روانشناسی جوان ۱۸ ساله
روانشناسی جوان ۱۸ ساله نشان میدهد که دوران بلوغ جوانی زمان تغییرات چشمگیر در ساختارهای اساسی تفکر و همچنین در مغز است. والدین باید بدانند که نوجوان ۱۸ ساله همان فردی نیست که در ۲۵ سالگی خواهد بود، همانطور که یک نوجوان ۱۱ساله همان فردی نیست که در ۱۸ سالگی بوده.
در این سن ازنظر جسمی، فرزند شما تقریباً بالغ شده است. پسرها دیرتر از دخترها به سن بلوغ میرسند و بدنشان عضلانی و پرمو میشود، ولی مشکلات مربوط به بلوغ برای هردو جنس بسیار زیاد است.
رشد انسان یک فرایند مادامالعمر رشد و تغییر فیزیکی، رفتاری، شناختی و عاطفی است. در مراحل اولیه زندگی تغییرات عظیمی رخ میدهد. در طول فرایند، هر فرد نگرشها و ارزشهایی را ایجاد میکند که انتخابها، روابط و درک را هدایت میکند.
روانشناسی دختر ۱۸ ساله
- در این سن، دختر شما قادر به مکالمه هوشمندانه است، آنها ممکن است همیشه تمایلی به صحبتکردن نداشته باشند، اما اغلب مشتاق هستند که نظرات خود را در مورد آنچه در جهان میگذرد به اشتراک بگذارند.
- برخلاف سنین قبلی، آنها اکنون قادر به گوشدادن و درنظرگرفتن نظرات دیگر هستند؛ بنابراین اختیارات دختر ۱۸ ساله باید به شکلی باشد که به استقلال او آسیب وارد نکند.
- اگرچه بیش از نیمی از دختران در این سن رژیم میگیرند، اما دخترهای ۱۸ ساله احتمالاً مقدار کمی چربی سالم در اطراف بازوها، پاها، سینهها و باسن خود اضافه میکند.
پیشنهاد مشاور: تمام علائم افسردگی در نوجوانان دختر که باید بدانید
روانشناسی پسر ۱۹ ساله
نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله روی درک هویت بزرگسالی در حال ظهور خود و معنای رفتار مسئولانه کار میکنند. آنها همچنین در مورد آینده خود سوال میپرسند. آیا به دانشگاه خواهند رفت؟ آیا شغل مناسبی پیدا میکنند؟ آیا به رابطه متعهد خواهند شد؟ همانطور که رشد میکنند مرزها را آزمایش میکنند، چیزها را فراموش میکنند و قوانین را زیر پا میگذارند.
پیشنهاد مشاور: روانشناسی ۱۶ تا ۱۸ سالگی

رشد عاطفی نوجوان ۱۸ ساله
رشد عاطفی در این سن تغییرات زیادی را تجربه می کند و شامل مراحل و دستاوردهای زیر روانشناسی جوان ۱۸ ساله می باشد:
- فعالیتهای قبلی جذابیت خود را ازدستدادهاند.
- از نگاهکردن به دستاوردهای خود لذت میبرند.
- احساس همدلی پیدا میکند.
- صمیمیت بیشتری را با دوستان خود تجربه میکند.
- به دنبال شناسایی دستاوردهای بزرگتر هستند
- . احساس میکنند که به بلوغ کامل رسیدهاند.
- انتظار دارند دیگران طوری با آن ها رفتار کنند که گویی “کاملاً” رشد کردهاند.
از نظر احساسی، فرزند شما مستقلتر است؛ ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. - این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصاً درون خانواده شود و سختی این کار در این است که مرز باریکی بین کاری که شما بهعنوان حمایت از او انجام میدهید و برداشت او از این حمایت که فکر میکند در حال کنترل او هستید، وجود دارد.
- آنها روابط جدیتر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند.
افسردگی در ۱۸ سالگی
افسردگی از هر ۱۰۰ فرد ۱۸ تا ۲۴ساله ۳ نفر و از هر ۱۰۰ زن ۱۰ نفر را مبتلا میکند. علل افسردگی در ۱۸ سالگی شامل موارد زیر است:
- سابقه خانوادگی افسردگی
- درگیری در خانه یا یک محیط مدرسه
- استرس
- قلدری در مدرسه یا محل زندگی
- سابقه اضطراب یا اختلالات روانی
- سوءمصرف مواد از جمله الکل
- رویدادهای آسیبزا یا استرس زا مانند آزار جسمی یا جنسی
- مرگ یا طلاق در خانواده
برای درمان افسردگی نوجوان باید به مشاور مراجعه کنید؛ زیرا نوجوان بسیاری از احساسات خود را بروز نمیدهد، مشاوران تخصصی مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به شما کمک میکنند تا افسردگی نوجوان خود را در کمترین زمان و بدون هیچ عوارض جانبی درمان کنید و اجازه ندهید که بهمرور بدتر شود.
رشد شناختی
- تکامل احساسات آنها منجر به نگرانیهای بیشتری درباره مزایای بزرگسالی میشود مثلاینکه چطور میتوانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا میخواهند با زندگیشان چه کنند.
- اگر میخواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانیهایی درباره اولین تجربه زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت داشته باشند.
- آنها فهم قویتری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود شاید توسط درددلکردن در دفتر خاطرات.
- ممکن است علاقه بیشتری به خانواده و آدابورسوم فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده به عهده دارند.
- احتمالاً به گروه همسالان نسبت به خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطهها تمرکز بیشتری دارند مخصوصاً زمانی که گروههای اجتماعی بسط داده میشود، بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را میخواهند.
- آنها نگرانیهای بیشتری درباره دیگران دارند و میبینید که برخی از سؤالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل میشود.
- از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش گامهای بزرگتری برمیدارد درصورتیکه قبلاً تلاش او برای شناختن با ترس و نگرانی همراه بود.
- ایدههای بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلندپروازند.
- مهارتهای برنامهریزی بهبودیافته، آیندهنگری و درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصاً زمانی که روی آینده و آینده نزدیک متمرکز میشوند، حیاتی است.
- ممکن است کمی خودمحور باشد و علیرغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطهنظرات خودشان صحیح است با اینکه میدانند دیگران نظر خاص خودشان را دارند.
- مهارتهای تحصیلی آنها، حافظه، مهارتهای سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی حل مسئله نظری در آنها در سطحی است که میتوانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که همان چارچوبهای قبلی و مسیری که قبلاً طی میکرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.
- اکنون زمانی است که رفتار خطرپذیری در او به چشم میخورد (اگر تابهحال اینطور نبوده است)، مخصوصاً در مورد نوشیدنیها، مصرف مواد مخدر، و فعالیتهای جسمی و جنسی.

قوانین ۱۸ سالگی
- اولین قوانین خانواده شما باید منعکسکننده ارزشهای اصلی، ساختار و اقتدار اخلاقی شما باشد. این ها قوانینی هستند که همیشه باید اعمال شوند.
- مهمترین بخش داشتن قوانین با کودکان بزرگتر بحثی است که آن قوانین را تعیین میکند.
- باید همه چیز را به طور روشنبیان کرده و هر دو در مورد آن به توافق برسید. عادیسازی مکالمات در مورد احساسات در زندگی خانوادگی.
- به یاد داشته باشید که خودتان نیز باید به این قوانین عمل کنید در غیر این صورت به فرزندتان یاد نمی دهید که باید قوانین را رعایت کند.
- حتما در هنگام قانون گذاری از فرزند خود نیز سوال کنید و به نیازهای او نیز توجه داشته باشید.
پیشنهاد مشاور: ۳۷ علائم اوتیسم در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان
نکات تربیتی نوجوان ۱۸ ساله
راههایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید بهسرعت به بزرگسالی برسد. این نکات تربیتی شامل موارد زیر است:
- اگر آنها را تشویق کنید که نهتنها در باره نگرانیها بلکه درباره آرمانها و آرزوهایشان با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید،
- به او اجازه میدهید بفهمد در کنارش هستید، به صحبت های بدون قضاوت گوش دهید و به یاد داشته باشید که قضاوت شما باعث می شود دیگر به شما اعتماد نکند.
- میتوانید بهصورت عملی به او کمک کنید؛ مثلاً در مورد اقتصاد خانواده و قرضدادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تابهحال این کارها را انجام ندادهاید).
- مهم نیست که نوجوان شما چند سال دارد، ستایش و تشویق شما شیرینترین و بهترین پاداش آنهاست.
- آنها در ۱۸ سالگی با تغییرات عمدهای روبهرو میشوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه واردشدن به اعتماد به نفسشان شود؛ بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک میکند اعتمادبهنفس و خودباوری آن ها حفظ شود.
- نوجوانان هجده و نوزدهساله بزرگسالان نوظهور محسوب میشوند و مهم است که به شخصیت آن ها احترام زیادی بگذارید تا احساس کنند که برای شما مهم هستند.
- در برخی مواقع، آنها ممکن است اعتمادبهنفس داشته باشند درحالیکه گاهی اوقات، ممکن است بهشدت احساس ناامنی کنند و با نیاز بهراحتی و امنیت به سمت شما فرار کنند.
- ممکن است به این کار اقرار نکنند؛ ولی همچنان به رفتار شما نگاه میکند و الگو میگیرد.
- یادگرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسئولیتپذیری دارد و با نتایج کارهایش روبهرو میشود کمی زمان میبرد.
- وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق و سراسیمه میشود شما هستید که میتوانید بیشتر از هر چیزی برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.
- مطمئن شوید که دوستان نوجوان خود را میشناسید و شماره تماس آن ها را دارید
- فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کردهاید و سالهایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمر داده است.
- شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.
- در حال که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک – بزرگسال به رابطه بزرگسال – بزرگسال تبدیل شده است آن ها هنوز هم در سالهای آینده به شما نیاز دارند.
- تفاوت در این است که آنها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.
- یادگیری در مورد نقاط عطف رشد نوجوان خود میتواند به شما کمک کند انتظارات معقولی از آنها داشته باشید.
- روانشناسی جوان ۱۸ ساله ممکن است نسبت به انتقاد حساس باشند و درگیر تأثیرات همسالان باشند.
- در تلاش برای استقلال بیشتر، آنها همچنان به راهنمایی، قوانین و مرزهای بزرگسالان نیاز دارند، اما ممکن است این قوانین را آزمایش کنند یا عمداً آنها را در حین آزمایش محدودیتها و هویت روبهرشد خود بشکنند.
منبع: Growth and Development, Ages 18 and Over-What Parents Need to Know
سوالات متداول
۱ - رفتار نوجوان ۱۸ ساله چیست؟
در سن ۱۸ سالگی، بسیاری از نوجوانان ترکیبی از هیجان و ترس را در مورد آینده را احساس می کنند. آن ها تمایل زیادی به تمرکز روی دوستان، زندگی اجتماعی و آینده خود دارند...

















سلام وقت بخیر من امسال کنکور دارم هنوز هجده سالم نشده از خونه اصلا بیرون نمیرم ودرگیر اینستا وتلگرام یوتیوب دیدن فیلم ترکی انگلیسی شدم و پدر ومادرم کلی برام هزینه ی کلاس انلاین و کتاب دادن وفکر میکنن من تو اتاق دارم از صبح تاشب درس میخونم مشاور هم گرفتم تا الان نزدیک هشتا مشاور عوض کردم چون اصلا برنامه هاشونو اجرا نمیکردم کنسل کردم کلا در طول شبانه روز یا تو اینستام یا فیلم مبینم یا اینکه با خودم حرف میزنم با ادمای خیالی تو ذهنم قبلا خیلی درس خون بودم هدفم پزشکی بود الانم هست ولی هر وقت سراغ درس خوندن میرم دقیقا سه چهار روزی میخونم ودیگه نمیخونم با خودم میگم همه از تابستون درس خوندن رو شروع کردن تو الان میخونی چندین بار هم تصمیم گرفتم خودمو بکشم ولی نتونستم اما اگه کنکور قبول نشم زندیگیمو بدون پزشکی نمیتونم تصور کنم درسام همه روی هم تلنبار شده که واقعا این حجم مطالبو نمیتونم بخونم من سه سال دبیرستانو درس نخوندم واقعا خیییییلی سخته دارم نابود میشم بعضی وقتا اصلا کلا یادم میره امسال کنکور دارم دیگه مثل قبل استرس ندارم داره درس نخوندن برام عادی میشه با اعضای خانواده که میخوام حرف بزنم میگن باز حرف های همیشگی تو هیچوقت ادم نمیشی
کلا از زندگی سرد شدم حالم از این زندگی بهم میخوره
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم اگر شما بارها مشاور خود را عوض کنی اما ندانی که در زمان فعلی اولویت شما چیست خب در این حالت هر مشاوری تنها برنامه می دهد و خب این باعث می شود که نتوانی نتیجه گیری داشته باشید.
در این مسیر بهتر است که واقعیت را با خودت و مشاور در میان بگذارید تا بتوانی امیدی به تغییر داشته باشی.
بهتر است در این مسیر از پدر و مادر بخواهی که برای شما شرایط مراجعه به روانشناس را ایجاد کنید چون نیاز است که به شما کمک شود تا شرایط روحی بهتری را تجربه کنی و بتوانی با شناخت بهتر خودت و علایق و افکار و…. مسیر رشدی بهتری را تجربه کنید.
سلام من یه دختر ۱۸ ساله ام. امسال کنکور میدم. راستش من یه مشکلی دارم که این مشکل رو از سال ها قبل داشتم راستش یه برادر کوچیک تر از خودم دارم که ۶ سالشه مهر امسال میره مدرسه. از وقتی بدنیا اومده من هیچ وقت دوسش نداشتم اکثر اوقات لجبازی می کنم وباهاش دعوا می کنم پدر و مادرمم همیشه میگن تو فقط می خوای زورتو بعش نشون بدی. راستش اون موقع که داداشم بدنیا اومد من دلم خواهر می خواس نه یه برادر. از همون روز اول تو بیمارستان ازش بدم میومد ولی الان شدتش مثل اون موقع نیس راستش نمیدونم چیکار کنم یه چند وقتی ام میشه از خانواده ام زده شدم رفتار های خوبی ندارن منو درک نمیکنن گاهی اوقات هم فک می کنم که داداشم جای منو اشغال کرده و من برای خانواده ام اولویت دوم محسوب میشم مامانمم بدجوری روی داداشم حساسه بعضی وقتا بعضی چیزا رو انقد به من ربط میده اخرش هم منو الکی نفرین میکنه داداشم ازمامانم یاد گرفته حرفای بقیه رو تکرار می کنه کلا از من براش یه ادم بدی درست کردن حتی بعضی وقتا بابام وقتی یه چیزی میخره داداشم نمیزاره کلااااا منو محروم میکنه و میگه تو حق نداری مثلا به این دست بزنی یا اینوبخوری یه مدت زمانی هم بود که بابام کلا باهام رفتار خوبی نداشت اون دوران خیلی بهم سخت گذشت من اون موقع زیاد فحش میدادم بعد ترکش کردم الان نسبت به اون موقع خیلی کم شده. فقط مشکلم اینه من فک می کنم دیگه به اندازه ی سابق برای پدر و مادرم مهم نیستم و خیلی وقته که از درون احساس تنهایی می کنم جوری که گاهی اوقات دلم می خواد همه ی وسایلمو جمع کنم وخودمو از خانواده ام دور کنم میدونم شما مشاور ها همتون میگید این کار اصلا درست نیس لطفا نصیحت نکنید و واقعا منو درک کنید ممنون میشم پاسخ بدید.
سلام به شما ماهرخ جان
احساساتی که داری قابل احترام هست اما عزیزم در این مسی راگر شما بخواهید به دنبال مقصر باشید خب این کمکی به هیچ یک از شماها نمی کند.
در هرصورت اگر بخواهید این مسیر ارتباطی را ادامه بدهید خب این می تواند برای خود شما در اول با فشار روحی زیادی همراه شود.
بهتر است در زمان مناسبی بدون مقایسه کردن خودت در احترام به پدر و مادر احساسات و توقعاتی که داری را بیان کنید در این حالت صحبت های آنها را نیز میشنوید و می توانید در کنار هم نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
در مورد برادرتان خب او یک کودک هست و به هیچ عنوان در جنسیت خودش نقشی نداشته اینکه شما او را همانطور که هست بپذیرید و به عنوان یکی از اعضای خانواده در کنار طی کردن مسیر رشدی خودتان با او در احترام برخورد کنید می تواند کمک زیادی به بهبود مسیر ارتباطی شما کند.
سلام.پسرم ۱۸سالشه درس نمیخونه با دوستهای ناباب میچرخه سروار نمیره.حتی بخاطر استفاده از قرص روان گردان دست ب دزدی زده و چندماه کانوناصلاح و تربیت بوده.الان اومده بیرون.بهم قول داده بود دیگه رفیق بازی نکنه.اما باز هم داره ادامه میده.فقط خداروشکر بعد کانون دست ب دزدی نزده.اما تا دیروقت بیرونه.زیاد باهام حرف نمیزنه .لطفا کمکم کنین
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم این رفتارهای تکانشی در فرزند شما می تواند نشان از مشکلاتی داشته باشد در این مسیر اهمیت دارد که او تحت نظر روان پزشک و روان درمانگر پیش برود تا بتوانیم به او کمک کنیم در شرایط روحی بهتر و با تصمیم گیری های بهتری بتواند مسیر رشدی خود را دنبال کند.
این میزان از ریسک پذیری و رفتارهای تکانشی نشان از مشکلات و بیماری روحی دارد پس بهتر است آنها را نادیده نگیرید و شرایط درمان را برایش ایجاد کنید.
سلام آقای دکتر اسم من علی هستش و الان مدت زیادی هست که میل جنسی شدیدی پیدا کردم و هر بار که به سرویس بهداشتی میرم خودارضایی میکنم یعنی معتاد به این کار شدم خواستم ازتون کمک بگیرم آیا راهی هست که من بتونم این کار زشت و بد رو کنار بزارم تا دیگه آسیبی به بدنم نزنم ممنون میشم کمکم کنید این اتفاق هر روز برام میفته
سلام به شما آقا علی
دقت کنید شما با وارد شدن به سن نوجوانی نیازهای جنسی را تجربه می کنید و خب تا اینجا نشان از سلامت رشد جسمی و حتی روانی شماست اما مسیر پاسخ دهی به این نیازها اهمیت دارد.
نیازهای جنسی در سنین نوجوانی به میزانی نیست که نیاز به رفتار دائم خودارضایی داشته باشد اما خب اگر بر این نیاز تمرکز زیادی شود و یا اگر شما دائم خود را در معرض محرک ها قرار بدهید خب این باعث می شود که این نیاز را بیشتر از حد معمول ان تجربه کنید.
پس بهتر است که به رفتارهای خود آگاهانه تر نگاه کنید و سعی کنید این بر این رفتار مدیریت داشته باشید و از ماندن طولانی در دستشویی خوداری کنید.
موضوع مهم دیگری که نیاز است به آن توجه کنید این است که قرار نیست تجربه هر نیازی در همان زمان با رفتار خاصی همراه شود پس داشتن ظرفیت تحمل کردن از اهمیت زیادی برخودار می باشد.
سلام من یه دختر ۱۸ساله دارم امسال دانشگاه میره و بنا به اصرار خودش تو یک شرکت کار میکنه مشکل من با دخترم اینه خیلی خودسرانه عمل میکنه و میگه چون ۱۸ساله شدم لازم نیست برای رفتن خونه دوستام یا بیرون از شما اجازه بگیرم نمی دونم چیکار کنم البته من تا جایی که بشه میذارم با دوستاش باشه یا بیرون بره ولی بهش میگم شب زودتر بیا خونه لج میکنه و میگه شب هیچ اتفاقی نمیفته نمی دونم چجوری باهاش برخورد کنم بعد خیلی هم عصبیه یه چیز بر خلاف میلش باشه با عصبانیت برخورد میکنه خواهش میکنم راهنماییم کنید
سلام به شما سمانه جان
نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام است در این مسیر دقت کنید که او دیگر در انتهای دوران نوجوانیش قرار دارد به همین دلیل هم تمایل به استقلال بیشتری دارد و می خواهد در این راه مستقل تر عمل کند تا جایی که او بتواند از خودش مراقبت کند .
بهتر است در این مسیر با او صحبت کنید و بیان کنید که تمایل به استقلالش برایتان قابل احترام است و نیازهایش را نیز درک می کنید اما تا زمانی که به عنوان یک خانواده زندی می کنید نیاز است که در مورد بعضی از مسائل باهم به توافق برسید .
در کنار اینکه به او احساسات و نگرانی های خودتان را بیان کنید و به صحبت های او نیز گوش بدهید در مسیر تعامل باهم می باشد که می توانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
سلام.جوانی ۱۸ساله دارم که از کودکی ازمادرش جداشدم.ایشان مدتی پیش من ومدتی پیش مادرش به شهرستان میرود.من تاحالا ازدواج دوم نکردم وزندگیم خیلی نامساعده..رفتارهاییکه پسرم دارد،منو عذاب میدن مانند بیخیالی،بیحالی،بی احساس مسولیتی،علاقه زیاد به رفیقایی که گمراهند..خلاصه هرروز مشغول نصیحت کردنم .یروز باآرامی ویروز باحرص ویروز بادعوا وصدای بلند اورونصیحت میکنم ولی بی فایده ست…تقاضادارم بفرماییدچکارکنم که اورو سربراه کنم ..تنها نگرانی من برای آینده اوهستم..باتشکر..
سلام به شما دوست عزیز
نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام می باشد اما موضوع مهمی که وجود دارد این است که تنها با نصیحت کردن نمی توان به فرزندتان کمک کرد چون بهم ریختگی روحی او که می تواند با رفتارهایی چون بی خیالی ، بی حالی، دوستی ها افراطی و… همراه است خود را نشان میدهد در این مسیر بهتر است بدون سرزنش و یا برچسب زدن با او صحبت کنید و کمک کنید تا بتواند به روانشناس مراجعه کنید نیاز است که شرایط روحی، باورها، دیدگاها ، مسیرهای انتخابی و رفتاری او را بررسی کنیم و کمک کنیم در شرایط روحی بهتر و با شناخت بهتر خودش مسیرهای رشدی خود را انتخاب کند.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۹۰
سلام وقت به خیر
من دخترم تو سن ۱۸ سالگی بورسیه یک کشور خارجی رو گرفته و از طرفی امکان مهاجرت منو همسرم هم به دلیل مسائل شغلی امکان پذیر نیست……خوشبختانه و یا متاسفانه دخترم با اینکه ۱۸ سالشه همچنان وابستگی شدیدی به من و همسرم داره و به قول دوستاش خیلی لوسه میخواستم بدونم ایا این جدایی امکان داره مشکل روحی براش به وجود بیاره؟
سلام به شما تبسم جان
ببین عزیزم در هرصورت زمانی که دختر شما برای بورسیه شدن اقدام کرده اند خب یعنی در این مسیر خودش گام بردارشته برایش اهمیت دارد اما خب در مورد اینکه می تواند این مسیر را طی کند یا نه این موردی می باشد که نیاز است با خود او صحبت کنید و با کمک هم شرایط زندگی و تحصیل و زندگی فردی را باهم بررسی کنید تا بتوانید در این مورد تصمیم گیری داشته باشید.
در هرصورت وابستگی افراطی برای هیچ فردی مفید نیست او در هرصورت نیاز است که در کنار ارتباط با شما و پدر بتواند مسیر زندگی فردی خود را طی کند اگر در این مسیر سردرگمی برای شماها وجود دارد بهتر است که باهم به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانیم با بررسی شرایط دخترتان و حتی شماها کمک کنیم در این مورد تصمیم گیری داشته باشید
آنچه در روان دخترتان و اهداف و علایق و مسیرهای او و در کنار آن بینش واقعی که دارد در مسیر تصمیم گیری اهمیت زیادی دارد.
سلام من پسرم ۱۸ سالشه و مشکلش اینه که دوستی ندارم هر روز همش ناراحتی میکنه که من دوست ندارم همش میگه شما مقصر هستید من دوستی ندارم منم همش بهش میگم پسرم ما بهت میگفتیم برو دوست پیدا کن برای خودت ولی میترسیدی بری داخل اجتماع چون پسر من اوتیسم خفیف داره و از رفتن داخل اجتماع میترسه برای همین ما بهش میگیم خوب تو که میگی من دوست میخوام باید با یک نفر ارتباط برقرار کنی که بتونی رفیق پیدا کنی میگه من دلم میخواد رفیق پیدا کنم ولی روش رو بلد نیستم میگه برام فرقی نداره رفیقم پسر باشه یا دختر فقط میخوام رفیق داشته باشم چون خیلی تنهام ممنون میشم کمکم کنید تا دیگه مارو مقصر تنهایی خودش ندونه و بتونه یک رفیق خوب برای خودش پیدا کنه چون تا جایی که من میدونم بچه های طیف اتیسم نمیتونن با کسی ارتباط کلامی داشته باشن .
سلام به شما بنفشه جان
ببین عزیزم در این مورد در اول نیاز است که مشکل او بررسی شود که چه عواملی بر روابط دوستی او تاثیر گذار است تا بتوانیم به او کمک کنیم تا شرایط بهتری را بتواند تجربه کند.
بهتر است شرایط مراجعه حضوری به روانشناس را برای او ایجاد کنید.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴
سلام جناب دکتر پسر من ۱۸ سالشه و علاقه زیادی به حیوانات خانگی پیدا کرده همش گیر میده برام سگ بخر یا پرنده بخر از یه طرف هم ما در آپارتمان زندگی میکنیم نمیدونم چجوری باهاش برخورد کنم هرچی بهش میگم نگهداری سگ در آپارتمان ممنوعه به حرفم گوش نمیده به نظرتون باید چیکار کنم آیا واقعاً براش یه حیوان خانگی بخرم ممنون میشم راهنمایی کنید .
سلام به شما دوست عزیز
در اول بهتر است که در این مورد با او صحبت کنید که این حیوان را برای چه چیزی می خواهد و متوجه شوید جذابیت این مورد برایش در چیست در کنار اینکه خب می توانید از حیوان و یا پرنده ای استفاده کنید که مشکلات کمتری دارد.
اما بهتر است که شرایط روحی او را نیز در نظر داشته باشید چون گاهی به دلیل تبلیغات و صحبت های دوستان این درخواست وجود دارد اما گاهی هم به دلیل بهم ریختگی روحی این اتفاق رخ میدهد اما در این مورد اگر مشکل روحی در فرزندتان مشاهده نمی کنید خب ممکن است به دلیل شرایط تبلیغاتی باشد و جای نگرانی نیست.
سلام پسری دارم ۱۹ سالش هست الان یک سال ونیم هست با یک دختر دوست شده رفتارش خیلی بد شده توی این مدت همش دردسر داشتم با خودش وپدرش دوبار کتک خورده از پدرش چون دیروقت امده خوشحالم با من باباش خوب نیست دوتا خواهر داره با اونا هم بد شده از همه بیزار شد مادربزرگ وپدربزرگ…… پسرم خیلی خوب بود نمیدونم چیکار کنه مشاوره رفتم فایده نداره چون باید خودش ببرم نمیاد از سن ۶ سالگی میبردمش مشاوره دانشگاه قبول شد نرفت الانم از صبح سر کار هست تا ساعت چهار بعدم تا ساعت ده با دختر کافه و بیرون با مادر دختر صحبت کردم بار اخر که زنگ زدم وایساد بهم توهین کزد بد گفت مادره خودش اجاز میده حتی پسرمم دعوت کرده خونشون شماره بابای دختر پیدا کردم نتونستم زنگ بزنم میترسم از این بدتر بشه چند بار شده که دختر پسرمم برد پارتی و تولد که باعث شد صبح بیاد خونه باباش یک بار تمام پیامهاشون خونده بود دختر خیلی بده اهل عرق و همچی هم هست چیکار کنه ممنون میشم راهنما یم کنید
سلام به شما زهرا جان
نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام می باشد اما ببینید در این مسیر کت زدن فرزندتان در این شرایط سنی هیچ کمکی به او و شماها نمی کند و تنها باعث می شود که فاصله عاطفی بین او و شماها بیشتر شود پس بهتر است که به استقلال و شخصیت او احترام بگذارید و اگر ناراحتی نیز وجود دارد در احترام اما جدی آن را بیان کنید.
در هرصورت اینکه شما بیان می کنید از سن ۶ سالگی فرزندتان را به مشاوره می برده اید خب حتما دلیلی برای آن وجود داشته است و اهمیت دارد که این موراد بررسی شود در هرصورت اینکه شما با این خانم و یا خانوادیشان تماس بگیرید کمکی به شماها نمی کند چون در هرصورت این فرزند شما است که اگر متوجه نادرست بودن رابطه شود می تواند به آن خاتمه دهد .
در این مسیر بهتر است در زمان مناسبی در احترام به انتخاب او شما در مورد احساسات خودتان با او صحبت کنید و بخواهید که برای بهبود مشکلات خانوادگی ایجاد شده شما و او و پدر به روانشناس مراجعه کنید در هر صورت روند تصمیم گیری و شرایط روحی و شخصیتی فرزند شما برای ما اهمیت زیادی دارد تا بتوانیم در مسیر رشدی به او کمک کنیم.