روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی (نوجوانی)
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نکاتی اصلی رفتار با نوجوان ۱۳ ساله، ۱۴ و ۱۵ ساله بر اساس جدیدترین روش های تربیتی آورده شده است. چالش هایی که نوجوان شما با آن درگیر است و شما با روش تربیتی مناسب باید با آن روبرو شوید.
آنچه باید در مورد روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی خود بدانید:
فرزند شما اکنون رسما یک نوجوان است. دوره نوجوانی زمانی چالش برانگیز برای شما و فرزندتان است. او تا حدی بالغ شده که از آن قدم های لرزان کودکی گذشته و اکنون میتواند با اطمینان زیاد گام بردارد، نوجوانان به روش خاص خودشان عمل می کنند ولی هنوز به کمک شما نیاز دارند.
از نظر اجتماعی، بیشتر به روابط با همسالانش متکی است و کمتر وابسته شماست. می توانند روابط پایداری با بزرگسالان و همسالان خود داشته باشند و با اینکه تمایل بیشتری به دوست شدن با جنس مخالف دارند، همچنان دوستی با هم جنسان در آنها رایج تر است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی بیان می کند که تأثیرپذیری از همسالان بسیار شدید است، از نحوه پوشش گرفته تا رفتار و علاقه مندی ها. حد و مرز ها را می سنجد و زمانیکه بزرگتر می شوند و شروع به تجربه استقلال بیشتری می کنند هدفمند شده و بنابراین احتمالا از دخالت شما بسیار ناراحت می شوند.
ممکن است مکالمات چالش برانگیزی در مورد امتیازات و اصول اخلاقی داشته باشید مخصوصا وقتی نوجوان درک می کند بزرگسالان نیز کامل نیستند. آنها مستعد رفتار های عجیب و غریب بچه گانه هستند به ویژه وقتی تحت فشار باشند.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی
چالش هایی جدی در پیش روی فرزند شما قرار دارد. حس نیرومند هویت در آنها به وجود آمده و بیشتر از قبل روی خودشان تمرکز می کنند. تمایل شان به داشتن حریم شخصی شدید تر شده است و همین طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ را دشوار می کند زیرا دوست ندارند که با شما حرف بزنند.
آن ها نیازمند شناخت و بازخورد های مثبتی هستند که در حفظ خودباوری و اعتماد به نفسی که برای مواجهه با چالش های پیچیده تحصیلی، احساسی و اجتماعی نیاز دارند، کمک می کند.
آن ها ممکن است درگیر روابط عاطفی کوتاه مدت و زود گذر شوند. علاقه مند به آزادی هستند ولی کاملا آماده برای آزاد بودن نیستند و این موضوع نگرانی های جدی برای آنها ایجاد می کند مخصوصا وقتی در رویارویی با مراحل مهم و کلیدی زندگی مثل ترک مدرسه یا خانه باشند.
این دوره سنی زمانی است است که بیشترین تفاوت بین دختران و پسران دیده می شود. پسرها به سوی بلوغ می روند و با تغییرات در اندامشان روبه رو می شوند که شامل افزایش رشد موهای زائد و صدای ناهنجار است و ممکن است توجه و دلواپسی زیادی روی ظاهرخود داشته باشند.
دخترها بلوغ را تجربه کرده اند و چرخه قاعدگی آنها به خوبی برقرار شده و از نظر اندام جنسی بیشتر از پسرها تکامل یافته اند، دختران نیز در این سنین و سنین بالاتر عشق در ۱۳ سالگی را تجربه می کنند.
پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان
هم دختر و هم پسر نگرانی زیادی درمورد میزان جذاب بودن از نظر دیگران دارند و میل جنسی در آنها افزایش می یابد، پس بهتر است درمورد این وضعیت با او صحبت کنید (اگرتا بحال این کار را انجام نداده اید) و به آن ها توضیح دهید که عشق در ۱۳ سالگی می تواند چه فواید و ضررهایی را به دنبال داشته باشد.
رشد پسرها و دخترها همچنان ادامه می یابد و سرعت رشد زمانی که به ۱۶ سالگی می رسند کمتر می شود. شما متوجه بهبود زیادی در مهارت های حرکتی آن ها می شوید طوری که برای انجام فعالیت های فیزیکی سخت، کمتر دچار سختی می شوند.

روانشناسی نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله |عشق در ۱۳ سالگی
متوجه می شوید که فرزند تان برای انتقال تفکرات و احساساتش بهتر عمل می کند. ارزش ها و ایده هایی مترقی دارند و علاقه مندی هایشان به شکل هوشمندی توسعه یافته است. در فرایند حل مساله بهتر شده و در حدود ۱۵ سالگی می توانند درباره مفاهیم انتزاعی فکر کنند و از مهارت تصمیم گیری در وضعیت های اجتماعی تر و تحصیلی استفاده کنند.
وقتی نگرانی و دلواپسی دارند بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند. این سنی است که آنها بیشتر خطر می کنند مخصوصا اگر تحت تاثیرات منفی از گروه همسالان باشد مثل نوشیدن الکل، مصرف مواد و یا رابطه جنسی.
ممکن است فکر کنید فرزند تان در حال دور شدن از شماست ولی او بیش از هر زمانی به حمایت شما نیاز دارد. او را تشویق کنید با شما صحبت کند، بی طرف بودن و ارزش نهادن به نظرات و نگرانی های آنها موجب می شوند بفهمند شما در کنارش هستید.
مهم است در باره هر چیزی صادق و رو راست باشید از تغییرات شکل ظاهری گرفته تا چالش ها و خطراتی که برای فرزند تان به وجود می آید. اگر فرزند تان به شما اعتماد داشته باشد، میل بیشتری به گفتگو با شما در مورد هر چیز مهمی دارد.
دخالت دادن آنها در تصمیم گیری های خانوادگی به آنها کمک می کند چگونه با مشکلاتی که برایشان پیش می آید دست و پنجه نرم کنند و به آنها اطمینان میدهد انتخاب های مستقلی در آینده داشته باشند. سنجش حد و مرز ها کاملا طبیعی است، تداوم و واضح بودن این حد مرزها بسیار مهم است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نشان می دهد که تعادل استقلال فرزند شما در حال تغییر است و همراه با این تغییر رابطه شما نیز دچار تحول می شود. ممکن است وسوسه شود با دوستانش بماند با این حال فراموش نکنید که شما در جایگاه پدر و مادر در بهترین موقعیت برای حمایت و راهنمایی فرزند تان قرار دارید، ترفند این کار این است که تا حدی او را راهنمایی کنید که به او فضای کافی برای بال و پر گرفتن داشته باشد.

رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | نقاط عطف فیزیکی ۱۳ ساله
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی با تغییرات عاطفی و جسمی همراه با بلوغ سر و کار دارند، بنابراین طبیعی است که نوجوان شما گاهی اوقات احساس عدم اطمینان، بد خلقی، حساس بودن و خودآگاهی داشته باشد. در این مدت، هماهنگی با همسالان بیش از هر زمان دیگری مهم می شود.
در ۱۳ سالگی، نوجوان شما شروع به رشد قد، افزایش وزن و بالغ شدن از نظر جسمی می کند. دختران در اواسط نوجوانی از نظر جسمی کاملاً رشد می کنند و پسران در اواخر نوجوانی به بلوغ جسمانی می رسند.
رشد جسمانی بسته به نوجوان متفاوت است. «معمولاً دختران بین ۹ تا ۱۴ سالگی و پسران بین ۱۰ تا ۱۵ سالگی رشد می کنند. از طرف دیگر، کسانی هستند که هنوز رشد نکرده اند.»
احتمالاً در این سن طیف وسیعی از تغییرات فیزیکی را مشاهده خواهید کرد. دختران ممکن است رشد سینه و شروع چرخه قاعدگی خود را تجربه کنند، در حالی که پسرها ممکن است در صدای خود، رشد بیضه ها و افزایش توده عضلانی تغییراتی داشته باشند.
بعلاوه، هم در مردان و هم زنان رشد موهای بدن شروع شده و غدد عرقی آن ها فعال تر می شود، حتی برخی از کودکان در این سن به دلیل تغییرات هورمونی شروع به ایجاد آکنه می کنند.
جالب است بدانید که پسرانی که زودتر به بلوغ فیزیکی می رسند اعتماد به نفس بیشتری دارند. اما دخترانی که زودتر به بلوغ می رسند اغلب نسبت به بدن خود حساس تر هستند.
این ظاهر فیزیکی که به سرعت در حال تغییر است می تواند باعث نگرانی آن ها شود. گاهی اوقات نوجوانان با مسائل مربوط به ظاهر، مانند آکنه یا اضافه وزن دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات جسمانی، مانند اختلالات خوردن، ممکن است در طول سالهای نوجوانی ایجاد شود.
«اختلالات خوردن ممکن است در پسران یا دختران رخ دهد.» اگر متوجه شدید که نوجوان شما قصد محدود کردن غذا، پر خوری، کاهش وزن یا مخفی کردن غذا دارد، باید با دکتر متخصص در مورد آنچه که مشاهده می کنید صحبت کنید.
تغییرات فیزیکی در ۱۳ سالگی | طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- در این سن تغییرات سریع در ظاهر فیزیکی ایجاد می شود.
- طیف گسترده ای از الگوهای رشد متفاوت بین دختر و پسر مشاده می شود.
نقاط عطف عاطفی و اجتماعی ۱۳ ساله
نوجوانان سیزده ساله با تغییرات هورمونی دست و پنجه نرم می کنند که می تواند به نوسانات خلقی آن ها کمک کند. استرس مدرسه یا مشکلات همسالان را نیز می توان به آن اضافه کرد، به نظر می رسد که خلق و خوی آن ها مدام تغییر می کند. به یاد داشته باشید، نوجوان شما در مسیر تبدیل شدن به یک فرد مستقل است که میخواهد درباره بدن، فعالیت ها و دوستانش تصمیم بگیرد.
در این سن، بیشتر نوجوانان احساس می کنند که دنیا حول آن ها می چرخد. آن ها ممکن است تصور کنند همه به آن ها خیره شده اند یا ممکن است تصور کنند رفتار دیگران به نوعی به خاطر آن هاست.
به عنوان مثال، وقتی دوستی به او پیامک نمیدهد، ممکن است به جای اینکه فرض کند دوستش مشغول است، فکر کند که دیوانه است.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله نشان می دهد که نوجوان نوسانات زیادی در عزت نفس خود تجربه می کنند. ممکن است یک روز نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند و روزی دیگر احساس بیکفایتی کنند.
در حالی که بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله اسباب بازی های دوران کودکی خود را رها کرده اند، هنوز هم به روش های مختلف با دوستان خود بازی می کنند.
از مهمانی های خواب گرفته تا بازی های رومیزی و فعالیت های ورزشی، در حقیقت بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله می خواهند با دوستان خود در ارتباط باشند و باهم بازی کنند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | عشق در ۱۳ سالگی
نوجوانان سیزده ساله تمایل دارند زمان بیشتری را با دوستان خود بگذرانند تا با اعضای خانواده. آن ها همچنین در این سن شروع به شکلدهی هویت میکنند و سرگرمی ها، فعالیت ها، لباس ها، مدل مو و موسیقی های مختلف را امتحان میکنند.
نوجوان شما ممکن است شخصیت های متفاوتی پیدا کند یا مراحل مختلفی را طی کند، مثلا انتخاب کند که موهای خود را به روش جدیدی شکل دهد. همچنین ممکن است متوجه دور شدن و فاصله گرفتن نوجوان خود از خانواده شوید.
شاید تماشای اینکه فرزندتان زمان کمتری را با شما سپری می کند سخت باشد اما تفریح با همسالانش می تواند یک خروجی اجتماعی مهم بوده و بخشی جدایی ناپذیر از رشد او باشد. همچنین می تواند در مدیریت استرس به آن ها کمک کند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله بسیار مهم است و اگر اشتباه کنید ممکن است اغلب به جای شما به دوستانش اعتماد می کند. به همین دلیل، مطمئن شوید که به طور منظم با فرزندتان ارتباط برقرار می کنید نه تنها برای اینکه بفهمید اوضاع در زندگی او چگونه پیش می رود و در مورد چیزهای مختلف چه فکر می کند،
بلکه برای این که در مورد موضوعات مهمی مانند جنسیت، مواد مخدر، استعمال دخانیات، قلدری و موارد دیگر اطلاع کسب کنید.
این مکالمات اهمیت زیادی دارند زیرا فشار همسالان میتواند به یک عامل اساسی در زندگی نوجوان شما تبدیل شود، به ویژه به این دلیل که اکثر نوجوانان در این سن نگران تنهایی هستند.
جای تعجب نیست که نوجوانان اغلب با تغییر علایق، گروه همسالان خود را تغییر می دهند، بنابراین شناخت دوستان فرزند تان اهمیت بیشتری پیدا می کند. همچنین ایجاد علایق جنسی در این سن امری طبیعی است بنابراین در مورد عشق در ۱۳ سالگی اطلاعات بیش تری جمع آوری کنید.
در این هنگام باید در مورد روابط سالم و رضایت صحبت کنید. همچنین، اگر فرزند شما در حال بررسی هویت جنسی یا گرایش جنسی خود است، مهم است که با ذهنی باز با آن ها صحبت کنید.
حمایت کردن و گوش دادن حرف های آن ها مهم است و اگر سوالی دارید یا نمی دانید کودک شما چه چیزی را تجربه می کند و چگونه باید از آن ها حمایت کنید، با پزشک صحبت کنید.
تحولات اجتماعی و عاطفی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- نگرانی از رشد جسمانی و ظاهر نوجوان ۱۳ ساله
- خود را همیشه مرکز همه چیز ببینید
- به دنبال اعتماد و پذیرش همسالان می باشد
- برای استقلال تلاش می کند و در عین حالنیاز به تایید بزرگسالان دارد.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |نکات روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی
در این سن، بسیاری از نوجوانان از طریق شبکه های اجتماعی می توانند به صورت خصوصی با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. برای برخی از نوجوانان، این کار باعث ایجاد احساس آرامش می شود، زیرا آن ها اغلب با دوستان خود راحت تر ارتباط برقرار می کنند.
برای سایر نوجوانان ۱۳ ساله، ارتباطات الکترونیکی به معنای فشار و استرس بیشتر است. آن ها ممکن است احساس کنند مجبور هستند در گفتگوها شرکت کنند تا توسط همسالان خود پذیرفته شوند.
علاوه بر این منتظر تغییرات خلقی در این سن باشید. باید سعی کنید طوفان را پشت سر بگذارید و آن را جدی نگیرید، علاوه بر این عشق در ۱۳ سالگی امری رایج می باشد و ممکن است برای تمام نوجوان ها رخ دهد، سعی کنید برای رفتار با نوجوان ۱۳ ساله از مشاور کمک بگیرید تا بهترین برخورد را داشته باشید.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله
در حالی که نوسانات خلقی معمولا طبیعی است، مهم است که مراقب مشکلات سلامت روان باشید و طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ و برخورد با افسردگی، اضطراب و سایر مسائل مربوط به سلامت روان را یاد بگیرید. همچنین مهم است که با نوجوان خود در مورد تصویر بدن و احساس او نسبت به تغییراتی که تجربه می کند صحبت کنید.
به خاطر داشته باشید که نوجوانان در این سن فقط صحبت کردن را دوست ندارند. زمانی که شما کارهای دیگری مانند پیاده روی، سوار شدن در ماشین یا تیراندازی بسکتبال انجام می دهید، به احتمال زیاد شروع به صحبت می کند.
اگر نوجوان شما چالشهایی را تجربه میکند، با او در مورد راههایی که ممکن است یک مشکل را حل کنند، فکر کنید. فرزندتان را تشویق کنید تا قبل از اقدام، به چند راه حل فکر کند. این گام ساده می تواند به بهبود قضاوت فرزند شما کمک کند و به او فرصتی بدهد تا مهارت های تفکر انتقادی خود را تمرین کند.
رفتار با نوجوان پسر ۱۳ ساله
همچنین، هنگام صحبت در مورد مسائل حساس مانند مشروبات الکلی، سیگار کشیدن، مواد مخدر در نوجوانی و رابطه جنسی، مطمئن شوید که با کودک خود مستقیم صحبت می کنید . برای اینکه نوجوانتان شما را قابل اعتماد ببیند، مثبت اندکی را که نوجوانان را وسوسه می کند تا این چیزها را امتحان کنند، بپذیرید. چیزی شبیه این بگویید: «کودکان معمولاً فکر میکنند وقتی الکل مینوشند سرگرمکنندهتر هستند» و سپس عواقب آن را توضیح دهید.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله
وقتی صحبت از ایمنی در این سن به میان میآید، والدین باید چند نکته را در نظر بگیرند. برای مثال، باید به بچههای این سن یادآوری شود که در ماشین از کمربند ایمنی و هنگام استفاده از اسکوتر، دوچرخه یا اسکیت بورد، کلاه ایمنی ببندند.
این سنی است که بچه ها ممکن است رسانه های اجتماعی یا تلفن های همراه خود را داشته باشند، بنابراین مهم است که با آن ها در مورد نحوه ایمن ماندن آنلاین نیز صحبت کنید. در مورد اینکه چه چیزی را به اشتراک بگذارید و چه چیزی را به اشتراک نگذارید صحبت کنید و همچنین قوانین اساسی در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی را تعیین کنید.
گفتگوهای سازندهای در مورد نحوه انجام کارها به صورت آنلاین وجود دارد. درباره آسیب نرساندن به مردم به صورت آنلاین و همچنین نحوه برخورد با احساسات دیگران در دنیای مجازی صحبت کنید.
در نهایت، به خاطر داشته باشید که نوجوان شما می خواهد بال های خود را باز کند و مستقل تر شود. پس به دنبال راه های ایمن برای انجام این کار باشید. هنگام تصمیم گیری در مورد آنچه که به آن ها اجازه می دهید به تنهایی انجام دهند، به جامعه خود و سطح بلوغ نوجوان خود فکر کنید.
سعی کنید بین تنظیم قوانین و آزادی به شیوهای ایمن و سازنده تعادل ایجاد کنید. او میگوید، سرسختبودن گاهی اوقات میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. مطمئن شوید که در مورد نوشیدن، استعمال سیگار، و رابطه جنسی نیز صحبتهای سازندهای دارید.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
در حالی که همه کودکان با سرعت های کمی متفاوت رشد می کنند، مهم است که مراقب نحوه پیشرفت کودک خود باشید. برخی از مسائل عاطفی یا مشکلات سلامت روان که در سالهای اولیه نوجوانی ظاهر می شوند علامتی هستند که باید از دکتر متخصص کمک بگیرید
اختلالات خلقی ممکن است در این سن ایجاد شود و تجربه افسردگی و اضطراب برای روانشناسی پسر ۱۳ ساله غیرعادی نیست. اگر نوجوان شما دائماً خلق و خوی متفاوتی دارد، به چیزها بی علاقه است، بی انگیزه است، بیشتر می خوابد یا حتی به نظر می رسد که حملات پانیک را تجربه می کند، با دکتر او صحبت کنید.
حتی امتناع از دوش گرفتن یا عدم اهمیت مسائل بهداشتی می تواند دلیلی برای نگرانی باشد. در این سن، نوجوانان باید بتوانند از بدن خود بدون نیاز به اصرار زیاد مراقبت کنند.
در همین حال، مشکل تحصیلی فرزند شما ممکن است باعث نگرانی شما شود. گاهی اوقات، ناتوانی های یادگیری یا ADHD تا سال های نوجوانی آشکار نمی شود. اگر نگران این مورد هستید با معلمان فرزندتان صحبت کنید یا موضوع را با روان شناس در میان بگذارید.
مهم است که به نوجوان خود نشان دهید که با کمک روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی، به مدرسه و موفقیت او اهمیت می دهید.
نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان
منبع: Moving Onwards: Your 13 to 15-Year-Old


















سلام من بعضی موقع ها احساس میکنم آدم اضافه هستم و نباید بدنیا می اومدم و بخاطر همین موضوع شبا گریه میکنم من وضع مالی خوبی ندادم و رفیقام پولدار هستند و به من شادمانی می دهند من ۱۳ سالمه خیلی مشکلات زیادی دارم اعتماد بنفس ندارم هیچکس منو دوست نداره من دیگه از خودمم بدم میاد چرا اینجوری شدم
من نمی تونم تو جمع حرف بزنم هیچ کس به من اهمیت نمی ده و پدرومادرم دارن با زبون بی زبونی می گن که تو اضافی هستی دارم دیوونه می شم اگه من می دونستم اگه من وقتی بدنیا می اومدم انقدر بدبختی می کشم هیچوقت بدنیا نمی اومدم تازه شما خیلی از بدبختی هام شما نمی دونین فکر می کنم آدم احمقی هستم و خیلی کم هوشم و رفیقام باهوش هستند خیلی کینه ای هستم و از خیلی ها بدم میاد نمی تونم نفرتم را ازشون پنهان کنم و شبابه فکر انتقام از اون ها می افتم و فقط ب فکر انتقام می افتم
احساس می کنم در آینده پول دار نمی شدم و خیلی آدم بدبختی می شم و نمی تونم پول دربیارم
می دونم فقط مزاحم وقت شما شدم و الان میگین چقدر حرف زد و میگین که به ما چه که این مشکلات را داری
خواهش می کنم اگه وقط تون را لطف کردم منو ببخشید ولی اگه برا کسی مزاحمت ایجاد نکردم خواهش می کنم منو راهنمایی کنه
ممنون
سلام به شما امین جان
قابل درک هست که در فشار روحی زیادی قرار داری و این فشارها یروحی باعث می شود که شروع به سرزنش کردن خودت کنی و از نظر روحی نیز شرایط مناسبی را تجربه نکنی و در کنار این موراد این اتفاق رخ می دهد تمام انرژی تو به سمت سرزنش کردن و شرایط روحیت می رود و عملکرد درسیت کاهش می یابد و نمی توانی از استعادهای خودت استفاده کنی.
با توجه به شرایط روحی که برای ما توضیح دادی علایم افسردگی وجود دارد که با مراجعه به روان شناس می توانی در جهت درمان این بیماری اقدام کنی و در این حالت از نظر روحی در شرایط بهتری قرار می گیری در کنار اینکه عملکرد درسی و روابط شما با خانواده و دوستان نیز می تواند بازسازی شود.
دقت کن که هر فردی ویژگی های منحصر به فرد خودش را دارد حتی اگر در یک خانواده فقیر متولد شود و اگر بتواند از این استعادهای خودش استفاده کند می تواند شرایط متفاوتی را تجربه کند در کنار داشتن استعاد آنچه اهمیت دارد پشتکار هست که تو می توانی با استفاده از اون به موفقیت برسی .
در این مسیر اگر برایت امکان مراجعه حضوری به مراکز روانشناسی وجود ندارد با شماره ۱۲۳ تماس بگیر و از همکاران ما در اورژانس اجتماعی کمک بگیر تا با بررسی شرایطتت بتوانیم کمک کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کنی.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۶۲
سلام من یه دختری رو دوست دارم و از دوستای اون دختره همش میشنوم که اون هم منو دوست داره و حتی اسمم رو رو تخته اش نوشته نمیتونم احساسم رو بهش بگم ما با هم همسایه هستیم و حتی یک بار وقتی در کوچه اونها دوچرخه سواری میکردم (من پشتم به خونشون بود اما دوستم داشت منو نگاه میکرد) و دوستم دید در خونه اونها باز شده و دختره به سمت من چشمک زده و گفته بیا کارت دارم اما در اون لحظه من فقط صدای بستن درو شنیدم و دوستم کل قضیه رو بهم گفت منم عاشق دخترم ولی چند تا مشکل دارم اینکه هم روم نمیشه بهش بگم و میترسم پدر و یا مادر اون یا هرکی دیگه بفهمه و به کل محل بگه اخه محله ی ما اینجور چیز ها رو خیلی بد میبینن من با اینکه زمان امتحانات هست تمام تلاشم را میکنم تا اون رو ببینم. من هیچ مشکلی با خوانواده ام ندارم ولی با هیچ کس بجز یکی از دوستانم که مطمن هستم راز دار هست در میون نزاشتم من نمیدونم چیکار کنم چون اگه رو راست باشم و اگر مادر ها و پدر های دیگر بفهمند انها انقدر گیر میده اند که من مطمن هستم که رابطه ام با خوانواده ام خراب می شود هم من هم اون نمیتوانیم حس خود را به همدیگه بگیم و من مطمن هستم که او مرا دوست دارد لطفا بگید چطور حسم را به او بگویم.(من ۱۳سالم هست و آن دختر فکر میکنم ۱یا ۲سال از من کوچکتر هست)
مرسی
سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما محمد جان قابل احترام هست اما دقت کن که اگر بخواهید از این سن وارد روابط دوستی با جنس مخالف شوید امکان آسیب برایتان زیاد می باشد و بهتر است در این مسیر اجازه بدهید در آینده در شرایط سنی مناسب تر و داشتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی در این مورد تصمیم گیری کنی .
شما در سنی قرار داری که در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما دقت کن که شماها هنوز در سن کودکی هستید و می خواهید وارد سن نوجوانی شوید و در این سن وارد شدن به این روابط توصیه نمی شود و نیاز است که در احترام با احساس خودت برخورد کنی ولی تصمیم گیری در این موراد را به آینده واگذار کنی.
سلام پسری ۱۴ ساله هستم
حدود ۶ ماه پیش با یه دختری همسایه یودیم خونشون رو به روی خونمون بود ما پسرا توی کوچه زیاد بودیم البته محله با کلاسی هم بود ما تازه به اون محله نقل مکان کرده بودیم و پسرای اون محله رو نمیشناختم و بعد مدتی دوست صمیمی شدیم و من کمکم حس کردم اون دختره رو دوستش دارم و بیشتر وقت ها توی کوچه با بچه ها بودم و همش دلم میخواست ببینمش
حس خیلی خوبی بود اولش جرعت نداشتم ولی کمکم خودش انگار داشت میفهمید البته فک نمیکنم که منو دوست داشته باشه و بزاش دست تکون دادم چند باز اونم همینطور
ولی چیزی نگفت منم چیزی نگفتم تا اینکه یه کلاس نهمی وقتی با بچه ها داشتیم بازی میکردیم و دختره هم دم در خونشون بود اومد متلکی انداخت به دختره منم اون موقه خیلی دوستش داشتم و همون موقع رفتم و با پسزه درگیز شدم اون از من بزرگتر و قویتز بود ولی من با این حال اونو زدمش خیلی زیاد
بعدش دختره چیز خواستی نگفت و رفت خونشون
تا اینکه یه روز پسره واسه انتقام اومد با دوستش خود پیره ولگرد و هر روز توب قلیونی و این چیزا ولی میلیاردر بون خلاسه منو زدن بعد چتد وقت دختره رو دیدم و دیگه اصلا محلم نمیزاشت هروقت منو میدید روشو میکرد اونور.
خیلی بد شده بود من واقا ناراحت و توی فکرش بودم چندید ماه !!!
میدونید بار ها شده بکد که واقا حس عاشقی میکردم ولی ما از اونجا رفتیم من هرگز دیگه ندیدمش ولی هنوزم بعضی وقت ها به اون فکر میکنم ولی دوست داشتن اون بهم یاد داد که تو این سنم هیچکس واقا ادم نمیتونه از ته دل دکست داشته باشه الانم توی تلگرام از تریق یه بازی با یکی دوست شدم ولس وقتی که فهمسدم دوسم داره بهش گفتم که همش موقتیه و اون هم چیز خواستی نگفت و الان دوست عادی هستیم ولی من هنوزم دوست دارم یکی رو دوست داشته باشم
البته ازش پرسیدم خوشگلی؟
گفت چطور بعد عکس خودش فرستاد و عکس منم خواست منم فرستادم بنظرتون کارام تا الان اشتباه بوده؟ البته پدر و نادرم خیلی دوسم دارن و درسم هم عالیه و تو کل فایل همه بهم افتخار میکنن.
ممنون از سایتتون
سلام به شما دوست عزیز
احساس دوست داشتن و دسوت داشته شدن قابل احرتام هست اما دقت کن که شما در اول نوجوانی قرار داری و اگر بخواهید وارد این روباط شوید تمرکز شما از موضوعات مهم زندگی چون درس خواندن و شناخت خودتان خارج می شود و این مسیر می تواند با مشکلاتی در این زمینه ها برای شما هرماه شود .
بهتر است سعی کنید از دادن و گرفتن عکس خوداری کنید و به خودتان اجازه بدهید در کنار تجربه احساس دوست داشتن درآینده در شرایط سنی بالاتر در مورد این موضوعات تصمیم گیری کنید در زمانی که از نظر سنی و رشد اجتماعی ، اقتصادی، شخصیتی و هویتی و… به ثبات بیشتری رسیده باشید و بتوانید رابطه هدفمندی را تجربه کنید .
درگیری های زیادی که در این سن نوجوان دارد بیشتر به دلیل خیالپردازی ها تمرکزی می باشد که بر رفتارهای خودش و فرد مقابل دارد و آنها را بزرگنمایی می کند .
خیلی ممنونم مرسی ولی من اینقدر هم اوزام خراب نیست قبلا به این چیزا فکر میکردم الان مشکلی ندارم ولی چشم ممنونم که زود جواب میدین
تشکر و ببخشید اومدم به جمع بزرگترها
(تشکر) خداحافظ
مرسی
سلام
چند روز پیش رفته بودیم بیرون تا دختر ۱۴.۵ ساله ام دوستانش رو ببینه. گوشی موبایلم روخواست. بهش دادم بشرط اینکه که قبل ساعت ۶ یک چیز مهمی رو از واتساپ برای پدرش فورواد کنه. برای یادآوری قرار شد به اون گوشی زنگ بزنم.
او فراموش کرد و ۲۰ بار به تماس های من جواب نداد، عصبانی شدم و با آخری که زنگ زدم متوجه نبودم دوستش گوشی رو برداشته ولی من به دخترم توهین کردم و دوستش شنید.
حالا دوستش با او قطع رابطه کرده و دخترم خیلی غمگینه .خواهش میکنم یک راه حلی به من ارائه بدین که رابط اونها دوباره مثل قبل بشه
خواهش میکنم کمکم کنید
سلام به شما مهری جان
قابل درک هست که شما در این مورد خودتان را مقصر می دانید اما بهتر است از سرزنش مردن خودتان خوداری کنید چون شما از روی آگاهی این کار را انجام نداده اید و در این مسیر بهتر است در زمان مناسبی به همراه دخترتان و با هماهنگی با مادر دوست دخترتان به منزل او بروید و شرایط را برای او توضیح بدهید تا او نیز با آگاهی در این مورد بتواند تصمیم گیری کند .
/انها در سن حساسی قرار دارند به همین دلیل ممکن است به این مسائل حساسیت بیشتری نشان بدهند که شما با توضیح دادن این موارد برای او می توانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید البته خرید یک کادو که نشان از دوست داشتن او از سمت شما و دخترتان نیز باشد می تواند کمک کننده باشد در این سن .
بنظر دخترم او بهترین دوستش رو از دست داده
تقصیر من بود
من چکار میتونم بکنم؟ لطفا راهنماییم کنید
سلام بنده پسری ۱۶ ساله هستم که از سن تقریبا ۸ ۹سالگی عاشق دختر داییم شدم که یک سالی از من کوچیکترن سالی یک بار اونو میبینم سال به سال شدت عشقم به اون بیشتر میشه ولی من حتی ذره ای این موضوع رو به هیچکس بیان نکردم و تو دل خودم نگهش داشتم همیشه دعامم اینه که بهم برسیم خانوادمم همیشه وقتی بحث خونه داییم میشه میگن دختر داییم باید عروسمون بشه ولی من این موضوع رو به خودم نمیارم. و در کل من با این که کارو بدم دست زمان و صبر کنم مشکلی ندارم و ترسم اینه که ایشون ازدواج کننو برن چون دخترا تو سن کمتری از پسرا ازدواج میکنن و من خیلی ترس این موضوع رو دارم.
صبح بخیر من اسمم ستایشه و امروز صبح این صفحه رو پیدا کردم من ن عاشق نه افسرده نه بی ادب ن هیچ چیز دیگه ای ن از محدودی ایی ک دارم ناراحتم من ۱۴ سالمه و دارم میرم کلاس نهم و یقیناا تو مهم ترین سن هستم و اینو خودمم انگاری قبول کردم و دوس دارم ب بهترین نحوه اطاعات خودمو درمورد همسنام ببرم بالا حتی اگ سخت باشه دوس دارم زود زود ب هدفم دسترسی پیدا کنم شاید باورتون نشه من تاحالا یک بارم هم ب کسی نگفتم حالم بده و ازت میخام دلداریم بدی اسم این رو هم غرور نمیزارم اما خدایی بعضی موقعه دلم جوری میگیره ک فقط ارزو مرگ میکنم چیکار کنم- میدونم تو سن حساسیم و این برام عادیه اما از شماهم کمک میخام و ازتون ممنون میشم و اینک همه میگن بیشتر سنم متوجه و درک میکنم حتی وقتی ک چت میکنم فک میکنن بالای ۳۵ سالمه و خودمم از این موضوع خوشحالم و دلیلش اینکه حس خوبی بهم میده بنظر شما درسته لطفا جواب بدین مرسی و ی چیز دیگ من از پسرایه همسن خودم چندشم میشه و حس میکنم منو بخاطر خودم نمیخان نمیگم نمیتونم ارتباط برقرار کنم چرا خیلی خوبه رابطم دوس جنس مخالف زیاد دارم اما خب دوس ندارم دوس شم بدم میاد دوس دارم وقتی از ظر شغلی مستقل شدم ب کسی ک تو ویاهامه پیداش کنم و ازواج کنم راستی من ستایشم از اهواز بنظر شما ایده من بده دوستام میگن قشنگه ولی الان بیخیالش شم نظر شما چیه
سلام به شما ستایش جان
ببین عزیزم اینکه شما شرایط سنی خودت را درک می کنی و تصمیم گیری در مورد روابط با جنس مخالف را به آینده واگذار کرده ای و زمانی که از نظر رشدی و سنی و تشکیل هویت به مناسبی رسیده باشی خب این موضوع سازندگی دارد برای شما اما اینکه شما بخواهید روابط زیادی با جنس مخالف ایجاد کنید و توقع داشته باشید که هیچ احساسی را تجربه نکنید این غیر ممکن می باشد .
بهتر است سعی کنید که متناسب با شرایط سنی خودتان رفتار کنید و عجله ای برای بزرگ شدن نداشته باشید شما در هر سنی اگر بتوانید شرایط آن سن را درک کنید و متناسب با آن تصمیم گیری کنید می تواند رشد مناسبی داشته باشید .
در مورد احساسات نیز دقت کن عزیزم که هر انسانی می تواند احساسات مختلف از جمله غم ، شادی ،عصبانیت و… را تجربه کند و نیاز است که شما به همه احساسات خود با احترام برخورد کنید تا بتوانید به آنها در مسیر مناسبی پاسخ بدهید و اینکه شما احساسات خود را با افرادی که با آنها ارتباط دارید بیان کنید البته هر احساس مربوط به فرد مخصوص به خودش را و از خودتان بپرسید که چه عواملی باعث تجربه این احساسات شده است می توانید در مسیر رشدی بهتری باشید .
بیان احساسات نشان دهنده ضعف افراد نمی باشد پس بهتر است به احساساتی که تجربه می کنید در احترام برخورد کنید .
مرسی ازتون من نمیگم اصلا احساسات ندارم و هیچ حسی رو تجربه نکردم ولی خب سوال من اینکه از پسرایه همسن خودم ک بدم میاد بد نیس
نه عزیزم مشکلی وجود ندارد اما بهتر است در این شرایط سنی وارد اینگونه روابط نشوید و اجازه بدهید در شرایط سنی بالاتر در مورد اینگونه رابط و احساسات به جنس مخالف و.. تصمیم گیری کنید و این موضوع می تواند از برتری رشدی که نسبت به خودت به همسالان حس می کنید نشعت بگیرید .