کودک و مدرسه و سازگاری با معلم و همکلاسی

ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

 

 

تسهیل پیوند کودک با معلم و همکلاسی هایش

کودکتان دیگر مثل یک بچه ی بزرگ هر روز به مدرسه می رود. اما به جای شور و اشتیاقی که شما انتظار آن را دارید، بسیاری از روزها به خصوص روزهای شنبه را می بینید که کودکتان با گریه و یا دل درد به مدرسه می رود. او تمارض نمی کند. این عکس العمل به دلیل اضطراب هایی است که بر روی بدن کودک تاثیر می گدارد، و این اضطراب ها به خصوص در کودکان ممکن به ناراحتی معده منجر شود. ولی نگران نباشید، این مسئله که کودکان برای رفتن به مدرسه نیاز به کمک ها و سازگاری هایی داشته باشند غیر معمول نیست. در اینجا ده نکته بیان شده است که در این رابطه می تواند کمک کننده باشد.

  1. تسهیل برقراری ارتباط کودک با معلمش.

کودکان نیاز دارند که با یک بزرگسال که به آنها احساس امنیت می بخشد ارتباط برقرار کنند. بنابراین زمانی که آنها با والدینشان نیستند، نیاز دارند که دلبستگیشان را به سمت معلمشان سوق دهند، و یا اینکه انها ممکن است انقدر اضطراب داشته باشند که نتوانند آرامش خود را به دست بیاورند و به فرایند یادگیری بپردازند. اگر شما متوجه شدید که کودکتان از رفتن به مدرسه احساس خوبی ندارد، بلافاصله با معلمش مطرح کنید. فقط کافی است که به معلمش بگویید که به نظر می رسد که فرزندم هنوز خود را با مدرسه اخت نکرده است، و شما امیدوار هستید که او بتواند توجه ویژه ای به کودکتان داشته باشد که کودکتان احساس کند که در خانه ی خودش است. هر معلم با تجربه ای این مسئله را درک می کند و توجه بیشتری برای کمک به کودکتان خواهد کرد. بسیاری از معلم‌ها کارهای ویژه ای به کودک می سپارند، که کودک می تواند با آن ارتباط برقرار کند و هر روز می تواند وظیفه ی خود را انجام دهد.

  1. برقراری ارتباط کودک با دیگر کودکان

کودکان نیاز دارند که حداقل با یک کودک ارتباط برقرار کنند. اگر متوجه شدید که فرزندتان با این مسئله مشکل داردبا معلمش در میان بگذارید. از کودکتان بپرسید که کدام یک از بچه های مدرسه را دوست دارد که برای بازی کردن دعوت کند. اگر کودکتان در رابطه با پاسخ دیگر کودکان برای دعوت به بازی احساس راحتی ندارد، شما می توانید همواره یکی از کودکان را با مادرش بعد از مدرسه به بستنی دعوت کنید، یا اینکه برخی از اقوام را برای شام شب جمعه دعوت کنید.

شما تنها نیاز دارید که پیتزا تهیه کنید، و بعد از صرف شام، کودکان در اطراف خانه مانند دو دوست قدیمی با هم به بازی و مسابقه خواهند پرداخت. و چه کسی می داند؟ شاید شما و دیگر والدین بتوانید این مسئله را به این راحتی حل کنید.

  1. به کودکتان راه حلی را نشان دهید که بتواند در طول روز به شما فکر کند

برای بسیاری از کودکان، بزرگترین چالش خداحافظی کردن و جدا شدن از والدین است. یک مراسم جدایی ترتیب دهید، مانند بغل کردن یا گفتن: «من دوست دارم، تو منو دوست داری، روز خوبی داشته باشی و من ساعت ۳ تو را می بینم!». بیشتر کودکان دوست دارند که یک عکس خانوادگی در کیفشان داشته باشند. همچنین بسیاری از کودکان دوست دارند که علامت یا چیزی مربوط به والدینشان در جیبشان داشته باشند، مانند یک قلب کاغذی که کلمه ی عشق بر روی آن نوشته شده است، یا سنگی که آن را با همدیگر در ساحل پیدا کرده اید، اینها چیزهایی هستند که اگر کودک احساس تنهایی کرد به وسیله ی آنها می تواند اطمینان خود را به دست اورد.

  1. اگر می ترسد او را آرام کنید.

بیشتر اضطراب های ناشی از مدرسه به از نظر بزرگسالان مسخره و احمقانه به نظر می رسند، مانند اینکه کودک فکر می کند که تا زمانی که او در مدرسه است شما ممکن است بمیرید یا ناپدید شوید. افرادی که همدیگر را دوست دارند به طور طبیعی فراق و جدایی را دوست ندارند، ولی کودک باید اطمینان حاصل کند که شما خوب و سالم هستید، مدرسه می تواند باعث شود که کودک همچنان شما را دوست داشته باشد در حالی که شما در کنار او حضور ندارید. هر گفتگویی را با اطمینان به این مسئله که «تو می دونی که ما همیشه پیش هم بر می گردیم» پایان دهید. بنابراین کودک می تواند این جمله در ذهن خود تکرار کند و نگرانی خودش را برطرف کند.

  1. به کودکتان کمک کنید که حتی در حال اضطراب بخندد در نتیجه او گریه نخواهد کرد.

خنده راهی است که کودک می تواند به وسیله ی آن از اضطراب خود جلوگیری کند،، هر کودکی نسبت به سازگار کردن خود با مدرسه دچار ترس و اضطراب می شود. به کودکتان فرصت دهید که تا جایی که می تواند بخندد. اگر شما می توانید خوب است که هر روز صبح یک بازی تعقیب و گریز در خانه ترتیب بدهید، یا او را به خنده بیندازید، بدین وسیله کودک شما با جدایی از شما و رفتن به مدسه راحتتر کنار خواهد آمد. شما می توانید با استفاده از منحرف کردن ذهن او در زمانی که قسمتی از مغز او در حال هورمون سازی برای استرس است از این فرایند جلوگیری کنید. شما می توانید در خانه با تعقیب و گزیز یا بالش بازی از اضطراب او جلوگیری کنید. در اینجا چند بازی ذکر شده است که می تواند فرایند فراق و جدایی را آسان تر سازید:

  • «لطفا ترکم نکن.» زمانی که کتاب خواندن شما برای کودک تمام می شود و کودک از آغوش شما جدا می شود، او را به سمت خودتان برگردانید و به او بگویید که چقدر دوست دارید که در کنار شما باشد، و او را مطمئن سازید که شما نمی خواهید او را رها کنید و همیشه در کنارش خواهید بود. لحن خود را نرم و شوخ کنید تا کودک احساس آزادی و آرامش کند. ولی همچنان او به شما التماس می کند که بماند. نکته اینجاست که ترس او به این خاطر است که چقدر شما را می خواهد و به شما نیاز دارد، بگذارید او کسی باشد که خانه را ترک می کند. مثل همیشه او را بغل کنید و او را بخندانید.
  • بازی بای بای. یک مدلی از بازی قایم باشک هست که تنها اضطراب جدایی را به خنده در کودک تبدیل می کند. بگویید «بیا بازی بای بای را انجام دهیم.» شروع به خارج شدن کنید ولی از در خارج نشوید، اگر شما واقعا بروید این این کار برای کودک ترسناک است. به جای آن در بسته را  که شما می خواهید از آن خارج شوید را باز کنید، در حال حاضر برای کودک  این کار سرگرم کننده است. پس از آن عکس العملتان به صورتی باشد که شما از جدایی می ترسید، و دوباره بپرید داخل و به سمت کودکتان بروید و به او بچسبید. بگویید «من دلم برات تنگ شده بود! من هرگز نمی خواهم که از تو جدا شوم!» در آخر ، شجاعت خود را به دست بیاورید بگویید «بسیار خوب، بگذار دوباره سعی کنم! من شجاع خواهم بود!» و دوباره شروع به ترک کردن کنید. ولی دوباره، بازگردید و حتی قبل از اینکه از دید او خارج شوید بازگردید و به سمت او بروید، این کار کودک را به خنده می اندازد بخصوص اگر شما به صورت احمقانه ای این کار را انجام دهید و نشان دهید که خیلی نگران هستید. این بازی را ادامه دهید و بگذارید که او داد بزند و شما داد بزنید تا زمانی که او را وادار به خندیدن کند با این کار سطح اضطراب و ترس خود از دور ماندن از او را به کودک نشان می دهید.

۶- ارتباطتان را حفظ کنید

روز کودکتان را با پنج دقیقه ماندن در رختخواب یا بر روی کاناپه شروع کنید. و ۱۰۰ درصد توجه خود را به این معطوف کنید که چقدر او را دوست دارید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که هر روز وقتی که بعد از مدرسه کودکتان را می بینید زمان خاصی را صرف شنیدن اتفاقاتی که در ان روز برایش اتفاق افتاده است کنید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که یک برنامه ی طولانی قبل از خواب برای ایجاد احساس امنیت در کودک داشته باشید.

  1. در رابطه با نگرانی های کودک تان هوشیار باشید.

اکثر اوقات، کودک بعد از چند هفته نسبت به اضطراب و نگرانی هایش احساس آرامش خواهد کرد، ولی برخی مواقع ناخشنودی خود را نسبت به مسائل جدی تری ابراز می کند: ممکن است در مدرسه دچار مشکلی شده است، یا نمی تواند تخته سیاه را ببیند،  و یا اینکه در یادگیری دچار مشکل شده است و یا اینکه از صحبت کردن و حرف زدن در کلاس می ترسد. در مورد روزش با نرمی از کودک بپرسید، و با دقت به حرفهایش گوش دهید، و نسبت به حرف هایش عکس العمل داشته باشید تا او به صحبت کردن ادامه دهد. گفتگو را با خواندن کتاب هایی در مورد مدرسه با همدیگر شروع کنید؛ کتابدار شما می تواند برای این مشکل بسیار کمک کننده باشد. داستان های مثبتی که خودتان در مدرسه داشته اید (من در هفته ی اول خیلی عصبی بودم و حتی نمی توانستم از سرویس بهداشتی مدرسه استفاده کنم ولی پس از آن من با بهترین دوستم مریم آشنا شدم و من عاشق او شدم) را برای او تعریف کنید و به او اطمینان دهید که او همان حسی که در خانه دارد را به زودی در مدرسه خواهد داشت. یک بازی وانمودی به وسیله ی عروسک ها انجام دهید و یک نمایش عروسکی ترتیب دهید که یکی کودک نمی خواهد به مدرسه برود و از کودکتان بپرسید من نمی دانم چرا او از مدرسه رفتن می ترسد؟ ما باید به او چه بگوییم؟ اگر شما احساس کردید که کودکتان مشکل بزرگتری دارد که شما نمی توانید ان را بفهمید، زمان آن رسیده است که به معلم او زنگ بزنید و با او صحبت کنید.

۸- تغییر و جابه جایی را برای کودک آسان سازید.

اگر زمانی که با کودکتان خداحافظی می کنید چشمانش پر از اشک می شود و گریه می کند، خدحافظی معمول خود را انجام دهید و به او اطیمنان دهید که شما در پایان روز منتظر او خواهید بود. اگر همچنان کودک برای جدا شدن از شما احساس ناراحتی می کند و جدایی برایش سخت است، معلم می تواند به او کار خاصی را بسپارد که کودک بتواند با تغییر و جدایی از شما کنار بیاید.

۹- از این مسئله اطمینان حاصل کنید که چند دقیقه زودتر از خواب بیدار می شوید تا کودکتان را برای مدرسه رفتن آماده کنید.

این مسئله بسیار مهم است زیرا کودک با دیدن عجله ی شما اضطراب و نگرانی اش تشدید می شود.

  1. کودکان کوچکتری را که زمانشان را در خانه با شما سپری می کنند را بی اهمیت جلوه دهید.

اگر خواهر یا بردار کوچکتر کودکتان زمانش را در خانه با شما سپری می کند، جوری نشان دهید که کودک بزرگترتان فکر کند که شما چقدر در خانه حوصله تان سر می رود و کودک کوچکتر آرزو می کند که می توانست مانند یک بچه ی بزرگ به مدرسه برود.

  1. یک روال ارام با خواب به موقع در شب و بیدار شدن به موقع در صبح در خانه به وجود آورید.

وقتی که شما کودک را صبح زود از خواب بیدار می کنید او خواب کافی نداشته است. کودکانی که به اندازه ی کافی استراحت ندارند انرژی کافی برای خداحافظی کردن در صبح را ندارند و ترس بیشتری نسبت به مدرسه دارند. همچنین خودتان نیز زود به رختخواب بروید و بخوابید، زیرا به این وسیله شما می تواند با عجله صبح مقابله کنید و هر کس صبح خود را با شادی شروع می کند.

منبع:مرکزمشاوره.com

39 پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »
  1. حیاط خلوت
    حیاط خلوت گفته:

    سلام پسرم ۷ سالشه و متولد آخر شهریوره و از همه همکلاسیهاش کوچیکتره.معلمش میکه هر چی میگم میزنه زیر گریه.مثلا هفته قبل گفته دفترها رو بیارین املا بنویسید شروع کرده به گریه و وقتی املا تموم شده هیچ غلطی هم نداشته..یا صبح که معلم اومده سر کلاس گفته چه بویی میاد اونم زده زیر گریه که من نبودم من فقط دهنم بو میده.معلم گفت که منظورم این بوده که کی عطر زده.یا چند روز پیش تو کلاس گریه کرده که من تو خونه تنهام.فقط نیم ساعت تو خونه تنهاست تا من برسم خونه.

    پاسخ
  2. زهرا صالحی
    زهرا صالحی گفته:

    سلام آیا پسرتون کاهش وزن داره و یا اشتهاش رو از دست داده؟توی مدرسه غیر ازهمین گریه کردن ، سایر رفتارهاش خوب هست؟ مثلا معلمینش راضی هستن همکلاسیهاش رو اذیت نمیکنه.توی خونه بین شما و همسرتون بگو و مگو پیش نیومده اخیرا؟ مدرسه رفتن رو دوست داره؟
    این رفتارها نشون میده که پسرتون عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی داره .البته رفتار شما در مورد همون حرف یکم بی تاثیر نیست.نباید از سخت بودن کار بهش بگید.با روش صحیح مطالب رو هر چند هم سخت باشه بهش یاد بدین.

    پاسخ
  3. حیاط خلوت
    حیاط خلوت گفته:

    وزنش از وقتی خودش غذا می خوره کم بوده ولی تحرک و هوشش عالیه.خیلی حافظه خوبی داره و معلم از نظر درسی خیلی ازش راضیه.ولی با بچه ها رفاقت نمیکنه.جز با دوستای خاصش با کسی بازی نمیکنه.چون چند بار مسخره اش کردن اونم دیگه با کسی صحبت نمیکنه.متاسفانه در مورد بگو مگو های من و همسرم همیشه داریم دلیلش هم اینکه که وقتی همسرم چیزی مطابق میلش نباشه داد و هوارمیکنه.یک ماه بود که دعوا نکرده بویم و خیلی جو خونه آروم بود اینکه تو همین جو پسرم اینجوری شده برام تعجب اوره

    پاسخ
  4. بیتا
    بیتا گفته:

    سلام.خواهش میکنم کمک کنید.برادرم ۱۱ سال داره و توی این چند سال ما همیشه با شرایطش توی مدرسه و با بچه های کلاس مشکلات حاد داشته در حالی که می تونم بگم که اون هیچ کار ناجوری نمی کنه و هیچ وقت بقیه رو اذیت نمیکنه و این بقین که آزارش میدن یا بهش فحش میدن و این بچه رو تحریک میکنن و توی تمام مدارسی هم که بوده همیشه آخر سر برادرمه که مقصره و انضباطش کم میشه و امروز اومد خونه و گفت از تمام بچه های کلاس افتادن و سرش و فقط خدا رحم کرده که ضربه ی بدی نخورده و با این حال بازم مسولین مدرسه برادرمو مقصر میدونن.متاسفانه ما حتی اونقدر زور نداریم که بریم مدرسه رو رو سرشون خراب کنیم.لطفا کمکم کنید که چه کاری از من ساختست.

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      با سلام با توجه به شرایطی که برادرت تو مدرسه داره حتما باید مدرسه رو عوض کنید. بعلاوه قبل از ورود به مدرسه جدید حتما برادرتون باید تحت نظر روانشناس باشه و روش های مقابله با خشم و مقابله با بچه های دیگه رو یاد بگیره که هر وقت تحریکش می کنند واکنشی نشون نده و سعی کنه وضعیت رو مدیریت کنه.

      پاسخ
  5. mj
    mj گفته:

    سلام پسرم کلاس سوم هست درسش متوسطه ولی هر روز سر اینکه امتحان دارن گریه می کنه حتی اگه امتحان هم نداشته باشه میترسه و گریه می کنه مثلا اگه امتحان علوم داشته باشه و بدونه شفاهی هست مشکلی نداره ولی اگر همین امتحان کتبی باشه همش اضطراب داره که بلد نباشه و وقتی برگه رو میاره تا حتی اونایی که بلد بوده رو ننوشته میگه بلد نبودم یا متوجه منظورش نشدم البته خیلی کم تو خواندن ضعیف هست ولی نه اونقدر نتونه بفهمه سوال چیه اگر ممکنه راهنمایی کنید و اینکه نظر شما راجع به نوروفیدبک چی هست می تونم ببرمش برای اون؟

    پاسخ
    • همیار
      همیار گفته:

      سلام دوست عزیز پسر شما دچار اضطراب هست و این برمیگرده به انتظاراتی که خواسته یا ناخواسته مدرسه و والدین ازش دارند احتمال داره چون در امتحان کتبی ارزشیابی صورت میگیره باعث میشه عملکردش پایین بیاد.بهش بگید اصلا برای شما مهم نیست نمره ای میگیره براتون مهم تلاش هست که میکنه میتونید در منزل از او بخواید تا سوالات رو به صورت کتبی جواب بده در واقع ازش امتحان بگیرید.

      پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      سلام. دوست عزیز سعی کنید پسرتون رو با استرس و ترسش مواجه کنید . میتونید با شبیه سازی ازمون های کتبی توی خونه شروع کنید تا به اون این باور رو بدین که چه بصورت شفاهی و چه بصورت کتبی مهم اموخته های تو هست که ارزیابی میشه و باهاش تمرین داشته باشید معمولا تمرین تبدیل گفتار به نوشتار مفید فایده است. به این صورت که از فرزندتون سوال کنید و بخواید که براتون بصورت شفاهی توضیح بده و مجددا بخواید که گفته هاش رو منظم تر و بصورت مکتوب با ترتیب بنویسه . قطعا بعد از انجام تمرینات بهتر میشه. در رابطه با نوروفیدبک میشه که روی تمرکز ایشون کار کرد ولی بهتر هست در ابتدا موردی که گفته شد رو تمرین کنید چون به نظر میرسه مشکل نداشتن نظم ذهنی در روی کاغذ اوردن دهنیات باشه. در صورتی که جواب نگرفتید اطلاع بدین. موفق باشید.

      پاسخ
  6. سمیرا
    سمیرا گفته:

    باسلام و خسته نباشید.
    من مربی پیش دبستانی هستم.شاگردی دارم که هرروز صبح در خانه با گریه حاضر میشود و به مدرسه می آید اما در کلاس و موقع ورود نه از گریه خبری هست و نه مشکل خاصی.راه های زیادی روش امتحان کردم مثلا چیزی بهش گرو دادم تا باهاش کاردستی درست کنه و روز بعدش بیاره و ارتباط خوبی باهم برقرار کردیم .اما هنوز هم گریه های صبح برای آمدن کلاس ادامه داره.لطفا راهنماییم کنید.

    پاسخ
  7. رها و رهام
    رها و رهام گفته:

    سلام وقتون بخیر ….من پسرم امسال کلاس اول هستش و سال پیش هم تو یک مدرسه پسرونه غیر انتفاعی پیش دبستانی رفته ولی امسال مدرسه رو عوض کردم از روز اول مدرسه با گریه رفته و میگه دلم برات تنگ میشه امروز هم دل درد رو بهانه کرد و گفت نمیتونم مدرسه برم میخواستم بدونم چه راهکاری برای من میزارید ….از نظر هوش و حافظه هم فو ق العاده هستش ….اگر کمکم کنید ممنون میشم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      در این مسیر بهتر است که به صحبت های او گوش بدهید و اجازه بدهید که احساساتش را بدو ترس بیان کند . هنگام راهی کردن کودکتان او را در آغوش بگیرید و به او بگویید که پس از اتمام ساعت مدرسه به دنبالش می روید. اگر این قول را به او دادید سعی کنید رأس ساعت جلوی درب مدرسه باشید. گاهی اوقات ترس کودک از این است که مادر یا پدرش دنبال او نروند پس این اطمینان را به فرزندتان بدهید که حتما به دنبالش می روید.
      دقت کنید که اینکه کودک شما بیان می کند که دل درد دارد نشان می دهد که اضطراب برای رفت به مدرسه دارد و یا اینکه می خواهد توجه شما را جلب کند .
      بهتر است به او زمان بدهید در کنار اینکه از سرزنش کرد او خوداری کنید.
      دیگر برای کمک به راحتی یسشتر کودک شما این است که قبل از شروع سال تحصیلی چند بار به مدرسه برود. چه کودک پیاده به مدرسه برود، چه اتوبوس یا تاکسی بگیرد، و چه شما او را با ماشین به مدرسه ببرید، به او کمک می‌کند با مسیر آشنا شود و اضطراب بازگشت به مدرسه در او کاهش یابد.
      همانطور که گفته شد داشتن کمی استرس در روزهای ابتدایی کاملا طبیعی است اما استرس و اضطراب بیش از حد که از آن با نام اختلال جدایی یاد می شود در اکثر موراد به صورت علائم جسمانی بروز می کند. برخی از این علائم عبارتند از:

      بی خوابی
      حالت تهوع
      سر درد
      بی اشتهایی
      دردهای شکمی
      کابوس های شبانه
      پرخاشگری
      شب ادراری
      لکنت زبان
      جویدن ناخن ها
      از ترساندن کودک از معلم و تمسخر او توسط همکلاسیان جدا بپرهیزید. به هیچ وجه به کودک نگویید که اگر در انجام تکالیفت کوتاهی کنی معلم تو را تنبیه خواهد کرد یا همکلاسی هایت به تو می خندند، جملات این چنینی به شدت باعث ایجاد اضطراب و استرس در کودک می شوند.
      اگر کودکتان دچار اختلال مدرسه هراسی است به هیچ وجه با جملاتی نظیر اگه نری مدرسه دوستت ندارم او را تحقیر نکنید. بهتر است ابتدا با ریشه یابی علت این اختلال را کشف کرده و با کمک یک روانشناس با صبر و حوصله آن را برطرف کنید.
      حتما در روزهای ابتدایی مدرسه برای بردن کودک به مدرسه و برگرداندن او به خانه حضور داشته باشید. این کار باعث می شود کودک بتواند از اتفاقات مدرسه و احساسات خود صحبت کند که در شناسایی علت اختلال بسیار موثر خواهد بود.
      در صورت ادامه این شرایط بهتر است شرایط مراجعه به روانشناس را برای او ایجاد کنید تا بتوانیم با خود او صحبت کنیم و با بازی درمانی و قصه درمانی به او کمک کنیم تا بتواند از این مرحله عبور کند.

      پاسخ
  8. لیلا
    لیلا گفته:

    سلام پسر من کلاس اوله و بعد از یه هفته رفتن به مدرسه الان چند روزی هست که میگه دوست نداره بره مدرسه و موقع خواب با خیلی گریه میکنه که فرداش مدرسه نره وقتی علتش را جویا شدم اول گفت دلم بدات تنگ میشه بعد از چند بار صحبت بعد گفت معلم یه بار دعواش کرده و این معلم و دوست نداره خیلی باهاش صحبت کردم ولی بازم با گریه میخوابه چکار کنم به مدرسه علاقه مند بشه

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما لیلا جان
      ببین عزیزم نگرانی شما برای کودکتان قابل احترام است اما در این مسیر نیاز است که دقت کنید او تازه وارد یک فضای جدید شده است که احتمالا همه چیز آنگونه که دوست دارد پیش نمی رود و خب همین باعث می شود که احساسات متضادی را تجربه کند در این مسیر صبور بودن و در آرامش برخورد کردن شما اهمیت زیادی دارد و خب در این مسیر بهتر است که به او در طول روز اجازه بیان احساساتش را به خودتان بدهید و به اندازه کافی که استقلال او گرفته نشود با او همراهی کنید و در مورد دوست داشتنتان صحبت کنید.
      اما اگر واقعا برخورد نادرستی از سمت معلم شکل گرفته است خب بهتر است که در احترام در زمان مناسبی که فرزندتان متوجه نشود با معلم او صحبت کنید و بیان کنید که این موضوع باعث ایجاد حساسیت شده است و می خواهید در کنار هم این مشکل را رفع کنید.
      برای کودکی که تازه وارد محیط مدرسه می شود خب نوع برخورد معلم اهمیت زیادی دارد پس بهتر است در یک ارتباط صمیمانه این مسیر طی شود.
      در صورت ادامه این شرایط بیش از یک هفته بهتر است برای بررسی دقیق شرایط مراجعه به روانشناس را ایجاد کنید تا بتوانیم با خود فرزندتان صحبت کنیم.

      پاسخ
  9. علی
    علی گفته:

    سلام خسته نباشید من ی پسر ۷ سال دارم زمانی ک وقت مدرسه میش مشتاق آماده میش ب مدرسه میبرم ولی ب مدرسه ک نمیرسه داخل نمیر من باید همراهش برم و پشت در کلاسش داخل سالن بشیم تا ب کلاس بر ممنون میشم کمکم کنید ک بگید من چ جوری پسرعمو ب داخل کلاس ببرم ک ۵ ساعت بدون من بگذرون

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      خب در این مورد بهتر است که به او بیان کنید که شما باید به کارهایتان برسید او قبل از اینکه او تعطیل شود در بیرون مدرسه و یا در حیاط منتظرش هستید در این مسیر صبور باشید چون احتمالا با واکنش های او مواجهه می شوید .
      بهتر است اجازه بدهید صحبت کند تا متوجه شوید نگران چیست و از چه چیزی اضطراب دارد و سعی کنید که به شکلی که می توانید و برای او قابل فهم است به آن پاسخ بدهید.
      در هرصورت اگر این شرایط جواب نداد بهتر است که به مرور با اطلاع به او فاصله را بیشتر کنید مثلا بیان کنید که شما در حیاط مدرسه می مانید و بعد بگوید که بیرون مدرسه منتظرش هستید تا او آرام آرام این جدایی را تجربه کند.
      اما اگر واکنش های فرزندتان زیاد است خب در این مورد اهمیت زیادی دارد که این اضطراب جدایی را با کمک روانشناس حل کنید چون نیاز است بررسی شود در روان کودک شما چه چیزی تجربه می شود.
      در کنار اینکه خب در منزل هم بهتر است اجازه بدهید او مستقل تر عمل کند اینکه خودش غذا بخورد، لباس بپوشد، حمام کند و… در هرصورت اگر شما او را فری مستقل از خودتان بپذیرید به مرور او متوجه می شود که در کنار دوست داشتن و دوست داشته شدن از سمت شما می تواند زندگی مستقل خودش را داشته باشد.

      پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *