تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

روانشناسی کودک ۵ سالگی

روانشناسی کودک ۵ سالگی

آنچه باید در مورد کودک پنج ساله خود بدانید:

کودک در حال یادگیری درباره خودش و دنیای اطرافش است، نقش شما در کمک به پیشرفت مهارت هایی که  برای کسب موفقیت های فیزیکی، ذهنی و اجتماعی نیازدارد، کلیدی است. آیا می دانید چه کاری از شما بر می آید؟ چگونه می توانید بطور موثر با مهد یا پیش دبستانی همکاری کنید؟ و مهمتر از همه اینکه چطور متوجه می شوید که کودکتان کارش را خوب انجام می دهد یا نه؟

سلامت جسمی و مهارت های حرکتی درشت

از نظر فیزیکی، کودک پنج ساله شما نسبت به یک سال قبل تسلط بیشتری برای انجام کارها ازخود نشان می دهد. مثلا گرگم به هوا بازی می کند، ازچارچوب کوهنوری (وسیله ای که برای بالارفتن در پارک ها تعبیه شده است) با دقت وتوجه به فاصله ها استفاده می کند و به توپ ضربه می زند. آنها اکنون متعادل تر هستند و با اطمینان بیشتری از وسایل بازی برای سرگرم شدن استفاده می کنند. اگر بتوانند توپ را خوب پرتاب کنند و بگیرند و به آن ضربه بزنند بازی بیسبال برای آنها جالب بنظر می رسد. بازی‌های  پر جنب و جوش در پیشرفت مهارت های حرکتی کودک ضروری است و همراه با تناسب فیزیکی و سلامت سیستم قلبی عروقی، موجب  کشیده شدن عضلات و استحکام استخوان ها می شود. وهمچین به بهتر غذا خوردن و خوابیدن کودک کمک می کند.

مهارت های حرکتی ظریف

زمانی که کودک  در مهارت هایی  مثل باز و بسته کردن دکمه و زیپ که قبلا  به صورت ابتدایی کسب کرده، مسلط تر می شود، لباس پوشیدن هنگام صبح برایش راحت تر است. وقتی  به راحتی از مداد یا قیچی  استفاده می‌کند موضوعاتی که در کارهای هنری اش ارائه می دهد  قابل تشخیص تر است و می تواند پازل های پیچیده تری را حل کند. هر فعالیتی که به کودک فرصت بهبود این مهارت ها را بدهد بسیار سودمند است. لوازم کارهای هنری، اسباب بازی های سازه ای و بازی های تخته ای به طور ویژه موثر هستند.

مهارت های اجتماعی

کودک شما می داند در هربازی هرکسی نقشی دارد، ولی آنها هنگام بازی به یک شخص بزرگسال نیاز دارند تا بازی را برایشان شرح دهد و بین انها داوری کند. برد برای آنها جذاب و باخت وحشتناک است، چون آنها مقهوم اقبال (grace)  در پیروزی و شکست را نمی دانند. فکر نکنید که مدام مجبور به نظارت بر  کارهای کودک هستید. کودک شما نیاز دارد مهارت هایش را برای برقراری ارتباط، شناخت و معامله همراه با کشمکش و تعارض با همسالانش را تمرین کند و بهبود بخشد. و شما تنها باید زمانیکه کنترل از دست خارج می شود پادرمیانی کنید. اهمیت این کار را دست کم نگیرید که بهتر است هر ازگاهی به کودک فرصت دهید به تنهایی بازی کند چون این کار به او کمک می کند فکر کردن  به صورت مستقل را بیاموزد.

مهارت های شناختی

زمانی که کودکان حین درگیری با مسائل ساده  شروع به درک مفهوم اندازه، وزن و حجم  می کنند، مهارت های شمارش و خواندن و نوشتن در انها بهبود پیدا می کنند. کودک یاد می‌گیرد بخواند و از سوی دیگر او اکنون  نه تنها شروع به تشخیص کلمات آشنا در تصویر می کند  بلکه تشخیص می دهد ساختار قصه چگونه  شکل یافته است. فرزند شما هنور می خواهد با شما بخواند، آماده باشید و بدانید نقش مهمی به عهده شماست، به کلمه هایی که او می داند اشاره کنید و از او سول بپرسید. هر فعالیتی که به کودک فرصت استفاده از خلاقیت و تصور را بدهد مفید است زیرا این فعالیت ها به بهبود مهارت های شناختی که برای حل مساله و درک مفاهیم جدید نیار دارد، کمک می کند.

 

حمایتی که   از کودک ۵ ساله  میکنید تا در مسیر زندگی هدایت شود با حمایت از کودک ۲ و یا ۳ ساله تفاوت دارد. از سوی  دیگر تلاش های شما از هر زمان دیگری در کمک به کودک برای تبدیل شدن به یک بزرگسال شاد  ومتعادل و سازگار،  اهمیت بیشتری دارد.

 

بیشتر بخوانید:

پیش بسوی یک سالگی: آنچه باید در مورد کودک یک ساله بدانید

پیش به سوی دو سالگی:  انچه باید در مورد کودک دو ساله بدانید

پیش به سوی سه سالگی: انچه باید در مورد کودک سه ساله بدانید

پیش به سوی چهار سالگی: آنچه باید در مورد کودک چهار ساله بدانید

برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

۲۶ نظر

  1. سولماز می‌گه:

    پسرم ۵ ساله من خیلی زورگوست.وقتی کاری رو که میخواد انجام ندم من رو میزنه یا حرف های زشتی به من میزنه.منم برای اینکه احترام خودم رو نگه دارم کاری رو که میخواد انجام میدم.اما اطرافیان به من میگن که روش تربیتی من غلطه.نظر شما چیه؟

  2. همیار می‌گه:

    متاسفانه باید بگویم شما در تربیت خود از ابتدا اقتدار ، جدیت و محکم بودنی را که زیبنده یک مادر داناست را نداشته اید .پسرتان هم که باهوش بوده متوجه شده و از شما سوء استفاده می کند.باز هم متاسفانه این رفتار شما به مرور باعث می شود که فرزندتان در ظلم کردن تثبیت شود و در آینده موجبات آزار و اذیت دیگران را فراهم آورد.
    بنابراین هر چه زودتر روش خود را عوض کنید به روانشناس کودک مراجعه کنید.روش های محروم سازی از بازی و تفریح را در مقابل رفتارهای پرخاشگرانه و توهین پسرتان به کار بگیرید.از طرفی جستجو تا بدانید که کودکتان این کارها را از کجا یاد گرفته؟ اگر از همسرتان آموخته حتما لازم است که خود شما و همسرتان هم به مشاور خانواده مراجعه فرمایید و مشکلاتتان را حل کنید ، وگرنه دیوار کجی که بنا شده تا ثریا همچنان کج بالا خواهد رفت.

  3. ناشناس می‌گه:

    سلام دخترم ۵ سالشه و همیشه از من پیش پدرش خبرچینی میکنه.من و شوهرم یه مقدار اختلاق داریم و من گاهی اوقات بعضی چیزها رو از شوهرم پنهان میکنم تا دعوا پیش نیاد ولی دخترم از این مسئله سوء استفاده میکنه و حتی منو چند باز تهدیدم میکنه که اگه به حرفش عمل نکنم فلان چیز رو به باباش می گه.نگرانی من به خاطر خود دخترم است که با این سن کم این کار رو می کنه و از آینده ش میترسم و از شما کمک می خوام چه رفتاری باهاش داشته باشم که این رفتار رو ترک کنه؟

  4. همیار می‌گه:

    سلام راستش ناهماهنگی بین زن و شوهر معمولا منجر به چنین مواردی در کودکان می شود.کودکان خیلی زود این چیز ها را متوجه می شوند و طبیعی است که بر علیه خود شما از آن استفاده کنند.بهترین راه حل این است که با همسرتان روراست و شفاف باشید و مخصوصا جلوی دخترتان شفافیت بیشتری با همسرتان داشته باشید.
    چون غیر از اینکه دخترتان از این مورد سوء استفاده می کند، شما اکنون الگوی بسیار نامناسبی را جلوی دخترتان به نمایش گذاشته اید.راستی و درستی پیشه کنید و همین را هم به دختران آموزش بدهید و سعی کنید با کمک مشاور مشکلات زناشویی را حل کنید و اجازه ندهید مشکلات باعث پنهان کاری یا خدای ناکرده نادرستی و عدم صداقت بین شما و همسرتان بشود.نکته دیگر این که دخترتان احتمالا از شما ناراحت است یا کینه به دل دارد .این را هم باید نزد روانشناس کودک بررسی و رفع فرمایید.

  5. بتی می‌گه:

    سلام.دخترم ۵ سالشه و قبلنا بدون ناراحتی وارد آسانسور میشد اما الان حاضر نیست بدون ما و به تنهایی سوار آسانسور بشه و تا محوطه حیاط ساختمان تنها بره اما وقتی من یا پدرش همراش باشیم مشکلی نداره و از آسانسور هم نمی ترسه.به نظر شما چیکار کنیم؟

  6. مشاور می‌گه:

    متاسفانه در ساختمان های بزرگتر که نسبت به همسایه ها و تردد افراد، شناخت و کنترلی وجود ندارد نباید اجازه دهید که پسر بچه یا دختر بچه های کوچک به تنهایی سوار آسانسور شوند.چون در بسیاری از موارد افرادی که ظاهرشان هم نشان نمی دهد ممکن است تمایلات کودک آزاری داشته باشند یا به نوعی به کودکان تعدی کنند.این تعدی همیشه به بدترین صورت آن ظاهر نمی شود، بلکه ممکن است به صورت دست مالی کردن کودک یاترساندن او هم انجام بشود که همه انواع آن باعث ناراحتی و آزار کودک می شود.از طرفی کودک میترسد که موضوع رابا کسی در میان بگذارد چون چنین افراد بیماری معمولا کودک را به شدت می ترسانند.بعضی خانواده ها گمان می کنند که تنها باید از دختر بچه های کوچک خود محافظت کنند ، اما متاسفانه موضوع کودک آزاری تنها به یک جنسیت مربوط نیست و همه کودکان در معرض خطر هستند.
    بنابراین به طور کلی نگذراید کودکتان بدون شما سوار آسانسور شود.سعی کنید به او یاد دهید که با غریبه ها حرف نزند و اگر غریبه ای با او حرف زد و او را ترساند به شما بگوید تا شما از او محافظت کنید.این موضوع را با تهدید به کودکتان نگویید تا بیش از این نترسد ؛ بلکه با ملایمت بگویید که گاهی برخی غریبه ها ممکن است بخواهند او را اذیت کنند و او حتما باید به شما بگوید اگر کودکتان همیشه از سوار شدن به آسانسور ترس داشت ممکن بود این ترس مربوط به خود آسانسور باشد اما چون با حضور شما احساس ایمنی می کند و ترس ندارد احتمالا موضوع به چیز دیگری بر می گردد.با این وجود اگر ترس او ادامه یافت حتما با روانشناس کودک مشورت فرمایید.

  7. مادر بزرگ می‌گه:

    سلام نوه ای ۵ ساله دارم (پسر) که الان دو ساله پدر و مادرش از هم جدا شده اند.وقتی پیش من است آرام و خوب است.حضانت او با پسرم است.زمانی که نوه ام پیش مادرش بوده اصلا به او نمی رسیده و با او بدرفتاری می کرده.البته خودش هم مادرش را دوست ندارد.و وقتی با مادرش صحبت می کند بچه بی قرار می شود.آیا می توانم به مادرش بگویم که با او تماس نگیرد و برای دیدن او از طریق کلانتری اقدام کند.زیرا گاهی هم حتی اقدام به بددهانی و بی حیایی هم می کند.تا زمانی که بچه بزرگ شود و خودش انتخاب کند؟

  8. زاهد می‌گه:

    سلام متاسفانه در این زمینه تشخیص شما یا کودک کافی نیست و اگر ادعای شما صحیح باشد و مادر واقعا دارد کودک را آزار می دهد، حتما باید روانشناس دادگاه و مراجع قانونی در این باره نظر بدهد و تصمیم گیری نماید.شما می توانید شواهد و مستندات خود را به آنها ارائه دهید.اما از نظر شخصیت خودتان نیز بنده هرگز توصیه ای نمی ککنم که مادری را از دیدار فرزندش و فرزند را از دیدن مادر محروم کنید.چون نه تنها این عمل غیر انسانی است بلکه نتایج این کار در آینده دامنگیر خود شما می شود.چون هم مورد اعتراض همین کودک قرار خواهید گرفت و هم مورد لعن و نفرین مادر او خواهید شد.از طرفی از نظر علمی جا دارد شما روش درست برخورد با کودک را مادرانه و دلسوزانه به او یاد دهید و اگر مادر تا این حد مریض است با هم یعنی با مادر و کودک نزد روانشناس بروید و به درمان او کمک کنید و اجازه دهید روانشناس به مادر یاد بدهد که رفتار درست چیست و اگر مادر عصبی است با دارو درمانی او را آرام تر کند.اگر هم رابطه شما با عروس سابق تان در این حد نیست، همان اقدام قانونی بهتر است.

  9. سمیه می‌گه:

    سلام پسر پنج ساله ای دارم مدتی ست که تیک عصبی پلک زدن و گشاد شدن چشم دارد و شبها هم در خواب دندان قروچه دارد متخصص چشم مشکلی در بینایی اش مشاهده نکردند بنظر شما مشکل روانی خاصی س؟در ضمن خیلی به پدرش وابستس .پدرش با او رفتار خوبی دارد اما همیشه کاری میکند که بین من و پسرم قرار بگیرد و پسرم مجبور به انتخاب شود . به دلیل تندخویی همسرم من همیشه استرس دارم که یک وقت ناراحت یا عصبی نشود فکر نیکنم این استرس به پسرم هم منتقل شده . کمکم کنید لطفا

    • مژگان ن می‌گه:

      با سلام.. مشکل تیک عصبی و پلک زدن می تواند دلائیل بسیاری داشته باشد که یکی از انها اضطراب است. برای تشخیص درست و بررسی نوع تیک حتما باید مشاهده لازم توسط متخصص صورت گیرد. دندان قروچه کردن می تواند دلائل متعددی داشته باشد از جمله مشکل در مجاری تنفسی و آپنه آ در طول خواب و اضطراب کمتر در این مسئله دخیل است. نوع ارتباطی که شما با همسر و فرزند خود در حال حاضر دارید یک فرزندپروری متناقض را ایجاد کرده که به نفع کودک شما نیست و دچار تناقض های تربیتی خواهد شد. حتما باید ابتدا روی سازگاری زناشویی و هماهنگی در ارتباط خود با همسرتان کار کنید این مسئله بسیار مهم است و باید روش های فرزندپروری همگام را استفاده کنید. به همسر خود بابت نتایج این رفتار هشدار دهید تا سعی در تغییر رفتار خود داشته باشد. در غیر این صورت عواقب آن متوجه کودک خواهد بود.

  10. بهار ناز می‌گه:

    پسری دارم ۵ ساله تا سن سه سالگی نمیتونست صحبت کنه که به لطف خدا با گفتار درمانی مشکل حل شد.ولی هم به خاطر اینکه نمیتونست صحبت کنه هم به خاطر وابستگی زیادی که داشت و هم به خاطر وضعیت نابسامان مهد کودک های اطراف منزلمون اسمش رو مهد ننوشتم الان وابستگی نداره و خیلی راحت از من جدا میشه.الان مشکلی که باهاش دارم اینه که در برابر آموزش چه با بازی و چه با سی دی چه با هم سن هایش به هر طریقی که فکرش رو بکنید مقاومت میکنه.میخواستم بدونم الان باید چیکار کنم چون دیگه پیش دبستانی میره.از همه بدتر خیلی هم لوش و لطایف دخترانه داره کلا تمام افراد خانواده طرفدارش هستن و من هیچ قدرتی برای اصرار و سختگیری ندارم.اصلا هم بلد نیست از خودش دفاع کنه.روانشناسی که باهاش در ارتباط هستم اصرار داره اول یه تست هوش ازش بگیره و از نوروفید بک استفاده کنه.از شمامیخوان کمکم کنید.با تشکر

  11. ali می‌گه:

    شما باید فرزند تون رو نزد یک روانپزشک ببرید.به نظر من یه تست هوش نیاز دارند.که بعد از آن آزمونی برای بررسی دقت و توجه و حافظه و بررسی تکامل حرکتی نیاز هست.ارزیابی پزشکی و عصب شناختی برای بررسی سیستم اعصاب و مغز هم نیاز هست.

  12. قادری می‌گه:

    سلام پسر من ۵ سالشه و خیلی نق میزنه یعنی مدام خواسته هاش با ناله و گریه است. نمیدونم چطور باهاش برخورد کنم وقتی یه چیزی رو میخواد اگر به خواسته اش نرسد به نق زدنش ادامه و با صدای بلند گریه می کنه.یه مشکل دیگه هم دارم اینه که از سن دو سالگی به آلنش درست میزد من اوا بهش میگفتم دست نزن بعد که با مشاور صحبت میکردم گفت اصلا به روت نیاز و حواسش رو پرت کن.الان ۵ سالشه ولی همچنان این کار رو انجام میده و الان خودش رو به زمین و میز و … میماله.ما خیلی نگرانش هستیم.میترسیم این توی سرش بمونه و اینکه ما رو میبینه خودش رو جمع کنه.ممنون میشم راهنماییم کنید.

  13. زاهد می‌گه:

    امیدوارم راه حل زیر بتونه کمکتون کنه.ببینید شما دو مشکل جدا دارین.اولی مربوط میشه به رفتارهای کودک شما.این عادت که کودک شما با گریه و دعوا چیزی را می خواهد اصلا چیزی نیست که بشه به اون بی تفاوت بود و نمیشه به یکباره اونو حل کرد.شما باید کم کم و خیلی ارون این عادت رو از سرش بردارین.مثلا فرض کنیم فرزند شما در روز ۵ خواسته از شما دارد شما باید برنامه ریزی کنید که به اون خواسته اش که واقعا براش ضرر دارد نه بگیدومحکم پای حرفتون باشید و تسلیم نشوید.و باید این کار رو با آرامش انجام بدین طوری که فرزندتون حس نکند که با رفتارش شما رو ناراحت کرده و میتونه اگه ادامه بده به خواسته اش برسه.خیلی آروم بهش نه بگید.و اقدام دوم بلافاصله بعد از نه گفتن اینه که با چند دلیل روشن و واضح که بتونه فرزندتون رو قانع کنه براش در کمال آرامش توضیح دهسد که چرا خواسته اش رو رد میکنید.بعدش به حال خودش رهاش کنید تا هر چقدر میخواد گریه کنه.برنامه شما باید به این صورت باشه که مثلا در روزهای اول از هر ۵ خواسته به یک خواسته اش نه بگید و مابقی رو قبل از اینکه شروع به داد و بیداد کردن بکنه انجام بدید تا نسبت به شما احساس تنفر نکنه.این روند رو ادامه بدین.به فرزندتون محبت بیشتری کنید ولی کاری نکنید که لوس بشه و از کنترل شما خارج بشه.
    در مورد مشکل دومتون هم به طوریکه خود فرزند شما متوجه نشه فرزندتون رو پیش یک پزشک کودک یا روانپزشک ببرید تا موضوع رو دقیق بررسی کنند و به شما راهکار بدهند.قبل از اون حتما با پزشک هماهنگ کنید که طوری رفتار کنه که بچه نسبت به مشکلی که دارد حساس تر نشود که در این صورت حل مشکل سخت خواهد شد.

  14. شقایق می‌گه:

    سلام پسری ۵ ساله دارم که یک ماهه به مهد میفرستمش این یک ماه خوب بود ولی چند روزه که یکی بهش گفت شمشیر میارم میزنمت از اون روز ترسیده میگه دیگه نمیرم.هم من و هم مربیش بهش اطمینان دادیم که کلاس با دوربین میبینیم و کسی حق نداره شمشیر بیاره ولی میگه شیاد منو بزنه. یا اینککه تو کلاس منو کسی دوست نداره و… بهش یاد دادیم چجوری ارتباط برقرار کنه و باهاشون دوست شه ولی میگه اصلا حرفم نمیاد و روم نمیشه.خیلی داره سختی میکشه تو کلاس و دایم تو خونه ذهنش درگیره.و میگه دیگه منو نبر کلاس چکار کنم یه مدت نبرمش.البته یکم خجالتی بودنش ارثی هست و من و باباش تو کودکی اینجوری بودیم.البته بهد بیست سالگی خیلی رو خودم کار کرده ولی نمیخوام پسرم به سن من برسه و خوشی ها و موقعیت ها رو از دست بده تا بفهمه مشکلشو چجوری حل کنه.چکار باید کنم؟

    • مژگان ن می‌گه:

      یکی از مسائل مهم توی خجالتی بودن بچه هااعتماد بنفس می باشد. قبل از همه چیز باید روی اعتماد به نفس کودک کار کنید. گاهی این رفتارها نیز بهانه و دستا ویزی می شوند برای نرفتن به مدرسه و مقاومت کردن. بنابراین بهتر است گاهی بها داده نشوند و نادیده گرفته شوند. از کودک بخواهید در مورد احساسش نسبت به محیط مهد و خشم و ترسی که دارد با شما صحبت کند. سعی کنید به جای کوچک شمردن و گفتن اینکه چیزی نیست و اتفاقی نمی افتد به احساسش بها دهید و به او نشان دهید که ناراحتی وی را درک می کنید مثلا بگویید می فهمم که این کار دوستت تو رو ترسوند و یا می فهمم تو عصبانی هستی. بعد از ان در طی بازی یا قصه گویی کودک را با موقعیت های مشابه روبرو کنید و به او اجازه دهید تا ان موقعیت ها را در ذهن خود و یا در بازی شبیه سازی کند و پاسخ های مناسب را جایگزین کند. بعد کودک را تشویق به مقابله واقعی کنید و به او اطمینان دهید که می تواند با مشئله روبرو شود و توان کافی را داراست. فراموش نکنید بالاتر از همه اینها باید روی اعتماد به نفس کلی کودک در موقعیت های اجتماعی کار کنید تا به مرور قاطعیت خود را افزایش دهد.

    • ماهان می‌گه:

      این چیزا تو بچه ها همین طوریه خودتون رو ناراحت نکنید ولی باز به نظر من مهد کودکش رو عوض کنید و بهش بگید تو این مهد جدید هیچ کی حق نداره با شمشیر بیاد وگرنه پلیس میاد می بردش.به نظر من مهد کودک خیلی تاثیر داره تو روحیه بچه ها منم قبلا پسرم رو مهد کودکی می بردم وقتی میاوردمش همش افسرده بود و گریه می کرد.اصلا حرق نمی زد و خیلی ناراحت بود.وقتی مهد کودکش رو عوض کردم خیلی بهتر شد

  15. غزال می‌گه:

    سلام،دختری دارم ۵ ساله ،من و پدرش ٣. ساله کهاز هم جدا شدیم ،دخترم مدتی است که یه عادت بدی داره ،دست توی بینیش میکنه و بعد میکنه تو دهانش ،یا این که ناخن میجوه ،خیلی هم صحبت میکنم باهاش ،اول میگه چشم و دوباره دور از چشم من این کارو میکنه ،چه باید کرد ؟

    • مژگان ن می‌گه:

      دست در بینی کردن و دیگر رفتارهای مشابه بیشتر منشا اضطراب دارند و در دراز مدت به صورت عادت در می ایند. نکته بسیار بسیار مهم اینست که گوشزدهای شما منجر به تکرار بیشتر و افزایش بیشتر این رفتارها می شود زیرا کودک احساس ضعف بیشتر کرده و با حس عدم کنترل روی این رفتار ان رفتار را بیشتر می کند. سعی کنید از نهی کردن مداوم این رفتار دست بردارید. هم چنین به دنبال روش های جایگزین باشید و حواس پرتی کودک. مثلا زمانی که می بینید کودک دست در بینی خود می کند با یک صدای بلند یا یک رفتار هیجان انگیز حواسش را پرت کنید. سعی کنید اصلا به رفتار اشاره نکنید.

  16. sasha می‌گه:

    من ۳۱ ساله هستم و پسر ۵ ساله ای دارم هر کاری میکنم نمیتونم باهاش خوب رفتار کنم.ازش متنفرم شوهرم هم بابت این قضیه خیلی ناراحته و این موضوع آزارش میده.چی کار کنم؟

  17. سعید می‌گه:

    به نظر من شما باید به روانپزشک مراجعه کنید.

  18. ناشناس می‌گه:

    واقعا ازش متنفری ؟؟؟من باور نمیکنم میدونید چرا؟چون به ظاهر میگید ازش متنفرید شاید به خاطر اذیت هایی که میکنه.ولی فردا یه چیزیش بشه دور از جونش اولین کسی که قلبش درد میاد خود شما هستید اولین کسی که خودش رو به آب و آتیش میزنه خودتون هستید.خیلی ها ارزو بچه دار شدن رو دارن و حسرت شما رو میخورن لطفا ناشکری نکنید.

  19. مینا می‌گه:

    همسرم کارش شیفتی هست.۳۰ ساعت سرکار و ۳ شب خونه هست.اما داقیقا بعد از اومدن به خونه پسرم شروع لجبازی میکنه و نق میزنه طوری که پدرش از اومدنش به خونه پشیمون میشه اما در ۳۰ ساعت نبودن پدرش پسرم با من هیچ مشکلی نداره و پسری خوب و خوش اخلاق هست و حالا با این اخلاق پسرم چی کار کنم؟

  20. مرحمت می‌گه:

    البته این کمی طبیعیه که پسرتون همچین رفتاری رو داشته باشه چون پدرش ازش دوره و خیلی همدیگه رو نمیبینن هر جور باهاش رفتار کنیم همونطور رفتار میکنه.خوب عزیزم رفتار همسرتون چطوره ؟ سعی میکنه با پسرتون رابطه خوبی برقرار کنه؟مثلا باهاش بازی کنه محبتش کنه یا براش اسباب بازی بخره؟

  21. مینا می‌گه:

    سلام و ممنون از شما که به سوالم جواب دادین.بله رابطه ش با پسرم خوبه همه کار براش انجام میده.احساس میکنم لوسش کرده تا این اندازه که برای غذا خوردنش هم مشکل داریم سر میز غذا نمینشینه که غذا بخوره و پدرش من رو مجبور به غذا دادنش میکنه یا خودش بهش غذا میده.اما لباس پوشیدن و کارهای بهداشتیش رو خودش انجام میده و یک مشکل دیگه اینکه با جنس مخالف خودش بهتر از جنس خودش ارتباط برقرار میکنه.

  22. ناشناس می‌گه:

    خب عزیزم شما نباید همه کارهاشو انجام بدین مطمئن اون داره رفتار شما رو منعکس میکنه.

نظر دهید

سوال امنیتی *