قصه کوتاه برای خواب کودک ۷ سال

قصه کوتاه برای خواب کودک 7 سال

قصه کوتاه برای خواب کودک ۷ سال

نکات تربیتی و روانشناسی:

  • فهم موضوعات اجتماعی و جایگاه همسایه
  • افزایش خلاقیت
  • همدلی

فاطمه و سارینا باهم دوست بودند، پدربزرگ فاطمه همسایه سارینا بود و وقتی فاطمه با پدر و مادر به خونه پدربزرگ می رفتند، فاطمه سارینا را میدید و کلی باهم بازی می کردند. یک بار که فاطمه پیش سارینا رفت دید که اون ناراحته و باهاش بازی نمی کنه.

کنار سارینا رفت و گفت چی شده از چیزی ناراحتی سارینا؟ من می تونم کمکت کنم؟

سارینا با گریه گفت اسباب بازی دوست داشتنیم، عروسک قشنگم گم شده، فاطمه هم ناراحت شد و با سارینا شروع به گریه کرد.

قصه کوتاه برای خواب کودک 7 سال

مامان فاطمه اومد و گفت بچه های خوب چی شده؟ چرا گریه می کنید؟

فاطمه گفت که سارینا عروسک خوشگلشو گم کرده و برای اون گریه می کنه.

مامان فاطمه گفت: دختر عزیزم این که گریه نداره، به دوستت روحیه بده و به اون کمک کن تا عروسکش رو پیدا کنه.

در همین لحظه مامان سارینا صداشون زد و گفت که عروسک رو پیدا کرده. هردو خیلی خوش حال شده بودند. مادر سارینا گفت که بچه ها می خواهید باهم بادکنک درست کنیم؟ من بهتون یاد می کرم که چطوری بادکنک درست کنید و هر چیزی که دوست دارید روش نقاشی کنید.

سارینا روی بادکنک خودش یه گربه و فاطمه یه سیب کشید بعدش به حیاط رفتند و با کمک پدرشون بادکنک ها رو هوا کردند.

اون روز سارینا و فاطمه یادگرفتند که همدیگر رو درک کنند  با همدلی و مهربونی بهم کمک کنند  با خلاقیت می تونن بادکنک هایی درست کنند که هیچ کسی مثلش رو نداشته باشه.

نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان

مقالات مرتبط

سایر داستان ها

Leave a comment