تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: سارا نظری مقدم

میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال
میزان رشد زبانی کودک سن 1 تا 5 سال

 همزمان با ابعاد مختلف رشد جسمی، روانی و حرکتی کودکان، توانایی های زبانی آن ها نیز تغییر می کند.

ممکن است برخی از کودکان زودتر از هم سن و سال های خود شروع به سخن گفتن کنند و یا به گونه ای قابل توجه، صحبت های اطرافیان را بهتر درک کنند.

در حقیقت رشد زبانی کودکان مختلف نیز می تواند با هم متفاوت باشد و با توجه به تاثیرات قابل توجه زبان بر ابعاد مختلف زندگی از جمله برقراری ارتباط، یادگیری، مهارت های خواندن، درک مطلب و ..در این مطلب قصد داریم تا شما را با رشد زبانی کودکان و جزییات آن بیشتر آشنا کنیم.

رشد زبانی چیست؟

نظریه پردازان زیاید از جله اسکینر، چامسکی، پیاژه، لوریا، برونر  و ویگوتسکی به بررسی مساله رشد زبانی پرداخته اند.

رشد زبانی از دو بخش مهم زبان بیانی و زبان دریافتی تشکیل شده است. می توان گفت زبان بیانی عبارت است از اینکه کودک بتواند از طریق صحبت کردن با دگران ارتباط برقرار کند و یا مطالب را به درستی بنویسد.

زبان دریافتی نیز به معنای توانایی کودک در درک گفته های دیگران به صورت کلامی و نوشتاری است.

بنابراین کودکانی که از رشد زبانی خوبی برخوردارند، می توانند معانی مد نظر خود را به راحتی به دیگران منتقل کنند و معنای کلام و نوشتار دیگران را نیز به خوبی دریابند.

عوامل تاثیر گذار بر رشد زبانی کودک

تحقیقات انجام شده در حیطه ی رشد زبانی نشان دهنده ی آن است که عوامل مختلفی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و رشد زبانی فرد را پیش بینی می کنند.

به عنوان مثال لازم است تا مجموعه ای از عوامل رشد عمومی، رشد حواس، مغز، اعصاب، سیستم عصبی مرکزی، رشد فعالیت های عالی ذهنی و چگونگی شکل گیری طرح های رشد زبانی به درستی پیش روند تا فرد به رشد زبانی مطلوب دست یابد.

 

رشد زبانی کودکان چگونه آغاز می شود؟

ممکن است برای شما نیز این سوال ایجاد شود که کودکان چگونه زبان را یاد می گیرند؟ آیا آن ها در ابتدا زبان دریافتی را می آموزند و یا زبان بیانی را؟

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که در پایان اولین سال زندگی کودک، فهم زبانی ایجاد می شود.

این بدین معناست که کودک قبل از انکه بتواند کلمه ای را بیان کند، برخی از کلمات و اصطلاحات را می فهمد و سپس تلاش می کند تا آن ها را به کار ببرد.

کلارک معتقد است وقتی کودکان کلمه ای را می شنوند، شروع به حدس زدن در مورد معنای آن می کنند و سپس تلاش می کنند تا ضمن به کار بردن آن کلمه، حدسیات خود را امتحان کنند.

بر اساس به آزمون گذاشتن حدسیات، کودک می تواند به تدریج متوجه معنای کلمات شود و آن ها را بیاموزد.

در مرحله ی بعد کودک تلاش می کند تا از طریق کلماتی که یادگرفته با محیط ارتباط برقرار کند و زبان بیانی را نیز رشد دهد.

رشد زبانی از تولد تا 8 سالگی

به عنوان یک والد، مربی و یا فردی که با کودکان در ارتباط هستید، آگاهی از مراحل رشد زبانی به شما کمک می کند تا بتوانید برای بهبود آن برنامه ریزی کنید.

رشد زبانی کودکان نیز ار الگوی عمومی رشد تبعیت می کند. در ابتدا کودک تلاش می کند تا از طریق گریه و اصوات مختلف با دیگران ارتباط برقرار کند.

سپس در اواخر ماه دوم تولد، خندیدن، ابزار دیگری است که به ابزارهای زانی کودک افزوده می شود.

در یک کودک 5 یا 6 ماهه شاهد آن خواهید بود که شروع به هجاسازی می کند و از این طریق، تمایل به برقراری رابطه با دیگران را نشان می دهد.

این هجاها در طول زمان بیشتر میشوند و کودک یک ساله می تواند اولین کلمه ی با معنی را تولید کند.

جالب است بدانید که که کودکان در یادگیری زبان، بیش از آنکه تولید کننده باشند، دریافت کنندگان خوبی هستند.

بدین معنا که آن ها قبل از آنکه ده کلمه را بگویند، 50 کلمه را می فهمند و به عبارتی واژگان دریافتی آن ها 5 برابر واژگانی است که تولید کرده اند.

به طو میانگین می توانیم بگوییم که کودکان در سن 2.5 سالگی، حداقل 50 کلمه را بیان می کنند و روند پیچیده ی دریافت و انتقال زبان را از کلمه به جمله سازی گسترش می دهند.

به گونه ای که کم کم جمله سازی می کنند و قواعد زبانی را نیز یاد می گیرند.

با ورود به مدرسه و به ویژه پس از 8 سالگی، کودکان بر زبان، آگاهی کاملی یافته  و کارکردهای مختلف آن را به خوبی درک می کنند.

 

چگونه می توان رشد زبانی کودک را بهبود داد؟

همانطور که گفته شد، رشد زبانی کودک نیز همانند سایر ابعاد رشد، روندی مرحله به مرحله دارد. این بدین معناست که ایجاد فشار و اجبار برای جهش از مرحله ای به مرحله یدیگر نه تنها به سود کوک نیست بلکه می تواند رشد او را مختل کند.

به عنوان مثال خط خطی کردن یکی از مهم ترین فعالیت های کودک است زیرا می تواند به رشد زبان و بعدها بر توانایی خواندن تاثیر بگذارد.

کودک ۵ یا ۶ ساله ای که هنوز خط خطی می کند باید پیش از آنکه بتواند بخواند یا بنویسد، این مرحله را به پایان برساند.  بنابریان تحمیل کودک به جهش از این مرحله مهم، یادگیری او را کند می کند و به او صدمه ی عاطفی قابل توجهی می زند.

دو مورد از مهم ترین اقدامات موثر در جهت رشد زبانی کودک عبارتند از :

  1. بمباران کلامی

همانطور که گفته شد کودکان در مراحل یادگیری زبان، قبل از آنکه بیان کننده باشند، دریافت کننده هستند.

آن ها تلاش می کنند تا معنای عبارات و کلمات اطرافیان را درک کنند و در مرحله ی بعد از آن کلمات استفاده کنند.

بمباران کلامی به معنای آن است که تا می توانید محیط کودک را از لحاظ زبانی غنی کنید. با او گفت و گوهای زیادی را شکل دهید. او را در موقعیت هایی قرار دهید که حرف های زیاد را بشنود.

پخش آهنگ مناسب، خواندن کتاب، شعر، قصه و داستان نیز به شما کمک می کند تا بمباران کلامی را بهتر انجام دهید.

  1. تشویق کودک

در مرحله ی بعد، فرزندتان شروع به استفاده از کلماتی خواهد کرد که یادگرفته است.

در این مرحله بسیار مهم است که تلاش های کودک را تشویق کنید. به عنوان مثال هنگامی که فرزندتان اولین کلمه را به زبان می آورد، او را تشویق کنید.

ادامه یافتن این روند تشویقی به او کمک می کند تا دریابد که مسیر را به درستی طی می کند و از طریق “شکل دهی” یادگیری زبانی او تکمیل خواهد شد.

 

 

قرار دادن کودک در موقعیت های صحبت، نمایش، تئاتر و .. نیز می تواند به او کمک کند تا مهارت های زبانی اش را ارتقا دهد اما لازم است تا در این زمینه مراقب باشید تا فرزندتان دچار احساس فشار، اجبار و یا اضطراب نشود.

در صورتی که فرزندتان در مقایسه  با سایر کودکان هم سن و سال خود به شکل قابل توجهی دچار تاخیر در رشد زبانی است لازم است تا با گفتار درمانگر کودک در ارتباط باشید.

از این طریق تاخیرهای رشدی احتمالی قابل ارزیابی، سبب شناسی و اصلاح خواهند بود.

نویسنده : سایت کودکانه

مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.
مهم ترین تکنیک های ارتباط با نوجوان که هر والدی باید بداند.

داشتن فرزند نوجوان می تواند یکی از دردسارهای عجیب و غریب در زندگی هر پدر و مادری باشد.

شما با فرزندی روبه رو هستید که تا چند روز پیش سربه راه و حرف شنوا بود ولی اکنون به فردی سرکش و گستاخ تبدیل شده است که انتظارات نابجایی دارد و امان تان را بریده است.

جالب است بدانید که این توصیف شکایت رایج بسیاری از پدر و مادر هاست و خبر از آن می دهد که دوران نوجوانی با ویژگی های مشخص می شود که نیاز به شناخت بیشتری دارند.

به عنوان والدین بیش از هر چیز نیازمند آن هستید تا فرزند نوجوان تان را بیشتر بشناسید و بتوانید دنیا را از زوایه ی دید او مشاهده کنید.

استفاده از تکنیک های زیر به شما کمک می کند تا بتوانید ارتباط بهتری را شکل دهید و مدیریت روابط با فرزندتان را بیش از پیش به دست بگیرید.

  1. نیمه پر لیوان را ببینید.

این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آنها مدام توصیه می کنند نوجوانان شان بیشتر درس بخوانند یا تلاش می کنند عادت های به گمان خودشان اشتباه نوجوان ها را عوض کنند.

به زبان دیگر پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند؛ مثلا شکست ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاری ها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیت ها و کارهای خوب نوجوان به راحتی نادیده گرفته می شود. دختربچه کارنامه اش را با کلی ذوق به مادر نشان می دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او می گوید« واقعا خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمره ات ۱۷ شده مگه از ریاضی سخت  تر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمره ات باید ۲۰ می شد»

چنین بازخوردهای نامهربانانه ای می تواندهمه ی تلاش او برای امتحانات را زیر سوال ببرد و این پیام را به دنبال داشته باشد که ” هیچ کس مرا درک نمی کند “.

  1. پیام های ” تو” را متوقف کنید.

پیام هایی که با کلمه ی “تو” شروع می شوند، می توانند نوجوان را سرکوب کنند.

تو بادی خجالت بکشی، تو این کار را متوقف کن، تو باید بهتر درس بخوانی، تو باید بهتراز این باشی و…

این ها نمونه ای از جملاتی هستند که پیامی توام با سرکوب، آزار و اذیت در بر دارند و باعث می شوند تا فرزندتان هرگز به حرف شما گوش ندهد.

این پیام ها را متوقف کنید  تاش کنید تا عبارات تان را با ضمیر ” من” آغاز کنید.

به عنوان مثال ” من از اینکه نتیجه ی موردنظرت در امتحان را به دست نیاوردی خیلی ناراحت شدم و به این فکر می کنم که چه چیزی تلاشت را به مشکل رساند؟”

به کار بردن پیام “من”  راه بهتری برای بیان موضوعات است. هنگامی که نوجوانی حقوق شما را نادیده می گیرد، با پیام  “من”می توانید احساس تان را بیان کنید.

در پیام “من” تمرکز روی شماست، نه نوجوان. با به کار بردن این مهارت دیگر به نوجوان تان برچسب نمی زنید و او را سرزنش نمی کنید.

به عنوان مثال: وقتی تو تلفن نمی کنی، “من” احساس بدی پیدا می کنم، چون نمی دانم کجا هستی.

  1. قوانینی وضع کنید و به آن ها پای بند باشید

بدددهنی و استفاده از الفاظ نامناسب یکی دیگر از مشخصه های نوجوانان است.

در مورد رفتار ها و نوع برخوردش قانون وضع کنید. به عنوان مثال ممکن است بگویید “در خانواده ما با دیگران با احترام صحبت می کنیم. این به این معنیه که ما به دیگران برچسب نمی زنیم و از الفاظ نامناسب استفاده نمی کنیم.” درگیر کردن فرزند در قانون گذاری سبب می شود تا در مواقعی که مورد نیاز است به او یادآوری کنید که خودش در قانون گذاری سهیم بوده است.

بر رفتار نوجوان خود و احساسی که در مورد آن دارید تمرکز کنید. از هرگونه اظهار نظر در مورد شخصیت فرزند خود بپرهیزید. به جای اینکه بگویید “تو خیلی بی ادبی” این جمله را امتحان کنید که ” وقتی با من اینطوری حرف می زنی ناراحت می شم” برخی مواقع نیز می توانید احساس خود را به صورت مستقیم نام ببرید “من الان از دست تو عصبانی هستم”.

عواقب رفتارهای ناپسندش را برایش مشخص کنید و آن ها را اجرا نمایید، اما مراقب باشید خیلی قانون نگذارید. بسیاری از مواقع می توانید برای بی احترامی ها یا استفاده از الفاظ نامناسب این عواقب را عملی کنید.

و نکته بسیار مهم اینکه خود شما تلاش کنید تا به قوانین پایبند باشید.

  1. با صراحت تمام نه نگویید.

ممکن است یک نه محکم در ارتباط با کودک 5 ساله تان خوب جواب دهد اما دنیای نوجوانان آن را بر نمی تابد.

مهم ترین عامل لجاجت نوجوان و تقویت انگیزه او در رسیدن به خواسته غیر منطقی، این است که حق انتخاب را از او بگیرید.

پس در برابر خواسته های غیرمنطقی نوجوان خود، بی درنگ «نه»نگویید.

بلکه با سردی بگویید؛ نظری ندارید و او خود باید انتخاب کند.

او بی درنگ می فهمد که با این خواسته اش موافق نیستید؛ ولی چون با صراحت مخالفت نکردید و حق انتخاب را به او دادید، به احتمال فراوان، همان چیزی را بر می گزیند که شما خواسته اید.

  1. تفکر کمال گرایانه را دور بریزید.

قرار نیست نوجوان شما کامل باشد!!!

بسیاری از والدین توقع دارند تا فرزند نوجوان شان معدل بالای ۱۹ داشته باشد، حتما باید پزشکی بخواند، کلاس زبان برود و عالی صحبت نماید، موسیقی کار کند و استاد پیانو و گیتار و ….  باشد، با موبایل بازی کند. شیطنت نکند، پای تلویزیون ننشید، اشتباه نکند، پرخاشگر نباشد و …

واقعیت این است که نوجوانان ربات نیستند که توسط شما برنامه ریزی شوند.

آن ها انسان هستند، آزاد و دارای قدرت انتخاب و تعقل و شما به عنوان والدین فقط می توانید آن ها را راهنمایی کنید.

  1. به او کمک کنید تا عاملی محرک را بیابد.

در پیدا کردن یک محرک یا اشتیاق درونی به نوجوانان کمک کنید. مواردی مثل فعالیت‌های ورزشی، موسیقی،‌ هنری، بازیگری، حضور در گروه‌ جوانان، داوطلب شدن برای برنامه‌های مختلف یا حتی کارهای پاره‌وقت و… می‌توانند نوجوان شما را از دردسر دور نگه دارند.

این بدان معنا نیست که تمام زمان آن ها را با فعالیت‌های فوق‌برنامه پر کنید یا آن ها را مجبور کنید تا در برنامه‌هایی شرکت کنند که علاقه‌ای به آن ندارند.

همچنین نباید تصور کنید که اگر نوجوان شما عضو تیم فوتبال باشد و یا ویولون بنوازد، پس قطعا هیچ اشتباهی مرتکب نمی‌شود، اما نوجوانی که علاوه‌بر شما، در برابر معلم‌ها، مربیان، هم‌تیمی‌ها یا کارفرما پاسخگو و مسئول است، کمتر از دیگران دچار لغزش می‌شود.

برای مثال علاقه به فعالیت‌های ورزشی باعث می‌شود که برای بسیاری از برنامه‌های درسی و غیردرسی نیز انگیزه داشته باشند و آینده‌ی خود را بر مبنای آن بسازند.

به فرزندتان کمک کنید تا چیزی را که عمیقا به آن علاقه دارد پیدا کند. بدین‌ترتیب آن ها را برای موفقیت آماده می‌کنید و به آنها یاد می‌دهید که زندگی به تحصیلات آکادمیک و نمره‌های خوب در کارنامه خلاصه نمی‌شود.

 

  1. با فرزندتان دوست باشید.

فراموش نکنید که بزرگسالان موفق کسانی هستند که در دوره ی نوجوانی ارتباطی دوستانه و صمیمی با والدین خود داشته اند.

هیچ چیز ارزشمندتر از حفظ ارتباط صمیمانه ی شما نخواهد بود. بنابراین تلاش کنید تا ارتباط تان را به درستی حفظ کنید و از نتایج آن در زندگی روزمره ی تان لذت ببرید.

نویسنده : سایت کودکانه

مهم ترین دانستنی های تربیت جنسی نوجوانان
مهم ترین دانستنی های تربیت جنسی نوجوانان

با شروع سن بلوغ و آغاز دوره ی نوجوانی آموزش های جنسی تبدیل به یکی از اساسی ترین موضوعات می شوند.

لازم است تا آموزش مسائل جنسی به نوجوانان باید با ظرافت انجام گیرد. هرچند ممکن است شما به عنوان والدین چنین احساس کنید که از آمادگی و اطلاعات لازم برای پاسخ گویی به سئوالات نوجوان برخوردار نیستید ولی بهتر آن است که آموزش در منزل و از زبان خود شما به عنوان دلسوزترین فرد برای فرزندتان صورت گیرد.

در بسیاری از موارد، عدم آگاهی والدین از شیوه ی صحیح ارایه ی آموزش های جنسی باعث می شود تا نوجوان‌ از طریق دوستان و همسالان پاسخ بسیاری از سؤالات خود را به دست آورد که در برخی موارد گمراه کننده است و زمینه را برای انحراف نوجوان آماده می‌سازد.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با نکات اساسی تربیت جنسی نوجوانان بیشتر آشنا کنیم.

آموزش های جنسی به نوجوانان چگونه انجام شود؟

آموزش به نوجوان باید در دو قسمت انجام شود:

1. تشریح و بحث در مورد وضعیت ظاهری و چگونگی بهداشت بدن

در مورد دختران با شروع مرحله بلوغ، آگاهی و صحبت کردن در مورد آن را شروع کنید تا با بروز برخی حالات در خود دچار شوک نشود

2. مسائل اخلاقی، خطرات و فواید مسائل جنسی

بخش مهمی ا ز آموزش های جنسی آن است که بتوایند در مورد حقایق جنسی با فرزندتان صحبت کنید. در این زمینه لازم است از هرگونه دروغ پرهیز کنید و حقایق را بیان کنید.

به خاطر داشته باشید که ارایه ی پاسخ های کلی و مبهم نمی تواند فرزندتان را قانع کند. پس شفاف و روشن باشید و ازبیان زود به هنگام و یا دیرتر از موعد نکات جنسی خودداری کنید.

همچنین میزان اطلاعات باید متناسب با رشد جنسی نوجوان تان باشد. در دخترها از 10 تا 17 سالگی و در پسرها از 12 تا 19 سالگی زمان مناسبی خواهد بود.

یکی از روش های مناسب برای ارایه ی پاسخ صحیح ان است که اگر در پاسخ گویی به سئوالات نوجوان تان دچار تردید هستید به او بگویید که فردا جواب سوالش را می دهید.

مراقب باشید که زیاد فردا، فردا نکنید. زیرا در این موقع ممکن است نوجوان شما به سراغ کسی دیگر برود. همچنین بدترین جواب این است که بگوید تو هنوز کوچک هستی. مسلما زمانی که نوجوان سئوالی می پرسد چیزی در ذهن خود دارد.

 

با گرایش نوجوان به جنس مخالف چگونه برخورد کنیم؟

در این سنین غریزه جنسی در فرزند نوجوان شما فعال تر از قبل می شود و موجب ایجاد گرایشاتی نسبت به جنس مخالف می شود که یک امر طبیعی است و نباید نگران و دستپاچه شوید.

بهتر است اطلاعات خود را در زمینه چگونگی آموزش ارتباط با جنس مخالف، چگونگی کنترل آن و خطرات آن به روز نگه دارید تا بتوانید اطلاعات لازم را به او منتقل کنید.

هرگونه افراط و تفریط در ارایه ی اطلاعات صحیح به فرزندتان می تواند ناکارآمد باشد و لازم است تا متناسب با شرایط جسمی، زمانی و میزان درک و فهم اوعمل کنید.

نکات زیر در خصوص ارتباط با جنس مخالف به شما کمک می کند تا بتوانید بهترین شیوه ی عمل را در پیش بگیرید و از ایجاد مشکل خودداری کنید:

– ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ و تقویت کنید.

این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندان است. والدین باید به گونه ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهم ترین منبع ارتباطی برای او باشد.

در واقع خانواده ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد.

نوجوان زمانی می تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش خانواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نیست.

مثلا اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده، دوره ی پر تنشی شروع خواهد شد، سرکوب می شود، مورد خشونت قرار می گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می دهد اساسا قید اطلاع رسانی به خانواده را بزند.

چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به واسطه اینکه پشتوانه ی تجربی و حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالا دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوءاستفاده خواهد بود.

بر این اساس به فرزندتان فضایی را اختصاص دهید تا بتواند با شما به شکل دوستانه و صمیمی گفت و گو کند و دلیلی برای مخفی کاری نداشته باشد.

– خط قرمزها را مشخص کنید

به جای تهدیدها یا نصیحت های مکرر، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید.

محدودیت های خانوادگی را با او در جریان بگذارید. محدودیت هایی مثل محدودیت های زمانی ارتباط، استفاده تلفنی و …

حتی می توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آن ها در میان بگذارید. متاسفانه خانواده ها از صحبت کردن در این موارد به شدت گریزان هستند و چه بسا می ترسند که با صحبت کردن در این باره، دریچه هایی را در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلا توجهی به آن ها نداشته است.

اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده اید، سعی کنید به شیوه های مختلف او را آگاه سازید. مثلا می توانید کتاب های خوبی در این باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید.

– با نوجوان تان صادقانه گفت و گو کنید.

بر اساس آمارهای موجود، نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از همسالان خود دریافت می کنند و تنها درصد کمی را از والدین می گیرند؛ این در حالی است که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از این گونه روابط دارند و والدین مشخصا دقیق ترین اطلاعات را دارند.

بنابراین نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوان تان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید.

سعی نکنید اطلاعات دلهره آور در اختیار او قرار دهید. اینکه این گونه روابط موجب بدبختی آدم ها می شود یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کند. منصف باشید و اطلاعات دقیقی را در اختیار فرزندتان قرار دهید.

– دست از کنترل افراطی بردارید.

بعضی از خانواده ها تمام تلاش خود را می کنند تا فرزند نوجوان شان را بیش از حد کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیر و رو کردن وسایل شخصی اش برای پیدا کردن نشانه های خطر! یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان.

نوجوان ها متوجه این کنترل ها می شوند. آن ها مانند هر انسان دیگری نسبت به کنترل شدن حساس هستند. کنترل ارتباط را قطع می کند، اعتماد را از بین می برد و نوجوان را از خانه گریزان می کند.

بهتر است به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید ولی همیشه خود را برای شنیدن حرف های فرزندتان درباره ی رابطه عاطفی اش آماده کنید.

نویسنده : سایت کودکانه

همه چیز درباره ی روانشناسی کودکان خلاق
همه چیز درباره ی روانشناسی کودکان خلاق

خلاقیت دردنیای امروز یکی از پیش شرط های اساسی موفقیت است.

کودکان امروز و بزرگسالان فردا برای کسب موفقیت در ابعاد مختلف زندگی شان بیش از هوش نیازمند خلاقیت هستند تا بتوانند شرایط مطولب را خلق کنند، راه حل های جدیدی کشف کنند و جهان را به گونه ای متمایز و شایسته تغییر دهند.

به عنوان والدممکن است با این سوال مواجه شوید که چگونه می توان خلاقیت را در کودکان افزایش داد؟ کودکان خلاق چگونه رشد می کنند و روش های عملی پرورش خلاقیت چیست.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا با پاسخ این سوال ها بیشترآشنا شوید.

1. برای فرزندتان کتاب بخوانید.

یکی از ضروری ترین کارها برای رشد فکر و هوش و خلاقیت کودک، کتاب است. وقتی برای فرزندتان کتاب می خوانید، می توانید تخیل و تصورپردازی های ذهنی او را پرورش دهید.

برای این منظور بهتر است کتاب هایی انتخاب کنید که بزرگ هستند و تصاویر رنگی بسیاری در خود دارند.
تصاویر بیشتر از نوشته ها جلب توجه می کنند و همه ی حواس کودک را درگیر می کنند.

هنگام خواندن کتاب یک طرح کلی در ذهن خود برای موضوع داستان در نظر بگیرید و با صداهای متفاوت برای شخصیت های مختلف، داستان را برای فرزند خود بخوانید.

2. داستان گویی را فراموش نکنید.

برای جلب توجه بیشتر کودکان داستان های خود را برای او تعریف کنید. می توانید از شخصیت های واقعی در اطراف او و یا فضای خانه خود برای تصویرسازی و شخصیت های داستان بهره ببرید.

توجه داشته باشید که هرچه فضا و شخصیت ها آشناتر باشند، کودک توجه بیشتری به داستان نشان خواهد داد.

به این ترتیب، ذهن کودک سعی می کند داستان را تصویرسازی کند و این بازی و سرگرمی خوب، هم‌‎زمان خلاقیت ذهنی فرزند را نیز پرورش می دهد.

3. وسایل الکترونیک را کنار بگذارید.

بارها و بارها این مساله را یادآور شده ایم که کودکان زیر دو سال نباید پای تلویزیون بنشینند.

کودک باید حداکثر 30 دقیقه اجازه تماشای تلویزیون را داشته باشد. بیش از این، قوه تخیل و خلاقیت های او کمرنگ خواهد شد.

فراموش نکنید که اگرچه گوشی های موبایل و یا تلویزیون فرزندتان را آرام می کند و مانع از فعالیت و شیطنت او می شود اما یدترین ابزار برای تخریب خلاقیت است.

4. موسیقی های خوب را جایگزین کنید.

یکی از بهترین اسباب بازی های رشد دهنده ی خلاقیت، وسایل موسیقی هستند.

هنگامی که کودک با سازهای اسباب بازی خود صدا تولید می کند، آواز می خواند و شاد است، در واقع در حال بروز استعدادهای ذاتی خود است. شما با تحسین و تشویق او می توانید این ابتکارات را در ذهن او پرورش دهید.

پرورش هوش موسیقیایی کودک می تواند زمینه های رشد خلاقیت را بیشتر کند و به تخلیه ی انرژِی نیز کمک کند.
5. دوستان تخیلی فرزندتان را بپذیرید و همراهی کنید.

داستن دوستان تخیلی در مراحل رشد کودک بسیار طبیعی و نرمال است . اگر فرزندتان دارای چنین دوستانی است نیازی به تعجب و یا سرزنش او نیست.
وجود این دوستان می تواند از قوه تخیل بسیار قوی در کودکان خبر دهد.

کودکان دارای دوستان خیالی اصولا رفتار اجتماعی بهتر و هراس اجتماعی کمتری دارند. در همین راستا، می توانید هنگامی که فرزند شما در حال بازی با دوستان خیالی خود است در جمع آن ها حضور داشته باشید و تا زمانی که رفتار بد یا اشتباهی از فرزندتان سر نزده است، او را همراهی کنید تا تخیلاتش را بروز دهد.

6. الگوی عملی خلاقیت باشید.

دیدن پدر و مادری که هیچ گونه خلاقیتی از خود روزنمی دهند و دایما برای رفع کوچک ترین نواقص خانه نیز دست به دامن دیگران هستند، کودکی مطیع و فاقد خلاقیت را رشد می دهد.

تلاش کنید تا در کوچک ترین کارها نیز نمونه ی خوبی از خلاقیت باشید. کودک تان بیش از هر چیز می تواند از این مزیت استفاده کند که والدینی خلاق و خوش فکر دارد.

دائماً در بند اصول و قوانین خشک و انعطاف ناپذیر بودن و یا تقلید و پیروی دایم از دیگران می تواند بازدارنده باشد و کودک تان را نیز مقلد و انعطاف ناپذیر کند.

7. نمایش و ایفای نقش را فراموش نکنید.

شرکت در کلاس های نمایش، تئاتر و یا اجرای بازی های گروهی نمایشی به کودک کمک می کند تا بتواندخود را به جای شخصیت های مختلف بگذارد و تخیل اش را تقویت کند.

می توانید برای فرزندتان ابزارهای لازم برای ایفای یک نقش را تهیه کنید تا بتواند بیشتر در نقشش فرو رود و اجرایی واقعی تر داشته باشد.

این قبیل بازی ها می توانند از طریق پرورش دنیای پدیداری کودک به رشد خلاقیت او کمک کنند.

8. عادت های عجیب را بپذیرید.

برای گروهی از والدین قبول کردن و کنار آمدن با برخی عادت های عجیب کودک بسیار دشوار به نظر می رسد. به طور مثال، فرزند شما دوست دارد برای بازی در کوچه دامن کوتاه خود را بپوشد. این از نظر شما به هیچ عنوان درست و قابل قبول نیست. اما این را بدانید که کودک این وسواس را درک نمی کند.

بنابراین پیش از اینکه با فرزند خود وارد بحث بشوید که هر مکانی لباس مخصوص خود را دارد، به این فکر کنید آیا اشکالی پیش می آید؟ در صورت عدم وجود مشکل می توانید با خواسته ی او کنار بیایید.

9. استقلال فکری و عملی کودک را تقویت کنید

به کودکان فرصت تفکر و اندیشیدن بدهید. کودکان باید فرصت اندیشیدن، تصمیم گیری و عمل کردن داشته باشند. در صورتی که دایما برای فرزندتان تصمیم گیری کنید و یا رفتارهای خوب و بد را مشخص کنید، فرصت واقعی تجربه و کسب استقلال را از او گرفته اید و در این شرایط از خلاقیت خبری نخواهد بود.

10. کنجکاوی های کودک تان را تشویق کنید.

کودکان معمولاً افرادی کنجکاو هستند و اگر والدین با برخورد مناسب کنجکاوی آن‌ها را پرورش دهند آنان را به سوی خلاقیت هدایت می‌کنند. بنابراین هرگز به سوالات کودک تان اینگونه برخرود نکنید که ” اه خسته م کردی. چقدر سوال می پرسی و…”

11. ارزیابی و قضاوت را کنار بگذارید.

وقتی کودک تان کاری را انجام می دهد، نگریستن کار او با دیدگاه ارزیابانه، انتقاد کردن و ایراد گرفتن می تواند باعث شود تا او به طور کلی دست از کار بکشد و یا دقیقا کاری را انجام دهد که شما می پسندید.

به خاطر داشته باشید که ارزیابی، خلاقیت را از بین می‌برد. بنابراین بیش از هر چیز به ایده های فرزندتان توجه کنید، آن ها را تشویق کنید و استقلال و تمامیت کودک تان را به رسمیت بشناسید.

12. کودک را مجبور به انجام کاری نکنید.

هیچ استعدادی به زور شکوفا نمی‌شود. اجبار کردن کودک تان به انجام کارهایی که تمایلی به انجام شان ندارد، منجر به ایجاد اضطراب در کودکان می‌شود و اضطراب به نوبه خود یکی از موانع خلاقیت است.

اجازه دهید تا کودک علایق خود را کشف کند و برای آن ها مشتاقانه قدم بردارد.

13. محلی برای شکوفایی فرزندتان فراهم کنید.

برای کودک تان مکان مشخصی در گوشه‌ای از منزل اختصاص دهید تا کارهای مورد علاقه خود را بدون نگرانی انجام دهد.

ضمن اینکه در این محل وسایلی هم برای او فراهم کنید. این وسایل می‌تواند مواردی از قبیل گل رس، خمیربازی، قیچی بی خطر، وسایل دورریختنی بی خطر، گواش و وسایل هنری دیگر باشد.

کودک باید بتواند در این محل احساس راحتی کند و کارهایی را که دوست دارد با خیال راحت انجام دهد.

نویسنده : سایت کودکانه

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند
نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

نکات کلیدی روانشناسی کودک و نوجوان که هر والدی باید بداند

این روزها کسانی که قصد بچه دار شدن را دارند،یا والدین عزیزی که کودکان خردسالی دارند نگران تربیت کودک خود هستند.

روانشناسی کودک و نوجوان شاخه ای از علم روانشناسی است که به پژوهش، پیشگیری، سنجش، تشخیص و درمان علائم و نشانه های روانشناختی کودک و نوجوان می پردازد.

روانشناسی نوجوان یکی از مهم ترین تخصص های روانشناسی است و مربوط به گروه سنی حساس است.
نوجوانی با تغییرات زیادی درفرد همراه است و نحوه ی رفتار با نوجوان مساله بسیار مهم است.

آیا فرزند نوجوان تان را می شناسید؟

نوجوانی دورانی است که فرد از نظرفیزیک و روان رشد چشم گیری دارد.

تغییراتی که در این دوران صورت می گیرد معمولا در بین دوره های کودکی و جوانی می باشند.

نوجوانی دورانی است که فرد رفتارهای تندی دارد و قطعا والدین با این رفتارها آشنایی دارند.

روانشناسی نوجوان به این دلیل اهمیت دارد زیرا دراین دوران تغییرات زیادی در فرد صورت می گیرد
و تکالیف ها و مهارت های زیادی را باید یاد بگیرد.

تغییرات بنیادی در مغز نوجوان

رشد مغز در نوجوانی، شکل گیری هویت و شخصیت فرد است.

در این دوران نواجوان علاوه برتغییرات جسمانی، تغییراتی را در فکر، روان و عملکرد مغز تجربه می کند که ممکن است سبب اشفتگی های رفتاری در او شود.

عده ای از محققان گزارش داده اندکه براساس یک دیدگاه یادگیری اجتماعی، وضعیت هویت والدین به خصوص اگر
آن ها دارای سبک هویت اطلاعاتی باشند، الگوی مناسبی را برای نوجوانان فراهم می کند تا از طریق
یادگیری مشاهده ای بتوانند هویت خود را رشد دهند.

اختلالات رفتاری در کودکان و نوجوانان

اختلالات رفتاری شایع ترین اختلالات سلامت روانی در بین پسران و دختران است.

رفتارهایی هستند که بیمار به وسیله آن ها به طور مکرر حقوق دیگران زیرپا می گذارد.

این اختلال در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرد و در پسران بیشتراز دختران شایع است.

بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلالات رفتاری مثل نافرمانی ها معمولا از دوران کودکی دارند که بسیار شدیدتر و جدی تر هستند.

برخی از این افراد ممکن است اعتماد به نفس ضعیفی داشته باشند درحالی که برخی دیگر ممکن است ارزش بیش از حدی برای خود قائل باشند.

رفتار پرخطرو بی پروا مشخصه ی افرادی است که دچار اختلالات رفتاری هستند.

آن ها ممکن است در سنین پایین به رفتارهای جنسی ، سیگارکشیدن، نوشیدن الکل و موادمخدر و یا سایراآسیب های اجتماعی روی آورندکه باعث مشکلات زیادی خواهد شد.

بسیاری از افراد دارای ضریب هوشی کمتر از سطح میانگین و سطح عملکرد تحصیلی پایینی نیز برخوردارند.

و افکارمربوط به خودکشی در بین آنان دیده می شود.

بسیاری از افراد پس از رسیدن به دوران بزرگسالی رفتارهای متعادل وسالم و موفق و عملکرد اجتماعی بهتری دارند
اما بعضی از افراد ممکن است این اختلال را در بزرگسالی حفظ کرده و یا دچاراختلالاتی مثل اختلالات شخصیت
و سوءمصرف مواد نیز می شوند.

 

چگونه از بحان های دوره ی نوجوانی به سلامت عبور کنیم؟

به عنوان اعضای خانواده و یا والدین، می توانید با آگاهی از مجموعه ای از اصول، از جرم و بزهکاری در سنین نوجوانی پیشگیری کنید.
این موارد عبارتند از:

1. دوستی با فرزند و حذف فاصله ی الدین با فرزندان، به گونه ای که آن ها بتوانند مشکلات و نیازهای خود را به شما بگویند.
2. ایجادسازگاری درمحیط خانه
3. ایجاد فضای مناسب برای احساس امنیت، ارامش و صفا وصمیمیت و درک متقابل والدین و فرزندان
4. کمک به تنظیم برنامه ریزی مناسب برای نوجوانان
5. کمک به فرزندان برای دوست یابی صحیح

با نوجوان نافرمان چگونه رفتار کنیم؟

یکی از معمولی ترین انواع درگیرهایی که درسنین بلوغ به وجود می آید، مخالفت مکرر با پدرو مادراست.

نوجوانان دراین سن نافرمان می شوند و درهرمورد با والدین خود مخالفت می کنند.

نوجوانان هرکاری را که انجام می دهند تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است.

یکی از کلیشه های رایج نوجوانی، سرکشی و طغیان گری است که در تضاد با پدرو مادراست.

بهتر است دوستان فرزند خود را بشناسید- و والدین دوستانشان را هم بشناسید.

ارتباط منظم بین والدین می تواند راهی طولانی برای ایجاد یک محیط امن برای نوجوانان باشد.

خودتان را جای فرزندتان بگزارید و با او همدردی کرده و این طبیعی است که کمی نگران باشید .

از نوجوان تان انتظارات معقول داشته باشید

نوجوانان ممکن است در مورد سطح انتظارات والدین شان ناراحت شوند.

بااین حال انها اغلب درک می کنند که والدین شان به اندازه کافی به آن ها اهمیت می دهند. اگروالدین
انتظارات مناسبی داشته باشند، نوجوانان سعی خواهند کرد رفتارهای بهتری بروز دهند.

بنابراین به فرزندتان بگویید که به او اعتماد دارید اما اگر اعتمادتان شکسته شود او آزادی کمتری خواهد داشت.

بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوان شان به چشم یک مصیبت نگاه می کنند. این در حالی است که نافرمانی و سرکشی، ویژگی دوره ی نوجوانی است و می توان آن را مدیریت کرد.

اصول شش گانه ی رفتار با نوجوانان

1- اجتناب از به کاربردن زور و فشار

هرگاه وارد مشاجره واعمال فشاربه نوجوانان شدید، به جای وارد کردن فشار بکوشید قوانین را ایجاد کنید که ازطریق آن، اختلاف هایتان را برطرف سازید.
همچنین گاهی بهتراست شیوه های کنترل را تغییر دهید و دست از کنترل مستقیم فرزندتان بردارید.

2- همدلی کردن با نوجوانان

وقتی والدین مشکلات دوران نوجوانی را درک می کنند این کار باعث می شود تا نوجوان شما درکنارتان احساس راحتی و آرامش کند و کمتر مخفی کاری کند.

3- مدارا کردن با نوجوانان

اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی ها وناراحتی های خود را آشکارسازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از به کاربردن زورو فشارخواهیم داشت.

4- پرهیز از ایجاد عصبانیت

همه ی نوجوانان گاهی عصبانی و سرکش می شوند و این احساسات را به شکل های گوناگون نشان می دهند.
والدین باید به فرزندان کمک کنند تا احساسات و خشم ان ها به صورت مناسب ظاهرشود.

 

5- اغراق نکردن

اغراق در گفتار والدین یکی از عوامل پیدایش بی ثباتی در خانواده هاست:

“تو هیچ وقت موفق نمی شوی.” گاهی والدین عصبانی شده و و تهدیدها یا قول هایی می دهند که قادر به انجام آن ها نیستند.

گستاخی نوجوانان به دلایلی از جمله نشان دادن حس استقلال و متفاوت بودن از والدین،سردرگمی در هیجانات
واحساسات زودگذراین دوران، والگوپذیری از پدرو مادر است.

6- هرگز نوجوان را به حال خود رها نکنید.

با وارد شدن کودکان به سال های نوجوانی آنطور که به نظر می رسد اشتباه است که بعضی از نوجوانان را به حال خود تنها بگذاریم.

زمانی که نوجوان گستاخ مثل یک موجود خطرناک در اطراف می گردند. اما اگر اجازه دهید فاصله ی میان شما و نوجوان تان زیاد شود نمی توانید در زمان لازم که بیشتر از هروقت در خطرمسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و یاآاسیب زدن به خودش قرار می گیرد به او کمک کنید.

هرچه زمان کمتری با آن ها بگذرانید، آن ها بیشتراحساس غریبگی خواهندکردو رفتارهایشان بدترخواهد شد.

سه نشانه اصلی که نشان می دهد نوجوان شما به روانشناس نیاز دارند

1- افکار آسیب رساندن به خود

اگریک نوجوان از رفتارهای خشونت آمیز استفاده کند و اغلب سعی می کند به خود آسیب برساند( مثل کوبیدن سر یا دست به دیوار،کندن مو)

2- استفاده از مواد مخدر

3- ناامیدی و تلاش برای خودکشی

بسیاری از والدین هنگامی که از فرزندان شان راجع به خودکشی می شنوند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند.
آن ها فکر می کنند می توانند این وضعیت را کنترل کنند.

بااین حال افزایش آمار خودکشی درمیان نوجوانان نشان می دهد که والدین باید نسبت به چنین اتفاقاتی با احتیاط
بیشتری عکس العمل نشان دهند.

در نتیجه اگر نشانه هایی از بی حوصلگی، افکار یا رفتارهای مربوط به خودکشی و یا تمایلاتی برای استفاده از مخدر ها را مشاهده کرده اید، در اولین فرصت به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید شرایط را تحت کنترل در آورید و به فرزندتان کمک کنید.

نویسنده : روانشناسی کودک و نوجوان

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟
با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

لجبازی مشخصه ای است که کودکان در بازه ی سنی 2 تا 9 سالگی بیش از سایر اوقات آن را بروز می دهند. آن ها ممکن است بر سر غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن و هر چیز ریز و درشتی لجباز شوند و شما را به ستوه آورند.

سوال اصلی آن است که چگونه می توان لجبازی کودکان را کاهش داد؟

آیا لجبازی ویژگی همه ی کودکان در این دوره ی سنی است و یا عده ای از آن ها؟

پرا برخی ازکودکان لجبازند و برخی نیستند؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های کنترل لجبازی کودکان بیشتر آشنا کنیم.

• به فرزندتان گیر ندهید.

گیردادنبی اندازه به کودکان می تواند یکی از مهم ترین دلایل تداوم لجبازی در آن ها باشد.

فرقی نمی کند که شما بزرگسال هستید یاکودک. سعی در کنترل کردن و اعمال زور و اجبار، همواره باعث لجبازی خواهدشد.

کودکانی که از جانب والدین با امر و نهی های زیادی مواجه می شوند، در معرض آسیب های زیادی از جمله موارد زیر قرار دارند:

1. دروغگویی
2. وسواس
3. ضعف اراده
4. ترسو شدن
5. ضعف اعتماد به نفس
6. مخفی‌کاری
7. بی محبت نسبت به والدین
8. تنفر از محیط خانه
9. گرایش زیاد به دوستان در نوجوانی
10. بی اعتمادی به والدین

• قوانین را مشخص کنید.

ممکن است برای تان این سال ایجاد شود که اگر دستور ندهم پس چه؟ چگونه می توان بدون مشخص کردن باید و نباید ها، رفتار کودک را کنترل کرد؟
همه ی آنچه لازم است بدانید ان است که بجای گیر دادن، قوانین را مشخص کنید.

به عنوان مثال ” اول باید اسباب بازی ها جمع شده باشند تا بعد از آن بتوانیم به پارک بریم. این یه قانونه”.

در چنین شرایطی فرزندتان خواهد آموخت که رعایت قوانین، تنها راه رسین به نتیجه است و با گریه، ناراحتی، جیغ کشیدن و یا بداخلاقی نمی تواند به خواسته هایش برسد.

• به قوانین پای بند باشید.

قبل از مجبور کردن کودکان به رعایت قوانین بهتر است به این سوال پاسخ دهید که خودتان چقدر به قوانین پای بند هستید؟

کودک تان بیش از هر چیز به رفتارهای شما توجه می کند و شما می توانید بهترین الگو در آموزش قانون مندی باشید.

• اقتدار را فراموش نکنید.

اگر قرار است قانونی وضع کنید، همه ی جوانب آن را بسنجید. لازم است قوانین به اندازه ی کافی واقعی و قابل انجام باشند و در اجرای آن ها مقتدر و جدی باشید.

به عنوان مثال مادری که جمع شدن اسباب بازی ها قبل از رفتن به پارکرا به عنوان قانون بیان می کند، اما با شروع گریه های کودک، خودش اسباب بازی را جمع می کند و تسلیم می شود، از اقتدار کافی در اجرای قانون برخوردار نیست.

• با دلسوزی افراطی خداحافظی کنید.

اگرچه دلسوزی و مهربانی یکی از مهم ترین ویژگی های پدر و مادر موفق است اما افراط در آن می تواند کودکی لجباز، لوس، قانون شکن و وابسته را پرورش دهد.

درست است که حاضر نشدن کودک بر سر میز غذامی تواند منجر به گرسنه ماندنش شود اما به او کمک می کند تا قانون حضور بر میز غذا را بیاموزد.

بنابراین در چنین شرایطی، دلسوزی های افراطی را کنترل کنید و اجازه دهید تا فرزندتان با پیامدهای طبیعی رفتارهایش آشنا شود و دست به انتخاب بزند.

 

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

• در موقعیت مناسب با فرزندتان صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد قوانین نباید مداوم و در زمان های نامناسب باشد.
به عنوان مثال کودکی که در حال بازی وشیطنت یا تماشای فیلم است به صحبت های شما گوش نخواهد داد.

کودکان دامنه ی توجه کوتاه مدتی دارند و نمی توانند به صورت همزمان بر چند موضوع تمرکز کنند.
بنابراین زمانی را انتخاب کنید که شما و فرزندتان کاملا آماده ی گوش دادن هستید.

در این زمان قوانین را به صورت شفاف، روشن و کوتاه توضیح دهید و از تکرار دایمی آن ها در طول روز جدا اجتناب کنید.

• رفتارهای مثبت کودک تان را تشویق کنید.

بهتر است بجای قرار دادن ذره بین بر لجبازی های کودک، نقاط مثبت رفتارهایش را بزرگ نمایی کنید.

به عنوان مثال بجای آنکه بگویید ” بازم که اتاقت کثیف و شلخته ست” بگویید ” پسرم امروز کیفش را سر جاش گذاشته”.

در چنین شرایطی فرزندتان متوجه خواهد شد که شما به رفتارهای خوبش توجه دارید و برای دریافت نوازش و تشویق، آن ها را بیشتر انجام می دهد.

• به فرزندتان احترام بگذارید.

احترام همواره فاکتوری دوجانبه است.
نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما احترام بگذارد در حالی که شما به او بی احترامی کرده اید!

با گوش دادن فعال به حرف های کودک، برقراری تماس چشمی، توجه به گفته‌های او بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌صبری نشان دهید، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرف های او، هم‌چنین پرسیدن سوالاتی مانند “منظورت از این چیزی که گفتی چیست؟”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر می‌کنی؟” می توانید احترامی را که کودک به آن نیاز دارد را برآورده سازید.

• استقلال کودک تان را به رسمیت بشناسید.

نکن، دست نزن، این به درد تو نمی خوره، کنار وایستا و.. کلماتی هستند که استقلال کودک را نادیده می گیرند و می توانند آغازگر چرخه ی لجبازی در او شوند.

در این حالت فرزندتان احساس می کند شما او را قبول ندارید و احساس خشم و غم، جایگزین دوست داشتن و تعلق خاطر می شود.

در حقیقت شما او را نادیده می گیرد و کودک تان نیز تلاش می کند تا از هر طریقی، توانایی و استقلال خود را نشان دهد.
بهتر است در هر موقعیت، وظیفه ای را متناسب با سن کودک به او واگذار کنید.

یک کودک سه ساله می تواند در چیدن میز شام کمک کند و یا فعالیت های مفیدی انجام دهد که بیانگر استقلال است.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

• الگوی رفتاری خود به عنوان والدین را مورد بازنگری قرار دهید.

کودکان در اکثر موارد، تقلید کننده ی انچه می بینند هستند.

در صورتی که سبک غالب شما در ارتباط با همسرتان، لجبازی، گفت و گوی ناسالم و یا پرخاش باشد، کودک تان نیز به تکرار این آموخته ها می پردازد.

بنابراین در صورتی که رفتارهای لجبازی در کودک تان زیاد و غیر قابل کنترل است بهتر است ضمن توجه به سبک ارتباطی خود، از یک مشاور متخصص در حیطه ی روابط خانوادگی کمک بگیرید تا به بهبود رابطه ی شما با همسر و فرزندتان و اصلاح چرخه ی لجبازی کمک کند.

نویسنده :روانشناسی کودک و نوجوان

اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی
اختلال گفتاری در کودکان ، علائم و تکنیک های درمانی

یک بررسی مختصر در مور علائم و نشانه های اختلال صدای گفتاری و نحوه درمان آن در کودکان و نوجوانان

مقدمه

کودکان دارای اختلال صدای گفتاری یک سری مشکلاتی را در تشکیل دادن صداهای گفتاری دارند.

ممکن است که آنها یک سری مشکلاتی در شمرده بیان کردن صداهای انفرادی داشته باشند که قابل شناخت، متناسب و دارای زمان بندی مناسبی باشد؛

همچنین ممکن است که این افراد دارای لکنت زبان باشند یا با نوک زبانشان صحبت کنند.

اختلال صدای گفتاری با سایر اختلال های زبانی متفاوت می باشد که شامل عدم توانایی برای ایجاد صدا می باشند؛

این در حالی است که کودکان دارای اختلال زبانی با چالش مربوط به درک کردن و ایجاد یک زبان مشکل دارند.


علائم اختلال گفتاری در کودکان

  • مشکلاتی در حرکت منظم چانه، زبان و لب ها، که همه آنها به داشتن یک تلفظ شمرده کمک می کنند.
  • مشکل داشتن در شناخت یک سخنرانی بعد از گذشت سه سال
  • مشکل داشتن در ایجاد صداهای گفتاری خاص
  • داشتن یک رشد سخنرانی که نسبت به سن کودک دارای تاخیر می باشد
  • نقایصی در هماهنگی حرکات عضلات صورتی، همانند جویدن و بیرون دادن باد از بینی
  • صدای خشن، گوش خراش یا تو دماغی
  • تغییر ناگهانی زیر و بم یا حجم صدا
  • بیرون دادن هوا در حین صحبت کردن
  • شلی زبان یا لکنت داشتن

درمان اختلال صدای گفتاری

معمولا اختلال صدای گفتاری با استفاده از گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد؛

در این روش درمان کودکان یاد می گیرند که به چه نحوی صداهایی را تولید کنند که با آن مشکل دارند و ما بین موارد دلخواه خودشان و موارد اشتباه تمایز قائل شوند.

این اختلال در موارد خفیف می تواند به خودی خود از بین برود.

نویسنده : کودک و نوجوان

اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی
اختلال محاسباتی در کودکان -کمک به کودکان دارای اختلال محاسبه پریشی

توصیه هایی برای حمایت کردن از کودکتان

یک سری روشهایی وجود دارند که شما با استفاده از آن می توانید به کودک دارای محاسبه پریشی خودتان کمک کنید – هم در مدرسه و هم در خارج از آن.

ارائه حمایت آکادمیکی

کودکان دارای محاسبه پریشی برای یادگیری در کلاس ریاضیات، انجام تکالیف و انجام دادن آزمون ها، نیاز به حمایت اضافی دارند.

ارائه انواع مختلف کمک ها می تواند به شما و کودک تان کمک کند تا ابزارهای مناسبی را برای تامین نیازهای وی پیدا کنید.

معلمان خصوصی

 یک معلم خصوصی ریاضیات، به خصوص معلمانی که در رابطه با کار کردن بر روی دانش آموزان دارای سطح یادگیری مختلف با تجربه می باشند، می تواند به شما کمک کند تا مسائل ریاضی را به صورت موثرتری یاد بگیرد.

همچنین تدریس خصوصی به کودک شما اجازه می دهد که این مهارت های ریاضی را به صورت آرام تر و در یک مجموعه دارای استرس کمتر یاد بگیرید.


ابزارهای مناسب

 ابزارها و تکنیک های حمایتی می توانند به کودکتان کمک کنند تا مشکلات مختلفی را حل کنید.

  • یک ماشین حسابی که وی نحوه کار کردن آن را می داند
  • مداد (برای پاک کردن!)
  • کاغذ گراف برای کمک به وی به منظور درست در نظر گرفتن ستون ها و اعداد.
  • یادآوری کننده های تلفنی از پیش تنظیم شده و هشدارهایی برای کمک به وی و برای در نظر داشتن زمان.
  • برنامه ها و بازی های ریاضی که به وی اجازه می دهد تا مهارت های اساسی را به یک روش سرگرم کننده مورد استفاده قرار دهید.

تطابق

 با معلم کودکتان همکاری کنید تا مطمئن شوید که وی می تواند دسترسی مناسبی به حمایت های زیر داشته باشد:

  • دسترسی به ماشین حساب در طول کلاس و آزمون ها
  • زمان اضافی در آزمون ها
  • یک محیط آرام در حین کار
  • گزینه مربوط به ضبط سخنرانی ها
  • دسترسی به یادداشت های معلم
  • سپری کردن یک مدت زمانی در اتاق منبع ریاضی (در صورتی که مدرسه وی چنین موردی داشته باشد)
  • تدریس خصوصی در مدرسه یا کمک در تکالیف خانگی
  • شناسایی اضطراب
  • اختلال محاسباتی در کودکان

اختلال محاسباتی در کودکان

کودکان زیادی – دارای محاسبه پریشی یا بدون محاسبه پریشی – با یک موردی مواجه هستند که معمولا اضطراب ریاضی نامیده می شود.

دکتر مردیت کراویتز[1]، به عنوان یک روان شناس عصب بالینی توضیح داده است “کودکانی که در ریاضیات مشکل دارند.

در اغلب زمان هایی که یک وظیفه مربوط به ریاضی را انجام می دهند، به خصوص تکلیف خانگی یا آزمون ها، اضطراب جدی را احساس خواهند کرد.”

در اغلب مواقع این اضطراب به یک پیشگوی خودکار و کامل تبدیل می شود؛

دکتر کراویتز معتقد است “اغلب کودکانی که در رباضیات با مشکل مواجه هستند، در اغلب مواقع آنقدر دچار اضطراب می شوند که این اضطراب بر روی فرد مسلط می شود.

این افراد به دلیل نگران بودن در مورد عملکرد بدشان، توانایی مناسبی برای تمرکز بر روی یادگیری مسئله یا آزمون دادن ندارند.”

اضطراب درس ریاضی نشانه؛ محاسبه پریشی است؟

اضطراب ریاضی مختص کودکان دارای محاسبه پریشی نمی باشد، ولی این مورد در بین کودکان دچار شده به این اختلال رایج می باشد.

دکتر کراویتز بیان کرده است که “یکی از ابزارهای کلیدی برای کمک به کودکان دارای محاسبه پریشی، یاد دادن استراتژی های مدیریت اضطراب به آنها می باشد.”

همزمان با اینکه کودکان یاد می گیرند که اضطراب ایجاد شده در نتیجه چالش های ریاضی را مدیریت کنند، توانایی بیشتری برای به دست آوردن اطلاعات و تکنیک های مفید به دست خواهند آورد.


[1] Dr. Meredyth Kravitz

حمایت از عزت نفس

محاسبه پریشی همانند اکثر عدم توانایی های یادگیری، دارای یک سری هزینه های مخفی می باشد.

در صورتی که کودک شما دارای محاسبه پریشی باشد، در زمانی که از وی خواسته می شود تا یک کاری را انجام دهد – همانند پاسخ دادن به جدول های ضرب – ممکن است که دچار ناامیدی یا خجالت زدگی شود؛

چرا که وی با یک سری مشکلاتی مواجه می باشد، به خصوص در مابین کلاس ها و زمانی که دانش آموزان هم حضور داشته باشند.

ریشه مشکل در مدرسه است؟

ولی ممکن است که مشکلات موجود فراتر از مشکلات مدرسه ای باشند.

تاثیر محاسبه پریشی بر روی فعالیت های روزمره – انجام دادن بازی های تخته ای، انجام دادن یک تغییر درست یا حتی خواندن درست ساعت ها – می تواند باعث شود که کودک شما احساس خود آگاهی یا اجتنابی داشته باشد.

چگونه به کودکان با اختلال محاسباتی کمک کنیم؟

کمک کردن به کودکتان برای یادگیری اختلال یادگیریش می تواند ابزارهای مورد نیاز را برای مدیریت محاسبه پریشی – هر دو مورد محاسبه پریشی آکادمیکی و عاطفی – در اختیار وی قرار دهد.

وی را نسبت به وضعیت خودتان بی آگاه نگذارید.

در رابطه با مشکلات مربوط به محاسبه پریشی که می توانند ایجاد شوند و خاص باشند، صحبت کنید: “شما مطلع هستید که در حین یادآوری جدول های زمانی، لحظات دشواری را دارید یا می دانید که در زمان ناهار شما چقدر تغییر صورت گرفته است.

این مورد محاسبه پریشی می باشد.”

این چالش ها را تایید کنید و قدر سخت کوشی خودتان را بدانید – حتی در صورتی که نتایج کامل نباشند: “من می دانم که تکالیف ریاضیاتی چقدر مشکل هستند.

من به دلیل سخت کوشی شما در رابطه با این مسئله، به شما افتخار می کنم.

” دکتر کراویتز معتقد است که “تقدیر کردن از تلاش ها به جای تقدیر کردن از نتیجه، می تواند باعث شود که کودک شما نسبت به کاری که انجام می دهد، احساس غرور کند، حتی در صورتی که این تلاش به نتیجه دلخواهی منجر نشود.”

به وی کمک کنید که نقاط قوتش را شناسایی کند و یک سری جملات مثبتی را به وی بیان کنید: “مقاله شما در رابطه با پدر، دارای نوشتار مناسب و موثری می باشد. شما یک نویسنده بزرگی هستید.”

با خود گفتاری منفی مقابله کنید

 در صورتی که کودک شما مواردی از قبیل “من احمق هستم” را بگوید، نسبت به این مورد بی توجه نباشید.

به جای آن، به منظور کمک کردن به کودکی که شرایط سختی دارد، از ایده های مطرح شده در این مقاله استفاده کنید.

نویسنده: را جاکوبسون[1]، تربیت کودک – درمان اختلالات درسی کودکان


[1] Rae Jacobson

تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران
تصویر ذهنی درست از بدن دختر – اصول تربیتی دختران

نحوه کمک کردن به دخترتان تا بتواند یک تصویر بدنی سالمی داشته باشد

این کار آسان نمی باشد، چرا که وی در رابطه با کاملا لاغر و جذاب بودن، با فشار زیادی مواجه است

دخترانی که در قرن بیست و یکم بالغ می شوند، فرصت بیشتری نسبت به نسل های جلوتر خودشان دارند.

ولی همچنین آنها با یک سری از فشارهایی مواجه هستند که قبلا وجود نداشته است.

از دختران انتظار می رود که مدیران اجرایی و جراحان مغز و رئیس محاکمات قضایی باشند، ولی همچنین از آنها انتظار  می رود که زیبا باشند – میزان این انتظارات بیشتر از گذشته می باشد.

این مورد منجر به افزایش چالش مربوط به تربیت کردن دختران زیبا و سالم می شود.

ما به عنوان والدین، مطلع هستیم که ایجاد یک تصویر بدنی مثبت، برای کمک به سالم بودن و رشد مناسب دخترانمان مفید می باشد.

ولی جامعه ما از نظر جوانی و زیبایی، بیشتر از هر زمان دیگری متمرکز و دارای وضعیت بهتری می باشد.

همچنین زیبایی بیشتر از هر زمان دیگری به صورت کوچک بودن تعریف شده است.

یا در صورتی که دقیق تر باشیم، کوچک به علاوه جذاب بودن – به همین دلیل حتی فردی که به صورت قابل توجهی لاغر می باشد.

در صورتی که همچنین ثروتمند نباشد (در جاهایی که به عنوان یک عامل در نظر گرفته می شود)،  می تواند در شرایط ناایمنی قرار بگیرد.

اختلال های تغذیه ای ناشی از تصویر ذهنی غلط

من بیشتر در رابطه با دخترانی صحبت نمی کنم که دچار اختلال های تغذیه ای می شوند، که شامل یک تصویر بدنی اختلال یافته جدی می باشد.

من در رابطه با یک گروه بزرگتری از دختران صحبت می کنم که احساسس می کنند نمی توانند خوشحال و پذیرفته شده باشند.

چرا که آنها با وجود داشتن بهترین وضعیت ممکن از نظر نمرات کلاسی و استعداد های فوق العاده، این تفکر را ندارند که دارای بدن مناسبی می باشند.

متاسفانه، آنها احساس می کنند که بدن “فرض شده” یک مورد ایده آلی است که در مجله ها و در تلویزیون مشاهده می شود و 90% از زنان نمی توانند به آن دست پیدا کنند.

البته یک سری دختران کوچکی هم وجود دارند – به دلیل اینکه آنها از نظر ژنتیکی چنین وضعیتی دارند یا به دلیل اینکه خودشان تلاش کرده اند تا چنین فیزیکی به دست بیاورند – که به یک لاغری فوق العاده به علاوه یک بدن کاملا جذاب دست پیدا می کنند.

ولی این مورد برای اکثر دختران یک هدف واقعی یا مطلوب نمی باشد.


تصویر مجموعه از بدن

دختران می توانند خودشان را به عنوان یک مجموعه ای از بخش های بدن در نظر بگیرند – سینه ها، لب ها، پاها، ران ها، باسن – که یک قضاوت خشن و ناعادلانه ای نسبت به آنها دارند.

و البته هیچکدام از این موارد بیان کننده مواردی نمی باشند که در شخصیت درون شان وجود دارد یا بر روی عملکردشان تاثیر گذار می باشد.

بنابرای باید پرسید که تصویر بدنی سالم چیست و ما به چه نحوی می توانیم این مورد را در دخترانمان تقویت کنیم؟

خواسته ما از آنها تا یک حدی واقعی می باشد

یک دید منطقی از یک بدنی که جذاب و سالم می باشد.

این مورد تا یک حدی تجسمی می باشد – این درک که ظاهر آنها فقط یک جنبه می باشد و در رابطه با شخصیتی که دارند و مواردی که به سایر افراد ارائه می دهند، اهمیت زیادی ندارد.

به طور ساده می توان گفت که: آنها نیاز دارند که احساس کنند دارای ظاهر مناسبی می باشند و اجازه ندهند که ظاهر آنها بر روی عزت نفس شان تاثیر زیادی داشته باشد.

تصویر ذهنی درست از بدن دختر

ما به چه نحوی به این شرایط می رسیم؟

تلاش برای وانمود کردن این مورد که هیچ نوع فشاری برای تبدیل شدن به یک مدل لاغر و دارای جذابیت فوق العاده وجود ندارد یا سخنرانی برای آنها در رابطه با ظاهری که نمی توانند کاری در رابطه با تغییرش انجام دهند، یک تلاش بی فایده ای می باشد.

آنها به این نتیجه دست یافته اند که شما کاملا نسبت به این موضوع بی اطلاع هستید. بنابراین ممکن است از خودتان بپرسید که چه کاری باید انجام بدهید؟


همدلی کردن

کاری که در این شرایط مناسب می باشد عبارت از گوش دادن به نگرانی های دخترتان، تایید کردن واقعی بودن احساسات وی و اجازه دادن به وی برای شناخت این موضوع می باشد .

شما خودتان هم با احساس مربوط به نداشتن یک بدن ناکامل مواجه بوده اید و این موارد می توانند مفید باشند – “بله، ببین من هیچ وقت ران های خودم را دوست نداشتم.”

شما به صورت ضمنی یا آشکار می خواهید این پیام را برسانید که در حالیکه خود شما هم از این موضوع آسیب دیده اید.

ولی این مورد بر روی زندگی شما مسلط نبوده است یا از طریق تبدیل شدن شما به فرد مورد نظرتان یا انجام دادن کار دلخواه تان، از بین رفته است.

مدل راحت برای بدن

البته این بدان معنا است که در صورتیکه شما نسبت به بدن خودتان اضطراب زیادی داشته باشید، احتمالا بتوانید اضطراب موجود در دخترتان را از بین ببرید.

بخش زیادی از درک دختران نسبت به این شرایط، از مادرشان یاد گرفته می شود: در صورتی که مادر وی در هر زمانی نسبت به یک قسمت از لباس شکایت می کند که منجر به ایجاد ظاهر چاق برای وی می شود، یا نگرانی زیادی در رابطه با ظاهر جذاب تر دارد، دختر وی هم چنین ویژگی هایی پیدا خواهد کرد.

مادران به مدل نیاز دارند و تا اندازه ای به راحتی بدن، پذیرش و قدردانی از مواردی نیاز دارند که بدنشان اجازه می دهد تا انجام دهند.

این مورد چیزی فراتر از غذا خوردن می باشد – زمان های مربوط به وعده های غذایی باید لذت بخش، زمان مربوط به خانواده و در رابطه با تغذیه باشد.

شما باید دخترتان را تشویق کنید که غذای سالمی بخورد و در رابطه با سالم بودن دیدگاه مثبتی داشته باشد.

ولی در صورتی که شما در رابطه با نحوه بد بودن در صورت خوردن یک کیک کوچک صحبت کنید یا بیان کنید که “بسیار خوب، این غذا به صورت مستقیم به باسن من می رود” – و من زنانی را می شناسم که در تمامی زمان ها این مورد را می گویند – این مورد برای آنها فایده ای نخواهد داشت.

در نظر داشتن پدر

دختران نیاز دارند که بازخوردهای مثبتی را از پدرشان دریافت کنند؛ این بازخوردها نه تنها باید در رابطه با زیبایی آنها باشد، بلکه همچنین باید در رابطه با ویژگی هایی باشد که برای آنها اهمیت دارند.

همچنین دختران نیاز دارند که حمایت پدرشان از همسرانشان را ببینند و این کار با تا توجه به تمام ویژگی هایی که این زنان دارند، انجام بدهند.

البته والدین شرایط بسیار سختی در این مرحله سنی دخترانشان دارند، چرا که دخترانشان در حال رشد می باشند و آنها در این مرحله نیاز دارند که مورد تشویق قرار بگیرند.

بنابراین من نمی خواهم بگویم که انجام دادن این کارها آسان می باشد. این کار سخت است، ولی به طور قطع قابل اجرا می باشد.

اجتناب کردن از داشتن ویژگی های جنسی

یک بخش دیگری که در رابطه با تصویر بدنی مثبت – و در واقع برای داشتن یک تصویر کلی مثبت – مفید می باشد.

عبارت از محافظت کردن از دخترانتان برای به دست آوردن ویژگی های جذاب بیش از حد و قرار گرفتن تحت تاثیر بخش های مربوط به فرهنگ می باشد که منجر به اذیت شدن بدن دختران می شود.

این مورد شامل هر چیزی می باشد و از زیر پوش هایی که برای دختران کوچک فروخته می شود و کارداشیان[1] در برنامه تلویزیونی و نمایش ها، آنها را به عنوان “آبدار” بیان می کند.

در حالی که این مورد برای شما زیان دارد، تا مواردی که شما به لب های خودتان تزریق می کنید، یا مواردی که شما به دلیل داشتن چهره جذاب می توانید به آن دسترسی داشته باشید را شامل می شود.

من معتقد نیستم که “از موارد نشان داده شده در کانال های دیزنی به صورت اکید اجتناب کنید”، ولی در صورتی که دخترتان به همراه دوستانش چنین مواردی را می بیند.

شما باید به همراه دخترتان این برنامه ها را ببیند و به آنها بفهمانید که لباس های پوشیده شده توسط آنها چقدر احتقانه می باشد – در صورتی که ناراحت کننده نباشد.

“واه، این زن واقعا از پشت، یا بخاطر مو یا هر چیزی اذیت می شود. آیا این وضعیت ناراحت کننده نمی باشد؟ آیا فکر می کنید که این زن دارای یک ذهن عقلایی می باشد؟”


[1] Kardashian

ایجاد حالت انعطاف پذیری

زندگی بر روی همه تاثیر می گذارد و در برخی مواقع این تاثیر مشهود می باشد.

اکثر ماها مواردی که از دست دادیم را دوست نداریم، ولی همچنان با آن سر و کار داریم (و در برخی مواقع از جراحی پلاستیک استفاده می شود، حداقل تا زمانی که دخترتان به سن بلوغ برسد و خودش برای خودش تصمیم گیری کند).

شما می توانید از طریق همدلی به وی کمک کنید، ولی مطمئن باشید مواردی که وی در مورد خودش دوست ندارد، غیر قابل برطرف شدن هستند.

شما از وی می خواهید که هر دو مورد موجود در تفکرش را به کار بگیرد:”اوه، این سخت است، این جالب نمی باشد.

” ولی همچنین این مورد را هم در نظر بگیرید که “من قوی هستم و یک راه حلی برای مقابله با آن پیدا خواهم کرد.”

حرکت دادن بدن

به دلیل اینکه شما نمی خواهید دخترئان این طرز تفکر را داشته باشد که بدنش را به عنوان مبنایی برای جذب پسران در نظر بگیرد، انجام دادن فعالیت فیزیکی لذت بخش نقش مهمی خواهد داشت.

شما می خواهید که به تجربه وی کمک کنید و ورزشها و فعالیت های متفاوتی را امتحان کنید، تا در نتیجه وی بتواند مورد مناسبی را برای خودش انتخاب کند؛

ولی همچنین وی می تواند به این شناخت دست پیدا کند که استقامت داشتن و عضلانی بودن بدن منجر به افزایش جذابیت فرد می شود.

این مورد صرفا به دلیل ظاهر نمی باشد، بلکه به دلیل درک و احساس وی می باشد.

همچنین ورزش یک عامل فوق العاده ای برای وضعیت روانی می باشد و عامل مهمی در کاهش استرس و اضطراب است.

عادت کرن به یک ورزش می تواند مورد فوق العاده ای در زندگی فرزند شما باشد. این یک مهارت زندگی می باشد.

ورزش و تصویر ذهنی دختر

این مورد برای برخی از کوکان سخت تر می باشد، به دلیل اینکه آنها به صورت طبیعی و بدون هیچ نوع زحمتی نمی توانند به یک ورزشکار تبدیل شوند، یا ممکن است که این فعالیت را زیاد دوست نداشته باشند.

ولی آنها مجبور نیستند که این فعالیت را دوست داشته باشند. از کودکان انتظار می رود که یک سری موارد دیگری را که دوست ندارند را انجام دهند؛

این فعالیت ها از بیرون انداختن آشغال تا انجام دادن تکالیف خانگی متغیر می باشند.

ولی شما نیاز دارید که یک مدلی برای این وضعیت باشید. بنابراین در صورتی که شما با بسته چیپز خودتان، وسایل موجود بر روی نیمکت را به هم بریزید، شاید این مورد کارایی نداشته باشد.

ولی در صورتی که شما کودکتان را در فعالیت هایتان درگیر کنید، یا حداقل نقش یک مدل را داشته باشید، “من می خواهم به باشگاه بروم”، یا “من می خواهم که بدوم”، در واقع شما یک بخش مهمی از زندگی را به وی نشان خواهید داد.

در نظر گرفتن محدودیت هایی برای لباس پوشیدن (یا نبود لباس مشابه)

البته شما می خواهید دخترتان را تشویق کنید که عقاید و خصوصیات خودش را بیان کند، ولی من معتقد هستم که اکثر والدین آنقدر کارهای اشتباهی انجام می دهند که به دخترشان اجازه می دهند تا لباس های تحریک آمیزی بپوشیند.

مشکل این نحوه لباس پوشیدن عبارت از این مورد می باشد که ممکن است این وضعیت یک پیامی داشته باشد که مورد هدف دختر نیست – و سریع تر از زمانی که آمادگیش را داشته باشند، آنها را در موقعیت های جذاب قرار می دهد.

منظور من این نیست که دختر شما باید همانند یک راهبه لباس بپوشد، ولی منظور من این است که وی نباید یک لباس جذاب برای مدرسه اش بپوشد.

جذابیت دختر و نگرش تربیتی

زمانی که یک دختر به دلیل جذاب بودن، بیش از حد مورد توجه قرار می گیرد.

کاری که وی انجامم ی دهد عبارت از ارزش گذاری کردن خودش بر اساس بزرگی سینه هایش می باشد یا بر مبنای دراز بودن پاهایش.

بنابراین در صورتی که من تلاش کنم و بحث های بیشتری در ریاضی یاد بگیرم، چه کسی به این موضوع اهمیت خواهد داد.

من معتقد هستم که زنان از تمایلات جنسی خودشان لذت می برند.

ولی دختران حداقل تا نیمه دوم دوره دبیرستان، شرایط مناسبی برای این کار ندارند.

همچنین آنها نیاز دارند که بر روی سایر موارد متمرکز شوند.

بنابراین شما می خواهید پیام های جنسی را که از طریق همتایان یا فرهنگ موجود به دختران انتقال می یابد را معتدل کنید.

بنابرین بهبود یک تصویر بدنی مثبت به معنای کمک کردن به دختران برای داشتن یک احساس کلی زیبا بودن – بر اساس ویژگی های کلی که دارد – و در همین زمان، تاکید عمیق بر روی زیبایی و تمایلات جنسی به عنوان ویژگی اصلی هویت وی می باشد.

دخترانی که اعتماد به نفس دارند، و به عنوان یک فرد معمول و نه به عنوان یک هدف جنسی به خودشان مطمئن هستند.

نه تنها منتظر داشتن رابطه جنسی نیستند، بلکه همچنین توانایی بیشتری برای دستیابی به اهداف خودشان در یک محیط دخترانه را دارند که متاسفانه نیاز دارند در آن زندگی کنند و پیشرفت داشته باشند.

نویسنده : کودک و نوجوان

چالش های اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری
چالش های اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری

مشکلات یادگیری نه تنها می توانند بر وضعیت کلاسی کودک تاثیر بگذراند، بلکه همچنین می توانند بر روی ارتباط برقرار کردن و رابطه وی با سایر کودکان هم تاثیرگذار باشند

زمانی که ما در رابطه با چالش های یادگیری کودکان فکر می کنیم، ما بیشتر مشکلات مربوط به خواندن یا ریاضیات، منظم بودن، توجه کردن و متمرکز بودن در کلاس را مد نظر قرار می دهیم.

ولی اکثر دانش آموزان دارای اختلال های یادگیری و توجه، همچنین دارای مشکلات اجتماعی و ارتباطی هم می باشند.

آنها در ارتباط برقرار کردن با سایر کودکان، دوست پیدا کردن و شناخت مواردی که در موقعیت های اجتماعی از آنها انتظار می رود، با مشکلاتی مواجه هستند.

عدم درک نشانه های اجتماعی

برخی از آنها نسبت به نشانه های اجتماعی بی توجه می باشند و تفسیر درستی از زبان بدن و تن صدا ندارند.

کودکان دارای ناتوانایی های یادگیری ممکن است که بیش از حد صحبت کنند، یا در زمان نادرستی صحبت کنند یا موارد نامناسبی را بگویند.

برخی از آنها یک حالت خشکی در مکالمه دارند، در بیان کردن وضعیت خودشان مشکل دارند و هیچ نوع شوخی انجام نمی دهند.

آنها متوجه یک سری مواردی نمی شوند که درک آنها برای سایر کودکان راحت می باشد.

آنها در شناخت موارد در حال وقوع در یک گروه و پیدا کردن یک راه حل مناسب مشکل دارند.

رفتار اجتماعی در کودکان با مشکلات یادگیری

در رابطه با کودکان و نوجوانان، داشتن یک رفتار اجتماعی که یک مقداری کمتر از مورد انتظار می باشد.

به راحتی می تواند منجر به طرد شدن آنها توسط همتایان دارای آگاهی و هوش فوق العاده شود و آنها مورد هدف اذیت شدن و قلدری شدن قرار بگیرند.

در برخی مواقع، کودکان جوانی که از نظر اجتماعی ناشی یا دارای مشکلاتی هستند، با کودکان اوتیسم اشتباه گرفته می شوند، چرا که رفتارها یک بخش مهمی از تشخیص اوتیسم می باشد.

ولی نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این مورد می باشد که این رفتارها همچنین در تعداد زیادی از کودکانی صورت می گیرد که در این طیف قرار ندارند.

چالش یادگیری

اسکات بیزلکو[1]، مدیر اجرایی مدرسه مقدماتی وینستون که در آموزش کودکان دارای چالش های یادگیری یک مدرسه تخصصی می باشد، معتقد است که “اکثر کودکان دارای مشکلات یادگیری، تا یک حدی دارای مشکلات اجتماعی می باشند.”

چه عواملی منجر به ایجاد این مشکلات اجتماعی و ارتباطی می شوند و چرا کودکان دارای ADHD و اختلال های یادگیری دارای چنین مشکلاتی می باشند؟


[1] Scott Bezsylko


فرآیند شناختی

به منظور شناخت رابطه مابین مشکلات یادگیری و مشکلات اجتماعی، در نظر گرفتن فرآیند شناختی که در یک تعامل اجتماعی موفق صورت می گیرد، اهمیت زیادی دارد.

تعامل اجتماعی در کودکان

یک تعامل اجتماعی شامل معرفی شدن با اطلاعات جدید یا موقعیت جدیدی می باشد که منجر به ایجاب کردن یک پاسخ می شود.

ما تمایل داریم که این تعاملات را به صورت شهودی و آنی در نظر بگیریم – بزیلکو بیان کرده است که شما فقط نیاز دارید که نحوه واکنش و پاسخ مناسب را بدون تفکر در مورد آن یاد بگیرید.

ولی این مورد در واقع یک فرآیند شناختی چند مرحله ای می باشد.

شما باید مواردی که گفته شده است را درک کنید، تفکرات خودتان در مورد آن را سازمان دهی کند.

پاسخ هایی که می خواهید ارائه دهید را اولویت بندی کنید و کلماتی که می خواهید بیان کنید را پیدا کنید.

بزیلکو بیان کرده است در صورتی که این توصیف موارد اتفاق افتاده آنی برای اکثر افراد سخت باشد، باید این مورد را به عنوان یک مسئله قابل قیاس با یک مسئله ریاضی در نظر گرفت.

شخصی که عملکرد مناسبی در حل کردن مسائل چند مرحله ای ریاضیاتی دارد، می تواند این کار را به صورت اتوماتیک وار انجام دهد.

سایر افراد نیاز خواهند داشت که در این رابطه، به صورت مرحله به مرحله کار کنند.

تعاملات اجتماعی آنی

به طور مشابه، در صورتی که ما تعاملات اجتماعی آنی را به یک مجموعه مراحل تقسیم کنیم، اکثر ماها در انجام دادن این مراحل با یک سرعت مناسب، عملکرد خوبی خواهیم داشت.

ولی کودکان دارای مشکلات اجتماعی یا ارتباطی، ممکن است که در برخی از مراحل پردازش شناختی گیر کنند.

این مورد نشان دهنده هوش آنها نمی باشد، ولی نشان دهنده مهارت های یادگیری خاصی می باشد که آنها نمی توانند به صورت اتوماتیک وار به آنها دست پیدا کنند.

بزیلکو بیان کرده است که “بله، یک سری افرادی وجود دارند که یک درک سریع، آسان و تندی دارند، ولی این روش تنها روش موجود برای شناخت موارد اتفاق افتاده نمی باشد.

شناخت می تواند به صورت مرحله به مرحله صورت بگیرد.”

فرآیند اجتماعی شدن در کودکان

بخشی از این فرآیند نشان دهنده یک مانع موجود می باشد که می تواند برای کودکان متفاوت، مختلف باشد.

زمانیکه یک کودکی را مشاهده می کنید که در ارتباط برقرار کردن با سایر کودکان مشکل دارد.

یا در داشتن واکنش مناسب در موقعیت های اجتماعی مشکل دارد، ممکن است که رفتارهای آنها به صورت ظاهری مشابه باشند، ولی نشان دهنده مشکلات متفاوتی باشند.

ممکن است که یک کودک مشکلات زیر را داشته باشد:

  • شناخت اطلاعات یا موقعیت جدید
  • سازماندهی اطلاعات مربوط به یک پاسخ مورد نظر
  • به دست آوردن مجدد یک زبانی برای بیان کردن پاسخ
  • مشکلات مربوط به درک

کودکانی که در درک اطلاعات اجتماعی مشکل دارند، شامل افرادی می باشند که دارای یک اختلال یادگیری غیرکلامی هستند.

این کودکان در داشتن الگوهای اجتماعی مشکل دارند و نمی توانند قواعد مربوط به سناریوهای اجتماعی را به صورت دقیقی تشخیص دهند؛

در صورتی که آنها در یک گروهی قرار داشته باشند که به آن ملحق شده اند، برای پاسخ دادن به سلام داده شده یا جوک مشکل خواهند داشت و از این موقعیت ها دوری خواهند کرد.

آنها نمی توانند خودشان را با یک الگویی تطبیق دهند که رفتار مورد انتظار از آنها را بیان می دارد.


کودکانی با یادگیری غیرکلامی

بزیلکو معتقد است نکته امیدوار کننده عبارت از این است کودکانی که در یادگیری غیرکلامی مشکل دارند، معمولا عملکرد بهتری در یادگیری تکرار شده دارند.

این بدان معنا است که شما می توانید الگوهایی که فراموش کرده اند را به این افراد یاد بدهید.

برای مثال، کودکانی که در شناخت اظهارات صورتی مشکل دارند، می توانند آموزش داده شوند تا بتوانند حالت صورتشان را با موردی تطبیق دهند که می خواهند بیان کنند.

آنها می توانند این کار را تا زمانی تمرین کننده که انجام دادن آن آسان شود، ولی این کار همواره فنی خواهد بود و به تلاش نیاز خواهد داشت.

زمانی که یکی از دانش آموزان وینستون پرپ یک تعامل اجتماعی منفی نشان می دهد، معلمش به وی کمک می کند که بتواند بعد از آن اتفاق، عملکرد مناسبی داشته باشد؛

وی این اتفاق را به بخش های کوچکی تقسیم می کند تا دانش آموز ببیند که چه اتفاقی صورت گرفته است .

وی در کدام مرحله مشکل دارد و همچنین این کودک می تواند یک سری مواردی را یاد بگیرد تا عملکرد متفاوتی در دفعه بعدی داشته باشد.

مشکلات مربوط به سازمان دهی (نظم)

کودکانی که در عملکردهای اجرایی مشکل دارند، شامل افرادی که در آنها ADHD تشخیص داده شده است.

ممکن است اطلاعاتی را درک کنند که می خواهند به آن پاسخ دهند، ولی در سازمان دهی و اولویت بندی آنها مشکل دارند.

ممکن است که آنها محرک های مناسبی را برای پاسخ دادن انتخاب نکنند – برای مثال، کنار گذاشتن سوال و به جای آن توجه کردن به نکته ای که دوستش در گوشش می گوید.

یا ممکن است آنها بخواهند یک مورد گستاخانه ای را بیان کنند، چرا که مغز آنها بیان نمی کند که پیامد این کار، نامناسب خواهد بود.

زمانی که این کودکان دارای سابقه بی توجهی به مسولان مدرسه را داشته باشند یا سابقه بیان کردن موارد غیر قابل قبول را داشته باشند، در این صورت یک بازخورد کاملا منفی خواهند داشت.

بیزلکو بیان کرده است “این افراد داستان گفتن در مورد خودشان را همواره به صورت نادرست انجام خواهند داد و بیان خواهند کرد که باهوش نیستند، ولی از نظر تکانشی و اجتماعی شایستگی مناسبی ندارند.

این شرایط نباید وجود داشته باشد.”

این کودکان از نظر اجتماعی بی اطلاع نمی باشند؛

آنها لزوما انتخاب های درستی در رابطه با واکنش نشان دادن به نشانه ها یا نحوه سازماندهی پاسخشان به صورت موثر نخواهند داشت.

آنها نیاز دارند که بر روی خود نظم دهی و مدیریت موثر رفتارهایشان کار کنند.

آموزش و درمان در مدرسه چگونه است؟

در مدرسه ویسنتون پرپ، هدف موجود عبارت از شناخت نحوه تاثیر ضعف در عملکرد اجرایی بر روی توانایی آنها در ارتباط برقرار کردن با کودکان و همچنین توانایی آنها در مسائل ریاضی چند مرحله ای می باشد.

بیزلکو بیان کرده است که هدف موجود عبارت از کمک به دانش آموزان برای انعطاف پذیر بودن و صریح بودن نسبت به باز خورد در زمان اشتباه کردن می باشد.

“ممکن است که ما به یک دانش آموز بگوییم که «شما یک تصمیم اشتباهی گرفته اید که منجر به صورت گرفتن واکنش های منفی از طرف همکلاسی هایتان شده است و پاسخ شما نسبت به این شرایط عبارت از عقب کشیدن بوده است».

ما باید خود نظم دهی (خود گردانی)، اجرا کردن آن به صورت مناسب و نحوه دستیابی به آن را به آنها آموزش دهیم”.

بیزلکو اضافه کرده است که کار کردن بر روی خود نظم دهی با استفاده از روش مشابه به کار گرفته شده در ریاضیات و درک مطلب، یک پروژه ای است که کودکان آن را به عنوان یک مورد مفید در نظر می گیرند.

ولی این مورد در شرایطی وجود خواهد داشت که دقیقا به همین روش صورت بگیرد، نه به این صورت که “شما بسیار بی نظم هستد! شما نیاز دارید که توجه کنید!”

مشکلات مربوط به بازیابی زبان

در مورد کودکان دارای خوانش پریشی، معمولا مشکل موجود در رابطه با شناخت علائم غیر زبانی یا درک تعاملات اجتماعی و شناخت نحوه دادن جواب مناسب نمی باشد – آنها می توانند در این موارد عملکرد کاملا خوبی داشته باشند.

ولی به دلیل اینکه رمز گشایی زبان و تبعیت کردن از کاراکتر های چند مرحله ای نیاز به تلاش و زحمت دارد، ممکن است که آنها در بازیابی سریع کلمات مشکل داشته باشند.

این مورد نه تنها بر روی خواندن و نوشتن این افراد تاثیر می گذارد، بلکه همچنین بر روی صحبت کردن آنها هم موثر می باشد.

دایره لغات مربوط به صحبت کردن این افراد به صورت مناسبی رشد نیافته است و ممکن است که به دلیل مشکلات مربوط به بازیابی کلمات یا بیان کردن کلمات اشتباه، بیان گفتاری این افراد نادقیق و غیر رسمی باشد.

بیزلکو توضیح داده است که “در نتیجه، توانایی آنها در زبان با مشکل مواجه می شود.” در حالی که ممکن است این افراد در بعد غیر زبانی عملکرد خوبی داشته باشند.

ولی همزمان با اینکه اجتماعی شدن بیشتر حالت کلامی پیدا می کند، ممکن است که آنها بدون مهارت یا نابالغ باشند، یا در برخی مواقع با همتایان خودشان راحت نباشند.

ناشی گری اجتماعی چه تاثیری دارد؟

بیزلکو کودکانی را مشاهده کرده است که به دلیل ناشی گری های اجتماعی شان، در مدرسه های قبلی خودشان دارای خصوصیات مربوط به مورد قلدری قرار گرفتن بودند.

وی نوشته است “حتی در صورتی که مشکلات بیانی مربوط به خوانش پریشی تاثیر مستقیمی بر روی اجتماعی شدن نداشته باشند.

این مورد می تواند به نحوی منجر به شکل گیری اعتماد به نفس شود که معلمان به ایجاد مجدد مهارت هایی همانند انعطاف پذیری و دفاع از خود در این کودکان، احساس نیاز پیدا کنند.”

نبود اعتماد

البته برای کودکانی هم که هیچ نوع مشکلی در رشد ندارند، اعتماد به نفس می تواند به یک مشکلی تبدیل شود.

ولی با گذشته زمان، کودکان دارای محدودیت های قابل توجه در یادگیری که به دلیل نمره های خودشان در جاهایی دچار مشکل می شوند که بر روی خواندن و نوشتن تمرکز می شود، از نظر عزت نفس با آسیب های جدی مواجه می شوند.

این کودکان به چخ چیزی متهم می شوند؟

در صورتی که هیچ تشخیصی در مورد این افراد صورت نگرفته باشد، احتمالا این افراد به عدم تلاش کافی برای یادگیری متهم می شوند .

یا چک کردن کوله پشتی خودشان یا انجام دادن تکالیف درسی شان – و به طور قطع این افراد نگران خواهند شد که چرا به اندازه سایر کودکان باهوش نمی باشند.

اکثر کودکان مبتلا به ADHD یا خوانش پریشی ( یا هر دو مورد) تلاش خواهند کرد که مشکلاتشان را مخفی کنند و همچنین از طریق سخت کوشی مانع از مشخص شدن مشکلات و نقص هایشان برای سایر دانش آموزان خواهند شد.

بیزلکو بیان کرده است “کودکانی که احساس بدی نسبت به خودشان دارند و به دلیل شکست خودشان در به دست آوردن مهارت های مبنایی خجالت می شوند، احتمالا در تعاملات خودشان با همتایانشان مشکل خواهند داشت.”

در رابطه با این کودکان، اولین قدم عبارت از کمک به آنها برای دستیابی به این شناخت می باشد که آنها به اندازه سایر کودکان باهوش هستند و از طریق حمایت مناسب می توانند به همتایان خودشان برسند.

البته قدم بعدی عبارت از ارائه یک حمایتی می باشد که به آنها کمک می کند تا مهارت ها و استراتژی های مورد نیازشان را برای کار کردن بر روی مسئله به دست بیاورند و یک فرصتی برای موفقیت داشته باشند – هم از نظر آکادمیکی و هم از نظر اجتماعی.

چالش اجتماعی دیگر در کودکان

در نظر گرفتن رفتار اجتماعی زشت به عنوان یک عملکرد مربوط به از دست دادن مهارت ها، همچنین منجر به اجتناب از موقعیت هایی می شود .

آنجا والدین، معلمان و سایر بزرگسالان یک سری رفتارهای خشمگینانه نشان می دهند و منجر به بدتر شدن شرایط کودک می شوند.

بیزلکو معتقد است است در زمانی که کودکان کارهایی را انجام می هند که اجتماعی نمی باشد، همه ما به عنوان افراد بالغ تمایل داریم که به صورت عاطفی برخورد کنیم.

وی بیان کرده است “هیچ شخصی به دلیل اشتباه در نوشتن کلمه، یک کودک را به عنوان یک کودک بد صدا نمی زند.

ولی در صورتی که وی در کلاس شلوغ کند یا یک حرف نامناسبی به معلمش بزند، در این صورت والدین وی خشمگین خواهند شد.”

وی اضافه کرده است در زمانی که یک تضاد عاطفی ما بین دانش آموزان و معلمان شکل می گیرد، در اکثر مدارس هیچ کس دارای یک تفکر مشخصی نخواهد بود و این مورد منجر به کاهش فرصت یادگیری خواهد شد.

وی بیان کرده است “بنابراین، ما تمایل داریم که به جای فرستادن شما به اداره رئیس ها، اشتباهات و نتایج این اشتباهات را به عنوان یک پروسه عقلایی مبتنی بر مهارت در نظر بگیریم.”

این مقاله با مشارکت موسسه ویسنتون پرپراتوری و مرکز مشاوره ستاره ایرانیان، به طور تخصصی بر روی کودکان دارای اختلال های یادگیری تهیه شده است.

نویسنده: کارولین میلر[1]، گروه ترجمه سایت تربیت و کودک – روانشناسی نوجوان


[1] Caroline Miller