تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی و مشاوره نوجوان دختر

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه کودک و نوجوان می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۲۶ نظر
  1. lfara
    با سلام.دختری دارم 14 ساله که به تازگی نمی دانم توسط چه کسی با پسری ارتباط تلفنی دارد.در مورد نام و خانواده او پرسشهایی کردم چند مورد از آن موارد را گفته است و در مورد عواقب این مساله با او صحبت کرده ام ولی متاسفانه قبول ندارد و می گوید مطمئن باش من اشتباه نمی کنم حتی موبایل خود را پنهانی شارژ می کند و دراین مورد خیلی به من دروغ می گوید تا این رابطه را حذف کند و دخترم نیز خیلی کله شق و نترس است نمی خواهم زیاد پدره دری کنم و نمی دانم چگونه او را از این کار باز دارم و راهنمایی کنم .لطفا مرا راهنمایی فرمایید.
    پاسخ دی 2, 1395 در 2:40 ب.ظ
  2. زهرا صالحی
    سلام عزیز اگر در امر تربیت درست قصوری نکرده باشید نگران چه هستید و ممکنه بگید تا به کسی میتوانید والد کنترل کننده باشید.بهتره با دخترتون یک دوست خوب باشید تا یک مادر کنترل کنند از یکی از همکاران مشاور خانم ما راهنمایی بگیرید.
    پاسخ دی 2, 1395 در 2:50 ب.ظ
  3. Ali
    سلام دوست عزیز دختر شما بسیار سن کمی دارند و هر آن ممکنه آسیب جبران ناپذیری بهش وارد بشه کاری که شما باید بکنی اینه که حفره ای که در عاطفه و محبت بهش هست رو پر کنید.خواه این حفره از سمت شما یا پدر ایشون هست.باید بیشتر بهش برسید و کاری کنید که دیگه به کس دیگه ای نیاز نداشته باشه.
    پاسخ دی 4, 1395 در 3:52 ب.ظ
  4. ifara
    با سلام دختری دارم 14 ساله به تازگی نمی دانم توسط چه کسی؟ با پسری مکالمه تلفنی دارد.در مورد نام و خانواده او پرسشهایی کردم و چند مورد از آن موارد را گفته است و در مورد عواقب این مساله با او صحبت کرده ام ولی متاسفانه قبول ندارد و می گوید مطمئن باش من اشتباه نمی کنم و حتی موبایل خود با پنهان شارژ می کند و در این مورد خیلی به من دروغ می گوید تا این رابطه را حذف کند و دخترم نیز خیلی کله شق و نترس است نمی خواهم زیاده پرده دری کنم و نمی دانم چگونه او را این این کار باز دارم و راهنمایی کنم.لططفا مرا راهنمایی فرمایید
    پاسخ مرداد 24, 1396 در 6:12 ق.ظ
    • ali
      دوست عزیز سن دختر شما بسیار پایین است و هر آن ممکنه آسیب جبران ناپذیری بهش وارد بشه.کاری که شما باید بکنی اینه که حفره ای که در عاطفه و محبت بهش هست رو پر کنید.خواه این حفره از سمت شما یا پدر ایشون هست.باید بیشتر بهش برسید وکاری کنید که دیگه به کسی دیگه ای نیاز نداشته باشه.
      پاسخ مرداد 24, 1396 در 6:14 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. بچه ها در سن نوجوانی معمولا نسبت به جنس مخالف حساس تر هستند و برای شناخت خود نیاز به ارتباط دارند و مشتاقند هویت خود را پیدا کنند. بنابراین اگر مانع این احساس بشید بچه ها مقاومت می کنند و حتی ممکنه پنهانی به کار خود ادامه بدهند. بهترین کار اینه که یک ارتباط دوستانه با وی داشته باشید. باید فضا رو طوری فراهم کنید که از شما احساس ترس نداشته باشد و هر مشکلی هست با شما در میان بگذارد. حواستان باشد که به احساسش نخندید و بهش نشون بدید که درکش می کنید. اما محدودیت های خاصی را همیشه وضع کنید.
      پاسخ شهریور 2, 1396 در 7:27 ب.ظ
  5. یگانه
    با سلام من دختر 13 ساله ای دارم که به تازگی یکی از دفترهاشو خوندم که توی اون خیلی چیزهارو یادداشت کرده و حالا متوجه شدم که از بچگی پسر خاله اش دست در شرتش میکرده و این کار همچنان ادامه داره و پسرخالش 6 سال از خودش بزرگتره . واقعا الان نمیدونم باید چیکار کنم و چه عکس العملی داشته باشم
    پاسخ مرداد 28, 1396 در 8:01 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.. در زمان بچگی این رفتار شکل دیگری داشته اما بهر حال چون فاصله سنی تا اندازه ای زیاد هست می تونه از مصادیق تجاوز به حساب بیاد. حتما در این مورد با وی صحبت کنید و بدون اینکه احساس کنه قراره سرزنش بشه و یا مورد مواخذه قرار بگیره... همه چیز رو براش توضیح بدین و حتی معذرت بخواین که دفترشو خوندین... اما بگید که باید این رفتار رو قاطعانه کنار بذاره... و البته خودش باید این کارو انجام بده نه شما...
      پاسخ شهریور 5, 1396 در 6:53 ب.ظ
  6. یه بدبخت درس خون
    من راجب این نظر نمیدم مشکل از خودتونه من یه دختر سیزده سالم که مامنو بابامو اصلا دوست ندارم اونا بااین که سالمو سلامت ن سه ساله که کارخونه و کارگاه و ماشین همه چیو دادن دستش امسال ۲۷ سالش شد سه سال پیش کارگاهمونو صاحبخونه پلمپ کرد ماهم دوتا پراید داشتیم یکیش که مال بابام بود یکیشم که وقتی برادرم بیست سالش بود هدیه بهش داد بابام اون موقع ها سه چهار تا وکیل عوض کرد تا کارگاه رو بگیره عموم وکیل بود اما حاضر نبود وکیل بابام شه بابام بلاخره از قید کارگاه گذشت پولای باقی مونده یه کارگاه بزرگ تر گرفت اون موقع کل زدگیشو داد دست پسر بیستو چهار سالش و بعد ما کل زندگیمونو از دست دادیم پرایدمونو پارسال فروخت و وانتش کرد وانتم سوزوند حالامنم میخوام از خونه فرار کنم چون چن وقته دارم به بابام وقت میدم تا منو مدسه ثبت نام کنه حالا که ۲۵روز تا مدرسه مونده من م بدبختم راستی من امسال مامان بزرگ و بابابزرگم مردن و هشت ماه فقط اختلاف فوتشون بود اما نه عمو نه عمه هیچ کدوم نمیخوان ارثمونو بدن بابام به همشون قبلا کمک میکرد اما خبر فروش خونه بابابزرگم نیست حالا بابا میخواد بره پیششونو باهاشون صحبت کنه تا برادرمو بفرسته یه کشور دیگه خاک تو سر برادرم که فقط دیپلمه فکر کنم منم باید ترک تحصیل کنم بگم تا کلاس ۶بیشتر نخوندم دوستامم رفتن یعنی مامان باباهاشون ضامنای وام بابامن الانم دوست بیدوست تازه من برادرم هر روز مامانمو کتک میزنه یا یه روز درمیون شما هاهم الکی نگران بچه هاتونین فقط باید مراقبشون باشید بهشون بگید که یه کسایی هم مثل ما هست حالا ما نه زندگی دارم نه خونه نه ماشین نه دوست نه مدرسه که خیلی اشتیاقشو داشتم یادتون باشه که من باید برم کلاس هفتمو از کلاس چهارم تصفیه شهریه نکردم
    پاسخ شهریور 5, 1396 در 1:52 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیزم.. واقعا متاسفم به دلیل وضعیتی که برات پیش اومده. امیدوارم درست بشه و ما رو در جریان بذار.
      پاسخ شهریور 22, 1396 در 7:35 ب.ظ
  7. زهرا
    سلام من دختری ۱۶ ساله هستم.سال سوم دبیرستان هستم.حدود یک سالی هست که به پسری علاقه مند شدم.خیلی دوستش دارم خانوادم متاسفانه قبول نمیکنن که باهاش بمونم و الان هم یواشکی به رابطم ادامه دادن و اگه خانوادم متوجه بشن حتما خیلی بد میشه.ولی واقعا نمیتونم از اون پسر جدا شم.همه فکرم رو اون پسره اصلا حوصله درس خوندن رو هم ندارم دو سال دیگه کنکور دارم ولی از وضعیت درسیم اصلا راضی نیستم‌‌.لطفا بگین چی کار کنم.به حرف خانواده گوش کنم و ضربه روحی بخورم یا بمونم با اونی ک دوستش دارم؟
    پاسخ شهریور 19, 1396 در 3:20 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      زهرا جان وقتی انسان کسی رو دوست داره مخصوصا در دوران نوجوانی، خیلی ذهنش درگیر میشه و اصلا نمی تونه به موضوعات دیگه تو زندگیش توجه کنه... مسئله درس خوندن و اینده و .. که خیلی مهم هستند رو شاید الان به نظرت مهم نیان ولی ده سال دیگه مطمئنا حسرت همچین روزهایی رو ممکنه بخوری.. به همین دلیل سعی کن عشقت رو تو ذهنت کمرنگ تر بکنی چون اینطور هم که فهمیدم ارتباطی با اون فرد نداری یا اگر هم هست خیلی محدوده.. ضربه روحی نمیشه اسمش رو گذاشت... اصلا این احساس ها به پخته تر شدنت کمک می کنند و بیشتر بزرگ میشی... پس از اکنار گذاشتنش نترس.
      پاسخ مهر 11, 1396 در 8:09 ق.ظ
  8. helen
    سلام …من چند ماه پیش توی مجازی وارد یه گروه شدم توی بازی کلش اف کلنز یه پسره اونجا بود که دنبالم میومد و کم محلش میکردم بعد کم کم ازش خوشم اومد باش دوست شدم … اما چون 18 سالمه و کنکور دارم گوشیمو دادم دست مادرم …که درس بخونم و با طرف کات کردم پسره چند ماه از من بزرگتر بود…بعد رفتم پیش روانشناس چون از نظر روحی اسیب دیدم درس رو هم ول کردم بعد رفتم پیش روان شناس اون گفت که برگرد پیش پسره منم گوشیمو از مادرم پس گرفتم الان یه هفته ای میشه برگشتم …چند روز اولی که برگشتم خوب بود ولی از اون به بعد تا پیام ندم پیام نمیده وقتیم پیام میدم کم محل میکنه و میگه خستم درسم رو ول کردم من دیوانه درس بودم نابود شدم روح و روانم پریشونه همش دکم میکنه نمیتونم فراموشش کنم ….تورو خدا کمکم کنید ضمنا پسره توی یه شهر دیگس …همشریم نیست خیییییییلی دوره [پاسخ]
    پاسخ شهریور 21, 1396 در 5:49 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام هلن عزیز.... ببین حتما برای بهبود روحیت به نزد روان شناس دیگه برو و به دلیل اینکه کنکور داری سعی کن زودتر هیجانت رو تنظیم کنی.. چون این طوری اصلا نمی تونی درس بخونی و فرصت ها رو از دست میدی... برای تو فرصت خیلی زیاده مخصوصا بعد از اینکه وارد محیطهای بزرگ تر مثل دانشگاه میشی.
      پاسخ مهر 11, 1396 در 8:19 ق.ظ
  9. سحر
    دختری هستم 15 ساله حدود یک سال پیش با پسری اشنا شدم 4 سال بزرگ تر از خودم درسم هم خوبه معدلم بالای 19 هست و امسال نهم هستم در اون دوستی که با اون پسره داشتم احساس گناه میکردم عذاب وجدان داشتم تا این که به یکی از معلمای مدرسم گفتم که ای کاش نمیگفتم ای کاش نمیگفتم که الان فکر بدی درموردم نداشته باشه الان هم واقعا حالم بده این بار دیگه نمیخوام کسی از حال بدم باخبر بشه چون فهمیدم که نمیشه به کسی اعتماد کرد ولی حیف که دیر فهمیدم درکل میخواستم بگم کسایی که میخوان به این دوستی ها ادمه بدن و شک و ترید دارن ، ادامه ندن چون خودم ته این راهو رفتم میدونم چی میشه میدونم که چه بلایی سر آدم میاد خواهشا ادامه ندید چون این خودتون هستید که قطعا آسیب میبینید و روزهای طلایی زندگیتون رو از دست میدید
    پاسخ مهر 25, 1396 در 4:57 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سحر جان مرسی از اگاه کردن بقیه هم سن و سال های خودت .... دوست داریم بقیه هم تجربیاتشون رو به اشتراک بگذارند.
      پاسخ دی 12, 1396 در 12:39 ب.ظ
  10. روزا
    14 سالمه فقط ولی تو همین سن افسردگی گرفتم آرزوی هروزم مرگ شده کمکم کنید
    پاسخ مهر 25, 1396 در 5:01 ب.ظ
    • روانشناس کودک
      اگر بیشتر توضیح بدی بهتر می تونیم کمکت کنیم.... نگران نباش.
      پاسخ دی 12, 1396 در 12:42 ب.ظ
  11. ک. م
    سلام من یه دختر 14ساله ام. مشکلم اینه که نمیزارن تنها برم بیرون. چرا نمیتونم برم 1ساعت تنها قدم بزنم؟ مامانمم جدیدا اگه تولدی چیزی بخوام برم نیاد زنگ دره طرفو میزنه باهاش صحبت میکنه بعد میزاره برم تو. من نمیدونم واقعا چیکار کنم همش الکی خودمو میزنم به خوشحالی ولی با هر حرف مامانم دلم میشکنه از نظر درسی ام درسم عالیه و معدلم 19.50تو سال هشتم شده لطفا کمکم کنید
    پاسخ بهمن 21, 1396 در 7:39 ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیز. خیلی از دخترای هم سن تو هستند که شرایطشون مثل تو هست. می دونم تو دوستات کسایی هستند که مثل تو مادرشون بهشون اجازه نمی ده. معمولا هم از سن 18 سالگی به بعد این موانع برداشته میشن. می بینی که خیلی راحت می تونی مسئول کارهای خودت باشی.
      پاسخ بهمن 22, 1396 در 2:47 ب.ظ
  12. آرزو
    سلام ، من يه دختر ١٤ ساله دارم ، مشكلي كه با دخترم دارم اينه كه خيلي كينه به دل ميگيره و مغروره. يعني خودش بهم ميگه بايد ازم خواهش كني تا بيام پيشت بشينم و بوسم كني ، تا بحال منو بغل نكرده ، حس ميكنم خيلي بي محبت هستش وقتي من مريض ميشم نگران نيست . اگه بهش بگم اين كارت غلطه چند روز اخم ميكنه و درست و حسابي جواب سوالام رو نميده . بعضي وقتا از دستش عصباني ميشم و دلم ميشكنه ولي حرفي نميزنم . بارها باهاش صحبت كردم كه بين مادر و دختر دعوا ميشه ولي بهتره بشينيم باهم حرف بزنيم و حرف دلمون رو بگيم، بارها بهش گفتم اگه از دست كسي ناراحت شدي اين كينه رو با خودت نكش ، فراموش كن صبح روز بعد. بهش ميگم خواهر و برادر نبايد قهر بخواين . نميدونم خيلي براش نگرانم
    پاسخ تیر 6, 1397 در 11:58 ق.ظ
    • wpadmin
      روش صمیمی شدن با نوجوانان اولین و مهمترین مساله این است که پدر و مادر فکر می کنند که برقرار کردن رابطه دوستی با فرزندان مشکل می باشد. در صورتی که اگر پدر و مادر کمی حوصله به خرج دهند و صبوری کنند و با آرامش به حرفهای بچه هایشان گوش دهند. مسلما خیلی از گره هایی که بایستی با دندان باز شود را با دست باز می کنند. وقتی جوانان احساس امنیت کنند می توانند با پدر و مادر خود صحبت کنند . بدون اینکه ترسی از طرد شدن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مورد تحقیر قرار گرفتن و مورد مقایسه قرار گرفتن داشته باشند. در این صورت آن جوان یا نوجوان، پدر و مادر خود را محرم اسرار دانسته و ارتباط خوبی بر قرارمی کند. البته این اولین و اساسی ترین قدم است. یک مثال واضح این که خود ما چرا با یک دوست راحت صحبت می کنیم ولی با پدر و مادر یا حتی با خواهر و برادر نمی توانیم به راحتی صحبت کنیم؟ چون یک دوست فقط به حرفهای ما گوش می دهد و درنهایت برای این که ما را آرام کند، همدردی می کند و حتی یک راهکار هم جلوی پای ما می گذارد. چه درست و چه نا خواسته غلط. ولی پدر و مادرها به محض اینکه بچه صحبت می کند چون نگران هستند که به نوعی از دستش بدهند. شروع به گفتن حرفهای تحریک آمیز می کنند، البته ناخواسته و نمی دانند که این حرف ها فاصله ها را بیشتر می کند . و بچه برای اینکه جایگاه خود را درخانه از دست ندهد ومورد سرزنش قرار نگیرد، ترجیح می دهد با همان دوست راحت باشد ودردودل کند، به همین راحتی!!. اما راهکارهایی کاربردی برای حل این مساله و دوستی عمیق با فرزندان: 1- اولین راهکاراین که اگر توانستید تحمل کرده و با آرامش به حرفهایشان گوش کرده بدون اینکه خود را در جایگاه پدر یا مادر بدانید. بلکه خود را یک دوست صمیمی و هم سن و سال او بدانید و راهنمایی اش کنید. بدون اینکه ترسی داشته باشید اولین قدم و بزرگترین قدم را برداشته اید. 2- فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید، بدون مقایسه با فرزندان دیگران، اگر می خواهید واقعا آنها را از دست ندهید. 3- علاقه خودمان را به صورت جملاتی شیرین اما نه چرب زبانی و شیوه های غیر کلامی محبت آمیز و عملی به فرزندمان ابراز کنیم.عزیزم تو عشق من هستی!! 4- با جوانان و نوجوانان به زبان دل آنها و مناسب با زمان زندگی آنها سخن بگوییم، درقالب احترام وتشویق در فرزندانمان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنیم. 5- فاصله روحی خود را با دردودل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندان تان کم کنید و با این کار رشد معنوی را در آنها تقویت کنید. 6- اشتباهات فرزندان خود را با بزرگواری بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید. 7- به صورت دستوری با آنها صحبت نکنیم و نام فرزند خود را با احترام به ویژه در حضور دیگران صدا کنیم. 8- دادن هدیه های کوچک به بهانه مناسبت های مختلف به صورتی که آنها را پر توقع نسازد و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند. 9- ایجاد حس مسئولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف درخانواده و دادن یک حس مالکیت به آنها. 10- نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید. زیرا گرایش او بر پذیرش شما در گروه همسالان و مشابهت آنان از عوامل اصلی تربیت نوجوانان و جوانان است. و این کار وقتی آسان می شود که با فرزندانمان دوست باشیم که مطمئنا به دوستان آنها نیزمی توانیم نزدیک شویم. 11- اهمیت جایگاه فرزندتان را در خانواده به اوتفهیم کنید که در حفظ و رشد شخصیت خود کوشا باشد. 12- توقعات و انتظارات خود را به صورت دقیق و در حد توان و با محبت برایشان توضیح دهید. 13- در مواقع انتقاد، شخصیت او را زیر سوال نبرده بلکه حداقل از چند خوبی او تعریف کرده و سپس عمل ناپسند او را انتقاد کنید. 14- درمقاطع دشوار سعی کنید کنارش باشید و با اواحساس همدردی کنید، امابه او بفهمانید کاری که شما انجام داده اید وظیفه او بوده و عادت نکند. 15- در آخر فرزندانمان را با سختی و محرومیت آشنا کنیم تا دارای روحیه ای قوی و محکم شوند. با دقت این راهکارها را مطالعه کرده، بپذیرید و انجام دهید. مطمئن باشید گاهی صمیمیت و مهربانی به موقع شر را به خیر تبدیل کرده و دردسرهای آینده ی فرزند شما برایتان از بین خواهد رفت. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22689558
      پاسخ مرداد 27, 1397 در 9:13 ق.ظ
  13. ریحان
    با سلام، من میخواهم در مورد دختر ۱۶ساله دوستم از شما کمک بخواهم، این دختر در خانواده ای پر از اسیب رشد کرده و از بچگی هر نوع کمبودی که فکر کنید داشته، از نظر مالی، عاطفی و هرچیز دیگر, پدر این دختر اعتیاد شدید دارد و مادر در صدد طلاق برامده چرا که هرچه فرصت در اختیار پدر قرارداده فایده ای نداشته و اینک شرایط زندگی خیلی سخت شده، مادر مدتی به اجبار، خود در یک کارخانه کارگری میکرد تا بتواند اجاره خانه و خرج منزل را در بیاورد، این دختر یک برادر ۲۴ساله دارد که با خانواده زندگی نمیکند و نزد مادربزرگ خود در شهر دیگری زندگی میکند، این دختر نه مهر پدری دیده نه برادری و نه حضور مادر را حس کرده و همیشه هرانچه که میخواسته برایش فراهم نبوده، با اینکه خیلی خوش قلب و مهربان است و طینت پاکی دارد اما چند وقتی هست که با دخترانی دوست شده که همه وضعیت خانوادگی مشابه ب او دارند، باهم بیرون میروند به خانه انها رفته و چند روز میماند بدون اینکه از حال خود ب مادرش اطلاع دهد، جدیدا سیگار میکشد مشروب میخورد ، یک بار اقدام به خود کشی کرده و مچ خود را بریده است و اکنون از رفتن ب مدرسه سرباز میزند، و در مقابل او مادرش کاملا ناتوان است چراکه با پرخاشگری های او مواجه میشود، و همه کارهایش را به وضعیت بد خانواده اش ربط میدهد و این سپر اوست، مادر او از من خواست با دخترش حرف بزنم و او را متقاعد کنم به مدرسه برگردد اما من نمیدانم چگونه با او ارتباط برقرارکنم که تاثیرگذار باشد، این خانواده استطاعت مالی برای پرداخت حق مشاوره ندارند.
    پاسخ آذر 14, 1397 در 2:25 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز با توجه به مشکلات مالی و عاطفی و اعتیاد پدر و نبودن توجه مادرانه اینگونه مشکلاتات ممکن است در هر دختر یا پسری ایجاد شود. داشتن رفتارهای پر خطر او در این سن مانند خودکشی مصرف مشروب و سیگار و ترک مدرسه می تواند اوضاع او را در آینده وخیم تر کند . حتما باید خود او به صورت حضوری به روانشناس ارجاع داده شود چون متاسفانه با نصیحت نمی توانید شرایط او و دیدگاهایش را تغیر دهید . و نیاز به زمان برای بررسی و درمان دارد و همچنین توجه کنید که ایشون در سن بسیار حساس نوجوانی قرار دارند که می تواند با تصمیمات نادرست تاثیرات زیادی بر روری تمام زندگی آینده او داشته باشد. در این مسیر می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران کمک بگیرید. 021-88472864 شاد باشید
      پاسخ آذر 25, 1397 در 5:00 ب.ظ
  14. نفس
    سلام دختری۱۸ ساله هستم که اجازه ی هیچی را ندارم خانواده ام سخت گیرن حتی اجازه ندارم آرایش کنم و تنها برم بیرون یا با دوستام صبح تا شب خونه هستم و گریه میکنم و افسردگیدارم ولی خانواده م بهم باور نمیکنن افسردگی دارم برادرم از خودم بزرگ‌تر است و خیییییییلی سخت گیر است من حتی سیم کارت هم ندارم و قتی دختر و پسر با هم میبینم حسودی میکنم و دلم به حالم خود میسوزه دوست دارم عاشق شم امااجازه ندارم لطفا کمکم کنید
    پاسخ بهمن 27, 1397 در 4:00 ب.ظ
    • مشاور
      با سلام خدمت شما دوست عزیز احساسات شما قابل درک می باشد و همچنین نیاز شما به استقلال و گرایش به جنس مخالف اما دقت کنید که شما در سن حساسی قرار دارید و این نوع افکار و گرایشات برای سن شما طبیعی محسوب می شود . سختگیری خانواده ممکن است تاثیرات منفی بر روی شما داشته باشد و آنها نیز مسیر درستی را برای مراقبت از شما در پی نگرفته باشند اما آنها دارند با شیوه ای که بلد هستند از شما مراقبت می کنند و ممکن است آگاهی لازم از سن شما و سبک گاه با اشتباه تربیتی خود نداشته باشیند. بهتر است خودتان نیز حساسیت ها و نیازهای رشدی خود را شناسایی کنید تا بتوانید با بینش بیشتری به مسیر رشدی خود ادامه بدهید سعی کنید روابط خود را با خانوادیتان بهبود ببخشید تا بتوانید در مورد نیازها و خواسته هایتان راحت تر با آنها صحبت کنید سعی کنید به آنها اطمینان بدهید که مراقب خود هستید و در صورت نیاز با آنها تماس خواهید گرفت و از آنها یاری می گیرید. در مورد افسردگیتان نیز این موضوع نیاز به بررسی دقیق دارد در صورتی که علایم افسردگی را دارا می باشید مثلا: بی انگیزگی ، بی حالی ، کم خوابی یا پر خوابی، احساس خود کم بینی ، افکار خودکشی و.... بهتر است به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا بررسی دقیق صورت گیرد چون میزان و شدت آنها نیز در تشخیص گذاری اهمیت دارد و در صورت نیاز با خانواده شما نیز صحبت شود و آموزش های لازم صورت می گیرد. درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 02122354783 شاد باشید
      پاسخ بهمن 28, 1397 در 6:44 ق.ظ
نظر دهید

سوال امنیتی *