روانشناسی جوان ۱۸ ساله

روانشناسی جوان ۱۸ ساله نشان می‌دهد که دوران بلوغ جوانی زمان تغییرات چشمگیر در ساختارهای اساسی تفکر و همچنین در مغز است. والدین باید بدانند که نوجوان ۱۸ ساله همان فردی نیست که در ۲۵ سالگی خواهد بود، همان‌طور که یک نوجوان ۱۱ساله همان فردی نیست که در ۱۸ سالگی بوده.
در این سن ازنظر جسمی، فرزند شما تقریباً بالغ شده است. پسرها دیرتر از دخترها به سن بلوغ می‌رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می‌شود، ولی مشکلات مربوط به بلوغ برای هردو جنس بسیار زیاد است.

رشد انسان یک فرایند مادام‌العمر رشد و تغییر فیزیکی، رفتاری، شناختی و عاطفی است. در مراحل اولیه زندگی تغییرات عظیمی رخ می‌دهد. در طول فرایند، هر فرد نگرش‌ها و ارزش‌هایی را ایجاد می‌کند که انتخاب‌ها، روابط و درک را هدایت می‌کند.

روانشناسی دختر ۱۸ ساله

  • در این سن، دختر شما قادر به مکالمه هوشمندانه است، آن‌ها ممکن است همیشه تمایلی به صحبت‌کردن نداشته باشند، اما اغلب مشتاق هستند که نظرات خود را در مورد آنچه در جهان می‌گذرد به اشتراک بگذارند.
  • برخلاف سنین قبلی، آن‌ها اکنون قادر به گوش‌دادن و درنظرگرفتن نظرات دیگر هستند؛ بنابراین اختیارات دختر ۱۸ ساله باید به شکلی باشد که به استقلال او آسیب وارد نکند.
  •  اگرچه بیش از نیمی از دختران در این سن رژیم می‌گیرند، اما دخترهای ۱۸ ساله احتمالاً مقدار کمی چربی سالم در اطراف بازوها، پاها، سینه‌ها و باسن خود اضافه می‌کند.

پیشنهاد مشاور: تمام علائم افسردگی در نوجوانان دختر که باید بدانید

 روانشناسی پسر ۱۹ ساله

نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله روی درک هویت بزرگسالی در حال ظهور خود و معنای رفتار مسئولانه کار می‌کنند. آن‌ها همچنین در مورد آینده خود سوال می‌پرسند. آیا به دانشگاه خواهند رفت؟ آیا شغل مناسبی پیدا می‌کنند؟ آیا به رابطه متعهد خواهند شد؟ همان‌طور که رشد می‌کنند مرزها را آزمایش می‌کنند، چیزها را فراموش می‌کنند و قوانین را زیر پا می‌گذارند.

پیشنهاد مشاور: روانشناسی ۱۶ تا ۱۸ سالگی

روانشناسی جوان 18 ساله

 رشد عاطفی نوجوان ۱۸ ساله

رشد عاطفی در این سن تغییرات زیادی را تجربه می کند و شامل مراحل و دستاوردهای زیر روانشناسی جوان ۱۸ ساله می باشد:

  • فعالیت‌های قبلی جذابیت خود را ازدست‌داده‌اند.
  • از نگاه‌کردن به دستاوردهای خود لذت می‌برند.
  • احساس همدلی پیدا می‌کند.
  • صمیمیت بیشتری را با دوستان خود تجربه می‌کند.
  • به دنبال شناسایی دستاوردهای بزرگ‌تر هستند
  • . احساس می‌کنند که به بلوغ کامل رسیده‌اند.
  • انتظار دارند دیگران طوری با آن ها رفتار کنند که گویی “کاملاً” رشد کرده‌اند.
    از نظر احساسی، فرزند شما مستقل‌تر است؛ ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد.
  • این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصاً درون خانواده شود و سختی این کار در این است که مرز باریکی بین کاری که شما به‌عنوان حمایت از او انجام می‌دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می‌کند در حال کنترل او هستید، وجود دارد.
  • آن‌ها روابط جدی‌تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند.
 افسردگی در ۱۸ سالگی

افسردگی از هر ۱۰۰ فرد ۱۸ تا ۲۴ساله ۳ نفر و از هر ۱۰۰ زن ۱۰ نفر را مبتلا می‌کند. علل افسردگی در ۱۸ سالگی شامل موارد زیر است:

  • سابقه خانوادگی افسردگی
  • درگیری در خانه یا یک محیط مدرسه
  • استرس
  • قلدری در مدرسه یا محل زندگی
  • سابقه اضطراب یا اختلالات روانی
  • سوءمصرف مواد از جمله الکل
  • رویدادهای آسیب‌زا یا استرس زا مانند آزار جسمی یا جنسی
  • مرگ یا طلاق در خانواده

برای درمان افسردگی نوجوان باید به مشاور مراجعه کنید؛ زیرا نوجوان بسیاری از احساسات خود را بروز نمی‌دهد، مشاوران تخصصی مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به شما کمک می‌کنند تا افسردگی نوجوان خود را در کم‌ترین زمان و بدون هیچ عوارض جانبی درمان کنید و اجازه ندهید که به‌مرور بدتر شود.

رشد شناختی

  1. تکامل احساسات آن‌ها منجر به نگرانی‌های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی می‌شود مثل‌اینکه چطور می‌توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می‌خواهند با زندگی‌شان چه کنند.
  2. اگر می‌خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی‌هایی درباره اولین تجربه زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت داشته باشند.
  3. آن‌ها فهم قوی‌تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود شاید توسط درددل‌کردن در دفتر خاطرات.
  4. ممکن است علاقه بیش‌تری به خانواده و آداب‌ورسوم فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده به عهده دارند.
  5. احتمالاً به گروه همسالان نسبت به خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه‌ها تمرکز بیشتری دارند مخصوصاً زمانی که گروه‌های اجتماعی بسط داده می‌شود، بنابراین آن‌ها زندگی اجتماعی خودشان را می‌خواهند.
  6. آن‌ها نگرانی‌های بیشتری درباره دیگران دارند و می‌بینید که برخی از سؤالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می‌شود.
  7. از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش گام‌های بزرگ‌تری برمی‌دارد درصورتی‌که قبلاً تلاش او برای شناختن با ترس و نگرانی همراه بود.
  8. ایده‌های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آن‌ها بلندپروازند.
  9. مهارت‌های برنامه‌ریزی بهبودیافته، آینده‌نگری و درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصاً زمانی که روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می‌شوند، حیاتی است.
  10. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی‌رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه‌نظرات خودشان صحیح است با اینکه می‌دانند دیگران نظر خاص خودشان را دارند.
  11. مهارت‌های تحصیلی آن‌ها، حافظه، مهارت‌های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی حل مسئله نظری در آنها در سطحی است که می‌توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که همان چارچوب‌های قبلی و مسیری که قبلاً طی می‌کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.
  12. اکنون زمانی است که رفتار خطرپذیری در او به چشم می‌خورد (اگر تابه‌حال این‌طور نبوده است)، مخصوصاً در مورد نوشیدنی‌ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت‌های جسمی و جنسی.

روانشناسی جوان 18 ساله

 قوانین ۱۸ سالگی

  • اولین قوانین خانواده شما باید منعکس‌کننده ارزش‌های اصلی، ساختار و اقتدار اخلاقی شما باشد. این ها قوانینی هستند که همیشه باید اعمال شوند.
  • مهم‌ترین بخش داشتن قوانین با کودکان بزرگ‌تر بحثی است که آن قوانین را تعیین می‌کند.
  • باید همه چیز را به طور روشن‌بیان کرده و هر دو در مورد آن به توافق برسید. عادی‌سازی مکالمات در مورد احساسات در زندگی خانوادگی.
  • به یاد داشته باشید که خودتان نیز باید به این قوانین عمل کنید در غیر این صورت به فرزندتان یاد نمی دهید که باید قوانین را رعایت کند.
  • حتما در هنگام قانون گذاری از فرزند خود نیز سوال کنید و به نیازهای او نیز توجه داشته باشید.

پیشنهاد مشاور: ۳۷ علائم اوتیسم در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان

 نکات تربیتی نوجوان ۱۸ ساله

راه‌هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به‌سرعت به بزرگسالی برسد. این نکات تربیتی شامل موارد زیر است:

  • اگر آن‌ها را تشویق کنید که نه‌تنها در باره نگرانی‌ها بلکه درباره آرمان‌ها و آرزوهایشان با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید،
  • به او اجازه می‌دهید بفهمد در کنارش هستید، به صحبت های بدون قضاوت گوش دهید و به یاد داشته باشید که قضاوت شما باعث می شود دیگر به شما اعتماد نکند.
  • می‌توانید به‌صورت عملی به او کمک کنید؛ مثلاً در مورد اقتصاد خانواده و قرض‌دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تابه‌حال این کارها را انجام نداده‌اید).
  • مهم نیست که نوجوان شما چند سال دارد، ستایش و تشویق شما شیرین‌ترین و بهترین پاداش آن‌هاست.
  • آن‌ها در ۱۸ سالگی با تغییرات عمده‌ای روبه‌رو می‌شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه واردشدن به اعتماد به نفسشان شود؛ بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می‌کند اعتمادبه‌نفس و خودباوری آن ها حفظ شود.
  • نوجوانان هجده و نوزده‌ساله بزرگسالان نوظهور محسوب می‌شوند و مهم است که به شخصیت آن ها احترام زیادی بگذارید تا احساس کنند که برای شما مهم هستند.
  • در برخی مواقع، آن‌ها ممکن است اعتمادبه‌نفس داشته باشند درحالی‌که گاهی اوقات، ممکن است به‌شدت احساس ناامنی کنند و با نیاز به‌راحتی و امنیت به سمت شما فرار کنند.
  • ممکن است به این کار اقرار نکنند؛ ولی همچنان به رفتار شما نگاه می‌کند و الگو می‌گیرد.
  • یادگرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسئولیت‌پذیری دارد و با نتایج کارهایش روبه‌رو می‌شود کمی زمان می‌برد.
  • وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق و سراسیمه می‌شود شما هستید که می‌توانید بیشتر از هر چیزی برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.
  • مطمئن شوید که دوستان نوجوان خود را می‌شناسید و شماره تماس آن ها را دارید
  • فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده‌اید و سال‌هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمر داده است.
  • شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.
  • در حال که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک – بزرگسال به رابطه بزرگسال – بزرگسال تبدیل شده است آن ها هنوز هم در سال‌های آینده به شما نیاز دارند.
  • تفاوت در این است که آن‌ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.
  • یادگیری در مورد نقاط عطف رشد نوجوان خود می‌تواند به شما کمک کند انتظارات معقولی از آن‌ها داشته باشید.
  • روانشناسی جوان ۱۸ ساله ممکن است نسبت به انتقاد حساس باشند و درگیر تأثیرات همسالان باشند.
  • در تلاش برای استقلال بیشتر، آن‌ها همچنان به راهنمایی، قوانین و مرزهای بزرگسالان نیاز دارند، اما ممکن است این قوانین را آزمایش کنند یا عمداً آن‌ها را در حین آزمایش محدودیت‌ها و هویت روبه‌رشد خود بشکنند.

منبع: Growth and Development, Ages 18 and Over-What Parents Need to Know

سوالات متداول

۱ - رفتار نوجوان ۱۸ ساله چیست؟

در سن ۱۸ سالگی، بسیاری از نوجوانان ترکیبی از هیجان و ترس را در مورد آینده را احساس می کنند. آن ها تمایل زیادی به تمرکز روی دوستان، زندگی اجتماعی و آینده خود دارند...

75 پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »
  1. mehrane
    mehrane گفته:

    سلام پسرم ۱۸ سالشه و بیشتر اوقات با گوشی موبایلشه و تو تلگرام با دوست دخترش چت میکنه اصلا با من حرف نمیزنه.دیروز هم با من قهر کرده.چیکار کنم؟

    پاسخ
  2. زاهد
    زاهد گفته:

    در کل متاسفانه فضاهای مجازی موبایل ها فاصله عمیقی بین اعضای خانواده ها ایجاد کرده و وابستگی اون خانمان خراب کرده.دوست من سعی کنید با ایجاد رابطه دوستانه با فرزندتون که در دروه بین نوجوانی و جوانی هست و ذهنی مملو از تخیلات و متاسفانه در این نسل ذهنی عاری از هرگونه احتران نسبت به بزرگتر ها .لطفا به ایشون نزدیک بشید و از سویی حتما این نکته را برای ایشون مشخص کنید که شما به عنوان پدر یا مادر ایشون حق دارید ایشون رو در استفاده از موبایل منع و یا محدود کنید اما باز هم میگم توام با حفظ موقعیت خودتون به عنوان ولی ایشون لحن دوستانه و بارز بودن نشانه های دلسوزی برای وی را حتما لحاظ کنید.

    پاسخ
  3. ناشناس
    ناشناس گفته:

    عمده ترین عاملی که جوانان را به سمت شبکه های مجازی میرن نداشتم سرگرمی مناسب و بیکاریه.من پیشنهاد می کنم ایشون رو درگیر کنید.خوب ما هم تو همین جامعه زندگی میکنیم.الان بین دوستان من هم کسایی هستن که تمام طول روز رو تو دنیای مجازی هستن و برعکس دوستانی دارم که وقت سرخاروندن رو ندارن و اصلا نمیدونن شبکه اجتماعی چی هست.

    پاسخ
  4. همیار
    همیار گفته:

    سلام اگر مشکل شما جدی هست بهتره که از مشاوره حضوری کمک بگیرید.عوامل زیادی به بروز این مشکل دخیل هستن و با توجه به تیپ و شخصیت پسرتون باید از راهکارهای مناسب وارد ارتباط شده تا خدای نکرده مشکلات جدی تر نشه

    پاسخ
  5. مهری.م
    مهری.م گفته:

    فرزند پسری دارم که در سال اول دبیرستان تحصیل می کند.او بسیار سرد و بی عاطفه است و حس دلسوزی ندارد.البته خانواده پدری هم بسیار کم حرف و ساکت هستند .با او چگونه رفتار کنم؟

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      با سلام. گاهی برخی رفتارها و ویژگی های هیجانی جزئی از شخصیت فرد هستند مخصوصا اگر از کودکی تا بدین سن وجود داشتند. اگر خود فرد با این حالت مشکلی ندارد لزومی ندارد که این رفتار را در وی تغییر بدهید. قسمتی از این فرایند مربوط به پذیرش از سوی خود شماست و باید بپذیرید که این ویژگی فرزندتان است و بدون قید و شرط دوستش داشته باشید. دوم اینکه اگر به صورت کلی در مدیریت هیجان توانمند است و همدلی هم گاهی نشان می دهد، و به دیگران اسیبی نمی زند، جای نگرانی ندارد.

      پاسخ
  6. rimiya
    rimiya گفته:

    سلام من ۱۸سالمه و کلا تو زندگیم مشکلات زیادی داشتم که واقعا با روان بازی میکردند و چیزهای زیادی تجربه کردم و سعی کردم خودم خودمو تربیت کنم و از اسیب ها دوری کنم اما متاسفانه مادر و پدرم هیچ شناختی راجبه من ندارن و الان که دارم وارد ۱۸ میشم تصمیم به کنترل کردن من گرفتن و اصلا نرمال نیستن گاهی بهم ازادی میدن و گاهی بی دلیل میگیرن اصلا متوجه من نیستن و به تصمیمات و اهداف احترام نمیزارن و جدی نمیگیرن بیشتر خانواده دوستام و دوستام و حتی مدیر مدرسم از من مشاوره میگیرن اما پدر و مادرم
    اصلا و میخوان منو تحت کنترل بگیرن و این باعث فشار روانی شدیدیروی من شده به مشاور و روانشناسم هرچقدر میگم مراجه نمیکنن و پشت گوش میندازن و این کارهاشون باعث شده من از خیلی اهدافم دور بشم چه کاری میتونم انجام بدم?

    پاسخ
    • روانشناس کودک
      روانشناس کودک گفته:

      سلام. خیلی قابل درکه… خانواده نمی تونه از دید تو به موضوعات نگاه کنند. توی تمام خانواده ها به همین منوال هست… بعلاوه خانواده ها نمی تونن با هر مسئله ای مثل دیگران که بیرون از زندگی تو قرار دارند نگاه کنند و اکثرا موضوعات عاطفی باعث میشه که یک جاهایی مانع تو بشن…. مثلا همون بحث آزادی دادن و گرفتن بیشتر به این دلیل هست که با وجود تمام اعتمادی که به تو دارند نمی تونند به جامعه اعتماد کنند و این مسئله براشون نگرانی ایجاد می کنه و سعی می کنند کنترلت کنند… شاید این مسئله در طول زمان حل بشه و بهت پیشنهاد می کنم کمی صبر داشته باشی… اما اگر قبول کنند که به مشاور مراجعه کنند که خیلی موثر خواهد بود.

      پاسخ
  7. حسین
    حسین گفته:

    بادرود نوجوان ۱۸ ساله دارم که سربازه و بیشتر وقتش مرخصی تو خیابون پیش دوست داشت میگذرونه و موقعی که ازش می خواهم کمتر تو خیابون باشه اصلا بی اعتنایی میکنه و گوش نمیده و وقتی موتور شو گرفتم گفتم قرص خورده که خودکشی کند بعد از بردن به بیمارستان لقمان به خیر گذشت فکر کنم گل نخورده بود خواهش می کنم راهنمایی کنید با سپاس از شما

    پاسخ
    • wpadmin
      wpadmin گفته:

      کنترل جوانان
      دوست عزیز فرزند شما در سنی هستند که شاید به جرات گفت دیگه نمیتونید کنترلش کنید .
      باید بدونید ایشون دیگه بچه نیست و برای کنترل و تنبیه کردن دیر شده .
      بهتره فقط از طریق اینکه رفیق و دوستش هستید وارد عمل بشید .
      از این راه میتونید ایشون رو کنترل کنید و اعتمادش به شما هم از بین نخواهد رفت .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ
  8. Fateme
    Fateme گفته:

    سلام من دخترم ۱۸ سالشه و به من میگه که سن ۱۸ سالگی سن ازادی ولی من اینو قبول ندارم چیکار باید کنم ؟

    پاسخ
    • دکتر لیدا احدی
      دکتر لیدا احدی گفته:

      سلام. این حرف نادرست است ولی محدودیت و فشار روی نوجوان نیز نادرست است . حتما به مشاور مراجعه کنید چون در این برخی نوجوانان از والدین حرف شنوی ندارن و این لجاجت دو طرفه عواقب بدی دارد.
      ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ
  9. saye
    saye گفته:

    سلام من ۱۸ سالمه،دخترم. وقتی پنجم بودم از شهرمون به یه شهر دیگه رفتیم و سر یه جریانی همه بچه ها از روز اول تا یک سال از من متنفر بودن و من حتی نفهمیدم، بچه های اون سن شهر ما خیلی ساده تر بودن و من بچه های اونجا رو درک نمیکردم و فکر میکردم مشکل خودمم و همه حرفایی که برای اذیت کردن من و اینکه بهم بگن خوب نیستم رو باور میکردم،کل وقت من توی مدرسه به کتابایی که باخودم میبردم میگذشت. طی دو سال بعدش اوضاع خوب بود اما من همچنان زودباور بودم و از هشتم من درگیر فلسفه و علم و شبه علم و عقایدم شدم و از فکر کردن به زندگی اجتماعی دور شدم و کاملا حرف دورو بریام رو باور میکردم و در کل بیشتر و بیشتر غرق خودم و احساسم و چیزایی که یاد میگرفتم از کتابا میشدم و بقیه از این سادگی من کلی سواستفاده میکردن و من حتی تا چند ماه پیشم نفهمیده بودم، حدود نهم دهم افسردگی گرفتم،فهمیدم یه سری از عقایدم کاملا غلط بودن، نظم ذهنم به هم خورد،گیج و سردرگم تر از قبل. از یازدهم خودم رو غرق درس کردم و این کمک زیادی به بهتر شدن حالم کرد، اوضاع مدرسه افتضاح بود چند نفر با مسخره کردن حرفای جدیم سعی میکردن اذیتم کنن اما من همچنان درگیر خودم بودم و اهمیت نمیدادم، تا اینکه چند ماه پیش فهمیدم نزدیک پونزده نفر از ادمای دورو برم با دروغ و نقشه دورم بودن و این مدت که حواسم نبوده کلی اشتباه کردم و این باعث شد بشدت از خودم بدم بیاد. طی چند ماه کم کم کنار اومدم با قضیه اما الان عزت نفس و اعتماد به نفسم خیلی پایین اومده، بچه ها بلدن چیکار کنن که کنترل حرفام رو از دست بدم و تند تند هرچیزی که بهش فکر میکنم رو بگم و من نمیدونم چیکار کنم. من همیشه به شدت درسم خوب بود و این باعث میشد بچه ها بخوان بهم ثابت کنن از من بهترن، بعد من دیدم اگه خودم از خودم بد بگم کمتر اذیتم میکنن و الان ناخوداگاه وقتی با کسی مقایسه میشم از خودم بد میگم و نمیدونم چجوری کنترلش کنم. میشه نگید برو پیش روانشناس، چون اصلا شرایطش رو فعلا ندارم.

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما سایه جان
      قابل درک هست که وارد شدن به یک محیط جدید می تواند برای شما سختی و حتی احساسات ناخوشایند بیشتری را به دنبال بیاورد اما عزیزم دقت داشته باش که قرار نیست شما برای اینکه رضایت دیگران را داشته باشی خود را سرزنش کنی کافیست تنها خود واقعیت باشی در کنار اینکه به دیدگاها و علایق خودت با احترام برخورد می کنی به دیدگاه و علایق دیگران نیز احترام بگذاری و اینکه بخواهی بخاطر دیگران و مورد پذیرش نبودن عقایدت خود را سرزنش کنی کمکی به شما نیم کند و تنها شرایط روحیت را بدتر می کند .
      نیاز است که یاد بگیری در کنار احترامی که برای روابط دوستی خود قائل هستی مسیر زندیگ شخصی خود را داشته باشی و همچنین سعی کنی که نه گفتن و نه شنیدن را یاد بگیری قرار نیست شما به همه درخواست های دوستان جواب مثبت بدهی و توقع جواب مثبت شنیدن را نیز داشته باشی .
      سعی کنی که روابط دوستی خود را به گونه ای انتخاب کنی که با درک متقابل باشد .

      پاسخ
  10. سارا
    سارا گفته:

    سلام من دختر ۱۸ سالم و پدر و مادر من خیییلی محدودم میکنن بیش اندازه و اصلا درکم نمیکنن چنبار به اونها پیشنهاد دادم پیش یه روانشناس بریم یا شما کتاب های تربیت نوجوانان رو بخونین و…ولی توجهی نکردن نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنین و چون اجازه نمیدن با دوستام وقت بیشتری بگذرونم دوستامم زیاد ازم خوششون نمیاد یا احساس صمیمیت نمیکنن بخاطر همین احساس تنهایی میکنم و فکر میکنم هیچکس دوسم نداره(میدونم پدر و مادر دوسم دارن ولی این علاقه حس خوبی بهم نمیده و حتی کاهی حس میکنم اصصصلا دوسم ندارن و اضافیم)کمکم کنین لطفا

    پاسخ
دیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *