روانشناسی کودک ۱۰ سالگی

آنچه باید در مورد فرزند ۱۰ ساله خود بدانید:
فرزند شما هم اکنون، رسما در دهه دوم زندگی به سر می برد و در حالی که دیگر نیاز زیادی به شما ندارد تا هر لحظه دستش را بگیرید، همچنان نقش شما در کمک به او برای عبور از مسیر رشد و رسیدن به بزرگسالی بسیار ارزشمند است.
در این سن مهارت های فیزیکی او به خوبی رشد یافته و ممکن است او به فعالیت هایی که نیازمند هماهنگی، تعادل، استقامت و سرعت است، علاقه مند باشد. ورزش کردن به صورت فعالیت های ترکیبی هوازی، استفامتی و عضله سازی، حداقل سه بار در هفته ضروری است. بهبود مهارت های ظریف حرکتی شخص در کار های هنری و دست خطش به شکل بهتری نمود پیدا می کند.
از نظر شناختی؛ او به سمت خواندن کتاب های طولانی تر کشیده می شود و ممکن است خودش داستان بنویسد. هر چه رابطه علت و معلول بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، مهارت های ارتباط شفاهی فرد بهتر تکامل می یابد و این امر موجب توانمندی او در انجام مباحث منطقی می شود و او می تواند مکالمات طولانی تری با بزرگسالان و سایر بچه ها داسته باشد. در علوم ریاضی، در جمع وتفریق مهارت لازم را دارد و ممکن است از عهده ضرب و تقسیم و کسر برآید (اگر تا کنون نمی توانسته). در مدرسه ازنظر تحصیلی چالش هایی برای فرد به وجود می آید وانجام تکالیف منظم به او یاد می دهد چگونه به طور مستقل عمل کند و در مهارت حل مساله ورزیده می شود. در خانه، می تواند انجام کارهای پیچیده تری مثل شستن لباس و آشپزی را به عهده بگیرد.
هیجانات کودک ۱۰ ساله
از لحاظ هیجانی، فرد ممکن است اماده زور آزمایی با خشم ناگهانی باشد و و این تنها موقعیتی است که شاید باعث گریه کردن او شود. این اتفاق ممکن است به علت تلفیق دلایل مختالفی باشد، مثل تغییرات هورمونی و تلاش او برای فهمیدن این مساله که او کیست و می خواهد چه کسی باشد. رابطه او با شما ممکن است به این علت که او می خواهد مستقل تر رشد کند، دچار تغییر شود بنابراین لازم است هردوی شما خود را با شرایط تطبیق دهید. ممکن است فرد با مسائل تازه ای در نحوه غذا خوردن و یا شکل ظاهری اش رو برو شود مخصوصا در زمان بلوغ، تاثیر تغییرات جسمی بچه هار ا در رده های مختلفی از هم متمایز می کند، به عنوان مثال دختر ها در این سن قوی تر هستند و وزن بیشتری دارند. ورزش، رژیم مناسب و کمک به ایجاد خودباوری موجب تشویق فرد برای پذیرش نگرش و سبک زندگی سالمی می شود.
رابطه اجتماعی در ۱۰ سالگی
دایره اجتماعی او تغییر کرده است، به این معنا که محبوب بودن در جمع برای او اهمیت دارد و یا ممکن است تنها یک دوست صمیمی داشته باشد. او می تواند هنوز وابسته به شما باشد چون عجیب نیست دراین سن کودک احساس صمیمیت بیشتری به مادرش داشته باشد. او یک خصیصه عاطفی مطلق و یک حس قوی به عدالت طلبی دارد که این احساس او را وادار میکند روی اینکه چه چیزی اشتباه است بیشتر از صحیح بودن چیزی متمرکز شود و نیز دانستن وجود موضوعات خاکستری و نه سیاه و سفید وی را وادار می کند که یک چهارچوب اخلاقی برای خود بسازد.
ارتباط با جنس مخالف در ۱۰ سالگی
جنس مخالف برای شخص بسیار جذاب است و پسرها برای دختر ها خودنمایی می کنند در حالیکه ممکن است به کارشان اعتراف نکنند. ممکن است پسرها احساس عشق زودگذر به جنس مخالف داشته باشند. کودک درحال مستقل تر شدن است ولی نه به آن معنا که در ذهنش است. حمایت کامل و تشویق از جانب شما راه را برای کمک به او هموار می کند مخصوصا زمانیکه با تغییراتی اساسی مثل عوض شدن مدرسه رو به رو می شود.
بهتر است بیشتر در مورد سکس نوجوان بدانید.
راه های دیگری برای حمایت ازفرزندتان وجود دارد. تشویق به داشتن روابط باز، صحبت در مورد مشکلات، صداقت و فرصت دادن به شرکت در تصمیم گیری ها به او اعتماد به نفس و دانش کافی جهت رو به رو شدن با چالش ها را می دهد و به این شکل نسبت به شما اعتماد بیشتری پیدا می کند. بایداو را به انجام برخی کارها وادارید و مدیریت مالی صحیح را به او آموزش دهید تا باعث رشد و ایجاد احساس مسئولیت پذیری در فرزندتان شوید.
ایمنی در روانشناسی کودک ۱۰ ساله
مسائل ایمنی مربوط به این سن تغییر کرده است و مهم است به او آموزش دهید خطر را بشناسد و برای محافظت ازخودش چه در دنیای مجازی و چه دنیای واقعی چه کاری انجام بدهد. می توانید با تشویق او به انجام تکالیفش و در نظر گرفتن مکانی مناسب برای کار کردن و گفتگو با معلم درباره مسائل مختلف شرایط لازم برای تحصیل او را فراهم کنید. حمایت، پاداش دادن برای تلاش ها و دست آورد هایش و ابراز احساس به او کمک می کند نسبت به خودش احساس امنیت و اعتماد داشته باشد. فرزند شما نشانه های قویتری از شخصیتی که در بزرگسالی خواهد داشت بروز میدهد و کمک شما او را قادر می کند تبدیل به مرد یا زنی شود که هم شما و مخصوصا خودش به او افتخار می کند.
برای مطالعه بیشتر:
منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور


















سلام خسته نباشید
من ۲ تا فرزند پسر ۶و۱۰ساله دارم پسر کوچیکم بیشتر مستقل کارهاشو انجام میده برعکس پسر بزرگم از دوران پیش دبستان در هر کاری ازمن اجازه میگیره کارهای خیلی جزئی مثل تلویزیون باز کردن ،خوراکی خوردن مدام بهش میگم واسه کارهای کوچک اجازه نمیگیرن و خیلی هم بی خیال هست توی هر کاری مثل درس و…و دیگه از من حرف شنوی نداره من خودم خیلی زود عصبانی میشم چیکار کنم مستقل تر و مسولیت پذیر بشه ؟
سلام به شما شادی جان
در اینجا چند موضوع مهم وجود دارد که بهتر است باهم به ان توجه کنیم.
۱. در اول اینکه شما تمام تلاش خودت را برای مادر به اندازه کافی خوب بودن کرده ای پس بهتر است از سرزنش کردن خودت خوداری کنی و سعی کنی اگر موضوعی هم وجود دارد بدون سرزنش کردن خودت و یا فرزندت با کنجکاوی و به کمک متخصص ان را رفع کنید .
۲. شما از دو فرزند صحبت می کنید که هر کدام بعد شخصیتی و رفتاری متفاوتی دارند و خب موضوع مهم در این زمینه این است که ما به این تفاوت ها احترام بگذاریم و یکی را برتر از دیگری نبینیم و از هرگونه مقایسه کردن خوداری کنیم.
۳. شما بیان می کنید از من حرف شنوی ندارد اما او را تشویق هم می کنید که از شما برای کارهایش اجازه نگیرد این دو موضوع در تضاود باهم هستند چون در هرصورت کودک شما این را برداشت می کند که در محیطی گیر افتاده باشد که نداند باید در ارتباط با شما چه کاری انجام بدهد و خب این می تواند برای او هم باسردرگمی همراه شود.
خب شما می توانید به او اجازه تصمیم گیری بدهید مثلا اگر از شما پرسید می تواند از تلوزیون استفاده کند و یا غذا بخورد و… بجای اینکه بگوید نمی دانم و یا بگوید باز تو اجازه گرفتی و … خب می توانید اجازه بدهید خودش تصمیم بگیرد به این معنا که مثلا به او بگوید خب به نظر می رسد خیلی از تکالیف مدرسه ات باقی مانده نظر خودت در مورد الان تلوزیون دیدن چیست؟ خب در این حالت شما هم گوش زد کرده اید که تکالیفش هم هست و بهتر است به آن هم توجه کند و هم اینکه اجازه انتخاب و استقلال را به او داده اید و یا مثلا در خوردن خوراکی خب می توانید به او بگوید که اگر فکر می کند گرسنه هست و یا تمایل به خوردن چیزی دارد خودش در این مورد تصمیم گیری کند و یا یک جواب ساده که خودت چی فکر می کنی می تواند کمک کند تا او احساس ارزشمندی کند.
در این مسیر درک شرایط هریک از فرزندان در کنار درک نیازها و احساسات خودتان از اهمیت برخودار می باشد چون شما اگر به نیازها و احساسات خودت هم توجه نکنی خب فشار روحی بیشتری را تجربه می کنید و خب اینکه احتمال عصبانیت و پرخاش برای شما بیشتر می شود در کنار اینکه قرار نیست شما احساس خشم و عصبانیت را تجربه نکنید اما اینکه از چه مسیری به آن پاسخ می دهید اهمیت دارد.
سلام وقت بخیر من یه خواهر ۱۱ساله دارم امروز تو گوشیش دیدم روبیکا نصب کرده پیاماشو دیدم هرپسری اومده پیویش ۱۳,۱۵ساله ۱۷ساله فقط حرفای مزخرفی زدن یا درمورد سکس خواستن بحث باز کنن اکثرشونو بلاک کرده اما دوسه تا پسر بودن که بهش گیر دادن و ب شوخی هر حرفی ک میخاستن مخصوصا حرفای سکسی ک تحریکش کنن اما این همش تو جواب نوشته بود وا هر حرف بدی میزدن میگفت وا احساس میکنم معنی خیلی حرفارو نمیدونس و اینکه همش میگف ۱۷سالمه از یه شهر دیگه و میگف مشروب میخورم فلان بااینکه تاحالا رنگشم ندیده و با یه پسر هم رفیق شده رل زده و قبل اینکه رفیق بشن این ب پسره نوشته که کراشم روت و فلان
به دوست اون پسره هم میگف تو عین داداشمی مشکل از چیه من ب روش نیاوردم ولی روبیکارو پاک کردم سیمکارتشو با یه بهونه عوض کردم اما با سیمکارت جدید بازم نصب کردم اینم بگم که من ازشون جدا میمونم تو یه شهر دیگه کار میکنم هفته ای یه بار ب زور میرم ینی زیاد وقت نگذروندم باهاش ب پدر مادرمم هیچی نفهموندم فقط دارم خفه میشم من خیلی حساسم رو این چیزا ولی نمیخام اشتباه کنم راهنماییم کنین لطفا
سلام به شما آقا آراد
نگرانی شما برای خواهرتان قابل احترام هست اما در این مسیر دقت کنید که خواهر شما وارد سن نوجوانی شذه است و خب در این سن نیازهای جنسی و عاطفی را بیش از گذشته تجربه می کند و خب نیاز است که در مورد شرایط بلوغ و احساسات و نیازهایی که ممکن است تجربه کند بهتر است مادر با او صحبت کند و اگر این امکان وجود ندارد بهتر است خود شما با او صحبت کنید در اول از او سوال کنید که می داند چه دوران رشدی جدیدی را تجربه می کند و ممکن است چه نیازها و احساساتی تجربه کند در کنار اینکه مراقبت از خودش را چه میزان می شناسد.
او نیاز است که آگاهانه تر در این مسیر پیش برود و اولویت ها و شرایط سنی خودش را بشناسد تا بتواند در این مسیر بهتر پیش برود.
سلام خدمت شما مشاور گرامی
پسر ۱۰ ساله ای دارم که اصلا تمایلی به رفتن بیرون از خانه نداره بعد از کرونا شدت پیدا کرده خیلی هم به من وابسته است
در برخورد اول با غریبه ها خجالتیه ولی کم کم روش باز میشه و مدتها میشینه با اونها صحبت میکنه . چطور اون رو ترغیب کنم تا به محیطهای اجتماعی علاقه پیدا کنه ؟
ما همیشه سعی کردیم ازش تعریف کنیم و انتقاداتمون رو به حداقل رسوندیم ولی اعتماد به نفسش اونجور که باید نیست لطفا راهنمایی کنید
آیا این رفتارها ممکنه زمینه ژنتیکی داشته باشه؟
سلام به شما مبینا جان
ببین عزیزم در این مورد نیاز است که حتما با خود فرزند شما صحبت شود و احساسات و افکاری که تجربه می کند مورد بررسی قرار گیرد این کناره گیری از اجتماع همیشه به دلیل خجالتی بودن و یا نداشتن اعتماد به نفس نیست و گاهی می تواند نشان از اضطراب داشته باشد و این موضوع بی ارتباط به حتی وابستگی که به شما تجربه می کند می تواند نباشد پس بهتر است در این مسیر بدون برچسب زدن با او صحبت کنید که بهتر است نظر یک متخصص را هم بدانیم و با او هم صحبت کنیم و باهم به روانشناس مراجعه کنید.
سلام دختر ۱۰ ساله ای دارم که همیشه می دود هر کاری می کنم این عادت رو ترک نمی کنه، با هوش بیشتر تو گوشی داستان های آموزنده ومعما ودانستنی ها رو دنبال می کنه کلاس چرتکه میره به درس هم علا قه داره همیشه در حال جویدن ناخن ها وپوست لب ش،هر وقت با اوصحبت میکنم با عصبانیت جواب میدهد لطفا راهنمایی کنید چیکار کنم دیگه ندود؟؟؟
سلام پسر۱۰ ساله ای دارم که فکر می کنم اعتما به نفس خیلی ضعیفی داره .اگه کسی یه مقدار تون صداشو براش بالا ببره یا تهدیدش کنه بلافاصله تسلیم میشه ، همیشه نگرانه که مبادا کسی باهاش دوست نباشه یا دوستاش ترکش کنن به همین دلیل بهشون باج میده مثلا براشون خوراکی می گیره و….یه مقدار نافرمانه(به عنوان مثال هیچ وقت لباس مناسب نمی پوشه مثلا توی زمستون اصرار داره با تیشرت بیرون بره و…) و زودرنج و حساسه و به دلیل همین نافرمانی متاسفانه گاهی با خشونت باهاش رفتار می کنیم و مجبور میشیم دعواش کنیم . ناگفته نمونه پدرشون یه مقدار خشونت توی رفتارشون هست و مرتب از تمام افراد ایراد می گیرند و به ااصطلاح غر می زنندحتی تسبت به افراد خانواده هم همینطور هستند.خواهش می کنم راهنمایی کنین که چطور میتونم اعتماد به نفسش رو بالا ببرم فقط ازتون خواهش می کنم که از راهکارهاتون تغییر رفتار پدرشون نباشه چون واقعا عملی نیست.
سلام به شما گیتی جان
نگرانی شما را برای فرزندتان درک میکنم اما عزیزم او مسیر استقلال و عزت نفس را در اول در خانواده کسب می کند و بعد به محیط های بزرگ تر می رود در این مسیر شما بیان می کنید او حتی وقتی می خواهد تیشرت بپوشد در زمستان شما مخالفت می کنید و با دعوا با او برخورد می کنید در صورتی که هیچ کسی بهتر از خودش نمی داند که آیا سردش هست و یا گرمش و خب اگر به لباس بیشتری نیاز داشت می تواند در ماشین و خانه این لباس را داشته باشد و عوض کند اما موضوع این است که شما می پذیرد او می تواند در مورد موضوعات اولیه ای چون غذا، لباس، تمرینات مدرسه و… خودش استقلال داشته باشد.
بهتر است شما و همسرتان سعی کنید با او در احترام برخورد کنید چون اهمیت زیادی دارد که او بتواند نیاز و احساسات خودش را به شماها بیان کند و در این مسیر اگر هم قرار است تصمیم گیری شود بر مبنای مشورت باشد و مرجع قدرت بودن. در این حالت او می تواند عزت نفس بیشتری داشته باشد و در محیط های دیگر نیز از حق خود و استقلالی که دارد دفاع کند.
سلام پسری ۱۰ ساله دارم که مدام از مسایل جنسی میپرسه وقتی خواستم اول از میزان اطلاعات خودش ببینم تا چ حد هست ، متوجه شدم که کامل همه چیز رو میدونه ، و مدام فکرشو درگیر کرده لطفا راهنماییم کنین ممنون
سلام پسر من ۱۰سالش است و همیشه تو تخیلات قرار میگیره کسی داستان تعریف میکنه ان میره جای ان وتا چند دقیقه تو حس میره
اهنگ مورد علاقه خودش را گوش میده میره تو تخیلات خودش جای شخصیتی که دوست داره
فیلم نگاه میکند بعد میره جای ان
داستان هیجانی گوش میده میره جای ان
سلام به شما سعیده جان
ببین عزیزم خیالپردازی در سنین کودکی یک امر طبیعی هست تا جای که به عملکرد درسی و اجتماعی او آسیبی وارد نکند و زمان زیادی از کودک نگیرد در این حالت جای نگرانی ندارد و کاملا طبیعی هست اما اگر فکر میکنید این خیالپردازی بیش از اندازه می باشد و یا بر عملکرد فرزند شما تاثیر گذاشته است بهتر است به صورت حضوری اجازه بدهید روانشناس با او صحبت کند.
با سلام وتشکر از توضیحات و مشاوره های ارزشمند سایت محترم کودک و نوجوان
من تنها یک دختر ۹.۵ ساله دارم که متاسفانه خیلی باهاش مشکل داریم. برای همه کارهایی که باید انجام بده از جمله انجام تکالیف مدرسه دستشویی رفتن به موقع خوابیدن و بیدار شدن به موقع لباس مناسب پوشیدن نظم وترتیب داشتن و تقریبا همه چی با ما (پدر ومادر) مخالفت میکنه و دعوا راه میندازه به شدت عصبانی میشه بعضی وقتها مارو میزنه درهارو به هم میکوبه و … دیگه واقعا خیلی برامون عذاب آور شده نه میتونیم به موقع بخوابیم و استراحت کافی داشته باشیم نه توی خونه آرامش داشته باشیم. هوشش خوبه ولی تکالیفشو انجام نمیده از مدرسه چند بار بهمون تذکر دادن بابت تکالیف دیگه واقعا کلافه شدیم نمیدونیم باید چکار کنیم هیچ حرفی گوش نمیکنه و هرروز دعوا داره باهامون سعی ما اینه که همیشه با مهربونی بهش تذکر بدیم ولی تأثیر نداره. لطفا بفرمایید این رفتارها تا این مقابله گرایانه با پدر و مادر برای بچه در این سن طبیعیه؟! و اینکه چه راهکارهایی داره واقعا دیگه مثل یک شکنجه دائم میمونه برای ما
ممنون از راهنماییتون
سلام سپاس فراوان بابت وقتی که میذارین .من یک پسر ۱۰ ساله دارم و یک دختر ۱۸ ساله. پسرم ۲ سالش بود که مادرم به رحمت خدا رفت با توجه به شرایط روحی بدی که داشتم مدت طولانی نتونستم به بچه هام خوب رسیدگی کنم. همچنین چون شاغل هستم و روزی ۸ ساعت در محل کارم هستم به اندازه کافی نمیتونم برای بچه هام وقت و انرژی کافی بگذارم و به خاطر این مساله عذاب وجدان زیادی دارم که اذیتم میکنه به خصوص وقتی می بینم پسرم اضطراب داره و حس میکنم اون روابط صمیمی رو بامن نداره . وقتی کنار هم هستیم حرف زیادی برای گفتن نداره و هرچقدر ازش سوال می پرسم و اونم جواب میده ولی بازهم رابطه مون صمیمی نمیشه .ناگفته نمونه که آموزش مجازی که باعث شده مادر نقش معلم رو هم ایفا کنه، روابط مارو بدتر از قبل کرده. البته ازنظر عاطفی مشکلی نداریم فقط ارتباط کلامی و رفتاری مطلوبی نداریم. بارها به روانشناس مراجعه کردم توصیه میشد اوقات بیشتری رو با اون بگذرونم که عملا امکان پذیر نیست. ممنون میشم راهنمایی کنیدکه آیا در این سن پسرم فرصت برای جبران کم و کاستی هایی که درحقش داشتم هست یا خیر؟ و اگر میشه جبران کرد باید چکارکنم.
سلام آیدا هستم ۳۵ سالمه یه پسر ده ساله دارم که هنوزم پیش ما میخوابه وشبا نمیتونه تنها باشه، نمیدونم چیکار کنم واقعا گیج شدم از خداب بیدار میشه و صدام میزنه منم مجبور میشم برم کنارش بخوابم، لطفاکمکم کنید ممنون میشم ازتون
سلام به شما آیدا جان
در این مورد بهتر است که یک رفتار تداوم داشته باشد یعنی اگر شما با صدا زدن فرزندتان مواجهه شدید باز او را به اتاق خواب خودتان برنگردانید هرچند ممکن مدتی دشواری را تحمل کنید اما خب برای بهبود این شرایط نیاز به تداوم و صبوری می باشد.
قبل از شروع هر برنامه جدید در خانه، مهم است که کودک شما آنچه را که می خواهد اتفاق بیفتد و چرایی آن را بفهمد در این حالت میتوانید باهم صحبت کنید و صحبت های او را نیز بشنوید این کار بهتر است در روز انجام شود و نه ناگهان در زمان خوابیدن به او بگوید که باید در اتاق خودش بخوابد .
اجازه بدهید او احساسات و حتی ترس و افکار خودش را بیان کنید اگر نیمدانید چه پاسخی بدهید سریع جواب ندهید اما میتوانید شنونده باشید.
به او بیان کنید که از این به بعد در اتاق خودش باید بخوابد و در این مسیر قبل از خواب می تواند کتاب بخواند و یا موسیقی گوش بدهد و یا شما تایمی را میتوانید در کنارش باشید که به مرور این زمان کاهش پیدا می کند.
بهترین سبک تربیتی مقتدرانه هست. در این سبک، فرزند هم توجه و محبت کافی را دریافت میکند و رابطه عاطفی قوی بین فرزند و والدین هست، هم والدین کنترل به موقعی روی رفتار فرزند دارند و میتوانند قوانین را در خانه پیاده کنند. در این شیوه فرزندپروری حد و مرزها رعایت میشود و فرزندان وارد حریم والدین نمیشوند زیرا میدانند اگر رفتار نامناسبی در خانواده داشته باشند، مشکلات و عواقبی برایشان خواهد داشت. بنابراین لازم هست شما بزرگوار، اقتدار لازم را در رفتارتان داشته باشید و این قاطعیت و جدیت کاملا در لحن کلام و زبان بدنتان مشهود باشد. مثلا وقتی تصمیم گرفتید در اتاق مستقلی بخوابید، دیگر درگیر احساسات و دلسوزی های مادرانه نشوید و از موضع خود کوتاه نیایید. طوری که پسر شما هم این تصمیم جدی، را با تمام وجودش حس کند و بفهمد با خواهش و اصرار، شما از رای خود کوتاه نمیایید. میدانم شاید اوایل سخت به نظر برسد ولی شما مادر عزیز بدانید این کار را به خاطر اینکه به صلاح هست انجام می دهید. خصوصا اینکه پسر شما در آستانه ی بلوغ و نوجوانی هست و شما با در نظر گرفتن این موضوع، برای حفظ حریم و استقلال فرزندتان قدم برمی دارید. البته دقت کنید منظور از اقتدار خشم و یا کتک زدن و داد زدن نیست بلکه ثبات داشتن است.
مهم این است که احتمال این تغییر جدید را برای فرزندتان آسانتر کنید. فرزندتان را در جذاب کردن اتاق خود درگیر کنید. خلاق باشید و فرزندتان را تشویق کنید که اتاق خود را با چیزهای لذت بخش و سرگرم کننده تزئین کند (به عنوان مثال، تصاویر، پوسترها، شبرنگ ها، شیپورها، و یا یک روتختی با رنگ مورد علاقه اش!). تمرکز توجه کودک بر روی چیزهای مثبت باعث کاهش اضطراب او در اوایل تنها خوابیدن می شود.
برای اینکه فرزندتان خواب آرامی داشته باشد لزومی ندارد که حتما شما کنارش باشید. بلکه سعی کنید نیازهای عاطفی او را در طول روز تامین کنید. و همچنین به فکر راه ها و روش هایی باشید که بتواند بدون حضور شما هم، خواب مطلوبی را تجربه کند.
در کنار این موارد روابط شما و همسرتان با او و با هم از اهمیت زیادی برخودار می باشد چون ممکن است او احسا ناامنی کند.
با رعایت موارد بالا اگر بازهم این شرایط ادامه داشت بهتر است که با خود فرزندتان روانشناس صحبت کند تا افکار و احساسات او بررسی شود و بتوانیم به او کمک کنیم در کنار یک ارتباط روانی با شما بتواند زندگی مستقل خود را طی کند.