تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی (نوجوانی)

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی (نوجوانی)

آنچه باید در مورد فرزند نوجوان ۱۳ تا۱۵ ساله خود بدانید:

فرزند شما اکنون رسما یک نوجوان است. دوره نوجوانی زمانی چالش برانگیز برای شما و فرزندتان است. او تا حدی بالغ شده که از آن قدم های لرزان کودکی گذشته و اکنون می‌تواند با اطمینان زیاد گام بردارد، نوجوانان به روش خاص خودشان عمل می کنند ولی  هنوز به کمک شما نیاز دارند.

از نظر اجتماعی، بیشتر به روابط  با همسالانش متکی است و کمتر وابسته شماست. می توانند روابط پایداری با بزرگسالان و همسالان خود داشته باشند و با اینکه تمایل بیشتری به دوست شدن با جنس مخالف دارند، همچنان دوستی با هم جنسان در آنها رایج تر است. تاثیرپذیری از همسالان بسیارشدید است، از نحوه پوشش گرفته تا رفتار و علاقه مندی ها. حد و مرز ها را می سنجند و زمانیکه بزرگتر می شوند و شروع به تجربه استقلال بیشتری می کنند هدفمند شده  و بنابراین احتمالا از دخالت شما بسیار ناراحت می شوند. ممکن است مکالمات چالش برانگیزی   در مورد امتیازات و اصول اخلاقی داشته باشید مخصوصا وقتی نوجوان درک می کند بزرگسالان نیز کامل نیستند. آنها مستعد رفتار های عجیب و غریب بچه گانه هستند به ویژه وقتی تحت فشار باشند.

چالش هایی جدی در پیش روی فرزند شما قرار دارد. حس نیرومند هویت در آنها به وجود آمده و بیشتراز قبل  روی خودشان تمرکز می کنند. تمایلشان به  داشتن حریم شخصی شدید تر شده است.  آنها نیازمند شناخت و بازخوردهای مثبتی هستند که در حفظ خودباوری و اعتماد به نفسی که برای مواجهه با چالش های پیچیده تحصیلی، احساسی و اجتماعی  نیاز  دارند،  کمک می کند. آنها ممکن است درگیر روابط عاطفی کوتاه مدت و زود گذر شوند. علاقه مند به آزادی هستند ولی کاملا آماده برای آزاد بودن نیستند و این موضوع نگرانی های جدی برای آنها ایجاد می کند مخصوصا وقتی در رویارویی با مراحل مهم و کلیدی زندگی مثل ترک مدرسه یا خانه باشند.

این دوره سنی زمانی است است که بیشترین تفاوت بین دختران و پسران دیده می شود. پسرها به سوی بلوغ  می روند و با تغییرات در اندامشان روبه رو می شوند که شامل افزایش رشد موهای زائد و صدای ناهنجار است و ممکن است توجه و دلواپسی زیادی  روی ظاهرخود داشته باشند. دخترها بلوغ را تجربه کرده اند و چرخه قاعدگی آنها به خوبی برقرار شده و از نظر اندام جنسی بیشتر از پسرها تکامل یافته اند. هردو جنس نگرانی زیادی درمورد میزان جذاب بودن ازنظر دیگران دارند و میل جنسی در آنها افزایش می یابد، پس  بهتراست درمورد این وضعیت با او صحبت کنید (اگرتا بحال این کار را انجام نداده اید). رشد  پسرها و دخترها همچنان  ادامه می یابد و سرعت رشد زمانی که به ۱۶ سالگی می رسند کمتر می شود. شما متوجه بهبود زیادی در مهارت های حرکتی انها می شوید طوری که برای انجام فعالیت های فیزیکی سخت،  کمتر دچار سختی می شوند.

متوجه می شوید که فرزندتان برای انتقال تفکرات و احساساتش بهتر عمل می کند. ارزش ها و ایده هایی مترقی دارند و علاقه مندی هایشان به شکل هوشمندی توسعه یافته است. درفرایند حل مساله بهتر شده و در حدود ۱۵ سالگی می توانند درباره مفاهیم انتزاعی فکر کنند و از مهارت تصمیم گیری  در وضعیت های اجتماعی تر و تحصیلی استفاده کنند. وقتی نگرانی و دلواپسی دارند بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند.این سنی است که آنها بیشتر خطر می کنند مخصوصا اگر تحت  تاثیرات منفی از گروه همسالانش باشد مثل نوشیدن الکل، مصرف مواد و یا رابطه جنسی.

ممکن است فکر کنید فرزندتان در حال دور شدن از شماست ولی او بیش از هرزمانی به حمایت شما نیاز دارد. او را تشویق کنید با شما صحبت کند، بی طرف بودن  وارزش نهادن به نظرات و نگرانی های آنها  موجب می شوند بفهمند شما درکنارش هستید. مهم است در باره هر چیزی  صادق و رو راست باشید  از تغییرات شکل ظاهری گرفته تا چالش ها و خطراتی که برای فرزندتان به وجود می آید. اگر فرزندتان به شما اعتماد داشته باشد، میل بیشتری به گفتگو  با شما در مورد هرچیز مهمی دارد. دخالت دادن آنها در تصمیم گیری های خانوادگی به آنها کمک می کند چگونه با مشکلاتی  که برایشان پیش می آید دست و پنجه نرم کنند و به آنها اطمینان می‌دهد انتخاب  های مستقلی در آینده داشته باشند. سنجش حد و مرز ها کاملا طبیعی است ، تداوم و واضح بودن این حدومرزها بسیار مهم است.

تعادل استقلال فرزند شما در حال تغییر است و همراه با این تغییر رابطه شما نیز دچار تحول می شود.ممکن است وسوسه شود با دوستانش بماند با این حال فراموش نکنید که شما در جایگاه پدر و مادر در بهترین موقعیت برای حمایت و راهنمایی فرزندتان قرار دارید، ترفند این کار این است که تا حدی اورا راهنمایی کنید که به او فضای کافی برای بال و پر گرفتن داشته باشد.

 

بیشتر بخوانید:

پیش بسوی ۱۲ سالگی

پیش بسوی ۹ سالگی

پیش بسوی پنج سالگی

پیش به سوی یک سالگی

 

منبع:مشاورکو

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی در زمینه 13 تا 15 سالگی می توانید با متخصصان ما با شماره های 02122247100و 02122354282تماس بگیرید.
۲۸۳ نظر
  1. angel
    سلام احساس میکنم دخترم جدیدا عاشق یکی ازهمکلاسیهاش شده و همه اش تو فکر اونه و از طریق تلگرام هم با هم چت می کنن در ضمن هر دو جزو شاگردان ممتاز هستند و این علاقه باعث شده او پرخاشگری کنه.در ضمن ما جدیدا صاحب یه فرزند پسر هم شدیم.باهاش چه برخوردی داشته باشم؟
    پاسخ آذر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۳۱ ب.ظ
    • منصورر
      پسره چند سالشه و خودت ـــــــــ؟
      پاسخ تیر ۳, ۱۳۹۶ در ۸:۲۵ ب.ظ
  2. ناشناس
    خب عاشق هم کلاسیش باشه چه اشکالی داره؟دخترا مخصوصا تو نوجونی خیلی احساسی اند و به محبت احتیاج دارند .بد نیس که
    پاسخ آذر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۴:۲۱ ب.ظ
  3. جوادیان
    به نظر من عوض اینکه شما در جواب پرخاشگری اون بهش پرخاش کنید باید محبتتون رو بیشتر کنید.بچه جدیدم که اومده حتما احساس کمبود محبت می کنه در ضمن مشکلی نداره که با همکلاسیش دوست بشه و دوستش داشته باشه فقط راجع بهش تحقیق کنید که ببینید چجور بچه ای هست.چون مسلما الان که یکم از نظر عاطفی با مشکل مواجه هست ممکن خیلی به اون وابسته بشه و اونوقت اگه اون فرد شایسته ای نباشه که خیلی بد می شه.بعدم حواستون باشه تموم کنترل ها روی نوجونها باید به صورت نامحسوس باشه چون اونا غرور جوانی و افکار بچگی رو دارن.بعدم بهش مسئولیت بدید و بهش بگید که چقدر به کمک اون به عنوان یک بزرگسال خانه احتیاج دارید یکم هنونه زیر بغلش بزارید.اینجوری می بینید که خیلی راحت به دل شما راه میاد
    پاسخ آذر ۲۹, ۱۳۹۵ در ۶:۰۶ ب.ظ
  4. ناشناس
    من از شما یه وسال دارم آیا دخترتون میل به گوشه گیری داره؟اگه داره شاید مشکل از خودتونه که میخاد کمبود محبتو از ایشون جبران کنه
    پاسخ آذر ۲۹, ۱۳۹۵ در ۶:۲۹ ب.ظ
  5. میترا
    دوست عزیز دختر شما داره بحران های سن بلوغ رو پشت سر میگذرونه و پرخاشگری هم یکی از خصلت های این دوره ی سنی بسیار حساسه از یه طرفم داره صاحب یه برادر کوچیک میشه و ممکنه باعث حسادتش شده باشه.این اتفاقیه که برای اغلب بچه اولی ها افتاده و میفته .این دست خود شماس که با رفتار مناسبتون نسبت به هر دو جلوی این حساسیت ها رو بگیرید.
    پاسخ آذر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۴:۰۵ ب.ظ
  6. angel
    ممنون از پاسخ های خوب دوستان عزیز
    پاسخ آذر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۴:۱۲ ب.ظ
  7. حمید
    سلام من چند سالی هست که سر کلاس نمیتونم گوش کنم و حواصم پرت میشه و هرچی تمرکر میکنم نمیتونم گوش کنم رشته ی تجریس هم هستم اگه میشه لطفا کمکم کنید
    پاسخ دی ۶, ۱۳۹۵ در ۴:۱۷ ب.ظ
    • حمید
      تجربی
      پاسخ دی ۶, ۱۳۹۵ در ۴:۲۰ ب.ظ
      • مژگان ن
        سلام، برای افزایش تمرکز حتما یک سری روش های ذهن آگاهی رو تمرین کنید و علاوه بر این نوروفیدبک بسیار کمک کننده است. ورزش منظم و خواب منظم هم به این مسئله کمک بسیاری می کند.
        پاسخ دی ۷, ۱۳۹۵ در ۹:۰۵ ب.ظ
  8. بهنیا
    سلام و خسته نباشید.همسرم زمانیکه پسرم 20 ماه داشت فوت کرد الان پسرم کلاس هفتم هست.خیلی باهاش مشکل دارم مدرسه هم ازدستش شکایت داره حرف گوش نمیده بی قراره حرکات نامناسب انجام میده دهن به دهن جواب میده.من خودم خیلی احترام بزرگتر ها رو دارم ولی پسرم بخصوص اگر بهش تذکر بدم بدتر رفتار میکنه خلاصه کلافه شدم اصلا حوصله نداره با وجود اینکه باهوشه ولی برای درس وقت نمیگذاره .همیشه سعی میکنه با همه چیز مخالفت کنه تیک های عصبی هم داره خیلی پر توقع و خودخواهه که فکر میکنم به خاطر انکانات زیادیه که در اختیارش گذاشتم دیگه نمیدونم چیکار کنم.کلافه شدم.
    پاسخ دی ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱۱:۲۷ ق.ظ
    • روانشناس سایت کودک
      رفتارهای پسر شما می تواند تا حدودی به دلیل فقدان حضور مادر از کودکی باشد اما دچار یاس نشوید، زیرا این رفتارها با توجه به اینکه در استانه ورود به نوجوانی و بلوغ می باشد نیز عادی است مانند تمام نوجوانان و کودکان همسن خودش. اینکه بی احترامی می کند حتی با تذکر مشکل فرزند شما نیست. تمام بچه ها با تذکر رفتار خود درست نکرده و حتی بدتر هم می کنند. پر توقع بودن و خودخواهی علاوه بر اینکه جزوی از ویژگی های این سنین است کمی هم تحت تاثیر رفتارهای شما بوده. همانطور که خودتان ذکر کردید. اما ناگهان همه چیز را تغییر ندهید. با او در مورد احساساتش زیاد صحبت کنید. بگذارید از هر جا ناراحت است با شما در میان بگذارد. مخصوصا اگر جایی اعتراضی دارد به شما بگوید و یا حتی نگرانی در مورد بلوغ و مسائل جنسی. برای دریافت نتایج بهتر هم حتما به مشاور مراجعه نمایید.
      پاسخ دی ۱۷, ۱۳۹۵ در ۴:۵۱ ب.ظ
    • Ťufan
      1 پسر شما به یک مادر نیاز داره که نوازشش کنه . 2 بهش قول کادوهایی لوکس گران قیمت به شرطی که همون جوری که خودتان به عنوان یک پدر ازش انتظار دارید . 3 از پسر تان قول بگیرید، که اگه رفتارش همین جوری ماند؟ تحریمش کنید ! هرچیزی نیاز داشت بگین نه تا که دست از این لجبازی ها برداره. 4 و زیاد بهش رو ندین که سوارتون میشه!
      پاسخ بهمن ۸, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۷ ب.ظ
  9. میترا
    سلام به نظر من اگر از الان جلوشون رو نگیرید و اقتدار خودتون رو بالا نبرید دچار مشکل جدی با پسرتون میشید. پسرتون تازه کلاس هفتم هست.با این مشکلاتی که شما گفتید پسرتون هر چی بیشتر وارد جامعه بشه.شما هر روز رفتار جدیدی از پسرتون مسبینید و دیگه نمیتونید جلوشو بگیرید به دو سال دیگه فکر کنید که ممکنه با یک نه گفتن از خونه بزن بیرون و.. هر روز اقتدار و جدیت خودتون رو بالا ببرید.
    پاسخ دی ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۰ ق.ظ
  10. حسین۱۴
    سلام.چند وقت پیش درتلگرام بودم.آیدی دختری را یافتم هم سن خودم.پس از چک کردن پروفایلش عاشقش شدم.چند وقت پیش بهش پیام و پیشنهاد دادم.اما جواب نداد و من رو report کرد. چیکار کنم؟؟؟ چیکار؟ کمک کنید،کمک
    پاسخ اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ در ۴:۳۶ ب.ظ
  11. حسین۱۴
    ببخشید من فقط ۱۴ سالمه و کلاس هشتمم.معذرت که وارد جمع بزرگتر ها شدم.شرمنده
    پاسخ اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ در ۴:۴۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      حسین جان سلام. من احساست رو می فهمم و می دونم که این حس خیلی بدیه. اما این تجربه کمکت می کنه که یاد بگیری چطوری وارد روابط بزرگسالی بشی. اول از همه خودت رو بذار جای اون دختر. یک نفر ناشناس پیام بده.. واقعا مجبور نیست که به هر کسی که در خارج از محیط تلگرام نمی شناسه جواب بده.میشه گفت کار خیلی منطقی ای هم کرده. تو در سنی هستی که دوست داری عشق رو تحربه کنی و مسلما هم من هر چی بخوام بگم معتقد هستی که عشق تو خیلی درسته. پس اگر فکر می کنی دوسش داری این احساس رو تو خودت بیشتر بشناس تا بزرگ تر بشی. فقط یادت باشه وقتی تو کسی رو دوست داری اون مجبور نیست که حتما تورو دوست داشته باشه.
      پاسخ اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ در ۹:۲۲ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      نگران نباش این سایت برای تو و هم سن های توست :)
      پاسخ اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ در ۹:۲۳ ب.ظ
  12. حسین۱۴
    ممنونم و متشکر.
    پاسخ اسفند ۲۹, ۱۳۹۵ در ۸:۱۵ ق.ظ
  13. حسین۱۴
    فقط یه سوال. چجوری میتونم این احساس بیقراری رو از خودم دور کنم؟ اگه جواب بدین ممنون میشم.
    پاسخ اسفند ۲۹, ۱۳۹۵ در ۱:۲۷ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      حسین جان توی پیام قبلی هم بهت گفتم، این احساس بی قراری که برات خیلی عجیب و گاهی هم قشنگ هست رو باید تحمل کنی و حتی بپذیری، نوجوانی و سن تو یعنی همین احساس ها که هر چند وقت یکبار حال و هوات رو عوض می کنند و باعث می شن خودت رو بهتر بشناسی و حتی احساس جنسی و هویت خودت رو. این احساس که الان داری کمکت می کنه بفهمی که بهترین نیاز تو چیه و چه جوری بهش برسی و از جنس مخالف چی بخوای. بشین بنویس... شعرهای عاشقانه بخون و حرف های قشنگ رو خوب تو ذهنت مزه مزه کن. نه تو می تونی به زور کسی رو داشته باشی و نه عشق اونقدر قدرت داره که بتونه ادما رو بعد از شروع رابطه نگه داره... متاسفانه این برخلاف اون چیزیه که فیلم ها و قصه ها می بینی. یادت باشه که شاید توی هجده سالگی به احساس امروزت و توی بیست و پنج سالگی به احساس هجده سالگیت بخندی.. شاید هم تعجب کنی که چرا روزی یه جایی کسی رو دوست داشتم با این مشخصات یا از این طریق و ....پس از این عشق نوجوانی و هورمون وار خودت لذت ببر
      پاسخ اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۵ ب.ظ
  14. حسین۱۴
    سلامسال نو رو بهتون تبریک میگم.خواهش میکنم به سوالم پاسخ دهید
    پاسخ اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ در ۵:۲۰ ب.ظ
  15. هانیه یزد
    سلام...من چندوقته تویه گروه هستم..به یکی ازهم گروهیام علاقه دارم..تقریبا یه سالی میشه..وهرروز علاقم بهش بیشترمیشه..ماباهم حرف میزنیم ولی مثل دوتادوست وهمگروهی..اگه بگم دوسش دارم کاردرستیه؟ودیگه باهاش حرف نزنم؟دوست دارم بدونه دوسش دارم..اون موقع حتی اگه دیگه باهاش حرف نزنم ته دلم آرامش دارم که حرف دلم روزدم
    پاسخ فروردین ۱, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۹ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام هانیه جان. ابراز علاقه بهر حال یکی از جنبه های یک ارتباط هست. اما ارتباط شما الان خیلی عاطفی نیست که این مسئله رو ابراز کنی. قبل از اینکه این رو بگی ازش بپرس ایا تنها هست یا کسی رو در زندگی داره. و اینکه بهش بگو از اینکه باهاش صحبت می کنی خوشحالی و ببین اون در مقابل چه چیزی رو ابراز می کنه. باید قدم به قدم این مسئله رو مطرح کنی تا طرف مقابل موضع نگیره و از تو دور نشه.
      پاسخ فروردین ۶, ۱۳۹۶ در ۷:۴۱ ق.ظ
      • هانیه یزد
        رفتارش جوریه که بعضی وقتاحس میکنم میخوادبگه دوسم داره..ولی بعضی وقتاجوریه که حس میکنم حوصله منو نداره...نمیدونم...گیج شدم کاری که شمامیگین رو انجام میدم بعدنتیجه روبهتون میگم ممنونم ببخشیدمزاحم شدم
        پاسخ فروردین ۲۳, ۱۳۹۶ در ۳:۴۴ ب.ظ
        • روانشناس کودک
          موفق باشی عزیزم منتظر هستم
          پاسخ فروردین ۲۴, ۱۳۹۶ در ۳:۲۷ ب.ظ
  16. حسین۱۴
    ممنونم سالدخوب و خوشی داشته باشی
    پاسخ فروردین ۴, ۱۳۹۶ در ۱:۱۳ ب.ظ
  17. 14sara
    سلام ، ببخشید من یه جورایی می تونم بگم که عاشق یکی از بچه های مدرسه شدم ، اول جذبش شدم بعد باهم دوست شدیم و البته من دوستی رو شروع کردم ، بعد از مدتی هم من اونو دوست داشتم و هم اون منو ، ۳ سال از من بزرگتر هست . بعد چند ماه همه چی بهم ریخت و نمی دونم سر چی ، و الان وضعیت جوری هستش که من روز به روز اونو بیشتر دوست دارم و هی میرم پروفایلش رو با گوشیه مامانم چک می کنم چوم منو بلاک کرده و اون هر روز از من بیشتر دور میشه و از من بیشتر بدش میاد، من بعضی وقتا فک می کنم که این رفتارا به خاطر حرفای معاون ها و مشاور های توی مدرسه هست ، چون این قضیه زمانی که هردو همو دوست داشتیم معلوم شد و برای هردوتامون دردسر شد ، به خصوص که این شخصیم که میگم ترنس هستش و از سمت مدرسه خیلی تحت فشار . الانم جوری شده که من همش دارم بهش فک می کنم شبا خوابشو می بینم ، تو مدرسه خودمو می کشم تا تنظیم کنم و فقط ۱ دقیقه بسشتر ببینمش و اون هم هی فرار می کنه ، از تو کلاسشون نمیاد بیرون و.... . خواهش می ‌کنم کمکم کنید. من سر این موضوع خیلی تحت فشار بودم و هنوزم هستم و یکبار خودم رو با خودارضایی آروم کردم و برای حدود ۱ ساعت اصلا بهش فکر نکردم و همین شد که من الان هر چند وقت باید این کار رو انجام بدم . خواهش می کنم کمکم کنید ، به هیچ یک از بزرگترها نمی تونم بگم و فقط با یکی از دوستام درمیون میذارم. اونم کاری از دستش بر نمیاد‌.
    پاسخ فروردین ۱۲, ۱۳۹۶ در ۳:۴۳ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سارا جان. نگران نباش. اون دوستت که می گی با توجه به شرایطی که داره به خاطر خود تو ازت فاصله گرفته. قبلا پسر بوده و الان دختر شده؟ اگر الان دختر هست تمام احساساتش هم کاملا زنانه شده و نمی تونه به تو ابراز علاقه کنه متاسفانه. تو هم از این احساساتت ناراحت نشو. تو سنی هستی که ممکنه کسی رو دیوانه وار دوست داشته باشی و یه چیزهایی رو تجربه کنی. اینها کمکت می کنند پخته تر بشی.
      پاسخ فروردین ۲۸, ۱۳۹۶ در ۸:۲۸ ب.ظ
  18. سروش
    سلام من پسری 14 ساله هستم. مشکلم اینجاست که نمیتونم درس بخونم حوصلم نمیکشه یه جورایی فقط میخام بخوابم بعد از اینکه خانوادم تذکر دادن فهمیدم اشتباهه ایم کار خانوادم کمک چندانی به من نمیکنند. وقتی از کلاس میام حسابی خسته میشم از ۳ میام خونه تا ۷ میخوابم بعدا بازور بلند میشم شب دیر میخوابم و تمایلی به خوندن درس ندارم کمکم کنید درسم رو با علاقه بخونم متشکرم
    پاسخ اردیبهشت ۳, ۱۳۹۶ در ۴:۴۸ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سروش جان. باید برنامه روزانت رو منظم کنی و خواب و استراحتت مهم ترینه و خوب نیاز به بررسی شرایط دیگه هم هست. البته خانواده هم باید کمک کنند و بیشتر انگیزه دهنده باشند تا متذکر. ما می تونیم کمکت کنیم. به ربات تلگرام ما پیام بده هزینه کمی داره و می تونی مشاوره انلاین بگیری. مشاوره آنلاین...ربات تلگرام کانون مشاوران ایران
      پاسخ اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۶ در ۲:۱۵ ب.ظ
  19. Sahar
    با سلام پسر ده ساله دارم كه يك سالي هست پرخاشگري داره، اصلا درس دوست نداره. زماني كه من باهاش ميخوام درس كار كنم يا در مورد زمينه هايي كه ضعيفه باهاش كار كنم فقط يا داره نق ميزنه يا ساز مخالف برادر حدودا سه ساله داره كه همه بازيهاش با اون خشن هست از تذكر دادن و يا ياداوري اينكه حركات خطرناك چه اسيب هايي ميتونه به برادرش برسونه خسته شدم خواهش ميكنم من رو راهنمايي كنيد
    پاسخ اردیبهشت ۵, ۱۳۹۶ در ۸:۴۶ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. این رفتارهای پسر شما و خشمی که داره احتمال زیاد از انتقادها و تذکرهای مداوم نشات گرفته و یحتمل اعتماد به نفس پایینی داره. درس نخواندن هم یک جورایی لجبازی با شماست و نشان دادن پرخاشگری بیشتر. بعلاوه اینکه انگیزه درونی هم برای درس خوندن نداره. به نظر هم می رسه ناخودآکاه مورد مقایسه با برادرش قرار می گیره و احساس ضعف نسبت به برادرش داره و همین امر می تونه خشمش رو بیشتر کنه. مخصوصا اینکه مدام در مواجهه با برادر بهش تذکر بدین بدتر خواهد شد.
      پاسخ خرداد ۲۱, ۱۳۹۶ در ۵:۳۳ ب.ظ
  20. Sahar
    سلام من چن ماهه عاشق پسری شدم ۱۷ سالشه خودمم۱۴ سالمه بعد پسره معتاده و بچه پارکه ولی من مشکلی باهاش ندارم مامانم از رابطمون خبر نداشت ک رفتیم با هم پارتی اون روز کلاس نقاشیمو پیچونده بودم بعد مامانم مجبور شدم بهش بگم با پسری دوستم مامانم مخالفه میگه تا ۱۷ یا ۱۸ سالگی باید صبر کنی ولی من پسررو دوس دارم از اون موقع هم هس ک دیگه اصلا نمیزاره هیچ جایی برم خودم قبلا هم نمیزاشت ولی الان اصلا نمیزاره خیلی محدودم کرده خیلی چکم میکنه و از اون پسره خیلی بدش میاد چیکار کنم میگن باید باهاش تموم کنی ولی من نمیتونم لطفا راهنماییم کنید ممنون
    پاسخ اردیبهشت ۵, ۱۳۹۶ در ۵:۰۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سحر جان، من واقعا احساست رو درک می کنم و می دونم که الان از اینکه بیرون نمیری خیلی احساس بدی داره. اما می خوام یک مسئله مهم رو بهت بگم. تمام بچه ها تو سن نوجوانی انقدر به رابطه با جنس مخالف علاقه پیدا می کنند که نمی فهمن طرف مقابلشون چه ویژگی های مثبت یا منفی ای داره. در واقع یک جورایی چشماشون بسته میشه و قدرت قضاوت کم میشه. این تجربه مشترک همه بچه های هم سن توست. یه تصور دیگه هم که ممکنه پیش بیاد اسطوره ای بودن عشقشونه، که انگار هیچ کس تو دنیا به اندازه اونا عاشق نیست و یا هیچ کس هم مثل معشوقشون پیدا نمیشه... و اینها هم خوبه هم بعد... خوبه چون باعث میشه پخته تر بشی و بده چون اگر خیلی جدی بگیری ممکنه عواقب بدی داشته باشه. خیلی صادقانه دارم بهت می گم
      پاسخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۶ در ۶:۳۵ ب.ظ
      • Sahar
        بله پاسخ شما کاملا صحیحه ولی خب این قدر هم محدودیت خیلی بده هوز هم نمیزاره برم میگه باید ۱۶ سالت بشی عاقل بشی یکم بعد بزارم بری بیرون تو الان نمیفهمی بچه ای خب هر کی باشه بهش بر میخوره من دوست دارم با دوستام برم بیرون میگه نه شما شیطونی میکنید خودشم باهامون میاد خب من خوشم نمیاد هی یکی بالا سرم باشه بگه این کارو کن و این کارو نکن دوستی با جنس مخالف فکر نکنم حتی در حد عادی هم مشکلی داشته باشه این یه چیز عادیه ولی پدر و مادر من نمیتونن قبول کنن میگن که تو خانواده ما جا نیوفتاده ولی هیچ ربطی نداره من نمیتونم به خاطر این که فک و فامیل فکر بد میکنن که زندگیمو خراب کنم پدر مادرم میگن با پسر اینا تا ۱۸ سالگی اینا دوست نشو اون موقع هم مثلا در حد داداشت باشه ک درد و دل کنی باهاش فکرشون اینه که تنها پسری که باید باهاش مثلا روابط عاطفی و این چیزا داشته باشی شوهرته ولی خب من دوست ندارم همچین چیزیو هی میگم بیاین بریم مشاوره میگن نه تو باید خودتو درست کنی ما مشکلی نداریم به خودت رجوع کن خیلی حرسم میده میشه راهنماییم کنید چیکار کنم که هم اجازه بدن برم بیرون همم این که حداقل با یه پسر دوست باشم چون من روابطم واقعا با پسرا خیلی بهتر از دختراس خودم میدونم با دخترا اصلا دابطه نمیتونم برقرار کنم برای همین زیاد دوستی ندارم ۳ تا کلا دارم ولی دوستایی ک پسر مجازی مخفی باهاشون حرف زدم خیلی بودن و خیلی باهاشون راحت ترم
        پاسخ خرداد ۸, ۱۳۹۶ در ۱۱:۱۱ ق.ظ
        • روانشناس کودک
          سحر جان نه رومی روم نه زنگی زنگ.... نه اونقدر که اونها سخت می کنند درسته نه این اندازه که تو ازادی می خوای. یادت باشه برای دوست پسر داشتن فرصت خیلی خیلی زیادی داری. مخصوصا وقتی وارد دانشگاه بشی و پخته تر شده باشی کلی فرصت های بهتر داری که بتونی با بقیه وقت بگذرونی. بعلاوه اون زمان روابط و احساست هم قشنگ تر شده. بعلاوه برای اینکه به والدینت هم ثابت کنی پخته هستی و راهت رو بلدی باید توی زندگی شخصیت به فکر پیشرفت درسی و اجتماعیت باشی تا اونها هم بیشتر بهت اعتماد کنند و احساس بهتری برای ازاد گذاشتن تو داشته باشند.
          پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۸:۲۸ ب.ظ
  21. ناشناس
    سلام دختري 15 ساله هستم يكي از دوستاي صميميم جديدا به طور غير معمول نگران قيافشه و خيلي به خاطر اين موضوع خودش رو سرزنش ميكنه خواستم راهنماييش كنم اما چيزي براي گفتن نداشتن اگه ميشه راهنماييم كنيد چون خيلي نگران دوستم هستم اينو مي دونم كه افراد تو اين مخصوسا دختر ها نگران قيافشون هستن اما تا به حال نديده بودم كه كسي به خاطر قيافه افسردگي بگيره و گريه كنه برام عجيبه!!!!
    پاسخ اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۶ در ۷:۳۲ ق.ظ
    • ناشناس
      مخصوصا
      پاسخ اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۶ در ۶:۱۷ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. این که دوستت انقدر نگران چهره اش هست نشون میده اعتماد به نفس خیلی ضعیفی داره و در ادامه افسردگی گرفته. این مسئله معمولا برنمی گرده فقط به قیافه و ظاهر در این سن، احتمالا ریشه در رفتارهای خانواده، مقایسه کردن از کودکی و ... حتما باید با این مسئله مواجه بشه که بیشتر از همه در کودکی از چه چیزهایی رنج می برده و خانواده هم باید مورد بررسی قرار بگیرند. دوستت باید تحت مشاوره قرار بگیره.
      پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۸:۳۶ ب.ظ
  22. سارا
    وقتی عموم ازدواج کرد زن عموم یه برادر کوچیک داره که اون موقع دوتامون 9 ساله بودیم و اون همش بهم چشمک میزد در عروسی حالا میگفتم از بچگیش بوده الاناهم که 14 ساله شدیم وقتی که مادر بزرگم فوت شد ما هفت شبانه روز مراسم سوگواری داشتیم اونم همش میرفت پشت پنجره ی بزرگ ی که کل خونه از اون معلوم میرفت و همش به من نگاه میکرد یه جوری هم نگاه میکرد که هیچ کی متوجه نمیشد منم همش اعصابم خورد میشد من یه عالمه دختر عمو و دختر عمه بزرگ تر از خودم دارم فاصله سنی مون 1 ساله و خیلی هم بیحجاب و ارایش میکنن ولی من کلا چادری نیستم ولی بی حجاب هم نیستم متوسطم ولی موندم چرا به اونا نگاه نمیکنه و فقط منو نگاه میکنه موقع غذا خوردن هم میومد نزدیک میشد من بهش محل نمیزارم ترو خدا بگید چیکار کنم اذیت میشم نگا میکنه درضمن این تابستون مراسم سالگرد مادر بزرگمه و من نمی خوام اون دوباره نگام کنه میترسم پیشنهاد دوستی . چیزی بده من هم خودم نمیخوام و اگر هم بخوام مامان بابام نمیزارن ممنون اگه جواب بدید
    پاسخ اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۶ در ۶:۴۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سارا جان. اینکه یه نفر از تو خوشش اومده اصلا چیز بدی نیست و ناراحت نباش اما اگر تو احساس خوبی بهش نداری و نمی خوای با فردی دوست باشی در صورتی که بهت پیشنهادی داد خیلی قاطعانه رد کن و نه بگو. قطعا مجبور نخواهی بود و مجبورت نمی کنه که باهاش دوست باشی. نگران نباش.
      پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۸:۱۸ ب.ظ
  23. دختر
    سلام. من 14 سالمه قبلا خیلی از بودن کنار دیگران لذت میبردم و همه رو دوس داشتم ولی چند وقته احساس میکنم حوصله کسیو ندارم و نمیخوام کسیو ببینم فقط و فقط حوصله خودمو دارم و همیشه به بهانه های مختلف رفتن به مهمونی رو کنسل میکنم. چند وقت پیش هم تصمیم جدی داشتم که خودمو راحت کنم....
    پاسخ اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۴ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام کیمیا جان. اینکه تو بی حوصله شدی و اصلا از معاشرت با دیگران لذت نمی بری می تونه دلائل مختلف داشته باشه یکیش به دلیل سن حساسی که هستی و تغییرات هورمونی هست که احساس خلا زیاد می کنی و خلقت منفی میشه و اصلا حوصله ارتباط نداری. یک دلیل دیگه هم می تونه وجود افسردگی در تو باشه که مسلما وجود علائم دیگه هم لازمه و نمی شه بر اساس یک یا دو علامت تشخیص گذاشت. به روان شناس حضورا مراحعه نکردی؟ دیگه چه علامت هایی داری؟ روابطت با خانواده چطوره؟
      پاسخ خرداد ۲۱, ۱۳۹۶ در ۵:۲۸ ب.ظ
  24. shayan14
    سلام... ببخشید من 14 سالمه پدر و مادرم زیاد رابطه ی خوبی ندارن و من از این خیلی اذیت میشم...همینطور برادر بزرگترم با پدرم اینطورن من خیلی اذیت میشم وقتی میبینم نمیتونم درک کنم...وقتی مادرمو میبینم....چون کاملا میدونم حق با مادرمه و اون خیلی بیشتر من اذیت میشه از این زندگی اما بخاطر ما برو نمیاره...به همین دلایل منم همیشه بارها و بارها هست که از زندگی کردن خسته میشم و *فکرای ناجور* به سرم می خوره .....من چیکار کنم دیگه طاقت ندارم لطفا کمکم کنید؟!! باتشکر
    پاسخ خرداد ۱۰, ۱۳۹۶ در ۹:۲۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام شایان. با این مسائل که ذکرکردی حتما این احساسی که الان داری عادیه و هر کی جای تو بود همین فکرو الان داشت.در مورد پدر و مادرت واقعا مسئله بین خودشون رو باید با کمک هم حل کنند و حتما به مشاور مراجعه کنند تا ارتباطشون بهتر بشه. در مورد برادرت هم می تونن کمک بگیرند. مخصوصا مادرت که خیلی داره اذیت میشه باید دنبال چاره باشه. در مورد خودت اینو یادت باشه هیچ کس در شرایط خیلی نرمال نیست، و اینکه حتما توانمندی هایی هم هستند که خارج از همه اینها بتونی به اونها تکیه کنی و به فکر رشد خودت باش. فرصت هم زیاد داری و سعی کن تمرکزت رو بذاری روی شغل، درس یا هر چیزی که علاقه داری. جدا از همه مشکلات اطراف هر کسی می تونه پیشرفت خودش رو داشته باشه.
      پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۸:۱۶ ب.ظ
  25. erfan
    سلام من 14سالمه وعاشق دختری هم سن خودم شدم بسیارزیباهست و8ماهه که باهم هستیم وهردوهمو دوست داریم ایا این دوستی خوبه یانه؟؟
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۶ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عرفان جان. خیلی خوبه که عاشق شدی و داری این تجربه شیرین رو کسب می کنی. اینکه شما دو نفر بهم احساس دارید به صورت کلی بد نیست و تجربه خوبیه. فقط باید حواستون باشه که تصمیمات زود هنگام نگیرید.. خیلی کم سن هستید و لزومی نداره از الان برای ایندتون برنامه ریزی کنید. سعی کنید به پیشرفت هم کمک کنید مخصوصا توی درس خوندن و کنکور. اگر احساستون باعث پیشرفت هر دو بشه خیلی هم خوبه. اگر باعث پسرفت و افت بشه اصلا خوب نیست.
      پاسخ تیر ۷, ۱۳۹۶ در ۴:۴۵ ب.ظ
  26. erfan
    سلام من 14سالمه وعاشق دختری هم سن خودم شدم بسیارزیباهست و8ماهه که باهم هستیم وهردوهمو دوست داریم ایا این دوستی خوبه یانه من خیلی خیلی دوستش دارم
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۷ ب.ظ
  27. erfan
    چه جوری میشه خصوصی صحبت کردباشما یه مسایلی هست که اون هارامیخوام خصوصی بگم لطفا
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱۰:۵۵ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عرفان. بیا مشاوره آنلاین از طریق ربات تلگرام می تونی وارد بشی با هزینه کم... ما هم جواب میدیم. مشاوره روانشناسي آنلاين: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۵ ب.ظ
  28. erfan
    من و او دوبار هم روبوسیدیم وحس خیلی خوبی داشت واصلا بعدان بوسه ها نخواستیم کارهای جنسی انجام بدهیم وهمین دوستی مارا بیشتر کرده ما هردو هیچ بیماری نداریم که از بوسه وارد شودچون خانواده های ما جوری هستند که هرماازماازمایش سلامت میگیرند وسالم هستیم
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      در موردش توی مشاوره خصوصی آنلاین صحبت خواهیم کرد.
      پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۷ ب.ظ
  29. Morteza14
    سلام ممنون میشم اگه راهنماییم کنید... من 14 سالمه خیلی دوست دارم عاشق بشم ولی هم استرس برای همکلام شدن و ترس برای اینکه چطوری ابراز علاقه کنم دارم. لطفا راهنمایی کنید.
    پاسخ خرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۷:۵۷ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. استرسی که داری خیلی طبیعیه و تجربت کمه... اصلا عجله نکن.... باید اول روی اعتماد به نفس خودت کار کنی و شرط اول برای عاشق شدن اینه که خودت رو خوب بشناسی و خودت رو دوست داشته باشی تا بتونی به کس دیگه ای ابراز علاقه کنی و عشق بورزی.
      پاسخ تیر ۱, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۹ ب.ظ
  30. کیمیا 15
    سلام نچ مراجعه نکردم ولی اینترنتی با یک روانشناس صحبت کردم و اون گفت نیاز به مشاوره حضوری داری و شاید به دارو هم نیاز داشته باشی. بهم گف به مامان و بابام بگم ولی من نمیدونم چجوری بهشون بگم. میترسم اگه بهشون نگم، جوون تر که شدم (20_25 سالگی) منو ببرن تیمارستان حالا چکار کنم؟؟؟
    پاسخ خرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۱:۴۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      نه نگران نباش کیمیا جان.. کسی الکی دارو تجویز نمی کنه یا قرار نیست همین جوری الکی بری تیمارستان. اگر فردی قرار به بستری داشته باشد کاملا زندگی رو برایخ ود و اطرافیانش سخت تر می کنه و واضحا نیاز به درمان فوری خواهد داشت. بعلاوه برای تشخیص قطعی مراجعه حضوری خیلی بهتره. همان طور هم که برات توضیح دادم ممکنه مشکل از ویژگی های بلوغ و دوره سنیت باشه نه وجود یک اختلال
      پاسخ تیر ۷, ۱۳۹۶ در ۴:۵۷ ب.ظ
  31. ارمان ۱۵
    سلام من پونزده سالمه هیچ حق نظری ندارم حق ندارم با دوستام بیرون برم حق ندارم خونه دوستام برم حق ندارم دوستمو خونمون بیارم حق ندارم باهاشون سینما یا گیمنت یا هر جایی برم حق ندارم از خیابون خودمون بالاتر برم مامانم میگه مدرسه باید نزدیک باشه نمیزاره مدرسه دور برم خلاصه من هیچ حقی ندارم .لطفا یه کمکی بکنید (اگه میشه از طریق جیمیل پاسخ بدید)
    پاسخ خرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۵:۵۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. آرمان می فهمم خیلی احساس بدی هست و از این محدودیت های خانواده عصبانی هستی. ولی این محدودیت ها با افزایش سنت به مرور از بین میرن نگران نباش اصلا. الان هم از لحاظ روجی هم فیزیکی در مرز کودکی و بزرگسالی هستی ولی به مرور که فاکتورهای مختلف در تو تغییر می کنند خانواده بیشتر بهت اعتماد می کنند و می تونی آزادتر بشی. بعلاوه تو سنین بالاتر تو وارد دانشگاه و کار میشی و ناخودآگاه فضای باز رو تجربه خواهی کرد.
      پاسخ تیر ۸, ۱۳۹۶ در ۳:۲۲ ب.ظ
  32. ناشناس14
    سلام من حدود چهارده سالمه. من از یه چیزی خیلی بدم میاد وقتی یکی فکر کنه من هنوز هشت سالمه مثلا چند وقت پیشی می خواستم با کسی که یه دو سه سال بزرگتر از خودمه در مورد یه موضوعی حرف بزنم می گفت برو بزرگترت را بیار یا وقتی میرم خونه فامیل ها می گویند برو تو اتاق با بچه ام بازی کن (در حالی که اون بچه شیش سالی از من کوچیک تره و من خجالت می کشم نه بگم)جون من شما باشید به غرورتون بر نمی خوره؟یه مشکل دیگه هم دارم و اینکه یه مقداری خجالتیم و نمی تونم اونجور که باید و شایده با مردم گرم بگیرم به نظر من این دو تا مسءله یه جوریا به هم ربط داره چون مسالا اگه با بزرگ تر خودم گرم بگیرم دیگه نمی گه این یاروبچه است به نظرتون کجای کار میلنگه
    پاسخ خرداد ۲۸, ۱۳۹۶ در ۱۱:۵۵ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. ببین اعتماد به نفس خیلی روی مخاطب تاثیر داره. هر چقدر تو با قاطعیت و اطمینان بیشتری با ادم ها ارتباط برقرار کنی تاثیر عمیق تری روی اونها می ذاری و بهر حال کم کم جا میفته. اما یک مسئله رو فراموش نکن که توی بازه دوازده تا پونزده سالگی در مرز کودکی و بزرگسالی هستین. یعنی نه میشه گفت بچه نه بزرگسال. تا یکی دو سال دیگه که فیزیکت تغییر کنه صدات و .... تجربیات خودت هم از روابط بیشتر میشه و کم کم می بینی بیشتر روت حساب باز می کنند. این مسئله خیلی دراز مدت نیست نگران نباش.
      پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
  33. هادی۱۴
    سلام.من پسری هستم چهارده سالمه.یه دختر همسایه داریم دوساله همسایشون شدیم.الان دو ماهه عاشقش شدم.ما طبقه دومییم اونا خونشون روبه رو پنجره پشتی ما هستش.یه روز داشتم تو خیابون نگاه میکردم دختره اومد تو حیاطشون لباساشو برداره منو دید مکق کرد بهم لبخند زد و دست تکون داد وقتی برگشته بره داخل دوباره برگشت و همین کار رو کرد.دوبار دیگه این اتفاق افتاد تا بهش اشاره کردم بیاد بیرون.اونم اسازع کرد که باشه بعد چند دقیقه نمیدونم چه اتفاقی افتاد رفتم و برگشتم پنجره و نگاه کردم دختره لباس پوشیده اومده جلو در منتظر من.م تا خواستم برم بیرون برگشت و رفت داخل(البته منو ندید).از اون روز وقتی میومد بیرون حواسش نمیومد پیش من.البته بعضی اوقات که میاد نو حیاطشون نگا میکنه و وقتی میفهمه مادرش پشتشه گاری انجام نمیده(البته از این دخترایی نیست که بیتد تو خیابون یا حتی جلو در حیاطشون و اصلا تنهایی شهر نمیره فکر کنم شونزده هیفده سالشه).از اون روز که احساس کردم کمی عکسالعمل سرد تر شده فهمیدم خیییییلییییی عاشقش شدم.دارم دیوونه میشم.نمیدونم پطکر به خونواده م بگم خیلی حساسن رو درسم یچیز اینجوری که بشه مادرم خیلی سرزنشم میکنه برعکس پدرم که هیچی نمیگه.نمیدونم چطوری بگم عاشقش شدم برن برام با خونوادس صحبت کنن.طاقت ندارم لطفا راهنمایی کنین.
    پاسخ تیر ۱, ۱۳۹۶ در ۹:۳۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام هادی جان. چقدر خوبه که الان انقدر یکی رو دوست داری. از این حست لذت ببر ... اما.... این حس اون چیزی نیست که فکر می کنی به درد اینده تو بخوره و یا اقدامات جدی تر انجام بدی. البته که تو خیلی دوسش داری و مطمئنا عاشق ترین فردی.... اما این حس فقط تحت تاثیر هورمون ها و تغییرات بدن تو در این سنه. متاسفانه هیچ چیز بالاتر از این نیست.
      پاسخ تیر ۹, ۱۳۹۶ در ۶:۵۳ ب.ظ
  34. هادی۱۴
    نمیدونم چطوری به خونوادم بگم
    پاسخ تیر ۱, ۱۳۹۶ در ۹:۴۱ ب.ظ
  35. fati16ساله
    سلام من فاطیم م15سالمه شهریور ماه میرم16من دکتربهم گفته؟افسردگی دارم درسامو حوصله شو ندارم بخونم یاگوش بدم مامانم بهم محبت نمیکنه نمیزاری دوستی هم سنی اشته باشم نمیزاره با دوستام بیرون برم بهم اعتمادنداره اخه 9سالم که بود عاشق یه پسر شدم که همبازیم بود 6سال ازم بزرگ تر بود وقتی مامانم فهمید کلا اخلاقش باهام فرق کرد یه ادم دیگه شد نمیدونم نمیزاره دم در برم توی محلمونم دختر داریم اما یا ازم چن سال بزرگترن یا چن سال کوچیک تر کلا کسی نیس باهام هم صحبت بشه هرچیم بامامانم میگم ب بابام میگه نمیتونم بش اعتماد کنم اما من هیچی ازش پنهون نکردم اما نمیدونم چیکار کنم بیرونم باهام نمیاد یا میگه حالشو ندارم یا میگه پام درد میکنه خاهرمم حوصله بیرون نداره داداشمم حاظر نیس منو با خودش جایی ببره با این که داداشم ازم دوسال کوچیک تره شب قدر بود مسجد کنا خونمونه ب مامانم گفتم میخام برم خونه حوصله شو ندارم گف نمیشه یا داداشتت ببرتت یا خودم میام راضی نمیشد که خودم برم بعد التماسش کردم گفتم ب خدا مامان میرم خونه ب جون بابا جایی نمیرم گف اگه رفتی خونه زود میری بعدشم ب اجیت میگی زنگم بزنه رفتم خونه ب خاهرم گفتم زنگش بزن زنگزده ب مامانم مامانم گف در هارو قفل کن در حیات در اتاق لباساشو مطمعا باش در اورده و بخابونش و قطع کرد باز چن دیقع دیگه زنگ زد همینا رو گف مطعن بشه من خونم با این که درا قفل بود چهار بار زنگ د اخرش خاهرم کلافه شد گف ب خدا در قفله نمیتونه بیرون بره منم از این همه بیاعتمادیش ناراحت شدم و یه عالمه گریه کردم این یه موردش بود کلا هرچی میخانبخرن مثل گوشی واسه داداشم خریدن که ازم کوچیک تره واسه اجیمم خریدن گفتم برا منم بخر گفتن تو کوچیکی گفتم داداشم که ازم کوچیک تره چرا خریدین گف پسره گفتم خب خاهرمم دختره گف اون بزرگه من همیشه تو زندگیم گریه داشتم اونا با دوستاشون میرن بیرون داداشمو میگن پسره اجیمو میگن بزرگه من موندم این وسط چیکارم لطفا کمکم کنین
    پاسخ تیر ۳, ۱۳۹۶ در ۸:۱۷ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام فاطیما جان، مسلما این رفتارها خیلی ناراحت کننده هستند اما برای این مسئله باید با مادرت مورد بحث قرار بگیره و بتونیم ارتباط بین شما دو تا ارتباط ایمن برقرار کنیم. تو به تنهایی نمی تونی این مسئله رو حل کنی. لازمه به صورت خانوادگی این مسئله حل بشه
      پاسخ تیر ۹, ۱۳۹۶ در ۷:۰۲ ب.ظ
  36. fati16ساله
    لطفا جوابمو زود بدین خاهش میکنم
    پاسخ تیر ۳, ۱۳۹۶ در ۸:۳۲ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      نگران نباش ببا روان شناست صحبت کردی اینارو؟ چه برنامه ای ریختین؟
      پاسخ تیر ۹, ۱۳۹۶ در ۷:۰۲ ب.ظ
  37. دختر(کیمیا)
    ایدی تونو میدین تو تلگرام باهم اشنا شیم؟ البته اگه اقا هستین منصرف شدم لطفا ایدیتو نو بفرستین دیگه راستی دیگه 14 ساله نیستم اشتباه تایپی بود تو سوال اولم.
    پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۱:۰۳ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام کیمیا جان. هر سوالی داری همین جا بپرس ما در خدمتیم. پرتال گفت گو بیا و کلی سوال بپرس ما اونجا بیشتر بهت پاسخ خواهیم داد. moshaver.kodakonojavan.com
      پاسخ تیر ۹, ۱۳۹۶ در ۷:۴۳ ب.ظ
  38. ALMA
    سلام من یک دخترم ولی روحیات پسرانه دارم باید چه کنم تا کمتر مثل پسر باشم؟
    پاسخ تیر ۴, ۱۳۹۶ در ۳:۲۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. می تونی بیشتر توضیح بدی این روحیاتت چه جوری هستند؟ می تونی توی پرتال کودک و نوجوان سوالت رو بپرسی یا بیای مشاوره خصوصی آنلاین. هر دو توی سایت هستند.
      پاسخ تیر ۱۰, ۱۳۹۶ در ۸:۱۵ ب.ظ
  39. ناشناس14
    ممنون ولی من فیزیکیم تا حدودی تغییر کرده مثلا صدام عوض شده
    پاسخ تیر ۶, ۱۳۹۶ در ۹:۲۱ ق.ظ
  40. دختر
    سلام منو به خاطر حرفام ببخشید و بابت راهنمایتون هم ممنونم. موفق باشید و موید باشید.
    پاسخ تیر ۶, ۱۳۹۶ در ۱۲:۲۸ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      ما در خدمتیم .. مچکرم.. برای صحبت بیشتر هم می تونی یا به مشاوره آنلاین سر بزنی یا پرتال گفتگوی کودک و نوجوان همین سایت بالا سمت چپ
      پاسخ تیر ۷, ۱۳۹۶ در ۴:۰۰ ب.ظ
  41. روانشناس کودک
    همه سوالات جواب داده میشن، سوالات خیلی زیاد هستند و ما سعی می کنیم به همه به نوبت پاسخ بدیم.
    پاسخ تیر ۷, ۱۳۹۶ در ۴:۰۱ ب.ظ
  42. Omid
    سلام من پسری۱۷ ساله هستم عاشق دختری شدم اما نه می‌دونم نظر اون دختر چیه ونه موقعیت فراهمه مادرش همیشه باهاشه میخوام بدونم چجوری می‌تونم رابطه برقرار کنم اصلأ رابطه من درسته؟
    پاسخ تیر ۱۲, ۱۳۹۶ در ۳:۲۴ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام امید. خب اون دختر هم احتمالا باید سن کمی داشته باشه و نمیشه انتظار داشت که خیلی ازاد باشه. اگر راهی برای ارتباط نیست سعی کن اینو بپذیری که نمی تونی خیلی بهش نزدیک بشی و خب از این عشق و احساسی که داری لذت ببر. بهر حال این مسئله از دست تو خارجه و بعلاوه نمی دونی که اون دختر چه حسی نسبت به تو داره. همین طور ممکنه اگر باهاش ارتباط بگیری بعد متوجه بشی که انقدرها هم که فکر میک ردی دوستش نداری و هزاران اما و اگر دیگه.... می خوام اینو بدونی که همیشه اون چیزی که تو ذهنته و از فاصله دور ممکنه تو ارتباط نزدیک تغییر کنه و ....
      پاسخ تیر ۲۰, ۱۳۹۶ در ۹:۳۲ ق.ظ
  43. Mahsa
    سلام من۱۴ سالمه. قبلا رمان میخوندم الان دیگه نمیخونم به مامانم رمانیو معرفی کردم که الان همش سرش تو گوشیشه الان دو سه ماهی میشه من دیگه خیلی کلافه شدم بابامم تا ساعت ۱۲ شب سره کاره از صبح.فامیلی کسیم نداریم تو این شهر لطفا یه نظری پیشنهادی کمکی بدین من این گوشیو از مامانم جدا کنم از تنهایی مردم
    پاسخ تیر ۲۰, ۱۳۹۶ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      مهسا جان واقعا احساس تنهایی که می کنی قابل درکه و میشه گفت حق با توست. اما شاید مادرت نمی دونه با این کار داره از خونه و مخصوصا تو دور میشه و اینکه نمی دونم تو چقدر احساس تنهایی می کنی. در قدم اول این احساست رو به مادرت بگو. در مراحل بعدی که یک مقدار مادرت احساس خطر کرد و نگران وضعیت خانواده شد، همین انگیزه ای میشه که روی این رفتار اعتیادگونه به اینترنت کار کنه و کمترش کنه.... متاسفانه خانواده ها همه درگیر این مسئله هستند و فقط مادر و پدر تو نیستن.
      پاسخ تیر ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۳ ق.ظ
  44. saba
    لام من 13سالمه خیلی وقته که از زندگیم سیر شدم به خاطر یه سری موضوع وقتی ک به خونوادم میگم کمکم کنن که من مشکلمو حل کنن اصلا بهم اهمیت نمیدن فکر میکنن من دروغ میگم بعد ک نمیدونستم باید چیکار کنم فقط تو اتاق گریه میکردم مامانمم فکر میکرد ک من عاشق شدم گوشیو ازم گرفت از وقتی ک گوشی رو ازم گرفتن حالم بدتر میشه فکر میکنم خیلی تنها شدم چون من هیچ خواهرو برادری ندارم و مامانمو بابامم همش سرکارن اصلا نمیتونم مشکلمو جوری بگم ک کسی درکم کنه
    پاسخ تیر ۲۱, ۱۳۹۶ در ۶:۵۳ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام صبای عزیز. این مسائلی که میگی احتمالا به این دلیل هست که خلق افسرده پیدا کردی و بهتره که با یک مشاور و یا روان شناس صحبت کنی از نزدیک. مشکل تو قابل درکه و در این سن نوجوان خیلی نسبت به مسائل احساسی و افسرده شدن آسیب پذیر هست. می تونی هم توی مشاوره آنلاین ما بیای و کمکت کنیم.
      پاسخ تیر ۲۶, ۱۳۹۶ در ۶:۳۸ ب.ظ
  45. ی بنده خدای14ساله
    سلام من ی مشکلی دارم اینکه خودم ظاهر خودم رو میپذیرم و خیلی هم دوستش دارم اما میترسم که دیگران خوششون نیاد و همیشه این ترس باهامه لطفا کمکم کنید چجوری این ترسو از بین ببرم و سوال دومم اینه ک من زیاد علاقه به مهمونی و این چیزایی که افراد غریبه زیاد توش باشن اصلا خوشم نمیاد و موذب میشم و اگر راهی برای فرار از اون مجلس باشه حتی یه دقیقه هم اونجا نمیمونم (اصلا خجالتی نیستم و روابط عمومی و حرف زدنمم خوبه)اما نمیدونم این یه حس درونیه. با تشکر
    پاسخ تیر ۲۲, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام دوست نوجوان ما. احتمالا ترس از نظرات دیگران و ترس از پذیرفته نشدن می تونه ناشی از اعتماد به نفس کم افراد باشه. اما قبل از هر چیز اینو فراموش نکن که ناراضی بودن از ظاهر خود در میان جمع یکی از اضطراب ها و نگرانی های شایع دوران نوجوانی هست. هم چنین به دلیل همین اضطراب ها و ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن باعث میشه که کمتر خواهان این باشند که در معرض دید باشند و در مجالس حضور یابند. به مرور که زمان می گذره، ظاهر خودت رو عمیقا می پذیری و یاد می گیری چجوری توی اجتماع روی دیگران تاثیر بذاری بیشتر به ظاهرت عادت می کنی و بیشتر با قرار گرفتن با همین ظاهر توی محیط های اجتماعی خو می گیری.
      پاسخ تیر ۲۳, ۱۳۹۶ در ۴:۱۱ ب.ظ
  46. علی
    سلام پسری هستم 13ساله که در این سن هر کسی به راهنمایی های پدر ومادرش تحتیاج داره ولی پدر مادر من اصلا به این موضوعات توجه نمیکنن و البته جدا از این ها چون که تک پسر هستم و سه تا خواهرم دارم و از همشون کوچیکترم به شدت احساس تنهایی میکنم تنها یک رفیق دارم که بعضی وقتهابا هم توی تلگرام چت میکنیم و اصلا پدر ومادرم بهم توجه نمیکنن و به خواسته هام تنوجه نمیکنن تا به حال دوستانم بیش تر پنج رفتن بیرون برای تفریح یا تجدید دیدار ولی پدر مادر من نگذاشتند ویه جورای منو دارن تو خونه حبس میکنن لطفا کمکم کنید
    پاسخ تیر ۲۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام علی عزیز. اینکه پدر و مادرت محدودیت قائل میشن به این دلیل نیست که تو رو درک نمی کنن، بیشتر اونها نگران اتفاقاتی هستند که ممکنه تحت تاثیر همسالان برات بیفته. البته که ناراحتی تو قابل درکه ولی از نظر اونها تو مرز بین کودکی و بزرگسالی هستی. یه زمان کوتاهی می بره تا بهت فرصت بیشتر بدن و بتونی با خیال راحت رفت و امد کنی. برای رسیدن به این منظور باید بهشون نشون بدی که هدفمند هستی و برای ایندت برنامه ریزی داری. بعلاوه تقریبا از شونزده سالگی خیلی ازادانه تر زندگی خواهی کرد اگر هم خودت بتونی شخصیت قوی ای بسازی لیاقت این ازادی رو خواهی داشت.
      پاسخ مرداد ۳, ۱۳۹۶ در ۲:۴۴ ب.ظ
  47. هادی۱۴
    سلام.من پسری هستم چهارده سالمه.یه دختر همسایه داریم دوساله همسایشون شدیم.الان دو ماهه عاشقش شدم.ما طبقه دومییم اونا خونشون روبه رو پنجره پشتی ما هستش.یه روز داشتم تو خیابون نگاه میکردم دختره اومد تو حیاطشون لباساشو برداره منو دید مکث کرد بهم لبخند زد و دست تکون داد وقتی برگشته بره داخل دوباره برگشت و همین کار رو کرد.دوبار دیگه این اتفاق افتاد تا بهش اشاره کردم بیاد بیرون.اونم اسازع کرد که باشه بعد چند دقیقه نمیدونم چه اتفاقی افتاد رفتم و برگشتم پنجره و نگاه کردم دختره لباس پوشیده اومده جلو در منتظر من.م تا خواستم برم بیرون برگشت و رفت داخل(البته منو ندید).از اون روز وقتی میومد بیرون حواسش نمیومد پیش من.البته بعضی اوقات که میاد نو حیاطشون نگا میکنه و وقتی میفهمه مادرش پشتشه گاری انجام نمیده(البته از این دخترایی نیست که بیتد تو خیابون یا حتی جلو در حیاطشون و اصلا تنهایی شهر نمیره فکر کنم شونزده هیفده سالشه).از اون روز که احساس کردم کمی عکسالعمل سرد تر شده فهمیدم خیییییلییییی عاشقش شدم.دارم دیوونه میشم.نمیدونم چپطوری به خونواده م بگم خیلی حساسن رو درسم یچیز اینجوری که بشه مادرم خیلی سرزنشم میکنه برعکس پدرم که هیچی نمیگه.نمیدونم چطوری بگم عاشقش شدم برن برام با خونوادس صحبت کنن.طاقت ندارم لطفا راهنمایی کنین.(تو جواب این سئوال::ما از اونجا اسباب گشی کردیم و ازش دور شدم.خیلی عصبی شدم نمیدونم چکااار کنم.با خودم فکر میکنم هیشکی نمیتونه مثل اون برام بشه.نمیتونم فراموشش کنم.)تورو خدا چکار کنم
    پاسخ تیر ۲۹, ۱۳۹۶ در ۷:۳۸ ب.ظ
  48. هادی۱۴
    .(تو جواب این سئوال..سئوال بالا ::ما از اونجا اسباب گشی کردیم و ازش دور شدم.خیلی عصبی شدم نمیدونم چکااار کنم.با خودم فکر میکنم هیشکی نمیتونه مثل اون برام بشه.نمیتونم فراموشش کنم.)تورو خدا چکار کنم
    پاسخ تیر ۲۹, ۱۳۹۶ در ۷:۴۹ ب.ظ
    • مسعود
      منم احساستو درک میکنم واقعا منم موندم چجوری
      پاسخ مرداد ۳, ۱۳۹۶ در ۴:۱۵ ب.ظ
  49. مسعود
    من یک ساله که عاشق هم کلاسی دختر داییم شدم ولی دختر داییم اصلا حاضر نیست بهش بگه چون میگه که من که صمیمی ترین دوستش هستم هم وقتی بهش میگم با فلانی دوست شو اصلا حاضر نیست باید چیکار کنم راهنمایی کنید لطفا
    پاسخ مرداد ۱, ۱۳۹۶ در ۵:۲۵ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. مسعود عزیز خب بهترین راه اینه که خودت مطرح کنی... من نمی دونم چند سالشه دقیق... اما اگر سنش همین حدود دوازده تا پونزده باشه خب سخته سریع بیاد صمیمی بشه و بهش حق بده... اگر هم خودت سنت کم هست خیلی هیجانی تصمیم نگیر و با همین عشقت زندگی کن توی فکرت.
      پاسخ مرداد ۱۲, ۱۳۹۶ در ۹:۱۱ ب.ظ
  50. مریم
    سلام من 13 سالمه و چند وقته وقتی میرم بیرون تنهایی احساس ترس و استرسم میگیره ولی با یه کسی برم این احساس رو ندارم قبلا اصلا اینجوری نبودم و خیلی خجالتی هستم خواهش میکنم راهی دارید بگید
    پاسخ مرداد ۳, ۱۳۹۶ در ۴:۵۳ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مریم عزیز. ببین اضطراب در اجتماع معمولا ناشی از احساس های درونی تو در مورد خودت و ظاهرت میشه. ممکنه این حس درونی رو داشته باشی که ظاهر تو خوب نیست یا اینکه ممکنه دیگران مسخره کنند و ... برای سن تو این حس عجیب نیست. باید رو خودت کار کنی و یادت باشه توی خیابون کسی حواسش به تو نیست و همه همین طور که هستی تورو دوست دارند و می پذیرند. بعلاوه باید نقاط قوت خودت رو هم پیدا کنی و به اونها اعتماد کنی.
      پاسخ مرداد ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۱ ق.ظ
  51. ناشناس14
    خیلی ممنون .از وقتی که شما راهنماییم کردین تلاشم برای بیشتر شدن اعتماد به نفس بیشتر شده و تا حدودی هم تاثیر داشت خیلی خیلی ممنون و اینم بگم که من اعتماد به نفس پایینی داشتم و خیلیا ازم سوء استفاده می کردن ولی وقتی که پیشنهاد شما را خوندم به خودم اومدم ویجورایی نتیجه گرفتم اعتماد به نفس عزت به نفس هم میارهخیلی خیلی ممنونیه درخواست دیگه هم از شما داشتم اگه می شه راه های زیاد شدن اعتماد به نفس رو برام توضیح بدین تا اعتماد به نفسم بیشتر از این بشه
    پاسخ مرداد ۴, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۳ ب.ظ
    • روان شناس کودک
      خواهش می کنم خوشحالیم که این طور بوده.. حتما برات مطالب کامل می ذارم. فقط یه فرصتی نیازه جواب بقیه پرسش ها هم داده باشه حتما می ذارم نگران نباش.
      پاسخ مرداد ۷, ۱۳۹۶ در ۷:۵۷ ق.ظ
  52. مهدیه
    سلام من 13 سالمه من بعضی از هفته ها یا روزا دچار افسردگی میشم یه جوری که انگار یه خبر خیلی بدی شنیدم همش دلم میخواد گریه کنم اونم بی دلیل واقعا نمیدونم چرا ! ولی اینم بگم من یه خاصیتی دارم هر چقد تو این مدتا گریه کنم و غصه بخورم بعد از گذشت اون مدت اینقد شادم که انگار من اون ادم نیستم !! خودم از خودم تعجب میکنم ولی حتی اگه تو اون مدت باشم که افسردگی دارم جلوی بقیه شادم و هیچکس به این شک نمیکنه من افسرده هستم بعد اون جمله که میگه کسی که بیشتر و الکی میخنده از درون داغونه یادم میوفته لطفا یه راه حلی بگین ممنون از سایت خوبتون:)
    پاسخ مرداد ۸, ۱۳۹۶ در ۸:۱۵ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مهدیه جان. برای بهبود این وضعیت باید روی افکارت و مسائلی که بیشتر بهشون فکر می کنی هنگام ناراحتیا کار کنیم... مسئله غیر قابل رفعی نیست فقط باید بخوای که این ویژگی تغییر کنه.. بعلاوه خیلی از هم سن های تو به این حالت هستند عزیزم
      پاسخ مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۸:۱۰ ق.ظ
  53. مهدی
    سلام آیا از نظر شما عاشقی در دوران نوجوانی غلط است؟ لطفا بهم بگید چرا
    پاسخ مرداد ۸, ۱۳۹۶ در ۶:۳۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مهدی. خیر! ما در تمام این سایت هم همین نظر رو داشتیم که دوست داشتن نه تنها در نوجوانی که در هیچ سنی غلط نیست... اما مسئله اصلی نوع نگاه به عشق و دوست داشتنه... مثلا یک نوجوان باید بدونه بین دوست داشتن در دوره نوجوانی و تصمیم گیری برای ازدواج و انتخاب منطقی خیلی خیلی تفاوت وجود دارد. این همون احساسیه که منجر به پختگی خواهد شد.
      پاسخ مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۸:۱۲ ق.ظ
  54. محمد
    سلام من چهارده سالمه و دی ماه سال 96 میشه پونزده سالم و مشکلم اینکه هیچ احساسی ندارم هیچ هدفی واسه زندگی ندارم هیچ علاقه ای به هیچی ندارم و اصن واقعا هم خیلی عجیبه اخه من هیچ میلی هم جنس مخالف و اینجور چیزا ندارم عجیب ترشم اینکه حتی اگه دختری بخواد خودشو بهم نزدیک کنه من اجازه نمیدم با اینکه پسرم!!! و من قبلا کلاس هفتم بودم و دقیقا سیزده سالم بود عاشق شده بودم و اونم خونشون دور بود و همش منو پس میزد و بلاک میکرد و خلاصه که افسردگی گرفته بودم و حتی میخواستم خودمو واسه یک دختر بچه پولدار بکشم!؟ ولی الان خیلی چیزا عوض شده و من حتی دیگه بهم سلامم نمیکنم ولی چیز عجیب ترین اینکه وقتی میرم خونشون اخه دختر دختر داییمه وقتی میریم خونشون و یک اتاق بهم میدن به طور موقت که یک دوروزی بمونیم خونشون همش گریه میکنم حتی خودمم نمیدونم چرا و اینم بگم که طرف با کلی پسر رفیقه و منم دیگه حالم ازش بهم میخوره و خواهشا تمام این حرفایی که زدم کامل و با دقت بخونین و کمکم کنید مشکل اصلیم رو اولاش نوشتم که خیلی بی احساس شدم و امیدی به اینده ندارم و فقط الکی میخورم میخوابم برامم مهم نیست حتی کسی بمیره یا نمیره خودمم میدونم عجیبه و احساس میکنم واقعا متفاوتم در بین نوجوانان همسن خودم و لطفا جواب رو به ایمیلم بفرستید مطلع بشم اخه ربات انلاین پول نه هزار تومن رو مادر پدرم نمیده .،، و ازتون بازم خواهش میکنم کامل مشکلمو بخونید و با دقت ممنونم سایت خوبی دارید..
    پاسخ مرداد ۱۴, ۱۳۹۶ در ۹:۱۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد، من بهت ایمیل می زنم اما متاسفانه تایم کاری ما اجازه نمیده مدام ایمیل چک کنیم و پاسخ بدیم. این مسئله ممکنه تورو ناامید کنه.
      پاسخ مرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۷:۵۰ ب.ظ
  55. محبوبه
    سلام مقالتون خوب بود. ولی کو بزرگتری که توجه کنه؟ شما میگین نوجوان ها از خانواده دور میشن ولی برعکس مامانم داره از من دور میشه. بهش میگم بیا میخوام باهات حرف بزنم، یا نمیاد! یا وقتی میاد سریع عصبان میشه!!! چون میخواد فقط گوش کنم. همش دوست داره نظرم باهاش یکی باشه در غیر این صورت باهم دعوامون میشه!!! بخدا خیلی عصبی شدم. رفتاراش خیلی روم تاثیر گذاشته و حالا من شدم یه نوجوان پرخاشگر و عصبی....
    پاسخ مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ در ۵:۳۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محبوبه جان. احساس تو کاملا قابل درکه و خواسته تو از مادرت معقول هست. ممکنه مادرت به دلیل مشکلاتی که در خانه داره یا حتی مشکلات ارتباطی بی حوصله و عصبی باشه.. در این شرایط یک مقدار درک از جانب تو هم لازمه... بهر صورت مادرت اگر با یک مشاور یا روان شناس خوب صحبت کنه و بیشتر در مورد ویژگی های نوجوون خودش بیشتر بدونه، همین آگاهی کمکش می کنه که بهتر رفتار کنه... شاید واقعا نمی دونه که یک گفتگو ساده چقدر می تونه به تو کمک کنه.
      پاسخ مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ در ۸:۵۶ ق.ظ
  56. anghelgh
    سلام احساس می کنم دختر 13 ساله ام جدیدا عاشق یکی از همکلاسیاش شده و همه اش تو فکر اونه و از طریق تلگرام هم با هم چت می کنند.و در ضمن هر دو جزو شاگردان ممتاز هستند.ولی من از این علاقه که باعث پرخاشگری او شده مترسم در ضمن ما جدیدا صاحب یک فرزند پسر شدیم.
    پاسخ مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ در ۵:۲۳ ق.ظ
    • همیار
      به نظر من عوض اینکه شما در جواب پرخاشگر اون بهش پرخاش کنید باید محبتتون رو بیشتر کنید.بچه جدیدم که اومده اون حتما احساس کمبود محبت می کنه.در ضمن مشکلی نداره که با همکلاسیش دوست بشه.و دوستش داشته باشه فقط راجع بهش تحقیق کنید.که ببنید چور بچه ای هست.چون مسلما الان که یکم از نظر عاطفی با مشکل مواجهه هست ممکنه خیلی به اون وابسته بشه و اونوقت اگه اون فرد شابسته ای نباشه که خیلی بد میشه.بعدم حواستون باشه تموم کنترل ها روی نوجوان ها باید به صورت نامحسوس باشه چون اونا غرور جوانی و افکار بچگی رو دارن.بعدم بهش مسئولیت بدید و بهش بگید که چقدر به کمک اون به عنوان یک عضو بزرگسال خانه احتیاج دارید یکم هندوانه زیر بغلش بزارید.اینجوری می بینید که خیلی راحت به دل شما راه میاد.
      پاسخ مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۸:۳۸ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.. این سوال رو در جای دیگری پرسیدید و پاسخ دادیم.. متشکرم
      پاسخ مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ در ۸:۵۳ ق.ظ
  57. Vahid
    سلام ببخشید من 15سال دارم یه دختر تو کوچمون هست که چند ساله عاشقشم و نمیتونم بهش بگم ومشکل بزرگ اینه که باوجود اینکه یک سال ازم کوچیکه ولی رفتارش بچگانس. تورو خدا کمکم کنین در ضمن خانوادمم یکم خشن هستن و به من توجه کمتری دارن فکر نکنم به وجود رابطه من با اون راضی باشن
    پاسخ مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ در ۴:۱۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام وحید عزیز. نگران چی هستی که خانواده بفهمن؟ تو که هنوز با اون دختر ارتباطی نداری بعلاوه دوست داشتن همین جوری خوبه نیازی نیست بهش بگی.. شاید کم کم احساست کم بشه بعدا پشیمون بشی که بهش گفتی.
      پاسخ مرداد ۲۶, ۱۳۹۶ در ۳:۰۶ ب.ظ
  58. سحر
    سلام من سحر هستم ۱۳سالمه من مادر و پدرم کمی‌مذهبی هستند ولی بهم راجب چادر یا هرچیز دیگه ای اصلا زورم نمی کنند من بایکی از دوستای صمیمیم قهر کردم به خاطر بی حجابی یا خیلی از مسائل دیکه الان نمیدونم چطوری یه دوست خوب پیدا کنم دیگه هیچ دوستی ندارم امسال هم دارم میرم کلاس هفتم خیلی از دخترای هم سن و سال من خیلیاشون بی حجاب و مانتو جلو باز‌و از این جور چیزا میپوشن من پدرم از این ها متنفره من چیکار‌کنم ؟ لطفا کمکم کنید ممنون
    پاسخ مرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۳:۴۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سحر عزیز... خب دوست پیدا کردن صرفا مربوط به ظاهر نیست.. می دونم که الان خیلی ها ظاهر دور از عرفی دارند امادر این میون میشه یک فردی رو با ظاهر متعادل پیدا کنی... مثلا دختر مانتویی ساده... مخصوصا اگر دختری باشه که درس خون و مودب باشه حتما پدرت قبول می کنه و ظاهر رو در نظر نمی گیره
      پاسخ مرداد ۳۰, ۱۳۹۶ در ۶:۵۲ ب.ظ
  59. من بیچاره
    سلام من ۲۰ سالمه و یه خواهر ۱۵ ساله دارم دیگه از دستش خسته شدیم، توی مدرسه میگرده با بدترین دخترا دوست میشه، از طریق اونا با چند تا پسر دوست شد بعد گوشی رو ازش گرفتیم" گوشی مال خودش نبود برای بابام بود" فوری سیم کارتشو شکوند بعد از اون ۳ تا سیمکارت پیدا کردم توی کیفش ک اونا رو هم شکوند درس اصلا نمیخونه اصلا با یه پسری دوست شد رفت خونشون بهش کادو داد؛ ب گفته ی خودش که اصلا تماس نداشتن با هم و در حد ۵ دقیقه بود، اما از بس دروغ گفته بهش اعتماد ندارم توی ساختمونمون با دو نفر کوچکتر از خودش دوسته اونا خیییلی لات و خیابونی هستن، اینم مثل اونا شده هرشب تا ساعت ۱ خونه ی اوناس، همش میگه حوصلم سر میره توی خونه، فقط میپیچونه ما رو که بره پارک با دوستاش آرایش میکنه جدیدا با اینکه هم خوشگله هم سفید، لباسای بد میپوشه توی خونه با ما دعوا داره همش یواشکی پول میدزده از جیب مامان بابام بخدا هرروز نصحیتش میکنیم که دست بردار از دوستای افتضاحت اما فورا قهر میکنه و اعتصاب غذا میکنه همش به فکر تیپ و مدل لاک هست امروزم که خبر دادن اینو با ۳ تا از دوستاش و ۳ تا پسرا گرفتن بردن کلانتری من و مامانم هراسان رفتیم گفتن با پسرا در حال قلبون کشیدن بودن البته خواهرم و یکی از دوستاش گفتن ما با اونا نبودیم، پدر یکی از دوستامون دنبالش میگشت ما رفتیم بهش بگیم که همزمان ما رو هم گرفتن اما من باور ندارم از بس دروغ گفته اگه ۲ دقیقه دیرتر رسیده بودیم نامه ی زندان رو رد کرده بودن توی عمرمون پامون به کلانتری باز نشده بود که شد امشب تو رو خدا بگین چیکار کنیم ما؟ بعید میدونم هیچوقت آدم بشه
    پاسخ مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۷ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلامو مسائلی که فرمودید برای اکثر خانواده های نوجوانان مشکل هستنند حالا هر کدام به نحوی. ولی در یک سایت کودک ما نمی توانیم در یک کامنت به درمان و اموزش خانواده اون هم در این مسائل بپردازیم، مضافا اینکه حضور خود وی و درمان و اموزش وی الزامیست. من بهتون پیشنهاد می کنم که از مشاوره حضوری یا آنلاین استفاده کنید. باید تمامی ابعاد و جزئیات مورد بررسی قرار بگیرند و خود نوجوان باید مورد اموزش و درمان باشد.
      پاسخ مرداد ۲۴, ۱۳۹۶ در ۵:۵۵ ق.ظ
      • حدیث
        ماهک هستم 14 سالمه .....پدر مادرم موبایل منو از من گرفتند به همین دلیل من نمیتونم با دوست پسرم که خیلی دوستش دارم ارتباط داشته باشم الان سه ماه شده خیلی عذاب میکشم دوست پسرم هم برای خوزستانه و من برا شمال از طریق موبایل با هم در ارتباط بودیم که الان همون هم نیستیم ....چیکار کنم ..خواهش میکنم کمکم کنید خواهش میکنم دلم خیلی براش تنگ شده چند بار تصمیم داصتم از خونه فرار کنم اما جرعت این کار رو ندارم ...راهنماییم کنید...من تنهام خیلی خیلی
        پاسخ شهریور ۶, ۱۳۹۶ در ۲:۲۴ ق.ظ
        • روانشناس کودک
          سلام مجدد ماهک جان... خیلی احساس بدیه که ادم از کسی دوست داره دور باشه و اینکه نتونه ارتباطی باهاش داشته باشه... من کاملا می فهممت... اما مسئله اینجاست که بدون موبایل یعنی می ترسی از دستش بدی؟ خب فرصت هست که بعدها بازم ازش خبر بگیری... بیرون از خونه هیچ اتفاق خوشایندتری برای تو نیست.. مثلا کسی بهت گوشی نمیده که با اون در ارتباط باشی. بعلاوه وقتی از خونه فرار کنی دیگه اسم دختر فراری رو پیدا می کنی و اون پسری که دوستش داری و خانوادش دیگه اصلا تورو قبول نخواهند کرد. بهر حال با خانواده بودن یک امتیاز هست. به این مسئله خوب فکر کن.
          پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۶ ق.ظ
  60. علیرضا
    البته اینم بگم که من خودم باهاش تو تئاتر اشنا شدم و هروقت که بازی میکنه من نقش مقابلشم بخاطر همین بیشتر چشم تو چشمیم
    پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۱ ب.ظ
  61. علیرضا
    سلام من یه پسر 13 ساله هستم و عاشق یه دختره شدم که اونم 13 سالشه وقتی بهم نگاه میکنه یهو هول میشم و کف دستم عرق میکنه{به شدت} من از گفتن حسم به اون و خانوادم خجالت میکشم . باای نکه تئاتر کار میکنم از اعتماد به نفس بالایی برخوردارم نمی تونم این موضوع رو به کسی بگم به نظرتون من کار بدی کردم که عاشق این خانوم شدم یانه
    پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام علیرضا... نه عاشق شدن که اصلا بد نیست... اگر منطقی و درست باشه و اگر باعث پیشرفت تو بشه. خیلی هم خوب خواهد بود اصلا نگران نباش. .. این حس هایی که داری خیلی خوبن و قدرشونو بدون... بهت کمک می کنند بزرگتر بشی و بالغ و پخته بشی. باز هم ممکنه از این حس ها در زندگی داشته باشی البته در هر سنی این حس متفاوت خواهد بود.
      پاسخ شهریور ۱۰, ۱۳۹۶ در ۷:۰۰ ب.ظ
  62. Sahar
    سلام خسته نباشید ببخشید من یه دختر ۱۵ساله هستم که خیلی دوست دارم مشکلاتمو با یکی در میون بزارم و باهاش درد ودل کنم بدون اینکه هراسی داشه باشم و همچنین خیلی دوست دارم که با مادرم راحت باشم ولی مادرم اصلا اینو نمیخواد و من هروقت سوالی ازش میپرسم برام توضیح نمیده واگه هم بده یه جورایی میپیچونه و هروقت هم که میخوام باهاش درد و دل کنم اول میترسم که سرزنشم کنه و همچنین اون اصلا حوصله حرفای من و نداره خواهر بزرگتر از خودمم هم ندارم که حداقل بتونم با اون درد و دل کنم و خواهرم کوچیکه دوست هم دارم ولی برای درد و دل ترس از این دارم که رازدار خوبی نباشه کسی هم توی خانواده نیس که بتونم اونقدر ببینمش و باهاش صحبت کنم دیگه واقعا دارم کلافه میشم اگه پیشنهادی دارید بدید لطفا
    پاسخ شهریور ۱, ۱۳۹۶ در ۱۱:۵۸ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام. برای درد دل کردن هم می تونی مشاوره تلفنی داشته باشی و هم مشاوره آنلاین.. اصلا کار سختی نیست... برای هر دو هم اطلاعات کامل در سایت هست و می تونی استفاده کنی.
      پاسخ شهریور ۱۲, ۱۳۹۶ در ۵:۰۷ ب.ظ
  63. ایمان
    سلام. من پسرم 13 سالشه و برای اولین بار متوجه شدم مشروب خورده چه برخوردی باید باهاش داشته باشم که دیگه این کارو نکنه
    پاسخ شهریور ۲, ۱۳۹۶ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.... نوجوان ها رفتارهای پرخطر زیادی رو انجام میدن. اولین مسئله اینه که احساس گناه نباید بهش بدین. ازش در مورد احساسی که هنگام نوشیدن داشت بپرسین و این تجربه رو چجوری می بینه... بعد به دنبال این پرسش ها نشون بدین که درک می کنید و واقعا می تونه حس خوبی بده. بعد از آن خیلی دوستانه با وی صحبت کنید و در مورد تاثیراتی که روی بدن می گذارد گفتگو کنید. نظر او را بپرسید و اینکه در مورد مصرف اینده چه برنامه دارد.
      پاسخ شهریور ۱۲, ۱۳۹۶ در ۵:۲۰ ب.ظ
  64. مهسا
    سلام من ۱۴ سالمه و پدر مادرم نمیزارن برم‌بیرون این ب شدتی منو ناراحت میکنه ک خودمو تو اتاق حبس میکنم چون بیشتر هم سن و سالای من یا خونه همدیگن یا با هم بیرونو سینما و خریدن ولی مامانم میگه برای این کارا زوده ولی من ب خودم اعتماد دارم ک در حدی حستم ک بتونم از خودم دفاع کنم و خوبو بدو تشخیص بدم هرچقدم باهاش حرف میزنم حرفمو گوش نمیده واقعا مامانم با این کارا کاری میکنه که انگار بهم اعتماد نداره یا من خودمم اعتمادمو بهش از دست دادم چون اصلا تو این سن با من درست رفتار نمیکنه و بابامم از مامانم حمایت میکنه لطفا بگین چیکار کنم
    پاسخ شهریور ۲, ۱۳۹۶ در ۶:۲۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام مهسا جان.. پدر و مادرها متفاوتن و میزان آزادی ای که به بچه ها میدن هم متفاوت هست. اولین اصل اینه که بدونی خیلیا مثل تو هستن.. اگر به همین سایت و سوالا سر بزنی خواهی دید.. پس فکر نکن فقط پدر و مادرت اینطور هستند. بعلاوه این سخت گیریها با افزایش سن تو کمتر خواهد شد... البته که منوط به این هست که تو چقدر بتونی اعتماد جلب کنی.. مثلا بعد از هجده سالگی و با ورود به دانشگاه خیلی اوضاع تغییر خواهد کرد.
      پاسخ شهریور ۱۲, ۱۳۹۶ در ۵:۲۳ ب.ظ
  65. Mehran
    سلام به همگی من مهران هستم پونزده سال دارم من حس عشق و عاشقی رو دارم ولی خیلی کم رو هستم خیلی دوس دارم با یه دختر دوست باشم ولی میترسم به کسی پیام بدم چی کار کنم ؟ واقعا این موضوع آزارم میده چند بار خواستم داخل پیوی دختری برم (هم سن خودم هست) ولی اصلا نمیتونم لطفا راه حلی بدید با تشکر
    پاسخ شهریور ۳, ۱۳۹۶ در ۱:۴۸ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مهران عزیز. خب این که تو واقعا خیلی رو نداری مستقیم صحبت کنی نشونه ضعف تو نیست. شاید دوست نداری نه بشنوی یا مزاحم کسی بشی. به هر حال اینکه شاید دوستات توی مدرسه راحت این کارو انجام میدن نشونه قوی بودن و بهتر بودن اونها نیست. ترس تو به احتمال زیاد همون ناشی از ترس از طرد شدنه، که یه وقت پیام بدی و جواب خوبی نشنوی. اگر واقعا دوست داری این کارو انجام بدی باید ب1ذیری کسی که بهش پیام میدی لزوما مجبور نیست به تو پاسخ مثبت بده و مممکنه پاسخی نده و یا حتی بد برخورد کنه... این مسئله ای هست که تو اجتماع هم زیاد باهاش مواجه خواهی شد و باید بهش عادت کنی.
      پاسخ شهریور ۱۵, ۱۳۹۶ در ۷:۴۹ ق.ظ
  66. Mehran
    من غیر از این مشکل بالا که مطرح کردم مشکل دیگه ندارم بعضی اوقات عصبی یا خیلی زود ناراحت میشم ولی دربارش تحقیق کردم تا حد زیادی خودمو کنترل میکنم از نظر تحصیلی هم نمراتم عالیه مشکلی ندارم استقلال خودم رو در خانه دارم خانوادم هم خیلی خوب در مسائل درکم می کنند ولی این که حس عاشقی دارم رو خجالت میکشم بهشون بگم نمیدونم شایدم از اینکه جواب منفی بشنوم میترسم بعضی اوقات شدید احساس تنهایی میکنم :((
    پاسخ شهریور ۳, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۷ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      این ترس تو از نه شنیدن تو این خیلی طبیعیه... ولی باید قبول کنی که همه وظیفه ندارن به تو جواب مثبت بدن و مهم ترین قدم شهامت جلو رفتنه... اگر هم نه شنیدی باید بپذیری. اما به این فکر کن که صرفا شنیدن نه به دلیل این نیست که تو مشکلی داری اون فرد مطمئنا دلیل های خاص خودش رو داره که هیچ کدوم هم مربوط به تو نیست.
      پاسخ شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ در ۸:۳۵ ب.ظ
  67. R.ak
    سلام.من 13 سالمه ،احساس میکنم یه مشکلاتی دارم. و یک موضوعی که دلم میخواد یک نفر که خیلی بهش اعتماد قلبی دارم پیدا کنم و بهش بگم.ولی هیشکی نیست.... با خونوادم مشکلی ندارم خیلی هم خوبن ولی من نمیتونم باهاشون درمورد موضوعم حرف بزنم.کمکم کنید خواهش میکنم ممنون.همش فکر میکنم منو احساسامو درک نمیکنن...
    پاسخ شهریور ۵, ۱۳۹۶ در ۸:۱۰ ب.ظ
  68. R.ak
    میخوام مشاور انلاین خصوصی پیدا کنم.چون به خونوادم نمیخوام بگم .کسی رو سراغ دارید؟(مورد اعتماد )
    پاسخ شهریور ۵, ۱۳۹۶ در ۸:۱۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام بله در خدمت هستیم در مشاوره آنلاین.... به لینک زیر مراجعه نمایید. روی مشاوره آنلاین که در زیر نوشتم کلیک کن مشاوره آنلاین
      پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۸ ق.ظ
  69. علی
    من13سالمه ولی قدم 151 هست همه ی دوستام و همکلاسیام از من بلندترن کمکن کنید لطفا
    پاسخ شهریور ۶, ۱۳۹۶ در ۵:۴۴ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام علی عزیز. نگران نباش رشد قد تا بیست و پنج سالگی گاهی در بعضی بیشتر ادامه داره... جهش های رشدی در افراد مختلف متفاوت هست. مثلا ممکنه جهش رشدی تو در سن 16 سالگی باشه... بعلاوه برای افزایش و بهبود قد، ورزش کردن بهترین گزینست. ورزش هایی مثل بسکتبال و والیبال بهترین گزینه هستند.
      پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۲:۰۵ ب.ظ
  70. queen
    سلام من یه دختر تقریبا 15 ساله ام عاشق یه پسری هستم ک ازم هشت سال بزرگه دو ساله مکاتبه ای باهاش در ارتباطم اون میخواد بیاد خاستگاریم خیلی دوستم داره منم خیلی دوسش دارم ولی میترسم اگه نامزد شم درسم عقب بیفته و سرد بشم من هدف های زیادی دارم برام خیلی مهمه ک برای هدف هام تلاش کنم برای آیندم... به هر حال اون میخواد به خونوادم بگم ک دوسش دارمو میخواد بیاد خاستگاریم بدونه ک جواب رد بهش نمیدنو... نمیدونم چجوری به مامانم بگم اخه یبار گفتم گفت اونایی ک دوست میشنو اینا...لات ...هستن ممکنه راهنماییم کنین چجوری به مامانم بگم؟؟؟ و اینکه بهش چجوری ثابت‌کنم‌پسر خوبیه؟؟؟:
    پاسخ شهریور ۶, ۱۳۹۶ در ۳:۱۵ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیز. حس شما دو نفر واقعا قابل درکه و دوست داشتن خیلی خوبه... اما ببین آشنایی مجازی واقعا نمی تونه قابل اعتماد باشه... اشنایی از نزدیک خیلی مهم تره... حتی نمی شه گفت که تو واقعا عاشق هستی. عشق خیلی متفاوت تر از اون چیزیه که مجازی حس کردی. همون طور هم که خودت گفتی مطمئنا از درست عقب میفتی... پس منطقی تر فکر کن و دوستی تون رو ادامه بدین تا زمان مناسبش برسه.
      پاسخ شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ در ۷:۰۷ ب.ظ
  71. بهزاد14 ساله
    سلام پسری هستم 14 ساله که بعد از یک ماه میرم توی 15. اما بعد بگم که من تا کلاس چهارم ابتدایی رو تو روستا گذروندم و الان شهر هستیم و هر از چند گاهی میریم روستا و مدرسه های روستا هم جوری هست (بدلیل کمبود دانش آموزان و جمعیت)دختر و پسر ها جدا از هم ولی توی یک کلاس هستند . شاید برایتون مسخره باشه ولی من از 7 سالگی دوست داشتن رو تجربه کردم . وقتی پیش دبستانی بودم با دختر عموم میرفتیم مدرسه . تو اونجا هم کلاسی هاشو دیدم و عاشق یه دختر شدم (اسمشو نمیگم). دختر خیلی آروم و با غرور متینی بود . و تا الآن که داره 15 سالم میشه تا حالا بازم به چند تا دختر علاقه مند شده بودم ولی الآن که عشقمو با عشق اولم (همونی که همکلاسیم بود )رو مقایسه میکنم میبینم عشقم به بقیه دخترایی که دوست داشتم از رو هوس بود ولی تا الآن هم دوستش دارم ولی حدود 5 ساله که ندیدمش خیلی دلم براش تنگ شده شنیدم که اونم اومده شهر... بگذریم اون اولین و آخرین دختری هست که دوستش دارم . تو روستامون رسم اینه که دختر وقتی به 17 ، 18 ساله میشه میره خونه بخت. خواهش میکنم کمکم کنید من تا حالا ندیدمش باباش وقتی بچه بود خود کشی کرد پدربزرگش که روحانی بزرگ روستامونه (هم استادمه) .اگه ازدواج کنه و از دستش بدم میمیرم. میدونم که حق ندارم جلوی ازدواج با کسی که دوستش داره رو بگیرم (هنوز زدواج نکرده). ترسم اینه که از دستش بدم.ممنونم که میخونید معذرت زیاد شد.
    پاسخ شهریور ۸, ۱۳۹۶ در ۲:۰۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام بهزاد عزیز. خب نگرن نباش... اگر اسم و ادرسی ازش داری می تونی پیداش کنی، فقط مسئله اینجاست که ممکنه این دفعه که می بینیش با تصویری که تو ذهنت هست متفاوت شده باشه... ادما از بچگی تا بزرگسالی خیلی تغییر می کنند.. به این مسئله فکر کردی؟؟؟ و اینکه تا هجده سالگی هم تو و هم اون تغییر می کنید، بهر حال نگران نباش و اگر دوست داری دنبالش برو... اما این دوست داشتن دلیل بر اینکه حتما برای ازدواج مناسب خواهید بود نیست... لازم به زمان گذاشتن بیشتر هست و تو هنوز هیچ برنامه ای برای ایندت نداری.
      پاسخ شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ در ۹:۲۹ ق.ظ
  72. Marina
    سلام ....من از یکی از فامیل های دورمون خوشم اومده که حدودا چهار پنج سالی ازم بزرگتره غرورم نمیزاره بهش بگم یا خب میترسم و خجالت میکشم بهش بگم باید چیکار کنم؟ چیکار کنم که اون بفهمه دوسش دارم ؟؟ (14 سالمه) از اینکه نمیتونم بهش بگم دیوونه دارم میشم اما بیشتر از همه سعی میکنم از فکرش درام چون واقعا نمیتونم به هیچ طریقی بهش بگم و نتنها به اون نمیتونم بگم به خواهرم و مادرم نمیتونم بگم کلا درباره ی این مسائل من با هیچ کس صحبت نمیکنم چون میترسم مادرم محدودم کنه یا دیگه اعتمادش کم شه بهم هیچ وقتم نتونستم حرف دلمو به مامانم درمیون بزارم لطفا شما راهنمایی کنین راهش چیه که کلا بهش فکر نکنم چون این دوست داشتن یک طرفس کاملا...البته حتما نباید تو عشق هر دو طرف همو دوست داشته باشن ولی حتی اینو نمیدونم که ایا کسی هست تو زندگیش یا نه و اینکه نمیتونم بهش بگم
    پاسخ شهریور ۱۰, ۱۳۹۶ در ۹:۳۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام... مرسی از پیامت عزیز. واقعا دوست داشتن حس خوبیه... ولیه مون طور که خودت گفتی اینکه نمی دونی کسی تو زندگیش هست یا نه.... بهر حال ادامه دادن این احساس به این صورت اصلا به نفعت نیست... حداقل این باید بدونه که دوسش داری.
      پاسخ مهر ۳, ۱۳۹۶ در ۴:۲۷ ب.ظ
  73. سایه
    سلام، دقیقا مشکل من برعکس همست، و اونم اینکه نمیتونم با پسرا دوست بشم، منظور فقط دوست پسر نیست کلا نمیتونم باهاشون دوستانه رفتار کنم و فورا حالت دفاعی میگیرم و احساس میکنم میتونه به خاطر نوع بزرگشدنم و خانوادم باشه اما دلیلش برام اصلا مهم نیست لطفا بگید چطور این به نوعی پسر ستیزی رو رفعش کنم چون اصلا دلم نمیخواد اینطور رفتار کنم ، راستی من تقریبا شونزده سالمه و برادر هم دارم اما با اون مشکلی ندارم ، چیزی که شاید توی جوابتون تاثیر بزاره یه بار از یه متجاز همسن پدرم فرار کردم و واقعا نمیدونم این تاثیر داره یا نه، الان من چیکار کنم؟
    پاسخ شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ در ۸:۰۷ ب.ظ
  74. Laya
    سلام من از یکی اشناهامون خوشم اومده که تو تلگرام ایدیشو پیدا کردم و باهاش مدتی چت میکردم اون نمیدونست که من اشناشم و خیلی باهم چت میکردیم از صبح تا شب واقعا نمیدونم از کجا و چجوری فهمید که من کیم.... از رفتارهاش معلوم بود که میدونه من بودم که باهاش چت میکردم الان خیلی بابت این موضوع ناراحتم و فکر میکنم که ابروم رفته و خیلی خجالت میکشم تو چشاش نگاه کنم لطفا راهنمایی کنین کارم اشتباه بوده یا نه چون اصلا نمیتونم خودمو ببخشم
    پاسخ شهریور ۱۱, ۱۳۹۶ در ۹:۳۳ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام لیلا جان... مسئله ای هست که پیش اومده سعی کن بهش فکر نکنی و دیگه اصلا پیام ندی... چون شاید اشتباه می کنی و اون متوجه نشده... در صورت ارتباط بیشتر ممکنه بفهمه... پس فاصله بگیر
      پاسخ شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ در ۸:۳۷ ب.ظ
  75. علیرضا
    مرسی از شما خیلی به من کمک کردید
    پاسخ شهریور ۱۲, ۱۳۹۶ در ۹:۵۹ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      خواهش می کنم
      پاسخ شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ در ۸:۳۵ ب.ظ
  76. ...
    سلام! ببخشید من یه سوال داشتم یک سال میگذره که من یه نفرو دوست دارم نمیتونم بگم عشق چون واقعا نمیدونم عشق هستش یا نه ولی در این یک سال اندازه ی یک عمر به من سخت گذشت! دوست داشتنه کسی که شمارو دوست نداره خودتون و خودش فک میکنید ازتون سر تره نمیدونم راستش تو این یه سال خیلی بهم سخت گذشت خیلی وقتا خواستیم دیگه باهم حرف نزنیم ولی نشد یا اون برگشت یا من! دیگه نمیدونم راهه درست چیه واقعا من دوسش دارم؟ چرا اون منو دوست نداره پس؟ نمیدونم! میخایم یه روز قرار بذاریم بریم بیرون ولی نمیدونم کاره درستیه یا نه میترسم وابسته تر از اون چیزی بشم که هستم میترسم دیدش نسبت بهم تغییر کنه! نمیدونم این رابطه ادامه دادانیه یا نه! چون یه طرفس شاید! من۱۵ سالمه و اون ۱۸ !
    پاسخ شهریور ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۲:۴۲ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سارای عزیز... این دوست داشتن و احساسی که داری واقعا قابل درکه اما مسئله مهم اینه که یادت باشه چون تو کسی رو دوست داری اون موظف نیست که دوست داشته باشه.. البته این مسئله اصلا به دلیل مشکل خاصی در تو نیست یا سرتر بودن اون به قول خودت.... شاید ذهنش جای دیگه هست و ... بهر حال تو سنی هستی که این حس رو لازم داری و داری ازش لذت می بری گاهی.. اما یادت باشه قرار نیست این ارتباط حتما جدی بشه و یا اتفاق خاصی در اینده بیفته... کمتر از دو یا سه سال دیگه خواهی دید که چقدر معیارات متفاوت شدند و شاید تعجب کنی از دوست داشتن الانت.
      پاسخ شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ در ۸:۴۰ ب.ظ
  77. آلا
    سلام من ۱۳ سالمه حدود دوسال با یکی از همکلاسیام دوست بودم خیلی دوسش داشتم دو ماه پیش عکس پروفایلش رو دیدم که تیپ و مدل موی پسرونه زده و توی استوری واتساپش عکسای خودشو گذاشته که مثل پسرا رفته بود بیرون وقتی ازش پرسیدم این عکسا چیه چرا اینطوری شدی گفت من قبلا پسر بودم جنسیتم رو تغییر ندادن خیلی چیزای دیگه هم گفت وقتی هم بهش گفتم امسال مدرسه کجا میری اسم یه مدرسه پسرونه رو آورد ولی من اصلا باور نکردم این دوستم هنوز اخلاقش دخترونست و اندام دخترونه داره و به نشانه های بلوغ دختران هم رسیده اما امسال کلاس ششم صداش مثل پسرا شده بود .یه بارم به دوستم گفتم بهش پیام بده بگه این عکسا چیه ولی دوستمو نشناخت مثل اینکه شماره های بقیه رو پاک کرده بود و بهش گفت هیچی چند وقت پیش فامیل دورشو دیدم بهش جریان و گفتم اون گفت منم وقتی عکساشو دیدم مامانم زنگ زد به مامانش و مامانش گفت جریان اینطوریه حتی خودشم باور کرده . مامان دوستم هم همش عکسای دخترشو با تیپ پسرونه تو استوری و رو پروفایلش میزاره دوستم هم عکسای استوری منو نگاه میکنه من موندم چیکار کنم ارتباطمو باهاش قطع کنم و بلاکش کنم چون به گفته ی خودش یه پسره و من نمیخوام نامحرم عکسامو ببینه وقتی هم عکساشو میبینم حالم بد میشه دوستم هم خانواده ی مذهبی داره اصلا هم اهل بی حجابی نیست که بدون شال و تیپ پسرونه بره بیرون . مامان منم که میگه داره باهات شوخی میکنه ولی اگه شوخی بود مامان خودش عکساشو اینطوری پروفایل و استوری نمیذاشت نظر شما رو‌میخواستم بدونم ببخشید اگه زیاد نوشتم آخه فکرم خیلی درگیرشه
    پاسخ شهریور ۱۳, ۱۳۹۶ در ۷:۱۰ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیز. ببین دو حالت داره... یا داره بازی می کنه و این جوری جلب توجه می کنه یا اینکه واقعا این مسئله وجود داره.. اگر داره بازی می کنه که خب بهتره ازش دور شی. چون دنبال جلب توجه الکی هست. اما اگر مسئله واقعا وجود داره نیازمند درک هست و باید درکش کنی، و اصلا خطری تورو تهدید نمی کنه... اگر توانایی درکش رو نداری خب بهتره ازش فاصله بگیری.
      پاسخ مهر ۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۵ ق.ظ
  78. سارا
    سلام من دخترى ١٤ ساله هستم رابطه خوبى با مامانم ندارم سر هر چيزه كوچيكى بحثم ميشه مثلا وقتى مى خوم بعضى از كاراى خونه رو انجام بدم فكر مى كنم به غرورم بر مى خوره يا وقتى بابرادر دوقلوم دعوا مى كنم مادرم از برادرم طرفدارى مى كنه جورى كه من حس مى كنم اونو ببشتر از من دوست داره راستش خودمم نمى دونم چمه گاهى بى حوثله مى شم دلم مى خواد سر همه زور بگم احساس بزرگى مى كنم لطفا راهنماييم كنيد زودتر مرسى
    پاسخ شهریور ۱۵, ۱۳۹۶ در ۶:۱۳ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سلارای عزیز. ببین با بزرگ شدن تو مادرت ازت انتظار داره که بیشتر بهش کمک کنی و مسئولیت پذیرتر باشی. زمانی که این کارو نمی کنی و مدام باهاش بحث کنی مادرت از تو خشم می گیره و این ارتباط مدام خراب تر میشه.. البته اگر از دوستات هم بپرسی می بینی اونها هم با والدین خودشون مشکلاتی دارند توی این سن که اگر درست پیش بره همه چیز، به مرور وضعیت بهتری خواهند داشت مخصوصا بعد از بیست سالگی.
      پاسخ شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ در ۹:۱۴ ق.ظ
  79. Bahar15
    سلام دختری 15 ساله هستم کمبود محبت دارم تک فرزندم پدر مادرم اصلا درکم نمیکنن حتی پدرم انقد از دستم شاکیه که بهم گفت خودتو بکش هم مارو هم خودتو راحت کن با پسری20 ساله آشنا شدم ک میدونم منو بخاطر چی میخواد...! نمیدونم چیکار کنم دارم میمیرم خواهش میکنم کمکم کنید واقعا به محبت و کمی درک نیاز دارم... ینی چاره ای جز خودکشی هست؟
    پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۵:۰۵ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام بهار عزیز. بله خیلی راه ها هست... اولین قدم اینه که یک خانواده درمانی برین.. هم تو و هم پدر و مادرت باید یاد بگیرین که چطور با یکدیگر برخورد داشته باشین. اگر یک مشاور خوب بری و حرفشون همه گوش بدین نتیجه خواهی گرفت اصلا نگران نباش... این مسئله با مشاوره آنلاین حل نمی شه.
      پاسخ شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ در ۷:۳۳ ب.ظ
  80. عرفان
    سلام عرفانم 15 سالمه . تا سال پیش ک کلاس هشتم بودم معدل من 20 بود ولی سال نهم افت تحصیلی داشتم . رفتارم با پدر مادرم تغییر کرده . افتادم توی راهه رفیق و رفیقبازی . ب مادرم بی احترامی بیش از حد میکنم . از صبح تا شب توی پیست موتور سواری افتادم و گیر شیرینکاری با موتورم . خیلی از خودم بدم میاد بهم بگید چیکار کنم مثل قبلا بشم . قبلا همه ازم راضی بودن ولی الان نه
    پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۸:۳۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عرفان... خیلی خوبه که خودت متوجه شدی که تغییرکردی و از اون چیزی که هستی راضی نیستی. این قدم بزرگی برای تغییر در جهت مثبته... قدم بعدی اینه که یک لیست از رفتارهایی که فکر می کنی منجر به آزار دیگران میشن رو تهیه کنی... مثلا اولیش همین موتور سواری... و بعد ..... اول هم از رفتارهایی شروع کن که اولویت بیشتری دارن
      پاسخ شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ در ۷:۴۲ ب.ظ
  81. آرام
    سلام من یک دختر ۱۴ ساله هستم من احساس میکنم جادویی دارم اما هم زمان اتفاقات عجیبی برایم میافتد تقریبا تمام خاطرات ۱ سالگی تا ۱۳ سالگی ام را فراموش کردم ولی چیز هایی را که میخواستم فراموش کنم مانده اند .من خیلی افسرده شده ام ولی خیلی زود عصبانی میشوم و کنترلم دست خودم نیست همین طور تمام چیز هایی که از خودم میدانستم اشتباه شده و تقریبا نمیدانم کی هستم. من هیچ دوستی نداشته ام و پسر و دختر فرقی نداشته بود.میشود کامل به من بگویید که چکار کنم تا شب ها راحت بخوابم و بتوانم کنترل خشم داشته باشم و اصلا خودم رابشناسم؟
    پاسخ شهریور ۱۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      آرام جان در مورد جادویی که صحبت کردی خب خیلی دقیق توضیح ندادی و نظری ندارم. اینکه می گی هر چیزی که منفی هست یادم می مونه به دلیل خلق افسرده تو هست که گرایش به یاد سپاری رویدادهای بد و منفی داری. همین افسردگی و اضطراب احتمالی باعث خشم هم میشه. پس اول باید خلق افسرده درست بشه تا خشمت هم کمتر بشه. اینکه نمی دونی کی هستی مربوط به سنت هست و تا پیدا کردن هویتت زمان می بره. هر چقدر بیشتر خودت رو بشناسی بهتر می تونی ارتباط برقرار کنی و دوستان بیشتری داشته باشی. مثلا اینکه از چی لذت می بری یا چی رو دوست داری و .... برای ارامش در خواب حتما مربوط به خلقت هست... اگر می تونی به کلینیک مراجعه کن با نوروفیدبک و روان درمانی نتیجه می گیری... چیزی نیست که بشه در یک کامنت پاسخ داد...
      پاسخ شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ در ۸:۱۶ ق.ظ
  82. nazanin
    سلام من یه دختر14 سالم من عاشق یه بازیگر شدم کل شب و روزم شده فکر کردن به اون . خیلی هم خجالتیم و با بدبختی به مامانم گفتم که اون بازیگرو دوسش دارم اما مامانم هیچی بهم نگفت حتی دعوام هم نکرد منم دیگه از اون موقع ترسیدمو هیچ حرفی ازش نزدم اما گاهی اوقات یه اشاره هایی بهش میکنم اما مامانم جوابمو نمیده نمیدونم چیکار کنم خیلی دوسش دارم حتی اکران فیلماشو هم نمیتونم به مامانم بگم فکراش از ذهنم نمیره حتی تو خیالاتم باهم ازدواج کردیمو بچه داریم من بعضی وقتا بخاطرش گریه هم میکنم لطفا راهنماییم کنید نمیخوام فراموشش کنم فقط میخوام بدونم چیکار کنم خجالتم بره و بتونم با مامانم ازش حرف بزنم و رفتار مادرم به چه دلیلی میتونه باشه توروخدا بگید
    پاسخ شهریور ۱۸, ۱۳۹۶ در ۴:۱۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام نازنین عزیز... من فکر می کنم مادرت تو رو درک کرده و فقط نخواسته خیلی تو این مسئله عمیق بشی و روی روحیت تاثیر بذاره... بهر حال توی این سن عادیه نوجوونا عاشق میشن و تجربه میکنن و گاهی این تجربه حسی بالا با یک شخصیت معروف هست. فقط حواست باشه این عشقی که داری روی جنبه های دیگه زندگیت تاثیر نذاره... کم کم متوجه تغییز ار این حست خواهی شد.... نگران نباش... الان ین عشقی که داری لذت ببر.
      پاسخ شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ در ۸:۴۱ ق.ظ
    • Anahita
      نازنین جون از اونجایی که من تجربه ای جور عشق هارو داشتم بهت توصیه میکنم اصلا درگیر این عشقا نشو زندگیت رو به هم میریزه همه فکر و ذکرت میشه اون ولی بعد یه مدت عاشق یکی دیگه میشی یا اگر هم همچنان عاشقش بمونی دچار راه های خطرناکی میشی که اصلا خوب نیست بنا بر این سعی کن فراموشش کنی فکر کن عزیزتو کشه و...
      پاسخ شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۵۴ ق.ظ
  83. ملیکا
    سلام و خسته نباشید . من 15 سالمه و تک فرزندم .پدر و مادرم وقتی 7 سالم بود از هم جدا شدن . الانم از سن 11/12 سالگی ناپدری دارم . خیلی مرد مهربونیه ولی حساسیتای بی دلیل نشون میده . فک میکنم دلیلشم رفتارای مامانم با منه . نمیخوام بگم که منو حبس کردن چون به نظر خودشون دارن از من محافظت میکنن . پس شاید عیبی نداشته باشه که فک کنم شاهدختی چیزیم که ملکه ی آیندس و همه باید مراقبش باشن ! امسال قرار بود گوشی بخرن واسم که مثل همیشه لحظه ی آخر منصرف شدن . ناپدریم میگفت چرا به پدر خودت گفتی پول واست بفرسته . بعد از اونم دلیل میخواستن واسه گوشی داشتنم که من هر چی میگفتم ناپدریم میگفت منطقی نیست . با اینکه فقط داشتن گوشیه واسم یه عقده شده . دیگه همه چی داره واسم تبدیل به عقده میشه شده البته . حق ندارم خونه ی دوستام برم حتی وقتی صمیمی ترین دوستم تولدشو بخاطر برنامه ی من یه هفته عقب انداخت مامانم دقیقه ی نود گفت نه نمیخواد بری . مدرسم خیلی نزدیکه اجازه نمیدن تنها برم . نمیذارن با دوستام برم بیرون . حق آرایش کردن حتی توی عروسیا رو هم ندارم . جدیدا هم علاقه ای که به کسی داشتمو سرکوب کرده بودم دوباره از نو پدیدار شد . این تابستون وضعیت خیلی بدی واسه من بود ولی من هیچ وقت نمیتونم راجبه اینطور مسایلی با مامانم حرف بزنم چون خیلی عصبیه و خالمم از اون بد تره . که شما فک کنین دو تا آدمی که هنوز افکارشون توی دهه ی 60 گیر کرده با هم مشورت میکنن و همرو هم قضاوت میکنن. درسم خیلی خوبه معدلم 19\75 شد از بیست ولی همیشه تو خانواده ی خودش تو سرم میزنه که فقط بگه چه مادر با فکریه . اینا یکم از مشکلات منن . ولی حس میکنم مامانم الکی روی همه چی حساس میشه . خسته شدم از درک کردنش . حتی طوری شد که بعد اینکه گفتن گوشی بی گوشی من روی آیپد تلگرام نصب کردم و با یه پسر کلی دردودل کردم . ولی مامانم فهمیدو همه چی بد تر شد . دختر خالمم هم سنه منه که با پدرش و نامادریش زندگی میکنه . اما مامانش فهمید که این حتی با یه پسره بیرونم رفته . بعد سعی داشته به مامان من تلقین کنه که ملیکا هم میدونسته و اینا . یه روزیم یکی از پسرای فامیل اینجا بود هر دو سرمون تو گوشی بود که خالم بعد از اون گفت اینا دو تا با هم چت میکردن من میدونم! آدم چطوری باید با همچین خانواده ای کنار بیاد ؟ کاشکی مشکلم فقط علاقه مند شدن به شخصی بود . این عشق و علاقه ها میان و میرن ... اما من هر چی میگم مامانم میگه ایشالا دانشگاه و دیپلمو این حرفا ! نمیدونم اگه فردا روزی من بخوام آرایش و کنم و برم بیرون چه چیزایی میخوان بگن بهم ببخشید خیلی دلم پر بود .شرمنده
    پاسخ شهریور ۱۹, ۱۳۹۶ در ۹:۰۸ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام ملیکا جان... تمام اینها که گفتی دغدغه اکثر نوجوون های همسن خودت هست... اینکه داری اذیت میشی رو کاملا می فهمم اما برای مقابله با این وضعیت فقط گذر زمان نیازه... الان به چشم خانوادت تو هنوز کودک هستی. ناپدری و هر کسی هم مطمئنا اگر دوستت نداشتن جور دیگه رفتار می کردن.. نگران نباش..
      پاسخ مهر ۷, ۱۳۹۶ در ۱۲:۰۵ ب.ظ
  84. فریما
    سلام. من دختری 13 ساله هستم. تا به حال آرایش نکردم اما مشتاقم که این کار رو تجربه کنم. من مژه های بلندی دارم و دوست دارم که از خط چشم استفاده کنم تا مژه هام زیبا تر به نظر بیان. اما هیچکس به من اجازه ی این کار رو نمیده( اگر چه آرایش کردن از نظر من برای سنم مناسب نیست) علاوه بر این ها ، تمایل دارم که کمی ابرو هام رو اصلاح کنم ( اگر چه ابروهای من پیوسته نیست)... همچنین نسبت به چهره ام حس خوبی ندارم... عکس های واقعی خودم رو روی پروفایل تلگرامم نمی ذارم. در واقع عکس هام رو با برنامه اسنپ چت می گیرم تا زیبا تر و فریبنده تر به نظر بیام... اگر میشه من رو راهنمایی کنید که به چه شیوه ای میتونم مادرم رو راضی کنم که به من اجازه ی استقاده از خط چشم و... رو بده.
    پاسخ شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ در ۲:۲۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام فریما جان، ببین همه نوجوان ها توی سن تو از چهرشون راضی نیستن و به اعتقاد خودشون جهره متناسبی ندارند. بعلاوه اکثرا دوست دارند تغییر کنند و با ارایش زیباتر بشن.. میل به زیبا تر شدن که کلا در ذات انسان هست.. ولی در مورد استفاده از لوازم ارایشی در این سن خودت حتما می دونی در دراز مدت چه تاثیری روی پوست دور چشم و صورت می ذاره.... حتی توی کشورهای اروپایی تا سنین میانسالی زیاد ارایش نمی کنند مگر در مراسم های خاص، چون باور دارند که باید از پوست مراقبت کرد تا زیبا بود... به نظرم روی مراقبت از پوستت و پاکسازی و ... کار کن... فرصت برای ارایش کردن زیاد داری.
      پاسخ مهر ۱۸, ۱۳۹۶ در ۷:۰۱ ق.ظ
  85. یه دختر 13 ساله
    سلام ببخشید من یه مشکلی داشتم که میخواستم از شما کمک بگیرم . من پارمیدا هستم و 13 سالمه.من تک فرزند هستم و از طرف خانواده ی پدری تک نوه و از طرف خانواده ی مادری تک دختر و بزرگ ترین نوه هستم . مشکل من اختلافات بی پایان بین پدر و مادرمه. من از لحاظ مالی همه جوره تامین میشم اما احساس کمبود محبت میکنم . پدر و مادرم خیلی خیلی خیلی با هم دعوا میکنن و آخرین بار هم قرار بود از هم جدا شدن که با کلی گریه و زاری من راضی شدن کنار هم زندگی کنیم. یه چیزی میگم شاید تعجب کنید اما من پدرم رزیدنت روان پزشکیه و هر موقع که احساس ناراحتی میکنم و بهش میگم میگه به خاطر سنته راستی این رو هم بگم من یه دفتر دارم که اسمش رو گذاشتم دفتر احساسات و تقریبا سه ماهه که از هیچ حسی با والدینم صحبت نکردم و همه رو به دفترم گفتم. خلاصه حرفم میشه این که چطور میتونم جلوی اختلاف های مادر و پدرم رو بگیرم یا مثلا بعدش اشتیشون بدم و این که چطور میتونم از احساساتم با اون ها صحبت کنم. در ضمن منظورم از احساسات عاشقی و این طور چیزا نیست بلکه چیز های خیلی خیلی معمولی مثل این که مثلا امروز تو کلاس زبان این اتفاق افتاد و ... با تشکر
    پاسخ شهریور ۲۱, ۱۳۹۶ در ۶:۴۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام پارمیدا جان... احساساتت کاملا قابل درکه، اینکه داری می نویسی احساساتت رو خیلی خوبه، چون کمک می کنه بهتر بتونی تنظیم کنی... بعلاوه اونها چون دغدغه و درگیری های خاص خودشون رو دارند، در نظرشون الان این مسائل خیلی بزرگ نیستند، در مورد اینکه چطور می تونی جلوی اختلاف های اونها رو بگیری یک قدم مهم اینه که سعی کنی راضیشون کنی برای حل اختلافاتشون پیش مشاور یا روان شناس برن که بتونه بهشون کمک کنه.. در غیر اینصورت نتیجه نمی گیرند... تو به عنوان عضوی از خانواده به تنهایی نمی تونی کاری از پیش ببری.
      پاسخ مهر ۱۹, ۱۳۹۶ در ۹:۱۵ ب.ظ
  86. محمد صدرا
    سلام من یک نوجوان 15 ساله هستم و جدیدا حس و حال عجیبی دارم که میخواهم یک زندگی مشترک را هرچه سریع تر شروع کنم ولی به کسی علاقه ندارم که دچار عشق باشم فقط میل زیادی به عشق و ازدواج پیدا کردم لطفا راهنماییم کنید ممنون
    پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ در ۸:۰۶ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام محمد صدرا.. نگران نباش برای همه نوجوان ها هم سن تو این حالت پیش میاد... یه مدت بگذره بهتر باهاش کنار میای. این احساس برای پختگی و بزرگتر شدنت لازم هست.
      پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
  87. A
    با سلام من دختری بودم که به هیچ پسری دل نمیبستم و حتی با هم بازی های پسر هم یا بازی نمیکنم یا خیلی کم اما روزی فهمیدم عاشق شدم عاشق یک پسر اوایل میگفتم نه بابا اصلا تو هم بخوایش اون نمیخواتت اما وقتی به خودم اومدم دیدم اون پسره هم به من نگاه میکنه رفتار های مشکوکانه داره عالاوه بر خودش پسر خالش هم شده . من 12 سال دارم و اون یک سال از من بزرگتره چجوری مطمئن بشم حتی به دلیل اینکه مامانامون خیلی با هم خوب نیستن خیلی کم پیش میاد با هم حرفی بزنیم یه بار بیشتر نشده البته. چه کارش کنم دارم دیوونش میشم دختر خاله هاشم فکر کنم سر از کار خودش و پسر خالش در اوردن و جدیدا با هام بد شدن در صورتی که من اصلا کاریش نداشتم
    پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۶ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام... احساست خیلی قابل درکه و خیلی خوبه که ادم عاشق بشه.... تو این سن این حس رو باید تجربه می کردی و کمکت می کنه بزرگتر و پخته تر بشی. تضمین نمی کنم که دو یا سه سال دیگه هم هم چنان این پسر رو دوست خواهی داشت و یا او هم به همین صورت.. به همین دلیل می گم که زیاد سخت نگیر و از حسی که داری لذت ببر. نذار روی قسمت های دیگه زندگیت تاثیر بذاره مثل درس خوندن. نگران نباش به مرور بهتر از احساسات سر در میاری... عشق باید به تو کمک کنه پخته تر بشی.. اگر داری اذیت میشی پس عشق نیست
      پاسخ شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
  88. محمد صدرا
    سلام میخواستم بگم کنترلش برام سختی یعنی نمیدونم چی هست و بعضی شب ها گریه هم میکنم اما نمیدونم چی میخوام بعد به این هم اشاره بکنم که آهنگ های غمگین محسن چاوشی گوش میدم و با داشتن این حس گریم میگیرم ممنون میشم اگر راه کاری به من نشوند بدین
    پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱:۳۷ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      می فهمم که حسی از تنهایی هم می تونه باشه... ولی این مرحله رو برای پخته تر شدن باید گذر کنی تا بتونی ارتباط بهتر برای بزرگسالی داشته باشی و در واقع در اون سنین بتونی با بینش درست وارد زندگی مشترک بشی.
      پاسخ آبان ۱, ۱۳۹۶ در ۷:۳۹ ب.ظ
  89. عرشیا
    سلام من ۱۴ سال دارم. پدر و مادر من با من زیاد هم سلیقه نیستن و هیچوقت حق رو به من نمیدن من داداش کوچکتر از خودمم دارم ۹ سالشه ولی هر موقع دعوامون میشه اصلا کار ندارن کی شروع کرد فقط من مقصر محسوب میشم و تنبیه میشم و مخصوصا پدرم خیلی برادر کوچکترمو دوست داره و اگه بزنمش با من بدجور دعوا میکنه و غرورمو میشکونه بیشتر مشکلم با پدرمه اصلا سلایق متفاوتی داره با اینکه میدونم چیزی توی دلش نیست ولی از وقتی داداش کوچکترم بدنیا اومده اصلا به من توجه نمیکنه کار هایی که میکنم براش اهمیت چندانی نداره.اون دائم دنبال یه مسئلس که با من بحث کنه به همه چی هم گیر میده مثل چرا اینجوری لباس پوشیدی چرا این کفشو نخریدی و... و جالب اینجاس که هر موقع چیزی که باب سلیقش نباشه رو من دوست داشته باشم میگه خاک تو سرت و تحقیرم میکنه. نمیدونم چکار کنم سر همین مسائل با مادرمم بحثم میشه خواهش میکنم به gmail من جواب بدید چکار کنم؟ من نمیخوام بهشون بی احترامی کنم و چیزی میگم گوش میدم و اصلا اذیتشون نمیکنم ولی بازم برام تبعیض قاعل میشن.
    پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ در ۴:۰۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عرشیا جان.... متاسفانه امکان پاسخگویی جداگاه از طریق ایمیل نداریم، اگر دوست داری وارد مشاوره آنلاین شو. حرف های تو درسته و عصبانیتت از والدینت قابل درکه... من چیزی که متوجه شدم اینه که والدینت در واقع به عنوان بچه بزرگتر از تو انتظاراتی دارند که خب شاید هم غیر واقع بینانه باشه.. تو هم خیلی نسبت به اون انتظارات آگاهی نداری و نمی دونی چجوری برخورد کنی... مهم ترین اتفاقی که باید بیفته اینه که باید پل ارتباطی بین تو و والدینت باشه تا هر دو طرف بتونید درک لازم رو پیدا کنید...
      پاسخ آبان ۱, ۱۳۹۶ در ۷:۴۷ ب.ظ
  90. محمد صدرا
    ببخشید جواب منو نمیدین؟
    پاسخ شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      لطفا صبر داشته باش محمد صدرا، تعداد سوالات زیاده و افراد زیادی در نوبت هستند. هیچ سوالی بدون پاسخ نخواهد ماند.
      پاسخ شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱:۰۹ ب.ظ
  91. A
    ببخشید باز مزاحم میشم با توجه به اینکه مامان اون با فامیل ما اونقدرا خوب نیست برا همین کم پیش میاد که همو ببینیم ولی من دلم میخواد یه جوری باهاش رابطه بر قرار کنم . از خودش هم پیداست که میخواد بیاد سمتم چون همش یا داره نگام میکنه یا داره میاد نزدیکم یا ازم رد میشه حتی تو عروسیا تو پیست رقص من همش کنار اون میرقصیدم یا اون میومد سمت ما برا همین خیلی بهش مشکوکم دلم میخواد در حد دوستی ساده بتونم بهش نزدیک شم حتی پسر خالش هم دوستم داره یه بار قشنگ به بهونه رد شدن قشنگ تو بقلم بود یه بار هم از پله میومدم پایین که پسر خالش بهش اشاره کرد اون دو تا هم همین جور نگام میکردن 2 سه بار همین اتفاق افتاد . چه جوری و به چه بهونه ای میتونم بهش نزدیک شم؟ من تو عروسیا بیشتر میبینمش.میشه کمکم کنید خیلی دوستش دارم چون مطمئنم اونم دوستم داره اگهمیشه یه راهی برای دوستی باهاش بهم بدین ممنون میشم. ببخشید متنم طولانی شد واقعا به یه مشاور نیاز دارم . میتونم سوالامو از شما بپرسم و در جریانتون بزارم؟
    پاسخ شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۷ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      عزیزم مشاوره و روان شناسی هیچ وقت در زمینه نیست که چجوری بتونی به یک نفر نزدیک بشی... بعلاوه ما هم اون فرد رو نمی شناسیم که توصیه کنیم نزدیک بشی یا نه و از حوزه مسئولیت پذیری ما خارج هست...لزوما هم وقتی کسی رو دوست داری نزدیک شدن به اون فرد بهت کمکی نمی کنه... بعلاوه ممکنه مسائل و مشکلات دیگه هم پیش بیاد... پس سعی کن این احساس رو توی خودت نگه داری...
      پاسخ آبان ۱, ۱۳۹۶ در ۷:۴۶ ب.ظ
  92. علیرضا
    سلام. ممکن هست کسی هم عشق من شده باشه من به چند نفری مشکوک هستم اگه میشه کمک کنید که من چطوری متوجه بشم
    پاسخ شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۰۱ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      واقعا سخته جواب دادن به این سوالت علیرضا... بهر حال این اتفاق برات میفته که ببینی کسی دوست داره و یا تو اونو دوست داری... و البته اگر هم نیفته ربطی به ویژکی های تو نداره.... بیشتر یک اتفاق هست و بسته به اینه که تو با چه افرادی ملاقات می کنی و .....
      پاسخ آبان ۱, ۱۳۹۶ در ۷:۵۱ ب.ظ
  93. مهدی
    سلام ببخشید من پسر ۱۵ ساله هستم عاشق یه دختر همسن خودم شدم میترسم به پدر مادرم بگم اخه تو این سن کسی شاید این کارو نکنه ولی من نمیتونم باید چیکار کنم
    پاسخ شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ در ۲:۰۳ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام مهدی... عاشق شدن خیلی خیلی حس خوبیه.... احساست هم کاملا قابل درکه... تو سن تو خیلیا عاشق میشن و به احساس زیاد می رسن... اما فراموش نکن که والدین هنوز شمارو کودک می بینند... من هم نمی خوام که کودک هستی هنوز، اما خب پخته نیستی که برای یک ارتباط جدی تر... از هر نظر که فکرش رو بکنی... این احساسات توی این سنین به رشد تو کمک می کنه و تجربه کسب می کنی.. پس عجله نکن.
      پاسخ آبان ۱, ۱۳۹۶ در ۸:۰۲ ب.ظ
  94. علیرضا طالبی
    سلام. علیرضا هستم 14 ساله. من تا حدودا 1 سال پیش آدمی بودم که تو گناه غرق شده بودم کارایی کردم که الان حتی از به زبون اوردنشون هم بدم میاد. اون موقع اصلا به بد بودن کارام فکر نمی کردم. تا این که یه شب خواب مرگ دیدم خواب دیدم که از هر کسی درخواست کمک می کنم جواب نمیده. تو خواب احساس کردم که دارم میمیرم. تو خواب همش از خدا میخواستم که منو به خاطر کارام ببخشه اما میدونستم که کار از کار گذشته. تا این که با مردنم تو خواب از جام پریدم. بعد از اون شب چند هفته عذاب وجدان شدید داشتم و هر شب گریه می کردم تا این که مدرسه شروع شد و کم کم از اون حالت در اومدم اما هنوز عذاب وجدان دارم. احساس میکنم بخشیده نمیشم. احساس میکنم پست ترین آدم دنیا هستم که به خودم اجازه‌ی اون کارارو دادم. لطفا کمک کنید از این حالت دربیام (در ضمن با هیچکسی این هارو درمیون نذاشتم)
    پاسخ شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ در ۲:۰۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      علیرضای عزیز سلام.... می فهمم که خیلی خیلی داشتن احساس گناه بده... اما اینو یادت باشه که آدم ها توی زندگی از این گناه ها یا اشتباهات خیلی مرتکب می شن و وقت برای جبران اونها زیاده... تو خودت میگی به هیچ کس نگفتم پس از کجا فکر می کنی که فقط توئی که این کارها رو کردی؟؟ حتما بقیه هم ممکنه در حد تو یا بیشتر کارهایی انجام دادن، و تو خبر نداری... مثل خودت که به کسی نگفتی.... تنها راه جبران تکرار نکردنه... بعلاوه احساس گناه فقط باعث میشه که الان اذیت بشی و داری یک جوری ناخودآگاه داری خودت رو تنبیه می کنی... ولی اصلا راه جبران نیست.
      پاسخ آبان ۵, ۱۳۹۶ در ۷:۴۳ ق.ظ
  95. سامی اس
    سلام و خسته نباشید من ۱۲ سال دارم عاشق دختر فامیل نسبتا نزدیک خود شدم که ۱۸ سال دارد . من الان سه ساله که عاشقش شدم . این احساس منو داره کلافه میکنه افسردگی برام ایجاد کرده نمیدونم چجوری ای حس رو به پدر و مادرم بگویم خیلی خیلی دوسش دارم ببخشید که تو سایت بزرگتر ها ورود کردم اگه میشه پاسخ دهید ممنون
    پاسخ شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ در ۱:۲۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام... ببین خب فاصله سنی شما اونقدرزیاد هست که اصلا حس خوبی توی پدر و مادرت ایجاد نشه و اگر بگی ممکنه ناراحت بشن.... البته من والدینت رو نمی شناسم اما مسائل فرهنگی در ایران همه جا مشابه هست... یک راهی که بهت پیشنهاد می کنم از طریق یک فردی خارج خانواده که غریبه هم باشه و آگاه صحبت کن شاید هم صلاح ببینه و خودش به خانواده بگه... و به خودت هم کمک می کنه با این حس کنار بیای... این بهترین راه حله... حداقل جوری گفته میشه که کمتر بشن.
      پاسخ مهر ۱۲, ۱۳۹۶ در ۸:۴۰ ق.ظ
  96. A
    ببخشید میشه جوابمو بدین خیلی وقته منتظرم
    پاسخ شهریور ۳۰, ۱۳۹۶ در ۴:۲۲ ب.ظ
  97. صدرا
    سلام و خسته نباشید من 15سالمه.وقتی 12سالم بود به اشتباه کاری کردم و پیامداشو دیدم و تاوانشم کشیدم.تو اون سال های بعدی واقعا حالم خوب بود و اصلا به اون موضوع فکر نمیکردم و برام مرده بود و شاد و سرحال بودم و خیلی احساس خوبی بود. تا اینکه وقتی 15سالم شد حالم خیلی بد شد و هست اون افکار و موضوع ناخوداگاه از جلو ذهنم رد میشن و یه احساس استرسی در من ایجاد میکنه که واقعا خیلی زجر اوره و خیلی هم ترسو میشم و هی میگم الان دوستام در مورد من چی میگن بقیه در موردم چی میگن و یه احساس ننگ و سرخوردگی بهم میده که واقعا حالم بد میشه و افسرده میشم حتی در مورد موضوع با پدر و مادرم حرف زدم و اونا هم گفتن اولا سه سال گذشته.دوما در مورد یه موضوع به این کوچیکی که ادم اینجوری نمیشه.راستم میگن اگه با عقل باشه کوچیکه ولی تو ذهنم خیلی بزرگه انگار تمام بدبختی های دنیا ریخته سرم و نمیتونم هضمش کنم. دو سه بارم خودکشی کردم ولی هر سه تا رو نجات پیدا کردم واقعا حالم خرابه خیلی افسرده شدم هیچی بهم کیف و احساس شادی نمیده.میخواهم خودمو نجات بدم از این وضع خواهشا شما کمک کنم خیلی نا امید شدم
    پاسخ مهر ۳, ۱۳۹۶ در ۶:۲۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام صدرا جان، ببین این حالت های تو احتمالا ناشی از خلق افسرده است هست، که حالا ناشی از اون تجربه گذشته ات میشه یا افکارت... باید هم روی تغییر باورها در مورد خودت کار کنی و هم روی گذشتت... این کار زمان بر هست و بهت توصیه می کنم از نزدیک با یک روان شناس یا مشاور در تماس باشی... یا مشاوره انلاین بیای.
      پاسخ مهر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۳:۳۳ ب.ظ
  98. A
    چرا جواب نمیدین دیگه پاسخگوی سوالات ما نیستین ایا
    پاسخ مهر ۶, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۳ ق.ظ
  99. S
    سلام من دختری ۱۳ ساله هستم و عاشق یکی از پسر های فامیل شدم که دو سال از من بزرگتره از بچه گی حدود ۸ سالگی عاشقش بودم و این حس هر بار که میبینمش بیشتر میشه چون اونا تو یه شهر دیگه خیلی کم همو میبینیم ولی اون اصلا با هیچکی حرف نمیزنه مخصوصا با من مثلا اگه من تو یه اتاق نشسته باشم اون وارد اتاق نمیشه و این موضوع واسه منم همینطوره یعنی اگه اون تو یه اتاق باشه من نمیتونم وارد اون اتاق بشم مثل یه حس خجالته نمیدونم چیکار کنم؟لطفا کمکم کنید
    پاسخ مهر ۱۰, ۱۳۹۶ در ۵:۱۶ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. دوست داشتن و دوست داشته شدن حس خوبیه و در سن تو این هیجانات و عواطف از یه طرف تازگی داره و از طرفی شناخت کافی نداری بهش. به نظرم عادیه که بخوای دوست داشته بشی و دوست داشته باشی ولی در سنی نیستی که بطور جدی بخوای به این قضیه فکر کنی. از طرفی هر چقدر که بزرگتر بشی خواهی دید که دیدگاهت داره عوض میشه نسبت به موضوعات و عواطف. بگذار یک مقدار زمان بگذره و بهتره الان تمرکزت رو روی درسات و یا تفریحات ورزش و هنری بکنی و خودت رو بیشتر بشناسی. با جنبه های مختلف وجودت بیشتر اشنا شو و عاشق شدن رو موکول کن به زمانی که خودت رو بهتر و بیشتر شناختی. قطعا بعد از همه اینها خواهی تونست یک رابطه عاطفی پایدارتر و موفق تر داشته باشی. موفق باش و از زندگی که خودت محوریتشی لذت ببر.
      پاسخ آبان ۶, ۱۳۹۶ در ۹:۰۰ ب.ظ
  100. Maral
    سلام من ۱۴ سالمه و قدم خیلی نسبت به سنم کوتاهه من واقعا افسردگی گرفتم چون واقعا خیلی بده که تو این سن من قدم۱۵۷ باشه لطفا کمک کنین و اینکه واقعا خیلی بده که برای کوتاهی قد مورد تمسخر قرار بگیری ولی هیچ کس درک نمیکنه که من قدم رو که خودم انتخاب نکردم
    پاسخ مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱:۵۲ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام عزیزم. در رابطه با قد باید بگم که توجه به چند فاکتور خیلی مهمه 1. وراثت 2. سن 3. رژیم غذایی و فعالیتی و 4. ویژگیهای بوم شناختی کشورت. خب وراثت چیزیه که نمیشه تغییرش داد اگر پدر و مادرت هم کوتاه قد هستن معجزه رخ نمیده . 2. خب تو الان هم در سن رشد هستی و امکان افزایش قدت وجود داره 3. رژیم غذایی و ورزشی مناسب بسیار مفیده خصوصا در سن تو که سن رشد هستی و 4 اینکه میانگین قد خانم ها در ایران 160 هست پس خیلی هم قدت کوتاه محسوب نمیشه. پیشنهاد میکنم با یه متخصص تغذیه مشورت داشته باشی عزیزم. موفق باشی
      پاسخ آبان ۶, ۱۳۹۶ در ۹:۲۱ ب.ظ
  101. Maral
    سلام من ۱۴ سالمه و قدم خیلی نسبت به سنم کوتاهه من واقعا افسردگی گرفتم چون واقعا خیلی بده که تو این سن من قدم۱۵۷ باشه لطفا کمک کنین و اینکه واقعا خیلی بده که برای کوتاهی قد مورد تمسخر قرار بگیری ولی هیچ کس درک نمیکنه که من قدم رو که خودم انتخاب نکردم
    پاسخ مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱:۵۶ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام . مهم ترین مساله در رابطه با قد مساله ژنتیک و تغذیه هست. این سوال مطرح میشه که ایا والدین تو هم قد کوتاهی دارند یا نه اونها قدشان نسبت به تو بلندتره؟ اگر اونها هم قدشان در همین میزانه که خب هیچ مشکلی نیست ولی اگر نسبت به اونها قدت کوتاهتر باشه به احتمال زیاد تغذیه نامناسب داشته ای. از طرفی تا سن 25 سالگی امکان افزایش قد وجود داره و جای هیچ نگرانی نیست و میشه با رژیم غذایی سرشاز از کلسیم و لبنیات و ورزش های مناسب و کششی مانند والیبال و بسکتبال افزایش قد رو تشویق کرد. اما مهم تر از همه اینها دونستن این موضوعه که قد چیزی نیست که باعث افتخار و یا سرشکستگی باشه و شما هنوز جای رشد و نمو دارید پس با تغذیه سالم و ورزش سعی کنید که بدن سالم و قد متناسبی به دست بیارید.
      پاسخ مهر ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۷ ب.ظ
    • فرهاد
      قدتت خیلی هم خوب و طبیعیه...یکی از دخترای اشنای من با 19 سال سن هم قد خودته حدودا... پس مشکلی نداری... مطمئنا احساست بخاطر دیدن دوست و همسن بلندقد تر از خودته،مشکلی از طرف تو نیست و قد هر فردی با بقیه متفاوته...حتی دو خواهر...
      پاسخ مهر ۲۸, ۱۳۹۶ در ۸:۲۴ ق.ظ
  102. ارسلان
    سلام. خسته نباشید. لطف کنید راهنمايي کنید. خواهر من 15 سالش هستش و بسیار رفتارش بد و پرخاشگرانه است. درست هستش که ما هم دوران بلوغ رو گذروندیم، اما بلوغ این نسل واقعا نمود متفاوتی داره. الان که با شما صحبت میکنم از خونه قهر کرد و رفته پیش یکی آز دوستانش و ميگه اصرار نکنید و شب اونجا میمونم. رابطه ای بسیار پیچیده با چند تا از دوستاش داره و به شدت تحت تاثیر اوناست. امروز هم به خاطر اینکه بحث یکی از دوستاش پیش اومد چنین واکنش پرخاشگرانه ای رو همراه با بدترین توهین ها به ما کرد و در عین حال freak ميزد و لرزش دست و پا داشت. راستش به این نتیجه رسیدیم که به روانکاو مراجعه کنیم و با یک روانشناس مشورتی کنیم برای درمان دارویی. به پیشنهادات شما هم نیازمندیم. با تشکر فراوان
    پاسخ مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۵:۴۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام دوست عزیز. دوران بلوغ واقعا شرایط حساسی هست اما به این معنی نیست که نمیشه کنترلی روش داشت. بهتره بگیم که ما میتونیم نوجوان رو راهنمایی کنیم و همراهش باشیم تا از این مرحله چالش برانگیز بطور سالم و سلامت بگذره. این خودش مستلزم اینه که شما هم یکی از دوستانش بشید و دید کنترلی و از بالا به پایین نداشته باشید. بهترین دوستان در این سن مستونن خانواده باشن. با موضوعات با قاطعیت برخورد نکنید و منعطف باشید. بگذارید حس کنه ازاده ولی این ازادیش محدوده های تعریف شده و مشخص شده داره. در این سن طرفداری از دوستان و جانفشانی برای اونها هم امری عادیه چرا که نشون دهنده یانتخاب اون فرده و میخواد به همه بقبولونه که دوستش بهترینه حتی اگر خودش هم بدونه که واقعا اینطور نیست. پس بهتره خیلی تحت فشار نگذاریدش. سعی کنید در فعالیت های جمعی خانوادگی درگیرش کنید در تصمیم گیری ها بگذارید به عضو تاثیر گذار بدل بشه تا بتونه خودشو به شما ابراز کنه و به نحوی تاثیرگذاریشو حس کنه. خواهید دید که رفته رفته مقاومت در برابر راهنمایی های شما هم کمتر میشه. بگذارید دیده بشه تا ببینه. موفق باشید.
      پاسخ آبان ۶, ۱۳۹۶ در ۹:۲۸ ب.ظ
  103. Maede 1382
    سلام من یک پسر خاله دارم که ۱۹ سالشه و منم ۱۴ ساله اون خارج زندگی میکنه ولی گه گاهی که میاد ایران خیلی خاص باهام برخورد میکنه منم خیلی دوستش دارم و متافسانه خیلی ذهنم مشغول خودش کرده درعین حال نمی دونم میتونم بهش بگم یانه اصلا نمیدونم که دوستم داره یا نه ولی نسبت به خودم خیلی مطمئن هستم.
    پاسخ مهر ۱۴, ۱۳۹۶ در ۱۲:۲۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. این احساسات و هیجانات اقتضای سنته عزیزم. ولی این رو در نظر بگیر که وقتی از کسی دوری برای یک مدت و گه گاه میبینیش قطعا با روی گشاده باهات برخورد میکنه. در این سن شیطنت پسرا هم البته هست که میخوان روابطی رو تجربه کنن. اما من توصیه نمیکنم به چند دلیل. 1 در محیط متفاوت از محیط زندگی تو زندگی میکنه و خیلی از نرم ها و ارزش های متفاوتی رو باهاشون روبروعه. 2. در سنی نیست که بتونه و بتونی یک رابطه ی احساسی موفق رو مدیریت کنین. 3. شناخت و اگاهی کامل نسبت به خودتون و احساسات خودتون ندارید. دوست داشته باش دوست داشته شو اما جدی نگیر.
      پاسخ آبان ۶, ۱۳۹۶ در ۹:۳۸ ب.ظ
  104. هادی۱۴
    سلام،من چهارده سالمه و هیکلم بزرگه و بنظر هیفده میخورم،من پنج ماه پیش عاشق یه دختری همسایمون بود شدم،(البته دوماه پیش خودم پست گذاشته بودم همینجا که عاشقش شدم و نمیدونم چکار کنم)ما خنمون اسباب کشی کرد و سه ماه ازش دور بودم،تو این سه ما هرکاری تونستم کردم که شماره دختره رو گیر اوردم،(دختره۱۷-۱۸ میخوره)چند هفته پیش یه پیام خالی فرستادم رو واتساپش تا دیشب که حواب داد و نوشت (شما؟) منم گفتم شما و شما پیام دادین و اینا،گفت اسمت گفتم (اسم یه دختر با فامیلیش،اونم میشناختم)گفت خودتی من زهرام و اینا ،حالا پیام داده الهه دختر خالت کما بود پی شد،دیگه کم اوردم نمیدونم دیگه چه دروغی بگم،چطوری بهش بگم کیم و عاشقشم،سر بحث رو باز کردم باهاش گفتم دوس پسر داری گفت گناهه بدم میاد،،حالا نمیدونم چطوری بهش بگم که کیم و میخوامش ،از یچیزی میترسم بهش بگم چون مادرش شماره مادرمو داره بهش زنگ بزنه،بدبخت شم‌چکار،کنم،،شک کرده ،،(شماره واتساپم خاموشه از وای فای استفاده میکنم)، تورو خدا زود جوابم بدین
    پاسخ مهر ۱۴, ۱۳۹۶ در ۶:۱۶ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام هادی جان... خب نمی شه که به دروغ گفتن ادامه بدی.. راه منطقی اینه که راستش رو بگی و بعید می دونم که اون هم به کسی بگه.. اگر هم ترس از راست گفتن داری پس فاصله بگیر و دیگه باهاش تماس نداشته باش.
      پاسخ مهر ۲۷, ۱۳۹۶ در ۵:۲۴ ب.ظ
  105. Al asghar
    سلام،‌من ۱۵ سالمه میخواستم بدونم مادرو پدرم میتونن گوشی همراه منو چک کنن؟
    پاسخ مهر ۱۸, ۱۳۹۶ در ۳:۵۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام دوست عزیز. داشتن حریم شخصی مساله ای هست که برای همه لازمه و محترم. اما پدر و مادر هر کسی نیستن و قصدشون محافظت از شماست پس مشکلی نداره اگر با چک کردن گوشی شما نگرانی هاشون رو در مورد شما رفع کنن. خیلی حساسیت نشون ندین . این نشون دهنده ی اینه چقدر براشون مهمید و مواظبتونن. اگر شما هم واکنش نشون ندید و خیالشون از بابت شما راحت بشه خواهید دید که این اعمال کنترلی و نظارتی کمتر خواهد شد به مرور.
      پاسخ آبان ۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
  106. یاس
    سلام ببخشید من کلاس هشتم پارسال معدلم ۲۰بود امسال احساس میکنم گیر دوست بازی افتادم هر چقدر سعی میکنم مثل قبل سه نمی‌دونم حس میکنم به خاطر استفاده از تلگرام هم هست ولی حالا پاکش کردم اما بازم نمیتونم جلوی کارای بیهودمو بگیرم (با تشکر)
    پاسخ مهر ۱۹, ۱۳۹۶ در ۸:۲۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. بهترین کار اینه که تایم بندی مشخصی برای کارهای مختلفت داشته باشی و خودتو عادت بدی که هر کاری رو در زمان و به مدت مشخص انجام بدی مثلا استفاده از تلگرام رو موکول کنی به ساعات پایانی روز و فقط به مدت یکی دو ساعت و نه بیشتر. برای درس و مطالعه هم سعی کن برنامه منظم داشته باشی و کم کم عادت کنی به برنامه ریزی برای کارهات خواهی دید که چقدر زمان اضافه داری و همه کارهاتو میتونی به بهترین نحو انجام بدی
      پاسخ مهر ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۱ ب.ظ
  107. هادی۱۴
    سلام ...لطفا جواب سئوالم بدین بالاستهادی ۱۴
    پاسخ مهر ۲۴, ۱۳۹۶ در ۵:۲۱ ب.ظ
  108. رز
    سلام دختر من 12 سالشه چند روز پیش متوجه شدم در تلگرام با یک پسر دوست شده و چت کردن و پسره براش فیلمهای سوپر فرستاده چجوری با دخترم برخورد کنم؟
    پاسخ مهر ۲۵, ۱۳۹۶ در ۴:۳۴ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.... متاسفانه با پیشرفت تکنولوژی بچه ها خیلی زودتر از ان چیزی که ما متوجه بشیم با بعضی مسائل که مناسب سنشون نیستن مواجه میشن... بهترین راهکار اینه که قبل منابع نامطمئن و نادرست ر خود ما منبع اگاهی بچه ها باشیم و اطلاعات درست رو بدیم در غیر این صورت مواجهه بچه ها تقریبا غیر قابل اجتناب شده است و اصلا نمیشه انکار کرد. سعی کنیم واقع بینانه موضوعات رو در میون بذاریم. در مورد چت کردن با یک پسر هم حتما سعی کنید در مورد ارتباط با جنس مخالف اطلاعات لازم رو بهش بدید و باهاش صمیمی تر باشید تا برای جبران عاطفه در خانواده به سمت دوستی نرود.
      پاسخ دی ۱۲, ۱۳۹۶ در ۱۲:۳۴ ب.ظ
  109. نفس
    سلام.من ی دختر ۱۴ ساله هستم و حدودا یک ساله ک عاشق ی پسر17 ساله شدم . حسم اونقدر بهش عمیقه ک نمیتونم حتی ب نبودش فک کنم . خیلی دوسش دارم ب قدری ک وقتی میبینمش تپش قلب میگیرم وحالم بد میشه. حدود یک سالی هست ک باهم دوست معمولی هستیم و با هم هرروز حرف میزنیم . من خیلی سعی کردم ک فراموشش کنم ولی نمیتونم . خواهش میکنم کمک کنید .
    پاسخ مهر ۲۷, ۱۳۹۶ در ۷:۱۹ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      با سلام.... نفس جان خب خیلی طبیعیه حسی که در چهارده سالگی داره زیاده و دوست داری اون فرد رو مدام بیشتر بشناسیش.... این احساس اگر به جنبه های دیگه زندگیت اسیب نزنه اشکالی نداره فقط حواست باشه هر ادمی لزوما اونطور که تو فکر می کنی نیست و همه جوانب رو بسنج. یک مدت بگذره با این احساست بهتر کنار میای.... این احساس بهت کمک می کنه خودت رو بهتر بشناسی پس نگران نباش.
      پاسخ دی ۲۹, ۱۳۹۶ در ۱:۴۷ ب.ظ
  110. میلاد
    سلام من قبلا اشق یه دختر شدم ولی نمی تو مستم ابراز علاقه کنم و الان دچار افسردگی شدم چه کنم
    پاسخ مهر ۲۸, ۱۳۹۶ در ۱۱:۲۵ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام میلاد جان.... یعنی فکر می کنی از اینکه ابراز علاقه نکردی بهش افسرده شدی؟؟ اگر بهش ابراز علاقه می کردی چه اتفاقی می افتاد؟ و اینکه خب تشخیص افسردگی با یکی دو تا علامت که فکر می کنی نیست همه سریع افسرده نمی شن...
      پاسخ دی ۳۰, ۱۳۹۶ در ۴:۳۷ ب.ظ
  111. حسین
    سلام من پسری16ساله هستم حدود ی سال پیش با دختر همسایمون اشنا شدم بعد ب مرور زمان این علاقه یشتر شد ب حدی ک ی روز نینمش دیونه میشم دختره پدرشو از دست داده بود و 3 تا داداش بزرگ داشت ی شب حالش بد شد ساعت 12 شب رفتم دم درشون ک داداشش دیدم خلاصه جنگ شدو گوشیمو همه چیزمو شکستن کتک کاری از این چیز دختره خودکشی کرد بخاطر من ولی الان زندس ما با وجود اینا هرروز بیشتر عاشق هم میشیم ایا ب این رابطه ادامه بدم؟؟؟
    پاسخ مهر ۲۸, ۱۳۹۶ در ۱۲:۲۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      حسین جان دوست داشتن خیلی قشنگه و می فهمم احساست رو .... اما اگر خیلی بدون فکر و رفتار درست عمل کنید نتایج خوبی نخواهید گرفت و این خیلی خیلی بده... سعی کنید سنجیده تر عمل کنید و اصلا عجله نداشته باشید چون به ضرر هر دو خواهد بود... اگر هم هر برنامه ای برای ایندت داری با اون دختر باید به فکر ساختن اینده ایمن باشی پس بیشتر به فکر درس و برناریزی باش.
      پاسخ دی ۲۹, ۱۳۹۶ در ۱:۵۶ ب.ظ
  112. حسین
    لطفا سریع پاسخ بدید ممنون
    پاسخ مهر ۲۸, ۱۳۹۶ در ۱۲:۲۷ ب.ظ
  113. Ali
    سلام ببخشید من هروقت یک زن جوان را میبینم و میبینم که پاهایش معلوم است شهوتی میشم ولی اتفاق افتاده که حتی عاشق دختری هم شدم ازته دل عاشقش شدم ولی نمیدانم چطوری بهش بگم راهنمایی کنین
    پاسخ مهر ۲۹, ۱۳۹۶ در ۷:۵۴ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      علی عزیز... احساسی که داری در مورد زنان می تونه طبیعی باشه ولی خب انتظار میره این حالت با افزایش سنت نرمال تر بشه... در مورد عشقی که داری خیلی لزومی نداره حتما مستقیم بهش بگی.... یک مقدار همه چیز رو به زمان بسپر.
      پاسخ دی ۳۰, ۱۳۹۶ در ۴:۴۱ ب.ظ
  114. A
    با سلام من دیگه نمیدونم چه کار کنم دارم دیوونه یه پسر میشم.من لاس هفتمم.تا اسمش میاد بی قرار میشم قرمز میشم. مثلا یه بار تو کلاس زبان مدرسه بودیم که یهو اسم اون اومد من داشتم میخندیدم اصلا یه وری بودم اومدم اب بخورم مثلا بهتر بشم که یکی از دوستام که جریانو میدونست داشت میخندید که اب پرید تو لگوم خلاصه قرمز شده بودم بعدم کتابو گرفته بودم جلو صورتم.چی کار کنم شبا هم با سلام صلوات میخوابم که یهو اب حرف نزنم ابروم بره یه بار شد ولی یه جور پیچوندمشو کمکم کنید.
    پاسخ آبان ۲, ۱۳۹۶ در ۶:۵۰ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام. خب چرا دیوونه بشی؟؟؟ نگران نباش کنار اومدن با احساساتت رو کم کم یاد می گیری و این حس که می تونه تجربه شیرینی باشه رو کم کم پخته تر خواهی کرد.
      پاسخ آبان ۲۲, ۱۳۹۶ در ۹:۱۷ ق.ظ
  115. سعید
    سلام من یک پسر16،5ساله هستم که تو مدرسه معدلم19,5هست ولی به خاطر درس از لحاظ روحی مثل افسرده شدم هیچ کسی هم نمیتونه به من کمکم کنه بعضی وقتا احساس میکنم که تنها کسی که میتونه کمک کنه حرف زدن با جنس مخالف باشه ولی نمیدونم چجوری یا اصلا این کار درسته یا نه کمکم کنید راه درستشو بگید لطفا بعد من نمیدونم خانواده اگه یک روزی از این موضوع خبر دار بشن چی میشه
    پاسخ بهمن ۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۲۲ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام سعید عزیز.... اینکه به خاطر درس استرس داری و خلقت افسرده شده باید روی استرست کار کنی تا بهتر بشی. صحبت کردن با جنس مخالف یک نیاز و انگیزه درونی در سن تو هست ولی راهی برای بهبود و درمان استرس و خلق افسرده ات نیست مسلما..... این کار کمکت می کنه پخته تر بشی و هویتت رو پیدا کنی و با خودت بهتر آشنا بشی.
      پاسخ بهمن ۸, ۱۳۹۶ در ۵:۳۶ ب.ظ
  116. صبا
    من دختری 13ساله هستم و من پسر همسایه امان را دوست دارم و این حس پارسال به من وارد شد و فکر میکنم اون هم منو دوست داره چون وقتی از کنارم رد میشه دست و پایش را گم میکنه و وقتی از انجا رد میشم دوستانش به او اشاره میکنند و او از بابای من میترسه و با من حرف نمیزنه او الان کلاس هفتم هست و حتی در خیابان و خواب هم اورا میبینم کمکم کنین چکار کنم
    پاسخ بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ در ۸:۳۱ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام صبا جان..... چقدر عالی که حس خوبی به پسر همسایتون داری... نمی دونم اونم دوست داره یا نه .... و نمیشه هم حدس زد.... اما خب باید بدونی این حس برای سن تو طبیعیه و خوبه که فانتزی داشته باشی و بهش فکر کنی... یه مدت دیگه شاید این حس از بین بره... خیلی عجله نکن... هر چقدر هم بزرگ تر میشی شکل این دوست داشتن ها تغییر می کنه
      پاسخ اسفند ۲, ۱۳۹۶ در ۶:۱۸ ب.ظ
      • صبا
        خیلی ممنونم از شما اگه خصوصی بخوام باهاتون صحبت کنم چکار کنم بعد هر جلسه چقدر پول باید بدیم
        پاسخ فروردین ۴, ۱۳۹۷ در ۸:۵۸ ق.ظ
        • روانشناس کودک
          صبا جان تا حدی همین جا در خدمتت هستیم... اگر مشاوره حضوری میخوای با شماره های کلینیک که در همین سایت گذاشته شده تماس بگیر که امکان مشاوره حضوری و تلفنی هست
          پاسخ فروردین ۷, ۱۳۹۷ در ۸:۴۶ ق.ظ
  117. صبا
    میشه زود جواب بدهید ممنونم
    پاسخ بهمن ۲۶, ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۷ ق.ظ
  118. کیان
    1-سلام من 14. سالمه و در مورد موضوع های جنسی میدونم ولی مادر پدرم فعلا بهم هیچی نگفتن دوس دارم اونا بدونن.. چیکار کنم؟ 2-و یه چیز دیگه من به روابط جنسی علاقه زیادی پیدا کردم ولی خودم دوس ندارم اینا رو داشته باشم چیکار کنم بتونم ترک کنم؟ 3- از 2 ساله دلم میخواد درس بخونم زمان بندی هم میکنم ولی بازم وقتی کتاب میگیرم دستم نمیتونم بخونم وقتی دستمه کتاب فکرم میره یه جا دیگه هر کاری هم کردم نشده اعتماد به نفسمم پایینه نمیتونه با کسی روابط خوبی داشته باشم مخصوصا بزرگ تر از خودم اروم صحبت میکنم.. خیلی بده و میدونم کمکم کنید لطفا مشکلااتمو میخوام حل کنم
    پاسخ بهمن ۲۶, ۱۳۹۶ در ۴:۲۹ ب.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام کیان جان... خب خانوادت هم حتما می دونن که تو اطلاع داری ولی برای حفظ احترام چیزی نمی گن. می تونی یک زمانی ازشون درخواست کنی یا سوالی بکنه تا اونها جواب بدن و از این طریق با کمک هم در این موارد صحبت کنید. اینکه به روابط جنسی علاقه داری خب طبیعیه چون تو یک انسان هستی... کنترل کردن این علاقه هم نیاز به گذشت زمان، بزرگ تر شدن و بلوغ فکری داره... کم کم یاد می گیریچجوری مدیریت کنی. نگران نباش. برای درس خوندن نیاز داری برنامه ریزی کنی و مشاوره تحصیلی بگیری... شاید توجه و تمرکزت هم بهم خورده که نمی تونی روی درس متمرکز بشی. حتما پیش مشاوره تحصیلی برو کمکت می کنند.
      پاسخ اسفند ۷, ۱۳۹۶ در ۳:۵۷ ب.ظ
  119. Amir hosein
    سلام من پسری 13 ساله هستم و عاشق دختری هم سن خودم هستم الان چند ماه هست که دوسش دارم مدرسه اونا کنار مدرسه ما هست و خیلی رفتم تو فکرش حس میکنم اون هم منو دوست داره دیشب یه کنسرت اجرا کردم و اون هم بود و با دستش علامت قلب درست میکرد من از دیشب خیلی علاقه ام بهش زیاد شده ولی نمیتونم بهش ابراز کنم. لطفا کمکم کنید
    پاسخ اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ در ۴:۳۳ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام امیرحسین عزیز. خیلی خوبه که به یک نفر حس خوب داری... من به خودم نمی تونم این اجازه رو بدم که تشویقت کنم مستقیما بهش ابراز علاقه کنی. ولی خب از این حسی که داری لذت ببر و مطمئن باش بزرگتر که بشی این حس تغییر می کنه... هر احساس خوبی که داری نمی تونه دلیل باشه بر اینکه حتما رسیدن به اون فرد برای تو خوشبختی میاره.
      پاسخ اسفند ۱۹, ۱۳۹۶ در ۶:۰۱ ق.ظ
  120. Amir hosein
    سلام میخواستم بدونم چجوری باهاش صمیمی تر بشم و باهاش دوست بشم
    پاسخ اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ در ۴:۴۹ ق.ظ
  121. Amir hosein
    لطفا جوابم رو تو جمیل بدین
    پاسخ اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ در ۵:۰۸ ق.ظ
  122. Amir hosein
    من خیلی عاشقشم و هی میخوام برم بیرون ببینمش آخه شهر ما کوچیکه
    پاسخ اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ در ۵:۱۰ ق.ظ
  123. Amir hosein
    توروخدا جواب منو زود تر بدین
    پاسخ اسفند ۱۷, ۱۳۹۶ در ۵:۵۴ ق.ظ
  124. س صالح
    سلام لطفاً جواب من رو تو جیمیل بدید، من ۲۵ سالمه، یه دختر ۱۲ ساله ای تو خانواده امون هست، اکثر با هم بازی می‌کنیم، خیلی از اندامش خوشم میاد، با من خیلی راحته ، چند بارم تو بازی بغل اش کردم ، دلم میخواد لمس اش کنم و بدنش رو انجوری ببینم یه رابطه خاص بدنی باهاش داشته باشم، نمیدونم چیکار کنم برم سمت اش یا ...
    پاسخ اسفند ۲۹, ۱۳۹۶ در ۹:۱۲ ق.ظ
    • wpadmin
      مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot در این مورد حتما " با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      پاسخ مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۹:۱۸ ق.ظ
  125. سید حسین
    با سلام و درود. من حدود دو سال است که حس متفاوتی به یکی از دختر های کلاس زبانم دارم. عاشقش شدم و فکر میکنم اون هم به من حسی داره. متاسفانه وقتی اهنگ یا فیلم عاشقانه میبینم حالم بد میشه و همش میرم توی فکر. چند بار سعی کردم باهاش حرف بزنم ولی فکر میکنم زیاد کار جالبی نباشه. لطفا کمکم کنیدِ.
    پاسخ اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۷ در ۶:۳۳ ب.ظ
    • wpadmin
      عاشق شدن دوست عزیز الان مشکل درکجاست ؟ شما در تصورات خودتون عاشق شدید . شایدم این حس رو به ایشون منتقل کنید بعد قراره چه اتفاقی بیفته ؟ به این قسمت دوم که مهمترین قسمت از روابط شماست خوب فکر کنید .
      پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۷ در ۹:۲۲ ق.ظ
  126. ناشناس
    سلام پسری هستم ۱۴.۱۵ساله من توی تلگرام با یه ربات آشنا شدم که به یکی شانسی وصلت می کنه من به یه دختر وصل شدم اول یکم حرف زدیم(حرف معمولی)بعد گفت عکستت بده منم دادم و باش گفتم توهم بده اون گفت تو دوباره بده ومن بازم دادم بعدش دوباره گفت سلام منم باش گفتم چنبار سلام می کنی گفت من خواهرشم و عاشق تو شدم من باش گفتم آخه چجوری توی پنج دقیقه گفت عکست و حرفایی را که زدیا دیدم و دیوونت شدم من باش گفتم برو پی کارت چون نمی خواستم قاطی این بازیا بشم ولی اون گفت رگما که زدم می فهمی منم خیلی ترسیدم بیستر از این ادامه بدم و چت را قطع کردم الان همش می ترسم که جدی جدی بلایی سر خودش نیاره تو را خدا منا از این بلا تکلیفی دربیارین همش باخودم میگم ای کاش حرف اون رفیقم که بام میگفت ((یه وقت دیوونه نشی بری دنبال این کارها)) را گوش می کردم من خیلی بی لیاقتم که چنین رفیقایی دارم‌و میرم‌ دنبال این کارها تو را خدا بگین تکلیف من چیه
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۷ در ۹:۱۳ ق.ظ
    • wpadmin
      عشق مجازی امیدوارم اونقدر ساده لوح نباشید که خودتون رو بازیچه دست دیگران در فضای مجازی کنید . دوست عزیز خوبه کمی فکر کنید . چطور میتونید عاشق کسی بشید که نه دیدیدش و نه میدونید اصلا کیه ؟ شاید یه مرد باشه که میخواد سربسر شما بذاره. پس روابط خودت رو بطور کامل با این اشخاص قطع کنید . و از چیزی هم نگران نباشید .
      پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۷ در ۸:۴۳ ق.ظ
  127. reyhane
    سلام.من دختری 14 ساله ام و عاشق پسر خالم که 3 سال از من بزرگتره شدم .طی یه جریان دوستامم این موضوعو فهمیدن و هر موقع اسمشو میارن نمبدونم به چه دلیلی تمام ناخونامو تا ته میخورم.درضمن من از 10 سالگی عاشقش بودم و حتی یه بار هم براش نامه نوشتم که دوسش دارم و اون خوندش .ما خیلی کم همدیگه رو میینیم چون شهرامون از هم دورن.و اون اصلا با من اصلا فقط در حد سلام صحبت میکنه و هیچوقت توی اتاق یا آشپزخونه یا جایی که من هستم نمیاد.خالم هم خیلی تعصبیه و نمیذاره زیاد صحبت کنم باهاش .میخوام بدونم الان تکلیفم چی باید بشه و چیکار کنم؟لطفا راهنماییم کنید.
    پاسخ خرداد ۱۸, ۱۳۹۷ در ۱۲:۱۳ ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز در سن 14 سالگی انتظار دارید چه تکلیفی از شما روشن بشه ؟ که به خواستگاری شما بیاد و ازدواج کنید ؟ کمی به صحبت های خودتون فکر کنید متوجه بچگانه بودنش خواهید شد . پس بهتره در این سن به فکر چیزهای مهمتری باشید تا روابط عاطفی .
      پاسخ مرداد ۳۱, ۱۳۹۷ در ۸:۴۰ ق.ظ
  128. نفس
    سلام من 14سالمه از بچگی با خونوادم مشکل داشتم البته ادمای خوبین ولی پدرم همیشه سر هر موضوع کوچکی من رو میزد.خیلی هم ادم معتقدیه(بر عکس فامیل) و اسرار داشت من چادر بپوشم. از ی چن وقت پیش احساس میکنم دلم میخواد بتونم حمایت ی نفرو از جنس مخالفم داشته باشم چون نه برادری دارم نه فامیل پسری بجز چن نفر که تو ی شهر دیگن. ولی هر وقت میخوام باهاشون درد و دل کنم می ترسم فکر کنن منظور بدی دارم که اینا رو میگم (مث بقیه فامیلای دختر هم سنم) و بخوان باهام مث همونا رفتار کنن. از طرفی شدیدا این نیازمو حس میکنم جوری شده که تقریبا هر شب تا صب (چه تو خواب چه بیداری) سر این موضوع گریه میکنم. تورو خدا کمکم کنید
    پاسخ خرداد ۲۶, ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
    • روانشناس کودک
      سلام... ببین اینکه دوست داری با جنس مخالف ارتباط برقرار کنی اصلا چیز غیر هادی برای سن تو نیست... فقط اگر درست راهو نری و صبر نداشته باشی ممکنه اسیب ببینی.... همه هم سن های تو هم این حس رو دارند و کشش عجیبی احساس می کنن و جزوی از فرایند بزرگسالی هست.... اما یادت باشه که نباید عجله کنی... سعی کن با این حس زندگی کنی و کنار بیای... تا وقتی بزرگتر میشی و جامعه خیلی راحت تر بهت اجازه ارتباط با افراد از جنس مخالف رو میده
      پاسخ خرداد ۲۶, ۱۳۹۷ در ۱۲:۰۸ ب.ظ
  129. s
    سلام . من ۱۳ سالمه یکسالی میشه که عاشق پسرعموم هستم. همه چیز عادی بود و من با این حسم کنار اومده بودم تا اینکه به تازگی متوجه رفتار های خاص پسرعموم نسبت به خودم شدم. اون ۱۶ سالشه . خیلی زیاد بهم نگاه میکنه مخصوصا یواشکی . خیلی غیر مستقیم ازم تعریف میکنه. همیشه هم تو جمع و بحثا طرف منو میگیره و ازم حمایت میکنه. میشه بگید باید چیکار کنم؟ علاقمو بروز بدم یا ندم؟
    پاسخ خرداد ۲۹, ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۸ ق.ظ
    • wpadmin
      خب دوست عزیز تصور کنید بروز دادید یا ندادید ؟ چه تاثیری میتونه داشته باشه ؟ وقتی شرایط سنی شما اصلا مناسب این رفتارها نیست . چطور انتظار دارید ما تاییدتون کنیم ؟ و راه حل به شما بدیم ؟
      پاسخ مرداد ۳۰, ۱۳۹۷ در ۸:۴۱ ق.ظ
  130. محمدحسین
    سلام من ۱۶سالمه و عاشق یه دختر ۱۵ ساله هستم که از فامیلهای دورمونه من سه ساله که عاشقش هستم چرا؟ چونکه حضور اون دختر خانم بهم آرامش میده، چونکه مهربون و با ادبه ، چونکه خودساختست، چونکه وقار و متانتش رو همیشه حفظ میکنه، چونکه با هر نگاهش دیوونه میشم و هزاران دلایل دیگه... ولی بعد از سه سال، عید امسال بود که تو تلگرام بهش پیام ناشناس دادم و گفتم که دوستش دارم، ولی اعتنایی نکرد و گفت که روزی صد نفر میان همینا رو بهم میگن منم بهش گفتم که من با بقیه فرق دارم، من احساست کرده بودم و تو منو میشناختی، چطور درباره‌ی من این فکر رو کردی؟ اونم گفت که اصلا از این چیزا و از این کارا خوشش نمیاد... الان من موندم و یه عالم غصه و یه عالم افسرگی و یه عالم درد که به هیچکس نمیتونم بگم... عشق من الکی نیست... چه کنم؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ خرداد ۲۹, ۱۳۹۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
    • wpadmin
      توهم عاشقی دوست عزیز این روابط در این سن و سال همگی ازمون و خطاست . پس وقتی توانایی برخورد در شخصی نیست نباید وارد این رابطه های عاطفی بی هدف بشه . عشقی که به وصال نرسه ارزشی نداره و ارمغانش برای شما افسردگیه . پس تا شرایط کار و تحصیل و سربازی رو حل نکردید حتی تصور این روابط رو نکنید .
      پاسخ مرداد ۳۰, ۱۳۹۷ در ۸:۳۹ ق.ظ
  131. فاطمه
    سلام من فاطمه هستم۱۳سالمه یه سوال داشتم میخواستم بدونم چطور میتونم به پسزی که دوسش دارم بگم دوسش دارم آخه اون یک سال از من بزرگ تر و همسایه هستیم تو مدرسه ام بود یک بلر خواستم بهش یه برگه بدم و بهش بگم تو چه حسی به من داری چون زنگ آخر به بهونه اب خوردن میومد منو میدید از دور که متوجه نشم اما من متوجه بودم بعد که برگه رو خواستم بهش بدم روم نشد دادم به یکی از دوستام که میشناختش ورفت و بهش داد و گفت اینو دخترهمسایتون داده اومم بهش گفت نمیشناسم بعد فهمید منم شل شد و بعد بهش گفت برو بابا ورفت من موندم چکار کنم دوستم صبا این سایت رو بهم مهعرفی کرد چون از شما کمک گرفته بود به من هم کمک کنین ممنون
    پاسخ خرداد ۳۰, ۱۳۹۷ در ۱۲:۴۷ ب.ظ
    • wpadmin
      ابراز علاقه دوست عزیز شما در سالهای 21 تا 25 سالگی به بلوغ عاطفی میرسید . پس تا اون زمان چنین تصورات کودکانه ای فقط شرایط رو برای شما سخت خواهد کرد . پس از این روزهای خودتون استفاده کنید نه اینکه با روابط عاطفی بی نتیجه افسردگی و نگرانی بدست بیارید .
      پاسخ مرداد ۳۰, ۱۳۹۷ در ۸:۳۶ ق.ظ
  132. مهدی
    سلام من پسر 14 ساله هستم عاشق یه دختر تو محلمون شدم دارم دیوونه میشم هی تو چشماش نگاه میکنم تا بفهمه دوسش دارم باید چه کاری کنم تا بدونم اونم دوستم داره یا نه یه چیز دیگه هرکی نگاهش میکنه غیرتی میشم
    پاسخ تیر ۱۱, ۱۳۹۷ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
    • wpadmin
      با تاسف نه سن شما و رفتار متعصبانه شما مناسب ازدواج نیست . چون یک رابطه مهم در زندگی رو با رفتارهای کودکانه اشتباه گرفتید .
      پاسخ مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۹:۰۸ ق.ظ
  133. شهریار
    سلام خوبین من ۱۹ سالم هست میخواستم یه سوال ازتون بکنم من یه دختر عمو دارم تازه داره میشه ۱۳ سالش باهاش همیشه مهربون بودم خیلیم کم میدیدمش اینم بگم کلا بچه مثبتم به قول مامانم پاستوریزهکمکش میکردم تو درس و زبان چیزای دیگه تا چند وقت پیش شروع کرد به چت کردن باهام که چند وقت پیش بهم گفت عاشقم شده من اولش فکرکردم وابستگیه عشق نیست و برا این که دلش نشکنه بهش گفتم منم دوست دارم ولی دیدم قضیه دارع جدی میشه بحث رو داره میکشونه به ازدواج و چیزای دیگ زنگم میزد بهم از طرفی منم برا این کع کنکجاکاو بودم بفهمم واقعا دوسم داره یا نه اشتباه کردم و زیاده روی کردم تو ابراز علاقه بعدش تحقیق گردم‌و فهمیدم یه چیز عادی تو این سنین برا دختراس میترسم تو فامیل هم این قضیه دردسر ساز شه برا همین مزاحمتون شدم گفتم از یک کارشناس مشاوره بگیرم که چه رفتاری با دختر عموم داشته باشم چون نمیخوام آسیب روحی و احساسی ببینه ممنون میشم پاسخگو باشین
    پاسخ تیر ۱۷, ۱۳۹۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
    • wpadmin
      درخواست های کودکانه دوست عزیز اولا سن طرف مقابلتون بسیار کمه . دوما سن شما برای ازدواج مناسب نیست . چون شرایط ازدواج رو ندارید. وقتی ثبات و درآمد مستقلی ندارید این درخواست ها بیشتر شبیه شوخیه.
      پاسخ مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۹:۰۰ ق.ظ
  134. نوید
    سلام من عاشق یک دختر 13 ساله هستم چگونه بفهمم اون هم عاشقمه خودم هم 16 سالمه خیلی هم دوستش درام یک بار با هم قهر کردیم ولی دوباره عاشقش هستم ولی نمی دونم اون عاشقمه یا نه لطفا زود بهم جواب بدین ممنونم
    پاسخ تیر ۱۷, ۱۳۹۷ در ۸:۳۷ ب.ظ
    • wpadmin
      سن شما برای چنین روابطی بسیار کمه .
      پاسخ مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۸:۵۸ ق.ظ
  135. حسین
    سلام من حسین ۱۳ سالمه و از یک دختری که ۳ سال از من کوچیکتره خوشم امده و نمیدونم که بهش بگویم یا نه اخه هر موقع من با دوستام حرف زدم اون میومد و جواب من را میداد یا هر جا که بودم به بهانه های الکی پیش من میومد حالا نمیدونم کلا چیکار کنم ممنون میشم اگه کمک کنین
    پاسخ تیر ۱۹, ۱۳۹۷ در ۹:۵۳ ب.ظ
    • wpadmin
      سن شما برای چنین روابطی بسیار کمه .
      پاسخ مرداد ۲۷, ۱۳۹۷ در ۸:۵۸ ق.ظ
  136. Sadra
    سلام من پسری ۱۵ ساله هستم وقتی داشتم پیام های دیگران رو نگاه میکردم متوجه شدم بیشتر بچها عاشق کسی شدن که تو فامیل شونه یا همسایه شونه یا ... مشکل من اینه که دوست دارم با یه جنس مخالف دوست باشم (به طور معمول) ولی هیچ دختری توی فامیل و همسایگی و .... نداریم همه دوستام (چه نزدیک چه معمولی) دوست جنس مخالف دارند و برام ازشون حرف میزنن واین باعث میشه من بیشتر علاقه مند به دوست جنس مخالف میشم چند وقت پیش آنقدر اعصابم خورد شد که کمرم گرفت لطفا یه راه کاری به من بدین ممنون
    پاسخ تیر ۲۳, ۱۳۹۷ در ۱۱:۳۸ ق.ظ
    • wpadmin
      ارتباط با جنس مخالف دوست عزیز راهکار برای چه موردی میخوایت ؟ راهکار برای رابطه داشتن با جنس مخالف که میتونه افسردگی و ناراحتی برای شما به بار بیاره ؟ این احساس شما طبیعی هست ولی ورود به این محیط چیزی جز نگرانی نخواهد داشت . چون شما در مرحله بلوغ هستید و به جای ورزش کردن قراره درگیر روابط بچگانه دوستی های امروزی بشید . اینکه ما مخالفت کردیم بخاطر این موضوع هست که خیلی از ماها نحوه برخورد با جنس مخالف رو طور دیگه ای تعبیر میکنیم . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۸:۰۲ ق.ظ
  137. Tanya
    سلام من دختري ١٣ ساله هستم كه از فروردين با يه پسري اشنا شدم كه خيلي هم ديگرو دوس داشتيم و رابطمون هي قط شد و دوباره با بوديم تا خرداد كه مامانم فهميد و مبايلمو آزم گرفت و نزاشت ديگه استفاده كنم و الان خيلي تو فكرشم و نميتونم از ذهنم بيرونش كنم و مادرم در مورد داشتن موبايل بهم اعتماد نداره و ميخوام كه اخر تابستون با مادرم صحبت كنم كه مبايلو بهم ميده يا نه و ميترسم از صحبت كردن باهاش و از اينكه بگه نه حتي حاضرم كه هر هفته مبايلمو چك كنه و اينكه ميدونم براي سنه من خيلي زوده ارتباط داشتن با يه پسر لطفا كمك كنيد ممنون
    پاسخ تیر ۳۰, ۱۳۹۷ در ۲:۵۴ ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز همه چی به شما بستگی داره . خودتون رو جای مادرتون بگذارید . آیا حاضرید دخترتون رو در این شرایط با پسری تنها بذازید ؟ پس بهتره حساسیت های مادرتون رو درک کنید . و از این دوران خودتون لذت ببرید . و شاید این دوران رو با روابط بیهوده و پوچ از بین نبرید . اگر به همین نحو باشه مسلما مادر شما به شما اعتماد خواهد کرد . البته اگر خود شما بخوایت .
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۷:۵۶ ق.ظ
  138. فاطمه
    سلام خسته نباشید من 15 سالمه و داخل یه خانواده زندگی میکنم ک اصلا بهم محبت نمیکنن (مثلا بابام وقتی گوشیش مشکلی پیدا میکنه صدام میزنه دختر عزیزم و تا مشکل بعدی خبری از محبت نیست ) یه دوست دارم ک داخل مدرسه باهاش اشنا شدم و خودم میذونم دختر خیلی خوبیه ولی اجازه نمیدن باهاش ارتباط داشته باشم مدرسه ام رو تغییر دادن و حدود یک ساله فقط 6-7 بار باهاش حرف زدم حالا ک زمان گذشته این موضوع برام کم اهمیت شده ولی حسرت داشتن یه دوست خوب رو دارم در این مورد هم خیلی با پدر و مادرم حرف ردم که یه دلیل بهم بگن چرا نباید ارتباط داشته باشم ولی فقط میگن خوشمون ازش نمیاد...تا این سن برام موبایل نخریدن ولی خواهر(13سالشه و برادرم (5 سالشه )تبلت دارن ...و تاحالا از من چیزی ندیدن ک ب خاطرش برام موبایل نخرن ولی وقتی اسم موبایل و میگم گوش هاشون کر میشن و بهم گوش نمیدن(کلا هروقت میخوام باهاشون حرف بزنم همین طوری ان)نمیزارن از خونه بیرون برم و هیچ کلاسی امسال ک تابستونه ثبت نام نکردم کلا داخل خونه ام...امسال نهم بودم و معدلم 19/79 شدم اما حتی یه افرین هم بهم نگفتن ..خودم کاملا این رو پذیرفتم ک کمبود محبت دارم یه بار هم با یه پسر دوست شدم اما ترکش کردم و ادامه ندادم...از صب تا شب داخل اتاقم میمونم و به یه نقطه خیره میشم و هییچ...چکار کنم خیلی تاحالا تلاش کردم ب هر صورتی در این مورد ها باهاشون حرف بزنم اما اصلا انگار حرفام رو نمیشنون و هیچی جواب نمیدن
    پاسخ مرداد ۱, ۱۳۹۷ در ۴:۳۰ ب.ظ
    • wpadmin
      احساس تنهایی یکی از مفاهیم پیچیده روان شناختی است. تعریفی که امروزه از آن وجود دارد با مفهومی که این واژه در قدیم الایام داشته متفاوت است. در گذشته این احساس، مفهومی مثبت قلمداد میشد و بیشتر تداعی کننده ریاضت و دوری از اجتماع برای رسیدن به شأن و منزلت بالای انسانی، تعمق، مراقبه و ارتباط با خدا، بود. اما امروزه این واژه بار معنایی منفی دارد و بیشتر بر تجربه ناخوشایندی که در پی عدم وجود همدم در زندگی حس میشود، دلالت دارد. سه نکته در احساس تنهایی اول این که، احساس تنهایی تجربهای ذهنی است و به هیچ وجه نمیتوان آن را با انزوای اجتماعی عینی یکی دانست. زیرا افراد ممکن است هم در هنگامی که تنها هستند و هم هنگامی که در جمع هستند احساس تنهایی کنند. به همین دلیل تنها بودن و احساس تنهایی مفاهیمی یکسان نیستند. دوم، احساس تنهایی ناشی از ضعف فرد در روابط اجتماعی است و زمانی روی میدهد. که بین روابط اجتماعی واقعی فرد و آنچه که او از این روابط انتظار دارد، ناهمخوانی وجود دارد. این کاستی به چند شیوه قابل توصیف است. بعضی محققین، بر این مفهوم تأکید دارند که نیازهای اساسی انسان برای صمیمیت بر آورده نمی شود. سوم، احساس تنهایی، تجربهای تلخ و آزاردهنده است. گرچه احساس تنهایی در برخی موارد ممکن است منجر به رشد شخصی شود. با این وجود تجربهای ناخوشایند و دردناک است. کسانی که احساس تنهایی می کنند، احساساتی از قبیل افسردگی، پوچی، اضطراب، خستگی، درماندگی و استیصال را گزارش میدهند. و احساس تنهایی را با شادی و رضایت توصیف نمی کنند در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-88422495
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۷:۴۳ ق.ظ
  139. Armita
    ۱_سلام.من ۱۳ سالمه .دخترم.خجالتی نیستم ، و از خیلی از چیز ها هم با خبر هستم.من خودم از پسر ها خیلی درخواست دوستی گرفتم ولی هیچ وقت قبول نکردم چونکه به خودم این اجازه رو توی این سن نمیدم ، و هیچ کدومشون هم برام مهم نیس. من ی مشکل دیگه ای دارم و این هم اینه که مخصوصا توی این تابستون من مشکل خواب دارم یعنی از خوابیدن میترسمخودم هم از این خجالت میکشم . ترس از خواب؟ لطفا به من کمک کنید...... من خیلی باهوش و زرنگم و همیشه تز یک چیز خجالت کشیدم و این هم این مشکل منه..... ۲-من میخوام مامانم یا بابام از اینکه من اونارو میدونم باخبر بشن و به اونا چی بگم یا چ طور بگم؟ مرسی
    پاسخ مرداد ۳, ۱۳۹۷ در ۸:۰۸ ب.ظ
    • wpadmin
      ترس از خوابیدن خوابیدن می تواند به راحتی نفس کشیدن باشد اما گاهی چنین نیست. البته بی خوابی برای بسیاری افراد اتفاق می افتد به خصوص افرادی که اشتغال زیادی دارند. خواب کم و یا بی خوابی می تواند اثرات منفی بر روی وزن، خلق و خو و هم چنین عملکرد شما بگذارد. حتی افرادی که مشکلی برای خوابیدن ندارند، ممکن است چندین بار در طول شب از خواب بیدار شوند که موضوع دور از ذهنی به نظر نمی رسد. علت استرس و بی خوابی زمانی که شما مدام به موضوع منفی فکر می کنید، انجام آن کار برای شما سخت تر خواهد شد. در مورد خواب هم همین طور است، زمانی که بیشتر به بی خوابی فکر می کنید. استرس شما لحظه خوابیدن بیشتر خواهد شد در نتیجه همین فکر منفی باعث تشدید بی خوابى در شما می شود. در واقع بدن شما قدرت یادگیری دارد. درمان استرس بی خوابی یکی از راه های جبران بی خوابی های شبانه چرت زدن و یا خواب نیمروزی است که در هر ساعت روز برای افراد امکان پذیر می باشد. و باعث می شود شما شب ها خواب راحت تری داشته باشید(البته توصيه مى گردد بيش از ١ ساعت نباشد).بياد داشته باشيد استرس به ورزش و مدیتیشن پاسخ می دهد، افرادی که در طول هفته و یا در طى روز زمانی را به ورزش کردن اختصاص می دهند، اغلب شب ها مشکلی برای خوابیدن ندارند. استرس و بی خوابی بخش جدا نشدنی زندگی ماست. بهتر است به جای به هم ریختن، به دنبال راه کارهایی باشیم تا علاوه بر کاهش استرس، به خواب مان نیز کمک کنیم. در این مورد حتما با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۷:۴۰ ق.ظ
  140. صبا
    سلام من باز مزاحم شما شدم من صبا هستم از شما یه بار کمک گرفتم من که پسر همسایه امان را دوست دارم به نظر شما اشکالی داره که من شماره پسره رو بگیرم ولی من باهاش حرف نمیزنم اونم همین طور باهام اصلا حرف نمیزنه نمیدونم به نظرم اگه شماره گوشیش رو پیدا کنم خوبه و به سوال به نظر شما من بهش بگم که دوستش دارم من ۱۳ سال دارم بهم کمک کنین ممنونم زودتر جواب بدین
    پاسخ مرداد ۴, ۱۳۹۷ در ۸:۵۸ ق.ظ
  141. روانشناس کودک
    صبا جان خب همون طور که قبلا گفتم این یه اشتیاقه برای نزدیکی و قرار نیست وقتی باهاش تلفنی صحبت کنی اتفاق خاصی بیفته...... بهت توصیه می کنم این کارو نکنی
    پاسخ مرداد ۵, ۱۳۹۷ در ۴:۳۲ ب.ظ
  142. Amir
    سلام .میخواستم بگم چرا من به ۱ فرد از جنس مخالف علاقه ای ندارم ؟ولی اکثر هم سن های خودم این علاقه برای ان ها وجود دارد؟
    پاسخ مرداد ۲۴, ۱۳۹۷ در ۱۰:۲۷ ق.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز این مورد رفتار به نوع تربیت خانوادگی و محیطی که در آن رشد کردید برمیگرده . مسلما این جاذبه در وجود همه ما هست . ولی اگر از دیدن یک جنس مخالف احساسی به شما دست نمیده . باید در این مورد مشاوره ای انجام بدید. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر قیطریه: ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      پاسخ مرداد ۲۵, ۱۳۹۷ در ۶:۴۶ ق.ظ
  143. mg
    سلام من 14 سالمه. میخواستم ببینم چرا من اینقدر به جنس مخالف علاقه دارم اصلا یه وضعیه خیلی دیگه زیاد شده نمی دونم باید چی کار کنم لطفا کمکم کنید
    پاسخ شهریور ۳, ۱۳۹۷ در ۱۱:۲۰ ق.ظ
    • wpadmin
      احساس به جنس مخالف دوست عزیز این حس یک حس طبیعه . پس به جای سرکوب کردن باید درکش کنید. تا سن بلوغ زمان دارید ولی میتونه در شما زودرس باشید. توصیه ای که میکنم حتما وارد ورزش بشید و این انرژی رو برای رسیدن شرایط قدی و وزنی مناسب صرف کنید. در دوره ای هستید که باید با مطالعه و کنترل بتونید از این مسیر عبور کنید. در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید دفتر شریعتی: ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ شهریور ۱۱, ۱۳۹۷ در ۱۰:۳۸ ق.ظ
  144. مانی
    سلام من پسری ۱۴ ساله هستم که تو همین ۱ سال اخیر عاشق دختری شدم که تو یک شهر دیگه زندگی میکنه. از فامیل های دورمون هستش و هر چند وقت یکبار خانوادگی به اون شهر میرفتیم. همون بار اول که نگاهش کردم عاشقش شدم خیلی زیاد خوابش رو میبینم و هر وقت اسمش رو میشنوم دیوانه میشم. چندین بار به من توجه نکرد ولی حرکاتش نشان میداد که من رو دوست داره مثلا وقتی که داخل ماشین نشسته بودیم تا وقتی که بر میگشتم نگاهش کنم اون به من لبخند میزد و من رو دیوانه میکرد یا وقتی که باهاش حرف میزدم دنبال من میومد یا حتی وقتی که من یه جا می نشستم اون هم کنار من می‌نشست. احساس میکنم اون هم عاشقمه. حالا نمی دونم چکار کنم چند وقتی است که ندیدمش دلم میخاد باز هم برم شهرشون و ببینمش تلگرام هم ندارم و فقط حضوری میبینمش. عکسش تو تبلت خواهرم بود ولی پاکش کرد و هیچوقت نتونستم ببینمش. اصلا هم به ازدواج فکر نمیکنم. فقط دوست دارم بدونه که عاشقشم. چکار کنم؟
    پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۷ در ۱۲:۳۸ ب.ظ
    • wpadmin
      دوست عزیز امیدوارم انتظار معجزه نداشته باشید . چون انتظاری که شما از ما دارید یک انتظار بچگانه و غیرممکنه . فقط یک دختر به شما نگاه کرده و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده . پس بهتره خودتون رو از همین امروز قوی کنید .
      پاسخ شهریور ۲۵, ۱۳۹۷ در ۸:۰۴ ب.ظ
  145. مانی
    سلام مانی هستم قبلا پیام داده بودم. اون دختر هم سن و سال خودمه. من یادم رفت دو تا مثال دیگه هم بزنم: یکبار خانوادگی تو خیابان به سمت خانه میرفتیم که اون دختر با دوستش در گوشی حرف زد و من فهمیدم که راجع به من حرف میزنند یا یکبار تو مهمونی از من پرسید: کیفم قشنگه؟ و من هم چون دیگه قاطی کرده بودم گفتم: انقدر حرف نزن. و اون هم چیزی نگفت. احساس میکنم اون هم متوجه علاقه من شده بود. به هر حال سعی میکنم فکرش من رو دیوانه میکنه. اصلا نمیفهمم چرا تمام انسان ها دوست دارم با فرد مخالفشان صحبت کنن. آخه من کلا دوست دارم با فرد مخالفم صحبت کنم و یکجور احساس آرامش به آدم دست میده مخصوصا تو این سن. شاید هم حق با شما باشه.
    پاسخ شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ در ۸:۱۰ ق.ظ
  146. مهدی
    سلام من مهدی و 14 سالمه من به یه دختر علاقه دارم اما هیچ وقت بروز نمیدم و به وقتش بهش فکر میکنم. با پدرم خیلی راحتم و مساعل رو راحت براش میگم اونم توضیع میده. از پدر مادرم راضیم چون وقتی گفتم لپ‌تاپ، گوشی، تبلت میخوام نه نگفتن کلی بگم با دختر چیکار کنم. من مشکل خواب دارم تا وقتی از فکر کردن به دختره خسته نشم خوابم نمی‌بره راهنماییم کنین مرسی.
    پاسخ مهر ۴, ۱۳۹۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ
    • wpadmin
      عشق دوران نوجوانی دوست عزیز چنین احساساتی در این سن نمیتونه یک احساس پخته باشه . به هر حال احساسات همیشه در حال جنب و جوشه ولی اینکه شما از ایشون خوشتون میاد بحثی نیست . ولی باید در همین حد دوست داشتن باقی بمونید . چون جلو رفتن یعنی وارد ازدواج شدن و در این سن بدون داشتن حداقلهای ازدواج بیشتر شبیه شوخی خواهد بود. چون پدر و مادر شما در واقع دوستان خوبی بودند میتونید در زمانی مناسب با پدرتون مشورت کنید . دلایل ایشون میتونه به شما در این مسیر کمک کنه . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید 021-22354282
      پاسخ آبان ۵, ۱۳۹۷ در ۸:۲۴ ق.ظ
  147. ویکتور
    سلام من محمدم ۱۵ سالمه خیییلی خلاصه میگم من وقتی ۱۲ سالم بود با یه دختر که۱ سال از خودم کوچکتره دوست بودم و خیلی خیلی با هم صمیمی بودیم و تنها مشکل ما این بود که دوستای من و دوستای اون هر دو از رابطه ما باخبر بودند و همیشه مورد تمسخر انها قرار میگرفتیم چون خیلی به هم نزدیک بودیم و با این وجود همه چی خوب پیش میرفت تا این که فهمیدم یک روز بدون انکه به من اطلاح دهد میخواهند اسباب کشی کنند و من وقتی فهمیدم که کار از کار گذشته بود و حدود ۲ سال بود که منزوی شده بودم و با مراجعه به مشاور مدرسه فهمیده بودم که افسرده شده ام ولی بعد از این ۲ سال یک روز به طور خیلی اتفاقی و با پرس و جو بلاخره خانه شان را پیدا کردم و فردای ان روز ازانجایی که ماشین سواری بلدم تصمیم گرفتم به او سر بزنم و فردای ان روز وقتی دیدم کوچه خلوت است و خود او تنهاست با ماشین جلوی او رد شدم ولی او طوری برخورد کرد که انگار مرا نمیشناسد و چند روز بعد فهمیدم او با یکی از دوستانم که حالا بهم زدیم دوست شده و من طی این ۱ سال نتوانستم فراموشش کنم لطفا من را راهنمایی کنید با تشکر از وقتی که گذاشتید
    پاسخ آبان ۲, ۱۳۹۷ در ۶:۵۶ ب.ظ
    • wpadmin
      دوستی های بی هدف دوست عزیز از همین ابتدای زندگی جوانی خودتون این مطلب رو خوب یاد بگیرید . باید بدونید این روابط همگی بر پایه آزمون و خطاست . پس وقتی کسی توانایی برخورد با این شرایط رو نداره نباید واردش بشه . شما هم باید یاد بگیرید این روابط اونقدر مهم نیست که بخوایت بخاطرش افسردگی بگیرید . زمانی که شما درگیر بیماری و افسردگی بودید ایشون با خیال راحت در حال انتخاب کردن بوده . سعی کنید از این روابط دوری کنید تا درستون تمام بشه و بتونید به چیزی که تمایل دارید برسید .
      پاسخ آبان ۳, ۱۳۹۷ در ۸:۳۷ ق.ظ
  148. Sadra
    سلام من ۱۶ سالمه و ۳ ساله یه دختر رو میبینم که سر کوچه منتظر سرویسشه منم هروقت میبینمش دلم میریزه و عرق میکنم و تپش قلب میگیرم نمدونم چمه لطفا یه راهنمایی کنید
    پاسخ آبان ۳, ۱۳۹۷ در ۹:۱۶ ب.ظ
  149. محمد
    سلام من بعضی وقتا احساس میکنم دخترا زیاد بهم نگاه وتوجه میکنند (من خیلی خجالتی ام) دخترا وقتی بهم نگاه میکنند زیاد در گوشی حرف میزنند یا همین چند وقت پیش ی دختر تو مسافرت بهم چشمک زد منم همیشه سرم پایینه راستش من ۱۵ سالمه نمیدونم چکار کنم البته اینو هم بگم که من واقعا پسر قشنگی هستم چون دوستام همیشه بهم میگن تو اشتباهی پسر شدی بعضی از دوستام هم بهم سفید برفی میگن دیگه نمیتونم با دوستای خودم هم بگردم لطفا کمکم کنید
    پاسخ آبان ۴, ۱۳۹۷ در ۲:۱۰ ب.ظ
    • wpadmin
      اهمیت به رفتار دیگران دوست عزیز به این رفتارها اهمیت نباید داد . و خودتون رو بازیچه دست دوستان و دیگران قرار ندید . تنها توصیه ای که میتونیم به شما داشته باشیم این هست که در کنار افزایش فعالیتهای اجتماعی باید با مطالعه و تمرکز روی ویژگیهای خودتون اونارو تقویت کنید. به هر حال وقتی در جمع باشید و فعالیت گروهی انجام بدید از این خجالت و انزوا رها میشید . و با یک چشمک آرامش خودتون رو زیر سوال نمیبرید . مشاوره روانشناسي تلگرامي: http://t.me/kanonmoshaveran_bot
      پاسخ آبان ۵, ۱۳۹۷ در ۱۰:۵۱ ق.ظ
  150. Sadra
    سلام من تا حالا ۳ بار درمورد حسم به اون دختر سوال کردم چرا جواب منو نمیدین لطفا جواب بدید دارم دیوونه میشم
    پاسخ آبان ۷, ۱۳۹۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
نظر دهید

سوال امنیتی *