روانشناسی نوجوان 16 ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله نکات رفتاری و تربیتی خاصی را به همراه دارد. در این دوره نوجوان با کشش های عشقی و عاطفی و از طرفی تلاش برای استقلال شخصیتی دست و پنجه نرم می کند. در این دوره نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله باید همچون یک دوست باشد و از جنبه های نصحیتی و دیکته وار دوری کرد.

نوجوان ۱۶ ساله

 


ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات  مربوط به بلوغ برای هردو جنسیت بسیار زیاد است.

روانشناسی نوجوان 16 ساله

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات در ۱۶ سالگی

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

روانشناسی شناختی نوجوان ۱۶ ساله

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است.

ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.

اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی و مصرف مواد مخدر

نقاط عطف شناختی در ۱۶ سالگی

  • زبان و رفتار در مدرسه و خانه  تغییر می‌دهد
  • عادات کاری از خود بروز می دهد. عاداتی که در کودکی به صورت مقدماتی آموخته است.
  • منطق پشت افکار یا تصمیمات را توضیح می دهد و درک خود از وقایع را بیان می کند.

پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان

روانشناسی نوجوان 16 ساله - نحوه رفتار با نوجوان 16 ساله

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید با سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آن ها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد در کنارش هستید. علاوه بر این می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه به او یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تا به حال این کارها را انجام نداده اید).

آن ها به مرور با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کنند، به دانشکده بروند و یا تغییر مکان دهند، تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند و اعتماد به نفس و خود باوری آن ها حفظ می شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی فرزند شما همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل بزرگسالی رفتارکند که مسولیت پذیر است و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق شده و نگران می شود شما می توانید بیشتراز هر چیز دیگری برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.

فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و توجه کنید که سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.

در حالی که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

کارهایی که باید در ۱۶ سالگی انجام داد

تفاوت‌ها در سطح رشد جسمانی بین جنسیت‌ها در حدود سن ۱۶ سالگی آشکارتر می‌شود. زنان، که احتمالاً رشد و نمو آن ها تقریباً تمام شده است، در حال کاهش رشد فیزیکی هستند، در حالی که مردان گاهی اوقات تازه شروع به کار می‌کنند.

در ۱۶ سالگی، بدن یک زن ممکن است بسیار شبیه بدن یک زن بالغ باشد در حالی که یک مرد ممکن است هنوز در حال رشد باشد و ممکن است متوجه رشد بیشتر قد و رشد بیشتر موهای صورت شود. همچنین انتظار می رود که نوجوانان در این سن وزن اضافه کنند و همچنین توزیع مجدد الگوهای چربی را تجربه کنند.

تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان با ایده افزایش وزن در این سن دست و پنجه نرم می کنند، اما تاکید می کند که انجام این کار برای آن ها کاملا طبیعی است. با این حال، علیرغم این واقعیت، تحقیقات نشان می دهد که ۵۰ درصد از زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال رژیم غذایی دارند.

نوجوانان اغلب در برابر افزایش وزن بسیار مقاوم هستند. اما از نظر رشد برای این سن بسیار طبیعی است.

همچنین ممکن است ببینید نوجوانتان طولانی‌تر می‌خوابد و بیشتر غذا می‌خورد تا با رشدی که تجربه می‌کند، همگام شود. همچنین، تغییر در ریتم شبانه روزی آنها ممکن است باعث شود که شب دیرتر بیدار بمانند و صبح دیرتر بخوابند.

نقاط عطف فیزیکی پسر ۱۶ ساله

  • به رشد فیزیکی خود از جمله رشد عضلات و افزایش وزن ادامه دهید.
  • ممکن است رژیم گرفتن را در نظر بگیرد، حتی اگر در این سن ۲ سالگی افزایش وزن انتظار می رود.
  • سعی می کند جایگاه فراتری نسبت به اعضای خانواده و به عنوان یک عضو مجزا داشته باشد.

نقاط عطف فیزیکی دختر ۱۶ ساله

  • به قضاوت دیگران در مورد ظاهرش توجه خاصی دارد.
  • سعی می کند اندام خود در برابر دیگران بپوشاند و یا آن ها را نمایش دهد.(بسته به تیب شخصیت دارد)
  • سعی می کند جایگاه اجتماعی پیدا کرده یا جایگاه خود در خانواده را تثبیت کند.

نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله

رشد اجتماعی و عاطفی

یک نوجوان ۱۶ ساله می داند که بزرگسالی دور نیست، بنابراین شروع به نشان دادن استقلال بیشتری می کند و کمتر با والدین خود درگیر می شود. آن ها همچنین تصمیم گیری را با در نظر گرفتن این استقلال آغاز خواهند کرد. با این حال، انتخاب های آن ها ممکن است همیشه برای والدینشان درست به نظر نرسد.

نحوه برخورد با نوجوان 16 ساله - دختر 16 ساله

«فرزندان شانزده ساله گاهی نظرات همسالانشان را بر نظرات والدینشان سنگین می‌کنند. «آن ها همیشه عواقب تصمیمات خود را نمی شناسند، اما همانطور که دکتر کن گینزبورگ می گوید والدین باید فانوس دریایی باشند تا نوجوانان را به سمت بندرگاه امن راهنمایی کند. به عبارت دیگر، والدین محدودیت هایی را تعیین می کنند اما به بچه ها اجازه می دهند آب را امتحان کنند. تا زمانی که انتخاب های آن ها تهدید کننده زندگی نباشد.»

اگر فرزندتان تصمیماتی می گیرد که به شما مربوط می شود، با او صحبت کنید. در این شرایط بهتر است که به تغییرات رفتاری توجه کنید، به‌ویژه اگر نوجوان تان غمگین یا افسرده به نظر می‌رسد و در صورت لزوم از متخصصان کمک بگیرید.

نوجوانان شانزده ساله در دنیای اجتماعی که شامل دوستی ها و روابط عاشقانه است، ریشه دوانده اند. آن ها ممکن است زمان کمتری را با خانواده خود و زمان بیشتری را با دوستان خود یا علاقه مندی های دوستی خود بگذرانند، یا ممکن است ترجیح دهند زمان بیشتری را نسبت به گذشته تنها بگذرانند.

نوجوانان گاهی اوقات روابط عاشقانه کوتاه و شدیدی را ایجاد می کنند. آن ها ممکن است شخصی را پیدا کنند که احساس کنند کاملاً عاشق او هستند و ۲ هفته بعد از اوجدا شوند.

نوجوانان اغلب تمایلات جنسی قوی دارند و ممکن است از نظر جنسی فعال شوند. در همان زمان، آن ها ممکن است شروع به درک بیشتر در مورد تمایلات جنسی کنند و از ترجیحات خود آگاه شوند.

نقاط عطف اجتماعی و عاطفی

  • از تمایلات جنسی آگاه می شود.
  • در جستجوی صمیمیت وارد روابط عمیق‌تر یا عاشقانه می شود.
  • نشان دادن علائم اعتماد به نفس و افزایش مقاومت در برابر فشار همسالان

روانشناسی نوجوان 16 ساله - پسر 16 ساله

چگونه کودک ۱۶ ساله خود را ایمن نگه داریم

روانشناس نوجوان می گوید سوء مصرف مواد در این سن یک خطر قابل توجه است.

در مورد خطرات سیگار کشیدن، استعمال سیگار، نوشیدن و مصرف مواد مخدر با نوجوان خود صحبت کنید. به عنوان مثال، بسیاری از بچه‌ها نمی‌دانند که توتون و تنباکو در خودکار وجود دارد یا متوجه نمی‌شوند که یک ماده شیمیایی درون آن وجود دارد.

مطمئن شوید که بدون استفاده از تاکتیک های ترساندن به آن ها اطلاعات واقعی می دهید. در عوض، خطرات را به آن ها آموزش دهید و همچنین انتظارات خود را در میان بگذارید. طبق گفته اداره خدمات بهداشت روانی و سوء مصرف مواد، مکالمه مداوم می تواند لایه ای از محافظت برای فرزندان شما بیافزاید. و حتماً مراقب نشانه‌های آزمایش باشید.

«این سن و مرحله‌ای است که در آن سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و سایر اشکال آسیب‌رسانی به خود می‌توانند در صورت عدم توجه به آن، به شکل جدی درآیند. ارزش این است که با فرزندان خود گفتگوهای صریح داشته باشید.»

چه زمانی باید نگران بود

در این سن، دو دلیل رایج وجود دارد که والدین ممکن است برای نوجوان خود نگران باشند. اول، ممکن است نگران این باشید که فرزندتان از نظر تحصیلی موفق نیست. لغزش نمرات ممکن است به دلیل عدم سازماندهی یا جدا شدن از فرآیند یادگیری نمایش داده شود.

اعتماد به نفس در مورد یادگیری نیز می تواند یک عامل کمک کننده باشد. اولین قدم این است که نگرانی های خود را با معلمان نوجوان خود در میان بگذارید. آن ها ممکن است بتوانند دیدگاه های متفاوتی را ارائه دهند و منابعی را فراهم کنند.

به خاطر داشته باشید که ناتوانی‌های یادگیری – مانند نارساخوانی، ممکن است تشخیص داده نشده باشند که می‌تواند موفقیت تحصیلی را برای کودک غیرممکن کند. نوجوانانی که دارای چالش‌های یادگیری هستند معمولاً برای کمک به یادگیری به امکانات متفاوتی نیاز دارند، بنابراین ممکن است بخواهید فرزندتان را در صورت مشکل ارزیابی کنید.

ثانیاً، در حدود ۱۶ سالگی، والدین اغلب علائم هشداردهنده‌ای برای مشکلات سلامت روان یا مشکلات سوء مصرف مواد مشاهده می‌کنند. اگر چنین است، فوراً با یک متخصص سلامت روان یا یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی تماس بگیرید.

به غرایز خود اعتماد کنید. “اگر چیزی درست نیست، ارزش بررسی کردن را دارد.”

منبع:ساینس دیلی

284 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. Arad
    Arad گفته:

    سلام من پسری ۱۶ ساله هستم. چند سالی هست که به فرزند دوست پدر و مادرم علاقه مند شدم من در صحبت ها با ایشون متوجه اینکه او هم علاقه ای ب من داره میشدم حتی شماره اش رو هم داشتم و به هم پیام هم میدادیم اما اوایل پاییز ۹۹ بهش گفتم که دوسش دارم ولی انگار دست پاچه شد و گفت نمیتونه با من باشه ولی من واقعا حس میکنم که او هم من رو دوست داره ولی چند وقت پیش اتفاق بدی افتاد که مادرم گوشیم رو چک کرد و متوجه علاقه ام شد و من رو به شدت سرزنش کرد و الان، هم مادرم ناراضیه من نمیزاره در ارتباط باشم و هم به خاطر بیماری کرونا فعلا ارتباط زیادی نداریم .ب نظرتون چیکار کنم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا آراد
      احساساتی که دارید قالب احترام می باشد اما در این مسیر داشتن ارتباط دوستی در این سن نه برای شما و نه این خانم سازندگی ندارد و اگر بخواهید بیش از اندازه به این احساسات توجه کنید و موقعیت سنی و اولویت های زندگی فعلیتان را مد نظر قرار ندهید این مسیر می تواند آسیب زا باشد .
      در این مسیر نیاز است که شما به خودت و احساساتت فرصت بدهی و بتوانی آنها را نگهداری قرار نیست تجربه هر احساسی با واکنش در همان زمان همراه باشد پس بهتر است که در آینده در شرایط سنی و رشدی مناسب در مورد این احساسات تصمیم گیری کنید.

      پاسخ
  2. حمیدرضا
    حمیدرضا گفته:

    سلام پسری ۱۸ساله هستم مشکلات زیادی دارم فکرمی کنم با خانواده م غریبه ام پدرم همش سرش توگوشی واینترنت هیچی بهش نگی تاصبح می شین پای گوشی حتی موقع غذا هم توفکر گوشی بی خیال مادرمم با بابام خیلی دعوا دارن وخیلی ناراحت البته متاسفانه بعد دعوا مادرم می گه اگرتونبودی من طلاق می گرفتم وبه خاطرتوبود که زندگی کردم واین جوری زندگیم وبه من سرکوفت می زنه وسرزنش می کنه دعوا می کنه متاسفانه افت تحصیلی پیداکردم درسام خیلی بدشد نمی دونم چیکارکنم مادرم می گه اگرامسال قبول نشی ترم دوم بایبری سرکار با بابای دیوونت و ولت می کنم می رم باید کنکورقبول بشی البته من بهش حق می دم بابام وخانوادهش کل ام های خوبی نیستن وهمش می خوان پزبدن ومادرم به خاطرهمین می گه توبایدپیشرفت کنی اما من انگیزه ای ندارم دانشگاهم پول می خواد که ما وضعمون خوب نیست من دلم می خوادبعد دیپلم برم نیروی نظامی ولی مادرم می گه نظامی بودن بدردنمی خوره تحقیقات زیادی کردم دوست دارم برم یا مرزبانی یا نیرو دریایی که ازشهرمون برم البته علاقه زیادبه نظامی شدن وعاشق نظامم وادم تقریبا مذهبی هستم ودیگه رفتارهای پدرم برام قابل تحمل نیست دوست دارم برم دیگه نبینمش زندگیمون به خاک سیاه کشوندباهمین رفتارهاش جنب هیچی رونداره که داشت باشه بابامم دلش نیست بر سرکار هفته ای دوروز حداقل توخونه با این شرایط اگر برم ظامی بشم یک پول درمیارم برای خانواده اما دانشگاه رفتن شهر دیگه هزینه می خواد که بابام نمی ده و پول خونمونم به زور درمیار ولی مادرم یک چیز دیگه می گه ممنون می شم راهنمایی کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا حمید رضا
      قابل درک هست که این بحث های مکرر بین پدر و مادر برای شما نیز با فشار روحی زیادی همراه شده است و این که مادر بیان می کند بخاطر شما این شرایط را ادامه می دهد و… اما دقت کنید که مادر شما خانم بالغی می باشند و در این مسیر نیاز است که ایشان بدون دادن عذاب وجدان به شما برای مسیر زندگی خود تصمیم گیری کنند و اگر واقعا شرایط روابط با همسرشان برایشان قابل تحمل نمی باشد در مسیر بهبود این مشکلات و یا حتی نهایتا جدایی تصمیم گیری کنید .
      در هرصورت شما هیچ مسئولیتی در قبال انتخاب ها و مشکلات آنها ندارید پس بهتر است از سرزنش کردن خودت خوداری کنی .
      در مسیر ادامه تحصیل و انتخاب شغل نیاز است که در اول نیاز است که به شرایط درسیت رسیدگی کنی چون حتی بهتر است اگر دوست دارید نظامی باشید از طریق تحصیل و دانشاه افسری این مسیر را ادامه بدهید و در این مسیر بهتر است که در زمان فعلی تمام تمرکز خود را بر شرایط درسی و کنکور قرار بدهید بعد از کنکور و کسب نتیجه می توانی با توجه به رشته هایی که قبول می شوید و اینکه آیا ارتش و یا سپاه و… در آن زمان استخدامی دارد یا خیر تصمیم گیری کنید.
      اگر شما در دانشگاه دولتی قبول شوید هزینه زیادی برای ادامه تحصیلی شما وجود ندارد در کنار اینکه حتما با مدیریت خانواده و یا حتی اگر این شرایط مالی برای شما از سمت خانواده نیز نباشد با انجام کارهای دانشجویی می توانید مسیر رشدی خودت را دنبال کنید در هرصورت اگر بخواهید تمرکز خود را بر بحث و مشکلات آنها قرار بدهی ممکن است مانند سالهای گذشته هیچ تغییری ایجاد نشود پس بهتر است در احترام به هردوی انها در جایگاه پدر و مادری که دارند شما مسی رشدی خودتان را طی کنید .
      و اگر مادر بیان کردند بخاطر شما جدا نمی شوند بهتر است به ایشان بیان کنید که درک می کنید که در شرایط سختی هستند اما تصمیم گیری در این مورد را به عهده خود ایشان می گذارید و اینکه بیان کنید بیان این صحبت ها از سمت ایشان برای شما چه احساساتی را ایجاد کرده است.

      پاسخ
  3. سیما موسایی
    سیما موسایی گفته:

    سلام من دختری ۱۶ ساله دارم من با دخترم خیلی رابطه ی خوبی دارم با هم خیلی دوستیم من و همسرم حدودا ۷ ساله جدا شدیم خانواده ی همسرم که دخترم با انها بزرگ شده خانواده ی خوبی نیستن و بیشترشون بی بند و بار هستن چه از نظر اخلاقی چه از نظر اجتماعی و فرهنگی دخترم الان یک ساله که اومده پیش من و با من زندگی میکنه از وقتی اومده پیش من من متوجه شدم اصلا به هیچ چیزی علاقه نشون نمیده نه دوس داره درس بخونه نه به هنری علاقه داره نه دوس داره کاری برای اینده اش انجام بده بیشتر سرش تو گوشیشه البته خیلی تو کارای خونه به من کمک میکنه حتی دوس داره بره سرکار در کل دختر خیلی خوب و عاقلیه در مورد خیلی چیزا اطلاعات داره ولی بعضی رفتاراش اصلا قابل توجیه نیست و من نمیدونم چه برخوردی باهاش داشته باشم مثلا رفته یه نوشته رو روی دستش تتو کرده که انگار خراب تتو شده و دلشو زده الان میخوادبره دستشو کلا تتو کنه تا روی اون تتو رو بپوشونه یا دوستی داره که سیگار میکشه و توی اینستاگرام لباس های ناجور میپوشه یا همش سرش تو گوشی و داره با پسرا حرف میزنه و چت میکنه من میدونم که اینا همش میگذره و مال دوره ی نوجوانیه ولی میترسم اشتباهاتی بکنه که قابل جبران نباشه میترسم باهاش برخورد کنم و از من دور بشه و همه ی حرفاشو دیگه نیاد به من بزنه همسر دوم من زیاد خودشو تو تربیت دخترم دخیل نمیکنه ولی در خلوت همش بهم میگه تو داری این بچه رو با دلسوزیاتو رفتارت خراب میکنی اگر نمیتونی درست تربیتش کنی بفرستش خونه ی پدرش من اصلا دوست ندارم دخترمو رها کنم توروخدا بگید چیکار کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما سیما جان
      نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما در این جا چند موضوع وجود دارد که بهتر است باهم به آنها نگاه کنیم.
      ۱. در اول اینکه بهتر است در مقابل فرزندتان در مورد خانواده همسرتان هرچند که رفتارهای آنها مورد تاییدتان نیس در احترام صحبت کنید و از مقایسه کردن او با هر فردی خوداری کنید .
      ۲. اینکه همسر فعلیتان در مسائل دخترتان وارد نمی شوند مسیر درستی می باشد چون می تواند با حساسیت های دخترتان و یا همسرتان مواجهه شود پس بهتر است اجازه بدهید روابط در احترام بین آنها حفظ شود .
      ۳. اینکه در احترام نظر خودتان را به دخترتان بیان کنید هیچ مشکلی وجود ندارد یعنی می توانید به او بیان کنید که خب به نظرت آسیب های تتو چیا هستند و یا فکر می کنی میتونی با لیزر اینو پاک کنیم و اگر دوست داشتی بعدا در مورد جدید زدن تصمیم بگیری یا یک مدت اینو نگهداری بعد تصمیم بگیری . یا اینکه بهش بگید درک می کنم دوست داری تایم زیادی رو با دوستات باشی و یا اینکه مورد توجه باشی از سمت جنس مخالف برات لذت بخشه اما فکر میکنی این میزان تمرکز بر این روابط باعث نمیشه اولویت های مهم زندگیشو از دست بده چون اگر دوست داره کار کنه باید یک حرفه رو دنبال کنه و… به او فرصت تفکر بدهید .
      در این مسیر نیاز است که شرایط روحی دخترتان و افکار و احساساتی که دارد مورد بررسی قرار گیرد پس بهتر است به او بگوید نظرش در مورد اینکه از یک روانشناس کمک بگیریم چیه تا بتونی با شناخت بهتر خودت مسیر بهتری رو تجربه کنی .
      در هرصروت ایجاد تعامل و بیان مخالفت ها و دیدگاهای شخصیتان در احترام به دیدگاهای مخالف او می تواند باعث شود که مسیر بهتری را دخترتان تجربه کند هرچند که بدون بررسی افکار ، احساسات و دیدگاهای او نمی توانیم نظر دقیق را بیان کنیم.

      پاسخ
  4. محمدی
    محمدی گفته:

    باسلام وخسته نباشید…من یه پسر ۱۶ساله دارم…همیشه سعی کردم باهاش مهربون باشم.احساس میکنم داره ازاینکه من باهاش خوبم سو ءاستفاده میکنه…بهم دروغ میگه ..مثلا یه روز من خونه نبودم یکی ازدوستاش پسربدی هم نبودتاجایی که شناخت داشتم ازش..اومده بود خونمون ومشروب اوورده بود متاسفانه خورده بودن وحال دوستش بدشده بود چون پسرمن استفراغ کرده بود بهتر بوحالش..زنگ زد به بابای دوستش که بیاد حال فلانی بدشده من میترسم.درحالیکه دوستش گفته بود تحت هیچ شرایطی زنگ نزن..من درجریان نبودم تااینکه پدرومادر دوستش زنگ من وهمسرم زدن هرچی بدوبیراه بود بارما کردن وخواستن که دیگه اصلا هیچگونه ارتباطی باهاشون نداشته باشیم وگرنه شکایت میکنن …به پسرم گفتم میشه توضیح بدی چیشده گفت مامان توپارک بازی کردیم تشنمون شد یکی اب معدنی داد بما اینجوری شدیم..تایک ماه این باورمابود..بعدازیه مدت دوباره گفتن نه پسرشما اوورده.بعدمتوجه شدیم پسرخودشون ازانبارخونشون اوورده ولی پسرما اجازه نداد به خانوادش بگیم ولی تلفنی من بهش گفتم ازکجا اووردی چرانگفتی به بابات حقیقت رو گفت میکشه منو..‌.۲اصلا اصلا منظم نیست وهمش توقعش اینه که مادر باید جمع کنه.ازلحاظ نظافت منتظره تابهش رسیدگی بشه..تازه خیلی داد وفریادمیکنه همینه که هست میخای جمع نکن تاخونه ی خودت بو بگیره جلوی مهمون آبروت بره..یاتواتاقش مثلا درس میخونه درحالیکه همش بازی.. میخاد مارو گول بزنه یه کتاب هم میزاره جلوش..یعنی واقعا دیگه خسته شدم ومیترسم این رفتارش به برادر کوچکترش وحتی دوتا دختر دوقلو۴ساله هم دارم سرایت کنه…ازاین بابت خیلی نگرانم.نمیدونم درجواب دادوفریاداش منم دادبزنم چکار کنم..یه عادتی هم که دارم همیشه توعصبانیتهاش با آرامش باهاش حرف میزنم.میگه حوصله ندارم خودتو مظلوم جلوه بدی..توروخدا کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقای محمدی
      قابل درک هست که این رفتارها شما را نگران کرده است اما این سطح از رفتارها در نوجوان دیده می شود و عموما سعی می کنند از دوست خود دفاع کنند و یا اینکه دیدگاه بدی را ایجاد نکند . در این مسیر شما در کنار برخوردهای در احترام بهتر است قاطع به ایشان بیان کنید که برای شرایط سنی و نیازهایی که دارد احترام قائل هستید و در این مسیر هر زمانی که بخواهد می توانید باهم صحبت کنید اما یک سری کارها وظیفه خودش می باشد مثلا جمع کردن اتاق در غیر این صورت مثلا به مدت یک هفته پول تو جیبی او را قطع می کنید یا اینکه رفتارهای داد زدن او برای شماها مورد پذیرش نیست آن هم زمانی که شما ها با او در احترام برخورد می کنید اگر ناراحتی و یا از موضوعی عصبانی هست هر زمان که بخواهد می توانید باهم صحبت کنید در غیر این صورت توقع پاسخ از شماها را نداشته باشد و نیازی نیست که کارهای او را انجام بدهید بد نیست مدتی را از اتاق کثیف خودش استفاده کند اتفاق خاصی رخ نمی دهد.
      اما اینکه این جمله او(یه عادتی هم که دارم همیشه توعصبانیتهاش با آرامش باهاش حرف میزنم.میگه حوصله ندارم خودتو مظلوم جلوه بدی) نیاز به بررسی دقیق تر دارد و در کنار عصبانیت و داد زدن های او می تواند نشان از فشار روحی داشته باشد که نوجوان شما آن را تجربه می کند اما نمی تواند در مرود آن صحبت کند پس بهتر است در این مسیر در صورت امکان باهم به روانشناس مراجعه کنید چون نیاز است که با خود او صحبت کنیم تا بتوانیم کمک کنیم احساسات ، نیازها ، افکار خود را بهتر بشناسد و از مسیر بهتری به آنها پاسخ بدهد .

      پاسخ
  5. رها
    رها گفته:

    سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و یک مشکل خیلی بزرگ دارم و آن هم این هست که فوبیای جنسی دارم و نمیتونم با خانوادم کنار بیایم لطفا کمکم کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما رها جان
      در این مسیر نیاز است که شما برای بررسی فوبیایی که بیان می کنید به صوت حضوری به روان درمانگر مراجعه داشته باشید چون بدون بررسی افکار ، احساسات و فوبیای های شما نمی توان در این مورد نظری را بیان کرد .

      پاسخ
  6. صدرا
    صدرا گفته:

    سلام . من یک پسر هستم که ۱۶ سالمه . آیا اینکه تنها دوست دارم با جنس خودم ارتباط برقرار کنم و از جنس مخالف به شدت بدم میاد طبیعیه؟ یه حس های عجیبی به پسر ها دارم که نمیتونم بگم اسم این حس من چی هست . واقعا گیج شدم . الان همه دوستای من از دختر ها خوششون میاد ولی من از پسر ها خوشم میاد . واقعا آیا طبیعیه؟ تا کی صبر کنم تا این حس بره؟ آیا یک مریضی هست که من فقط پسر ها رو دوست دارم و یک حس عجیب بهشون دارم؟؟ لطفا کمک کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا صدرا
      در این مسیر اگر این احساسات شما تجربه احساسی بیش از یک دوست داشتن معمول و یا داشتن گرایشات جنسی به هم جنس می باشد در همین زمان نیاز است که حتما برای بررسی این احساسات و گرایشات به روان درمانگر توجه داشته باشید اما در هرصورت برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز است که افکار و احساسات شما و باورهایی که در مورد هردو جنس دارید ارزیابی شود تا بتوانیم در این مسیر کمک کنیم تا شما بتوانید با شناخت بهتر خود در مسیر رشدی حرکت کنید.

      پاسخ
  7. نازنین
    نازنین گفته:

    سلام دختری هستم ۱۶ ساله سوالی که میخوام بپرسم ربطی به موضوع شما نداره ولی جایی رو پیدا نکردم که بخوام سوالم رو مطرح کنم
    من بیماری کم کاری تیروئید دارم حدود دو ماهی میشه که خیلی زود عصبانی میشم و کنترل خودمو از دست میدم خیلی حساس شدم و زود گریه میکنم در مواقعی که بهم خیلی فشار میاد شروع میکنم به گریه کردن و جیغ زدن داخل خانواده پدرم سابقه مشکلات اعصاب وجود داره طوری که عمه ام همسن من که بوده حدود ۲ماه بستری شده و چند سال پیش هم دباره چند هفته ایی بستری شد به نظر شما منم دارم مثل عمه ام میشم خیلی میترسم باید چکار کنم ترو خدا کمکم کنید.

    پاسخ
  8. Sardar
    Sardar گفته:

    با سلام خیلی ممنونم از تلاش بی وقفتون دو نفریم مثه دوتا فرشته که با هم جوش خوردن دوریم باعث آسیب به دوتامونه و کنار هم بودنمون خیلی قوی مون می‌کنه امید دارم که خدا هم همراهمونه اگه شما هم واقعا به اونی که بالا سرمونه اعتقاد دارین میفهمین داخل یه رباط با هم آشنا شدیم خب تو اون رباط میتونست اصلا اتفاقی نیفته یا ما همیدگر رو نمی‌دیدم ولی خدا اینطور خواست حالا هم بهم وابسته شدیدی پیدا کردیم خیلی جا ها واقعا به چشم معجزه دیدم که میتونست خیلی راحت رابطمون از هم بپاشد ولی کارای خدا هم یه جوره نمی‌دونم شاید این طور خواسته که ما هم بمونیم حالا هم من نمیتونم سختی و ناراحتی بدون من بودن عشقمو تحمل کنم خیلی برام سخته اون در سختی باشه بخاطر من به همین دلیل گفتم که تصمیمتو بگیر عزیزم آیا منو میخوای در هر شرایطی و با هام همراه میشی حالا هم از این میترسم که اگه بر خلاف عقیده خودش بگه من برم چه آسیبی به خودش بزنه نمی‌خوام اذیت بشه منم عاشقشم اونم عاشقانه و همدیگر رو دوس داریم نه مثه چند تا آدم عادی آره نه حتی چیزایی که من دیدم رو تو دنیا شما مشاوران درک هم نمیتونید بکنین حتی تو تصورتون نمیگنجه که چه چیزایی رو کشیدم هر کی منو دیده گفته تو خیلی بزرگتر از سنت صحبت میکنی من ۱۷ سالمه شاید بگین آره بخاطر بلوغه ولی نه من اینقدر به خدا باور دارم که به اینجا رسیدم و تو این مسیر زندگی همیشه خودش کمکم کرده و منم سعی کردم بهترین عملکردم رو نسبت به اون نشون بدم شاید براتون خیلی مورد ما دوتا خاص باشه ما دقیقا معنای دو روح در دو جسم رو حقیقتا فهمیدیم بدون اینکه هم رو ببینیم احساسات هم دیگر رو میفهمیم حتی بدون صحبت کردن یعنی اینجوریه که اگه اون به چیزی فکر می‌کنه تو ذهن منم تدایی میشه و من میفهمم تو اون لحظه اون چه احساسی داره حالا خودتون قضاوت کنین ما میتونیم از هم جدا بشیم فکر نکنم بتونین تو این مورد قضاوت درستی بکنین ما حتی تو خوابم همدیگر رو میبینیم یعنی بعد از اینکه میریم خونه مون و می‌خوابیم عیناً تو خواب هم با همیم شاید نتونین باور کنین ولی یه زوج عاشق یعنی این بازم ببینم نظرتون چیه امیدوارم که بتونین جواب داشته باشین در عین حال که می‌دونم نمیتونین حتی درکمون کنین چون نه اونقدر مثه ما به خدای عالم اعتقاد دارین نه طعم عشق واقعی رو کشیدین ممنونم از همراهیتون

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      تجربه این احساسات قابل احترام هست اما در این مسیر سوال شما مشخص نیست خب تا جای که مربوط به تجربه این احساس می باشد اصلا مشکلی وجود ندارد اما اینکه بخواهید سالها در یک ارتباط بمانید به این امید که در آینده ازدواج می کنید این مسیر اشتباه می باشد چون آینده قابل پیش بینی نیست در کنار اینکه هردوی شما حتی اگر از سن تقویمی خود نیز بیشتر باشید و سن رشدیتان بالاتر باشد اما بازهم نیاز است به این موضوع توجه کنید که آیا شرایط یک رابطه پایدار و هدفمند را در زمان فعلی دارید ؟ آیا آینده قابل پیش بینی هست ؟ و اینکه چه تضمینی وجود دارد در آینده مثلا ۴ سال دیگر که هویت هردوی شما رشد بیشتری می کند همین معیارها و احساسات را داشته باشید ؟ پس بهتر است از هرگونه قول مبنی بر ازدواج خوداری کنید .
      در کنار اینکه همین که شما فکر می کنید یک فرد در دو بدن هستید می تواند نشان از وابستگی افراطی داشته باشد چون دقیقا هردوی شما دو انسان متفاوت از هم می باشید که حتی گاهی علایق مشترک و گاهی خلاف هم را می توانید تجربه کنید و نیاز است که هردوی شما به من وجودی دیگری احترام قائل شوید .
      در این مسیر بله خداوند می تواند در مسیر زندگی همراه همه انسان ها باشد اما نیاز است براساس عقل و اطلاعات محیطی که در اختیار ما قرار داده است بتوانیم با درک واقعیت نیز پیش برویم و در این مسیر رشدی بهتر گام برداریم .
      در کنار همه این ها نیاز است که دقت کنید شناخت در دنیای واقعی و نه مجازی از اهمیت زیادی برخودار می باشد .

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا میلاد
      در این مورد اطلاعات بیشتری در اخیتار ما قرار بدهید که منظور شما از اینکه به سن بلوغ نرسیده اید چیست و توقع دارید با بلوغ در شما چه تغییراتی ایجاد شود و آیا تا به حال به متخصص غدد مراجعه کرده اید؟

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *