روانشناسی نوجوان 17 ساله

روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله

روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله، نکات تربیتی، روانشناسی دختر ۱۷ ساله و عشق در ۱۷ سالگی همه در این مقاله آمده است. این سن حساس است لحظه ای فرارسیده که معلوم نیست فرزند شما هنوز بچه است یا نه؟ ممکن است فکر کنید بچه ای که از اولین لحظات زندگی تا نزدیک دوره بزرگسالی  تربیت کرده اید، برای مستقل شدن آماده است و دیگر به کمک شما نیاز ندارد، درصورتی که این فکر واقعا اشتباه است. ازنظر جسمی، فرزند شما تقریبا بالغ شده است.

روانشناسی دختر ۱۷ ساله

دخترها زودتر از پسرها به سن بلوغ می رسند و بدنشان عضلانی  و پرمو می شود، ولی مشکلات مربوط به بلوغ برای هردو بسیار زیاد است. از نظر احساسی دختر شما مستقل تر است ولی این بدان معنا نیست که دیگر به کمک شما نیازی ندارد. این استقلال ممکن است منجر به تعارض، مخصوصا درون خانواده شود و سختی این کار در این است که  مرز باریکی بین کاری که شما به عنوان حمایت از او انجام می دهید و برداشت او از این حمایت که فکر می کند درحال کنترل او هستید، وجود دارد.
آن ها روابط جدی تر، و گاهی رمانتیک و حس شدید هویت جنسی دارند. این موضوع می تواند باعث تعارضارت اضافی شود اگر نحوه نگرش آن ها به خودشان با تعبیری که شما از هویت و شخصیت او دارید مطابقت نداشته باشد.
روانشناسی نوجوان 17 ساله

پسر ۱۷ ساله

تکامل احساسات پسر ۱۷ ساله نی نی سایت منجر به نگرانی های بیشتری درباره مزایای بزرگسالی  می شود مثل اینکه آن ها چطور می توانند از خودشان محافظت کنند، قرار است کجا زندگی کنند یا می خواهند با زندگی شان چه کنند. اگر می خواهند به دانشکده بروند، ممکن است نگرانی هایی در باره اولین تجربه  زندگی دور از خانه و یا مقابله با محیط آموزشی متفاوت  داشته باشند. آنها فهم  قوی تری از هویت دارند که ممکن است روی تجربیاتش بیشتر منعکس شود  شاید توسط  درد دل کردن در دفتر خاطرات.

ممکن است علاقه بیش تری  به خانواده و آداب و رسوم  فرهنگی نشان دهند که موجب تایید نقش مهمی است که در خانواده  به عهده دارند. احتمالا به گروه همسالان نسبت به  خانواده توجه بیشتری دارند و روی رابطه ها و عشق در ۱۷ سالگی تمرکز بیشتری دارند مخصوصا زمانی که گروه های اجتماعی بسط داده می شود و بنابراین آن ها زندگی اجتماعی خودشان را می خواهند. ان ها نگرانی های بیشتری درباره دیگران دارند و می بینید که برخی از سوالاتشان پیرامون موضوعاتی که با دوستانشان دارند حل می شود.

پیشنهاد مشاور: روانشناسی پسر ۱۸ ساله

رشد شناختی نوجوانان

از نظر شناختی، فرزند شما برای درک جهان اطرافش گام های بزرگتری برمی دارد در صورتی که  قبلا تلاش او  برای شناختن  با ترس و نگرانی همراه بود. آنها ایده های بهتری درباره اهدافشان دارند و برای رسیدن به آن ها بلند پروازند.

مهارت های برنامه ریزی بهبود یافته ، آینده نگری و  درک عمیق تراز نتایج بالقوه همگی برای یک زندگی مستقل مخصوصا زمانی که روی آینده و آینده نزدیک متمرکز می شوند، حیاتی است. ممکن است کمی خودمحور باشد و علی رغم داشتن ویژگی عقل و اخلاق، معتقد باشند نقطه نظرات خود شان صحیح است با اینکه می دانند دیگران نظر خاص  خودشان را دارند.

مهارت های تحصیلی آن ها، حافظه، مهارت های سازماندهی، مدیریت زمان، و توانایی  حل مساله نظری در آنها در سطحی است که می توانند از عهده تحصیلات عالی و قرارگرفتن در محیطی که   همان چارچوب های  قبلی و مسیری که قبلا طی می کرد را ندارد (محیط قبلی) برآید. اکنون زمانی است که رفتار خطر پذیری در او به چشم می خورد (اگر تا به حال اینطور نبوده است)، مخصوصا  در مورد نوشیدنی ها، مصرف مواد مخدر، و فعالیت های جسمی و جنسی.

پیشنهاد مشاور: افسردگی نوجوانان

رشد عاطفی

روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله رشد عاطفی زیر را تجربه می کنند:

  • توانایی روابط دوستانه طولانی مدت، متقابل و سالمی دارند.
  • احساسات خود را به خوبیدرک کرده و توانایی تجزیه و تحلیل چرایی احساس را دارد.
  • شروع کنید به ارزش کمتری برای ظاهر و بیشتر به شخصیت
  • بلند مدت فکر می کند
  • اهدافی را تعیین می کند
  • خود را با همسالانش مقایسه می کند

روانشناسی نوجوان 17 ساله

کمک به نوجوان در رشد اجتماعی

موارد زیر را به عنوان راه هایی برای تقویت توانایی های اجتماعی نوجوان خود در نظر بگیرید:

  • نوجوان خود را تشویق کنید تا با چالش های جدید روبرو شود.
  • با نوجوان خود در مورد نادیده گرفتن خود در روابط گروهی صحبت کنید.
  • نوجوان خود را تشویق کنید تا با یک فرد بزرگسال مورد اعتماد در مورد مشکلات یا نگرانی ها صحبت کند، حتی اگر این شما نیستید که او تصمیم می گیرد با او صحبت کند.
  • در مورد راه های مدیریت و کنترل استرس بحث کنید.
  • نظم و انضباط ثابت و محبت آمیزی را با محدودیت و پاداش ها تشویق کنید.
  • راه هایی برای گذراندن وقت با هم پیدا کنید.

پیشنهاد مشاور: ۱۰ مشکلات نوجوانان با والدین

اضطراب نوجوان ۱۷ ساله

در این سن روانشناسی نوجوان ۱۷ ساله نشان داده است که نوجوانان به دلیل عضو شدن در گروه های دوستی استرس زیادی را تجربه می کند اما با کارهای زیر می توان ایت استرس را مدیریت کرد:

  • فرصت بیشتر برای ارتباط، همکاری و لذت
  • به یکدیگر اعتماد کنید که صلاحیت مدیریت رابطه خود را دارید.
  • اعتماد داشته باشید که می توانید از طریق تغییرات فراوان از نوجوان خود حمایت کنید.
  • احساس اینکه نوجوان شما برای مدیریت استرس ناشی از این سن مجهزتر است.
  • اطمینان داشته باشید که نوجوان خود را برای ایمن ماندن آماده کرده اید.

قد مناسب در ۱۷ سالگی

در سن ۱۷ سالگی به بعد، قد دختران به مابین ۱۶۰ و ۱۶۵ سانتی‌متر می‌رسد، در حالیکه وزن آن ها تا حدود ۵۹ کیلوگرم افزایش میابد، قد پسران بطور متوسط بین ۱۷۳ تا ۱۷۸ و وزنشان بین ۶۷ تا ۷۳ کیلو خواهد بود.

تربیت نوجوان ۱۷ ساله

راه هایی وجود دارد تا به فرزندتان کمک کنید به سرعت به بزرگسالی برسد. اگر آنها را تشویق کنید که  نه تنها در باره نگرانی ها بلکه درباره آرمان ها و آرزوهایشان  با شما صحبت کنند و بیشتر از اینکه قاضی باشید از او حمایت کنید، به او اجازه می دهید بفهمد  درکنارش هستید. می توانید به صورت عملی به او کمک کنید  مثلا در مورد اقتصاد خانواده و قرض دادن به او آموزش دهید و یا اینکه یاد دهید چطور آشپزی کند یا لباس بشوید (اگرتا به حال این کارها را انجام نداده اید).

آن ها با تغییرات عمده ای رو به رو می شوند، شاید کار جدیدی شروع کند، به دانشکده برود و یا تغییر مکان دهد که این کارها موجب خدشه وارد شدن به اعتماد به نفسشان  شود بنابراین تشویق و واکنش مثبت به این تغییرات کمک می کند اعتماد به نفس و خود باوری آنها حفظ شود.

۱.الگو باشید

شما می توانید الگویی برای روابط مثبت با دوستان، فرزندان، شریک زندگی و همکاران خود باشید. فرزند شما از دیدن روابطی که دارای احترام، همدلی و راه های مثبت برای حل تعارض هستند، یاد می گیرد. ممکن است به این کار اقرار نکنند ولی همچنان به رفتار شما نگاه می کند و الگو می گیرد. یاد گرفتن اینکه مثل یک بزرگسال رفتارکند که مسولیت پذیری دارد و با نتایج کارهایش رو به رو می شود کمی زمان می برد. وقتی در مسائل مربوط به بزرگسالی غرق  و سراسیمه می شود شما هستید که می توانید بیشتراز هر چیزی  برای او پناهگاهی امن  و مطمئن از نظر احساسی  فراهم کنید .

۲.برای کمک به او آماده باشید

فرزندتان را در گذر از مسیرزندگی  برای رسیدن به بزرگسالی تماشا کرده اید و سال هایی که صرف سخت کارکردن برای رشد و تربیت او کردید، ثمرداده است. شما یک انسان  بزرگسال سازگار و ماهر از نظر اجتماعی دارید که باعث افتخارشماست. در حالیکه طبیعت رابطه شما تغییر کرده است واز رابطه کودک-بزرگسال به رابطه بزرگسال-بزرگسال  تبدیل شده است آن ها هنور هم در سال های آینده به شما نیاز دارند. تفاوت در این است که آن ها اکنون انتخاب خواهند کرد که به سمت شما بیایند.

پیشنهاد مشاور: اعتیاد کودک به گوشی

روانشناسی نوجوان 17 ساله

۳.دوستان فرزندتان را بشناسید

آشنایی با دوستان فرزندتان کمک می کند تا با روابط اجتماعی فرزندتان آشنا شوید. همچنین نشان می‌دهد که می‌دانید دوستان فرزندتان چقدر برای فرزندتان اهمیت دارند، علاوه بر این خوب است که با خانواده دوستان آن ها نیز آشنا بوده و شماره تماس آن ها را برای مواقع ضروری داشته باشید.

اگر نگران دوستان فرزندتان هستید، ممکن است بتوانید فرزندتان را به سمت گروه های اجتماعی دیگر راهنمایی کنید به طور مثال می توانید آن ها را در باشگاه یا کلاس های متفرقه ثبت نام کنید. اما ممنوع کردن دوستی یا انتقاد از دوستان فرزندتان می تواند نتیجه معکوس داشته باشد و باعث لجاجت فرزندتان شود.

۴.به احساسات فرزندتان گوش دهید

برای گوش دادن به صورت فعال، باید هر کاری را که انجام می دهید، زمانی که فرزندتان می خواهد صحبت کند، متوقف کنید. اگر در جریان کاری هستید، زمانی را تعیین کنید تا به آن ها گوش کنید و به هیچ عنوان این ساعت را فراموش نکنید. با این کار نشان می دهید که به احساسات و نظرات فرزندتان احترام گذاشته و سعی دارید که دیدگاه او را درک کنید.

۵. روی نکات مثبت تمرکز کنید

ممکن است مواقعی پیش بیاید که به نظر می رسد درگیری زیادی با فرزندتان دارید یا فرزندتان بسیار بد خلق است و به حرف شما گوش نمی دهد. در این مواقع، تمرکز و تقویت جنبه های مثبت رشد اجتماعی و عاطفی فرزندتان کمک زیادی به بهود رابطه شما می کند.

۶. مشاور

اگر در برقراری ارتباط با نوجوان خود مشکل داشته یا نگران هستید که دچار استرس و اضطراب شده است حتما از مشاور کمک بگیرید تا این دوره را به خوبی طی کند و دچار اعتیاد یا مشکلات دیگر رشدی نشود. برای برقراری ارتباط با بهترین مشاوران و متخصصان نوجوانان ایران می توانید با شماره های بالای صفحه تماس گرفته و از شرایط مشاور آگاه شوید.

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور

120 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. Mobina
    Mobina گفته:

    سلام من شونزده سالمه
    این اوخر انگار همه چی قاطی پاتی شده حس هیچ کاری ندارم قبل کرونا که مدرسه ها مجازی بشه تو درسا همیشه نمرات خیلی خوبی میگرفتم معدلم همش بالای نوزده ونیم بود ولی الان خیلی خیلی افت کردم
    پارسال که دهم بودم معدلم شونزده نفهمیدم اصلا چطوری گذشت و قبول شدم اینم همش از رو کتاب میدیم جواب میدادم خجالت اوره ولی انگار اصلا سواد دهم ندارم تا میخوام درس بخونم با اینکه میدونم هدفم چیه اهداف بزرگی دارم وقتی بهشون فکر میکنم انگیزه میگیرم اما یهو نمیدونم چی میشه که حس هر کاری میپره من عاشق درس خوندن بودن  قبلا طراحی چهره انجام می‌دادم  اما الان حس اینم نیست و‌‌…
    موقع کلاس فقط انلاینم همین هیچ کاری نمیکنم کتابای پارسالم همه سفیدن…
    شبیه افسرده های بدبخت کل روز هیچ کاری انجام نمیدم همشم تو اتاق در و دیوار نگاه میکنم مثلا دارم درس میخونم ولی هیچ کاری انجام نمیدم
    نمیدونم چی شده اصلا
    دوستان تا موقع امتحان میشه فقط واسه تقلب بهم پیام میدن این دفعه رو برسون با تصوری که قبلا از درسم داشتن…
    هیچ دوستی ندارم اینام تا کار دارن یادم می افتن
    خواهر برادرم ندارم خیلی حس تنهایی میکنم
    جدیدا خیلی رفتارام تغییر  کرده انگار یکی دیگم
    همیشه مامانم بهترین دوستم بود ولی الان
    مامانم میگه انقدر جو خونه سنگینه دوست ندارم اصلا پیشت باشم…
    انگار دست خودم نیست خودمم نمی‌فهمم چیکار میکنم یا چی میگم همش همه رو ناراحت میکنم…
    خیلی ناراحتم خیلی این اوضاع عصبانیم میکنه دلم نمیخواد اینطور باشم نمیدونم چیشده اصلاಥ_ಥ
    انگار علاقم نسبت به همچی ازدست دادم و نسبت به همه کسایی که دوسشون بی تفاوتم و…
    خواهش میکنم کمکم کنید بگید چیکار کنم از این شرایط خلاص شم خیلی تو سایتا خوندم حتی تست افسردگی هم دادم اما هیچی کمکم نکرد

    (。>_<。)

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما مبینا جان
      ببین عزیزم درک میکنم که این شرایط شما را نگران و ناراحت کرده است اما در این مسیر اگر شما با افت تحصیلی مواجهه شده اید نیاز است که شرایط روحی شما و نوع عملکردی که دارید به صورت دقیق بررسی شود و در این مسیر اگر قرار بود با خواندن در سایتها تشخیص گذاری صورت گیرد خب نیاز به متخصص در این زمینه نبود در کنار اینکه تشخیص گذاری به تنهایی به شما کمکی نمی کند و نیاز است که فرایند درمان و مشاوره نیز صورت گیرد پس بهتر است در این مسیر از متخصص کمک بگیرید و از پدر و مادر بخواهید شرایط مراجعه حضوری یا تلفنی شما را به روانشناس ایجاد کنند.
      در کنار داشتن علاقه شرایط روحی و جسمی در کنار برنامه و پشتکار برای موفقیت از اهمیت برخودار می باشد.

      پاسخ
  2. آرمین
    آرمین گفته:

    سلام من تقریبا ۱۷ سالمه و خلاصه بگم احساس غم رو از دست دادم واقعا نمیدونم چجوری ممکنه ولی هیچ چیزی نمیتونه منو غمگین کنه یه احساسی دارم فکر می کنم خیلی سنگدلم قبلا اینطوری نبودم فکر می کنم یک یا دو ماه هست که اینطوری شدم شایدم بیشتر واقعا نگران خودم شدم تورو خدا کمکم کنید حتی اینو با یکی از دوستانم در میان گذاشتم غمگین ترین فیلمی که میشناخت که به گفته ی خودش با فکر به اون فیلم اشکش در میومد رو بهم معرفی کرد و منم تماشا کردم و هیچی به هیچی انگار کلا از بین رفته احساساتم یه چیزی ناقصه

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آرمین جان
      خب اگر شما احساس غم و اندوه را نمی توانید تجربه کنید حتما در روان شما برای آن معنایی وجود دارد و نیاز است که افکار و احساسات شما در زمان روبرو شدن با این احساسات و کارایی که برای روان شما دارد مورد بررسی ذقیق قرار گیرد تا بتوانیم در این مسیر به شما کمک کنیم با شناخت بهتر احساسات خود در مسیر رشدی گام بردارید.
      تجربه هریک از نیازها در زمان خودش با اهمیت و سازنده می تواند باشد اما بهتر است خودت را سرزنش نکنی و سعی کنی که با شناخت در این مسیر پیش بروی .در این مسیر مراجعه حضوری یا تلفنی به روان درمانگر می تواند کمک زیادی به بهبود این مسیر کند.

      پاسخ
  3. نهان
    نهان گفته:

    سلام لطفا کمکم کنید واقعا داغونم
    ۱۷ سالمه وهرچی ارزو داشتم پرپر شدن
    هیچ وقت مثل همسن های خودم نبودم همشیه عاقلانه با هرموضوعی رفتار کردم هیچ وقت با جنس مخالف دوست نشدم واصلا هم دوست نمیشم هیچ وقت خطلا کار نبودم ولی همیشه آرزو به دل موندم بچگی تقریبا خوبی داشتم هرجا میخاستم میرفتم درسمم خوب بود شاگرد اول کلاس بودم
    بعد از کلاس دهمی یک سال ترک تحصیل کردم بخاطر انتخاب رشته نادرست والان هم رشته ام‌رو دوست ندارم
    همه هم‌کلاس هام هرجا بخان میرن بجز من همیشههههه تو خونه هستم اضافه وزن گرفتم ازبست تو خونه هستم جایی رو هم ندارم که بخام با مادرم‌برم
    همه فامیل هام خودشون هرجا بخان میرن
    من اگه بخام جای برم مادر وپدرم مخالفت نمکنن ولی سه تا داداش دارم که نمیزاران برم به هیچ وجه واقعا تنها ارزوم مرگه یعنی باید تا اخر عمرم تو خونه باشم
    این زندگی نبود که من میخاستم نمیدونم چرا اینجوری شد

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم در اینجا چند موضوع مهم وجود دارد در اول اینکه خب شما در مسی رانتخاب رشته بهتر است اگر با مشکلی مواجهه هستید با مشاور تحصیلی صحبت کنید تا با بررسی علایق، رشته های مورد نظر شما از نظر اجتماعی و اقتصادی، شرایط درسی و… به شما کمک کنند تا انتخاب داشته باشید که همراه با بینش باشد در این حالت می توانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
      اما در مورد شرایط روحی شما که تاثیر زیادی نیز می تواند در انتخاب ها و شرایط درسیتان داشته باشد خب اینکه دائم بخواهید خودتان را در منزل حبس کنید درست نیست و شما در کنار احترام به هنجارهای خانوادگی می توانید تایمی را با دوستان خود سپری کنید اما در این مسیر اگر خب باورهای و هنجارهای خاصی وجود دارد می توانید از مادرتان بخواهید در این مسیر در جای دور تر از شما و دوستانتان حضور داشته باشد تا بتواند با او برگردید در کنار اینکه این موردی می باشد که نیاز است شما با مشورت با پدر و مادر در احترام به برادرهایتان تصمیم گیری کنید.
      در کنار اینکه خب با افزایش سن و رشد بهتر و حضور بیشتر در اجتماع آزادی های شما نیز بیشتر می شود و قرار نیست که همیشه اوضاع به همین شکل باقی بماند اما در این مسیر اینکه شرایط روحی شما در شرایط بهتری باشد اهمیت دارد و حتی افزایش وزن شما بخاطر بی تحرکی نیست چون اینقدر شما نمی توانید تایم برای بیرون رفتن بگذارید که بر اندام شما تاثیر داشته باشد و بیشتر بخاطر شرایط روحی شما می باشد.
      بهتر است در این مسیر از پدر و مادر بخواهید شرایط مراجعه شما به روانشناس را ایجاد کنند در این مسیر در کنار کمک به بهبود شرایط روحی شما می توانیم خانواده درمانی نیز ایجاد کنیم تا بتوانید در مسیر تعاملی بهتر در مورد نیازها و احساسات خود صحبت کنید.

      پاسخ
  4. نهان
    نهان گفته:

    خیلی ممنون بابت جوابگویی تون
    ما در منطق محرم وپایین شهر زندگی میکنیم اینجا هزچقدر که سن دخترا بره بالاتر محدود تر میشن.
    دیگه نمیتونن تنها بیرون برن من نمیتونم اینو بپذیرم که روزهای زیبای زندگیمو همش تو خونه بگذرونم من حتی با مادرمم که بیرون میرم یکی از دادش هام به مادرم حرف میرنه که چرا بیرون رفتید
    چرا تا این موقع بیرون بودید فقط میگن باید تو خونه بمونید وه من واقعا دوست دارم بزنم تو دهنش چون خودش هر غلطی که بگید انجام داده وفکر میکنه که همه مثل خودش هستن واقعا نمیدونم باید چیکار کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      ببین عزیزم درک میکنم که این شرایط برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است و از دست آنها عصبانی هستید اما در هرصورت شما در سنین بالاتر استقلال بیشتری خواهید داشت و اگر بتوانید وارد اجتماعات بزرگ تر مانند دانشگاه بشوید به مرور نیز این آزادی بیشتر می شود و در احترام به خانواده شما می توانید مسیر رشدی خودتان را سپری کنید.

      پاسخ
  5. دنیا قاسمی
    دنیا قاسمی گفته:

    سلام اسم من دنیا …هست و ۱۳ سال دارم و ی چند وقتی هست جذب پسر داییم شدم خیلی خیلی بهش علاقه پیدا کردم اون هفته مجبور شدم بهش گفتم اونم خیز خاصی نگفت و اینکه من بهش گفتم وقتی امدم خونتون بیا داخل حیاط تا بغلت کنم فقط هیمن تا دلم یکم اروم بشه بعد خانواده های ما هم اگر بفهمن هچی دیگه…… بعد پسر داییم خیلی خیلی لجباز هست بعد ۱۷ سالش هم هست . شب و روز هم داخل فکرش هستم روش کراش زدم و نمیدونم چیکار کنم حتی به درس هام نمیرسم از بس داخل فکرش هستممیشه بهم بگید این کاری که میخوام انجام بدم درست یا نه و اینکه ی کاربگید تا انجام بدم این از ذهنم بر بیرون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟منتظره پاسختون هستم باتشکر

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دنیا جان
      احساساتی که داری قابل احترام هست اما عزیزم اگر بخواهی در این سن وارد ارتباط شوی و با خیالپردزای بیش از اندزاه بر این رابطه پیش بروی اولویت های سنی خودت را نادیده می گیری و خب این تمرکز بیش از اندازه می تواند از تمرکز شما بر موضوعات مهمی چون درس جلوگیری کند.
      در این مسیر بهتر است که به خودت فرصت بیشتری بدهی تجربه دوست داشتن چیز بدی نیست و با ورود به نوجوانی توجه و گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما اگر شرایط سنی خودت را نادیده بگیری این باعث می شود که با شدت بیشتری ان را تجربه کنی در کنار اینکه در مسیر رشدی نیز با مشکل مواجهه شوی.
      بهتر است برای زندگی روزانه خودت برنامه ریزی داشته باشی تا میزان تمرکز شما به سطح نرمال تری بر این موضوع برسد.

      پاسخ
  6. دلارام
    دلارام گفته:

    سلام وقت تون بخیر
    من مادر یه پسر ۱۷ ساله هستم که امسال کنکوری هست ،پسرم خیلی مهربان ، ساده و درسخوان هست ، من خودم هم فوق‌العاده خوش خیال .. همیشه به حریم خصوصی او احترام میگذاشتم تا اینکه بطور اتفاقی در تلگرام لب تاپ نام دختری رو دیدم و چون این لب تاپ رو‌مشترک استفاده میکنیم بعد از دو هفته با خودم کلنجار رفتم تا اینکه وقتی مدرسه بود رفتم چتش با دختر رو‌خوندم و متوجه علاقه و وابستگی شون به هم شدم .. و فوق‌العاده حال دلم بد شد .. اینکه شاید نباید دست بچمو با خوش خیالی این همه باز میگذاشتم ، یا اینکه کاش خیلی زودتر می‌فهمیدم و الآن در شرایطی که داره برای کنکور درس میخونه اصلا درست نیست درگیر این احساسات بشه تمرکزش پایین بیاد ،، خودش خیلی آرزو داره دانشگاه خوبی قبول بشه ، درسشم خیلی خوبه
    نمی‌دونم چکار کنم ، از لحاظ روحی به هم ریختم ، پدرش همیشه سر کار بوده و من در تربیت بچه هام واقعا تنها بودم ، از طرفی می‌دونم هر آدمی حق داره عاشق بشه و این کاملا طبیعیه

    یک دختر ۶ ساله هم دارم و برای تربیت اون و مدیریت خشم و اضطراب و لجبازی او در کلاس های مهارت فرزندپروری شرکت کردم ، از لحاظ انرژی ذهنی واقعا کم میارم ، مدام این توی ذهنم میاد که برای تربیت پسرم خیلی ناآگاه بودم ، من چطوری الآن تازه در این سن به پسرم آگاهی بدم ؟ آیا کتابی یا سایت و کانونی سراغ دارید ؟ لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ
  7. مادر
    مادر گفته:

    من مادر پسر ۱۷ ساله ای هستم الان کلاس یازدهم هست و به انتخاب خودش رفت رشته هنرستان کامپیوتر اما الان اصلا در کارگاههای حضوری شرکت نمی کنه و فقط وقتشو با گوشی فیلم و بازی کامپیوتری می گذرونه امتحاناتشون پودمانیه به راحتی بعضی امتحانا رو نمی ره بده .
    نمی تونه برا خودش هدفی مشخص کنه می گه درس ادمو به جایی نمی رسونه مگه شما به کجا رسیدین اصلا نمی دونه به چی علاقه داره جز وقت تلف کردن با بازی و گوشی
    اگه از اینترنت و بازی محرومش کنیم خیلی اذیت می کنه نمی ذاره بخوابیم. رو مخمون می ره همه کاراش و به شدت از آینده می ترسم. از اینکه اینقدر راحت غایب می کنه و زده شده از درس. البته از همون دبستان با زور می رفت مدرسه ولی الان دیگه نمی شه از پسش بر اومد
    کمکم کنین خیلی می ترسم از بیکاری و منفعل بودنش می ترسم از اینکه پدرشو با رفتار لجبازیش اذیت کنه می ترسم
    مشاور نمی ره اصلن برای تغییر خودش اقدامی نمی کنه

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما در این مسیر با توجه به اینکه این مشکلات از سالها قبل وجود داشته است خب بهتر است که حتما شرایط او به صورت دقیق مورد توجه قرار بگیرید تا بتوانیم در این مورد نظری بیان کنیم.
      بهتر است به صورت حضوری برای بررسی شرایط فرزندتان به روانشناس مراجعه کنید.
      در هرصورت اجبار و تهدید نمیتواند کمکی به او کند اما نیاز است که یک سری قانون های مشخص وجود داشته باشد که در احترام و با همراهی هم در مورد آنها تصمیم گیری کنید.

      پاسخ
  8. علی
    علی گفته:

    سلام جناب من علی هستم و چند روزی هستش که خودارضایی انجام میدم نمیدونم باید چجوری جلوشو بگیرم بابا و مامانم شاکی هستن از این موضوع و من هم می‌خوام این عادت بد ترک بشه لطفاً راهنمایی کنید ممنون میشم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما آقا علی
      در اول اینکه خب نیاز است که بدانی تجربه نیازهای جنسی چیز بدی نیست اما اگر هر نیازی را افراطی بخواهید به آن توجه کنید می تواند آسیب زا باشد .
      در نظر بگیر که حتی یک نیاز معمول مثل غذا خوردن اگر بدون توجه بخواهید دائم غذا بخورید خب این می تواند با آسیب های زیادی همراه شود.
      پس اینکه چگونه به این نیازها پاسخ میدهید از اهمیت برخودار می باشد.
      اولین قدم برای ترک خود ارضایی اعتیادگونه این است که با خودتان صادق باشید و خودتان را همان‌طورکه هستید بپذیرید. به‌خاطر داشته باشید که شما تنها انسان روی کره‌ی زمین نیستید که اعتیاد به خودارضایی دارید! پس بی‌دلیل خودتان را سرزنش نکنید. این عادت مخرب درست مانند عادت‌هایی مثل سیگار کشیدن قابل ترک است.
      محتوای پورن و دسترسی به آن می‌تواند میل جنسی شما را تحریک کند. کسانی که مایل به ترک خود ارضایی هستند باید از تماشای فیلم‌های پورن، تصاویر و وب‌سایت‌ها خودداری کنند. در صورتی که بتوانید مانعی بر سر راه تماشای این دسته محتوا ایجاد کنید، می‌توانید بر عادت خود غلبه کنید.
      امروزه دسترسی به محتوای پورن در کمترین زمان ممکن است. با این حال، می‌توانید با استفاده از فیلترهایی روی دستگاه خود این قبیل محتوا را محدود کنید. با نصب افزونه‌های خاصی روی بروزر خود می‌توانید دسترسی به وب‌سایت‌ها را محدود کنید. اگر فیلم‌هایی را در جایی ذخیره کردید، آنها را پاک کنید. از دوستانی که این دسته محتوا را برای شما ارسال می‌کنند، دوری کنید یا از آنها خواهش کنید برای شما چنین محتوایی ارسال نکنند. البته این درصورتی هست که از این فیلم ها استفاده می کنید اگر نه خب نیاز است که بررسی کنید که محرک های محیطی که باعث افزایش این تمایل و رفتار خودارضایی می شود چیست تا بتوانی آنها را مدیریت و یا حتی حذف کنی.
      سعی کن بررسی کن که اولویت های زندگی شما در زمان فعلی چیست و به چه کارهایی علاقه دارید در این الت می توانید برنامه ریزی داشته باشی که متناسب با شرایط خودت باشد در این حالت می توانی نتیجه گیری بهتری در مسیر ادامه برنامه ها داشته باشید.
      اگر زمان آزاد خود را پر کنید، زمانی برای خود ارضایی باقی نمی‌ماند. یافتن خروجی مناسب برای تخلیه انرژی یکی از راه‌های ترک خود ارضایی است. زمان اختصاص داده شده به جستجوی محتوای جنسی و خود ارضایی را به یادگیری یک مهارت جدید که به آن علاقه دارید اختصاص دهید. داشتن هدف‌های جدید در زندگی باعث می‌شود که انرژی و زمان خود را به آن اختصاص دهید و با پیشرفت در آن هیجان جدیدی را تجربه کنید در این مسیر انجام کارهای لذت بخش به عنوان جایگزین این رفتار و در زمان هایی که خودارضایی دارید می تواند کمک زیادی به شما کند.
      در صورت ادامه این شرایط بهتر است که از پدر و مارد بخواهی برای شما شرایط مراجعه به سکس تراپ را ایجاد کنند تا به کمک متخصص بتوانی برای ترک خودارضایی گام بردارید.

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      بهتر است از همان راحل هایی که گفتم برای اینکه میزان خودارضایی را کم کنی و رفتارهای هدفمند خودت را افزایش بدهی استفاده کنید.

      پاسخ
  9. Mahshid
    Mahshid گفته:

    سلام ببخشید من یه دوستی دارم که دو ساله میشناسمش و بهش نزدیکم تقریبا بعد این دوستم من این اواخر افسردگی گرفته بود و پیش روانشناس هم می‌رفته ولی ظاهرا براش فایده ای نداشته و خب منم این مدت واقعا سعی می‌کردم بتونم باهاش حرف بزنم و کمکش کنم و حتا مثلا سایت های معتبر روانشناسی هم زیاد میخوندم ولی بازم فایده نداشته خلاصه این دوستم دیروز بهم پیام میده که میخواد خودکشی کنه و خب منم اون لحظه استرس شدیدی گرفته بودم و حتا نمیدونستم باید از طریق چه پیام هایی منصرفش کنم و چی بگم بهش به قولی کاملا لال شده بودم چون بهش دسترسی هم نداشتم حتا که بتونم برم پیشش
    بعد این دوستم خودشو از طناب آویزان میکنه و مادرش هم چند لحظه بعد میرسه و زنگ میزنه اورژانس و میتونن نجاتش بدن خوشبختانه.
    حالا سوالی که من از شما دارم این است که در رابطه با این فرد من باید چیکار کنم چون حس میکنم نه تنها من نمیتونم روی اون تاثیر بذارم بلکه خودمم دارش ازش تاثیر میپذریم و این داره منو اذیت میکنه . راه حل چیه ؟ رابطمو باهاش قطع کنم یا چی چون این جوری هم حس میکنم خیلی دوست بدی هستم ولی از طرفی وقتی هیچ کدوم از حرفام بهش کمک نکرده بودن من کنارش چه فایده ای داره؟؟؟ فقط حس میکنم خودمم این وسط دارم از بین میرم.

    پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *