روانشناسی و مشاوره نوجوان دختر

روانشناسی و مشاوره نوجوان دختر

بزودی

95 پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »
  1. lfara
    lfara گفته:

    با سلام.دختری دارم ۱۴ ساله که به تازگی نمی دانم توسط چه کسی با پسری ارتباط تلفنی دارد.در مورد نام و خانواده او پرسشهایی کردم چند مورد از آن موارد را گفته است و در مورد عواقب این مساله با او صحبت کرده ام ولی متاسفانه قبول ندارد و می گوید مطمئن باش من اشتباه نمی کنم حتی موبایل خود را پنهانی شارژ می کند و دراین مورد خیلی به من دروغ می گوید تا این رابطه را حذف کند و دخترم نیز خیلی کله شق و نترس است نمی خواهم زیاد پدره دری کنم و نمی دانم چگونه او را از این کار باز دارم و راهنمایی کنم .لطفا مرا راهنمایی فرمایید.

    پاسخ
  2. زهرا صالحی
    زهرا صالحی گفته:

    سلام عزیز اگر در امر تربیت درست قصوری نکرده باشید نگران چه هستید و ممکنه بگید تا به کسی میتوانید والد کنترل کننده باشید.بهتره با دخترتون یک دوست خوب باشید تا یک مادر کنترل کنند از یکی از همکاران مشاور خانم ما راهنمایی بگیرید.

    پاسخ
  3. Ali
    Ali گفته:

    سلام دوست عزیز دختر شما بسیار سن کمی دارند و هر آن ممکنه آسیب جبران ناپذیری بهش وارد بشه کاری که شما باید بکنی اینه که حفره ای که در عاطفه و محبت بهش هست رو پر کنید.خواه این حفره از سمت شما یا پدر ایشون هست.باید بیشتر بهش برسید و کاری کنید که دیگه به کس دیگه ای نیاز نداشته باشه.

    پاسخ
  4. ifara
    ifara گفته:

    با سلام دختری دارم ۱۴ ساله به تازگی نمی دانم توسط چه کسی؟ با پسری مکالمه تلفنی دارد.در مورد نام و خانواده او پرسشهایی کردم و چند مورد از آن موارد را گفته است و در مورد عواقب این مساله با او صحبت کرده ام ولی متاسفانه قبول ندارد و می گوید مطمئن باش من اشتباه نمی کنم و حتی موبایل خود با پنهان شارژ می کند و در این مورد خیلی به من دروغ می گوید تا این رابطه را حذف کند و دخترم نیز خیلی کله شق و نترس است نمی خواهم زیاده پرده دری کنم و نمی دانم چگونه او را این این کار باز دارم و راهنمایی کنم.لططفا مرا راهنمایی فرمایید

    پاسخ
    • ali
      ali گفته:

      دوست عزیز سن دختر شما بسیار پایین است و هر آن ممکنه آسیب جبران ناپذیری بهش وارد بشه.کاری که شما باید بکنی اینه که حفره ای که در عاطفه و محبت بهش هست رو پر کنید.خواه این حفره از سمت شما یا پدر ایشون هست.باید بیشتر بهش برسید وکاری کنید که دیگه به کسی دیگه ای نیاز نداشته باشه.

      پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      با سلام. بچه ها در سن نوجوانی معمولا نسبت به جنس مخالف حساس تر هستند و برای شناخت خود نیاز به ارتباط دارند و مشتاقند هویت خود را پیدا کنند. بنابراین اگر مانع این احساس بشید بچه ها مقاومت می کنند و حتی ممکنه پنهانی به کار خود ادامه بدهند. بهترین کار اینه که یک ارتباط دوستانه با وی داشته باشید. باید فضا رو طوری فراهم کنید که از شما احساس ترس نداشته باشد و هر مشکلی هست با شما در میان بگذارد. حواستان باشد که به احساسش نخندید و بهش نشون بدید که درکش می کنید. اما محدودیت های خاصی را همیشه وضع کنید.

      پاسخ
  5. یگانه
    یگانه گفته:

    با سلام
    من دختر ۱۳
    ساله ای دارم که به تازگی یکی از دفترهاشو خوندم که توی اون خیلی چیزهارو یادداشت کرده و حالا متوجه شدم که از بچگی پسر خاله اش دست در شرتش میکرده و این کار همچنان ادامه داره و پسرخالش ۶ سال از خودش بزرگتره . واقعا الان نمیدونم باید چیکار کنم و چه عکس العملی داشته باشم

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      با سلام.. در زمان بچگی این رفتار شکل دیگری داشته اما بهر حال چون فاصله سنی تا اندازه ای زیاد هست می تونه از مصادیق تجاوز به حساب بیاد. حتما در این مورد با وی صحبت کنید و بدون اینکه احساس کنه قراره سرزنش بشه و یا مورد مواخذه قرار بگیره… همه چیز رو براش توضیح بدین و حتی معذرت بخواین که دفترشو خوندین… اما بگید که باید این رفتار رو قاطعانه کنار بذاره… و البته خودش باید این کارو انجام بده نه شما…

      پاسخ
  6. یه بدبخت درس خون
    یه بدبخت درس خون گفته:

    من راجب این نظر نمیدم مشکل از خودتونه من یه دختر سیزده سالم که مامنو بابامو اصلا دوست ندارم اونا بااین که سالمو سلامت ن سه ساله که کارخونه و کارگاه و ماشین همه چیو دادن دستش امسال ۲۷ سالش شد سه سال پیش کارگاهمونو صاحبخونه پلمپ کرد ماهم دوتا پراید داشتیم یکیش که مال بابام بود یکیشم که وقتی برادرم بیست سالش بود هدیه بهش داد بابام اون موقع ها سه چهار تا وکیل عوض کرد تا کارگاه رو بگیره عموم وکیل بود اما حاضر نبود وکیل بابام شه بابام بلاخره از قید کارگاه گذشت پولای باقی مونده یه کارگاه بزرگ تر گرفت اون موقع کل زدگیشو داد دست پسر بیستو چهار سالش و بعد ما کل زندگیمونو از دست دادیم پرایدمونو پارسال فروخت و وانتش کرد وانتم سوزوند حالامنم میخوام از خونه فرار کنم چون چن وقته دارم به بابام وقت میدم تا منو مدسه ثبت نام کنه حالا که ۲۵روز تا مدرسه مونده من م بدبختم راستی من امسال مامان بزرگ و بابابزرگم مردن و هشت ماه فقط اختلاف فوتشون بود اما نه عمو نه عمه هیچ کدوم نمیخوان ارثمونو بدن بابام به همشون قبلا کمک میکرد اما خبر فروش خونه بابابزرگم نیست حالا بابا میخواد بره پیششونو باهاشون صحبت کنه تا برادرمو بفرسته یه کشور دیگه خاک تو سر برادرم که فقط دیپلمه فکر کنم منم باید ترک تحصیل کنم بگم تا کلاس ۶بیشتر نخوندم دوستامم رفتن یعنی مامان باباهاشون ضامنای وام بابامن الانم دوست بیدوست تازه من برادرم هر روز مامانمو کتک میزنه یا یه روز درمیون شما هاهم الکی نگران بچه هاتونین فقط باید مراقبشون باشید بهشون بگید که یه کسایی هم مثل ما هست حالا ما نه زندگی دارم نه خونه نه ماشین نه دوست نه مدرسه که خیلی اشتیاقشو داشتم یادتون باشه که من باید برم کلاس هفتمو از کلاس چهارم تصفیه شهریه نکردم

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      سلام عزیزم.. واقعا متاسفم به دلیل وضعیتی که برات پیش اومده. امیدوارم درست بشه و ما رو در جریان بذار.

      پاسخ
  7. زهرا
    زهرا گفته:

    سلام من دختری ۱۶ ساله هستم.سال سوم دبیرستان هستم.حدود یک سالی هست که به پسری علاقه مند شدم.خیلی دوستش دارم خانوادم متاسفانه قبول نمیکنن که باهاش بمونم و الان هم یواشکی به رابطم ادامه دادن و اگه خانوادم متوجه بشن حتما خیلی بد میشه.ولی واقعا نمیتونم از اون پسر جدا شم.همه فکرم رو اون پسره اصلا حوصله درس خوندن رو هم ندارم دو سال دیگه کنکور دارم ولی از وضعیت درسیم اصلا راضی نیستم‌‌.لطفا بگین چی کار کنم.به حرف خانواده گوش کنم و ضربه روحی بخورم یا بمونم با اونی ک دوستش دارم؟

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      زهرا جان وقتی انسان کسی رو دوست داره مخصوصا در دوران نوجوانی، خیلی ذهنش درگیر میشه و اصلا نمی تونه به موضوعات دیگه تو زندگیش توجه کنه… مسئله درس خوندن و اینده و .. که خیلی مهم هستند رو شاید الان به نظرت مهم نیان ولی ده سال دیگه مطمئنا حسرت همچین روزهایی رو ممکنه بخوری.. به همین دلیل سعی کن عشقت رو تو ذهنت کمرنگ تر بکنی چون اینطور هم که فهمیدم ارتباطی با اون فرد نداری یا اگر هم هست خیلی محدوده.. ضربه روحی نمیشه اسمش رو گذاشت… اصلا این احساس ها به پخته تر شدنت کمک می کنند و بیشتر بزرگ میشی… پس از اکنار گذاشتنش نترس.

      پاسخ
  8. helen
    helen گفته:

    سلام …من چند ماه پیش توی مجازی وارد یه گروه شدم توی بازی کلش اف کلنز یه پسره اونجا بود که دنبالم میومد و کم محلش میکردم بعد کم کم ازش خوشم اومد باش دوست شدم …
    اما چون ۱۸ سالمه و کنکور دارم گوشیمو دادم دست مادرم …که درس بخونم و با طرف کات کردم پسره چند ماه از من بزرگتر بود…بعد رفتم پیش روانشناس چون از نظر روحی اسیب دیدم درس رو هم ول کردم بعد رفتم پیش روان شناس اون گفت که برگرد پیش پسره منم گوشیمو از مادرم پس گرفتم الان یه هفته ای میشه برگشتم …چند روز اولی که برگشتم خوب بود ولی از اون به بعد تا پیام ندم پیام نمیده وقتیم پیام میدم کم محل میکنه و میگه خستم درسم رو ول کردم من دیوانه درس بودم نابود شدم روح و روانم پریشونه همش دکم میکنه نمیتونم فراموشش کنم ….تورو خدا کمکم کنید ضمنا پسره توی یه شهر دیگس …همشریم نیست خیییییییلی دوره

    [پاسخ]

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      سلام هلن عزیز…. ببین حتما برای بهبود روحیت به نزد روان شناس دیگه برو و به دلیل اینکه کنکور داری سعی کن زودتر هیجانت رو تنظیم کنی.. چون این طوری اصلا نمی تونی درس بخونی و فرصت ها رو از دست میدی… برای تو فرصت خیلی زیاده مخصوصا بعد از اینکه وارد محیطهای بزرگ تر مثل دانشگاه میشی.

      پاسخ
  9. سحر
    سحر گفته:

    دختری هستم ۱۵ ساله حدود یک سال پیش با پسری اشنا شدم ۴ سال بزرگ تر از خودم درسم هم خوبه معدلم بالای ۱۹ هست و امسال نهم هستم در اون دوستی که با اون پسره داشتم احساس گناه میکردم عذاب وجدان داشتم تا این که به یکی از معلمای مدرسم گفتم که ای کاش نمیگفتم ای کاش نمیگفتم که الان فکر بدی درموردم نداشته باشه الان هم واقعا حالم بده این بار دیگه نمیخوام کسی از حال بدم باخبر بشه چون فهمیدم که نمیشه به کسی اعتماد کرد ولی حیف که دیر فهمیدم درکل میخواستم بگم کسایی که میخوان به این دوستی ها ادمه بدن و شک و ترید دارن ، ادامه ندن چون خودم ته این راهو رفتم میدونم چی میشه میدونم که چه بلایی سر آدم میاد خواهشا ادامه ندید چون این خودتون هستید که قطعا آسیب میبینید و روزهای طلایی زندگیتون رو از دست میدید

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      سلام سحر جان مرسی از اگاه کردن بقیه هم سن و سال های خودت …. دوست داریم بقیه هم تجربیاتشون رو به اشتراک بگذارند.

      پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *