معمولا این رفتارو نشون میدن چون خشم دارند. تا انجا که می شود بدون هیچ بحثی سر تعهد خود بمانید و در برابر فریادها هیچ عکس العملی نشان ندهید و طبق قولی که دادید بعد از امتخانا دستگاه را به وی بدهید.
      پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۹:۰۲ ب.ظ
  14. کتایون
    سلام ... برادر من ۱۷ سالشه ، حدودا ۷ ماهه که درس رو گذاشته کنار و با دوستاش که سیگار و گل میکشن و مشروب میخورن و ترک تحصیل کردن بیرون میره ، خودش هم بصورت تفریحی وقتی دوستانش مجبورش میکنن بره بیرون گل میکشه و سیگار هم که واسش شده مثل نقل و نبات ، به چندین مشاور و روانپزشک مراجعه کردیم حتی پیش دکتر ترک اعتیاد هم بردیمش فایده ای نداشت باز هم با دروغ های مختلف میره پیش دوستاش ممنون میشم اگه کمکم کنین
    پاسخ اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ در ۳:۱۸ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام کتایون جان. ببینید در این شرایط اول از همه باید ارتباط های داخل خونه مدیریت بشن. این رفتارها و همسان سازی بالا با گروه های دوستی نشون میده با خونه اصلا ارتباط خوبی نداره. بعد از اون باید به دنبال یک درمانگر باشید که قبل از همه چیز بتونه باهاش ارتباط خوبی برقرار کنه. این خیلی مهمه... بهر حال پروسه ای که وجود داره حل تعارضات درونی خودش و تعارضاتش با خانواده هست. چقدر با روان شناس هاش ارتباط خوبی داشت؟
      پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۹:۳۶ ب.ظ
  15. دنيا
    سلام من دوتا پسر دارم 22و ١٦ ساله مدتهاست درگير اينم كه علت اينمه رفتار هاي انها چيست روانشناسان زيادي بردم اما هيچكدوم نتونستن كاري انجام بدهند پسر ١٦ ساله از بچه گي مدرسه رفتن رو دوست نداشت الان سه ساله كه مدرسه رو نميره بالتماس امتحان داده امسال كلا امتحان هم نداد ميگه ميرم باز از دم در بر ميگرده كلاسهاي زبان و موسيقي بارها گفته حتما ميرم منم با شرايط سخت مالي ثبت نام كردم باز نرفته بازيهاي كامپيوتري رو خيلي دوست داره همش ميگه مدرسه رو دوست ندارم از رفتن به محيطهاي اجتماعي ترس و حس خود كم بيني شديد داره مترو و اتوبوس قطار هواپيمااصلا سوار نميشهدارويي نيست خوب بشه خسته شدم بخدا
    پاسخ تیر ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. باید خلق و رفتار فرزند نوجوانتون از نزدیک مورد تشحیص و بررسی قرار بگیره. میشه نظرات متخصصین قبلی رو ذکر کنید و علائم دیگر رو؟ مثل خلق وی، خشم یا دیگر رفتارها و ...
      پاسخ تیر ۲۱, ۱۳۹۶ در ۸:۱۱ ب.ظ
  16. Mahin
    سلام من یه پسر ۱۲ ساله دارم که هیچ جوره حریفش نمیشم..یه دختر ۲۰ ساله دارم که الان در این سن براش موبایل خریدم ولی پسرم از وقتی فهمیده همش در حال گریه و داد و بیداده که منم موبایل میخوام..خودم فکر میکنم که الان موبایل براش زوده و نیازی بهش نداره..هر چند که موبایل خودمم میدم باهاش بازی کنه..حالا میترسم انقدر گریه میکنه و حرص میخوره مریض بشه چطور باید باهاش رفتار کنم که قانع بشه؟
    پاسخ مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ در ۷:۱۲ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. شما سعی کنید هر طور شده خرید موبایل شخصی رو به تعویق بندازید. نگران نباشید گریه کردن ها بلایی سر فرزند شما نمی اورد. زمانی که فرزند شما سنین بلوغ را پشت سر گذاشته مثلا در حدود پانزده سالگی، مطمئنا باید گوشی همراه داشته باشد حداقل یک گوشی برای تماس های اضطراری باشد نه حتما یک گوشی هوشمند که نوجوانان همه خواهان ان هستند. این زمانی است که فرزند شما به اندازه کافی استقلال و جسارت دارد که به تنهایی و یا با دوستانش بیرون برود و زمانیست که کودک به ارتباط نیاز دارد. این بدین معنی نیست که نباید هیچ قانونی در رابطه با این وسیله وجود نداشته باشد. به فرزند خود اجازه ندهید همان سطح دسترسی که شما به گوشی موبایل دارید به همان مقدار به موبایل دسترسی داشته باشد. بنابراین زمانی که یک گوشی موبایل در اختیار فرزند خود می گذارید نیاز است که یک سری محدودیت ها برای استفاده از آن برای او قائل شوید. این مسئله می تواند در مورد این باشد که کودکان برای چه کاری از تلفن همراه استفاده کنند و چه زمانی اجازه استفاده از آن را دارند.
      پاسخ مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ در ۳:۰۹ ب.ظ
  17. حسینی
    سلام،من یه برادر 18 ساله دارم که مدتی اخلاقش عوض شده ،تا الان خیلی سر به زیر و درسخون بود تو گروههای موسیقی فعالیت داره از همه لحاظ خوب بود و همه ازش تعریف میکنن ،از لحاظ خانوادگی همه تحصیل کرده و موفق هستیم همیشه مورد حمایت بوده تا جایی که تونستیم نزاشتیم با افراد ناسالم ارتباط داشته باشه ولی الان یه مدتیه عوض شده دیگه درس نمی خونه یه دفعه نسبت به درس و تحصیل به رغبت شده چند روز هم هست که هم متوجه شدیم بیرون از خونه سیگار میکشه(برای دفعه اول)ولی هنوز به روش نیاوردیم که میدونیم...البته ناگفته نماند 2 تا پسر عمو دارم که خیلی از لحاظ رفتاری مناسب نیستن 10سال بود از هم دور بودیم الان 4 ماهی هست اومدن محله ما خودمون فکر میکنیم ارتباط با اونا بی تاثیر نبوده هر موقع بهش میگیم با اینا رفت و آمد نکن میگه مگه من بچه امیه دفعه شده یه آدم دیگه ،خواهش میکنم یه راهکار نشونم بدید چطور رفتار کنیم تا بیشتر به این سمت نره،چطور منصرفش کنیم با اونا ارتباط نداشته باشه. ممنون
    پاسخ مرداد ۲۹, ۱۳۹۶ در ۶:۵۴ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام... این طور که مشخصه اطرافیان و هم نشینی روی برادراتون تاثیر گذاشته...تو این سن خیلی تحت تاثیر هم سالان هستند مخصوصا همسالان پر خطر. اگر بخواین جلوش رو بگیرین بدتر میشه و ممکنه از شما فرار کنه. سعی کنید از کسی استفاده کنید که هم سن خودش هست و بهش کمک می کنه این مسئله خیلی تاثیر داره و باعث میشه بیشتر پیروی کنه تا از افراد بزرگتر و خانواده. در غیر این صورت باید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید.
      پاسخ شهریور ۸, ۱۳۹۶ در ۷:۰۷ ب.ظ
  18. A.M.N
    سلام من یه پسر ۱۵ ساله هستم که میشه گفت کلا اعتماد به نفسما از ریشه از دست دادم همش حس میکنم رفیقام منو دوس ندارند واسه همین اصلا دیگه با دوستام کیف نمی کنم.حس میکنم من هیچ چیز بلد نیستم و حتی اگه این موضوعا پیگیری نکنم به دلیل اینکه با اطرافیان بگم من چیز بلدم خدایی ناکرده ممکنه به جای کار های مفید به سیگار و مشروب و قمار .... رو بیارم در حالی که من نه درسم بده نه پدرم از لحاظ مالی چیزی کم گذاشته و هیچ چیز دیگه گاهی وقتا حس میکنم هیچکس دوس نداره با من معاشرت کنه و اگه کسی حتی روی شوخی کمبود های منو بهم تحمیل کنه (منظورم از تحمیل انتقاد نیست منظورم اینه که تو سرم بکوبه ) من خیلی ناراحت میشم و برای دو سه روز کلا حالم خرابه یا بعضی وقتا چون حس میکنم بلد نیستم با کسی حرف بزنم وقتی کسی از من احوال پرسی میکنه(بعضی مواقع)دست و پای خودما گم می کنم و چرت و پرت جواب طرفو میدم خود من فکر میکنم ریشه همه این چیزا که گفتم عدم اعتماد به نفسه من باید چکار کنم
    پاسخ تیر ۹, ۱۳۹۷ در ۱:۱۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام... دقیقا همون طور که خودت گفتی مشکل اعتماد به نفس باعث میشه این فکرها رو بکنی...ساده ترین راه اینه که برای خود استیکرهای خوب توی اتاقت بزنی و نقاط قوتت رو یاداوری کنی.... بعد کارهایی که ازشون لذت می بری رو انجام بدی جالا ممکنه هر چیزی باشه... بعد اینکه کارهایی رو بکنی که فکر می کنی از پسشون بر میای و توانمند هستی در اونها... دنبال یک کار خیلی پیچیده نباش... یک چیز خیلی ساده مثل خوب دویدن و یا کتاب خواندن می تونه تورو توانمند کنه.
      پاسخ تیر ۲۶, ۱۳۹۷ در ۸:۰۰ ق.ظ
  19. احمد اقا
    سلام ۱۸ سالمه تعریف از خود خیلی میدونم خیته اینو بزارید رو حساب بچه بودنم من هیچ وقت اونجوری که خواستم نشده هیچ وقت یه خوشیه ابدی ندیدم هیچ وقت با کسی درد دل نکردم همشون تهش میگن اره داداش بیخیال درست میشه هیچ وقت نخواستم مثه بقیه باشم هیچ وقت رو حرف اقام نه نیو اوردم هیچ وقت نشده بتونم یه شب یه نفس عمیق بکشم بگیرم بخوابم اینا ماله فیلماس هیچی باحال نیس میدونی اره اینایی که هم سن منن خوش ندارم درکشون کنم نمیدونم دلشون به چی خوشه دل خوشیشون اینه فلانی عشقشه ساعت ۱۰شب پی ام نده شب خوش نمیخوابه طرف کتونی خریده اره مد شده میخوام برم بیرون باش یا اینکه فلانی تولدمه یاینکه ته این سیگار کشیدنای اینا چیه یکی نیس بزنه پسش بگه اخه بچه تو چی کم داری از اشغالا دستت گرفتی هیچ وقت کسیو درک نکردم کاری ندارم خانواده من کلن با من برعکسن من رفتم باشگا گفتن نرو دستو پات میشکنه گفتم میرم همه چیش پای خودم الان چند ساله کشتی میرم بازم مخالفت دارن بامن مسابقه میریم با مقام میاییم خونه نه بگن اخ دمت گم میدونی ما دلمون به این خانواده گرمه الانم که این پیامو میدم درسته شوما نیگا میکنی یه لبخند میزنی اما اینا یک دهمه حرفای تو دل ما نیس خلاصه ک گرگ زاده را محتاج نوازش نیس یاعلی
    پاسخ تیر ۲۲, ۱۳۹۷ در ۲:۲۴ ق.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز یک بار نوشته خودتون رو بخونید . تمام نوشته شما بیان منفی گرایی از افکار شماست . و این افکار منفی رو به دیگران هم منتقل خواهید کرد . هر وقت ذهنتون از این افکار پر شد شروع به نوشتن کنید . چون قلم نوشتن شما خوبه . اینطوری علاوه بر تخلیه روحی میتونید روی نوشته های خودتون هم کار کنید . در ضمن همه انسانها مشکلاتی در زندگی دارند. مهم اینه که بخوان در اون مشکل بمونن یا خلاص بشن. شما اول باید ببینید چه تصمیمی قراره در زندگی بگیرید . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۸:۰۷ ق.ظ
نظر دهید

سوال امنیتی *