روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله
روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله نکات رفتاری و تربیتی خاصی را به همراه دارد. در این دوره نوجوان با کشش های عشقی و عاطفی و از طرفی تلاش برای استقلال شخصیتی دست و پنجه نرم می کند. در این دوره نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله باید همچون یک دوست باشد و از جنبه های نصحیتی و دیکته وار دوری کرد.
نوجوان ۱۶ ساله
ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات مربوط به بلوغ برای هردو جنسیت بسیار زیاد است.

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده شود و سختی این کار در این است که مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.
تکامل احساسات در ۱۶ سالگی
تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت داشته باشند. آنها فهم قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود شاید توسط درد دل کردن در دفتر خاطرات.
ممکن است علاقه بیش تری به خانواده و آداب و رسوم فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.
روانشناسی شناختی نوجوان ۱۶ ساله
از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که قبلا تلاش او برای شناختن با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است.
ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که همان چارچوب های قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید.
اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی و مصرف مواد مخدر
نقاط عطف شناختی در ۱۶ سالگی
- زبان و رفتار در مدرسه و خانه تغییر میدهد
- عادات کاری از خود بروز می دهد. عاداتی که در کودکی به صورت مقدماتی آموخته است.
- منطق پشت افکار یا تصمیمات را توضیح می دهد و درک خود از وقایع را بیان می کند.
پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید با سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آن ها را تشویق کنید که نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد در کنارش هستید. علاوه بر این می توانید به صورت عملی به او کمک کنید مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه به او یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگر تا به حال این کارها را انجام نداده اید).
آن ها به مرور با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کنند، به دانشکده بروند و یا تغییر مکان دهند، تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند و اعتماد به نفس و خود باوری آن ها حفظ می شود.
ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی فرزند شما همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل بزرگسالی رفتارکند که مسولیت پذیر است و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق شده و نگران می شود شما می توانید بیشتراز هر چیز دیگری برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید.
فرزندتان را در گذر از مسیر زندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و توجه کنید که سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست.
در حالی که طبیعت رابطه شما تغییر کرده است و از رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.
کارهایی که باید در ۱۶ سالگی انجام داد
تفاوتها در سطح رشد جسمانی بین جنسیتها در حدود سن ۱۶ سالگی آشکارتر میشود. زنان، که احتمالاً رشد و نمو آن ها تقریباً تمام شده است، در حال کاهش رشد فیزیکی هستند، در حالی که مردان گاهی اوقات تازه شروع به کار میکنند.
در ۱۶ سالگی، بدن یک زن ممکن است بسیار شبیه بدن یک زن بالغ باشد در حالی که یک مرد ممکن است هنوز در حال رشد باشد و ممکن است متوجه رشد بیشتر قد و رشد بیشتر موهای صورت شود. همچنین انتظار می رود که نوجوانان در این سن وزن اضافه کنند و همچنین توزیع مجدد الگوهای چربی را تجربه کنند.
تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان با ایده افزایش وزن در این سن دست و پنجه نرم می کنند، اما تاکید می کند که انجام این کار برای آن ها کاملا طبیعی است. با این حال، علیرغم این واقعیت، تحقیقات نشان می دهد که ۵۰ درصد از زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۸ سال رژیم غذایی دارند.
نوجوانان اغلب در برابر افزایش وزن بسیار مقاوم هستند. اما از نظر رشد برای این سن بسیار طبیعی است.
همچنین ممکن است ببینید نوجوانتان طولانیتر میخوابد و بیشتر غذا میخورد تا با رشدی که تجربه میکند، همگام شود. همچنین، تغییر در ریتم شبانه روزی آنها ممکن است باعث شود که شب دیرتر بیدار بمانند و صبح دیرتر بخوابند.
نقاط عطف فیزیکی پسر ۱۶ ساله
- به رشد فیزیکی خود از جمله رشد عضلات و افزایش وزن ادامه دهید.
- ممکن است رژیم گرفتن را در نظر بگیرد، حتی اگر در این سن ۲ سالگی افزایش وزن انتظار می رود.
- سعی می کند جایگاه فراتری نسبت به اعضای خانواده و به عنوان یک عضو مجزا داشته باشد.
نقاط عطف فیزیکی دختر ۱۶ ساله
- به قضاوت دیگران در مورد ظاهرش توجه خاصی دارد.
- سعی می کند اندام خود در برابر دیگران بپوشاند و یا آن ها را نمایش دهد.(بسته به تیب شخصیت دارد)
- سعی می کند جایگاه اجتماعی پیدا کرده یا جایگاه خود در خانواده را تثبیت کند.
نحوه برخورد با نوجوان ۱۶ ساله
رشد اجتماعی و عاطفی
یک نوجوان ۱۶ ساله می داند که بزرگسالی دور نیست، بنابراین شروع به نشان دادن استقلال بیشتری می کند و کمتر با والدین خود درگیر می شود. آن ها همچنین تصمیم گیری را با در نظر گرفتن این استقلال آغاز خواهند کرد. با این حال، انتخاب های آن ها ممکن است همیشه برای والدینشان درست به نظر نرسد.

«فرزندان شانزده ساله گاهی نظرات همسالانشان را بر نظرات والدینشان سنگین میکنند. «آن ها همیشه عواقب تصمیمات خود را نمی شناسند، اما همانطور که دکتر کن گینزبورگ می گوید والدین باید فانوس دریایی باشند تا نوجوانان را به سمت بندرگاه امن راهنمایی کند. به عبارت دیگر، والدین محدودیت هایی را تعیین می کنند اما به بچه ها اجازه می دهند آب را امتحان کنند. تا زمانی که انتخاب های آن ها تهدید کننده زندگی نباشد.»
اگر فرزندتان تصمیماتی می گیرد که به شما مربوط می شود، با او صحبت کنید. در این شرایط بهتر است که به تغییرات رفتاری توجه کنید، بهویژه اگر نوجوان تان غمگین یا افسرده به نظر میرسد و در صورت لزوم از متخصصان کمک بگیرید.
نوجوانان شانزده ساله در دنیای اجتماعی که شامل دوستی ها و روابط عاشقانه است، ریشه دوانده اند. آن ها ممکن است زمان کمتری را با خانواده خود و زمان بیشتری را با دوستان خود یا علاقه مندی های دوستی خود بگذرانند، یا ممکن است ترجیح دهند زمان بیشتری را نسبت به گذشته تنها بگذرانند.
نوجوانان گاهی اوقات روابط عاشقانه کوتاه و شدیدی را ایجاد می کنند. آن ها ممکن است شخصی را پیدا کنند که احساس کنند کاملاً عاشق او هستند و ۲ هفته بعد از اوجدا شوند.
نوجوانان اغلب تمایلات جنسی قوی دارند و ممکن است از نظر جنسی فعال شوند. در همان زمان، آن ها ممکن است شروع به درک بیشتر در مورد تمایلات جنسی کنند و از ترجیحات خود آگاه شوند.
نقاط عطف اجتماعی و عاطفی
- از تمایلات جنسی آگاه می شود.
- در جستجوی صمیمیت وارد روابط عمیقتر یا عاشقانه می شود.
- نشان دادن علائم اعتماد به نفس و افزایش مقاومت در برابر فشار همسالان

چگونه کودک ۱۶ ساله خود را ایمن نگه داریم
روانشناس نوجوان می گوید سوء مصرف مواد در این سن یک خطر قابل توجه است.
در مورد خطرات سیگار کشیدن، استعمال سیگار، نوشیدن و مصرف مواد مخدر با نوجوان خود صحبت کنید. به عنوان مثال، بسیاری از بچهها نمیدانند که توتون و تنباکو در خودکار وجود دارد یا متوجه نمیشوند که یک ماده شیمیایی درون آن وجود دارد.
مطمئن شوید که بدون استفاده از تاکتیک های ترساندن به آن ها اطلاعات واقعی می دهید. در عوض، خطرات را به آن ها آموزش دهید و همچنین انتظارات خود را در میان بگذارید. طبق گفته اداره خدمات بهداشت روانی و سوء مصرف مواد، مکالمه مداوم می تواند لایه ای از محافظت برای فرزندان شما بیافزاید. و حتماً مراقب نشانههای آزمایش باشید.
«این سن و مرحلهای است که در آن سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و سایر اشکال آسیبرسانی به خود میتوانند در صورت عدم توجه به آن، به شکل جدی درآیند. ارزش این است که با فرزندان خود گفتگوهای صریح داشته باشید.»
چه زمانی باید نگران بود
در این سن، دو دلیل رایج وجود دارد که والدین ممکن است برای نوجوان خود نگران باشند. اول، ممکن است نگران این باشید که فرزندتان از نظر تحصیلی موفق نیست. لغزش نمرات ممکن است به دلیل عدم سازماندهی یا جدا شدن از فرآیند یادگیری نمایش داده شود.
اعتماد به نفس در مورد یادگیری نیز می تواند یک عامل کمک کننده باشد. اولین قدم این است که نگرانی های خود را با معلمان نوجوان خود در میان بگذارید. آن ها ممکن است بتوانند دیدگاه های متفاوتی را ارائه دهند و منابعی را فراهم کنند.
به خاطر داشته باشید که ناتوانیهای یادگیری – مانند نارساخوانی، ممکن است تشخیص داده نشده باشند که میتواند موفقیت تحصیلی را برای کودک غیرممکن کند. نوجوانانی که دارای چالشهای یادگیری هستند معمولاً برای کمک به یادگیری به امکانات متفاوتی نیاز دارند، بنابراین ممکن است بخواهید فرزندتان را در صورت مشکل ارزیابی کنید.
ثانیاً، در حدود ۱۶ سالگی، والدین اغلب علائم هشداردهندهای برای مشکلات سلامت روان یا مشکلات سوء مصرف مواد مشاهده میکنند. اگر چنین است، فوراً با یک متخصص سلامت روان یا یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی تماس بگیرید.
به غرایز خود اعتماد کنید. “اگر چیزی درست نیست، ارزش بررسی کردن را دارد.”
منبع:ساینس دیلی


















سلام من ۱۶ سالمه من یک افسرده تمام ام تا سن ۱۴ سالگی درون گرا بودم ولی وقتی سنم ۱۵ شد خیلی علاقه به حرف زدن شدم ولی توی این ۱ سال حتی آرزوم شده بود که فقط یکی باشه مادر و پدرم از هم طلاق گرفتند و من به پدرم زندگی میکنم حدود ۷ ماهی از طلاق میگذره مشکل اینجاست من هیچ وقت حسی که همه داشتند را تجربه نکردم همیشه یک دختر خوب بودم و درس میخواندم ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم افکار های مرگ هر روز زیاد میشه گاهی اوقات قرص ها را توی دستم میگیرم ولی جرات انجام دادنش را توی وجودم حس نمیکنم این چند وقت ها درس یا چیزی به زور میخواندم هیچ وقت دوستی نداشتم مادرم هم کلا هیچ وقت وقت نمی گذاشت برامون و مشکل کار های خودش بود ولی واقعا دیگه توی وجودم حس میکنم دلم میخواد خودمو بکشم ولی جرات اش را ندارم چند باز انگیزه گرفتم و به زندگی برگشتم ولی دیگه این انگیزه توی وجودم حس نمیکنم هر وقت لحظه های بلند میشم زمین میخورم مشکلی هم توی پول و اینا نداریم اتفاقا هم چی فراهم هست ولی من همیشه تنها هیچ کس توی خونه حتی داداشام با من حرف نزده و هر وقت حرف میزنم توجه نمیکند حالا من فقط تظاهر میکنم که درونگر هستم و دیگه از تنهایی خودم خوش حال باشم گاهی لباس های واقعی ام را بغل میکنم که حسی به من بده که تنها نیستم ولی از وقتی کرونا آمده بهانه کردند و جایی نمیدیم پدرم خودش سفر های کاری داره ولی به خاطر ما که کسی را نداریم می مونه فقط گفت که از کسی انتظار نداشته باش که کاری برات بکنه ۷ ماهه دادم اینو به خودم میگم ولی داغون شدم و پدرم هم از احساس میکنه که من واقعا خوبم حس میکنم که بدون من خیلی براشون خوب تره ولی جرات انجام دادنش را ندارم این افکار حدود ۵ سالمه که توی مغز منه ولی با نادیده گرفتن آن ها و گفتند خوبم عقب انداختم من فقط به یک کسی نیاز دارم که توی زندگی ام باشه این چند اگه اون انجام نشد فقط برای هدفم بود ولی دیگه اون معنی نداره برام من در حال تموم کردن زبان انگلیسی ام هستم و درس هام هم همیشه ۲۰ بود ولی میخوام تا کی ادامه بدم فقط میتونم این حس را کنم که بدون من خیلی خوب هست از اینکه این درد را هر روز دارم توی خودم می بینم خیلی دردناک ولی واقعا من طاقت ندارم و اگه به پدرم بگم به من میخنده و فکر میکنه چون من توجه دیگران را دوست دارم اینجوری میکنه تنها کاری که توی زندگی ام فعلا دارم انجام میدم این هست که به خودم هر روز بگم توی یک دورنگرا هستی و دیگه حرف نزن
سلام من امیرم تقریبا ۱۵ سالمه
مشکلات خیلی زیادی دارم
اول اینکه خیلی عصبی میشم واسه بیشتر کار ها و وقتی عصبانی میشم تنها چیزایی که ارومم میکنن یا مشت زدن ب دیوار یا تنها شدنه واقا نمیدونم چیکنم خودمم خجالت میکشم واسه این رفتارم
دوم اینکه زیاد اجتماعی نیستم یکمم بی دست و پام و اصلا دوستی ندارم
با اینکه کلی سر خودم شلوغ کردم بازم احساس تنهایی خیییلی شدیدی دارم. من ساعت ۱ ظهر تا ۲ ۳ میرم باشگاه صبا هم که از ۹ تا ۱۲ مدرسه مجازی هست کلاس زبان هم میرم بعدظهرا هم میرم ورزش دویدن
با اینهمه کاری که میکنم و اینا کلا احساس بیکاری میکنم الان ساعت ۴ و ۲۵ دقیقه شب هستش
تنها چیزی که خیلی ارومم میکنه و تنها جایی که راحتم شب هست شب. خیلی حالم خوبه شبا. توی شب حتی میتونم بدون یک لحظه استراحت ۱۰۰ صفحه هم درس بنویسم
توی روز حوصلم سر میره و اینکه خیلیم علاقه دارم با جنس مخالف ارتباط داشته باشم که تو ایرانم از شانس بدم
کلا ۲ تا دوست دارم که خیلی وقته پیامی ندادیم
ممنون میشم کمکم کنید
سلام به شما آقا امیر
این عصبانیت هایی که شما تجربه می کنید با شرایط روحی شما ارتباط زیادی دارد و در این مسیر خب اینکه به خودتان با تنهایی فرصت بدهید اصلا چیز بدی نیست و کمک می کند تا بتوانید از واکنش های تند خوداری کنید اما در این مسیر بهتر است که رفتارهای دیگری را برای آرام کردن خودتان استفاده کنید تا آسیب کمتری به خود شما و دیگران وارد شود.
خب اینکه شما برای زندگی روازنه خود برنامه ریزی دارید خیلی خوب و مفید می باشد اما اینکه این برنامه ریزی را بر چه اساسی انتخاب کرده اید نیز اهمیت دارد اینکه از این مسیر لذت می برید و هدفمند می باشد و یا برای فرار و انکار احساسات خود و…
در هرصورت برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز است که به صورت حضوری به روانسناس مراجعه کنید تا در این مسیر بر مبنای شناخت بهتر خودتان و بررسی شرایط روحی بتوانید برای ادامه مسیر تصمیم گیری کنید.
سلام من ۱۶ سالمه البته ۳ ماه دیگه میشم ۱۷ ساله .
وقبلا که راهنمایی بودم دوست پسر داشتم اما الان که بزرگتر شدم دیگه این کار رو انجام نمیدم حتی از پسرا بدم اومده .
امروز که رفتن مدرسه دوستام همش تعریف میکردم که خیلی آزاد هستن و راحت میرن بیرون اما من وقتی به خودم نگاه کردم عصبی شدم و میدونید من آدمی هستم که خیلی کم تنها بیرون میرم و به انتخاب خودم بیشتر با خانواده مبرم بیرون مثلا امروز من درسامو خونده بودم و میگفتم مامان بریم بیرون مامانم بهم محل نداد و چیزی نگفت منم خیلی عصبی شدم گفتم دوستام میرن بیرون ولی من چی من حتی بیرون هم نمیرم تنها من دیگه خسته شدم از این زندگی هر وقت اینو میگم مامانم میگه بزار ۱۸سالت بشه اونوقت آخه شما بگید مگه تو ۱۸ سالگی قراره چی بشه ؟؟
بعد خودم میدونم دوستام که الان راحتن و میرن بیرون با دوست پسراشون یا با دوست هاشون اینا اصلا زندگی خوبی ندارن اما نمیتونم چرا عصبی میشم در ضمن من رابطه ام با مامان و بابام عالیه فقط مشکل اینجاست بابام کارش جوریه که کم پیش میاد بریم بیرون و مامانم هم رانندگی بلد نیست اگه بخوام بریم در حد پارک نزدیک خونه است و وقتی دوستام رو میبینم ناراحت میشم و برا مامانم که تعریف میکنم دیابت داره مامانم قندش میره بالا و باعث میشه خودم بیشتر عصبی بشم .
و من دوست پسرنمیخوام و خانوادم هم بهم کامل اعتماد دارن و مامانم از رابطه قبلی من با خبر بوده .
و اینکه الان دو ساله که من با هیچکس نیستم خوشبختانه چون واقعا فهمیدم خیلی مسخرس این کارا چون پسرا همشون یک جنسن و خیلی ضربه خوردم …
امروز من از هفته قبل خانم گفت که امتحان حضوری دارید پنجشنبه و جمعه خوندم بعد دیروز هم خوندم و امروزم خوندم برا امتحانم و کامل کتاب رو بلد بودم بعد تمام هم کلاسی هم رفته بودن بیرون و چیزی نخوندن و خانم هم اومد اعلام کرد امتحان غیر حضوری و من خیلی گریه کردم چون خیلی خونده بودم و مامانم بازم عصبی شد
و گفت رفتارت با سنت هم خونی نداره
و من بعضی وقتا شب ها میترسم و مامانم میگه تو خیلی بچه ای هنوز و بازم رفتارت به سنت نمیخوره .
واقعا نمیدونم چی درسته چی غلط نماز بخونم با نخونم اصلا چرا ب دنیا اومدم قراره چیکار کنم .
واقعا نمیدونم ابن افکار ابن کار ها خیلی اذیتم میکنه کمکم کنید
سلام به شما دوست عزیز
در مسیر رشدی شما با تجربه دوران نوجوانی تمایل و توجه به جنس مخالف را بیشتر تجربه می کنید و این موضوع کاملا طبیعی می باشد اما در این مسیر نیاز است که شما به شرایط سنی خودتان توجه کنید شما در سن نوجوانی قرار دارید و اینکه بخواهید زمان بیشتری با دوستانتان داشته باشید و یا استقلال بیشتری را تجربه کنید یک امر طبیعی هست اما در این مسیر بهتر است به این موضوع هم توجه کنید که هنجارهای خانوادگی شماها باهم فرد می کند پس اینکه بخواهید خودتان را با یکدیگر مقایسه کنید امکان پذیر نیست .
در هرصورت در این زمان سنی نیاز است که شما به خودتان فرصت بیشتری بدهید زمانی که از نظر سنی و رشدی به شرایط بهتری برسید هم خانواده و هم شما خودتان با هویت تشکیل یافته امادگی بیشتر برای حضور در اجتماع را خواهید داشت.
این سردرگمی هایی که در مسیر موضوعات مختلفی درسی و یا مذهبی دارید هم به دلیل شرایط سنی هست شما با افزایش سن و رشد بهتر می توانید به این سوالات نیز با مشورت با متخصص در هر موضوع و هم اجازه برای رشد و تجربه بتوانید در این مسیر تصمیم گیری کنید.
سلام من دو روز هست همش گریه می کنم همش مخصوصا شب ها قبلا اینجوری نبود همه میگفتن که تو خیلی خوبی همش لبخند رو لباته واقعا خوشحال بودم ولی الان نه همش گریه حتی الان که دارم براتون مینویسم واقعا حالم خوب نیست دوست دارم آهنگ غمگین گوش کنم و گریه کنم و واقعا ناراحتم و نمیدونم چرا البته تنهام نه از نظر چند نفر دورم باشم از تو تنهام مامانم خواهر هاش رو داره بابام دوست هاش و خواهرم هم دوستاش و منم تنهام الان اصلا کم نمیزارن برام پلی واقعا حالم خوب نیست و دوست نداشتم که گریم رو کسی ببینه من کسی بودم که همه میگفتن وقتی ناراحت باشیم باید تو بیای و حالمون رو خوب کنیم و همه با خنده های من میخندیدن میشه کمک م کنید
سلام به شما سارینا جان
در اول اینکه خب شما هم مانند هر انسان دیگری گاهی می توانید احساس غم و اندوه را تجربه کنید و با گریه کنید که نمایش بیرونی احساسات شما می باشد که اصلا هم چیز بدی نیست و نشان از ضعیف بودن فرد ندارد بلکه نشان می دهد که موضوعی شما را غمگین کرده است که این غم باعث ایجاد گریه می شود.
در این مسیر بهتر است بجای سرزنش کردن خودت که چرا گریه می کنی به این فکر کنی که چیزی باعث ایجاد این احساس شده است و با تجربه چه شرایطی این احساس می تواند تغییر کند. البته شما از تنهایی صحبت می کنید که خب این می تواند ناراحت کننده باشد مخصوصا در سن نوجوانی تمایل به بودن در جمع دوستان و همسالان بیشتر می شود در این مسیر خب شما می توانید در کنار ارتباط با خانواده و فامیل روابطی که متناسب با هنجارهای خانوادگی شما باشد را با مشورت با پدر و مادرتان با دوستان خودتان داشته باشید در این حالت به نیاز به بودن با همسالان خودت هم پاسخ می دهی و می توانی در این مسیر نتیجه گیری بهتری داشته باشی.
سلام خسته نباشید دختر هستم تقریبا ۱۶ ساله امسال نتونستم مدرسه ای که برای دهم می خواستم قبول بشم و حس می کنم بعد از اتمام جلسه ی آزمون اعتماد به نفسم بسیار پایین شده . با توجه به حرف های بقیه و چیز هایی که خودم به یقین از وجود اون ها در خودم مطلع هستم اینه که من آدمی کمال گرا هستم تا قبل از این سن دختری با اعتماد به نفس خوش صحبت و درسم بسیار عالی و توی مدرسه حرف اول رو می زدم . اما امسال دید دیگه ای نسبت به زندگی پیدا کردم که باعث شده از آینده بترسم . من دنبال زندگی ای مستقل هستم من بچه ی اول هستم و خواهری کوچک تر از خودم دارم الگو او هستم و همچنین نوه ها چون نوه ی اول هستم . حس می کنم تا آلام شکستی به این بزرگی تجربه نکردم یا اگر تجربه کردم هیچ وقت با دید الانم بهش توجه نکردم . من در مدرسه ی غیر انتفاعی دیگری قبول شدم . قبل از اون توی مدرسه ی دولتی درس می خوندم رشته ی من ریاضیه بسیار سخت گرفته میشه به من و یک بخش زیادی از این سختی مربوط به ۲ سال کرونایی هست . فردی هستم که تا وقتی که نیاز نباشه سراغ انجام وظایف نمی رم . دنبال عشق و عاشقی نیستم . و هر چند که دارم با این افکار و خیال بافی های این دوران کنار میام . دلم نمی خواد آینده ام با افکار مضخرف این دوره و عشق و عاشقی هدر بره . امسال من به حجم بالایی از افسردگی و غم رسیده ام . با بیشتر قسمت هایترسناک زندگی دارم رو به رو می شم . خیلی به اطرافیانم توجه می کنم به این که چطور شدم اینی که الان هستن . امسال انقدر افت تحصیلی داشتم که واقعا از خودم نا امیدم. تحمل این همه شکست رو ندارم شاید از نظر شما چیزی نباشه ولی من نمی خوام این طوری بشه وضعیت آینده ام نمی خوام مثل مردمان عادی ای که هر روز از کنارشون رد می شم و حسرت رو توی چشماشون می بینم بشم . اما از یک طرف بی انگیزه ام بی توجه شدم به درسم. روی اهدافم متمرکز نیستم . و خیلی ضعیف شده ام و برای مت مقدور هست که تا صبح گریه کنم. می خوام از امسال برای کنکور بخونم به امید رتبه ی خوب . اما با این حال همش دارم ضد حال می خورم . من روحیه ی رقابتی ندارم چون اگر توی رقابت قرار بگیرم اگر فقط یک درصد کمتر از اون افراد باشم واقعا خودمو می بازم .مثل الان . پدر و مادرم خداروشکر برای من چیزی کم نگذاشته اند . مشکل اصلی من خودم هست می خوام بی دغدغه درسم رو بخونم .اما نمی تونم برام سخت شده که برم سمت کتابام . لطفا من رو راهنمایی کنید تا بتونم به وضعیت قبل برگردم من می خوام دوباره بهترین باشم. تحمل پایین بودنو ندارم. لطفا کمکم کنید . درضمن من خیلی پرخاشگر هم هستم . لطفا درمورد اصلاح کردن رفتار هایم به من پیشنهادی بدید و من رو از افسردگی ای که دارم نجات بدید. پدر و مادرم زیاد به مشاور و روان شناس اعتقاد ندارن و فکر می کنن من خوش و خرم دارم زندگی می کنم. من رو از نفس منفی ای که دارم و از بی ارادگی ام نجات بدید . تا آخر عمر دعاگویتان هستم .
سلام به شما دوست عزیز
خب اینکه شما هدفی برای خودت قرار داده ای و به آن نرسیده ای تا اینجا اگر احساس غم و اندوه کنی و حتی گاهی از خودت هم عصبانی باشی که شاید تلاش لازم را نکرده ای کاملا طبیعی هست اما اگر این شرایط ادامه پیدا کرد و باعث شد شما از داشته هایت در مکان و مسیر دیگری نتوانی استفاده کنی در این حالت نیاز است که شرایط روحی شما مورد بررسی قرار گیرد چون شرایط روحی شما تاثیر زیادی بر عملکرد و شرایط درسی و رفتاری شما خواهد داشت و با توجه به اینکه بیان می کنی با افت تحصیلی مواجهه شده ای و نمی توانی عملکرد اصلیت را داشته باشید و همچنین اینکه پرخاشگری نیز داری بهتر است که این شرایط بررسی دقیق شود تا بتوانیم در طی جلسات به شما کمک کنیم در شرایط روحی بهتری مسیر رشدی خودت را دنبال کنی.
تا زمانی که شما خودت را به پدر و مادر شاد و خوشحال و بدون مشکل معرفی کنی نمی توانیم توقع داشته باشیم آنها برداشت دیگری داشته باشند اگر قرار بر کمک کردن آنها به شما هست بهتر است در زمان مناسبی در احترام در مورد احساسات و شرایط روحی که دارید و شرایط درسیتان تا میزانی که برایت قابل قبول هست صحبت کنی و بخواهی که شرایط مراجعه به روانشناس را برایت ایجاد کنند.
سلام من امیرحسین هستم سلام میکنم به شماعزیزان ومحترم میخواستم بگم۱- که من عاشق نوه دخترخالم ودخترعمم شدم چجوری بهشون بگم عاشقت هستم؟۲-مخش روچجوری بزنم شمارشونوچجوری بگیرم درحالی که نوه دخترخالم پایه هست ولی دخترعمم اصلاپانمیده چکاری انجام بدم که بهم علاقه مندبشه واینکه راهی هست؟من ۱۹سالم هست وچیزی هم راجع به غلبه برترس بهم معرفی میکنید؟مرسی ازتون
سلام به شما آقا امیر حسین
احساساتی که به جنس مخالف تجربه می کنید قابل احترام هست اما همین که شما بیان می کنید از دو خانم باهم خوشتان می آید نشان می دهد که هنوز به شناخت لازم نسبت به خودتان نرسیده اید در کنار اینکه ارتباط نیازی به مخ زنی ندارد بلکه در مسیر تعامل شکل می گیرد و بستگی زیادی به روند رفتاری و برخوردهای شما و هدف و مسیرتان دارد.
در این مسیر در کنار احترام به احساسات بهتر است به خودتان فرصت بیشتری بدهید و اجازه بدهید در مورد این ارتباطات در شرایط سنی بالاتر تصمیم گیری کنید.
در مورد غلبه بر ترس نیز در اول نیاز است که ترس شما توسط روانشناس بررسی شود و اگر ترسی وجود دارد در روند درمانی درمان شود چون همیشه خود درمانی جواب گو نیست.
سلام.۱۶ سال دارم و دختر هستم.احتمالا افسردگی دارم.بهر حال این فقط یک برچسبه و مشکل من پیچیده تر است.زندگی برای من معنایی ندارد ،دیگر چیزی مرا خوشحال یا ناراحت نمی کند.همیشه اهنگ گوش می کنم.احتمالا همجنسگرا هستم و اینکه از درون از کودکی پسر بودم.به یکی از هم مدرسه ای ام علاقه دارم که دختر است و نمیدونم به او اعتراف کنم یا نه(احتمالا نمی کنم چون هر عشقی از دور زیبا و خداگونه است).الکی شاد یا غمگین می شوم و راهی برای تخلیه احساسات منفی ندارم(البته گاهی به دیوار مشت می زنم و خوب حالم بهتر می شود).
افکارم انقدر روی هم انباشته شده که حوصله فکر کردن به مشکلاتم را دیگر ندارم .در واقع دیگر حوصله مدرسه هم ندارم.وقتی به مشکلات اهمیت نمی دهم خوشحال ترم . به خودکشی چند بار فکر کردم(حالا کی شجاعت کشتن خودش رو داره).امروز میروم پیش روان شناس .امید وارم به یک نوجوان سالم با افکاری سالم و زندگی و اینده ای بهتر شوم.لطفا بگویید مشکل من چیست
سلام به شما ثمین جان
ببین عزیزم شما در سن نوجوانی قرار دارید و خب در این مسیر تجربه یک سری احساسات و نیازها طبیعی می باشد اما خب اگر از نظر روحی در شرایط خوبی قرار ندارید و یا فکر می کنید تمایلات جنسی و عاطفی شما با جنسیتی که دارید همخوانی ندارد خب این موارد موضوع مهمی می باشد و بهتر است تحت جلسات روان درمانی به این مشکلات رسیدگی کنید و خب برای اینکه متخصص هم بتواند به شما کمک کند نیاز به زمان و ایجاد تعامل باهم دارید.
اینکه تصمیم گرفته ای با متخصص این مسیر را طی کنی کمک زیادی به شما می کند تا بتوانی در شرایط بهتری مسیر رشدی خودت را طی کنی.
با سلام خدمت شما خیلی خیلی خسته شدم من پدر پسر۱۷ ساله هستم،فرزندم فوق العاده با ادب هست ولی متاسفانه فقط در بیرون خانه به این حالته ودر خانه عکس العملش فوق العاده نا مناسبه ،در کل روز سه بار میاد بیرون اونم موقع غذا هست مادام داخل اتاقشه و با موبایلش درحال بازیه در زمان بازی هم همش یا داره فش میده یا چیزی رو میشکنه البنه جلوی من این کار رو نمیکنه زمانی که من نیستم خونه این کارها رو میکنه ،در زمانی که خونه هستم برای بازی عصبی میشه ولی سعی میکنه خیلی واکنش نشون نده ،حقیقتا خیلی نگرانم درس ش قبلا خیلی خوب بود ولی دو سالی هست افت شدیدی پیدا کرده قبلا باهاش بحث میکردم ولی الان مدت چند ماهی هست سعی میکنم خودم رو کنترل کنم و باهاش دوست باشم ولی متاسفانه اصلا با ما ارتباط برقرار نمیکنه و به هیج عنوان با ما حرف نمیزنه نمیدونم چکار کنم چند بار بردمش مشاوره ولی تو جلسه سوم بنا به دلایلی قطع کرد ودیگه نرفت خدایی اگر میتونید کمکم کنید واقعا دیگه بریدم من شماره موبایلم رو میزارم اگر کسی تجربه داره ممنون میشم راهنماییم کنه ۰۹۱۹۰۶۳۱۴۹۶
سلام دختری ۱۵ ساله هستم و مشکلی در مدرسه دارم اول این که من با شخصی دوست شدم دلیل دوستیم این بود که تصور میکردم اون شخص فردی درسخون هستش وفکر میکردم از نظر علایق خیلی تفاهم داریم ولی اون شخص هی بهم تهمت میزد و می گفت من دروغ میگم مدام بهم پز میداد که من خانوادم فلانن درسام اینجوریه و… و در آخر من نتونستم تحمل کنم و خواستم با ادب و احترام دوستیمون تموم کنم ولی اون به شدت واکنش نشون داد و هر چی از دهنش در میومد بهم گفت از هیکل و دندونام گرفته تا به قیافه گربم توهین کرد و مشکل من اینه که این فرد با من هم کلاسی و من نمیدونم باید چطوری با اون رفتار کنم . تو مدرسه من فردی هستم که درس برام خیلی مهمه و اهدافم همه مربوط به درس خوندن هستش و نمیخوام مزاحمم بشه و مشکل دیگم اینه که من تو مدرسه خیلی تنهام و واقعا نمیتونم دوستی که بهش احتیاج دارمو پیدا کنم من یه آدم خوب میخوام که مشخصا هم جنسم باشه و درس خون باشه ولی بازم اطلاعاتی از بقیه چیز ها داشته باشه بتونم دوکلمه راجب نمیدونم یه فیلم باهاش صحبت بکنم و متاسفانه همچین دوستی تا الان پیدا نکردم شایدم من خیلی توقعم از دوستی بالاست دوستان زیادی تا الان داشتم ولی یا درسخون نبودن یا فقط سرشون تو کتاب بوده و حرف زدن باهاشون خسته کننده بوده
سلام به شما عزیزم
ببین عزیزم اینکه او چگونه به این مسائل واکنش نشان داده است خب سبک رفتاری و شخصیتی خودش را نمایش می دهد و شما می توانی در یک رابطه در احترام به عنوان همکلاسی مسیر رشدی خودت را دنبال کنی.
اما عزیزم دقت کن که در روابط دوستی نیاز است در کنار توجه به علایق خودت به علایق و هنجارهایی که برای دیگری مهم هست هم توجه کنی تا بتوانی یک ارتباط سازنده تر داشته باشی.
در هرصورت افراد ویژگی های مثبت و منفی خودشان را دارند و خب شما نمی توانید دقیقا فردی را پیدا کنی که اندزاه شما درس بخواند، علایق شما شما یکسان باشد و… اما در یک مسیر ارتباطی با فردی که از نظر اخلاقی و رفتاری خوب هست و اهل درس خواندن خب می توانید در کنار هم چیزهای جدیدی یاد بگیرید.
سلام،من پسر۱۶ساله هستم عادت به خودارضایی و دیدن فیلم های مستهجن دارم لطفا کمکم کنید.
سلام به شما دوست عزیز
دقت کن که تجربه نیازهای جنسی در سن شما یک امر طبیعی هست اما اگر بخواهی دائم خودت را در معرض فیلم، عکسف چت و… قرار بدهی خب اینکه این نیاز را بیش از معمول ان تجربه کنی یک امر طبیعی هست و با توجه به اینکه تحریک شدن می تواند با خودارضایی همراه شود خب تعداد دفعات خودارضایی شما افزایش می یابد.
در این مسیر بهتر است که سعی کنی لیستی از اولویت ها و کارهای مهمی که در این سن داری و به آنها علاقه داری و برای آینده ات مفید است تهیه کنیف در کنار اینکه عوامل تجریک کننده برای خودارضایی را بشناسی حتی زمان و مکان های خودارضایی .
برای زندگی خودت براساس اولویت و کارهای لذت بخش بهتر است برنامه ریزی کنی و بسته به میزان خودارضایی ان را مدیریت کنید مثلا اگر هرروز این عمل را دارید خب بهتر است در اول ان را به سه روز یکبار در زمان مشخص و بدون محرک ها قرار بدهی و بعد به هفته ای یکبار و به همین روال زمان ان را بیشتر کنی و در زمان های که خودارضایی داشته ای کارهایی را جایگزین کنی که برایت لذت بخش هست .
به مرور با دادن زمان و نگاه واقعبینانه به شرایط می توانید شرایط بهتری را تجربه کنید.