تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

روانشناسی نوجوان ۱۶ ساله

ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است. پسرها بعد از دخترها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی و پرمو می شود، ولی مشکلات  مربوط به بلوغ برای هردو جنس بسیار زیاد است.

از نظر احساسی، فرزند شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده  شود و سختی این کار در این  است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد. آنها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آنها به خودشان با تعبیری که شما از هویت  وشخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.

تکامل احساسات آنها منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آنها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگیشان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها  تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آنها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. انها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش  گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آنها بلند پروازند. مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که  روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند. مهارت های تحصیلی آنها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید. اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا  در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی.

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آنها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد  درکنارش هستید. می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگرتا به حال این کارها را انجام نداده اید). آنها با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه وارد شدن به اعتماد به نفسشان  شود بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند اعتماد به نفس و خود باوری آنها حفظ شود.

ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسولیت پذیری دارد و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق  و سراسیمه می شود شما هستید که می توانید بیشتراز هر چیزی  برای او پناهگاهی امن  و مطمئن از نظر احساسی  فراهم کنید .

فرزندتان را در گذر از مسیرزندگی  برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان  بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست. در حالیکه طبیعت رابطه شما تغییر کرده است واز رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آنها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آنها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۲۳ نظر

  1. shady گفت:

    سلام.من پسری ۱۶ ساله دارم.پسر آروم و مودبیه و امروز با موردی برخورد کردم که واقعا موندم چطور برخورد کنم.از چند روز قبل متوجه رفتار عجیبش با دختر خاله ۹ سالش شده بودم.سعی میکرد تو جاهای خلوت با دختر خالش تنها باشه.اول شک نکردم اما دیروز خواهر زادم که خیلی ترسیده بود برای خواهرم تعریف کرده پسرم رفتارهای بدی باهاش انجام داده.باور کنید از ترس و ناراحتی نمیدونم باید چیکار کنم.چه برخوردی باهاش داشته باشم.به روش بیارم رفتارش رو یا کار دیگه؟

  2. زاهد گفت:

    سلام دوست عزیز.آیا پسرتون فیلمها یا کلیپ های مستهجن تماشا میکنه؟برنامه های ماهواره چطور؟ ارتباط پدر و فرزندتون چگونه هست؟ پوشش خودتون توی خونه به چه صورته؟ تا حالا روی مدرسه یا دوستانش کنترل داشته اید؟

  3. shady گفت:

    فیلم ممکن نیست دیده باشه اما امکان داره کلیپ های تو موبایل رو دیده باشه.البته همیشه گوشیشو پنهانی چک میکردم و هرگز تو گوشیش چیز نامناسبی نداشته.ماهواره هم دارم اما هیچ علاقه ای به دیدنش نداشته.خودم همیشه خونه هستم و همه کانالهای غیر مجاز ماهواره رو حذف کردم.ارتباطش با پدرش بد نیست و کمی هم از پدرش میترسه ولی درکل ما هم میونه خوبی دارم.خودمم هیچ وقت لباط نامناسب نمی پوشم.

  4. پروانه گفت:

    سلام پسر شما الان درشرف سن بلوغ هست و این کنجکاوی ها میتونه طبیعی باشه.احتمال زیاد داره که پسرتون در بین دوستانش چیزی دیده باشه یا شنیده باشه و این مسئله باعث تحریک کنجکاویش شده.شما باید سعی کنیدکنجکاویش رو به سمت مثبت تغییر بدید

  5. زاهد گفت:

    سلام در مورد انگیزه انجام اینکار توسط پسرتون ،خب خیلی مسایل میتونن دخالت داشته باشن.یک مقدار مربوط به هیجان های غیر قابل کنترل دوران بلوغ هست.یک مقدارش ممکنه تقلید از یک فیلم باشه که کاملا بی خبر از شما و مثلا توی گوشی دوستش دیده بوده یا…
    نحوه برخورد شما :
    ۱- بهتره اصلا و ابدا بروی فرزندتون نیایین .اگه مستقیم یا حتی غیر مستقیم یا حتی غیر مستقیم به روی اون بیارین فقط موجب گستاخ شدن اون خواهید شد.در چنین مواردی خیلی باید با دقت عمل کرد.
    ۲- فعلا و تا مدتی بعد که تمهیدات لازم رو انجام بدین،به هر شکل از تنها موندن پسرتون با دختر و پسر های خردسال فامیل و آشنا جلوگیری کنین
    ۳- به پسرتون پیشنهاد بدین که به اتفاق شما یک مشاور بیاد .بهش میتونین بگین که همه نوجوون ها در مرحله بلوغ نیاز به مشاوره دارن و این امری طبیعیه.اجازه بدین که در غیاب شما و دراتاق مشاور،احساسات خودش رو تخلیه کنه و کمک لازم رو بگیره.

  6. مرحمت گفت:

    اگرنسبت به شما یا پدرش شرم داره غیر مستقیم بهش گوشزد کنید که حواستون به کارهاش هست.و همچنین در مورد ادب و حیایی که کلا در برخورد با دختر ها باید داشته باشه.براش توضیح بدید تا بلایی سر سه دختری نیوورده.واقعا بچه اگه توی خونه و از خانواده اش ادب برخورد با جنس مخالفش رو یاد نگیره واقعا از کجا میخواد یاد بگیره؟

  7. itsme گفت:

    به نظر من دختر خواهرتون رو بفرستید پیش مشاور.یه چیز دیگه اینکه رابطه شوهر و پسرتون رو خوب کنین.مثلا پیش شوهرتون از کارای خوب پسرتون تعریف کنی که دلشون با پسرتون رفیق بشه.موقعیتی پیش بیارید که به جای تلویزیون بشینن فرضا منچ بازی کنن یا غذا بپزید شام برید بیرون

  8. زهرا گفت:

    سلام من ۴۵ ساله هستم و یه فرزند ۱۶ ساله دارم ۱۶ سال فرزندم با من زندگی کرد ۱۴ سال از همسرم جدا شدم امسال تصمیم به ازدواج گرفتم فرزندم بعد از شنیدن از منزل فرار و برای قهر به منزل پدرش رفت و بعد از دو روز به منزل برگشت و من را از منزل بیرون کرد من اکنون باز به دلیل اینکه ایشان مشکلاتی از جمله سیگار پیدا کرده باز به منزل میخواهم برگردم قابل به ذکر است در این مدت ناهار شام و تمییز کردم منزل رو به عهده داشتم و یک خانه نزدیک خانه ایشان گرفتم.منو راهنمایی کنید

  9. مرحمت گفت:

    اینجور که مشخصه بچه شما پسره و معمولا پسر ها با ناپدری سخت کنار میان همون جور که دخترا معمولا با نامادری ناسازگاری دارن.مشخصه نمیتونه همسر ما رو به عنوان پدر قبلو کنه که البته قرارم نیست جای پدرش باشه از یه طرفم تو سن حساسیه و دچار این بحران ها شده.اگه به قول خودتون بچه حرف شنویی بود می شد ببریش پیش مشاور تااون براش توضیح بده که تو هم نیاز به یه هم دم داری و قرار نیست تا ابد تنها بمونی و اونم بلاخره یه روز میره سر خونه زندگی خودش و همسر شما قصد نداره جای پدرش رو پر کنه تا زمانی که نتونه این موضوع رو درک کنه این ناسازگاری ها ادامه داره

  10. امین گفت:

    سلام و خسته نباشید،من پسری ۱۶ ساله هستم؛که یه مشکل جنسی دارم،لطفا به دادم برسین؛ممنون.

  11. محمد گفت:

    سلام
    پسری ۱۶ ساله هستم که به نوه عمم که دختری ۱۴ ساله است علاقه ی بسیار زیادی پیدا کرده ام بطوری که گاهی که چند ماه از دیدن او میگذرد ناخوداگاه برای دوریش گریه میکنم
    بنظر شما از حسم نسبت به او او را مطلع کنم یا خیر

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام محمد. ببین حسی که داری خیلی قشنگه و بهتره پیش خودت نگه داری. چون ممکنه اون این حس رو نسبت به تو نداشته باشه و ازت فرار کنه و دور بشه. بعلاوه ممکنه حس خودت تغییر کنه وقتی بزرگ تر بشی و این احساس هم چون توی خانواده است بعدا ممکنه اذیتت کنه و پشیمون بشی که گفتی.
      برای سوالات بیشتر میت ونی به پرتال گفتگو یا مشاوره آنلاین مراجعه کنی.
      http://moshaver.kodakonojavan.com/

  12. متین گفت:

    سلام.پسری دارم ۱۵ ساله که در درشهاش بسیار اهل رقابت کردن و الان به خاطر رقابت با یکی از دوستاش خیلی رنجور و حساس شده و نمیدونم چطور باید باهاش حرف بزنم؟ و چطوری اعتماد به نفسش رو افزایش بدم

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام. احتمالا پسر شما خیلی کمال گراست و مدام اضطراب دارد که مبادا بهترین نباشد در بین دیگران و تحسین نشود. احتمالا همان طور که گفتید اعتماد به نفسش هم کم است و نیاز به تایید زیاد دیگران. آیا از کودکی زیاد از وی توقع داشتید؟ و اینکه سرزنش زیادی می کردید؟

  13. مبینا گفت:

    سلام خواهری دارم ۱۶ساله.مادر فوت شده وما یه زن بابا داریم.ماهمگی متاهلیم.وفقط خواهرم که۱۶ساله شه مجرده.وبه شددددت با زن بابام مشکل داره.زن بابام هم از اون زنهای عصبیه که هیچ حرفی تو کتش نمیره وپدرمون هم پشتشه.خواهرم هم ازبس با زن بابام کشمکش داره توخونه بند نیست.با یه پسرتوتلگرام چت میکنه.دوستای ناباب پیداکرده که فکر میکنه اون دخترها هرچی بگن درست همونه.هرچی هم میگیم اینکارا رو نکن میگه شماها قدیمی هستین وحال منو درک نمیکنید.میگه شمااگه جای من باشید هم همین کارو میکنید درصورتی که ما همین روزها روپیش زن بابامون گذروندیم ولی خب مثل این رفتارنکردیم.واقعا هم رفتارای زن بابامون غیرقابل تحمله.یه پیرزن بداخلاق عصبی همیشه درحال ناله.هیچ کس هم حق نداره بهش بگه بالاچشمت ابرویه.حتی یه بارخاهرم بعدازیه دعوا بازن بابام به قصدخودکشی کلی قرص مصرف کرد.که ما متوجه شدیم و…
    حالا واقعا نمیدونم با این زن باباوخواهرمون چه کنیم.واقعا مستاصلیم.

    • روانشناس کودک گفت:

      با سلام. خواهر شما در سن حساسی هست و مطمئنا تحمل هر نوع خشونت و سخت گیری رو نداره و هر نوجوانی متفاوته و خودتون رو مقایسه نکنید بخصوص اینکه الان وضعیت احتماعی شرایط نوجوان ها رو حساس تر کرده. باید به صورت خانوادگی مورد مشاوره قرار بگیرن وگرنه شرایط خواهرتون بدتر میشه متاسفانه. ممکنه الان افسرده شده باشه و بیشتر رفتارهای خودکشی یا شبه خودکشی رو برور بده.

  14. محمد گفت:

    سلام. من ۱۶ سال دارم. چند ساله یه حس عجیبی دارم. دوست دارم علاوه بر ارتباط با دوستان هم جنس با افراد غیر هم جنس هم ارتباط داشته باشم. ولی این برام مقدور نیست. به همین دلیل چند روزیست که با خودم می گم اگه یه خواهر هم سن خودم داشتم، می تونستم راحت با اون بدون هیچ مشکلی رابطه بر قرار کنم. یه برادر کوچک دارم ولی این مشکلی رو حل نکرده. احساس می کنم به یه نفر احتیاج دارم. مثلا وقتی دوستانم درباره خواهرشان حرف می زنم، تو دلم خیلی افسوس می خورم. می خواستم این حس رو فراموش کنم اما نتونستم. لطفا کمکم کنید. ممنون.

    • روانشناس کودک گفت:

      سلام محمد عزیز. این حس تو که دوست داری با جنس مخالف صحبت کنی تو این سن خیلی طبیعیه… اگر کمی بگذری و بری توی اجتماع و دانشگاه و مراحل بالاتر فرصت بیشتری برای هم چین ارتباطی داری نگران نباش. خب بهر حال برای خواهر داشتن که کاری از دست کسی برنمیاد ولی می تونی مهارت های اجتماعیت رو قوی کنی و جنس مخالف رو خوب بشناسی و سعی کنی بعدها دوستی های سالم و دور از مسئله با جنس مخالفت توی دانشگاه و محل کار داشته باشی.

  15. Zahra گفت:

    سلام من دختری ۱۶ ساله هستم… و چند وقت قبل با پسری از فامیل نزدیک دوست شدم و خیلی هم دوسش دارم …۵روزی میشه که برادرش فوت کرده و خیلی برام عزیز بوده و حال من خیلی بده…مادرم از این جریان ها باخبره… اما دیروز که باهم صحبت میکردیم به دلیل اینکه رابطه صمیمی با مامانم دارم عکس یه آقا رو به من نشون داد و گفت که دوسش دارم اونم منو دوست داره و ولم نمیکنه اون آقا دکتری بود که برادرم رو عمل کرده بود… خیلی روی رفتارهای مادر و پدر تمرکز کردم اونا که عاشق هم بودن رفتاراشون یجوری شده و بعد از همه ی اینا ۳ شب پیش که دکتر بودم گفت که دریچه و ضربان قلبم مشکل داره همه حس های بد بهم هجوم آورده و نمیدونم چطوری با این مشکلات کنار بیام از جایی هم که خیلی حساس و زود رنج هستم خیلی وضعیت روحیم بدهِ…لطفا کمکم کنید

    • روانشناس کودک گفت:

      سلام زهرا جان.. خب تمام این مسائل با هم اذیت کننده هستند. خب مسلما نمیشه در یک کامنت کمک کرد و هر مسئله با توجه به نیروهای بیرونی قابل کنترل نیستند از جانب تو… مسئله اول اینکه خب فوت برادر کسی که دوسش داری اتفاقی هست که رخ داده و باید بپذیری سعی کن با اون فرد جوری رفتار کنی تا بتونه غمش رو فراموش کنه… بعد از اون در مورد مادرت هر تصمیمی نگیر و فکر بدی نکن.. بهش زمان بده خودش باید تصمیم درست رو بگیره.

  16. محمد گفت:

    سلام پسری ۱۶ ساله هستم مشکل من اینه که هیچوقت نمیتونم با خانواده ام رابطه گرمی برقرار کنم خیلی از از خانواده ام دور شدم نمیتونم حرفایی که تو دلمه بگم براشون انگار همه برای من غریبه هستند . یه دوست دارم که فقط با اون راحت میتونم حرف دلمو بگم .من خیلی زود عصبانی میشم ولی دوباره پشیمون میشم و من خیلی خجالتی ام این موضوع باعث شده همیشه مورد تحقیر خانواده ام قرار بگیرم مثلا میگن دست و پا چلفتی نمیتونه یه کار ساده انجام بده یا حرف زدن بلد نیست همیشه مورد تمسخر خواهرم قرار میگیرم و بقیه مامانم چیزیش نمیگه منم خیلی عصبی میشم ولی در هر حال چیزی بگم بازم کسی درک نمیکنه فقط خدا از دل من خبر داره میخوام شاد باشم نمیتونم شب ها کلا داغونم تو جمع همیشه تحقیر میشم . بعضی وقتا فکرهای ناجوری به سرم میزنه. تو یه اتاق تنها اهنگهای غمگین گوش میدم این کاره شب و روزم شده. فکر میکنم همه دارن منو تحمل میکنن.خانواده ام به حرفام گوش نمیدن . انگار تمام خانواده من برای من غریبه هستن . بعضی وقتا از شدت عصبانی بودن نمیدونم چی میگم . حتی میگم من الکی زندگی میکنم. حتی به جهنم راضی هستم.ht

    • روانشناس کودک گفت:

      سلام محمد عزیز.. خب این مهمه که خانوادت وضعیت تورو درک کنن و یاد بگیرن به حرفات خوب گوش بدن و بهر حال تو رو به حساب بیارند. اما ایا تا بحال این مسئله رو بهشون گفتی؟ به اونا حق بده که نمی دونن دقیق خواسته تو چی هست و تو باید این رو براشون باز کنی. بعلاوه حساسیت خودت رو نسبت به شوخی ها و ایراد گرفتن های بقیه کم کن. چون این مسئله ممکنه برای همه اتفاق بیفته.. باید اعتماد به نفست رو بالا ببری که این جور مسائل کمتر اذیتت کنند. حواست هم باشه اگر همین طور گوشه گیری کنی کم کم افسرده میشی.

نظر دهید

سوال امنیتی *