روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی (نوجوانی)
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نکاتی اصلی رفتار با نوجوان ۱۳ ساله، ۱۴ و ۱۵ ساله بر اساس جدیدترین روش های تربیتی آورده شده است. چالش هایی که نوجوان شما با آن درگیر است و شما با روش تربیتی مناسب باید با آن روبرو شوید.
آنچه باید در مورد روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی خود بدانید:
فرزند شما اکنون رسما یک نوجوان است. دوره نوجوانی زمانی چالش برانگیز برای شما و فرزندتان است. او تا حدی بالغ شده که از آن قدم های لرزان کودکی گذشته و اکنون میتواند با اطمینان زیاد گام بردارد، نوجوانان به روش خاص خودشان عمل می کنند ولی هنوز به کمک شما نیاز دارند.
از نظر اجتماعی، بیشتر به روابط با همسالانش متکی است و کمتر وابسته شماست. می توانند روابط پایداری با بزرگسالان و همسالان خود داشته باشند و با اینکه تمایل بیشتری به دوست شدن با جنس مخالف دارند، همچنان دوستی با هم جنسان در آنها رایج تر است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی بیان می کند که تأثیرپذیری از همسالان بسیار شدید است، از نحوه پوشش گرفته تا رفتار و علاقه مندی ها. حد و مرز ها را می سنجد و زمانیکه بزرگتر می شوند و شروع به تجربه استقلال بیشتری می کنند هدفمند شده و بنابراین احتمالا از دخالت شما بسیار ناراحت می شوند.
ممکن است مکالمات چالش برانگیزی در مورد امتیازات و اصول اخلاقی داشته باشید مخصوصا وقتی نوجوان درک می کند بزرگسالان نیز کامل نیستند. آنها مستعد رفتار های عجیب و غریب بچه گانه هستند به ویژه وقتی تحت فشار باشند.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی
چالش هایی جدی در پیش روی فرزند شما قرار دارد. حس نیرومند هویت در آنها به وجود آمده و بیشتر از قبل روی خودشان تمرکز می کنند. تمایل شان به داشتن حریم شخصی شدید تر شده است و همین طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ را دشوار می کند زیرا دوست ندارند که با شما حرف بزنند.
آن ها نیازمند شناخت و بازخورد های مثبتی هستند که در حفظ خودباوری و اعتماد به نفسی که برای مواجهه با چالش های پیچیده تحصیلی، احساسی و اجتماعی نیاز دارند، کمک می کند.
آن ها ممکن است درگیر روابط عاطفی کوتاه مدت و زود گذر شوند. علاقه مند به آزادی هستند ولی کاملا آماده برای آزاد بودن نیستند و این موضوع نگرانی های جدی برای آنها ایجاد می کند مخصوصا وقتی در رویارویی با مراحل مهم و کلیدی زندگی مثل ترک مدرسه یا خانه باشند.
این دوره سنی زمانی است است که بیشترین تفاوت بین دختران و پسران دیده می شود. پسرها به سوی بلوغ می روند و با تغییرات در اندامشان روبه رو می شوند که شامل افزایش رشد موهای زائد و صدای ناهنجار است و ممکن است توجه و دلواپسی زیادی روی ظاهرخود داشته باشند.
دخترها بلوغ را تجربه کرده اند و چرخه قاعدگی آنها به خوبی برقرار شده و از نظر اندام جنسی بیشتر از پسرها تکامل یافته اند، دختران نیز در این سنین و سنین بالاتر عشق در ۱۳ سالگی را تجربه می کنند.
پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان
هم دختر و هم پسر نگرانی زیادی درمورد میزان جذاب بودن از نظر دیگران دارند و میل جنسی در آنها افزایش می یابد، پس بهتر است درمورد این وضعیت با او صحبت کنید (اگرتا بحال این کار را انجام نداده اید) و به آن ها توضیح دهید که عشق در ۱۳ سالگی می تواند چه فواید و ضررهایی را به دنبال داشته باشد.
رشد پسرها و دخترها همچنان ادامه می یابد و سرعت رشد زمانی که به ۱۶ سالگی می رسند کمتر می شود. شما متوجه بهبود زیادی در مهارت های حرکتی آن ها می شوید طوری که برای انجام فعالیت های فیزیکی سخت، کمتر دچار سختی می شوند.

روانشناسی نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله |عشق در ۱۳ سالگی
متوجه می شوید که فرزند تان برای انتقال تفکرات و احساساتش بهتر عمل می کند. ارزش ها و ایده هایی مترقی دارند و علاقه مندی هایشان به شکل هوشمندی توسعه یافته است. در فرایند حل مساله بهتر شده و در حدود ۱۵ سالگی می توانند درباره مفاهیم انتزاعی فکر کنند و از مهارت تصمیم گیری در وضعیت های اجتماعی تر و تحصیلی استفاده کنند.
وقتی نگرانی و دلواپسی دارند بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند. این سنی است که آنها بیشتر خطر می کنند مخصوصا اگر تحت تاثیرات منفی از گروه همسالان باشد مثل نوشیدن الکل، مصرف مواد و یا رابطه جنسی.
ممکن است فکر کنید فرزند تان در حال دور شدن از شماست ولی او بیش از هر زمانی به حمایت شما نیاز دارد. او را تشویق کنید با شما صحبت کند، بی طرف بودن و ارزش نهادن به نظرات و نگرانی های آنها موجب می شوند بفهمند شما در کنارش هستید.
مهم است در باره هر چیزی صادق و رو راست باشید از تغییرات شکل ظاهری گرفته تا چالش ها و خطراتی که برای فرزند تان به وجود می آید. اگر فرزند تان به شما اعتماد داشته باشد، میل بیشتری به گفتگو با شما در مورد هر چیز مهمی دارد.
دخالت دادن آنها در تصمیم گیری های خانوادگی به آنها کمک می کند چگونه با مشکلاتی که برایشان پیش می آید دست و پنجه نرم کنند و به آنها اطمینان میدهد انتخاب های مستقلی در آینده داشته باشند. سنجش حد و مرز ها کاملا طبیعی است، تداوم و واضح بودن این حد مرزها بسیار مهم است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نشان می دهد که تعادل استقلال فرزند شما در حال تغییر است و همراه با این تغییر رابطه شما نیز دچار تحول می شود. ممکن است وسوسه شود با دوستانش بماند با این حال فراموش نکنید که شما در جایگاه پدر و مادر در بهترین موقعیت برای حمایت و راهنمایی فرزند تان قرار دارید، ترفند این کار این است که تا حدی او را راهنمایی کنید که به او فضای کافی برای بال و پر گرفتن داشته باشد.

رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | نقاط عطف فیزیکی ۱۳ ساله
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی با تغییرات عاطفی و جسمی همراه با بلوغ سر و کار دارند، بنابراین طبیعی است که نوجوان شما گاهی اوقات احساس عدم اطمینان، بد خلقی، حساس بودن و خودآگاهی داشته باشد. در این مدت، هماهنگی با همسالان بیش از هر زمان دیگری مهم می شود.
در ۱۳ سالگی، نوجوان شما شروع به رشد قد، افزایش وزن و بالغ شدن از نظر جسمی می کند. دختران در اواسط نوجوانی از نظر جسمی کاملاً رشد می کنند و پسران در اواخر نوجوانی به بلوغ جسمانی می رسند.
رشد جسمانی بسته به نوجوان متفاوت است. «معمولاً دختران بین ۹ تا ۱۴ سالگی و پسران بین ۱۰ تا ۱۵ سالگی رشد می کنند. از طرف دیگر، کسانی هستند که هنوز رشد نکرده اند.»
احتمالاً در این سن طیف وسیعی از تغییرات فیزیکی را مشاهده خواهید کرد. دختران ممکن است رشد سینه و شروع چرخه قاعدگی خود را تجربه کنند، در حالی که پسرها ممکن است در صدای خود، رشد بیضه ها و افزایش توده عضلانی تغییراتی داشته باشند.
بعلاوه، هم در مردان و هم زنان رشد موهای بدن شروع شده و غدد عرقی آن ها فعال تر می شود، حتی برخی از کودکان در این سن به دلیل تغییرات هورمونی شروع به ایجاد آکنه می کنند.
جالب است بدانید که پسرانی که زودتر به بلوغ فیزیکی می رسند اعتماد به نفس بیشتری دارند. اما دخترانی که زودتر به بلوغ می رسند اغلب نسبت به بدن خود حساس تر هستند.
این ظاهر فیزیکی که به سرعت در حال تغییر است می تواند باعث نگرانی آن ها شود. گاهی اوقات نوجوانان با مسائل مربوط به ظاهر، مانند آکنه یا اضافه وزن دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات جسمانی، مانند اختلالات خوردن، ممکن است در طول سالهای نوجوانی ایجاد شود.
«اختلالات خوردن ممکن است در پسران یا دختران رخ دهد.» اگر متوجه شدید که نوجوان شما قصد محدود کردن غذا، پر خوری، کاهش وزن یا مخفی کردن غذا دارد، باید با دکتر متخصص در مورد آنچه که مشاهده می کنید صحبت کنید.
تغییرات فیزیکی در ۱۳ سالگی | طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- در این سن تغییرات سریع در ظاهر فیزیکی ایجاد می شود.
- طیف گسترده ای از الگوهای رشد متفاوت بین دختر و پسر مشاده می شود.
نقاط عطف عاطفی و اجتماعی ۱۳ ساله
نوجوانان سیزده ساله با تغییرات هورمونی دست و پنجه نرم می کنند که می تواند به نوسانات خلقی آن ها کمک کند. استرس مدرسه یا مشکلات همسالان را نیز می توان به آن اضافه کرد، به نظر می رسد که خلق و خوی آن ها مدام تغییر می کند. به یاد داشته باشید، نوجوان شما در مسیر تبدیل شدن به یک فرد مستقل است که میخواهد درباره بدن، فعالیت ها و دوستانش تصمیم بگیرد.
در این سن، بیشتر نوجوانان احساس می کنند که دنیا حول آن ها می چرخد. آن ها ممکن است تصور کنند همه به آن ها خیره شده اند یا ممکن است تصور کنند رفتار دیگران به نوعی به خاطر آن هاست.
به عنوان مثال، وقتی دوستی به او پیامک نمیدهد، ممکن است به جای اینکه فرض کند دوستش مشغول است، فکر کند که دیوانه است.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله نشان می دهد که نوجوان نوسانات زیادی در عزت نفس خود تجربه می کنند. ممکن است یک روز نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند و روزی دیگر احساس بیکفایتی کنند.
در حالی که بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله اسباب بازی های دوران کودکی خود را رها کرده اند، هنوز هم به روش های مختلف با دوستان خود بازی می کنند.
از مهمانی های خواب گرفته تا بازی های رومیزی و فعالیت های ورزشی، در حقیقت بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله می خواهند با دوستان خود در ارتباط باشند و باهم بازی کنند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | عشق در ۱۳ سالگی
نوجوانان سیزده ساله تمایل دارند زمان بیشتری را با دوستان خود بگذرانند تا با اعضای خانواده. آن ها همچنین در این سن شروع به شکلدهی هویت میکنند و سرگرمی ها، فعالیت ها، لباس ها، مدل مو و موسیقی های مختلف را امتحان میکنند.
نوجوان شما ممکن است شخصیت های متفاوتی پیدا کند یا مراحل مختلفی را طی کند، مثلا انتخاب کند که موهای خود را به روش جدیدی شکل دهد. همچنین ممکن است متوجه دور شدن و فاصله گرفتن نوجوان خود از خانواده شوید.
شاید تماشای اینکه فرزندتان زمان کمتری را با شما سپری می کند سخت باشد اما تفریح با همسالانش می تواند یک خروجی اجتماعی مهم بوده و بخشی جدایی ناپذیر از رشد او باشد. همچنین می تواند در مدیریت استرس به آن ها کمک کند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله بسیار مهم است و اگر اشتباه کنید ممکن است اغلب به جای شما به دوستانش اعتماد می کند. به همین دلیل، مطمئن شوید که به طور منظم با فرزندتان ارتباط برقرار می کنید نه تنها برای اینکه بفهمید اوضاع در زندگی او چگونه پیش می رود و در مورد چیزهای مختلف چه فکر می کند،
بلکه برای این که در مورد موضوعات مهمی مانند جنسیت، مواد مخدر، استعمال دخانیات، قلدری و موارد دیگر اطلاع کسب کنید.
این مکالمات اهمیت زیادی دارند زیرا فشار همسالان میتواند به یک عامل اساسی در زندگی نوجوان شما تبدیل شود، به ویژه به این دلیل که اکثر نوجوانان در این سن نگران تنهایی هستند.
جای تعجب نیست که نوجوانان اغلب با تغییر علایق، گروه همسالان خود را تغییر می دهند، بنابراین شناخت دوستان فرزند تان اهمیت بیشتری پیدا می کند. همچنین ایجاد علایق جنسی در این سن امری طبیعی است بنابراین در مورد عشق در ۱۳ سالگی اطلاعات بیش تری جمع آوری کنید.
در این هنگام باید در مورد روابط سالم و رضایت صحبت کنید. همچنین، اگر فرزند شما در حال بررسی هویت جنسی یا گرایش جنسی خود است، مهم است که با ذهنی باز با آن ها صحبت کنید.
حمایت کردن و گوش دادن حرف های آن ها مهم است و اگر سوالی دارید یا نمی دانید کودک شما چه چیزی را تجربه می کند و چگونه باید از آن ها حمایت کنید، با پزشک صحبت کنید.
تحولات اجتماعی و عاطفی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- نگرانی از رشد جسمانی و ظاهر نوجوان ۱۳ ساله
- خود را همیشه مرکز همه چیز ببینید
- به دنبال اعتماد و پذیرش همسالان می باشد
- برای استقلال تلاش می کند و در عین حالنیاز به تایید بزرگسالان دارد.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |نکات روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی
در این سن، بسیاری از نوجوانان از طریق شبکه های اجتماعی می توانند به صورت خصوصی با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. برای برخی از نوجوانان، این کار باعث ایجاد احساس آرامش می شود، زیرا آن ها اغلب با دوستان خود راحت تر ارتباط برقرار می کنند.
برای سایر نوجوانان ۱۳ ساله، ارتباطات الکترونیکی به معنای فشار و استرس بیشتر است. آن ها ممکن است احساس کنند مجبور هستند در گفتگوها شرکت کنند تا توسط همسالان خود پذیرفته شوند.
علاوه بر این منتظر تغییرات خلقی در این سن باشید. باید سعی کنید طوفان را پشت سر بگذارید و آن را جدی نگیرید، علاوه بر این عشق در ۱۳ سالگی امری رایج می باشد و ممکن است برای تمام نوجوان ها رخ دهد، سعی کنید برای رفتار با نوجوان ۱۳ ساله از مشاور کمک بگیرید تا بهترین برخورد را داشته باشید.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله
در حالی که نوسانات خلقی معمولا طبیعی است، مهم است که مراقب مشکلات سلامت روان باشید و طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ و برخورد با افسردگی، اضطراب و سایر مسائل مربوط به سلامت روان را یاد بگیرید. همچنین مهم است که با نوجوان خود در مورد تصویر بدن و احساس او نسبت به تغییراتی که تجربه می کند صحبت کنید.
به خاطر داشته باشید که نوجوانان در این سن فقط صحبت کردن را دوست ندارند. زمانی که شما کارهای دیگری مانند پیاده روی، سوار شدن در ماشین یا تیراندازی بسکتبال انجام می دهید، به احتمال زیاد شروع به صحبت می کند.
اگر نوجوان شما چالشهایی را تجربه میکند، با او در مورد راههایی که ممکن است یک مشکل را حل کنند، فکر کنید. فرزندتان را تشویق کنید تا قبل از اقدام، به چند راه حل فکر کند. این گام ساده می تواند به بهبود قضاوت فرزند شما کمک کند و به او فرصتی بدهد تا مهارت های تفکر انتقادی خود را تمرین کند.
رفتار با نوجوان پسر ۱۳ ساله
همچنین، هنگام صحبت در مورد مسائل حساس مانند مشروبات الکلی، سیگار کشیدن، مواد مخدر در نوجوانی و رابطه جنسی، مطمئن شوید که با کودک خود مستقیم صحبت می کنید . برای اینکه نوجوانتان شما را قابل اعتماد ببیند، مثبت اندکی را که نوجوانان را وسوسه می کند تا این چیزها را امتحان کنند، بپذیرید. چیزی شبیه این بگویید: «کودکان معمولاً فکر میکنند وقتی الکل مینوشند سرگرمکنندهتر هستند» و سپس عواقب آن را توضیح دهید.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله
وقتی صحبت از ایمنی در این سن به میان میآید، والدین باید چند نکته را در نظر بگیرند. برای مثال، باید به بچههای این سن یادآوری شود که در ماشین از کمربند ایمنی و هنگام استفاده از اسکوتر، دوچرخه یا اسکیت بورد، کلاه ایمنی ببندند.
این سنی است که بچه ها ممکن است رسانه های اجتماعی یا تلفن های همراه خود را داشته باشند، بنابراین مهم است که با آن ها در مورد نحوه ایمن ماندن آنلاین نیز صحبت کنید. در مورد اینکه چه چیزی را به اشتراک بگذارید و چه چیزی را به اشتراک نگذارید صحبت کنید و همچنین قوانین اساسی در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی را تعیین کنید.
گفتگوهای سازندهای در مورد نحوه انجام کارها به صورت آنلاین وجود دارد. درباره آسیب نرساندن به مردم به صورت آنلاین و همچنین نحوه برخورد با احساسات دیگران در دنیای مجازی صحبت کنید.
در نهایت، به خاطر داشته باشید که نوجوان شما می خواهد بال های خود را باز کند و مستقل تر شود. پس به دنبال راه های ایمن برای انجام این کار باشید. هنگام تصمیم گیری در مورد آنچه که به آن ها اجازه می دهید به تنهایی انجام دهند، به جامعه خود و سطح بلوغ نوجوان خود فکر کنید.
سعی کنید بین تنظیم قوانین و آزادی به شیوهای ایمن و سازنده تعادل ایجاد کنید. او میگوید، سرسختبودن گاهی اوقات میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. مطمئن شوید که در مورد نوشیدن، استعمال سیگار، و رابطه جنسی نیز صحبتهای سازندهای دارید.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
در حالی که همه کودکان با سرعت های کمی متفاوت رشد می کنند، مهم است که مراقب نحوه پیشرفت کودک خود باشید. برخی از مسائل عاطفی یا مشکلات سلامت روان که در سالهای اولیه نوجوانی ظاهر می شوند علامتی هستند که باید از دکتر متخصص کمک بگیرید
اختلالات خلقی ممکن است در این سن ایجاد شود و تجربه افسردگی و اضطراب برای روانشناسی پسر ۱۳ ساله غیرعادی نیست. اگر نوجوان شما دائماً خلق و خوی متفاوتی دارد، به چیزها بی علاقه است، بی انگیزه است، بیشتر می خوابد یا حتی به نظر می رسد که حملات پانیک را تجربه می کند، با دکتر او صحبت کنید.
حتی امتناع از دوش گرفتن یا عدم اهمیت مسائل بهداشتی می تواند دلیلی برای نگرانی باشد. در این سن، نوجوانان باید بتوانند از بدن خود بدون نیاز به اصرار زیاد مراقبت کنند.
در همین حال، مشکل تحصیلی فرزند شما ممکن است باعث نگرانی شما شود. گاهی اوقات، ناتوانی های یادگیری یا ADHD تا سال های نوجوانی آشکار نمی شود. اگر نگران این مورد هستید با معلمان فرزندتان صحبت کنید یا موضوع را با روان شناس در میان بگذارید.
مهم است که به نوجوان خود نشان دهید که با کمک روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی، به مدرسه و موفقیت او اهمیت می دهید.
نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان
منبع: Moving Onwards: Your 13 to 15-Year-Old




















سلام من ۱۳ سالمه، اصلا با خانوادهم راحت نیستم و راجب هیچ چیز نمیتونم باهاشون صحبت کنم، حتی تشکر کردن ازشون هم برام سخته. ولی برعکس با دوستام خیلی راحتتر و صمیمیتر هستم، با اونا راجب علایقم حرف میزنم، راجب درس و معلمهام، حتی مسائل جنسی (به صورت شوخی البته)، راجب و خودم و روابطم با دیگران، راجب شغلی که میخوام داشته باشم (خدا بخواد پلیس، خیلی هم راجبش تحقیق کردم مراحلش رو میدونم ولی میترسم جلومو بگیرن و قبول نکنن) ولی با خانوادهم اینجوری نیستم. حس میکنم از من فقط احترام و دکتری میخوان. درسم خوبه ولی با کسی که چند دهم درسش از من بهتر باشه مقایسه میشم و نیم ساعت راجب خوبیای اون میگن. من دختر داییم (کسی که معمولا باهاش مقایسه میشم) رو خیلی دوست دارم دلم میخواد اون و بقیه اعضا خانواده و دوستام به بهترین جاها برسن ولی حس میکنم این حرفای پدر و مادرم بین من و دختر داییم و هر کس دیگهای فاصله میاندازه.. من اینو نمیخوام.
من رابطهم با درس و دوستام خوبه، این مقایسهها هم تو هر خانوادهای هست، مشکل عشق و عاشقی هم ندارم از خودم و زندگیم راضیم ولی این حس بیاعتماد بودنم به خانواده خیلی اذیتم میکنه… اگه میشه کمک کنین.
خیلی ممنون از مطالبتون :)
سلام به شما سوگل جان
ببین عزیزم رد سن شما اینکه بتوانید با دوستانتان در مورد احساسات ، نیازها ، علایق، برنامه ها و… راحت تر صحبت کنید و حتی گاهی بخاطر داشتن شرایط سنی یکسان بهتر نیز درک شوید یک امر طبیعی هست اما موضوع مهم این است که صحبت با دوستان نباید باعث کناره گیری از خانواده شود و در این مسیر بهتر است سعی کنید که در احترام به پدر و مادر احساسات و نیازهای خودتان را بیان کنید تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید به عنوان مثال دقت کنید که پدر و مادر شما با مقایسه کردن شما با افراد دیگر می خواهند که شمار ا تشویق به درس خواندن بیشتر کنند هرچند این مسیر مورد تایید نیست و سازندگی لازم را ندراد اما راحلی می باشد که آنها از ان استفاده می کنند و هدفشان از ان کمک به شما هست اما در این مسیر شما با بیان اینکه درک می کنید که انها نگران آینده شما و شرایط درسیتان هستند اما این مقایسه کردن باعث می شود که احساسات ناخوشایندی زیادی را (مانندمواردی که تجربه می کنید را بیان کنید )تجربه کنید با آنها در میان بگذارید .
دقت کنید که خودتان نیز برای تصمیم گیری در مورد اینده شغلی بهتر است به خودتان فرصت بیشتری بدهید تا در آینده در شرایط سنی بالاتر و بر مبنای شناخت بیشتر اجتماعی و شناخت خودت و با بررسی به کمک مشاور و شناخت استعدادها در این مسیر تصمیم گیری کنید .
سلام…راستش خیلی وقت بود که دلم میخواست با یه مشاور یا یه روانشناس صحبتی داشته باشم.اما به دلایلی نمیشد.وقتی که اینجارو دیدم خیلی خوشحال شدم.حس کردم اینجا میتونم حرف بزنم و احساساتمو بگم.اممم نمیدونم از کجا شروع کنم،من از ده سالگی به بعد یه سری ناراحتی ها ورفتارای عجییب و احمقانه داشتم.به خودکشی فکر میکردم.کلا خیلی احمقانه بود طرز فکرم..الان که پونزده سالمه به فکرای اون دورانم میخندم.خیلی چیزا یاد گرفتم و فهمیدم…اما باوجود اینا بازم وقتی به گذشتم فک میکنم غمگین میشم و شدیدا یه ترسی میوفته تو دلم که نکنه باز اون احساسات مسخره برگردن..سعی میکنم نادیدش بگیرم..بهشون فک نکنم آه میدونم مسخرس اماگاهی وقتام دلم میخواد داداشمو خفه کنم..فکرای توی سرم غمگینم میکنن و منو میترسونن..دیگه میترسم توی آینه نگاه کنم خودم ر حتی…با اینکه ادعا میکنم که خیلی چیزارو فهمیدم…یا حداقل یه سری چیزارو..میدونم که هنوز خیلی سطحی و احمقم.. ممن واقعا یه مشکلی دارم؟خیلی بلاتکلیف و گیجم…ممنون میشم کمکم کنید
سلام به شما دوست عزیز
ببین عزیزم نادیده گرفتن و یا فرار کردن کمکی به شما نمی کند و تنها باعث می شود که با شدت بیشتری با این افکار و احساسات روبرو شوید در این مسیر نیاز است که شما اتفاقا با افکار و احساساتتان در یک محیط امن و با یک فرد متخصص مواجهه شوید و آنها را بررسی کنید تا بتوانید به این افکار پاسخ درستی بدهید و مسیر رشدی خودتان را طی کنید .
در زمان فعلی به طریقی دیگر شما خودتان را در همان گذشته نگهداشته اید در صورتی که می دانید دیگر این مسیر را دوست ندارید و می خواهید مسیر رشدی خودتان را طی کنید بهتر است در این مسیر به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا این افکار و احساسات شما بررسی شود و بتوانیم به شما کمک کنیم تا شرایط روحی بهتری را پیدا کنید و مسیر رشدی خود را ادامه بدهید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
نمیتونم تلفنی صحبت کنم…توی به زبون آوردن این حسا ناتوانم و کلا با واژه ها مشکل دارم.با خانوادمم راحت نیستم که بخوام بهشون بگم راجب این حسا…دیوونه خطابم میکنن..چیکار باید بکنم.
ببین عزیزم حتی همین مشکل داشتن با صحبت های تلفنی و بیان احساسات نیز می توان نشان از شرایط روحی نامناسب شما باشد چون شما برای ادامه زندگی و طی کردن مسیر رشدی نیاز به ارتباط برقرار کردن موثر با اطرافیان دارید و در این مسیر نیاز است که تلاش خود را کنید و این مسیر را به کمک روان درمانگر طی کنید در این مسیر روان درمانگر به شما کمک می کند که شرایط بهتری را تجربه کنید و به مرور بتوانید ارتباط بهتری ایجاد کنید .
من تقریبا هر یک ساعت یک بار میام اینجا…کسی نیست راجب فکرام باهاش حرف بزنم..به کمکتون نیاز دارم..لطفا کمکم کنید
ببین عزیزم این مشکلات شما نیاز است که به صورت دقیق و به صورت تعامل دو طرفه بدون قطع و وصلی مورد بررسی قرار گیرد و این امکان در مشاوره در سایت وجود ندارد و نیاز به مشاوره به صورت حضوری یا تلفنی می باشد چون روند درمانی در این دو حالت رخ خواهد داد .
میتونم از مشاوره ی تلگرام کمک بگیرم…نظرتون چیه؟فکر کنم اینجوری راحت ترم
در این مسیر شما نیاز به مشاوره تلفنی و یا حضوری دارید چون در تلگرام نیز باز حالت چت وجود دارد و در این حالت امکان بررسی دقیق مشکلات شما و درمان وجود ندارد.
سلام . پسر من ۱۵ سالشه خیلی و با ما بد اخلاقی میکنه
هر وقت که باباش دعواش میشه میگه من اخرش از پیشتون میرم و راحت میشم
من نمی دونم چیکار کنم دیروز بلند شده رفته سرکار تا ۱۰ شبم نیومد خونه
بعد اومدم بهش گفتم نرو سر کار بشین درستا بخون
گفت :من میخوام پولدار بشم و بعد از پیشتون برم و خوشبخت بشم
واقعا نمی دونم چیکار کنم میخوام بهش مسئولیت بدم از زیرش فرار میکنه
خواهش میکنم کمکم کنید
سلام به شما دوست عزیز
نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام می باشد اما دقت کنید که او در سن نوجوانی می باشد و نیاز دارد که بعد شخصیتی و دیدگاهای او از سمت شماها مورد احترام قرار گیرد تا او بتواند در کنار داشتن حمایت شماها مسیر رشدی خود را طی کند .
بهتر است در این مسیر سعی کنید که شما و همسرتان برای بررسی دقیق بعد رفتاری خودتان و فرزندتان به روانشناس مراجعه داشته باشید چون برای کمک به او نیاز است که شماها نیز تغییراتی را در زمینه رفتاری ایجاد کنید .
در این مسیر سرزنش کردن ، توهین کردن ، تنبیه کمکی به او نمی کند و در این مسیر نیاز است که روابط بازسازی شود.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۸۳
سلام من دختری ۱۵ ساله هستم جدیدا با یسری دوگانگی شخصیتی مواجه شدم ک داره ب شدت ازارم میده اینکه نمیدونم مث دخترا رفتار کنم و یا مثل پسرا ازاد و رها !چ رنگیو دوس دارم؟!چ تیپ و استایلیو دوس دارم؟!اصلا هیچی از خدم نمیدونم و هروز دارم تغیر میکنم و واقعا حس بدیه !ی چند وقتیم هست ک اصلا اوضاع خوبی ندارم من قبلا ادم درسخونی بودم ولی از هفتم ب بعد دگ درس نخوندم کلاس هشتم ی اکیپ تو کلاسمون توجهمو بسیار ب خدش جلب کرد و تمام فکر ذکرم شده بود رفتاری داشته باشم ک بتونم وارد اون اکیپ بشم و زندگیم نابود شد اینم بگم ک البته موفق شدم و ی مدت خیلی خوب بود ولی بعد از قرنطینه ارتباطمون مجازی شد تو این دوران بچه ها منو با فضایی بیشتر از سنم اشنا کردن ارتباطات و خیلی چیزای دیگه ک واقعا تا قبلش بهشون فک نمیکردم و از نظرم کار های خزی میومدن ولی بعد از اینکه منو بردن داخل اکیپای مجازی مختلتشون داستان بدبختیم شروع شد ب ی پسری با اختلاف سنی دوسال علاقه مند شدم و برای شروع رابطه خدم دست ب کار شدم و موفق هم شدم ما باهم دوست شدیم و اگ بخام صادق باشم رابطه ی قشنگی هم داشتیم تا یک ماه !من قبل قرنطینه هروز بیرون بودم ولی یهو تا ۵ ماه تو خونه حبس شدم فشار قرنطینه روم زیاد بود و اجازه بیرون رفتن نداشتم بخاطر همین ی روز با یکی از رفیقام فرار کردیم حدود ۲۰ ساعت بعد بابام اومد دنبالم وقتی ک سوار ماشین شدم نشست باهام حرف زدن ک فهمیدم از همع روابطم تو این مدت باخبر شده واقعا حس بدی بود و بعد از اون اتفاق ازم گوشیمو گرف و الان خیلی چکم میکنه واقعا ازار میبینم پیش ی مشاور هم میرم ایشون هم میگه بابام داره واقعا بم صدمه میزنه حرفایی ک بم میزنه وقتیم ک بیرون میرم بعضی وقتا میفهمم دنبالم کرده برام جاسوس میزاره رو حرفایی ک میزنم حساسه رو همش دقت میکنه تا ی چیزی دربیاره و باید بگم درحدی فشار رومه ک از خانوادم واقعا متنفرمه تازه وقتی گوشی جدید هم برام خرید نزاشت ب بچه های اکیپ شمارمو بدم و فقط گذاشت ب یکی از رفیقای صمیمیم بدم ک داخل اکیپ نبود و اون از همع دردام خبر داره ب هیچ کس اجازه ندارم شمارمو بدم از شهرکمون اجازه خروج ندارم بعد پدرم ب شدت مذهبیه و من اصلا و حتی چادر سر کردنو برام زوری میکنه ولی من اصلا خشم نمیاد و وقتیم ک سر میکنم خیلی لش وایمیسه درحدی ک مامانم میگه لخت بری بیرون سنگین تری :/واقعا دارم ازار میبینم خسته شدم واقعا از زندگی خسته شدم شاید الان حرفام براتون مسخره بیاد ولی داره روانیم میکنه تازه با تایپ کردن نمیشه همه چیزو گف کاش بتونید با حرفاتون کمکم کنید
سلام به شما مریم جان
ببین عزیزم این تغییرات و حتی گرایشات مختلفی که در این سن تجربه می کنی کاملا طبیعی هست اما در این مسیر نیاز است که شما در کنار تمایل به بودن با گروه همسالان به این موضوع هم توجه کنی که تا چه مدت می توانی زندگی را بدون هدف و برنامه و این میزان اسیب زا پیش ببری .
بله ممکن است رفتارهای پدر و خانواده سخت گیرانه باشد اما اگر برایشان دوست داشتنی نبودی به این رفتارهایت توجه نمی کردند و اجازه می دادند که خود را در معرض آسیب بیشتر قرار بدهی .
در این مسیر نیاز است که خودت تصمیم گیری کنی چون زور و یا اجبار کمکی به شما نمی کند روابط دوستی نیاز به سازندگی دارد اما روابطی که در این سن باعث شده است شما با افت درسی ، فرار از خانه ،وارد شدن به روابط دوستی نامناسب ، کاهش روابط با خانواده ، بی اعتمادی و… مواجهه شوید سازندگی لازم را ندارد و می تواند برای شما آسیب زا باشد .
در این مسیر تا زمانی که خودت نخواهی شرایط بهتری را تجربه کنی این مسیر می تواند به همین روند ادامه پیدا کند اما اگر واقعا تصمیم به تغییر مسیر زندگی بگیرید دیگر نیاز به اجبار والدین نیست و شما می توانید با رفتارهای خود و انتخاب مسیرها و روابط دوستی بهتر شرایط بهتری را تجربه کنید و مسیر رشدی بهتری داشته باشید .
در این مسیر بهتر است برگی تهیه کنی در یک سمت آن کارهایی که مانند دوستی با این افراد ، رابطه با جنس مخالف ، فرار از خانه ، و کارهای دیگری چون درس خواندن ، رفتن به کلاس های مورد علاقه ، روابط سالم با خانواده و… را یاداشت کنی و در مقابل آن زیان و سودهای هرکدام را یاداشت کنی و سعی کنی که بر مبنای شناخت تصمیم گیری کنی.
گاهی لذت های لحظه ای باعث می شود که در این سن شما مشکلات و آسیب های بزرگسالی را بخاطر ریسک پذیری بالا و همچنین خیالپردازی نادیده بگیری اما دقت کن که در کنار تجربیات لذت بخش و داشتن حق روابط دوستی نیاز است که به شرایط و سود و زیان های ان نیز توجه داشته باشی .
شما دختر فهمیده ای به نظر می رسید که می توانید با بررسی شرایط خودت تصمیم گیری بهتری داشته باشی.
سلامیییی دوبارههه..من چون پیامم نمیاد انگار دوباره میگم… خب!من با مامانم راجب تموم حسای بدم حرف زدم و بهش گفتم بهتره بریم پیش یه رواشناس.اون حمایتم کرد و گفت میتونیم بریم پیش یه رواشناس.ولی راستش من خیلی میترسم و نگرانم.چند تایی مقاله خوندم راجب افسردگی در نوجوان و اختلالات روحی که خیلی نگرانم کردن.کاش نمیکردم این کارو.[توی اون مقالات گفته شده که رفتن پیش رواشناس درست نیست برای نوجوان.چون اونا مثلا قرصای ضد افسردگیو اینا تجویز میکنن که خوب نیستش و آسیب میزنه.]بعدشش اینکه من این روزااا شدیدااااا نوسانات خلقیو دارم تجربه میکنم..لحظه ای آرومم و لحظه ای بی قراررر…صبحا با حس خیلی بدی از خواب بیدار میشم..مامان و بابام مدام بهم میگن تو تلقین میکنی،توهیچیت نیست،تو باید خودت حال خودتو خوب کنی…و حتی میگن که رفتن پیش رواشناس تو این سن برات خوب نیست اگه قرص تجویز کنن خیلی بده…من خیلی میترسم..دلشوره های عجیب و غریب..میگن تو این سن طبیعیه بلوغ و این حرفا..من تصورم از رفتن پیش رواشناس اینه که من میرم پیشش و اون منو میفرستههه پیش یه روان پزشک و من میشم یه نوجوون که عصبیهههه و در آخرم شاید دیوونه بشممم…حسایی که تجربه میکنم ترسسسسسس نگرانیییییی،مودی بودن شدیدددد من بی قرارم..مشکلم اینه الان من چیکار کنم؟شهرمون خیلی کوچیکه و روان درمانگر خوبم سراغ نداریم…البته مامانم زنگ زد به یه رواشناس و اونم گفت برای فردا نوبت بگیرین.عاه خدای مننن..چیکار کنمم؟میدونینن چی فکر میکنم.همیشه وقتی به بالا از هرچیزی نگاه کنی درکش خیلی راحت تره..من دارم روحیاتی رو تجربه میکنم که شاید الان درکشون نکنم..ولی چند سال دیگه وقتی بیست سالم شد به نوجوونیم نگاه میکنم و اون حسایی که الان درکشون نمیکنم رو اون موقع درکشون کردم..ولی یه چیز دیگم هست..نمیخوام این لحظات شیرینو..این دوران قشنگو با افسردگیم خرابش کنم..دلم میخواد حسای عجیب و غریبی که درکشون برام سخته درک کنم..و حس میکنم نیاز به یه فرد توانا هستش..و اگه اون فردی که من قراره فردا برم پیشش تخصص کافی نداشته باشه چییییی؟
ببین فاطمه جان اینکه این مقالات را شما از کجا بدست اورده اید و اینکه مراجعه و درمان را آسیب زا می دانند را ما اطلاعی نداریم اما از اسم درمان مشخص است که برای بهبود صورت می گیرد در کنار اینکه روانشناس دارویی تجویز نمی کند و درمان های روانشناسی بدون دارو صورت می گیرد اگر شما نیاز به مصرف دارو داشته باشید مانند بیماری های دیگری چون سرماخوردگی و.. به پزشک اما با تخصص روان پزشکی ارجاع داده می شوید تا بتوانید با مصرف دوره مشخصی دارو در کنار طی کردن جلسات روانشناسی شرایط بهتری را تجربه کنید.
ببین عزیزم بهتر است که در این مسیر به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید چون بدون بررسی دقیق شرایط شما ما نمی توانیم به صورت چت کاری برای بهبود شرایط روحیتان انجام بدهیم .
سلام من حدودا ۲ساله ک عاشق پسر همسایمون شدم و دی ماه ۹۸باهم وارد رابطه شدیم اما با مخالفت شدید مامان من و مامان اون پسر مواجه شدیم و الان ما رو از هم دور کردن و عشقمونا مسخره میکنن و میگن این ی عشق مسخرس اما ما خیلی اذیتیم ک از هم دوریم و خیلی اذیت میشیم چون واقعا روانی وار هما دوس داریم.من نمیدونم چکار کنم؟!
ب نظرتون مامانمو مشاوره ببرم ممکنه با رابطمون کنار بیاد؟!
در ضمن پسر همسایمون ی سال از من کوچیکتره اما خب خیلی دوسش دارم اونم خیلی دوسم داره
سلام به شما دینا جان
ببین عزیمز احساسات شما قابل احترام هست اما با توجه به توضیحات شما به نظر می رسد که در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما در این سن نمی توان شرایط و آسیب های این روابط را مد نظر قرار داد و بیشتر تصمیم گیری های بر مبنای هیجان و ریسک پذیری بالا می باشد .
بهتر است در این مسیر در کنار احترام به احساساتی که دارید به خودتان فرصت بدهید تا در آینده در شرایط سنی و رشدی بهتر در مرود این روابط تصمیم گیری کنید .
سلام به شما دینا جان
در این مورد اطلاعات بیشتر ید راختیار ما قرار بده تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
۱. هریک از شما چند سال دارید؟
۲. هدفتان از این رابطه چیست؟
۳. فکر می کنید دلیل مخالفت والدین چیست؟
۴. معیارهای شما برای انتخاب این اقا چه ویژگی هایی هست؟
سلام من ۱۳ سالمه و به پسر خالم علاقه مند شدم چیکار کنم؟
سلام به شما مهرو جان
ببین عزیزم تجربه این احساسات کاملا در سن شما طبیعی هست اما نیاز است که شما به شرایط سنی خودت توجه داشته باشی و تصمیم گیری در مورد این اطلاعات را به آینده و شرایط سنی و رشدی بهتر قرار بدهی زمانی که از هویت کامل تری برخوردار بودید و بتوانید روابط هدفمندی را تجربه کنید و نتیجه گیری بهتری داشته باشید .