حسادت در کودکان

حسادت در کودک، کودک حسود

در این نوشتار سعی داریم تا به سوالات: سن حسادت در کودکان و شدیدترین دوره آن، چگونه با حسادت کودک اول به دوم و حسادت در کودک ۵ ساله مواجه شویم؟ زمان مطالعه ۴ دقیقه + فایل صوتی.

حسادت یک احساس عاطفی است، برخی دانشمندان معتقدند این احساس غریزی است و در میان انسان ها سابقه ای دیرینه دارد.

این اختلال نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. حسد دیرترین جریانیست که در فرد بوجود می اید و در روابط اجتماعی ایجاد می شود[۱].

 

حسادت یک احساس عاطفی است، برخی دانشمندان معتقدند این احساس غریزی است و در میان انسان ها سابقه ای دیرینه دارد.

این اختلال نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. حسد دیرترین جریانیست که در فرد بوجود می اید و در روابط اجتماعی ایجاد می شود[۲].

حسد و غبطه، حس های اجتماعی بر پایه مقایسه هستند. از کودک نوپایی که برادر یا خواهر نوزادش را هل می دهد تا بزرگسالانی که به دوستشان حسادت می کنند، همگی در حال مقایسه خودشان با فرد دیگری هستند.

احساس حسادت در کودکان

حسادت، حسی است که در شرایطی پراسترس اوج می گیرد اما خودش باعث افزایش استرس فرد می شود.

این احساس معمولا زمانی به وجود می آید که فرد حس کند آنچه که دارد، کمتر از چیزی است که باید داشته باشد.

یعنی حس می کند حقش پایمال شده.

او معمولا زمانی حسودی می کند که آنچه دیگری دارد برایش ارزشمند باشد.

به همین دلیل مثلا یک نقاش به نقاش دیگر حسادت می کند یا یک خواننده به خواننده دیگر یا یک همکار به همکار دیگرش.

این حس معمولا هنگام کمبود نسبت به ویژگی یا داشته های فرد دیگر رخ می دهد. فرد حسود می خواهد آن را داشته باشد یا دیگری آن را نداشته باشد.

او تظاهر می کند که اصلا موفقیت یا داشته آن شخص برایش مهم نیست یا به او حسودی نمی کند و حتی گاهی در ظاهر او را تحسین می کند اما در داخل خود، رنج می کشد که چرا این فرد به این داشته ها رسیده است.

این حس گاه چنان قوی می شود که حتی به خشونت می انجامد. گاهی باعث استرس و اضطراب می شود و گاهی فرد را افسرده می کند.

پس بی دلیل نیست که بیشتر مذاهب، حسادت را جزو گناهان به حساب می آورند و مردم را از حسدورزی به دیگران باز می دارند.

سن حسادت در کودکان و شدیدترین دوره آن

اثرات حسادت در کودکان

احساسی ناراحت کننده است و ریشه در موارد زیر دارد و فرد را در دام هیولای استرس می اندازد.

  • ناامنی (احساس عدم امنیت)،
  • اعتماد به نفس پایین،
  • تنهایی،
  • ترس از دست دادن کسی یا چیزی،
  • شک و تردید،
  • عصبانیت،
  • بی اعتمادی
  • احساس حقارت
  • گاه همراه با احساس گناه در فرد
  • اجازه ورود  افکار منفی.

 

تعاریف مختلف از حسادت

حسادت در برخی نظریات روان شناسی توجهاتی را جلب کرده است و تعاریفی را در برداشته است: هیجانی که به نظر می رسد در اکثر رفتارهای پرخاشگرانه و اختلافات نقش دارد.

با وجود اینکه به عنوان یک هیجان مهم است و قدرت تهاجمی ان در مقابل انسان قابل توجه است اما تحقیقات در این زمینه بسیار محدود و در مراحل اولیه است. اما اخیرا این هیجان و توجه به ان افزایش یافته است.

حسادت بر خلاف هیجان های اصلی مثل خشم، ترس، یا لذت یک هیجان اجتماعی پیچیده است.

این موضوع بیشتر در حوزه روان شناسی اجتماعی و در بافت روابط رمانتیک بزرگسالان مورد بحث قرار گرفته است، بنابراین پیشتر کمتر مورد توجه روان شناسان رشد و محققان در زمینه خانواده بوده است.

مایه تاسف است که حسادت کودکی اغلب در غالب رقابت بین خواهر و برادرها به صورت سطحی در مطالب بالینی و متون مربوط به کودک مورد بررسی قرار گرفته است[۲].

سن حسادت در کودکان و حسادت در کودک 5 ساله

سن حسادت در کودکان در ادامه مقاله اورده شده است.

تفاوت های فردی در حسادت

مقدار و شدت حسادت در افراد مختلف متفاوت است. و با عواملی از قبیل :

  • سن،
  • جنس،
  • هوش،
  • رشد ذهنی،
  • تعداد اطفال در یک خانواده
  • طرز رفتار والدین بخصوص مادر ارتباط

در روابط دختر-دختر بیشتر حسادت دیده می شود[۳].

از هر سه کودک حسود، دو نفر انها دختر هستند، و کودکان همبازی که با یکدیگر ۱/۵ تا ۳/۵ سال تفاوت سنی دارند، نسبت به هم بیشتر حسادت می کنند. عموما کودک باهوش و نخستین فرزند خانواده بیشتر احساس حسادت می کنند[۴].

حسادت کودک اول به دوم

سن حسادت در کودکان

آیا نوزادان حسادت می کنند؟

وقتی کودک گریه می کند، می تواند گرسنه، خسته، کلافه از گرما باشد یا همانطور که تحقیقات جدید نشان می دهد، حسادت می کند. تحقیقات جدید کانادا نشان داده است که نوزادان می توانند علائم حسادت را در سن ۳ ماهگی نشان دهند و این مغایر با نظریه هایی است که دو سال طول می کشد تا انسانها احساسات را تجربه کنند.
در نظریات قبلی ۵ سالگی را سن بروز حسادت دانستند که بعد از آن تا ۲ سالگی این احتمال کاهش یافت.
حال تقیقات جدید نشان می دهد که در سه ماهگی کودک می تواند حس حسادت را بروز دهد.
البته شدیدترین سن حسادت در کودکان در ۵ سالگی رخ می دهد.
حسادت در کودک ۵ ساله به سختی قابل کنترل است و به مرور یاد میگیرد که آن را کنترل کند.
عدم آموزش در این دوره سبب می شود که حسادت در بزرگسالی شدیدتر شده و به اختلال تبدیل شود.
سطح متوسط و کم حسادت نیز یک احساس مفید است.

آیا افراد ۱ ساله حسود می شوند؟

این درست است همونطور که بیان شد.
در این سن کودکان تنها به  اشکال ساده احساسات را درک می کنند که انواع ابتدایی از محبت ،حسادت ،همدردی، و اضطراب را شامل می شود.
سن حسادت در کودکان از سه ماهگی آغاز می شود.
[۱] . شعاری نژاد، ۱۳۸۶

[۲] . معتمدی، ۱۳۷۱

[۳] . حیدری، ۱۳۶۸

[۴] . Leung and Robson. 1995

منبع: مشاورکو بخش فرزندپروری 

مقالات مرتبط

مقالات حسادت در کودکان

 

سوالات متداول

۱ - چگونه باید با کودک حسود رفتار کرد؟

سعی کنید تا آنجا که می توانید تلاش بیشتری در رابطه خود با کودک به خرج دهید. به او اطمینان دهید که بخش مهمی از زندگی خانواده است و کارهایش دیده می شود. در هر کاری که به آن علاقه دارد او را تشویق کنید، اما سعی کنید کاری نباشد که خواهر یا برادرش نیز دوست دارند و انجام می دهند.

۲ - حسادت را چگونه برای کودک توضیح دهیم؟

بهتر است برای توضیح دادن به کودک از کلمات ساده و قابل فهم استفاده کنید. می توانید از این جملات برای توضیح حسادت به کودک استفاده کنید: حسودی کردن به این معناست که چیزی را بخواهی که افراد دیگر دارند. بسیار خواهان آن باشید و از اینکه بقیه دارند و تو نداری عصبانی باشی. می خوای به هر قیمتی شاد باشی حتی اگر دوست یا خواهر برادرت غمگین شوند.

۳ - رفتار با فرزند اول چگونه باشد تا به نوزاد تازه به دنیا آمده حسودی نکند؟

اول از همه اینکه باید روی اعتماد به نفس کودک خود کار کنید تا با هر اتفاقی دچار شکستگی نشود. به فرزند بزرگ مسئولیت تزئین اتاق و وسایل نوزاد را بدهید. یک کادویی مخصوص را تهیه کنید تا کودک اول به نوزاد بدهد مثل یک کتاب جدید، اسباب بازی یا .... . زمان مخصوصی را فقط به کودک اول خود اختصاص دهید. به او نشان دهید که احساساتش را درک می کنید. بازی هایی را طراحی کنید و با کودک بازی کنید.

۴ - تاثیرات منفی حسادت کردن کدامند؟

حسادت معمولا با پرخاشگری بروز پیدا می کند. در این حالت فرد تمایل دارد با رفتارهای مختلف خشم خود را فروکش کند و دست به رفتارهای جبرانی می زند، در مورد کودکان برای مثال عروسک خواهر کوچک تر خود را خراب می کند. هم چنین حسادت در اکثر اوقات در یک چرخه ناقص می افتد و کودک در صورت ناکامی مدام با هیجان منفی روبرو می شود.

۱۱ دیدگاه ها

  1. elena
    سلام یه مشکلی داشتم من دو تا پسر دارم و یه دختر.پسر کوچیکم 4 ماهشه و دخترم 5 ساله و پسرم 8 سالشه. از وقتی پسر کوچیکم به دنیا اومده حسادت خواهر و برادرش بیشتر شده تا جاییکه دخترم واقعا موقع شیر دادن بهش عصبانیم میکنه.پسر بزرگم هم به نحوی دیگه با شیطنت هاش مانع شیر دادن من میشن.چندین بار هم عصبانی شدم و تنبیه کردمشون.ولی از این وضعیت خسته شدم و رهر دوشون بهم خیلی وابسته ان کمکم کنید ممنون
    پاسخ بهمن 7, 1395 at 6:42 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام، اینکه خواهر و برادرهای بزرگتر نسبت به برادر کوچیکشون این واکنش ها رو نشون می دن خیلی غیرعادی نیست. احساس می کنند که این فرزند کوچک جای انها را گرفته و یا اینکه انها به اندازه کافی دوست داشتنی نبودند که کودک دیگری امده. معمولا اعتماد به نفس کودکان و درک کودکان از موقعیت انقدر نیست که بتوانند از به دنیا امدن خواهر و برادر دیگر خوشحال شوند. البته این در مورد همه کودکان صدق نمی کند. بنابراین قدم اول کار روی اعتماد به نفس کودکان بزرگتر و نشان دادن توجه بدون قید و شرط است. سعی کنید در ساعاتی که نوزادتان خواب است و یا به شما نیاز کمتری دارد با دو کودک دیگر وقت بازی بگذارید. نکات مثبت انها را ببینید و مدام تشویق کنید و حتی از انها بخواهید که در مراقبت و نگهداری برادر نوزاد به شما کمک کنند. در این حالت احساس مسئولیت را در انها تقویت می کنید و باعث می شوید که حس حسادت انها بیشتر به یک احساس خواهر برادرانه پخته تر در کنار احساس مسئولیت برای نگهداری از وی تبدیل شود. مثلا زمان شیر دادن بخواهید که یکی از خواهر و برادرها بیاید و به شما کمک کند و یا مثلا در کنار شما هنگام شیر دادن با نوزاد بازی کند و با هم از حرکات وی لذت ببرید.
      پاسخ بهمن 7, 1395 at 5:15 ب.ظ
  2. مشاور
    دوست عزیز داشتن سه فرزند با این تفاوت سنی هایی که دارند مسلما بسیار سخته و شما رو دچار مشکل میکنه اما شما باید دختر و پسرتون رو درک کنید وبهشون حق بدید. در اینکه فرزند 4 ماهه شما بسیار به شما نیاز داره شکی نیست ولی این دلیلش نمیشه دختر و پسر بزرگتون شما رو کمتردر دسترس داشته باشند.بهترین حالت اینه که این قضه رو مدیریت کنید .دختر و پسر شما فکر میکنن فرزند 4 ماهتون باعث شده که شما رو از دست بدن و کمتر بهتون دسترسی داشته باشند وقتی شما به خاطر نوزادتون اونارو تنبیه میکنید این حس خشم رو در اونها بیشتر میکنید.مدام بهشون ابراز علاقه کنید و سعی کنید وقتی پسرتون مدرسه هست دخترتون رو در آغوش بگیرید و نوازشش کنید و ببوسیدش وقتی پسرتون منزل هست سعی کنید براش به تنهایی وقت بزارید از همسرتون کمک بگیرید ازش بخواید برای نیم ساعت هم شده نوزاد شما رو نگه داره و شما با این دو بچه پارک برید.مادر بودن نوبتی نیست که بخواید به ترتیب تولد برای بچه ها وقت بزارید شما مادر هر 3 هستید شاید از نظر شما که نوزاد 4 ماهه داریی یک پسر 8 ساله و یک دختر 5 ساله بزرگ به نظر برسن که از آب و گل در اومدن و الان نوبت سومی هست که بهش برسید ولی شما تا آخرین لحظه باید برای هر سه وقت بزارید.از نظر من یک دختر 5 ساله و یک پسر 8 ساله خیلی بیشتر بهتون احتیاج دارند. سعی کنید به خاطر کوچولوتون این دو بچه رو اصلا دعوا نکنید .گاهی به اطرافیان بگید دختر و پسرم خیلی کمکم می کنن اگه اونا نبودن من نمیتونستم به کارام برسم و سعی کنید این حرفها رو بچه ها بشنوند.
    پاسخ بهمن 9, 1395 at 3:03 ب.ظ
  3. niyoosha
    با به دنیا آمدن پسر جدیدم فرزند قبلی ام که یک پسر 9 ساله است .تغییر رفتار داده و پرخاشگر شده.نمیدانم با او چگونه رفتار کنم؟
    پاسخ تیر 13, 1396 at 6:44 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. فرزند بزرگ شما به احتمال زیاد دچار اضطراب شده و نسبت به حضور کودک کوچکتر احساس ناامنی می کند. به او احساس مسئولیت بدهید در قبلا برادر کوچکش. نشان دهید که الگوی برادر کوچکش است و می تواند در تربیت او نقش اساسی داشته باشد. بعلاوه مدام نقاط قوت وی را خاطر نشان کنید و تقویت کنید مخصوصا تقویت های کلامی. این مسئله اعتماد به نفس کودک را افزایش می دهد. نشان دهید که بدون قید و شرط دوستش دارید. بدون برنامه ریزی برنامه تفریحی بگذارید و یا او را به بازی دعوت کنید.
      پاسخ تیر 22, 1396 at 8:20 ق.ظ
  4. آنا
    سلام و تشکر بابت سایت خوبتون من یک پسر ۶ ساله دارم که هر چه رو که بقیه دارن می خواد از مادر بزرگ تا نوزاد ۱ ماهه و اینقدر اصرار می کنه که همه رو کلافه می کنه . یک پسر خاله تقریبا هم سن هم داره که شدیدا به ‌کارها و داشته های اون حسادت می کنه طوری که وقتی اون‌شعر می کنه و بقیه ابراز محبت می کنن حالش خراب می شه و عموما به یه بهانه ای گریه می کنه البته اشتباهات ما هم کم نیست چون مدام در حال خرید اسباب بازی براش هستیم و با هر ایرادش و اصرارش در نهایت صاحب خواسته اش می شه .ولی یه مواقعی هم پیش اومده که مورد مقایسه قرار گرفته و البته من همیشه بهش گفتم که هر کسی یه توانایی داره ولی در زمان اوج حسادت انگار نمیشنوه .ممنون می شم راهنمایی بفرمایید
    پاسخ دی 3, 1400 at 12:27 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما آنا جان نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما در این مسیر چند نکته وجود دارد که بهتر است مورد توجه قرار بدهید . 1. در اول اینکه او را همانگونه که هست و مثل خودش دوست داشته باشید بدون اینکه به او بگوید اگر این کارو کنی و یا این کارو نکنی دوستت دارم و یا چون این کارو کردی دیگه دوستت ندارم او نیاز دارد که او را بپذیرید و ببینید و این دیدن نباید به شکل خاصی ختم شود یعنی اگر او گریه کرد حالا به او توجه کنید . 2. اگر قرار است چیزی را به او بدهید بهتر است قبل از اینکه شروع به گریه کردن کند آن را بدهید اما اگر نمی خواهید بدهید و این وسیله و... به هر طریقی مال فرد دیگری هست که نمی خواهد آن را به او بدهد و در مسیر صحبتی که خودش می کند و نه شما با فرد مقابل بازهم این شرایط تغییر نمی کند بهتر است که با اصرار و یا برای قطع گریه او سعی در گرفتن ان وسیله و... و دادن ان به فرزندتان نکنید. 3. به او اجازه بیان کردن احساساتش را بدهید چون به نظر می رسد او از اصرار کردن و یا گریه کردن و شاید حتی ار قهر کردن برای مورد توجه بودن و تعامل استفاده می کند در صورتی که می تواند در این موارد حرف بزند و باید بتواند ناکامی های در حد توان و سن خودش را تجربه کند. در این مسیر بهتر است با خود او به صورت حضوری صحبت کنیم در کنار اینکه بهتر شما و همسرتان که بیشترین ارتباط را با او دارید نیز شرایط ارتباطیتان مورد بررسی و بازسازی هایی قرار گیرد پس بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید.
      پاسخ دی 4, 1400 at 3:18 ب.ظ
  5. مامان مرسانا
    سلام من یه پسر سه سالو نیم و یک دختر نه ماهه دارم پسرم همه اش خواهرش رو اذیت میکنه و فشار میده و وانمود میکنه که داره بازی میکنه منم عصبی میشم و دعواش میکنم چون چند بار گلوش رو فشار داد و دستاشو به عقب کشید و مشت زد که من ترسیدم من خیلی حواسم بوده که مراقب رفتارم باشم تا حسادت نکنه ولی یه مواقعی واقعا نمیدونم رفتار مناسب چیه چند بارم گفتم با ابجی خوب باش تا منم خوشحال باشم وقتی تو آبجی رو اذیت میکنی من دیگه نمیتونم باهات خوشحال باشم چون حرف منو گوش نمیدی و.... قبلا که خواب نوزادم بیشتر بود وقتی دختر خواب بود باهاش بازی میکردم اما الان تا خوابش میکنم به صدای داداشش بیدار میشه و من مجبور میشم یا بازی نکنم یا هی بهش بگم آروم صحبت کن که آبجی بیدار نشه که همین خودش حس حسادت میاره
    پاسخ شهریور 1, 1401 at 2:38 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دوست عزیز خب این رفتارها با تولد فرزند دوم یک امر طبیعی هست چون در هرصورت فرزند شما تمام تمرکز شما را داشته است و خب در زمان فعلی این تمرکز بین او و خواهر شتقسیم شده است پس اینکه او احساس حسادت کند یک امر طبیعی هست پس بهتر است که از سرزنش کردن او و یا تلاش برای حسادت نکردنش خوداری کنید . نیاز است اجازه بدهید او احساساتش را بیان کند تا نیازی نباشد این احساسات به شکل رفتار بیان شود. اغلب تولد فرزند دوم هنگامی که او خردسال است ، یعنی زمانی که او شروع به مخالفت با والدین می کند، رخ می دهد. او در جواب همه چیز نه می شنود در حالی که نوزاد فقط مورد مهر و محبت و نوازش قرار می گیرد. این می تواند فرزند اول را شدیدا دچار ترس بکند. او از خود می پرسد: آیا کار اشتباهی کرده ام ؟ آیا پدر و مادرم دیگر مرا دوست ندارند؟‌ » اما می توایند در مورد آن با او صحبت کنید و با استفاده از قصه با شخصیت های کارتونی و یا حیوانی که دوست دارد شرایط مشابه با خودش را ایجاد کنید تا او بتواند از زبان شخصیت قصه صحبت کند و یا به او کمک کند تا مشکلش را حل کند. والدین باید مزایای داشتن خواهر یا برادر را برای فرزند خود بگویند و از این طریق او را برای قبول فرزند دوم آماده کنند.همچنین در خانه باید شرایطی فراهم شود تا فرزند اول حس مالکیت نسبت به فرزند جدید را به دست آورده و شرایط را درک کند. والدین برای اینکه فرزند اول، حضور فرزند دوم را به راحتی قبول کند باید کارهایی را انجام دهد.مثلا زمانی که می خواهد برای فرزند جدید وسایل بخرد، برای فرزند بزرگترشان هم اسباب‌بازی‌های ویژه و مخصوص او را بخرند که او احساس بی‌ارزشی نکند. همچنین برای اینکه فرزند اول، تولد فرزند دوم را بپذیرد، باید برنامه های ترتیب داده شود که فرزند زمانهای بیشتری در کنار پدرش باشد و اینکار کمک می کند که از وابستگی او به مادرش کمتر شود . والدین باید فرزندان اولشان را به رابطه ملایم با فرزند جدید تشویق کنند و تلاش کنند مسئولیت ها و وظایف مختلف به او دهند تا به او بفهمانند که بزرگ شده و مزایای بزرگتر بودن را به عنوان یک حمایت‌گر به او بشناسانند و همچنین با اینکار او را در نگه داری و مراقبت فرزند جدید سهیم کند .مثلا از آنها بخواهند در مرتب کردن و چیدمان اتاق کودک به آنها کمک کند، تا با اینکار احساس حسادت در او کم شود. گاهی اوقات والدینی که تا چند هفته یا چند ماه دیگر قرار است صدای گریه‌های فرزند دوم در خانه‌شان بپیچد، مشاهده می‌کنند که دختر یا پسرشان به تدریج رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می‌دهد. در این صورت آنها باید بدانند که علت چنین واکنش‌هایی درخواست پنهان فرزند اول برای جلب محبت، توجه و نگرانی ازقسمت کردن علاقه و محبت آنان است. این رفتار از زمانی که وی در جریان به دنیا آمدن خواهر یا برادر خود قرار می‌گیرد ممکن است دیده شود. زمانی که شیرخوار خواب است و کودک به آرامی‌ بازی می‌کند او را تشویق کنید. احساس خود را به کودک نشان دهید و به او بگویید دوستش دارید تا او نیز احساسات خود را برای شما بیان کند. به کودک اجازه دهید نوزاد را در آغوش گیرد. واکنش‌های نوزاد را برای کودک توصیف کنید. برای مثال "او دوست دارد تو به آرامی ‌با او رفتار کنید” این توضیحات موجب بهتر شدن روابط میان آنها و لذت بردن از همدیگر خواهد شد.
      پاسخ شهریور 1, 1401 at 12:44 ب.ظ
  6. دریا
    سلام و عرض ادب پسر ۷ ساله ای دارم که تک فرزند هست ارتباط خیلی خوب و صمیمی با پسر خاله ۵ ساله اش داره و همه جا همدیگه رو به عنوان برادر هم معرفی میکنن ،با هم همبازی هستن و تقریبا توی طول هفته یک تا دو بار همدیگه رو برای بازی میبینن مشکل اینجاست که پسرم در هر کلاس مشترکی که با پسرخاله اش شرکت میکنه اصلا رفتار مناسبی از خودش نشون نمیده و دوست نداره کنارش باشه ،یا جوری رفتار میکنه که باعث رنجش خواهرزاده ام میشه جوری که همه بچه های دیگه یک نوع گارد میگیرن و یا اعتراض مربی های رو بوجود میاره توی محیط کلاس در صورتی که در محیط خونوادگی رابطشون کاملا دوستانه هست ممنون میشم راهنمایی کنید با تشکر
    پاسخ شهریور 11, 1401 at 2:51 ق.ظ
    • مشاور
      سلام به شما دریا جان ببین عزیزم در هرصورت بهتر است که کلاس های آموزشی آنها از هم جدا باشد یعنی هریک از آنها در زمان مختلف و یا با مربی و در آموزشگاهای مختلف کلاس های خود را سرکت کنند چون قرار نیست دائم در کنار هم باشند در کنار اینکه خب حتی خواهر و برادر و یا برادر با برادر خودش هم دعوا می کند و این یک امر طبیعی بین بچه ها می باشد. اما کودک شما احتمالا در این کلاس ها دوست دارد روابط دیگری شکل بدهد و یا مورد توجه باشد و... و خب در این حالت اگر دائم بخواهد حواسش به پسرخاله اش باشد این برایش محدودیت می آورد و یا ممکن است روابط دیگر و یا توجهی که می خواهد را تحت تاثیر قرار بدهد. بهتر است در کنار توجه به شرایط کلاسی که توضیح دادم اجازه بدهید آنها تا جای ممکن مشکلاتشان را خودشان رفع کنند و بزرگ تر ها وارد این مسیر و روابط نشوید.
      پاسخ شهریور 12, 1401 at 1:32 ب.ظ

گفت و گو با مشاور کودک و نوجوان