تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: سارا نظری مقدم

روانشناسی کودک خردسال
روانشناسی کودک خردسال

روانشناسی کودک خردسال و نکات آموزشی و تربیتی پیش از دبستان – مدت زمان مطالعه 3 دقیقه

تکنیک های روانشناسی کودک خردسال و پیش از دبستان

چگونه کودکی شاد تربیت کنیم؟

چیزی که کودک را در سنین خردسالی و پیش دبستان شاد می کند ممکن است شما را متعجب سازد.

متخصصان کودک می گویند شادی آن چیزی نیست که به کودک خود عرضه می کنید، بلکه آنچیزیست که به انها هدیه می کنید.

براساس نظر آنان، کودکانی که بیش از حد به آنها رسیدگی می شود، چه با اسباب بازی بسیار چه با مراقبت از آنها در برابر اضطراب و مشکلات، با احتمال بیشتر تبدیل به بزرگسالانی می شوند که بی حوصله، بدبین و منفی باف هستند.

بهترین پیش بین های شادی و خوشبختی درونی هستند نه بیرونی.

بنابراین بهتر است کودک را مجهز به ابزارهای درونی کنیم که در طول زندگی به آنها تکیه کنند.

خبر خوب این است که حتما نباید یک متخصص باشید که آزادی و قدرت را به کودک منتقل کنید تا در تمام پستی ها و بلندی های زندگی از آن ها استفاده کند.

با صبر و انعطاف همه والدین می توانند امکان زندگی شاد و خوشبخت را فراهم کنند.

خواندن هیجانات کودک را بیاموزید.

زمانی که کودک شما نوزاد بود، راحت می توانستید متوجه شوید که شاد است یا ناراحت.

با آمدن شما لبخند بزرگی روی لبانش نقش می بست و زمانی که برایش صدا می آوردید و دالی بازی می کردید با صدای بلند می خندید.

از دو سالگی بزرگتر شده،  و هیجانهایش پیچیده تر شده اند. اما خوشبختانه، توانایی او برای کنترل آنها بیشتر شده است.

هم چنان، فهمیدن نشانه های ظاهری اینکه آیا او غمگین یا شاد است چندان دشوار نیستند.

یک کودک خردسال شاد:

  • لبخند می زند،
  • بازی می کند،
  • کنجکاوی نشان می دهد،
  • اجتماعی است
  • نیازمند تحریک مداوم نیست.

روانشناسی کودک خردسال خواندن هیجانات کودک را بیاموزید.

در مقابل نشانه های یک کودک ناشاد عبارتند از:

  1. گوشه گیری،
  2. سکوت،
  3. زیاد غذا نخوردن،
  4. عدم معاشرت خودبخودی با دیگران،
  5. بازی نکردن،
  6. سوال نپرسیدن،
  7. عدم لبخند یا خندیدن
  8. گفتار کم.

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا

اگر کودک شما ذاتا خجالتی و یا درونگراست که به طور طبیعی اهل معاشرت و خندیدن نیست،

به این معنا نیست که ناشاد است.

خجالتی بودن معادل غمگینی نیست، اما باید بیشتر کار کنید تا علائم هیجانی او را بخوانید.

اگر کودک شما پیش از این برون گرا و شادتر بوده و در حال حاضر تغییر بزرگی را نشان داده است بدین معنیست که مشکلی وجود دارد و باید به آن توجه کنید.

بسیاری از علائم هیجانی که کودکان استفاده می کنند برای والدین قابل شناسایی هستند مانند زمانی که کودک ترسیده و یا ناراحت است.

اما اکثرا تشخیص نمی دهند که کودک اضطراب را به صورت خشم و پرخاشگری ابراز می کند.

عصبانیت آنها در واقع همان ابراز تنش شدید است. مثلا کودک برادر خود را می زند و می گوید:

“ازت متنفرم”، یعنی انقدر مضطرب است که نمی تواند خشم و ناراحتی خود را واضح ابراز کند.

باید به روش های ابراز کودک توجه کنید ممکن است هر کودکی روش مخصوص به خود را داشته باشد.

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا

با کودک تفریح کنید.

اگر کودک به زمانی که بیشتر از همه شاد بوده فکر کند مسلما همان زمانیست که با شما گذرانده است، و همین کلید داشتن یک کودک شاد است.

بازی کردن شادی آفرین است، اما بازی همچنین نحوه رشد مهارت های فرزند شما برای شادی آینده است.

بازی بدون ساختار به کودک اجازه می دهد که آنچه را دوست دارد کشف کند، مانند:

  • ساخت شهر با خونه سازی،
  • آموزش شمارش با حیوانات اسباب بازی و غیره.

گاهی همچنان کودک نیاز به بازی ساختارمند دارد، حتی زمانی که بازی بدون ساختار را انجام می دهد:

در حالیکه برخی کودکان برون گرا هستند، برخی دوست دارند بازی های قاعده مند را انجام دهند.

 

کمک به کودک برای تسلط بر مهارت های جدید

از دیدگاه متخصصان، افراد شاد انهایی هستند که بر یک مهارت تسلط پیدا کرده اند.

برای مثال، زمانی که کودک شما تمرین می کند تا یک توپ را بدست بیاورد، از اشتباهاتش می آموزد، پشتکار و نظم را ارتقا می دهد، و در نهایت لذت پیروزی ناشی از تلاش را تجربه می کند.

او همچنین به دلیل قدرشناسی و تشویق از سوی دیگران تقویت می شود.

از همه مهم تر، او در می یابد که کمی روی زندگی خود کنترل دارد:

  1. اگر سعی کند کاری را انجام دهد،
  2. از پیدا کردن آن احساس رضایت می کند،
  3. با پشتکار می تواند آن را انجام دهد.

احساس کنترل از طریق تسلط، یک فاکتور مهم در تعیین شادی بزرگسالی است.

پرورش عادات سالم کودک

از نظر روانشناسی کودک خردسال:

میزان مناسب خواب، ورزش و رژیم سالم برای بهزیستی برای خردسال بسیار مهم است.

برای ورزش کردن حتما لازم نیست کودک عضو تیم خاصی باشد، همین که در جایی بدود یا بالا و پایین بپرد برای خلق کودک کافیست.

مکن است متوجه ارتباط بین خلق کودک با غذایی خاص شوید.

برخی والدین در می یابند در حالیکه قند ممکن است انرژی کودک را بالا ببرد کمبود آن نیز ممکن است منجر به افت ناگهانی انرژی شود.

آلرژی و حساسیت غذایی نیز نقش مهمی خلق و رفتار کودک دارند.

بگذارید کودک خودش کشف کند!

والدین تصور می کنند پرورش یک کودک شاد بدین معنیست که کودک را مدام در معرض فعالیت های مفرح قرار دهند و هرگز با فراز و نشیب زندگی روبرو نشود.

اما متخصصان معتقدند که این اشتباهیست که اغلب والدین عاشق و علاقه مند به کودک مرتکب آن می شوند.

به عنوان والدین مدام تلاش می کنید همواره همه چیز را در بهترین حالت نگه دارید، و مدام کودک را شاد کنید. اما دست نگه دارید!

بگذارید اگر با مشکلی مواجه شد خودش دست به کاری بزند، و آن را حل کند. کودکان باید یاد بگیرند که در برابر مقداری از استرس و ناراحتی مقاوم شوند.

به آنها اجازه دهید که خودشان با مسئله درگیر شوند و آن را بشناسند، زیرا این کار به انها چگونگی مقابله را می آموزد.

روانشناسی کودک خردسال بر چه چیزی تاکید دارد؟

روانشناسی کودک خردسال تاکید دارد که به کودک اجازه دهیم طیفی از تجارب را داشته باشند، حتی تجارب سخت، این مسئله به قدرت درونی و شاد بودن آنها کمک می کند.

چه کودک هفت ماهه ای باشد که سعی می کند سینه خیز برود چه کودک هفت ساله که با بلوک هایش کلنجار می رود تا برج بسازد.

بگذارید کودک چند بار امتحان کند و خراب کند و دوباره بسازد، تا در نهایت موفق شود.

یادگیری مواجهه با سختی های اجتناب ناپذیر زندگی برای شادی کودک شما در آینده حیاتی است.

در طول زمان، کودک می آموزد که مهم نیست چه می شود، راه حل را خواهد یافت.

این بدین معنا نیست که هنگام سختی، کودک نباید کمک بخواهد، اما نقش شما هدایت او به سمت راه حل است نه در اختیار گذاشتن راه حل.

اجازه دهید کودک گاهی غمگین یا عصبی باشد!

زمانی که کودک خردسال شما در یک پارتی گوشه ای می نشیند و ناراحت است، واکنش طبیعی شما اینست که بگویید:

تو هم باید مثل بقیه تفریح کنی و لذت ببری…. اما مهم است که گاهی به او اجازه دهید غمگین هم باشد.

برخی والدین همیشه نگران این هستند که کودک از طرد شدن رنج ببرد.

مثلا زمانی که کودک به تولد دوستش دعوت نشده، یا زمانی که برای انچه می خواهد گریه می کند.

اجازه دهید کودک گاهی غمگین یا عصبی باشد!

کودکان باید بدانند غمگین بودن هم چیزی نیست و قسمتی از زندگیست.

اگر سعی کنید کلا غم را مخفی کنید، این پیام را به کودک می دهید که غمگین بودن ناامید کننده است.

بگذارید کودکان احساساتش حتی غم را تجربه کند.

او را تشویق کنید احساسات خود را نامگذاری کند و آنها را به صورت کلامی بیان کند. سعی نکنید جای او مشکلاتش را حل کنید.

در عوض، به او گوش کنید، و گاهی به او پاسخ دهید.

به کودک خردسال خود گوش کنید

بهترین توصیه جهت اینکه بفهمید کودک شاد هست یا نه کاری بسیار ساده است:

به او گوش فرا دهید. یک مکالمه ازاد برای فهم خلق کودکتان ضروری است.

برای مثال به کودک بگویید:

“غمگین به نظر میای”.

“مشکلی برات پیش اومده”؟

چیزی اذیتت می کنه”؟

اگر کودک پاسخی نداد کمی او را تنها بگذارید و بعد دوباره اقدام کنید.

اگر مدتی احساس کردید که کودک مشکلی دارد و نمی توانید از آن سر در بیاورید، با مربی مهد یا والدین دوستانش صحبت کنید، شاید از طریق انها علت را بیابید.

کی باید به مشاور کودک مراجعه کرد؟

  • اگر نشانه های مداوم و شدید از غم،
  • ناراحتی،
  • اضطراب جدایی،
  • فرار از رفتن به مهد
  • مشکلات غذا خوردن
  • خوابیدن

را مشاهده کردید با متخصص کودک صحبت کنید و ارزیابی های لازم را انجام دهید.

روانشناسی کودک خردسال - کی باید به مشاور کودک مراجعه کرد؟

به کودک آموزش مراقبت از خود و فداکاری دهید.

محققین نشان داده اند که افرادی که در زندگی خود معنا دارند احساس غم و افسردگی کمتری را تجربه می کنند.

این مسئله برای کودکان نیز صدق می کند.

به کودک گاهی تکلیف بدهید. مثلا بگویید لباس ها را از ماشین لباسشویی دربیاورد یا ظرف های غذا را بیاورد.

این کارها به او نشان می دهد که نقشی را بر عهده دارد و به او حس قدرت و معنا می دهد.

کارهای خیریه و کمک به دیگران یکی از کارهای بزرگی است که یک خانواده می تواند انجام دهد.

الگوی مناسبی برای کودک باشید.

بر اساس نظر متخصصین، خلق و خو و منش شما به کودک منتقل می شود، این مسئله نه فقط از طریق ژنها بلکه با رفتار و شیوه مراقبت از کودک رخ می دهد.

چه خوب باشد یا بد، کودکان تحت تاثیر خلق و خوی والدین هستند.

حتی نوزادان نیز الگوی هیجانی والدین خود را تقلید می کنند، چیزی که مسیرهای عصبی خاص را فعال می کند.

زمانی که لبخند می زنید، کودک نیز به شما لبخند می زند و مغز برای لبخند زدن سیناپس های جدیدی را می سازد و یادگیری اتفاق می افتد.

زمانی که از فعالیتی لذت می برید کودک نیز با شما لذت میبرد و در مقابل اضطراب های شما نیز به او منتقل می شود.

خوش بینی ها و بدبینی های شما نیز به او منتقل می شوند، اگر شما نیمه پر لیوان را ببینید کودک نیز این دید را پیدا خواهد کرد.

اگر بارش باران برنامه بیرون رفتن بعد از ظهر را کنسل می کند، می توانید بگویید:

“الان به جاش شانس این رو داریم که توی خونه خاله بازی کنیم”.

به کودک بیاموزید برای آنچه دارد شاد باشد به جای آنکه غصه آنچه ندارد را بخورد.

اگر روی خلق و خو و ویژگی های روانی و شخصیتی خود بخوبی کار کنید، علاوه بر مفید بودن برای خود و خانواده، الگوهای خوبی نیز برای کودک خود خواهید بود.

مقالات مرتبط

مقالات مرتبط و پیشنهادی به شما

سوالات خود در مورد روانشناسی کودک خردسال را مطرح کنید.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟
با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

کودک لجباز در سنی است که کودکان در بازه ی سنی 2 تا 9 سالگی بیش از سایر اوقات آن را بروز می دهند.

آن ها ممکن است بر سر غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن و هر چیز ریز و درشتی لجباز شوند و شما را به ستوه آورند.

سوال اصلی آن است که چگونه می توان لجبازی کودکان را کاهش داد؟

آیا لجبازی ویژگی همه ی کودکان در این دوره ی سنی است و یا عده ای از آن ها؟

پرا برخی ازکودکان لجبازند و برخی نیستند؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های کنترل لجبازی کودکان بیشتر آشنا کنیم.

به فرزندتان گیر ندهید.

گیردادنبی اندازه به کودکان می تواند یکی از مهم ترین دلایل تداوم لجبازی در آن ها باشد.

فرقی نمی کند که شما بزرگسال هستید یاکودک.

سعی در کنترل کردن و اعمال زور و اجبار، همواره باعث لجبازی خواهدشد.

آیا کودک از امر و نهی والدین آسیب می بیند؟

کودکانی که از جانب والدین با امر و نهی های زیادی مواجه می شوند، در معرض آسیب های زیادی از جمله موارد زیر قرار دارند:

  1. دروغگویی
  2. وسواس
  3. ضعف اراده
  4.  ترسو شدن
  5. ضعف اعتماد به نفس
  6. مخفی‌کاری
  7. بی محبت نسبت به والدین
  8. تنفر از محیط خانه
  9. گرایش زیاد به دوستان در نوجوانی
  10. بی اعتمادی به والدین

قوانین را مشخص کنید.

ممکن است برای تان این سال ایجاد شود که اگر دستور ندهم پس چه؟

چگونه می توان بدون مشخص کردن باید و نباید ها، رفتار کودک را کنترل کرد؟

همه ی آنچه لازم است بدانید ان است که بجای گیر دادن، قوانین را مشخص کنید.

به عنوان مثال ” اول باید اسباب بازی ها جمع شده باشند تا بعد از آن بتوانیم به پارک بریم. این یه قانونه”.

در چنین شرایطی فرزندتان خواهد آموخت که رعایت قوانین، تنها راه رسین به نتیجه است و با گریه، ناراحتی، جیغ کشیدن و یا بداخلاقی نمی تواند به خواسته هایش برسد.

به قوانین پای بند باشید.

قبل از مجبور کردن کودکان به رعایت قوانین بهتر است به این سوال پاسخ دهید که خودتان چقدر به قوانین پای بند هستید؟

کودک تان بیش از هر چیز به رفتارهای شما توجه می کند و شما می توانید بهترین الگو در آموزش قانون مندی باشید.

اقتدار را در برابر کودک لجباز فراموش نکنید.

اگر قرار است قانونی وضع کنید، همه ی جوانب آن را بسنجید.

لازم است قوانین به اندازه ی کافی واقعی و قابل انجام باشند و در اجرای آن ها مقتدر و جدی باشید.

به عنوان مثال مادری که جمع شدن اسباب بازی ها قبل از رفتن به پارکرا به عنوان قانون بیان می کند، اما با شروع گریه های کودک، خودش اسباب بازی را جمع می کند و تسلیم می شود، از اقتدار کافی در اجرای قانون برخوردار نیست.

با دلسوزی افراطی خداحافظی کنید.

اگرچه دلسوزی و مهربانی یکی از مهم ترین ویژگی های پدر و مادر موفق است اما افراط در آن می تواند کودکی لجباز، لوس، قانون شکن و وابسته را پرورش دهد.

درست است که حاضر نشدن کودک بر سر میز غذامی تواند منجر به گرسنه ماندنش شود اما به او کمک می کند تا قانون حضور بر میز غذا را بیاموزد.

بنابراین در چنین شرایطی، دلسوزی های افراطی را کنترل کنید و اجازه دهید تا فرزندتان با پیامدهای طبیعی رفتارهایش آشنا شود و دست به انتخاب بزند.

 

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

در موقعیت مناسب با فرزندتان صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد قوانین نباید مداوم و در زمان های نامناسب باشد.

به عنوان مثال کودکی که در حال بازی وشیطنت یا تماشای فیلم است به صحبت های شما گوش نخواهد داد.

کودکان دامنه ی توجه کوتاه مدتی دارند و نمی توانند به صورت همزمان بر چند موضوع تمرکز کنند.

بنابراین زمانی را انتخاب کنید که شما و فرزندتان کاملا آماده ی گوش دادن هستید.

در این زمان قوانین را به صورت شفاف، روشن و کوتاه توضیح دهید و از تکرار دایمی آن ها در طول روز جدا اجتناب کنید.

رفتارهای مثبت کودک تان را تشویق کنید.

بهتر است بجای قرار دادن ذره بین بر لجبازی های کودک، نقاط مثبت رفتارهایش را بزرگ نمایی کنید.

به عنوان مثال:

بجای آنکه بگویید ” بازم که اتاقت کثیف و شلخته ست” بگویید ” پسرم امروز کیفش را سر جاش گذاشته”.

در چنین شرایطی فرزندتان متوجه خواهد شد که شما به رفتارهای خوبش توجه دارید و برای دریافت نوازش و تشویق، آن ها را بیشتر انجام می دهد.

به فرزندتان احترام بگذارید.

احترام همواره فاکتوری دوجانبه است.

نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما احترام بگذارد در حالی که شما به او بی احترامی کرده اید!

  1. با گوش دادن فعال به حرف های کودک،
  2. برقراری تماس چشمی،
  3. توجه به گفته‌های او بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌صبری نشان دهید،
  4. کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن
  5. به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرف های او
  6. هم‌چنین پرسیدن سوالاتی مانند:

“منظورت از این چیزی که گفتی چیست؟

”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر می‌کنی؟”

می توانید احترامی را که کودک به آن نیاز دارد را برآورده سازید.

استقلال کودک تان را به رسمیت بشناسید.

  • نکن،
  • دست نزن،
  • این به درد تو نمی خوره،
  • کنار وایستا
  • و غیره

کلماتی هستند که استقلال کودک را نادیده می گیرند و می توانند آغازگر چرخه ی لجبازی در او شوند.

در این حالت فرزندتان احساس می کند شما او را قبول ندارید و احساس خشم و غم، جایگزین دوست داشتن و تعلق خاطر می شود.

در حقیقت شما او را نادیده می گیرد و کودک تان نیز تلاش می کند تا از هر طریقی، توانایی و استقلال خود را نشان دهد.

بهتر است در هر موقعیت، وظیفه ای را متناسب با سن کودک به او واگذار کنید.

یک کودک سه ساله می تواند در چیدن میز شام کمک کند و یا فعالیت های مفیدی انجام دهد که بیانگر استقلال است.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

الگوی رفتاری خود به عنوان والدین را مورد بازنگری قرار دهید.

کودکان در اکثر موارد، تقلید کننده ی انچه می بینند هستند.

در صورتی که سبک غالب شما در ارتباط با همسرتان، لجبازی، گفت و گوی ناسالم و یا پرخاش باشد، کودک تان نیز به تکرار این آموخته ها می پردازد.

بنابراین در صورتی که رفتارهای لجبازی در کودک تان زیاد و غیر قابل کنترل است.

بهتر است ضمن توجه به سبک ارتباطی خود، از یک مشاور کودک متخصص در حیطه ی روابط خانوادگی کمک بگیرید تا به بهبود رابطه ی شما با همسر و فرزندتان و اصلاح چرخه ی لجبازی کمک کند.

نویسنده :روانشناسی کودک و نوجوان

مقالات مرتبط پیشنهادی با کودک لجباز

مقالات مرتبط

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله
روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

راهنمای روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله شامل رشد زبانی، شناختی، هوش هیجانی، حرکتی و رفتاری کودک – زمان مطالعه 4 دقیقه.

کودک شما در حال بزرگ شدن است.

حواستان هست که کودک شما مستقل تر شده و اعتماد به نفس بیشتری دارد؟

اگر هم نه، نگران نباشید، کم کم خواهید دید.

نکات مهم تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

اکثر کودکان در این سنین استقلال، خود کنترل گری و خلاقیت بیشتری را نشان می دهند.

از اینکه مدت زمان بیشتری را با اسباب بازی هایش بازی کند لذت می برد، مشتاق تجربه چیزهای جدید است، و هنگام خستگی هیجان هایش را بهتر می تواند ابراز کند.

اگرچه کودکان با سرعت مخصوص به خود رشد می کنند، اما اکثر کودکان نکات رشدی که در ادامه این مقاله خواهید خواند را تا قبل از شش سالگی نشان می دهند.

تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله-4 5years development stem-toys

رشد چهار تا پنج سالگی: نقاط عطف زبانی و شناختی

کودک کنجکاو شما بهتر از قبل می تواند یک مکالمه را اداره کند.

علاوه بر این، گنجینه لغات کودک همراه با رشد فرآیند تفکر وی در حال رشد و پیشرفت است.

نه تنها کودک می تواند سوال های ساده را به آسانی و با منطق پاسخ دهد، بلکه می تواند احساساتش را بهتر ابراز کند.

بیشتر کودکان در این سنین از آواز خواندن و ساختن کلمات لذت می برند. آنها پرانرژی، پر سر و صدا و گاهی باعث آزار و اذیت هستند.

نقاط عطف شناختی و زبانی دیگر که ممکن است کودک به آنها دست یابد عبارتند از:

  • به وضوح با جملات پیچیده تر صحبت می کند.
  • ده شی یا بیشتر را می شمرد.
  • حداقل چهار رنگ و شکل هندسی را به درستی می نامد.
  • برخی حروف را می شناسد و احتمالا می تواند اسمش را بنویسد.
  • مفهوم زمان و همچنین ترتیب فعالیت های روزمره را بهتر می فهمد، مثل صبحانه در صبح، نهار هنگام ظهر و شام خوردن در شبانگاه.
  • حوزه توجه وسیعتر دارد
  • دستورات دو یا سه قسمتی را دنبال می کند. برای مثال، کتابت رو بذار سر جاش، دندانت رو مسواک بزن، و بعدش برو اتاقت بخواب.
  • علامت های کلامی آشنا را می شناسد، مانند “stop یا توقف”
  • اگر آموزش ببیند شماره تلفن و آدرس خودش را می داند.

نقاط عطف حرکتی مرتبط با مهارتهای دست و انگشت

کودکان از طریق بازی کردن یاد می گیرند، و این همان کاریست که باید در این سنین انجام دهند.

در این سن کودک باید:

  • به راحتی بدود،
  • لی لی کند،
  • به توپ ضربه بزند و یا آن را پرت کند،
  • از بلندی بالا برود و بپرد.

دیگر نقاط عطف حرکتی و مهارت های دست و انگشت برای کودک چهار تا پنج ساله عبارتند از:

  • بیشتر از 9 ثانیه روی یک پا ایستادن
  • کله ملق زدن را انجام می دهد.
  • بدون کمک گرفتن از پله ها بالا و پایین می رود.
  • به راحتی جلو و عقب قدم بر می دارد.
  • می تواند یک سه چرخه را براند.
  • می تواند اشکالی مانند مثلث، دایره، مربع و دیگر اشکال را کپی کند.
  • می تواند یک آدم را با بدنش بکشد.
  • دسته ای از بلوک های خانه سازی را روی هم می چیند.
  • قاشق و چنگال استفاده می کند.
  • لباسش را می پوشد و درمی آورد، دندانش را مسواک می زند، و دیگر مراقبت های شخصی را خودش انجام می دهد.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی

کودک شما تازه متوجه می شود که در مرکز دنیا قرار ندارد و همه چیز معطوف به آنها نیست.

در این سن، کودکان شروع به فهمیدن احساسات دیگران می کنند.

کودک 4 یا 5 ساله شما بهتر می تواند اختلاف ها را درک کند و هیجان خود را کنترل کند.

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی که کودک 4- 5 ساله عبارتند از:

  • از بازی کردن با دیگر کودکان و وقت گذرانی با دوستانش لذت می برد.
  • اکثر اوقات با دیگران شریک می شود و نوبت را رعایت می کند، و قواعد بازی ها را می فهمد.
  • قوانین را می فهمد و گاها سرپیچی می کند، با این وجود، کودک گاها رفتارهای لجبازی و عدم همکاری را نشان خواهد داد.
  • مستقل تر می شود.
  • اکثر اوقات خشم را به صورت غیر کلامی ابراز می کند تا فیزیکی.

چه زمانی باید نگران بود؟

همه کودکان با سرعت خاص خود رشد می کنند.

اگر کودک شما به نقاط عطف مهم رشد خود در این سن نرسید نگران نباشید.

اما باید همواره تغییرات را زیر نظر داشته باشید و در مواقع لزوم اقدام لازم را انجام دهید.

اگر کودک یکی از تاخیرهای رشدی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت را نشان داد، با متخصص کودک صحبت کنید.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله در این راه به شما کمک می کند.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله language development 4-5 years

نشانه های احتمالی تاخیر رشدی در کودک چهار یا پنج ساله عبارتند از:

  • شدیدا ترسو، خجالتی یا پرخاشگر بودن
  • هنگام جدایی از والدین شدیدا مضطرب می شود.
  • به راحتی حواسش پرت می شود و نمی تواند بیشتر از 5 دقیقه روی یک تکلیف تمرکز کند.
  • نمی خواهد با دیگر کودکان بازی کند.
  • علائق محدودی دارد.
  • تماس چشمی برقرار نمی کند و یا با دیگران ارتباطی نمی گیرد.
  • نمی تواند نام کامل خود را بگوید.
  • به ندرت بازی های وانمودی دارد یا تخیل می کند
  • اغلب غمگین به نظر می رسد و طیف وسیعی از هیجانات را ابراز نمی کند.
  • نمی تواند یک برج را با تعداد زیادی بلوک بسازد.
  • نمی تواند مداد یا مداد شمعی را در دست بگیرد.
  • با خوابیدن، غذا خوردن و حمام رفتن مشکل دارد.
  • با دراوردن لباسش مشکل دارد، نمی تواند خودش مسواک بزند، یا دستهایش را بدون کمک بشوید و خشک کند.

هم چنین، اگر کودک در مقابل کارهایی که قبلا انجام می داده مقاومت می کند یا دیگر نمی تواند آنها را انجام دهد، با متخصص صحبت کنید.

این مسئله می تواند نشانه ای از اختلالات رشدی باشد. اگر کودک مقداری مشکلات رشدی دارد، درمانهایی برای غلبه و بهبود آنها در دسترس هستند.

مقالات مرتبط

سوالات خود در زمینه روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله را از ما بپرسید.

تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله
تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله

هشت اشتباهی که والدین در مورد تربیت کودک پیش دبستانی مرتکب می شوند. مدت زمان مطالعه 4 دقیقه

گاهی به نظر می رسد کودک پیش دبستان شما قابلیت ذاتی و خوبی برای از کوره در رفتن شما دارد.

و این روز خوبی است. اما نترسید، شما تنها نیستید.

کودکان می خواهند استقلال خود را داشته باشند.

اما آنها توجه نزدیک و عشق مراقبین را هم خواهان هستند.

تربیت کودک پیش دبستانی پیش از 6 سالگی

بر اساس نظر متخصصین سنین خردسالی بخصوص سه تا پنج سالگی فعال ترین و در عین حال چالش برانگیزترین دوره برای فرزندپروری است.

در این مقاله، هشت اشتباه متداول والدین کودکان پیش دبستانی آورده شده است، و به دنبال آن راه حل هایی نیز برای اجتناب از آنها ارائه شده اند. (بیشتر…)

تربیت کودک دو ساله
تربیت کودک دو ساله

7 نکته برای تربیت کودک دو ساله و مقابله درست با رفتارهای نامناسب کودکان – زمان مطالعه 4 دقیقه

دو سال اول زندگی کودک لذت بخش اما سخت هستند.

با این وجود، به محض اینکه ویژگی های این دوره را بدانید به راحتی با آنها کنار خواهید آمد. کودک دو ساله شروع به تلاش برای کسب استقلال می کند و این مسئله راه انداز چالش هایی خواهد بود.

در این دوره بیش از هر زمان دیگری با شما مخالفت می کند، بنابراین الان زمانی است که باید راه‌هایی برای تشویق آنها به همکاری پیدا کنید و در عین حال به آنها اجازه دهید که نیاز به خودکفایی را در خود ارضاء کنند.

نحوه تربیت کودک دو ساله

در این مقاله هفت نکته علمی برای فرزندپروری کودک دو ساله آورده شده است.

1- رفتارهای نادرست را نادیده بگیرید.

کودکان دو ساله در مرحله پیش عملیاتی رشد شناختی هستند.

آنها دقیقا با تکرار مداوم یاد می گیرند. آنها به خصوص رفتارهایی را بیشتر تکرار می کنند که باعث یک رفتار ناگهانی و یا عکس العمل شدید می شوند.

اگر کلمه نادرستی را از شما یا همسرتان یا بچه های دیگر یاد گرفتند، آن را نادیده بگیرید، جوری وانمود کنید که انگار چیزی نشنیدین.

اگر مسئله را بزرگ جلوه دهید، این کار را دوباره و دوباره تکرار خواهد کرد.

زیرا کودکان از اینکه به آنها واکنش عجیب به یک کلمه آنها نشان دهید خوششان می آید.

بچه های دو ساله نمی توانند تصور نمی کنند که با گفتن یک کلمه ممکن است شما را ناراحت کنند، آنها تنها در مورد واکنش سریع شما فکر می کنند، چیزی که درست برخلاف تصور شماست.

کلمه زشت را بارها و بارها می گوید چون پاسخ شما برایش بسیار جذاب است.

حواستان باشد که با این تکرار کردن بیشتر یاد می گیرد.

برای مثال، آنها می خواهند بارها یک بازی را تکرار کنند، در حالیکه این بازی برای شما خسته کننده است اما برای انها در واقع تقویت و قوی کردن ارتباطها در مغز بواسطه تکرار است.

معمولا، ما می خواهیم رفتارها، اکتشافات و بازی کردن آنها را تشویق کنیم حتی زمانی که برای بار چهلم نقش یک الهه را به عهده گرفته ایم.

تنها زمانی که رفتار نادرست را دارند نادیده بگیرید.

تربیت کودک دو ساله

2- به صورت غیرمنتظره آنها را سورپرایز کنید

همانطور که گفته شد آنها از هر نوع واکنش غیر منتظره خوششان می آید.

بنابراین، با رفتاری که تقویت کردن آن مشکلی نیست، مانند کارهای خنده دار احمقانه، آنها را سورپرایز کنید.

مثلا در حالی که یک کلاه روی سر دارید سعی کنید عطسه نمایشی کرده به طوریکه کلاه از سر شما بیفتد، خواهید دید که از خنده غش خواهند کرد، و از شما می خواهند آن را بارها و بارها تکرار کنید.

یا تظاهر کنید که وسیله ای به شدت سنگین است در حالیکه این طور نیست و الکی زور بزنید.

هر چیز غیر منتظره ای کودک دو ساله شما را شاد می کند و باز هم این چگونگی یادگیری آنهاست.

بنابراین، شما در حال ایجاد پایه ای برای حس شوخ طبعی هستید.

3- به آنها بگویید چه کاری می توانند بکنند و مقابله با شلوغی کودک 2 ساله

برای کل سال های کودکی حتی تا چهار پنج سالگی، کلمه “نکن” را فراموش کنید. اغلب به آنها بگویید که چه کاری را باید انجام دهند نه چه کاری را نباید.

به جای “ندو” بگویید” سعی کن آروم قدم برداری”.

به جای اینکه بگویید “فریاد نزن” بگویید “آروم صحبت کن”.

بهتره که این کار را تفریحانه کنید. به جای اینکه بگویید آروم قدم بردار بگید “بیا مثل اردک ها راه بریم”.

گاهی هم می توانید حواس آنها را پرت کنید با گفتن اینکه چه کار خلاقانه بهتری می توان انجام داد:

به جای اینکه بگویید روی تخت نپر،

بگویید چقدر انرژی بالایی برای پریدن داری، می تونی رو بالشت هایی روی کف زمین بپری.

استفاده از زبان مثبت به هدایت رفتار آنها کمک می کند، به آنها الگویی برای تبعیت ارائه داده و کمک می کند کاری برای انجام دادن داشته باشند، تا اینکه مجبور باشند یک رفتار را متوقف کنند یا از یک تکانه بازداری کنند.

تربیت کودک دو ساله

4- انجام تکلیف برای رشد ذهنی کودک دو ساله

به آن ها تکلیفی برای انجام دادن بدهید.

با مسئولیت دادن به کودک، حس خودِ تازه یافته‌ی کودک را مهار کنید. این کار حس تسلط کودک را تقویت می کند.

این نکته مهمی برای دو ساله ها و همکاری آنهاست.

حتی اگر کاری هست که شما باید آن را انجام دهید، از انها بخواهید قسمتی از کار باشند.

مثلا زمانی که می خواهید از گاراژ با ماشین خارج شوید آنها را مسئول باز کردن درب گاراژ کنید.

یا مثلا در فروشگاه بگویید من دنبال ماکارونی هستم، لطفا برام پیدا کن.

فواید انجام تکلیف برای کودکان

پژوهش ها نشان داده اند زمانی که به کودکان وظایف و تکالیفی برای انجام دادن می دهیم، حتی اگر انجام این کارها خیلی نامرتب و بد باشد، نتایج خوبی را در دراز مدت خواهیم گرفت.

یک روش مناسب برای تربیت کودک دو ساله است.

کودکان نوپا به طور طبیعی دوست دارند کمک کنند، اما والدین اکثرا به جای پرورش این مسئله، آن را در نطفه خفه می کنند.

اگر به کودک نوپا مسئولیت دهید در بزرگسالی بیشتر برای کار کردن داوطلب می شوند. آنها حتما خودشان اسباب بازی های پخش شده را جمع خواهند کرد، و سر جایش می گذارند.

کارها را طوری تعریف کنید که بیانگر داستان باشند تا توجه آنها جلب شود و همکاری کنند.

5-خواسته های طولانی را به خواسته های کوچک تر تقسیم کنید.

به جای اینکه از کودک بخواهید کفش هایش را بپوشد، که شامل چندین قدم است، آن را به چند مرحله تقسیم کنید.

مثلا بگویید بیا با هم مسابقه پوشیدن کفش بذاریم.

آنها را تشویق کنید خودشان کفش را انتخاب کنند: کدوم کفش رو می خوای؟

نارنجی

یا سبز.

وقتی انتخاب کرد، با هیجان و شمارش کودک را تشویق کنید شروع به پوشیدن کند.

اول پا رو توی کفش کردن بعدش هم بستن چسب یا بند کفش.

6-احساساتشان را نام گذاری کنید و به آنها ارزش بدهید.

کودکان دو ساله در حال یادگیری این هستند که هیجان ها کدامند، هیجان ها را به روش اولیه ای ابراز می کنند نه به صورتی که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده باشد.

در مرحله اول لازم است به آنها آموزش دهیم هیجان ها را بنامند و بشناسند، و بعد باید بدانند که این احساس ها را باید بپذیرند و داشتن هیجان ها و احساس عادی است.

چگونگی ابراز هیجانات در آنها ممکن است مناسب نباشد.

در این حالت برای مثال، به آنها بگویید عصبانی شدن عادی است، اما زدن دیگران خوب نیست.

نامگذاری هیجان ها اولین قدم در یادگیری چگونگی ابراز کردن آنهاست.

ارزش دادن به هیجان های کودک، اینکه به آنها بگویید آنچه احساس می کنند عادی هست و کمک به انها در شناخت هیجانهایشان باعث ارتقای همدلی و رفتارهای اجتماع پسند می شوند.

صحبت کردن در مورد هیجانات هم چنین با رفتارهای مشارکت و همیاری بیشتر در کودکان همبستگی دارد.

تربیت کودک دو ساله به این شکل است که باید بداند فرق رفتارها و احساس ها و عواقب آن چیست.

تربیت کودک دو ساله بازی

7-برنامه های آنها را منظم و قابل پیش بینی کنید.

یکی از چالش برانگیزترین زمان ها برای کودکان زمان های گذار هستند.

مانند آمادگی برای ترک خانه یا برگشتن به آن. آماده شدن برای خواب یا اماده شدن در صبح.

بچه ها حس واقعی نسبت به زمان ندارند.

مثلا گفتن اینکه الان زمان خاموش کردن تلویزیون است یا زمان خوردن شام، ممکن است برای کودک مستبدانه و کنترل گرایانه به نظر برسد.

در نتیجه آنها به مقابله برمی خیزند.

منظم بودن و قابل پیش بودن برنامه های روزانه به کودکان حس کنترل می دهد و میزان بد خلقی ها را کم می کند.

نیازی نیست که یک کار روزمره سفت و سخت تعیین کنید.

اما لازم است که یک سری زمان های مشخص برای خواب و وعده های غذایی تعیین کنید.

مثلا بین ساعت نه تا ده و نیم زمان خوابیدن است.

مثلا اسپاگتی یا سوپ غذای سه شنبه هاست.

در یک مطالعه بزرگ، محققان نشان دادند داشتن یک روتین منظم و مداوم برای به خواب رفتن کودکان، کیفیت خواب آنها را بالا می برد.

کودکانی که ساعت خواب منظم تری داشتند زودتر به خواب می رفتند، سریع تر می خوابیدند، کم تر در طول شب بیدار می شدند و خواب طولانی تری داشتند.

مقالات مرتبط

مشاور کودک این مقالات را به شما پیشنهاد می دهد

سوالات خود در مورد تربیت کودک دو ساله را مطرح کنید.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان به صورت دسته بندی شده در زمینه تربیت کودک و نوجوان آورده شده است.

چه شرایطی باعث می شوند که یک پدر و مادر، والدین خوبی باشند؟

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد!
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر داشته باشد. …
  • شناخت.
  • همسانی.
  • همدلی یک وش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن.
  • سختگیری نکردن.
  • انعطاف پذیری.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

والدین خوب به چه معنایی می باشد؟

والدین مناسب مطلع می باشند که فرزندان خودشان را در چه زمانی آزاد بگذارند.

ما نیاز داریم که نحوه تفکر مستقل، حل کردن مشکلات و داشتن یک اعتماد عمیق به توانایی های خودشان را به فرزندانمان آموزش دهیم.

با توجه به زمان و کارایی موجود، کاری که والدین برای فرزندان خودشان انجام می دهند، عبارت از مواردی می باشد که خود فرزندان به راحتی می توانند برای خودشان انجام بدهند.

چهار سبک ارتباط والدین با فرزندان 

این سبک های سرپرستی در چهار گروه گسترده ای قرار می گیرند که به صورت کلی مورد پذیرش قرار گرفته است.

هر چند که محققان مختلف، عناوین مختلفی را برای این سبک ها در نظر گرفته اند، ولی معمولا این سبک ها به این صورت نامگذاری می شوند:

  • قدرت طلب،
  • مقتدر،
  • آسان گیر و
  • دخالت نکننده.
  • والدین قدرت طلب سخت گیر و
  • کنترل کننده هستند.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

یک فرد به چه نحوی می تواند به یک پدر خوب یا مادر خوب تبدیل شود؟

8 روش برای تبدیل شدن به والدین بهتر و ارتباط والدین با فرزندان شامل:

  1. اجتناب کردن از مقایسه و لقب گذاری. شما می توانید یک نوع والدینی باشید که زمان خودش را صرف آموزش دادن روش ها، عادت ها و رفتار های خوب به کودکانش می کند. …
  2. حرف هایی که می گویید را انجام بدهید.
  3. اجازه بدهید که فرزند شما اشتباهاتی انجام بدهد.
  4. هیچ کاری انجام ندهید. …
  5. مصرف غذای خودتان را به عنوان ابزاری برای راحتی یا تشویق کردن استفاده کنید.
  6. نسبت به رفتار “بد” بی توجه باشید.
  7. به قدرت خودتان اعتماد داشته باشید.
  8. نسبت به پذیرفتن تغییرات آمادگی داشته باشید.

 

چه ویژگی هایی یک فرد را به یک پدر یا مادر خوب یا بد تبدیل می کنند؟

ویژگی هایی که منجر به ایجاد یک پدر یا مادر خوب یا بد می شوند، عبارتند از:

  • دوست داشتن بدون قید و شرط. زمانی که شما بدون هیچ شرطی فرزندتان را دوست می دارید، بدون توجه به هیچ موردی وی را دوست خواهید داشت و مورد پذیرش قرار خواهید داد. …
  • نظم. زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، والدین برای رفع این مشکل یک سری راه حل هایی را در اختیار دارند می توانند این کار را با استفاده از مجازات و یا نظم دهی انجام بدهند.
  • راهنمایی کردن با استفاده از یک مثال.
  • همسانی و انعطاف پذیری دیگر عنصر مهم در برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • استقلال.

چه نوع پدر یا مادری یک پدر یا مادر بدی می باشد؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان کودک

شما به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک پدر یا مادر بدی هستید؟

8 علامت مربوط به یک پدر یا مادر بد بودن عبارتند از:

  1. اجتناب کردن و بی توجه بودن به فرزندتان.
  2. سوء استفاده فیزیکی یا زبانی.
  3. بیان کردن یک مثال بد.
  4. طرفداری یا تعصب.
  5. قدرت طلبی ناعادلانه.
  6. رفتار مالی غیر مسولانه.
  7. مزاحمت یا ناز پرورده کردن بیش از حد.
  8. اعتماد نداشتن به کودک.

 

علائم مربوط به یک پدر بد چه مواردی می باشند؟

رشد کردن تحت سرپرستی والدین مسموم، برای هر کودکی سخت می باشد، ولی شما می توانید علائم چنین سرپرستی را مشخص کنید و سعی کنید که یک آینده شادتری را برای فرزندانتان ایجاد کنید.

  • چنین فردی بیش از حد انتقاد می کند.
  • چنین فردی از طریق سکوت کردن با شما برخورد می کند.
  • چنین فردی تهدیدات را فریاد می زند.
  • چنین فردی همه چیز را به سایر افراد بیان می کند.
  • چنین فردی دارایی های موجود را از بین می برد.
  • چنین فردی به صورت پرخاشگرانه برخورد می کند.
  • چنین فردی نسبت به شما بی توجه می باشد.
  • چنین فردی منجر به ترسیدن شما می شود.

 

مهمترین کارهایی که والدین باید انجام بدهند، چه مواردی می باشند؟

10 مورد مهمی که والدین می توانند برای افزایش سطح اعتماد موجود انجام بدهند، عبارتند از:

  1. تایید کنید که آنها تمامی تلاششان را انجام می دهند.
  2. اجازه بدهید که آنها خودشان مشکلاتشان را حل کنند.
  3. حس کنجکاوی آنها را تایید و مورد حمایت قرار دهید.
  4. مبناهای مربوط به موفقیت را به فرزند خودتان آموزش دهید.
  5. در فرآیند آموزشی فرزندتان مشارکت داشته باشید.
  6. یک سری مسولیت هایی را به فرزندتان محول کنید.
  7. به فرزندتان کمک کنید که احساسات خودش را بیان کند.
  8. تمامی چالش ها و اتفاقات بد مربوط به فرزندتان را تایید کنید و از وی تحسین کنید.
  9. یک سری چالش هایی را برای فرزند خودتان ایجاد کنید.
  10. عملکرد آنها را مورد قضاوت یا انتقاد قرار ندهید.

 

مقالات مرتبط

روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران
روانشناسی کودک سه ساله تا 5 ساله – راهنمای مادران

روانشناسی کودک سه ساله تا پنج ساله به 1-روانشناسی دوره سه تا سه و نیم 2- سه و نیم سالگی تا 4 سالگی و 4 سالگی تا 5 سالگی تقسیم می شود.

نقاط عطف رشد در روانشناسی کودک سه ساله تا 4سالگی

با تولد سه سالگی کودک شما، دیگر سال های حساس دو سالگی و سال های جادویی و هیجان انگیز سه و چهار سالگی شروع می شوند، همان زمانی که دنیای کودک شما با فانتزی، تخیل و تصویرسازی های واضح احاطه شده است.

در طول این مدت، در بسیاری از حیطه ها بالغ می شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

در این قسمت برخی نقاط عطف رشدی مهم در این سن اورده شده اند:

نقاط عطف حرکتی

  • می تواند روی یک پا بایستد و به مدت پنج ثانیه در این حالت بماند.
  • بدون کمک از پله ها بالا و پایین می رود.
  • توپ را به جلو پرت کند و با پا به آن ضربه می زند.
  • توپ را با دستش پرت می کند.
  • با چابکی به جلو و عقب می رود.
  • می تواند توپی که به سمتش می آید را بگیرد.

نقاط عطف در مهارت های ظریف حرکتی و انگشتان

  • اشکال چهارگوش را کپی می کند.
  • می تواند یک انسان را با دو تا چهار قسمت اندامش بکشد
  • از قیچی می تواند استفاده کند.
  • برخی اشکال هندسی را می کشد
  • شروع به کپی کردن برخی حروف می کند.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

نقاط عطف زبان و خصوصیت کودک سه سال و نیم

  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • برخی قوانین پایه گرامر را مسلط می شود.
  • می تواند با جملات 5 تا شش کلمه ای حرف بزند.
  • انقدر واضح حرف می زند که غریبه ها هم بفهمند.
  • داستان و قصه می گوید.

نقاط عطف شناختی سه تا چهار ساله

  • برخی رنگها را به درستی نام می برد.
  • مفهوم شمارش را میشناسد و ممکن است چند عدد را بداند.
  • مسائل را تنها از یک نقطه نظر می نگرد.
  • حس زمان واضح تری را دارا خواهد بود.
  • دستورات سه بخشی را دنبال می کند.
  • بخش هایی از یک داستان را به خاطر می آورد.
  • مفهوم شباهت و تفاوت را می فهمد.
  • درگیر بازی های تخیلی می شود.

نقاط عطف اجتماعی و هیجانی

  • به تجارب جدید علاقه دارد
  • با دیگر کودکان همکاری می کند.
  • نقش مادر یا پدر را بازی می کند.
  • بسیار در بازی های تخیلی پیشرفت می کند.
  • لباسش را خودش در می آورد و یا می پوشد.
  • در مورد راه حل اختلافات و مشکلات مذاکره می کند.
  • مستقل تر می شود.
  • تصور می کند بسیاری از اشیا و موجودات نااشنا ممکن است هیولا باشند.
  • خود را به عنوان یک انسان شامل ذهن و بدن احساس می بیند.
  • اغلب نمی تواند بین تخیل و واقعیت تمایز قائل شود.

روانشناسی کودک سه ساله تا 4 و 5 سالگی (2)

پایش رشد سلامت در روانشناسی کودک سه ساله

از انجایی که هر کودک به روش خاص خود رشد می کند، غیر ممکن است که بگوییم چه زمانی و چگونه دقیقا در یک مهارت مشخص کامل می شود.

همواره رشد او را چک کنید اما نگران نباشید اگر انحرافی وجود داشت.

با این وجود اگر هر گونه تاخیری در یکی از نشانه های زیر در این سن وجود داشت با متخصص کودک صحبت کنید.

  • نمی تواند یک توپ را با دست پرت کند.
  • نمی تواند بپرد
  • نمی تواند سه چرخه را براند.
  • نمی تواند مداد رنگی را دست بگیرد.
  • با خط کشیدن مشکل دارد.
  • نمی تواند بلوک خانه سازی را روی هم بگذارد.
  • هنوز زمانی که والدینش او را ترک می کنند گریه می کند.
  • به بازی های تعاملی علاقه ای نشان نمی دهند.
  • دیگر کودکان را نادیده می گیرد.
  • به دیگر افراد غیر ازخانواده پاسخی نمی دهد.
  • در بازی های تخیلی شرکت نمی کند.
  • در مقابل لباس پوشیدن، خوابیدن و توالت رفتن مقاومت نشان می دهد.
  • هنگامی که عصبانی یا ناراحت می شود از کنترل خارج می شود.
  • نمی تواند یک دایره را کپی کند.
  • نمی تواند جملات بیشتر از دو یا سه کلمه بگوید.
  • از من یا تو به طرز مناسبی استفاده نمی کند.

مقالات روانشناسی کودک

روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی
روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی

روانشناسی کودک یک ساله تا 22 ماهگی : همزمان با افزایش سن کودک، کودک به قدری سریع رشد می کند که به سختی متوجه تغییرات وی می شوید.

تماشای رشد و پرورش کودک و نیز  دیدن اینکه شخصیت کودک در حال پدیدار شدن است بسیار دلچسب است و این که شما بخواهید در این روند به او کمک کنید بسیار طبیعی است.

ولی آیا می دانید کودک اکنون باید قادر به انجام چه کارهایی باشد و شما چگونه می توانید به او کمک کنید؟ (بیشتر…)

داستان کودکانه در مورد بی نظمی
داستان کودکانه در مورد بی نظمی

داستان کودکانه در مورد بی نظمی که کودک شما یادبگیره نظم داشته باشه و اسباب بازی و وسایل در خانه رها نکنه.

یکی بود یکی نبود

یه پسر کوچولوی شیطونی بود به اسم نیما که همیشه  وقتی از مدرسه میومد لباساش و روی تخت مینداخت و میرفت جلوی تلویزیون فیلم میدید و با اسباب بازی هاش بازی میکرد.

مادر نیما همیشه بهش میگفت که لباساش و مرتب کنه و اسباب بازی هاشو از وسط خونه جمع کنه تا خراب نشن.

ولی نیما به حرف مامانش گوش نمیداد و همیشه همون جوری که جلو تلویزیون کارتون میدید خوابش میبرد و مامان و باباش وسایلش و جمع میکردن.

تا یه روز نیما از مدرسه اومد و ناهارش تند تند خورد و رفت جلوی تلویزیون تا کارتون مورد علاقه اش رو ببینه و با ماشین هاش بازی کنه.

مامانش که خیلی خسته بود سمت اتاق خواب رفت و گفت نیما من میرم یکم بخوابم یادت نره وسایلت رو جمع کنی.

نیما هم مثل همیشه سرش رو تکون داد ولی اصلا حواسش به حرف مامانش نبود.

چند ساعتی نگذشته بود که نیما یادش افتاد تکلیف مدرسه اش رو انجام نداد و رفت اتاقش تا از تو کیفش تکلیف هاش رو در بیاره و انجام بده.

داستان کودکانه در مورد بی نظمی

مامانش که تازه بیدار شده بود و داشت از اتاق خواب درمیومد.

پاش روی یکی از ماشین های مسابقه ای نیما رفت و لیز خورد و پاش محکم به میز وسط خونه خورد و موقع افتادن سرش به زمین خورد نیما که از سر و صدا بیرون اومده بود با دیدن مامانش ترسید و گریش گرفت از طرفی هم میدونست که مامانش حسابی دعواش میکنه چون به حرفش گوش نکرده بود.

مامانش همون جوری که سرش و گرفته بود بلند شد و نیما رو بغل کرد وگفت پسر گلم اگه اسباب بازی هاتو بعد بازی جمع کنی هم اسباب بازی هات کم تر گم میشن و سالم تر میمونن هم کسی آسیب نمیبینه.

نیما هم که خوشحال شده بود مامانش حالش خوبه،  صورت مامانش رو بوسید و قول داد که همیشه وسایلش رو جمع کنه و مواظب باشه که جایی ولشون نکنه و بلند شد که وسایلش رو جمع کنه و مرتب تو قفسه ها بذارتشون.

مامان نیماهم خوشحال از این که نیما وسایلش رو جمع می کرد بلند شد و ماشین مسابقه ای خورد شده رو جمع کرد تا توی پای کسی نره وبه کسی صدمه نزنه.

داستان کودکانه در مورد بی نظمی

بچه ها این داستان کوتاه به ما یاد میده که حرف پدر مادر ها همیشه از روی محبت و دوست داشتنه و جمع کردن وسایلمون باعث میشه که به پدر و مادرمون کمک کنیم و از وسایلمون هم خیلی خوب نگهداری کنیم امیدوارم این داستان در مورد داستان کودکانه در مورد بی نظمی را دوست داشته باشید تا یه داستان دیگه خداحافظ.

نویسنده: مبینا جنتی

سایر داستان ها

داستان کوتاه در مورد راستگویی و صداقت برای کودکان
داستان کوتاه در مورد راستگویی و صداقت برای کودکان

داستان کوتاه در مورد راستگویی و صداقت برای کودکان فراهم شده است.

داستان پارمیدا و نیکیتا 

یه روز جمعه پارمیدا از خواب بیدار شد و دید که مامانش داره حاضر میشه، که به خونه مامان بزرگش بره.

پارمیدا می دونست خاله زری و دخترش نیکتا که هم سن پارمیدا بود، هم احتمالا اونجا هستن. به همین خاطر سریع حاضر شد تا با مامانش دوتایی به خونه مادر بزرگش برن.

خونه مادربزرگ خیلی بزرگ بود و یک حیاط باصفا داشت که بچه ها عاشق توپ بازی و دویدن اونجا بودن، مخصوصا روزهای تعطیل که میتونستن تا عصر اونجا بمونن و بازی کنن.

البته پارمیدا اگه هر روز هم می رفت خونه مادربزرگش سیر نمی شد چون اونجا رو خیلی دوست داشت.

پارمیدا سریع کفششو پوشید و با مامانش سوار آژانس شدن و به خونه مادربزرگ  رفتن.

داستان کوتاه در مورد راستگویی و صداقت برای کودکان

وقتی رسیدن و در زدن نیکتا در رو باز کرد و یهو پرید تو بغل پارمیدا.

مامان پارمیدا هم نیکتا رو بوسید و گفت چطوری تو گل دختر.

نیکتا بهشون سلام کرد و پیش مادربزرگ و خاله زری رفتن.

پارمیدا به خاله و مادربزرگش سلام کرد و توپی رو که همیشه باهاش بازی میکردن، برداشت و با نیکیتا به حیاط رفتن تا باهم بازی کنن.

نیم ساعتی نگذشته بود که  پارمیدا توپ رو به گلدون عتیقه مورد علاقه مادربزرگ که یادگار بابا بزرگ بود زد و اون رو شکست. مامان پارمیدا سرش رو از پنجره حیاط بیرون آورد و پرسید صدای چی بود؟

نیکتا به پارمیدا گفت حالا چیکار کنیم الان باهامون دعوا میکنن و نمیذارن دیگه بیاییم خونه مامان بزرگ و بازی کنیم و مامان بزرگ خیلی خیلی ناراحت میشه.

پس با هم دیگه گفتن که هیچ اتفاقی نیفتاده و با هم تصمیم گرفتن گلدون شکسته رو ببرن و بذارن زیر تخت چوبی بزرگی که توی حیاط بود.

بعد از چند ساعت پارمیدا و نیکتا که از بازی کردن خسته شده بودن، پیش مادر بزرگ رفتن تا براشون از سایت کودک و نوجوان قصه تعریف کنه.

خاله زری و مامان پارمیدا هم بعد از درست کردن غذا، تصمیم گرفتن تا حیاط رو تمیز کنن. مامان پارمیدا موقع جارو زدن زیر تخت، تیکه های گلدون و خاک و گل پژمرده رو دید.

بالا اومد و بچه ها رو صدا زد و گفت بچه ها دوس دارم بهم راستشو بگید.

پارمیدا و نیکتا که سرشون رو انداخته بودن پایین گفتن ببخشید ما داشتیم بازی می کردیم که توپ به گلدون خورد و ما ترسیدیم که باهامون دعوا کنید، به خاطر همین گلدون رو زیر تخت قایم کردیم.

مامان پارمیدا جفتشون رو بغل کرد و گفت عزیزای دلم هیچوقت نباید حقیقت رو پنهان کنید برای اینکه بخاطر کارهاتون دعواتون نکنن.

اگر من دیر این موضوع رو متوجه میشدم هم مادربزرگ بیش تر ناراحت میشد و هم گل طفلی از بین می رفت.

حالا بلند شید بریم با کمک همدیگه گل رو بذاریم توی یک گلدون دیگه تا زنده بمونه.

پارمیدا و نیکتا که از کارشون شرمنده شده بودن بلند شدن و با کمک مامانشون گلی که در حال پژمرده شدن بود رو گذاشتن توی یک گلدون جدید و همگی از این که تونستن گل رو نجات بدن خوشحال شدن.

پارمیدا و نیکتا دوتایی از مامان و خاله و مادربزرگ معذرت خواهی کردن،

و تصمیم گرفتن هر اتفاقی بیفته هیچوقت دروغ نگن و همیشه سعی کنن راستگو باشن و حقیقت رو بگن.

مادر بزرگ بخاطر صداقت و راست گویی پارمیدا و نیکتا رو بوسیدن و گفت آفرین به شما که تصمیم گرفتین همیشه راستگو باشین.

چون با راستگویی جلوی خیلی اتفاقات بدتر گرفته می شه و به راحتی با راهنمایی، مشورت و کمک می تونید موضوع یا مسئله پیش آمده رو حل کنید.

بچه ها این داستان کوتاه در مورد راستگویی و صداقت برای کودکان بود، چرا که ما باید یاد بگیریم از کودکی راستگو باشیم و این عادت خوب تا بزرگ سالی همراه ما باشه و اینطوری اطرافیانمون هم با ما با صداقت رفتار می کنن.

امیدوارم که این داستان براتون آموزنده و مفید بوده باشه.

داستان کودکانه