روانشناسی کودک ۸ سالگی

آنچه باید در مورد کودک هشت ساله خود بدانید:
زمانیکه مشاهده می کنید فرزندتان از بچه ای کوچک و ناتوان به دختر یا پسری تبدیل شده که می تواند به هر سو بدود ممکن است احساس کنید پدر و مادر باتجربه و ماهری هستید، او ویژگی هایی دارد که می تواند اورا آماده کند زودتر از موعد با دنیای بزرگسالی روبه رو شود و همچنان به حمایت شما نیاز دارد.
مهارت های حرکتی ظریف اوهر روز بهتر از قبل می شود و ممکن است ورزش های خاصی را ترجیج دهد. بطور حتم قدرت ریسک پذیری بیشتری دارد، به ویژه زمانیکه از دیدرس خارج میشود بنابراین صحبت با او درموردمصون ماندن از خطرات بسیار ضروری است. مهارت های حرکتی ظریف او به کمک نقاشی کشیدن بهبود یافته و مدل سازی هایش واقعی تر وهمراه باجزئیات بیشتری است. تمرین هردو مهارت حرکت ظریف و درشت به فرزندتان کمک می کند بیشترو بیشتر پیشرفت کند.
کودک پیشرفت هایی عالی درمهارت های شناختی کسب کرده است و تمایل دارد قبل ازاینکه دیگران به او کمک کنند خودش با مسائل درگیر شود. او درخواندن مهارت واعتماد به نفس بیشتری دارد و هدفش از کتاب خواندن کسب اطلاعات است و نه فقط لذت بردن از یک داستان خوب. او می تواند به کمک اطلاعاتی که از منابع مختلف به دست آورده است داستان هایی جذاب و با جزئیات زیاد خلق کند. اگر در خواندن تقلا می کند برایش شرایطی فراهم کنید تا موضوعات مورد علاقه اش را مطالعه کند و با حمایت و قوت قلب دادن به رشد او کمک کنید. نوشته های او خوانا تر است و بهتر هم خواهد شد. مهارت شمارش او در حال حاضر در سطحی است که می تواند به آسانی تناظر را مشخص کند، مسائل گفتاری ساده را به عبارات عددی ترجمه کند و از با استفاده از راهبردهای متنوعی مسائل سه رقمی وکمتر را حل کند. همچنین می تواند تا ۱۰۰۰ بشمارد.
اعتماد به نفس او رشد زیادی داشته تا این حد که ممکن است فکر کند توانایی خیلی زیادی دارد بنابراین اگر شکست بخورد دچار غم واندوه زیادی میشود. راه حل این مشکل این است که چالش هایی واقعی برای او ایجاد کنید، روی دست آورد هایش تمرکز کنید و به او قوت قلب دهید تا بداند هیچ کس کامل نیست و نمی تواند همه کارها را درست انجام بدهد. او در مورد آینده فکر می کند و جایگاهش در جهان را بیشتر درک می کند، حتی ممکن است بداند وقتی بزرگتر شد می خواهد چه کاری انجام بدهد. گفتگو در مورد چگونگی رسیدن به اهداف، کسب شایستگی و پیشرفت در مهارت های خاص، به او کمک می کند تمرکز بیشتری روی فعالیت هایش داشته باشد. ممکن است شروع ایجاد وجدان اجتماعی را در او بیبنید که ممکن است در حد نگرانی در باره محیط زیست، مشکلات پناهندگان و یا فقردر جهان باشد . شما می توانید او را تشویق کنید و به او فرصت دهید به دیگران کمک کند.
مهارت های اجتماعی او به حدی رشد یافته است که می تواند از شخصیتی مطمئن و مستقل و احساس خود ارزشی بالا به فردی حساس، بیش از حد هیجانی و منتقد از خود تغییر جهت دهد. مزاج او بسیار متغیر است و ممکن است در یک روز بی ادب، پر رو و پر ادعا، فضول، پرتوقع، مضحک و احمق جلوه کند. باید اجازه دهید رفتارهای منفی بروز داده شود ولی وضع محدودیت روی رفتارهای بد به بچه یاد می دهد در درازمدت رفتارش را مدیریت کند. او اکنون فرا تر از یک بازیکن تیم است حتی درحالیکه با خودش کلنجار میرود بازنده خوبی باشد. مورد قبول دوستان واقع شدن بسیار مهم است و به راحتی دوستان بیشتری پیدا می کند، با این حال این موضوع می تواند به سختی با سیاستهای روابط او تطبیق داده شود. ممکن است نسبت به فعالیت های خانوادگی که شاید لازمه زندگی شما باشد علاقهمندی کمتری داشته باشد.
او شروع به درک بعضی از احساسات برجسته مثل پشیمانی، گناه و شرم می کند واز سوی دیگر درباره تفکرات واحساساتش صحبت می کند. اکنون فرصت مناسبی است که به کودک آموزش دهید خودش را ارزیابی کند. به او راه کارهایی ارائه دهید تا اشتباهاتش را تصحیح کند و خودش را ببخشد. اودر ۸ سالگی دیگر نقطه نظرات دیگران و مفهوم مخفی کردن احساسات را درک می کند. او همچنان زمانی که احساساتی می شود به دنبال حمایت شما است ولی محتاط تر است و احتمالا کمتر دلش می خواهد برای نوازش در آغوش شما قرار بگیرد.
والدین کودکی به این سن بودن چالش های جدیدی را پیش روی شما می گذارد که حفظ عادت هایی که طی این چندسال در او پیشرفت داده اید مثل ابراز احساسات، شناسایی تلاش ها و موفقیت ها، ایجاد و تعهد به خط قرمزهای مشخص، تشویق به صبر و احترام به دیگران، به فرزند شما اجازه می دهد زیرساختی که برای ادامه رشد و پیشرفت به سمت بزرگسالی شاد و سلامت نیار دارد، ایجاد کند.
بیشتر بخوانید:
پیش به سوی سه سالگی: انچه باید در مورد کودک سه ساله بدانید
پیش به سوی چهار سالگی: آنچه باید در مورد کودک چهار ساله بدانید
پیش بسوی پنج سالگی: آنچه باید در مورد کودک ۵ ساله بدانید
پیش بسوی شش سالگی: آنچه باید در مورد کودک ۶ ساله بدانید
پیش به سوی هفت سالگی: انچه باید در مورد کودک ۷ ساله بدانید
منبع:مرکزمشاوره.com




















تمایل عجیبی در خانواده های ایرانی وجود داره که هر کاری بچه شون انجام میده ربطش میدن به بیش فعالی.به نظر میرسه تشخیص دکتر درست بوده ، چون علت اصلی ناخن جویدن هم معمولا اضطراب و تنش هست.در سنین ۷ تا حدود ۱۲ سالگی بچه ها معمولا بیشترین حرف شنوی رو از والدین دارند و کم دردسرترین دوران تربیتی برای والدین ، میشه گفت همین دوره سنی هست.بنابراین به نظر میرسه که نوع تعامل شما و همسرتون با فرزند ، نیازمند تغییراتی هست.
رفتار بچه ها به نوعی آیینه رفتار والدین هست. خب زمانی که میبینه پدر و مادرش همش بکن نکنش می کنند ، سرش داد می زنند، پرخاش می کنند، با هم دعوا می کنند و… آیا واقعا این انتظار بجاست که این کودک بتونه با آرامش با والدینش رفتار کنه.
من دنشجوی رشته پزشکی هستم به احتمال۹۰ درصد میگرن داره.البته این بیماری تو بچه ها کمه ولی این علایمی که میگین خیلی شبیه میگرنه.علائم چشمی یا سوت گوش نداره؟
علائم چشمی ندارن تا جایی که من دیدم و ندیدم تا به حال.فقط میگن ازم دور شید و حرف نزنید و برقا رو خاموش میکنه.علائم دیگه اش هم اینه که اگرموزیکی چیزی پخش شه حتما باید موزیک قطع بشه.میگرن ارتباطی با عصابی شدن هم داره؟ وقتی عصبانی میشه میگرن فعال بشه؟
با سلام خدمت مشاورین محترم
پسری دارم ۸ ساله که تک فرزند است و پسر بسیار باهوش و زیرکی هست اما احساس میکنم که آنقدر که باید در روابط اجتماعی اش جرات و جسارت لازم را ندارد.نمیدانم چطور باید با او برخورد کنم.تا جراتمند شود؟اگر مرا راهنمایی کنید ممنون میشم
دوست عزیز آنچه احساس مادران می گوید معمولا خیلی با واقعیت فاصله دارد. اگر با جزئیات بیشتر توضیح دهید بهتر می توانیم به شما کمک کنیم. بهترین راه حل برای قاطعیت کودکان تقویت اعتماد به نفس است.
دوست عزیز متاسفانه در خیلی از خانواده ها به دلیل نا آشنا بودن با روشهای فرزند پروری و شیوه نادرست فرزند پروری بیشترین آسیب را به فرزندان وارد می کنند.عواملی که باعث میشه فرزندان دچار آسیب شوند و احساس حقارت کنند عبارتند از :
۱- سرزنش کردن
۲- مقایسه کردن با دیکران
۳- کتک کاری
۴- گفتن جملات من دیگه مامانت نمیشم- من دیگه دوست ندارم
و…
به فرزندان در خانه بها دهید و از ایشان در مسائل مختلف نظر خواهی کنید و از اجبارها و فشار ها و باید و نباید ها کمتر استفاده کنید.ضمنا از شوهرتان بخواهید روابط صمیمی تری با فرزندتان داشته باشند و با هم به پارک و جاهای تفریحی بروند.
باسلاپسر من هشت وسال ونیم داره تک فرزند است از کودکی عصبی ولجباز است وخیلی هم حسودی میکنه ۹ماهه که بود باباش فوت شده وقتی کسی فوت شدن باباش را میدونه خجالت می کشه حالا من چکار کنم
پسر ۸ ساله ای دارم که فوق العاده باهوش هم از نظر درسی و هم از نظر رفتار اجتماعی و درک اطرافیان.تنها مشکل من اینه که خیلی به تلویزیون علاقه داره و اصلا هم از دیدن تلویزیون خسته نمیشه.حتی زمانی هم که مهمون داریم برای بچه ها سی دی میگذاره تا سرگرمشون کنه.چکار کنم عادت تلویزیون را ترک کنه میترسم عارضه ای بشه براش.مشاوره سایت لطفا کمکم کنید
بهتره خودمون رو گول نزنیم.تلویزیون و کامپیوتر در زندگی امروزه نقش بسیار زیادی داره.پس به جای پاک کردن صورت سوال از این فرصت برای استفاده درست بردن سود ببرید.شما میتونید با استفاده درست از این وسایل ارتباطی باعث رشد و خلاقیت در فرزندتون باشید.
تلویزیون بر سلول های مغز تاثیر بدی داره کسانی که در روز ۲ ساعت بیشتر تلویزیون تماشا می کنند از حرکات و عمس العمل های چشم برخوردارن و در تصمیم گیری های سریع دهنی تاخیر شدید دارن.سعی کنید محاسبات ذهنی زیاد انجام بده فرقی نداره جمع و تفریق ساده هم میشه.یه صفحه جمع و تفریق بنویسید روی کاغذ بعد بگید با کمترین زمان حلش کنه و سعی کنه غلط کمتر باشه.این تمرینات ذهنی باعث پرورش ذهن و مغز میشه.
خب نمیشه یک دفعه رادیکالی برخورد کرد و از دیدن محرومش کنید.باید هر روز ده دقیقه از وقت دیدن کم کنید و همزمان سرگرمی جایگزین رو براش مطرح کنید ک ه جذابیت داشته باشه.تکرار میکنم به مرور انجام بشه تا عادت کنه.بچه ها از عدم سرگرمی مناسب به تلویزیون پناه می برن باید یه سرگرمی جایگزین پیدا کنید.
سلام مدتیه دختر ۸ ساله ام دچار توهم شده همش فکر میکنه یکی را زده یا یکی رو کشته.همش تو فکر و خیاله میگه نکنه من کار بدی کرده باشم
با سلام. توهمات معمولا ناشی از خطهای ادراکی هستند که به صورت دیداری یا شنوایی بروز می کنند مانند دیدن شخص دیگری، یا شنیدن صدایی که دیگران نمی بینند و نمی شنوند. بنابراین تصوراتی که کودک شما دارد جزو توهمات نیست اما در دسته افکار وسواسی قرار می گیرند. در این افکار وسواسی هم محتوای فکر بسیار مهم هستند. اینکه تصور ازر رساندن یا کشتن کسی را دارد می تواند ناشی از این باشد که احتمالا کودک شما احساس گناه و اضطراب بالایی دارد. احساس گناه در کودک به این معنی است که من بد هستم و دیگران خوب، و این احساس “من بد هستم” باعث ایجاد اضطراب و تضعیف حرمت نفس در کودک خواهد شد. احساس گناه در انسان باعث گرفتن تصمیمات اشتباه خواهد شد. احساس گناه اساسا به منزله ی رشد عاطفیِ بیش از حدِ وجدان است. این حس در ساده ترین شکل ممکن رفتارهای ناپسند را تقبیح می کند. در حقیقت حس می کنیم کار اشتباهی انجام داده ایم ؛ به طوری که حتی اگر شدت آن ناچیز باشد ، باز هم حس ناخوشایندی گریبانگیرمان می شود و در صورتی که شدتش زیاد باشد ، میتواند چون تنبیه بدنی دردناک جلوه کند. بنابراین والدینی که بیش از حد کودک را سرزنش می کنند و یا کمال گرایی را در کودک تشویق می کنند می توانند این احساس ها را ایجاد کنند. مسئله دیگر بررسی اضطراب های کودک در خانه و مدرسه و کاهش منابع اضطراب است.