روانشناسی کودک 10 سالگی

روانشناسی کودک ۱۰ سالگی

آنچه باید در مورد فرزند ۱۰ ساله خود بدانید:

فرزند شما هم اکنون، رسما در دهه دوم زندگی به سر می برد و در حالی که دیگر نیاز زیادی به شما ندارد تا هر لحظه دستش را بگیرید، همچنان نقش شما در کمک به او برای عبور از مسیر رشد و رسیدن به بزرگسالی بسیار ارزشمند است.

در این سن مهارت های فیزیکی او به خوبی رشد یافته و ممکن است او به فعالیت هایی که نیازمند هماهنگی، تعادل، استقامت و سرعت است، علاقه مند باشد. ورزش کردن  به صورت فعالیت های ترکیبی هوازی، استفامتی و عضله سازی، حداقل سه بار در هفته  ضروری است. بهبود مهارت های ظریف حرکتی شخص در کار های هنری و دست خطش به شکل بهتری نمود پیدا می کند.

از نظر شناختی؛ او به سمت خواندن کتاب های طولانی تر کشیده می شود و ممکن است خودش داستان بنویسد. هر چه  رابطه علت و معلول بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، مهارت های ارتباط شفاهی فرد بهتر تکامل می یابد و این امر موجب توانمندی او در انجام مباحث منطقی می شود و او می تواند مکالمات طولانی تری با بزرگسالان و سایر بچه ها داسته باشد. در علوم ریاضی، در جمع وتفریق مهارت لازم را دارد و ممکن است از عهده ضرب و تقسیم و کسر برآید (اگر تا کنون نمی توانسته). در مدرسه ازنظر تحصیلی چالش هایی برای فرد به وجود می آید وانجام تکالیف منظم  به او یاد می دهد چگونه به طور مستقل عمل کند و  در  مهارت حل مساله ورزیده  می شود. در خانه، می تواند انجام کارهای پیچیده تری مثل شستن لباس و آشپزی را به عهده بگیرد.

هیجانات کودک ۱۰ ساله

از لحاظ هیجانی، فرد ممکن است اماده زور آزمایی با خشم ناگهانی  باشد و و این تنها موقعیتی است که شاید باعث گریه کردن  او شود. این اتفاق ممکن است به علت تلفیق دلایل مختالفی باشد،  مثل تغییرات  هورمونی و تلاش او برای فهمیدن این مساله که او کیست و می خواهد چه کسی باشد. رابطه او با شما ممکن است به این علت که او می خواهد  مستقل تر رشد کند،  دچار تغییر شود بنابراین لازم است هردوی شما خود را با شرایط تطبیق دهید. ممکن است فرد با مسائل تازه ای در نحوه غذا خوردن و یا شکل ظاهری اش رو برو شود مخصوصا در زمان بلوغ، تاثیر  تغییرات جسمی بچه هار ا در رده های مختلفی از هم متمایز می کند، به عنوان مثال دختر ها در این سن قوی تر هستند و وزن بیشتری دارند. ورزش، رژیم مناسب و کمک به ایجاد خودباوری  موجب تشویق فرد برای پذیرش نگرش و سبک زندگی سالمی می شود.

رابطه اجتماعی در ۱۰ سالگی

دایره اجتماعی او تغییر کرده است،  به این معنا که محبوب بودن در جمع برای او اهمیت دارد و یا ممکن است تنها یک دوست صمیمی داشته باشد. او می تواند هنوز وابسته به شما باشد چون عجیب نیست دراین سن کودک احساس صمیمیت بیشتری به مادرش داشته باشد. او یک خصیصه عاطفی مطلق و یک حس قوی به عدالت طلبی دارد که این احساس او را وادار می‌کند  روی اینکه چه چیزی اشتباه است بیشتر از صحیح بودن چیزی متمرکز شود و نیز دانستن وجود موضوعات خاکستری و نه سیاه و سفید وی را وادار می کند که یک چهارچوب اخلاقی برای خود بسازد.

ارتباط با جنس مخالف در ۱۰ سالگی

جنس مخالف برای شخص بسیار جذاب است و پسرها برای دختر ها خودنمایی می کنند در حالیکه ممکن است  به کارشان اعتراف نکنند. ممکن است پسرها احساس عشق زودگذر  به جنس مخالف داشته باشند. کودک درحال مستقل تر شدن است ولی نه به آن معنا که در ذهنش است. حمایت کامل و تشویق از جانب شما راه را برای کمک به او هموار می کند مخصوصا زمانیکه با تغییراتی اساسی مثل عوض شدن مدرسه رو به رو می شود.

بهتر است بیشتر در مورد سکس نوجوان بدانید.

راه های دیگری برای حمایت ازفرزندتان وجود دارد. تشویق به داشتن روابط باز، صحبت در مورد مشکلات، صداقت و فرصت دادن به شرکت  در تصمیم گیری ها به او اعتماد به نفس و دانش کافی جهت رو به رو شدن با چالش ها را می دهد  و به این شکل نسبت  به شما اعتماد بیشتری پیدا می کند. بایداو را به انجام برخی کارها وادارید و مدیریت مالی صحیح را به او آموزش دهید تا  باعث  رشد و ایجاد احساس مسئولیت پذیری  در فرزندتان شوید.

ایمنی در روانشناسی کودک ۱۰ ساله

مسائل ایمنی مربوط به این سن تغییر کرده است و مهم است به او آموزش دهید خطر را بشناسد و برای محافظت ازخودش چه در دنیای مجازی و چه دنیای واقعی چه کاری انجام بدهد. می توانید با تشویق او به انجام تکالیفش و در نظر گرفتن مکانی مناسب برای کار کردن  و گفتگو با معلم درباره مسائل مختلف شرایط  لازم برای تحصیل او را فراهم کنید. حمایت، پاداش دادن برای تلاش ها و دست آورد هایش و ابراز احساس به او کمک می کند  نسبت به خودش احساس امنیت و اعتماد داشته باشد. فرزند شما نشانه های قوی‌تری از شخصیتی  که در بزرگسالی خواهد داشت بروز میدهد و کمک شما او را قادر می کند تبدیل به مرد یا زنی شود که هم شما و مخصوصا خودش به او افتخار می کند.

 برای مطالعه بیشتر:

پیش به سوی ۱۱ سالگی

پیش به سوی ۱۲ سالگی

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور

179 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. زینب
    زینب گفته:

    سلام و عرض ادب
    دوقلوی دختر پسری دارم که نزدیک ده سالگی هستن،من مادر، در کودکی و حتی بزرگسالی دوستی نداشتم رفیقی که سالها باهاش باشم نبود ،یعنی نتونستم ارتباط برقرار کنم ،همه کار می کردم که همکلاسی هام باهام دوست صمیمی بشن ولی نمی شدن من تنها بودم و هستم .نه اینکه کسی دوروبرم نباشه ولی دوستی ندارم
    الان دخترم همینجوریه ،دو تا دختر عمه داره باهم خوبن ولی تا اونا با یکی گرم می گیرن و جواب تماس یا پیام اینو نمیدن نگران میشه گریه می کنه و ناراحت میشه که چرا منو محل نمیزارن چرا دیگه با من حرف نمیزنن، دوست دارم بتونه ارتباط بگیره دوست خوب پیدا کنه ،اصلا خجالتی نیست ،معاشرتی هست ،قبلا کلاس شعر و نقاشی میرفت بخاطر کرونا دیگه کلاسی نمیره ،دو تا دوست و همکلاسی داره که سعی می کنم به بهانه تولد یا چیزای دیگه رفت و امد کنیم که تنها نباشه
    میخواستم ببینم تو این سن برای دخترم چه کمکی میتونم بکنم که دو فردای دیگه بخاطر تنهایی و نداشتن دوست خدایی نکرده به راه بد نیفته یا به هر کسی دل نبنده صرفا به خاطر اینکه دوستش باشه و دوستش داشته باشه ممنون از شما

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما زینب جان
      نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام هست اما عزیزم قرار نیست آنچه شما تجربه کرده اید فرزندتان نیز تجربه کند در این مسیر اینکه شما شرایطی را ایجاد کنید تا او بتواند با همسالان خود ارتباط برقرار کند و خودتان نیز شنونده خوبی برای احساسات او باشید می تواند به او کمک کند تا مسیر رشدی بهتری را تجربه کند .
      کودکان و نوجوانان عموما به روابط دوستی خود بیشتر توجه دارند و پاسخ ندادن و یا دیدن دوستش را با فرد دیگری با حسادت تجربه می کنند و تا حدودی این موارد طبیعی هست اگر فرزند شما اعتماد به نفس لازم را داشته باشد و بتواند تعاملات اجتماعی خوبی برقرار کند جای نگرانی وجود ندارد .
      به هیچ وجه او را سرزنش نکنید و اگر مثلا زمانی که دوستش پیام نداد نگرانی بود او را تشویق کنید تا به این فکر کند که غیر از ترک کردن او و یا ناراحت بودن و… چه دلایل دیگری می تواند برایش وجود داشته باشد .

      پاسخ
  2. حلما رجبی
    حلما رجبی گفته:

    سلام خسته نباشید من یه برادر ۱۰ ساله(کلاس چهارم)دارم و خودم ۲۲ ساله هستم و یه برادر ۳۰ ساله هم دارم،چندشب پیش بهم گفت میشه باهات دردو دل کنم؟گفتم اره چرا که نه بگو حتما،شروع کرد گریه کردن و گفت حس میکنم بابا و مامان خیلی پیرن؟(مادرم متولد ۵۴ و پدرم متولد ۴۳هستن در ظاهر پدرم کاملا موهاش سفیده چون ارثیه و منم دقیقا همینطورم)هرجا میرم میگن بابابزرگ مامان بزرگتن؟و من سعی کردم اروم بهش بفهمونم که اینطور نیس و این مسئله عادی و طبیعیه و جای نگرانی نیست.
    بعد گفت چرا کسی منو دوست نداره؟
    چرا همه تو این خونه آدم بزرگن؟چرا هیچکس حرف منو نمیفهمه؟هیچکس برای من کاری نمیکنه؟
    گاهی فکر میکنم باید از این خونه فرار کنم!!!
    من سعی کردم باهاش صحبت کنم و متوجش کنم که واقعا اینطور نیست
    اما خیلی نگرانم بابتش،لطفا راهنماییم کنید و بگید چجوری باید باهاش برخورد کنیم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما حلما جان
      نگرانی شما برای کودکتان قابل احترام هست اما عزیزم در این مسیر نیاز است که در این مسیر سعی کنید همیتان برای او شنونده خوبی باشید و چون او از شماها کوچک تر است او را مجبور به انجام کاری نکنید و شنونده خوبی برای احساسات و نیازهای او باشید و به استقلال او احترام بگذارید تا او بتواند مسیر رشدی خودش را طی کند .
      اگر این نگرانی و شرایط روحی ادامه پیدا کند و یا رفتارها و افکارهای وسواسی و تکراری در اول مشاهده کردید نیاز است که او را به روانشناس ارجاع بدهید تا بتوانیم در این مسیر کمک کنیم تا نتیجه گیری بهتری را داشته باشد و بتواند در شرایط روحی بهتر مسیر رشدی خودش را طی کند.

      پاسخ
  3. razie
    razie گفته:

    سلام،پسر من نه سال و نیمش هست،بعضی وقت ها خیلی عصبی و پرخاشگرانه رفتار میکنه،مخصوصا زمانی ک چیزی میخواد و بهش دسترسی نداره و یا نمیتونه کاری ک مد نظرش هست رو انجام بده،کلا از بچه گی ش هر چی خواسته برایش فراهم بوده،البته بیشتر از جانب پدرش حمایت بیش از حدو اندازه ای داشته،با اینکه خودش وقتی مشکلی نداره میگه من همه چی دارم،ولی وقتی ناراحت یا عصبانی میشه منکر داشته هاش میشه و تمام حمایت ها و رفتار های من و پدرش رو زیر سوال میبره،ازادی عمل داره،برای کارهاش خودش تصمیم میگیره تا جایی ک بشه تصمیم رو به عهده خودش گذاشت،ولی از زمانی که قرنطینه شروع شد تا به امروز رفته رفته رفتارش بدتر شد،بطور کلی اصلا صبر نداره،درک خوبی از مسائل داره وقتی باهاش صحبت میکنم اما کنترل خشم ش خیلی ضعیفه سریع عصبانی میشه و داد میزنه،هر دفعه که این رفتار ها رو از خودش نشون میده من باهاش صحبت میکنم تا جایی که ممکنه سعی میکنم دعوا و تنبیه نکنم،اما تاثیرات حرفامون فقط یک روزه و فرداش باز اگ چیزی باب میلش نباشه همون رفتار رو انجام میده،خیلی زود تسلیم میشه وقتی داره کاری رو انجام میده،متاسفانه همسرم هیچ وقت اجازه نمیده پسرم کاری رو به تنهایی انجام بده همش کمکش میکنه ازش میگیره خودش انجام میده،اجازه نمیده پسرم تلاش زیادی داشته باشه تا غر میزنه میره براش انجام میده یا به من میگه براش انجام بدم،میخواستم بدونم چه رفتاری باید باهاش داشته باشم؟چی کار کنم ک صبرش بیشتر بشه انقدر سریع عصبی و نا امید نشه؟
    ممنون

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      نگرانی شما برای فرزندتان قابل احترام می باشد اما عزیزم دقت کنید که عصبانی شدن نیز تجربه یک هیجان طبیعی می باشد و تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد که فرزند شما نیز به عنوان یک انسان گاهی عصبانی ، ناراحت و خشمگین شود اما مسیری که برای بیان احساسات خود انتخاب می کند از اهمیت برخودار می باشد .
      در اول اینکه در اینگونه زمان ها با توجه مثبت نشان دادن به خواسته های او برای تمام شدن این شرایط و یا راضی کردنش اقدام نکنید در هرصورت یک رفتار زمانی که تقویت دریافت می کند خب مجدد تکرار می شود اما در اینگونه زمان ها بیان کنید که متوجه ناراحتی و عصبانیت او هستید اما می توانید بجای داد زدن در مورد آن صحبت کنید و مسیر را بررسی کنید که چه راحل هایی وجود دارد .
      تا زمانی که شما و همسرتان همه کار توان باشید و او فکر کند تنها خودش هست که نمی تواند یک سری کارها را انجام بدهد خب اعتماد به نفس و استقلال او در مسیر درستی حرکتی نمی کند وقت آن شده است که شما و همسرتان نیز گاهی اوقات بیان کنید که خب نمی دانید و یا شما هم بلد نیستید اما می توانید به او کمک کنید تا به کمک متخصص در همان زمینه و یا مطالعه بیشتر و ایجاد شرایط آن مانند کتاب و یا پی دی اف و …در این مسیر برای رسیدن به خواسته خود تلاش کند .
      برای درخواست هایی که دارد زمان مشخص کنید مثلا اگر نیاز به اسباب بازی جدیدی را بیان می کند و آن را می خواهد و جز واجبات برای او نیست بهتر است بیان کنید که مثلا در این ماه یک اسباب بازی می توانستید برایش بخرد که خرید کرده اید و برای خرید اسباب بازی جدید نیاز است که تا ماه بعد صبر کند در آن زمان اگر شرایط تهیه آن وجود داشت می توانید برای خرید آن اقدام کنید .
      اجازه بدهید او کارهایش را خودش انجام بدهد حتی اگر ناقص و با کیفیت کمتر باشد او نیاز است که به خودش اعتماد بیشتری کند.
      در صورت ادامه این سبک رفتاری برای بررسی دقیق تر شرایط بهتر است شما و همسرتان و فرزندتان به روانشناس مراجعه کنید.

      پاسخ
  4. مریم
    مریم گفته:

    با سلام و وقت بخیر
    من مدت یکسال هست ک ازدواج کردم با مردی ک دختر ده ساله داره و خودم هم یک دختر ۱۲ساله دارم ،در حال حاضر مشکلی که با بچه ها داریم اینه ک مسئولیت انجام کارهای خانه به عهده نمی گیرند واز بی نظمی داخل منزل کلافه شدم ،جوری ک هر وسیله ای رو سر جاش نمی گذرارند و گاها در عرض چند ساعت تمام منزل به هم ریخته میشه ،خیلی روشها رو امتخان کردم اما باز بدون گفته کارها رو انجام نمی دهند ،خواهش میکنم راهنماییم کنید ،سپاسگزارم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما مریم جان
      قابل درک هست که خب مدیریت کردن این شرایط می تواند برای شما دشواری را به دنبال داشته باشد اما در این مسیر نیاز است که قوانین یکسانی بگذارید و از آنها بخواهید که تنها در اتاق خودشان بازی کنند و در صورت ریختن هر وسیله ای خودشان موظف به جمع کردن آنها می باشند در این مسیر اگر به وظایفی که متناسب با سنشان هستند و اینکه خودشان از قبل مسئولیت آن را قبول کرده اند انجام نداند در این مسیر می توانید از جریمه های قابل پذیرش و نه آنچنان سخت اما برایشان مهم باشد استفاده کنید.

      پاسخ
  5. N
    N گفته:

    سلام
    من خواهر یک دختر ۱۱ سالم که خودم ۱۷ سالمه و خواهرم بیشتر وقتشو با من میگذرونه چون مادرم سر کارن و منم رابطمون رو جوری کردم که راجب هر چیزی بیاد باهام حرف بزنه حتی چیز هایی که با مادرم نمیتونه در میون بزاره و منم همیشه سعی میکنم بر خلاف مادرم با موضوعات منطقی و بدون اینکه مثلا بهش بپرم که چرا چنین چیزی میگیا و اینا رفتار کنم.اما جدیدا اینو برام تعریف کرد یه مدت میرفته روی پشت بام و با کارگرپسر که توی ساختمون نیمه کاره مشغول کارن که جوان هم هست حرف میزده یه بارم گفت اتفاقی رژ قرمز زده بوده که اون دیده و اینا که اصلا من موندم اصن نمیدونستم چی بگم بهش چه رفتاری باید نشون بدم و تنها چیزی که به فکرم رسید بهش که از این فازا تو این سن بیارمش بیرون این بود که گفتم اجی اخه وقتی تو بچه ای اونام می‌فهمن و قطعا اگه مثلا باهات حرف زدن که تو نباید جور دیگه برداشت کنی که
    بعدشم گفتم حالا اگه تو سنتم بالا بود تو که نباید خودتو اینقدر بی ارزش بدونی که با هر کسی حرف بزنی و جلب توجه کنی
    ولی نمیدونم این حرفام درست بوده تروخدا بگید باید این جور مواقع چی کار کنم چون میدونم اگه الان درست برخورد نشه باش بعدا به رفتار های بدتری تبدیل میشه و بزرگ شد بیشتر به مشکل بر میخوره

    پاسخ
  6. شنو
    شنو گفته:

    با سلام و خسته نباشد من مادر دختر ۱۰ ساله ای هستم که از ادامه زندگی خسته شدم و تصمیم دارم به تنهایی زندگی رو ادامه بدم. دخترم هروقت چیزی بخواد همون لحظه بهش عمل نکنیم هم من هم پدرشو کتک میزنه بی احترامی میکنه جیغ میزنه پاشو میکوبه زمین. ابرومونو تو در و همسایه برده نه جرات داریم خونه کسی بریم نه کسی بیاد خونمون باهمه دعوا میکنه فحش میده چه بچه چه بزرگسال براش فرق نمیکنه. بعد اروم میشه و همه چیو یادش میره قدرت یادگیری بالایی داره ولی تکالیف مدرسشو انجام نمیده تو کلاسهای انلاین اصلا شرکت نمیکنه به درس و ورزش و کلاس و هیچی اهمیت نمیده فقط با تبلت کارتون میبینه یا با همکلاسیهاش حرف میزنه. بارها براش قانون گذاشتم و تبلتو ازش گرفتم ولی فایده نداره. به هیچ کلاسی هم علاقه نداره و شرکت نمیکنه. بارها ازبس عصبی شدیم که باباش کتکش زده .لطفا کمکم کنید واقع بریدم خودمم دچار سردردهای تنشی و عصبی شده هروقت جیغ میزنه گوشم و سرم درد میگیره .باعث شده همیشه سردرد داشته باشم که هم زندگیم هم کارمم مختل کرده روابطمم باهمسرم دچار مشکل شده حتی هیچ ارتباطی باهمسرم ندارم از ارتباط خوب من و باباش بدش میاد دوست داره مارو دعوا بده. شوهرمم همیشه از دستم گله مند و شاکیه

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دوست عزیز
      قابل درک هست که این شرایط برای شما و همسرتان با فشار روحی زیادی همراه شده است اما جدایی شما و همسرتان کمکی به بهبود این مشکل نمی کند در هرصورت هردوی شما حتی با جدایی هم نیاز به ارتباط با دخترتان دارید و در قابل او مسئول می باشید اما در این مسیر بهتر است که برای درمان دخترتان به صورت حضوری او را به روانشناس ارجاع بدهید با با بررسی مسیر رشدی و سبک رفتاری او در این مسیر بتوانیم کمک کنیم تا در شرایط روحی بهتر و مسیر ارتباطی بهتری مسیر رشدی خودش را طی کند.
      شما و همسرتان در احترام به فرزندتان نیاز است که برای باهم بودن وقت بگذارید و به نیازهای هم توجه داشته باشید در هرصورت نادیده گرفتن این نیازها نه تنها کمکی به فرزندتان نمی کند بلکه باعث می شود که مشکلات بیشتری را هر سه نفر شما تجربه کنید.
      در این مسیر با توجه به شرایط درسی، مسیر ارتباطی ، و نوع تعامل فرزند شما نیاز به مراجعه حضوری او به روانشناس می باشد.

      پاسخ
  7. شنو
    شنو گفته:

    روانشناس هم مراجعه کردیم ولی دیگه دخترم نمیاد میگه از هرچی روانشناسه بدم میاد.میگه خودم میدونم چیا میگن. خودش مید به روانشناسا میگه که راه حلتون اینه . من هیچ مشکلی ندارم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با توجه به شرایط دخترتان و زندگی مشترکتان نیاز است که حتما دختر شما جلسات خود را طی کند و حتی امکان نیاز به مصرف دارو نیز وجود دارد در کنار اینکه بهتر است شما و همسرتان نیز برای بررسی مسیر ارتباطی باهم و با دخترتان حتما خودتان نیز به روانشناس مراجعه داشته باشید چون این شرایط و دوری شماها از هم هیچ کمکی به او و شما و همسرتان نمی کند.

      پاسخ
  8. لیلا
    لیلا گفته:

    با عرض سلام و وقت بخیر .من دختر ده سال و نیمه دارم که دختر خواهرم شش ماه از دختر من کوچکتره دخترم خیلی روی رفتارها دختر خالش حساسه و همیشه خودش رو با اون مقایسه میکنه چرا اون موهاش بلندتره موبایلش بهتره پوستش سفید تره کلا حساسه فقط روی اون زود هم پشیمون میشه و میگه مامان چیکار کنم حساس نباشم و حسادت نکنم بهش دختر خیلی خوبیه ولی نگرانم نخواد تو زندگیش به این روند ادامه بده و خدای نکرده ضربه بخوره تو رو خدا راهنماییم کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما لیلا جان
      ببین عزیزم اینگونه مقایسه ها عموما وجود دارد اما با داشتن تعاملی بهتر و پذیرش دخترتان از طرف خانواده مخصوصا شما و پدر بدون قید و شرط همین گونه که هست به مرور می توانید به او کمک کنید تا بتواند مسیر رشدی خودش را طی کند .
      در این مسیر دقت کنید که حتی به عنوان مثال نیز از این فرد ای هر فرد دیگری استفاده نکنید اگر می خواهید به دخترتان در بهبود مثلا سبک حرف زدن و یا درس خواندن و… کمک کنید بهتر است که به او کمک کنید شرایط خودش را در مقایسه با خودش بررسی کند و نتیجه گیری داشته باشد .
      اگر این رفتارها را با کاهش اعتماد به نفس در او مشاهده می کنید بهتر است که یک دوره مشاوره حضوری را تجربه کند تا بتوانیم با خود او صحبت کنیم.
      والدینی که برای فرزندان خود همه کاری انجام می دهند و همه مسائل شخصی آنها را نیز رفع و رجوع می کنند، به هیچ عنوان به نفع شان عمل نکرده اند.
      صبور باشید و اجازه دهید که کودک خود کارهایش را انجام دهد. برای مثال پوشاندن لباس به تن یک کودک خردسال (پیش از سن مدرسه) توسط والدین، بسیار آسان تر و حتی سریع تر است اما بهتر است خود را کنار کشیده و فرصت یادگیری مهارت های جدید را به فرزندتان بدهید.
      هرچه کودک از دوران خردسالی و به تناسب سن خود با چالش های بیشتری رو به رو شود، شخصیتی قوی تر را توسعه خواهد داد که از جمله بارزترین نتایج آن اعتماد به نفس بالاتر است.
      برای کودک شفاف سازی کنید که هیچ کس فوق العاده نیست: کودکان به ویژه آنهایی که در سن مدرسه هستند، به علت تلاش برای رقابت با دوستان خود دچار استرس و اضطراب می شوند. در واقع آنها به دنبال راهی هستند که ثابت کنند در مقایسه با هم سن و سالان خود دارای برتری های مختلفی هستند.
      حال شما به عنوان والدینی خردمند، باید فرزند خود را آگاه سازید که هیچ فردی در این دنیا فوق العاده و بدون نقص نیست و هیچ کس نیز از وی انتظار بی نقص بودن را ندارد.
      نحوه برخورد شما با کودک هنگام ارتکاب خطا، تعیین کننده رویکرد آنها در آینده و همچنین سطح اعتماد به نفس خواهد بود. بنابر این در مواجهه با خطاها به گونه ای رفتار نکنید که احساس کند به خاطر این خطا، ارزش او نادیده گرفته شده است. با فرزندتان در این باره گفت و گو کنید.
      عتماد به نفس کودک وقتی شکوفا می‌شود که نوعی علاقه بی قید و شرط را ببیند، عشقی که می‌گوید «دوستت دارم، هرکه باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی کودکتان را صرفنظر از توانایی هایش، مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش می‌پذیرید، به او بیشترین کمک را می‌کنید. بنابراین، او را در عشق خود غرق کنید.
      او را تا می‌توانید بغل کنید، ببوسید و به پشتش بزنید و فراموش نکنید به او بگویید که چقدر دوستش دارید. وقتی مجبورید در موردی به او تذکر بدهید ، به او بفهمانید تذکر شما در مورد رفتارش است و نه خودش .
      البته یک جنبه حق انتخاب دادن و خطر پذیری این است که کودکتان در معرض اشتباه قرار می‌گیرد. اینها درسهای باارزشی برای اعتماد به نفس کودکتان هستند . بنابراین اگر کودکتان با وقت تلف کردن در اتاق خوابش از اتوبوس مدرسه جا مانده است، او را تشویق کنید که بیندیشد دفعه بعد چطور رفتار کند بهتر است.
      به این ترتیب اعتماد به نفسش صدمه نمی‌بیند و خواهد فهمید که گاهی می‌شود اشتباه کرد در این مسیر اینکه همه کار توان نباشید به عنوان والد و یا دیگران را خیلی بزرگ جلوه ندهید از اهمیت زیادی برخودار هست .

      پاسخ
  9. دریا
    دریا گفته:

    سلام روز بخیر من ی دختر پسر دو قلو دارم ۱۰ ساله دوست دارم دخترم منطقی بزرگ بشه بچگونه فکر نکنه نه اینکه بزرگ تر از خودش حرف بزنه ولی منطقی فکر کنه زندگی کنه باشگاه هم میرن واسه تخلیه انرژی باید چیکار کنم لطفا راهنماییم کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما دریا جان
      ببین عزیزم در این مسیر نه احساسات برتری نسبت به عقلانی فکر کردن دارد و نه عقلانی فکر کردن برتری نسبت به احساسی فکر کردن هردوی آنها در یک انسان نرمال باید وجود داشته باشد و افراط در هریک از آنها می تواند نشان از مشکل باشد.
      بهتر است که شما محیط متناسب با شرایط سنی و رشدی دخترتان را محیا کنید و اجازه بدهید که او مسیر رشدی خودش را طی کند و شخصیت خودش را بسازد و در این مسیر اتفاقا اینکه او بتواند احساساتش را بیان کند و آنها را بشناسد و بداند احساساتش برای شما قابل احترام هست کمک می کند که در تصمیم گیری ها در کنار بعد احساسات شرایط محیطی را نیز در نظر بگیرد و در مورد موضوعات مختلف تصمیم گیری کند.

      پاسخ
  10. مهدیه
    مهدیه گفته:

    با سلام بنده پانزده سال دارم و دختر عمه ای ۱۰ ساله دارم او مدام به من می گوید بیا بازی کنیم و مسائل دوران تکلیف را مدام برای من با هیجان توضیح می دهد ولی من از حرف های تکراریش خسته می شوم و زمانی که بهش میگویم من این هارا تجربه کردم یا با او وقت باز ندارم و باید به تکالیفم برسم او ناراحت میشود چه گونه باید او را راضی نگه دارم و در عین حال بتوانم به کار های خود برسم درضمن او خیلی مذهبی و خیلی حالات دخترانه دارد

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام به شما مهدیه جان
      در این مسیر خب شما در احترام به او می توانید به شرایط خودتان نیز توجه کنید و اگر مایل به این ارتباط نیستید خب در احترام می توانید به او بیان کنید در این مسیر قرار نیست که شما مسیر رشدی و کارهای خود را رها کنید و زمانی که وقت ندارید برای افراد دیگر وقت بگذراید در هرصورت در این مسیر اینکه شما بیان کنید کافی می باشد و بهتر است که افکار و دیدگاهای او را به خودش واگذرا کنید.
      در کنار اینکه در زمان باهم بودن می توانید موضوعات دیگری را برای صحبت و بازی بیان کنید تا بتوایند در این مورد نتیجه گیری بهتری داشته باشید.

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *