روانشناسی نوجوان 16 ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله نکات رفتاری و تربیتی خاصی را به همراه دارد. در این دوره نوجوان با کشش های عشقی و عاطفی و از طرفی تلاش برای استقلال شخصیتی دست و پنجه نرم می کند. در این دوره نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله باید همچون یک دوست باشد و از جنبه های نصحیتی و دیکته وار دوری کرد.

نوجوان ۱۶ ساله

 


ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات  مربوط به بلوغ برای هردو جنسیت بسیار زیاد است.

روانشناسی نوجوان 16 ساله

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات در ۱۶ سالگی

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

روانشناسی شناختی نوجوان ۱۶ ساله

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است.

ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.

اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی و مصرف مواد مخدر

نقاط عطف شناختی در ۱۶ سالگی

  • زبان و رفتار در مدرسه و خانه  تغییر می‌دهد
  • عادات کاری از خود بروز می دهد. عاداتی که در کودکی به صورت مقدماتی آموخته است.
  • منطق پشت افکار یا تصمیمات را توضیح می دهد و درک خود از وقایع را بیان می کند.

پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان

روانشناسی نوجوان 16 ساله - نحوه رفتار با نوجوان 16 ساله

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید با سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آن ها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد در کنارش هستید. علاوه بر این می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه به او یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تا به حال این کارها را انجام نداده اید).

آن ها به مرور با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کنند، به دانشکده بروند و یا تغییر مکان دهند، تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند و اعتماد به نفس و خود باوری آن ها حفظ می شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی فرزند شما همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل بزرگسالی رفتارکند که مسولیت پذیر است و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق شده و نگران می شود شما می توانید بیشتراز هر چیز دیگری برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.

فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و توجه کنید که سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.

در حالی که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

کارهایی که باید در ۱۶ سالگی انجام داد

تفاوت‌ها در سطح رشد جسمانی بین جنسیت‌ها در حدود سن ۱۶ سالگی آشکارتر می‌شود. زنان، که احتمالاً رشد و نمو آن ها تقریباً تمام شده است، در حال کاهش رشد فیزیکی هستند، در حالی که مردان گاهی اوقات تازه شروع به کار می‌کنند.

در ۱۶ سالگی، بدن یک زن ممکن است بسیار شبیه بدن یک زن بالغ باشد در حالی که یک مرد ممکن است هنوز در حال رشد باشد و ممکن است متوجه رشد بیشتر قد و رشد بیشتر موهای صورت شود. همچنین انتظار می رود که نوجوانان در این سن وزن اضافه کنند و همچنین توزیع مجدد الگوهای چربی را تجربه کنند.

تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان با ایده افزایش وزن در این سن دست و پنجه نرم می کنند، اما تاکید می کند که انجام این کار برای آن ها کاملا طبیعی است. با این حال، علیرغم این واقعیت، تحقیقات نشان می دهد که ۵۰ درصد از زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال رژیم غذایی دارند.

نوجوانان اغلب در برابر افزایش وزن بسیار مقاوم هستند. اما از نظر رشد برای این سن بسیار طبیعی است.

همچنین ممکن است ببینید نوجوانتان طولانی‌تر می‌خوابد و بیشتر غذا می‌خورد تا با رشدی که تجربه می‌کند، همگام شود. همچنین، تغییر در ریتم شبانه روزی آنها ممکن است باعث شود که شب دیرتر بیدار بمانند و صبح دیرتر بخوابند.

نقاط عطف فیزیکی پسر ۱۶ ساله

  • به رشد فیزیکی خود از جمله رشد عضلات و افزایش وزن ادامه دهید.
  • ممکن است رژیم گرفتن را در نظر بگیرد، حتی اگر در این سن ۲ سالگی افزایش وزن انتظار می رود.
  • سعی می کند جایگاه فراتری نسبت به اعضای خانواده و به عنوان یک عضو مجزا داشته باشد.

نقاط عطف فیزیکی دختر ۱۶ ساله

  • به قضاوت دیگران در مورد ظاهرش توجه خاصی دارد.
  • سعی می کند اندام خود در برابر دیگران بپوشاند و یا آن ها را نمایش دهد.(بسته به تیب شخصیت دارد)
  • سعی می کند جایگاه اجتماعی پیدا کرده یا جایگاه خود در خانواده را تثبیت کند.

نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله

رشد اجتماعی و عاطفی

یک نوجوان ۱۶ ساله می داند که بزرگسالی دور نیست، بنابراین شروع به نشان دادن استقلال بیشتری می کند و کمتر با والدین خود درگیر می شود. آن ها همچنین تصمیم گیری را با در نظر گرفتن این استقلال آغاز خواهند کرد. با این حال، انتخاب های آن ها ممکن است همیشه برای والدینشان درست به نظر نرسد.

نحوه برخورد با نوجوان 16 ساله - دختر 16 ساله

«فرزندان شانزده ساله گاهی نظرات همسالانشان را بر نظرات والدینشان سنگین می‌کنند. «آن ها همیشه عواقب تصمیمات خود را نمی شناسند، اما همانطور که دکتر کن گینزبورگ می گوید والدین باید فانوس دریایی باشند تا نوجوانان را به سمت بندرگاه امن راهنمایی کند. به عبارت دیگر، والدین محدودیت هایی را تعیین می کنند اما به بچه ها اجازه می دهند آب را امتحان کنند. تا زمانی که انتخاب های آن ها تهدید کننده زندگی نباشد.»

اگر فرزندتان تصمیماتی می گیرد که به شما مربوط می شود، با او صحبت کنید. در این شرایط بهتر است که به تغییرات رفتاری توجه کنید، به‌ویژه اگر نوجوان تان غمگین یا افسرده به نظر می‌رسد و در صورت لزوم از متخصصان کمک بگیرید.

نوجوانان شانزده ساله در دنیای اجتماعی که شامل دوستی ها و روابط عاشقانه است، ریشه دوانده اند. آن ها ممکن است زمان کمتری را با خانواده خود و زمان بیشتری را با دوستان خود یا علاقه مندی های دوستی خود بگذرانند، یا ممکن است ترجیح دهند زمان بیشتری را نسبت به گذشته تنها بگذرانند.

نوجوانان گاهی اوقات روابط عاشقانه کوتاه و شدیدی را ایجاد می کنند. آن ها ممکن است شخصی را پیدا کنند که احساس کنند کاملاً عاشق او هستند و ۲ هفته بعد از اوجدا شوند.

نوجوانان اغلب تمایلات جنسی قوی دارند و ممکن است از نظر جنسی فعال شوند. در همان زمان، آن ها ممکن است شروع به درک بیشتر در مورد تمایلات جنسی کنند و از ترجیحات خود آگاه شوند.

نقاط عطف اجتماعی و عاطفی

  • از تمایلات جنسی آگاه می شود.
  • در جستجوی صمیمیت وارد روابط عمیق‌تر یا عاشقانه می شود.
  • نشان دادن علائم اعتماد به نفس و افزایش مقاومت در برابر فشار همسالان

روانشناسی نوجوان 16 ساله - پسر 16 ساله

چگونه کودک ۱۶ ساله خود را ایمن نگه داریم

روانشناس نوجوان می گوید سوء مصرف مواد در این سن یک خطر قابل توجه است.

در مورد خطرات سیگار کشیدن، استعمال سیگار، نوشیدن و مصرف مواد مخدر با نوجوان خود صحبت کنید. به عنوان مثال، بسیاری از بچه‌ها نمی‌دانند که توتون و تنباکو در خودکار وجود دارد یا متوجه نمی‌شوند که یک ماده شیمیایی درون آن وجود دارد.

مطمئن شوید که بدون استفاده از تاکتیک های ترساندن به آن ها اطلاعات واقعی می دهید. در عوض، خطرات را به آن ها آموزش دهید و همچنین انتظارات خود را در میان بگذارید. طبق گفته اداره خدمات بهداشت روانی و سوء مصرف مواد، مکالمه مداوم می تواند لایه ای از محافظت برای فرزندان شما بیافزاید. و حتماً مراقب نشانه‌های آزمایش باشید.

«این سن و مرحله‌ای است که در آن سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و سایر اشکال آسیب‌رسانی به خود می‌توانند در صورت عدم توجه به آن، به شکل جدی درآیند. ارزش این است که با فرزندان خود گفتگوهای صریح داشته باشید.»

چه زمانی باید نگران بود

در این سن، دو دلیل رایج وجود دارد که والدین ممکن است برای نوجوان خود نگران باشند. اول، ممکن است نگران این باشید که فرزندتان از نظر تحصیلی موفق نیست. لغزش نمرات ممکن است به دلیل عدم سازماندهی یا جدا شدن از فرآیند یادگیری نمایش داده شود.

اعتماد به نفس در مورد یادگیری نیز می تواند یک عامل کمک کننده باشد. اولین قدم این است که نگرانی های خود را با معلمان نوجوان خود در میان بگذارید. آن ها ممکن است بتوانند دیدگاه های متفاوتی را ارائه دهند و منابعی را فراهم کنند.

به خاطر داشته باشید که ناتوانی‌های یادگیری – مانند نارساخوانی، ممکن است تشخیص داده نشده باشند که می‌تواند موفقیت تحصیلی را برای کودک غیرممکن کند. نوجوانانی که دارای چالش‌های یادگیری هستند معمولاً برای کمک به یادگیری به امکانات متفاوتی نیاز دارند، بنابراین ممکن است بخواهید فرزندتان را در صورت مشکل ارزیابی کنید.

ثانیاً، در حدود ۱۶ سالگی، والدین اغلب علائم هشداردهنده‌ای برای مشکلات سلامت روان یا مشکلات سوء مصرف مواد مشاهده می‌کنند. اگر چنین است، فوراً با یک متخصص سلامت روان یا یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی تماس بگیرید.

به غرایز خود اعتماد کنید. “اگر چیزی درست نیست، ارزش بررسی کردن را دارد.”

منبع:ساینس دیلی

284 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. Ali
    Ali گفته:

    سلام ، ۱۶ سالمه و درگیری هام بیشتر سر مسائل درسی و ایندم هستش ، بطوریکه برای انتخاب رشته و مسیر ایندم خیلی تحقیق کردم ولی خیلی می‌ترسم و بی انگیزه شدم که مثلا شاید فضای کاری خوبی نداشته باشه ،،، تنها چیزی که بهم امید میده این درس های تنفر اور رو تحمل کنم این هستش که من با اطلاعاتی که داشتم تصمیم درستی رو گرفتم چه بسا اطلاعاتم کمه ..

    ازون طرف هیچ حمایتی ، حالا عاطفی و انگیزشی توسط هیچکس برام صورت نمیگیره و احساس تنهایی شدیدی توی زندگیم میکنم ،
    انقدر که توی خونمون هستم اما نیستم!!

    از وقتی وارد دوره نوجوانی شدم دیگع پدر مادرم مثل قبل باهام رفتار نمیکردن و این خیلی باعث ازردگیم شد و خیلی گوشه گیر منزوی شدم.

    پدر مادرم فکر میکنن همینکه یک نظارت سختی روی من داشته باشند همه چی حله ، (ولی نمیدونن هر غلطی رو که بخوام(( میتونم)) بکنم)

    از طرفی برخی فشار های محیطی روم هستش مثل ورشکستگی که اصلا بهش عادت ندارم و حمایت نشدن از طرف خانواده و ترسیدن از ایندم و چند تا عقده که این روزها خیلی خیلی منو نسبت به حتی زندگی کردن خسته کرده
    Thanks

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا علی
      در مورد اول اینکه خب داشتن میزانی نگرانی و اضطراب در مورد اینده و مسیر شغلی و تحصیلی که قرار است طی کنید کاملا طبیعی می باشد تا کمک کند شما با تحقیق و بررسی در این مسیر بهتر تصمیم گیری کنید اما این رفتار نباید حالت وسواس گونه به خود بگیرد یعنی اینکه بجای تمرکز بر درس خواندن شما تایم زیادی را برای اینکه بخواهید در مورد رشته های مختلف تحقیق کنید و مجدد برگشت کنید و رشته دیگری را بخواهید بررسی کنید باشد.
      در این مسیر بهتر است که استعدادهای خودت را بهتر بشناسی یعنی با مراجعه به مشاور تحصیلی و بررسی شرایط استعدادت در کنار بررسی رشته های مد نظرت و مسیری که می تواند به شما برای موفقیت بهتر کمک کند در این مسیر شروع به برنامه ریزی و تلاش کنی دقت کن که گاهی افرادی با ضریب هوشی بالا و داشتن برنامه و مشاوران تحصیلی عالی بازهم به موفیت نمی رسند یا بهتر است بگویم به هدفشان نمی رسند سوالی که شکل می گیرد این است که چه چیزی در این مسیر کم است در اول اینکه شرایط روحی از اهمیت زیادی برخودار می باشد و دوم اینکه بدون پشتکار حتی با داشتن بهترین موارد نمی توان نتیجه گیری خوبی داشت پس در کنار تلاش اینکه پشتکار داشته باشی می تواند کمک کند تا شرایط بهتری را در آینده تجربه کنید.
      خب اینکه می گوید این درس های تنفر اور خب بله درس خواندن می تواند سختی زیادی داشته باشد اما گاهی انسان مجبور است شرایطی را تحمل کند که دوست ندارد، سخت و دشوار است تا بتواند در اینده موفقیت و مسیر بهتری را تجربه کند همه چیز در همان زمانی که ما تصمیم می گیریم راحت به دست نمی آید و با درک اینکه بله این مسیر دشواری خودش را دارد می گویم که با پشتکار و تلاش و برنامه ریزی می شود در اینده شرایط بهتری را تجربه کرد .
      در مورد دوم خب تجربه نیازهای عاطفی و حتی جنسی در سن شما یک امر طبیعی و نشان از مسیر رشدی درستی دارد اما این مورد هم تفاوت زیادی با مسیر درسی ندارد با درک نیازهای خودت در زمان فعلی بازهم نیاز است که به خودت زمان بدهی تا در آینده در شرایط سنی و رشدی بهتر به این نیازها پاسخ بدهید چون درگیری بیش از اندازه بر این مسائل باعث می شود که تمرکز شما بر اولویت های سنیت کاهش یابد.
      در مورد سوم اینکه شما به توجه و مسیر احساسی با پدر و مادر نیاز داری این ارتباط به بزرگ شدن و یا نوجوانی دارد ممکن است که بخاطر تغییرات ظاهری مقداری ارتباط لمسی کاهش یابد اما این از دوست داشتن پدر و مادر نسبت به شما کم نمی کند که اگر اینطور بود برایشان اهمیتی نداشت که بخواهند نظارتی بر مسیر درسی و رشدی شما داشته باشند .
      اما خب قرار نیست که مسیر ارتباط احساسی از بین برود در این مورد نیاز است که با آنها در احترام و درک تلاش هایی که می کنند صحبت کنی و احساسات و نیازهای خودت را بیان کنی . دقت کن که تغییر در تعامل می تواند رخ بدهد و سکوت و کناره گیری و یا حتی فکر کردن های مداوم تغییری را ایجاد نمی کند.
      و در مورد اخرین مسئله اگر برای خانواده شما ورزشکستی از نظر مالی رخ داده شده است خب درک می کنم که این شرایط برای همه شما با سختی و محدودیت های می تواند همراه شود چون نیاز است که با درک شرایط اقتصادی فعلی برای زندگیتان برنامه ریزی کنید اما خب این مسیر همیشگی نیست و پدر و مادر شما افراد بالغی هستند که می توانند برای بهبود زندگی خودشان تلاش کنند در کنار اینکه قرار نیست شما همیشه به شرایط اقتصادی خانواده وابسته باشید و در اینده نه چندان دور با تلاش و پشتکار می توانی مسیر رشدی خودت را داشته باشی .
      تمرکز بر نداشته ها خب هیچ کمکی به شما نمی کند پس بهتر است با داشته های خودتان در مسیر رشدی حرکتی کنید.

      پاسخ
  2. Mostafa
    Mostafa گفته:

    سلام من یه پسر ۱۶ ساله هستم و از ۴ یا ۵ سال هست که خود ارضای میکنم تا الان چندین بار برای ترک تصمیم گرفتم ولی نشد چند وقتی هست دارم به مصرف دارو های کاهنده میل جنسی فکر میکنم میشه راهنماییم کنین که چه قرصی مصرف کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به آقا مصطفی
      دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و خب در این سن تجربه نیازهای جنسی و حتی انجام خودارضایی کی اتفاق معمول می باشد این معمول بودن به معنای درست بودن ان نیست اما خب با توجه به شرایط سنی نوجوان ها از این رفتار برای پاسخ به نیازهای جنسیشان استفاده می کنند خب اگر مدیریت بر این رفتار وجود نداشته باشد و به صورت افراطی رخ بدهد خب می تواند مشکلاتی نیز برای شما ایجاد کند.
      در مسیر ترک خودارضایی در اولین گام نیاز است که از سرزنش کردن خودتان خوداری کنید و نیازهای جنسی خودت را بپذیر در کنار اینکه به شرایط سنی که دارید هم توجه داشته باشد .
      دقت کن که قرار نیست تجربه هر احساس و نیازی در همان زمان با پاسخی همراه شود پس نیاز است که ما بتوانیم گاهی احساسات و نیازهایمان را نگهداریم .
      برای ترک خودارضایی محرک هایی که باعث ایجاد تحریک در شما می شوند را حذف کنید و سعی کنید که برای زندگی روزانه خودت برنامه ریزی داشته باشی . برنامه ریزی کمک میکند که به دیگر علایق و اولویت های سنیت هم توجه داشته باشی و به مرور از تمرکز بر این رفتار کاسته شود .
      حتی برای خودارضایی هم در برنامه خودت به میزانی که در هفته این رفتار را انجام می دهی زمان بگذار مثلا اگر هفته ای ۴ بار انجام میدهید آن را به سه روز یکبار و در زمان مشخص بدون محرک خارجی قرار بده و به مرور ان را به هفته ای یکبار و همنطور افزایش بدهید .
      دقت کن که یک رفتار که سالها انجام شده است و به آن عادت کرده اید برای ترک آن نیز به زمان نیاز دارید پس عجله نکن و حتی اگر یکبار هم نتوانستی برنامه را درست انجام بدهید خود را سرزنش نکنید و ادامه برنامه را داشته باشید در هرصورت این مسیر نیاز به زمان و شرایط روحی بهتر در شما دارد .
      در برنامه کارهایی که برایت لذت بخش هست را حتما قرار بده از ورزش ، تفریح، فیلم و… اما به اولویت های نسیت هم توجه کن مثلا درس یا یادگرفتن یک مهارت .

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما در این مورد برای مصرف دارو حتما نیاز به مراجعه به روان پزشک می باشد اما در هرصورت بهتر است اول به روانشناس مراجعه کنید اگر شرایط شما نیاز به مصرف دارو داشت می توانید با نامه ارجاع از روانشناس به روان پزشک مراجعه کنید.

      پاسخ
  3. سارینا
    سارینا گفته:

    سلام من یه دختر ۱۶ ساله هستم که متاسفانه متوجه رابطه ی پدر و مادرم میشم و هر وقت این اتفاق می افتد حالم بد میشود و دایم گریه می کنم و رفتارم با پدر و مادرم تغییر میکند و با این که می دونم این اتفاق بین زن و شوهر ها عادی هست ولی باز هم نمی تونم با این موضوع کنار بیام خیلی سعی کردم تا می خواستم این موضوع را فراموش کنم صدای مادرم تو مغزم منو عصبی می کند

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما سارینا جان
      ببین عزیزم شما دیگر یک نوجوان هستید و می توانید روابط جنسی را به درستی درک کنید خب پدر و مادر شما نیز یک امر کاملا طبیعی و در مسیر درستی می باشد و نمی توان از آنها خواست که به این نیاز پاسخ ندهند .
      در این مسیر بهتر است که از کنجکاوی در روابط آنها خوداری کنید و سعی کنید که اتاقتان را فاصله دار از اتاق آنها انتخاب کنید و یا تختتان را در قسمتی از اتاق بگذارید که با دیوار آنها یکسان نیست .
      اما در هر صورت آنچه در این جا اهمیت دارد این است که در روان شما این روابط بین آنها چه گونه معنا می شود و برایتان چه احساساتی ایجاد می کند اگر این مشکل باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد رابطه و یا درسی و… شود نیاز است که حتما به صورت حضوری یا تلفنی به روانشناس مراجعه کنید.

      پاسخ
  4. Roya
    Roya گفته:

    سلام من رویا دختری ۱۶ ساله هستم و خیلییییییی میخوام که اخلاقم رو درست کنم ولی هرچه سعی میکنم نمیتونم سر هر چیز الکی اعصبانی میشم استرس میگیرم اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم نمیتونم جلو خودمو بگیرم با حرفام و رفتارم یا طرز حرف زدنم آدمارو میرنجونم از خودم ولی اصلا دست خودم نیست یعنی اصلا احساس نمیکنم اون موقع منم که دارم حرف میزنم انگار یکی دیگ جایع من داره حرف میزنه نمیخوام اینطوری باشم خیلی میخوام اخلاقم درست بشه و وقتی به اخلاقم و رفتارم فکر میکنم از خودم بدم میاد خیلی میخوام که اخلاقم هرچه سریع تر درست بشه و بعضی موقع احساس تنهایی میکنم میشه بهم کمک کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما رویا جان
      ببین عزیزم در هرصورت رفتارهای شما در مسیر تعاملی که با خانواده و اجتماع، دوستان و… دارید تاثیر زیادی می گذارد و می تواند عصبانیت و اضطراب زیاد باعث شود که این روابط با مشکلات زیادی همراه شود .
      در اولین گام در کنار اینکه باید بپذیریم این رفتار نشعت گرفته شده است خود ما می باشد نیاز است که واقعا بخواهیم در این مسیر تغییری ایجاد کنیم یعنی پذیرش مسئولیت رفتار در کنار تلاش برای تغییر بدون سرزنش کردن خود.
      در این مسیر بررسی شرایط روحی شما و افکار و احساساتی که دارید از اهمیت زیادی بخوردار می باشد و نیاز است که به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا بررسی دقیق صورت گیرد حتی بیماری های جسمی و یا مصرف داروهای خاصی نیز می تواند در این مسیر خلقی تاثیر گذار باشد .
      اولین قدم در راهبرد موفقیت آمیز مدیریت خشم برای نوجوانان است و پایه و اساس اقدامات لازم برای کار برروی خشم را بیان می‌کند. وقتی آن‌ها آنقدر احساس عصبانیت می‌کنند که از خود کنش نشان می‌دهند، خواه به طرف دیگران باشد یا نسبت به خودشان، ب از خودتان سؤال کنید، چه چیزی مرا عصبانی می‌کند؟ آیا می‌توانم این عصبانیت را در یک لحظه خاص ردیابی کنم و اگر چنین است، آن دقیقا چیست؟ وقتی بتوانید آنچه را که شما را عصبانی می‌کند، شناسایی کنید، بهتر می‌توانید اوضاع را اصلاح کنید.
      ودآگاهی توانایی است که با آن بتوانید آنچه را احساس می‌کنید و فکر می‌کنید، دلیل آن را ببینید. بچه های کوچک از احساساتی که دارند، خیلی آگاه نیستند؛ اما نوجوانان توانایی ذهنی خودآگاهی دارند. وقتی عصبانی شدید، لحظه ای وقت بگذارید و متوجه آنچه احساس و فکر می کنید شوید.
      خود کنترلی یعنی فکرکردن قبل از اقدام؛ چند ثانیه یا دقیقه ارزشمند بین احساس یک احساس شدید و انجام عملی که پشیمان می‌شوید، فاصله دارد.در زمان عصبانیت بهتر است که سریع تصمیم نگیرید و واکنش نشان ندهید زمانی را به خودت فرصت بده تا بتوانی آرام تر شوید در این حالت می توانید در شرایط بهتری با شناخت بهتر احساسات در مورد آن با فرد مقابل صحبت کنید و در یک مسیر تعاملی که فرصت صحبت برای هردوی شما وجود داشته باشد نتیجه گیری بهتری هم کسب کنید.
      در این مسیر شناخت در کنار تعامل و انجام کارهایی که می تواند به شما آرامش بدهد مثل ورزش، نقاشی، موزیک، ریلکستیشن و… می تواند کمک کند که در مسیر تعاملی نتیجه گیری بهتری داشته باشید .

      پاسخ
  5. .
    . گفته:

    سلام
    من شونزده سالمه
    یه مدت توی تابستون و قبل ترش بی دلیل ناراحت بودم و احساس غم میکردم
    تا میخواستم خوشحال باشم سری یه صدایی بهم میگفت مثل یه فکر منفی که نه تو ناراحتی و اینا
    فکر مسخره ی خودکشیم داشتم ولی من واقعا میخوام زندگی کنم و محاله به خودم آسیب بزنم و اصلا دوست نداشتم این فکر توی سرم باشه
    و بعدش من تصمیم گرفتم دیگه افکار منفیو تموم کنم و بهشون فکر نکنم تا ببینم حالم بهتر میشه یا نه
    من واقعا حالم بهتر شد بعدش باشگاهم ثبت نام کردم و ورزش اینارو شروع کردم. و کلا اون افکار منفیو فراموش کزدم یعنی کلا دیگه یادم رفت
    خوب بودم و خوشحال
    الان گاهی وقتا بی دلیل دلم میگیره
    اخه میدونین چیه نگا میکنم میبینم درسا مجازیه تو اتاق گوشی دست گرفتم دارم درس میخونم واقعا خب این یکی از دلایل گرفتگی و ناراحتیم میشه
    در کل کار درستی کردم اون افکارو تموم کردم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      درک میکنم که این فضای آموزشی جدید برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما در هرصورت داشتن میزان غم هم گاهی برای همه انسان ها رخ می دهد و بستگی زیادی هم می تواند به شرایط محیطی داشته باشد اما اینکه شما با این احساسات غم بخواهید همه چیز را زیر سوال ببرید و یا به خودت آسیبی بزنی خب این اصلا سازندگی ندارد بلکه تنها مشکلات بیشتری ایجاد می کند پس اینکه این افکار را بشناسید و کنار بگذارید و بجای آن با برنامه ریزی و انجام کارهایی که دوست دارید پیش بروید خب حتما کار درست تر و سازنده تری هست اما اگر این افکار و یا درست و غلط بودن دائم در ذهن شما تکرار شود بهتر است که برای بررسی شرایط روحی و افکار و احساساتی که دارید به روانشناس مراجعه حضوری یا تلفنی داشته باشید تا بتوانیم با تعاملی مستقیم تر به شما در این مسیر کمک کنیم.

      پاسخ
  6. الیکا
    الیکا گفته:

    سلام من ۱۶ سالمه من یک مشکلی دارم  من ۱۶ سالمه و مامانم ما را درک کرد و هنوز از پدرم جدا نشدن زندگی خوب سخت هست من تا ۱۶ سال هیچ کاری نکردم و چیزی در مورد ظرف شستن و این ها هم نمیدونم و الانم نمیدونم  البته خوب من زیاد ناراحت نیستم بابات رفتن مادرم چون فرقی با بودنش و نبودنش نبود من تا حالا این فکر ها را نکرده بودم ولی الان دلم میخواد با همسن های خودم وقت بگذرانم که تا حالا نکردم من منظورم این نیست که تنهایی برم بیرون این اصلا ولی مشکل اینه که توی این سن دوست هایی پیدا کردم که دلم میخواد باهاشون برم بیرون ولی اون ها با مادر هاشون همشون می‌آیند و وقتی من به پدرم این موضوع را گفتم ایشون گفتند که نمیشه که من بیام مثلا میتونید وقت هاتون را کوتاه تر کنید یعنی فقط مثلا میشه جاهای عمومی برم و فقط ۱ ساعت اینای وقت بگذرانم مامانم از این کار ها هیچ وقت برام انجام نداده همیشه کلاس هایی بیخود میرفت فقط برای اینکه توی خونه نباشه من اگه بخوام اعترافی کنم توی این ۱۶ سال احساس میکنم که زندگی نکردم چون از ۷ سالگی تا ۱۴ سالگی رفتم شنا که کلا مادرم تمام شیفت ها منو می‌نوشت تمام شیفت ها من حتی مدال و جام هم دارم ولی آخرش دیگه نتونستم چون تابستون ها هم منو می‌نوشت و هیچ وقت توجه مادرم به من نکرد هیچ وقت و احساس میکنم خشم خیلی زیادی نسبت بهش دارم چون حدود ۶ ماه که رفته ولی نع زنگ زده نه پیام و از بچگی ام زیاد مسافر و جاهایی نرفتم اگه هم رفتم احساس میکنم اصلا خوش نگذشت حالا این فکر ها توی ذهنم میچرخه و پدرم این موضوع مادرم را به هیچ کسی نگفته و ما خودمون داریم زندگی را میچرخانیم و از اینکه دوست هام با دوست های دیگرشون وقت میگدارند احساس بی پوچی میکنم کل این سال ها درس خواندن و تا حالا هیچ اشتباهی ازم سر نزده اگه هم بزنه برای درس بوده که حالا تکلیف ننوشته بودم و از این حرف ها این فکر ها دارند منو اذیت می‌کنند و به بهانه کرونا هم جایی نرفتیم فقط تابستون را رفتم کلاس نقاشی که اونم خیلی پیشرفت داشتم الان توی تابلو هستم ولی دیگه حسش نیست که نقاشی بکشم یا زبان را بخوانم و نمیدونم چرا هر روز میخوام به هر دلیلی گریه کنم من واقعا خودم را یک فردی میدونم که نیاز دارم که درمان شم ولی پدرم اصلا به این ها توجه نمی‌کند و می‌گوید که فقط تو توجه میخوای من واقعا به یک مشاور نیاز دارم و خیلی هم بهشون گفتم ولی اصلا میگه تو میخوای بری چرت و پرت بگی اینکه کل روز با کسی حرف نمیزنم و همش هم افکار مرگ هر روز به سراغم می‌آید و اینم بگم که کسی حرف نمیزنه تو خونه با من سعی کردم قوی باشم و با پاهای خودم بلد بشم مخصوصا الان که مادر ندارم ولی از لحاظی دیگر نمیتونم تحمل کنم احساس میکنم فقط توی یک باتلاقی هستم که فقط دارم دست و پا میزنم
    من واقعا باید چکار کنم دلم نمیخواد مشکلی بعدا داشته باشم یا عقده های بچگی ام به من آسیب بزنه سلام من ۱۶ سالمه من یک مشکلی دارم  من ۱۶ سالمه و مامانم ما را درک کرد و هنوز از پدرم جدا نشدن زندگی خوب سخت هست من تا ۱۶ سال هیچ کاری نکردم و چیزی در مورد ظرف شستن و این ها هم نمیدونم و الانم نمیدونم  البته خوب من زیاد ناراحت نیستم بابات رفتن مادرم چون فرقی با بودنش و نبودنش نبود من تا حالا این فکر ها را نکرده بودم ولی الان دلم میخواد با همسن های خودم وقت بگذرانم که تا حالا نکردم من منظورم این نیست که تنهایی برم بیرون این اصلا ولی مشکل اینه که توی این سن دوست هایی پیدا کردم که دلم میخواد باهاشون برم بیرون ولی اون ها با مادر هاشون همشون می‌آیند و وقتی من به پدرم این موضوع را گفتم ایشون گفتند که نمیشه که من بیام مثلا میتونید وقت هاتون را کوتاه تر کنید یعنی فقط مثلا میشه جاهای عمومی برم و فقط ۱ ساعت اینای وقت بگذرانم مامانم از این کار ها هیچ وقت برام انجام نداده همیشه کلاس هایی بیخود میرفت فقط برای اینکه توی خونه نباشه من اگه بخوام اعترافی کنم توی این ۱۶ سال احساس میکنم که زندگی نکردم چون از ۷ سالگی تا ۱۴ سالگی رفتم شنا که کلا مادرم تمام شیفت ها منو می‌نوشت تمام شیفت ها من حتی مدال و جام هم دارم ولی آخرش دیگه نتونستم چون تابستون ها هم منو می‌نوشت و هیچ وقت توجه مادرم به من نکرد هیچ وقت و احساس میکنم خشم خیلی زیادی نسبت بهش دارم چون حدود ۶ ماه که رفته ولی نع زنگ زده نه پیام و از بچگی ام زیاد مسافر و جاهایی نرفتم اگه هم رفتم احساس میکنم اصلا خوش نگذشت حالا این فکر ها توی ذهنم میچرخه و پدرم این موضوع مادرم را به هیچ کسی نگفته و ما خودمون داریم زندگی را میچرخانیم و از اینکه دوست هام با دوست های دیگرشون وقت میگدارند احساس بی پوچی میکنم کل این سال ها درس خواندن و تا حالا هیچ اشتباهی ازم سر نزده اگه هم بزنه برای درس بوده که حالا تکلیف ننوشته بودم و از این حرف ها این فکر ها دارند منو اذیت می‌کنند و به بهانه کرونا هم جایی نرفتیم فقط تابستون را رفتم کلاس نقاشی که اونم خیلی پیشرفت داشتم الان توی تابلو هستم ولی دیگه حسش نیست که نقاشی بکشم یا زبان را بخوانم و نمیدونم چرا هر روز میخوام به هر دلیلی گریه کنم من واقعا خودم را یک فردی میدونم که نیاز دارم که درمان شم ولی پدرم اصلا به این ها توجه نمی‌کند و می‌گوید که فقط تو توجه میخوای من واقعا به یک مشاور نیاز دارم و خیلی هم بهشون گفتم ولی اصلا میگه تو میخوای بری چرت و پرت بگی اینکه کل روز با کسی حرف نمیزنم و همش هم افکار مرگ هر روز به سراغم می‌آید و اینم بگم که کسی حرف نمیزنه تو خونه با من سعی کردم قوی باشم و با پاهای خودم بلد بشم مخصوصا الان که مادر ندارم ولی از لحاظی دیگر نمیتونم تحمل کنم احساس میکنم فقط توی یک باتلاقی هستم که فقط دارم دست و پا میزنم
    من واقعا باید چکار کنم دلم نمیخواد مشکلی بعدا داشته باشم یا عقده های بچگی ام به من آسیب بزنه

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما عزیزم
      درک میکنم که رفتن مادر برای شما نیز با نگرانی هایی همراه می باشد و حتی این مسیر ارتباطی و رفتن برایت عصبانیت و ناراحتی هم ایجاد کرده است تجربه همه این موراد طبیعی می باشد اما در هرصورت پدر و مادر شما افراد بالغی هستند که می توانند برای زندگی خودشان تصمیم گیری کنند و شما نیز در احترام بدون وارد شدن به مشکلات آنها و یا به دنبال مقصر گشن احساسات خودت را به هریک از آنها بیان کنی .
      اما در این مسیر خب شما بهتر است که مسیر رشدی خودت را دنبال کنی تا زمان فعلی کلاس شناو نقاشی و … از نظر پدر و یا مادر برای شما می توانست ایجاد موفقیت کند و خب در این مسیر تلاش کرده اند شرایط آن را برای شما ایجاد کنند اما در این مسیر اگر می خواهی آنها را رها کنی بهتر است در اول از خودت بپرسی چرا؟ می خواهی چه کاری را جایگزین انها کنی؟ این رها کردن ارتباطی با خشم و عصبانیتی که تجربه می کنی دارد؟ در هرصورت اگر این مسیر بهتر است که برای زندگی خودت برنامه ریزی داشته باشی و از همان تایمی که برای بودن با دوستانت داری استفاده کنی و خب بعد از آن پدر می تواند به دنبال شما بیاید اگر دائم بخواهی بر نداشته ها تمرکز کنی خب این شرایط را سخت تر می کند.

      پاسخ
  7. الیکا
    الیکا گفته:

    سلام بله درست میگید دلیل ول کردن ام این بود که همش کلاس هایی میرفتم پیش سر اون ها یعنی مدرسه زبان و شنا و خواب این برنامه من بود حتی روز های دیگر هم تکواندو میرفتم آخرش همه را ول کردم به نطر شما نیاز هست که به مشاوره برم

    پاسخ
  8. الیکا
    الیکا گفته:

    و مشکلی که برام پیش آمده این بوده که کلا من حدود ۱ سال این کار را انجام ندادم ناخن هامو هیچ وقت نکردم ولی جدیدن از رفتن مادرم این روند شروع شد من واقعا نمیدونم باید چکار کنم براش هر روش هم امتحان کردم ولی نشد حتی با وجود لاک تلخ نمیدونم ولی وقتی این کار را انجام میدم آروم میشم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      ببین عزیزم این سردرگمی اگر بتواند با کمک روانشناس به صورت حضوری یا تلفنی بررسی شود در کنار اینکه این ناخن کندن را نیز اگر احتمالی بر وجود اضطراب بگذاریم نیاز به بررسی دقیق دارد .
      بهتر است در این مسیر با کمک روانشناس پیش بروید تا با بهبود شرایط روحی عملکرد بهتری در این مسیر نیز تجربه کنید.

      پاسخ
  9. نگار عزیزی
    نگار عزیزی گفته:

    سلام

    من ۱۶ سالمه به تازگی با یه پسر ۱۴ ساله اشنا شدم  داشتم نظرت کاربرا و پاسخ ها رو نگاه میکردم فکر کنم همه ما تو این سن ایجوری هستیم که هرز گاهی انگار ناراحتیم احساس تنهایی میکنیم و یا اینکه یهو عاشق میشیمو…( ا لبته که منم مثل بقیه عاشق شدم و بعدش فهمیدم حس و حال سنمه و…)
    راستش یه سوالی داشتم

    به نظرتون این کار اشتباهی که من باهاش چت میکنم ممکنه که رو روحیاتش تاثیر بدی بزاره یا اونو از اهدافش دور کنه و…
    اینم بگم که خیلی پروعه و گاها بی ادبه
    در عین حال خیلی بامزس و دوست خیلی خوبیه

    با اینکه تو یه بازی انلاین باهاش اشنا شدم
    اما بهترین دوستمه

    شاید سوالم خنده دار باشه ولی اشکالی داره که باهم چت میکنیم

    ممنون از سایت خوبتون♡

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما نگار جان
      اینکه شما شرایط سنی خودت را می شناسی کمک زیادی می کند تا در کنار احترام به احساساتت مسیر رشدی بهتری را تجربه کنی .
      اما در مورد صحبت و چت با این آقای ۱۴ ساله خب این آقا هم وارد سن نوجوانی شده است و خب چت کردن شما ها می تواند وابستگی را برای هردوی شما ایجاد کند هرچند که در زمان فعلی برایتان جنبه سرگرمی داشته باشد در کنار اینکه خب این آقا سن کمتری دارند و خب به همین میزان ممکن است بعد هیجانی برای او بیشتر باشد.
      بهتر هست که حدود یک ارتباط را حفظ کنید و از روابط دائمی و تمرکز بر این روابط خوداری کنید.

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *