روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله
روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله، نکات تربیتی، روانشناسی دختر ۱۷ ساله و عشق در ۱۷ سالگی همه در این مقاله آمده است. این سن حساس است لحظه ای فرارسیده که معلوم نیست فرزند شما هنوز بچه است یا نه؟ ممکن است فکر کنید بچه ای که از اولین لحظات زندگی تا نزدیک دوره بزرگسالی تربیت کرده اید، برای مستقل شدن آماده است و دیگر به کمک شما نیاز ندارد، درصورتی که این فکر واقعا اشتباه است. ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است.
روانشناسی دختر ۱۷ ساله

پسر ۱۷ ساله
تکامل احساسات پسر ۱۷ ساله نی نی سایت منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی می شود مثل اینکه آن ها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگی شان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت داشته باشند. آنها فهم قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود شاید توسط درد دل کردن در دفتر خاطرات.
ممکن است علاقه بیش تری به خانواده و آداب و رسوم فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها و عشق در ۱۷ سالگی تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آن ها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. ان ها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.
پیشنهاد مشاور: روانشناسی پسر ۱۸ ساله
رشد شناختی نوجوانان
از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که قبلا تلاش او برای شناختن با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آن ها بلند پروازند.
مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص خودشان را دارند.
مهارت های تحصیلی آن ها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که همان چارچوب های قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید. اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی.
پیشنهاد مشاور: افسردگی نوجوانان
رشد عاطفی
روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله رشد عاطفی زیر را تجربه می کنند:
- توانایی روابط دوستانه طولانی مدت، متقابل و سالمی دارند.
- احساسات خود را به خوبیدرک کرده و توانایی تجزیه و تحلیل چرایی احساس را دارد.
- شروع کنید به ارزش کمتری برای ظاهر و بیشتر به شخصیت
- بلند مدت فکر می کند
- اهدافی را تعیین می کند
- خود را با همسالانش مقایسه می کند

کمک به نوجوان در رشد اجتماعی
موارد زیر را به عنوان راه هایی برای تقویت توانایی های اجتماعی نوجوان خود در نظر بگیرید:
- نوجوان خود را تشویق کنید تا با چالش های جدید روبرو شود.
- با نوجوان خود در مورد نادیده گرفتن خود در روابط گروهی صحبت کنید.
- نوجوان خود را تشویق کنید تا با یک فرد بزرگسال مورد اعتماد در مورد مشکلات یا نگرانی ها صحبت کند، حتی اگر این شما نیستید که او تصمیم می گیرد با او صحبت کند.
- در مورد راه های مدیریت و کنترل استرس بحث کنید.
- نظم و انضباط ثابت و محبت آمیزی را با محدودیت و پاداش ها تشویق کنید.
- راه هایی برای گذراندن وقت با هم پیدا کنید.
پیشنهاد مشاور: ۱۰ مشکلات نوجوانان با والدین
اضطراب نوجوان ۱۷ ساله
در این سن روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله نشان داده است که نوجوانان به دلیل عضو شدن در گروه های دوستی استرس زیادی را تجربه می کند اما با کارهای زیر می توان ایت استرس را مدیریت کرد:
- فرصت بیشتر برای ارتباط، همکاری و لذت
- به یکدیگر اعتماد کنید که صلاحیت مدیریت رابطه خود را دارید.
- اعتماد داشته باشید که می توانید از طریق تغییرات فراوان از نوجوان خود حمایت کنید.
- احساس اینکه نوجوان شما برای مدیریت استرس ناشی از این سن مجهزتر است.
- اطمینان داشته باشید که نوجوان خود را برای ایمن ماندن آماده کرده اید.
قد مناسب در ۱۷ سالگی
در سن ۱۷ سالگی به بعد، قد دختران به مابین ۱۶۰ و ۱۶۵ سانتیمتر میرسد، در حالیکه وزن آن ها تا حدود ۵۹ کیلوگرم افزایش میابد، قد پسران بطور متوسط بین ۱۷۳ تا ۱۷۸ و وزنشان بین ۶۷ تا ۷۳ کیلو خواهد بود.
تربیت نوجوان ۱۷ ساله
راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آنها را تشویق کنید که نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد درکنارش هستید. می توانید به صورت عملی به او کمک کنید مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگرتا به حال این کارها را انجام نداده اید).
آن ها با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه وارد شدن به اعتماد به نفسشان شود بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند اعتماد به نفس و خود باوری آنها حفظ شود.
۱.الگو باشید
شما می توانید الگویی برای روابط مثبت با دوستان، فرزندان، شریک زندگی و همکاران خود باشید. فرزند شما از دیدن روابطی که دارای احترام، همدلی و راه های مثبت برای حل تعارض هستند، یاد می گیرد. ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسولیت پذیری دارد و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق و سراسیمه می شود شما هستید که می توانید بیشتراز هر چیزی برای او پناهگاهی امن و مطمئن از نظر احساسی فراهم کنید .
۲.برای کمک به او آماده باشید
فرزندتان را در گذر از مسیرزندگی برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست. در حالیکه طبیعت رابطه شما تغییر کرده است واز رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.
پیشنهاد مشاور: اعتیاد کودک به گوشی

۳.دوستان فرزندتان را بشناسید
آشنایی با دوستان فرزندتان کمک می کند تا با روابط اجتماعی فرزندتان آشنا شوید. همچنین نشان میدهد که میدانید دوستان فرزندتان چقدر برای فرزندتان اهمیت دارند، علاوه بر این خوب است که با خانواده دوستان آن ها نیز آشنا بوده و شماره تماس آن ها را برای مواقع ضروری داشته باشید.
اگر نگران دوستان فرزندتان هستید، ممکن است بتوانید فرزندتان را به سمت گروه های اجتماعی دیگر راهنمایی کنید به طور مثال می توانید آن ها را در باشگاه یا کلاس های متفرقه ثبت نام کنید. اما ممنوع کردن دوستی یا انتقاد از دوستان فرزندتان می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و باعث لجاجت فرزندتان شود.
۴.به احساسات فرزندتان گوش دهید
برای گوش دادن به صورت فعال، باید هر کاری را که انجام می دهید، زمانی که فرزندتان می خواهد صحبت کند، متوقف کنید. اگر در جریان کاری هستید، زمانی را تعیین کنید تا به آن ها گوش کنید و به هیچ عنوان این ساعت را فراموش نکنید. با این کار نشان می دهید که به احساسات و نظرات فرزندتان احترام گذاشته و سعی دارید که دیدگاه او را درک کنید.
۵. روی نکات مثبت تمرکز کنید
ممکن است مواقعی پیش بیاید که به نظر می رسد درگیری زیادی با فرزندتان دارید یا فرزندتان بسیار بد خلق است و به حرف شما گوش نمی دهد. در این مواقع، تمرکز و تقویت جنبه های مثبت رشد اجتماعی و عاطفی فرزندتان کمک زیادی به بهود رابطه شما می کند.
۶. مشاور
اگر در برقراری ارتباط با نوجوان خود مشکل داشته یا نگران هستید که دچار استرس و اضطراب شده است حتما از مشاور کمک بگیرید تا این دوره را به خوبی طی کند و دچار اعتیاد یا مشکلات دیگر رشدی نشود. برای برقراری ارتباط با بهترین مشاوران و متخصصان نوجوانان ایران می توانید با شماره های بالای صفحه تماس گرفته و از شرایط مشاور آگاه شوید.
منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور


















سلام من ۱۷ سالمه و توی خونه هیچ آزادی ندارم
پدرم اعتقاد داره که هیچ دوستی نباید داشته باشم و هیچ دوستی هم ندارم
احساس میکنم تنها ترین انسان زمینم
توی چند تا سایت تست افسردگی دادم که نتیجش نشون میداد افسردگی دارم
وقتی با پدر مادرم صحبت میکنم جواب من را نمیدهند
من ۱۷ سالمه و حتی یک گوشی هم ندارم
دقیقا تمام کنترل های یک بچه ۳ ساله برای من انجام میشه و من حتی نباید از خانه بیرون برم
پدر و مادرم فقط به درس فکر میکنند
اما من دیگر از درس زده شده ام و برای ۱۸ سالگی لحظه شماری میکنم تا به خدمت بروم و ۲ سال پیش خانواده ام نباشم
سلام به شما آقا رضا
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه هست اما دقت کنید که در این مسیر بهتر است سعی کنید که برای آینده خود برنامه ریزی کنید چون اگر شما فرصت های خود را از دست بدهید ممکن است جبران کردن آن با دشواری بیشتری برای شما همراه باشد پس بهتر است که در کنار احترام و بیان اینکه نگرانی و احساسات و تلاش های پدر و مادر را برای خودتان درک می کنید با آنها در مورد احساسات و نیازهایی که دارید صحبت کنید .
نیاز است که مسیر تعاملی بهتری بین شما و انها ایجاد شود تا بتوانید مسیر رشدی بهتری را تجربه کنید .
در این مسیر بهتر است از پدر و مادر بخواهید که شرایط حضور شما برای مشاوره را ایجاد کنند تا بتوانیم شرایط شما را بررسی دقیق کنیم و در صورت نیاز دوره خانواده درمانی برای شما صورت گیرد تا روابط بین شماها مورد بازسازی قرار گیرد و شما بتوانید در یک مسیر تعاملی بهتر برای آینده خود تصمیم گیری کنید و به احساسات و نیازهای خود پاسخ بدهید .
سلام و ادب … بسیار خوب است که همه رو دلسوزانه ارشاد مینمایید …
سلام من یه دختر ۱۷ ساله هستم و اخیرا با پسری همسن خودم اشنا شدم و فهمیدم که اون وقتی بچه بوده برادرش بهش تجاوز میکرده و حتا اونو مجبور به کارهای جنسی دیگه ای هم میکرده و الان که اون پسر بزرگ شده به شدت حس گناه داره و فکر میکنه که همه ی اون ها تقصیر خودش بوده و برا همین هم خیلی افسردست
من به عنوان دوستش چه کمکی ازم بر میاد؟؟ البته اینم بگم که از حرف زدن در این باره با هر شخصی به شدت خودداری میکنه و من هم یه جورایی خودمم باعث شدم که بفهمم
سلام به شما مهشید جان
ببین عزیزم تجاوز با فشار روحی زیادی برای فرد همراه می شود و ممکن است که فرد احساس گناه زیادی را نیز داشته باشد و این باعث می شود که شرایط روحی او ف روابطی که دارد ، انتخاب ها و…تحت تاثیر قرار بگیرید .
در این مسیر بهتر است شما از وارد شدن به این رابطه و احساساتی که ا و تجربه کرده است خوداری کنید چون ما شرایط روحی او را نمی دانیم و ممکن است صحبت در مورد این موضوعات بدون آمادگی روانی باعث فشار روحی بیشتری برای فرد شود .
در این مسیر بهتر است او را تشویق به مراجعه به روان درمانگر کنید تا روند درمانی خود را طی کند .
دقت کنید که شما خودتان در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود پس مراقب این سبک روابط خود باشید چون به مرور وابستگی بیشتری ایجاد می کند و می تواند برای شما نیز با کاهش تمرکز بر مسائل مهم زندگی فردیتان همراه شود در کنار اینکه دقت کنید شما ناجی زندگی هیچ فردی جز خودت نیستی پس بهتر است که از درگیری بیش از اندازه در مشکلات دیگری خوداری کنی .
در این مسیر شما تنها می توانید بدون به دنبال مقصر بودن شنونده خوبی باشید .
سلام
پروا هستم
۱۷ سالمه
۹ ماهی میشه که با پسری همسن خودم در ارتباطم…حدود ۷ ماه دوست و تقریبا دو ماهی میشه که بطور خیلی غیر واضحی رابطمون از دوستی فراتر رفته…راستش رو بخواهید تقصیر خودمم هم بود شاید بخاطر کمبود محبت یا زیادی احساسی رفتار کردن باعث شدم رابطمون به این وضع کشیده بشه …از وقتی که رابطمون احساسی شده چند باری دعوا و بحث عجیبی داشتیم و من نسبت به ایشون هیچ اعتمادی ندارم…واقعا از این وضع راضی نیستم …چند باری هم خواستم که از رابطه برم بیرون اما یه کشش عجیبی بینمون هست و احساس میکنم بهشون وابسته شدم…چند باری هم از ایشون بطور غیر مستقیم خواستم که برن اما اون هم نمیتونه …الان تو وضعیت نسبتا متعادلی هستیم …تا الان بیرون نرفتیم و فقط دوبار تلفنی صحبت کردیم…چندروزیه متوجه شدم دارن برام کادو میخرن با اینکه من قبل هم گفتم از اینکه یادگاری از کسی برام بمونه عذاب می کشم (چون اینجور رابطه ها معمولا پایدار نیستند:() ….واقعا دوس ندارم بهشون ضربه روحی وارد بشه چون خودم رو میشناسم و میدونم اخلاق تندی دارم و هر لحظه یه طور رفتار میکنم نمیخوام این رابطه اونقدر احساسی بشه…من مطمئنم اون هم خودش میدونه که ما بهم نمی رسیم چون پدرهامون باهم اختلافات قضایی دارن و از طرفی ایشون به درس اهمیت نمیده و بدنبال حرفه خودشون هستند(منظورم این نیست که بدنبال علاقه و حرفه مورد نظر خود بودن اشتباهه نه اتفاقا اگر درست و برنامه ریزی شده اون حرفه رو ادامه بده از نظر اقتصادی درآمد قابل توجهی کسب میشه)اما خب این قضیه برای من هم بهانه ای شده تا کنکوری خوندن رو برای مدت طولانی کنار بذارم…ما باهم تفاوت های خیلی زیادی داریم اما هردو جای پیشرفت داریم من آدمی هستم هر آرزو و رویایی که تا الان داشتم رو به واقعیت تبدیل کردم اما ایشون احساس میکنم محتاطانه رفتار میکنن و نسبت به من که خیال پردازی ترم منطقی تر هستند…مادر من در جریان هستند که فقط من یه رفیقی دارم که جنسیتشون نذار هست اما نمیدونن که ایشون هستند(احساس میکنم یه حدسایی میزنن که با ایشون رفیق هستم)…پدرم به هیچ عنوان از هیچ یک از کار های من خبر ندارند چون بسیار حساس هستند و از من توقع ندارند که تو این دوران که باید برای کنکور و آینده وقت بگذارم وقتم را تلف کنم …من خودم هم از این وضعیت اصلا راضی نیستم و همش عذاب وجدان دارن بعضی وقتا حس میکنم برای اینکه از زیر درس خواندن در برم میرم سراغ دوست و رفیق و چت و…در این مدت تقریبا ۹ ماه تغییرات خیلی فاحشی در من ایجاد شده که همه را متعجب کرده از نظر پوشش و بدحجابی تفکرات…نمیدانم چیکار کنم ؟؟!!! بمانم؟؟؟!اصلا دوس پسر داشتن خوب هست؟؟؟؟
لطفا راهنمایی ام کنید
سلام به شما پروا جان
ببین عزیزم احساساتی که داری قابل احترام هست اما دقت کن که شما در سن نوجوانی قرار داری و در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر و بیشتر تصمیم گیری ها بر پایه هیجان و خیالپردازی می باشد و چون هنوز شما به هویت کامل نرسیده اید این باعث می شود که با سردگمی بیشتر مواجهه شوید چون هم از نظر شخصیتی سرگردانی دارید و هم اینکه مسیر پیش روی شما مشخص نیست.
بهتر است که به خودت فرصت بیشتری بدهی ماندن در این روابط باعث وابستگی بیشتر شما می شود و این موضوع می تواند بر روند تصمیم گیری شما و تمرکزی که برای هدف های دیگرتان در این سنین نیاز می باشد تاثیر گذارد .
بهتر است همه جوانب را مد نظر قرار بدهی و بعد در آینده در شرایط سنی و رشدی مناسب در مورد این احساسات و علایق در مسیر هدفمندی تصمیم گیری کنی.
سلام. من یه دختر ۱۷ ساله هستم. حدودا ۲ سال پیش ینی زمانی که من۱۵ سالم بود با خانوادم مشکل پیدا کردم. چون رفتار بدی داشتم پدرم بازخورد خوبی نداشت و در اون سال من انتخاب رشته داشتم به خاطر رفتار پدرم من نتونستم خیلی خوب درس بخونم با این که از لحاظ درسی عالی بودم اما از لحاظ روحی ضربه خوردم تو سال دهم هم ضربش رو خوردم. از لحاظ درسی خیلی نتونستم پیشرفت کنم. حتی الان هم میخوام برای کنکور بخونم پدر و مادرم چون همش من رو کنترل می کنن تواینترنت هر جایی که میرم فقط من رو چک می کنن که من دارم چیکار می کنم.. چون حتی حقیقتش رو بخواید من از بچگیم اعتماد به نفس نداشتم حتی ناخن می جویدم چون همیشه رفتار پدرم توخونه باعث متشنج شدن جو خونه میشد من ضربه ی خیلی بدی خوردم روحیه ام خیلی بد داغون شده. چون مشکل اصلی واقعن پدر و مادرم هستن من حتی امروز بعد از امتحانی که داشتم داشتم مثل همیشه کار هایی رو انحام میدادم که باعث بشن ذهنم ازاد بشه اما خب مامانم گیر داده میگه من چت میکنم باید اینترنت خاموش بشه. چون تو دوران راهنمایی هم شیطنت کردم اینا هیچکدومشون بهم اعتماد ندارن. فک میکنن مثلا من دارم چیکار می کنم.
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم قابل درک هست که شرایط خانوادگی شما می تواند بر انتخاب ها و شرایط روحی شما تاثیر گذار باشد اما دقت کن که شما نمی توانید سبک رفتاری آنها را تغییر بدهید و اگر بخواهید در مسیر تغییر دادن آنها نیز پیش ممکن است هرگز رخ ندهد در این نیاز است که شما به نگرانی های آنها توجه کنید چون حضور شما در سن نوجوانی قرار دارید و اگر بخواهید اولویت خود را بر روابط با جنس مخالف و با حضور در شبکه های مجازی قرار بدهی این باعث می شود که خب در اول نگرانی پدر و مادر بیشتر شود و نسبت به این رفتار شما واکنش بیشتری نشان بدهند و دوم اینکه خودتان فرصت برای تمرکز بر اولویت های خودتان مانند درس خواندن را از دست می دهی و این باعث می شود که از رشد مورد نظرت دور بمانی و سوم اینکه این فضاها درگیری فکری . اولویت های شما را تغییر می دهند و همه این موراد باهم می تواند برای مسیر رشدی شما آسیب زا باشد .
در این مسیر نیاز است که شما اشتباهات رفتاری خودت را بپذیری و آنها را اصلاح کنید و در احترام به پدر و مادر بیان کنید که این وارد شدن به حریم ها خصوصی برای شما با چه احساساتی همراه می باشد و در کنار اینکه از پدر و مادر چه توقعاتی دارید و صحبت های انها را نیز بشنوید و بعد تصمیم گیری کنید .
اگر بخواهی به امید تغییر محیط و یاخانواده و بعد تلاش برای موفقیت باشی این باعث می شود که فرصت های شما بسوزد پس بهتر است که شرایط محیطی را بپذیری و در کنار بازسازی آن برای مسیر رشدی خود نیز تلاش کنی.
سلام
من یک نوجوان هستم تقریبا تازه ۱۷ سالم شده
ولی متاسفانه خانواده ام بل من سازگاری ندارن
فقط به فکر خودشونن
هی سرکوفت میزنن
دیگران رو میکوبن سر من، حرف هایی مثل عقب مونده،اسکل و. ….بهم میزنن
منم عصبانی میشم طبیعتا
ولی نمیتونم خودمو کنترل کنم
واقعا دیگه راه و چاره ای ندارم
خواهش میکنم اگه متن منو میبینین منو کمکم کنید
چون دیکه واقعا خسته شدم
واقعا
سلام به شما آقا سینا
در ک میکنم که این القاب و سبک صحبت و مقایسه شدن برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما خب این مسیر همانطور که متوجه هستید برایتان سازندگی ندارد یعنی نه خانواده می تواند به شما کمک کند و نه شما می توانید به نتایج مناسبی برسید .
نیاز است که در زمان مناسبی در احترام با هریک از این افراد صحبت کنید و احساسات خود را از این صحبت ها بیان کنید و توقعاتی که دارید را در احترام به آنها بیان کنید .
هرچقدر که مسیر ارتباطی بین شماها با احترام بیشتر و درک احساسات هم باشد می توانید نتیجه گیری بهتری هم داشته باشید .
سلام من یه برادر دارم که ۱۷ سالشه اون خیلی پرخاشگری میکنه حتی با مامانم، حرفای خوبی نمیزنه حتی بیشتر اوقات حرفایی به مامانم میزنه که مامانم گریش میگیره، با منم خیلی وقتا پرخاشگری میکنه، اگر میشه بگید چیکار کنیم چون واقعا آسایش نداریم و همش تو خونه داد و بیداد و گریه ست.
سلام به شما روژان جان
ببین عزیزم در این مسیر بهتر است که در اول در زمان عصبانیت از ادامه بحث خوداری کنید و به هیچ عنوان شماها رفتارهای مشابه او را نداشته باشید اما در این مسیر با توجه به اینکه این سبک رفتاری برای دیگر اعضای خانواده نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده است بهتر است که در این مسیر مادر و پدر او را به روانشناس ارجاع بدهند در احترام و بون برچسب زدن تا بتوانیم با صحبت با خود او کمک کنیم در شرایط روحی بهتر و با مسیر ارتباطی بهتری در جهت رشدی خود پیش برود.
سلام خسته نباشید من یک دختر ۱۷ ساله ام میخواستم چندتا سوال از شما بپرسم و نظر شمارو بدونم ! پدر و مادر من طبق طرز فکری که دارند هیچ آزادی و استقلالی به من نمیدهند حتی درباره کوچکترین مسائل همش سعی ب کنترل من دارند و حتی اجازه نمی دهند تا سرکوچه بروم و برای خودم خرید کنم حتی وقتی ک من به کلاس میروم تمام مدت جلو در اموزشگاه می ایستند من با یه پسر ک ۴ سال از من بزرگتره آشنا شدم و حس عجیبی بین ما برقرار شد من کاملا اورا شناختم و متوجه شدم واقعا قصد سواستفاده از من رو نداره و کاملا قصدش جدیه چون من خودم انسانی هستم ک خیلی دیر اعتماد میکنم اون فرد بسیار مستقلیه و روی پای خودش ایستاده و صبح تا شب کار میکنه و برای زندگیش تلاش میکنه تا بتونه منو بدست بیاره اون راجب رابطه ما با خانوادش صحبت کرد و من با ان ها دیدار داشتم خانواده ایشون از من خوششون اومد و من رو فرد درستی برای پسرشون انتخاب کردند خانواده ما تقریبا باهم اشنا شدند از طرف خواهر ایشون ک گفته بودیم باهم دوست هستیم من تصمیم گرفتم به مادرم اعتماد کنم و حسی ک ب ایشون دارمو باهاش در میون بزارم و ازش بخوام بیشتر باهاشون اشنا بشیم و بعد تصمیم بگیره اما اون رفتار خیلی بدی داشت سعی کرد من رو از اون خیلی دور کنه و بعد این موضوع رو با پدرم در میون گذاشت و شاهد رفتار بسیار بدی از اونا بودم گوشی من را از من گرفتند و دیگر اجازه استفاده از اون رو بهم ندادن روحیه واقعا بدی داشتم بعد از مدت ها گوشی رو بهم دادن سری بعد تصمیم گرفتیم مادر اون اقا پسر ب مادر من زنگ بزنه و باهاش صحبت کنه اما مادر من گوشی رو قطع کرد و باز هم رفتار بدی داشتند من خیلی سعی کردم همه چیز رو درست کنم اما نتونستم و الان مدام فکرای مسخره مثل فرار از خونه یا خودکشی ب سرم میزنه و واقعا اذیتم میکنه همش حس بدی دارم و تا میخواهم حرفی بزنم گریه ام میگیره ما باز هم دلمون میخواد همه چیز رو درست کنیم اما مدام جلو مارو میگیرند البته ما انتظار رفتار غیر منطقی نیستیم و قصد سو استفاده از اعتماد اونارو نداریم میشه لطفا راهنماییم کنید
سلام به شما هانی جان
ببین عزیزم احساساتی که داری قابل احترام هست اما در این مسیر نیاز است که شما به شرایط سنی خود نیز توجه کنید چون شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن احتمال وابستگی و تصمیم گیری هیجانی زیاد می باشد در کنار اینکه پدر و مادر نیز نگران شما هستند در این مسیر کنترل گری و یا گوش ندادن به احساسات شما مورد تایید نیست اما خب در این مسیر نیاز است که باهم صحبت کنید و احساسات و دیدگاهای یکدیگر را بشنوید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
بهتر است این آقا نیز زمانی که شرایط ازدواج را داشتند به صورت رسمی از طریق خانواده اقدام کنند و شما در همان زمان در این مورد تصمیم گیری کنید .
خودکشی و یا فرار نه تنها راحل محسوب نمی شود بلکه می تواند مشکلات بسیار زیادی را برای شما ایجاد کند و این اصلا خوب نیست و حتی دیدگاهای خانواده این آقا و خودش را نیز می تواند نسبت به شما تغییر بدهد پس بهتر است در احترام به احساسات خود در مسیر تعاملی و توجه به شرایط سنی پیش بروید.
سلام خسته نباشید من ۱۶ سالمه ۶ ماهی میشه با یه پسر۱۷ ساله رابطه مجازی دارم بهش اعتماد دارم ما همو خیلی دوس داریم اما خانواده من با این قضیه مشکل دارن واقن نمیدونم باید چیکار کنم اصلا این رابطه واقن اشتباهه؟ اما الان خیلی بهم وابسته ایم و جدا شدن سخته برامون میخوام خانوادم راضی باشن نمیتونم قید کسی ک دوس دارم بزنم لدفن جواب بدید من باید چیکار کنم خیلی دارم اذیت میشم میترسم انتخابم اشتباه باشه
سلام به شما هلیا جان
احساساتی که داری عزیزم قابل احترام هست اما در این مسیر نیاز است که شما به شرایط سنی خودت و این آقا نیز توجه کنی شماها در اوج نوجوانی قرار دارید و خب در این سن گرایش و توجه به جنس مخالف زیاد می شود و این روابط با وابستگی زیادی همراه هست که باعث می شود خانواده ها نیز نگران شوند چون این وابستگی بر روند تصمیم گیری و شرایط انتخاب های شما و همچنین اولویت های سنیتان تاثیر می گذارد .
در این مسیر در احترام به احساسات شما باید بیان کنم که اگر این روابط با تمرکز زیادی همراه شود و شما شرایط سنی و نوع رابطه را نادیده بگرید خب این مسیر آسیب زا هست .
شناخت در دنیای مجازی یک شناخت ناقص هست پس بهتر است که مراقبت لازم را از خودت کنی و از دادن عکس و… خوداری کنید چون همانطور که مشاهده می کنید افراد زیادی با این حرف که رابطه ما با بقیه فرق دارد با مشکلات زیادی روبرو شده اند پس مراقبت از خودت و حفظ حدود رابطه از اهمیت زیادی برخودار هست در کنار اینکه رابطه شما یک دوستی هست پس بهتر است با هدف گذاری اینکه بزرگ می شوید و ازدواج می کنید پیش نروید چون آینده نامشخص هست و نمی توان از زمان فعلی برای آن تصمیم گیری کرد .
در مورد بعد اینکه خب نیاز است که نگرانی خانواده را نیز درک کنی چون اگر دوستت نداشتن برایشان اهمیتی هم نداشت که چه اتفاقی برایت رخ می دهد پس بهتر است که در یک قسمت از تصمیم گیری نیز به صحبت های آنها توجه کنی.
خیلی ممنون از توضیحاتی ک دادین اما ینی من نباید اصلا باهاش در ارتباط باشم؟
من چند باری ب مادرم گفتم ک با مراقبت خودش بزاره ما باهم حرف بزنیم اما نمیزاره باید درک کنه خب سخته من بخوام همه چیو فراموش کنم و ب زندگی عادی خودم ادامه بدم راجب آینده ام هیچ تصمیمی نگرفتم چون میدونم ممکنه بعد از ملاقات پشیمون بشیم
ببین هلیا جان در این مورد خب مادر شما نیز نگران شما هستند و در این مورد خب ارتباط شما اگر دقت کنی در همین تایم هم با وابستگی روبرو شده است پس بهتر است که روابط خودت را محدود تر کنی در آینده در شرایط سنی و رشدی بهتر حتما می توانی از مسیری که مورد تایید هنجارهای خانوادگی هم باشد به این احساسات و نیازها پاسخ بدهید .